رهائی حضرت یونس علیه السلام از شکم ماهی: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{تقویم|روز= 9 محرم|سال= -- }} | {{تقویم|روز= 9 محرم|سال= -- }} | ||
| + | [[حضرت یونس]] علیهالسلام سالها در میان قومش (در سرزمین [[نینوا]] در [[عراق]]) به دعوت و تبلیغ مشغول بود ولى هر چه کوشش کرد، ارشادهایش در دل آنها مؤثر نیفتاد. او سرانجام خشمگین شد و آن محل را ترک کرد و به سوى دریا رفت. در آنجا بر کشتى سوار شد. در میان راه، دریا متلاطم گشت، چیزى نمانده بود که همه اهل کشتى غرق شوند. | ||
| − | + | ناخداى کشتى گفت: من فکر مىکنم در میان شما بنده فرارى وجود دارد که باید به دریا افکنده شود (و یا گفت: کشتى زیاد سنگین است و باید یک نفر را به قید قرعه به دریا بیفکنیم) چند بار قرعه کشیدند و در هر بار به نام حضرت یونس درآمد! او فهمید در این کار سرّى نهفته است و تسلیم حوادث شد. | |
| − | + | هنگامى که حضرت یونس را به دریا افکندند، نهنگ عظیمى او را در کام خود فرو برد و [[خدا]] او را به صورت [[معجزه|اعجازآمیزی]] زنده نگه داشت. سرانجام او متوجه شد، ترک اولائى انجام داده، پس به درگاه خدا روى آورد و به تقصیر خود اعتراف نمود. خدا نیز دعاى او را استجابت فرمود و از آن تنگنا نجاتش داد. | |
| − | + | این ماجرا در [[قرآن|قرآن کریم]] به اجمال مطرح شده، از جمله: {{متن قرآن|«وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ»}}. ([[سوره انبیاء]]، ۸۸-۸۷) | |
| − | == منابع == | + | ==منابع== |
| − | + | *تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی، ذیل آیه ۸۷ [[سوره انبياء]]. | |
[[رده:وقایع ماه محرم]] | [[رده:وقایع ماه محرم]] | ||
| + | [[رده:قصههای قرآنی]] | ||
| + | [[رده:پیامبران]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۶
|
تقویم هجری قمری |
| روز واقعه:9 محرم |
حضرت یونس علیهالسلام سالها در میان قومش (در سرزمین نینوا در عراق) به دعوت و تبلیغ مشغول بود ولى هر چه کوشش کرد، ارشادهایش در دل آنها مؤثر نیفتاد. او سرانجام خشمگین شد و آن محل را ترک کرد و به سوى دریا رفت. در آنجا بر کشتى سوار شد. در میان راه، دریا متلاطم گشت، چیزى نمانده بود که همه اهل کشتى غرق شوند.
ناخداى کشتى گفت: من فکر مىکنم در میان شما بنده فرارى وجود دارد که باید به دریا افکنده شود (و یا گفت: کشتى زیاد سنگین است و باید یک نفر را به قید قرعه به دریا بیفکنیم) چند بار قرعه کشیدند و در هر بار به نام حضرت یونس درآمد! او فهمید در این کار سرّى نهفته است و تسلیم حوادث شد.
هنگامى که حضرت یونس را به دریا افکندند، نهنگ عظیمى او را در کام خود فرو برد و خدا او را به صورت اعجازآمیزی زنده نگه داشت. سرانجام او متوجه شد، ترک اولائى انجام داده، پس به درگاه خدا روى آورد و به تقصیر خود اعتراف نمود. خدا نیز دعاى او را استجابت فرمود و از آن تنگنا نجاتش داد.
این ماجرا در قرآن کریم به اجمال مطرح شده، از جمله: «وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ». (سوره انبیاء، ۸۸-۸۷)
منابع
- تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی، ذیل آیه ۸۷ سوره انبياء.




