نمرود: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | «نمرود | + | «نمرود بن کنعان» پادشاه جبار و ستمگری بود که بر [[بابل]] حکومت مى کرد و خود را خداى بزرگ بابل معرفى مى نمود.<ref> تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص: ۳۹۸.</ref> [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام در زمان حکمرانی نمرود - با وجود مخالفت و ممانعت او - چشم به جهان گشود. گفته شده نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى ربوبیت کرد و با حضرت ابراهیم در این خصوص مجادله نمود. |
| − | == نمرود در قرآن == | + | ==نمرود در قرآن== |
| − | در [[قرآن|قرآن کریم]] نامی از «نمرود» نیامده، فقط در آن محاجّه و مخاصمه نمرود با [[حضرت | + | در [[قرآن|قرآن کریم]] نامی از «نمرود»<ref> «نمرود» واژه ای عبری به معنی سخت و نیرومند است. (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ج ۲، ص ۲۲۷۳).</ref> نیامده، فقط در آن محاجّه و مخاصمه نمرود با [[حضرت ابراهیم]] یاد شده است. و نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى [[ربوبیت|ربوبیت]] کرد و با ابراهیم در این خصوص استدلال نمود. |
| − | از [[امام صادق]] علیه السلام | + | از [[امام صادق]] علیه السلام روایت شده: ماجرای محاجّه با نمرود بعد از انداختن ابراهیم در آتش<ref>[[سوره انبیاء]]، ۵۷-۶۹.</ref> واقع شده و محاجه و مخاصمه نمرود با ابراهیم از روى طغیان و سرکشى بوده و به اعتبار این که خداوند به او ملک و حکومت اعطاء کرده خود را [[رب|ربّ]] مردم پنداشته و ملک در این جا به معناى نعمت هاى دنیوى است که خداوند آن را در دنیا بر [[ایمان|مؤمن]] و [[کفر|کافر]] عرضه مى دارد، اما ملک به معناى تملیک امر و نهى و تدبیر امور مردم و وجوب اطاعت مردم، اعطاى آن از جانب خداوند فقط بر کسانى جایز است که اهل صلاح و سداد و رشد و هدایت باشند که مسلما چنین کسانى جز پیامبر و [[اهل بیت]] طاهرین او نخواهند بود که ایشان به همه احتیاجات مردم از ابتدا تا انتها آگاهى و علم دارند.<ref>قصص الأنبیاء، ص ۱۶۱.</ref> |
| − | در آیه | + | در آیه ۲۵۸ [[سوره بقره]] می فرماید: «{{متن قرآن|{{آیه|2|258}}}}؛ آیا ندیدى کسى را که با ابراهیم درباره پروردگارش ستیز کرد به جهت آن که خدا به او پادشاهى داده بود. هنگامى که ابراهیم گفت: پروردگار من کسى است که زنده مى کند و مى میراند. او گفت: من نیز زنده مى کنم و مى میرانم! ابراهیم گفت: همانا خدا آفتاب را از مشرق مى آورد پس تو آن را از مغرب بیاور! پس او که کافر بود مبهوت شد و خدا گروه ظالمان را هدایت نمى کند». |
| − | در | + | در این مناظره وقتى ابراهیم خداى خود را چنین معرفى کرد که او مى تواند زنده کند و بمیراند، نمرود با یک مغالطه آشکار به او گفت: من نیز چنین قدرتى دارم و دستور داد دو نفر را که در زندان بودند و محکوم به اعدام بودند آوردند یکى را بخشید و دیگرى را کشت و به ابراهیم گفت: دیدى که کسى را که محکوم به مرگ بود بخشیدم و در واقع او را زنده کردم و آن دیگرى را کشتم پس من نیز قدرت زنده کردن و میراندن را دارم. |
| − | + | ابراهیم در برابر این مغالطه روشن که مورد تأیید و تحسین درباریان قرار گرفت چیزى نگفت، چون هر چه مى گفت او را انکار مى کردند، ولى براى محکوم کردن نمرود مطلب دیگرى را مطرح کرد و آن این بود که گفت: پروردگار من خورشید را از مشرق مى آورد، اگر راست مى گویى تو آن را از مغرب بیرون آور! در اینجا بود که نمرود سرگشته و حیران شد و حرفى براى گفتن پیدا نکرد.<ref> خصال صدوق، ج ۳، ص: ۴۷۵.</ref> | |
| − | از امام صادق | + | از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ابراهیم به نمرود گفت: اگر راست مى گویى، آن کسى را که کشته اى زنده کن و پس از آن، به او گفت: خدا خورشید را از مشرق مى آورد و تو آن را از مغرب بیاور. |
| − | + | ==نمرود در روایات== | |
| − | + | *محمد بن خالد با سند خود از [[امام صادق]] علیه السلام نقل مى کند که فرمود: چهار کس پادشاهى روى زمین را بدست آوردند که دو نفرشان مؤمن و دو نفرشان کافر بودند: اما دو نفر مؤمن، [[حضرت سلیمان]] و [[ذوالقرنین]] بودند و اما دو نفر کافر، نمرود و [[بُخْتُ نُصَّر|بخت نصر]] بودند و نام ذوالقرنین عبداللَّه بن ضحاک بن سعد بود.<ref> خصال شیخ صدوق، ترجمه جعفرى، ج۱، ص۳۶۹.</ref> | |
| − | * | + | *از [[امام علی]] علیه السلام پرسیده شد: اولین کسى که دینار و درهم را سکه زد که بود؟ فرمود: نمرود بن کنعان بعد از [[حضرت نوح علیه السلام|نوح]].<ref>احتجاجات، ترجمه جلد چهارم، بحارالانوار، ج۲، ص۷۷.</ref> |
| − | * | + | *امام صادق علیه السلام فرمود: هولناکترین و دشوارترین کیفرها در [[روز قیامت]]، کیفر هفت نفر است: فرزند آدم ([[قابیل]]) است که برادرش ([[هابیل]]) را کشت؛ نمرود که با [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام در رابطه با خدا (و خداپرستى) به جدال و (کینه توزى) پرداخت؛ دو تن از [[بنى اسرائیل]] که قوم خود را [[یهود|یهودى]] و [[مسیحیت|نصرانى]] کردند؛ [[فرعون]] که (ادعاى خدایى کرد) و گفت: «منم خداى بزرگ شما»؛ و (بالاخره) دو تن از این [[امت]]، که وضع یکى از آن ها بدتر از دیگرى است و (جایگاهشان) در تابوتى که در زیر فلق (شکافى است در [[برزخ]]) دریاهایى از آتش قرار دارد.<ref> پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، ص ۵۴۱.</ref> |
| − | |||
| − | |||
==عاقبت نمرود== | ==عاقبت نمرود== | ||
| − | در | + | در تفسیر [[ابن عباس]] چنین آمده است: خداوند بر نمرود پشه اى را مسلط کرد. پشه روى لب نمرود نشست و گزید. نمرود خواست با دست پشه را دور کند که پشه به بینى نمرود رفت و از آنجا به مغزش رسید و چهل شب او را عذاب و آزار می داد تا هلاک شد.<ref>ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۳.</ref> |
| − | == پانویس == | + | ==پانویس== |
<references /> | <references /> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | *دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، | + | *دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی؛ تهران: دوستان و ناهید، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش. |
| − | * | + | *تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش. |
*بحارالأنوار، علامه مجلسى؛ تهران. | *بحارالأنوار، علامه مجلسى؛ تهران. | ||
| − | * | + | *أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش. |
| − | *قصص | + | *قصص الأنبیاء؛ فاطمه مشایخ، تهران: انتشارات فرحان، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش. |
| − | + | *ترجمه مجمع البیان، مترجمان، تهران: فراهانى، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش. | |
| − | *ترجمه مجمع | + | *خصال صدوق، ترجمه یعقوب جعفرى؛ قم، نسیم کوثر، چاپ اول، ۱۳۸۲ ش. |
| − | *خصال | + | *احتجاجات، ترجمه جلد چهارم بحارالانوار، موسى خسروى؛ تهران: اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش. |
| − | * | + | *پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، محمدعلى مجاهدى؛ قم: انتشارات سرور، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش. |
| − | *پاداش | ||
[[Category:پادشاهان در قرآن]] | [[Category:پادشاهان در قرآن]] | ||
[[Category:شخصیتهای منفی در قرآن]] | [[Category:شخصیتهای منفی در قرآن]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۵۸
«نمرود بن کنعان» پادشاه جبار و ستمگری بود که بر بابل حکومت مى کرد و خود را خداى بزرگ بابل معرفى مى نمود.[۱] حضرت ابراهیم علیه السلام در زمان حکمرانی نمرود - با وجود مخالفت و ممانعت او - چشم به جهان گشود. گفته شده نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى ربوبیت کرد و با حضرت ابراهیم در این خصوص مجادله نمود.
نمرود در قرآن
در قرآن کریم نامی از «نمرود»[۲] نیامده، فقط در آن محاجّه و مخاصمه نمرود با حضرت ابراهیم یاد شده است. و نمرود اولین کسى است که به جبر و ستم ادعاى ربوبیت کرد و با ابراهیم در این خصوص استدلال نمود.
از امام صادق علیه السلام روایت شده: ماجرای محاجّه با نمرود بعد از انداختن ابراهیم در آتش[۳] واقع شده و محاجه و مخاصمه نمرود با ابراهیم از روى طغیان و سرکشى بوده و به اعتبار این که خداوند به او ملک و حکومت اعطاء کرده خود را ربّ مردم پنداشته و ملک در این جا به معناى نعمت هاى دنیوى است که خداوند آن را در دنیا بر مؤمن و کافر عرضه مى دارد، اما ملک به معناى تملیک امر و نهى و تدبیر امور مردم و وجوب اطاعت مردم، اعطاى آن از جانب خداوند فقط بر کسانى جایز است که اهل صلاح و سداد و رشد و هدایت باشند که مسلما چنین کسانى جز پیامبر و اهل بیت طاهرین او نخواهند بود که ایشان به همه احتیاجات مردم از ابتدا تا انتها آگاهى و علم دارند.[۴]
در آیه ۲۵۸ سوره بقره می فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ؛ آیا ندیدى کسى را که با ابراهیم درباره پروردگارش ستیز کرد به جهت آن که خدا به او پادشاهى داده بود. هنگامى که ابراهیم گفت: پروردگار من کسى است که زنده مى کند و مى میراند. او گفت: من نیز زنده مى کنم و مى میرانم! ابراهیم گفت: همانا خدا آفتاب را از مشرق مى آورد پس تو آن را از مغرب بیاور! پس او که کافر بود مبهوت شد و خدا گروه ظالمان را هدایت نمى کند».
در این مناظره وقتى ابراهیم خداى خود را چنین معرفى کرد که او مى تواند زنده کند و بمیراند، نمرود با یک مغالطه آشکار به او گفت: من نیز چنین قدرتى دارم و دستور داد دو نفر را که در زندان بودند و محکوم به اعدام بودند آوردند یکى را بخشید و دیگرى را کشت و به ابراهیم گفت: دیدى که کسى را که محکوم به مرگ بود بخشیدم و در واقع او را زنده کردم و آن دیگرى را کشتم پس من نیز قدرت زنده کردن و میراندن را دارم.
ابراهیم در برابر این مغالطه روشن که مورد تأیید و تحسین درباریان قرار گرفت چیزى نگفت، چون هر چه مى گفت او را انکار مى کردند، ولى براى محکوم کردن نمرود مطلب دیگرى را مطرح کرد و آن این بود که گفت: پروردگار من خورشید را از مشرق مى آورد، اگر راست مى گویى تو آن را از مغرب بیرون آور! در اینجا بود که نمرود سرگشته و حیران شد و حرفى براى گفتن پیدا نکرد.[۵]
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ابراهیم به نمرود گفت: اگر راست مى گویى، آن کسى را که کشته اى زنده کن و پس از آن، به او گفت: خدا خورشید را از مشرق مى آورد و تو آن را از مغرب بیاور.
نمرود در روایات
- محمد بن خالد با سند خود از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که فرمود: چهار کس پادشاهى روى زمین را بدست آوردند که دو نفرشان مؤمن و دو نفرشان کافر بودند: اما دو نفر مؤمن، حضرت سلیمان و ذوالقرنین بودند و اما دو نفر کافر، نمرود و بخت نصر بودند و نام ذوالقرنین عبداللَّه بن ضحاک بن سعد بود.[۶]
- از امام علی علیه السلام پرسیده شد: اولین کسى که دینار و درهم را سکه زد که بود؟ فرمود: نمرود بن کنعان بعد از نوح.[۷]
- امام صادق علیه السلام فرمود: هولناکترین و دشوارترین کیفرها در روز قیامت، کیفر هفت نفر است: فرزند آدم (قابیل) است که برادرش (هابیل) را کشت؛ نمرود که با حضرت ابراهیم علیه السلام در رابطه با خدا (و خداپرستى) به جدال و (کینه توزى) پرداخت؛ دو تن از بنى اسرائیل که قوم خود را یهودى و نصرانى کردند؛ فرعون که (ادعاى خدایى کرد) و گفت: «منم خداى بزرگ شما»؛ و (بالاخره) دو تن از این امت، که وضع یکى از آن ها بدتر از دیگرى است و (جایگاهشان) در تابوتى که در زیر فلق (شکافى است در برزخ) دریاهایى از آتش قرار دارد.[۸]
عاقبت نمرود
در تفسیر ابن عباس چنین آمده است: خداوند بر نمرود پشه اى را مسلط کرد. پشه روى لب نمرود نشست و گزید. نمرود خواست با دست پشه را دور کند که پشه به بینى نمرود رفت و از آنجا به مغزش رسید و چهل شب او را عذاب و آزار می داد تا هلاک شد.[۹]
پانویس
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص: ۳۹۸.
- ↑ «نمرود» واژه ای عبری به معنی سخت و نیرومند است. (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ج ۲، ص ۲۲۷۳).
- ↑ سوره انبیاء، ۵۷-۶۹.
- ↑ قصص الأنبیاء، ص ۱۶۱.
- ↑ خصال صدوق، ج ۳، ص: ۴۷۵.
- ↑ خصال شیخ صدوق، ترجمه جعفرى، ج۱، ص۳۶۹.
- ↑ احتجاجات، ترجمه جلد چهارم، بحارالانوار، ج۲، ص۷۷.
- ↑ پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، ص ۵۴۱.
- ↑ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۲۳.
منابع
- دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی؛ تهران: دوستان و ناهید، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.
- تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.
- بحارالأنوار، علامه مجلسى؛ تهران.
- أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش.
- قصص الأنبیاء؛ فاطمه مشایخ، تهران: انتشارات فرحان، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش.
- ترجمه مجمع البیان، مترجمان، تهران: فراهانى، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش.
- خصال صدوق، ترجمه یعقوب جعفرى؛ قم، نسیم کوثر، چاپ اول، ۱۳۸۲ ش.
- احتجاجات، ترجمه جلد چهارم بحارالانوار، موسى خسروى؛ تهران: اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.
- پاداش نیکى ها و کیفر گناهان، محمدعلى مجاهدى؛ قم: انتشارات سرور، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش.




