طاهریان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی '{{الگو:نیازمند ویرایش فنی}} {{منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} نخستین حکومت در ...' ایجاد کرد)
 
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{الگو:نیازمند ویرایش فنی}}
 
 
{{منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
نخستین حکومت در ایران بعد از اسلام که توانست اعلام موجودیت کرده اندیشه و هویت ایرانی را دوباره مطرح کند حکومت خاندان طاهر تحت لوای خلافت عباسیان در بغداد می‌باشد. گرچه طاهریان دارای مناسبات گرم و صمیمانه با وابسته به خلافت بودند اما در خراسان استقلال نسبی بدست آوردند.  
+
'''«طاهریان»''' از نخستین حکومتهای نیمه‌مستقل در [[ایران]] بعد از [[اسلام]] است که در قرن سوم هجری توسط [[طاهر بن حسین]] (متوفای ۲۰۷ ق) تأسیس شد. طاهریان با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی [[خراسان]] و نفوذ سیاسی خود، توانستند به عنوان یکی از قدرتمندترین حکومت‌های محلی در شرق جهان اسلام مطرح شوند. گرچه طاهریان دارای مناسبات گرم و وابسته به دستگاه خلافت [[عباسیان]] در [[بغداد]] بودند، اما در خراسان استقلال نسبی بدست آوردند. استقلال نسبی طاهریان از حکومت مرکزی عباسی، الگویی برای دیگر حکومت‌های محلی در جهان اسلام شد و تأثیرات عمیقی بر [[تاریخ اسلام]] گذاشت.<ref>سلسله‌های اسلامی جدید، جلد ۱، صفحه ۳۲۵.</ref>
  
== اصل و ‌نسب طاهریان ==
+
==اصل و ‌نسب طاهریان==
  
برخی آنها را از تبار منوچهر پادشاه باستانی ایران و برخی نسب آنها را رستم پهلوان اساطیری ایران و گروهی دیگر آنها را از قبیله خزاعه عرب دانسته‌اند و لی بیشتر محققین آنها را از خاندان‌های کهن خراسان می‌دانند که بعد از سقوط ساسانیان نمایندۀ گروه دهقانان خراسان بودند. حسین،جد مؤسس این سلسله، را جزء اولین دعوت کنندگان نهضت عباسی در خراسان می‌دانند. همچنین حسین بن مصعب پدر طاهر در زمان حکومت منصور عباسی موقعیت و اعتبار زیادی داشته است.<ref> اکبری، امیر؛ تاریخ حکومت طاهریان، تهران، سمت، ص 61 تا 70 </ref>
+
برخی طاهریان را از تبار منوچهر پادشاه باستانی [[ایران]] و برخی نسب آنها را رستم پهلوان اساطیری ایران و گروهی دیگر آنها را از قبیله [[قبیله خزاعه|خزاعه]] عرب دانسته‌اند، ولی بیشتر محققین آنها را از خاندان‌های کهن [[خراسان]] می‌دانند که بعد از سقوط ساسانیان نماینده گروه دهقانان خراسان بودند.
  
== تاریخ سیاسی ==
+
حسین، جدّ [[طاهر بن حسین]] (مؤسس این سلسله) را جزء اولین دعوت کنندگان نهضت [[عباسیان]] در خراسان می‌دانند. همچنین حسین بن مصعب پدر طاهر بن حسین در زمان حکومت [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور عباسی]] موقعیت و اعتبار زیادی داشته است.<ref>اکبری، امیر؛ تاریخ حکومت طاهریان، تهران، سمت، ص ۶۱-۷۰.</ref>
  
حکومت طاهریان در سال 205 ه‌.ق توسط طاهربن حسین ملقب به ذوالیمینین تأسیس شد و تا سال 259 دوام داشت.
+
==تاریخ سیاسی طاهریان==
طاهر بن حسین در سال (181 ه‌.ق) از جانب علی بن عیسی، و الی خراسان، به حکومت پوشنگ منصوب شد.<ref> ابن اثیر، تاریخ کامل ایران، بیروت، دار صادر، ج 10،ص 95 </ref> برخورد شدید او با خوارج و حمزة بن عبدالله خارجی و نیز همراهی او با هرثمه برای نبرد با رافع بن لیث به دستور هارون الرشید باعث انتخاب طاهر به فرماندهی سپاه مأمون شد. او درسال 195 ه‌.ق برای مقابله با علی بن عیسی سردار امین انتخاب شد که در نبردی در قسطانه نزدیک ری او را شکست داد. در سال 197 ه‌.ق نیز در رأس سپاه مأمون به محاصرۀ یک ساله بغداد پرداخت؛امین را دستگیر و به قتل رساند. در سال 199 ه‌.ق برای فرونشاندن فتنۀ نصربن شبث خارجی به رقه در شام رفت و تا 204ه‌.ق در آنجا بود. بعد از بازگشت از شام به عنوان رئیس شرطه بغداد انتخاب شد. بالاخره در سال 205ه‌.ق مأمون، ولایت خراسان را به او سپرد و بعدها امارت سیستان، کرمان، قوس، طبرستان، رویان و ری نیز زیر نظر او بود.اما سال بعد نام مأمون را از خطبه‌ها انداخت و برای او دعا نکرد و حتی در سکه‌ها نیز نام او را ضرب نکرد و نوعی استقلال به هم رساند سرانجام بعد از یکسال و شش ماه حکومت در خراسان در سال 207 ه‌.ق درگذشت.<ref> اکبری،امیر؛ پیشین، ص 79-154 </ref>
 
پس از طاهر،پسرش، عبدالله، از سوی مأمون بر خراسان گماشته شد. او در سال 216 ه‌.ق خوارج خراسان را ریشه‌کن کرد و پس از برقراری آرامش نیشابور را مرکز حکومت خود قرار داد.
 
  
وی از سوی خلفای بعدی،معتصم و و اثق نیز حمایت گردید. او در خراسان بناهای زیادی ایجاد و و قف مردم کرد و به توسعۀ کشاورزی و آبیاری و حفر قنات پرداخت و کتابخانۀ عظیمی نیز در نیشابور بر پا کرد.<ref> همان، ص 209 – 199 </ref>
+
حکومت طاهریان در سال ۲۰۵ هـ.ق توسط [[طاهر بن حسین]] ملقب به «ذوالیمینین» تأسیس شد و تا سال ۲۵۹ هـ.ق دوام داشت. طاهر بن حسین در سال (۱۸۱ هـ.ق) از جانب علی بن عیسی والی [[خراسان]] به حکومت پوشنگ منصوب شد.<ref>ابن اثیر، تاریخ کامل ایران، بیروت، دار صادر، ج۱۰، ص۹۵.</ref> برخورد شدید او با [[خوارج]] و حمزة بن عبدالله خارجی و نیز همراهی او با هرثمه برای نبرد با رافع بن لیث به دستور [[هارون الرشید]]، باعث انتخاب طاهر به فرماندهی سپاه [[مأمون]] شد.
پس از درگذشت عبدالله، فرزندش طاهر، از طرف و اثق به حکومت خراسان منصوب شد.در دورۀ او خوارج و عیاران بخش‌هایی از قلمرو او را تصرف کردند.<ref> میرخواند، روضه الصفا، تهران، اساطیر، ج 6،ص 2777 </ref> در دورۀ زمامداری محمدبن طاهر (228 -259 ه‌.ق) حسن بن زید علوی در طبرستان در سال 251 ه‌.ق خروج کرد و بر اکثر بلاد دیلم و گیلان مستولی شد و از طرفی یعقوب لیث نیز بعد از ضبط سیستان بخش‌هایی از خراسان را تصرف کرد و به هرات لشکر کشید و و الی محمدبن طاهر را از آنجا بیرون کرده پوشنگ را که دارالسلطنۀ طاهریان بود تصرف کرد بدین سان قلمرو طاهریان تجزیه شده محمد توسط یعقوب لیث صفاری دستگیر و سرانجام دولت طاهریان را منقرض نمود.<ref> همان،ج 6،ص 2778 </ref>
+
 
 +
او در سال ۱۹۵ هـ.ق برای مقابله با علی بن عیسی سردار [[امین (خلیفه عباسی)|امین عباسی]] انتخاب شد که در نبردی در قسطانه نزدیک ری او را شکست داد. در سال ۱۹۷ هـ.ق نیز در رأس سپاه مأمون به محاصره یک ساله [[بغداد]] پرداخت؛ امین را دستگیر و به قتل رساند. در سال ۱۹۹ هـ.ق برای فرونشاندن فتنه نصر بن شبث خارجی به رقّه در [[شام]] رفت و تا ۲۰۴ هـ.ق در آنجا بود.
 +
 
 +
بعد از بازگشت از شام به عنوان رئیس شرطه بغداد انتخاب شد. بالاخره در سال ۲۰۵ هـ.ق [[مأمون]] ولایت خراسان را به او سپرد و بعدها امارت سیستان، کرمان، قوس، طبرستان، رویان و ری نیز زیر نظر او بود. اما سال بعد، نام مأمون را از خطبه‌ها انداخت و برای او [[دعا]] نکرد و حتی در سکه‌ها نیز نام او را ضرب نکرد و نوعی استقلال به هم رساند؛ سرانجام بعد از یکسال و شش ماه حکومت در خراسان در سال ۲۰۷ هـ.ق درگذشت.<ref>اکبری، امیر؛ پیشین، ص۷۹-۱۵۴.</ref>
 +
 
 +
پس از طاهر اول، فرزندش طلحه در سال ۲۰۷ هـ.ق به حکومت رسید. او نیز مانند پدرش، تلاش کرد تا نظم و امنیت را در خراسان حفظ کند.
 +
 
 +
پس از طلحه پسر دیگر طاهر، «عبدالله» از سوی مأمون در سال ۲۱۳ هـ.ق بر خراسان گماشته شد. عبدالله بن طاهر به عنوان یکی از توانمندترین حاکمان طاهری شناخته می‌شد و دوران حکومت او به عنوان اوج قدرت این سلسله در نظر گرفته می‌شود.<ref>سلسله‌های اسلامی جدید، ج۱ ص۳۲۵.</ref> او در سال ۲۱۶ هـ.ق [[خوارج]] خراسان را ریشه‌کن کرد و پس از برقراری آرامش، نیشابور را مرکز حکومت خود قرار داد. وی از سوی خلفای بعدی، [[معتصم]] و [[واثق عباسی|واثق]] نیز حمایت گردید. او در خراسان بناهای زیادی ایجاد و [[وقف]] مردم کرد و به توسعه کشاورزی و آبیاری و حفر قنات پرداخت و کتابخانه عظیمی نیز در نیشابور برپا کرد.<ref>اکبری، امیر؛ پیشین، ص۲۰۹–۱۹۹.</ref>
 +
 
 +
پس از درگذشت عبدالله، فرزندش طاهر دوم از طرف واثق به حکومت خراسان منصوب شد. در دوره او خوارج و عیاران بخش‌هایی از قلمرو او را تصرف کردند.<ref>میرخواند، روضة الصفا، تهران، اساطیر، ج۶، ص۲۷۷۷.</ref> در دوره زمامداری محمد بن طاهر (۲۲۸-۲۵۹ هـ.ق) -که قدرت طاهریان به تدریج کاهش یافت-، [[داعی کبیر|حسن بن زید علوی]]" (داعی کبیر) در طبرستان در سال ۲۵۱ هـ.ق خروج کرد و بر اکثر بلاد دیلم و گیلان مستولی شد و دولت "[[علویان طبرستان]]" را در سال ۲۵۰ ق. تأسیس کرد.
 +
 
 +
از طرفی، یعقوب لیث صفاری نیز بعد از ضبط سیستان، بخش‌هایی از خراسان را تصرف کرد و به هرات لشکر کشید و والی محمد بن طاهر را از آنجا بیرون کرده و پوشنگ را که دارالسلطنه طاهریان بود تصرف کرد. بدین سان، درگیری‌های متعدد بین صفاریان و دیگر گروه‌های نظامی بر سر کنترل خراسان، باعث تضعیف بیشتر موقعیت طاهریان شد و در نهایت، قلمرو طاهریان تجزیه گردید؛ محمد بن طاهر توسط یعقوب لیث دستگیر و سرانجام دولت طاهریان در سال ۲۵۹ هـ.ق منقرض شد.<ref>همان، ج۶، ص۲۷۷۸؛ سلسله‌های اسلامی جدید، ج۱ ص۳۲۵.</ref>
 
   
 
   
== اوضاع اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی دورۀ طاهریان ==
+
==اوضاع اجتماعی و فرهنگی دوره طاهریان==
 +
طاهریان با تسلط بر [[خراسان]]، توانستند به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مطرح شوند و در تحولات سیاسی و فرهنگی جهان اسلام تأثیرگذار باشند. این حکومت، اگرچه کوتاه‌مدت بود، با حمایت از علم و [[فرهنگ]]، زمینه‌ساز رشد و شکوفایی علمی در منطقه خراسان شد. طاهریان زبان عربی را پذیرفتند. نثر و نظم در این دوره عربی است.<ref>جعفریان، رسول؛ پیشین، ص۲۹.</ref> [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] و تشکیلات اداری طاهریان اقتباسی از [[خلافت عباسی]] بود که نمونه‌ای از دیوانسالاری عهد ساسانی بود.<ref>امیر اکبری، پیشین، ص۲۶۹-۲۸۷.</ref>
 +
 
 +
خراسان در این دوره، مورد توجه [[علویان]] و محل حضور آنها بود، که ورود [[امام رضا]] علیه السلام به این حضور افزود. طاهریان پیرو مذاهب [[اهل سنت]] بوده و از [[حکومت بنی عباس|خلافت عباسی]] حمایت و قیام های علوی را سرکوب می‌کردند.<ref>اکبری، امیر؛ پیشین، ص۱۳۲؛ رسول جعفریان، تاریخ ایران اسلامی، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ص۳۰-۳۱.</ref>
  
خراسان در این دوره مورد توجه علویان و محل حضور آنها بود که و رود امام رضا (ع) به این حضور افزود. طاهریان پیرو مذاهب اهل سنت بوده از خلافت عباسی حمایت و قیامهای علوی را سرکوب می‌کردند. <ref> اکبری، امیر؛ پیشین، ص 132، و رسول جعفریان،تاریخ ایران اسلامی، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ص 30-31 </ref>
 
آنان زبان عربی را پذیرفتند.نثر و نظم در این دوره عربی است.<ref> جعفریان، رسول؛ پیشین، ص 29 </ref>
 
تشکیلات اداری طاهریان اقتباسی از خلافت عباسی بود که نمونه‌ای از دیوانسالاری عهد ساسانی بود.<ref> امیر اکبری، پیشین، ص 269 -287. </ref>
 
 
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
+
==منابع==
== منابع ==
+
*[http://www.pajoohe.ir "طاهریان"، علی ابراهیمی، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۱۲ آذر ۱۳۹۲.
 
+
*[https://tarikh.inoor.ir/fa/event/page/2L74I/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86 "دوره حکومت طاهریان در خراسان"، پایگاه جامع تاریخ].
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=10678 طاهریان، علی ابراهیمی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی: 12 آذر 1392.
 
 
[[رده:سلسله های حکومتی]]
 
[[رده:سلسله های حکومتی]]
 
[[رده:سلسله طاهریان]]
 
[[رده:سلسله طاهریان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۱۹

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«طاهریان» از نخستین حکومتهای نیمه‌مستقل در ایران بعد از اسلام است که در قرن سوم هجری توسط طاهر بن حسین (متوفای ۲۰۷ ق) تأسیس شد. طاهریان با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی خراسان و نفوذ سیاسی خود، توانستند به عنوان یکی از قدرتمندترین حکومت‌های محلی در شرق جهان اسلام مطرح شوند. گرچه طاهریان دارای مناسبات گرم و وابسته به دستگاه خلافت عباسیان در بغداد بودند، اما در خراسان استقلال نسبی بدست آوردند. استقلال نسبی طاهریان از حکومت مرکزی عباسی، الگویی برای دیگر حکومت‌های محلی در جهان اسلام شد و تأثیرات عمیقی بر تاریخ اسلام گذاشت.[۱]

اصل و ‌نسب طاهریان

برخی طاهریان را از تبار منوچهر پادشاه باستانی ایران و برخی نسب آنها را رستم پهلوان اساطیری ایران و گروهی دیگر آنها را از قبیله خزاعه عرب دانسته‌اند، ولی بیشتر محققین آنها را از خاندان‌های کهن خراسان می‌دانند که بعد از سقوط ساسانیان نماینده گروه دهقانان خراسان بودند.

حسین، جدّ طاهر بن حسین (مؤسس این سلسله) را جزء اولین دعوت کنندگان نهضت عباسیان در خراسان می‌دانند. همچنین حسین بن مصعب پدر طاهر بن حسین در زمان حکومت منصور عباسی موقعیت و اعتبار زیادی داشته است.[۲]

تاریخ سیاسی طاهریان

حکومت طاهریان در سال ۲۰۵ هـ.ق توسط طاهر بن حسین ملقب به «ذوالیمینین» تأسیس شد و تا سال ۲۵۹ هـ.ق دوام داشت. طاهر بن حسین در سال (۱۸۱ هـ.ق) از جانب علی بن عیسی والی خراسان به حکومت پوشنگ منصوب شد.[۳] برخورد شدید او با خوارج و حمزة بن عبدالله خارجی و نیز همراهی او با هرثمه برای نبرد با رافع بن لیث به دستور هارون الرشید، باعث انتخاب طاهر به فرماندهی سپاه مأمون شد.

او در سال ۱۹۵ هـ.ق برای مقابله با علی بن عیسی سردار امین عباسی انتخاب شد که در نبردی در قسطانه نزدیک ری او را شکست داد. در سال ۱۹۷ هـ.ق نیز در رأس سپاه مأمون به محاصره یک ساله بغداد پرداخت؛ امین را دستگیر و به قتل رساند. در سال ۱۹۹ هـ.ق برای فرونشاندن فتنه نصر بن شبث خارجی به رقّه در شام رفت و تا ۲۰۴ هـ.ق در آنجا بود.

بعد از بازگشت از شام به عنوان رئیس شرطه بغداد انتخاب شد. بالاخره در سال ۲۰۵ هـ.ق مأمون ولایت خراسان را به او سپرد و بعدها امارت سیستان، کرمان، قوس، طبرستان، رویان و ری نیز زیر نظر او بود. اما سال بعد، نام مأمون را از خطبه‌ها انداخت و برای او دعا نکرد و حتی در سکه‌ها نیز نام او را ضرب نکرد و نوعی استقلال به هم رساند؛ سرانجام بعد از یکسال و شش ماه حکومت در خراسان در سال ۲۰۷ هـ.ق درگذشت.[۴]

پس از طاهر اول، فرزندش طلحه در سال ۲۰۷ هـ.ق به حکومت رسید. او نیز مانند پدرش، تلاش کرد تا نظم و امنیت را در خراسان حفظ کند.

پس از طلحه پسر دیگر طاهر، «عبدالله» از سوی مأمون در سال ۲۱۳ هـ.ق بر خراسان گماشته شد. عبدالله بن طاهر به عنوان یکی از توانمندترین حاکمان طاهری شناخته می‌شد و دوران حکومت او به عنوان اوج قدرت این سلسله در نظر گرفته می‌شود.[۵] او در سال ۲۱۶ هـ.ق خوارج خراسان را ریشه‌کن کرد و پس از برقراری آرامش، نیشابور را مرکز حکومت خود قرار داد. وی از سوی خلفای بعدی، معتصم و واثق نیز حمایت گردید. او در خراسان بناهای زیادی ایجاد و وقف مردم کرد و به توسعه کشاورزی و آبیاری و حفر قنات پرداخت و کتابخانه عظیمی نیز در نیشابور برپا کرد.[۶]

پس از درگذشت عبدالله، فرزندش طاهر دوم از طرف واثق به حکومت خراسان منصوب شد. در دوره او خوارج و عیاران بخش‌هایی از قلمرو او را تصرف کردند.[۷] در دوره زمامداری محمد بن طاهر (۲۲۸-۲۵۹ هـ.ق) -که قدرت طاهریان به تدریج کاهش یافت-، حسن بن زید علوی" (داعی کبیر) در طبرستان در سال ۲۵۱ هـ.ق خروج کرد و بر اکثر بلاد دیلم و گیلان مستولی شد و دولت "علویان طبرستان" را در سال ۲۵۰ ق. تأسیس کرد.

از طرفی، یعقوب لیث صفاری نیز بعد از ضبط سیستان، بخش‌هایی از خراسان را تصرف کرد و به هرات لشکر کشید و والی محمد بن طاهر را از آنجا بیرون کرده و پوشنگ را که دارالسلطنه طاهریان بود تصرف کرد. بدین سان، درگیری‌های متعدد بین صفاریان و دیگر گروه‌های نظامی بر سر کنترل خراسان، باعث تضعیف بیشتر موقعیت طاهریان شد و در نهایت، قلمرو طاهریان تجزیه گردید؛ محمد بن طاهر توسط یعقوب لیث دستگیر و سرانجام دولت طاهریان در سال ۲۵۹ هـ.ق منقرض شد.[۸]

اوضاع اجتماعی و فرهنگی دوره طاهریان

طاهریان با تسلط بر خراسان، توانستند به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مطرح شوند و در تحولات سیاسی و فرهنگی جهان اسلام تأثیرگذار باشند. این حکومت، اگرچه کوتاه‌مدت بود، با حمایت از علم و فرهنگ، زمینه‌ساز رشد و شکوفایی علمی در منطقه خراسان شد. طاهریان زبان عربی را پذیرفتند. نثر و نظم در این دوره عربی است.[۹] دیوان و تشکیلات اداری طاهریان اقتباسی از خلافت عباسی بود که نمونه‌ای از دیوانسالاری عهد ساسانی بود.[۱۰]

خراسان در این دوره، مورد توجه علویان و محل حضور آنها بود، که ورود امام رضا علیه السلام به این حضور افزود. طاهریان پیرو مذاهب اهل سنت بوده و از خلافت عباسی حمایت و قیام های علوی را سرکوب می‌کردند.[۱۱]

پانویس

  1. سلسله‌های اسلامی جدید، جلد ۱، صفحه ۳۲۵.
  2. اکبری، امیر؛ تاریخ حکومت طاهریان، تهران، سمت، ص ۶۱-۷۰.
  3. ابن اثیر، تاریخ کامل ایران، بیروت، دار صادر، ج۱۰، ص۹۵.
  4. اکبری، امیر؛ پیشین، ص۷۹-۱۵۴.
  5. سلسله‌های اسلامی جدید، ج۱ ص۳۲۵.
  6. اکبری، امیر؛ پیشین، ص۲۰۹–۱۹۹.
  7. میرخواند، روضة الصفا، تهران، اساطیر، ج۶، ص۲۷۷۷.
  8. همان، ج۶، ص۲۷۷۸؛ سلسله‌های اسلامی جدید، ج۱ ص۳۲۵.
  9. جعفریان، رسول؛ پیشین، ص۲۹.
  10. امیر اکبری، پیشین، ص۲۶۹-۲۸۷.
  11. اکبری، امیر؛ پیشین، ص۱۳۲؛ رسول جعفریان، تاریخ ایران اسلامی، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ص۳۰-۳۱.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه