بذله گویی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(←‏جنبه‌های منفی مزاح)
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
−
بذله گویی و مزاح یکی از موارد حسن رفتار است ولی باید توجه داشت که از جمله آفات زبان که مانند دیگر آفات آن آثار سوء و عواقب خطرناکی را به دنبال دارد مزاح و شوخی است. به همین جهت در آداب دینی برای مزاح و شوخ طبعی حدّ و مرزی مشخص شده است که اگر از آن حد تجاوز کنند آثار نامطلوبی به بار خواهد آورد.
+
{{خوب}}
 +
«بذله‌گویی» به معنای شوخ‌طبعی، یکی از موارد [[حسن خلق|حسن خُلق]] است، ولی باید توجه داشت که از جمله آفات زبان که آثار سوئی را به دنبال دارد، زیاد مزاح و شوخی‌کردن است. در روایات، مزاح اندک که از حق تجاوز نشود و مشتمل بر سخن باطل یا اذیت و اهانتی نباشد و باعث شکفتگی خاطری گردد، پسندیده است، اما زیاده‌روى در شوخى که موجب شکستن [[احترام]] و شخصیت افراد شود، نکوهش شده است.
  
−
بنابراین، انسان باید مالک زبان خود باشد و هنگام مزاح و شوخی بعد مثبت و منفی آن را در نظر بگیرد و حتی الامکان از بذله گویی بپرهیزد که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. زیرا اگر کسی زندگی خود را با شوخی و بذله گویی سپری کند و در مزاح کردن به حد افراط کشیده شود به تدریج در اثر عادت به مزاح در برخورد با مسائل جدّی نیز جدی نخواهد بود و کسی که در زندگی و در برابر وظایف خود احساس مسئولیت نکند نمی‌تواند به حال خود و اجتماع مفید باشد.
+
==مزاح در سیره معصومین==
  
−
بدیهی است کسی که روح شوخی و مزاح بر او غلبه کند حسّ واقع بینی را از دست می‌دهد و آن گونه که باید حقایق را درک نمی‌کند و دیگران نیز مطالب او را جدّی تلقّی نمی‌کنند.  
+
آنچه از مجموع روایات [[پیامبر اکرم]] صلى الله علیه و آله و [[ائمه اطهار|ائمه معصومین]] علیهم السلام استفاده می‌شود این است که مزاح و شوخی تا حدی مطلوب است، زیرا پیشوایان دینی ما به طور مطلق از مزاح نهی نکرده‌اند، بلکه شوخ طبعی را به طور نسبی و در شرایط خاص ستوده‌اند و حتی خود آن بزرگواران گاهی مزاح می‌کردند، چنانکه [[رسول خدا]] صلّی اللّه علیه و آله فرمود: {{متن حدیث|«إنّی لأمزح و لاأقول إلا حقّا»}}؛<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۱۶.</ref> من مزاح می‌کنم ولی سخنی جز حق نمی‌گویم».
  
−
آنچه از مجموعه روایات ائمه معصومین علیهم السلام استفاده می‌شود این است که مزاح و شوخی تا حدی مطلوب است زیرا پیشوایان دینی ما به طور مطلق از مزاح نهی نکرده‌اند بلکه شوخ طبعی را به طور نسبی و در شرایط خاص ستوده‌اند و حتی خود آن بزرگواران گاهی مزاح می‌کردند، چنانکه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود:
+
و [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«کان رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: لیسرّ الرّجل من أصحابه اذا رآه مغموما بالمداعبه»}}؛<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۸ ص۴۰۷.</ref> رسول خدا صلی اللّه علیه و آله هرگاه یکی از [[صحابی|اصحاب]] خود را اندوهگین می‌دید او را با شوخی و مزاح خوشحال می‌کرد. و نیز کسی از [[ابن عباس]] پرسید: «أکان النّبی صلّی اللّه علیه و آله یمزح؟ فقال کان النّبی صلّی اللّه علیه و آله یمزح؛<ref>همان، ص۴۱۳.</ref> آیا رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله مزاح می‌کرد؟ گفت: آری».
  
−
«إنّی لأمزح و لاأقول إلا حقّا؛<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج16، ص116.</ref> من مزاح می‌کنم ولی سخنی جز حق نمی‌گویم».
+
از دلیل‌هاى این مطلب این است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در مواردى شوخى‌هاى لطیفى انجام مى‌داده است. از جمله: پیامبر به پیرزنى فرمود: {{متن حدیث|«لاتدخل الجنة عجوز»}}؛ پیرزنان به [[بهشت]] وارد نمى‌شوند. آن پیرزن با شنیدن این جمله به گریه افتاد. پیامبر فرمود: {{متن حدیث|«انّکِ لَستِ یومئذ بعجوز»}}؛ تو در آن روز پیرزن نخواهى بود.
  
−
از دليل‌هاى اين مطلب اين است که پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در مواردى شوخى‌هاى لطيفى انجام مى‌داده است. از جمله:
+
و در روایت است که روزى پیامبر صلی الله علیه و آله با [[حضرت على]] علیه السلام مشغول خوردن خرما بود، حضرت خرما مى‌خورد و هسته اش را جلوى على علیه السلام مى‌گذاشت؛ وقتى دست کشیدند، تمام هسته‌ها جلوى حضرت على علیه السلام جمع شده بود. حضرت فرمود: یا على، تو چقدر خوردى! حضرت على فرمود: یا رسول الله! پرخور کسى است که خرما را با هسته اش مى‌خورد!
  
−
* پيامبر به پيرزنى فرمود: "لاتدخل الجنة عجوز"؛ پيرزنان به بهشت وارد نمى‌شوند.
+
شخصی به نام معمّر بن خلاد می‌گوید: {{متن حدیث|«سألت ابا الحسن علیه السلام فقلت: جعلت فداک الرّجل یکون مع القوم فیجری بینهم کلام یمزحون و یضحکون فقال: لا بأس ما لم یکن، فظننت أنّه عنی الفحش، ثمّ قال: إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله کان یأتیه الأعرابیّ فیأتی إلیه الهدیّه ثمّ یقول مکانه: أعطنا ثمن هدیّتنا فیضحک رسول اللّه و کان إذا اغتمّ یقول: ما فعل الاعرابی لیته اتانا»}}.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۳.</ref> از امام رضا علیه السلام پرسیدم: قربانت شوم، اگر کسی در میان جمعیتی باشد که هنگام سخن گفتن با یکدیگر شوخی می‌کنند و می‌خندند وظیفه او چیست؟ فرمود: باکی نیست تا زمانی که نباشد - و من گمان دارم که مقصود حضرت فحش بود، یعنی در صورتی که شوخی توأم با فحش و ناسزاگویی نباشد اشکالی ندارد. - سپس فرمود: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله این گونه بود که مرد اعرابی خدمت آن حضرت می‌رسید و برای ایشان هدیه‌ای می‌آورد و همانجا می‌گفت بهای هدیه‌ام را بپردازید و رسول خدا می‌خندید. و هرگاه اندوهگین می‌شد می‌فرمود: آن مرد چادرنشین چه شد؟ ای کاش نزد ما می‌آمد.
  
−
آن پيرزن با شنيدن اين جمله به گريه افتاد. پيامبر فرمود: "انک لست يومئذ بعجوز"؛ تو در آن روز پيرزن نخواهى بود.
+
[[امام باقر علیه السلام|امام باقر]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ المداعب فی الجماعه بلا رفث»}}؛<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۳.</ref> خداوند انسان شوخ طبع را دوست دارد به شرط آنکه از گناه و ناسزاگویی بپرهیزد.
  
−
و در روايت است که روزى پيامبر صلی الله علیه و آله با حضرت على عليه السلام مشغول خوردن خرما بود، حضرت خرما مى‌خورد و هسته اش را جلوى على عليه السلام مى‌گذاشت وقتى دست کشيدند تمام هسته‌ها جلوى حضرت على عليه السلام جمع شده بود.
+
[[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«ما من مؤمن إلا و فیه دعابه، قلت و ما الدّعابه؟ قال المزاح»}}؛<ref>الکافی، همان.</ref> هیچ مؤمنی نیست جز این که در او دعابه هست. عرض کردم: دعابه چیست؟ فرمود: مزاح.
  
−
حضرت فرمود: يا على! تو چقدر خوردى! حضرت على عرض کردند: يا رسول الله! پرخور کسى است که خرما را با هسته اش مى‌خورد.
+
امام صادق علیه السلام به شخصی فرمود: «آیا با یکدیگر مزاح می‌کنید؟ آن مرد گفت: کم مزاح می‌کنیم. امام فرمود: این طور نباشید، زیرا شوخی نشانه خوش خلقی است و به وسیله شوخی برادر دینی خود را خوشحال می‌کنی. سپس فرمود: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای این که کسی را خوشحال کند با او مزاح می‌کرد».<ref>همان.</ref>
−
 
 
−
از اين اصل شوخى که موجب انبساط روح شود ستايش و زياده روى آن که موجب شکستن احترام و شخصيت افراد و يا گناهان شود، در روايات نکوهش شده است.
 
−
 
 
−
شخصی به نام معمّر بن خلاد می‌گوید: «سألت ابا الحسن علیه السلام فقلت: جعلت فداک الرّجل یکون مع القوم فیجری بینهم کلام یمزحون و یضحکون فقال: لا بأس ما لم یکن، فظننت أنّه عنی الفحش، ثمّ قال: إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله کان یأتیه الأعرابیّ فیأتی إلیه الهدیّه ثمّ یقول مکانه: أعطنا ثمن هدیّتنا فیضحک رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و کان إذا اغتمّ یقول: ما فعل الاعرابی لیته اتانا».<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج2، ص663.</ref>
 
−
 
 
−
از امام هشتم علی بن موسی الرضا علیهما السلام پرسیدم: قربانت شوم، اگر کسی در میان جمعیتی باشد که هنگام سخن گفتن با یکدیگر شوخی می‌کنند و می‌خندند وظیفه او چیست؟ فرمود: باکی نیست تا زمانی که نباشد و من گمان دارم که مقصود حضرت فحش بود. یعنی در صورتی که مزاح و شوخی توأم با فحش و ناسزاگویی نباشد اشکالی ندارد. سپس فرمود: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله این گونه بود که مرد اعرابی خدمت آن حضرت می‌رسید و برای ایشان هدیه‌ای می‌آورد و همانجا می‌گفت بهای هدیه‌ام را بپردازید و [[رسول خدا]] صلّی اللّه علیه و آله می‌خندید. و هرگاه اندوهگین می‌شد می‌فرمود: آن مرد چادرنشین چه شد؟ ای کاش نزد ما می‌آمد.
 
−
 
 
−
شخص دیگری می‌گوید که امام صادق علیه السلام فرمود: «ما من مؤمن إلا و فیه دعابه، قلت و ما الدّعابه؟ قال المزاح؛<ref>الکافی، همان.</ref> هیچ مؤمنی نیست جز این که در او دعابه هست. عرض کردم: دعابه چیست؟ فرمود: مزاح».
 
−
 
 
−
امام باقر علیه السلام فرمود: «إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ المداعب فی الجماعه بلا رفث؛<ref>همان.</ref> خداوند انسان شوخ طبع را دوست دارد به شرط آنکه از گناه و ناسزاگویی بپرهیزد».
 
−
 
 
−
==روش پیامبر و ائمّه معصومین علیهم السلام==
 
−
 
 
−
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام نیز مزاح می‌کردند (نمونه‌اش از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله گذشت) و مردم را نیز به آن ترغیب می‌نمودند، چنانکه امام صادق علیه السلام به شخصی فرمود: «آیا با یکدیگر مزاح می‌کنید؟ آن مرد گفت: کم مزاح می‌کنیم. (امام علیه السلام) فرمود: این طور نباشید زیرا شوخی نشانه خوش خلقی است و به وسیله شوخی برادر دینی خود را خوشحال می‌کنی. سپس فرمود: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای این که کسی را خوشحال کند با او مزاح می‌کرد».<ref>همان.</ref>  
 
−
 
 
−
و حضرت علی علیه السلام فرمود: «کان رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: لیسرّ الرّجل من أصحابه اذا راه مغموما بالمداعبه؛<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج8 ص407.</ref> رسول خدا صلی اللّه علیه و آله هرگاه یکی از اصحاب خود را اندوهگین می‌دید او را با شوخی و مزاح خوشحال می‌کرد».
 
−
 
 
−
و در حدیث دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است: کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: «یداعب ولایقول إلا حقّا؛<ref>همان، ص408.</ref> پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله مزاح می‌کرد ولی جز حق سخنی نمی‌گفت».
 
−
 
 
−
و نیز کسی از ابن عباس پرسید: «أکان النّبی صلّی اللّه علیه و آله یمزح؟ فقال کان النّبی صلّی اللّه علیه و آله یمزح؛<ref>همان، ص413.</ref> آیا رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله مزاح می‌کرد؟ گفت:آری».
 
−
 
 
−
پس پیشوایان دینی ما نیز مزاح می‌کردند ولی تا حدی که به افراط نرسد. این‌ها احادیثی بود که تا حدّی نسبت به مزاح و شوخی نظر مثبت داشت.
 
  
 
==جنبه‌های منفی مزاح==
 
==جنبه‌های منفی مزاح==
  
−
از ديدگاه عالمان اخلاق شوخى اندک که موجب انبساط و رضايت خاطر باشد و آزار ديگران دروغ و استهزاء و باطل را به دنبال نداشته باشد، ناپسند نيست. از اين رو مزاح ناپسند افراط و مداومت بر آن است که بعضى از گناهان ديگر نيز دنبال دارد.
+
انسان باید مالک زبان خود باشد و هنگام مزاح و شوخی ابعاد مثبت و منفی آن را در نظر بگیرد و بداند که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. زیرا اگر کسی زندگی خود را با شوخی و بذله گویی سپری کند و در مزاح کردن به حد افراط کشیده شود، به تدریج در اثر عادت به مزاح در برخورد با مسائل جدّی نیز جدی نخواهد بود و کسی که در زندگی و در برابر وظایف خود احساس مسئولیت نکند، نمی‌تواند به حال خود و اجتماع مفید باشد. بدیهی است کسی که روح شوخی و مزاح بر او غلبه کند، حسّ واقع بینی را از دست می‌دهد و آن گونه که باید حقایق را درک نمی‌کند و دیگران نیز مطالب او را جدّی تلقّی نمی‌کنند.
  
−
از روایاتی که گذشت تا حدّی جنبه مثبت مزاح روشن شد، حال به احادیثی می‌پردازیم که جنبه منفی مزاح را بیان می‌کند.  
+
از دیدگاه عالمان [[اخلاق]]، مزاح ناپسند، افراط و مداومت بر آن است که بعضى از [[گناهان]] دیگر مانند [[دروغ]]، [[استهزاء]] و آزار دیگران و ریختن [[آبرو|آبروی]] آنان را بدنبال دارد.
  
−
'''مزاح شخصیت انسان را از بین می‌برد:'''
+
در ادامه برخی از جنبه های منفی مزاح بیان می‌شود:  
  
−
* رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «یا علی لاتمزح فیذهب بهاؤک؛<ref>شیخ حر عاملی، رسائل الشیعه، ج12، ص113.</ref> ای علی از مزاح بپرهیز که شخصیت تو را از بین می‌برد».
+
'''تهدید آبرو و شخصیت انسان:'''
  
−
* حمران بن اعین می‌گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و از حضرت تقاضا کردم مرا توصیه و سفارش کند. آن بزرگوار پس از سفارش به تقوا فرمود: «و ایّاک والمزاح فانّه یذهب هیبه الرّجل و ماء وجهه...؛<ref>وسائل الشیعه، همان.</ref> از شوخی بپرهیز زیرا بزرگی و عظمت شخص را از بین می‌برد و موجب ریختن آبروی او می‌گردد».
+
*[[رسول خدا]] صلی اللّه علیه و آله به [[امیرمؤمنان]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«یا علی لاتمزح فیذهب بهاؤک»}}؛<ref>شیخ حر عاملی، رسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱۳.</ref> ای علی از مزاح بپرهیز که شخصیت تو را از بین می‌برد.
  
−
* در حدیث دیگری نیز از آن امام می‌خوانیم که به شخصی فرمود: «أوصیک بتقوی اللّه و إیّاک والمزاح فإنّه یذهب بالبهاء؛<ref>همان.</ref> تو را به تقوا سفارش می‌کنم و توصیه می‌کنم که از مزاح بپرهیز زیرا ابّهت و سنگینی تو را از بین می‌برد».
+
*[[حمران بن اعین شیبانی|حمران بن اعین]] می‌گوید: خدمت [[امام صادق]] علیه السلام شرفیاب شدم و از حضرت تقاضا کردم مرا توصیه و سفارش کند. آن بزرگوار پس از سفارش به [[تقوا]] فرمود: {{متن حدیث|«و ایّاک والمزاح فانّه یذهب هیبة الرّجل و ماء وجهه...»}}؛<ref>وسائل الشیعه، همان.</ref> از شوخی بپرهیز زیرا بزرگی و عظمت شخص را از بین می‌برد و موجب ریختن آبروی او می‌گردد.
  
−
* پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله فرمود: «کثره المزاح تذهب بماء الوجه؛<ref>الکافی، همان، ص665.</ref> مزاح بیش از حد آبروی شخص را می‌برد».
+
*پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله فرمود: {{متن حدیث|«کثرة المزاح تذهب بماء الوجه»}}؛<ref>الکافی، همان، ص۶۶۵.</ref> مزاح بیش از حد آبروی شخص را می‌برد.
−
 
 
−
و امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود: «إیّاکم والمزاح فإنّه یذهب بماء الوجه؛<ref>همان، ص664.</ref> از شوخی بپرهیزید چرا که آبروی انسان را می‌برد».
 
  
 
'''مزاح و جری شدن مردم:'''
 
'''مزاح و جری شدن مردم:'''
  
−
اثر سوء دیگر مزاح این است که مردم به انسان جری شده و برای او ارزش و احترامی قائل نمی‌شوند. از این رو امام صادق علیه السلام فرمود: «لاتمازح فیجترأ علیک؛<ref>الکافی، همان، ص665.</ref> شوخی مکن که روی مردم به تو باز می‌شود».
+
*اثر سوء دیگر مزاح این است که مردم به انسان جری شده و برای او [[احترام به دیگران|احترام]] و ارزشی قائل نمی‌شوند. از این رو امام صادق علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«لا تُمازح فیجترأ علیک»}}؛<ref>همان.</ref> شوخی مکن که روی مردم به تو باز می‌شود و بر تو جرأت پیدا می کنند.
−
 
 
−
البته روایات یاد شده در نکوهش مزاح، منظور مزاح و شوخی است که نابجا باشد و به تمسخر دیگران منجر شود و آبرو و حیثیت دیگران ریخته شود و... وگرنه مزاح و شوخی معقول اشکالی ندارد.
 
−
 
 
−
گفته‌اند که: «هر چیزی تخمی دارد و تخم عداوت و دشمنی شوخی است» و از مفاسد شوخی آن است که دهان را به هرزه خندی می‌گشاید و آدمی را به خنده می‌آورد و خنده، دل را تاریک و آبرو و وقار را تمام می‌کند. و به این جهت خدای تعالی نهی از آن فرموده که: «فَلیَضحکوا قلیلا وَلیَبکوا کَثیرا؛ بسیار کم بخندید و بسیار گریه کنید».<ref>[[سوره توبه]](سوره‌ی 9)، آیه‌ی 82.</ref>
 
−
 
 
−
و حضرت رسول صلی الله علیه و آله  فرمود که: «هرگاه بدانید آنچه من می‌دانم، هر آینه کم خواهید خندید».<ref>احیاء العلوم، ج3، ص111، محجه البیضاء، ج5، ص232.</ref> و شکی نیست که خنده‌ی بسیار، علامت غفلت از آخرت و مرگ است.
 
−
 
 
−
و مخفی نماند که خنده‌ مذموم، قهقهه است که با صدا باشد اما تبسم که کسی صدایی از او نشنود مذموم نیست بلکه ممدوح است. و تبسّم نمودن پیغمبر صلی الله علیه و آله معروف و مشهور است و همچنین شوخی و مزاح مذموم در وقتی است که کسی افراط در آن کند یا مشتمل بر دروغ و غیبت باشد یا باعث آزردگی و خجالت دیگری شود.
 
−
 
 
−
اما مزاح اندک که از حق تجاوز نشود و مشتمل بر سخن باطل یا ایذاء و اهانتی نباشد و باعث شکفتگی خاطری گردد، مذموم نیست و مکرّر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله  صادر شده، و از اصحاب در خدمت آن جناب صدور یافته چنانچه بعضی از آن در کتب اصحاب مسطور و مذکور است.<ref>بحارالانوار، ج16، ص298،‌ ح2.</ref>
 
  
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
−
 
 
==منابع==
 
==منابع==
−
* نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، آيت الله مهدوي كني، ص563.
+
*نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، آیت‌الله مهدوی کنی، ص۵۶۳.
−
* [http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/ بذله گویی، اصطلاح نامه جامع علوم اسلامی]، بازیابی: 4 اسفند 1392.
+
*[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/ "بذله‌گویی"، اصطلاح‌نامه جامع علوم اسلامی]، بازیابی: ۴ اسفند ۱۳۹۲.
−
 
 
 
[[رده:اخلاق اجتماعی]]
 
[[رده:اخلاق اجتماعی]]
 
[[رده:صفات پسندیده]]
 
[[رده:صفات پسندیده]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۵

«بذله‌گویی» به معنای شوخ‌طبعی، یکی از موارد حسن خُلق است، ولی باید توجه داشت که از جمله آفات زبان که آثار سوئی را به دنبال دارد، زیاد مزاح و شوخی‌کردن است. در روایات، مزاح اندک که از حق تجاوز نشود و مشتمل بر سخن باطل یا اذیت و اهانتی نباشد و باعث شکفتگی خاطری گردد، پسندیده است، اما زیاده‌روى در شوخى که موجب شکستن احترام و شخصیت افراد شود، نکوهش شده است.

مزاح در سیره معصومین

آنچه از مجموع روایات پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام استفاده می‌شود این است که مزاح و شوخی تا حدی مطلوب است، زیرا پیشوایان دینی ما به طور مطلق از مزاح نهی نکرده‌اند، بلکه شوخ طبعی را به طور نسبی و در شرایط خاص ستوده‌اند و حتی خود آن بزرگواران گاهی مزاح می‌کردند، چنانکه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: «إنّی لأمزح و لاأقول إلا حقّا»؛[۱] من مزاح می‌کنم ولی سخنی جز حق نمی‌گویم».

و حضرت علی علیه السلام فرمود: «کان رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: لیسرّ الرّجل من أصحابه اذا رآه مغموما بالمداعبه»؛[۲] رسول خدا صلی اللّه علیه و آله هرگاه یکی از اصحاب خود را اندوهگین می‌دید او را با شوخی و مزاح خوشحال می‌کرد. و نیز کسی از ابن عباس پرسید: «أکان النّبی صلّی اللّه علیه و آله یمزح؟ فقال کان النّبی صلّی اللّه علیه و آله یمزح؛[۳] آیا رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله مزاح می‌کرد؟ گفت: آری».

از دلیل‌هاى این مطلب این است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در مواردى شوخى‌هاى لطیفى انجام مى‌داده است. از جمله: پیامبر به پیرزنى فرمود: «لاتدخل الجنة عجوز»؛ پیرزنان به بهشت وارد نمى‌شوند. آن پیرزن با شنیدن این جمله به گریه افتاد. پیامبر فرمود: «انّکِ لَستِ یومئذ بعجوز»؛ تو در آن روز پیرزن نخواهى بود.

و در روایت است که روزى پیامبر صلی الله علیه و آله با حضرت على علیه السلام مشغول خوردن خرما بود، حضرت خرما مى‌خورد و هسته اش را جلوى على علیه السلام مى‌گذاشت؛ وقتى دست کشیدند، تمام هسته‌ها جلوى حضرت على علیه السلام جمع شده بود. حضرت فرمود: یا على، تو چقدر خوردى! حضرت على فرمود: یا رسول الله! پرخور کسى است که خرما را با هسته اش مى‌خورد!

شخصی به نام معمّر بن خلاد می‌گوید: «سألت ابا الحسن علیه السلام فقلت: جعلت فداک الرّجل یکون مع القوم فیجری بینهم کلام یمزحون و یضحکون فقال: لا بأس ما لم یکن، فظننت أنّه عنی الفحش، ثمّ قال: إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله کان یأتیه الأعرابیّ فیأتی إلیه الهدیّه ثمّ یقول مکانه: أعطنا ثمن هدیّتنا فیضحک رسول اللّه و کان إذا اغتمّ یقول: ما فعل الاعرابی لیته اتانا».[۴] از امام رضا علیه السلام پرسیدم: قربانت شوم، اگر کسی در میان جمعیتی باشد که هنگام سخن گفتن با یکدیگر شوخی می‌کنند و می‌خندند وظیفه او چیست؟ فرمود: باکی نیست تا زمانی که نباشد - و من گمان دارم که مقصود حضرت فحش بود، یعنی در صورتی که شوخی توأم با فحش و ناسزاگویی نباشد اشکالی ندارد. - سپس فرمود: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله این گونه بود که مرد اعرابی خدمت آن حضرت می‌رسید و برای ایشان هدیه‌ای می‌آورد و همانجا می‌گفت بهای هدیه‌ام را بپردازید و رسول خدا می‌خندید. و هرگاه اندوهگین می‌شد می‌فرمود: آن مرد چادرنشین چه شد؟ ای کاش نزد ما می‌آمد.

امام باقر علیه السلام فرمود: «إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ المداعب فی الجماعه بلا رفث»؛[۵] خداوند انسان شوخ طبع را دوست دارد به شرط آنکه از گناه و ناسزاگویی بپرهیزد.

امام صادق علیه السلام فرمود: «ما من مؤمن إلا و فیه دعابه، قلت و ما الدّعابه؟ قال المزاح»؛[۶] هیچ مؤمنی نیست جز این که در او دعابه هست. عرض کردم: دعابه چیست؟ فرمود: مزاح.

امام صادق علیه السلام به شخصی فرمود: «آیا با یکدیگر مزاح می‌کنید؟ آن مرد گفت: کم مزاح می‌کنیم. امام فرمود: این طور نباشید، زیرا شوخی نشانه خوش خلقی است و به وسیله شوخی برادر دینی خود را خوشحال می‌کنی. سپس فرمود: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای این که کسی را خوشحال کند با او مزاح می‌کرد».[۷]

جنبه‌های منفی مزاح

انسان باید مالک زبان خود باشد و هنگام مزاح و شوخی ابعاد مثبت و منفی آن را در نظر بگیرد و بداند که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. زیرا اگر کسی زندگی خود را با شوخی و بذله گویی سپری کند و در مزاح کردن به حد افراط کشیده شود، به تدریج در اثر عادت به مزاح در برخورد با مسائل جدّی نیز جدی نخواهد بود و کسی که در زندگی و در برابر وظایف خود احساس مسئولیت نکند، نمی‌تواند به حال خود و اجتماع مفید باشد. بدیهی است کسی که روح شوخی و مزاح بر او غلبه کند، حسّ واقع بینی را از دست می‌دهد و آن گونه که باید حقایق را درک نمی‌کند و دیگران نیز مطالب او را جدّی تلقّی نمی‌کنند.

از دیدگاه عالمان اخلاق، مزاح ناپسند، افراط و مداومت بر آن است که بعضى از گناهان دیگر مانند دروغ، استهزاء و آزار دیگران و ریختن آبروی آنان را بدنبال دارد.

در ادامه برخی از جنبه های منفی مزاح بیان می‌شود:

تهدید آبرو و شخصیت انسان:

  • رسول خدا صلی اللّه علیه و آله به امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «یا علی لاتمزح فیذهب بهاؤک»؛[۸] ای علی از مزاح بپرهیز که شخصیت تو را از بین می‌برد.
  • حمران بن اعین می‌گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و از حضرت تقاضا کردم مرا توصیه و سفارش کند. آن بزرگوار پس از سفارش به تقوا فرمود: «و ایّاک والمزاح فانّه یذهب هیبة الرّجل و ماء وجهه...»؛[۹] از شوخی بپرهیز زیرا بزرگی و عظمت شخص را از بین می‌برد و موجب ریختن آبروی او می‌گردد.
  • پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله فرمود: «کثرة المزاح تذهب بماء الوجه»؛[۱۰] مزاح بیش از حد آبروی شخص را می‌برد.

مزاح و جری شدن مردم:

  • اثر سوء دیگر مزاح این است که مردم به انسان جری شده و برای او احترام و ارزشی قائل نمی‌شوند. از این رو امام صادق علیه السلام فرمود: «لا تُمازح فیجترأ علیک»؛[۱۱] شوخی مکن که روی مردم به تو باز می‌شود و بر تو جرأت پیدا می کنند.

پانویس

  1. ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۱۱۶.
  2. ↑ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۸ ص۴۰۷.
  3. ↑ همان، ص۴۱۳.
  4. ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۳.
  5. ↑ کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۶۳.
  6. ↑ الکافی، همان.
  7. ↑ همان.
  8. ↑ شیخ حر عاملی، رسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۱۳.
  9. ↑ وسائل الشیعه، همان.
  10. ↑ الکافی، همان، ص۶۶۵.
  11. ↑ همان.

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه