تاریخ قم (کتاب)
«تاریخ قم»، ترجمه فارسی اثرى است در تاریخ و جغرافیاى شهر قم با برخى اطلاعات دربار فرهنگ و جامع این شهر تا سده ۴ قمری، که توسط حسن بن محمد بن حسن قمى، در سال ۳۷۸ قمرى به تشویق صاحب بن عبّاد، در عصر فخرالدوله دیلمى به عربى تألیف شده و برگردان فارسی آن توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملک قمى در سال ۸۰۵ قمرى، صورت گرفته است.
معرفی کتاب
اکنون هیچ نسخهاى از اصل آن در دست نیست. برگردان فارسی آن توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملک قمى در سالهاى ۸۰۵ و ۸۰۶ قمرى، براى ابراهیم بن محمود بن محمد بن على الصّفى صورت گرفته است. مترجم اشاره مىکند که متن اصلى حاوى بیست باب و پنجاه فصل بوده است. اما نسخ فارسی تاریخ قم که تا حال دیده شده، بیش از پنج باب آن را، نداشته است.
از زندگى حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق) آگاهى ناچیزى وجود دارد. برادر او-ابوالقاسم على بن محمّد بن الحسن الکاتبى-در دوران زندگى خود مدتى حاکم قم بوده است. او خود تحت حمایت اسماعیل بن عبّاد بن العباس بن عبّاد، وزیر فخر الدّوله ابن رکن الدّوله دیلمى (۳۸۷-۳۶۶ ق) بوده و تاریخ قم را به او اهداء کرده است.
مؤلف در مقدمه اثر خود علاقه اسماعیل بن عباد نسبت به مردم قم به ویژه تعطّف و شفقت او نسبت به «اشراف طالبیه و سادات فاطمیه» را توصیف مىکند. به ویژه از یکى از فضایل او بسیار به نیکى یاد مىکند و آن این که «کتب بسیار و دفاین بیشمار و دواوین از انواع علوم و اصناف اشعار و فنون اخبار بر طلبه و اهل علم وقف فرمود تا مطالعه آن مىنمودند و از آن فواید برمىداشتند و نسخ برمىداشتند و مىنوشتند.» تاریخ قم ص۶-۵ حسن بن على قمى در ابتدا قصد تألیف دو کتاب را داشته است؛ یکى تاریخ قم و دیگر تاریخ عرب اشعریه که به قم نزول کردند[... ]زیرا که ایشان آن کسى بودند که مالک شهر قم شدند و آن را تکویر کردند و بارو کشیدند و ایشان را به قم چندین آثار و علامات[است]پس اولى آن دیدم که آن کتاب را با این کتاب جمع کنم و اخبار طالبیه که به قم آمدند و وطن ساختند یاد کنم.»
هدف اصلى مؤلف از تألیف این کتاب دو چیز بوده است: یکى تصنیف اثرى مشابه با کتاب تاریخ اصفهان حمزه اصفهانى و دیگر جمعآورى اخبار و روایات قدیمى درباره تاریخ قم پیش از اینکه این اخبار از بین بروند.
پنج باب کتاب که از طریق ترجمه فارسی آن به ما رسیده به شرح زیر است:
در ذکر قم و سبب نام نهادن قم بدین نام...، و سبب جدا کردن آن از اصفهان و وقت شهر ساختن آن و آنچه در بقعه و خطه قم داخل است و بدان تعلق دارد از ضیاعها و نامهاى آن و ذکر باروى کهنه و نو... ذکر سراهاى خراج و دار الضرب و سراهاى حکام و ولات و زندانها و ذکر کاریزها و جوىها و رودخانهها و آسیاها و مقاسم آبهاى آن و مساتیق آن و عدد ضیاعها و رساتیق آن از اهل عرب و عجم و... در آن که قم را چند نوبت مساحت کردهاند و چند نوبت مال بر آن نهادند و مبلغ خراج آن چند نوبت بوده است... در ذکر طالبیه که به قم نزول کردند و وطن ساختند و عدد فرزندان ایشان و... در ذکر آمدن عرب از آل ملک بن عامر اشعرى، به قم و آوه (ساوه) و وطن ساختن ایشان به قم و آوه... در ذکر اخبار رجال عرب اشعریان، آنهایى که مسلمان بودند و اسلام آوردند... و اخبار دربارۀ ایشان در ایام جاهلیت و ذکر قبایل و عشایر ایشان...
بنا بر فهرست بابهاى کتاب، ابواب مفقوده شامل شرح انساب عرب و به ویژه عرب یمن، افزودن بر آن جزئیات بیشتر دربارۀ تاریخ اعراب قم، ذکر جماعتى از عرب و عجم از خلفا و سایر سلاطین که به قم والى و حاکم و صاحب مرتبه بودند... و ذکر بعضى از کتّاب دیوان که اسامى ایشان محفوظ بوده است. ذکر قضاة، علما، شعرا، ذکر یهودیان و مجوسیان و ترسایان قم، ذکر ضیاع و حصص سلطان به قم و آوه... ذکر مبلغ خراج آن و عدد سهام آن و ذکر تفحص احوال بدین حصص موقوفه و به متولیان از جهت خلفا و ولاة به قم تا آن گاه که جمله اقطاع شدند. همانجا، ص۱۸-۱۷
شیوه و سبک نویسنده توصیفى است. در بسیارى موارد، روایات و گزارشهاى متعددى از یک واقعه ارائه مىکند، بدون آن که اندک تلاشى براى ارزیابى ارزش نسبى آنها براى ترجیح یک روایت و گزارش نسبت به دیگر روایات صورت دهد. نویسنده در تألیف اثر خود از سه دسته منابع اصلى بهره برده است: اخبار و روایات محلى، تاریخهاى محلى که بیشتر آنها اکنون در دست نیستند؛ اسناد رسمى. مؤلف قسمت اعظم اخبار مربوط به قم را در زمانى که برادرش حاکم آن شهر بوده از کسانى که صاحب «معرفت و خبرى و دانشى» بودهاند گرفته است. همانجا، ص۱۳-۱۲ تا آن جا که به منابع مکتوب مؤلف مربوط مىشود، او بیشتر مطالب اثر خود را از کتابهاى بلدان و بنیان و تواریخ خلفا برگرفته است. او خصوصا از کتابى درباره اخبار عرب قم یاد مىکند. این کتاب که در «خانهاى بوده و آن خانه فرود آمده و آن کتاب در آن میان تلف شده» همانجا، ص۱۳-۱۲ در اصل در تملک مردى از عرب به نام على بن حسین بن محمد بن عامر بوده که در سال ۳۲۸ ق. به قم وارد شده و در آن شهر متوطن شده بود. عمدهترین تواریخ که به کرات از آنها نقل کرده عبارتند از: کتاب البلدان ابن فقیه، و کتاب اصفهان حمزه اصفهانى، کتاب همدان اثر ابوعلى عبدالرحمن بن عیسى بن حمّاد همدانى، کتاب رى، سیر ملوک العجم ابن مقفع، و کتاب بنیان احمد بن عبدالله برقى که از آن اخبار زیادى درباره بنیان قم و روستاهاى آن نقل شده است. مؤلف همچنین به کتابى اشاره مىکند که براى قباد در ذکر خواص شهرهاى مختلف ایران نوشته شده و در تصرف حجاج بن یوسف بوده است. همانجا، ص۹۱. مؤلف در خصوص نوع اقتباس خود از کتاب مزبور مىنویسد: «چنین گوید مصنف این کتاب، حسن بن محمد، که من از آن کتاب خواص قم برگرفتم و بدانستم و بر آن اختصار کردم.» همانجا مؤلف براى توصیف درآمد و عایدى قم تا حد زیادى به اسناد و دفاتر ثبت دیوان قم اعتماد و اتکاء مىکند. متأسفانه او از دفاتر خراج همعصر خود اطلاعات زیادى در اختیار نمىگذارد. منبع اصلى او در فصل مربوط به تاریخ اعراب اشعرى[اثر]هشام بن محمد بن سائب کلبى است. او همچنین از کتاب فتوحات اهل اسلام ابوعبید معمر بن مثنى تیمى و کتاب رایات و علمها ابوالبحترى وهب بن وهب نقل قول مىکند.
در یک جمع بندى کلى از بررسى حاضر مىتوان گفت که ارزش و اعتبار تاریخ قم تنها به جهت وجود مباحث مربوط به عایدات و خراج نیست بلکه این کتاب مشتمل بر اطلاعاتى است که تا حد زیادى تکمیل کننده آگاهىهاى موجود در دیگر منابع است. همچنین حاوى گزارشهاى دقیق و تفصیلى پیرامون استقرار عربها در قم و نیز در بردارنده تاریخ اعراب اشعرى در دوران جاهلیت و اوایل دوران اسلامى است. ضمن آن که از تمایل و گرایشات اولیه آنها به تشیع نیز گزارشهایى در کتاب آمده است.
تاریخ قم حاوى گزارشهاى عدیدهاى است در خصوص آمدن عربها به قم. از نظر نویسنده، آنها در طول دوران حکمرانى حجّاج بن یوسف ثقفى در عراق، به ایران آمدهاند. بنابر گزارشهاى منابع ایرانى، عربها در سال ۹۹ ق. به ایران آمدهاند. احوص بن سعد در مهاجرت علویان به بصره و بعد از آن به حوالى قم شرکت داشته است. در قم یک مالک ایرانى به نام یزدانفاذار به او در ابرشتیحان (آشتیان) زمینهایى واگذار کرده بود. سپس برادرش، عبدالله، نیز به او ملحق شده بود. به تدریج قدرت و توانمندى احوص و خانوادهاش رو به فزونى گذاشته، آنان زمینهاى بیشترى به دست مىآورند و بعد از نبرد بر سر قدرت با ساکنان ایرانى منطقه، سیطره و سلطه خود را مسجل مىسازند.
تاریخ قم همچنین دربردارنده گزارشهاى جزیى و دقیق از مهاجرت علویان و اعقاب آنها به قم است. در حدود سال ۳۷۱ ق. تعداد سادات در آبه (ساوه) قم، کاشان و خورزن ۳۳۱ نفر (مردها و بچهها) بوده و مواجب ماهانه هر یک از آنها ۳۰ من نان و ۱۰ درهم نقره بوده است.
در پایان باید یادآور شد که تاریخ قم از لحاظ زبان شناسى نیز حائز بسى اهمیت و فایده است. زیرا حاوى واژهها و اصطلاحات اختصاصى و لغات محلى است. چنان که در بخش مربوط به افسانههاى مرتبط با نحوه تأسیس و پایه گذارى روستاهاى قم، اسامى روستاها که به فارسی میانه است، به خط عربى ضبط شده است.
منابع مقاله
چهرازی، منصور؛، «جلوههای تاریخ اقتصادی ایران در کتاب «تاریخ قم»»، پایگاه مجلات تخصصی نور، مجله: ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد و شهریور ۱۳۸۰ - شماره ۴۶ و ۴۷ (۱۱ صفحه - از ۷۲ تا ۸۲)).
==
تاریخ قم، ترجمه فارسی اثرى است در تاریخ و جغرافیاى شهر قم با برخى اطلاعات دربار فرهنگ و جامع این شهر تا سد ۴ق، تألیف حسن بن محمد قمى (متوفای پس از ۳۷۸ق). بناى شهرت قمى همین کتاب است که به گفت خود وى کتاب قم نام داشته، و آن را به عربى و براى صاحب بن عباد نوشته بوده است. وى نخست قصد داشته است کتابى مشتمل بر «اخبار عرب اشعریه که به قم نزول کردند» بنویسد؛ اما بعد هدف خود را گسترش داده، و کتابى جامع دربار قم رقم زده است. قمى در سبب تصنیف کتاب مىگوید: «از آن گاه باز که ابوعبدالله حمزۀ بن حسن اصفهانى کتاب اصفهان تصنیف کرد و در شرح قصص و اخبار قم هیچ شروعى نکرد و برادرم، ابوالقاسم على بن محمد بن حسن الکاتب مرا گفت که چون به شهر قم رسیدم، تفحص بسیار کردم، باشد که کتابى از اخبار قم به دست آرم، مقدور نشد؛ پس به غایت من حریص گشتم بر تصنیف این کتاب...».
ساختار کتاب حاضر؛ مشتمل بر یک خطبه، یک پیشگفتار به قلم مصحح؛ آقاى محمدرضا انصارى قمى، مقدمهاى به قلم مترجم؛ تاجالدین حسن بن بهاءالدین على بن حسن بن عبدالملک قمى، مقدمه مؤلف و پنج باب مىباشد.
گزارش محتوا اصل عربى کتاب قمى تاکنون به دست نیامده، و آنچه از این کتاب امروزه در دست است، ترجمهاى است از ۵ باب کتاب که در حدود سال ۸۰۵ یا ۸۰۶ق. به انجام رسیده است. در سدههاى گذشته نیز تنها همین ترجمه در دسترس مؤلفان بوده است. با این همه، به استناد بعضى شواهد، مىتوان گفت که متن عربى و کامل کتاب تا اواخر دور قاجاریه موجود بوده است. در پارهاى از مآخذ متأخر، تاریخ ترجمه ۸۶۵ق یاد شده است که یقیناً درست نیست، و ظاهراً بر اثر تصحیف «ست» به «ستین»، در برخى نسخهها، این اشتباه پدید آمده است. در نسخه کهنى از این ترجمه که در کتابخانه مرعشى (شم ۱۷۱۵) موجود است، تاریخ کتابت آن ۸۳۷ق آمده است. قمى فهرستى از ابواب ۲۰ گانه کتاب را - که خود شامل فصول دیگرى در طى ابواب نیز مىشده - در ابتداى کتاب به دست داده است. با نگاهى به این فهرست مىتوان نتیجه گرفت که کتاب قم یکى از مفصلترین آثار در تاریخ و فرهنگ این شهر بوده است و در میان تواریخ محلى جایگاه ممتازى دارد. مؤلف در این کتاب، نخست از کلیات درباره شهر قم، جغرافیا، محلات، روستاها و ابنیه آن صحبت و سپس به ساکنان قدیم و جدید شهر مىپردازد. در باب اول به تفصیل، حدود شهر، راهها، دروازهها و برخى بناها نظیر دارالضرب و سراى حکام و نیز جوىها، رودها، کاریزهاى قم و نحو تقسیم آب آنها را وصف مىکند. در باب دوم، در ۵ فصل، درباره این که «قم را چند نوبت مساحت کردهاند و چند نوبت مال بر آن نهادند و مبلغ خراج آن چند نوبت بوده است و نامهاى ضیاع آن و ذکر انواع خراج آن» و نیز «نجوم و رسوم و مؤن و اخراجات آن» و «رسوم صدقات به قم و آنچه در امر خراج در ایام عجم و در اسلام آمده است» و «وجوه اموال و احکام زمینها» به تفصیل سخن رانده است. آگاهىهایى که قمى در این بخش از کتاب خود دربار خراج مناطق گوناگون قم و اطراف آن و نیز مناسبات کشاورزى و زمیندارى بیان کرده، با توجه به این که به اسناد مالى و دیوانى دسترسى داشته، در نوع خود بىنظیر است. در باب سوم که دو فصل دارد، در فصل اول به تاریخ تولد و وفات ائمه اثناعشر و حضرت فاطمه زهرا(ع) و شمار اولاد و نام آنان پرداخته، و در فصل دوم از طالبیان؛ یعنى فرزندان ابوطالب «که به قم آمدند و وطن ساختند» و «انساب و بعضى از اخبار ایشان» یاد کرده است. در بابهاى ۴ و ۵ کتاب، مؤلف با پرداختن به جزئیات مهم و اغلب منحصر به فرد، به شرح ماجراى مهاجرت عرب، به ویژه عربهاى اشعرى، به قم و نیز «ذکر اخبار ایشان در ایام جاهلیت و ذکر قبایل و عشایر ایشان»، پرداخته است. درباره منابع کتاب نیز، قمى علاوه بر استناد به اقوال محلى، از برخى آثار مکتوب نیز به عنوان مأخذ نام برده است که از جمله آنها مىتوان به این آثار اشاره کرد: البلدان ابن فقیه همدانى، کتاب اصفهان حمزه اصفهانى، التبیان احمد برقى، آثارى از ابوبکر صولى و کتاب عباسى از احمد بن اسماعیل بن سمک قمى در باب تاریخ عباسیان.
وضعیت کتاب نثر ترجم کتاب قم از نمونههاى روان و فصیح زبان فارسی است و با این که در دور مترجم نثر مصنوع و پرتکلف رواج داشته، این ترجمه از هر گونه تکلف و تصنع به دور است؛ مترجم در چند مورد به افزودن مطالبى از خود تصریح کرده است. کهنترین نسخ موجود از ترجم تاریخ قم در کتابخان مرعشى قم (شماره ۱۷۱۵) قرار دارد. تاریخ قم نخستین بار در ۱۳۱۳ش به کوشش و تصحیح و تحشى جلالالدین طهرانى در تهران منتشر شد. نسخه حاضر در برنامه به تصحیح و تحشیه محمدرضا انصارى قمى منتشر شده و مشتمل بر فهرست تفصیلى مطالب به شرح ذیل مىباشد: فهرست نامها و اعلام، نام پادشاهان و وزیران و...، سرزمینها و مناطق، حوادث و وقایع تاریخى، آیات قرآن، شعر، ضربالمثل، القاب و مناصب، دین و مذهب، قبایل و تیرهها، فرقهها و اقوام، شاعران، اعلام قم، مساجد و مدارس قم، امامزادهها و بقاع متبرکه، اصطلاحات و... و نیز فهرست موضوعى.
منابع مقاله 1. ان.ک.س لمبتون، شرح و گزارشى از «تاریخ قم»، - مترجم: صالحى، نصرالله، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، مرداد و شهریور ۱۳۸۰ -ش ۴۶ و ۴۷، ص۶۴ تا ۷۱. 2. شادى دایى رضایىمقدم، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج۱۴، ص۳۰۱ - ۳۰۲.
منابع==
- نرم افزار نور السیرة، بخش کتابشناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.




