رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

سید محمد حجت کوه کمری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(پروژه1: سنجش کیفی)
جز (پروژه4: اولویت بندی و رتبه بندی)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
{{خوب}}
 +
 
سید محمد حجت کوه‌کمری؛ فقیه، اصولی، محدث، رجالی، مجتهد و مرجع تقلید، در سال ۱۳۱۰ در آبادی کوه کمر واقع در غربی‌ترین نقطه محال دیزمارقره داغ استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. گفته می‌شود تبار وی با ۲۵ واسطه به علی بن حسین می‌رسد.
 
سید محمد حجت کوه‌کمری؛ فقیه، اصولی، محدث، رجالی، مجتهد و مرجع تقلید، در سال ۱۳۱۰ در آبادی کوه کمر واقع در غربی‌ترین نقطه محال دیزمارقره داغ استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. گفته می‌شود تبار وی با ۲۵ واسطه به علی بن حسین می‌رسد.
  
سطر ۱۰۸: سطر ۱۱۰:
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:راویان حدیث]]
 
[[رده:راویان حدیث]]
 +
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]

نسخهٔ ‏۲۵ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۵۵


سید محمد حجت کوه‌کمری؛ فقیه، اصولی، محدث، رجالی، مجتهد و مرجع تقلید، در سال ۱۳۱۰ در آبادی کوه کمر واقع در غربی‌ترین نقطه محال دیزمارقره داغ استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. گفته می‌شود تبار وی با ۲۵ واسطه به علی بن حسین می‌رسد.

ولادت کوه کمره ای

سيد محمد در ماه شعبان 1310 هجرى قمرى در تبريز متولد شد و در دامان پرمهر مادر رشد كرد و بزرگ شد. پدران سيد محمد همه از سادات اصيل و شريف روستاى كوه كمره بوده اند. كوه كمر در قسمت شمال آذربايجان شرقى در منطقه ارس باران واقع شده است و سادات آن منتسب به سادات حسينى و از شرافت و بزرگوارى بسيار زيادى برخوردارند و به گفته آيت الله مرعشى نجفى سادات كوه كمر به خصوص سادات حسينى آن كه آيت الله حجت از آن هاست... به صحت نسب و شرافت حسب و رعايت شدت و در هر عصرى مورد توجه عامه و خاصه مردم بوده اند.[۱]

دوران تحصيلات محمد حجت کوه کمره ای

پدر سيد محمد حجت آقا سيد على كه خود اهل فضل و دانش و كمالات معروف عصر خويش بود از دوران كودكى تربيت فرزندش را به عهده گرفت. در واقع نخستين مكتب درسى و محفل تربيتى سيد محمد حجت محضر پر از صفا و معنويت پدر بود او در زادگاه خويش به جهت ذكاوت و هوش سرشار توانست در اندك زمان علاوه بر ادبيات معمول و مقدمات فقه و اصول با علوم عقلى و رياضيات نيز آشنا شود. آقا سيد محمد علاوه بر اين علوم، در علم طب كه معروف به طب قديم بود وارد شد و آن را فراگرفت همچنين وى با علم فيزيك و شيمى نيز در همان دوران جوانى آشنا گرديد.

چنانچه از گفته هاى خود آقاى حجت برمى آيد وى براى فراگيرى برخى از كتب حوزه نزد استاد حاضر نشده است بلكه با مطالعه خويش توانسته حتى آن را تدريس كند. آقاى رازى از زبان وى مى گويد: به حقير فرمودند همه شرح كبير موسوم رياض سيد على را در نزد پدر خود در تبريز خواندم و جلدين شرح لمعه را با مطالعه تنها يعنى بدون اين كه نزد استاد خوانده باشم دو دوره در تبريز درس گرفتم و پس از تكميل سطوح به نجف اشرف عظيمت نمودم.[۲]

هجرت به نجف

وى در سال 1330 هجرى قمرى در 20 سالگى بود كه راهى حوزه علميه نجف گرديد و در آن ديار نيز آن چه كه در توان داشت براى رسيدن به منزلت عالى علمى و معنوى بكار گرفت اساتيدى كه آيت الله حجت در نجف در محفل درس آن ها حاضر گشت عبارتند از:

آيت الله سيد محمدكاظم يزدى صاحب عروت كه در نزد وى تحصيل فقه نمود. آيت الله آقا سيد ابوتراب خوانسارى از علماى معروف، حديث و رجال را فراگرفت و آيت الله سيد شريعت اصفهانى نيز همچنان از جمله اساتيد وى بشمار مى رفت آيت الله حجت همچنان در درس آقا شيخ على گنابادى و ميرزا حسين نائينى و آيت الله سيد جليل فيروز آبادى و آيت الله آقا سيد ضياء الدين عراقى حاضر گشته و سال هاى خوشه چين دانش از اين بزرگان دانش و معارف بود.[۳] مدت اقامت وى در حوزه علميه نجف 20 سال طول كشيده است.

وى در اين مدت هم دوره هاى تحصيل را در علوم مختلف به پايان رسانده و هم به منزلت بزرگ علمى نائل مى شود و در اواخر در حوزه نجف مسجد شيخ انصارى و مقبره ميرزاى شيرازى شاهد درس باشكوه ايشان بوده است. آيت الله حجت در سال 1349 هجرى قمرى به جهت بيمارى و ناراحتى هاى جسمى به ايران بازمى گردد.

منزلت علمى آيت الله حجت كوه كمره اى

آيت الله حجت در حوزه علميه نجف سال ها خوشه چين دانش و معارف محضر بزرگان گرديد و به مقام اجتهاد نائل گشت ايشان از بزرگانى چون آقايان بزرگوار شيخ الشريعه اصفهانى، حاج ميرزا حسن نائينى، سيد ابوالحسن اصفهانى، سيد محمد فيروزآبادى، حاج شيخ عبدالكريم حائرى و شيخ ضياء الدين عراقى اجازه اجتهاد و اجازه نقل روايتى نيز داشتند.[۴] وى در زمينه هاى گوناگون نيز كتاب هايى نگاشته اند و آثارى كه از ايشان به جاى مانده است فراوان است. هر چند مجموعه آثار ايشان در دسترس نيست و نوشته هاى ايشان در موضوعات مختلف عبارتند از:

  1. رساله استصحاب در اصول
  2. كتاب البيع در فقه
  3. جامع الاحاديث و اصول در حديث و رجال
  4. حاشيه بر كفاية الاصول
  5. كتاب الصلوة
  6. لوامع الآثار الضرورية در بررسى روايات نبويه در فروع و اصول
  7. مستدرك المستدركات در استدراك آن چه كه از صاحب مستدرك به آن نپرداخته است.
  8. كتاب الوقف و ده‌ها اثر و يادداشت هاى ديگر در زمينه هاى مختلف

اقامت در قم

در سال 1349 قمرى آيت الله سيد محمد حجت در قم اقامت گزيد[۵] و تدريس در اين حوزه را آغاز نمود در آن روزگار حوزه علميه قم در سرآغاز شكوفايى خود قرار داشت و در رأس اين حوزه علميه انسان بسيار بزرگ و عالم انديشمند چون آيت الله شيخ عبدالكريم قرار گرفته و اين حوزه در سايه توجه و تلاش هاى ايشان مى رفت كه از غربت عزلت در فراموشى بار ديگر در جهان اسلام مطرح شود و نامش شهره عالم گردد.

آيت الله حائرى كه از سال 1340 هجرى قمرى مشغول سامان دادن اين حوزه بود تا زمان ورود آيت الله حجت كوه كمره اى كه نه سال از اين اقامت سپرى مى شد توانسته بود كارهاى بسيار اساسى را انجام دهد و در واقع بنيان آن حوزه بزرگى كه مى رفت تا مهد پرورش و تربيت انسان هاى بزرگى چون امام خمينى و چندين مراجع بسيار عالى‌قدر گردد گذاشته شده بود.

ليكن اين براى آيت الله حائرى به معناى پايان يافتن مسئوليت نبود بلكه براى ايشان كه هنوز به عظمت حوزه علميه قم مى انديشيد حضور اساتيدى چون آيت الله حجت كه تجربه تدريس و تربيت سال هاى متمادى حوزه علميه نجف را داشت بسيار مبارك و مغتنم بود فلذا آيت الله حائرى از همان ابتداى اقامت آيت الله حجت در قم با ايشان نسبت بسيار نزديكى را برقرار مى سازد و آيت الله حجت در عين تدريس در حوزه، يكى از ملازمين و مشاورين آيت الله حائرى نيز قرار مى گيرد.

دوره زعامت

آيت الله حائرى در سال 1355 هجرى قمرى به ديار ابدى پيوست ليكن ميراث گرانقدر او كه همان حوزه علميه بزرگ قم بود باشكوه و عظمت باقى ماند پس از رحلت ايشان آيت الله حجت كوه كمره اى از جمله سه تن از كسانى بود كه آيت الله حائرى امور اداره حوزه علميه قم را براى آن ها وصيت و سفارش كرده بود.[۶]

چنانچه در كتاب علماى معاصرين آمده است حاج شيخ عبدالكريم آقا يزدى حائرى (پيش از آن كه) بدرود جهان گفته باشد (آيت الله حجت) را به نماز خواندن در جاى خود در مسجد حضرت تعيين و به وصايت و نيابت او در انجام كليه امور مذهبى چند ماه پيش از وفات خود تنصيص فرمودند.[۷]

همچنين پس از رحلت آيت الله حائرى مرجعيت آيت الله حجت نيز برطرف گرديد وى به لحاظ اين كه در زمان حيات آيت الله حائرى مورد توجه ايشان بود مرحوم آيت الله حائرى احتياطات خود را به ايشان ارجاع مى دادند. كم‌كم داراى مقلد شده تا فوت مرحوم حاج شيخ و پس از ايشان جمع كثيرى از مقلدين حاج شيخ به ايشان گرويدند.[۸] تا اين كه با رحلت آيت الله اصفهانى و آيت الله قمى مؤمنين از سراسر جهان اسلام به ايشان متوجه مى شوند. وى پس از آيت الله بروجردى اولين مرجع عالم تشيع بود و ميليون‌ها نفوس شيعه از ايشان تقليد مى كردند.[۹] دوره جديد دوره پس از رحلت آيت الله حائرى داراى ويژگى هاى بخصوص عصر ايشان نبوده است.

در روزگارى كه آيت الله حائرى بنيان حوزه علميه قم را بنا نهاد و بر كالبد نيم جان آن روح تازه دميد عصر مشكلات و سخت ترين روزهاى علماى اسلام و حوزه هاى علميه است چرا كه در اين دوره حوزه مستقيماً در معرض حملات ناجوانمردانه حاكم وقت رضاخان پهلوى قرار گرفته بود و او هر چه مى توانست براى جلوگيرى از سامان يافتن حوزه انجام مى داد. اما در دوره پس از رحلت آيت الله حائرى هر چند همچنان فشارها وجود داشت ليكن حوزه علميه در جهان مختلف داراى استحكام و ثبات بود. و حكومت پهلوى نيز كه اين بار پسرش محمدرضا در رأس امور بود اندكى محتاطانه با علماء و حوزه برخورد مى كرد. علماء در اين دوره توانسته اند علاوه بر استحكام پايه هاى حوزه علميه به گسترش آن در قم و ساير شهرهاى ايران نيز بپردازند.

آيت الله حجت در اين دوره توانسته است چندين كار مهم و اساسى در حوزه علميه قم انجام دهد. وى پس از قرار گرفتن در رأس حوزه در كنار سامان دادن به وضع معيشتى طلاب كه آن روزها طلاب به سختى زندگى خود را مى گذراندند در جهت اسكان و فراهم ساختن زمينه اى رشد و تحصيل آنان نيز تلاش كرد. مدرسه حجتيه ايشان كه به وسعت 13 هزار مترمربع با 126 حجره و با مدرس و مسجد ساخته شد در همين راستا بود. آيت الله حجت در كنار اين مدرسه كتابخانه اى نيز تأسيس كردند كه 1000 جلد كتاب در زمينه هاى مختلف در آن وجود دارد و امروزه محل مطالعه طلاب و محققين است از ديگر تلاش هاى آيت الله حجت جمع آورى كتاب هاى خطى و نسخه هاى خطى از نوشته هاى علماء بزرگوار بود كه امروزه ذخايرى بسيار گرانسنگ از گذشته است.[۱۰]

شتابان به سوى حق

نويسنده آثار الحجة كه خود از نزديك حالات و ويژگي هاى معنوى و روحى ايشان را ملاحظه كرده است از حال و هواى روحى و معنوى ايشان حكايت ها و داستان ها زيادى را آورده است و در صفحات زيادى در خصوص معنويت آيت الله حجت قلم فرسايى كرده است، ما چون بناى اختصار داريم فرصت پرداخت حتى به گوشه هايى از اين گونه احوالات ايشان را كه در كتاب هاى ديگر و يا خاطره علماى بزرگ آمده است نداريم و در اين جا تنها به يك مورد از ارتباط به رحلت ايشان دارد اشاره مى كنيم: مى گويند ايشان در آخرين كسالتى كه متوجه ايشان شد و با آن نيز دارفانى را وداع گفت همه خانواده و وكيل خود را احضار كرد و پس از حاضر شدن وصى خود آقاى حاج سيد احمد زنجانى و بعضى فضلاء و ديگر فرمودند مهر مرا بشكن آقايان گفتند براى چه؟

فرمودند: براى اين كه بعد از من كسى از اين مهر سوء استفاده نكند. عرض كردند، حالا چرا؟ فرمودند: از اين كسالت خوب نخواهم شد و اصرار كردند و حاضرين تفأل به نيك نگرفتند و انكار كردند تا ايشان قرآن خواسته و استخاره براى اين كار كردند همه منتظر بودند كه آيه وعده بهبودى ايشان بدهد؛ ديدند تا آقا قرآن را گشود و به اول صفحه آن نگاه كرد و با وجد و نشاط فراوان گفت له دعوة الحق[۱۱] و قرآن را به دست داد ديدند[۱۲] آيت الله حجت همان طور كه خود گفته بود از اين كسالت ديگر بهبود نمى يابد و او پس از بيست و سه سال اقامت در كنار بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها در قم و تلاش خستگى ناپذير در راه ترويج احكام الهى در روز دوشنبه سوم جمادى الاول 1372 هجرى قمرى جان به جان آفرين تسليم مى كند و مقبره وى در جلو مسجد مدرسه حجتيه واقع شده است.

شاگردان محمد حجت کوه کمره ای

آيت الله حجت چه در قم و چه در حوزه علميه نجف مورد توجه دوستداران علم و فضيلت بود و كسانى كه از كياست و هوش و استعداد برخوردار بودند از درك محضر ايشان غافل نمى شدند. آثار الحجه با تحليل موقعيت علمى آيت الله حجت در حوزه علميه قم مى نويسد: پس از مرحوم آيت الله حائرى (مؤسس) در ميان زعماء گذشته حوزه علميه قم مرحوم آيت الله حجت هم از كسانى است كه از حوزه تدريس فضلاى برجسته و دانشمندان بزرگ و علماى عالي مقام و مجتهدين عظام بيرون آمده و در شهرستان قم و حوزه علميه و ساير شهرستان هاى دور و نزديك ايران مشغول به تدريس و تصنيف و تأليف و خدمات دينى مى باشند. وى 136 تن از شاگردان ايشان را كه هر يك از علماى خدمتگذار و اساتيد معروف بوده اند نام مى برد. ما اين نوشته مختصر را به اسامى چند تن از آنان زينت مى بخشيم، آيات و اساتيد بزرگوار:

  1. حاج سيد يونس اردبيلى
  2. آقا مهدى حائرى
  3. حاج سيد مهدى انگجى
  4. حاج سيد مرتضى ايروانى
  5. حاج شيخ مرتضى حائرى
  6. آقا سيد محسن حجت (فرزند ايشان)
  7. آقا شيخ محسن مشكينى
  8. آقا حجت مهدى اراكى
  9. آقا ميرزا محمدعلى طباطبايى
  10. سيد محمدحسين طباطبايى. (صاحب الميزان)
  11. حاج شيخ قربانعلى اعتمادى تبريزى
  12. ميرزا محمد بنايى
  13. آقا سيد محمد داماد
  14. حاج شيخ عبدالحسن غروى تبريزى
  15. حاج سيد صادق لواسانى
  16. آقا سيد حسين بدلا
  17. شيخ اسدالله كاشانى
  18. شيخ احمد عراقى
  19. شيخ ابوطالب تجليل
  20. حاج شيخ محمدباقر عرفانى بيهودى. بسيارى از اين بزرگان دارفانى را وداع گفته و به سوى پروردگار شتافته اند.[۱۳]

پانویس

  1. آثار الحجة، رازى، ج1، ص93.
  2. همان.
  3. ريحانة الادب، ج2، ص24.
  4. علماء معاصرين، خيابانى، ص 215.
  5. علماء معاصرين، خيابانى، ص 214.
  6. آيينه دانشوارن، ريحان يزدى، ص 53.
  7. علماء معاصرين، ملا على خيابانى، ص 215.
  8. آثار الحجة، جلد 1، ص 113 با اندكى تغيير و تصرف.
  9. همان.
  10. اين آثار در كتابخانه خصوصى فرزند ايشان، حجة الاسلام حاج سيد حسن حجت است و فهرستى از آن نيز منتشر شده است.
  11. سوره رعد، آيه 14.
  12. آثار الحجة، محمد رازى، ج 1، ص 124.
  13. آثار الحجة،محمد رازى، ج1، ص194.

منابع

  • سعيد عباس زاده، ستارگان حرم، جلد1.
  • جامعه مدرسين، مجله نور علم، شماره10.