تهران

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۲۵ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تهران پایتخت ایران ار دوره قاجاریه، بازیابی: 22 شهریور 1393 تاکنون است. این شهر از زمان صفویه، بازیابی: 22 شهریور 1393 تاکنون مورد توجه قرار گرفته است.و نقش ویژه‌ای در تاریخ تشیع و ایران دارد.

موقعیت جغرافیایی

تهران در پهنه‌ای بین دو وادی کوه و کویر و در دامنه‌های جنوبی البرز گسترده شده و 1190 متر از سطح دریا فاصله دارد. این شهر از سمت جنوب به کوه‌های ری و بی‌بی‌شهربانو و دشتهای هموار شهریار و ورامین و از شمال به واسطه کوهستان محصور شده‌است.[۱]

نام تهران

یاقوت حموی در معجم البلدان گوید: طهران لفظ عجمى است و عجم آن را به تاء منقوطه تلفظ نمايند براى اين كه طاء در لغت عجم نيامده است.[۲] تا قبل از پهلوی کتابت درست تهران به صورت طهران بوده است. اما در این زمان فرهنگستان زبان فارسی که کار آن معادل سازی فارسی برای کلمات عربی بوده است[۳] از آنجا که اصرار داشته برخی حروف را که عربی می دانسته از کلمات بر دارد کتابت تهران را به صورت رسمی رایج می سازد. [۴]

تاریخچه تهران

از آنجا که در منابع رجالی در معرفی محمد بن حماد طهرانى محدث متوفی ۲۶۱ هجری قمری ذکر تهران به میان آمده و نسب او را به طهران ری مورد تاکید قرار داده اند [۵] معلوم می شود تهران در قرن سوم وجود داشته است . اما اطلاع بیشتری از قدمت آن با همین نام در دسترس نیست.

ياقوت حموى در معجم البلدان از طهران هم نامى برده و در مورد آن می نویسد:

«طهران از قراى رى است و ميان اين قريه و رى دو فرسخ است از مرد راستگويى از مردان رى شنيدم كه مى گفت طهران قريه بزرگى ست كه بيوتات آن را زيرزمين ساخته اند و احدى را راهى براى اين قريه نه مى باشد بجز اين كه خود اهل اين قريه بخواهند او را راه دهند و بارها بر سلطان وقت ياغى شدند و سلطان جز مدارات با ايشان چاره نداشته و اين آبادى منقسم به دوازده محله مى شود اهل هر محله با محله ديگر منازعه مى نمايند و مردم اين محله به محله ديگر نمى روند و باغات و بساتين زياد دارد و همين نكته اسباب حراست اهالى و دفع دشمن از ايشان است و با وجود محروس بودند با گاو زراعت نمى كنند و زراعت ايشان دستى و به مرور است زيرا كه مى ترسند بعضى از آنها گاو بعض ديگر به غارت بربايند.» [۶]

تهران تا زمان شاه طهماسب صفوی دیوار نداشته است و اولين برج و باروي دور تهران به فرمان شاه طهماسب صفوي به سال 964ق ايجاد شد. بنابه گفته نويسنده مرآت البلدان اين بارو شش هزار گام طول آن بود و به عدد سوره مباركة قرآن يعني صد و چهارده برج براي بارو قرار دادند. البته بايد درنظر داشت تهران پانصد سال پيش دهي بزرگ بيش نبوده است. اين برج و باروي اوليه چهار دروازه بيشتر نداشت: دروازه حضرت عبدالعظيم به سوي ري، دروازه دولاب، دروازه شميران و دروازه قزوين. البته محدوده آن زمان تهران نيز با توجه به كوچكي ابعادش چنين بود: حد شمالي خيابان اميركبير، ميدان سپه و خيابان سپه، حد شرقي خيابان ري، حد جنوبي خيابان مولوي و حد غربي خيابان وحدت اسلامي (شاهپور).[۷]

شاه‌ طهماسب‌ اول‌ قصبه‌ تهران‌ را، كه‌ معبری‌ بین‌ مازندران‌ و آذربایجان‌ و خراسان‌ بود، تقویت‌ نمود تا همچون‌ قلعه‌ای‌ محكم‌ آماده‌ مقابله‌ با هجوم‌ عثمانیها و ازبكان‌ شود. همچنین وضع‌ مساعد طبیعی‌، مجاورت‌ با شهر باستانی‌ ری‌ و مرقد امامزاده‌ حمزه‌ (كه‌ صفویان‌ طبق‌ شجره‌نامه‌ای‌ نسب‌ خود را به‌ او می‌رساندند) و مرقد حضرت‌ عبدالعظیم‌، در توجه‌ به‌ این‌ ناحیه‌ مؤثر بود. كاركرد دفاعی‌ با ساخت‌ برج‌ و بارو، و احداث‌ بازار از نخستین‌ اقداماتی‌ بود كه‌ به‌ تهران‌ رونق‌ و اعتبار داد.[۸]

پس از شاه طهماسب شاه‌ عباس‌ اول‌ صفوی‌ (حك : 996ـ 1038) در محل‌ فعلی‌ ارگ‌ در داخل‌ حصار شاه‌ طهماسبی‌، چهارباغ‌ و چنارستانی‌، معروف‌ به‌ چنار عباسی‌، احداث‌ كرد كه‌ بعدها دیواربلندی‌ دور آن‌ كشیدند و عمارات‌ سلطنتی‌ و مقر حكومت‌ را در آن‌ ساختند و نامش‌ را ارگ‌ نهادند[۹]

در دوره‌ آخرین‌ پادشاهان‌ صفوی‌، گاهی‌ تهران‌ مقر موقتی‌ دربار بود، به‌ طوری‌ كه‌ شاه‌ سلیمان‌ اول‌ صفوی‌ (حك : 1077 یا 1078ـ 1105) در آنجا قصری‌ ساخت‌. در جمادی‌الا´خره‌ 1119 كه‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ صفوی‌ (حك :1105ـ 1135) قصد زیارت‌ مشهد كرد، زمستان‌ را در شهر طهران‌ گذراند و در آنجا به‌ میرمحمدباقر خاتون‌آبادی‌، مدرّس‌ مدرسه‌ چهارباغ‌ اصفهان‌، خلعت‌ داد. اینگونه‌ اقامتها در تهران‌ نشانه‌ توجه‌ به‌ این‌ شهر و اهمیتش‌ در آن‌ دوره‌ بوده‌ است‌.[۱۰]

تهران‌، پس‌از پایان‌غائله‌ افغان‌ و آغاز سلطنت‌ نادرشاه‌(1148)، اهمیت‌ نظامی‌ یافت‌. توجه‌ نادرشاه‌ به‌ شهر به‌ گونه‌ای‌ بود كه‌ در 1152 به‌ فرزند خود، رضاقلی‌میرزا، فرمان‌ حكومت‌ تهران‌ را داد [۱۱]

با انقراض خاندان افشاريه تهران به دست سلسله قاجاريه كه رقيب كريمخان زند بودند افتاد.در جنكي كه بين خاندان قاجار و خاندان زند(محمد حسن خان ) برپا شد خان قاجار شكست خورده و كريم خان چون تهران را جايي مناسب براي خود يافته بود به تهران عزيمت كرد و دستور بناي عمارت ايواني و حرمخانه را داد و كويي قصد اشت تهران را بايتخت قرار دهد. ولي با كشته شدن محمد حسن خان قاجار و اسارت پسرش آغا محمدخان آسايش خيال پيدا كرده و راهي شيراز شد.

بعد از فوت كريم خان زند، آقا محمد خان قاجار فرزند محمد حسن خان در سال 1193 ه .ق به همراه 14 تن از بستگان خود، از شيراز فرار كرد. نخست خود را به شاه عبدالعظيم رسانيد و قول داد كه در ميان اهل و قبيله خود باز مى‌گردد. ليكن در خفا عدّه‌اى سوار به دور خود جمع كرد و بعد از چندين جنگ، غفور خان حاكم شهر را مغلوب نمود و تهران را به تصرف خود درآورد. آقا محمد خان قاجار در سال 1210 ه .ق تهران را پايتخت خود قرار داد و تهران را دارالخلافه ناميد تا روزى خود خليفه مسلمين گردد. او در ارگ تهران فقط به ساختن تخت مرمر اكتفا كرد و گويند كه سنگ‌هاى مرمر ستون‌ها و آينه‌هاى آن را نيز از تالار سلام كريم‌خانى كنده و در اينجا به كار گذاشته‌اند. در زمان فتحعلى شاه كه مدت 37 سال بر كشور ايران حكومت كرد، تهران رو به آبادانى گذاشت و در پى آن به وسعت و جمعيت تهران افزوده شد. [۱۲]

تاریخ‌ تهران‌ و وضع‌ سیاسی‌ آن‌ را در چارچوب‌ جهان‌بینی‌ تشیع‌ و فعالیت‌ علمای‌ شیعه‌ دوره‌ قاجار، به‌ سه‌ دوره‌ می‌توان‌ تقسیم‌ كرد: دوره‌ شروع‌ ورود علما در سیاست‌، دوره‌ كوشش‌ متجددان‌ برای‌ آوردن‌ تمدن‌ جدید اروپا به‌ ایران‌، و دوره‌ مبارزه‌ علمای‌ تجددطلب‌ برای‌ تغییر حكومت‌ سلطنتی‌ و برقراری‌ نظام‌ مشروطه‌ و قبول‌ برخی‌ رسوم‌ تمدن‌ غرب‌. در آغاز دوره‌ قاجار، مقارن‌ ظهور فقیه‌ اصولی‌ بزرگ‌ شیعه‌، آقامحمدباقر بهبهانی‌ مشهور به‌ وحید بهبهانی‌ (متوفی‌ 1205) در عتبات‌ عالیات‌، زمینه‌ برای‌ فعالیت‌ علمای‌ اصولی‌ در ایران‌ مهیا شد. بهبهانی‌ در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ دوازدهم‌، پس‌ از مواجهه‌ جدّی‌ با مسلك‌ اخباری‌، كه‌ حدود دو قرن‌ بر حوزه‌های‌ علمی‌ و جوامع‌ شیعی‌ سیطره‌ داشت‌، و فائق‌ آمدن‌ بر فقهای‌ مبرِّز این‌ جریان‌ در كربلا، اخباریگری‌ را از رونق‌ انداخت‌ و نظریه‌ اجتهاد را احیا كرد. تأكید او در آثارش‌ بر اثبات‌ درستی‌ عمل‌ اجتهاد و حجیت‌ فتوای‌ مجتهد و به‌ تبع‌ آن‌ شكل‌گیری‌ نظام‌ مجتهد ـ مقلد بود ( رجوع كنید به بهبهانی‌ * ، آقامحمدباقر). مشخصه‌ دوره‌ شروع‌ ورود علما در سیاست‌، یعنی‌ از آغاز سلطنت‌ آقامحمدخان‌ تا مرگ‌ محمدشاه‌ قاجار (1264)، تكمیل‌ و توسعه‌ مبانی‌ نظریه‌ اجتهاد نزد شیعه‌ دوازده‌ امامی‌، ظهور مراجع‌ تقلید و افزایش‌ نفوذ علمای‌ دین‌ و حضور آنان‌ در امور سیاسی‌ و دولتی‌ بود. فقهای‌ بزرگی‌ مانند شیخ‌ جعفر نجفی‌ معروف‌ به‌ كاشف‌الغطاء (متوفی‌ 1228) در عراق‌، میرزاابوالقاسم‌بن‌ ملامحمد حسن‌ گیلانی‌ (جیلانی‌) معروف‌ به‌ میرزای‌ قمی‌ (متوفی‌ 1231) در قم‌، و ملااحمد نراقی‌ (متوفی‌ 1244) در كاشان‌، هر سه‌ از شاگردان‌ بهبهانی‌، قائل‌ به‌ تسری‌ وظایف‌ سیاسی‌ و دینی‌ امام‌ دوازدهم‌ عجل‌اللّه‌ تعالی‌ فرجه‌الشریف‌ به‌ فقیه‌ جامع‌الشرایط‌، در عصر غیبت‌، بودند و عقیده‌ داشتند فقیه‌ از جانب‌ آن‌ حضرت‌، به‌نصب‌ عام‌، منصوب‌ می‌شود و او اداره‌ امور سیاسی‌ را به‌ پادشاه‌ عادل‌ تفویض‌ می‌كند تا عهده‌دار امور سیاسی‌ و سلطنت‌ شود. بنابراین‌ فقیه‌ خود منصوب‌ عام‌ از جانب‌ امام‌ معصوم‌ و مشروع‌ است‌ و سلطان‌ نیز فقط‌ در صورتی‌ كه‌ از جانب‌ ولی‌فقیه‌ منصوب‌ شود مشروعیت‌ پیدا می‌كند. این‌ اندیشه‌ بنیادین‌ فقهی‌ به‌ صورت‌ قوه‌ نامیه‌ حوزه‌های‌ دینی‌ و مبنای‌ معرفتی‌ و منشأ آثار فرهنگی‌ معنوی‌ و مادّی‌ دوره‌ قاجار در آمد و در دوره‌ مشروطیت‌ تحولاتی‌ یافت‌. نكته‌ در خور توجه‌ آن‌ است‌ كه‌ بنا بر نظام‌ مجتهد ـ مقلد، «شاه‌ نیز مقلد محسوب‌ می‌شد و به‌ لحاظ‌ نظری‌ ناگزیر بود دولت‌ را به‌ بازوی‌ اجرایی‌ اقتدار علما تبدیل‌ كند». وجود این‌ شرایط‌، جهان‌بینی‌ تشیع‌ دوازده‌امامی‌ را روشنتر، پرتوانتر، گسترده‌تر و ژرفتر كرد، به‌ طوری‌ كه‌ تمام‌ جامعه‌ را در بر گرفت‌. وقف‌، به‌عنوان‌ جلوه‌ای‌ تمام‌ عیار از جهان‌بینی‌ تشیع‌ دوازده‌امامی‌، پیامدهایی‌ داشت‌ كه‌ به‌ طور همه‌ جانبه‌ در جامعه‌ و فضای‌ آن‌ زمان‌ تهران‌ پدیدار گردید. [۱۳]

هم‌زمان‌ با تكمیل‌ كار كاخها و احداث‌ كاخهای‌ جدید در زمان‌ فتحعلی‌شاه‌، بناهایی‌ نیز با كاركرد دینی‌ احداث‌ می‌شد، كه‌ از آن‌ جمله‌است‌ مسجدشاه‌ یا مسجد سلطانی‌ (مسجد امام‌ كنونی‌ در خیابان‌ پانزده‌ خرداد، جنب‌ بازار تهران‌)، مسجد ـ مدرسه‌ فخریه‌ یا مروی‌ که حاج‌ محمدحسین‌خان‌ مروی‌، ملقب‌ به‌ فخرالدوله‌، به‌ همراه‌ املاك‌ و قنوات‌ و مستغلات‌ آن‌ وقف‌ نمود و مسجد سیدعزیزاللّه‌ واقع‌ در محله‌ بازار قدیم‌ نزدیك‌ چارسوق‌ كوچك‌ كه‌ كاشی‌كاریهای‌ زیبایی‌ دارد.[۱۴] در آن زمان طبق گفته ژنرال گاردان فرانسوي تهران حدود 50000 نفر جمعيت داشت (سال 1222هجري قمري )

در زمان به سلطنت رسيدن محمد شاه قاجار رونق و رشد تهران ادامه يافت. باغ داوديه ، مسجد جمعه وبازار بين الحرمين در زمان سلطنت وي احداث شد. در همين دوره به دستور ميرزاآقاسي دو محله به نامهاي عباس آباد و محمديه به محله هاي تهران اضافه شد. علاوه بر اين مهاجرت اهالي قفقاز كه به علت جنك روس و ايران صورت كرفت هم در رونق و رشد تهران موثر بوده است، چرا كه اكثرا در تهران سكونت گزيدند. در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به همت ميرزا تقي خان اميركبير بناهاي زيادي احداث شد. از جمله آنها مي توان از مدرسه دارالفنون ، بازار امير، بازار كفاشها و سراي امير نام برد. جمعيت تهران نيزدر اين زمان بسيار زياد شده و به 150هزار نفر رسيده بود. لذا ميرزا يوسف مستوفي الممالك (صدر اعظم) و ميرزا عيسي (وزير) مامور شدند تا محدوده جديد شهر را تعيين كنند و از انجايي كه اين مهم نيازمند نقشه بود در سال 1275هجري قمري كروهي به سربرستي عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه و با همكاري موسيوكرشيش سرتيب و معلم توپخانه و دستياري چند نفر از شاگردان مدرسه دارالفنون براي اولين بار از تهران نقشه برداري كردند و در سال 1284 هجري قمري با همكاري مهندس بوهلر فرانسوي و جمعي از مهندسان و معماران نقشه جديدي از تهران تهيه كرده و اراضي وسيعي را داخل محدوده شهر وارد كردند و شهر را باخندقها و باروهاي جديد (به شكل هشت ضلعي) محدود ساختند. ارتباط شهر نيز با خارج از طريق 12 دروازه به نامهاي : شميران ، دولت ، يوسف آباد، دوشان تبه ، دولاب ،خراسان ، باغشاه ، قزوين ، كمرك ، حضرت عبدالعظيم ، غار و خاني آباد امكان پذير بود.[۱۵]

تهران از 1300 هجری قمری تا کنون

در سال 1305 هجري قمري مهندس عبدالغفار نجم الملك معلم رياضيات مدرسه دارالفنون با كمك عده اي از معلمان ديگر و بيست نفر از شاگردان مدرسه مزبور از تهران جديد به مقياس 2000:1 نقشه برداري كردند . بر اساس همين عمليات محيط شهر را 19200 متر محاسبه كردند و جمعيت تهران راهم 250 هزار نفر سرشماري كردند. اين هييت براي تهيه نقشه حدود 4 سال وقت صرف كردند و بالاخره در سال 1309 هجري قمري نقشه تهران جديد به باي جاب رسيد كه در مقايسه با نقشه موسيو كرشيش از دقت بالايي برخوردار بود. از ديكر بناهاي مهم دوره سلطنت ناصرالدين شاه مي توان باغ كلستان ، باغ و قصر سلطنت آباد، مدرسه و مسجد شهيد مطهري (سبهسالار) ، باغ فردوس ، ميدان امين السلطان ، شمس العماره و... را نام برد. در اين دوره جند محله نيز با نامهاي سنكلج ، خاني آباد، قنات آباد، باچنار، كود زنبوركخانه و بازار بزرك به محله هاي تهران اضافه شد. اينها مربوط به تحولاتي بود كه تا قبل از سال 1300هجري شمسي بوقوع بيوست ولي تحول اساسي و نوين سازي تهران از سال 1300 هجري شمسي به بعد انجام شد.

تحولات بعد از 1300هجري شمسي را ميتوان به 4 دوره تقسيم نمود:


در دوره اول (سالهاي 1300 تا 1320): تقريبا تمامي خندقها و دروازه ها از ميان رفت و كوچه ها و معابر قديمي اصلاح شد و چهره شهر شكل منظم هندسي به خود گرفت. جمعيت تهران هم در اين سده افزايش چشمگيري بيدا كرد به نحوي كه طي دو سرشماري در سالهاي 1310و1319 هجري شمسي از 300 هزار نفر(سرشماري اول) به540 هزار نفر(سرشماري دوم ) رسيد. از ساختمانها و تاسيسات مهم اين دوره مي توان بانك ملي ايران ،وزارت امورخارجه ، شهرباني كل كشور، ايستگاه راه آهن تهران ، دانشگاه تهران ، ايستگاه فرستنده راديويي تهران ، باشگاه افسران و چند بيمارستان نام برد.

دوره دوم (سالهاي 1320 تا 1332) : اين دوره مصادف با بروز جنك جهاني دوم بود لذا تغييرات زيادي انجام نشد و تنها شهر از اطراف اندكي توسعه يافت . جمعيت تهران در اين دوره مطابق آمار رسمي سال 1325 حدود 880 هزار نفر بود. دوره سوم (سالهاي 1332 تا 1357ه.ش ) در اين دوره به علت احداث بزرگراهها، خيابانها و بلوارها ، شهركهاي جديد، ساختمانهاي بزرگ ، تهران رشد چشمگيري داشته و از هر سو كسترش بيدا كرده بود به نحوي كه يكي از شهرهاي بزرگ قاره آسيا محسوب مي شد. جمعيت ان نيز به سرعت افزايش پيدا كرده بود و از يك ميلون و هشتصد هزار نفر 1335 به چهارميليون و پانصدو سي هزار نفر در سال 1355 (طي 20 سال ) رسيد.

دوره چهارم از سال 1357 تا كنون : در اين دوره كه مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي و سالهاي بعد از آن است تهران رشد چشمكيري داشته و از هر سو گسترده شده است. علت اين امر را مي توان بروز جنگ تحميلي عراق بر ايران و پديده مهاجرت ، اختصاص باره اي از اراضي به تعاونيها براي خانه سازي و بالاخره ايجاد خانه هاي ارزان قيمت دانست . بر اساس آمار سال 1371 جمعيت تهران بالغ بر 6620461 نفر مي باشد و اكنون از مرز 8500000 نفر كذشته است

با توجه به اينكه تهران مساحتي حدود 1200 كيلومتر مربع دارد ، لذا تراكم جمعيت آن به حدود 5518 نفر در كيلومتر مربع يا18÷ 55 نفر در هكتار مي رسد كه نشانگر يكي از متراكم ترين شهرهاي جهان است . تهران كنوني از طريق يك فرودكاه بين المللي (مهر آباد) با خارج از كشور ارتباط دارد. در اين رابطه بايد خاطر نشان ساخت كه تعداد خطوط هوايي كه تهران را به نقاط مختلف دنيا مرتبط مي كند در چند سال اخير افزايش پيدا كرده است ، در ضمن فرودكاه بين المللي امام (7تير) نيز دردست احداث است . اين فرودگاه وسعتي بالغ بر 15 كيلومتر مربع دارد و در 35 كيلومتري جنوب غربي تهران واقع شده است و بزودي با ظرفيت 5/7 ميليون مسافر در سال آغاز بكار خواهد كرد.

محور ارتباطي ديكر راه آهن مي باشد. كه از نظر حجم مسافر درصد بالايي را به خود اختصاص مي دهد. خطوط سراسري تهران اروبا نيز از مبدا تهران فعاليت گسترده اي دارد. علاوه بر آن مترو هم در دست احداث است كه دو مسير آن خط روگذر بوده (خط سريع السير تهران -كرج و خط سريع السير تهران -بهشت زهرا و بقيه زير كذر است و شامل 4 خط عمده شمالي -جنوبي و شرقي - غربي مي باشد. علاوه بر خطوط هوايي و راه آهن ، راههاي آسفالته بخصوص اتوبانها و بزركراهها از اهميت ويزه اي در ارتباط تهران با ساير نقاط برخوردار است.

تهران امروزه داراي بزرگراهها و اتوبانهاي متعددي مي باشد كه ارتباط قسمتهاي مختلف را باهم و نيز حاشيه و اطراف آن امكانپذير مي سازد. يكي ديگر از طرحهاي اجرايي جهت سرعت بخشيدن به حمل و نقل مسافر ايجاد خطوط اتوبوس برقي است كه در حال خاضر دو خط آن فعال ميباشد: ميدان امام حسين -سه راه تهرانبارس ، ميدان امام حسين- ميدان خراسان .طرح خط ويژه هم گام موثري در حمل و نقل مسافر در محدوده مركزي شهر مي باشد.

طرح جامع ديگري در كاهش بار ترافيك اجراي ((طرح ترافيك )) مي باشد. اين طرح از 1358 به اجرا درآمد و امروزه با تغييراتي در حدو مرز آن از ساعت 30:6 صبح لغايت 5 بعد از ظهر قابل اجراست . برپايي نمايشگاههاي بين المللي و داخلي با موضوع هاي مختلف علمي ، فرهنگي ،هنري و تجاري و ... خود به اهميت تهران به عنوان يك مركز ثقل مي افزايد و همه ساله شاهد شكوفايي و رشد بيشتر اين نمايشكاهها از نظر كمي و كيفي هستيم.[۱۶]

پانویس

  1. آشنایی با تهران، همشهری آن لاین، بازیابی: 22 شهریور 1393
  2. شناخت نامه حضرت عبدالعظيم حسني (ع) و شهر ري، ج14، ص 173، بازیابی: 22 شهریور 1393
  3. الهه خسروی‌یگانه، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ساختار، اعضا و ...، خبر آن لاین، بازیابی: 22 شهریور 1393
  4. سيد محمد حسين حسيني طهراني، نورملكوت قرآن، ج4، ص143
  5. به عنوان نمونه سمعانى در كتاب الانساب صفحه ۳۷۴ نقل از شناخت نامه حضرت عبدالعظيم حسني (ع) و شهر ري، ج14، ص 166

    و سیر اعلام‌النّبلاء (ج‌ 12، ص‌ 629) و تاریخ‌الاسلام‌ (حوادث‌ و وفیات‌ 261ـ280، ص‌ 443)، ابن‌حَجر عَسقَلانی‌، ج‌ 9، ص‌ 104ـ 105 نقل از دائره المعارف بزرگ اسلامی، مدخل تهران

  6. شناخت نامه حضرت عبدالعظيم حسني (ع) و شهر ري، ج14، ص 173، بازیابی: 22 شهریور 1393
  7. جلال فرهمند، دروازه‌هاي دارالخلافه طهران، ماهنامه الکترونیکی بهارستان، بازیابی: 22 شهریور 1393
  8. دائره المعارف بزرگ اسلامی، بازیابی: 22 شهریور 1393
  9. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  10. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  11. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  12. پیشینه تاریخی استان تهران، ویکی اطلس فرهنگی ایران، بازیابی: 22 شهریور 1393
  13. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  14. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  15. دائره المعارف طهور، بازیابی: 22 شهریور 1393
  16. دائره المعارف طهور، بازیابی: 22 شهریور 1393