باعث (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی '{{مدخل دائرة المعارف|دائرة المعارف قرآن کریم}} {{الگو:نیازمند ویرایش فنی}} '''با...' ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{مدخل دائرة المعارف|[[دائرة المعارف قرآن کریم]]}}
 
{{مدخل دائرة المعارف|[[دائرة المعارف قرآن کریم]]}}
  
{{الگو:نیازمند ویرایش فنی}}
+
'''باعث: برانگيزاننده پيامبران به نبوت و انسانها پس از مرگ، از اسما و صفات الهى'''
  
'''باعث: برانگيزاننده پيامبران به نبوت و انسانها پس از مرگ، از اسما و صفات الهى'''
+
باعث اسم فاعل از مصدر «بَعْث» (برانگيختن) و در لغت به معناى برانگيزنده است.<ref>مفردات، ص‌132؛ لسان‌العرب، ج‌1، ص‌438، «بعث».</ref> واژه بَعْث به حسب موارد استعمال و به اعتبار متعلَّق آن در معانى توجيه (گرداندن)، ارسال (فرستادن)، اهباب (وزاندن)، ايصال.<ref>التحقيق، ج‌1-2، ص‌295، «بعث».</ref> (رساندن) و مانند آن همچون تنبيه<ref>ترتيب العين، ص‌174، «بعث».</ref> (بيدار ساختن) به كار رفته است.
  
باعث اسم فاعل از مصدر «بَعْث» (برانگيختن) و در لغت به معناى برانگيزنده است.<ref> مفردات، ص‌132؛ لسان‌العرب، ج‌1، ص‌438، «بعث».</ref> واژه بَعْث به حسب موارد استعمال و به اعتبار متعلَّق آن در معانى توجيه (گرداندن)، ارسال (فرستادن)، اهباب (وزاندن)، ايصال<ref> التحقيق، ج‌1 - 2، ص‌295، «بعث».</ref> (رساندن) و مانند آن همچون تنبيه<ref> ترتيب العين، ص‌174، «بعث».</ref> (بيدار ساختن) به كار رفته است.
+
باعث در حقيقت به معناى ايجادكننده انگيزه در موجود و خارج كننده آن از حالت تساوى و مايل ساختن آن به سَمْتى خاص است، گرچه معناى مذكور با توجه به اختلاف موارد استعمال مستلزم معانى گوناگونى است. واژه باعث كه بر اساس روايات از اسماى حسناى الهى است.<ref>الكافى، ج1، ص‌164؛ بحارالانوار، ج‌4، ص‌210.</ref> در [[قرآن كريم]] صريحاً نيامده؛ اما مشتقات ماده آن 67 بار در [[قرآن]] به كار رفته<ref>المعجم الاحصائى؛، ج‌1، ص‌381.</ref> و بيشتر در موارد زنده كردن و زنده شدن پس از [[مرگ]]، اعم از حيات دوباره در روز قيامت كه از آن به حشر و [[معاد]] تعبير مى‌شود و نيز فرستادن انبيا بكار رفته است.
  
باعث در حقيقت به معناى ايجاد كننده انگيزه در موجود و خارج كننده آن از حالت تساوى و مايل ساختن آن به سَمْتى خاص است، گرچه معناى مذكور با توجه به اختلاف موارد استعمال مستلزم معانى گوناگونى است. واژه باعث كه براساس روايات از اسماى حسناى الهى است<ref> الكافى، ج1، ص‌164؛ بحارالانوار، ج‌4، ص‌210.</ref> در قرآن كريم صريحاً نيامده؛ اما مشتقات ماده آن 67 بار در قرآن به كار رفته<ref> المعجم الاحصائى؛، ج‌1، ص‌381.</ref> و بيشتر در موارد زنده كردن و زنده شدن پس از مرگ، اعم از حيات دوباره در روز قيامت كه از آن به حشر و معاد تعبير مى‌شود و نيز فرستادن انبيا به كار رفته است.
+
مفسران با توجه به موارد استعمال بعث و مشتقات آن در [[قرآن كريم]] معانى متعددى از آن گرفته‌اند كه عبارت است از:
  
مفسران با توجه به موارد استعمال بعث و مشتقات آن در قرآن كريم معانى متعددى از آن گرفته‌اند كه عبارت است از:
+
1. الهام كردن؛ در ماجراى قتل هابيل خداوند به كلاغى الهام كرد تا زمين را بكاود:<ref>بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref> {{متن قرآن|«فَبَعَثَ اللّهُ غُرابـًا يَبحَثُ فِى الاَرضِ...»}}. ([[سوره مائده]]/5‌، 31)
  
1. الهام كردن؛ در ماجراى قتل هابيل خداوند به كلاغى الهام كرد تا زمين را بكاود<ref> بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref>: «فَبَعَثَ اللّهُ غُرابـًا يَبحَثُ فِى الاَرضِ...» . (مائده/5‌،31)
+
2. جعل و قرار دادن؛ در داستان طالوت خداوند وى را زمامدار و فرمانده سپاه قرار داد:<ref>مجمع البيان، ج‌2، ص‌612‌؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref> {{متن قرآن|«اِنَّ اللّهَ قَد بَعَثَ لَكُم طالوتَ مَلِكـًا...»}}. ([[سوره بقره]]/2، 247)
  
2. جعل و قرار دادن؛ در داستان طالوت خداوند وى را زمامدار و فرمانده سپاه قرار داد:<ref> مجمع البيان، ج‌2، ص‌612‌؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref> «اِنَّ اللّهَ قَد بَعَثَ لَكُم طالوتَ مَلِكـًا...» . (بقره/2،247)
+
3. بيداركردن از خواب: {{متن قرآن|«و هُوَ الَّذى يَتَوَفـّكُم بِالَّيلِ ويَعلَمُ ما جَرَحتُم بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبعَثُكُم فيهِ لِيُقضى اَجَلٌ مُسَمًّى...»}}؛ اوست كه [روح] شما را به شب برمى‌گيرد و آنچه در روز كرده باشيد، مى‌داند. سپس شما را در روز برمى‌انگيزد تا مدتى نامبرده سپرى شود». ([[سوره انعام]]/6‌، 60)؛ يعنى در روز شما را از خواب بيدار مى‌كند.<ref>بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref>
  
3. بيدار كردن از خواب: «و هُوَ الَّذى يَتَوَفـّـكُم بِالَّيلِ ويَعلَمُ ما جَرَحتُم بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبعَثُكُم فيهِ لِيُقضى اَجَلٌ مُسَمًّى... = اوست كه ]روح] شما را به شب برمى‌گيرد و آنچه در روز كرده باشيد مى‌داند. سپس شما را در روز برمى‌انگيزد تا مدتى نامبرده سپرى شود». (انعام/6‌،60)؛ يعنى در روز شما را از خواب بيدار مى‌كند.<ref> بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref>
+
برخى اين معنا را گسترش داده و آن را شامل بيداركردن آفريدگان از خواب [[برزخ]] و ورود به عرصه محشر دانسته<ref>شرح الاسماء، ص‌386.</ref> و گفته‌اند: همان‌گونه كه حيات دنيوى در مقايسه با حيات برزخى خواب است حيات برزخى نيز در مقايسه با حيات اخروى و حضور در پيشگاه خداوند قادر، خواب است:<ref>شرح الاسماء، ص‌183.</ref> {{متن قرآن|«مَن بَعَثَنا مِن مَرقَدِنا...»}}. ([[سوره يس]]/36، 52)
برخى اين معنا را گسترش داده و آن را شامل بيدار كردن آفريدگان از خواب برزخ و ورود به عرصه محشر دانسته<ref> شرح الاسماء، ص‌386.</ref> و گفته‌اند: همان‌گونه كه حيات دنيوى در مقايسه با حيات برزخى خواب است حيات برزخى نيز در مقايسه با حيات اخروى و حضور در پيشگاه خداوند قادر، خواب است<ref> شرح الاسماء، ص‌183.</ref>: «مَن بَعَثَنا مِن مَرقَدِنا...» . (يس/36،52)
 
  
4. مسلط كردن: «بَعَثنا عَلَيكُم عِبادًا لَنا اولى بَأس شَديد... = بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما برمى‌گماريم [مسلط مى‌كنيم]». (اسراء/17،5)<ref> بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214.</ref>
+
4. مسلط كردن: {{متن قرآن|«بَعَثنا عَلَيكُم عِبادًا لَنا اولى بَأس شَديد...»}}؛ بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما برمى‌گماريم [مسلط مى‌كنيم]. ([[سوره اسراء]]/17، 5)<ref>بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214.</ref>
  
5‌. فرستادن انبيا و رسل<ref> موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.</ref>: «فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيّينَ مُبَشِّرينَ و مُنذِرينَ...» . (بقره/2،213 و نيز نحل/16،36)
+
5‌. فرستادن انبيا و رسل:<ref>موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.</ref> {{متن قرآن|«فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيّينَ مُبَشِّرينَ و مُنذِرينَ...»}}. ([[سوره بقره]]/2، 213 و نيز [[سوره نحل]]/16، 36)
  
6‌. زنده گردانيدن پس از مرگ، اعم از اينكه در دنيا و به معناى رجعت: «ثُمَّ بَعَثنـكُم مِن بَعدِ مَوتِكُم» (بقره/2،56)<ref> بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ مجمع البيان، ج‌1، ص‌241؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref> يا زنده كردن در قيامت و حشر باشد: «ثُمَّ اِنَّكُم يَومَ القِيـمَةِ تُبعَثون» . (مؤمنون/23، 16)
+
6‌. زنده گردانيدن پس از [[مرگ]]، اعم از اين كه در دنيا و به معناى رجعت: {{متن قرآن|«ثُمَّ بَعَثنكُم مِن بَعدِ مَوتِكُم»}}. ([[سوره بقره]]/2، 56)<ref>بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ مجمع البيان، ج‌1، ص‌241؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.</ref> يا زنده كردن در [[قيامت ]] و حشر باشد: {{متن قرآن|«ثُمَّ اِنَّكُم يَومَ القِيمَةِ تُبعَثون»}}. ([[سوره مومنون]]/23، 16)
  
7. بيرون آوردن از قبر: «اَنَّ اللّهَ يَبعَثُ مَن فِى القُبور» .<ref> بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌215؛ موسوعة له الاسماء الحسنى، ج1، ص‌266.</ref> (حجّ/22،7 و نيز يس/36،52)
+
7. بيرون آوردن از قبر: {{متن قرآن|«اَنَّ اللّهَ يَبعَثُ مَن فِى القُبور»}}.<ref>بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌215؛ موسوعة له الاسماء الحسنى، ج1، ص‌266.</ref> ([[سوره حج]]/22، 7 و نيز [[سوره يس]]/36، 52)
برخى از شارحان اسماى الهى نيز براى باعث معانى گوناگونى ذكر كرده‌اند كه مانند معانى گذشته لازمه معناى اصلى باعث است؛ از جمله: نگهدارنده بنده در هنگام سقوط و دستگيرى كردن از وى<ref> الاسماء والصفات، ج‌1، ص‌149.</ref>، پناه دهنده بندگان در هنگام عجز و ناتوانى و قبول كننده توبه بعد از گناه<ref> موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.</ref>، وادار كننده بندگان به كارهاى سترگ و ارزشمند و بازدارنده از وسوسه‌هاى شيطانى<ref> موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.</ref>، برانگيزاننده انسانها به طاعت و فرمانبردارى<ref> الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌476.</ref> و پاك كردن دلهايشان از هوا و هوس و مبرا كردن اعمالشان از پلشتى و دنس،<ref> موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.</ref> برانگيزاننده اراده‌ها براى دستيابى به مقام توحيد<ref> موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.</ref> و آشكار كننده آنچه در عالم غيب است.<ref> موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.</ref>
 
  
== پانویس ==
+
برخى از شارحان اسماى الهى نيز براى باعث معانى گوناگونى ذكر كرده‌اند كه مانند معانى گذشته لازمه معناى اصلى باعث است؛ از جمله: نگهدارنده بنده در هنگام سقوط و دستگيرى كردن از وى<ref>الاسماء والصفات، ج‌1، ص‌149.</ref>، پناه دهنده بندگان در هنگام عجز و ناتوانى و قبول كننده توبه بعد از گناه<ref>موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.</ref>، واداركننده بندگان به كارهاى سترگ و ارزشمند و بازدارنده از وسوسه‌هاى شيطانى<ref>موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.</ref>، برانگيزاننده انسانها به طاعت و فرمانبردارى<ref>الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌476.</ref> و پاك كردن دلهايشان از هوا و هوس و مبراكردن اعمالشان از پلشتى و دنس،<ref> موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.</ref> برانگيزاننده اراده‌ها براى دستيابى به مقام توحيد<ref>موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.</ref> و آشكاركننده آنچه در عالم غيب است.<ref>موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.</ref>
  
 +
==پانویس==
 
<references/>
 
<references/>
  
 
==منابع==
 
==منابع==
 
+
ابوطالب طالبی دارابی، دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 5.
ابوطالب طالبی دارابی، دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 5 .
 
 
 
  
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]

نسخهٔ ‏۴ مارس ۲۰۱۳، ساعت ۱۰:۵۹

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


باعث: برانگيزاننده پيامبران به نبوت و انسانها پس از مرگ، از اسما و صفات الهى

باعث اسم فاعل از مصدر «بَعْث» (برانگيختن) و در لغت به معناى برانگيزنده است.[۱] واژه بَعْث به حسب موارد استعمال و به اعتبار متعلَّق آن در معانى توجيه (گرداندن)، ارسال (فرستادن)، اهباب (وزاندن)، ايصال.[۲] (رساندن) و مانند آن همچون تنبيه[۳] (بيدار ساختن) به كار رفته است.

باعث در حقيقت به معناى ايجادكننده انگيزه در موجود و خارج كننده آن از حالت تساوى و مايل ساختن آن به سَمْتى خاص است، گرچه معناى مذكور با توجه به اختلاف موارد استعمال مستلزم معانى گوناگونى است. واژه باعث كه بر اساس روايات از اسماى حسناى الهى است.[۴] در قرآن كريم صريحاً نيامده؛ اما مشتقات ماده آن 67 بار در قرآن به كار رفته[۵] و بيشتر در موارد زنده كردن و زنده شدن پس از مرگ، اعم از حيات دوباره در روز قيامت كه از آن به حشر و معاد تعبير مى‌شود و نيز فرستادن انبيا بكار رفته است.

مفسران با توجه به موارد استعمال بعث و مشتقات آن در قرآن كريم معانى متعددى از آن گرفته‌اند كه عبارت است از:

1. الهام كردن؛ در ماجراى قتل هابيل خداوند به كلاغى الهام كرد تا زمين را بكاود:[۶] «فَبَعَثَ اللّهُ غُرابـًا يَبحَثُ فِى الاَرضِ...». (سوره مائده/5‌، 31)

2. جعل و قرار دادن؛ در داستان طالوت خداوند وى را زمامدار و فرمانده سپاه قرار داد:[۷] «اِنَّ اللّهَ قَد بَعَثَ لَكُم طالوتَ مَلِكـًا...». (سوره بقره/2، 247)

3. بيداركردن از خواب: «و هُوَ الَّذى يَتَوَفـّكُم بِالَّيلِ ويَعلَمُ ما جَرَحتُم بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبعَثُكُم فيهِ لِيُقضى اَجَلٌ مُسَمًّى...»؛ اوست كه [روح] شما را به شب برمى‌گيرد و آنچه در روز كرده باشيد، مى‌داند. سپس شما را در روز برمى‌انگيزد تا مدتى نامبرده سپرى شود». (سوره انعام/6‌، 60)؛ يعنى در روز شما را از خواب بيدار مى‌كند.[۸]

برخى اين معنا را گسترش داده و آن را شامل بيداركردن آفريدگان از خواب برزخ و ورود به عرصه محشر دانسته[۹] و گفته‌اند: همان‌گونه كه حيات دنيوى در مقايسه با حيات برزخى خواب است حيات برزخى نيز در مقايسه با حيات اخروى و حضور در پيشگاه خداوند قادر، خواب است:[۱۰] «مَن بَعَثَنا مِن مَرقَدِنا...». (سوره يس/36، 52)

4. مسلط كردن: «بَعَثنا عَلَيكُم عِبادًا لَنا اولى بَأس شَديد...»؛ بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما برمى‌گماريم [مسلط مى‌كنيم]. (سوره اسراء/17، 5)[۱۱]

5‌. فرستادن انبيا و رسل:[۱۲] «فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيّينَ مُبَشِّرينَ و مُنذِرينَ...». (سوره بقره/2، 213 و نيز سوره نحل/16، 36)

6‌. زنده گردانيدن پس از مرگ، اعم از اين كه در دنيا و به معناى رجعت: «ثُمَّ بَعَثنكُم مِن بَعدِ مَوتِكُم». (سوره بقره/2، 56)[۱۳] يا زنده كردن در قيامت و حشر باشد: «ثُمَّ اِنَّكُم يَومَ القِيمَةِ تُبعَثون». (سوره مومنون/23، 16)

7. بيرون آوردن از قبر: «اَنَّ اللّهَ يَبعَثُ مَن فِى القُبور».[۱۴] (سوره حج/22، 7 و نيز سوره يس/36، 52)

برخى از شارحان اسماى الهى نيز براى باعث معانى گوناگونى ذكر كرده‌اند كه مانند معانى گذشته لازمه معناى اصلى باعث است؛ از جمله: نگهدارنده بنده در هنگام سقوط و دستگيرى كردن از وى[۱۵]، پناه دهنده بندگان در هنگام عجز و ناتوانى و قبول كننده توبه بعد از گناه[۱۶]، واداركننده بندگان به كارهاى سترگ و ارزشمند و بازدارنده از وسوسه‌هاى شيطانى[۱۷]، برانگيزاننده انسانها به طاعت و فرمانبردارى[۱۸] و پاك كردن دلهايشان از هوا و هوس و مبراكردن اعمالشان از پلشتى و دنس،[۱۹] برانگيزاننده اراده‌ها براى دستيابى به مقام توحيد[۲۰] و آشكاركننده آنچه در عالم غيب است.[۲۱]

پانویس

  1. مفردات، ص‌132؛ لسان‌العرب، ج‌1، ص‌438، «بعث».
  2. التحقيق، ج‌1-2، ص‌295، «بعث».
  3. ترتيب العين، ص‌174، «بعث».
  4. الكافى، ج1، ص‌164؛ بحارالانوار، ج‌4، ص‌210.
  5. المعجم الاحصائى؛، ج‌1، ص‌381.
  6. بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.
  7. مجمع البيان، ج‌2، ص‌612‌؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.
  8. بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.
  9. شرح الاسماء، ص‌386.
  10. شرح الاسماء، ص‌183.
  11. بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214.
  12. موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.
  13. بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌214؛ مجمع البيان، ج‌1، ص‌241؛ روض الجنان، ج‌1، ص‌297.
  14. بصائر ذوى التمييز، ج‌2، ص‌215؛ موسوعة له الاسماء الحسنى، ج1، ص‌266.
  15. الاسماء والصفات، ج‌1، ص‌149.
  16. موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.
  17. موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.
  18. الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌476.
  19. موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.
  20. موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌266.
  21. موسوعة له الاسماء الحسنى، ج‌1، ص‌265.

منابع

ابوطالب طالبی دارابی، دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 5.