اعجاز عددی قرآن

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مقاله‌ی مربوط به این عنوان از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon article.jpg
محتوای فعلی "مقاله‌ یک نشریه" متناسب با این عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)



اعجاز عددی قرآن

مقدمه

خداوند برای ایجاد تحول فرهنگی در هر عصری، از اعجاز استفاده کرده است. لذا شایسته است، همه کسانی که در این راستا ایفای نقش می کنند، برای تعمیق و تقویت اعتقادات از این دریچه وارد شوند ولی معجزه عصر حاضر یعنی قرآن به زبان عربی است که جنبه اصلی اعجاز آن، یعنی فصاحت و بلاغت قرآن برای ما فارسی زبانان چندان قابل درک نیست.

کما این که بی نظیرترین اشعار فارسی برای کسی که با این زبان بیگانه است، هیچ تفاوتی با الفاظ عامیانه ندارد. ترجمه این اشعار هم زیبایی و فصاحت و بلاغت زبان اصلی را ندارد. در مورد قرآن نیز چنین است و صرفنظر از جنبه معنوی و معرفتی آن، جنبه اصلی اعجاز آن یعنی همان فصاحت و بلاغت و به تعبیری زیبایی و شیوایی کلام برای ما چندان ظاهر نیست.

لذا بهتر است از بعدی وارد شد که برای همگان قابل درک و فهم باشد و قوه اعجاب آنان را برانگیزد. از جمله این موارد، اعجاز قرآن از جنبه ریاضی و عددی است. در این مجال سعی شده تا مجموعه ای از اعجاز عددی قرآن که تاکنون کشف و ضبط شده و در دسترس اینجانب بوده است، به صورت فشرده و خلاصه ارائه شود. تفصیل مطالب را می توان از منابع بدست آورد.

قسمت اول: اعجاز در تناسب کلمات قرآن

الف) تناسب کلمات با مصداق های آن ها:

  1. کلمه یوم (روز) به صورت مفرد 365 مرتبه (دقیقاً به تعداد روزهای سال) و به صورت مثنی و جمع 30 مرتبه (به تعداد روزهای ماه).
  2. کلمه شهر (به معنای ماه) در کل قرآن 12 مرتبه (به تعداد ماه های سال).
  3. کلمه امام به صورت مفرد و جمع 12 مرتبه.

ب) تساوی در کلمات متضاد:

  1. دنیا و آخرت؛ 115 مرتبه.
  2. شیطان و ملائکه؛ 68 مرتبه.
  3. حیات و موت؛ 145 مرتبه.
  4. سیّئات (گناهان) و صالحات (کارهای نیک)؛ 167 مرتبه.
  5. کفر و ایمان؛ 25 مرتبه.
  6. نفع و فساد؛ 50 مرتبه.
  7. حرّ (گرما) و برد (سرما)؛ 4 مرتبه.
  8. صیف (تابستان) و شتا (زمستان)؛ 1 مرتبه.

ج) تناسب در کلمات مرتبط با هم:

این قسمت مثال های متعددی دارد که به منظور رعایت اختصار به ذکر تعدادی از آنها اکتفا می شود:

  1. روایات، لازمه محبت را طاعت دانستند. لذا هر کدام از کلمات محبت و طاعت 83 مرتبه آمده اند.
  2. زکات برای مال برکت می آورد. هر کدام از کلمات زکات و برکت 32 مرتبه آمده اند.
  3. صلوة برای انسان نجات را دربر دارد. این دو کلمه مساوی هم و هر یک 67 مرتبه آمده است.
  4. کافرین در قیامت در نار (آتش) عذاب می شوند، این دو کلمه مساوی هم و هر یک 154 مرتبه آمده است.
  5. مسلمین همواره در جهاد هستند، این دو کلمه مساوی هم و هر یک 41 مرتبه آمده است.
  6. دین با مساجد آمیخته است، این دو کلمه مساوی هم و هر یک 92 مرتبه آمده است.
  7. به تعبیر قرآن، بندگان شکور (یعنی بسیار شکرکننده) قلیل هستند، این دو کلمه مساوی هم و 75 مرتبه آمده است.
  8. در شدت باید صبر کرد، این دو کلمه مساوی هم و 102 بار آمده است.
  9. بخل برای انسان حسرت ابدی را همراه دارد، این دو کلمه مساوی هم و 12 مرتبه آمده است.
  10. در مصیبت هم باید خدا را شکر کرد، این دو کلمه مساوی هم و 75 مرتبه آمده است.
  11. انفاق باید به قصد رضا (یعنی رضایت خداوند) باشد، این دو کلمه مساوی هم و 73 مرتبه آمده است.
  12. انبیاء، بشیر (یعنی بشارت‌دهنده) و نذیر (یعنی بیم دهنده) هستند، کلمه نبی 75 مرتبه آمده است که با مجموع کلمات بشیر (18 مرتبه) و نذیر (57 مرتبه) برابر است. (75=18+57)
  13. حساب خدا با عدل و قسط همراه است، کلمه حساب 29 مرتبه آمده که با مجموع کلمات عدل (14 مرتبه) و قسط (15 مرتبه) برابر است. (29=14+15)

د) چند برابری ها:

  1. خداوند در دنیا که کوتاه و گذراست، رحمن است و در دنیا و آخرت رحیم است. کلمه رحیم 114 مرتبه (به تعداد سوره های قرآن) و دو برابر رحمن که 57 مرتبه می باشد، آمده است.
  2. کلمه یسر (آسانی) 36 مرتبه و 3 برابر کلمه عسر (سختی) که 12 مرتبه می باشد، آمده است.

قسمت دوم: اعجاز عددی قرآن

الف) اعجاز عدد 19:

  1. اولین آیه قرآن «بسم اللّه الرحمن الرحیم» است که 19 حرف دارد.
  2. اولین سوره ای که نازل شد، سوره علق است که نوزدهمین سوره از آخر قرآن است.
  3. سوره علق دقیقاً 19 آیه دارد.
  4. قرآن مجید 114 سوره دارد که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (6=19/114)
  5. اولین بار که جبرئیل با قرآن نازل شد، 19 کلمه آورد. (اولین نزول = 19 کلمه)
  6. این 19 کلمه 76 حرف دارند که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (4=19/76)
  7. دومین بار که جبرئیل با قرآن نازل شد، 38 کلمه آورد که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (دومین نزول = دو برابر 19 کلمه) (2=38/19)
  8. سومین بار که جبرئیل با قرآن نازل شد، 57 کلمه آورد که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (سومین نزول = سه برابر 19 کلمه) (3=57/19)
  9. تک تک کلمات در «بسم اللّه الرحمن الرحیم» در کل قرآن به تعدادی آمده اند که بر عدد 19 قابل تقسیم هستند: اللّه؛ 2698 مرتبه، اسم؛ 19 مرتبه، الرحمن؛ 57 مرتبه، الرحیم؛ 114 مرتبه. (142=2698/19)، (1=19/19)، (3=357/19)، (6=114/19).
  10. همه سوره ها یک بسم اللّه دارند به جز سوره توبه که بسم اللّه ندارد و سوره نمل که 2 بسم اللّه دارد. پس قرآن مجموعاً 114 بسم اللّه الرحمن الرحیم دارد که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (6=114/19)
  11. همان طور که ذکر شد، سوره توبه بسم اللّه ندارد ولی سوره نمل دو بسم اللّه دارد. حال اگر از سوره توبه بشماریم، سوره نمل نوزدهمین سوره می شود.
  12. تعداد کلمات بین دو بسم اللّه در سوره نمل 342 کلمه است که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (18=342/19)
  13. در قرآن اعداد زیادی آمده اند، مثل «ما موسی را 40 شب دعوت کردیم» و «ما هفت آسمان را آفریدیم» و... تعداد کل اعداد ذکر شده در کل قرآن 285 عدد است که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (15=285/19)
  14. اگر تمام این اعداد را با هم جمع کنیم، عدد 174591 بدست می آید که آن هم بر عدد 19 قابل تقسیم است. (9189=/174591) حتی اگر اعداد تکراری را حذف کنیم، حاصل جمع 162146 خواهد بود که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (85534=162146/19)

ب) رابطه عدد 19 با حروف مقطعه:

درباره رابطه بین عدد 19 با حروف مقطعه تحقیقات وسیعی به عمل آورده اند که به نتایج شگفت آوری در این زمینه دست یافت. در یک قاعده کلی می توان گفت: «هرگاه سوره ای با حرف یا حروف مقطعه ای شروع شود، تعداد کل آن حرف یا حروف مقطعه آن سوره بر عدد 19 قابل تقسیم است».

از مثال های متعدد این قسمت نیز برای رعایت اختصار، به ذکر چند نمونه اکتفا می شود:

  1. حرف مقطعه ق: این حرف در ابتدای 2 سوره آمده است: سوره ق که شامل 57 حرف ق است و سوره شورى که شامل 57 حرف ق است. (3=57/19) قابل توجه است که تعداد حرف ق در هر دو سوره، مساوی است. با این که بلندی سوره شوری 2 برابر سوره ق است. مجموع حروف ق در این سوره هم 114 حرف است که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (6=114/19)
  2. حرف مقطعه ص: این حرف در ابتدای 3 سوره اعراف، سوره مریم و سوره ص آمده است. در کل این سوره ها، مجموعاً 152 بار حرف صاد آمده که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (8=152/19)
  3. حرف مقطعه ن: این حرف در سوره قلم 133 بار آمده است که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (7=133/19)
  4. حروف مقطعه حم: در ابتدای 7 سوره 40، 41، 42، 43، 44، 45 و 46 آمده است. مجموع حروف «ح» و «م» در این سوره ها 2166 است که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (114=2166/19)
  5. حروف مقطعه کهیعص: این حروف مجموعاً در سوره مریم 798 مرتبه آمده که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (42=798/19)
  6. حروف مقطعه الم: این حروف در آغاز 8 سوره 2، 3، 7، 13، 29، 30، 31 و 32 آمده است. مجموع تکرار آن ها 26676 مرتبه است که بر عدد 19 قابل تقسیم است. (1404=26676/19) علاوه بر آن، هر یک از این حروف به تنهایی نیز مضرب عدد 19 هستند. حرف الف در ابتدای سیزده سوره آمده که در این سوره ها جمعاً 17449 حرف الف آمده است. (921 19/17449) حرف لام در ابتدای سیزده سوره آمده که در این سوره ها جمعاً 11780 حرف لام آمده است. (620 19/11780) حرف میم در ابتدای هفده سوره آمده که در این سوره ها جمعاً 8683 حرف میم آمده است. (457=19/8683) علاوه بر آن، جمع این حروف نیز مضرب عدد 19 است. (1998=37962/19)

قسمت سوم: اعجاز در نسبت حروف مقطعه با سایر حروف همان سوره

تعداد حروف مقطعه با حذف مکررات 14 حرف و دقیقاً نصف حروف بیست و هشتگانه عربی است. علمای شیعه از این چهارده حرف، جمله زیر را بدست آورده اند:

صراط علی حق نمسکه: راه علی حق است، به آن چنگ می زنیم.

اما نکته مهم و تعجب انگیز این است که: «هرگاه حرف مقطعه ای در اول سوره ای ذکر شده باشد، نسبت آن حرف مقطعه در کل سوره به تمام حروف آن سوره (و به اصطلاح درصد آن حرف)، از 113 سوره دیگر بیشتر است. این حروف مقطعه به چند بخش قابل تقسیم هستند.

الف) حروف مقطعه یک حرفی:

  • مثال 1. حرف مقطعه ق: این حرف بالاترین درصد را در همین سوره داراست؛ بدون هیچ استثنایی. بعد از آن هم سوره فلق بالاترین درصد را دارد. (700/6) و بعد سوره قيامة (907/3) و بعد سوره الشمس (906/3) و گاهی تفاوت مثل دو مورد اخیر به یک هزارم درصد می رسد ولی قاعده حفظ می شود.
  • مثال 2. حروف مقطعه ص و ن: حرف «ص» در سوره صاد بالاترین درصد از 114 سوره قرآن را داراست. همین طور حرف «ن» در سوره قلم. (برای رعایت اختصار، از ذکر درصد خودداری می شود، می توان به جدول کتاب مراجعه کرد).

ب) حروف مقطعه چندحرفی:

  • مثال 1. حروف مقطعه المص (سوره اعراف): اگر این چهار حرف در این سوره با هم جمع شوند و نسبت را با سایر حروف این سوره بسنجیم (یعنی درصد بگیریم)، خواهیم دید که این درصد از 113 سوره دیگر بیشتر است.
  • مثال 2. حروف مقطعه المر (سوره رعد). عیناً همان قاعده رعایت شده است.
  • مثال 3. حروف مقطعه کهیعص (سوره مریم) نیز همچون مثال های فوق بیشترین درصد را دارد.

ج) حروف مقطعه مشترکی که در آغاز چند سوره آمده اند.

علاوه بر قاعده مذکور، حروفی که در آغاز چند سوره آمده اند در مجموع این سوره ها هم این قاعده رعایت شده است.

مثال: حروف مقطعه الم: مجموع سه حرف «ا، ل، م» اگر در تمام سوره هایی که با الم شروع می شود، حساب شود و نسبت آن با مجموع حروف این سوره ها بدست آید (یعنی درصد آن استخراج شود) این نسبت از مابقی سوره ها بیشتر است.

به عبارت دیگر: نه تنها حروف مقطعه در هر سوره به تنهایی حساب و ضابطه معینی دارند بلکه مجموع این حروف مشابه هم ضابطه معینی دارند و از نظام واحدی پیروی می کنند.

د) حروف مقطعه ای که سوره های آن ها مضمون های مشترک دارند.

علامه طباطبایی، مفسر بزرگ معاصر در این مورد می گوید: «سوره هایی که حروف مقطعه اول آن ها یکی است، از نظر مضمون نیز به هم شباهت دارند. می بینیم سوره اعراف که با المص شروع می شود، مطالبی را که در سوره های «الم» و سوره «ص» هست، در خود جمع کرده است و نیز سوره رعد که با «المر» شروع شده است، مطالب سوره های «الم» و «الر» را نیز دارد.[۱]

نتیجه

می دانیم که آیات قرآن در طول 23 سال نازل شده اند و حالات نزول نیز بسیار متفاوتند؛ در هنگامه جنگ یا صلح در پاسخ سؤالات و شبهات، در برملاکردن حیله ها و نیرنگ ها

ولی مجموع این آیات چنان نظم و نظامی دارد و محاسبات پیچیده ای بر آن حاکم است که تصور آن هم مشکل است.

محاسبه آن نیز با امکانات پیشرفته رایانه ای، سال ها زحمات محققان را دربرداشت. هنوز با گذشت زمان و با پیشرفت علم، دریچه های جدیدی از اعجاز قرآن برای بشر کشف و باز می شوند. همه این امور، دلالت دارد بر دعوی غیرقابل مناقشه خود قرآن که این کتاب پیام خداست و بدون کوچک ترین دخل و تصرفی محفوظ مانده است.

و انسان پس از تفکر در خصوص این معجزه بزرگ الهی، نمی تواند از تصدیق این آیه شریفه خودداری کند که می گوید: اگر این قرآن را بر سر کوهی فرود می آوردیم، هر آینه می دیدی که از هیبت خدایی دچار سرافکندگی و از هم پاشیدگی می شود. (سوره حشر، آیه 21)

پانویس

منابع

مجید بسمل، مجله رشد (آموزش قرآن)، پاییز 1383، شماره 6.