شهید علیرضا محمدی فردویی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شهید علی رضا محمدی فردویی متولد مهر ماه 1339 در روستای فردو از توابع شهرستان قم بود. ایشان تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی در زادگاهش گذراند.در تاریخ بیست و پنجم بهمن‌ماه ۱۳۶۴، در فاو به شهادت رسید.

زندگینامه

شهید محمدی فردویی در تاریخ چهاردهم مهرماه ۱۳۳۹ در روستای فردو از توابع شهرستان قم به دنیا آمد. پدرش علی‌اکبر فرد مومنی بود که برای امرار معاش کشاورزی می کرد. علیرضا در سنین کودکی قرآن خواند را آموخت . دوران مدرسه را با شوق آغاز کرد و تا سال آخر راهنمایی ادامه داد. هر چند که مشکلات اقتصادی خانواده و نبودن دبیرستان در روستا، سبب شد علی‌رضا به قم بیایید و در تعمیرگاه خودرو مشغول کارگری شود. با اوج‌گیری انقلاب مردمی ملت، علی‌رضا هم به خیل انقلابیون پیوست و فعالانه در راهپیمایی ها، پخش اعلامیه و سخنرانی ها شرکت داشت.

دفاع مقدس

با پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه درآمد. طولی نکشید که حمله وحشیانه عراق به خاک وطن، او را مانند همرزمانش به جبهه کشاند. جانشین گردان ادوات لشگر ۱۷ علی‌بن ابیطالب (ع) بود همچنین دلاوری‌هایش در عملیات مهمی چون حصر آبادان، فتح المبین، محرم، رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر4، خیبر، بدر، کربلای4 و والفجر8 از یادها نخواهد رفت.

نحوه شهادت

سرانجام در تاریخ بیست و پنجم بهمن سال 64 در عملیات والفجر8 سرش هدف تیر مستقیم دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید.

وصیتنامه

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

... چند نکته با جوانان غیور دارم که می گویم و یک نکته با مادران، چه مادرانی، شیر زنان بگو که چطور ایثار می کنند و فرزندشان را مانند اسماعیل ها به جبهه می فرستند؛ وای جوانان که بهترین کار را در جبهه کردید، نکند که در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد، ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد.

... همیشه به یاد خدا باشید و هیچ وقت از ولایت فقیه دور نشوید و روحانیت را از خود دور نبینید و امام زمان(عج) ز جان عزیزترمان را فراموش نکنید و در همه مواقع امام را دعا کنید. زیر چتر هیچ گروه و سازمانی نروید، خط امام و بس.

مادرم ناراحت نباش، وحی به من رسیده که دیگر امکان بازگشت به زندگی برای من نیست. اکنون که این وصیت نامه را می نویسم چند ساعتی دیگر به حمله نمانده، آن هم چه حمله ای و چه شوری؛ حسین جان اینان عاشقند، چه نینوایی خواهد شد، حسینیان دور هم نشسته اند و همدیگر را می بوسند و همدیگر را بغل می کنند، عجب صفایی، بی اختیار می گریم، اشک شوق می ریزم، نمی دانم چه کربلایی خواهد شد. دسته ها، گردان ها، تیپ ها و همه یگان ها آماده اند، همه مشغوا کارند، یکی وصیت نامه می نویسد و یکی آموزش می بیند؛ راستی کربلا تکرار شده، یکی خداحافظی می کند، برادران حسینی را می دیدی که به طرف کربلا در ماه محرم و آن هم چه شبی حرکت کرده اند...

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند/روبه صفتان زشت خو را نکشند

گر عاشق صادق ز مردن مهراس /مردار بود هر آنکه او را نکشند

منبع

- موسسه فرهنگی حماسه 17 - نوید شاهد ّ