سردار کابلی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


خرم گلی كه بشكفد از شاخسار علم خوش سبزه‎ای كه سر زند از جویبار علم

علامه حیدرقلی فرزند سردار نور محمد خان در هیجدهم محرم 1293 ق. در محله شیعه نشین قزلباشهای «چنداول» كابل[۱]، طلوع نمود. او یكی از پر فروغ‎ترین اختران حوزه تشیع بود كه شصت سال و اندی از عمر پربركت خویش را در عالم هجرت برای كسب دانش و نشر فرهنگ اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به سر برد و حدود نیم قرن قبل (1372 ق) در باختر مشرق اسلامی یعنی دیار «باختران»‌ این ستاره گمنام از آسمان علم و حكمت غروب نمود.

خاطرات

حیدرقلی كودك چهار ساله بود كه استعمار پیر انگلیس سایه سیاه خود را بر اكثر كشورهای شرقی و غربی گسترده بود. در همین امر دولتمردان انگلیس یكی از مهره‎های خطرناك و وابسته به استكبار جهانی را در افغانستان به قدرت رساندند. با روی كار آمدن «امیر عبدالرحمن خان» شاه جنایت پیشه و مزدور دست به طرحی استعماری زد كه عبارت بود از مخالفت و نابودی مذهب جعفری از هیچ تلاشی دریغ نورزید؛ از كشتار دسته جمعی شیعیان گرفته تا تبعید و به سیاهچال انداختن جمعی از رجال شیعی. نور محمدخان كه از سرداران عالی رتبه ارتش محسوب می‎شد همراه با خانواده‎اش به یكی از ایالات مستعمره بریتانیا (هند شهر تاریخی لاهور) تبعید شد. خانواده سردار مدت هفت سال (1297 - 1304 ق) در لاهور مهاجر بودند. در این ایام حیدرقلی فرزند ارشد سردار راهی مكتب خانه و مدارس دولتی گردید. وی در مدت هفت سال تمام پایه‎های علوم جدید را در لاهور فرا گرفت و در مكتب خانه، علوم دینی و قرآن را آموخت. در حالی كه هنوز دوازده بهار از سن حیدرقلی سپری نشده بود از جمله دانشمندان جوان و ریاضیدانان هوشمند لاهور به حساب می‎آمد.

او در عنفوان جوانی در بیشتر علوم و فنون روز صاحب نظر و رأی بود و در میان دانش‎آموزان شهر لاهور رتبه اول را از آن خود نموده بود، به طوری كه معلمان و اساتید كلاس حیدرقلی از فضل آن دانش‎آموز مهاجر بهره می‎بردند و نسبت به وی احترام خاصی به جا می‎آورند. چندی نگذشت كه آوازه علمی حیدرقلی شهره شهر گشت. دولت مستعمره هند هر چند گاهی اسباب اذیت و آزار خانواده سردار را فراهم می‎ساخت و با بهانه گیریهای واهی روزگار را بر آنان تنگ می‎ساخت و توسط عوامل دولت دست نشانده‌ كابل چنگ و دندانی علیه سردار مهاجر نشان داده می‎شد.

نور محمدخان مجبور شد شهر لاهور را به قصد عراق، «دیار ابرار و احرار» روزگار ترك نماید. بر این اساس (سال 1304 ق) از مسیر اقیانوس هند دل به دریا زده، وارد بندر ساحلی بصره گردید. او و خانواده وی كه سالها در فراق چنین لحظه‎ای دقیقه شماری می‎كردند هم اكنون از تمنای دیدار و عطر گلگون گلهای محمدی اشك شوق روان می‎سازند.

سردار نور محمدخان توانست برای همیشه خود و فرزندان دلبندش را از توفان حوادث نجات بخشیده، بر ساحل بیكران كشتی نوح اهل بیت خود را بیمه نماید.

در محضر خورشید

حیدرقلی هم اكنون مهمان خورشید و در محضر امامان معصوم علیهم السلام قرار گرفته است. او آمده است تا از سرچشمه زلال «قرآن» و كوثر كلام «اهل بیت علیهم السلام» جرعه‎ای بنوشد.


ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‎ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده‎ایم

رهرو منزل عشقیم ز سر حد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده‎ایم

حیدرقلی پس از زیارت مزار پیشوایان اسلام و آشنایی با اختران حوزه نجف اشرف نزد اساتید زبده و وارسته نجف چون شیخ علی اصغر تبریزی، تحصیل علوم حوزوی را آغاز كرد. وی پس از شش سال تلاش بی‎وقفه توانست بر قله رفیع اجتهاد و استنباط علوم اسلامی قرار گیرد. وی در میان طلاب معاصر خود در فضل و دانش نمونه بود و همه او را به حكیم، دانشمند و مجتهد بزرگ می‎شناختند.

مشایخ اجازه

حكیم وارسته علامه سردار كابلی پس از كسب مدارج علمی و رسیدن به درجه اجتهاد و فتوا موفق شد از رجال نامی و استوانه‎های بزرگ حوزه همچون:

  1. آیت الله سید حسن صدر
  2. آیت الله میرزا محمدعلی دشتی
  3. آیت الله حاج سید عباس لاری
  4. آیت الله حاج شیخ عباس قمی
  5. آیت الله سید یحیی خراسانی
  6. آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی

مفتخر به دریافت «اجازه» و نقل روایات گردد.

آشنایی با زبانهای خارجی

سردار همراه با فراگیری علوم معقول (فلسفه، حكمت و هیئت) و منقول (فقه و اصول) به زبانهای زنده جهان (عربی، انگلیسی، عبری و اردو) آشنایی كامل پیدا كرد و با لهجه مخصوص هر زبان قادر به تكلم و محاوره بود و برخی از تألیفات خود را به نگارش درآورد و بعضی از كتب خارجی را ترجمه نمود. وی تحقیقاتی درباره زبان عبری به عمل آورد و برخی از نظرات دانشمند مسیحی عراق (اب انستاس ...) درباره «فقه اللغه» را رد كرد. و نیز كتاب «انجیل برنابا» را از عربی به فارسی درآورده، و با نسخه انگلیسی آن تطبیق داد. وی سروده‎هایی نیز به زبان اردو و انگلیسی دارد.[۲]

هجرت از حوزه

حكیم گمنام علامه سردار كابلی در اوج شكوفایی علمی و در بحبوحه جوانی و رسیدن به قله بلند اجتهاد آهنگ هجرت از حوزه را به صدا درآورد و در تاریخ 1310 ق همراه خانواده به قصد تبلیغ اسلام و انجام رسالت برای تنویر و ارشاد جامعه اسلامی، با حوزه وداع گفت. با اینكه همه نوع امكانات برای او فراهم بود و هیچ گونه مشكل سیاسی و مالی او را تهدید نمی‎كرد، با كوله‎باری از علم و حكمت، حوزه را رها نموده، وارد سرزمین باختران گردید. آن روز شهر باختران از محروم‎ترین مناطق غرب ایران به حساب می‎آمد. با رسیدن كاروان زائر كربلا شهر غرق در شادی و شعف گردید. مردم آن دیار به گرمی از سردار كابلی استقبال نمودند و او را همچون نگینی در بر جان گرفتند از آن روز به بعد شهر باختران منزلگاه ستارگان علم و حكمت گردید و هر چند مدت كاروانی از عالمان و شاگردان مكتب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و پیروان سایر مذاهب برای دیدار و كسب فیض از خرمن علوم سردار وارد این دیار می‎شدند و در طول سال مهمانخانه سردار آكنده از دانشمندان و دانش پژوهان علوم اسلامی و زائران حرم امام حسین ـ علیه السلام ـ بود كه برخی از آنان آشنا به «علوم غریبه» بودند. از آن میان شیخ عبدالرحمن مكی بود كه از وی فن كیمیاگری را آموخت.

هجرت ناباورانه علامه بزرگوار، فقیه روزگار، حوزه‎های علمیه را تكان داد. البته باید یادآور شد كه سردار تنها مهاجر حوزه نبود بلكه بزرگان دیگری هم قبل از ایشان پس از اتمام یك دوره از دروس حوزه و رسیدن به اعلا مراتب معرفت و صعود بر سكوی وعظ و خطا به حوزه را ترك گفته، به شهرهایی چون بلخ و بخارا و ... هجرت نموده‎اند و امروز حضور چشمگیر پیروان تشیع در هند و چین و كشمیر مرهون زحمات همین ستارگان تابناك حوزه‎هاست. چه بسزاست سیره‌ سلف احیا گردد و تنی چند از امروزیان نیز همانند سردار كابلی و فاضل هندی حوزه را برای سامان بخشیدن اوضاع دینی دیار خود ترك گویند و بدان سرزمینها رو كنند.

میراث فرهنگی

تمركز فكری سردار بسیار عالی بود. با اینكه در میان مردم و همواره مأنوس با آنان بود از فعالیتهای علمی و كنكاش در علوم تجربی و فكری غافل نشد. چه بسا در تحقیقات و تألیفات خود بیشتر از حوزه‌ درس و بحث موفق بوده و شبانه روز بهترین لحظات زندگی خود را صرف مطالعه و تحقیق و فراگیری علوم و فنون می‎كرد در پی همین پشتكاری كه داشت فن «كیمیا» گری را در باختران از دانشمندانی كه با وی دیدار داشتند آموخت و به نتایجی بسیار ارزنده دست یافت.

وی تا آخرین دقایق عمرش از كتاب، قلم و دوات فاصله نگرفت. همیشه می‎نوشت و تفكر می‎كرد. هم اكنون آثار ارزشمندی در زمینه‎های مختلف از وی به یادگار مانده است كه بیشتر آنها به صورت پراكنده در كتابخانه‎های عمومی و شخصی در ایران وجود دارد از مجموع 32 جلد تألیفات وی به تعدادی اشاره می‎گردد:

  1. كتاب اربعین (این كتاب حاوی چهل حدیث در فضایل امام علی علیه السلام از طرق اهل سنت می‎باشد.)
  2. نظم باب حادی عشر
  3. شرح دعای صباح
  4. درّ النثیر
  5. رساله در معرفت (جوّ)
  6. غایه التعدیل (قبله شناسی)
  7. ترجمه انجیل برنابا و...

قبله شناس

علامه مجلسی محدث بزرگ شیعه معتقد بود كه محراب قبله مسجد مدینه از سوی سلاطین جور از جایگاه اصلی خود منحرف گردیده است. با اینكه سردار كابلی اكثر محرابهای موجود زمان خود را منحرف، از قبله می‎دانست و خود با اندك انحراف از محراب مساجد نماز می‎گزارد، با نبوغی كه در هیئت و حكمت داشت توانست با فرمولهای پیچیده ریاضی مسأله «انحراف قبله مسجد مدینه» را رد و حكیمانه مدعای خویش را اثبات نماید. وی معتقد است كه محراب مسجد مدینه صد در صد درست و طبق موازین ریاضی و هیئت است و حتی انحراف نداشتن قبله مسجد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را از معجزات بارز مكتب اسلام دانسته و دلایلی در این باره اقامه نموده است.[۳]

انس با كتاب

سردار بیشتر اوقاتش را صرف مطالعه یا نوشتن كتاب می‎كرد، از كتبی كه همیشه در كنار خود می‎گذاشت و دم به دم به آنها مراجعه می‎كرد «تاج العروس»[۴] و «دائره المعارف بریتانیا»؟ بود و كمتر شب و روزی بر او می‎گذشت كه ریاضیات مطالعه نكند. اكثر كتب كتابخانه‎اش را خوانده بود و هر كتابی را كه می‎خرید ضمن مطالعه، اغلاط آن را تصحیح می‎كرد و برای بیشتر كتابهای مهم خود كه چاپ قدیم و فاقد فهرست بودند، فهرست تهیه می‎كرد و حاشیه می‎زد.

خط سردار

او علاوه بر فضایل و مناقبی كه داشت هنرمند خوبی بود و در خط نستعلیق و شكسته قلمی توانا و نقش آفرین داشت. نمونه این دو خط را می‎توان از حواشی سردار بر كتاب «شهاب» تألیف قاضی ابو عبدالله خضاعی و در «غایه التعدیل» مشاهده نمود كه هر دو كتاب به طریق افست چاپ گردیده است.

آیینه اخلاق

سردار كابلی نه فریفته دنیا شد و نه مغرور دانش خود او از ‎آغاز تا آخر عمر، طلبه به معنای واقعی كلمه بود و نه به فكر جاه و مقام افتاد و نه به یاد لشكر و حشم. از تمام وجود او عزت و شرف می‎بارید.

به غنای عجیبی دست یافته بود. در چهره‎اش آثار كبر و نخوت دیده نمی‎شد انسانی بود قانع، صبور، خوشرو و خوش لهجه. وقتی راه می‎رفت زمین را می‎نگریست و وقتی می‎نشست در حال فكر كردن بود. وقتی به كسی می‎رسید با تبسم احوالپرسی می‎كرد و اگر سخن از علم و فضل او به میان می‎آمد می‎گفت: «من ذره‎ای بیش نیستم.» و...

او ظاهری ساده و بی‎آلایش داشت. لباس ساده می‎پوشید، ساده سخن می‎گفت و غذای ساده می‎خورد مهربان بود و با مردم صمیمانه می‎نشست و صادقانه برخورد می‎كرد. از تمام وجودش اخلاص و صفا نمایان بود.

ادب و تواضع آن مرد كریم، دوستان و آشنایانش را به شگفتی وا می‎داشت. بزرگانی كه به كرمانشاه وارد می‎شدند و اشتیاق به ملاقات با او را داشتند، او از باب احترام و ادب ابتدا به دیدن آنها می‎رفت تا آمدن آنها به منزل او جنبه بازدید داشته باشد. وی این احترام را نسبت به هر شخصی مراعات می‎كرد بدون آنكه ملاحظه‎ای به مقام و مرام و مسلك طرف داشته باشد.

وفات

سرانجام حكیم فرزانه دانشمند برجسته، ستاره خاور، مهاجر گمنام علامه حیدرقلی، در عالم هجرت و غربت پس از نیم قرن و اندی تلاش، بررسی و نشر معارف اسلامی، در سحرگاه جمادی الاول 1372 ق. در حال راز و نیاز با ذات بی‎نیاز در سر سجاده نماز در 79 سالگی با قلب آرام و ضمیر امیدوار از آسمان باختران غروب كرد و حوزه‎های علمیه و سرداران علم و معرفت را از رحلت خود عزادار و سیاهپوش ساخت.

پس از مراسم تشییع و عزاداری در باختران تابوت سردار را طبق وصیت خودش به نجف اشرف انتقال دادند. پیكر مطهر او در چهارم جمادی الاول 1372 ق. در میان اشك و آه طلاب و رجال بزرگ حوزه نجف تشییع و در قبرستان وادی السلام در جوار مرقد مطهر «بوتراب» امام علی علیه السلام به خاك سپرده شد.

در فراق ستاره

نزدیك به نیم قرن از غروب دانشور بزرگ، فیلسوف گمنام آیه الله سردار كابلی (ره) می‎گذرد. هنوز هم ارباب خرد و دانش در فراق سردار می‎سوزند و تنها از نظرات وی در محافل و سمینارهای علمی بهره می‎جویند. یكی از آن سرداران نام‎آور معاصر، حكیم بزرگوار علامه آیه الله حسن زاده آملی - دام عزّه - است كه بارها در دروس هیئت و حكمت خود از عظمت علمی سردار كابلی با این جملات قدردانی نموده است: «ایشان ملای عجیبی بود. ملای مجهول القدری بود. در زمان ما جایشان خیلی خیلی در حوزه خالی است. رضوان الله تعالی علیه ...».[۵]


چون كه گل رفت و گلستان شد خراب بوی گل را از كه جوییم، از گلاب

پانویس

  1. . كابل حدود دویست سال پیش از این پایتخت بوده این شهر قرار گرفته است چندان مركز شیعیان در غرب كابل واقع شده است. در ارتفاع 1800 متری از سطح دریا و در بستر جنوبی آبراه كابل پنج شیر قرار دارد. در میان كوههای پست و تپه مانند كه حصار كابل را به وجود می‎آورند.
  2. نگارنده بدان اشعار دست نیافته است.
  3. . می‎توانید به كتاب «قبله شناسی» سردار كابلی یا زندگانی سردار كابلی، تألیف مرحوم كیوان سمیعی مراجعه كنید.
  4. . از معتبرترین لغت نامه‎های موجود به حساب می‎آید.
  5. تلخیص از زندگانی «سردار كابلی»، ستاره خاور، چاپ 1372 سازمان تبلیغات اسلامی، تألیف نگارنده.

منابع

تلخيص از مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی