روز عاشورا

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


منبع : فرهنگ عاشورا، ص:276

نویسنده: جواد محدثى


روز دهم محرّم، روز شهادت سالار شهيدان و فرزندان و اصحاب او در كربلا.

عاشورا در تاريخ جاهليّت عرب، از روزهاى عيد رسمى و ملّى بوده و در آن روزگار، در چنين روزى روزه مى‌گرفتند، روز جشن ملّى و مفاخره و شادمانى بوده است و در چنين روزى لباسهاى فاخر مى‌پوشيدند و چراغانى و خضاب مى‌كردند. در جاهليّت، اين روز را روزه مى‌گرفتند. در اسلام، با تشريع روزه رمضان، آن روزه نسخ شد. گفته‌اند: علّت نامگذارى روز دهم محرّم به عاشورا آنست كه ده نفر از پيامبران با ده كرامت در اين روز، مورد تكريم الهى قرار گرفته‌اند. [۱]

در فرهنگ شيعى، به خاطر واقعه شهادت امام حسين «ع» در اين روز، عظيمترين روز سوگوارى و ماتم به حساب مى‌آيد كه بزرگترين فاجعه و ستم در مورد خاندان پيامبر انجام گرفته و دشمنان اسلام و اهل بيت اين روز را خجسته شمرده به شادى مى‌پرداختند، امّا پيروان خاندان رسالت، به سوگ و عزا مى‌نشينند و بر كشتگان اين روز مى‌گريند. امام صادق «ع» فرمود: «و امّا يوم عاشورا فيوم اصيب فيه الحسين «ع» صريعا بين اصحابه و اصحابه حوله صرعى عراة» [۲] عاشورا روزى است كه حسين «ع» ميان يارانش كشته بر زمين افتاد، ياران او نيز پيرامون او به خاك افتاده و عريان بودند. امام رضا «ع» فرمود: «من كان عاشورا يوم مصيبته و بكائه جعل الله عزّ و جلّ يوم القيامة يوم فرحه و سروره»،[۳] هر كس را كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه باشد، خداوند قيامت را روز شادى او قرار مى‌دهد. در «زيارت عاشورا» درباره اين روز غم‌انگيز كه امويان آن را مبارك مى‌دانستند، آمده است: «اللّهم هذا يوم تبرّكت به بنو اميّة و ابن آكلة الأكباد ...».

امامان شيعه، ياد اين روز را زنده مى‌داشتند، مجلس برپا مى‌كردند، بر حسين بن على «ع» مى‌گريستند، آن حضرت را زيارت مى‌كردند و به زيارت او تشويق و امر مى‌كردند و روز اندوهشان بود. از جمله آداب اين روز، ترك لذّتها، دنبال كار نرفتن، پرداختن به سوگوارى و گريه، تا ظهر چيزى نخوردن و نياشاميدن، چيزى براى خانه‌ ذخيره نكردن، حالت صاحبان عزا و ماتم داشتن و ... است.[۴]

در دوران سلطه امويان و عباسيان، شرايط اجتماعى اجازه مراسم رسمى و گسترده در سوگ ابا عبد الله الحسين را نمى‌داد، امّا هر جا كه شيعيان، قدرت و فرصتى يافته‌اند، سوگوارى پرشور و دامنه‌دارى در ايّام عاشورا به راه انداخته‌اند. در تاريخ است كه معز الدّوله ديلمى اهل بغداد را به برگزارى مراسم سوگ و نوحه براى سيد الشهدا «ع» وادار ساخت و دستور داد كه بازارها را ببندند و كارها را تعطيل كنند و هيچ طبّاخى غذايى نپزد و زنان سياهپوش بيرون آيند و به عزادارى و نوحه بپردازند. اين كار را چندين سال ادامه داد و اهل سنّت نتوانستند جلوى آن را بگيرند، چون كه حكومت، شيعى بود.[۵]

از قرنها پيش، «عاشورا» بعنوان تجلّى روز درگيرى حق و باطل و روز فداكارى و جانبازى در راه دين و عقيده، شناخته شده است. حسين بن على «ع» در اين روز، با يارانى اندك ولى با ايمان و صلابت و عزّتى بزرگ و شكوهمند، با سپاه سنگدل و بى‌دين حكومت ستم يزيدى به مقابله برخاست و كربلا را به صحنه هميشه زنده عشق خدايى و آزادگى و حرّيت مبدّل ساخت. عاشورا گرچه يك روز بود، امّا دامنه تاثير آن تا ابديّت كشيده شد و چنان در عمق وجدانها و دلها اثر گذاشته كه همه‌ساله دهه محرم و بويژه عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلّم حرّيت و اسوه جهاد و شهادت، حسين بن على «ع» مى‌گردد و همه، حتى غير شيعه، در مقابل عظمت روح آن آزاد مردان تعظيم مى‌كنند. عاشورا، نشان دهنده معناى «حسين منّى و انا من حسين» بود كه دين رسول خدا با خون سيد الشهدا آبيارى و احيا شد. به تعبير امام خمينى «ره»: «عاشورا، قيام عدالتخواهان با عددى قليل و ايمان و عشقى بزرگ در مقابل ستمگران كاخ‌نشين و مستكبران غارتگر بود ...»،[۶] «اگر عاشورا نبود، منطق جاهليّت ابو سفيانيان كه مى‌خواستند قلم سرخ بر وحى و كتاب بكشند و يزيد، يادگار عصر تاريك بت‌پرستى كه به گمان خود با كشتن و به شهادت كشيدن فرزندان وحى اميد داشت اساس اسلام را برچيند و با صراحت و اعلام «لا خبر جاء و لا وحى نزل» بنياد حكومت الهى را بر كند، نمى‌دانستيم بر سر قرآن كريم و اسلام‌ عزيز چه مى‌آمد.»[۷]

امام حسين «ع» كه به دعوت اهل كوفه از مكّه عازم اين شهر بود تا به شيعيان انقلابى بپيوندد و رهبرى آنان را به عهده گيرد، پيش از رسيدن به كوفه، در كربلا به محاصره نيروهاى ابن زياد در آمد و چون حاضر نشد ذلّت تسليم و بيعت با حكومت غاصب و ظالم يزيدى را بپذيرد، سپاه كوفه با او جنگيدند. حسين و يارانش روز عاشورا، لب تشنه، با رشادتى شگفت تا آخرين نفر جنگيدند و به شهادت رسيدند و بازماندگان اين قافله نور، به اسارت نيروهاى ظلمت در آمده به كوفه برده شدند. هفتاد و دو تن ياران شهيد او، بزرگترين حماسه بشرى را آفريدند و ياد خويش را در دل تاريخ و وجدان بشرهاى فضيلت‌خواه، ابدى ساختند.[۸] به تعبير يكى از نويسندگان معاصر: «عاشورا، مائده بزرگ روح انسان است در تداوم اعصار، تجسّم اعلاى وجدان بزرگ است در دادگاه روزگار، صلابت شجاعت انسان است در تجلّيگاه ايمان، طواف خون است در احرام فرياد، تجلّى كعبه است در ميقات خون، نقش بيدار گذرها و رهگذرهاست در كاروان دراز آهنگ زندگيها و عبورها، عاشورا، بازخوان تورات و انجيل و زبور است در معبد اقدام، ترتيل آيات قرآن است در الواح ابديّت، خون خداست جارى در رگهاى تنزيل، حنجره خونين كوه «حرا» ست در ستيغ ابلاغ، درگيرى دوباره محمّد «ص» است با جاهليّت بنى اميّه و شرك قريش، تجديد مطلع رجزهاى «بدر» است و «حنين»، انفجار نماز است در شهادت و انفجار شهادت است در نماز، تبلور شكوهزاد جاودانگى حق است در تباهستان نابود باطل، هشدار خونين حسينيّه‌هاست در معبر اقوام، فريادگستر انسانهاى مظلوم است در همه تاريخ، دست نوازش انسانيّت است بر سر بى‌پناهان، رواق سرخ حماسه است در تاريكستان سياهى و بيداد، قلب تپنده دادخواهان است در محكمه بشريّت، طنين بلند پيروزى است در گوش آباديها، عطشى است دريا آفرين در اقيانوس حيات، «رسالتى» است بزرگ بر دوش «اسارتى» رهايى‌بخش، عاشورا آبروى نمازگزاران است و عزت مسلمانان، و سرانجام، عاشورا ركن كعبه است و پايه قبله و عماد امّت و حيات قرآن و روح نماز و بقاى حج و صفاى صفا و مروه و جان مشعر و منا. و عاشورا، هديه اسلام‌ است به بشريّت و تاريخ ...». [۹]

پانویس

  1. حياة الإمام الحسين، ج 3، ص 179 به نقل از: الأنوار الحسينيّه.
  2. بحار الأنوار، ج 45، ص 95.
  3. همان، ج 44، ص 284، وسائل الشيعة، ج 10، ص 394.
  4. وسائل الشيعة، ج 10، ص 394، سفينة البحار، ج 2، ص 196.
  5. سفينة البحار، ج 2، ص 196.
  6. صحيفه نور، ج 9، ص 57.
  7. همان، ج 14، ص 265.
  8. درباره عاشورا، از جمله ر. ك: «عاشورا فى الاسلام» از عبد الرزاق الموسوى المقرّم.
  9. تلخيص شده از «قيام جاودانه»، محمد رضا حكيمى، ص 94 به بعد.