حجاب

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو


Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از نثر طوبی:دائرة المعارف لغات قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


حجاب در جهان بینی اسلامي ريشه الهي ديني دارد و در آیات متعدد قرآن كريم و نیز در منابع مختلف روائي و فقهي بر آن تاكيد شده است. همچنین آلوده سازی و مفسده انگیزی بی حجابی در جامعه و خانواده انکارناپذیر است و این خود یک انحراف از حدود و قوانین شرعی و عرفی جامعه محسوب می شود. حجاب در کنار عفاف در معنای خاصش ویژه زنان است اما در معنای عامش مردان را هم شامل میشود. چنانکه قرآن کریم همیشه از زنان ومردان(هر دو) میخواهد در نگاه کردن و رعایت عفت حریم را رعایت کنند. حجاب در اصطلاح دينی به معناى پوشش زن بوسيله چادر و نقاب است تازيباييهاواندام تحريك کننده زن را در پوشش کامل قراربدهد

حجاب یکی از دستورات دینی است که بانزول آیه حجاب واجب گردیده است. مقصود از حجاب زن در اسلام اين است که زنان به جز ظاهر معمول صورت و دو دست، اعضاى بدن و مواضع زينت و زيور خود را از دید مردان بيگانه بپوشانند، تا بدين وسيله به حفظ عفّت و شرافت خود موفق شوند.

اما اینکه بیشتر روی حجاب زنان تاکید شده برای آنست که زنان بیشتر در معرض آسیب اند و لطافت روحی و جسمی آنها نیز بیشتر از مردان است و از طرفی بطور ذاتی بیشتر از مردان میل به خودنمائی و خودآرایی دارند.

حجاب از ضروریات دین اسلام است و کسی که انکار آن کند چه زن و چه مرد انکار ضروری دین کرده است و اگر ترک حجاب کند و انکار آن نکند مانند اعراب چادرنشین بلکه خود معترف باشد که به ترک حجاب نافرمانی خدا و مخالفت قرآن کرده است کافر نیست و اگر بدانیم به تقیه یا تملق از حجاب مذمت می کند نیز کافر نیست.

مفهوم‌ حجاب

حجاب در لغت به معنای مانع، چیزی که بین دو چیز جدایی افکنَد، پوشاندن و پوشش (سِتر) است. امروزه واژه حجاب در زبان عامه مردم و متون فقهی، به معنای پوشش شرعی زنان به کار می‌رود.

واژه حجاب، هفت بار در قرآن کریم به معنای مانع و حائل به کار رفته است. در آیه ۵۳ سوره احزاب که آیه حجاب خوانده می‌شود، به مردان دستور داده شده با همسران پیامبر از پشت پرده (مِنْ وَراءِ حجابٍ) سخن بگویند.

در متون فقهی و حدیثی، برای اشاره به معنای پوشش و پوشاندن، به جای حجاب از واژه ستر استفاده می‌شده است.

احکام حجاب

موضوع حجاب در منابع فقهی در باب مستقلی مطرح نشده است، بلکه معمولا در دو مبحث مطرح می‌شود:

  1. در مبحث نماز، به مناسبت بحث از پوشش و لباس نمازگزار. تفاوت میان پوشش در حالت نماز (سَتْرِ صَلاتی) و پوشش در غیر نماز، آن است که قِسم نخست در هر حال واجب است، چه نمازگزار در معرض نگاه بیننده‌ای باشد چه نباشد. اما مقصود از قسم دوم، پوشیده بودن از نگاه دیگران است، هر چند مثلا با استقرار در مکانی تاریک تحقق یابد. به نظر مشهور در فقه امامی، بین میزان و حد پوشش در نماز و ستر واجب در برابر نامحرم، تلازمی وجود ندارد.
  2. در مبحث نکاح که به مناسبت بحث از حکم نگاه کردن طرفین عقد به یکدیگر هنگام خواستگاری، از احکام نگاه کردن به طور عام و احکام پوشش سخن می‌رود. ضمن آنکه ستر و نگاه دو مسئله جداگانه‌اند و حکم آنها در پاره‌ای صورت‌ها با هم ملازمه دارد.

شاخص‌ترین مصداق حجاب، یا به نظر برخی، تنها مصداق آن، پوشش زن مسلمان به سن تکلیف رسیده، در مقابل مرد غیرمحرم بالغ و نیز کودک ممیز نابالغ است.

احکام مشترک

بر هر مکلّفی -جز زن و شوهر و نیز کنیز و مولا نسبت به یکدیگر- پوشاندن عورت از دیگران حتّی محارم بلکه دیوانه و کودک ممیز (برخوردار از قدرت تمییز و تشخیص زشتی و زیبایی) واجب است.

در وجوب ستر عورت از ممیزی که هنوز غریزه شهوت و میل جنسی در او به هیجان نیامده اختلاف است.

مراد از عورت بنابر نظر مشهور -بلکه ادّعای اجماع شده- در مرد عبارت است از آلت تناسلی، بیضه‌ها و حلقه دُبُر (مقعد) و در زن، قُبُل (شرمگاه) و دُبُر (مقعد). برخی عورت را -اعم از مرد و زن- به مابین ناف و زانو تعریف کرده و پوشاندن آن مقدار را واجب دانسته‌اند؛  لیکن بنابر نظر مشهور، پوشاندن مابین ناف و زانو مستحب است.

مقدار واجب در پوشش عورت، ستر خود عورت است نه حجم آن؛ البتّه نباید ساتر به قدری نازک باشد که شبح و نمای عورت از روی آن پیدا باشد. در جنس ساتر، نوع خاصّی شرط نیست؛ بلکه پوشش با هر چیزی تحقّق پیدا کند حتّی با دست کفایت می‌کند.

احکام اختصاصی زن

احکام پوشش مربوط به زن یا ناظر به وظیفه وی در ارتباط با نامحرم است و یا ناظر به وظیفه او در ارتباط با عبادات.

بر زن واجب است تمامی بدن خود ـ جز صورت و دست از سر انگشتان تا مچ و نیز پا از سر انگشتان تا مچ ـ را از نامحرم بپوشاند. در وجوب پوشاندن صورت و دست‌ها از سر انگشت تا مچ و نیز قدم‌ها اختلاف است.

به نصّ قرآن کریم بر زن واجب نیست خود را از مردان «‌غیر اولی الإرْبَه‌» بپوشاند. در مراد از «‌غیر اولی الإرْبَه‌» اختلاف است. علامه طباطبایی آن را به مردان مجنون و دارای سرپرستی دانسته است که شهوتی نداشته باشند. برخی نیز آن را به پیرمردانی تفسیر کرده‌اند که بر اثر پیری زیاد رغبتی به زناشویی ندارند.

پوشاندن موی اصلی از نامحرم واجب است؛ لیکن در وجوب ستر موی مصنوعی، موی بند و زیور آلات متّصل به مو ـ با پوشیده بودن موی اصلی ـ اختلاف است. پیرزنانی که بر اثر پیری امیدی به ازدواج ندارند به نصّ قرآن کریم از حکم یادشده مستثنا هستند و نمایاندن آن مقدار از مو که نپوشاندن آن برای پیرزنان، متعارف می‌باشد ـ مانند بعض مو و ذراع ـ برای آنان جایز است، مشروط بر آنکه از این کار قصد خودنمایی نداشته باشند؛ هرچند پوشاندن آن مقدار نیز برای آنان افضل است.

وجوب حجاب بانوان در برابر مردان غیرمحرم، مورد توافق فقهای همه مذاهب اسلامی است؛  اما حدود و اندازه آن مورد بحث و گفتگو است. خاستگاه این اقوال، عمدتاً اختلاف نظر آنان درباره مواضع استثنا شده از حکم وجوب پوشش است.

محدوده حجاب

بسیاری از فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، جز صورت و دستها (اصطلاحاً کَفَّین)، را واجب می‌دانند. مهم‌ترین دلیل آنان جمله «لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ماظَهَرَ مِنها» در آیه ۳۱ سوره نور است. در احادیث مصادیق گوناگونی برای زینت ظاهری، که در این آیه استثنا شده، ذکر شده است، از جمله لباس، حنای کف دست، سرمه، انگشتر، دستبند، صورت و دو دست.

به نظر بسیاری از فقها و مفسران، لازمه جواز آشکار نمودن زینت‌هایی مانند سرمه و انگشتر، جواز نمایان بودن مواضع آنها، یعنی چهره و دستها است. روایاتی که بر استثنا شدن صورت و دست‌ها از پوشانیدن و نیز جواز نگاه کردن به آنها (و گاهی قَدَمین) دلالت می‌کنند نیز مؤید این دیدگاه است.

دلایل دیگر این گروه از فقها عبارت‌اند از:

  1. عبارت دیگر آیه (وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ علی جُیوبِهِنَّ) که مُفاد آن، وجوب پوشانیدن گریبان و روی سینه است. خُمُر، جمعِ خِمار، به معنای مقنعه یا روسری زنان است. طبق گزارش‌های مفسران و اشارات حدیثی، زنان پیش از نزول این آیه روسری را از پشت گوش‌ها رد می‌کردند و آن را به پشت خود می‌انداختند، به طوری که گوشها و گردن و گریبان آنها نمایان بود. در این آیه به آنها دستور داده شده است که روسری‌هایشان را به گونه‌ای بپوشند که گریبان و مقابل سینه آنها را بپوشاند؛ یعنی، دو طرف آن را از راست و چپ به جلو آورند تا همه این قسمتها پوشیده شود. در واقع، زنان موی سر خود را می‌پوشانده‌اند اما اینک آیه در مقام بیان حد پوشش، از لزوم پوشاندن گردن و سینه سخن گفته ولی از پوشاندن چهره سخنی به میان نیاورده است.
  2. در بسیاری از احادیثِ امامان یا پرسش‌هایی که از آنان شده، حکم نگاه کردن به موی برخی زنان مطرح شده،  اما از حکم چهره که مورد ابتلا بوده و پرسش از آن تناسب بیشتری داشته است ـ جز در مورد قصد ازدواج، که خصوصیت دارد ـ پرسش نشده و سخنی به میان نیامده است.
  3. پوشاندن صورت و دست‌ها که به حسب طبیعت بشر در همه حالات ظاهر هستند، موجب عسر و حرج و لطمه شدید به فعالیت عادی زندگی است.

در برابر، برخی فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، حتی چهره و دستها، را برای زنان واجب دانسته‌اند.

توجه به احکام گوناگون مربوط به پوشش و حجاب زنان در منابع فقهی نشان می‌دهد که این دستورِ الزامی دارای مراتب گوناگونی است و از جمله به دنبال محیطی که زن در آن قرار می‌گیرد، نوعی انعطاف دربردارد. مثلا فقها به استناد آیه ۶۰ سوره نور، پوشش لازم برای زنان سالخورده را که زمینه ازدواج ندارند سهل‌تر از حجاب متعارف دانسته‌اند. همچنین، به استناد آیه ۳۱ نور، پوشش زن در برابر مردانی که به نقص جنسی و عقلی دچارند بسیار کمتر از حجاب ضروری در برابر مردان عادی است.

از سوی دیگر، برخی فقها به استناد عبارت «او نِسائِهِنَّ» در همین آیه،  آشکارساختن زینت بانوان مسلمان را در برابر زنان غیرهمکیش جایز ندانسته‌اند تا از توصیف احتمالی ویژگی‌های زنان مسلمان برای مردان پیشگیری شود.

همچنین مقدار واجب پوشش زنان در برابر مردان محرم (غیر از همسر) و نیز زنان، بسیار کم است و به نظر مشهور فقهی، شامل سر و گردن و سینه نمی‌شود.

فلسفه حجاب

با تأمل در حکمت تشریعِ حکم حجاب ـ که به تصریح آیات قرآن و احادیث،  ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقی جامعه و ارزش گذاری عفاف و حیاست ـ گوناگونی مراتب احکام حجاب به خوبی قابل تحلیل است. تأکید قرآن و احادیث و متون فقهی بر اکتساب و تقویت ملکه عفت و تقوا، ضرورت رعایت حیا و عفاف در مناسبات زن و مرد غیرمحرم، و حرمت برخی امور (همچون قرارگرفتن زن و مرد غیرمحرم در یک محیط بدون امکان ورود شخص دیگر، نهی شدید از چشم‌چرانی مردان، وجوب ستر برای زن در برابر غیرمحرم و پرهیز او از هرگونه رفتار تحریک آمیز در محیط جامعه از قبیل تبرّج یا سخن گفتن مهیج) بیانگر ارتباط وثیق عفاف و حیا با حجاب است.

حجاب مردان

بر این اساس، برای حفظ و استقرار حجاب به عنوان هنجاری ایمانی ـ اجتماعی در همه مناسبات اجتماعی، علاوه بر زنان، مردان نیز به موجب فقه اسلامی مکلف‌اند که در ارتباطات خود با افراد جامعه -خواه زنان غیرمحرم، خواه محارم و خواه همجنسان- مراتبی از ستر و عفاف را رعایت کنند. هرچند ستر واجب برای مردان بسیار کمتر از زنان است،  برخی فقهای شیعه و اهل سنّت پوشاندن مواضعی از بدن را که به طور معمول پوشانده می‌شود، در برابر غیرمحرم بر مردان لازم شمرده‌اند.

همچنین به نظر برخی فقهای شیعه، هرگاه بدن مرد در معرض نگاه آمیخته با تلذد باشد، مانند مردانی که به ورزش یا عزاداری می‌پردازند، پوشاندن بدن بر او واجب است، زیرا از مصادیق «معاونت بر اثم» (همیاری در گناه) شمرده می‌شود.

به اقتضای حکمت مذکور برای حکم حجاب، پوشش زن فقط در برابر مردان لازم نیست، بلکه، به استناد آیه ۳۱ سوره نور، به نظر برخی فقها وی در برابر پسر نابالغ ممیز هم باید این تکلیف را مراعات کند.

ضروری بودن حکم حجاب

از نکات مورد تأکید فقها تأسیسی و ضروری بودن حکم حجاب در اسلام است و دیگر اینکه اصل حجاب از احکام ضروری اسلام است؛  ازاین رو، فقها حتی در وضعی که زندگی زناشویی زن به سبب رعایت حجاب به مخاطره افتد، برداشتن حجاب را به انگیزه رفع مخاطره، جایز ندانسته‌اند. در عین حال، در موارد اضطرار (مانند بیماری) رفع حجاب به مقدار ضرورت تجویز شده است.

فتاوای فقها حاکی از آن است که فعالیت‌ها و مراودات اجتماعی زنان را به هیچ روی منافی با حجاب نمی‌دانند و از جمله بر جواز اشتغال و تحصیل بانوان، مشروط بر رعایت حجاب، فتوا می‌دهند.

شکل حجاب در فرهنگ‌های مختلف

در فقه اسلامی شکل خاصی از پوشش برای زن تعیین نشده و فقط بر پوشیده بودن بدن، جز موارد استثنا، تصریح شده است،  حتی برخی فقها پوشش حجم بدن را بنفسه لازم ندانسته‌اند. البته آنان پوشیدن لباس‌های نازک و بدن‌نما و تحریک‌آمیز را نپذیرفته‌اند و درباره استفاده از لباس‌های رنگارنگ و تزیین شده ملاحظاتی دارند.

شکل حجاب و چگونگی انطباق آن با معیارهای پوشش اسلامی با توجه به عواملی چون فرهنگ و آداب و باورها و عرف و شرایط اقلیمی و گاه محدودیتهای اجتماعی هر سرزمین، تفاوت می‌کرده است. مثلاً رایج‌ترین نوع پوشش اسلامی در ایران، چادر بوده که در مقاطع گوناگون تاریخی و اوضاع جغرافیایی، متنوع بوده است، اما زنان مسلمانِ پایبند به حجاب در بسیاری از کشورهای اسلامی، دست کم در دهه‌های اخیر، به ندرت از چادر استفاده کرده‌اند. در کشورهای عربی خاور میانه، عَبایه و در مغرب، جلّاب رایج بوده و همچنان رایج است. زنان مسلمان مقیم کشورهای غیراسلامی ـ که‌گاه محدودیت‌هایی برای رعایت حجابشان اعمال می‌شود ـ نیز کوشیده‌اند پوشش مناسب از نظر محیطی و مقبول از نظر شرعی را طراحی و درباره مطابقت آن با موازین فقهی، استفتا کنند.

تکلیف حکومت‌های اسلامی در برابر حجاب

اگرچه حجاب، دستوری قرآنی و تکلیفی دینی است که مخاطبان آن اصالتاً مکلّفان هستند، اما ماهیت این حکم، اجتماعی است و ازاین رو رعایت یا عدم رعایت آن بروز و ظهور اجتماعی می‌یابد. از سوی دیگر، اقتضای اطلاقات دلایل احکام فردی و اجتماعی دین آن است که تمام مقررات دینی در جامعه اجرا شود و شارع به رعایت نشدن احکام دین راضی نیست. از لوازم این موضوع آن است که حکومت‌ها در یک جامعه اسلامی در برابر جهت‌گیری اخلاقی مردم و اجرای احکام شریعت در زندگی اجتماعی مسئولیت دارند و باید به حفظ شؤون اجتماع ملتزم باشند و به آموزه‌های دینی احترام گذارند.

دولت اسلامی همان گونه که نمی‌تواند اجازه شرب خمر علنی را، حتی به پیروان ادیان دیگر بدهد، نمی‌تواند با رعایت نشدن حجاب در جامعه نیز موافقت کند، زیرا حجاب، فراتر از ادای تکلیف توسط مؤمنان، هنجاری لازم الاجرا در جامعه دینی است.

برخی مخالفان دخالت حکومت در این زمینه بر آن‌اند که پیشگیری از بی‌حجابی سابقه فقهی و تاریخی ندارد و سیره معصومان، به ویژه پیامبر(ص) و امام علی(ع) که حکومت تشکیل داده بودند، الزام حکومتی حجاب نبوده است و آنان به تذکر و ارشاد بسنده می‌کرده و هیچ‌گاه برای بی‌حجابی حکم کیفری صادر نکرده‌اند. در پاسخ این ادعا گفته‌اند که اصولاً تا قبل از دوره جدید، حجاب زنان امری متداول و شایع در دنیای متمدن بوده است. حکومت‌های مسلمان در گذشته با این مسئله به شکل کلان روبه‌رو نبودند و تنها در سده اخیر، و به تبع تغییر وضع در دنیای غرب، حرکت‌های گوناگونی برای رفع حجاب در کشورهای اسلامی سازمان‌دهی شد.

انقلاب اسلامی ایران و مسئله حجاب

پس از سقوط رضاشاه در ایران، با مقاومت علما و متدینان، امکان حضور زنان در جامعه با رعایت حجاب شرعی، فراهم گشت. بر پایه گزارش‌ها، در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی، استفاده از پوشش اسلامی در ایران رشد محسوسی یافت. در آغاز روند انقلاب اسلامی ایران و در راه پیمایی‌ها، حجاب نمادی اساسی برای مخالفان حکومت بود و نوعی ابراز نارضایتی و مخالفت با الگوهای تحمیل شده بر زنان در دوران پهلوی به شمار می‌رفت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی بارها درباره حجاب و اهمیت آن سخن گفت که برخی از آنها پاسخ به پرسش درباره شیوه اجرای حکم حجاب در ایران بود. در اسفند ۱۳۵۸ش، نیز بحث الزامی شدن رعایت حجاب از سوی بانوان در جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و بر پایه این دیدگاه فقهی که مخالفت عملی با حکم حجاب می‌تواند مشمول کیفر تعزیر باشد،  در تبصره مادّه ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی برای آن ضمانت اجرایی کیفری مقرر شد.

حجاب در عصر حاضر

به رغم همه مخالفت‌ها، برای بسیاری از زنان مسلمان، حجاب نماد مقاومت زنان در برابر فرهنگ تحمیل شده به جهان اسلام به شمار می‌رود و اکنون در بین زنان مسلمان، به خصوص مسلمانان ساکن در کشورهای غربی، حجاب نماد دین داری، اسلام گرایی، سازگاری آموزه‌های اسلامی با دنیای مدرن و نفی فرهنگ غرب است. اینک باتوجه به اقامت حدود ۴۵۰ میلیون مسلمان در ۱۵۰ کشور غیرعضو سازمان کنفرانس اسلامی، موضوعِ ممنوعیت حجاب اسلامی از دیدگاه حقوق بین الملل، باتوجه به اصول حاکم بر حقوق اقلیت‌ها، مورد بحث و گفتگوست.

همچنین رویکرد کلی جهان اسلام در فرایند جهانی شدن، یافتن ساز و کاری مناسب برای حفظ هویت فرهنگی مسلمانان است و در این میان بحث از حجاب و پوشش زنان جایگاه ویژه‌ای دارد.

مبانی حجاب

مبانی وریشه هاواصول بنیادین مسئله حجاب وعفاف تحت عناوین دینی وفقهی -ایمانی وتقوائی-ملی وهویتی و...بپردازیم

1-مبناي قرآنی، روایی و فقهي حجاب:

آیات مربوط به حجاب عموما در دو سوره نور و احزاب بیان شده و در آنها به ابعاد و حدود پوشش زنان اشاره شده است.

1- "یانساء النبی لستن کاحد مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وقلن قولا معروفا و قرن في بيوتکن و لاتبرجن تبرجّ الجاهليه الاولي....: اي زنهاي پيغمبر! شما مثل افراد عادي نيستيد..، پس در گفتارتان نرمي وفروتني نکنيد وصداي خود را نازک ننمائيدتا اشخاصي که دلشان مريض است از صداي شما تحريک نشوند. و بايد در خانه هاي خود قرار گيريد و زينتهاي خودرا اظهار نکنيد همانطور که کافران پيشين خود را به نمايش مي گذاشتند... .

تبرج بمعني آراستن و آرايش كردن است. استاد شهید مطهری در این باره می گوید: "علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته این است که میل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچی... در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهای بدن نما و آرایشهای تحریک کننده به کار برند بنابراین انحراف "تبرج" و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقررگردیده است."

2- قال الله تعالي:"قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‌ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ - و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ ... وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ": "مردان را بگو تا چشمها را از نگاه نا روا ببندند و اندامشان را ازحرام محفوظ نگه دارند كه اين بر پاكيزگي جسم و جان شما اصلح است و البته خدا به هرچه كنيد آگاه است. و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه طبعاً از آن پیداست، و باید روسرى خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورها یشان را جز براى شوهرانشان یا ... و پاهاى خود را [به گونه اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى دارند معلوم گردد... .

پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمائی نپردازد. حكم شارع مقدس در خصوص حجاب علاوه بر بعد فردي، یک حکم اجتماعی است و ترک آن آسيبهاي فراوانی برای جامعه درپی دارد. استاد مطهری ذیل آیه مذکور می گوید :"خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. برای زنان یک وظیفه مخصوص نیز مقرر فرموده و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه رافراهم کنند.

-فضل بن شاذان از امام رضا(ع) روایتي نقل كردكه حضرت فرمود «و حُرّم النظر...لما فیه من تهییج الرجال ومایدعو الیه التهییج من الفساد والدخول فی مالا یحلّ ولا یحمل": نگاه شهوت آميز به نامحرمان حرام شد، چون مایه تحریک مردان و فسادی است که بدنبال آن مي آيد از آن جمله ورود در حريم ناموسي و ممنوعه افراد و ارتكاب به امور حرام و ناروا.

درآیه ای دیگر هم به این موضوع اشاره شده وفرموده است "یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن.

«جلابیب» در این آیه به حجاب کامل اشاره دارد که دقیقا به همین چادر امروزی که سر و گردن و حجم بدن زن را کاملا فرا می گیرد مرتبط می شود.

مقام معظم رهبری در این باره فرموند: "این  مساله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن همه بخاطر اینست که قضیه عفاف در این بین سالم نگه داشته شود. اسلام به مساله عفاف زن اهمیت می دهد. البته عفاف مرد هم مهم است. عفاف مخصوص زنان نیست مردان هم بایدعفیف باشند. منتها چون در جامعه مرد بخاطر قدرت و برتری جسمانی می تواند به زن ظلم کند و بخلاف تمایل زن فتار نماید روی عفت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است."9

2-مبناي ایمانی و تقوائی حجاب:

قال الله "یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم و ریشا ولباس التقوی ذلک خیرذلک من آیات الله لعلهم یذکرون -یابنی آدم لایفتننّکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنة ینزع عنهمالباسهما لیریهما سؤاتهما»"10: اي فرزندان آدم لباسي برای شمافرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زينت شماست. اما لباس پرهیزگاری بهتر است. اینها همه از آیات الهی است که تا متذکر نعمتهایش شوید. ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و لباسشان را ازتنشان بیرون ساخت ....

در آیه مورد بحث خداوند لباس تقوی یعنی همان پوشش را با پشتوانه ایمانی و عفت و حیاء برتر معرفی می کند. با این توصیف یکی از ریشه های اصلی بی حیائی و بدحجابی در جامعه، سستي پايه هاي ديني و اعتقادي و بي تقوائي است. ناگفته پیداست که این ضایعه ریشه در تحریکات شیطانی و شیطان صفتان دارد که افراد سست بنیاد تحت تاثیر آن قرار می گیرند. همچنانکه در بهشت پدر و مادر ما را به عریان ساختن تحریک ساخته است.

3- مبنای درونی و اخلاقی حجاب وعفاف(عفت وحیا)

آنچه مسلم است این است که حجاب صرفا یک امر ظاهری و داشتن یک پوششن نیست بلکه نماد باورها و گرایشهای دینی افراد است که با عفت و حیاء درونیشان گره می خورد. از منظر اسلام حیاء ریشه عفت است و هرچه حياء در جامعه ای بيشتر باشد عفت و پوشش ظاهری و پاک دامنی هم بیشتر می شود. و در مقابل، منشاء بی عفتی در جامعه رواج بی حیایي است.

حیا و خویشتن‏داری نیروی کنترل کننده اعمال آدمی است. قبائح شرعی، عقلی و عرفی براساس زمينه هايي چون تقوي يا شرم و خجالت و يا بیم از نکوهش در فرد مرتبط مي شود و فرد را از ارتکاب زشتی‏ها باز می‏ دارد. و در مقابل افراد بی‏ حیا بی‏ پروا دست به هر گونه کار زشت و ناپسندی می‏ زنند.

4- مبنای عقلی و معرفتی حجاب:

احکام اسلام همگی مبتنی بروحی وشناخت براساس عقل وفطرت پاک انسانی باحاکمیت اراده وتدبیر حکمت بار خالق هستی رقم خورده وزنان هم درهمین عرصه واهداف ولاجرم حمکت و مسئولیت وهدف ونقش وتکلیف وارد سرای هستی شدند.نه برای زروزیوروخودآرایی و یا وسیله ای برای لذت جوئی بوالهوسان .

براساس اسلام که یک دین منطبق باعقل است حجاب يک وظيفه اى است که بر عهده زن نهاده شده وحکم شده که زن در معاشرت وبرخوردبا مرد بايدکيفيت خاصى را در لباس پوشيدن مراعات کند.  شرافت زن اقتضا ميکند که هنگامى که از خانه بيرون مي رود متين و سنگين وبا وقار باشد،درطرزرفتارولباس پوشيدنش هيچگونه عمدى که باعث تحريک وتهييج دیگران شود به کار نبرد. و براساس آمار روزمره خانمهایی که بدحجابند بیشتر مود آزار و اهانت و تعرض نامحرمان ونامردمان قرارمی گیرند.

عقل سليم هم ما را به پوشش وحجاب دستور مي دهد وآن رامايه كرامت وحفظ انحرافات وبيهودگي ها وپوچيها و موجب استواري انسان مي داند وآنچه راكه باعث بي عفتي وپيامدهاي شوم برهنگي مي شود مذموم وناپسند مي داند.

5- مبناي تاریخی، هويتي و ملي حجاب:

یکی از علتهای بدحجابی بحران هویت از خود و از ملیت است. کسی که نداند ایرانی است یا غربی، مسلمان است یا غیر مسلمان و خلاصه نسبت به آئین و فرهنگ خود آشنا نباشد و به آن افتخار نورزد بی هویت است و خیلی ازبی فرهنگیها و فسادها و بدحجابی ها تقریبا ریشه در آن دارد. اینکه فرد از فرهنگ و مرز و بوم خود خبر نداشته باشد یا نسبت به آن تعصبی نشان ندهد و افکار و اندیشه ملی هویتی خود را رها کند و کاملا خودباخته و فریفته فرهنگ مبتذل و  وارداتی غرب باشد و یا لباس ملی و عرفی بلاد خویش را نشناسد و با پشت پازدن به همه ارزشهای ملی دینی و بومی جامعه خود پوشش تزیینی و بهره جویانه واستعماری وضد شخصیتی غربی ها را بر تن کند، این یعنی بی هویتی و از خودباختگی که ریشه انحرافات فردی واجتماعی است. لازم است بایک بررسی اجمالی به مسئله پوشش از بعد تاریخی و هویتی و ملی به این مهم درکنار احکام و دستورات اسلامی و دیگر مبانی حجاب بیشتر بیندیشیم.

حجاب و پوشش درتمام ادیان ومذاهب وهمواره تاریخ بعنوان امری مقدس وجود داشته وتقریبا همه ادیان آسمانی، مخصوصا زرتشت، یهودیت، مسیحیت و اسلام، حجاب و پوشش را بر زن واجب شمرده اند. آثار به جای مانده از انسانهاى اوليه هم نشانگر همين امر است که حجاب پيشينه اى به درازاى تاريخ دارد و  اختصاص به اسلام هم ندارد. چنانکه نخستین انسان هاهم به طور فطری بدان گرایش داشته اند. و بنا به گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان بیشترین وجه حجاب درمیان زنانشان معمول بوده است.

در تصاويرى که از ختران و پسران بر اهرام سه گانه مصر که قدمت آن به سه هزار سال قبل از ميلاد مي رسد بر جای مانده می بینیم که دختران تمام بدن وپسران نيمه پايين بدن خودرا پوشانده اند. اين تصاوير و دیگر نقوش تاریخی نشان میدهندکه اصل حجاب قبل از ظهور اسلام هم بوده و فقط باحلول اسلام، کامل و مقدس و ارزشمند شناخته شده و حدود آن تعیین گشته است.. واسلام اين عادت قديمى را که مثل بسيارى از عادات خوب دیگر که از اعتدال بيرون بوده اصلاح و تعديل نموده است. «جرجی زیدان»، دانشمند مسیحی در این باره می گوید: «اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع، قبل از اسلام و حتی پیش از ظهور دین مسیح، معمول بوده است و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است."

بنابر نقل تاریخ، حجاب قبل از اسلام در ایران رایج بوده و ایرانیان قبل از اسلام هم محجوب بودند. جالب اینجاست که روبنده وبرقع ونقاب زنان از کشور ایران و هند وارد کشورهای عربی که حتی زودتر به دین اسلام مشرف شده بودند رسید. بنابراین تقید بر مسئله حجاب در ایران علاوه بر مبنا و ریشه دینی همواره يك هويت ملي وتمدني نیز داشته است. چنانكه در میان اقوام و تمدن های عهد کهن، پوشش زن ایرانی در مقایسه با پوشش تمدن های دیگر کامل تر بوده واز این رو، در هیچ تصوير کتیبه اي يا نقش برجسته و يا مجسمه تاريخي بجامانده از قرنها قبل در ايران باستان حتي قبل از اسلام نمي توان  سري برهنه در آنها مشاهده کرد. در این مورد می توان گوشه هایی از این شواهد تاریخی را در خصوص پوشش كامل زنان ايراني بیشتر در دوره اشکانیان و ساسانیان در کتاب "تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدای اسلام تا حمله مغول" جستجو کرد.

ویل دورانت در مورد وضعیت زنان در ایران باستان (پس از داریوش هخامنشی) می نویسد: "زنان طبقات بالای اجتماع جرات آنرا نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. درنقش هایی که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورت زنی دیده نمی شود."

شهيد مطهري هم در مورد اين که کدامين اقوام داراي حجاب بوده اند چنين بيان مي کند: «در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته است و از آن چه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در عرب جاهليت حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است.»

بنابراین اصل، دقت در لباس ملي زنان و مردان كشورمان ما را به این هویت و ملیت می رساند که مخالفت با چنین اصلی مخالفت علنی با هویت ایرانی و اسلامی و ملیت و فرهنگ عمیق و دیرینه ما و از همه مهمتر سرپيچي از قانون دینی و الهي محسوب می شود.

حجاب زنان ما خاستگاه ملی و هویتی در پرتو دینداری آنها دارد و همچنین چادر بعنوان حجاب برتر غیر از جنبه دینی که باخود دارد همواره یک نماد انقلابی و ملی هم محسوب می شده و ریشه بومی وپشتوانه عزتمندی درطول تاریخ داشته است. اکنون با یک بررسی مقایسه ای می توان باتوجه به آثار شوم بی بندوباری ها در غرب که عموما بجهت بی حجابی زنان و مردانشان گسترش یافته بیش از پیش به اهمیت این حکم دینی در اسلام وجامعه اسلامی ایران پی ببریم.

منابع

  • دانشنامه جهان اسلام
  • دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
  • سید محمدابراهیم حسنی، "جایگاه عفاف و حجاب در معارف اسلامی و نقش این دو مقوله مهم در سالم‌سازی جامعه"، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی "معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی.
  • علامه شعرانی، نثر طوبی (دائرةالمعارف لغات قرآن کریم)، واژه حجاب.