جوادالائمه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

منبع: نرم افزار دایره المعارف چهارده معصوم علیهم السلام

امام جواد علیه السلام

امام نهم شيعيان حضرت جواد علیه السلام در سال 195 هجري در مدينه ولادت يافت نام ايشان "محمد" معروف به "جواد و تقي" است. البته ايشان دو لقب ديگر: "رضي و متقي" نيز داشته، ولي تقي از همه معروف تر مي باشد. مادر گرامي ايشان "سبيکه" مي باشد. تولد امام جواد علیه السلام به قدري براي امام رضا علیه السلام خوشحال کننده بود که فرمودند: "اين نوزاد پرخير و برکت ترين مولودي است که تا به حال به دنيا آمده است".

امام محمد تقي علیه السلام هنگام وفات پدر حدود 8 ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 هجري به مقام امامت منصوب شدند. مأمون خليفه عباسي که همچون ساير خلفاي بني عباس از پيشرفت معنوي و نفوذ باطني امامان معصوم و گسترش فضايل آن ها در بين مردم هراس داشت، سعي کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد. از اين جا بود که مأمون نخستين کاري که کرد، اين بود كه دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد علیه السلام درآورد، تا مراقبي دايمي و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.

رنج هاي دايمي که امام جواد علیه السلام از ناحيه اين مأمور خانگي برده است، در تاريخ معروف است. در آن تاريخ از جمله مانع بزرگ سر راه حضرت سن كم ايشان بود كه مستمسكي براي دشمنان قرار داده بود تا امامت را از ايشان نفي كنند اما به خواست خداوند و با احتجاجات محكم و متعدد از جانب حضرت در مناظرات علمي اين پرده غفلت از چشمان زمان زدوده شد اما بارها اين امتحان را مامون از امام بكار بست.

از مهمترين مناظرات امام مي توان از مناظره با يحيي بن اکثم نام برد. مأمون و بعد معتصم عباسي مي خواستند از اين راه به گمان باطل خود امام علیه السلام را در تنگنا قرار دهند. در مورد فرزندش حضرت جواد علیه السلام نيز چنين روشي را به کار بستند. به خصوص که در آغاز امامت هنوز سني از امام جواد علیه السلام نگذشته بود. مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتي است الهي، بستگي به کمي و زيادي سال هاي عمر ندارد.

باري، حضرت جواد علیه السلام با عمر کوتاه خود که هم چون نوگل بهاران زودگذر بود، و در دورهاي که فرقه هاي مختلف اسلامي و غير اسلامي ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگي در اين دوران، زندگي مي کردند و علوم و فنون ساير ملت ها پيشرفت نموده و کتاب هاي زيادي به زبان عربي ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود، با کمي سن وارد بحث هاي علمي گرديد و با سرمايه خدايي امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام رباني مايه ور بود، احکام اسلامي را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياري پاسخ گفت.

باري، موقعيت امام جواد علیه السلام پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد. امام جواد علیه السلام در مدت 17 سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت، و شاگردان و اصحاب برجسته اي داشت که: هر يک خود قله اي بودند از قله هاي فرهنگ و معارف اسلامي بودند. اين نوگل باغ ولايت و عصمت گر چه کوتاه عمر بود ولي رنگ و بويش مشام جان ها را بهره مند ساخت.

آثار فکري و رواياتي که از آن حضرت نقل شده و مسائلي را که آن امام پاسخ گفته و کلماتي که از آن حضرت بر جاي مانده و معجزات ايشان، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است.

دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است. معتصم عباسي از حضرت جواد علیه السلام دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد. امام جواد علیه السلام در ماه محرم سال 220 هجري به بغداد وارد شد.

معتصم که عموي ام الفضل زوجه حضرت جواد علیه السلام بود، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت هم داستان شدند. علت اين امر هم چنان که اشاره کرديم اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بني عباس به علويان منتقل شود. از اين جهت، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وي گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستي، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علي الجواد، اما او مادر علي هادي را بر تو رجحان مي دهد.

اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل چنان که روش زنان نازاست تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش، تسليم گرديد. آن گاه اين دو فرد جنايت کار سمي کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستادند تا سياه روي دو جهان، ام الفضل، آن ها را به شوهرش بخوراند. ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد علیه السلام گذاشت، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت جواد علیه السلام را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد.

امام جواد علیه السلام مقداري از آن انگور را تناول فرمود. چيزي نگذشت که آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدي بر آن حضرت عارض گشت. ام الفضل سيه کار با ديدن آن حالت دردناک در شوهر جوان، پشيمان و گريان شد، اما پشيماني سودي نداشت.

حضرت جواد علیه السلام فرمود: چرا گريه مي کني اکنون که مرا کشتي گريه تو سودي ندارد. بدان که خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردي مبتلا کند و به روزگاري بيفتي که نتواني از آن نجات يافت. لاجرم وجود نازنين حضرت در 29 ذی القعده سال 220 ه به شهادت رسيدند و بدن نازنين ايشان در گورستان قريش در نزديكي بغداد كه بعد ها به كاظمين مشهور گشت مدفون گرديد. عمر شريف ايشان در حين شهادت 25 سال بود وايشان داراي 8 فرزند بودند.