جمع و تالیف قرآن

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۱:۰۴ توسط اله یاری (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای جدید حاوی '{{الگو:نیازمند ویرایش فنی}} {{بخشی از یک کتاب}} جمع و تاليف قرآن به شكل كنونى , در يك...' ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

جمع و تاليف قرآن به شكل كنونى , در يك زمان صورت نگرفته , بلكه به مرورزمان و به دست افراد و گـروه هـاى مختلف انجام شده است ترتيب , نظم و عدد آيات در هر سوره در زمان حيات پيامبر اكـرم (ص ) و با دستور آن بزرگ وار انجام شده وتوقيفى است و بايد آن را تعبدا پذيرفت , و به همان تـرتـيـب در هـر سوره تلاوت كردهر سوره با فرود آمدن ((بسم اللّه الرحمان الرحيم )) آغاز مى شد و آيـات به ترتيب نزول در آن ثبت مى گرديد, تا موقعى كه ((بسم اللّه )) ديگرى نازل مى شد و سوره ديگرى آغاز مى گرديد اين نظم طبيعى آيات بود گاهى اتفاق مى افتاد پيامبر اكرم (ص ) ـ بااشاره جـبـرئيل ـ دستور مى داد تا آيه اى بر خلاف نظم طبيعى در سوره ديگرى قرارداده شود, مانند آيه ((واتـقـوا يـومـا ترجعون فيه الى اللّه ثم توفى كل نفس ما كسبت و هم لايظلمون )) [۱] ـ كه گفته اند از آخرين آيات نازل شده است ـ پيامبر(ص ) دستورفرمود آن را بين آيات ربا و آيه دين , در سـوره بـقره آيه 281 ثبت كنند بنابراين ثبت آيات در سوره ها, چه با نظم طبيعى يا نظم دستورى , توقيفى است و با نظارت ودستور خود پيامبر اكرم (ص ) انجام گرفته است و بايد از آن پيروى نمود .

ولى درباره نظم و ترتيب سوره ها ميان اهل نظر اختلاف است سيد مرتضى علم الهدى و بسيارى از مـحـقـقـيـن و از مـعـاصـريـن آيـت اللّه خويى برآنند كه قرآن هم چنان كه هست , در زمان حيات پـيـامـبـر(ص ) شـكـل گـرفته است زيرا جماعتى قرآن را در آن عهد حافظ بوده اند و بسيار بعيد مـى نـمايد كه مساله اى با اين اهميت راپيامبر اكرم (ص ) رها كرده باشد تا پس از وى نظم و ترتيب داده شود.

ايـن نـظـر قـابـل قبول نيست , زيرا حافظ يا جامع قرآن بودن در آن عهد, دليل نمى شود كه ميان سـوره هـا تـرتيبى وجود داشته است و اگر كسى هر آن چه از قرآن كه تا آن روز نازل شده , حفظ و ضـبـط كـرده بـاشد, حافظ و جامع قرآن خواهد بودبنابراين لازمه حفظ همه قرآن ترتيب فعلى آن نـيـست اما اهميت اين مساله چندان روشن نيست , زيرا آن چه مهم است تكميل سوره ها و مستقل بـودن هـر سـوره از سوره ديگراست تا آيه هاى هر سوره با آيه هاى سوره هاى ديگر اشتباه نشود اين مـهـم در عـهـدپـيـامـبـر(ص ) صـورت گرفت اما ترتيب بين سوره ها تا هنگام پايان يافتن نزول قـرآن امـكـان نداشت , زيرا پيامبر اكرم (ص ) تا در حال حيات بود هر لحظه احتمال نزول سوره ها و آيه هايى مى رفت بنابراين طبيعى است كه پس از ياس از نزول قرآن , كه به پايان يافتن حيات پيامبر وابسته بود, سوره هاى قرآن قابل نظم و ترتيب خواهد بود.

بـر ايـن اسـاس , بـيـش تـر مـحققين و تاريخ نويسان برآنند كه جمع و ترتيب سوره هاپس از وفات پـيـامـبـر(ص ) بـراى نـخستين بار بر دست على اميرمؤمنان (ع ) سپس زيدبن ثابت و ديگر صحابه بزرگ وار انجام گرفت و در مجموع شايد بتوان گفت كه عمل جمع قرآن به دست صحابه , پس از رحلت پيامبر(ص ) از امور مسلم تاريخ است .

عـلـى (ع ) نخستين كسى بود كه پس از وفات پيامبر(ص ) به جمع قرآن مشغول گرديد بر حسب روايـات , مـدت شـش مـاه در مـنـزل نـشست و اين كار را به انجام رساندابن نديم گويد: ((اولين مـصـحفى كه گردآورى شد مصحف على بود و اين مصحف نزد آل جعفر بود)) سپس مى گويد: ((مـصـحفى را ديدم نزد ابو يعلى حمزه حسنى كه با خط على بود و چند صفحه از آن افتاده بود و فـرزنـدان حـسـن بـن على آن را به ميراث گرفته بودند)) [۲] محمدبن سيرين از عكرمه نقل مـى كـنـد: ((درابـتـداى خـلافت ابوبكر, على در خانه نشست و قرآن را جمع آورى كرد)) گويد: ((ازعـكـرمـه پـرسيدم : آيا ترتيب و نظم آن مانند ديگر مصاحف بود؟

آيا رعايت ترتيب نزول در آن شـده بـود؟

گـفت : اگر جن و انس گرد آيند و بخواهند مانند على قرآن راگردآورند, نخواهند تـوانـسـت )) ابـن سـيـريـن مـى گـويد: ((هرچه دنبال كردم تا برآن مصحف دست يابم , ميسورم نـگـرديـد)) [۳] ابـن جزى كلبى گويد: ((اگر مصحف على يافت مى شد, هرآينه در آن علم فراوان يافت مى گرديد)) [۴].

پانویس

  1. بقر/281
  2. الفهرست،ص 48-47
  3. طبقات ابن سعد،ج 2،ص 101.الاستیعاب در حاشیه الاصابة،ج 2،ص 253.الاتقان،ج 1،ص 57.
  4. ابن جزی الکلبی،التسهیل لعلوم التنزیل،ج 1،ص 4 و نیز رجوع کنید به:التمهید،ج 1.ص 288 و 296-292

منابع

  • محمد هادی معرفت، علوم قرآنی، قم: موسسه فرهنگی التمهید، ص 52.