بلال

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۲۴ توسط عربصالحی (بحث | مشارکت‌ها) (پانویس)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


خانواده بلال

بِلالِ بْنِ رِياح مؤذن حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم، مادرش جُمانَة، كُنْيَتش ابوعبدالله و ابوعمر و از سابقين در اسلام است او برده ای سیاه از دیار حبشه بود که به مکه آورده شد و به بردگی امیه بن خلف در آمد.


پایداری بلال در راه اسلام

امیه، مولای بلال، که از دشمنان سرسخت پیامبر خدا بود، روزها بلال را بر ریگ‌های داغ مکه می‌خواباند و با گذاشتن سنگ بزرگی بر سینه‌ی او، به او دستور می‌داد از آیین محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست بردارد و لات و عزی را بپرستد. بلال از دستور او سرپیچی می‌نمود و از آیین اسلام دست نمی‌کشید.

پایداری بلال به گونه‌ای بود که ورقه بن نوفل مسیحی، زبان به تحسین وی گشود و گفت:«به خدا سوگند، اگر این غلام در این راه کشته شود، من نخستین کسی هستم که برای تبرک،‌ قبر او را زیارت کنم!»

بلال پس از ماه ها تحمل رنج و مشقت، به توصیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خریداری و آزاد شد. وی پس از آزادی به جمع مسلمانان پیوست و در هجرت مسلمانان به مدینه با مهاجران همراه شد. در پیمان برادری که میان مهاجران و انصار بسته شد، بلال با ابوریحه انصاری صیغه‌ی برادری خواند. او در تمامی غزوات پیامبر چون بدر، احد و خندق شرکت کرد و دوشادوش مسلمانان با قریش جنگید. در جنگ بدر، امیه بن خلف را که روزگاری شکنجه‌اش می‌کرد دید و به اشاره او، مسلمانان، امیه را با شمشیر از پای درآوردند.

بلال نخستین مسلمانی بود که در مدینه اذان گفت. پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به دین اسلام گروید و از پیشگامان اسلام و از صحابه پیامبر به شمار آمد. در بدر و اُحُد و خندق و ساير مشاهد با حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بوده و نقل شده كه (شين) را (سين) مى‌گفت و در روايت است كه (سين) بلال نزد حق تعالى (شين) است.[۱]

موقعیت و شهرت او میان مسلمانان نیز از روزگاری آغاز شد که وی به دستور رسول خدا به مقام موذنی مفتخر شد. بلال در روز فتح مکه بر بالای بام کعبه رفت و اذان گفت.

و از حضرت امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود: خدا رحمت كند بلال را كه ما اهل بيت را دوست مى‌داشت و او بنده صالح بود و گفت اذان نمى‌گويم براى اَحَدى بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از آن روز ترك شد «حىَّ على خيرالْعملِ»[۲] و شيخ ما در (نفس الرحمن) نقل كرده كه چون بلال از حبشه آمد در مدح حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم خواند:

اره بره كنكره × كراكرا مندره.

حضرت فرمود به حسان كه معنى اين شعر بالا را به عربى نقل كن. حَسان گفت:

اِذِالْمَكارِمُ فى آفاقِنا ذُكِرَتْ × فَاِنَّما بِكَ فينا يُضْرَبُ الْمَثَلُ.[۳]

پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، بلال به نشانه اعتراض به غضب خلافت، دیگر اذان نگفت، مگر دو بار: یک بار به درخواست حضرت فاطمه سلام الله علیها و بار دیگر به تقاضای حسین علیه السلام. هر دو بار، اذان او مدینه را متحول کرد و مردم را به شیون و گریه واداشت. بلال به دلیل عدم بیعت با ابوبکر، به اجبار به دمشق هجرت نمود و در همان جا در سال 18 یا 20 قمری در سن 60 یا 70 سالگی وفات یافت. مدفن او در باب الصغیر دمشق زیاتگاه صاحبدلان است.


بلال، راوی حدیث بود

وی احادیث زیادی از حضرت رسول اکرم نقل کرده و جماعتی از صحابه و تابعان در مدینه و شام و کوفه از او حدیث نقل کرده اند. از مهم ترین کسانی که از او روایت کرده اند، جابربن عبدالله انصاری، ابوبکر، عمر، براءبن عازب، عبدالرحمان بن ابی لیل، عبدالله بن رواحه هستند. در منابع شیعی نیز احادیث فراوانی از او آمده و کسانی چون هشام بن حکم با اسناد از "عبدالله بن علی" از بلال روایت کرده است. جمع احادیثی که از او نقل شده 44 حدیث که در هر شش کتاب اهل سنت (صحاح سته) ذکر شده است. اشعاری نیز از بلال نقل کرده اند.

بلال از منظر ائمه معصومین و بزرگان

پیامبر اکرم: سه تن از سیاهان از سادات بهشت هستند. لقمان حکیم، نجاشی، بلال. هم چنین فرمود: او از جمله برگزیدگان اصحاب پیامبر است. امام علی علیه السلام: او از سابقان در اسلام است و اخلاص و تهذیب نفس او را ستوده است.

امام صادق: بلال را عبدصالح و دوستدار اهل بیت نامیده است.

وی نزد امامان شیعه و اصحاب آنها از پایگاهی بلند برخوردار است. به نقل مفسران در شأن بلال و یاران او چندین آیه نازل شده است از جمله: آیه 69 سوره نساء، آیه 52 سوره انعام، آیه 107 سوره نحل، آیه 28 سوره کهف. او بعد از رحلت پیغمبر به رغم اصرار ابوبکر، هیچ اذان نگفت جز مواردی که یکبار به درخواست حضرت فاطمه زهرا سلام اله علیها بود ولی چون آن حضرت به یاد مصائب پس از فوت پدر افتاد و از شدت ناراحتی تاب نیاورد به ناچار بلال اذان را ناتمام رها کرد. دیگر بار زمانی بود که او برای زیارت قبر پیامبر در مدینه بود، حسنین از او درخواست کردند که اذان بگوید او نیز پذیرفت و این حادثه به شدت مدینه را تحت تاثیر قرار داد و آخرین مرتبه وقتی بود که خلیفه دوم از مدینه به شام رفت و در منطقه «جابیه» به درخواست مسلمانان، از بلال خواست تا اذان گفت و همه به یاد دوران رسول خدا سخت گریستند.

پانویس

  1. نفس الرحمان...، محدث نورى رحمه الله، ص 378.
  2. نفس الرحمان...، ص 379.
  3. نفس الرحمان...، محدث نورى (استادِ محدث قمى)، ص 378.

منابع

  • حاج شیخ عباس قمی, منتهی الآمال، قسمت اول، باب اول، در تاريخ حضرت خاتم الانبياء