انطاکیه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی 'شهرى عذاب شده به جهت تكذيب فرستادگان الهى. اَنطاكِيه كه با تاى منقوط نيز خوانده...' ایجاد کرد)
 
جز
سطر ۱: سطر ۱:
شهرى عذاب شده به جهت تكذيب فرستادگان الهى.
+
===انطاكیه===
  
اَنطاكِيه كه با تاى منقوط نيز خوانده شده<ref> التعريف والاعلام، ص 111؛ تفسير قرطبى، ج 15، ص 11.</ref> شهرى در روم باستان<ref> جامع‌البيان، مج 12، ج 22، ص 186؛ قاموس كتاب مقدس، ص 115؛ نمونه، ج 18، ص 340ـ359.</ref> بوده كه به دست يونانيان<ref> دائرة‌المعارف بستانى، ج 4، ص 508.</ref> در سال 300 قبل از ميلاد<ref> دائرة‌المعارف الاسلاميه، ج 3، ص 62؛ قاموس كتاب مقدس، ص 115.</ref> بنا شده و هم‌اكنون جزو قلمرو كشور تركيه است.<ref> نمونه، ج 18، ص 340.</ref> سازنده آن را انطيقس يا انطيوخوس (معرب انطيوكوس) سومين پادشاه پس از اسكندر گفته‌اند؛<ref> معجم البلدان، ج 1، ص 266.</ref> ولى برخى فرزند وى سلوكوس نيكاتور را سازنده آن دانسته‌اند.
+
شهرى عذاب شده به جهت تكذیب فرستادگان الهى.
  
وى اين شهر را انطاكيه ناميد تا منسوب به پدرش انطيخوس باشد.<ref> قاموس كتاب مقدس، ص 116.</ref> برخى نيز بر آن‌اند كه پدر بناى آن را آغاز و پسر پس از درگذشت او آن را به پايان رساند؛<ref> معجم البلدان، ج ص 266.</ref> اما دسته‌اى از مورخان بناى آن ‌را توسط انطاكية دختر روم بن يقن بن سام بن [[حضرت نوح]] عليه‌السلام دانسته‌اند.<ref> معجم‌البلدان، ج 1، ص 266؛ آثار البلاد، ص 150.</ref>
+
اَنطاكِیه كه با تاى منقوط نیز خوانده شده<ref> التعریف والاعلام، ص 111؛ تفسیر قرطبى، ج 15، ص 11.</ref> شهرى در روم باستان<ref> جامع‌البیان، مج 12، ج 22، ص 186؛ قاموس كتاب مقدس، ص 115؛ نمونه، ج 18، ص 340ـ359.</ref> بوده كه به دست یونانیان<ref> دائرة‌المعارف بستانى، ج ص 508.</ref> در سال 300 قبل از میلاد<ref> دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج 3، ص 62؛ قاموس كتاب مقدس، ص 115.</ref> بنا شده و هم‌اكنون جزو قلمرو كشور تركیه است.<ref> نمونه، ج 18، ص 340.</ref> سازنده آن را انطیقس یا انطیوخوس (معرب انطیوكوس) سومین پادشاه پس از اسكندر گفته‌اند؛<ref> معجم البلدان، ج 1، ص 266.</ref> ولى برخى فرزند وى سلوكوس نیكاتور را سازنده آن دانسته‌اند.
  
اين شهر زمانى يكى از سه شهر بزرگ سرزمين روم به شمار مى‌آمد و داراى موقعيتى سرسبز، نهرهاى آب خوش‌گوار و مركز تجارت آسياى غربى و نزد يونانيان به انطاكيه زيبا و ملكه شرق مشهور بود.<ref> دائرة‌المعارف بستانى، ج 4، ص 506؛ معجم البلدان، ج 1، ص 266ـ267؛ نمونه، ج 18، ص 359.</ref>
+
وى این شهر را انطاكیه نامید تا منسوب به پدرش انطیخوس باشد.<ref> قاموس كتاب مقدس، ص 116.</ref> برخى نیز بر آن‌اند كه پدر بناى آن را آغاز و پسر پس از درگذشت او آن را به پایان رساند؛<ref> معجم البلدان، ج 1، ص 266.</ref> اما دسته‌اى از مورخان بناى آن ‌را توسط انطاكیة دختر روم بن یقن بن سام بن [[حضرت نوح]] علیه‌السلام دانسته‌اند.<ref> معجم‌البلدان، ج 1، ص 266؛ آثار البلاد، ص 150.</ref>
  
نصارا نيز از شهر انطاكيه با وصف شهر خدا، شهر شاهى و مادر شهرها ياد مى‌كردند زيرا نخستين شهرى بود كه اهل آن همگى به حضرت مسيح و به دين نصارا گرويدند.<ref> التنبيه والاشراف، ص 116؛ تفسير ابن كثير، ج ص 577؛ البداية والنهايه، ج 1، ص 207.</ref> پولس و برنابا از حواريان [[حضرت عيسى]] عليه‌السلام در آنجا به تبليغ اشتغال داشتند.<ref> قاموس كتاب مقدس، ص 115.</ref>
+
این شهر زمانى یكى از سه شهر بزرگ سرزمین روم به شمار مى‌آمد و داراى موقعیتى سرسبز، نهرهاى آب خوش‌گوار و مركز تجارت آسیاى غربى و نزد یونانیان به انطاكیه زیبا و ملكه شرق مشهور بود.<ref> دائرة‌المعارف بستانى، ج ص 506؛ معجم البلدان، ج 1، ص 266ـ267؛ نمونه، ج 18، ص 359.</ref>
  
شهر انطاكيه پيش از [[اسلام]] محل كشمكش و درگيرى بين قوم‌ها و پيروان اديان يهود، نصارا و بت‌پرستان بوده است. اين شهر يك‌بار به دست شاپور اول در سال 260<ref> دائرة‌المعارف الاسلاميه، ج 3، ص 62.</ref> و بار ديگر توسط كسرا انوشيروان در سال 538 ميلادى فتح شد.<ref> تاريخ يعقوبى، ج 1، ص 165؛ مروج الذهب، ج 1، ص 291؛ المسالك، ج 1، ص 288.</ref> در سال 638 ميلادى مطابق با سال 17 هجرى قمرى مسلمانان، انطاكيه را به تصرف خود درآوردند.<ref> دائرة‌المعارف الاسلاميه، ج 3، ص 63؛ دائرة‌المعارف بستانى، ج 4، ص 511.</ref> قبر مؤمن آل ‌ياسين كه نامش را حبيب نجار گفته‌اند در انطاكيه زيارتگاه مردم است.<ref> الموسوعة الذهبيه، ج‌ 6‌، ص‌ 180؛ آثار البلاد، ص‌ 151؛ الكشاف، ج‌ 4، ص‌ 10.</ref> قبر يحيى بن زكريا عليهماالسلام نيز در اين شهر است.<ref> آثارالبلاد، ص 151.</ref>
+
نصارا نیز از شهر انطاكیه با وصف شهر خدا، شهر شاهى و مادر شهرها یاد مى‌كردند زیرا نخستین شهرى بود كه اهل آن همگى به حضرت مسیح و به دین نصارا گرویدند.<ref> التنبیه والاشراف، ص 116؛ تفسیر ابن كثیر، ج 3، ص 577؛ البدایة والنهایه، ج 1، ص 207.</ref> پولس و برنابا از حواریان [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام در آنجا به تبلیغ اشتغال داشتند.<ref> قاموس كتاب مقدس، ص 115.</ref>
  
در قرآن‌كريم نام انطاكيه نيامده؛ ليكن مفسران در شأن نزول آياتى، از انطاكيه و شهروندان آن ياد كرده‌اند. اين آيات دو دسته است:
+
شهر انطاكیه پیش از [[اسلام]] محل كشمكش و درگیرى بین قوم‌ها و پیروان ادیان یهود، نصارا و بت‌پرستان بوده است. این شهر یك‌بار به دست شاپور اول در سال 260<ref> دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج 3، ص 62.</ref> و بار دیگر توسط كسرا انوشیروان در سال 538 میلادى فتح شد.<ref> تاریخ یعقوبى، ج 1، ص 165؛ مروج الذهب، ج 1، ص 291؛ المسالك، ج 1، ص 288.</ref> در سال 638 میلادى مطابق با سال 17 هجرى قمرى مسلمانان، انطاكیه را به تصرف خود درآوردند.<ref> دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج 3، ص 63؛ دائرة‌المعارف بستانى، ج 4، ص 511.</ref> قبر مؤمن آل ‌یاسین كه نامش را حبیب نجار گفته‌اند در انطاكیه زیارتگاه مردم است.<ref> الموسوعة الذهبیه، ج‌ 6‌، ص‌ 180؛ آثار البلاد، ص‌ 151؛ الكشاف، ج‌ 4، ص‌ 10.</ref> قبر یحیى بن زكریا علیهماالسلام نیز در این شهر است.<ref> آثارالبلاد، ص 151.</ref>
  
# آياتى كه به نظر جمعى از مفسران درباره انطاكيه و اهل آن است<ref> تفسير قرطبى، ج 15، ص 11؛ المنير، ج 22، ص 300، 302؛ التحرير والتنوير؛ ج 22، ص 358.</ref> و آن آيه 13 [[سوره يس]]/36: «واضرِب لَهُم مَثَلاً اَصحبَ القَريَةِ اِذ جاءَهَا المُرسَلون» و آيات پس از آن است كه به داستان اصحاب قريه پرداخته است و بيشتر مفسران مقصود از قريه را انطاكيه دانسته‌اند؛ ليكن در چگونگى داستان و نام فرستادگانى كه به آنجا گسيل شده‌اند و اين كه از جانب خداوند يا [[حضرت عيسى]] علیه‌السلام اعزام شده‌اند و چگونگى برخورد آن‌ها با مردم و برخورد حاكم و مردم با آنان، نيز كشتن مردى كه به اين سه رسول گراييد و سرانجامِ كافران و پادشاه در نگاه مفسران و مورخان اختلاف است.<ref> تاريخ طبرى، ج 1، ص 379.</ref>
+
در قرآن‌كریم نام انطاكیه نیامده؛ لیكن مفسران در شأن نزول آیاتى، از انطاكیه و شهروندان آن یاد كرده‌اند. این آیات دو دسته است:
  
از شواهد تاريخى و برخى روايات و گفته مفسران ذيل آيه 14 [[سوره صف]]/61<ref> البداية والنهايه، ج ص 67؛ التحرير والتنوير، ج 22، ص 359.</ref> برمى‌آيد كه اهل انطاكيه و پادشاه آن همگى يا دسته‌اى از آنان [[ايمان]] آوردند<ref> تفسير قمى، ج 2، ص 187ـ189؛ قصص الانبياء، راوندى، ص 274.</ref> و از سويى روايات و شواهد تاريخى ديگر و ظاهر آيات پيشگفته سوره يس بيانگر كفر و سرانجام عذاب همه آنان از جمله پادشاه است،<ref> تفسير ابن كثير، ج 3، ص 576.</ref> از اين ‌رو برخى درباره قول مشهور ترديد كرده<ref> همان، ص 574.</ref> و برخى آن را رد كرده و گفته‌اند: پيوند داستان طرح شده در سوره يس با انطاكيه بسيار ضعيف است،<ref> البداية والنهايه، ج 1، ص 207.</ref> جز اين كه بگوييم در انطاكيه در دو برهه زمانى دو رويداد اتفاق افتاده است: يكى فرستادن رسولان از سوى خداوند و تكذيب آنان از سوى اهل انطاكيه در حالى ‌كه تنها يك نفر (مؤمن آل ‌ياسين) ايمان آورد و بدست آنان كشته شد و خداوند اهل آن شهر را با عذاب فراگير نابود كرد و ديگرى آن كه پس از آبادانى مجدد شهر انطاكيه [[حضرت عيسى]] عليه‌السلام فرستادگانى به آنجا گسيل داشته و اين بار مردم انطاكيه به آن‌ها [[ايمان]] آوردند<ref> همان، ص 207ـ208.</ref> و اين موضوع در آيه 14 [[سوره صف]]/61 گزارش شده است: «...فَامَنَت طَائِفَةٌ مِن بَنى اِسرءيل...»<ref> همان، ج 2، ص 67.</ref> اين احتمال نيز دور از حقيقت نيست كه داستان‌هاى متفاوت ممكن است مربوط به دو انطاكيه باشد<ref> تفسير ابن كثير، ج 3، ص 577.</ref> زيرا در گذشته شهرهاى زيادى به نام انطاكيه وجود داشته است.<ref> قاموس كتاب مقدس، ص 116.</ref> (=> اصحاب القريه)
+
# آیاتى كه به نظر جمعى از مفسران درباره انطاكیه و اهل آن است<ref> تفسیر قرطبى، ج 15، ص 11؛ المنیر، ج 22، ص 300، 302؛ التحریر والتنویر؛ ج 22، ص 358.</ref> و آن آیه 13 [[سوره یس]]/36: «واضرِب لَهُم مَثَلاً اَصحبَ القَریَةِ اِذ جاءَهَا المُرسَلون» و آیات پس از آن است كه به داستان اصحاب قریه پرداخته است و بیشتر مفسران مقصود از قریه را انطاكیه دانسته‌اند؛ لیكن در چگونگى داستان و نام فرستادگانى كه به آنجا گسیل شده‌اند و این كه از جانب خداوند یا [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام اعزام شده‌اند و چگونگى برخورد آن‌ها با مردم و برخورد حاكم و مردم با آنان، نیز كشتن مردى كه به این سه رسول گرایید و سرانجامِ كافران و پادشاه در نگاه مفسران و مورخان اختلاف است.<ref> تاریخ طبرى، ج ص 379.</ref>
  
# آيات مورد اختلاف كه برخى آن را درباره شهر انطاكيه دانسته‌اند:
+
از شواهد تاریخى و برخى روایات و گفته مفسران ذیل آیه 14 [[سوره صف]]/61<ref> البدایة والنهایه، ج 2، ص 67؛ التحریر والتنویر، ج 22، ص 359.</ref> برمى‌آید كه اهل انطاكیه و پادشاه آن همگى یا دسته‌اى از آنان [[ایمان]] آوردند<ref> تفسیر قمى، ج 2، ص 187ـ189؛ قصص الانبیاء، راوندى، ص 274.</ref> و از سویى روایات و شواهد تاریخى دیگر و ظاهر آیات پیشگفته سوره یس بیانگر كفر و سرانجام عذاب همه آنان از جمله پادشاه است،<ref> تفسیر ابن كثیر، ج 3، ص 576.</ref> از این ‌رو برخى درباره قول مشهور تردید كرده<ref> همان، ص 574.</ref> و برخى آن را رد كرده و گفته‌اند: پیوند داستان طرح شده در سوره یس با انطاكیه بسیار ضعیف است،<ref> البدایة والنهایه، ج 1، ص 207.</ref> جز این كه بگوییم در انطاكیه در دو برهه زمانى دو رویداد اتفاق افتاده است: یكى فرستادن رسولان از سوى خداوند و تكذیب آنان از سوى اهل انطاكیه در حالى ‌كه تنها یك نفر (مؤمن آل ‌یاسین) ایمان آورد و بدست آنان كشته شد و خداوند اهل آن شهر را با عذاب فراگیر نابود كرد و دیگرى آن كه پس از آبادانى مجدد شهر انطاكیه [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام فرستادگانى به آنجا گسیل داشته و این بار مردم انطاكیه به آن‌ها [[ایمان]] آوردند<ref> همان، ص 207ـ208.</ref> و این موضوع در آیه 14 [[سوره صف]]/61 گزارش شده است: «...فَامَنَت طَائِفَةٌ مِن بَنى اِسرءیل...»<ref> همان، ج 2، ص 67.</ref> این احتمال نیز دور از حقیقت نیست كه داستان‌هاى متفاوت ممكن است مربوط به دو انطاكیه باشد<ref> تفسیر ابن كثیر، ج 3، ص 577.</ref> زیرا در گذشته شهرهاى زیادى به نام انطاكیه وجود داشته است.<ref> قاموس كتاب مقدس، ص 116.</ref> (=> اصحاب القریه)
  
الف. در آيه 14 [[سوره صف]]/61 خداوند به [[ايمان]] دسته‌اى از بنى‌اسرائيل به [[حضرت عيسى]] عليه‌السلام اشاره دارد: «فَامَنَت طَائِفَةٌ مِن بَنى اِسرءيلَ و كَفَرَت طَائِفَةٌ فَاَيَّدنَا الَّذينَ ءامَنوا عَلى عَدُوِّهِم فَاَصبَحوا ظهِرين» برخى بر آن‌اند كه مقصود از بنى‌اسرائيل در اين آيه اهل انطاكيه‌اند.<ref> البدايه والنهايه، ج 2، ص 67.</ref>
+
# آیات مورد اختلاف كه برخى آن را درباره شهر انطاكیه دانسته‌اند:
  
ب. برخى اصحاب رسّ در دو آيه ذيل را اهل انطاكيه دانسته‌اند: «و عادًا و ثَمودا و اَصحبَ الرَّسِّ و قُرونـًا بَينَ ذلِكَ كَثيرا» ([[سوره فرقان]]/25،38)، «كَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح و اَصحبُ الرَّسِّ و ثَمود» ([[سوره ق]]/50 ،12) گفته‌اند: رسّ چاهى بود در انطاكيه كه بت‌پرستان مؤمن آل ياسين را در آن افكنده و كشتند<ref> روض الجنان، ج 14، ص 222.</ref> و از اين ‌رو به اصحاب رس مشهور شدند.
+
الف. در آیه 14 [[سوره صف]]/61 خداوند به [[ایمان]] دسته‌اى از بنى‌اسرائیل به [[حضرت عیسى]] علیه‌السلام اشاره دارد: «فَامَنَت طَائِفَةٌ مِن بَنى اِسرءیلَ و كَفَرَت طَائِفَةٌ فَاَیَّدنَا الَّذینَ ءامَنوا عَلى عَدُوِّهِم فَاَصبَحوا ظهِرین» برخى بر آن‌اند كه مقصود از بنى‌اسرائیل در این آیه اهل انطاكیه‌اند.<ref> البدایه والنهایه، ج ص 67.</ref>
  
ج. «فَانطَلَقا حَتّى اِذا اَتَيا اَهلَ قَريَة اِستَطعَما اَهلَها فَاَبَوا اَن يُضَيِّفوهُما فَوَجَدا فيها جِدارًا يُريدُ اَن يَنقَضَّ فَاَقامَهُ قالَ لَو شِئتَ لَتَّخَذتَ عَلَيهِ اَجرا». ([[سوره كهف]]/18،77) اين آيه و آيات پيش از آن همراهى موسى و خضر عليهماالسلام را گزارش مى‌كند؛ آن دو در سفر به قريه‌اى رسيدند و از اهل آن طعام خواستند؛ اما اهل قريه از اطعام آنان خوددارى كردند. برخى مفسران مراد از قريه در اين آيه را انطاكيه دانسته‌اند.<ref> مجمع البيان، ج 6، ص 751؛ الجوهرالثمين، ج ص 93.</ref>
+
ب. برخى اصحاب رسّ در دو آیه ذیل را اهل انطاكیه دانسته‌اند: «و عادًا و ثَمودا و اَصحبَ الرَّسِّ و قُرونـًا بَینَ ذلِكَ كَثیرا» ([[سوره فرقان]]/25،38)، «كَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح و اَصحبُ الرَّسِّ و ثَمود» ([[سوره ق]]/50 ،12) گفته‌اند: رسّ چاهى بود در انطاكیه كه بت‌پرستان مؤمن آل یاسین را در آن افكنده و كشتند<ref> روض الجنان، ج 14، ص 222.</ref> و از این ‌رو به اصحاب رس مشهور شدند.
  
د. برخى مقصود از قريه در آيه 163 [[سوره اعراف]]/7 را انطاكيه دانسته‌اند.<ref> التعريف والاعلام، ص 111.</ref> در اين آيه به تجاوز اصحاب سبت از حدود الهى اشاره شده است: «وسـَلهُم عَنِ القَريَةِ الَّتى كانَت حاضِرَةَ البَحرِ اِذ يَعدونَ فِى‌السَّبتِ اِذ تَأتيهِم حيتانُهُم يَومَ سَبتِهِم شُرَّعـًا ويَومَ لايَسبِتونَ لاتَأتيهِم كَذلِكَ نَبلوهُم بِما كانوا يَفسُقون».
+
ج. «فَانطَلَقا حَتّى اِذا اَتَیا اَهلَ قَریَة اِستَطعَما اَهلَها فَاَبَوا اَن یُضَیِّفوهُما فَوَجَدا فیها جِدارًا یُریدُ اَن یَنقَضَّ فَاَقامَهُ قالَ لَو شِئتَ لَتَّخَذتَ عَلَیهِ اَجرا». ([[سوره كهف]]/18،77) این آیه و آیات پیش از آن همراهى موسى و خضر علیهماالسلام را گزارش مى‌كند؛ آن دو در سفر به قریه‌اى رسیدند و از اهل آن طعام خواستند؛ اما اهل قریه از اطعام آنان خوددارى كردند. برخى مفسران مراد از قریه در این آیه را انطاكیه دانسته‌اند.<ref> مجمع البیان، ج 6، ص 751؛ الجوهرالثمین، ج 4، ص 93.</ref>
 +
 
 +
د. برخى مقصود از قریه در آیه 163 [[سوره اعراف]]/7 را انطاكیه دانسته‌اند.<ref> التعریف والاعلام، ص 111.</ref> در این آیه به تجاوز اصحاب سبت از حدود الهى اشاره شده است: «وسـَلهُم عَنِ القَریَةِ الَّتى كانَت حاضِرَةَ البَحرِ اِذ یَعدونَ فِى‌السَّبتِ اِذ تَأتیهِم حیتانُهُم یَومَ سَبتِهِم شُرَّعـًا ویَومَ لایَسبِتونَ لاتَأتیهِم كَذلِكَ نَبلوهُم بِما كانوا یَفسُقون».
  
 
==پانویس ==
 
==پانویس ==

نسخهٔ ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۸:۲۵

انطاكیه

شهرى عذاب شده به جهت تكذیب فرستادگان الهى.

اَنطاكِیه كه با تاى منقوط نیز خوانده شده[۱] شهرى در روم باستان[۲] بوده كه به دست یونانیان[۳] در سال 300 قبل از میلاد[۴] بنا شده و هم‌اكنون جزو قلمرو كشور تركیه است.[۵] سازنده آن را انطیقس یا انطیوخوس (معرب انطیوكوس) سومین پادشاه پس از اسكندر گفته‌اند؛[۶] ولى برخى فرزند وى سلوكوس نیكاتور را سازنده آن دانسته‌اند.

وى این شهر را انطاكیه نامید تا منسوب به پدرش انطیخوس باشد.[۷] برخى نیز بر آن‌اند كه پدر بناى آن را آغاز و پسر پس از درگذشت او آن را به پایان رساند؛[۸] اما دسته‌اى از مورخان بناى آن ‌را توسط انطاكیة دختر روم بن یقن بن سام بن حضرت نوح علیه‌السلام دانسته‌اند.[۹]

این شهر زمانى یكى از سه شهر بزرگ سرزمین روم به شمار مى‌آمد و داراى موقعیتى سرسبز، نهرهاى آب خوش‌گوار و مركز تجارت آسیاى غربى و نزد یونانیان به انطاكیه زیبا و ملكه شرق مشهور بود.[۱۰]

نصارا نیز از شهر انطاكیه با وصف شهر خدا، شهر شاهى و مادر شهرها یاد مى‌كردند زیرا نخستین شهرى بود كه اهل آن همگى به حضرت مسیح و به دین نصارا گرویدند.[۱۱] پولس و برنابا از حواریان حضرت عیسى علیه‌السلام در آنجا به تبلیغ اشتغال داشتند.[۱۲]

شهر انطاكیه پیش از اسلام محل كشمكش و درگیرى بین قوم‌ها و پیروان ادیان یهود، نصارا و بت‌پرستان بوده است. این شهر یك‌بار به دست شاپور اول در سال 260[۱۳] و بار دیگر توسط كسرا انوشیروان در سال 538 میلادى فتح شد.[۱۴] در سال 638 میلادى مطابق با سال 17 هجرى قمرى مسلمانان، انطاكیه را به تصرف خود درآوردند.[۱۵] قبر مؤمن آل ‌یاسین كه نامش را حبیب نجار گفته‌اند در انطاكیه زیارتگاه مردم است.[۱۶] قبر یحیى بن زكریا علیهماالسلام نیز در این شهر است.[۱۷]

در قرآن‌كریم نام انطاكیه نیامده؛ لیكن مفسران در شأن نزول آیاتى، از انطاكیه و شهروندان آن یاد كرده‌اند. این آیات دو دسته است:

  1. آیاتى كه به نظر جمعى از مفسران درباره انطاكیه و اهل آن است[۱۸] و آن آیه 13 سوره یس/36: «واضرِب لَهُم مَثَلاً اَصحبَ القَریَةِ اِذ جاءَهَا المُرسَلون» و آیات پس از آن است كه به داستان اصحاب قریه پرداخته است و بیشتر مفسران مقصود از قریه را انطاكیه دانسته‌اند؛ لیكن در چگونگى داستان و نام فرستادگانى كه به آنجا گسیل شده‌اند و این كه از جانب خداوند یا حضرت عیسى علیه‌السلام اعزام شده‌اند و چگونگى برخورد آن‌ها با مردم و برخورد حاكم و مردم با آنان، نیز كشتن مردى كه به این سه رسول گرایید و سرانجامِ كافران و پادشاه در نگاه مفسران و مورخان اختلاف است.[۱۹]

از شواهد تاریخى و برخى روایات و گفته مفسران ذیل آیه 14 سوره صف/61[۲۰] برمى‌آید كه اهل انطاكیه و پادشاه آن همگى یا دسته‌اى از آنان ایمان آوردند[۲۱] و از سویى روایات و شواهد تاریخى دیگر و ظاهر آیات پیشگفته سوره یس بیانگر كفر و سرانجام عذاب همه آنان از جمله پادشاه است،[۲۲] از این ‌رو برخى درباره قول مشهور تردید كرده[۲۳] و برخى آن را رد كرده و گفته‌اند: پیوند داستان طرح شده در سوره یس با انطاكیه بسیار ضعیف است،[۲۴] جز این كه بگوییم در انطاكیه در دو برهه زمانى دو رویداد اتفاق افتاده است: یكى فرستادن رسولان از سوى خداوند و تكذیب آنان از سوى اهل انطاكیه در حالى ‌كه تنها یك نفر (مؤمن آل ‌یاسین) ایمان آورد و بدست آنان كشته شد و خداوند اهل آن شهر را با عذاب فراگیر نابود كرد و دیگرى آن كه پس از آبادانى مجدد شهر انطاكیه حضرت عیسى علیه‌السلام فرستادگانى به آنجا گسیل داشته و این بار مردم انطاكیه به آن‌ها ایمان آوردند[۲۵] و این موضوع در آیه 14 سوره صف/61 گزارش شده است: «...فَامَنَت طَائِفَةٌ مِن بَنى اِسرءیل...»[۲۶] این احتمال نیز دور از حقیقت نیست كه داستان‌هاى متفاوت ممكن است مربوط به دو انطاكیه باشد[۲۷] زیرا در گذشته شهرهاى زیادى به نام انطاكیه وجود داشته است.[۲۸] (=> اصحاب القریه)

  1. آیات مورد اختلاف كه برخى آن را درباره شهر انطاكیه دانسته‌اند:

الف. در آیه 14 سوره صف/61 خداوند به ایمان دسته‌اى از بنى‌اسرائیل به حضرت عیسى علیه‌السلام اشاره دارد: «فَامَنَت طَائِفَةٌ مِن بَنى اِسرءیلَ و كَفَرَت طَائِفَةٌ فَاَیَّدنَا الَّذینَ ءامَنوا عَلى عَدُوِّهِم فَاَصبَحوا ظهِرین» برخى بر آن‌اند كه مقصود از بنى‌اسرائیل در این آیه اهل انطاكیه‌اند.[۲۹]

ب. برخى اصحاب رسّ در دو آیه ذیل را اهل انطاكیه دانسته‌اند: «و عادًا و ثَمودا و اَصحبَ الرَّسِّ و قُرونـًا بَینَ ذلِكَ كَثیرا» (سوره فرقان/25،38)، «كَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح و اَصحبُ الرَّسِّ و ثَمود» (سوره ق/50 ،12) گفته‌اند: رسّ چاهى بود در انطاكیه كه بت‌پرستان مؤمن آل یاسین را در آن افكنده و كشتند[۳۰] و از این ‌رو به اصحاب رس مشهور شدند.

ج. «فَانطَلَقا حَتّى اِذا اَتَیا اَهلَ قَریَة اِستَطعَما اَهلَها فَاَبَوا اَن یُضَیِّفوهُما فَوَجَدا فیها جِدارًا یُریدُ اَن یَنقَضَّ فَاَقامَهُ قالَ لَو شِئتَ لَتَّخَذتَ عَلَیهِ اَجرا». (سوره كهف/18،77) این آیه و آیات پیش از آن همراهى موسى و خضر علیهماالسلام را گزارش مى‌كند؛ آن دو در سفر به قریه‌اى رسیدند و از اهل آن طعام خواستند؛ اما اهل قریه از اطعام آنان خوددارى كردند. برخى مفسران مراد از قریه در این آیه را انطاكیه دانسته‌اند.[۳۱]

د. برخى مقصود از قریه در آیه 163 سوره اعراف/7 را انطاكیه دانسته‌اند.[۳۲] در این آیه به تجاوز اصحاب سبت از حدود الهى اشاره شده است: «وسـَلهُم عَنِ القَریَةِ الَّتى كانَت حاضِرَةَ البَحرِ اِذ یَعدونَ فِى‌السَّبتِ اِذ تَأتیهِم حیتانُهُم یَومَ سَبتِهِم شُرَّعـًا ویَومَ لایَسبِتونَ لاتَأتیهِم كَذلِكَ نَبلوهُم بِما كانوا یَفسُقون».

پانویس

  1. التعریف والاعلام، ص 111؛ تفسیر قرطبى، ج 15، ص 11.
  2. جامع‌البیان، مج 12، ج 22، ص 186؛ قاموس كتاب مقدس، ص 115؛ نمونه، ج 18، ص 340ـ359.
  3. دائرة‌المعارف بستانى، ج 4، ص 508.
  4. دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج 3، ص 62؛ قاموس كتاب مقدس، ص 115.
  5. نمونه، ج 18، ص 340.
  6. معجم البلدان، ج 1، ص 266.
  7. قاموس كتاب مقدس، ص 116.
  8. معجم البلدان، ج 1، ص 266.
  9. معجم‌البلدان، ج 1، ص 266؛ آثار البلاد، ص 150.
  10. دائرة‌المعارف بستانى، ج 4، ص 506؛ معجم البلدان، ج 1، ص 266ـ267؛ نمونه، ج 18، ص 359.
  11. التنبیه والاشراف، ص 116؛ تفسیر ابن كثیر، ج 3، ص 577؛ البدایة والنهایه، ج 1، ص 207.
  12. قاموس كتاب مقدس، ص 115.
  13. دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج 3، ص 62.
  14. تاریخ یعقوبى، ج 1، ص 165؛ مروج الذهب، ج 1، ص 291؛ المسالك، ج 1، ص 288.
  15. دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج 3، ص 63؛ دائرة‌المعارف بستانى، ج 4، ص 511.
  16. الموسوعة الذهبیه، ج‌ 6‌، ص‌ 180؛ آثار البلاد، ص‌ 151؛ الكشاف، ج‌ 4، ص‌ 10.
  17. آثارالبلاد، ص 151.
  18. تفسیر قرطبى، ج 15، ص 11؛ المنیر، ج 22، ص 300، 302؛ التحریر والتنویر؛ ج 22، ص 358.
  19. تاریخ طبرى، ج 1، ص 379.
  20. البدایة والنهایه، ج 2، ص 67؛ التحریر والتنویر، ج 22، ص 359.
  21. تفسیر قمى، ج 2، ص 187ـ189؛ قصص الانبیاء، راوندى، ص 274.
  22. تفسیر ابن كثیر، ج 3، ص 576.
  23. همان، ص 574.
  24. البدایة والنهایه، ج 1، ص 207.
  25. همان، ص 207ـ208.
  26. همان، ج 2، ص 67.
  27. تفسیر ابن كثیر، ج 3، ص 577.
  28. قاموس كتاب مقدس، ص 116.
  29. البدایه والنهایه، ج 2، ص 67.
  30. روض الجنان، ج 14، ص 222.
  31. مجمع البیان، ج 6، ص 751؛ الجوهرالثمین، ج 4، ص 93.
  32. التعریف والاعلام، ص 111.

منابع

محمدمهدى خراسانى، دائرة المعارف قرآن کریم، جلد 4، صفحه 535-538.