استعاذه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)



استعاذه، واژه‌ و تعبيری قرآنى‌ به‌ معنى‌ پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند از هر نوع‌ شر و بدي‌ و نيز وسوسه‌های شيطانى‌.

استعاذه‌ مصدر باب‌ استفعال‌ از ريشة «ع‌ و ذ» و عَوذ مصدر فعل‌ «عاذَ، يَعوذُ» به‌ معنى‌ پناه‌ بردن‌ به‌ غير، اعم‌ از شى‌ء، شخص‌ يا مكان‌ است‌. استعاذه‌ در فرهنگ‌ اسلامى‌ به‌ ويژه‌ در قرآن‌ كریم‌، دعايى‌ است‌ كه‌ به‌ وسيلة آن‌، انسان‌ براي‌ دفع‌ شرور خود را در پناه‌ خداوند متعال‌ قرار مى‌دهد.

خواستگاه استعاذه

استعاذه‌، در معنى‌ وسيع‌ آن‌، برخاسته‌ از يك‌ امر غريزي‌ است‌. انسان‌ هنگام‌ رويارويى‌ با خطرها مى‌كوشد تا با پناه‌ جستن‌ از يك‌ قدرت‌ برتر، به‌ آرامش‌ و اطمينان‌ دست‌ يابد. بدين‌ جهت‌ از زمانهاي‌ دور در ميان‌ اقوام‌ بشر، آداب‌ و رسوم‌ خاصى‌ براي‌ دفع‌ شرور و آفات‌ وجود داشته‌ است‌. عرب‌ پيش‌ از اسلام‌ نيز براي‌ رهايى‌ از ناگواريها و شرور، تعويذهاي‌ گوناگون‌ از جمله‌: رُقيه‌، نُشره‌، نَفره‌، تَميمه‌ و ... به‌كار مى‌بردند، يا از ساحران‌ و كاهنان‌ كه‌ مدعى‌ رابطه‌ با موجودات‌ غيبى‌ (جن‌ّ و شيطان‌) و دانستن‌ رازهاي‌ نهفته‌ بودند، ياري‌ مى‌خواستند و با واسطة آنان‌ به‌ آن‌ موجودات‌ توسل‌ مى‌جستند. اين‌ مردم‌ با اعتقاد راسخى‌ كه‌ به‌ جن‌ داشتند، گاه‌ براي‌ حفظ خود از گزند حوادث‌ به‌ ا¸ن‌ پناه‌ مى‌بردند؛ چنانكه‌ هنگام‌ سفر به‌ سرزمينى‌ ناشناخته‌ خود را در پناه‌ جنى‌ كه‌ صاحب‌ و بزرگ‌ آن‌ وادي‌ بود، قرار مى‌دادند. قرآن‌ كريم‌ در سورة جن‌ (آیه 6) با اشاره‌ به‌ اين‌ انديشه نادرست‌، پناه‌ بردن‌ گروهى‌ از آدميان‌ به‌ جن‌ را موجب‌ گمراهى‌ و خسران‌ بيشتر آنان‌ بر شمرده‌ است‌.

قرآن‌ كريم‌ با نزول‌ نخستين‌ سوره‌هاي‌ مكى‌ مانند ناس‌ و فلق‌ به‌ تبيين‌ استعاذة حقيقى‌ پرداخت‌ و بر خلاف‌ تفكر جاهلى‌ كه‌ تسليم‌ پذيري‌ در برابر نيروهاي‌ شيطانى‌ را رواج‌ مى‌داد، استعاذه‌ را تنها پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند از هر شر و بدي‌ و وسوسة شيطانى‌ دانست‌. بر همين‌ اساس‌ آيات‌ قرآنى‌ تهمتى‌ را كه‌ مشركان‌ به‌ پيامبر(ص‌)، مبنى‌ بر رابطه‌ با شياطين‌، مى‌بستند، به‌ صراحت‌ رد كرده‌ است‌ (آیه 210 شعراء، آیه 25 تکویر) و شايد از همين‌روي‌، پيامبر(ص‌) فرمان‌ يافته‌ است‌ كه‌ همواره‌ پيش‌ از تلاوت‌ آيات‌ وحى‌، از شيطان‌ رجيم‌ به‌ خداوند پناه‌ آورَد (آیه 98 نحل) تا بدين‌ وسيله‌ پاسخى‌ قوي‌ به‌ تهمتهاي‌ پى‌درپى‌ آنان‌ باشد .

استعاذه‌ در قرآن‌ مجيد

در قرآن‌ مجيد، 17 بار مشتقات‌ «عوذ» به‌كار رفته‌ است‌ كه‌ بيشتر از همه‌ صورتهاي‌ ثلاثى‌ مجرد آن‌ مانند: عُذْت‌ُ، اَعوذُ، يَعوذون‌َ، مَعاذ و در ثلاثى‌ مزيد يك‌ بار صورتى‌ از باب‌ افعال‌ (اُعيذُها) و 4 بار از باب‌ استفعال‌ (استعاذه‌) در صيغة امري‌ «اِسْتَعِذْ» آمده‌ است‌. در اين‌ آيات‌ جز يك‌ بار كه‌ در نكوهش‌ از پناه‌ جستن‌ آدميان‌ از جن‌ سخن‌ رفته‌، در ديگر موارد، پروردگار به‌عنوان‌ تنها ملجأ و مأوا شناسانيده‌ شده‌ است‌. اهميت‌ استعاذه‌ در قرآن‌ هنگامى‌ آشكارتر مى‌شود كه‌ بدانيم‌ دو سورة پايانى‌ (ناس‌ و فلق‌)، به‌ همين‌ موضوع‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌. اين‌ دو سوره‌ كه‌ با خطاب‌ به‌ پيامبر(ص‌) آغاز مى‌شود، جامع‌ترين‌ بيان‌ دربارة اركان‌ استعاذه‌ را دارند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ آيات‌ ديگر مربوط به‌ استعاذه‌ را مى‌توان‌ شرحى‌ از مفاهيم‌ و مصاديق‌ اين‌ دو سوره‌ تلقى‌ كرد. اين‌ دو سوره‌ به‌ سبب‌ آغازهاي‌ مشترك‌ از همان‌ عصر نزول‌ به‌ «معوّذتين‌» شهرت‌ يافت‌ و جايگاه‌ ويژه‌اي‌ در نظام‌ آموزش‌ قرآن‌ پيدا كرد. از جانب‌ ديگر نيز معوذتين‌ جانشين‌ انواع‌ تعاويذ نادرست‌ عصر جاهلى‌ شد رسول‌ اكرم‌(ص‌) تلاوت‌ معوذتين‌ را بهترين‌ تعويذ مى‌دانستند و در عمل‌ بارها حسنين‌(ع‌) را به‌ اين‌ دو سوره‌ تعويذ مى‌كردند. از استعاذه‌هايى‌ كه‌ در قرآن‌ كريم‌ آمده‌، برخى‌ از زبان‌ پيامبران‌ همچون‌ نوح‌، يوسف‌ و موسى‌(ع‌)، و نيز حضرت‌ مریم‌ و همسر عمران‌ (نك: آل‌ عمران‌/3/35-36) و موارد ديگر خطاب‌ به‌ پيامبر اكرم‌(ص‌) است‌. حضرت‌ نوح‌(ع‌) از اينكه‌ از خداوند چيزي‌ بخواهد كه‌ برپاية آگاهى‌ نبوده‌ باشد، به‌ وي‌ پناه‌ برده‌ است‌ (آیه 47 هود). حضرت‌ موسى‌(ع‌) در برابر فرعونيان‌ كه‌ او را به‌ سنگسار شدن‌ و نيز قتل‌ (آیه 20 دخان‌، آیه 27 مؤمن‌) تهديد مى‌كردند، از هر متكبري‌ كه‌ به‌ روز حساب‌ ايمان‌ ندارد، به‌ پروردگار پناه‌ جسته‌ است‌. همچنين‌ در داستان‌ گاو بنى‌اسرائيل‌ از اينكه‌ در زمرة جاهلان‌ باشد، استعاذه‌ كرده‌ است‌ (آیه 67 بقره‌). حضرت‌ يوسف‌ (ع‌)، درخواست‌ كامجويى‌ همسرِ عزيزِ مصر را با گفتن‌ «معاذَالله‌» پاسخ‌ گفته‌ (يوسف‌/12/23)، و آنگاه‌ كه‌ در مصر قدرت‌ يافته‌، از مجازات‌ بى‌گناهان‌ به‌ جاي‌ مجرمان‌ به‌ خداوند پناه‌ برد (نك: يوسف‌/12/79). حضرت‌ مريم‌(ع‌) همچون‌ يوسف‌(ع‌) از اينكه‌ به‌ گناه‌ آلوده‌ شود، به‌ خداوند رحمان‌ پناه‌ جسته‌ (نك: مريم‌/19/18) و همسر عمران‌ پس‌ از زادن‌ مريم‌، در دعايى‌، او و ذريه‌اش‌ را از شيطان‌ رجيم‌ به‌ پناه‌ حق‌ سپرده‌ است‌ (آل‌ عمران‌/3/36).

خطابهاي‌ استعاذه‌ به‌ پيامبر(ص‌) در سوره‌هاي‌ ناس‌ و فلق‌ با تعبير «قل‌ اعوذ برب‌ ...» است‌ و در اين‌ دو سوره‌ راه‌ غلبه‌ بر شياطين‌ و دفع‌ شرور بيان‌ شده‌ است‌. در سورة مؤمن‌ (40/56) كه‌ امر به‌ استعاذه‌ آمده‌ است‌، با توجه‌ به‌ سياق‌ آيه‌ كه‌ كبر را منشأ جدال‌ جاهلانه‌ در آيات‌ الهى‌ مى‌شمارد، چنين‌ برمى‌آيد كه‌ پيامبر(ص‌) فرمان‌ يافته‌ است‌ تا از كبر و عناد كافران‌ استعاذه‌ نمايد، همان‌سان‌ كه‌ موسى‌ (ع‌) از گزند فرعون‌ به‌ خداوند پناه‌ برده‌ است‌. در آياتى‌ از سوره‌هاي‌ فصلت‌ (41/36)، اعراف‌ (7/200) و مؤمنون‌ (23/97- 98) خداوند، پيامبر اكرم‌(ص‌) را فرموده‌ است‌ كه‌ از وسوسه‌ها و تحريكات‌ شيطان‌ به‌ او پناه‌ برد. سياق‌ آيات‌ دربارة شيوة رفتار پيامبر(ص‌) با مشركان‌ است‌ كه‌ بدكرداري‌ آنان‌ را به‌ نيكى‌ پاسخ‌ دهد و با گذشت‌ و گفتار نيك‌ و پرهيز از جدل‌، از نادانان‌ روي‌ برتابد. البته‌ اين‌ چنين‌ كرداري‌ در برابر مخالفان‌ بس‌ دشوار است‌، زيرا چه‌ بسا رفتار جاهلان‌ و سفيهان‌ موجب‌ غضب‌ مى‌شود و اين‌ خود راه‌ نفوذ وسوسه‌هاي‌ شيطانى‌ را هموار مى‌سازد و در اين‌ صورت‌ شيطان‌ دشمنيها را شدت‌ مى‌بخشد و كار دعوت‌ پيامبران‌ را دشوار مى‌كند در سورة نحل‌ (16/98) خطاب‌ به‌ پيامبر(ص‌)، استعاذه‌ به‌ عنوان‌ يكى‌ از آداب‌ تلاوت‌ قرآن‌ مطرح‌ شده‌ است‌. استعاذه‌ در آغاز تلاوت‌ قرآن‌ از آن‌ روست‌ كه‌ قاري‌ از لغزشها به‌ دور باشد و بنابراين‌ به‌ زبان‌ آوردن‌ الفاظ استعاذه‌ مقدمه‌اي‌ براي‌ تحقق‌ حالت‌ نفسانى‌ استعاذه‌ است‌؛ چنانكه‌ حقيقت‌ امر در آيه‌هاي‌ 99 و 100 همين‌ سوره‌ توضيح‌ داده‌ شده‌ است‌ و آن‌ داشتن‌ ايمان‌ و توكل‌ به‌ خداوند است‌ و اين‌ دو سدّي‌ در برابر نفوذ و سيطرة شيطان‌ است‌. در برخى‌از منابع‌ مى‌توان‌ نگرشهاي‌ عرفانى‌ و اخلاقى‌ را دربارة حقيقت‌ و مراتب‌ استعاذه‌ دریافت .

استعاذه‌ در احاديث‌

استعاذه‌ در احاديث‌ و روايات‌ از جهت‌ لفظ و معنى‌ كاربرد وسيعى‌ دارد. گاه‌ مفهوم‌ استعاذه‌ با كلمات‌ مترادف‌ مثل‌ «التجاء»، «استجاره‌» و «استغاثه‌» به‌كار رفته‌، و حتى‌ واژگان‌ غير مترادف‌، مانند «لبيك‌»، گوياي‌ توجه‌ و استعاذه‌ به‌ خداوند تلقى‌ شده‌ است‌ در روايات‌ و ادعيه‌، به‌ تفصيل‌ از انواع‌ شروري‌ سخن‌ آمده‌ كه‌ استعاذه‌ از آنها بايسته‌ است‌ كه‌ اين‌ شرور را مى‌توان‌ در قالبى‌ كلى‌ چنين‌ طبقه‌بندي‌ كرد: رذايل‌ اخلاقى‌، گناهان‌ و وسوسه‌هاي‌ شيطانى‌ مانند بخل‌، خيانت‌، حسد، نفاق‌، بدخُلقى‌ و حرص‌؛ آفتهاي‌ جسمانى‌ مثل‌ بيماريها، گزند حيوانات‌ موذي‌ و ناتوانيهاي‌ جسمى‌ مانند پيري‌؛ تنشهاي‌ روحى‌ و روانى‌ مانند غم‌ و اندوه‌، كسالت‌ و اضطراب‌؛ نابسامانيهاي‌ اجتماعى‌ و اقتصادي‌ همچون‌: فقر، گرسنگى‌، بدهكاري‌، ورشكستگى‌، ستمها، آشوبها، غلبة دشمنان‌ و بدخواهان‌؛ انحرافات‌ اعتقادي‌ در دين‌ چون‌ كفر و ضلالت‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ خشم‌ و سخط الهى‌ و عذابهاي‌ دنيوي‌ و اخروي‌ مثل‌ زوال‌ نعمت‌، عذاب‌ قبر، عذاب‌ جهنم‌ .

در كتب‌ ادعيه‌ و اذكار براي‌ دفع‌ بيماريها و آفات‌ و شرور و مصونيت‌ از آنها، دعاها و نوشته‌هاي‌ رمزدار با عنوان‌ حِرز، رقيه‌، عَوذه‌ و غير آن‌ آمده‌ است‌ . اگرچه‌ در اين‌ تعاويذ لزوماً عناصر استعاذه‌ به‌كار نرفته‌ است‌؛ چنانكه‌ مثلاً رسول‌ خدا(ص‌) - برپاية روايات‌ - به‌ سورة فاتحة الكتاب‌ تعويذ مى‌كردند و نيز سورة اخلاص‌ در كنار معوذتين‌ (المعوذات‌ الثلاث‌) در يك‌ گروه‌ و به‌ عنوان‌ برترين‌ تعويذها و استعاذه‌ها معرفى‌ شده‌ است‌ .

منابع

دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج 8، مدخل استعاذه از احمد بادكوبه هزاوه‌(9 اردیبهشت 1391)