ابن جبیر

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۶:۴۰ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نام کامل ابوالحسين‌ محمد بن‌ احمد بن‌ جبير
زادروز 540 قمری
زادگاه بلنسيه‌ واقع‌ در شرق‌ اندلس‌ در كشور اسپانيا
وفات 614 قمری
مدفن محلى‌ ‌به‌ نام‌ «كوم‌ عمرو بن‌ العاص‌» واقع در اسكندريه‌ مصر

Line.png

اساتید

ابوعبدالله‌ الاصيل‌، ابن‌ الحسن‌ بن‌ ابى‌ العيش‌


آثار

رحلة الكنانى‌، دیوان اشعار، نتيجة وَجِدْ الجوانح‌ فى‌ تأبين‌ القرين‌ الصالح‌


ابوالحسين‌ محمد بن‌ احمد بن‌ جبير (540-614ق)، سیاح‌، نویسنده‌ و شاعر عرب‌ اندلسی‌ است. سفرنامه او به نام "رحله" که شرح سفر او به برخی از سرزمین‌های اسلامی است مشهور است. این اثر علاوه بر محتوا از نظر ادبی نیز حائز اهمیت است.

ولادت

اِبْن‌ِ جُبير، ابوالحسين‌ محمد بن‌ احمد بن‌ جبير در سال 540 قمری در بلنسيه‌ واقع‌ در شرق‌ اندلس‌ در كشور اسپانيا تولد يافت‌.

خاندان

خانوادة ابن‌ جبير از قبيلة كنانه‌ از قبايل‌ بزرگ‌ و كهن‌ عرب‌ بود. جد بزرگ‌ او عبدالسلام‌ بن‌ جبير همراه‌ بلج‌ بن‌ بشر بن‌ عياض‌ قشيري‌ به‌ سرزمين‌ اسپانيا گام‌ نهاد . بلج‌ بن‌ بشر از مردم‌ شام‌ و سردار سواران‌ آن‌ سرزمين‌ در سپاه‌ هشام‌ بن‌ عبدالملك‌ خليفة اموي‌ بود و در فتح‌ افريقا مشاركت‌ داشت‌. وي‌ همراه‌ گروهى‌ از بربرهاي‌ شمال‌ افريقا به‌ اندلس‌ آمد. عبدالسلام‌ بن‌ جبير پس‌ از هلاكت‌ بلج‌ كه‌ در اندلس‌ و نزديكى‌ قرطبه‌روي‌ داد، همچنان‌ در اسپانيا باقى‌ ماند. چنين‌ به‌ نظر مى‌رسد كه‌ خانوادة ابن‌ جبير در بلنسيه‌ اقامت‌ داشتند.

تحصیلات

ابن جبیر مدتى‌ در شاطبه‌ به‌ سر برد و نزد پدرش‌ و نيز در محضر ابوعبدالله‌ الاصيل‌ و ابن‌ الحسن‌ بن‌ ابى‌ العيش‌ به‌ فراگرفتن‌ دانش‌ و ادب‌ و مقدمات‌ علوم‌ دينى‌ پرداخت‌ و در ضمن‌ از پرورش‌ قريحة شاعرانة خود نيز غافل‌ نماند. وي‌ بعدها به‌ غرناطه‌ رفت‌ و در سايه استعداد خويش‌ در خدمت‌ ابوسعيد عثمان‌ بن‌ عبدالمؤمن‌ حاكم‌ غرناطه‌ كه‌ از موحدون‌ بود، سمت‌ دبيري‌ يافت‌ و همانند پدر در زمر كاتبان‌ و اديبان‌ او درآمد.تذكره‌نويسان‌ او را از اديبان‌ عصر و داراي‌ نظم‌ فايق‌ و نثر بديع‌ دانسته‌اند

سفرنامه نویسی

تا سدة پنجم هجری اكثر نوشته‌هاي‌ جغرافيايى‌ متعلق‌ به‌ جغرافى‌ نگارانى‌ است‌ كه‌ در منطقة شرقى‌ خلافت‌ عباسيان‌ مى‌زيستند و گسترش‌ اينگونه‌ آثار در سرزمينهاي‌ غربى‌ خلافت‌، از جمله‌ مغرب‌ و اسپانيا كندتر از شرق‌ بود. از سدة 5 ق‌ اينگونه‌ آثار در مناطق‌ غربى‌، به‌ تدريج‌ صورتى‌ گسترده‌تر از شرق‌ يافت‌. در اين‌ عصر جغرافى‌نگاران‌ شناخته‌ شده‌اي‌ از غرب‌ سر بر آورده‌اند كه‌ از ميان‌ آنان‌ ابن‌ عبدالبر (ه م‌)، ادريسى‌ (ه م‌) و ابن‌ دلائى‌ (ه م‌) را مى‌توان‌ نام‌ برد. از اين‌ قرن‌ آثاري‌ در ادب‌ جغرافيايى‌ پديد آمد كه‌ در زبان‌ عربى‌ با نام‌ «الرحلة» و در فارسى‌ با عنوان‌ «سفرنامه‌» شهرت‌ يافت‌. الرحلة معمولاً بر روال‌ سفرنامة ناصرخسرو تدوين‌ مى‌يافت‌. بنا به‌ نوشتة كراچكوفسكى‌ اين‌ آثار نه‌ به‌ صورت‌ «المسالك‌»، بلكه‌ به‌ صورت‌ يادداشتهاي‌روزانه‌ تدوين‌ شده‌ و با سفرهايى‌ به‌قصد حج‌ مرتبط بوده‌اند، ولى‌ افزون‌ بر مراسم‌ حج‌، ديگر مراحل‌ سفر نيز بیان شده است.

عمده‌ترين‌ اينگونه‌ آثار كه‌ در اسپانيا نوشته‌ شده‌، مرهون‌ سفرنامة ابن‌ جبير دانسته‌اند. آغازگر اينگونه‌ نوشته‌ها نيم‌ قرن‌ پيش‌ از ابن‌ جبير، رحله‌ نويس‌ ديگري‌ به‌ نام‌ ابوبكر محمد بن‌ العربى‌ (468-543ق‌) بود، ولى‌ ابن‌ جبير اينگونه‌ نوشته‌ها را به‌ مدارج‌ بالاتري‌ ارتقاء داد. وي‌ ماجراي‌ سفر خود را به‌ صورتى‌ دقيق‌ با ذكر تواريخ‌ هجري‌ قمري‌، مسيحى‌ و گاه‌ سريانى‌ نوشته‌ است‌.

تالیفات

ماجراي‌ نخستين‌ سفر ابن‌ جبير به‌ صورت‌ يادداشتهاي‌ روزانه‌ نوشته‌ شده‌ است‌. يادداشتهاي‌ مزبور پس‌ از بازگشت‌ او به‌ غرناطه‌ در 581ق‌ به‌ صورت‌ كتابى‌ جداگانه‌ تدوين‌ يافت‌. معلوم‌ نيست‌ عنوان‌ دقيق‌ كتاب‌ او چه‌ بوده‌ است‌. بنابه‌ نوشتة كراچكوفسكى‌ ظاهراً هر دو عنوان‌ مغلق‌ اين‌ سفرنامه‌ يعنى‌ كتاب‌ الاعتبار الناسك‌ فى‌ ذكر الا¸ثار الكريمة و المناسك‌ و تذكير بالاخبار عن‌ اتفاقات‌ الاسفار ساختگى‌ هستند و مى‌توان‌ چنين‌ پنداشت‌ كه‌ عنوان‌ اصلى‌ كتاب‌ رحلة الكنانى‌ بوده‌ كه‌ نشانه‌اي‌ از وابستگى‌ قبيله‌اي‌ ابن‌جبير است‌.

رحلة الكنانى‌ از نظر محتوا و بيان‌ ويژگيهاي‌ زمان‌ حيات‌ ابن‌ جبير در خور توجه‌ بسيار است‌. اين‌ كتاب‌ مطالب‌ بسيار ارزنده‌اي‌ دربارة مكه‌، مدينه‌، عراق‌، مصر و سوريه‌ به‌ ويژه‌ در نخستين‌ دورة جنگهاي‌ صليبى‌ و نهضت‌ اسلامى‌ تحت‌ زعامت‌ نورالدين‌ زنگى‌ و صلاح‌الدين‌ ايوبى‌ ارائه‌ كرده‌ است‌.

كتاب‌ شامل‌ مطالبى‌ دربارة شگفتيهاي‌ سرزمينها، آثار هنري‌، اوضاع‌ سياسى‌، اجتماعى‌، اخلاقى‌ و وصف‌ مساجد، مناسك‌ حج‌، مجالس‌ وعظ، معابد، دژها، كنيسه‌ها، درمانگاهها و بيمارستانهاست‌.. در اين‌ كتاب‌ نزديكيهايى‌ با نوشته‌هاي‌ اسامة بن‌ منقذ (ه م‌) مى‌توان‌ يافت‌، اما شيوة نگارش‌ و برخورد اين‌ دو مؤلف‌ با مسايل‌ متفاوت‌ است‌.

محققان‌ براي‌ تصويري‌ كه‌ ابن‌ جبير از زندگى‌ مسلمانان‌ ساكن‌ جزيرة سيسيل‌ ارائه‌ كرده‌ است‌، اهميت‌ فراوان‌ قائل‌ شده‌اند. وي‌ شيوة زندگى‌ مادي‌ و معنوي‌ مسلمانان‌ شهرهاي‌ مسينا و تراپانى‌ را مورد مطالعه‌ و بررسى‌ قرار داده‌ (كراچكوفسكى‌ «ادب‌ جغرافيايى‌ عرب‌»، و نه‌ تنها تصوير آثار قرون‌ وسطايى‌، بلكه‌ زندگى‌ فرمانروايان‌ و كاخهاي‌ آنان‌ از جمله‌ «القصر الابيض‌» را به‌ شرح‌ آورده‌ است‌

رحلة ابن‌ جبير از ديدگاه‌ ادبى‌ در همان‌ سفرنامه‌ها واجد اهميت‌ بسيار است‌. وي‌ مطالبى‌ را كه‌ گاه‌ ملال‌ آور به‌ نظر مى‌رسند، با احساس‌ و سرزندگى‌ و بدون‌ تكلف‌ بيان‌ داشته‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ از ماجراي‌ ورود او به‌ اسكندريه‌ ، حركت‌ زورق‌ بادي‌، بادها و شكسته‌ شدن‌ كشتى‌ او پيرامون‌ جزيرة سيسيل‌ مى‌توان‌ ياد كرد. اثر او زيبا و داراي‌ شيوة نگارشى‌ استوار است‌.

از نوشته‌هاي‌ مؤلفان‌ بعد چنين‌ برمى‌آيد كه‌ ابن‌ جبير افزون‌ بر رحله‌ داراي‌ آثار متعدد منظوم‌ و منثور بوده‌ است‌. ابن‌ خطيب‌ از ديوان‌ اشعار او كه‌ مجلدي‌ متوسط و به‌ اندازه‌ ديوان‌ ابوتمام‌ بوده‌ و نيز از ديگر آثار او زير عناوين‌ «نتيجة وَجِدْ الجوانح‌ فى‌ تأبين‌ القرين‌ الصالح‌» در رثاء همسرش‌ ام‌ المجد و «نظم‌ الجُمان‌ فى‌ التشكى‌ من‌ اخوان‌ الزمان‌» و «ترسيل‌ بديع‌، و حِكَم‌ُ مُستجادة» و رحله‌ ياد كرده‌ است‌، ولى‌ همو در دنبال‌ مقال‌ از قول‌ ابوالحسن‌ شادي‌ نوشته‌ كه‌ سفرنامه‌ از تصانيف‌ ابن‌ جبير نبوده‌ است‌ و تنها مضامين‌ آن‌ از اوست‌ . از مجموع‌ آثار ابن‌ جبير تنها رحله‌ به‌ صورت‌ كتابى‌ مستقل‌ بر جا مانده‌ است‌. جز اين‌ كتاب‌، از وي‌ اشعار و نوشته‌هاي‌ پراكنده‌اي‌ در آثار ديگران‌ آمده‌ است‌. نام‌ ابن‌ جبير، مدتها تنها از طريق‌ آثار مؤلفان‌ ديگر شناخته‌ بود تا اينكه‌ نسخه‌اي‌ از سفرنامة او - كه‌ تاريخ‌ تحرير آن‌ حدود (875ق‌/1470م‌) است‌ - در ليدن‌ پيدا شد.

وفات

متأسفانه‌ آگاهى‌ دربارة آخرين‌ سالهاي‌ زندگى‌ ابن‌ جبير بسيار اندك‌ است‌. سرانجام‌ ابن‌جبير در اسكندريه‌ مصر درگذشت‌ و در همان‌ شهر در محلى‌ كه‌ به‌ نام‌ «كوم‌ عمرو بن‌ العاص‌» معروف‌ است‌، به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

منابع