منابع و پی نوشتهای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

جوامع روایی متأخر شیعه

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۵:۲۶ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (مهدی موسوی صفحهٔ جوامع روایی متاخر شیعه را به جوامع روایی متأخر شیعه منتقل کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو


سه کتاب «الوافى»، «وسائل الشیعة» و «بحارالأنوار»، به «جوامع روایی متأخر شیعه» معروفند که در زمان صفویه تألیف شده اند. این اصطلاح در کنار «کتب اربعه» که «جوامع روایی متقدم شیعه» هستند مطرح می شود.

سبب تألیف جوامع روایی متأخر

وقتى که جوامع حدیثى چهارگانه شیعه یعنى: «الکافى» شیخ کلینی، «من لایحضره الفقیه» شیخ صدوق، «تهذیب الأحکام» و «الاستبصار» شیخ طوسى تألیف شدند، عمده نیاز فقیهان براى استنباط احکام و دستیابى به معارف ناب اسلامى برطرف گردید؛ زیرا صاحبان این چهار جامع بزرگ - که به «سه محمد اول» معروف اند - در مجموع، بخش عمده احادیث و روایات اهل بیت علیهم السلام را چه در اصول دین و چه در فروع دین، گِرد آوردند؛ لیکن در واقع کار آنان به طور کامل پاسخگوى نیاز فقیهان و محدثان شیعه نبود و از نظر شمول مطالب و ترتیب شایسته، کاستى ها و نارسایى هاى متعددى داشت.

بدین جهت محدثان بزرگ متأخّر از جمله ملا محمدمحسن فیض کاشانى، شیخ محمد بن حسن حر عاملى و ملا محمدباقر مجلسى - که به «سه محمد متأخّر» معروف اند - به ترتیب، جوامع حدیثى «الوافى»، «وسائل الشیعة» و «بحارالأنوار» را تألیف نمودند و بدین ترتیب، هر یک به سهم خویش گام مهمى در جهت رفع نیازهاى علمى و معنوى جامعه دینى برداشتند.

معرفی جوامع روایی متأخر

الوافی

اولین جامع حدیثی شیعه در دوره متأخران، کتاب «الوافی» تألیف مرحوم فیض کاشانی (۱۰۹۱-۱۰۰۷ ق) است. الوافی از منابع بزرگ روایی به شمار می‌رود و مشتمل بر پنجاه هزار حدیث همراه با توضیح‌ها و شرح‌هایی است که مؤلف بزرگ آن در ذیل روایات آورده است.

«الوافی» تمام احادیث موجود در کتب اربعه شیعه (الکافی، من لایحضره الفقیه، التهذیب و الاستبصار) را دربردارد. مرحوم فیض در این کتاب، علاوه بر جمع آورى این روایات سعى کرده است تا متون روایات را شرح و مشکلات موجود در آنها را برطرف سازد.

برخی از امتیازات کتاب الوافی عبارتند از:

  • ترتیب بسیار عالى درآوردن روایات در باب مناسب
  • شرح لغت هاى موجود در روایات و برخى از آیات
  • بى نیاز کردن محقق از مراجعه به اسناد در بسیارى از روایات
  • اشاره به موارد تقطیع روایات
  • تفسیر بسیاری از آیات قرآنی در الوافی
  • توجه به سبب صدور احادیث در هنگام تبیین معانی آنها
  • تصحیح متون روایات کتب اربعه با استفاده از منابع مختلف روایى
  • تصحیح اسناد روایات کتب اربعه

وسائل الشیعه

یکی دیگر از جوامع ارزشمند حدیثی شیعه که در دوره متأخران تألیف یافت، کتاب «تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة» است. کتاب وسائل الشیعه از بهترین جوامع روایی شیعه بشمار می آید که شیخ محمدحسن حر عاملی در آن روایات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام را جمع کرده است.

این موضوع که شیخ سه بار این کتاب را از نظر گذرانده و به نگارش درآورده است از نکته هایى است که سزاوار است هر محقق و نویسنده آن را فراروى خویش قرار دهد. در بیان جایگاه این کتاب همین بس که از روزى که این سرچشمه به نگارش درآمده، منبع و مأخذ تمام مجتهدان و کتاب مرجع عالمانى است که آخرین مرحله رسیدن به قله اجتهاد را طى مى کنند.

بر این کتاب از سوى بزرگان تعلیقه هاى بسیارى نگاشته شده که شاید شیخ حر عاملی خود نخستین کسى است که برای ابهام زدایی پیرامون برخی از مطالب آن پیشقدم شده و «تحریر وسائل الشیعه و تحجر مسائل الشریعه» نامی است که شیخ حر عاملی بر شرح وسائل الشیعه نهاده است.

از جمله ویژگی های کتاب وسائل الشیعه این است که:

  • تمامى احادیث با سند نقل شده و اسناد متعدد احادیث نیز نقل شده است.
  • توضیحات مولف در ذیل احادیث، به ویژه در جمع روایات متعارض بسیار سودمند و ارزنده است.
  • مولف استنباط خود را از روایات، عنوان ابواب قرار داده و آنجا که به استنباطى روشن دست نیافته، عنوان باب به صورت فتوا و بیان حکم شرعى نیست.
  • احادیث مفصل که متضمن چند حکم است، تقطیع و هر قطعه در جاى مناسب خود قرار گرفته است. این عمل گرچه در کم کردن حجم کتاب و سرعت تالیف مفید بوده، اما به عقیده برخى، اشکالاتى را در فهم حدیث فراهم مى سازد.
  • در ذیل هر باب ارجاع به ابواب مناسب آن دارد.
  • نویسنده به طور معمول هر باب را با روایات صحیح و معتبر آغاز مى کند و روایات مرسل یا ضعیف را در پایان مى آورد.
  • فوائد نه گانه در پایان کتاب، که به معرفى مصادر و برخى مباحث علوم حدیث و رجال پرداخته است.

لازم به ذکر است، کتاب «مستدرک الوسائل» مستدرکی است که محدث نوری بر کتاب «وسائل الشیعه» نوشته است. محدث نوری با جمع آوری بیش از ۲۳ هزار روایت که در وسائل الشیعه نیامده اند، خدمت بزرگی در حفظ آثار و روایات اهل بیت علیهم السلام نموده است. برای اجتهاد و استنباط احکام شرعی، بعد از مراجعه به کتاب وسائل الشیعه و برای جستجوی کاملتر در میان روایات به این کتاب نیز مراجعه می شود تا یقین به عدم معارض حاصل شود. محدث نوری با فحص کامل و جستجوی عمیق خود به بسیاری از منابع کتابهای معتبر روایی دست یافت که در وسائل الشیعه حر عاملی نیامده است. این منابع شامل ۷۵ کتاب روایی معتبر شیعه است که محدث نوری در خاتمه، اعتبار هر یک از آنها را به اثبات رسانده است.

بحارالأنوار

سومین جامع حدیثی که در دوره متأخران به ظهور رسید، کتاب ارزشمند «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار» تألیف علامه محمدباقر مجلسی است.

این کتاب در واقع دایرةالمعارف بزرگ حدیث، شامل کلیه مباحث اسلامی از تفسیر قرآن و تاریخ گرفته تا فقه و کلام است و از عمده ترین و گسترده ترین جوامع حدیثی شیعه به حساب می آید که روایات کتب حدیث را با نظم نسبتاً کاملی جمع نموده است.

علامه مجلسی در تفسیر و شرح روایات از منابع مختلف لغت، فقه، تفسیر، کلام، تاریخ، اخلاق و... استفاده کرده است. وی در نقل مطالب بسیار دقیق عمل کرده و تقطیع در این کتاب جایگاهی ندارد. همچنین امانت در نقل و شیوه نقل مطالب به طور کامل و دقیق رعایت شده است.

در مجموع، «بحارالانوار» جامع ترین کتاب حدیث شیعی است که مطالب آن با نظم منطقی در کنار هم چیده شده اند. بحارالانوار به کتابهای متعدد تقسیم شده و هر موضوع کلی در ضمن یک کتاب قرار گرفته است. هر کتاب نیز دارای ابواب کلی است و در زیر مجموعه هر باب کلی، بابهای جزئی قرار دارد. برخی ابواب جزئی نیز دارای فصلهایی هستند که زیر مجموعه آنها به شمار می روند. شیوه تنظیم مطالب بحار بسیار متأثر از کتاب «الکافی» است؛ البته تفاوتهایی هم در این زمینه دیده می شود.

منابع

  • حسین صفره، "کتابشناسی کتاب‌های الوافی، وسائل الشیعة و بحارالأنوار"، مجله علوم قرآن و حدیث، پاییز ۱۳۸۳.
  • حسین صفره، "تاریخ حدیث شیعه در سده های دوازدهم و سیزدهم هجری"، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم، ۱۳۸۵.
  • علی‌محمد میرجلیلی، "سیری در کتاب الوافی"، سایت حدیث نت، تاریخ بازیابی: ۹ مهر ۱۳۹۲.
  • "کتاب شناسی حدیث شیعه"، سایت اندیشه قم.
  • محمدرضا ضمیری، کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، ص۳۵۴-۳۵۶.