آیه 94 سوره واقعه

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۲:۱۰ توسط Aghajani (بحث | مشارکت‌ها) (معانی کلمات آیه)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ

مشاهده آیه در سوره


<<93 آیه 94 سوره واقعه 95>>
سوره : سوره واقعه (56)
جزء : 27
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و جایگاهش آتش دوزخ است.

و وارد شدن به دوزخ است.

و [فرجامش‌] درافتادن به جهنم است.

و به دوزخش درآورند.

و سرنوشت او ورود در آتش جهنّم است،

ترجمه های انگلیسی(English translations)

and entry into hell.

And burning in hell.

And roasting at hell-fire.

And burning in Hell-Fire.

معانی کلمات آیه

  • تصلية: انداختن. صلى: داخل شدن توأم با دوام.[۱]

نزول

شأن نزول آیات 88 تا 94:

ابن بابویه بعد از چهار واسطه از ابوالمقدام و او از امام صادق علیه‌السلام روایت نماید که فرمود: آیات 88 و 89 درباره اهل ولایت و دوستى ما نازل شده است و آیات 90 و 91 و 92 درباره اهل عداوت و دشمنى ما نازل گردیده است.[۲]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ «88» فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ «89»

پس اگر او (محتضر) از مقرّبان باشد. راحت و رحمت و بهشت پر نعمت، روزى او خواهد بود.

وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ «90» فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ «91»

و امّا اگر از اصحاب يمين باشد، (به او گفته مى‌شود:) از طرف اصحاب يمين (كه هم فكران تو هستند) به تو سلام باد.

وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ «92» فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ «93» وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ «94» إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ «95»

و امّا اگر از تكذيب كنندگان گمراه باشد، با آبى جوشان پذيرايى مى‌شود. و ورود به دوزخ (جزاى اوست). همانا اين مطلب، حق و يقينى است.

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ «96»

پس به نام پروردگار بزرگوارت تسبيح كن.

نکته ها

«روح» به معناى راحت و آسايش و رحمت است. «رَيْحانٌ» به گياهان خوشبو و معطّر گفته مى‌شود، همچنين به معناى رزق و روزى نيز آمده است. «تَصْلِيَةُ» از «صلى» به معناى چشيدن، بريان شدن و افتادن است.

آغاز اين سوره، مردم را به سه دسته تقسيم كرد: «كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً»: مقرّبان درگاه الهى، اصحاب يمين و اصحاب شمال، پايان سوره نيز سرنوشت اين سه گروه را تكرار مى‌كند.

هركس به ميزان قرب خود، پاداش دريافت مى‌دارد؛ چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود: اگر محتضر از مقرّبان باشد، روح و ريحان در قبر و بهشت پر نعمت براى آخرت او مقرر

جلد 9 - صفحه 447

مى‌شود. البتّه «مقربون» با توجّه به آيات 10 و 11، همان پيشتازان در ايمان و عمل صالح مى‌باشند. «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»

از اصحاب يمين در لحظه مرگ تنها رفع نگرانى مى‌شود تا قيامت پاداش دريافت كنند.

ظاهراً مراد از اصحاب يمين كسانى هستند كه نامه عملشان به دست راستشان داده مى‌شود كه در آيات 71 سوره اسراء و 19 سوره حاقّه و 7 سوره انشقاق از آنان با جمله‌ «فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ»* نام برده است. مراد از اصحاب شمال نيز كسانى هستند كه نامه عملشان به دست چپشان داده مى‌شود. از امام باقر عليه السلام روايت شده كه منظور از «الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ» مشركان مى‌باشند. «1»

براى جمله‌ «فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ» چند معنا بيان شده است:

الف) به اهل بهشت (بدون آنكه شخص معيّنى در كار باشد) گفته مى‌شود: سلام بر تو.

ب) بهشتيان به پيامبر درود مى‌فرستند، بخاطر زحمات او كه آنان را به اين مقام رسانده است.

ج) پيامبر به خاطر رستگارى اين گروه در خير و سلامتى است. «2»

در آيه 51 خوانديم: «ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ‌، لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ» ولى در آيه 92 مى‌فرمايد: «وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ» چرا در آيه اول، ضالّين بر مكذّبين مقدّم شده و در پايان برعكس شده است؟

پاسخ: به نظر مى‌رسد كه خطاب آيه اول در دنيا است كه انسان از انحراف و گمراهى به تكذيب كشيده مى‌شود، ولى در آخر سوره مسئله جان دادن مطرح است كه آغاز كيفر است و كيفر، از خلاف سنگين آغاز مى‌شود، تكذيب مهم‌تر از انحراف است.

در اين آيات، لحظات جان دادن سه گروه در كنار هم مطرح شده است تا انسان در اين نمايشگاه معنوى، كدام يك را انتخاب كند: فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ‌ ... فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ‌

براى پاداش مقرّبان و اصحاب يمين دليلى نيامده است، ولى براى كيفر كافران دليل آمده‌

«1». تفسير نورالثقلين.

«2». تفسير راهنما.

جلد 9 - صفحه 448

كه چون مكذّب و ضالّ هستند. پس تنبيه، دليل مى‌خواهد ولى در لطف و محبت، كسى سراغ علّت نمى‌رود. «1»

امام صادق عليه السلام فرمود: پذيرايى با آب جوشان، در برزخ و قبر است و ورود به دوزخ، در قيامت است. «2»

اين سوره با ياد معاد آغاز و با نام معاد ختم گرديده است.

پیام ها

1- مقرّبان، پس از جان دادن، بلافاصله به راحت و رفاه مى‌رسند. «فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ» (حرف «ف» دلالت بر گذشت زمانى اندك مى‌كند.)

2- مرگ براى مقرّبان، زمينه‌ساز سه رحمت است: رهايى از غصّه‌ها و سختى‌هاى دنيا «فَرَوْحٌ»، رسيدن به الطاف الهى‌ «رَيْحانٌ» و رسيدن به كاميابى ابدى. «جَنَّةُ نَعِيمٍ»

3- لحظات احتضار و مرگ و اخبار چگونگى جان دادن مقرّبان، اصحاب يمين و اصحاب شمال را باور كرده و جدّى بگيريم. «إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ»

4- سختى جان دادن كفار و كيفر آنان با حميم و جحيم، حق و عادلانه است. فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ‌ ... إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ‌

5- كيفر يك عمر انحراف و تكذيب، «الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ» پذيرايى با نوشيدنى سوزان در جايگاهى آتشين است، «فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» و خداوند از كيفر نابجا منزّه است. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ‌ ...

6- وجود قيامت و نظام كيفر و پاداش، نشانه ربوبيّت خداوند در جهت تربيت انسان است كه ستايش پروردگار را مى‌طلبد. «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ»

«والحمدللّه ربّ العالمين»

«1» تفسير كبير فخررازى‌

«2» تفسير نورالثقلين‌

جلد 9 - صفحه 451

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ (94)

وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ‌: و درآوردن و چسبيدن در آتش سوزان در روز قيامت و عذاب.

على بن ابراهيم- از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه در جهنم مردى است دو نعل از آتش در پاى او كنند كه مغز سرش بجوش آيد از آن، و گمان نمايد كه در جهنم عذابى بالاتر و سخت‌تر از عذاب او نباشد و حال آنكه در جهنم كسى نباشد كه عذاب او خفيف‌تر از عذاب او باشد.

تفسير برهان‌ «1»- قال الصادق عليه السّلام: نزلت هاتان الآيتان فى اهل ولايتنا و اهل عداوتنا فامّا ان كان من المقرّبين فروح و ريحان، يعنى فى قبره، و جنّة نعيم، يعنى فى الاخرة و امّا ان كان من المكذّبين الضّالين فنزل من حميم يعنى فى قبره، و تصلية جحيم، يعنى فى الاخرة.

«1» تفسير برهان ج 4 ص 285 روايت 6.

جلد 12 - صفحه 489


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ (88) فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ (89) وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ (90) فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ (91) وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ (92)

فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ (93) وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ (94) إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ (95) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (96)

ترجمه‌

پس امّا اگر باشد از مقرّبان درگاه خدا

پس استراحت و خوشى است و روزى و گياه خوشبو و بهشت پرنعمت‌

و امّا اگر باشد از ياران جانب راست‌

پس سلام بر تو است از ياران جانب راست‌

و امّا اگر باشد از تكذيب كنندگان كه گمراهانند

پس تشريفات بدوى است از آب داغ‌

و وارد كردن در دوزخ‌

همانا اين‌

جلد 5 صفحه 138

هر آينه آن خبر حق يقينى است‌

پس تسبيح كن بنام پروردگارت كه بزرگ است.

تفسير

خداوند متعال بمناسبت ذكر حال محتضر در ضمن آيات سابقه بيان فرموده است احوال هر يك از دستجات سه‌گانه مشروحه در اين سوره را باين تقريب كه امّا اگر محتضر از سابقين و مقرّبين باشد پس براى او است آسايش و راحتى و انبساط و خوشى و نيز رزق طيّب و طاهر و گياه خوشبوى بهشتى از وقت مرگ تا وقتى كه ببهشت پرنعمت جاويد الهى مستقرّ گردد و روح بضمّ نيز قرائت شده و در مجمع آنرا به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم و امام باقر عليه السّلام نسبت داده و برحمت و حيات دائم تفسير نموده است و امّا اگر از اصحاب يمين باشد تو و آل اطهارت ببالين او حاضر ميشويد و آنها بتو سلام ميكنند و مژده سلامتى و خوبى حال و حسن مئال خودشان را بشما عرضه ميدارند چنانچه قمّى ره فرموده مراد آنست كه كسى كه از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام باشد پس سلام براى تو است اى محمّد از اصحاب يمين كه معذّب نميشوند و قبلا نقل فرموده و مراد از يمين امير المؤمنين عليه السّلام و مراد از اصحاب شيعيان اويند و بعضى گفته‌اند مخاطب يكى از اصحاب يمين است و مراد آنست كه آنها بدوستان خودشان سلام ميكنند يا خداوند مژده سلامتى آنها را بآنان ميدهد و اما اگر از اصحاب شمال و كسانى باشند كه پيغمبر و امام را تكذيب نموده‌اند و در وادى ضلالت و گمراهى عمرى بسر برده‌اند پس بجاى تشريفات ورودى ميهمان بدوا آب جوشان جهنّمى براى آنها ميآورند و بعدا در جهنمشان مى‌اندازند و قمّى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه نزل من حميم در قبر است و تصلية جحيم در آخرت و آنچه در اين سوره مباركه ذكر شد در احوال فرق ثلاثه و غيرها محض حق و عين صدق و قطعى و يقينى است كه بايد بشود و شده و خواهد شد و جاى شك و شبهه نيست پس تسبيح نما اى پيغمبر بنام پروردگار بزرگ و تنزيه و تقديس نما او را از آنچه لايق بمقام او نيست و بگو در ركوع سبحان ربّى العظيم و بحمده چنانچه سابقا بيان شد و در ثواب الاعمال از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه قرائت نمايد سوره واقعه را در هر شب قبل از آنكه بخوابد ملاقات نمايد خداوند را با آنكه روى او مانند ماه شب چهاردهم باشد و در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه هر كس بخواند آنرا در هر شب هيچ وقت مبتلا بفقر نگردد و الحمد للّه رب العالمين.

جلد 5 صفحه 139

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَمّا إِن‌ كان‌َ مِن‌َ المُكَذِّبِين‌َ الضّالِّين‌َ (92) فَنُزُل‌ٌ مِن‌ حَمِيم‌ٍ (93) وَ تَصلِيَةُ جَحِيم‌ٍ (94)

كساني‌ هستند ‌که‌ هيچ‌ جهت‌ قربي‌ ‌در‌ ‌آنها‌ نيست‌، امّا ‌از‌ حيث‌ عقايد ايمان‌ نداشتند ‌ يا ‌ بواسطه كفر و شرك‌ ‌ يا ‌ بواسطه ضلالت‌ و گمراهي‌، و اما ‌از‌ حيث‌ اعمال‌ صالحه‌ و اخلاق‌ حميده‌ ‌اگر‌ ‌در‌ بعض‌ ‌آنها‌ ‌باشد‌ بواسطه عدم‌ ايمان‌ تمام‌ فاسد و ‌از‌ ‌بين‌ مي‌رود زيرا شرط صحّت‌ ‌آنها‌ ايمان‌ ‌است‌ و مشمول‌ آيه شريفه‌ مي‌شوند ‌که‌ مي‌فرمايد: وَ قَدِمنا إِلي‌ ما عَمِلُوا مِن‌ عَمَل‌ٍ فَجَعَلناه‌ُ هَباءً مَنثُوراً فرقان‌ آيه 25.

فَنُزُل‌ٌ مِن‌ حَمِيم‌ٍ ‌پس‌ نزل‌ ‌از‌ حميم‌ دارند ‌که‌ مي‌فرمايد: صُبُّوا فَوق‌َ رَأسِه‌ِ مِن‌ عَذاب‌ِ الحَمِيم‌ِ دخان‌ آيه 48 وَ تَصلِيَةُ جَحِيم‌ٍ ‌که‌ مي‌فرمايد: خُذُوه‌ُ فَغُلُّوه‌ُ ثُم‌َّ الجَحِيم‌َ صَلُّوه‌ُ ثُم‌َّ

جلد 16 - صفحه 413

فِي‌ سِلسِلَةٍ ذَرعُها سَبعُون‌َ ذِراعاً فَاسلُكُوه‌ُ الحاقة آيه 30 ‌تا‌ 32.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 94)- و در پایان این سخن، می‌افزاید: «این مطلب حق و یقین است» (إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ).

«هذا» اشاره به احوال گروههای سه‌گانه‌ای است که قبلا ذکر شده.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص537
  2. البرهان فی تفسیر القرآن.

منابع