رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

حضرت ابراهیم علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
'''حضرت ابراهيم علیه‌السلام''' یکی از پیامبران [[اولوالعزم]] است و دین [[توحید|توحیدی]] به آن حضرت منتسب می شود. ایشان پدر ارجمند [[حضرت اسماعیل]] و [[حضرت اسحاق]] علیهماالسلام مي‌باشد که به واسطه آن دو، نسب بسیاری از انبیاء الهی از جمله [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسی]] علیه السلام، [[حضرت عیسی علیه السلام|حضرت عیسی]] علیه السلام و [[پیامبر اسلام|حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله به آن حضرت باز می گردد.  
+
'''حضرت ابراهيم علیه‌السلام''' یکی از پیامبران [[اولوالعزم]] است که در زمان پادشاهی [[نمرود]] به [[نبوت]] مبعوث شد و او و مردم را به دین [[توحید|توحید]] دعوت نمود. [[حضرت اسماعیل]] و [[حضرت اسحاق]] علیهماالسلام فرزندان حضرت ابراهیم مي‌باشند که به واسطه آن دو، نسب بسیاری از انبیاء الهی از جمله [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسی]] علیه السلام، [[حضرت عیسی علیه السلام|حضرت عیسی]] علیه السلام و [[پیامبر اسلام|حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله به آن حضرت باز می گردد. به فرموده [[قرآن|قرآن کریم]]، ایشان به کمک فرزندش اسماعیل، [[کعبه]] را بنا نمود و به فرمان خدا مردم را به مناسک [[حج]] دعوت کرد.  
  
==ولادت حضرت ابراهيم علیه السلام==
+
==ولادت حضرت ابراهيم ==
  
ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام بنا به اختلاف روایات، در 25 [[ماه ذی القعده|ذی القعده]] یا 1 [[ماه ذی الحجه|ذی الحجه]] بوده است.<ref> رجوع کنید به [[تولد حضرت ابراهیم علیه السلام]] </ref> بر طبق روایات، 3000 سال پس از آفرینش [[حضرت آدم علیه السلام|حضرت آدم]] علیه السلام یا 1263 سال پس از [[حضرت نوح علیه السلام|حضرت نوح]] علیه السلام به دنیا آمد. حضرت ابراهیم علیه السلام پسر تارخ از نوادگان حضرت نوح علیه السلام و از پیامبران بزرگ الهی است.<ref name="دانشنامه رشد">[http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0 حضرت ابراهیم علیه السلام، دانشنامه رشد]</ref>
+
ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام بنا به اختلاف روایات، در 25 [[ماه ذی القعده|ذی القعده]] یا 1 [[ماه ذی الحجه|ذی الحجه]] بوده است.<ref> رجوع کنید به [[تولد حضرت ابراهیم علیه السلام]] </ref> بر طبق روایات، 3000 سال پس از آفرینش [[حضرت آدم علیه السلام|حضرت آدم]] علیه السلام، یا 1263 سال پس از [[حضرت نوح علیه السلام|حضرت نوح]] علیه السلام به دنیا آمد. حضرت ابراهیم علیه السلام پسر تارخ از نوادگان حضرت نوح علیه السلام است.<ref name="دانشنامه رشد">[http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0 حضرت ابراهیم علیه السلام، دانشنامه رشد]</ref>
  
حضرت ابراهیم علیه السلام در کشور [[بابل]] و در دوران حكومت «[[نمرود بن كنعان]]» چشم به جهان گشود.<ref> فروغ ابدیت، جعفر سبحانی تبریزی، ص 87.</ref> نمرود ـ بر اساس پیشگویی کاهنان و ستاره شناسان که از به دنیا آمدن کودکی که تاج و تخت او را در هم می‌کوبد، خبر داده بودند ـ دستور داده بود از زنان باردار مراقبت بسیار به عمل آید. از این رو مادر [[حضرت ابراهیم]]، امیله، به هنگام درد زایمان رو به صحرا نهاد و فرزند خود، ابراهیم را در غاری در بالای کوهی به دنیا آورد و تا سال‌ها او را در همان مکان مخفی نگه داشت.<ref name="دانشنامه رشد" />  
+
حضرت ابراهیم علیه السلام در کشور [[بابل]] و در دوران حكومت «[[نمرود بن كنعان]]» چشم به جهان گشود.<ref> فروغ ابدیت، جعفر سبحانی تبریزی، ص 87.</ref> نمرود ـ بر اساس پیشگویی کاهنان و ستاره شناسان که از به دنیا آمدن کودکی که تاج و تخت او را در هم می‌کوبد، خبر داده بودند ـ دستور داده بود از زنان باردار مراقبت بسیار به عمل آید و هر نوزادی را که به دنیا می‌آید، به قتل رسانند. از این رو مادر [[حضرت ابراهیم]]، امیله، به هنگام درد زایمان رو به صحرا نهاد و فرزند خود، ابراهیم را در غاری در بالای کوهی به دنیا آورد و تا سال‌ها او را در همان مکان مخفی نگه داشت.<ref name="دانشنامه رشد" />
  
==داستان ابراهيم در قرآن==
+
== حضرت ابراهيم در قرآن ==
 +
 
 +
=== داستان حضرت ابراهيم ===
 
نام حضرت ابراهیم علیه السلام و داستانهای مرتبط با آن حضرت در آیات زیر از [[قرآن|قرآن کریم]] آمده است:
 
نام حضرت ابراهیم علیه السلام و داستانهای مرتبط با آن حضرت در آیات زیر از [[قرآن|قرآن کریم]] آمده است:
  
سطر ۳۷: سطر ۳۹:
 
پس از آن كه ابراهيم علیه‌السلام از آتش نجات يافت باز هدف خود را تعقيب نموده و شروع به دعوت به دين [[توحيد]] نمود و عده كمى به وى [[ایمان|ايمان]] آوردند.<ref>دليل بر ايمان گروهى از قوم ابراهيم علیه‌السلام اين آيه شريفه است: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ»؛ به تحقيق ابراهيم و كسانى كه با وى همراه بودند براى شما مقتدايى نيكو بودند كه به قوم مشرك خود گفتند: ما از شما بيزاريم. ([[سوره ممتحنه]]، آيه 4)</ref> قرآن كريم از آن جمله [[حضرت لوط|حضرت لوط]] علیه‌السلام و همسر ابراهيم علیه‌السلام ([[ساره]]) را اسم مى برد.  
 
پس از آن كه ابراهيم علیه‌السلام از آتش نجات يافت باز هدف خود را تعقيب نموده و شروع به دعوت به دين [[توحيد]] نمود و عده كمى به وى [[ایمان|ايمان]] آوردند.<ref>دليل بر ايمان گروهى از قوم ابراهيم علیه‌السلام اين آيه شريفه است: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ»؛ به تحقيق ابراهيم و كسانى كه با وى همراه بودند براى شما مقتدايى نيكو بودند كه به قوم مشرك خود گفتند: ما از شما بيزاريم. ([[سوره ممتحنه]]، آيه 4)</ref> قرآن كريم از آن جمله [[حضرت لوط|حضرت لوط]] علیه‌السلام و همسر ابراهيم علیه‌السلام ([[ساره]]) را اسم مى برد.  
  
ابراهيم علیه‌السلام به دستور خداوند متعال به اتفاق همسرش و لوط و همراهان دیگر از پیروانش به سوى ارض مقدس هجرت كردند، باشد كه در آنجا بدون مزاحمت كسى و دور از اذيت و جفاى قومش به [[عبادت]] خداوند مشغول باشند.<ref> [[سوره ممتحنه]]، آيه 4 و [[سوره انبياء]]، آيه 71.</ref>
+
ابراهيم علیه‌السلام به دستور خداوند متعال به اتفاق همسرش و لوط و همراهان دیگر از پیروانش به سوى ارض مقدس ([[فلسطین]]) هجرت كردند، باشد كه در آنجا بدون مزاحمت كسى و دور از اذيت و جفاى قومش به [[عبادت]] خداوند مشغول باشد و به دعوت توحیدی خود ادامه دهد.<ref> [[سوره ممتحنه]]، آيه 4 و [[سوره انبياء]]، آيه 71.</ref>
  
و در آنجا بود که خداى تعالى او را با اين كه به حد شيخوخت و كهولت رسيده بود به تولد [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعيل]] و [[حضرت اسحاق علیه السلام|اسحاق]] و از صلب اسحاق به [[حضرت یعقوب علیه السلام|يعقوب]] بشارت داد و پس از مدت كمى اسماعيل و بعد از او اسحاق به دنيا آمدند و خداوند - همان طورى كه وعده داده بود - بركت را در خود او و دو فرزندش و اولاد ايشان قرار داد و مبارك شان ساخت.
+
و در آنجا بود که خداى تعالى او را با اين كه به حد كهولت رسيده بود به تولد [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعيل]] و [[حضرت اسحاق علیه السلام|اسحاق]] و از صلب اسحاق به [[حضرت یعقوب علیه السلام|يعقوب]] بشارت داد و پس از مدت كمى اسماعيل و بعد از او اسحاق به دنيا آمدند و خداوند - همان طورى كه وعده داده بود - بركت را در خود او و دو فرزندش و اولاد ايشان قرار داد و مبارك شان ساخت.
  
 
مدتی پس از ولادت اسماعیل، ابراهيم علیه‌السلام به امر پروردگار خود به [[مکه|مكه]] كه دره اى عميق و بى‌آب و علف بود، رفت و فرزند عزيزش اسماعيل را به همراه مادرش [[هاجر]] در سن شيرخوارگى در آن مكان منزل داده و خود به ارض مقدس مراجعت نمود. اسماعيل در اين سرزمين نشو و نما كرد و اعراب چادرنشين اطراف به دور او جمع شده و بدين وسيله خانه كعبه ساخته شد.
 
مدتی پس از ولادت اسماعیل، ابراهيم علیه‌السلام به امر پروردگار خود به [[مکه|مكه]] كه دره اى عميق و بى‌آب و علف بود، رفت و فرزند عزيزش اسماعيل را به همراه مادرش [[هاجر]] در سن شيرخوارگى در آن مكان منزل داده و خود به ارض مقدس مراجعت نمود. اسماعيل در اين سرزمين نشو و نما كرد و اعراب چادرنشين اطراف به دور او جمع شده و بدين وسيله خانه كعبه ساخته شد.
سطر ۵۱: سطر ۵۳:
 
آخرين خاطره اى كه [[قرآن]] كريم از داستان ابراهيم علیه‌السلام نقل نموده، دعاهايى است كه ابراهيم علیه‌السلام در بعضى از سفرها در مكه كرده<ref> [[سوره ابراهيم]]، آيه 35-41.</ref> و آخرين دعايش اين است: پروردگارا پدر و مادر من و كسانى را كه ايمان آورده اند در روز حساب بيامرز.
 
آخرين خاطره اى كه [[قرآن]] كريم از داستان ابراهيم علیه‌السلام نقل نموده، دعاهايى است كه ابراهيم علیه‌السلام در بعضى از سفرها در مكه كرده<ref> [[سوره ابراهيم]]، آيه 35-41.</ref> و آخرين دعايش اين است: پروردگارا پدر و مادر من و كسانى را كه ايمان آورده اند در روز حساب بيامرز.
  
==منزلت ابراهيم در نزد خداوند و موقف بندگى اش==
+
===منزلت ابراهيم نزد خداوند===
  
خداى تعالى در كلام مجيدش ابراهيم را به نيكوترين وجهى ثنا گفته و رنج و محنتى را كه در راه پروردگارش تحمل نموده بود، به بهترين بيانى ستوده و در شصت و چند جا از كتاب عزيزش اسم او را برده و موهبت‌ها و نعمت هايى را كه به او ارزانى داشته در موارد بسيارى ذكر كرده است، اينك چند مورد از آن مواهب را در اين جا ذكر مى كنيم:
+
خداى تعالى در كلام مجيدش ابراهيم را به نيكوترين وجهى ثنا گفته و رنج و محنتى را كه در راه پروردگارش تحمل نموده بود، به بهترين بيانى ستوده و در حدود شصت جا از كتاب عزيزش اسم او را برده و موهبت‌ها و نعمت هايى را كه به او ارزانى داشته در موارد بسيارى ذكر كرده است. اينك چند مورد از آن مواهب را در اين جا ذكر مى كنيم:
  
 
#خداى تعالى رشد و هدايت او را قبلاً ارزاني اش داشته بود.<ref> [[سوره انبياء]]، آيه 51.</ref>
 
#خداى تعالى رشد و هدايت او را قبلاً ارزاني اش داشته بود.<ref> [[سوره انبياء]]، آيه 51.</ref>
سطر ۵۹: سطر ۶۱:
 
#او كسى است كه روى دل را به پاكى و خلوص متوجه خدا كرده بود و هرگز [[شرک|شرك]] نورزيد.<ref> [[سوره انعام]]، آيه 79.</ref>
 
#او كسى است كه روى دل را به پاكى و خلوص متوجه خدا كرده بود و هرگز [[شرک|شرك]] نورزيد.<ref> [[سوره انعام]]، آيه 79.</ref>
 
#او كسى است كه دلش به ياد خدا قوى و مطمئن شده و به همين جهت به ملكوتى كه خدا از آسمان‌ها و زمين نشانش داد [[ایمان|ايمان]] آورد و [[یقین|يقين]] كرد.<ref> [[سوره بقره]]، آيه 260 و [[سوره انعام]]، آيه 75.</ref>
 
#او كسى است كه دلش به ياد خدا قوى و مطمئن شده و به همين جهت به ملكوتى كه خدا از آسمان‌ها و زمين نشانش داد [[ایمان|ايمان]] آورد و [[یقین|يقين]] كرد.<ref> [[سوره بقره]]، آيه 260 و [[سوره انعام]]، آيه 75.</ref>
#خداوند او را خليل خود خواند.<ref> [[سوره نساء]]، آيه 125.</ref>
+
#خداوند ابراهیم را خليل خود خواند<ref> [[سوره نساء]]، آيه 125.</ref> و نیز او را به وصف "حليم" و "أواه" و "منيب" توصيف كرد.<ref> [[سوره هود]]، آيه 73-75.</ref>
 
#رحمت و بركات خود را بر او و اهل بيتش ارزانى داشت و او را به وفادارى ستود.<ref> [[سوره نجم]]، آيه 37.</ref>
 
#رحمت و بركات خود را بر او و اهل بيتش ارزانى داشت و او را به وفادارى ستود.<ref> [[سوره نجم]]، آيه 37.</ref>
#او را به وصف "حليم" و "أواه" و "منيب" توصيف كرد.<ref> [[سوره هود]]، آيه 73-75.</ref>
 
 
#و نيز او را مدح كرده به اين كه امتى خداپرست و حنيف بوده و هرگز شرك نورزيده و همواره شكرگزار نعمت هايش بوده و اين كه او را برگزيد و به راه راست هدايت نمود و به او اجر دنيوى داده و او در آخرت از صالحين است.<ref> [[سوره نحل]]، آيه 120-122.</ref>
 
#و نيز او را مدح كرده به اين كه امتى خداپرست و حنيف بوده و هرگز شرك نورزيده و همواره شكرگزار نعمت هايش بوده و اين كه او را برگزيد و به راه راست هدايت نمود و به او اجر دنيوى داده و او در آخرت از صالحين است.<ref> [[سوره نحل]]، آيه 120-122.</ref>
#ابراهيم علیه‌السلام پيغمبرى صديق بود<ref> [[سوره مريم]]، آيه 41.</ref> و قرآن او را از بندگان مؤمن و از نيكوكاران شمرده و به او سلام كرده است<ref> [[سوره صافات]]، آيه 83-111.</ref> و او را از كسانى دانسته كه "صاحبان ايدى و ابصارند" و خداوند با ياد قيامت خالصشان كرده است.<ref> [[سوره ص]]، آيه 45-46.</ref>
+
#ابراهيم علیه‌السلام پيغمبرى صديق بود<ref> [[سوره مريم]]، آيه 41.</ref> و [[قرآن]] او را از بندگان مؤمن و از نيكوكاران شمرده و به او سلام كرده است<ref> [[سوره صافات]]، آيه 83-111.</ref> و او را از كسانى دانسته كه "صاحبان ايدى و ابصارند" و خداوند با ياد قيامت خالصشان كرده است.<ref> [[سوره ص]]، آيه 45-46.</ref>
 
#خداوند او را [[امام]] قرار داد<ref> [[سوره بقره]]، آيه 124.</ref> و او را يكى از پنج پيغمبرى دانسته كه [[پیامبران اولوالعزم|اولوالعزم]] و صاحب [[شریعت|شريعت]] و كتاب بودند.<ref> [[سوره احزاب]]، آيه 7؛ [[سوره شورى]]، آيه 13؛ [[سوره الأعلى]]، آيه 18-19.</ref>
 
#خداوند او را [[امام]] قرار داد<ref> [[سوره بقره]]، آيه 124.</ref> و او را يكى از پنج پيغمبرى دانسته كه [[پیامبران اولوالعزم|اولوالعزم]] و صاحب [[شریعت|شريعت]] و كتاب بودند.<ref> [[سوره احزاب]]، آيه 7؛ [[سوره شورى]]، آيه 13؛ [[سوره الأعلى]]، آيه 18-19.</ref>
#خداوند او را علم، حكمت، كتاب، ملك و هدايت ارزانى داشته و هدايت او را در نسل و اعقاب او كلمه باقيه قرار داده<ref> [[سوره نساء]]، آيه 41 و [[سوره انعام]]، آيه 74-90 و [[سوره زخرف]]، آيه 28.</ref> و نيز خداوند [[نبوت]] و كتاب را در ذريه او گذاشت<ref> [[سوره حديد]]، آيه 26.</ref> و براى او در ميان آيندگان لسان صدق (نام نيك) قرار داد.<ref> [[سوره شعراء]]، آيه 84 و [[سوره مريم]]، آيه 50.</ref>
+
#خداوند او را علم، [[حکمت|حكمت]]، كتاب، ملك و هدايت ارزانى داشته و هدايت او را در نسل و اعقاب او كلمه باقيه قرار داده<ref> [[سوره نساء]]، آيه 41 و [[سوره انعام]]، آيه 74-90 و [[سوره زخرف]]، آيه 28.</ref> و نيز خداوند [[نبوت]] و كتاب را در ذريه او گذاشت<ref> [[سوره حديد]]، آيه 26.</ref> و براى او در ميان آيندگان لسان صدق (نام نيك) قرار داد.<ref> [[سوره شعراء]]، آيه 84 و [[سوره مريم]]، آيه 50.</ref>
 
+
#قرآن كريم به منظور حفظ شخصيت و حيات ابراهيم علیه‌السلام، دين استوار ما را هم "[[اسلام]]" ناميده و آن را به ابراهيم علیه‌السلام نسبت داده و فرموده: {{متن قرآن|«مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ»}}<ref> اين دين، دين پدر شما ابراهيم است و او قبل از اين شما را مسلمان ناميده. ([[سوره حج]]، آيه 78)</ref> و نيز فرموده: {{متن قرآن|«قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى  صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»}}.<ref> بگو پروردگار من مرا به راه راست هدايت نمود، دينى است استوار و ملت و كيش معتدل و ابراهيم از مشركين نبود. ([[سوره انعام]]، آيه 161)</ref>
اين بود برخی از مناصب الهى و مقامات عبوديتى كه خداوند به ابراهيم ارزانى داشته و در [[قرآن]] از آن اسم برده است و قرآن كريم فضايل و كرامات هيچيك از انبياء كرام را به اين تفصيل ذكر نفرموده است.
+
#خداوند [[کعبه|كعبه]] اى را كه آن جناب ساخت، "[[بيت الحرام]]" و قبله عالميان قرار داد و براى [[زيارت]] آن مناسك [[حج]] را تشريع نمود تا بدين وسيله ياد مهاجرتش را به آن ديار و اسكان همسر و فرزندش را در آنجا و خاطره ذبح فرزند و توجهاتش به خدا و آزار و محنت هايى را كه در راه خدا ديده، زنده نگاه بدارد.
 
 
آرى، قرآن كريم به منظور حفظ شخصيت و حيات ابراهيم علیه‌السلام، دين استوار ما را هم "[[اسلام]]" ناميده و آن را به ابراهيم علیه‌السلام نسبت داده و فرموده: {{متن قرآن|«مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ»}}<ref> اين دين، دين پدر شما ابراهيم است و او قبل از اين شما را مسلمان ناميده. ([[سوره حج]]، آيه 78)</ref> و نيز فرموده: {{متن قرآن|«قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى  صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»}}.<ref> بگو پروردگار من مرا به راه راست هدايت نمود، دينى است استوار و ملت و كيش معتدل و ابراهيم از مشركين نبود. ([[سوره انعام]]، آيه 161)</ref>
 
 
 
خداوند كعبه اى را كه آن جناب ساخت، "[[بيت الحرام]]" و قبله عالميان قرار داد و براى [[زيارت]] آن مناسك [[حج]] را تشريع نمود تا بدين وسيله ياد مهاجرتش را به آن ديار و اسكان همسر و فرزندش را در آنجا و خاطره ذبح فرزند و توجهاتش به خدا و آزار و محنت هايى را كه در راه خدا ديده، زنده نگاه بدارد.
 
 
 
==آثار پربرکت ابراهيم علیه‌السلام در جامعه بشرى==
 
 
 
از جمله آثارى كه ابراهيم علیه‌السلام از خود به يادگار گذاشت، يكى دين توحيد است زيرا از آن روز تاكنون هر فرد و جامعه اى كه از اين نعمت برخوردار شده، از بركت وجود آن جناب بوده است. امروز هم اديانى كه به ظاهر دين توحيد خوانده مى شوند از يادگارها و آثار وجودى او مى باشند، يكى از آن اديان دين يهود است كه منتهى و منتسب به [[حضرت موسی|موسى]] بن عمران علیه‌السلام است و موسى بن عمران يكى از فرزندان ابراهيم علیه‌السلام شمرده مى شود، براى اين كه نسب او به اسرائيل يعنى [[حضرت یعقوب|يعقوب]] بن [[حضرت اسحاق|اسحاق]] علیه‌السلام منتهى مى گردد و اسحاق علیه‌السلام فرزند ابراهيم علیه‌السلام است.
 
 
 
يكى ديگر دين نصرانيت است كه منتهى به [[حضرت عیسی|عيسى]] بن [[مريم]] علیه‌السلام مى شود و نسب عيسى بن مريم علیه‌السلام نيز به ابراهيم علیه‌السلام مى رسد و همچنين دين اسلام كه از جمله اديان توحيد است، چون اين دين مبين منسوب به [[رسول خدا]] محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله است و نسبت آن جناب نيز به [[حضرت اسماعیل|اسماعيل]] ذبيح علیه‌السلام فرزند ابراهيم خليل علیه‌السلام منتهى مى شود.
 
 
 
پس مى توان گفت دين توحيد در دنيا از آثار و بركات آن جناب است. علاوه بر اصل توحيد، برخى از فروعات دينى مانند: [[نماز]]، [[زكات]]، [[حج]]، مباح بودن گوشت چارپايان، تبرى از دشمنان خدا، تحيت (سلام) گفتن و [[احكام]] ده گانه مربوط به طهارت و تنظيف - كه پنج حكم آن مربوط به سر و پنج حكم ديگرش مربوط به ساير اعضاى بدن است -، نيز از آن حضرت به يادگار مانده است. اما پنج حكم مربوط به سر: گرفتن آبخور (سبيل)، گذاشتن ريش، بافتن گيسوان، مسواك كردن و خلال نمودن دندان‌ها، مى باشد و اما پنج حكمى كه مربوط به ساير اعضاى بدن مى باشند، عبارتند از: تراشيدن و ازاله مو از بدن، ختنه كردن، ناخن گرفتن، غسل جنابت و شستشوى با آب.
 
 
 
بلكه همان طورى كه در بحث هاى قبل مفصلا گذشت، مى توان گفت آنچه سنت پسنديده - چه اعتقادى و چه عملى - كه در جوامع بشرى يافت مى شود همه از آثار نبوت انبياء علیهم‌السلام است كه يكى از بزرگان اين سلسله جليل ابراهيم خليل علیه‌السلام است پس آن حضرت حق بزرگى به گردن جامعه بشريت دارد، حال چه اين كه بشر خودش بداند و ملتفت باشد يا نباشد.
 
  
 
==وفات حضرت ابراهیم علیه السلام==
 
==وفات حضرت ابراهیم علیه السلام==
  
مدت زندگانی حضرت ابراهیم علیه السلام را از 175 تا 200 سال نوشته اند. وی در مزرعه اش به نام «حبرون» مدفون است که امروزه آن را شهر الخلیل می‌نامند.
+
مدت زندگانی حضرت ابراهیم علیه السلام را از 175 تا 200 سال نوشته اند. آن حضرت در مزرعه اش به نام «حبرون» واقع در [[فلسطین]] مدفون است که امروزه آن را شهر الخلیل می‌نامند.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۹۲: سطر ۷۹:
 
==منابع==
 
==منابع==
  
*جعفر سبحانی، فروغ ابدیت.
+
*آیت الله جعفر سبحانی، فروغ ابدیت.
*دانشنامه رشد، حضرت ابراهیم علیه السلام.
+
*دانشنامه رشد، "حضرت ابراهیم علیه السلام".
*ترجمه تفسیر المیزان، [[علامه طباطبائی]] رحمه الله، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج7، ص 300 تا 306.
+
*علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج7، ص 300 تا 306.
*[[تولد حضرت ابراهیم علیه السلام]]
+
*[[تولد حضرت ابراهیم علیه السلام]].
  
==مرتبط ها==
+
==مطالب مرتبط==
  
 
*[[حضرت اسماعیل]]
 
*[[حضرت اسماعیل]]

نسخهٔ ‏۱۷ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۳۷

حضرت ابراهيم علیه‌السلام یکی از پیامبران اولوالعزم است که در زمان پادشاهی نمرود به نبوت مبعوث شد و او و مردم را به دین توحید دعوت نمود. حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق علیهماالسلام فرزندان حضرت ابراهیم مي‌باشند که به واسطه آن دو، نسب بسیاری از انبیاء الهی از جمله حضرت موسی علیه السلام، حضرت عیسی علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله به آن حضرت باز می گردد. به فرموده قرآن کریم، ایشان به کمک فرزندش اسماعیل، کعبه را بنا نمود و به فرمان خدا مردم را به مناسک حج دعوت کرد.

ولادت حضرت ابراهيم

ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام بنا به اختلاف روایات، در 25 ذی القعده یا 1 ذی الحجه بوده است.[۱] بر طبق روایات، 3000 سال پس از آفرینش حضرت آدم علیه السلام، یا 1263 سال پس از حضرت نوح علیه السلام به دنیا آمد. حضرت ابراهیم علیه السلام پسر تارخ از نوادگان حضرت نوح علیه السلام است.[۲]

حضرت ابراهیم علیه السلام در کشور بابل و در دوران حكومت «نمرود بن كنعان» چشم به جهان گشود.[۳] نمرود ـ بر اساس پیشگویی کاهنان و ستاره شناسان که از به دنیا آمدن کودکی که تاج و تخت او را در هم می‌کوبد، خبر داده بودند ـ دستور داده بود از زنان باردار مراقبت بسیار به عمل آید و هر نوزادی را که به دنیا می‌آید، به قتل رسانند. از این رو مادر حضرت ابراهیم، امیله، به هنگام درد زایمان رو به صحرا نهاد و فرزند خود، ابراهیم را در غاری در بالای کوهی به دنیا آورد و تا سال‌ها او را در همان مکان مخفی نگه داشت.[۲]

حضرت ابراهيم در قرآن

داستان حضرت ابراهيم

نام حضرت ابراهیم علیه السلام و داستانهای مرتبط با آن حضرت در آیات زیر از قرآن کریم آمده است:

سوره بقره، آيه 124-131سوره بقره، آيه 258-260سوره آل عمران، آيه 95-97سوره نساء، آيه 125سوره انعام، آيه 74-90سوره انعام، آيه 161سوره هود، آيه 69-76سوره ابراهیم، آيه 35-41سوره نحل، آيه 120-122سوره مریم، آيه 41-50سوره انبياء، آيه 51-73سوره حج، آيه 26-30سوره شعراء، آيه 69-89سوره عنکبوت، آیه26سوره عنکبوت، آيه 31و32سوره احزاب، آيه 7سوره صافات، آيه 83-111سوره ص، آيه 45-46سوره شوری، آيه 13سوره زخرف، آيه 28سوره ذاریات، آيه 24 تا 37سوره نجم، آيه 37سوره حدید، آيه 26سوره ممتحنه، آيه 4سوره اعلی، آيه 18-19.

آنچه از قرآن كريم درباره زندگی آن حضرت استفاده مى شود اين است كه: ابراهيم علیه‌السلام از اوان طفوليت تا وقتى كه به حد تميز رسيده در نهان‌گاهى دور از جامعه خود مى زيسته و پس از آن كه به حد رشد رسيده از نهان‌گاه خود به سوى قوم و جامعه اش بيرون شده و به پدر خود پيوسته است و ديده كه پدرش[۴] و همه مردم بت مى پرستند و چون داراى فطرتى پاك بود و خداوند متعال هم با ارائه ملكوت تاييدش نموده و كارش را به جايى رسانده بود كه تمامى اقوال و افعالش موافق با حق شده بود، اين عمل را از قوم خود نپسنديد و نتوانست ساكت بنشيند.

لاجرم به احتجاج با پدر خود پرداخته او را از پرستش بت ها منع و به توحيد خداى سبحان دعوت نمود، باشد كه خداوند او را به راه راست خود هدايت نموده از ولايت شيطان دورش سازد. پدرش وقتى ديد ابراهيم به هيچ وجه از پيشنهاد خود دست برنمى دارد، او را از خود طرد نمود و به سنگسار كردنش تهديد نمود.

ابراهيم علیه‌السلام در مقابل اين تهديد و تشديد از در شفقت و مهربانى با وى تلطف كرد و چون ابراهيم مردى خوش‌خلق و نرم زبان بود در پاسخ پدر نخست بر او سلام كرد و سپس وعده استغفار داد و در آخر گفت: در صورتى كه به راه خدا نيايد او و قومش را ترك گفته ولى به هيچ وجه پرستش خدا را ترك نخواهد كرد.[۵]

از طرفى ديگر با قوم خود نيز به احتجاج پرداخته و درباره بت ها با آنان گفتگو كرد.[۶] با اقوام ديگرى هم كه ستاره و آفتاب و ماه را مى پرستيدند، احتجاج نمود تا اين كه آنان را نسبت به حق ملزم كرد و داستان انحرافش از كيش بت پرستى و ستاره پرستى در همه جا منتشر شد.[۷]

روزى كه همه مردم براى انجام مراسم دينى خود به خارج شهر رفته بودند، ابراهيم علیه‌السلام به عذر بیماری، از رفتن با آنان تخلف نمود و تنها در شهر ماند، وقتى شهر خلوت شد به بت خانه شهر درآمده و همه بت ها را خرد نمود و تنها بت بزرگ را باقی گذاشت. وقتى مردم به شهر بازآمده و از داستان باخبر شدند، در صدد جستجوى مرتكب آن برآمده سرانجام گفتند: اين كار همان جوانى است كه ابراهيم نام دارد.

ناچار ابراهيم را در برابر چشم همه احضار نموده و او را استنطاق كرده، پرسيدند: آيا تو با خدايان ما چنين كردى؟ ابراهيم علیه‌السلام گفت: شاید اين كار را بت بزرگ كرده است و اگر قبول نداريد از خود او بپرسيد تا اگر قدرت بر حرف زدن دارد بگويد چه كسى به بتها را به این صورت درآورده.

ابراهيم علیه‌السلام قبلا به همين منظور تبر را به دوش بت بزرگ نهاده بود تا خود شاهد حال باشد. ابراهيم علیه‌السلام مى دانست كه مردم درباره بت هاى خود قائل به حيات و نطق نيستند، وليكن مى خواست با طرح اين نقشه، زمينه اى بچيند كه مردم را به اعتراف و اقرار بر بى‌شعورى و بى‌جانى بت ها وادار سازد، ولذا مردم پس از شنيدن جواب ابراهيم علیه‌السلام به فكر فرورفتند و با سرافكندگى گفتند: تو كه مى دانى اين بت ها قادر بر تكلم نيستند.

ابراهيم علیه‌السلام كه غرضى جز شنيدن اين حرف از خود آنان نداشت بى‌درنگ گفت: آيا خداى را گذاشته و اين بت ها را كه جماداتى بى‌جان و بى‌سود و زيانند مى پرستيد؟ افّ بر شما و بر آنچه مى پرستيد، آيا راستى فكر نمى كنيد؟ و چيزهايى را كه خود به دست خودتان مى تراشيد مى پرستيد و حاضر نيستيد خدا را كه خالق شما و خالق همه مصنوعات شما (يا اعمال شما) است بپرستيد؟

مردم گفتند: بايد او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى و حمايت كنيد. به همين منظور، آتشخانه بزرگى ساخته و دوزخى از آتش افروخته و در اين كار براى ارضاء خاطر خدايان همه تشريك مساعى نمودند و وقتى آتش شعله ور شد ابراهيم علیه‌السلام را در آتش افكندند، خداى متعال آتش را براى او خنك گردانيد و او را در شكم آتش سالم نگه داشت و توطئه كفار را باطل نمود.[۸]

ابراهيم علیه‌السلام در خلال اين مدت با نمرود هم ملاقات نموده و او را نيز كه ادعاى ربوبيت داشت مورد خطاب و احتجاج قرار داد و به وى گفت: پروردگار من آن كسى است كه بندگان را زنده مى كند و مى ميراند. نمرود از در مغالطه گفت: من نيز زنده مى كنم و مى ميرانم، هر يك از اسيران و زندانيان را كه بخواهم رها مى كنم و هر كه را بخواهم به قتل مى رسانم.

ابراهيم به بيان صريح ترين كه راه مغالطه را بر او مسدود كند، احتجاج نمود و گفت: خداى متعالى آن كسى است كه آفتاب را از مشرق بيرون مى آورد، تو اگر راست مى گويى از اين پس كارى كن كه آفتاب از مغرب طلوع كند، در اينجا نمرود كافر مبهوت و سرگشته ماند.[۹]

پس از آن كه ابراهيم علیه‌السلام از آتش نجات يافت باز هدف خود را تعقيب نموده و شروع به دعوت به دين توحيد نمود و عده كمى به وى ايمان آوردند.[۱۰] قرآن كريم از آن جمله حضرت لوط علیه‌السلام و همسر ابراهيم علیه‌السلام (ساره) را اسم مى برد.

ابراهيم علیه‌السلام به دستور خداوند متعال به اتفاق همسرش و لوط و همراهان دیگر از پیروانش به سوى ارض مقدس (فلسطین) هجرت كردند، باشد كه در آنجا بدون مزاحمت كسى و دور از اذيت و جفاى قومش به عبادت خداوند مشغول باشد و به دعوت توحیدی خود ادامه دهد.[۱۱]

و در آنجا بود که خداى تعالى او را با اين كه به حد كهولت رسيده بود به تولد اسماعيل و اسحاق و از صلب اسحاق به يعقوب بشارت داد و پس از مدت كمى اسماعيل و بعد از او اسحاق به دنيا آمدند و خداوند - همان طورى كه وعده داده بود - بركت را در خود او و دو فرزندش و اولاد ايشان قرار داد و مبارك شان ساخت.

مدتی پس از ولادت اسماعیل، ابراهيم علیه‌السلام به امر پروردگار خود به مكه كه دره اى عميق و بى‌آب و علف بود، رفت و فرزند عزيزش اسماعيل را به همراه مادرش هاجر در سن شيرخوارگى در آن مكان منزل داده و خود به ارض مقدس مراجعت نمود. اسماعيل در اين سرزمين نشو و نما كرد و اعراب چادرنشين اطراف به دور او جمع شده و بدين وسيله خانه كعبه ساخته شد.

ابراهيم علیه‌السلام گاه‌گاهى پيش از بناى مكه و خانه كعبه و پس از آن، به مكه مى آمد و از فرزندش اسماعيل ديدن مى كرد.[۱۲] تا آن كه در يك سفر مامور به ساختن خانه كعبه شد، لذا به اتفاق اسماعيل اين خانه را بنا نهاد و اين اولين خانه اى است كه از طرف پروردگار ساخته شد و اين خانه مباركى است كه در آن آيات بينات و در آن مقام ابراهيم است و هر كس درون آن داخل شود از هر گزندى ايمن است.[۱۳] ابراهيم علیه‌السلام پس از فراغت از بناى كعبه، دستور حج را صادر نموده و آيين و اعمال مربوط به آن را تشريع نمود.[۱۴]

آنگاه خداى تعالى او را مامور به ذبح فرزندش اسماعيل نمود. ابراهيم علیه‌السلام داستان را با فرزندش در ميان گذاشت و گفت: فرزند عزيزم! در خواب چنين مى بينم كه تو را ذبح و قربانى مى كنم، نيك بنگر تا رأيت چه خواهد بود.

عرض كرد: پدر جان! هر چه را كه مامور به انجامش شده اى، انجام ده و انشاءاللَّه بزودى خواهى ديد كه من مانند بندگان صابر خدا چگونه صبرى از خود نشان مى دهم. پس از اين كه هر دو به اين امر تن دردادند و ابراهيم علیه‌السلام صورت جوانش را بر زمين گذاشت، وحى آمد كه اى ابراهيم خواب خود را تصديق كردى و ما به همين مقدار از تو قبول كرديم و ذبح عظيمى را فدا و عوض او قرار داديم.[۱۵]

آخرين خاطره اى كه قرآن كريم از داستان ابراهيم علیه‌السلام نقل نموده، دعاهايى است كه ابراهيم علیه‌السلام در بعضى از سفرها در مكه كرده[۱۶] و آخرين دعايش اين است: پروردگارا پدر و مادر من و كسانى را كه ايمان آورده اند در روز حساب بيامرز.

منزلت ابراهيم نزد خداوند

خداى تعالى در كلام مجيدش ابراهيم را به نيكوترين وجهى ثنا گفته و رنج و محنتى را كه در راه پروردگارش تحمل نموده بود، به بهترين بيانى ستوده و در حدود شصت جا از كتاب عزيزش اسم او را برده و موهبت‌ها و نعمت هايى را كه به او ارزانى داشته در موارد بسيارى ذكر كرده است. اينك چند مورد از آن مواهب را در اين جا ذكر مى كنيم:

  1. خداى تعالى رشد و هدايت او را قبلاً ارزاني اش داشته بود.[۱۷]
  2. او را در دنيا برگزيد و او در آخرت نيز در زمره صالحين خواهد بود زيرا او در دنيا وقتى خدايش فرمود: تسليم شو، گفت: تسليم امر پروردگار عالميانم.[۱۸]
  3. او كسى است كه روى دل را به پاكى و خلوص متوجه خدا كرده بود و هرگز شرك نورزيد.[۱۹]
  4. او كسى است كه دلش به ياد خدا قوى و مطمئن شده و به همين جهت به ملكوتى كه خدا از آسمان‌ها و زمين نشانش داد ايمان آورد و يقين كرد.[۲۰]
  5. خداوند ابراهیم را خليل خود خواند[۲۱] و نیز او را به وصف "حليم" و "أواه" و "منيب" توصيف كرد.[۲۲]
  6. رحمت و بركات خود را بر او و اهل بيتش ارزانى داشت و او را به وفادارى ستود.[۲۳]
  7. و نيز او را مدح كرده به اين كه امتى خداپرست و حنيف بوده و هرگز شرك نورزيده و همواره شكرگزار نعمت هايش بوده و اين كه او را برگزيد و به راه راست هدايت نمود و به او اجر دنيوى داده و او در آخرت از صالحين است.[۲۴]
  8. ابراهيم علیه‌السلام پيغمبرى صديق بود[۲۵] و قرآن او را از بندگان مؤمن و از نيكوكاران شمرده و به او سلام كرده است[۲۶] و او را از كسانى دانسته كه "صاحبان ايدى و ابصارند" و خداوند با ياد قيامت خالصشان كرده است.[۲۷]
  9. خداوند او را امام قرار داد[۲۸] و او را يكى از پنج پيغمبرى دانسته كه اولوالعزم و صاحب شريعت و كتاب بودند.[۲۹]
  10. خداوند او را علم، حكمت، كتاب، ملك و هدايت ارزانى داشته و هدايت او را در نسل و اعقاب او كلمه باقيه قرار داده[۳۰] و نيز خداوند نبوت و كتاب را در ذريه او گذاشت[۳۱] و براى او در ميان آيندگان لسان صدق (نام نيك) قرار داد.[۳۲]
  11. قرآن كريم به منظور حفظ شخصيت و حيات ابراهيم علیه‌السلام، دين استوار ما را هم "اسلام" ناميده و آن را به ابراهيم علیه‌السلام نسبت داده و فرموده: «مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ»[۳۳] و نيز فرموده: «قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ».[۳۴]
  12. خداوند كعبه اى را كه آن جناب ساخت، "بيت الحرام" و قبله عالميان قرار داد و براى زيارت آن مناسك حج را تشريع نمود تا بدين وسيله ياد مهاجرتش را به آن ديار و اسكان همسر و فرزندش را در آنجا و خاطره ذبح فرزند و توجهاتش به خدا و آزار و محنت هايى را كه در راه خدا ديده، زنده نگاه بدارد.

وفات حضرت ابراهیم علیه السلام

مدت زندگانی حضرت ابراهیم علیه السلام را از 175 تا 200 سال نوشته اند. آن حضرت در مزرعه اش به نام «حبرون» واقع در فلسطین مدفون است که امروزه آن را شهر الخلیل می‌نامند.

پانویس

  1. رجوع کنید به تولد حضرت ابراهیم علیه السلام
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ حضرت ابراهیم علیه السلام، دانشنامه رشد
  3. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی تبریزی، ص 87.
  4. در تمام مواردى كه نام پدر حضرت ابراهيم علیه‌السلام برده شده است، مراد عموى ايشان است.
  5. سوره مريم، آيه 41-48.
  6. سوره انبياء، آيه 51-56 و سوره شعراء آيه 69-77 و سوره صافات آيه 83-87.
  7. سوره انعام، آيه 74-82.
  8. سوره انبياء، آيه 56-70 و سوره صافات آيه 88-98.
  9. سوره بقره، آيه 258.
  10. دليل بر ايمان گروهى از قوم ابراهيم علیه‌السلام اين آيه شريفه است: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ»؛ به تحقيق ابراهيم و كسانى كه با وى همراه بودند براى شما مقتدايى نيكو بودند كه به قوم مشرك خود گفتند: ما از شما بيزاريم. (سوره ممتحنه، آيه 4)
  11. سوره ممتحنه، آيه 4 و سوره انبياء، آيه 71.
  12. سوره بقره، آيه 126 و سوره ابراهيم، آيه 35-41.
  13. سوره بقره، آيه 127-129 و سوره آل عمران، آيه 96-97.
  14. سوره حج، آيه 26-30.
  15. سوره صافات، آيه 101-107.
  16. سوره ابراهيم، آيه 35-41.
  17. سوره انبياء، آيه 51.
  18. سوره بقره، آيه 130-131.
  19. سوره انعام، آيه 79.
  20. سوره بقره، آيه 260 و سوره انعام، آيه 75.
  21. سوره نساء، آيه 125.
  22. سوره هود، آيه 73-75.
  23. سوره نجم، آيه 37.
  24. سوره نحل، آيه 120-122.
  25. سوره مريم، آيه 41.
  26. سوره صافات، آيه 83-111.
  27. سوره ص، آيه 45-46.
  28. سوره بقره، آيه 124.
  29. سوره احزاب، آيه 7؛ سوره شورى، آيه 13؛ سوره الأعلى، آيه 18-19.
  30. سوره نساء، آيه 41 و سوره انعام، آيه 74-90 و سوره زخرف، آيه 28.
  31. سوره حديد، آيه 26.
  32. سوره شعراء، آيه 84 و سوره مريم، آيه 50.
  33. اين دين، دين پدر شما ابراهيم است و او قبل از اين شما را مسلمان ناميده. (سوره حج، آيه 78)
  34. بگو پروردگار من مرا به راه راست هدايت نمود، دينى است استوار و ملت و كيش معتدل و ابراهيم از مشركين نبود. (سوره انعام، آيه 161)

منابع

  • آیت الله جعفر سبحانی، فروغ ابدیت.
  • دانشنامه رشد، "حضرت ابراهیم علیه السلام".
  • علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج7، ص 300 تا 306.
  • تولد حضرت ابراهیم علیه السلام.

مطالب مرتبط

پیامبران
پیامبران اولوالعزم
محمد (ص) * عیسی * موسی * نوح * ابراهیم
سایر پیامبران
آدم * ادریس * یعقوب * یوسف * یونس * اسحاق * اسماعیل * الیاس * ایوب * خضر * داوود * سلیمان * ذوالکفل * زکریا * شعیب * صالح * لوط * هارون * هود * یحیی * یسع * شعیا * اِرميا * جرجیس * حبقوق * يوشع بن نون


قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن