امام باقر علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
ابوجعفر محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السّلام، امام پنجم از [[ائمه اطهار|ائمّه اثناعشر]] و یکی از چهارده [[عصمت|معصوم]] است. تولد امام باقر علیه السّلام در سال 57 و وفات آن حضرت در 114 است و مدت [[امامت]] آن حضرت 20 سال است. شهرت آن حضرت به لقب باقر و باقر العلوم که برگرفته از روایت [[جابر بن عبدالله انصاری]] از [[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله]] است، نشان از مقام بلند علمی ایشان دارد.
+
'''«ابوجعفر محمد بن علی''' '''علیه السلام»''' ملقب به «باقر العلوم»، امام پنجم از [[ائمه اطهار|ائمّه اثناعشر]] و یکی از چهارده [[عصمت|معصوم]] است. تولد امام باقر علیه السلام در سال ۵۷ هجری و وفات آن حضرت در ۱۱۴ است و مدت [[امامت]] آن حضرت ۲۰ سال است. شهرت آن حضرت به لقب «باقر» که برگرفته از روایت [[جابر بن عبدالله انصاری|جابر انصاری]] از [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله است، نشان از مقام بلند علمی ایشان دارد. «[[مسند الامام الباقر علیه السلام (کتاب)|مسند الامام الباقر علیه السلام]]»، از جمله آثاری است که درباره امام باقر (علیه السلام) و احادیث ایشان، تألیف شده است.
 
{{شناسنامه ائمه
 
{{شناسنامه ائمه
 
|عنوان امام=امام باقر علیه السلام
 
|عنوان امام=امام باقر علیه السلام
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
|پدر=امام سجاد علیه السلام
 
|پدر=امام سجاد علیه السلام
 
|مادر=فاطمه دختر امام حسن علیه السلام
 
|مادر=فاطمه دختر امام حسن علیه السلام
|تاریخ ولادت=اول رجب سال 57 هجری قمری
+
|تاریخ ولادت=اول رجب سال ۵۷ هجری قمری
 
|محل ولادت=مدینه
 
|محل ولادت=مدینه
|مدت امامت=19سال
+
|مدت امامت=۱۹ سال
|مدت عمر=57 سال
+
|مدت عمر=۵۷ سال
|تاریخ شهادت=هفتم [[ذی الحجه]] سال 114 هجری
+
|تاریخ شهادت=هفتم [[ذی الحجه]] سال ۱۱۴ هجری
 
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر
 
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر
 
|قاتل=هشام بن عبدالملک
 
|قاتل=هشام بن عبدالملک
 
|محل دفن=[[مدینه]]، [[بقیع]]
 
|محل دفن=[[مدینه]]، [[بقیع]]
 
}}
 
}}
==ولادت==
+
==ولادت و نام و نسب==
امام باقر علیه السلام در یکم [[رجب]] سال 57 هجرى قمری در شهر مدينه چشم به جهان گشود <ref> مصباح المتهجد، شيخ طوسى، ص 557.</ref>.
+
امام باقر علیه السلام در یکم [[رجب]] سال ۵۷ هجرى قمری در شهر [[مدینه|مدینه]] چشم به جهان گشود.<ref> مصباح المتهجد، شیخ طوسى، ص ۵۵۷.</ref>  
  
==کنیه==
+
نام آن حضرت «محمد»، [[کنیه]] اش «ابوجعفر» و لقبش «باقر العلوم» یعنى «شکافنده‌‌ى دانشها» است.
نام آن حضرت «محمد»، کنیه اش «ابو جعفر» و لقبش «باقر العلوم» يعنى «شكافنده‌‌ى دانشها»است.
 
  
==نسب ==
+
نسب امام باقر علیه السلام از پدر و مادرشان به [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] و [[امام علی علیه السلام|حضرت على]] و [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|حضرت زهرا]] علیهم السلام مى رسد، زیرا پدر او [[امام سجاد علیه السلام|امام زین العابدین]] علیه السلام فرزند [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] علیه السلام، و مادر او [[فاطمه دختر امام حسن علیه السلام|فاطمه]] «ام عبدالله» دختر [[امام حسن مجتبى]] علیه السلام است. بدین سبب برخی آن حضرت را به ابن الخیرتین و علوی بین علویین لقب داده‌اند.<ref>فیض العلام فى عمل الشهور و وقایع الایام، حاج شیخ عباس قمى، وقایع ماه صفر، روز سوم</ref> در واقع ایشان از سوی پدر، نوه امام حسین علیه‌السلام و از سوی مادر، نوه امام حسن علیه‌السلام است.
نسب امام باقر علیه السلام از پدر و مادرشان به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى رسد، زيرا پدر او امام زين العابدين علیه السلام فرزند امام حسين علیه السلام، و مادر او فاطمه «ام عبد الله» دختر [[امام حسن مجتبى]] علیه السلام است. بدین سبب برخی آن حضرت را به ابن الخیرتین و علوی بین علویین لقب داده‌اند. <ref>فيض العلام فى عمل الشهور و وقايع الايام، حاج شيخ عباس قمى، وقایع ماه صفر، روز سوم</ref>
 
  
== عصر امام باقر علیه السلام==
+
همسر حضرت باقر علیه السلام «[[ام فروه|اُمّ‌ فَروه]]» است که او مادر [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام نیز می باشد.
امام باقر علیه السلام در زمان واقعه عاشورا چهار سال داشتند چنانچه خود در جایی فرموده اند: من چهار ساله بودم كه جدم حسين بن على كشته شد و شهادت وى و آنچه را در آن وقت بما رسيد بياد دارم.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۰</ref>
 
  
پس از شهادت امام حسین علیه السلام آن حضرت 37 سال امامت پدر خود علی بن حسین علیه السّلام را درک کرد. و پس از شهادت آن حضرت عهده دار مقام امامت شد.
+
==عصر امام باقر علیه السلام==
 +
امام محمد باقر علیه السلام در زمان واقعه [[روز عاشورا|عاشورا]] چهار سال داشتند، چنانچه خود در جایی فرموده اند: من چهار ساله بودم که جدم [[امام حسین علیه السلام|حسین بن على]] کشته شد و شهادت وى و آنچه را در آن وقت بما رسید بیاد دارم.<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۰</ref>
  
دوران زندگی آن حضرت با حکومت ده تن از خلفای اموی (از [[معاویه|معاویة بن ابی سفیان]] تا [[هشام بن عبدالملک]]) و ایام امامتش با حکومت پنج تن از ایشان ([[ولید بن عبدالملک]] (متوفی 96) و [[سلیمان بن عبدالملک]] (متوفی 99) و [[عمر بن عبدالعزیز]] (متوفی 101) و [[یزید بن عبدالملک]] (متوفی 105) و [[هشام بن عبدالملک]] (متوفی 125)) مقارن بود.  
+
پس از شهادت امام حسین علیه السلام آن حضرت ۳۷ سال [[امامت]] پدر خود [[امام سجاد علیه السلام|علی بن حسین]] علیه السّلام را درک کرد و پس از شهادت آن حضرت، عهده دار مقام امامت شد.
  
بنابر آنچه از منابع معتبر به دست می آید، دوران زندگی امام پنجم بیشتر در شهر [[مدینه]] به نشر معارف دینی و ارشاد شیعیان و تربیت شاگردان گذشت. زمان امام باقر علیه السّلام، زمان ظهور فقهای بزرگ مخصوصاً در مدینه بود. در این دوران، مسلمانان که از فتوحات خارجی و جنگهای داخلی تا حدودی فراغت یافته بودند، از اطراف و اکناف سرزمینهای اسلامی برای فراگرفتن احکام الهی و فقه اسلامی به مدینه، که شهر حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و اصحاب و تابعان ایشان بود، روی می نهادند. فقها و محدّثان بزرگی از جمله سعید بن مسیّب (متوفّی 94)، عروة بن زبیر (متوفّی 94)، خارجة بن زید بن ثابت (متوفّی 99)، ربیعة الرأی (متوفّی 136)، سفیان بن عُیَیْنه و محمّدبن شهاب زُهْری (متوفّی 124) در این شهر جمع بودند. بخصوص که منع کتابت حدیث در زمان عمر بن عبدالعزیز لغو شده بود<ref>مرتضی عسکری، معالم المدرستین، تهران، 1405 ق؛ ج 2، ص 44.</ref>
+
دوران زندگی آن حضرت با حکومت ده تن از خلفای [[بنی امیه|اموی]] (از [[معاویه|معاویة بن ابی سفیان]] تا [[هشام بن عبدالملک]]) و ایام امامتش با حکومت پنج تن از ایشان ([[ولید بن عبدالملک]] (متوفی ۹۶) و [[سلیمان بن عبدالملک]] (متوفی ۹۹) و [[عمر بن عبدالعزیز]] (متوفی ۱۰۱) و [[یزید بن عبدالملک]] (متوفی ۱۰۵) و [[هشام بن عبدالملک]] (متوفی ۱۲۵) مقارن بود.  
  
در این دورانِ شکوفایی فقه و حدیث بود که دانش و معرفت امام باقر علیه السّلام و نیز فرزند او امام صادق علیه السّلام، بر همگان آشکار شد و اصول و مبانی کلام و فقه و سایر معارف دینی شیعه، که این دو امام بیش از همه مبیّن آن بودند، تدوین و توسّط راویان و شاگردان ایشان به عالم پراکنده شد. بسیاری از مجتهدان و مؤسّسان مذاهب فقهیِ دیگر از این دو امام فیض برده اند و به همین جهت، رایج شدن لقب «باقر» برای امام پنجم، که لقبی کاملاً علمی است، بسیار پر معنی است. <ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی</ref>
+
بنابر آنچه از منابع معتبر به دست می آید، دوران زندگی امام پنجم بیشتر در شهر [[مدینه]] به نشر معارف دینی و ارشاد [[شیعه|شیعیان]] و تربیت شاگردان گذشت. زمان امام باقر علیه السّلام، زمان ظهور فقهای بزرگ مخصوصاً در مدینه بود. در این دوران، مسلمانان که از فتوحات خارجی و جنگهای داخلی تا حدودی فراغت یافته بودند، از اطراف و اکناف سرزمینهای اسلامی برای فراگرفتن [[احکام شرعی|احکام]] الهی و [[فقه]] اسلامی به مدینه، که شهر حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و [[صحابه|اصحاب]] و [[تابعین|تابعان]] ایشان بود، روی می نهادند. [[فقها]] و [[محدث|محدّثان]] بزرگی از جمله [[سعید بن مسیب|سعید بن مسیّب]] (متوفّی ۹۴)، ربیعة الرأی (متوفّی ۱۳۶)، سفیان بن عُیَیْنه و محمّد بن شهاب زُهْری (متوفّی ۱۲۴) در این شهر جمع بودند. بخصوص که منع کتابت [[حدیث]] در زمان [[عمر بن عبدالعزیز]] لغو شده بود.<ref>مرتضی عسکری، معالم المدرستین، تهران، ۱۴۰۵ ق؛ ج ۲، ص ۴۴.</ref>
  
==مقابله امام باقر علیه السلام با فرقه‌های انحرافی==
+
در این دورانِ شکوفایی فقه و حدیث بود که دانش و معرفت امام باقر علیه السّلام و نیز فرزند او [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السّلام، بر همگان آشکار شد و اصول و مبانی [[علم کلام|کلام]] و فقه و سایر معارف دینی [[شیعه]]، که این دو امام بیش از همه مبیّن آن بودند، تدوین و توسّط راویان و شاگردان ایشان به عالم پراکنده شد. بسیاری از مجتهدان و مؤسّسان مذاهب فقهیِ دیگر از این دو امام فیض برده اند و به همین جهت، رایج شدن لقب «باقر» برای امام پنجم، که لقبی کاملاً علمی بود، بسیار پر معنی است.<ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی</ref>
در زمان امام باقر علیه‌السلام‌ فرقه های انحرافی بسیاری پدیدار شده بود که امام در‌ مقام پاسداری از اسلام در قالب مناظره با سران فرقه‌ها یا در بین اصحاب خود، پوچی عقاید منحرفان را آشکار می‌کرد و به این وسیله از پایگاه‌های فکری و عقیدتی شیعه دفاع می‌کرد.<ref>هادی منش، ابوالفضل، مبارزات فرهنگی امام باقر (ع)، مجله مبلغان، اسفند 1383 و فروردین 1384 - شماره 64 (از صفحه 11 تا 24)</ref>
 
  
==امام باقر (ع) در دربار هشام بن عبدالملک==
+
در زمان امام باقر علیه‌السلام‌ [[فرقه]] های انحرافی بسیاری پدیدار شده بود که امام در‌ مقام پاسداری از [[اسلام]] در قالب مناظره با سران فرقه‌ها یا در بین اصحاب خود، پوچی عقاید منحرفان را آشکار می‌کرد و به این وسیله از پایگاه‌های فکری و عقیدتی شیعه دفاع می‌نمود.<ref>هادی منش، ابوالفضل، مبارزات فرهنگی امام باقر (ع)، مجله مبلغان، اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴ - شماره ۶۴ (از صفحه ۱۱ تا ۲۴)</ref>
[[پرونده:Aemebaghi.jpg|270px|thumb|left|قبر امام باقر علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]
 
هشام بن عبدالملک در موسم حجّ در مسجدالحرام امام باقر علیه السّلام را دید که در حال طواف است و مردم بر گردش حلقه زده از او سؤال می کنند. این توجّه و علاقة مردم نظر او را جلب کرد، از اطرافیان نام وی را پرسید و چون گفتند که او محمّد بن علی است، شگفت زده، گفت : «همان که مردم عراق فریفتة اویند» یا «امام مردم عراق!».<ref>کلینی، الکافی، بیروت، 1401ق، ج8، ص120؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، 1402ـ1409ق؛ ج4، ص405؛ مفید، الارشاد، قم، 1413ق، ج2، ص163ـ164</ref> گویا بعد از همین موسم حجّ بود که هشام امام باقر علیه السّلام را همراه با فرزندش حضرت صادق علیه السّلام به شام فراخواند. امام هنگام ورود به مجلس او بر همة اهل مجلس یکجا سلام کرد، بر خلاف رسم متعارف ، خلیفة اموی را امیرالمؤمنین نخواند و بدون کسب اجازه نشست . هشام خشمگینانه زبان به ملامت گشود که چرا شما مردم را به امامت خود فرامی‌خوانید. حاضران در مجلس نیز بنا بر قرار قبلی همین شیوه را به کار گرفتند. امام در پاسخ هشام بدون در نظر گرفتن موقعیت او، صریحاً از جایگاه اهل بیت پیامبر در دین و اینکه آنان عهده دار هدایت مردم اند، سخن گفت، همچنین به گذرا بودن حکومت امویان اشاره کرد. هشام ابتدا او را به زندان افکند، ولی بعد، ناگزیر به آزاد کردن و برگرداندن آنان به مدینه شد.<ref>کلینی، الکافی، بیروت، 1401ق، ج1، 471</ref><ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی</ref>
 
  
 
==دانش امام باقر علیه السلام==
 
==دانش امام باقر علیه السلام==
 +
«باقر العلوم» لقب مشهور آن حضرت است. در [[حدیث]] معروفی [[پیامبر اسلام|پیامبر خدا]] صلى الله علیه و آله به [[جابر بن عبدالله انصاری]] فرمود: «إنّک ستُدرِک رجُلاً مِنّی، اسمُه اسْمِی و شَمائلُهُ شَمائلی یبْقَرُ العِلْمَ بَقْراَ». تو مردى از [ خاندان] مرا درک خواهى کرد که نامش نام من و رفتار و کردارش رفتار و کردار من است و دانش را تا ژرفایش مى شکافد.<ref> بحار الأنوار : ۴۶ / ۲۲۵ / ۵ . </ref>
  
باقر العلوم لقب مشهور آن حضرت است در حدیث معروفی پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به [[جابر بن عبدالله انصاری]] فرمود:
+
[[شیخ صدوق]] (ره) روایت کرده از عمرو بن شمر، که گفت: سؤال کردم از [[جابر بن یزید جعفی|جابر بن یزید جعفى]] که براى چه امام محمّدباقر علیه السّلام را «باقر» نامیدند؟ گفت: به علّت آن که «یَبْقُرُ عِلْمَ الدِّینِ بَقْرا؛ أى شقّه شقّا و أظهره اظهارا»، شکافت علم را شکافتنى و آشکار و ظاهر ساخت آن را ظاهرکردنى، بتحقیق حدیث کرد مرا جابر بن عبد اللّه انصارى که شنید از رسول خدا(ص) که فرمود: اى جابر! تو زنده مى‌مانى تا ملاقات مى‌نمایى پسرم محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن ابى طالب (ع) را که معروف است در [[تورات]] به باقر، پس هرگاه ملاقات کردى او را از جانب من او را سلام برسان.<ref>قمى، شیخ عباس، ‌منتهى الآمال، ‌دلیل ما، قم‌، ۱۳۷۹ش‌، ج‌۲، ص ۱۲۶۴.</ref>
  
إنّكَ ستُدرِكُ رجُلاً مِنّي، اسمُه اسْمِي و شَمائلُهُ شَمائلي يَبْقَرُ العِلْمَ بَقْرا .
+
همچنین بر پایه روایت دیگری مشهور به «[[حدیث لوح]]» که جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده، پیامبر اسلام پیش از به دنیا آمدن امام باقر(ع) نام او را محمد و لقبش را «باقر» قرار داده بود.
  
تو مردى از [ خاندان] مرا درك خواهى كرد كه نامش نام من، و رفتار و كردارش ، رفتار و كردار من است و دانش را تا ژرفايش مى شكافد. <ref> بحار الأنوار : 46 / 225 / 5 . </ref>
+
«عبدالله بن عطاء مکى» مى گوید: هرگز دانشمندان را نزد کسى چنان حقیر و کوچک نیافتم که نزد امام باقر علیه السلام؛ «حکم بن عتیبه» که در چشم مردمان جایگاه علمى والایى داشت، در پیشگاه امام باقر چونان کودکى در برابر آموزگار بود.<ref> ارشاد،  شیخ مفید، ص ۲۶۴.</ref>
  
شیخ صدوق (ره) روایت کرده از عمرو بن شمر، که گفت: سؤال کردم از جابر بن یزید جعفى که براى چه امام محمّد باقر علیه السّلام را باقر نامیدند؟
+
شخصیت آسمانى و شکوه علمى امام باقر (ع) چنان خیره کننده بود که «جابر بن یزید جعفى» به هنگام روایت از آن گرامى مى گفت: «وصى اوصیاء و وارث علوم انبیاء محمد بن على بن الحسین مرا چنین روایت کرد...».<ref> همان، ص ۲۶۴.</ref>
  
گفت: به علّت آن که یَبْقُرُ عِلْمَ الدِّینِ بَقْرا؛ أى شقّه شقّا و اظهره اظهارا، شکافت علم را شکافتنى و آشکار و ظاهر ساخت آن را ظاهرکردنى، بتحقیق حدیث کرد مرا جابر بن عبد اللّه انصارى که شنید از رسول خدا(ص) که فرمود: اى جابر! تو زنده مى‌مانى تا ملاقات مى‌نمایى پسرم محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن ابى طالب (ع) را که معروف است در تورات به باقر، پس هرگاه ملاقات کردى او را از جانب من او را سلام برسان. <ref>قمى، شیخ عباس، ‌منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل، ‌دلیل ما، قم‌، ۱۳۷۹ش‌، ج‌۲، ص ۱۲۶۴ (نقل از [http://islampedia.ir/fa/1390/10/%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D9%84%D9%82%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%D8%B9/ باقر العلوم لقب امام باقر(ع)، اسلام پدیا]</ref>
+
[[شیخ مفید]] در [[الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد (کتاب)|الارشاد]] در باره جایگاه علمی آن حضرت می‌نویسد: که بازماندگان [[صحابی|صحابه]] و بزرگان [[تابعین|تابعان]] و رؤسای فقهای مسلمانان از آن حضرت در مسایل دینی روایت کرده‌اند. به نوشته او، امام اخبار پیشینیان و پیامبران را روایت می‌کرد. مردم از او در باب مغازی و سیره و [[سنت|سنّت]] رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌ حدیث می‌آموختند و در مناسک [[حج|حجّ]] که از پیامبر نقل می‌کرد، بر او اعتماد داشتند و از ایشان [[تفسیر قرآن]] می‌نوشتند.
  
«عبد الله بن عطاء مكى» مى گوید: هرگز دانشمندان را نزد كسى چنان حقير و كوچك نيافتم كه نزد امام باقر عليه السلام؛ «حكم بن عتيبه » كه در چشم مردمان جايگاه علمى والايى داشت در پيشگاه امام باقر چونان كودكى در برابر آموزگار بود<ref> ارشاد،  شيخ مفيد، ص 264.</ref>.
+
برخی از احادیث آن حضرت در اینجا ذکر می شود:
  
شخصيت آسمانى و شكوه علمى امام باقر (ع) چنان خيره كننده بود كه «جابر بن يزيد جعفى» به هنگام روايت از آن گرامى مى گفت: «وصى اوصياء و وارث علوم انبياء محمد بن على بن الحسين مرا چنين روايت كرد...»<ref> همان، ص 264.</ref>
+
#[[دروغ]] خرابى [[ایمان|ایمان]] است.<ref> وسائل الشیعه، محمد بن حسن حر عاملی ،ج ۲، ص ۲۳۳.</ref>
 +
#مؤمن، ترسو و حریص و بخیل نمى‌شود.<ref> همان، ص ۶.</ref>
 +
#همانا خداوند با حیا و بردبار را دوست مى دارد.<ref> همان، ص ۴۵۵.</ref>
 +
#آنکه خشمش را از مردم باز دارد خداوند عذاب قیامت را از او باز دارد.<ref> همان، ص ۴۶۹.</ref>
 +
#آنانکه [[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف و نهى از منکر]] را عیب مى دانند بد مردمانى هستند.<ref> فروع کافى، محمد بن یعقوب کلینی، ص ۳۴۳.</ref>
 +
#عالمى که از علم او استفاده شود، بهتر از هفتاد هزار پرستش کننده خداست.
  
==اخلاق امام باقر (ع)==
+
==اخلاق امام باقر علیه السلام==
===دائم الذکر بودن===
+
'''دائم الذکر بودن:'''
امام باقر (علیه السلام) همپای همه‌‌ی ارزش‌های علمی خویش، انسانی دائم الذکر بود. امام صادق (علیه السلام) درباره‌‌ی پدر بزرگوار خویش می‌فرماید:
 
  
پدرم کثیر الذکر بود (هماره یاد خدا را بر قلب و زبان جاری داشت) به گونه‌ای که وقتی همراه او راه می‌رفتم او مشغول یاد خدا بود و چون بر سفره‌ی غذا مشغول خوردن غذا بودیم باز هم از یاد خدا غافل نبود. با مردم سخن می‌گفت، ولی این روابط اجتماعی نیز او را از یاد الهی دور نمی‌داشت، زبانش هماره به گفتن «لا اله الا الله» مترنم بود. آن حضرت همیشه ما را فراخوانده و از ما می‌خواست تا طلوع خورشید مشغول یاد و ذکر خدا باشیم و به آن گروه از اعضای خانواده که قادر به قرائت قرآن بودند، خواندن قرآن را توصیه می‌کرد و آن گروه که قادر به تلاوت قرآن نبودند، دستور می‌داد که ذکر خدا را بر لب جاری کنند.<ref>دانشنامه امام باقر علیه السلام، جمعی از نویسندگان، ج1، ص30</ref>
+
امام باقر (علیه السلام) همپای همه‌‌ی ارزش‌های علمی خویش، انسانی دائم الذکر بود. [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] (علیه السلام) درباره‌‌ی پدر بزرگوار خویش می‌فرماید:
  
===حلم و بردباری===
+
پدرم کثیر الذکر بود (هماره یاد خدا را بر قلب و زبان جاری داشت) به گونه‌ای که وقتی همراه او راه می‌رفتم او مشغول یاد خدا بود و چون بر سفره‌ی غذا مشغول خوردن غذا بودیم باز هم از یاد خدا غافل نبود. با مردم سخن می‌گفت، ولی این روابط اجتماعی نیز او را از یاد الهی دور نمی‌داشت، زبانش هماره به گفتن «لا اله الا الله» مترنم بود. آن حضرت همیشه ما را فراخوانده و از ما می‌خواست تا طلوع خورشید مشغول یاد و ذکر خدا باشیم و به آن گروه از اعضای خانواده که قادر به قرائت [[قرآن]] بودند، خواندن قرآن را توصیه می‌کرد و آن گروه که قادر به [[تلاوت قرآن|تلاوت]] قرآن نبودند، دستور می‌داد که ذکر خدا را بر لب جاری کنند.<ref>دانشنامه امام باقر علیه السلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۳۰</ref>
*مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه‌ى امام بسيار مى‌آمد و به آن گرامى مى‌گفت: «...در روى زمين بغض و كينه ى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده ام آنست كه اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى بينى به خانه ى تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!» در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى‌فرمود و به نرمى سخن مى گفت. چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را روياروى خويش ديد و از زندگى نااميد شد ،پس وصيت كرد كه چون در گذرد امام باقر(ع) بر او نماز گذارد. 
 
  
شب به نيمه رسيد و بستگانش دریافتند که او مرده است، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقیبات مشغول است.
+
'''حلم و بردباری:'''
  
عرض كرد: آن مرد شامى از دنیا رفته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد.
+
مردى از اهل [[شام]] در [[مدینه|مدینه]] ساکن بود و به خانه‌ى امام بسیار مى‌آمد و به آن گرامى مى‌گفت: «...در روى زمین بغض و کینه کسى را بیش از تو در دل ندارم و با هیچکس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم! و عقیده ام آنست که اطاعت خدا و پیامبر و امیر مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى بینى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است که تو مردى سخنور و ادیب و خوش بیان هستى!» در عین حال امام علیه السلام با او مدارا مى‌فرمود و به نرمى سخن مى گفت. چندى بعد شامى بیمار شد و مرگ را رویاروى خویش دید و از زندگى ناامید شد، پس وصیت کرد که چون در گذرد امام باقر(ع) بر او نماز گذارد. شب به نیمه رسید و بستگانش دریافتند که او مرده است، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر علیه السلام را دید که نماز صبح به پایان برده و به تعقیبات مشغول است. عرض کرد: آن مرد شامى از دنیا رفته و خود چنین خواسته که شما بر او نماز گزارید. فرمود: او نمرده است... شتاب مکنید تا من بیایم. آنگاه به خانه مرد شامى آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را نشانید و پشتش را به دیوار تکیه داد و شربتى طلبید و به او داد و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. مدتی نگذشت که شامى شفا یافت و به نزد امام آمد و عرض کرد: «گواهى مى دهم که تو حجت خدا بر مردمانى».<ref> امالى، شیخ طوسى، ص ۲۶۱.</ref>
  
فرمود: او نمرده است... شتاب مكنيد تا من بيايم.
+
'''صبر در مصیبت:'''
  
آنگاه به خانه ى شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را نشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به او داد و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت.
+
عده اى به محضر امام باقر علیه السلام رسیدند و دیدند که یکى از فرزندان او بیمار شده است و امام علیه السلام ناراحت و اندوهگین است. با خود گفتند: اگر این کودک از دنیا برود مى ترسیم امام علیه السلام را آن گونه ببینیم که نمى خواهیم در آن حال باشد. چیزى نگذشت که صداى شیون اهل خانه بلند شد و فرزند امام علیه السلام از دنیا رفت. آنگاه حضرت نزد آنها آمد در حالیکه چهره او شاد بود و ناراحتى‌های قبل از سیماى او بر طرف شده بود. آنها به امام علیه السلام عرض کردند: فدایت شویم ما ترس آن داشتیم که با مرگ فرزند حالتى پیدا کنید که ما هم بخاطر اندوه شما غمگین شویم. حضرت به آنها فرمود: ما مى خواهیم کسى را که دوست داریم بسلامت باشد و ما راحت باشیم اما وقتى امر الهى فرا رسد تسلیم اراده خداوند هستیم.<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۳۵. </ref>
  
مدتی نگذشت كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى دهم كه تو حجت خدا بر مردمانى»<ref> امالى، شيخ طوسى، ص 261.</ref>
+
==شاگردان امام باقر علیه السلام==
  
*عده اى به محضر امام باقر عليه السلام رسيدند و ديدند كه يكى از فرزندان او بيمار شده است و امام عليه السلام ناراحت و اندوهگين است.
+
در مکتب امام باقر (علیه السلام) شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش یافتند که برخی از آنان در زمره [[اصحاب اجماع]] هستند، از جمله:
  
با خود گفتند: اگر اين كودك از دنيا برود مى ترسيم امام عليه السلام را آن گونه ببينيم كه نمى خواهيم در آن حال باشد.
+
۱- «[[ابان بن تغلب]]»: ابان از شخصیتهاى علمى عصر خود بود و در [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، [[حدیث|حدیث]]، [[فقه]] و... تسلط بسیارى داشت. والایى دانش ابان چنان بود که امام باقر علیه السلام به او فرمود در مسجد [[مدینه|مدینه]] بنشین و براى مردم [[فتوا|فتوى]] بده، زیرا دوست دارم مردم چون تویى را در میان [[شیعه|شیعیان]] ما ببینند.<ref> جامع الروات، محمد بن علی اردبیلی، ج۱، ص۹.</ref>
  
چيزى نگذشت كه صداى شيون اهل خانه بلند شد و فرزند امام عليه السلام از دنيا رفت. آنگاه حضرت نزد آنها آمد در حاليكه چهره او شاد بود و ناراحتى‌های قبل از سيماى او بر طرف شده بود.
+
۲- «[[زرارة بن اعین]]»: زراره از قرائت و فقه و [[علم کلام|کلام]] و شعر و ادب عرب بهره اى گسترده داشت و نشانه هاى فضیلت و دیندارى در او آشکار بود. <ref> همان، ص ۱۱۷.</ref>
  
آنها به امام عليه السلام عرض كردند: فدايت شويم ما ترس آن داشتيم كه با مرگ فرزند حالتى پيدا كنيد كه ما هم بخاطر اندوه شما غمگين شويم.
+
۳- «[[محمد بن مسلم ثقفی کوفی|محمد بن مسلم]]»: او [[فقیه|فقیه]] اهل بیت و از یاران راستین امام باقر و [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیهما السلام بود، او اهل کوفه بود و براى بهره گرفتن از دانش بیکران امام باقر (ع) به مدینه آمد و چهار سال در مدینه ماند.
  
حضرت به آنها فرمود: ما مى خواهيم كسى را كه دوست داريم بسلامت باشد و ما راحت باشيم اما وقتى امر الهى فرا رسد تسليم اراده خداوند هستيم.<ref> وسائل الشيعه، ج 12، ص 135. </ref>
+
۴- [[معروف بن خربوذ|معروف بن خَرَّبوذ]]: مرحوم [[ابوعمرو کشی|کشّی]] در رجال خود او را از اصحاب اجماع و از فقهای برجسته [[شیعه]] دانسته و می گوید سجده های طولانی او ضرب المثل بوده است.
  
==اصحاب و شاگردان امام باقر علیه السلام==
+
۵- [[برید بن معاویه|بُرَید بن معاویه]]: از وجوه فقهاى اصحاب و ثقه و جلیل القدر و از براى او مکانت عظیم است نزد [[ائمه اطهار]] علیهم‌السلام و از اصحاب اجماع بود.
  
در مكتب امام باقر (ع) شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند از جمله:
+
۶- [[فضیل بن یسار|فُضَیل بن یسار]]: فضیل ملقب به لقب [[فقیه]] [[شیعه]] است و تمامی [[علم رجال|رجال]] شناسان شیعه بر وثوق، علم و دانش او تاکید دارند.
  
1-«ابان بن تغلب»: ابان از شخصيتهاى علمى عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسيارى داشت. والايى دانش ابان چنان بود كه امام باقر علیه السلام به او فرمود در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوى بده زيرا دوست دارم مردم چون تويى را در ميان شيعيان ما ببينند.<ref> جامع الروات، محمد بن علی اردبیلی، ج1، ص9.</ref>
+
۷- [[ابوبصیر اسدی]]: شخصی مورد وثوق و از مشاهیر اصحاب و یاران امام باقر و [[امام صادق]] علیهما السلام و راوی روایات آن دو بزرگوار است.
  
2-«زراره»: زراره از قرائت و فقه و كلام و شعر و ادب عرب بهره اى گسترده داشت و نشانه هاى فضيلت و ديندارى در او آشكار بود. <ref> همان، ص 117.</ref>
+
==امام باقر در دربار هشام==
 +
[[هشام بن عبدالملک]] در موسم [[حج|حجّ]] در [[مسجد الحرام|مسجدالحرام]] امام باقر علیه السّلام را دید که در حال [[طواف کعبه|طواف]] است و مردم بر گردش حلقه زده از او سؤال می کنند. این توجّه و علاقه مردم نظر او را جلب کرد، از اطرافیان نام وی را پرسید و چون گفتند که او محمّد بن علی است، شگفت زده گفت: «همان که مردم [[عراق]] فریفته اویند» یا «امام مردم عراق!».<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۲۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۵؛ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۶۳ـ۱۶۴</ref>  
  
3-«محمد بن مسلم »: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليهما السلام بود، او اهل کوفه بود و براى بهره گرفتن از دانش بيكران امام باقر (ع) به مدينه آمد و چهار سال در مدينه ماند.
+
گویا بعد از همین موسم حجّ بود که هشام امام باقر علیه السّلام را همراه با فرزندش [[امام صادق علیه السلام|حضرت صادق]] علیه السّلام به [[شام]] فراخواند. امام هنگام ورود به مجلس او بر همه اهل مجلس یکجا سلام کرد، بر خلاف رسم متعارف، خلیفه [[بنی امیه|اموی]] را «[[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]]» نخواند و بدون کسب اجازه نشست. هشام خشمگینانه زبان به ملامت گشود که چرا شما مردم را به [[امامت]] خود فرامی‌خوانید. حاضران در مجلس نیز بنا بر قرار قبلی همین شیوه را به کار گرفتند. امام در پاسخ هشام بدون در نظر گرفتن موقعیت او، صریحاً از جایگاه [[اهل البیت|اهل بیت]] پیامبر در دین و اینکه آنان عهده دار هدایت مردم اند، سخن گفت. همچنین به گذرا بودن حکومت امویان اشاره کرد. هشام ابتدا امام را به زندان افکند، ولی بعد، ناگزیر به آزاد کردن و برگرداندن ایشان به [[مدینه]] شد.<ref>کلینی، الکافی، بیروت، ۱۴۰۱ق، ج۱، ۴۷۱</ref><ref>دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی</ref>[[پرونده:Aemebaghi.jpg|۲۷۰px|thumb|left|قبر امام باقر علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]
 +
==شهادت امام باقر علیه السلام==
 +
امام محمد باقر (علیه السلام)، به قول اکثر مورخان، در هفتم [[ماه ذی الحجه|ذی الحجه]] سال ۱۱۴ هجرى قمری در پنجاه و هفت سالگى در زمان خلیفه اموى «[[هشام بن عبدالملک|هشام بن عبد الملک]]» مسموم و به شهادت رسید و در قبرستان [[بقیع]] به خاک سپرده شد.
  
==شهادت==
+
==پانویس==
امام باقر العلوم(ع)، هفتم ذيحجه ى سال 114 هجرى قمری در پنجاه و هفت سالگى در زمان ستمگر اموى «[[هشام بن عبد الملك]]» مسموم و شهيد شد.
+
<references />
  
==برخی از سخنان امام(ع)==
+
==منابع==
  
#دروغ خرابى ايمان است.<ref> وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملی ،ج 2، ص 233.</ref>
+
*پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر(ع)، گروه نویسندگان، مؤسسه در راه حق.
#مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نمى‌شود.<ref> همان، ص 6.</ref> 
+
*فیض العلام فى عمل الشهور و وقایع الایام، حاج شیخ عباس قمى.
#همانا خداوند با حيا و بردبار را دوست مى دارد.<ref> همان، ص 455.</ref> 
+
*میزان الحکمه، ج۱، عنوان "امامت خاصّه (امام محمّد باقر) در احادیث".
#آنكه خشمش را از مردم باز دارد خداوند عذاب قيامت را از او باز دارد.<ref> همان، ص 469.</ref> 
+
*دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی.
#آنانكه امر به معروف و نهى از منكر را عيب مى دانند بد مردمانى هستند.<ref> فروع كافى، محمد بن یعقوب کلینی، ص 343.</ref>
+
*دانشنامه امام باقر علیه السلام، جمعی از نویسندگان [http://lib.eshia.ir/71815/1/1].
#عالمى كه از علم او استفاده شود بهتر از هفتاد هزار پرستش كننده خداست.
+
*هادی منش،ابوالفضل، مبارزات فرهنگی امام باقر (ع)، مجله مبلغان، اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴ - شماره ۶۴.
 +
*یعقوبی، تاریخ الیعقوبى، بیروت، دار صادر، بى تا.
 +
==پیوندها==
  
==پانویس ==
+
*[http://ahlolbait.com/3410/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B5%D9%91%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AB امام محمدباقر علیه السلام در احادیث]
<references />
 
 
 
== منابع ==
 
*پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر(ع)، گروه نويسندگان، مؤسسه در راه حق.
 
*فيض العلام فى عمل الشهور و وقايع الايام، حاج شيخ عباس قمى
 
*میزان الحکمه، ج1، عنوان "امامت خاصّه (امام محمّد باقر) در احادیث"
 
*دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی
 
*دانشنامه امام باقر علیه السلام، جمعی از نویسندگان [http://lib.eshia.ir/71815/1/1]
 
*هادی منش،ابوالفضل، مبارزات فرهنگی امام باقر (ع)، مجله مبلغان، اسفند 1383 و فروردین 1384 - شماره 64
 
*یعقوبی، تاريخ اليعقوبى، بيروت ، دار صادر، بى تا.
 
==پیوندها==
 
*[http://ahlolbait.com/3410/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B5%D9%91%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AB امام محمّد باقرعلیه السلام در احادیث]
 
 
*[http://ahlolbait.com/4434/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%89-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85 داستانهایی از زندگى امام باقر عليه السلام]
 
*[http://ahlolbait.com/4434/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%89-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85 داستانهایی از زندگى امام باقر عليه السلام]
  

نسخهٔ ‏۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۰۴

«ابوجعفر محمد بن علی علیه السلام» ملقب به «باقر العلوم»، امام پنجم از ائمّه اثناعشر و یکی از چهارده معصوم است. تولد امام باقر علیه السلام در سال ۵۷ هجری و وفات آن حضرت در ۱۱۴ است و مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال است. شهرت آن حضرت به لقب «باقر» که برگرفته از روایت جابر انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، نشان از مقام بلند علمی ایشان دارد. «مسند الامام الباقر علیه السلام»، از جمله آثاری است که درباره امام باقر (علیه السلام) و احادیث ایشان، تألیف شده است.

امام-باقر.jpg
مقام امام پنجم
نام محمد
القاب باقرالعلوم
کنیه ابو جعفر
پدر امام سجاد علیه السلام
مادر فاطمه دختر امام حسن علیه السلام
زادروز اول رجب سال ۵۷ هجری قمری
زادگاه مدینه
مدت امامت ۱۹ سال
مدت عمر ۵۷ سال
تاریخ شهادت هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ هجری
علت شهادت مسمومیت توسط زهر
قاتل هشام بن عبدالملک
مدفن مدینه، بقیع


ولادت و نام و نسب

امام باقر علیه السلام در یکم رجب سال ۵۷ هجرى قمری در شهر مدینه چشم به جهان گشود.[۱]

نام آن حضرت «محمد»، کنیه اش «ابوجعفر» و لقبش «باقر العلوم» یعنى «شکافنده‌‌ى دانشها» است.

نسب امام باقر علیه السلام از پدر و مادرشان به پیامبر اکرم و حضرت على و حضرت زهرا علیهم السلام مى رسد، زیرا پدر او امام زین العابدین علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام، و مادر او فاطمه «ام عبدالله» دختر امام حسن مجتبى علیه السلام است. بدین سبب برخی آن حضرت را به ابن الخیرتین و علوی بین علویین لقب داده‌اند.[۲] در واقع ایشان از سوی پدر، نوه امام حسین علیه‌السلام و از سوی مادر، نوه امام حسن علیه‌السلام است.

همسر حضرت باقر علیه السلام «اُمّ‌ فَروه» است که او مادر امام صادق علیه السلام نیز می باشد.

عصر امام باقر علیه السلام

امام محمد باقر علیه السلام در زمان واقعه عاشورا چهار سال داشتند، چنانچه خود در جایی فرموده اند: من چهار ساله بودم که جدم حسین بن على کشته شد و شهادت وى و آنچه را در آن وقت بما رسید بیاد دارم.[۳]

پس از شهادت امام حسین علیه السلام آن حضرت ۳۷ سال امامت پدر خود علی بن حسین علیه السّلام را درک کرد و پس از شهادت آن حضرت، عهده دار مقام امامت شد.

دوران زندگی آن حضرت با حکومت ده تن از خلفای اموی (از معاویة بن ابی سفیان تا هشام بن عبدالملک) و ایام امامتش با حکومت پنج تن از ایشان (ولید بن عبدالملک (متوفی ۹۶) و سلیمان بن عبدالملک (متوفی ۹۹) و عمر بن عبدالعزیز (متوفی ۱۰۱) و یزید بن عبدالملک (متوفی ۱۰۵) و هشام بن عبدالملک (متوفی ۱۲۵) مقارن بود.

بنابر آنچه از منابع معتبر به دست می آید، دوران زندگی امام پنجم بیشتر در شهر مدینه به نشر معارف دینی و ارشاد شیعیان و تربیت شاگردان گذشت. زمان امام باقر علیه السّلام، زمان ظهور فقهای بزرگ مخصوصاً در مدینه بود. در این دوران، مسلمانان که از فتوحات خارجی و جنگهای داخلی تا حدودی فراغت یافته بودند، از اطراف و اکناف سرزمینهای اسلامی برای فراگرفتن احکام الهی و فقه اسلامی به مدینه، که شهر حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و اصحاب و تابعان ایشان بود، روی می نهادند. فقها و محدّثان بزرگی از جمله سعید بن مسیّب (متوفّی ۹۴)، ربیعة الرأی (متوفّی ۱۳۶)، سفیان بن عُیَیْنه و محمّد بن شهاب زُهْری (متوفّی ۱۲۴) در این شهر جمع بودند. بخصوص که منع کتابت حدیث در زمان عمر بن عبدالعزیز لغو شده بود.[۴]

در این دورانِ شکوفایی فقه و حدیث بود که دانش و معرفت امام باقر علیه السّلام و نیز فرزند او امام صادق علیه السّلام، بر همگان آشکار شد و اصول و مبانی کلام و فقه و سایر معارف دینی شیعه، که این دو امام بیش از همه مبیّن آن بودند، تدوین و توسّط راویان و شاگردان ایشان به عالم پراکنده شد. بسیاری از مجتهدان و مؤسّسان مذاهب فقهیِ دیگر از این دو امام فیض برده اند و به همین جهت، رایج شدن لقب «باقر» برای امام پنجم، که لقبی کاملاً علمی بود، بسیار پر معنی است.[۵]

در زمان امام باقر علیه‌السلام‌ فرقه های انحرافی بسیاری پدیدار شده بود که امام در‌ مقام پاسداری از اسلام در قالب مناظره با سران فرقه‌ها یا در بین اصحاب خود، پوچی عقاید منحرفان را آشکار می‌کرد و به این وسیله از پایگاه‌های فکری و عقیدتی شیعه دفاع می‌نمود.[۶]

دانش امام باقر علیه السلام

«باقر العلوم» لقب مشهور آن حضرت است. در حدیث معروفی پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: «إنّک ستُدرِک رجُلاً مِنّی، اسمُه اسْمِی و شَمائلُهُ شَمائلی یبْقَرُ العِلْمَ بَقْراَ». تو مردى از [ خاندان] مرا درک خواهى کرد که نامش نام من و رفتار و کردارش رفتار و کردار من است و دانش را تا ژرفایش مى شکافد.[۷]

شیخ صدوق (ره) روایت کرده از عمرو بن شمر، که گفت: سؤال کردم از جابر بن یزید جعفى که براى چه امام محمّدباقر علیه السّلام را «باقر» نامیدند؟ گفت: به علّت آن که «یَبْقُرُ عِلْمَ الدِّینِ بَقْرا؛ أى شقّه شقّا و أظهره اظهارا»، شکافت علم را شکافتنى و آشکار و ظاهر ساخت آن را ظاهرکردنى، بتحقیق حدیث کرد مرا جابر بن عبد اللّه انصارى که شنید از رسول خدا(ص) که فرمود: اى جابر! تو زنده مى‌مانى تا ملاقات مى‌نمایى پسرم محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن ابى طالب (ع) را که معروف است در تورات به باقر، پس هرگاه ملاقات کردى او را از جانب من او را سلام برسان.[۸]

همچنین بر پایه روایت دیگری مشهور به «حدیث لوح» که جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده، پیامبر اسلام پیش از به دنیا آمدن امام باقر(ع) نام او را محمد و لقبش را «باقر» قرار داده بود.

«عبدالله بن عطاء مکى» مى گوید: هرگز دانشمندان را نزد کسى چنان حقیر و کوچک نیافتم که نزد امام باقر علیه السلام؛ «حکم بن عتیبه» که در چشم مردمان جایگاه علمى والایى داشت، در پیشگاه امام باقر چونان کودکى در برابر آموزگار بود.[۹]

شخصیت آسمانى و شکوه علمى امام باقر (ع) چنان خیره کننده بود که «جابر بن یزید جعفى» به هنگام روایت از آن گرامى مى گفت: «وصى اوصیاء و وارث علوم انبیاء محمد بن على بن الحسین مرا چنین روایت کرد...».[۱۰]

شیخ مفید در الارشاد در باره جایگاه علمی آن حضرت می‌نویسد: که بازماندگان صحابه و بزرگان تابعان و رؤسای فقهای مسلمانان از آن حضرت در مسایل دینی روایت کرده‌اند. به نوشته او، امام اخبار پیشینیان و پیامبران را روایت می‌کرد. مردم از او در باب مغازی و سیره و سنّت رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌ حدیث می‌آموختند و در مناسک حجّ که از پیامبر نقل می‌کرد، بر او اعتماد داشتند و از ایشان تفسیر قرآن می‌نوشتند.

برخی از احادیث آن حضرت در اینجا ذکر می شود:

  1. دروغ خرابى ایمان است.[۱۱]
  2. مؤمن، ترسو و حریص و بخیل نمى‌شود.[۱۲]
  3. همانا خداوند با حیا و بردبار را دوست مى دارد.[۱۳]
  4. آنکه خشمش را از مردم باز دارد خداوند عذاب قیامت را از او باز دارد.[۱۴]
  5. آنانکه امر به معروف و نهى از منکر را عیب مى دانند بد مردمانى هستند.[۱۵]
  6. عالمى که از علم او استفاده شود، بهتر از هفتاد هزار پرستش کننده خداست.

اخلاق امام باقر علیه السلام

دائم الذکر بودن:

امام باقر (علیه السلام) همپای همه‌‌ی ارزش‌های علمی خویش، انسانی دائم الذکر بود. امام صادق (علیه السلام) درباره‌‌ی پدر بزرگوار خویش می‌فرماید:

پدرم کثیر الذکر بود (هماره یاد خدا را بر قلب و زبان جاری داشت) به گونه‌ای که وقتی همراه او راه می‌رفتم او مشغول یاد خدا بود و چون بر سفره‌ی غذا مشغول خوردن غذا بودیم باز هم از یاد خدا غافل نبود. با مردم سخن می‌گفت، ولی این روابط اجتماعی نیز او را از یاد الهی دور نمی‌داشت، زبانش هماره به گفتن «لا اله الا الله» مترنم بود. آن حضرت همیشه ما را فراخوانده و از ما می‌خواست تا طلوع خورشید مشغول یاد و ذکر خدا باشیم و به آن گروه از اعضای خانواده که قادر به قرائت قرآن بودند، خواندن قرآن را توصیه می‌کرد و آن گروه که قادر به تلاوت قرآن نبودند، دستور می‌داد که ذکر خدا را بر لب جاری کنند.[۱۶]

حلم و بردباری:

مردى از اهل شام در مدینه ساکن بود و به خانه‌ى امام بسیار مى‌آمد و به آن گرامى مى‌گفت: «...در روى زمین بغض و کینه کسى را بیش از تو در دل ندارم و با هیچکس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم! و عقیده ام آنست که اطاعت خدا و پیامبر و امیر مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى بینى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است که تو مردى سخنور و ادیب و خوش بیان هستى!» در عین حال امام علیه السلام با او مدارا مى‌فرمود و به نرمى سخن مى گفت. چندى بعد شامى بیمار شد و مرگ را رویاروى خویش دید و از زندگى ناامید شد، پس وصیت کرد که چون در گذرد امام باقر(ع) بر او نماز گذارد. شب به نیمه رسید و بستگانش دریافتند که او مرده است، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر علیه السلام را دید که نماز صبح به پایان برده و به تعقیبات مشغول است. عرض کرد: آن مرد شامى از دنیا رفته و خود چنین خواسته که شما بر او نماز گزارید. فرمود: او نمرده است... شتاب مکنید تا من بیایم. آنگاه به خانه مرد شامى آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را نشانید و پشتش را به دیوار تکیه داد و شربتى طلبید و به او داد و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. مدتی نگذشت که شامى شفا یافت و به نزد امام آمد و عرض کرد: «گواهى مى دهم که تو حجت خدا بر مردمانى».[۱۷]

صبر در مصیبت:

عده اى به محضر امام باقر علیه السلام رسیدند و دیدند که یکى از فرزندان او بیمار شده است و امام علیه السلام ناراحت و اندوهگین است. با خود گفتند: اگر این کودک از دنیا برود مى ترسیم امام علیه السلام را آن گونه ببینیم که نمى خواهیم در آن حال باشد. چیزى نگذشت که صداى شیون اهل خانه بلند شد و فرزند امام علیه السلام از دنیا رفت. آنگاه حضرت نزد آنها آمد در حالیکه چهره او شاد بود و ناراحتى‌های قبل از سیماى او بر طرف شده بود. آنها به امام علیه السلام عرض کردند: فدایت شویم ما ترس آن داشتیم که با مرگ فرزند حالتى پیدا کنید که ما هم بخاطر اندوه شما غمگین شویم. حضرت به آنها فرمود: ما مى خواهیم کسى را که دوست داریم بسلامت باشد و ما راحت باشیم اما وقتى امر الهى فرا رسد تسلیم اراده خداوند هستیم.[۱۸]

شاگردان امام باقر علیه السلام

در مکتب امام باقر (علیه السلام) شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش یافتند که برخی از آنان در زمره اصحاب اجماع هستند، از جمله:

۱- «ابان بن تغلب»: ابان از شخصیتهاى علمى عصر خود بود و در تفسیر، حدیث، فقه و... تسلط بسیارى داشت. والایى دانش ابان چنان بود که امام باقر علیه السلام به او فرمود در مسجد مدینه بنشین و براى مردم فتوى بده، زیرا دوست دارم مردم چون تویى را در میان شیعیان ما ببینند.[۱۹]

۲- «زرارة بن اعین»: زراره از قرائت و فقه و کلام و شعر و ادب عرب بهره اى گسترده داشت و نشانه هاى فضیلت و دیندارى در او آشکار بود. [۲۰]

۳- «محمد بن مسلم»: او فقیه اهل بیت و از یاران راستین امام باقر و امام صادق علیهما السلام بود، او اهل کوفه بود و براى بهره گرفتن از دانش بیکران امام باقر (ع) به مدینه آمد و چهار سال در مدینه ماند.

۴- معروف بن خَرَّبوذ: مرحوم کشّی در رجال خود او را از اصحاب اجماع و از فقهای برجسته شیعه دانسته و می گوید سجده های طولانی او ضرب المثل بوده است.

۵- بُرَید بن معاویه: از وجوه فقهاى اصحاب و ثقه و جلیل القدر و از براى او مکانت عظیم است نزد ائمه اطهار علیهم‌السلام و از اصحاب اجماع بود.

۶- فُضَیل بن یسار: فضیل ملقب به لقب فقیه شیعه است و تمامی رجال شناسان شیعه بر وثوق، علم و دانش او تاکید دارند.

۷- ابوبصیر اسدی: شخصی مورد وثوق و از مشاهیر اصحاب و یاران امام باقر و امام صادق علیهما السلام و راوی روایات آن دو بزرگوار است.

امام باقر در دربار هشام

هشام بن عبدالملک در موسم حجّ در مسجدالحرام امام باقر علیه السّلام را دید که در حال طواف است و مردم بر گردش حلقه زده از او سؤال می کنند. این توجّه و علاقه مردم نظر او را جلب کرد، از اطرافیان نام وی را پرسید و چون گفتند که او محمّد بن علی است، شگفت زده گفت: «همان که مردم عراق فریفته اویند» یا «امام مردم عراق!».[۲۱]

گویا بعد از همین موسم حجّ بود که هشام امام باقر علیه السّلام را همراه با فرزندش حضرت صادق علیه السّلام به شام فراخواند. امام هنگام ورود به مجلس او بر همه اهل مجلس یکجا سلام کرد، بر خلاف رسم متعارف، خلیفه اموی را «امیرالمؤمنین» نخواند و بدون کسب اجازه نشست. هشام خشمگینانه زبان به ملامت گشود که چرا شما مردم را به امامت خود فرامی‌خوانید. حاضران در مجلس نیز بنا بر قرار قبلی همین شیوه را به کار گرفتند. امام در پاسخ هشام بدون در نظر گرفتن موقعیت او، صریحاً از جایگاه اهل بیت پیامبر در دین و اینکه آنان عهده دار هدایت مردم اند، سخن گفت. همچنین به گذرا بودن حکومت امویان اشاره کرد. هشام ابتدا امام را به زندان افکند، ولی بعد، ناگزیر به آزاد کردن و برگرداندن ایشان به مدینه شد.[۲۲][۲۳]

قبر امام باقر علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع

شهادت امام باقر علیه السلام

امام محمد باقر (علیه السلام)، به قول اکثر مورخان، در هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ هجرى قمری در پنجاه و هفت سالگى در زمان خلیفه اموى «هشام بن عبد الملک» مسموم و به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. مصباح المتهجد، شیخ طوسى، ص ۵۵۷.
  2. فیض العلام فى عمل الشهور و وقایع الایام، حاج شیخ عباس قمى، وقایع ماه صفر، روز سوم
  3. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۰
  4. مرتضی عسکری، معالم المدرستین، تهران، ۱۴۰۵ ق؛ ج ۲، ص ۴۴.
  5. دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی
  6. هادی منش، ابوالفضل، مبارزات فرهنگی امام باقر (ع)، مجله مبلغان، اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴ - شماره ۶۴ (از صفحه ۱۱ تا ۲۴)
  7. بحار الأنوار : ۴۶ / ۲۲۵ / ۵ .
  8. قمى، شیخ عباس، ‌منتهى الآمال، ‌دلیل ما، قم‌، ۱۳۷۹ش‌، ج‌۲، ص ۱۲۶۴.
  9. ارشاد، شیخ مفید، ص ۲۶۴.
  10. همان، ص ۲۶۴.
  11. وسائل الشیعه، محمد بن حسن حر عاملی ،ج ۲، ص ۲۳۳.
  12. همان، ص ۶.
  13. همان، ص ۴۵۵.
  14. همان، ص ۴۶۹.
  15. فروع کافى، محمد بن یعقوب کلینی، ص ۳۴۳.
  16. دانشنامه امام باقر علیه السلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۳۰
  17. امالى، شیخ طوسى، ص ۲۶۱.
  18. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۳۵.
  19. جامع الروات، محمد بن علی اردبیلی، ج۱، ص۹.
  20. همان، ص ۱۱۷.
  21. کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۲۰؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۰۵؛ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۶۳ـ۱۶۴
  22. کلینی، الکافی، بیروت، ۱۴۰۱ق، ج۱، ۴۷۱
  23. دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی

منابع

  • پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر(ع)، گروه نویسندگان، مؤسسه در راه حق.
  • فیض العلام فى عمل الشهور و وقایع الایام، حاج شیخ عباس قمى.
  • میزان الحکمه، ج۱، عنوان "امامت خاصّه (امام محمّد باقر) در احادیث".
  • دانشنامه جهان اسلام، مدخل «الباقر» از حسن طارمی.
  • دانشنامه امام باقر علیه السلام، جمعی از نویسندگان [۱].
  • هادی منش،ابوالفضل، مبارزات فرهنگی امام باقر (ع)، مجله مبلغان، اسفند ۱۳۸۳ و فروردین ۱۳۸۴ - شماره ۶۴.
  • یعقوبی، تاریخ الیعقوبى، بیروت، دار صادر، بى تا.

پیوندها

چهارده معصوم علیهم السلام
اسامی

حضرت محمد صلی الله علیه و آلهحضرت فاطمه سلام الله علیها

امام علی علیه السلامامام حسن علیه السلامامام حسین علیه السلامامام سجاد علیه السلامامام باقر علیه السلامامام صادق علیه السلامامام کاظم علیه السلامامام رضا علیه السلامامام جواد علیه السلامامام هادی علیه السلامامام حسن عسکری علیه السلامامام زمان عجل الله تعالی فرجه

مفاهیم وابسته
اهل البیت علیهم السلامعصمتپنج تنعترتساداتاهل الذکراکمال دیناولی الأمر
آیات و احادیث مرتبط
آیه تطهیرآیه امامتآیه اکمالحدیث ثقلینحدیث سفینهحدیث یوم الدارحدیث طیر مشوی