<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=History+of+islamic</id>
	<title>دانشنامه‌ی اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=History+of+islamic"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/History_of_islamic"/>
	<updated>2026-04-23T15:26:30Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.32.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31664</id>
		<title>صفویه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31664"/>
		<updated>2013-10-07T12:21:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلسله سلاطین صفوی در اوایل قرن دهم هجری با اتكاء به مذهب شیعه اثنی­عشری و طریقت صوفیه در  قالب حكومت مذهبی بر ایران حكم راندند. این سلسله نام خود را از نام یكی از نیاكانشان به نام صفی‌الدین اردبیلی (م 735 قمری) برگرفته است. نسب وی را به امام هفتم علیه‌السلام منسوب می‌دانند. وی كه مرید شیخ زاهد گیلانی (م 700 قمری) و از رجال [[صوفیه]] بود از سوی شیخ زاهد به رهبری طریقت «زاهدیه» منسوب شد، این فرقه پس از [[مرگ]] شیخ به صفویه تغییر نام یافت. پس از درگذشت شیخ صفی، پسرش صدرالدین موسی جانشین وی شد. او برای شیخ صفی مرقدی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از صدرالدین، فرزندش خواجه علی به رهبری طریقت رسید. وی به مدت 12 سال در جنوب ایران به ارشاد مردم مشغول بود. پس از خواجه علی، ابراهیم معروف به شیخ شاه ریاست معنوی نهضت را بر عهده گرفت ولی قدرت چندانی نداشت. پس از وی شیخ جُنید به اشاعه طریقت پرداخت. خروج شیخ جنید و مهاجرت وی به &amp;quot;دیار بكر&amp;quot; بر ترویج طریقت صفوی تأثیر بسیاری داشت. زعامت مذهبی صفوی در این عهد در قالب مبارزات &amp;quot;جنید&amp;quot; به زعامتی سیاسی تبدیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از وی پسرش حیدر جانشین پدر شد. پس از كشته شدن شیخ حیدر، پیروان وی ابتدا به پسر بزرگش سلطان علی شاه روی آوردند ولی وی در جنگ كشته شد و برادرش اسماعیل به اتفاق عده‌ای از مریدان طریقت كه «اهل اختصاص» نام یافتند به گیلان رفت و حدود 5 سال نزد میرزا علی كاركیا از پادشاهان آل‌كیا بسر برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تأسیس حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال (905 قمری) اسماعیل به اردبیل بازگشت و سال بعد شیروان­شاه را در نبردی به قتل رسانید و در تبریز تاجگذاری كرد. (907 قمری) مهم‌ترین اقدام شاه اسماعیل در آغاز سلطنت خویش، اعلام مذهب شیعه دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی كشور بود. آنان پس از بدست آوردن هویت سیاسی و ارضی توانستند دولتی متمركز و قوی در ایران ایجاد كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی محمد شیبان خان ازبك را در مرو شكست داد. پس از سركوبی ازبك‌ها نبرد شاه اسماعیل با عثمانی‌ها اجتناب‌ناپذیر می‌نمود. ظاهراً علت جنگ دو چیز بود، یكی اقدامات صفویان در آناتولی شرقی در جلب وفاداری مردم آن‌جا و دیگر حمایت شاه اسماعیل از رقیبان سلطان سلیم، جانشین با یزید دوم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سطان سلیم پس از غلبه بر رقیبان و تحكیم سلطنت خویش به فتوای مفتی سنیان عثمانی به قتل عام شیعیان در قلمرو حكومت عثمانی دست زد و پس از آن به ایران لشكر كشید و در چالدران (شمال غربی خوی) سپاه شاه اسماعیل را سخت شكست داد (920 قمری) و دیار بكر را به تصرف خود درآورد. این رویداد در اخلاق و رفتار شاه اسماعیل تأثیر فراوان بر جای گذاشت. وی پس از این شكست هرگز فرماندهی سپاهیانش را بر عهده نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه اسماعیل در جوانی درگذشت (930 قمری) و پسر 10 ساله‌اش با نام شاه طهماسب بر تخت نشست. طهماسب به تدریج توانست بر اوضاع تسلط یابد و حدود نیم قرن ایران را یكپارچه نگاه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[مرگ]] شاه طهماسب، هر كدام از عناصر گرجی، چركس و ارمنی که در نهاد سلطنتی حضور داشتند از یك سو و قزلباش­ها از سوی دیگر سعی داشتند شاهزاده‌ای را كه خود می‌خواهند بر سریر حكومت برنشانند. سرانجام طبق خواست قزلباشان، اسماعیل به سلطنت نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیل دوم پس از بدست گرفتن حكومت به قتل عام فجیع درباریان دست زد. او بسیاری از شاهزادگان خاندان سلطنتی را كشت و یا كور كرد. اما پس از حدود یك سال سلطنت، او را با زهر هلاك كردند. پس از اسماعیل دوم برادرش محمد خدابنده نابینا را به سلطنت رساندند اما او به سال 966 قمری تاج و تخت را به عباس تسلیم كرد و وی با نام شاه عباس تاج بر سر نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوج حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه عباس با نبوغ خود، اولویت ها را كاملاً‌ مشخص كرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نخست احیاء امنیت داخلی و قانون و نظم&lt;br /&gt;
* تجدید سازمان سپاه و اصلاح نظام مالی&lt;br /&gt;
* بیرون راندن ازبكان از خراسان&lt;br /&gt;
* باز پس گرفتن نواحی غربی كشور از اشغال عثمانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته وی در برابر خطر ازبكان در آغاز با سلطان عثمانی صلح (998 قمری) و بر اساس معاهده‌ای، بسیار از نواحی غنی غرب كشور را به آنان واگذار نموده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در امور داخلی در صدد برآمد تا غیر از عناصر قزلباش و تاجیك (ایرانی)، از غلامان گرجی چركس و ارمنی نیز بهره برد و آنان را به عنوان نیروی سوم در امور حكومت دخالت دهد. وی یك سپاه دائمی تشكیل داد كه به شاهسون معروف شدند اینان چنان تربیت یافته بودند كه غیر از شخص شاه به هیچ كس دیگر وابستگی نداشتند. پس از آن كه شاه عباس امور داخلی كشور را انتظام بخشید؛ به سال  1006 قمری با سپاهی آهنگ خراسان كرد تا ازبكان را گوشمالی دهد. ازبكان پس از شكست تن به صلح دادند و شاه عباس با تثبیت مرز شرقی كشور به پایتخت خود اصفهان بازگشت. چند سال بعد هم در غرب كشور عثمانی‌ها را سخت شكست داد و آنان را از نواحی غربی قلمرو ایران بیرون راند. (1014 قمری)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه عباس افزون بر بدست آوردن موفقیت‌های بزرگ سیاسی و نظامی، به امور هنری نیز توجه شایانی مبذول می‌داشت. در زمان او هنر به اوج شكوفائی خود رسید. هنر قالیبافی، تهیه ابریشم و پارچه‌های ابریشمی، تذهیب و تصویرنگاری، خوشنویسی و معماری در این دوره رواج بسیاری یافت. اصفهان به شهری پررونق تبدیل شد. بازرگانان از چین، آسیای مركزی و اروپا و نقاط دیگر برای تجارت به اصفهان روی می‌آوردند. به طور كلی دوره شاه عباس عصر طلایی سیاسی و اقتصادی ایران بود و به درستی بر او لقب «كبیرّ» نهادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سقوط حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ شاه­ عباس (1038 قمری) نوه‌اش، با نام شاه صفی بر تخت نشست. پادشاه جدید به هیچ وجه لیاقت و شایستگی سلف خویش را نداشت. در زمان شاه صفی برخی از شهرهای كلیدی ایران چون قندهار و [[بغداد]] از دست صفویان بیرون شد. هر چند پس از مرگ شاه صفی (1052 قمری) و به حكومت رسیدن عباس دوم كوشش‌هایی در جهت احیای اقتدار حكومت صفوی صورت گرفت و او توانست شهرهایی چون قندهار را بازپس گیرد؛ اما در زمان جانشینان وی شاه سلیمان و شاه سلطان حسین به سبب بی‌كفایتی اینان، حكومت صفویه رو به ضعف نهاد و به سراشیبی سقوط نزدیك‌تر شد. یكی از مشخصات بارز اواخر دوره صفوی، بی‌علاقگی به اداره امور كشور بود كه در نهایت سبب شد تا فساد و هرج و مرج روزافزون در حكومت ولایات به وجود آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضعف حكومت، صفویه بدین مرحله رسید كه افغانان غلجایی به فرماندهی &amp;quot;میر ویس&amp;quot; قندهار را تسخیر كردند.(1120 قمری) و پس از مرگ میر ویس، پسرش محمود بر آن شد تا حكومت صفویان را منقرض سازد. وی پس از تصرف كرمان و یزد، آهنگ اصفهان كرد و پایتخت صفویه را به محاصره خود درآورد. سرانجام شاه سلطان حسین تاج و تخت را به محمود تسلیم كرد. و در سال (1135 ق) خاندان صفویه از صحنه حكومت ایران كنار رفتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دین در عصر صفوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استقرار و استمرار دولت صفوی در ایران به نهادینه شدن ساختار دینی در كشور انجامید. حكام صفوی به منظور مشروعیت بخشیدن به حكومت خود از طریق پیوند به [[اسلام]] به ویژه تشیع از هیچ كوششی دریغ نكردند. با روی كار آمدن صفویان نظریه‌های دینی دولت از تسنن به تشیع اثنی ­عشری مبدل شد و زمینه اجرای احكام، برنامه و آموزه‌های نظری [[شیعه]] در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی فراهم آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهور ساختار دیوانی دینی در عهد صفوی، به كار گماردن علمای دینی در برخی از مناصب دولتی از جمله [[تعیین مقام صدر]]، حاصل تعامل صفویان و علمای تشیع بود.  در عصر صفوی «تشیع» مذهب رسمی كشور شد و ایران به عنوان كانون اصلی تشیع‌ اثنی عشری مورد توجه قرار گرفت. بی‌تردید عهد صفوی  را باید فعال‌ترین دوره تاریخی ایران از نظر رشد و توسعه افكار مذهبی دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت‌مردان صفوی در آغاز و به بهانه تقویت پایه‌های حكومتی در راستای ایجاد مراكز مذهبی، ترجمه كتاب­های دینی از عربی به فارسی دعوت از علمای تشیع (حتی از جبل عامل و بحرین) تلاش‌های فراوانی كردند. در عهد صفوی خواندن كتب مذهبی رونق یافت، روضه‌خوانی كه در اصل خواندن كتاب روضة‌الشهداء واعظ كاشفی بود حاصل ترغیب‌ها و تشویق‌های این دوره است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شماری از علمای مذهبی عهد صفوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ نورالدین عاملی كركی معروف به محقق ثانی (940ق)؛ شیخ عبدالعلی فرزند محقق كركی (م993ق)؛ غیاث‌الدین منصور بن صدرالحكماء (م 940ق)؛ زین‌الدین عاملی ملقب به شهید ثانی (م 966ق)؛ شیخ حسین عاملی (م 1040ق)؛ شیخ بهایی (م1021ق) میرابوالقاسم میرفندرسكی (م1070ق)؛ ملامحسن فیض كاشانی (1091ق)؛ محمد باقر مجلسی (م1111ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ارزیابی كلی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبوری و پایداری خاندان صفوی از شیخ صفی تا شاه اسماعیل منجر به ایجاد سلسه‌ای شد که ویژگی‌های خاص داشت. از مهم‌ترین این ویژگی‌ها، اتحاد، تمركز، یكپارچگی قلمرو و ایجاد مذهبی رسمی برای سراسر كشور بود. از سوی دیگر صفویان توانستند نظریه «حق‌ الهی سلطنت» پادشاه از جانب خدا بر مردمان حكومت می‌كند را كه میراث اعتقادات باستانی ایرانیان بود، وارد دستگاه حكومتی خود كنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگی دیگر كه صبغه مذهبی داشت آن بود كه پادشاه صفوی خود را نماینده امام دوازدهم شیعیان مذهبی عجل تصور می‌كردند؛ حتی دوام دولت صفوی را تا ظهور امام غایب عجل الل تعالی فرجه پیش‌بینی می‌كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، كامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی؛ تهران، نشر محبّی، ج10.&lt;br /&gt;
* حسینی دشتی، سید مصطفی؛ معارف و معاریف، تهران، موسسه آرایه، ج6، ص702.&lt;br /&gt;
* [http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=10671 تلخیص از هیأت تحریریه سایت پژوهه].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:دولتهای شیعی]]&lt;br /&gt;
[[Category:دولتهای شیعی در ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:سلسله های حکومتی]]&lt;br /&gt;
[[رده:سلسله صفویه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87_%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31663</id>
		<title>رده:سلسله صفویه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87_%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31663"/>
		<updated>2013-10-07T12:20:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: صفحه‌ای جدید حاوی 'رده:سلسله های حکومتی' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[رده:سلسله های حکومتی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31662</id>
		<title>تعیین مقام صدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31662"/>
		<updated>2013-10-07T12:19:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{الگو: نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
{{الگو:بخشی از یک کتاب}}&lt;br /&gt;
مقام صدر از مقاماتی بود که از زمان دوره صفویه پدید آمد . و مورد استقبال شاه عباس اول نیز قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور از سوی اسماعیل،نیاز عاجلی برای برقراری همگونی فکری از طریق ارشاد و تسریع اشاعه عقاید شیعی پدید آمد. گفته شد ه کمبود حادی در زمینه آثار قضایی شیعه وجود داشت و یک قاضی شرع نسخه ای از یک جزوه قدیمی در اصول عقاید تهیه کرد که به عنوان ماخذ برای تعلیمات دینی مورد استفاده قرار گیرد.همچنین کمبودی نیز در زمینه علمای شیعه وجود داشت و اسماعیل مجبور شد تعدادی از علمای شیعی را از سوریه بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعیین مقام صدر ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
اسماعیل برای  نظارت بر اشاعه تشیع و ریاست بر افراد طبقات روحانی مقامی به نام صدر تعیین کرد. مقام صدرات در دولتهای تیموری و ترکمن وجود داشت ؛اما ویژگی مهم این مقام در دولت صفویه این بود که صدر یک برگزیده سیاسی بود و شاهان صفوی از این مقام برای نظارت بر طبقات روحانی استفاده می کردند.&lt;br /&gt;
از آنجا که صفویان باور به مذهب رسمی را با وفاداری به دولت معادل می دانستند ،ریشه کنی عقاید مخالف ضروری بود و این کار نیز قسمتی از وظایف صدر بود.عملکرد خوب بازوی دنیوی حکومت و توانایی بقا در برابر حملات خصمانه همسایگان سنی آن، وابسته به برقراری موفقیت آمیز همگونی فکری بود.&lt;br /&gt;
این کار که در ابتدا بخش عمده وظایف صدر را تشکیل می داد تا پایان سلطنت اسماعیل به طور عمده انجام پذیرفته بود. از آن پس توان صدر به طور عمده مصروف اداره کلی نهاد مذهب و نظارت بر اوقاف می شد. در نتیجه نفوذ سیاسی صدر پایین آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
راجر سیوری،ایران عصر صفوی،ترجمه کامبیز عزیزی،تهران: نشر مرکز،1372)ص29&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سلسله صفویه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31661</id>
		<title>صفویه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31661"/>
		<updated>2013-10-07T12:13:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلسله سلاطین صفوی در اوایل قرن دهم هجری با اتكاء به مذهب شیعه اثنی­عشری و طریقت صوفیه در  قالب حكومت مذهبی بر ایران حكم راندند. این سلسله نام خود را از نام یكی از نیاكانشان به نام صفی‌الدین اردبیلی (م 735 قمری) برگرفته است. نسب وی را به امام هفتم علیه‌السلام منسوب می‌دانند. وی كه مرید شیخ زاهد گیلانی (م 700 قمری) و از رجال [[صوفیه]] بود از سوی شیخ زاهد به رهبری طریقت «زاهدیه» منسوب شد، این فرقه پس از [[مرگ]] شیخ به صفویه تغییر نام یافت. پس از درگذشت شیخ صفی، پسرش صدرالدین موسی جانشین وی شد. او برای شیخ صفی مرقدی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از صدرالدین، فرزندش خواجه علی به رهبری طریقت رسید. وی به مدت 12 سال در جنوب ایران به ارشاد مردم مشغول بود. پس از خواجه علی، ابراهیم معروف به شیخ شاه ریاست معنوی نهضت را بر عهده گرفت ولی قدرت چندانی نداشت. پس از وی شیخ جُنید به اشاعه طریقت پرداخت. خروج شیخ جنید و مهاجرت وی به &amp;quot;دیار بكر&amp;quot; بر ترویج طریقت صفوی تأثیر بسیاری داشت. زعامت مذهبی صفوی در این عهد در قالب مبارزات &amp;quot;جنید&amp;quot; به زعامتی سیاسی تبدیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از وی پسرش حیدر جانشین پدر شد. پس از كشته شدن شیخ حیدر، پیروان وی ابتدا به پسر بزرگش سلطان علی شاه روی آوردند ولی وی در جنگ كشته شد و برادرش اسماعیل به اتفاق عده‌ای از مریدان طریقت كه «اهل اختصاص» نام یافتند به گیلان رفت و حدود 5 سال نزد میرزا علی كاركیا از پادشاهان آل‌كیا بسر برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تأسیس حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال (905 قمری) اسماعیل به اردبیل بازگشت و سال بعد شیروان­شاه را در نبردی به قتل رسانید و در تبریز تاجگذاری كرد. (907 قمری) مهم‌ترین اقدام شاه اسماعیل در آغاز سلطنت خویش، اعلام مذهب شیعه دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی كشور بود. آنان پس از بدست آوردن هویت سیاسی و ارضی توانستند دولتی متمركز و قوی در ایران ایجاد كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی محمد شیبان خان ازبك را در مرو شكست داد. پس از سركوبی ازبك‌ها نبرد شاه اسماعیل با عثمانی‌ها اجتناب‌ناپذیر می‌نمود. ظاهراً علت جنگ دو چیز بود، یكی اقدامات صفویان در آناتولی شرقی در جلب وفاداری مردم آن‌جا و دیگر حمایت شاه اسماعیل از رقیبان سلطان سلیم، جانشین با یزید دوم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سطان سلیم پس از غلبه بر رقیبان و تحكیم سلطنت خویش به فتوای مفتی سنیان عثمانی به قتل عام شیعیان در قلمرو حكومت عثمانی دست زد و پس از آن به ایران لشكر كشید و در چالدران (شمال غربی خوی) سپاه شاه اسماعیل را سخت شكست داد (920 قمری) و دیار بكر را به تصرف خود درآورد. این رویداد در اخلاق و رفتار شاه اسماعیل تأثیر فراوان بر جای گذاشت. وی پس از این شكست هرگز فرماندهی سپاهیانش را بر عهده نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه اسماعیل در جوانی درگذشت (930 قمری) و پسر 10 ساله‌اش با نام شاه طهماسب بر تخت نشست. طهماسب به تدریج توانست بر اوضاع تسلط یابد و حدود نیم قرن ایران را یكپارچه نگاه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[مرگ]] شاه طهماسب، هر كدام از عناصر گرجی، چركس و ارمنی که در نهاد سلطنتی حضور داشتند از یك سو و قزلباش­ها از سوی دیگر سعی داشتند شاهزاده‌ای را كه خود می‌خواهند بر سریر حكومت برنشانند. سرانجام طبق خواست قزلباشان، اسماعیل به سلطنت نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیل دوم پس از بدست گرفتن حكومت به قتل عام فجیع درباریان دست زد. او بسیاری از شاهزادگان خاندان سلطنتی را كشت و یا كور كرد. اما پس از حدود یك سال سلطنت، او را با زهر هلاك كردند. پس از اسماعیل دوم برادرش محمد خدابنده نابینا را به سلطنت رساندند اما او به سال 966 قمری تاج و تخت را به عباس تسلیم كرد و وی با نام شاه عباس تاج بر سر نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوج حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه عباس با نبوغ خود، اولویت ها را كاملاً‌ مشخص كرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نخست احیاء امنیت داخلی و قانون و نظم&lt;br /&gt;
* تجدید سازمان سپاه و اصلاح نظام مالی&lt;br /&gt;
* بیرون راندن ازبكان از خراسان&lt;br /&gt;
* باز پس گرفتن نواحی غربی كشور از اشغال عثمانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته وی در برابر خطر ازبكان در آغاز با سلطان عثمانی صلح (998 قمری) و بر اساس معاهده‌ای، بسیار از نواحی غنی غرب كشور را به آنان واگذار نموده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در امور داخلی در صدد برآمد تا غیر از عناصر قزلباش و تاجیك (ایرانی)، از غلامان گرجی چركس و ارمنی نیز بهره برد و آنان را به عنوان نیروی سوم در امور حكومت دخالت دهد. وی یك سپاه دائمی تشكیل داد كه به شاهسون معروف شدند اینان چنان تربیت یافته بودند كه غیر از شخص شاه به هیچ كس دیگر وابستگی نداشتند. پس از آن كه شاه عباس امور داخلی كشور را انتظام بخشید؛ به سال  1006 قمری با سپاهی آهنگ خراسان كرد تا ازبكان را گوشمالی دهد. ازبكان پس از شكست تن به صلح دادند و شاه عباس با تثبیت مرز شرقی كشور به پایتخت خود اصفهان بازگشت. چند سال بعد هم در غرب كشور عثمانی‌ها را سخت شكست داد و آنان را از نواحی غربی قلمرو ایران بیرون راند. (1014 قمری)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه عباس افزون بر بدست آوردن موفقیت‌های بزرگ سیاسی و نظامی، به امور هنری نیز توجه شایانی مبذول می‌داشت. در زمان او هنر به اوج شكوفائی خود رسید. هنر قالیبافی، تهیه ابریشم و پارچه‌های ابریشمی، تذهیب و تصویرنگاری، خوشنویسی و معماری در این دوره رواج بسیاری یافت. اصفهان به شهری پررونق تبدیل شد. بازرگانان از چین، آسیای مركزی و اروپا و نقاط دیگر برای تجارت به اصفهان روی می‌آوردند. به طور كلی دوره شاه عباس عصر طلایی سیاسی و اقتصادی ایران بود و به درستی بر او لقب «كبیرّ» نهادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سقوط حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ شاه­ عباس (1038 قمری) نوه‌اش، با نام شاه صفی بر تخت نشست. پادشاه جدید به هیچ وجه لیاقت و شایستگی سلف خویش را نداشت. در زمان شاه صفی برخی از شهرهای كلیدی ایران چون قندهار و [[بغداد]] از دست صفویان بیرون شد. هر چند پس از مرگ شاه صفی (1052 قمری) و به حكومت رسیدن عباس دوم كوشش‌هایی در جهت احیای اقتدار حكومت صفوی صورت گرفت و او توانست شهرهایی چون قندهار را بازپس گیرد؛ اما در زمان جانشینان وی شاه سلیمان و شاه سلطان حسین به سبب بی‌كفایتی اینان، حكومت صفویه رو به ضعف نهاد و به سراشیبی سقوط نزدیك‌تر شد. یكی از مشخصات بارز اواخر دوره صفوی، بی‌علاقگی به اداره امور كشور بود كه در نهایت سبب شد تا فساد و هرج و مرج روزافزون در حكومت ولایات به وجود آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضعف حكومت، صفویه بدین مرحله رسید كه افغانان غلجایی به فرماندهی &amp;quot;میر ویس&amp;quot; قندهار را تسخیر كردند.(1120 قمری) و پس از مرگ میر ویس، پسرش محمود بر آن شد تا حكومت صفویان را منقرض سازد. وی پس از تصرف كرمان و یزد، آهنگ اصفهان كرد و پایتخت صفویه را به محاصره خود درآورد. سرانجام شاه سلطان حسین تاج و تخت را به محمود تسلیم كرد. و در سال (1135 ق) خاندان صفویه از صحنه حكومت ایران كنار رفتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دین در عصر صفوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استقرار و استمرار دولت صفوی در ایران به نهادینه شدن ساختار دینی در كشور انجامید. حكام صفوی به منظور مشروعیت بخشیدن به حكومت خود از طریق پیوند به [[اسلام]] به ویژه تشیع از هیچ كوششی دریغ نكردند. با روی كار آمدن صفویان نظریه‌های دینی دولت از تسنن به تشیع اثنی ­عشری مبدل شد و زمینه اجرای احكام، برنامه و آموزه‌های نظری [[شیعه]] در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی فراهم آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهور ساختار دیوانی دینی در عهد صفوی، به كار گماردن علمای دینی در برخی از مناصب دولتی از جمله [[تعیین مقام صدر]]، حاصل تعامل صفویان و علمای تشیع بود.  در عصر صفوی «تشیع» مذهب رسمی كشور شد و ایران به عنوان كانون اصلی تشیع‌ اثنی عشری مورد توجه قرار گرفت. بی‌تردید عهد صفوی  را باید فعال‌ترین دوره تاریخی ایران از نظر رشد و توسعه افكار مذهبی دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت‌مردان صفوی در آغاز و به بهانه تقویت پایه‌های حكومتی در راستای ایجاد مراكز مذهبی، ترجمه كتاب­های دینی از عربی به فارسی دعوت از علمای تشیع (حتی از جبل عامل و بحرین) تلاش‌های فراوانی كردند. در عهد صفوی خواندن كتب مذهبی رونق یافت، روضه‌خوانی كه در اصل خواندن كتاب روضة‌الشهداء واعظ كاشفی بود حاصل ترغیب‌ها و تشویق‌های این دوره است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شماری از علمای مذهبی عهد صفوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ نورالدین عاملی كركی معروف به محقق ثانی (940ق)؛ شیخ عبدالعلی فرزند محقق كركی (م993ق)؛ غیاث‌الدین منصور بن صدرالحكماء (م 940ق)؛ زین‌الدین عاملی ملقب به شهید ثانی (م 966ق)؛ شیخ حسین عاملی (م 1040ق)؛ شیخ بهایی (م1021ق) میرابوالقاسم میرفندرسكی (م1070ق)؛ ملامحسن فیض كاشانی (1091ق)؛ محمد باقر مجلسی (م1111ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ارزیابی كلی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبوری و پایداری خاندان صفوی از شیخ صفی تا شاه اسماعیل منجر به ایجاد سلسه‌ای شد که ویژگی‌های خاص داشت. از مهم‌ترین این ویژگی‌ها، اتحاد، تمركز، یكپارچگی قلمرو و ایجاد مذهبی رسمی برای سراسر كشور بود. از سوی دیگر صفویان توانستند نظریه «حق‌ الهی سلطنت» پادشاه از جانب خدا بر مردمان حكومت می‌كند را كه میراث اعتقادات باستانی ایرانیان بود، وارد دستگاه حكومتی خود كنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگی دیگر كه صبغه مذهبی داشت آن بود كه پادشاه صفوی خود را نماینده امام دوازدهم شیعیان مذهبی عجل تصور می‌كردند؛ حتی دوام دولت صفوی را تا ظهور امام غایب عجل الل تعالی فرجه پیش‌بینی می‌كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، كامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی؛ تهران، نشر محبّی، ج10.&lt;br /&gt;
* حسینی دشتی، سید مصطفی؛ معارف و معاریف، تهران، موسسه آرایه، ج6، ص702.&lt;br /&gt;
* [http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=10671 تلخیص از هیأت تحریریه سایت پژوهه].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:دولتهای شیعی]]&lt;br /&gt;
[[Category:دولتهای شیعی در ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:سلسله های حکومتی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31639</id>
		<title>تعیین مقام صدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31639"/>
		<updated>2013-10-05T12:44:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مقام صدر از مقاماتی بود که از زمان دوره صفویه پدید آمد . و مورد استقبال شاه عباس اول نیز قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور از سوی اسماعیل،نیاز عاجلی برای برقراری همگونی فکری از طریق ارشاد و تسریع اشاعه عقاید شیعی پدید آمد. گفته شد ه کمبود حادی در زمینه آثار قضایی شیعه وجود داشت و یک قاضی شرع نسخه ای از یک جزوه قدیمی در اصول عقاید تهیه کرد که به عنوان ماخذ برای تعلیمات دینی مورد استفاده قرار گیرد.همچنین کمبودی نیز در زمینه علمای شیعه وجود داشت و اسماعیل مجبور شد تعدادی از علمای شیعی را از سوریه بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعیین مقام صدر ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
اسماعیل برای  نظارت بر اشاعه تشیع و ریاست بر افراد طبقات روحانی مقامی به نام صدر تعیین کرد. مقام صدرات در دولتهای تیموری و ترکمن وجود داشت ؛اما ویژگی مهم این مقام در دولت صفویه این بود که صدر یک برگزیده سیاسی بود و شاهان صفوی از این مقام برای نظارت بر طبقات روحانی استفاده می کردند.&lt;br /&gt;
از آنجا که صفویان باور به مذهب رسمی را با وفاداری به دولت معادل می دانستند ،ریشه کنی عقاید مخالف ضروری بود و این کار نیز قسمتی از وظایف صدر بود.عملکرد خوب بازوی دنیوی حکومت و توانایی بقا در برابر حملات خصمانه همسایگان سنی آن، وابسته به برقراری موفقیت آمیز همگونی فکری بود.&lt;br /&gt;
این کار که در ابتدا بخش عمده وظایف صدر را تشکیل می داد تا پایان سلطنت اسماعیل به طور عمده انجام پذیرفته بود. از آن پس توان صدر به طور عمده مصروف اداره کلی نهاد مذهب و نظارت بر اوقاف می شد. در نتیجه نفوذ سیاسی صدر پایین آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; راجر سیوری،ایران عصر صفوی،ترجمه کامبیز عزیزی،تهران: نشر مرکز،1372)ص29&lt;br /&gt;
 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31638</id>
		<title>تعیین مقام صدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31638"/>
		<updated>2013-10-05T11:08:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بعد از اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور از سوی اسماعیل،نیاز عاجلی برای برقراری همگونی فکری از طریق ارشاد و تسریع اشاعه عقاید شیعی پدید آمد. گفته شد ه کمبود حادی در زمینه آثار قضایی شیعه وجود داشت و یک قاضی شرع نسخه ای از یک جزوه قدیمی در اصول عقاید تهیه کرد که به عنوان ماخذ برای تعلیمات دینی مورد استفاده قرار گیرد.همچنین کمبودی نیز در زمینه علمای شیعه وجود داشت و اسماعیل مجبور شد تعدادی از علمای شیعی را از سوریه بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعیین مقام صدر ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
اسماعیل برای  نظارت بر اشاعه تشیع و ریاست بر افراد طبقات روحانی مقامی به نام صدر تعیین کرد. مقام صدرات در دولتهای تیموری و ترکمن وجود داشت ؛اما ویژگی مهم این مقام در دولت صفویه این بود که صدر یک برگزیده سیاسی بود و شاهان صفوی از این مقام برای نظارت بر طبقات روحانی استفاده می کردند.&lt;br /&gt;
از آنجا که صفویان باور به مذهب رسمی را با وفاداری به دولت معادل می دانستند ،ریشه کنی عقاید مخالف ضروری بود و این کار نیز قسمتی از وظایف صدر بود.عملکرد خوب بازوی دنیوی حکومت و توانایی بقا در برابر حملات خصمانه همسایگان سنی آن، وابسته به برقراری موفقیت آمیز همگونی فکری بود.&lt;br /&gt;
این کار که در ابتدا بخش عمده وظایف صدر را تشکیل می داد تا پایان سلطنت اسماعیل به طور عمده انجام پذیرفته بود. از آن پس توان صدر به طور عمده مصروف اداره کلی نهاد مذهب و نظارت بر اوقاف می شد. در نتیجه نفوذ سیاسی صدر پایین آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; راجر سیوری،ایران عصر صفوی،ترجمه کامبیز عزیزی،تهران: نشر مرکز،1372)ص29&lt;br /&gt;
 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31625</id>
		<title>تعیین مقام صدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31625"/>
		<updated>2013-10-05T05:42:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بعد از اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور از سوی اسماعیل،نیاز عاجلی برای برقراری همگونی فکری از طریق ارشاد و تسریع اشاعه عقاید شیعی پدید آمد. گفته شد ه کمبود حادی در زمینه آثار قضایی شیعه وجود داشت و یک قاضی شرع نسخه ای از یک جزوه قدیمی در اصول عقاید تهیه کرد که به عنوان ماخذ برای تعلیمات دینی مورد استفاده قرار گیرد.همچنین کمبودی نیز در زمینه علمای شیعه وجود داشت و اسماعیل مجبور شد تعدادی از علمای شیعی را از سوریه بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &lt;br /&gt;
تعیین مقام صدر ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
 اسماعیل برای  نظارت بر اشاعه تشیع و ریاست بر افراد طبقات روحانی مقامی به نام صدر تعیین کرد. مقام صدرات در دولتهای تیموری و ترکمن وجود داشت ؛اما ویژگی مهم این مقام در دولت صفویه این بود که صدر یک برگزیده سیاسی بود و شاهان صفوی از این مقام برای نظارت بر طبقات روحانی استفاده می کردند.&lt;br /&gt;
از آنجا که صفویان باور به مذهب رسمی را با وفاداری به دولت معادل می دانستند ،ریشه کنی عقاید مخالف ضروری بود و این کار نیز قسمتی از وظایف صدر بود.عملکرد خوب بازوی دنیوی حکومت و توانایی بقا در برابر حملات خصمانه همسایگان سنی آن، وابسته به برقراری موفقیت آمیز همگونی فکری بود.&lt;br /&gt;
این کار که در ابتدا بخش عمده وظایف صدر را تشکیل می داد تا پایان سلطنت اسماعیل به طور عمده انجام پذیرفته بود. از آن پس توان صدر به طور عمده مصروف اداره کلی نهاد مذهب و نظارت بر اوقاف می شد. در نتیجه نفوذ سیاسی صدر پایین آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; (راجر سیوری،ایران عصر صفوی،ترجمه کامبیز عزیزی،تهران: نشر مرکز،1372)ص29)&lt;br /&gt;
 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31624</id>
		<title>تعیین مقام صدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=31624"/>
		<updated>2013-10-05T05:41:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: صفحه‌ای جدید حاوی ' بعد از اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور از سوی اسماعیل،نیاز عاجلی برای برقرا...' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بعد از اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور از سوی اسماعیل،نیاز عاجلی برای برقراری همگونی فکری از طریق ارشاد و تسریع اشاعه عقاید شیعی پدید آمد. گفته شد ه کمبود حادی در زمینه آثار قضایی شیعه وجود داشت و یک قاضی شرع نسخه ای از یک جزوه قدیمی در اصول عقاید تهیه کرد که به عنوان ماخذ برای تعلیمات دینی مورد استفاده قرار گیرد.همچنین کمبودی نیز در زمینه علمای شیعه وجود داشت و اسماعیل مجبور شد تعدادی از علمای شیعی را از سوریه بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&lt;br /&gt;
== تعیین مقام صدر ==]]&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 اسماعیل برای  نظارت بر اشاعه تشیع و ریاست بر افراد طبقات روحانی مقامی به نام صدر تعیین کرد. مقام صدرات در دولتهای تیموری و ترکمن وجود داشت ؛اما ویژگی مهم این مقام در دولت صفویه این بود که صدر یک برگزیده سیاسی بود و شاهان صفوی از این مقام برای نظارت بر طبقات روحانی استفاده می کردند.&lt;br /&gt;
از آنجا که صفویان باور به مذهب رسمی را با وفاداری به دولت معادل می دانستند ،ریشه کنی عقاید مخالف ضروری بود و این کار نیز قسمتی از وظایف صدر بود.عملکرد خوب بازوی دنیوی حکومت و توانایی بقا در برابر حملات خصمانه همسایگان سنی آن، وابسته به برقراری موفقیت آمیز همگونی فکری بود.&lt;br /&gt;
این کار که در ابتدا بخش عمده وظایف صدر را تشکیل می داد تا پایان سلطنت اسماعیل به طور عمده انجام پذیرفته بود. از آن پس توان صدر به طور عمده مصروف اداره کلی نهاد مذهب و نظارت بر اوقاف می شد. در نتیجه نفوذ سیاسی صدر پایین آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; (راجر سیوری،ایران عصر صفوی،ترجمه کامبیز عزیزی،تهران: نشر مرکز،1372)ص29)&lt;br /&gt;
 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31623</id>
		<title>صفویه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C%D9%87&amp;diff=31623"/>
		<updated>2013-10-05T05:34:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلسله سلاطین صفوی در اوایل قرن دهم هجری با اتكاء به مذهب شیعه اثنی­عشری و طریقت صوفیه در  قالب حكومت مذهبی بر ایران حكم راندند. این سلسله نام خود را از نام یكی از نیاكانشان به نام صفی‌الدین اردبیلی (م 735 قمری) برگرفته است. نسب وی را به امام هفتم علیه‌السلام منسوب می‌دانند. وی كه مرید شیخ زاهد گیلانی (م 700 قمری) و از رجال [[صوفیه]] بود از سوی شیخ زاهد به رهبری طریقت «زاهدیه» منسوب شد، این فرقه پس از [[مرگ]] شیخ به صفویه تغییر نام یافت. پس از درگذشت شیخ صفی، پسرش صدرالدین موسی جانشین وی شد. او برای شیخ صفی مرقدی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از صدرالدین، فرزندش خواجه علی به رهبری طریقت رسید. وی به مدت 12 سال در جنوب ایران به ارشاد مردم مشغول بود. پس از خواجه علی، ابراهیم معروف به شیخ شاه ریاست معنوی نهضت را بر عهده گرفت ولی قدرت چندانی نداشت. پس از وی شیخ جُنید به اشاعه طریقت پرداخت. خروج شیخ جنید و مهاجرت وی به &amp;quot;دیار بكر&amp;quot; بر ترویج طریقت صفوی تأثیر بسیاری داشت. زعامت مذهبی صفوی در این عهد در قالب مبارزات &amp;quot;جنید&amp;quot; به زعامتی سیاسی تبدیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از وی پسرش حیدر جانشین پدر شد. پس از كشته شدن شیخ حیدر، پیروان وی ابتدا به پسر بزرگش سلطان علی شاه روی آوردند ولی وی در جنگ كشته شد و برادرش اسماعیل به اتفاق عده‌ای از مریدان طریقت كه «اهل اختصاص» نام یافتند به گیلان رفت و حدود 5 سال نزد میرزا علی كاركیا از پادشاهان آل‌كیا بسر برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تأسیس حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال (905 قمری) اسماعیل به اردبیل بازگشت و سال بعد شیروان­شاه را در نبردی به قتل رسانید و در تبریز تاجگذاری كرد. (907 قمری) مهم‌ترین اقدام شاه اسماعیل در آغاز سلطنت خویش، اعلام مذهب شیعه دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی كشور بود. آنان پس از بدست آوردن هویت سیاسی و ارضی توانستند دولتی متمركز و قوی در ایران ایجاد كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی محمد شیبان خان ازبك را در مرو شكست داد. پس از سركوبی ازبك‌ها نبرد شاه اسماعیل با عثمانی‌ها اجتناب‌ناپذیر می‌نمود. ظاهراً علت جنگ دو چیز بود، یكی اقدامات صفویان در آناتولی شرقی در جلب وفاداری مردم آن‌جا و دیگر حمایت شاه اسماعیل از رقیبان سلطان سلیم، جانشین با یزید دوم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سطان سلیم پس از غلبه بر رقیبان و تحكیم سلطنت خویش به فتوای مفتی سنیان عثمانی به قتل عام شیعیان در قلمرو حكومت عثمانی دست زد و پس از آن به ایران لشكر كشید و در چالدران (شمال غربی خوی) سپاه شاه اسماعیل را سخت شكست داد (920 قمری) و دیار بكر را به تصرف خود درآورد. این رویداد در اخلاق و رفتار شاه اسماعیل تأثیر فراوان بر جای گذاشت. وی پس از این شكست هرگز فرماندهی سپاهیانش را بر عهده نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه اسماعیل در جوانی درگذشت (930 قمری) و پسر 10 ساله‌اش با نام شاه طهماسب بر تخت نشست. طهماسب به تدریج توانست بر اوضاع تسلط یابد و حدود نیم قرن ایران را یكپارچه نگاه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[مرگ]] شاه طهماسب، هر كدام از عناصر گرجی، چركس و ارمنی که در نهاد سلطنتی حضور داشتند از یك سو و قزلباش­ها از سوی دیگر سعی داشتند شاهزاده‌ای را كه خود می‌خواهند بر سریر حكومت برنشانند. سرانجام طبق خواست قزلباشان، اسماعیل به سلطنت نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسماعیل دوم پس از بدست گرفتن حكومت به قتل عام فجیع درباریان دست زد. او بسیاری از شاهزادگان خاندان سلطنتی را كشت و یا كور كرد. اما پس از حدود یك سال سلطنت، او را با زهر هلاك كردند. پس از اسماعیل دوم برادرش محمد خدابنده نابینا را به سلطنت رساندند اما او به سال 966 قمری تاج و تخت را به عباس تسلیم كرد و وی با نام شاه عباس تاج بر سر نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوج حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه عباس با نبوغ خود، اولویت ها را كاملاً‌ مشخص كرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نخست احیاء امنیت داخلی و قانون و نظم&lt;br /&gt;
* تجدید سازمان سپاه و اصلاح نظام مالی&lt;br /&gt;
* بیرون راندن ازبكان از خراسان&lt;br /&gt;
* باز پس گرفتن نواحی غربی كشور از اشغال عثمانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته وی در برابر خطر ازبكان در آغاز با سلطان عثمانی صلح (998 قمری) و بر اساس معاهده‌ای، بسیار از نواحی غنی غرب كشور را به آنان واگذار نموده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در امور داخلی در صدد برآمد تا غیر از عناصر قزلباش و تاجیك (ایرانی)، از غلامان گرجی چركس و ارمنی نیز بهره برد و آنان را به عنوان نیروی سوم در امور حكومت دخالت دهد. وی یك سپاه دائمی تشكیل داد كه به شاهسون معروف شدند اینان چنان تربیت یافته بودند كه غیر از شخص شاه به هیچ كس دیگر وابستگی نداشتند. پس از آن كه شاه عباس امور داخلی كشور را انتظام بخشید؛ به سال  1006 قمری با سپاهی آهنگ خراسان كرد تا ازبكان را گوشمالی دهد. ازبكان پس از شكست تن به صلح دادند و شاه عباس با تثبیت مرز شرقی كشور به پایتخت خود اصفهان بازگشت. چند سال بعد هم در غرب كشور عثمانی‌ها را سخت شكست داد و آنان را از نواحی غربی قلمرو ایران بیرون راند. (1014 قمری)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه عباس افزون بر بدست آوردن موفقیت‌های بزرگ سیاسی و نظامی، به امور هنری نیز توجه شایانی مبذول می‌داشت. در زمان او هنر به اوج شكوفائی خود رسید. هنر قالیبافی، تهیه ابریشم و پارچه‌های ابریشمی، تذهیب و تصویرنگاری، خوشنویسی و معماری در این دوره رواج بسیاری یافت. اصفهان به شهری پررونق تبدیل شد. بازرگانان از چین، آسیای مركزی و اروپا و نقاط دیگر برای تجارت به اصفهان روی می‌آوردند. به طور كلی دوره شاه عباس عصر طلایی سیاسی و اقتصادی ایران بود و به درستی بر او لقب «كبیرّ» نهادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سقوط حكومت صفویه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مرگ شاه­ عباس (1038 قمری) نوه‌اش، با نام شاه صفی بر تخت نشست. پادشاه جدید به هیچ وجه لیاقت و شایستگی سلف خویش را نداشت. در زمان شاه صفی برخی از شهرهای كلیدی ایران چون قندهار و [[بغداد]] از دست صفویان بیرون شد. هر چند پس از مرگ شاه صفی (1052 قمری) و به حكومت رسیدن عباس دوم كوشش‌هایی در جهت احیای اقتدار حكومت صفوی صورت گرفت و او توانست شهرهایی چون قندهار را بازپس گیرد؛ اما در زمان جانشینان وی شاه سلیمان و شاه سلطان حسین به سبب بی‌كفایتی اینان، حكومت صفویه رو به ضعف نهاد و به سراشیبی سقوط نزدیك‌تر شد. یكی از مشخصات بارز اواخر دوره صفوی، بی‌علاقگی به اداره امور كشور بود كه در نهایت سبب شد تا فساد و هرج و مرج روزافزون در حكومت ولایات به وجود آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضعف حكومت، صفویه بدین مرحله رسید كه افغانان غلجایی به فرماندهی &amp;quot;میر ویس&amp;quot; قندهار را تسخیر كردند.(1120 قمری) و پس از مرگ میر ویس، پسرش محمود بر آن شد تا حكومت صفویان را منقرض سازد. وی پس از تصرف كرمان و یزد، آهنگ اصفهان كرد و پایتخت صفویه را به محاصره خود درآورد. سرانجام شاه سلطان حسین تاج و تخت را به محمود تسلیم كرد. و در سال (1135 ق) خاندان صفویه از صحنه حكومت ایران كنار رفتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دین در عصر صفوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استقرار و استمرار دولت صفوی در ایران به نهادینه شدن ساختار دینی در كشور انجامید. حكام صفوی به منظور مشروعیت بخشیدن به حكومت خود از طریق پیوند به [[اسلام]] به ویژه تشیع از هیچ كوششی دریغ نكردند. با روی كار آمدن صفویان نظریه‌های دینی دولت از تسنن به تشیع اثنی ­عشری مبدل شد و زمینه اجرای احكام، برنامه و آموزه‌های نظری [[شیعه]] در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی فراهم آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهور ساختار دیوانی دینی در عهد صفوی، به كار گماردن علمای دینی در برخی از مناصب دولتی [[(از جمله تعیین مقام صدر)]]، حاصل تعامل صفویان و علمای تشیع بود.  در عصر صفوی «تشیع» مذهب رسمی كشور شد و ایران به عنوان كانون اصلی تشیع‌ اثنی عشری مورد توجه قرار گرفت. بی‌تردید عهد صفوی  را باید فعال‌ترین دوره تاریخی ایران از نظر رشد و توسعه افكار مذهبی دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت‌مردان صفوی در آغاز و به بهانه تقویت پایه‌های حكومتی در راستای ایجاد مراكز مذهبی، ترجمه كتاب­های دینی از عربی به فارسی دعوت از علمای تشیع (حتی از جبل عامل و بحرین) تلاش‌های فراوانی كردند. در عهد صفوی خواندن كتب مذهبی رونق یافت، روضه‌خوانی كه در اصل خواندن كتاب روضة‌الشهداء واعظ كاشفی بود حاصل ترغیب‌ها و تشویق‌های این دوره است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شماری از علمای مذهبی عهد صفوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ نورالدین عاملی كركی معروف به محقق ثانی (940ق)؛ شیخ عبدالعلی فرزند محقق كركی (م993ق)؛ غیاث‌الدین منصور بن صدرالحكماء (م 940ق)؛ زین‌الدین عاملی ملقب به شهید ثانی (م 966ق)؛ شیخ حسین عاملی (م 1040ق)؛ شیخ بهایی (م1021ق) میرابوالقاسم میرفندرسكی (م1070ق)؛ ملامحسن فیض كاشانی (1091ق)؛ محمد باقر مجلسی (م1111ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ارزیابی كلی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبوری و پایداری خاندان صفوی از شیخ صفی تا شاه اسماعیل منجر به ایجاد سلسه‌ای شد که ویژگی‌های خاص داشت. از مهم‌ترین این ویژگی‌ها، اتحاد، تمركز، یكپارچگی قلمرو و ایجاد مذهبی رسمی برای سراسر كشور بود. از سوی دیگر صفویان توانستند نظریه «حق‌ الهی سلطنت» پادشاه از جانب خدا بر مردمان حكومت می‌كند را كه میراث اعتقادات باستانی ایرانیان بود، وارد دستگاه حكومتی خود كنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگی دیگر كه صبغه مذهبی داشت آن بود كه پادشاه صفوی خود را نماینده امام دوازدهم شیعیان مذهبی عجل تصور می‌كردند؛ حتی دوام دولت صفوی را تا ظهور امام غایب عجل الل تعالی فرجه پیش‌بینی می‌كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، كامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی؛ تهران، نشر محبّی، ج10.&lt;br /&gt;
* حسینی دشتی، سید مصطفی؛ معارف و معاریف، تهران، موسسه آرایه، ج6، ص702.&lt;br /&gt;
* [http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=10671 تلخیص از هیأت تحریریه سایت پژوهه].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:دولتهای شیعی]]&lt;br /&gt;
[[Category:دولتهای شیعی در ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:سلسله های حکومتی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87&amp;diff=31589</id>
		<title>افشاریه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87&amp;diff=31589"/>
		<updated>2013-10-02T05:37:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نیازمند ویرایش فنی است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سلسله افشاریه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1148 ه.ق ایران پس از سیزده سال اسارت و اشغال ایالات خود بار دیگر به تمامیت و وحدت حود را بازیافت،دست سلطه دشمنان خارجی از مرزها و ملت ایران کوتاه شده بود و نادر، نابغه نظامی قرن و حتی دوران پس از خود، توانست در کمترین زمان ممکن و باسعی و تلاش بی نظیر به نیاز بر حق مردم ایران پاسخی درست و درخور دهد. اما این تظاهر بر کناره گیری، با مجموع رفتارهای جاه طلبانه و اندیشه های بلند پروازانه ای که از آغاز فعالیت خود نشان داده بود چندان همخوانی نداشت. پیوستن به شاه طهماسب بیشتر از آن روی بود که برای وی و کسانی چون فتعلی خان قاچار همچون پلکات ترقی برای کسب قدرت می نمود . به همین دلیل خیلی زود برای کسب استقلال در قدرت درصدد حذف رقبا برآمد و از  آن پس زنجیره حوادث نیز به وی کمک کرد تا طهماسب را خلع کند  و کودک شیرخواره وی را که عملاً مزاحمتی برای وی نداشت بر تخت نشاند.از این زمان بود که به روایت محمدکاظم وزیر مرو (داعیه جلوس سلطنت) را در سر پروراند.&amp;lt;ref&amp;gt; (مروی:عالم آرا،441). &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نادر با پیروزیهای درخشان و کم نظیری که برای مردم ایران به دست آورده بود، خود را شایسته تر از هر فرد دیگری برای نشستن بر اورنگ سلطنت می دید. از این رو با وجود توانایی و داشتن اقتدار و قدرت کافی برای  تاجگذاری ، همچنان که سایر بنیانگذاران سلسله ها چنین بودند ،می پنداشت که مردم به عنوان قدرشناسی انتخاب او را به سلطنت خواهند پذیرفت و دین خود را نسبت به وی ادا خواهد کرد به همین دلیل،ترجیح داد، طی شرایطی که از پیش فراهم آورده بود ، به دست آنان بر تخت  نشیند .بنابراین فرا رسیدن عید فطر را بهانه ای برای گردهمایی کلیه بیگلربیگیان و حکام و ریش سفیدان ایالات در «دشت مغان» قرار داد.&lt;br /&gt;
مجموع امکانات تدارک شده برای اسکان و پذیرایی مهمانان و قشون، حاکی از حضور یکصد هزار نفر در دشت مغان بود.&amp;lt;ref&amp;gt; استرآبادی: جهانگشا،268؛مالکم درباره تعداد حاضرین می نویسد که اگر لشکریان نیز داخل این عدد باشند، شاید اغراق آمیز نباشد،تاریخ ایران،جلد دوم،32.&lt;br /&gt;
 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخستین اقدام نادرشاه ==&lt;br /&gt;
«به حساب گرفتن مردم» برای انتخاب فرمانروا، اگرچه در نوع خود تا این زمان بی سابقه بود ، با دستوری که برای تهیه صدهزار خلعت برای پاداش و «دوازده هزار کنده و دو شاخه»از آلات شکنجه و حبس زندانیان بود .&amp;lt;ref&amp;gt;  محمدکاظم مروی در جمله ی استفاده از آن را ذکر می کند «در کنده و دو شاخه محبوس خواهد داشت»،عالم آرا،454؛«احوال نادرشاه»حدیث نادرشاهی،27. &amp;lt;/ref&amp;gt; برای تهدید و تنبیه صارد شده بود این مجلس را سخت فرمایشی می نمود.&lt;br /&gt;
در جلسه ای رسمی ،نادر با بیان خدمات ارزشمند خود، سخن از انتخاب فردی از خاندان صفوی به عنوان پادشاه به میان آورد. حضار با دریافت نیات واقعی وی، «پادشاهی را حق» او دانستند.&amp;lt;ref&amp;gt; استرآبادی:جهانگشا ،268؛محمدکاظم وزیر مرو به ظرافت و زیرکی به روایت واقعیت می پردازد و می نویسد که اطرافیان نادر، از جمله طهماسب خان وکیل الدوله ،احمدخان مروی و حسنعلی خان معیرباشی،در میان مدعوین به هدایت نظر افراد به قبول پادشاهی نادر پرداخته بودند و تا«مدت سه چهارم یوم که خوانین استفسار می نمودند همگی این جواب را می دادند و اکثراً می گفتند که مگر چاره ای جز راضی شدن داریم؟به مجردی که قسم دیگر افاده نماییم کنده و دوشاخه که بر بالای هم ریخته اند،{در} حال به قتل نیاورد ،در کنده و دو شاخه محبوس خواهد داشت».مروی:عالم آراء،454. &amp;lt;/ref&amp;gt; تلاش نادر برای دریافت نظرات مخالف افراد با بپرایی مجالس بزم به جایی نرسید ،فقط گفته شد که میرزا ابوالحسن ملاباشی دربار صفوی در چادر خود گفته بود که «هر کس قصد سلسله صفویه نماید ،نتاج آن را در عرصه عالم نخواهد ماند» &amp;lt;ref&amp;gt; مروی: عالم آرا،455. &amp;lt;/ref&amp;gt;نادر هم برای پاسخ به این گستاخی و هم برای گرفتن زهرچشم از دیگران ،دستور قتل وی را صادر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; علی حزین لاهیجی: تاریخ و سفرنامه،268؛هانوی،زندگی نادرشاه، 160؛ابراهام گاتوغی گوس خلیفه ارامنه که شاهد عینی مراسم دشت مغان بود ،هیچ اشاره ای به این موضوع  ندارد. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== شرایط نادر برای پذیرفتن جانشینی ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
سرانجام ،نادر پس از یک ماه بحث و گفتگو ،سلطنت را به شروطی پذیرفت: &lt;br /&gt;
1-ایرانیان از افراد خاندان صفوی طرفداری نکنند و کتباً تعهد کنند که اگر برخلاف آن عمل کنند جان و مالشان در اختیار شاه باشد.&lt;br /&gt;
2- سلطنت در خاندان نادرموروثی باشد و هر کس طغیان و سرکشی کند خون او مباح باشد.&lt;br /&gt;
3- ایرانیان از آداب مذهب [[شیعه]] که به وسیله شاه عباس متدوال شده و همچنین لعن و نفرین سه خلیفه اول راشدین که باعث خونریزی بین دو ملت شیعه و سنی می شود دست بردارند و «این مذهب را که مخالف آبای کرام و اروغ عظام ماست ترک نماید»&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- امام جعفر بن محمدباقر(علیه السلام) موسس آیین جعفری را رئیس مذهب خود بشناسد و در فروعات مقلد طریقه و اجتهاد آن حضرت باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مسئله اوقاف و واکنش علمای شیعه ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
بدون تردید رفتار نادر با ملاباشی آغاز روابط خصمانه ای بود که میان این قشر پرنفوذ مذهبی و دستگاه حکومت درگرفته بود. شایعه پراکنی درباره بی دینی نادر و قصد وی مبنی بر تضعیف مذهب شیعه و متولیان آن، به نوبه خود، نخستین موضع گیری علما در برابر نادر پس از تاجگذاری وی بود.&lt;br /&gt;
شاه جدید با آگاهی  از سخنان مذکور ، پاسخی سخت بدان داد که به نوبه خویش بر وخامت روابط افراد افزود. بدین ترتیب که، هنگامی که از دشت مغان به سوی اصفهان حرکت می کرد ، در قزوین علما را نزد خود خواند و از آنان درباره میزان درآمد اوقاف و طریقه مصرف آن پرسید، و چون با بررسی دقیق به میزان آن، که بیش از یک میلیون تومان &amp;lt;ref&amp;gt; معادل صد میلیارد تومان &amp;lt;/ref&amp;gt; امروز   بود، آگاهی یافت  آن را مورد نیاز شدید ارتش خود تشخیص داد و فرمان داد که این درامد را به خزانه دولت واریز کنند.&amp;lt;ref&amp;gt; اوتر:سفرنامه، 8/137. این مولف که در سال 149ق به ایران سفر کرده بود در این باره  گزارش مفصلی ارائه می دهد و می نویسد : اما بعدها معلوم شد که او برای مذهب ایرانیان تعصب داشته و برای مذهب سنی تا آن زمان پشیبانی به خرج داد که بر تخت شاهی جلوس نماید و بهانه ای  برای تسخیر و جنگ با کشورهای سنی نشیتن همسیاه ایران در پیش داشته باشد. اوتر معقتد است که او با سیاست و دوراندیشی عمل می کرد. &amp;lt;/ref&amp;gt; به روایت منابع هلندی ،نادر همچنین صدو پنجاه خانوار از بزرگان این شهر را به خراسان کوچاند.&amp;lt;ref&amp;gt; فلور: حکومت نادرشاه ،73. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
جیمز فریزر معتقد است که علما از این کار خیلی ناراحت شدند و سعی کردند قشون و رعیت را بشورانند ولی بیش از نصف سپاهیان نادرشاه سنی بودند و رعیت هم چون دیددند بدین واسطه مبلغی در مالیات آنها تخفیف حاصل خواهد شد.ناراضی نبودند&amp;lt;ref&amp;gt; فریزر:تاریخ نادرشاه،210. &amp;lt;/ref&amp;gt;ولی مطمئناً بعدها مشخص شد ماشین نظامی نادرشاه نیازمند اخذ مالیات گیری پی در پی و مبالغ مضاعف از توده مردم است، طبیعتاً همین رضایت نسبی  نیز از بین رفت.(مهری ادریسی اریمی،تاریخ تحولات سیاسی،اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره افشاریان و زندیان، تهران:1385،ص)67&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سلسله های حکومتی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87&amp;diff=31588</id>
		<title>افشاریه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87&amp;diff=31588"/>
		<updated>2013-10-02T05:35:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;History of islamic: صفحه‌ای جدید حاوی 'نیازمند ویرایش فنی است  == سلسله افشاریه ==  در سال 1148 ه.ق ایران پس از سیزده سال اسا...' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نیازمند ویرایش فنی است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سلسله افشاریه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1148 ه.ق ایران پس از سیزده سال اسارت و اشغال ایالات خود بار دیگر به تمامیت و وحدت حود را بازیافت،دست سلطه دشمنان خارجی از مرزها و ملت ایران کوتاه شده بود و نادر، نابغه نظامی قرن و حتی دوران پس از خود، توانست در کمترین زمان ممکن و باسعی و تلاش بی نظیر به نیاز بر حق مردم ایران پاسخی درست و درخور دهد. اما این تظاهر بر کناره گیری، با مجموع رفتارهای جاه طلبانه و اندیشه های بلند پروازانه ای که از آغاز فعالیت خود نشان داده بود چندان همخوانی نداشت. پیوستن به شاه طهماسب بیشتر از آن روی بود که برای وی و کسانی چون فتعلی خان قاچار همچون پلکات ترقی برای کسب قدرت می نمود . به همین دلیل خیلی زود برای کسب استقلال در قدرت درصدد حذف رقبا برآمد و از  آن پس زنجیره حوادث نیز به وی کمک کرد تا طهماسب را خلع کند  و کودک شیرخواره وی را که عملاً مزاحمتی برای وی نداشت بر تخت نشاند.از این زمان بود که به روایت محمدکاظم وزیر مرو (داعیه جلوس سلطنت) را در سر پروراند.&amp;lt;ref&amp;gt; (مروی:عالم آرا،441). &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نادر با پیروزیهای درخشان و کم نظیری که برای مردم ایران به دست آورده بود، خود را شایسته تر از هر فرد دیگری برای نشستن بر اورنگ سلطنت می دید. از این رو با وجود توانایی و داشتن اقتدار و قدرت کافی برای  تاجگذاری ، همچنان که سایر بنیانگذاران سلسله ها چنین بودند ،می پنداشت که مردم به عنوان قدرشناسی انتخاب او را به سلطنت خواهند پذیرفت و دین خود را نسبت به وی ادا خواهد کرد به همین دلیل،ترجیح داد، طی شرایطی که از پیش فراهم آورده بود ، به دست آنان بر تخت  نشیند .بنابراین فرا رسیدن عید فطر را بهانه ای برای گردهمایی کلیه بیگربیگیان و حکام و ریش سفیدان ایالات در «دشت مغان» قرار داد.&lt;br /&gt;
مجموع امکانات تدارک شده برای اسکان و پذیرایی مهمانان و قشون، حاکی از حضور یکصد هزار نفر در دشت مغان بود.&amp;lt;ref&amp;gt; استرآبادی: جهانگشا،268؛مالکم درباره تعداد حاضرین می نویسد که اگر لشکریان نیز داخل این عدد باشند، شاید اغراق آمیز نباشد،تاریخ ایران،جلد دوم،32.&lt;br /&gt;
 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخستین اقدام نادرشاه ==&lt;br /&gt;
«به حساب گرفتن مردم» برای انتخاب فرمانروا، اگرچه در نوع خود تا این زمان بی سابقه بود ، با دستوری که برای تهیه صدهزار خلعت برای پاداش و «دوازده هزار کنده و دو شاخه»از آلات شکنجه و حبس زندانیان بود .&amp;lt;ref&amp;gt;  محمدکاظم مروی در جمله ی استفاده از آن را ذکر می کند «در کنده و دو شاخه محبوس خواهد داشت»،عالم آرا،454؛«احوال نادرشاه»حدیث نادرشاهی،27. &amp;lt;/ref&amp;gt; برای تهدید و تنبیه صارد شده بود این مجلس را سخت فرمایشی می نمود.&lt;br /&gt;
در جلسه ای رسمی ،نادر با بیان خدمات ارزشمند خود، سخن از انتخاب فردی از خاندان صفوی به عنوان پادشاه به میان آورد. حضار با دریافت نیات واقعی وی، «پادشاهی را حق» او دانستند.&amp;lt;ref&amp;gt; استرآبادی:جهانگشا ،268؛محمدکاظم وزیر مرو به ظرافت و زیرکی به روایت واقعیت می پردازد و می نویسد که اطرافیان نادر، از جمله طهماسب خان وکیل الدوله ،احمدخان مروی و حسنعلی خان معیرباشی،در میان مدعوین به هدایت نظر افراد به قبول پادشاهی نادر پرداخته بودند و تا«مدت سه چهارم یوم که خوانین استفسار می نمودند همگی این جواب را می دادند و اکثراً می گفتند که مگر چاره ای جز راضی شدن داریم؟به مجردی که قسم دیگر افاده نماییم کنده و دوشاخه که بر بالای هم ریخته اند،{در} حال به قتل نیاورد ،در کنده و دو شاخه محبوس خواهد داشت».مروی:عالم آراء،454. &amp;lt;/ref&amp;gt; تلاش نادر برای دریافت نظرات مخالف افراد با بپرایی مجالس بزم به جایی نرسید ،فقط گفته شد که میرزا ابوالحسن ملاباشی دربار صفوی در چادر خود گفته بود که «هر کس قصد سلسله صفویه نماید ،نتاج آن را در عرصه عالم نخواهد ماند» &amp;lt;ref&amp;gt; مروی: عالم آرا،455. &amp;lt;/ref&amp;gt;نادر هم برای پاسخ به این گستاخی و هم برای گرفتن زهرچشم از دیگران ،دستور قتل وی را صادر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; علی حزین لاهیجی: تاریخ و سفرنامه،268؛هانوی،زندگی نادرشاه، 160؛ابراهام گاتوغی گوس خلیفه ارامنه که شاهد عینی مراسم دشت مغان بود ،هیچ اشاره ای به این موضوع  ندارد. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== شرایط نادر برای پذیرفتن جانشینی ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
سرانجام ،نادر پس از یک ماه بحث و گفتگو ،سلطنت را به شروطی پذیرفت: &lt;br /&gt;
1-ایرانیان از افراد خاندان صفوی طرفداری نکنند و کتباً تعهد کنند که اگر برخلاف آن عمل کنند جان و مالشان در اختیار شاه باشد.&lt;br /&gt;
2- سلطنت در خاندان نادرموروثی باشد و هر کس طغیان و سرکشی کند خون او مباح باشد.&lt;br /&gt;
3- ایرانیان از آداب مذهب [[شیعه]] که به وسیله شاه عباس متدوال شده و همچنین لعن و نفرین سه خلیفه اول راشدین که باعث خونریزی بین دو ملت شیعه و سنی می شود دست بردارند و «این مذهب را که مخالف آبای کرام و اروغ عظام ماست ترک نماید»&amp;gt;&lt;br /&gt;
4- امام جعفر بن محمدباقر(علیه السلام) موسس آیین جعفری را رئیس مذهب خود بشناسد و در فروعات مقلد طریقه و اجتهاد آن حضرت باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مسئله اوقاف و واکنش علمای شیعه ==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
بدون تردید رفتار نادر با ملاباشی آغاز روابط خصمانه ای بود که میان این قشر پرنفوذ مذهبی و دستگاه حکومت درگرفته بود. شایعه پراکنی درباره بی دینی نادر و قصد وی مبنی بر تضعیف مذهب شیعه و متولیان آن، به نوبه خود، نخستین موضع گیری علما در برابر نادر پس از تاجگذاری وی بود.&lt;br /&gt;
شاه جدید با آگاهی  از سخنان مذکور ، پاسخی سخت بدان داد که به نوبه خویش بر وخامت روابط افراد افزود. بدین ترتیب که، هنگامی که از دشت مغان به سوی اصفهان حرکت می کرد ، در قزوین علما را نزد خود خواند و از آنان درباره میزان درآمد اوقاف و طریقه مصرف آن پرسید، و چون با بررسی دقیق به میزان آن، که بیش از یک میلیون تومان &amp;lt;ref&amp;gt; معادل صد میلیارد تومان &amp;lt;/ref&amp;gt; امروز   بود، آگاهی یافت  آن را مورد نیاز شدید ارتش خود تشخیص داد و فرمان داد که این درامد را به خزانه دولت واریز کنند.&amp;lt;ref&amp;gt; اوتر:سفرنامه، 8/137. این مولف که در سال 149ق به ایران سفر کرده بود در این باره  گزارش مفصلی ارائه می دهد و می نویسد : اما بعدها معلوم شد که او برای مذهب ایرانیان تعصب داشته و برای مذهب سنی تا آن زمان پشیبانی به خرج داد که بر تخت شاهی جلوس نماید و بهانه ای  برای تسخیر و جنگ با کشورهای سنی نشیتن همسیاه ایران در پیش داشته باشد. اوتر معقتد است که او با سیاست و دوراندیشی عمل می کرد. &amp;lt;/ref&amp;gt; به روایت منابع هلندی ،نادر همچنین صدو پنجاه خانوار از بزرگان این شهر را به خراسان کوچاند.&amp;lt;ref&amp;gt; فلور: حکومت نادرشاه ،73. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
جیمز فریزر معتقد است که علما از این کار خیلی ناراحت شدند و سعی کردند قشون و رعیت را بشورانند ولی بیش از نصف سپاهیان نادرشاه سنی بودند و رعیت هم چون دیددند بدین واسطه مبلغی در مالیات آنها تخفیف حاصل خواهد شد.ناراضی نبودند&amp;lt;ref&amp;gt; فریزر:تاریخ نادرشاه،210. &amp;lt;/ref&amp;gt;ولی مطمئناً بعدها مشخص شد ماشین نظامی نادرشاه نیازمند اخذ مالیات گیری پی در پی و مبالغ مضاعف از توده مردم است، طبیعتاً همین رضایت نسبی  نیز از بین رفت.(مهری ادریسی اریمی،تاریخ تحولات سیاسی،اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره افشاریان و زندیان، تهران:1385،ص)67&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سلسله های حکومتی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>History of islamic</name></author>
		
	</entry>
</feed>