<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Heydarzadeh</id>
	<title>دانشنامه‌ی اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Heydarzadeh"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Heydarzadeh"/>
	<updated>2026-04-23T09:40:57Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.32.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=89628</id>
		<title>رسم الخط قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=89628"/>
		<updated>2018-07-16T10:12:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
در عصر نزول قرآن، تعداد کسانی كه سواد خواندن و نوشتن داشتند بسيار اندك بودند اما پيامبر اسلام به جهت اهتمام خاصّ به قرآن براى نوشتن وحى، آنان را كه نوشتن مى ‏دانستند برگزيد تا با دقت به ثبت و ضبط آيات اقدام نمايند و هرگاه آياتى از قرآن نازل مى ‏گشت، نويسندگان وحى را فرا خوانده آنان را به نوشتن وحى فرمان مى ‏داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن زمان، خط متداول تازيان كه نوعى خط كوفى بود و آن را از سريانيان آموخته بودند  بدون حركت و نقطه نوشته مى‌شد، ازاين‌رو نخستين مصحفها نيز از هرگونه علائمى تهى بود. گرچه شمارى از راويان به نقطه‌دار بودن برخى حروف عربى اشاره كرده‌اند؛ اما همگان اتفاق نظر دارند كه مصحفهاى اوليه بدون نقطه و حركات نوشته مى‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر در ابتدا چندان مشکلی به وجود نمی آورد زيرا تازيان با داشتن ذوق سليم و توان فطرى از گذاشتن نقطه و حركت بى‌نياز بوده‌اند و از سويى اهتمام بر حفظ و آموزش شفاهى قرآن نياز آنان را به نقطه‌گذارى و اعراب مى‌كاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما بعدها که فتوحات، قلمرو [[حکومت اسلامی]] را گسترش داد و قدرت [[اسلام]] به دو امپراتوری [[ایران]] و [[روم]] کشیده شد و بسیاری از غیرعرب زبانان به اسلام روآوردند، زبان عربی در اثر اختلاط با زبانهای دیگر خلوص و [[فصاحت]]  خویش را از دست داد. همین امر باعث بروز اختلاف قرائت ها در میان مسلمانان گردید. به عنوان مثال کلمه ای مثل «تتلوا» ممکن بود به صورت  های مختلف نظیر «یتلوا»، «تتلوا» و «نبلوا» خوانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرب دیگر [[عرب بادیه]] نبود که در تکلم زبان خویش نیازی به تعلیم و تعلم قواعد ادبی نداشته باشد و به صورت فطری و خودجوش صحیح بخواند، بنویسد و سخن بگوید. اختلاط عرب  ها با غیر خود آهسته  آهسته تاثیر منفی خود را بر روی زبان فصیح گذارد به گونه ای که آنان گاه در سخن گفتن و یا کتابت دچار اشتباه می  گردیدند. زیرا دیگر، قریحه و ذوق خالص عربی، که آن ها را از هرگونه حرکت و اعرابی بی نیاز می ساخت، وجود نداشت. همین امر باعث  شد در قرائت قرآن نیز که براساس «رسم عثمانی »بود، اشتباهاتی رخ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اعراب گذاری قرآن==&lt;br /&gt;
[[ابوحیان توحیدی]] گوید: [[علی بن ابیطالب]] علیه السلام شنید که قاری قرآنی آیات را بر غیر وجه صحیح قرائت می کند. این مطلب حضرت را ناراحت ساخت. [[ابوالاسود دوئلی]] را فراخواند، و به او پیشنهاد فرمود که قاعده و نمونه و مقیاسی برای مردم وضع کند، البته جهات مختلف مطلب را برای او باز و روشن نمود و زمینه کار را برایش فراهم کرد و نمونه هایی از قواعد را برای او بیان داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از ابوالاسود، یحیی بن یعمر، نصر بن عاصم و خلیل بن احمد، روند اصلاح شیوه [[نگارش قرآن]] ادامه یافت. اما بیشتر مردم از ترس این که مبادا در [[رسم الخط عثمانی]] که به دید تقدس و تبرک به آن می  نگریستند، بدعتی راه یابد، در برابر اصلاحات محتاطانه برخورد می کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر رسم الخط قرآن==&lt;br /&gt;
امروزه قوانین خاصی برای نگارش و رسم الخط در زبان  های مختلف دنیا رایج است. رعایت این قوانین در بهتر فهمیدن و بهتر فهماندن و نیز مصون بودن از اشتباهات، بسیار مؤثر است. زبان عربی نیز از این قاعده مستثنا نیست. اما در مورد قرآن، که رسم الخط آن همان رسم عثمانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عقیده محققان جدید، خط به دو شکل وارد [[جزیره العرب]] گردید: خط سریانی و خط نبطی. در نظر خاورشناسان، خط عربی بر دو قسم است: خط کوفی که مأخوذ از نوعی خط سریانی است که به [[خط اسطرنجیلی]] معروف است، و [[خط حجازی]] یا [[خط نسخ]] که از [[خط نبطی]] گرفته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خط کوفی]]، شاخه ای از خط اسطرنجیلی است که پس از بنای شهر [[کوفه]] و پختگی این خط در آنجا به خط کوفی معروف گردید. این خط را مسلمانان معمولاً برای نگارش قرآن و بعدها روی [[محراب]] ها و بالای درِ [[مساجد]] و پیرامون ابنیه مهم و کتیبه  های قرآن و عناوین سوره در مصحفهای بزرگ مورد استفاده قرار می  دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه رواج خط کوفی در ابتدای امر از خط نسخ بیشتر بود؛ اما به تدریج خط کوفی جای خود را به خط نسخ داد و مسلمانان در امر کتابت قرآن روز به روز، این خط را کمال بخشیده به زیبایی تمام رساندند اواخر قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم نگارش [[قرآن]] با خط نسخ و انواع خطوط مشتق از آن معمول شد. شاید از آن جهت که خط نسخ در این قرن، خط کوفی را در نگارش قرآن و جز آن، منسوخ ساخت، به خط نسخ معروف گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مریم ابدالی، رسم الخط قران، [http://www.aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1201431582p1.php سایت آفتاب] (25 شهریور 1391)&lt;br /&gt;
* [http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 محمدرضا محمدی پیام، اعجام قرآن از دائره المعارف قران کریم، ج4] (25 شهریور 1391)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[Category:تاریخ قرآن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=89627</id>
		<title>رسم الخط قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B7_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=89627"/>
		<updated>2018-07-16T10:06:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
در عصر مقارن نزول قرآن، خط متداول تازيان كه نوعى خط كوفى بود و آن را از سريانيان آموخته بودند  بدون حركت و نقطه نوشته مى‌شد، ازاين‌رو نخستين مصحفها نيز از هرگونه علائمى تهى بود. گرچه شمارى از راويان به نقطه‌دار بودن برخى حروف عربى اشاره كرده‌اند؛ اما همگان اتفاق نظر دارند كه مصحفهاى اوليه بدون نقطه و حركات نوشته مى‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر در ابتدا چندان مشکلی به وجود نمی آورد زيرا تازيان با داشتن ذوق سليم و توان فطرى از گذاشتن نقطه و حركت بى‌نياز بوده‌اند و از سويى اهتمام بر حفظ و آموزش شفاهى قرآن نياز آنان را به نقطه‌گذارى و اعراب مى‌كاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما بعدها که فتوحات، قلمرو [[حکومت اسلامی]] را گسترش داد و قدرت [[اسلام]] به دو امپراتوری [[ایران]] و [[روم]] کشیده شد و بسیاری از غیرعرب زبانان به اسلام روآوردند، زبان عربی در اثر اختلاط با زبانهای دیگر خلوص و [[فصاحت]]  خویش را از دست داد. همین امر باعث بروز اختلاف قرائت ها در میان مسلمانان گردید. به عنوان مثال کلمه ای مثل «تتلوا» ممکن بود به صورت  های مختلف نظیر «یتلوا»، «تتلوا» و «نبلوا» خوانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرب دیگر [[عرب بادیه]] نبود که در تکلم زبان خویش نیازی به تعلیم و تعلم قواعد ادبی نداشته باشد و به صورت فطری و خودجوش صحیح بخواند، بنویسد و سخن بگوید. اختلاط عرب  ها با غیر خود آهسته  آهسته تاثیر منفی خود را بر روی زبان فصیح گذارد به گونه ای که آنان گاه در سخن گفتن و یا کتابت دچار اشتباه می  گردیدند. زیرا دیگر، قریحه و ذوق خالص عربی، که آن ها را از هرگونه حرکت و اعرابی بی نیاز می ساخت، وجود نداشت. همین امر باعث  شد در قرائت قرآن نیز که براساس «رسم عثمانی »بود، اشتباهاتی رخ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اعراب گذاری قرآن==&lt;br /&gt;
[[ابوحیان توحیدی]] گوید: [[علی بن ابیطالب]] علیه السلام شنید که قاری قرآنی آیات را بر غیر وجه صحیح قرائت می کند. این مطلب حضرت را ناراحت ساخت. [[ابوالاسود دوئلی]] را فراخواند، و به او پیشنهاد فرمود که قاعده و نمونه و مقیاسی برای مردم وضع کند، البته جهات مختلف مطلب را برای او باز و روشن نمود و زمینه کار را برایش فراهم کرد و نمونه هایی از قواعد را برای او بیان داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از ابوالاسود، یحیی بن یعمر، نصر بن عاصم و خلیل بن احمد، روند اصلاح شیوه [[نگارش قرآن]] ادامه یافت. اما بیشتر مردم از ترس این که مبادا در [[رسم الخط عثمانی]] که به دید تقدس و تبرک به آن می  نگریستند، بدعتی راه یابد، در برابر اصلاحات محتاطانه برخورد می کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تغییر رسم الخط قرآن==&lt;br /&gt;
امروزه قوانین خاصی برای نگارش و رسم الخط در زبان  های مختلف دنیا رایج است. رعایت این قوانین در بهتر فهمیدن و بهتر فهماندن و نیز مصون بودن از اشتباهات، بسیار مؤثر است. زبان عربی نیز از این قاعده مستثنا نیست. اما در مورد قرآن، که رسم الخط آن همان رسم عثمانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عقیده محققان جدید، خط به دو شکل وارد [[جزیره العرب]] گردید: خط سریانی و خط نبطی. در نظر خاورشناسان، خط عربی بر دو قسم است: خط کوفی که مأخوذ از نوعی خط سریانی است که به [[خط اسطرنجیلی]] معروف است، و [[خط حجازی]] یا [[خط نسخ]] که از [[خط نبطی]] گرفته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خط کوفی]]، شاخه ای از خط اسطرنجیلی است که پس از بنای شهر [[کوفه]] و پختگی این خط در آنجا به خط کوفی معروف گردید. این خط را مسلمانان معمولاً برای نگارش قرآن و بعدها روی [[محراب]] ها و بالای درِ [[مساجد]] و پیرامون ابنیه مهم و کتیبه  های قرآن و عناوین سوره در مصحفهای بزرگ مورد استفاده قرار می  دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه رواج خط کوفی در ابتدای امر از خط نسخ بیشتر بود؛ اما به تدریج خط کوفی جای خود را به خط نسخ داد و مسلمانان در امر کتابت قرآن روز به روز، این خط را کمال بخشیده به زیبایی تمام رساندند اواخر قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم نگارش [[قرآن]] با خط نسخ و انواع خطوط مشتق از آن معمول شد. شاید از آن جهت که خط نسخ در این قرن، خط کوفی را در نگارش قرآن و جز آن، منسوخ ساخت، به خط نسخ معروف گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مریم ابدالی، رسم الخط قران، [http://www.aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1201431582p1.php سایت آفتاب] (25 شهریور 1391)&lt;br /&gt;
* [http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 محمدرضا محمدی پیام، اعجام قرآن از دائره المعارف قران کریم، ج4] (25 شهریور 1391)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[Category:تاریخ قرآن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89625</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89625"/>
		<updated>2018-07-16T08:42:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مطابق با آیه 7 سوره آل عمران، آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوست آن‏كه اين كتاب را بر تو فروفرستاد. بخشى از آن، آياتى است با معانى استوار و روشن كه بخش مرجع اين كتاب است و ساير آيات به آنها تفسير مى‏شود، و بخش ديگر آياتى است كه معناى استوار آنها با معانى نااستوار مشتبه مى‏شود. كسانى كه در دل‏هايشان انحرافى هست، از قرآن آنچه را كه مشتبه است دنبال مى‏كنند تا گمراهى مردم را طلب كنند و تا از اين رهگذر بر خاستگاه احكام و معارف قرآن دست يابند، در حالى ‏كه هيچ‏كس جز خدا خاستگاه آنها را نمى ‏داند، و امّا كسانى كه در شناخت معارف الهى پايدارند، مى‏گويند: ما به قرآن ايمان آورده‏ ايم، زيرا قرآن - چه آيات روشن و استوار آن و چه متشابهاتش- همه از جانب پروردگار ماست. و اين حقيقت را جز صاحبان خرد درنمى‏ يابند.&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن، ترجمه صفوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این آیه بر می آید که بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
محكم آيه ايست كه در مدلول خود محكم و استوار باشد و معنى مراد آن به غير مراد اشتباه نيفتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال اشتباه در معنى مراد آن با غير مراد وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، [[علامه طباطبائى]] در [[الميزان]] به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-علّامه طباطبائى(ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه(20)آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر(89) آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری(42) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات در زمینه آیات متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار اين علم در دو فهرست جداگانه متشابه معنوى و متشابه لفظى ترتيب يافته است. هرچند به دليل دسترس نبودن برخى آثار، تعيين نوع آن آسان نبوده است. اين دسته غالبا در تشابه لفظى قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه معنوى'''‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان ما ضلّت به الزنادقة في متشابه القرآن‏، احمد بن حنبل ابو عبد الله (241 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح المشكل في القرآن‏، غسّانى سعيد بن محمد بن صبيح ابن حدّاد (302 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، جبّايى محمد بن عبد الوهاب ابو على (303 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كتاب التنزيه و ذكر متشابه القرآن‏، حسن بن موسى نوبختى (310 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏ «7»، قاضى القضاة عبد الجبار بن احمد معتزلى (415 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه لفظى‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآيات المتشابهات يا متشابه القرآن يا التفسير في متشابه القرآن‏ ، مقاتل بن سليمان بلخى (150 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، نافع بن عبد الرحمن (169).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن و المصاحف‏ ، كسائى على بن حمزه (187 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المشتبهات في القرآن، نسخه‏اى در كتابخانه عمومى بايزيد، 436؛ تصوير آن، معهد المخطوطات، (240 ق).&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران،امیرکبیر،صفحه 268 تا 272&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدار متشابهات== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره تعداد متشابهات در قرآن کریم، میان دانشمندان اختلاف است و این اختلاف ناشى از نسبى بودن مفهوم تشابه مى باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;جلال الدین سیوطى&amp;quot; تعداد متشابهات قرآن را بالغ بر ۵۰۰ مورد مى داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;قاضی عبدالجبار&amp;quot; تعداد آنها را ۸۷۵ مورد دانسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در &amp;quot;التمهید فی علوم القرآن&amp;quot; تعداد متشابهات (پس از حذف مکررات) حدود ۲۰۰ مورد شمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89624</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89624"/>
		<updated>2018-07-16T08:34:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مطابق با آیه 7 سوره آل عمران، آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوست آن‏كه اين كتاب را بر تو فروفرستاد. بخشى از آن، آياتى است با معانى استوار و روشن كه بخش مرجع اين كتاب است و ساير آيات به آنها تفسير مى‏شود، و بخش ديگر آياتى است كه معناى استوار آنها با معانى نااستوار مشتبه مى‏شود. كسانى كه در دل‏هايشان انحرافى هست، از قرآن آنچه را كه مشتبه است دنبال مى‏كنند تا گمراهى مردم را طلب كنند و تا از اين رهگذر بر خاستگاه احكام و معارف قرآن دست يابند، در حالى ‏كه هيچ‏كس جز خدا خاستگاه آنها را نمى ‏داند، و امّا كسانى كه در شناخت معارف الهى پايدارند، مى‏گويند: ما به قرآن ايمان آورده‏ ايم، زيرا قرآن - چه آيات روشن و استوار آن و چه متشابهاتش- همه از جانب پروردگار ماست. و اين حقيقت را جز صاحبان خرد درنمى‏ يابند.&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن، ترجمه صفوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این آیه بر می آید که بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
محكم آيه ايست كه در مدلول خود محكم و استوار باشد و معنى مراد آن به غير مراد اشتباه نيفتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال اشتباه در معنى مراد آن با غير مراد وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، [[علامه طباطبائى]] در [[الميزان]] به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-علّامه طباطبائى(ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه(20)آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر(89) آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری(42) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات در زمینه آیات متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار اين علم در دو فهرست جداگانه متشابه معنوى و متشابه لفظى ترتيب يافته است. هرچند به دليل دسترس نبودن برخى آثار، تعيين نوع آن آسان نبوده است. اين دسته غالبا در تشابه لفظى قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه معنوى'''‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان ما ضلّت به الزنادقة في متشابه القرآن‏، احمد بن حنبل ابو عبد الله (241 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح المشكل في القرآن‏، غسّانى سعيد بن محمد بن صبيح ابن حدّاد (302 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، جبّايى محمد بن عبد الوهاب ابو على (303 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كتاب التنزيه و ذكر متشابه القرآن‏، حسن بن موسى نوبختى (310 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏ «7»، قاضى القضاة عبد الجبار بن احمد معتزلى (415 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه لفظى‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآيات المتشابهات يا متشابه القرآن يا التفسير في متشابه القرآن‏ ، مقاتل بن سليمان بلخى (150 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، نافع بن عبد الرحمن (169).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن و المصاحف‏ ، كسائى على بن حمزه (187 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المشتبهات في القرآن، نسخه‏اى در كتابخانه عمومى بايزيد، 436؛ تصوير آن، معهد المخطوطات، (240 ق).&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران،امیرکبیر،صفحه 268 تا 272&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدار متشابهات== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره تعداد متشابهات در قرآن کریم، میان دانشمندان اختلاف است و این اختلاف ناشى از نسبى بودن مفهوم تشابه مى باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;جلال الدین سیوطى&amp;quot; تعداد متشابهات قرآن را بالغ بر ۵۰۰ مورد مى داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;قاضی عبدالجبار&amp;quot; تعداد آنها را ۸۷۵ مورد دانسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در &amp;quot;التمهید فی علوم القرآن&amp;quot; تعداد متشابهات (پس از حذف مکررات) حدود ۲۰۰ مورد شمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89620</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89620"/>
		<updated>2018-07-16T08:22:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مطابق با آیه 7 سوره آل عمران، آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوست آن‏كه اين كتاب را بر تو فروفرستاد. بخشى از آن، آياتى است با معانى استوار و روشن كه بخش مرجع اين كتاب است و ساير آيات به آنها تفسير مى‏شود، و بخش ديگر آياتى است كه معناى استوار آنها با معانى نااستوار مشتبه مى‏شود. كسانى كه در دل‏هايشان انحرافى هست، از قرآن آنچه را كه مشتبه است دنبال مى‏كنند تا گمراهى مردم را طلب كنند و تا از اين رهگذر بر خاستگاه احكام و معارف قرآن دست يابند، در حالى ‏كه هيچ‏كس جز خدا خاستگاه آنها را نمى ‏داند، و امّا كسانى كه در شناخت معارف الهى پايدارند، مى‏گويند: ما به قرآن ايمان آورده‏ ايم، زيرا قرآن - چه آيات روشن و استوار آن و چه متشابهاتش- همه از جانب پروردگار ماست. و اين حقيقت را جز صاحبان خرد درنمى‏ يابند.&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن، ترجمه صفوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این آیه بر می آید که بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
محكم آيه ايست كه در مدلول خود محكم و استوار باشد و معنى مراد آن به غير مراد اشتباه نيفتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال اشتباه در معنى مراد آن با غير مراد وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، [[علامه طباطبائى]] در [[الميزان]] به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-علّامه طباطبائى(ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات در زمینه آیات متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار اين علم در دو فهرست جداگانه متشابه معنوى و متشابه لفظى ترتيب يافته است. هرچند به دليل دسترس نبودن برخى آثار، تعيين نوع آن آسان نبوده است. اين دسته غالبا در تشابه لفظى قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه معنوى'''‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان ما ضلّت به الزنادقة في متشابه القرآن‏، احمد بن حنبل ابو عبد الله (241 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح المشكل في القرآن‏، غسّانى سعيد بن محمد بن صبيح ابن حدّاد (302 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، جبّايى محمد بن عبد الوهاب ابو على (303 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كتاب التنزيه و ذكر متشابه القرآن‏، حسن بن موسى نوبختى (310 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏ «7»، قاضى القضاة عبد الجبار بن احمد معتزلى (415 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه لفظى‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآيات المتشابهات يا متشابه القرآن يا التفسير في متشابه القرآن‏ ، مقاتل بن سليمان بلخى (150 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، نافع بن عبد الرحمن (169).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن و المصاحف‏ ، كسائى على بن حمزه (187 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المشتبهات في القرآن، نسخه‏اى در كتابخانه عمومى بايزيد، 436؛ تصوير آن، معهد المخطوطات، (240 ق).&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران،امیرکبیر،صفحه 268 تا 272&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدار متشابهات== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره تعداد متشابهات در قرآن کریم، میان دانشمندان اختلاف است و این اختلاف ناشى از نسبى بودن مفهوم تشابه مى باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;جلال الدین سیوطى&amp;quot; تعداد متشابهات قرآن را بالغ بر ۵۰۰ مورد مى داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;قاضی عبدالجبار&amp;quot; تعداد آنها را ۸۷۵ مورد دانسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در &amp;quot;التمهید فی علوم القرآن&amp;quot; تعداد متشابهات (پس از حذف مکررات) حدود ۲۰۰ مورد شمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89613</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89613"/>
		<updated>2018-07-16T07:36:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از اصطلاحات علوم قرآن و زیرمجموعه دلالت الفاظ قرآن، به اعتبار وجود یا عدم وجود معنای صریح و بدون احتمالات مختلف است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است. قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، [[علامه طباطبائى]] در [[الميزان]] به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-علّامه طباطبائى(ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات در زمینه آیات متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار اين علم در دو فهرست جداگانه متشابه معنوى و متشابه لفظى ترتيب يافته است. هرچند به دليل دسترس نبودن برخى آثار، تعيين نوع آن آسان نبوده است. اين دسته غالبا در تشابه لفظى قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه معنوى'''‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان ما ضلّت به الزنادقة في متشابه القرآن‏، احمد بن حنبل ابو عبد الله (241 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح المشكل في القرآن‏، غسّانى سعيد بن محمد بن صبيح ابن حدّاد (302 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، جبّايى محمد بن عبد الوهاب ابو على (303 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كتاب التنزيه و ذكر متشابه القرآن‏، حسن بن موسى نوبختى (310 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏ «7»، قاضى القضاة عبد الجبار بن احمد معتزلى (415 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه لفظى‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآيات المتشابهات يا متشابه القرآن يا التفسير في متشابه القرآن‏ ، مقاتل بن سليمان بلخى (150 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، نافع بن عبد الرحمن (169).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن و المصاحف‏ ، كسائى على بن حمزه (187 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المشتبهات في القرآن، نسخه‏اى در كتابخانه عمومى بايزيد، 436؛ تصوير آن، معهد المخطوطات، (240 ق).&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران،امیرکبیر،صفحه 268 تا 272&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدار متشابهات== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره تعداد متشابهات در قرآن کریم، میان دانشمندان اختلاف است و این اختلاف ناشى از نسبى بودن مفهوم تشابه مى باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;جلال الدین سیوطى&amp;quot; تعداد متشابهات قرآن را بالغ بر ۵۰۰ مورد مى داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;قاضی عبدالجبار&amp;quot; تعداد آنها را ۸۷۵ مورد دانسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در &amp;quot;التمهید فی علوم القرآن&amp;quot; تعداد متشابهات (پس از حذف مکررات) حدود ۲۰۰ مورد شمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89612</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89612"/>
		<updated>2018-07-16T07:28:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از اصطلاحات علوم قرآن و زیرمجموعه دلالت الفاظ قرآن، به اعتبار وجود یا عدم وجود معنای صریح و بدون احتمالات مختلف است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است. قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، [[علامه طباطبائى]] در [[الميزان]] به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-علّامه طباطبائى(ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام، &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات در زمینه آیات متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار اين علم در دو فهرست جداگانه متشابه معنوى و متشابه لفظى ترتيب يافته است. هرچند به دليل دسترس نبودن برخى آثار، تعيين نوع آن آسان نبوده است. اين دسته غالبا در تشابه لفظى قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه معنوى'''‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان ما ضلّت به الزنادقة في متشابه القرآن‏، احمد بن حنبل ابو عبد الله (241 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح المشكل في القرآن‏، غسّانى سعيد بن محمد بن صبيح ابن حدّاد (302 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، جبّايى محمد بن عبد الوهاب ابو على (303 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كتاب التنزيه و ذكر متشابه القرآن‏، حسن بن موسى نوبختى (310 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏ «7»، قاضى القضاة عبد الجبار بن احمد معتزلى (415 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه لفظى‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآيات المتشابهات يا متشابه القرآن يا التفسير في متشابه القرآن‏ ، مقاتل بن سليمان بلخى (150 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، نافع بن عبد الرحمن (169).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن و المصاحف‏ ، كسائى على بن حمزه (187 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المشتبهات في القرآن، نسخه‏اى در كتابخانه عمومى بايزيد، 436؛ تصوير آن، معهد المخطوطات، (240 ق).&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران،امیرکبیر،صفحه 268 تا 272&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدار متشابهات== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره تعداد متشابهات در قرآن کریم، میان دانشمندان اختلاف است و این اختلاف ناشى از نسبى بودن مفهوم تشابه مى باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;جلال الدین سیوطى&amp;quot; تعداد متشابهات قرآن را بالغ بر ۵۰۰ مورد مى داند.&lt;br /&gt;
&amp;quot;قاضی عبدالجبار&amp;quot; تعداد آنها را ۸۷۵ مورد دانسته است.&lt;br /&gt;
در &amp;quot;التمهید فی علوم القرآن&amp;quot; تعداد متشابهات (پس از حذف مکررات) حدود ۲۰۰ مورد شمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;آیات متشابه[http://www.wiki.islamicdoc.org ویکی علوم اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89609</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89609"/>
		<updated>2018-07-16T07:16:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از اصطلاحات علوم قرآن و زیرمجموعه دلالت الفاظ قرآن، به اعتبار وجود یا عدم وجود معنای صریح و بدون احتمالات مختلف است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است. قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، [[علّامه طباطبائى]] در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-علّامه طباطبائى(ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات در زمینه آیات متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار اين علم در دو فهرست جداگانه متشابه معنوى و متشابه لفظى ترتيب يافته است. هرچند به دليل دسترس نبودن برخى آثار، تعيين نوع آن آسان نبود. اين دسته غالبا در تشابه لفظى قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه معنوى'''‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان ما ضلّت به الزنادقة في متشابه القرآن‏، احمد بن حنبل ابو عبد الله (241 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح المشكل في القرآن‏، غسّانى سعيد بن محمد بن صبيح ابن حدّاد (302 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، جبّايى محمد بن عبد الوهاب ابو على (303 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كتاب التنزيه و ذكر متشابه القرآن‏، حسن بن موسى نوبختى (310 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏ «7»، قاضى القضاة عبد الجبار بن احمد معتزلى (415 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه لفظى‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآيات المتشابهات يا متشابه القرآن يا التفسير في متشابه القرآن‏ ، مقاتل بن سليمان بلخى (150 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، نافع بن عبد الرحمن (169).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن و المصاحف‏ ، كسائى على بن حمزه (187 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المشتبهات في القرآن، نسخه‏اى در كتابخانه عمومى بايزيد، 436؛ تصوير آن، معهد المخطوطات، 240.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89608</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89608"/>
		<updated>2018-07-16T07:12:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از اصطلاحات علوم قرآن و زیرمجموعه دلالت الفاظ قرآن، به اعتبار وجود یا عدم وجود معنای صریح و بدون احتمالات مختلف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است. قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[علّامه طباطبائى]](ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تألیفات در زمینه آیات متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار اين علم در دو فهرست جداگانه متشابه معنوى و متشابه لفظى ترتيب يافته است. هرچند به دليل دسترس نبودن برخى آثار، تعيين نوع آن آسان نبود. اين دسته غالبا در تشابه لفظى قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه معنوى'''‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان ما ضلّت به الزنادقة في متشابه القرآن‏، احمد بن حنبل ابو عبد الله (241 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توضيح المشكل في القرآن‏، غسّانى سعيد بن محمد بن صبيح ابن حدّاد (302 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، جبّايى محمد بن عبد الوهاب ابو على (303 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كتاب التنزيه و ذكر متشابه القرآن‏، حسن بن موسى نوبختى (310 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏ «7»، قاضى القضاة عبد الجبار بن احمد معتزلى (415 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برخی از آثار متشابه لفظى‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآيات المتشابهات يا متشابه القرآن يا التفسير في متشابه القرآن‏ ، مقاتل بن سليمان بلخى (150 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن‏، نافع بن عبد الرحمن (169).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متشابه القرآن و المصاحف‏ ، كسائى على بن حمزه (187 ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المشتبهات في القرآن، نسخه‏اى در كتابخانه عمومى بايزيد، 436؛ تصوير آن، معهد المخطوطات، 240.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه محمد حسین طباطبایی(ره)، قرآن در اسلام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم اقبال، فرهنگ نامه علوم قرآن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89596</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89596"/>
		<updated>2018-07-16T06:07:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است. قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[ابن رشد آندلسی]] مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-[[علّامه طباطبائى]](ره) در تبيين علّت وجود متشابه در قرآن در يك بيان تفصيلى به اين نتيجه مى‏ رسد كه، اساسا اشتمال قرآن بر آيات متشابه امرى واجب و ضرورى بوده است و جز اين امكان نداشته است.&lt;br /&gt;
به عقيده ایشان چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن در اسلام، علامه محمد حسین طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89595</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89595"/>
		<updated>2018-07-16T05:58:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است. قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از [[حروف مقطّعه]]‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. [[آيات الاحكام]]، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و [[افعال الهى]] بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در [[اوصاف الهى]]، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن در اسلام، علامه محمد حسین طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89594</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89594"/>
		<updated>2018-07-16T05:53:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است. قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن در اسلام، علامه محمد حسین طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89593</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89593"/>
		<updated>2018-07-16T05:52:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن، انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم بر مى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 قرآن اين تقسيم بندى را در آیه هفتم سوره آل عمران به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى ‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏ گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى ‏دهد و گوياى مرادش نمى باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏ دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان [[تأويل]] صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏ رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات، وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اين است كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى به دست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه به محكم است. چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پيغمبر اكرم]] صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]] عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام ششم]] عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[امام هشتم]] منقول است كه فرمود: « من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن در اسلام، علامه محمد حسین طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89555</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89555"/>
		<updated>2018-07-14T08:53:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات امیرالمومنین عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن در اسلام، علامه محمد حسین طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89554</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89554"/>
		<updated>2018-07-14T08:52:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبلي...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام، بوستان كتاب قم، چاپ سوم، سال 1388، صفحه 55 و56 &amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات امیرالمومنین عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
قرآن در اسلام، علامه محمد حسین طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89553</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89553"/>
		<updated>2018-07-14T08:49:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، قم، چاپ: 3، 1388&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات امیرالمومنین عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;br /&gt;
قرآن در اسلام، علامه محمد حسین طباطبایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89552</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89552"/>
		<updated>2018-07-14T08:47:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآنطباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبلي...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، قم، چاپ: 3، 1388&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات امیرالمومنین عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89551</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89551"/>
		<updated>2018-07-14T08:45:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآنطباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبلي...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، قم، چاپ: 3، 1388&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات امیرالمومنین عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89550</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89550"/>
		<updated>2018-07-14T08:43:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* معنای لغوی محکم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، قم، چاپ: 3، 1388&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: &amp;lt;ref&amp;gt;ليس كمثله شىء&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات امیرالمومنین عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89549</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89549"/>
		<updated>2018-07-14T08:43:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام(طبع جديد)، 1جلد، بوستان كتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، قم، چاپ: 3، 1388&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه اهل بيت عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در قرآن مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره طه، آيه 5&amp;lt;/ref&amp;gt; و آيه: {{متن قرآن|«وجاء ربك»}}؛ و خداى تو آمد. &amp;lt;ref&amp;gt;سوره فجر، آيه 22&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: &amp;lt;ref&amp;gt;ليس كمثله شىء&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف قرآن مجيد مي‌فرمايد: «و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات امیرالمومنین عليه‌السلام است: «يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»؛ شهادت مي‌دهد برخى از قرآن بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه قرآن پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89547</id>
		<title>محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89547"/>
		<updated>2018-07-14T08:27:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخشی از یک کتاب}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کلیدواژه: قرآن، محکم، متشابه، راسخون در علم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداي ‌متعال در كلام خود مي‌فرمايد: «كتاب احكمت آياته؛ [[قرآن]] كتابي است كه آياتش محكم قرار داده شده‌اند» ([[سوره هود]]/ آيه 1) و باز مى‌فرمايد: {{متن قرآن|«الله نزل احسن الحديث كتابا متشابها مثانى تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم»}}؛ خدا بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش شبيه و مانند هم و دوتا دوتا است. به سبب آن كتاب پوست‌هاى كسانى كه از خداى خود مي‌ترسند، كشيده مي‌شود - با شنيدن قرآن بدنشان به لرزه درمي‌آيد -.([[سوره زمر]]/ آيه 23)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و باز مي‌فرمايد: {{متن قرآن|«هو الذى انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اُخَر متشابهات فاما الذين فى قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغآء الفتنة و ابتغاء تاويله و مايعلم تاويله الا الله والراسخون فى العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا»}}؛ خدا كسى است كه بر تو كتاب را نازل كرد در حالي كه برخى از آن آيات محكم مي‌باشند كه آن‌ها مادر - مرجع و اساس مسلم - كتاب‌اند و برخى آيات متشابه هستند اما كساني كه در دل‌هايشان ميل به كج‌روى و انحراف از استقامت است. از متشابه كتاب پيروى مى‌كنند براى فتنه و فريب دادن مردم و براى اين كه تاويلش را مي‌خواهند و حال آن كه تأويل آن را جز خداى نمي‌داند و آنان كه در علم خود ثابت قدم‌اند. در مورد آيات متشابه مي‌گويند به آن ايمان داريم همه آيات از پيش خداى ماست. ([[سوره آل عمران]]/آيه 7)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه روشن است آيه اولى همه [[قرآن]] را محكم معرفى مى‌كند و البته مراد از آن استوار و غيرقابل خلل و بطلان بودن كتاب است و آيه دوم همه قرآن را متشابه مي‌شمارد و البته مراد از آن يكنواخت بودن آيات قرآنى است در زيبائى اسلوب و شيرينى لهجه و قدرت خارق‌العاده بيان و همه قرآن همين وضع را دارد و آيه سوم كه در اين فصل مورد نظر ما است قرآن را بدو قسم محكم و متشابه قسمت مى‌كند و روي هم رفته از اطراف كلام برمي‌آيد كه: اولاً محكم آيه ايست كه در مدلول خود محكم و استوار باشد و معنى مراد آن به غير مراد اشتباه نيفتد و متشابه برخلاف آنست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ثانيا وظيفه ايمانى هر مؤمنى كه در ايمان خود رسوخ دارد اينست كه به آيات محكمه ايمان بياورد و عمل كند و به آيات متشابهه ايمان آورد ولى از عمل به آن‌ها توقف و خوددارى نمايد. تنها اشخاص منحرف ‌القلب و كج ‌فكر هستند كه به آيات متشابهه به منظور فريب دادن مردم و دست‌اندازى به تاويل عمل نموده از آن‌ها پيروى مي‌كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''معنى محكم و متشابه پيش مفسرين و علما'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ميان علماء اسلام در معنى محكم و متشابه اختلاف عجيبى است و با تتبع اقوال مي‌توان نزديك به بيست قول در اين مسئله پيدا كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه عملا پيش مفسرين از صدر اول تاكنون دائر و مورد اعتماد است اينست كه محكمات آياتى هستند كه معنى مراد آن‌ها روشن است و به معنى غير مراد اشتباه نمى‌افتد به اين گونه آيات بايد ايمان آورد و هم عمل كرد و آيات متشابهه آياتى هستند كه ظاهرشان مراد نيست و مراد واقعى آن‌ها را كه تاويل آنها است جز خداى نداند و بشر را راهى به آن نيست، به اين گونه آيات بايد ايمان آورد ولى از پيروى و عمل به آن‌ها توقف و خوددارى نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين قولى است كه در ميان علماء اهل سنت و جماعت مشهور است و مشهور در ميان [[شيعه]] نيز همين قول است جز اين كه معتقدند كه تأويل آيات متشابهه را پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه [[اهل بيت]] عليهم‌السلام نيز مي‌داند ولى عامه مؤمنين كه به تاويل متشابهات راه ندارند علم به آن را بايد به خدا و پيغمبر و ائمه هدى ارجاع نمايند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين قول با اين كه عملا ميان اكثر مفسرين دائر و مورد اعتماد است از چند جهت به متن آيه كريمه {{متن قرآن|«هو الذى انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات... »}} و به اسلوب دلالت ساير آيات قرآنى انطباق ندارد زيرا:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً در [[قرآن]] كريم آياتى به اين وصف كه براى تشيخص مدلولش به هيچ وجه راهى نباشد سراغ نداريم، گذشته از اين كه قرآن مجيد خود را با صفاتى مانند نور و هادى و بيان توصيف مى‌كند كه هرگز با گنگ بودن آياتش از بيان مراد واقعى خود سازش ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از اين كه آيه كريمه: {{متن قرآن|«افلا يتدبرون القرآن ولو كان من عند غيرالله لوجدوا فيه اختلافا  كثيرا»}}؛ آيا [[قرآن]] را تدبر و پیگيرى نمى‌كنند و اگر از پيش غيرخدا بود در آن اختلاف بسيار مى‌يافتند. ([[سوره نساء]]/ آيه 82) تدبر در قرآن را رافع هر گونه اختلاف قرار مي‌دهد. در صورتي كه آيه متشابه چنان كه لازمه قول مشهور است اختلافش را هيچ گونه تدبرى حل نمى‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممكن است گفته شود كه مراد از آيات متشابهه همان حروف مقطعه فواتح سور مانند الم، الر، حم و غير آن‌ها باشد كه راهى براى تشخيص مراد واقعى آن‌ها نيست. ولى بايد توجه داشت كه در آيه كريمه آيات متشابهه را به نام متشابه در مقابل محكم خوانده و لازمه اين تسميه اينست كه آيه نامبرده مدلولى از قبيل مدلولات لفظى داشته باشد نهايت اين كه مدلول واقعى با غيرواقعى مشتبه شود و حروف مقطعه فواتح سور مدلول لفظى اين طورى ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر اين ظاهر آيه اينست كه جمعى از اهل زيغ و انحراف از آيات متشابهه در اضلال و تفتين مردم استفاده مي‌كنند و در [[اسلام]] شنيده نشده است. كسى از حروف مقطعه فواتح سور چنين استفاده تاويلى بنمايد و كساني كه چنين استفاده تاويلى كرده‌اند. از تاويل همه قرآن اين استفاده را نموده‌اند نه تنها از حروف مقطعه فواتح سور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضى گفته‌اند تاويل متشابه در آيه اشاره بقصه معروفى است&amp;lt;ref&amp;gt; تفسير عياشى، ج 1، ص 26 و تفسير قمى، اول [[سوره بقره]]؛ تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 22.&amp;lt;/ref&amp;gt; كه به موجب آن يهود مي‌خواستند از حروف مقطعه اوايل سور مدت بقاء و دوام اسلام را بدست آورند و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با خواندن فواتح سور يكى پس از ديگرى حساب ايشان را مختل ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين سخن نيز بي‌وجه مى‌باشد زيرا در صورت راستى اين قصه و درستى روايت سخنى بوده كه برخى از يهود گفته‌اند و در همان مجلس پاسخ خود را گرفته‌اند و اين واقعه در خور آن اهميت نيست كه در آيه كريمه به مسئله تأويل متشابه و اتباع آن داده شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر اين كه سخن يهود فتنه‌اى دربر نداشته زيرا اگر دينى حق باشد موقت يعنى قابل نسخ بودن آن لطمه به حقانيت آن نمي‌زند. چنانكه اديان آسمانى قبل از اسلام همين حال را داشته‌اند و بر حق بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا لازمه اين قول اينست كه كلمه «تاويل» در آيه كريمه به معنى مدلول و معنى خلاف ظاهر بوده باشد و هم اختصاص به آيات متشابهه داشته باشد و هر دو مطلب درست نيست و ما در بحثى كه در آينده از تاويل و تنزيل خواهيم كرد روشن خواهيم ساخت كه اولا «تأويل» در عرف [[قرآن]] از قبيل معنى و مدلول نيست كه لفظى بر آن دلالت لغوى داشته باشد و ثانيا همه آيات قرآنى اعم از محكم و متشابه تاويل دارند نه تنها آيات متشابهه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ثالثا در آيه كريمه كلمه «آيات محكمات»، را با جمله «هن ام الكتاب» توصيف نموده و مدلول آن اينست كه آيات محكمه بامهات مطالب كتاب مشتملند و مطالب بقيه آيات بر آن‌ها متفرع و مترتب مي‌باشند و لازم بين اين مطلب آنست كه آيات متشابهه از جهت مدلول و مراد به آيات محكمه برگردند. يعنى براى استيضاح معنى آيات متشابهه آن‌ها را به سوى محكمات رد كنند و به معونه محكمات مراد واقعى آن‌ها را بيابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بنابراين در [[قرآن]] مجيد آيه‌اى كه هيچ گونه دسترسى به مراد واقعيش نباشد، نداريم و آيات قرآنى يا بلاواسطه محكمند. مانند خود محكمات و يا باواسطه محكمند مانند متشابهات و اما حروف مقطعه فواتح سور اصلا مدلول لفظى لغوى ندارند و بدين سبب از مقسم محكم و متشابه بيرونند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين مطلب را از عموم آيه: {{متن قرآن|«افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اققالها»}} و همچنين آيه: {{متن قرآن|«افلا يتدبرون القرآن و لوكان من عند غيرالله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا»}}&amp;lt;ref&amp;gt; ترجمه هر دو آيه گذشت.&amp;lt;/ref&amp;gt; مي‌توان استفاده كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''روش ائمه اهل بيت عليهم‌السلام در محكم و متشابه قرآن'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از بيانات مختلف ائمه [[اهل بيت]] عليهم‌السلام بدست مي‌آيد، اينست كه در [[قرآن]] مجيد متشابه به معنى آيه‌اى كه مدلول حقيقى خود را به هيچ وسيله‌اى بدست ندهد، وجود ندارد. بلكه هر آيه‌اى اگر در افاده مدلول حقيقى خود مستقل نباشد به واسطه آيات ديگرى مي‌توان به مدلول حقيقى آن پى برد و اين همان ارجاع متشابه است به محكم چنان كه آيه: {{متن قرآن|«الرحمن على العرش استوى»}}؛ خدا بر تخت خود قرار گرفت. ([[سوره طه]]/ آيه 5) و آيه: «وجاء ربك؛ و خداى تو آمد» ([[سوره فجر]]/ آيه 22) ظاهرند در جسميت و ماديت ولى با ارجاع اين دو آيه به آیه كريمه: {{متن قرآن|«ليس كمثله شىء»}} ([[سوره شورى]]/ آيه 11) معلوم مي‌شود. مراد از قرار گرفتن و آمدن كه به خداى متعال نسبت داده شده معنائى است غير از استقرار در مكان و انتقال از مكان به مكان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در وصف [[قرآن]] مجيد مي‌فرمايد:&amp;lt;ref&amp;gt;درالمنثور، ج2، ص8.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{متن قرآن|«و ان القرآن لم ينزل ليكذب بعضه بعضا ولكن نزل يصدق بعضه بعضا فما عرفتم فاعلموا به و ما تشابه عليكم فآمنوا به»}}؛ به درستى قرآن نازل نشده براى اين كه برخى از آن برخى ديگر را تكذيب كند ولى نازل شده كه برخى از آن برخى ديگر را تصديق نمايد پس آنچه را كه فهميديد به آن عمل كنيد و آنچه به شما متشابه شد به آن تنها ايمان بياوريد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در كلمات [[امیرالمومنین]]&amp;lt;ref&amp;gt; [[نهج البلاغه]]، خطبه 131.&amp;lt;/ref&amp;gt; عليه‌السلام است: {{متن قرآن|«يشهد بعضه على بعض و ينطق بعضه ببعض»}}؛ شهادت مي‌دهد برخى از [[قرآن]] بر برخى ديگر و منطبق مي‌آيد برخى از آن به سبب برخى ديگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام ششم&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير عياشى، ج 1، ص 162.&amp;lt;/ref&amp;gt; عليه‌السلام مي‌فرمايد: «المحكم ما يعمل به والمتشابه ما اشتبه على جاهله؛ محكم قرآن آنست كه به آن بتوان عمل كرد و متشابه آنست كه به کسی که نداند مشتبه شود» و از روايت استفاده مي‌شود كه محكم و متشابه نسبى مي‌باشند و ممكن است آيه نسبت به کسی محكم و نسبت به كس ديگر متشابه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام هشتم&amp;lt;ref&amp;gt; عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 290.&amp;lt;/ref&amp;gt; منقول است كه فرمود: «من رد متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم - ثم قال - ان فى اخبارنا متشابها كمتشابه القرآن فردوا مشابهها الى محكمها و لاتتبعوا متشابهها فتضلوا؛ كسي كه متشابه قرآن را به محكم آن رد كرد به راه راست هدايت يافت. پس از آن فرمود: به درستى در اخبار ما متشابه هست مانند متشابه [[قرآن]] پس متشابه آن‌ها را به سوى محكم آن‌ها برگردانيد و از خود متشابه پيروى مكنيد كه گمراه مي‌شويد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان كه مشاهده مي‌شود روايات و خاصه خبر اخير صريح است در اين كه متشابه آيه‌ايست كه استقلال در افاده مدلول خود نداشته باشد و به واسطه رد به سوى محكمات روشن خواهد شد، نه اين كه هيچ گونه راهى براى فهم مدلول آن در دسترس نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
علامه طباطبائی رحمه‌الله، قرآن در اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[Category:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[Category:واژگان قرآنی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85&amp;diff=89546</id>
		<title>آیات محکم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85&amp;diff=89546"/>
		<updated>2018-07-14T08:01:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
آیات داراى مدلولی روشن و استوار را آیات محکم گویند. در مقابل، [[آیات متشابه]] قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;محکم&amp;quot; برگرفته از &amp;quot;حکمت الدابة&amp;quot; به معناى &amp;quot;منعت&amp;quot; (منع شدن) است و &amp;quot;حُکم&amp;quot; عبارت از جداسازى دو چیز است و معناى دیگر محکم &amp;quot;متقن&amp;quot; (استوار) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد: ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد). بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;آیات محکم&amp;quot; آیاتى هستند که لفظاً(از لحاظ لفظی) و معناً(از لحاظ معنایی) استوار و صریح اند و از چند پهلویى به دوراند؛ یعنى مراد و مقصود از ظاهر آیات براى شنونده روشن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اسامی دیگر آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات محکم به نام های آیات محکمات، آیات واضحة المعنی، ام الکتاب (محکمات )، امهات الکتاب، امهات قرآن، محکمات قرآن نیز هم مشهور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دلیل بر وجود آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تصریح خود قرآن کریم که فرمود: {{متن قرآن|«هو الذى أنزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن أم الکتاب»}}؛ او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشى از آن آیات محکم اند که آنها اساس کتاب هستند. ([[سوره آل عمران]]، آیه ۷) بخشى از آیات قرآن کریم محکم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مصداق آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى نمونه مى توان به آیات زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«لا اله الا الله»}}. ([[سوره محمد]] صلی الله علیه و آله، آیه ۱۹)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«اوفو الکیل والمیزان بالقسط»}}. ([[سوره انعام]]، آیه ۱۵۲)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«ولا تقربوا الزنا»}}. ([[سوره اسراء]]، آیه ۳۲)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«ولا تقربوا مال الیتیم»}}. ([[سوره انعام]]، آیه ۱۵۲)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«قل هو الله احد»}}. ([[سوره توحید]]، آیه ۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدار آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته بعضى از محققان حدود ۲۰۰ آیه قرآن از متشابهات است و بقیه جزء محکمات قرآن محسوب مى شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [http://wiki.islamicdoc.org/wiki/index.php/%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85 آیات محکم، ویکی علوم اسلامی].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85&amp;diff=89545</id>
		<title>آیات محکم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85&amp;diff=89545"/>
		<updated>2018-07-14T07:58:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* معنای محکم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
آیات داراى مدلولی روشن و استوار را آیات محکم گویند. در مقابل، [[آیات متشابه]] قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;محکم&amp;quot; برگرفته از &amp;quot;حکمت الدابة&amp;quot; به معناى &amp;quot;منعت&amp;quot; (منع شدن) است و &amp;quot;حُکم&amp;quot; عبارت از جداسازى دو چیز است و معناى دیگر محکم &amp;quot;متقن&amp;quot; (استوار) است.&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد: ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد). بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;آیات محکم&amp;quot; آیاتى هستند که لفظاً(از لحاظ لفظی) و معناً(از لحاظ معنایی) استوار و صریح اند و از چند پهلویى به دوراند؛ یعنى مراد و مقصود از ظاهر آیات براى شنونده روشن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اسامی دیگر آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات محکم به نام های آیات محکمات، آیات واضحة المعنی، ام الکتاب (محکمات )، امهات الکتاب، امهات قرآن، محکمات قرآن نیز هم مشهور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دلیل بر وجود آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تصریح خود قرآن کریم که فرمود: {{متن قرآن|«هو الذى أنزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن أم الکتاب»}}؛ او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشى از آن آیات محکم اند که آنها اساس کتاب هستند. ([[سوره آل عمران]]، آیه ۷) بخشى از آیات قرآن کریم محکم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مصداق آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى نمونه مى توان به آیات زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«لا اله الا الله»}}. ([[سوره محمد]] صلی الله علیه و آله، آیه ۱۹)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«اوفو الکیل والمیزان بالقسط»}}. ([[سوره انعام]]، آیه ۱۵۲)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«ولا تقربوا الزنا»}}. ([[سوره اسراء]]، آیه ۳۲)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«ولا تقربوا مال الیتیم»}}. ([[سوره انعام]]، آیه ۱۵۲)&lt;br /&gt;
* {{متن قرآن|«قل هو الله احد»}}. ([[سوره توحید]]، آیه ۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدار آیات محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته بعضى از محققان حدود ۲۰۰ آیه قرآن از متشابهات است و بقیه جزء محکمات قرآن محسوب مى شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [http://wiki.islamicdoc.org/wiki/index.php/%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85 آیات محکم، ویکی علوم اسلامی].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89543</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89543"/>
		<updated>2018-07-14T07:27:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المیزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89541</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89541"/>
		<updated>2018-07-14T07:26:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، صفحه 19 تا 43. همچنین ترجمه تفسیر المزان، ج3، صفحه 50 تا 64&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89537</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89537"/>
		<updated>2018-07-14T07:02:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است. به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، جلد اول، صفحه 441 تا 455&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89536</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89536"/>
		<updated>2018-07-14T07:00:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن کریم به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى ‏شود.&lt;br /&gt;
بعضى از آيات، آيات مادر، اساسى و مرجع هستند و بخشى ديگر نيازمند ارجاع به دسته اول. از اين روست كه نظر استقلالى به آيات دسته دوم در تفسير قرآن انسان را به كلى از مسير صحيح فهم قرآن منحرف مى ‏سازد و ناخواسته در جهتى مخالف با كتاب خدا قدم برمى ‏دارد. بسيارى از فرقه‏ ها و نحله‏ ها و انشعابات، كه در حوزه امت بزرگ‏ اسلام و دين مبين به وجود آمده، در اثر پيروى از آيات متشابه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است. به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89535</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89535"/>
		<updated>2018-07-14T06:43:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى‏شود. اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏ گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى ‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى ‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى ‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه ‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏ آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است. به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89330</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89330"/>
		<updated>2018-07-03T07:21:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى‏شود. اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی محکم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در مفردات می گويد:&lt;br /&gt;
ريشه حكم به معناى «منع» است. و به همين جهت در زبان عرب به لجام اسب «حكمة» اطلاق مى‏گردد (زيرا لجام، حيوان را از حركت و تمرّد باز مى‏دارد).&lt;br /&gt;
بنابراين در اين ماده نوعى معناى مانعيّت و نفوذناپذيرى نهفته است. وقتى مى‏گوييم: قاضى «حكم» كرد؛ يعنى قضيه قبل از حكم او داراى تزلزل بود و پس از حكم، حالت ثبات و استحكام به خود گرفت. «محكم» بودن چيزى بدين معناست كه عامل خارجى نمى‏تواند در آن نفوذ نمايد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول راغب: «محكم، چيزى است كه نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا شبهه‏اى در آن وارد نگردد.» اين ويژگى در يك كلام، هنگامى پديد مى‏آيد كه كلام در افاده معنا، هيچ گونه ابهامى و ايهامى نداشته باشد و به روشنى تمام بر مقصود خويش دلالت نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی می گوید: شبهه، آن است كه به جهت وجود شباهت بين دو چيز، يكى از ديگرى تميز داده نشود (چه شباهت عينى باشد و چه معنوى). متشابه در قرآن كلامى است كه به دليل مشابهت لفظى يا معنوى‏اش به چيز ديگر، تفسير آن مشكل گرديده است. فقها مى‏گويند متشابه چيزى است كه ظاهرش خبر از باطنش نمى‏دهد و گوياى مرادش نمى‏باشد. «اشتباه» نيز به جهت مشابهت دو يا چند چيز به يكديگر رخ مى‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اصطلاح آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود و همان گونه كه امكان تأويل صحيح آن وجود دارد، احتمال تأويل فاسد نيز در آن مى‏رود و همين احتمال باعث گشته است تا منحرفان در صدد تأويل آن متناسب با اهداف خويش برآيند. پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است. به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
ر.ک: حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89329</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89329"/>
		<updated>2018-07-03T07:12:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى‏شود. اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود. استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظريات مختلف درباره تعیین آیات محکم و متشابه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور كلى در زمينه محكم و متشابه نظريات ذيل اظهار شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. متشابهات عبارت از حروف مقطّعه‏ اى هستند كه در اوايل بعضى از سور نازل شده‏ اند و مابقى محكماتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. محكمات حروف مقطّعه‏ ا ند و غير آنها آيات متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آيات مبيّن در قرآن محكم و آيات مجمل، متشابهات قرآنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. آيات ناسخ، محكم و آيات منسوخ، متشابهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محكمات، آياتى هستند كه دلايلى روشن و واضح دارند. اما بازشناسى متشابهات نياز به تأمل و تدبر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. محكم عبارت است از: هر آيه‏ اى كه آگاهى به آن- با برهان خفى يا جلى- ممكن باشد؛ به خلاف متشابه؛ مثل علم به زمان قيامت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. آيات الاحكام، محكمات قرآن و مابقى متشابهاتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. آيات محكمات، تأويل واحدى دارند؛ در حالى كه آيات متشابه، وجوه متعددى از تأويل در آنها محتمل است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيان نظريات فوق صرفا جهت اطلاع است. درباره نارسايى‏ هاى اين انظار و آرا، علّامه طباطبائى در الميزان به تفصيل سخن گفته است. به نظر مى‏ رسد با توجه به تعريفى كه از محكم و متشابه ارائه گرديد، اشكالات وارد بر بعضى از نظريه‏ هاى ذكر شده روشن بوده نيازى به طرح آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89328</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89328"/>
		<updated>2018-07-03T07:05:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى‏شود. اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود. استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از آرا و نظريات در مورد تعيين محكمات و متشابهات در قرآن، با تعريف ارائه شده انطباق ندارند. مثل آن كه گفته‏ اند:&lt;br /&gt;
متشابهات، حروف مقطّعه هستند؛ يا آيات مجمل، متشابهاتند، و يا آيات منسوخ و يا آن چه غير از آيات الاحكام است و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89326</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89326"/>
		<updated>2018-07-03T07:02:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى‏شود. اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود. استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از آرا و نظريات در مورد تعيين محكمات و متشابهات در قرآن، با تعريف ارائه شده انطباق ندارند. مثل آن كه گفته‏ اند:&lt;br /&gt;
متشابهات، حروف مقطّعه هستند؛ يا آيات مجمل، متشابهاتند، و يا آيات منسوخ و يا آن چه غير از آيات الاحكام است و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره (2) آيه 26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ابراهيم (14) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6) آيه 111&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انعام (6)  آيه 107&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89325</id>
		<title>آیات محکم و متشابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85_%D9%88_%D9%85%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=89325"/>
		<updated>2018-07-03T06:57:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: صفحه‌ای تازه حاوی «آيات قرآن به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى‏شود. اين تقسيم بندى را قرآن ب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آيات قرآن به دو دسته محكمات و متشابهات تقسيم مى‏شود. اين تقسيم بندى را قرآن به صراحت ذكر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران،آیه 7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه محکم==&lt;br /&gt;
«محكم» آيه‏ اى است كه در افاده معناى خويش هيچ گونه ابهام و ايهامى نداشته باشد و راه ورود به هرگونه شبهه و اشتباه را ببندد. آيات محكمات، آيات مادر و مرجع در قرآن كريم هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای آیه متشابه==&lt;br /&gt;
متشابه در اصطلاح قرآن به آيه ‏اى اطلاق مى ‏شود كه احتمال چندين معنا در آن وجود دارد و به همين جهت در آن شك و شبهه ايجاد مى ‏شود. استفاده از آيات متشابه، منوط به ارجاع آنها به آيات محكمات است.&lt;br /&gt;
پيدايش برخى از مذاهب انحرافى در اسلام به جهت پيروى از متشابهات قرآن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از آرا و نظريات در مورد تعيين محكمات و متشابهات در قرآن، با تعريف ارائه شده انطباق ندارند. مثل آن كه گفته‏ اند: متشابهات، حروف مقطّعه هستند؛ يا آيات مجمل، متشابهاتند، و يا آيات منسوخ و يا آن چه غير از آيات الاحكام است و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مروری بر آیات متشابه==&lt;br /&gt;
‏&lt;br /&gt;
1. روشن‏ترين مصاديق آيات متشابه را در آيات مربوط به اوصاف و افعال الهى بايد جست و جو نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. عدم بررسى همه جانبه آيات از يك سو و عدم ارجاع آيات متشابهات به آيات محكمات، كه تبيين كننده متشابهند، مهم‏ترين دليل گرفتار شدن به متشابهات و پديد آمدن فرقه ‏هاى انحراف در دين بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. احتمال ديگر در زمينه علت برداشت انحرافى از آيات وجود پيش فرض‏هايى بوده است كه با آن به سراغ آيات قرآن رفته‏ اند و در نتيجه هر گروه به سمت آياتى متوجه گرديده‏ اند كه گرايش و زمينه قبلى به آن داشته‏ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آيات كه در آنها اثبات عرش و كرسى، يد، وجه، رؤيت و آمدن براى خداوند است ايجاد تشابه نموده است؛ در حالى كه با اندك توجهى، بطلان توهّم جسمانيت خداوند روشن مى ‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه اوصاف الهى'''&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فصلت (41) آيه 11&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان (25) آيه 59؛ سجده (32) آيه 4&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt; سوره طه (20) آيه 5 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات فوق به غلط برداشت «جا و مكان» براى خداوند شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آياتى كه از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و َقالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده (5) آيه 64&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
           &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»}}‏&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فتح (48) آيه 10&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 5. در زمينه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آيات كه همه چيز را به مشيّت الهى مربوط مى ‏داند، و اين كه اوست كه هدايت مى‏ كند و يا گمراه مى‏ نمايد و ...، باعث انحراف و اشتباه بعضى گرديده كه به جبر قائل گشته‏ اند.آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى‏ دهد و در يك جمع‏ بندى و با توجه به روايات دينى، مسأله امر بين الامرين مورد توجه قرار مى ‏گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیات متشابه افعال الهی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. {{متن قرآن|«فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر (35) آيه 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. {{متن قرآن|«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً»}}. سوره بقره (2) آيه 26&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. {{متن قرآن|«فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ»}}. سوره ابراهيم (14) آيه 4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. {{متن قرآن|«ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»}} سوره انعام (6) آيه 111.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. {{متن قرآن|«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا»}}  سوره انعام (6)  آيه 107&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آراءمختلف درباره دلیل وجود متشابهات در قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. ابن رشد مى‏ گويد: تشابه تنها براى اندكى از مردم در تعدادى از آيات كه متضمن اعلام امور غيبى و غير حسى هستند رخ مى ‏دهد، و علت آن تعبير از امور غيبى به امور حسى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. به عقيده علامه طباطبائى (ره) چون هدايت دينى براى همه مردم است و آنان از نظر سطح فكرى متفاوتند، بعضى فقط قادر به درك محسوسات و برخى ديگر قادر به معانى كلى و مجرد مى ‏باشند. در هر صورت القاى مفاهيم الهى و معارف بلند قرآنى در قالب الفاظ مادى و بيان ممثّل در قالب مثال موجب تشابه مى‏ گردد و اين امر اجتناب ناپذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. بعضى وجود تشابه در قرآن را از اين جهت امرى طبيعى دانسته‏ اند كه قرآن همانند ساير كلام‏هاى طبيعى بشر، براى تبيين معارف خويش از ساده ‏ترين تعابير تا عالى ‏ترين عبارات ادبى، هنرى را در خود جاى داده است و از انواع مجازات، استعاره‏ ها، تمثيل‏ ها و كنايه ‏ها استفاده نموده و در كاربرد چنين امورى به ناچار تشابه رخ مى ‏دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. به نظر مى ‏رسد نظريه فوق تكميل كننده نظريّه علامه طباطبائى بوده و بتوان وجود متشابهات را به يكى از اين دو امر نسبت داد. در اين صورت وجود متشابهات نه تنها اشكالى نخواهد داشت، كه خود از جهت لطافت و ظرافت تعابير قرآنى، امتياز به شمار مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89318</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89318"/>
		<updated>2018-07-03T04:56:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
اصطلاح سوره های مکی یک اصطلاح علوم قرآنی است و مراد از آن سوره هایی از قرآن می باشد که پیش از [[هجرت پیامبر اکرم]](ص) از [[مکه]] به [[مدینه]]، نازل شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی به شمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه62&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ملاک های شناخت سوره های مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای دستیابی به مکی یا مدنی بودن آیات و سور سه شیوه وجود دارد: نقلی، قیاسی، اجتهادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش نقلی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این روش با تکیه بر نقل صحیح و بهره گیری از [[روایات]] [[صحابه]] و [[تابعین]] مورد اعتماد، به تشخیص مکی یا مدنی بودن آیات و سور می پردازند. روایاتی که می توان از آنها بهره برد چهار دسته هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات ترتیب نزول، روایات اسباب نزول، روایات مکی و مدنی، روایات [[سیره]] نبوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش قیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان گذشته ضوابطی از متن خود قرآن وضع کردند تا به شکلی اجمالی سوره های مکی و مدنی را از هم تشخیص دهند. این ضوابط گاه  نتیجه توجه به ویژگیهای دو دوره مکه و مدینه است و گاه حاصل مقایسه و تأمل در سوری است که روایات از پیش مکی یا مدنی بودن آنها را بدون اختلاف تعیین کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.هر سوره ای که در آن عبارت «یا ایها الناس» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن قصص [[انبیا]] و اقوام گذشته آمده است بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. هر سوره ای که دارای لفظ «کلّا» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. وجود [[حروف مقطعه]] در ابتدای سوره های مکی است بجز [[سوره بقره]] و [[سوره آل عمران]] و [[سوره رعد]] در نظر کسانی که آن را مدنی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس باشد بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. [[سوره های سجده دار]] مکی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مدنی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای عبارت « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز [[سوره حج]] که مکی است و دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از [[حدود]] یا [[احکام ارث]] سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سوره های مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش اجتهادی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینیان در مواردی که دو روش قبلی اطمینان لازم را به وجود نیاورد، یا برای تکثیر قرائن و شواهد، با بهره گیری از شاخص های لفظی و محتوایی موجود در آیات مکی و مدنی به تعیین نوع سور می پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشمندان متأخر پس از آن که از طریق روایات یا ضوابط مکی و مدنی، زمان نزول بسیاری از سوره ها را دریافتند و مکی و مدنی آنها را از هم بازشناختند، با تأمل در این دو دسته سوره ها به تفاوتهایی لفظی در میان آنها پی بردند و دریافتند که با پیشرفت زمان نزول، طول آیات افزایش و آهنگ آنها کاهش می یابد و در نوع واژگان و ترکیبات آیات دگرگونی های خاصی به هم می رسد. &lt;br /&gt;
همچنین دریافتند که هدف گیری برخی موضوعات به دوره و مخاطبان معینی اختصاص دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک:مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390، صفحه 164 تا 177 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=89316</id>
		<title>سوره های مدنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=89316"/>
		<updated>2018-07-03T04:49:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
اصطلاح '''''سوره های مدنی''''' یک اصطلاح [[علوم قرآنی]] است و مراد از آن سوره هایی از قرآن می باشد که در شهر [[مدینه]] بر [[پیامبر اعظم]] نازل گردیده است؛ البته برخی نیز سوره هایی را '''مدنی''' دانسته اند که پس از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از [[مکه]] به مدینه بر ایشان فرو فرستاده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیان دیگر معیار دسته اول «معیار مکانی» است، ولی معیار گروه دوم مربوط به «زمان» نزول آیات و سور قرآن مجید می باشد(معیار زمانی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطابق نظر اخیر سوره ای مانند [[سوره فتح]] که سال هشتم هجری، در زمان حضور پیامبر اکرم در مکه به منظور انجام [[حج]] بر ایشان نازل شد، سوره ای مدنی بر شمرده می شود، هر چند محل این نزول در شهر مکه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی سوره های مدنی==&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای عبارت « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز سوره مکی حج که دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از حدود یا احکام ارث سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سوره های مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه شناخت سور مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى تشخيص مكى يا مدنى بودن سور قرآن، راه‏هايى به شرح ذيل وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- وجود روايات عامه‏ دالّ بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از محققان به شكل ويژه‏ اى به اين روايات و ترتيب نزولى كه از آن‏ها مشخص مى‏ شود، استناد مى ‏كنند و دلايل ديگر و روايات متفاوت با آنها را معتبر نمى ‏شمارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- وجود ملاك‏هاى عمومى يا غالب در سور مكى و مدنى‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته سزاوار توجه در اين باره آن است كه ملاك‏هاى عمومى يا غالب، عمدتا از ترتيب نزولى كه بر اساس روايات عامه تهيه شده، استخراج مى ‏شود و از اين رو به اين ملاك‏ها نيز همانند آن روايات نمى ‏توان به طور كلى استناد كرد. به نظر مى ‏رسد لازم است پس از قطعيت يافتن مكى و مدنى بودن سور، براى پى ‏ريزى مجدد اين ملاك‏ها اقدام كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- وجود روايات خاصه دال بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند ذيل تمام سور قرآن از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) روايت وجود ندارد، در برخى از موارد، روايتى درباره نزول سوره وجود دارد و بر همين اساس مى ‏توان از زمان و مكان نزول آن آگاهى يافت.&lt;br /&gt;
تنها نكته مهم بعد از تأييد صحت روايات، اين است كه روايت به طور دقيق و واضح به نزول آيه دلالت داشته و چنين نباشد كه فقط كاربردهايى از آيه يا سوره را بيان كرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- سياق آيات و مطالب موجود در سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين راه، مهم‏ترين راه براى تشخيص سور مكى و مدنى است. شايد بتوان [[علامه طباطبايى]] را اولين شخصيتى دانست كه بر خلاف روال دانشمندان پيش از خود، اساسا اين ملاك را مبناى كار خود در بحث مكى و مدنى بودن آيات و سور در [[تفسير الميزان]] قرار داده و در كنار آن از روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بهره فراوان برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک:حميد رضا مستفيد؛ كريم دولتى‏؛ تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى‏، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1384، صفحه 73 -74&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سوره های مدنی به ترتیب نزول==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|[[سوره بقره]]&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|[[سوره انفال]]&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|[[سوره آل عمران]]&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|[[سوره احزاب]]&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ممتحنه]]&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|[[سوره نساء]]&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زلزال]]&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|[[سوره حدید]]&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|[[سوره محمد]]&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره رعد]]&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|[[سوره الرحمن]]&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انسان]]&lt;br /&gt;
|۹۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|[[سوره طلاق]]&lt;br /&gt;
|۹۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۸&lt;br /&gt;
|[[سوره بينة]]&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|[[سوره حشر]]&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره نصر]]&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|[[سوره نور]]&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|[[سوره حج]]&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|[[سوره منافقون]]&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|[[سوره مجادله]]&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|[[سوره حجرات]]&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|[[سوره تحریم]]&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جمعه]]&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|[[سوره تغابن]]&lt;br /&gt;
|۱۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|[[سوره صف]]&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|[[سوره فتح]]&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|[[سوره مائده]]&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|[[سوره توبه]]&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدهادی معرفت، علوم قرآنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمیدرضا مستفید، کریم دولتی، تقسیمات قرآنی و سور مکی و مدنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89278</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89278"/>
		<updated>2018-07-02T07:07:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
اصطلاح سوره های مکی یک اصطلاح علوم قرآنی است و مراد از آن سوره هایی از قرآن می باشد که پیش از هجرت پیامبر اکرم(ص) از [[مکه]] به [[مدینه]]، نازل شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی به شمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ملاک های شناخت سوره های مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای دستیابی به مکی یا مدنی بودن آیات و سور سه شیوه وجود دارد: نقلی، قیاسی، اجتهادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش نقلی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این روش با تکیه بر نقل صحیح و بهره گیری از [[روایات]] [[صحابه]] و [[تابعین]] مورد اعتماد، به تشخیص مکی یا مدنی بودن آیات و سور می پردازند. روایاتی که می توان از آنها بهره برد چهار دسته هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات ترتیب نزول، روایات اسباب نزول، روایات مکی و مدنی، روایات [[سیره]] نبوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش قیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان گذشته ضوابطی از متن خود قرآن وضع کردند تا به شکلی اجمالی سوره های مکی و مدنی را از هم تشخیص دهند. این ضوابط گاه  نتیجه توجه به ویژگیهای دو دوره مکه و مدینه است و گاه حاصل مقایسه و تامل در سوری است که روایات از پیش مکی یا مدنی بودن آنها را بدون اختلاف تعیین کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.هر سوره ای که در آن عبارت «یا ایها الناس» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن قصص انبیا و اقوام گذشته آمده است بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. هر سوره ای که دارای لفظ «کلّا» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. وجود [[حروف مقطعه]] در ابتدای سوره های مکی است بجز [[سوره بقره]] و [[سوره آل عمران]] و [[سوره رعد]] در نظر کسانی که آن را مدنی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس باشد بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. سوره های سجده دار مکی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مدنی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای عبارت « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز [[سوره حج]] که مکی است و دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از [[حدود]] یا [[احکام ارث]] سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سوره های مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش اجتهادی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینیان در مواردی که دو روش قبلی اطمینان لازم را به وجود نیاورد، یا برای تکثیر قرائن و شواهد، با بهره گیری از شاخص های لفظی و محتوایی موجود در آیات مکی و مدنی به تعیین نوع سور می پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشمندان متأخر پس از آن که از طریق روایات یا ضوابط مکی و مدنی، زمان نزول بسیاری از سوره ها را دریافتند و مکی و مدنی آنها را از هم بازشناختند، با تأمل در این دو دسته سوره ها به تفاوتهایی لفظی در میان آنها پی بردند و دریافتند که با پیشرفت زمان نزول، طول آیات افزایش و آهنگ آنها کاهش می یابد و در نوع واژگان و ترکیبات آیات دگرگونی های خاصی به هم می رسد. &lt;br /&gt;
همچنین دریافتند که هدف گیری برخی موضوعات به دوره و مخاطبان معینی اختصاص دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک:مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390، صفحه 164 تا 177 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=89277</id>
		<title>علوم قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=89277"/>
		<updated>2018-07-02T07:03:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* تاریخچه علوم قرآنى */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
«علوم قرآن» نام علمی مدوّن مربوط به قرآن است و به مجموعه مطالبی گفته می‌شود که درباره قرآن کریم بحث می‌کند و به‌گونه‌ای در شناخت این کتاب آسمانی مؤثر است. این علم به موضوعاتی همچون کیفیت نزول قرآن، مکان و مدت نزول، چگونگی جمع و کتابت قرآن، اعجاز و مانندناپذیری قرآن، نحوه دلالت الفاظ قرآن، تناسب سوره‌ها، سوگند‌ها، مَثَل‌ها و قصه‌های قرآنی و… می پردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی علوم قرآنی&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال؛فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران: امیرکبیر،چاپ اول،1385، ص:19تا 25(با تلخیص)&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به منظور تعريف علوم قرآن، ابتدا هريك از اين دو كلمه در لغت و اصطلاح و سپس به صورت تركيب مورد بررسى قرار مى ‏گيرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''علوم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين واژه جمع «علم» است. علم در لغت به معناى آگاهى در مقابل «جهل و نادانى» و مترادف با شعور و شناخت است. &lt;br /&gt;
اما «علوم» در كاربرد حكيمان، متكلمان، دانشمندان شرع و عالمان مدون علوم، معانى اصطلاحى مختلفى به خود گرفته است. علوم در اصطلاح اخير (علماى تدوين) به علوم قرآن نزديك‏تر است زيرا علوم قرآن در ساختار علمى مدون، سامان يافته است. علوم در اصطلاح اين افراد بر دانش‏هاى نظام يافته در جهتى واحد، اطلاق شده است، خواه وحدت در موضوع باشد يا در غايت و خواه آن دانش‏ها، تصور باشد يا تصديق و خواه آن تصديقات، مسائلى كلى باشد- كه غالبا چنين است- يا جزئى و تخصصى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قرآن'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره اين واژه آراء مختلفى ارائه شده است. اين اظهارات را مى ‏توان به دو دسته تقسيم كرد. دسته اول، مواردى كه قرآن را جامد دانسته است؛ دسته دوم، مواردى كه آن را مشتق گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد نخست (جامد و اسم علم بودن) [[زركشى]] و به دنبال او [[سيوطى]]، به نقل از [[خطيب بغدادى]]‏ و [[بيهقى‏]] آورده‏ اند كه [[شافعى]] در روايت خود از قرائت [[ابن كثير]]، «قرآن» را غير مهموز مى‏ خواند ولى «قرأت» را به همزه قرائت مى‏ كرد. شافعى مى ‏گفت: قرآن، اسم كتاب خداوند و غير مهموز و همانند اسم‏هاى [[تورات]] و [[انجيل]] است‏ . سيوطى، خود نيز همين نظر را برگزيده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد دوم (مشتق بودن) اختلاف بيشتر است. برخى آن را صحيح سالم و مشتق از «قرن» دانسته‏ اند. قرن به معناى، ضميمه كردن و در كنار هم نهادن است و از آن‏رو كه سوره‏ ها و آيه ‏ها و كلمه‏ هاى قرآن، در كنار هم، به يكديگر ضميمه شده، قرآن نام گرفته است، اين گفتار از آن [[اشعرى]] (324 ق) است. [[فرّاء]] (207 ق) نيز قرآن را صحيح سالم و هم ‏ساختار «قرائن» (جمع قرينه) دانسته است؛ زيرا آيات آن، يكديگر را تصديق مى‏ كند و به همديگر شباهت دارد، از اين ‏رو قرينه يكديگر است.  برخى آن را صحيح مهموز و مشتق از «قرأ» گرفته‏ اند؛ در اين ميان [[لحيانى]] (215 ق) مى ‏گفت: «قرآن» مهموز و همانند رجحان و غفران، مصدر «قرأت» است و از باب نام‏گذارى مفعول به مصدر، «كتاب مقروء» قرآن نام گرفته‏ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجيد، از اين نام خود «[[قرآن]]»، حدود 58 مورد و بيشتر از ديگر نام‏هايش نام برده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''علوم قرآن‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در لفظ، يك تركيب اضافى (مضاف و مضاف اليه) است. اضافه اين دو لفظ، به همه علوم و معارف مربوط به قرآن اشاره دارد و لفظ «علوم» آن، جمع است زيرا مراد از آن يك علم مرتبط با قرآن نيست بلكه مقصود همه علومى است كه در خدمت قرآن و يا مستند به آن است. بر اين اساس علومى چون تفسير، قراءات، رسم الخط، اعجاز، اسباب النزول، ناسخ و منسوخ، اعراب قرآن، غريب القرآن، علوم دينى و زبان عربى و ... را در بر دارد. به ديگر عبارت، اين مركب اضافى، هم شامل «علوم في القرآن» و هم «علوم للقرآن» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما «علوم فى القرآن» كه- تقريبا به معناى وصفى (العلوم القرآنية) نزديك است- همان دانش‏هاى قرآنى است يا دانش‏هايى كه در آيات الهى وجود دارد و از قرآن به دست مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
اين معنى نزد پيشينيان متداول بود و برخى قرآن را شامل همه علوم (علوم عيان و پنهان اعتقادى و عملى دينى و هم علوم دنيوى) مى ‏دانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در «علوم للقرآن» معناى اضافى از تركيب علوم القرآن- كه شامل همه علوم دينى و عربى بود- رخت بربسته و براى علمى مدون، علم و اسم خاص شده است كه از آن به اصطلاح علوم قرآن تعبير گرديده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع علوم قرآن، بررسى قرآن مجيد از جنبه‏ هاى مختلف و مرتبط ياد شده در تعريف است. &lt;br /&gt;
فائده اين علم، به فرهنگ والا و فراگير قرآن مجيد و شناخت معارف ارزشمند آن و آمادگى دفاع خوب از حريم آن و آن‏گاه آسانى ورود به تفسير قرآن، باز مى ‏گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفاوت علوم قرآنی با معارف قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی اصطلاحی است درباره مسائلی مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن. فرق میان علوم قرآنی و معارف قرآنی آن است که علوم قرآنی بحثی بیرونی است و به درون و محتوای قرآن از جنبه تفسیری کاری ندارد. اما معارف قرآنی  کاملا با مطالب درونی قرآن و محتوای آن سر و کار داشته و یک نوع تفسیر موضوعی به شمار می رود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث علوم قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث اصلی که در علوم قرآنى مطرح می شوند عبارتند از:[[اسامی و صفات قرآن]]، [[تاریخ قرآن]]، [[اعجاز قرآن]]، [[ترجمه قرآن]]،[[تفسیر قرآن]]، [[تقسیمات قرآن]]، [[خصایص قرآن]]، [[دلالت الفاظ قرآن]]، [[فضایل قرآن]]، [[قرائت قرآن]] و [[تجوید]].    &lt;br /&gt;
===تاریخ قرآن===&lt;br /&gt;
در تاریخ قرآن به سه مبحث اصلی پرداخته می شود:[[نزول قرآن]]، [[جمع قرآن]] و [[اسباب نزول قرآن]]. &lt;br /&gt;
===دلالت الفاظ قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث دلالت الفاظ نیز به موضوعات زیر پرداخته می شود:[[عام و خاص]]، [[مجمل و مبین]]، [[مطلق و مقید]]، [[محکم و متشابه]]، [[مفهوم و منطوق]]، [[نص و ظاهر]] و  [[ناسخ و منسوخ]].&lt;br /&gt;
===اعجاز قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث اعجاز قرآن به [[وجوه اعجاز قرآن]] و بحث [[تحریف قرآن|تحریف یا عدم تحریف در قرآن]] و... پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
===ترجمه قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث ترجمه قرآن به گونه های ترجمه قرآن مثل [[ترجمه تفسیری قرآن|ترجمه تفسیری ]] ، [[ترجمه عرفی قرآن|عرفی]] و [[ترجمه لفظی قرآن|لفظی]]  قرآن اشاره می شود.&lt;br /&gt;
===فضایل قرآن===&lt;br /&gt;
همچنین در بخش فضایل قرآن به [[فضایل سور]] و آیات و فضایل عمومی قرآن مثل فضیلت حفظ، خواندن، [[فضیلت استماع قرآن|استماع]]، [[تدبر]] و [[فضیلت نگاه به قرآن|نگاه به قرآن]] پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت دقيق غالب اين بحث‌ها در شناخت محتواى [[قرآن]] دخيل بوده و مى‌تواند ما را در تفسير صحيح از قرآن يارى دهد. به عنوان مثال شناخت آيات مكى از مدنى که در تقسیمات قرآن مطرح می شود مى‌تواند ما را در شناخت موقعيت زمانى و مكانى نزول آيات كه در برخى موارد همچون قرينه‌هاى حاليه در تفهيم مراد آيات عمل مى‌كنند، يارى دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ضرورت علوم قرآن ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه موجب ضرورت یافتن غالب مباحث علوم قرآنی می گردد ماهیت و ویژگی های این کتاب آسمانی است. ازجمله آنها اینکه:&lt;br /&gt;
*نزول آیه ها به شیوه وحیانی از سوی خدای عزیز حکیم{{متن قرآن|«تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره زمر]]:1؛ [[سوره جاثیه]]: 2؛ [[سوره احقاف]]: 2&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدت زمانی بیست و سه سال در شرایط و موقعیت های متفاوت اجتماعی و فرهنگی مسلمانان انجام پذیرفت. و قطعا علم به این مسائل می تواند بر چگونگی فهم آیات قرآن تاثیر بگذارد (علومی همچون اسباب النزول و مکی و مدنی به همین خاطر به وجود آمده است)&lt;br /&gt;
*این کتاب در متن خود آیه های خویش را با صراحت به محکمات و متشابهات تقسیم می نماید:{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره آل عمران]]: 7&amp;lt;/ref&amp;gt; و به دنبال آن از اصل بودن آیات محکمات نسبت به متشابهات، برخورداری آیه ها از [[تأویل]] و علم به تأویل سخن می گوید. (منشاء مباحثی همچون محکم و متشابه و تاویل) &lt;br /&gt;
*قرآن با نزول به زبان فصیح و عربی{{متن قرآن|«عَلَی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ»}}،{{متن قرآن|«بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره شعراء]]: 194 و 195&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره گیری از تمثیل را اصلی فراگیر در اسلوب بیانی خود برمی شمارد:{{متن قرآن|«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره اسراء]]: 89؛ [[سوره کهف]]: 54&amp;lt;/ref&amp;gt;  (این ویژگی موجب طرح مباحثی همچون مثل ها و قصه های قرآنی می گردد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر ورود به متن کتابی چند بُعدی بدون تاریخ شناسی، ساختارشناسی و زبان شناسی آن امکان پذیر نیست. شناخت زبان، ادبیات و منطق کتاب آسمانی تا آنجا که پرده از مطالب ارائه شده در آن بردارد، بدون تردید پیوست به قواعد و ضوابطی است که قبل از ورود به حوزه تفسیر بایسته است شناخته شود.&amp;lt;ref&amp;gt;سید محسن سادات فخر؛ پیشینه و بایستگی علوم قرآن: فصلنامه حسنا، شماره 3، زمستان 1388(20 تا 39)،صفحه 32 تا35(با تلخیص) در دسترس در پایگاه مجلات تخصی نوردر دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه علوم قرآنى ==&lt;br /&gt;
برخی پیدایش علوم قرآن را به عنوان دانشی تعریف شده در قرن پنجم می دانند.زمانی که علی بن ابراهیم سعید مشهور به حوفی (430ق) کتاب البرهان فی علوم القرآن را نوشت. ولی زرقانی ( 1367 ق ) پیدایش اولین تألیفات در شاخه های علوم قرآن را به قرن سوم می رساند و می نویسد: از اولین مؤلفان انواع علوم قرآن، علی بن مدینی (232ق) است که کتابی در اسباب نزول نوشت و ابو عبید قاسم بن سلام ( 224 ق ) رساله ای در ناسخ و منسوخ نگاشت. امانگاهی به آثار مکتوب پیشین نشان می دهد در شاخه های علوم قرآن قبل از رساله های یاد شده آثار دیگری نیز ثبت شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سید محسن سادات فخر؛ پیشینه و بایستگی علوم قرآن: فصلنامه حسنا، شماره 3، زمستان 1388(20 تا 39)،صفحه 32 تا35(با تلخیص) در دسترس در پایگاه مجلات تخصی نوردر دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* یحيى بن يعمر (م 89) كتابى در قرائت نگاشته است.&lt;br /&gt;
* حسن بصرى (م 110) کتاب نزول القرآن و عدد آیات القرآن را داشته است&lt;br /&gt;
* از عبدالله بن عامر یحصبی ( 118ق) رساله ای در اختلاف مصاحف شام، حجاز، عراق ثبت شده است،&lt;br /&gt;
* عطاء بن ابى مسلم ميسرة الخراسانى (م 135) کتابی در ناسخ و منسوخ داشته است.&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب كلبى (م 146) کتابی در احكام القرآن.&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (م 141) تالیفاتی در علم قرائت، معانى قرآن و غريب القرآن.&lt;br /&gt;
ابن نديم در كتاب الفهرست خويش نام بسيارى از دانشمندان و كتب آنان را كه تا زمان او، يعنى قرن چهارم در زمينه‌هاى قرآنى وجود داشته است، ذكر نموده كه خود گوياى كثرت تأليفات در زمينه‌هاى مختلف است و ما تنها به ذكر ارقام و اعداد آن اكتفا مى‌كنيم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# تفسير، حدود 45 كتاب.&lt;br /&gt;
# معانى القرآن، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# لغات القرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# قرائات، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# النقط والشكل للقرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# متشابه القرآن، 10 كتاب.&lt;br /&gt;
# ناسخ القرآن و منسوخه، 18 كتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از قرن پنجم به بعد مباحث قرآنى به صورت گسترده‌تر مورد عنايت دانشمندان قرار گرفت و تأليفات قرآنى رو به افزايش نهاد. گفتنى است كه اصطلاح علوم قرآنى آن گونه كه فعلا رايج است با آنچه كه در چند سده‌هاى نخستين مصطلح بود، متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنى، در گذشته بر مباحث تفسيرى قرآن نيز اطلاق مى‌شد، در واقع علم [[تفسیر]]، علمى از علوم قرآنى بوده است همانند علم [[اعجاز قرآن]]، علم [[تاريخ ‌قرآن]]، علم [[ناسخ و منسوخ]] و... به تدريج كثرت و تنوع مباحث سبب گرديد، ميان مباحث علوم قرآنى و علم تفسير نوعى مرزبندى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زرقانى]] مى‌گويد: معروف ميان نويسندگان فن علوم قرآنى اين است كه اولين زمان ظهور اين اصطلاح، قرن هفتم است ولى در دارالكتب المصرية به كتابى از على بن ابراهيم بن سعيد مشهور به حوفى (م 430) برخوردم به نام البرهان فى علوم القرآن در سى مجلد كه پانزده مجلد آن فعلاً موجود است. بنابراين ما مى‌توانيم تاريخ اين فن را آغاز قرن پنجم بدانيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى پس از بحثى در تاريخچه علوم قرآنى چنين نتيجه‌گيرى مى‌كند كه علوم قرآنى به صورت يك فن از اواخر قرن چهارم بدست ابراهيم بن سعيد حوفى اعلام وجود نموده و در قرن ششم و هفتم هجرى در دامان ابن جوزى (م597) و سخاوى (م 641) و ابوشامه (م 665) پرورش يافت.&amp;lt;ref&amp;gt; درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آثار موجود مهم ترین کتابها در زمینه علوم قرآنی اساسا دو کتاب '''البرهان''' و '''الاتقان''' می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[البرهان فی علوم القرآن]]، تألیف امام بدر الدین [[محمد بن بهادر زرکشی]] (متوفی 794هجری) است. ایشان از برجسته ترین علما و دانشمندان قرن هشتم می باشد.کتاب وی البرهان زبده ترین کتاب در مباحث علوم قرآنی است. این کتاب شمول و گستردگی را با ایجاز و ایفاء در عبارت به هم آمیخته است. نامبرده مباحث قرآنی را تا 47 نوع پیش برده و درباره هریک آنچه لازم بوده است گرد آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الاتقان فی علوم القرآن]]، تألیف جلال الدین عبدالرحمان[[سیوطی]] (متوفی 911 هجری) است. او در تمامی علوم حدیث و تفسیر و دیگر علوم اسلامی ید طولایی دارد و تألیفات گرانبهایی از خود باقی گذارده است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه13-14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از الاتقان چندان با اثر قابل توجهى روبه‏ رو نمى ‏شويم، بلكه بيشتر نگارش‏هاى علوم قرآن تنها در زمينه‏ هايى خاص صورت گرفت.&lt;br /&gt;
با اين حال در قرن اخير دانشمندان فراوانى در زمينه‏ هاى مختلف علوم قرآنى تأليفات ارزشمندى را عرضه نموده‏ اند كه به برخى از آنها اشاره مى شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناهل العرفان فى علوم القرآن تأليف محمد عبد العظيم زرقانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث فى علوم القرآن تأليف دكتر صبحى صالح؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ القرآن تأليف ابو عبد اللّه زنجانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ قرآن تأليف دكتر محمود راميار؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهشى در تاريخ قرآن كريم تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البيان فى تفسير القرآن تأليف مرحوم آية اللّه خويى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التمهيد فى علوم القرآن تأليف مرحوم آيت اللّه محمد هادى معرفت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقايق هامّة حول القرآن الكريم تأليف سيد جعفر مرتضى عاملى؛&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر ملکیان؛ علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره،تهران:اسوه،چاپ اول،1388، صفحه 15&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رابطه و اشتراک های علوم قرآنی با سایر دانش های اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگاه به مجموعه مباحثی که با عنوان علوم قـرآنی درکـتاب­ها و نگاشته­ های گذشته وحال منعکس شده، مشخص می نماید که مباحث علوم قرآن دانش های اسلامی زیر اشتراک دارند:&lt;br /&gt;
* '''تاریخ و سیره:''' مباحثی هـمچون حـالات پیامبر(ص) قبل و پس از نزول قرآن، سیر تاریخی تدوین و شکل­ گیری قرآن، اهتمام پیامبر(ص) و صحابه به تدوین‌ و کتابت‌ قـرآن، کـاتبان وحافظان قرآن‌، برخورد‌ خلفا با مسائل مربوط به قرآن، تاریخ شکل گیری نخستین تفاسیر و تـرجمه­ های قـرآن، قـّرای قرآن، اهتمام مسلمانان و تلاشی که برای نـشر و تـرویج قرآن‌ انجام‌ یافته، تاریخ خوشنویسی و تذهیب قرآن و.... از جمله مباحث تاریخی است که بـا صـرف­ نظر از علوم قرآنی درکتاب‌های تـاریخ و سـیره به آن تـوجه شـده اسـت.&lt;br /&gt;
* '''حدیث:''' خـاستگاه اولیـه ‌‌علوم‌ قرآنی حدیث بوده وآنـچه دربـاره قـرآن یا معارف وآمـوزه­ های آن از زبـان پیامبر‌(ص)، امامان‌(ع)، یا‌ از صـحابه وتـابعان نقل شده، در قالب احادیث انعکاس یافته وبرای ما نقل شده است‌ و به‌رغم جدا شـدن واسـتقلال علوم قرآن از حدیث ، همچنان بهترین مـنبع و آبـشخور برای‌ دسـتیابی بـه گـزاره­ های علوم‌ قرآنی‌ جوامع حـدیثی است؛ برای نمونه، ثقة‌الاسلام کلینی افزون برانعکاس روایات فراوانی در زمینه علوم قرآنی در باب‌های پراکنده [[کـافی]]، کـتابی خاص باعنوان کتاب فضل القرآن را بـه ایـن امـر اخـتصاص داده است . نیز [[علامه مجلسی]] در کتاب [[بحارالانوار]] فصلی مستوعب برای این مبحث گشوده است.&lt;br /&gt;
*'''ادبیات:'''علومی همچون [[لغت]] و [[اشتقاق]]، [[صرف]]، [[نحو]]، [[معانی]]، [[بیان]]، [[بدیع]]؛ دانش‌هایی که بـه اذعـان‌ بسیاری‌ از صاحب ­نظران به برکت قرآن و برای شناخت و فهم عمیق­ تر این کتاب آسمانی شکل گرفته­ اند. کـتاب‌هایی هـمچون [[المفردات فی غریب القرآن]] [[راغب اصفهانی]]، [[مجمع ­البحرین]] [[طریحی]]، [[التحقیق فی کلمات القرآن­ الکریم]]­ [[حسن مـصطفوی]] از جـمله آثـار ماندگاری است‌ که‌ برای تبیین مفاهیم واژ ه ­های قرآن‌ فراهم‌ آمد ه ­اند. افزون بر این کـتاب‌ها حـتی ­منابع لغت­ عام همچون [[لسان­ العرب]] و [[تاج­ العروس]] مشحون از مباحث واژه­ شناسی آیات قرآن است و ابـن‌منظور در مـقدمه لسـان ­العرب تصریح‌ می­ کند‌ که این کتاب را‌ برای‌ خدمت قرآن و تسهیل فهم و تفسیر آن فراهم ساخته اسـت.&lt;br /&gt;
*'''کلام:''' تبیین چگونگی وحـی دربـاره پیامبران و چـند­وچون وحـی بـر پیامبر اعظم(ص)، تبیین معجزه اثباتگر رسـالت پیـامبراسلام(ص) یعنی‌ قرآن و وجوه اعجاز آن، تحدی قرآن و ناکامی معارضان آن در عرصه هماوردی و اثبات تـحریف ­ناپذیری آن از جـمله مباحث کلامی است که با عـلوم قرآن نیز اشتراک دارد&lt;br /&gt;
*'''اصول فقه:'''از جمله مباحث علوم قرآنی شناخت‌ گونه ­های‌ مضمونی‌ آیات‌ از‌ قبیل‌ عام وخاص، مطلق و مقیّد، مجمل ومبیّن و... اسـت کـه از جمله مسائل علم اصول به‌شمار می‌رود. هر چند نگاه اصولیان به این اقسام فقط به آیات قرآن اختصاص‌ نیافته و شامل روایات نیز می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;علی نصیری، فلسفه علوم قرآنی، قبسات، شماره 39و40، بهار و تابستان1385، 221 تا 248، صفحه 229 تا 235 در دسترس در[http://www.noormags.ir  پایگاه مجلات تخصصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89276</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89276"/>
		<updated>2018-07-02T06:54:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
اصطلاح سوره های مکی یک اصطلاح علوم قرآنی است و مراد از آن سوره هایی از قرآن می باشد که پیش از هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه، نازل شده است. &lt;br /&gt;
هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی به شمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ملاک های شناخت سوره های مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای دستیابی به مکی یا مدنی بودن آیات و سور سه شیوه وجود دارد: نقلی، قیاسی، اجتهادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش نقلی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این روش با تکیه بر نقل صحیح و بهره گیری از روایات صحابه و تابعین مورد اعتماد، به تشخیص مکی یا مدنی بودن آیات و سور می پردازند. روایاتی که می توان از آنها بهره برد چهار دسته هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات ترتیب نزول، روایات اسباب نزول، روایات مکی و مدنی، روایات سیره نبوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش قیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان گذشته ضوابطی از متن خود قرآن وضع کردند تا به شکلی اجمالی سوره های مکی و مدنی را از هم تشخیص دهند. این ضوابط گاه  نتیجه توجه به ویژگیهای دو دوره مکه و مدینه است و گاه حاصل مقایسه و تامل در سوری است که روایات از پیش مکی یا مدنی بودن آنها را بدون اختلاف تعیین کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.هر سوره ای که در آن عبارت «یا ایها الناس» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن قصص انبیا و اقوام گذشته آمده است بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. هر سوره ای که دارای لفظ «کلّا» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. وجود حروف مقطعه در ابتدای سوره های مکی است بجز دو سوره بقره و آل عمران و سوره رعد در نظر کسانی که آن را مدنی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس باشد بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. سوره های سجده دار مکی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مدنی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای عبارت « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز سوره مکی حج که دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از حدود یا احکام ارث سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سوره های مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش اجتهادی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینیان در مواردی که دو روش قبلی اطمینان لازم را به وجود نیاورد، یا برای تکثیر قرائن و شواهد، با بهره گیری از شاخص های لفظی و محتوایی موجود در آیات مکی و مدنی به تعیین نوع سور می پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشمندان متأخر پس از آن که از طریق روایات یا ضوابط مکی و مدنی، زمان نزول بسیاری از سوره ها را دریافتند و مکی و مدنی آنها را از هم بازشناختند، با تأمل در این دو دسته سوره ها به تفاوتهایی لفظی در میان آنها پی بردند و دریافتند که با پیشرفت زمان نزول، طول آیات افزایش و آهنگ آنها کاهش می یابد و در نوع واژگان و ترکیبات آیات دگرگونی های خاصی به هم می رسد. &lt;br /&gt;
همچنین دریافتند که هدف گیری برخی موضوعات به دوره و مخاطبان معینی اختصاص دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک:مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390، صفحه 164 تا 177 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=89275</id>
		<title>سوره های مدنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=89275"/>
		<updated>2018-07-02T06:51:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
اصطلاح '''''سوره های مدنی''''' یک اصطلاح [[علوم قرآنی]] است و مراد از آن سوره هایی از قرآن می باشد که در شهر [[مدینه]] بر پیامبر اعظم نازل گردیده است؛ البته برخی نیز سوره هایی را '''مدنی''' دانسته اند که پس از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از [[مکه]] به مدینه بر ایشان فرو فرستاده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیان دیگر معیار دسته اول «معیار مکانی» است، ولی معیار گروه دوم مربوط به «زمان» نزول آیات و سور قرآن مجید می باشد(معیار زمانی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطابق نظر اخیر سوره ای مانند [[سوره فتح]] که سال هشتم هجری، در زمان حضور پیامبر اکرم در مکه به منظور انجام [[حج]] بر ایشان نازل شد، سوره ای مدنی بر شمرده می شود، هر چند محل این نزول در شهر مکه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی سوره های مدنی==&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای عبارت « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز سوره مکی حج که دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از حدود یا احکام ارث سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سوره های مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه شناخت سور مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى تشخيص مكى يا مدنى بودن سور قرآن، راه‏هايى به شرح ذيل وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- وجود روايات عامه‏ دالّ بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از محققان به شكل ويژه‏ اى به اين روايات و ترتيب نزولى كه از آن‏ها مشخص مى‏ شود، استناد مى ‏كنند و دلايل ديگر و روايات متفاوت با آنها را معتبر نمى ‏شمارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- وجود ملاك‏هاى عمومى يا غالب در سور مكى و مدنى‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته سزاوار توجه در اين باره آن است كه ملاك‏هاى عمومى يا غالب، عمدتا از ترتيب نزولى كه بر اساس روايات عامه تهيه شده، استخراج مى ‏شود و از اين رو به اين ملاك‏ها نيز همانند آن روايات نمى ‏توان به طور كلى استناد كرد. به نظر مى ‏رسد لازم است پس از قطعيت يافتن مكى و مدنى بودن سور، براى پى ‏ريزى مجدد اين ملاك‏ها اقدام كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- وجود روايات خاصه دال بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند ذيل تمام سور قرآن از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) روايت وجود ندارد، در برخى از موارد، روايتى درباره نزول سوره وجود دارد و بر همين اساس مى ‏توان از زمان و مكان نزول آن آگاهى يافت.&lt;br /&gt;
تنها نكته مهم بعد از تأييد صحت روايات، اين است كه روايت به طور دقيق و واضح به نزول آيه دلالت داشته و چنين نباشد كه فقط كاربردهايى از آيه يا سوره را بيان كرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- سياق آيات و مطالب موجود در سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين راه، مهم‏ترين راه براى تشخيص سور مكى و مدنى است. شايد بتوان [[علامه طباطبايى]] را اولين شخصيتى دانست كه بر خلاف روال دانشمندان پيش از خود، اساسا اين ملاك را مبناى كار خود در بحث مكى و مدنى بودن آيات و سور در [[تفسير الميزان]] قرار داده و در كنار آن از روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بهره فراوان برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک:حميد رضا مستفيد؛ كريم دولتى‏؛ تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى‏، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1384، صفحه 73 -74&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سوره های مدنی به ترتیب نزول==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|[[سوره بقره]]&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|[[سوره انفال]]&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|[[سوره آل عمران]]&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|[[سوره احزاب]]&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ممتحنه]]&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|[[سوره نساء]]&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زلزال]]&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|[[سوره حدید]]&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|[[سوره محمد]]&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره رعد]]&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|[[سوره الرحمن]]&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انسان]]&lt;br /&gt;
|۹۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|[[سوره طلاق]]&lt;br /&gt;
|۹۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۸&lt;br /&gt;
|[[سوره بينة]]&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|[[سوره حشر]]&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره نصر]]&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|[[سوره نور]]&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|[[سوره حج]]&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|[[سوره منافقون]]&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|[[سوره مجادله]]&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|[[سوره حجرات]]&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|[[سوره تحریم]]&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جمعه]]&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|[[سوره تغابن]]&lt;br /&gt;
|۱۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|[[سوره صف]]&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|[[سوره فتح]]&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|[[سوره مائده]]&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|[[سوره توبه]]&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89274</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89274"/>
		<updated>2018-07-02T06:45:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پیش از هجرت نازل شده مکی و هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی بشمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ملاک های شناخت سوره های مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای دستیابی به مکی یا مدنی بودن آیات و سور سه شیوه وجود دارد: نقلی، قیاسی، اجتهادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش نقلی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این روش با تکیه بر نقل صحیح و بهره گیری از روایات صحابه و تابعین مورد اعتماد، به تشخیص مکی یا مدنی بودن آیات و سور می پردازند. روایاتی که می توان از آنها بهره برد چهار دسته هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات ترتیب نزول، روایات اسباب نزول، روایات مکی و مدنی، روایات سیره نبوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش قیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان گذشته ضوابطی از متن خود قرآن وضع کردند تا به شکلی اجمالی سوره های مکی و مدنی را از هم تشخیص دهند. این ضوابط گاه  نتیجه توجه به ویژگیهای دو دوره مکه و مدینه است و گاه حاصل مقایسه و تامل در سوری است که روایات از پیش مکی یا مدنی بودن آنها را بدون اختلاف تعیین کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.هر سوره ای که در آن عبارت «یا ایها الناس» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن قصص انبیا و اقوام گذشته آمده است بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. هر سوره ای که دارای لفظ «کلّا» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. وجود حروف مقطعه در ابتدای سوره های مکی است بجز دو سوره بقره و آل عمران و سوره رعد در نظر کسانی که آن را مدنی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس باشد بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. سوره های سجده دار مکی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مدنی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز سوره مکی حج که دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از حدود یا احکام ارث سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سوره های مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش اجتهادی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینیان در مواردی که دو روش قبلی اطمینان لازم را به وجود نیاورد، یا برای تکثیر قرائن و شواهد، با بهره گیری از شاخص های لفظی و محتوایی موجود در آیات مکی و مدنی به تعیین نوع سور می پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشمندان متأخر پس از آن که از طریق روایات یا ضوابط مکی و مدنی، زمان نزول بسیاری از سوره ها را دریافتند و مکی و مدنی آنها را از هم بازشناختند، با تأمل در این دو دسته سوره ها به تفاوتهایی لفظی در میان آنها پی بردند و دریافتند که با پیشرفت زمان نزول، طول آیات افزایش و آهنگ آنها کاهش می یابد و در نوع واژگان و ترکیبات آیات دگرگونی های خاصی به هم می رسد. &lt;br /&gt;
همچنین دریافتند که هدف گیری برخی موضوعات به دوره و مخاطبان معینی اختصاص دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک:مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390، صفحه 164 تا 177 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89273</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89273"/>
		<updated>2018-07-02T06:44:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پیش از هجرت نازل شده مکی و هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی بشمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ملاک های شناخت سوره های مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای دستیابی به مکی یا مدنی بودن آیات و سور سه شیوه وجود دارد: نقلی، قیاسی، اجتهادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش نقلی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این روش با تکیه بر نقل صحیح و بهره گیری از روایات صحابه و تابعین مورد اعتماد، به تشخیص مکی یا مدنی بودن آیات و سور می پردازند. روایاتی که می توان از آنها بهره برد چهار دسته هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات ترتیب نزول، روایات اسباب نزول، روایات مکی و مدنی، روایات سیره نبوی(ص).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش قیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان گذشته ضوابطی از متن خود قرآن وضع کردند تا به شکلی اجمالی سوره های مکی و مدنی را از هم تشخیص دهند. این ضوابط گاه  نتیجه توجه به ویژگیهای دو دوره مکه و مدینه است و گاه حاصل مقایسه و تامل در سوری است که روایات از پیش مکی یا مدنی بودن آنها را بدون اختلاف تعیین کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مکی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.هر سوره ای که در آن عبارت «یا ایها الناس» باشد مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن قصص انبیا و اقوام گذشته آمده است بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. هر سوره ای که دارای لفظ «کلّا» باشد مکی است&lt;br /&gt;
.&lt;br /&gt;
4. وجود حروف مقطعه در ابتدای سوره های مکی است بجز دو سوره بقره و آل عمران و سوره رعد در نظر کسانی که آن را مدنی می دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس باشد بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. سوره های سجده دار مکی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ضوابط سوره های مدنی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز سوره مکی حج که دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از حدود یا احکام ارث سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سوره های مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش اجتهادی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینیان در مواردی که دو روش قبلی اطمینان لازم را به وجود نیاورد، یا برای تکثیر قرائن و شواهد، با بهره گیری از شاخص های لفظی و محتوایی موجود در آیات مکی و مدنی به تعیین نوع سور می پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشمندان متأخر پس از آن که از طریق روایات یا ضوابط مکی و مدنی، زمان نزول بسیاری از سوره ها را دریافتند و مکی و مدنی آنها را از هم بازشناختند، با تأمل در این دو دسته سوره ها به تفاوتهایی لفظی در میان آنها پی بردند و دریافتند که با پیشرفت زمان نزول، طول آیات افزایش و آهنگ آنها کاهش می یابد و در نوع واژگان و ترکیبات آیات دگرگونی های خاصی به هم می رسد. &lt;br /&gt;
همچنین دریافتند که هدف گیری برخی موضوعات به دوره و مخاطبان معینی اختصاص دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;پر.ک:مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390، صفحه 164 تا 177 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89272</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89272"/>
		<updated>2018-07-02T06:32:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پیش از هجرت نازل شده مکی و هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی بشمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه شناخ سوره های مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای دستیابی به مکی یا مدنی بودن آیات و سور سه شیوه وجود دارد: نقلی، قیاسی، اجتهادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش نقلی===&lt;br /&gt;
در این روش با تکیه بر نقل صحیح و بهره گیری از روایات صحابه و تابعین مورد اعتماد،  به تشخیص مکی یا مدنی بودن آیات و سور می پردازند. روایاتی که می توان از آنها بهره برد چهار دسته هستند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایات ترتیب نزول، روایات اسباب نزول، روایات مکی و مدنی، روایات سیره نبوی(ص)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش قیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان گذشته ضوابطی از متن خود قرآن وضع کردند تا به شکلی اجمالی سوره های مکی و مدنی را از هم تشخیص دهند. این ضوابط گاه  نتیجه توجه به ویژگیهای دو دوره مکه و مدینه است و گاه حاصل مقایسه و تامل در سوری است که روایات از پیش مکی یا مدنی بودن آنها را بدون اختلاف تعیین کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضوابط سوره های مکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضوابط سوره های مدنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. هر سوره ای که دارای « یا ایها الذین آمنوا » باشد مدنی است البته بجز سوره مکی حج که دارای این عبارت است.&lt;br /&gt;
2. هر سوره ای که در آن از حدود یا احکام ارث سخن گفته شده مدنی است.&lt;br /&gt;
3. وجود ذکر منافقین در سور مدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روش اجتهادی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینیان در مواردی که دو روش قبلی اطمینان لازم را به وجود نیاورد، یا برای تکثیر قرائن و شواهد، با بهره گیری از شاخص های لفظی و محتوایی موجود در آیات مکی و مدنی به تعیین نوع سور می پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشمندان متأخر پس از آن که از طریق روایات یا ضوابط مکی و مدنی، زمان نزول بسیاری از سوره ها را دریافتند و مکی و مدنی آنها را از هم بازشناختند، با تأمل در این دو دسته سوره ها به تفاوتهایی لفظی در میان آنها پی بردند و دریافتند که با پیشرفت زمان نزول، طول آیات افزایش و آهنگ آنها کاهش می یابد و در نوع واژگان و ترکیبات آیات دگرگونی های خاصی به هم می رسد. &lt;br /&gt;
همچنین دریافتند که هدف گیری برخی موضوعات به دوره و مخاطبان معینی اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;vر.ک:مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390 (164 – 177)، صفحه 170 تا 172 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه شناخت سور مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى تشخيص مكى يا مدنى بودن سور قرآن، راه‏هايى به شرح ذيل وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- وجود روايات عامه‏ دالّ بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از محققان به شكل ويژه‏ اى به اين روايات و ترتيب نزولى كه از آن‏ها مشخص مى‏ شود، استناد مى ‏كنند و دلايل ديگر و روايات متفاوت با آنها را معتبر نمى ‏شمارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- وجود ملاك‏هاى عمومى يا غالب در سور مكى و مدنى‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته سزاوار توجه در اين باره آن است كه ملاك‏هاى عمومى يا غالب، عمدتا از ترتيب نزولى كه بر اساس روايات عامه تهيه شده، استخراج مى ‏شود و از اين رو به اين ملاك‏ها نيز همانند آن روايات نمى ‏توان به طور كلى استناد كرد. به نظر مى ‏رسد لازم است پس از قطعيت يافتن مكى و مدنى بودن سور، براى پى ‏ريزى مجدد اين ملاك‏ها اقدام كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- وجود روايات خاصه دال بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند ذيل تمام سور قرآن از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) روايت وجود ندارد، در برخى از موارد، روايتى درباره نزول سوره وجود دارد و بر همين اساس مى ‏توان از زمان و مكان نزول آن آگاهى يافت.&lt;br /&gt;
تنها نكته مهم بعد از تأييد صحت روايات، اين است كه روايت به طور دقيق و واضح به نزول آيه دلالت داشته و چنين نباشد كه فقط كاربردهايى از آيه يا سوره را بيان كرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- سياق آيات و مطالب موجود در سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين راه، مهم‏ترين راه براى تشخيص سور مكى و مدنى است. شايد بتوان [[علامه طباطبايى]] را اولين شخصيتى دانست كه بر خلاف روال دانشمندان پيش از خود، اساسا اين ملاك را مبناى كار خود در بحث مكى و مدنى بودن آيات و سور در [[تفسير الميزان]] قرار داده و در كنار آن از روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بهره فراوان برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حميد رضا مستفيد؛ كريم دولتى‏؛ تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى‏، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1384، صفحه 73 -74&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89205</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89205"/>
		<updated>2018-06-28T06:58:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* ضابطه اول */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پیش از هجرت نازل شده مکی و هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی بشمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ضوابط سور مکی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضوابطی که برای شناخت سوره های مکی در کتب مختلف آمده شش مورد است. سیوطی اولین کسی است که تمام این شش ضابطه را گرد آورده است، گرچه مکی بن ابی طالب (م 473ق) پنج مورد از آن را پیش تر بیان کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه اول===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهن ترین این ضوابط به سخنی از ابن مسعود (م32ق) باز می گردد و قاسم بن سلّام (م224ق) آن را به شکل مرسل از علقمة بن قیس (م62ق) از ابن مسعود نقل کرده است:&lt;br /&gt;
« ما کان یا ایهاالذین آمنوا انزل بالمدینة و ما کان یا ایهاالناس فبمکة »&lt;br /&gt;
جعبری (م 732ق) این ضابطه را اینگونه بیان می کند: « کل سورة فیها یا ایها الناس فقط بخلاف الحج... فهی مکیة»  یعنی هر سوره ای که در آن یا ایها الناس باشد و یا ایها الذین آمنوا نباشد مکی است. البته بجز سوره حج که با اینکه هر دو عبارت را داراست مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه دوم=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به اخبار و روایات به نظر می رسد دومین ضابطه ای که توسط متقدمان وضع گردیده ذکر امتها و اقوام پیشین در سور مکی است که توسط عروة بن زبیر بن عوام ( م94ق) ، فقیه مدینه، ارائه شده است. قاسم بن سلام در الفضائل آورده است:&lt;br /&gt;
« حدثناابومعاویه عن هشام بن عروة عی ابیه قال:.. م کان من ذکر الامم و العذاب فانّه انزل بمکة» بنابراین هر سوره ای که در آن قصص انبیا و اقوام گذشته آمده است بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه سوم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سومین ضابطه این است که هر سوره ای که دارای «کلّا» باشد مکی است. جعبری می نویسد: « کل سورة فیها کلّا...فهی مکیة» و سیوطی از قول دیرینی (م694ق) می آورد که وی گفته است: « و ما نزلت «کلّا» بیثرب فاعلمن و لم تأت فی القرآن فی نصفه الاعلی»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه چهارم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارمین ضابطه وجود حروف مقطعه در ابتدای سوره مکی است بجز دو سوره بقره و آل عمران و سوره رعد در نظر کسانی که آن را مدنی می دانند. باز جعبری می گوید: « کل سورة اولها  حرف تهجّ، سوی الزهراوین و الرعد فی وجه... فهی مکیة »&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه پنجم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پنجمین ضابطه عبارت است از اینکه هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس باشد بجز سوره بقره مکی است. جعبری می گوید: « کل سورة فیها قصة آدم و ابلیس سوی الطولی فهی مکیة »&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه ششم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ششمین ضابطه وجود سجده در سور مکی است . سیوطی می نویسد: و فی کامل الهذلی (م465ق): «کل سورة فیها سجدة فهی مکیة». بنابراین سوره های سجده دار مکی هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390 (164 – 177)، صفحه 170 تا 172 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه شناخت سور مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى تشخيص مكى يا مدنى بودن سور قرآن، راه‏هايى به شرح ذيل وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- وجود روايات عامه‏ دالّ بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از محققان به شكل ويژه‏ اى به اين روايات و ترتيب نزولى كه از آن‏ها مشخص مى‏ شود، استناد مى ‏كنند و دلايل ديگر و روايات متفاوت با آنها را معتبر نمى ‏شمارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- وجود ملاك‏هاى عمومى يا غالب در سور مكى و مدنى‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته سزاوار توجه در اين باره آن است كه ملاك‏هاى عمومى يا غالب، عمدتا از ترتيب نزولى كه بر اساس روايات عامه تهيه شده، استخراج مى ‏شود و از اين رو به اين ملاك‏ها نيز همانند آن روايات نمى ‏توان به طور كلى استناد كرد. به نظر مى ‏رسد لازم است پس از قطعيت يافتن مكى و مدنى بودن سور، براى پى ‏ريزى مجدد اين ملاك‏ها اقدام كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- وجود روايات خاصه دال بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند ذيل تمام سور قرآن از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) روايت وجود ندارد، در برخى از موارد، روايتى درباره نزول سوره وجود دارد و بر همين اساس مى ‏توان از زمان و مكان نزول آن آگاهى يافت.&lt;br /&gt;
تنها نكته مهم بعد از تأييد صحت روايات، اين است كه روايت به طور دقيق و واضح به نزول آيه دلالت داشته و چنين نباشد كه فقط كاربردهايى از آيه يا سوره را بيان كرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- سياق آيات و مطالب موجود در سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين راه، مهم‏ترين راه براى تشخيص سور مكى و مدنى است. شايد بتوان [[علامه طباطبايى]] را اولين شخصيتى دانست كه بر خلاف روال دانشمندان پيش از خود، اساسا اين ملاك را مبناى كار خود در بحث مكى و مدنى بودن آيات و سور در [[تفسير الميزان]] قرار داده و در كنار آن از روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بهره فراوان برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حميد رضا مستفيد؛ كريم دولتى‏؛ تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى‏، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1384، صفحه 73 -74&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89204</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89204"/>
		<updated>2018-06-28T06:56:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پیش از هجرت نازل شده مکی و هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی بشمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ضوابط سور مکی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضوابطی که برای شناخت سوره های مکی در کتب مختلف آمده شش مورد است. سیوطی اولین کسی است که تمام این شش ضابطه را گرد آورده است، گرچه مکی بن ابی طالب (م 473ق) پنج مورد از آن را پیش تر بیان کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه اول===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهن ترین این ضوابط به سخنی از ابن مسعود (م32ق) باز می گردد و قاسم بن سلّام (م224ق) آن را به شکل مرسل از علقمة بن قیس (م62ق) از ابن مسعود نقل کرده است:&lt;br /&gt;
« ما کان یا ایهاالذین آمنوا انزل بالمدینة و ما کان یا ایهاالناس فبمکة »&lt;br /&gt;
جعبری (م 732ق) این ضابطه را اینگونه بیان می کند: « کل سورة فیها یا ا یها الناس فقط بخلاف الحج... فهی مکیة»  یعنی هر سوره ای که در آن یا ایها الناس باشد و یا ایها الذین آمنوا نباشد مکی است. البته بجز سوره حج که با اینکه هر دو عبارت را داراست مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه دوم=== &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به اخبار و روایات به نظر می رسد دومین ضابطه ای که توسط متقدمان وضع گردیده ذکر امتها و اقوام پیشین در سور مکی است که توسط عروة بن زبیر بن عوام ( م94ق) ، فقیه مدینه، ارائه شده است. قاسم بن سلام در الفضائل آورده است:&lt;br /&gt;
« حدثناابومعاویه عن هشام بن عروة عی ابیه قال:.. م کان من ذکر الامم و العذاب فانّه انزل بمکة» بنابراین هر سوره ای که در آن قصص انبیا و اقوام گذشته آمده است بجز سوره بقره مکی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه سوم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سومین ضابطه این است که هر سوره ای که دارای «کلّا» باشد مکی است. جعبری می نویسد: « کل سورة فیها کلّا...فهی مکیة» و سیوطی از قول دیرینی (م694ق) می آورد که وی گفته است: « و ما نزلت «کلّا» بیثرب فاعلمن و لم تأت فی القرآن فی نصفه الاعلی»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه چهارم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهارمین ضابطه وجود حروف مقطعه در ابتدای سوره مکی است بجز دو سوره بقره و آل عمران و سوره رعد در نظر کسانی که آن را مدنی می دانند. باز جعبری می گوید: « کل سورة اولها  حرف تهجّ، سوی الزهراوین و الرعد فی وجه... فهی مکیة »&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه پنجم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پنجمین ضابطه عبارت است از اینکه هر سوره ای که در آن داستان آدم و ابلیس باشد بجز سوره بقره مکی است. جعبری می گوید: « کل سورة فیها قصة آدم و ابلیس سوی الطولی فهی مکیة »&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ضابطه ششم===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ششمین ضابطه وجود سجده در سور مکی است . سیوطی می نویسد: و فی کامل الهذلی (م465ق): «کل سورة فیها سجدة فهی مکیة». بنابراین سوره های سجده دار مکی هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;مهدی کمانی نجف آبادی، شیوه های دستیابی به آیات و سور مکی و مدنی، فصلنامه حسنا، شماره 9، تابستان و پاییز 1390 (164 – 177)، صفحه 170 تا 172 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==راه شناخت سور مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى تشخيص مكى يا مدنى بودن سور قرآن، راه‏هايى به شرح ذيل وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- وجود روايات عامه‏ دالّ بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از محققان به شكل ويژه‏ اى به اين روايات و ترتيب نزولى كه از آن‏ها مشخص مى‏ شود، استناد مى ‏كنند و دلايل ديگر و روايات متفاوت با آنها را معتبر نمى ‏شمارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- وجود ملاك‏هاى عمومى يا غالب در سور مكى و مدنى‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته سزاوار توجه در اين باره آن است كه ملاك‏هاى عمومى يا غالب، عمدتا از ترتيب نزولى كه بر اساس روايات عامه تهيه شده، استخراج مى ‏شود و از اين رو به اين ملاك‏ها نيز همانند آن روايات نمى ‏توان به طور كلى استناد كرد. به نظر مى ‏رسد لازم است پس از قطعيت يافتن مكى و مدنى بودن سور، براى پى ‏ريزى مجدد اين ملاك‏ها اقدام كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- وجود روايات خاصه دال بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند ذيل تمام سور قرآن از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) روايت وجود ندارد، در برخى از موارد، روايتى درباره نزول سوره وجود دارد و بر همين اساس مى ‏توان از زمان و مكان نزول آن آگاهى يافت.&lt;br /&gt;
تنها نكته مهم بعد از تأييد صحت روايات، اين است كه روايت به طور دقيق و واضح به نزول آيه دلالت داشته و چنين نباشد كه فقط كاربردهايى از آيه يا سوره را بيان كرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- سياق آيات و مطالب موجود در سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين راه، مهم‏ترين راه براى تشخيص سور مكى و مدنى است. شايد بتوان [[علامه طباطبايى]] را اولين شخصيتى دانست كه بر خلاف روال دانشمندان پيش از خود، اساسا اين ملاك را مبناى كار خود در بحث مكى و مدنى بودن آيات و سور در [[تفسير الميزان]] قرار داده و در كنار آن از روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بهره فراوان برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حميد رضا مستفيد؛ كريم دولتى‏؛ تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى‏، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1384، صفحه 73 -74&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89203</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89203"/>
		<updated>2018-06-28T06:12:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پیش از هجرت نازل شده مکی و هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی بشمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
==راه شناخت سور مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى تشخيص مكى يا مدنى بودن سور قرآن، راه‏هايى به شرح ذيل وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- وجود روايات عامه‏ دالّ بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از محققان به شكل ويژه‏ اى به اين روايات و ترتيب نزولى كه از آن‏ها مشخص مى‏ شود، استناد مى ‏كنند و دلايل ديگر و روايات متفاوت با آنها را معتبر نمى ‏شمارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- وجود ملاك‏هاى عمومى يا غالب در سور مكى و مدنى‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته سزاوار توجه در اين باره آن است كه ملاك‏هاى عمومى يا غالب، عمدتا از ترتيب نزولى كه بر اساس روايات عامه تهيه شده، استخراج مى ‏شود و از اين رو به اين ملاك‏ها نيز همانند آن روايات نمى ‏توان به طور كلى استناد كرد. به نظر مى ‏رسد لازم است پس از قطعيت يافتن مكى و مدنى بودن سور، براى پى ‏ريزى مجدد اين ملاك‏ها اقدام كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- وجود روايات خاصه دال بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند ذيل تمام سور قرآن از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) روايت وجود ندارد، در برخى از موارد، روايتى درباره نزول سوره وجود دارد و بر همين اساس مى ‏توان از زمان و مكان نزول آن آگاهى يافت.&lt;br /&gt;
تنها نكته مهم بعد از تأييد صحت روايات، اين است كه روايت به طور دقيق و واضح به نزول آيه دلالت داشته و چنين نباشد كه فقط كاربردهايى از آيه يا سوره را بيان كرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- سياق آيات و مطالب موجود در سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين راه، مهم‏ترين راه براى تشخيص سور مكى و مدنى است. شايد بتوان [[علامه طباطبايى]] را اولين شخصيتى دانست كه بر خلاف روال دانشمندان پيش از خود، اساسا اين ملاك را مبناى كار خود در بحث مكى و مدنى بودن آيات و سور در [[تفسير الميزان]] قرار داده و در كنار آن از روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بهره فراوان برده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حميد رضا مستفيد؛ كريم دولتى‏؛ تقسيمات قرآنى و سور مكى و مدنى‏، تهران، وزارت ارشاد، چاپ اول، 1384، صفحه 73 -74&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89202</id>
		<title>سوره های مکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DA%A9%DB%8C&amp;diff=89202"/>
		<updated>2018-06-28T06:05:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
هر سوره ای که پیش از هجرت نازل شده مکی و هر سوره ای که پس از هجرت نازل شده است مدنی بشمار می رود، خواه در مدینه نازل شده باشد خواه در سفرها. و حتی در مکه در سفر حج یا عمره یا پس از فتح، چون پس از هجرت بوده است، مدنی محسوب می شود.&lt;br /&gt;
==راه شناخت سور مکی و مدنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى تشخيص مكى يا مدنى بودن سور قرآن، راه‏هايى به شرح ذيل وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- وجود روايات عامه‏ دالّ بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از محققان به شكل ويژه‏ اى به اين روايات و ترتيب نزولى كه از آن‏ها مشخص مى‏ شود، استناد مى ‏كنند و دلايل ديگر و روايات متفاوت با آنها را معتبر نمى ‏شمارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- وجود ملاك‏هاى عمومى يا غالب در سور مكى و مدنى‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته سزاوار توجه در اين باره آن است كه ملاك‏هاى عمومى يا غالب، عمدتا از ترتيب نزولى كه بر اساس روايات عامه تهيه شده، استخراج مى ‏شود و از اين رو به اين ملاك‏ها نيز همانند آن روايات نمى ‏توان به طور كلى استناد كرد. به نظر مى ‏رسد لازم است پس از قطعيت يافتن مكى و مدنى بودن سور، براى پى ‏ريزى مجدد اين ملاك‏ها اقدام كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- وجود روايات خاصه دال بر زمان، مكان يا موضوع نزول سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند ذيل تمام سور قرآن از پيشوايان معصوم (عليهم السلام) روايت وجود ندارد، در برخى از موارد، روايتى درباره نزول سوره وجود دارد و بر همين اساس مى ‏توان از زمان و مكان نزول آن آگاهى يافت.&lt;br /&gt;
تنها نكته مهم بعد از تأييد صحت روايات، اين است كه روايت به طور دقيق و واضح به نزول آيه دلالت داشته و چنين نباشد كه فقط كاربردهايى از آيه يا سوره را بيان كرده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- سياق آيات و مطالب موجود در سوره‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين راه، مهم‏ترين راه براى تشخيص سور مكى و مدنى است. شايد بتوان [[علامه طباطبايى]] را اولين شخصيتى دانست كه بر خلاف روال دانشمندان پيش از خود، اساسا اين ملاك را مبناى كار خود در بحث مكى و مدنى بودن آيات و سور در [[تفسير الميزان]] قرار داده و در كنار آن از روايات اهل بيت (عليهم السلام) نيز بهره فراوان برده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوره های مکی به ترتیب نزول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{|width=&amp;quot;45%&amp;quot;  style=&amp;quot;margin:1em 1em 1em 1; text-align:center;border-style:solid;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|شماره در مصحف&lt;br /&gt;
|نام سوره&lt;br /&gt;
|شماره در ترتیب نزول&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۶&lt;br /&gt;
|[[سوره علق]]&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قلم]]&lt;br /&gt;
|۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مزمل]]&lt;br /&gt;
|۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|[[سوره مدثر]]&lt;br /&gt;
|۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱&lt;br /&gt;
|[[سوره حمد]]&lt;br /&gt;
|۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره مسد]]&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|[[سوره تکویر]]&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعلی]]&lt;br /&gt;
|۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۲&lt;br /&gt;
|[[سوره الليل]]&lt;br /&gt;
|۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۹&lt;br /&gt;
|[[سوره فجر]]&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۳&lt;br /&gt;
|[[سوره الضحى]]&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشراح]]&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۳&lt;br /&gt;
|[[سوره عصر]]&lt;br /&gt;
|۱۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عادیات]]&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کوثر]]&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۲&lt;br /&gt;
|[[سوره تکاثر]]&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ماعون]]&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۹&lt;br /&gt;
|[[سوره کافرون]]&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فیل]]&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۳&lt;br /&gt;
|[[سوره فلق]]&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ناس]]&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره اخلاص]]&lt;br /&gt;
|۲۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|[[سوره نجم]]&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|[[سوره عبس]]&lt;br /&gt;
|۲۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۷&lt;br /&gt;
|[[سوره قدر]]&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۱&lt;br /&gt;
|[[سوره شمس]]&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|[[سوره بروج]]&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۵&lt;br /&gt;
|[[سوره تین]]&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۶&lt;br /&gt;
|[[سوره قریش]]&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۱&lt;br /&gt;
|[[سوره قارعة]]&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|[[سوره قيامة]]&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰۴&lt;br /&gt;
|[[سوره الهمزة]]&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|[[سوره مرسلات]]&lt;br /&gt;
|۳۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|[[سوره الطارق]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۹۰&lt;br /&gt;
|[[سوره بلد]]&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|[[سوره قمر]]&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|[[سوره ص]]&lt;br /&gt;
|۳۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اعراف]]&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|[[سوره جن]]&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۶&lt;br /&gt;
|[[سوره یس]]&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فرقان]]&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۵&lt;br /&gt;
|[[سوره فاطر]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|[[سوره ق]]&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۹&lt;br /&gt;
|[[سوره مریم]]&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۰&lt;br /&gt;
|[[سوره طه]]&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|[[سوره واقعه]]&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۶&lt;br /&gt;
|[[سوره شعراء]]&lt;br /&gt;
|۴۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۷&lt;br /&gt;
|[[سوره نمل]]&lt;br /&gt;
|۴۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۸&lt;br /&gt;
|[[سوره قصص]]&lt;br /&gt;
|۴۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۷&lt;br /&gt;
|[[سوره اسراء]]&lt;br /&gt;
|۵۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۰&lt;br /&gt;
|[[سوره یونس]]&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۱&lt;br /&gt;
|[[سوره هود]]&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۲&lt;br /&gt;
|[[سوره یوسف]]&lt;br /&gt;
|۵۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۵&lt;br /&gt;
|[[سوره حجر]]&lt;br /&gt;
|۵۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶&lt;br /&gt;
|[[سوره انعام]]&lt;br /&gt;
|۵۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۷&lt;br /&gt;
|[[سوره صافات]]&lt;br /&gt;
|۵۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۱&lt;br /&gt;
|[[سوره لقمان]]&lt;br /&gt;
|۵۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۴&lt;br /&gt;
|[[سوره سبا]]&lt;br /&gt;
|۵۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۹&lt;br /&gt;
|[[سوره زمر]]&lt;br /&gt;
|۵۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۰&lt;br /&gt;
|[[سوره غافر]]&lt;br /&gt;
|۶۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۱&lt;br /&gt;
|[[سوره فصلت]]&lt;br /&gt;
|۶۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۲&lt;br /&gt;
|[[سوره شوری]]&lt;br /&gt;
|۶۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۳&lt;br /&gt;
|[[سوره زخرف]]&lt;br /&gt;
|۶۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۴&lt;br /&gt;
|[[سوره دخان]]&lt;br /&gt;
|۶۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۵&lt;br /&gt;
|[[سوره جاثيه]]&lt;br /&gt;
|۶۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۴۶&lt;br /&gt;
|[[سوره احقاف]]&lt;br /&gt;
|۶۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۱&lt;br /&gt;
|[[سوره ذاریات]]&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۸&lt;br /&gt;
|[[سوره الغاشية]]&lt;br /&gt;
|۶۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۸&lt;br /&gt;
|[[سوره کهف]]&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۶&lt;br /&gt;
|[[سوره نحل]]&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|[[سوره نوح]]&lt;br /&gt;
|۷۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۱۴&lt;br /&gt;
|[[سوره ابراهیم]]&lt;br /&gt;
|۷۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۱&lt;br /&gt;
|[[سوره انبیاء]]&lt;br /&gt;
|۷۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مؤمنون]]&lt;br /&gt;
|۷۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۲&lt;br /&gt;
|[[سوره سجده]]&lt;br /&gt;
|۷۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۵۲&lt;br /&gt;
|[[سوره طور]]&lt;br /&gt;
|۷۶&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۷&lt;br /&gt;
|[[سوره ملک]]&lt;br /&gt;
|۷۷&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۶۹&lt;br /&gt;
|[[سوره الحاقة]]&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۰&lt;br /&gt;
|[[سوره معارج]]&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۸&lt;br /&gt;
|[[سوره نبا]]&lt;br /&gt;
|۸۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۷۹&lt;br /&gt;
|[[سوره نازعات]]&lt;br /&gt;
|۸۱&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|[[سوره انفطار]]&lt;br /&gt;
|۸۲&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|[[سوره انشقاق]]&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۳۰&lt;br /&gt;
|[[سوره روم]]&lt;br /&gt;
|۸۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۲۹&lt;br /&gt;
|[[سوره عنکبوت]]&lt;br /&gt;
|۸۵&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|۸۳&lt;br /&gt;
|[[سوره مطففین]]&lt;br /&gt;
|۸۶&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات و سور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89166</id>
		<title>علوم قرآنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89166"/>
		<updated>2018-06-27T06:22:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* ادبیات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
«علوم قرآن» نام علمی مدوّن مربوط به قرآن است و به مجموعه مطالبی گفته می‌شود که درباره قرآن کریم بحث می‌کند و به‌گونه‌ای در شناخت این کتاب شریف مؤثر است؛ مانند: نزول قرآن، مبدء، کیفیت، مکان و مدت نزول، جمع و کتابت قرآن در عصر پیامبر (ص) ، اعجاز و مانندناپذیری، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، سوگند‌ها، مَثَل‌ها، ترتیب و تناسب سوره‌ها، قصه‌ها، و…. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://wiki.islamicdoc.org/wiki/index.php/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_(%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C) علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی]، بازیابی: 27 بهمن 1395&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنای لغوی علوم قرآنی&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال؛فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران: امیرکبیر،چاپ اول،1385، ص:19تا 25(با تلخیص)&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به منظور تعريف علوم قرآن، ابتدا هريك از اين دو كلمه در لغت و اصطلاح و سپس به صورت تركيب مورد بررسى قرار مى ‏گيرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''علوم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين واژه جمع «علم» است. علم در لغت به معناى آگاهى در مقابل «جهل و نادانى» و مترادف با شعور و شناخت است. &lt;br /&gt;
اما «علوم» در كاربرد حكيمان، متكلمان، دانشمندان شرع و عالمان مدون علوم، معانى اصطلاحى مختلفى به خود گرفته است. علوم در اصطلاح اخير (علماى تدوين) به علوم قرآن نزديك‏تر است زيرا علوم قرآن در ساختار علمى مدون، سامان يافته است. علوم در اصطلاح اين افراد بر دانش‏هاى نظام يافته در جهتى واحد، اطلاق شده است، خواه وحدت در موضوع باشد يا در غايت و خواه آن دانش‏ها، تصور باشد يا تصديق و خواه آن تصديقات، مسائلى كلى باشد- كه غالبا چنين است- يا جزئى و تخصصى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قرآن'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره اين واژه آراء مختلفى ارائه شده است. اين اظهارات را مى ‏توان به دو دسته تقسيم كرد. دسته اول، مواردى كه قرآن را جامد دانسته است؛ دسته دوم، مواردى كه آن را مشتق گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد نخست (جامد و اسم علم بودن) [[زركشى]] و به دنبال او [[سيوطى]]، به نقل از [[خطيب بغدادى]]‏ و [[بيهقى‏]] آورده‏ اند كه [[شافعى]] در روايت خود از قرائت [[ابن كثير]]، «قرآن» را غير مهموز مى‏ خواند ولى «قرأت» را به همزه قرائت مى‏ كرد. شافعى مى ‏گفت: قرآن، اسم كتاب خداوند و غير مهموز و همانند اسم‏هاى [[تورات]] و [[انجيل]] است‏ . سيوطى، خود نيز همين نظر را برگزيده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد دوم (مشتق بودن) اختلاف بيشتر است. برخى آن را صحيح سالم و مشتق از «قرن» دانسته‏ اند. قرن به معناى، ضميمه كردن و در كنار هم نهادن است و از آن‏رو كه سوره‏ ها و آيه ‏ها و كلمه‏ هاى قرآن، در كنار هم، به يكديگر ضميمه شده، قرآن نام گرفته است، اين گفتار از آن [[اشعرى]] (324 ق) است. [[فرّاء]] (207 ق) نيز قرآن را صحيح سالم و هم ‏ساختار «قرائن» (جمع قرينه) دانسته است؛ زيرا آيات آن، يكديگر را تصديق مى‏ كند و به همديگر شباهت دارد، از اين ‏رو قرينه يكديگر است.  برخى آن را صحيح مهموز و مشتق از «قرأ» گرفته‏ اند؛ در اين ميان [[لحيانى]] (215 ق) مى ‏گفت: «قرآن» مهموز و همانند رجحان و غفران، مصدر «قرأت» است و از باب نام‏گذارى مفعول به مصدر، «كتاب مقروء» قرآن نام گرفته‏ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجيد، از اين نام خود «[[قرآن]]»، حدود 58 مورد و بيشتر از ديگر نام‏هايش نام برده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''علوم قرآن‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در لفظ، يك تركيب اضافى (مضاف و مضاف اليه) است. اضافه اين دو لفظ، به همه علوم و معارف مربوط به قرآن اشاره دارد و لفظ «علوم» آن، جمع است زيرا مراد از آن يك علم مرتبط با قرآن نيست بلكه مقصود همه علومى است كه در خدمت قرآن و يا مستند به آن است. بر اين اساس علومى چون تفسير، قراءات، رسم الخط، اعجاز، اسباب النزول، ناسخ و منسوخ، اعراب قرآن، غريب القرآن، علوم دينى و زبان عربى و ... را در بر دارد. به ديگر عبارت، اين مركب اضافى، هم شامل «علوم في القرآن» و هم «علوم للقرآن» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما «علوم فى القرآن» كه- تقريبا به معناى وصفى (العلوم القرآنية) نزديك است- همان دانش‏هاى قرآنى است يا دانش‏هايى كه در آيات الهى وجود دارد و از قرآن به دست مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
اين معنى نزد پيشينيان متداول بود و برخى قرآن را شامل همه علوم (علوم عيان و پنهان اعتقادى و عملى دينى و هم علوم دنيوى) مى ‏دانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در «علوم للقرآن» معناى اضافى از تركيب علوم القرآن- كه شامل همه علوم دينى و عربى بود- رخت بربسته و براى علمى مدون، علم و اسم خاص شده است كه از آن به اصطلاح علوم قرآن تعبير گرديده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع علوم قرآن، بررسى قرآن مجيد از جنبه‏ هاى مختلف و مرتبط ياد شده در تعريف است. &lt;br /&gt;
فائده اين علم، به فرهنگ والا و فراگير قرآن مجيد و شناخت معارف ارزشمند آن و آمادگى دفاع خوب از حريم آن و آن‏گاه آسانى ورود به تفسير قرآن، باز مى ‏گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفاوت علوم قرآنی با معارف قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی اصطلاحی است درباره مسائلی مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن. فرق میان علوم قرآنی و معارف قرآنی آن است که علوم قرآنی بحثی بیرونی است و به درون و محتوای قرآن از جنبه تفسیری کاری ندارد. اما معارف قرآنی  کاملا با مطالب درونی قرآن و محتوای آن سر و کار داشته و یک نوع تفسیر موضوعی به شمار می رود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث علوم قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث اصلی که در علوم قرآنى مطرح می شوند عبارتند از:[[اسامی و صفات قرآن]]، [[تاریخ قرآن]]، [[اعجاز قرآن]]، [[ترجمه قرآن]]،[[تفسیر قرآن]]، [[تقسیمات قرآن]]، [[خصایص قرآن]]، [[دلالت الفاظ قرآن]]، [[فضایل قرآن]]، [[قرائت قرآن]] و [[تجوید]].    &lt;br /&gt;
===تاریخ قرآن===&lt;br /&gt;
در تاریخ قرآن به سه مبحث اصلی پرداخته می شود:[[نزول قرآن]]، [[جمع قرآن]] و [[اسباب نزول قرآن]]. &lt;br /&gt;
===دلالت الفاظ قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث دلالت الفاظ نیز به موضوعات زیر پرداخته می شود:[[عام و خاص]]، [[مجمل و مبین]]، [[مطلق و مقید]]، [[محکم و متشابه]]، [[مفهوم و منطوق]]، [[نص و ظاهر]] و  [[ناسخ و منسوخ]].&lt;br /&gt;
===اعجاز قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث اعجاز قرآن به [[وجوه اعجاز قرآن]] و بحث [[تحریف قرآن|تحریف یا عدم تحریف در قرآن]] و... پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
===ترجمه قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث ترجمه قرآن به گونه های ترجمه قرآن مثل [[ترجمه تفسیری قرآن|ترجمه تفسیری ]] ، [[ترجمه عرفی قرآن|عرفی]] و [[ترجمه لفظی قرآن|لفظی]]  قرآن اشاره می شود.&lt;br /&gt;
===فضایل قرآن===&lt;br /&gt;
همچنین در بخش فضایل قرآن به [[فضایل سور]] و آیات و فضایل عمومی قرآن مثل فضیلت حفظ، خواندن، [[فضیلت استماع قرآن|استماع]]، [[تدبر]] و [[فضیلت نگاه به قرآن|نگاه به قرآن]] پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت دقيق غالب اين بحث‌ها در شناخت محتواى [[قرآن]] دخيل بوده و مى‌تواند ما را در تفسير صحيح از قرآن يارى دهد. به عنوان مثال شناخت آيات مكى از مدنى که در تقسیمات قرآن مطرح می شود مى‌تواند ما را در شناخت موقعيت زمانى و مكانى نزول آيات كه در برخى موارد همچون قرينه‌هاى حاليه در تفهيم مراد آيات عمل مى‌كنند، يارى دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بایستگی علوم قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;سید محسن سادات فخر؛ پیشینه و بایستگی علوم قرآن: فصلنامه حسنا، شماره 3، زمستان 1388(20 تا 39)،صفحه 32 تا35(با تلخیص) در دسترس در پایگاه مجلات تخصی نوردر دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بایستگی علوم قرآن برای ورود به حوزه تفسیر از منظرهای مختلف قابل اثبات است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر ماهیت قرآن===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزول آیه ها به شیوه وحیانی از سوی خدای عزیز حکیم{{متن قرآن|«تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره زمر]]:1؛ [[سوره جاثیه]]: 2؛ [[سوره احقاف]]: 2&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدت زمانی بیست و سه سال در شرایط و موقعیت های متفاوت اجتماعی و فرهنگی مسلمانان انجام پذیرفت. این کتاب در متن خود آیه های خویش را با صراحت به محکمات و متشابهات تقسیم می نماید:{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره آل عمران]]: 7&amp;lt;/ref&amp;gt; این آیه از اصل بودن آیات محکمات نسبت به متشابهات، برخورداری آیه ها از [[تأویل]] و علم به تأویل سخن می گوید. قرآن با نزول به زبان فصیح و عربی{{متن قرآن|«عَلَی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ»}}،{{متن قرآن|«بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره شعراء]]: 194 و 195&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره گیری از تمثیل را اصلی فراگیر در اسلوب بیانی خود برمی شمارد:{{متن قرآن|«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره اسراء]]: 89؛ [[سوره کهف]]: 54&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
اینگونه کتاب ، شناختنی است و شناخت آن به آگاهی ها و دانستنی های پیشینی وابسته است، بدون علم به تاریخ نزول آیه ها، شناخت جامع حوادث پیرامونی نزول آیه ها، معنا و مدلول کامل و جامع اجزاء این کتاب، ناشناخته می ماند. در حوزه شناخت حقیقت آیات، تأویل و مسأله های پیرامونی آن با اشاره قرآن به وجود تأویل، گونا گونی تأویل و پیروی از آن نیز به اشارت او برهانی شده است. شناخت تأویل، حقیقت تأویل، محدوده و مرزهای تأویل، و در نهایت پیروی مطلوب از تأویل بدون تردید نیاز به دانایی پیشینی دارد. ورود به عرصه فهم قرآن بدون شناخت قبلی این گونه مسائل نه تنها فهم درست آیه ها را با دشواری روبرو می نماید، بلکه در برخی موارد مانع فهم درست و جامع می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر تاریخی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیر تاریخی تفسیر قرآن با دانش های پیشینی همراه بوده است، تفسیر قرآن از آغاز نزول متناسب با ماهیت آیه ها، مفاد و معنای جامع و کامل بوده است؛ زیرا در دوران پیامبر(ص) نزول آرام آیه، آیه با تفسیر نبوی همراه بود، پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیر کامل آیه ها را بر اساس رسالت الهی به عهده داشت: {{متن قرآن|«وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره نحل]]: 44&amp;lt;/ref&amp;gt; تفسیر نبوی، تبیین آیه ها در فضای نزول و تشریح {{متن قرآن|«مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»}}(آنچه نازل شده) بوده است.&lt;br /&gt;
[[امام صادق علیه السلام]] می فرماید: احکام نماز بر پیامبر نازل شد و قبل از تفکیک نمازهای سه رکعتی و چهاررکعتی، پیامبر موارد نازل شده را برای مسلمانان تفسیر می نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; کافی، کلینی، ج 1، ص 286.&amp;lt;/ref&amp;gt; این کلام، پیوستگی جریان تفسیر نبوی را به نزول آیه، آیه به روشنی اعلام می دارد. بعد از دوران نبوی، تفسیر قرآن از سوی صحابه ادامه یافت. تفسیر صحابه، شامل بیان مراد از عنوان ها، اصطلاحات و مفردات قرآن گردید. طبقه اول از مفسّران را غیر از [[امام علی علیه السلام]] گروهی از صحابه همانند: [[ابن عباس]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عبدالله بن ابی]] و... تشکیل می دهند. تفسیر در این دوران به حوزه ادبی آیات، موارد شأن نزول، بخش کمی از استدلال به آیه قرآن در برابر آیه دیگر محدود می شد. بخش اندکی از تفسیر صحابه نیز تفسیر نقلی است که در عرصه سرگذشت های انبیا و اقوام پیشین و معارف قرآن و مسائل کلامی همانند: مبدأ و معاد ارائه شده است. با توجه به حضور صحابه در فضا و محیط نزول آیه ها، مسأله های پرشماری از مباحث علوم قرآن به علم حضوری برای آنان روشن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تابعان]] بعد از صحابه طبقه گسترده ای در طبقات مفسران به شمار می روند، تابعان از مفسران همانند: مجاهد، ابی قتاده، ابی لیلی، الشیعی و السدی در واقع تداوم بخش جریان علمی تفسیر دوران صحابه هستند، تفسیر نقلی نیز در دوران تابعان گسترش یافت به نحوی که در جریان نقل روایات تفسیری در تفسیر تابعی برخی اسرائیلیات نیز در حوزه تفسیر وارد گردید.آگاهی تابعان در زمینه مسایل علوم قرآن اگر چه همانند صحابه، به علم حضوری نبوده است؛ اما نزدیکی آنان به دوران نزول و مصاحبت علمی با صحابه، آنان را با موضوعات و مسأله های اصلی علوم قرآن آشنا نموده و تفسیر تابعین را بر اصول و ضوابط پیشینی فهم قرآن قرار می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن در دوران معاصر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهم قرآن در دوران صدر اسلام متناسب با فرهنگ عمومی آن دوران بوده است. فهم عرفی از مفاد و معنای آیه ها چنان با بساطت همراه بود که تلقّی اولیه خود را بدون تردید بر قرآن تطبیق نمود. و به آن ترتیب اثر داده اند. در روایات آمده است بعد از نزول آیه: {{متن قرآن|«کُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره بقره]]: 187&amp;lt;/ref&amp;gt; عدی بن حاتم، به پیامبر گفت: من دو نخ سفید و سیاه کنار هم می گذارم تا با روشن شدن سفیدی از سیاهی، زمان صبح مشخص شود و به آنها نگاه می کنم؛ اما مشخص نمی شود، پیامبرصلی الله علیه و آله تبسّم کرد و فرمود: پسر حاتم! مراد آیه، آشکار شدن سفیدی صبح از سیاهی شب است که آغاز وقت روزه است.&amp;lt;ref&amp;gt; طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن دوران نزول، دوران نوینی آغاز شد. دوران نوین از مشخصه های بیرونی و درونی متنوعی برخوردار است. از یکسو، پیامبر صلی الله علیه و آله مخاطب اول و دریافت کننده مستقیم وحی از دسترس دور است و نسخه نوشته های قرآن بر اساس قرائت های مختلف قاریان نامدار، شناخت و فهم آیه ها را نیازمند قوانین و ضوابط خاص نموده است، از سوی دیگر گسترش حوزه جغرافیای اسلام و پیروزی های مسلمانان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله موجب معاشرت و همزیستی مسلمانان با غیر مسلمانان شد. ارتباط و تعامل علمی مسلمانان با آنها، ورود اندیشه ها و مباحث کلامی ادیان و مذاهب غیر اسلامی، تغییرات فکری و علمی به همراه داشت و موجب آشکار شدن مسائل و موضوعات نوینی در ذهن و اندیشه مسلمانان گردید. با تغییر شرایط، فهم قرآن در میان مسلمانان وضعیت جدیدی پیدا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفسیر آیه ها خود آموزه متن وحی است، ارجاع متشابهات به محکمات، علم به تأویل و قلمرو تأویل مسأله هایی است که روشن شدن آنها قبل از ورود به عرصه تفسیر آیات کتاب مجید هدایت گر تفسیر درست می گردد. تمامی این مسأله ها، سلسله حلقه های پیوسته علوم قرآن است که راهیابی به تفسیر جامع و فراگیر را فراهم می نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پيشگامان تدوين علوم قرآنى ==&lt;br /&gt;
* یحيى بن يعمر (م 89) كتابى در قرائت نگاشته است.&lt;br /&gt;
* حسن بصرى (م 110) نويسنده نزول القرآن و عدد آیات القرآن.&lt;br /&gt;
* عبدالله بن عامر يحصبى (م 118) نويسنده كتب اختلاف مصاحف الشام والحجاز والعراق والمقطوع والموصول.&lt;br /&gt;
* عطاء بن ابى مسلم ميسرة الخراسانى (م 135) اولين نويسنده در ناسخ و منسوخ.&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب كلبى (م 146) آغازگر تدوين احكام القرآن.&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (م 141) نخستين مؤلف در علم قرائت، معانى قرآن و غريب القرآن.&lt;br /&gt;
* خليل بن احمد فراهيدى (م 170) مبتكر و مؤلف در نقط و رسم.&lt;br /&gt;
* على بن عبدالله سعدى در تأليف اسباب النزول و محمد بن جنيد (م 281) در امثال القرآن گوى سبقت را از ديگران ربوده‌اند.&lt;br /&gt;
* محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) پيشقدم در تدوين كتابى با عنوان [[اعجاز قرآن]] بوده كه امروزه از ميان رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از قرآن شناسان، على بن مدينى و ابوعبيد قاسم بن سلام را كه هر دو از دانشمندان قرن سوم‌اند، به ترتيب پيشگام در تدوين اسباب النزول و ناسخ و منسوخ ‌دانسته‌اند. نخستین کسانی که به تدوین این رشته علمی پرداختند، عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* یحیی بن یعمر (متوفی 89 هجری)؛&lt;br /&gt;
* حسن بصری (متوفی 110 هجری)؛&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (141 هجری)؛&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب کلبی (متوفی 146 هجری) و تعدادی از دانشمندان دیگر که به تدریج بر تعداد موضوعات علوم قرآنی و نویسندگان آن افزوده گردید.&amp;lt;ref name = &amp;quot;درسنامه&amp;quot;&amp;gt; درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آثار موجود مهم ترین کتابها در زمینه علوم قرآنی اساسا دو کتاب '''البرهان''' و '''الاتقان''' می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[البرهان فی علوم القرآن]]، تألیف امام بدر الدین [[محمد بن بهادر زرکشی]] (متوفی 794هجری) است. ایشان از برجسته ترین علما و دانشمندان قرن هشتم می باشد.کتاب وی البرهان زبده ترین کتاب در مباحث علوم قرآنی است. این کتاب شمول و گستردگی را با ایجاز و ایفاء در عبارت به هم آمیخته است. نامبرده مباحث قرآنی را تا 47 نوع پیش برده و درباره هریک آنچه لازم بوده است گرد آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الاتقان فی علوم القرآن]]، تألیف جلال الدین عبدالرحمان[[سیوطی]] (متوفی 911 هجری) است. او در تمامی علوم حدیث و تفسیر و دیگر علوم اسلامی ید طولایی دارد و تألیفات گرانبهایی از خود باقی گذارده است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه13-14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از الاتقان چندان با اثر قابل توجهى روبه‏ رو نمى ‏شويم، بلكه بيشتر نگارش‏هاى علوم قرآن تنها در زمينه‏ هايى خاص صورت گرفت.&lt;br /&gt;
با اين حال در قرن اخير دانشمندان فراوانى در زمينه‏ هاى مختلف علوم قرآنى تأليفات ارزشمندى را عرضه نموده‏ اند كه به برخى از آنها اشاره مى شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناهل العرفان فى علوم القرآن تأليف محمد عبد العظيم زرقانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث فى علوم القرآن تأليف دكتر صبحى صالح؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ القرآن تأليف ابو عبد اللّه زنجانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ قرآن تأليف دكتر محمود راميار؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهشى در تاريخ قرآن كريم تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البيان فى تفسير القرآن تأليف مرحوم آية اللّه خويى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التمهيد فى علوم القرآن تأليف مرحوم آيت اللّه محمد هادى معرفت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقايق هامّة حول القرآن الكريم تأليف سيد جعفر مرتضى عاملى؛&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر ملکیان؛ علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره،تهران:اسوه،چاپ اول،1388، صفحه 15&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سير تاريخى نگارش‌ها در سده‌هاى مختلف ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* قرن اول: يحيى بن يعمر (م 89) به او كتابى در قرائت را نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
* قرن دوم: حسن بصرى (م 110)، عبدالله بن عامر يحصبى (م 118)، عطاء بن ابى‌مسلم ميسرة الخراسانى (م 135)، ابان بن تغلب (م 141)، محمد بن سائب كلبى (م 146)، حسين بن واقدى مروزى (م 151)، خليل بن احمد (م 170).&lt;br /&gt;
* قرن سوم: يحيى بن زياد معروف به فراء (م 207) مؤلف معانى القرآن و كتب ديگر، محمد بن جنيد (م 281) صاحب امثال القرآن، محمد بن مسعود عياشى داراى تأليفات بسيار و از جمله تفسيرى معروف به نام خودش، قاسم بن سلام (م 224) مؤلف الناسخ والمنسوخ، القرائات و فضائل القرآن.&lt;br /&gt;
* قرن چهارم: محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) مؤلف اعجاز [[قرآن]]، ابوعلى كوفى (م 346) صاحب فضائل القرآن، ابن جرير طبرى (م 310) صاحب تفسير معروف، ابوبكر بن قاسم انبارى (م 328) نويسنده عجائب علوم القرآن، سيد شريف رضى (م 406) نويسنده تلخيص البيان فى مجازات القرآن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن نديم در كتاب الفهرست خويش نام بسيارى از دانشمندان و كتب آنان را كه تا زمان او، يعنى قرن چهارم در زمينه‌هاى قرآنى وجود داشته است، ذكر نموده كه خود گوياى كثرت تأليفات در زمينه‌هاى مختلف است و ما تنها به ذكر ارقام و اعداد آن اكتفا مى‌كنيم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# تفسير، حدود 45 كتاب.&lt;br /&gt;
# معانى القرآن، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# لغات القرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# قرائات، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# النقط والشكل للقرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# متشابه القرآن، 10 كتاب.&lt;br /&gt;
# ناسخ القرآن و منسوخه، 18 كتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از قرن پنجم به بعد مباحث قرآنى به صورت گسترده‌تر مورد عنايت دانشمندان قرار گرفت و تأليفات قرآنى رو به افزايش نهاد. گفتنى است كه اصطلاح علوم قرآنى آن گونه كه فعلا رايج است با آنچه كه در چند سده‌هاى نخستين مصطلح بود، متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنى، در گذشته بر مباحث تفسيرى قرآن نيز اطلاق مى‌شد، در واقع علم [[تفسیر]]، علمى از علوم قرآنى بوده است همانند علم [[اعجاز قرآن]]، علم [[تاريخ ‌قرآن]]، علم [[ناسخ و منسوخ]] و... به تدريج كثرت و تنوع مباحث سبب گرديد، ميان مباحث علوم قرآنى و علم تفسير نوعى مرزبندى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زرقانى]] مى‌گويد: معروف ميان نويسندگان فن علوم قرآنى اين است كه اولين زمان ظهور اين اصطلاح، قرن هفتم است ولى در دارالكتب المصرية به كتابى از على بن ابراهيم بن سعيد مشهور به حوفى (م 430) برخوردم به نام البرهان فى علوم القرآن در سى مجلد كه پانزده مجلد آن فعلاً موجود است. بنابراين ما مى‌توانيم تاريخ اين فن را آغاز قرن پنجم بدانيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى پس از بحثى در تاريخچه علوم قرآنى چنين نتيجه‌گيرى مى‌كند كه علوم قرآنى به صورت يك فن از اواخر قرن چهارم بدست ابراهيم بن سعيد حوفى اعلام وجود نموده و در قرن ششم و هفتم هجرى در دامان ابن جوزى (م597) و سخاوى (م 641) و ابوشامه (م 665) پرورش يافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;درسنامه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==رابطه علوم قرآنی با سایر دانش های اسلامی&amp;lt;ref&amp;gt;علی نصیری، فلسفه علوم قرآنی، قبسات، شماره 39و40، بهار و تابستان1385، 221 تا 248، صفحه 229 تا 235 در دسترس در[http://www.noormags.ir  پایگاه مجلات تخصصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگریستن به مجموعه مباحثی که با عنوان علوم قـرآنی درکـتاب­ها ونگاشته­ های گذشته وحال منعکس شده، نشان می‌دهد که این مباحث از هفت نوع‌ از‌ دانـش­های اسـلامی سـرچشمه می­ گیرد و به عبارت روشن­تر ­آبشخور اصلی آن‌ها این دست از دانش­ها است. اگر این مدعا درسـت بـاشد، مفهوم آن این است که نمی ­توان برای علوم قرآنی‌ یا‌ دست‌کم بخشی از مـباحث آن اصـالت ذاتـی قائل شد و شاید تردید و شبهه برخی در این­ باره تقویت می ­شود؛ مگر آن­ که بگوییم ایـن‌ امـر‌ بـه علوم قرآنی اختصاص ندارد‌.بسیاری دیگر از‌ دانش­های‌ اسلامی، بلکه سایر علوم غیراسلامی نیز دچار ایـن آفتند که خاستگاه و آبشخور بخش قابل توجهی ازمباحث وگزاره­های آن‌ها را می­توان در سایر علوم مرتبط جست. از این‌جا است که‌ پدیده‌ تداخل علوم پیدا شده است. چنان که آخوند خراسانی(ره) در تعریف عـلم اصـول به تداخل علوم اذعان کرده، در مبحث قطع و تجّری اذعان می­کند که متکفل‌ بررسی‌ این‌ دانش علم کلام است. با‌ این‌ ­حال‌، اصولیان نیز درباره آن سخن گفته‌ اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاریخ‌ وسیره===&lt;br /&gt;
مباحثی هـمچون حـالات پیامبر(ص) قبل و پس از نزول قرآن، سیر تاریخی تدوین و شکل­ گیری قرآن، اهتمام پیامبر(ص) و صحابه به تدوین‌ و کتابت‌ قـرآن، کـاتبان وحافظان قرآن‌، برخورد‌ خلفا -اعم از دوران خلافت [[ابوبکر]] تا زمان [[حضرت علی(ع)]] - خـلافت [[بنی امیه]] و [[بنی مروان]] ، تاریخ شکل گیری نخستین تفاسیر و تـرجمه­ های قـرآن، قـّرای قرآن، اهتمام مسلمانان و تلاشی که برای نـشر و تـرویج قرآن‌ انجام‌ یافته، تاریخ خوشنویسی و تذهیب قرآن و.... از جمله مباحث تاریخی است که بـا صـرف­ نظر از علوم قرآنی درکتاب‌های تـاریخ و سـیره به آن تـوجه شـده اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهد مدعا انعکاس همین مباحث‌ در‌ مـنابع تـاریخی‌ همچون [[تاریخ طبری]]، سیره [[ابن اسحاق]]، سیره[[ابن‌هشام]]، [[مروج الذهب]] [[مسعودی]]، تـاریخ [[ابـن خلدون]]، [[الکامل]] [[ابن اثیر]] و‌... است. عـبارت دیگر آنچه از این دسـت مـباحث و گفت‌وگوها در منابع‌ علوم‌ قرآنی‌ آمـده، عـموما به کتاب‌های تاریخی ارجاع و استناد داده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث===&lt;br /&gt;
خـاستگاه اولیـه ‌‌علوم‌ قرآنی حدیث بوده وآنـچه دربـاره قـرآن یا معارف وآمـوزه­ های آن از زبـان پیامبر‌(ص)، امامان‌(ع)، یا‌ از صـحابه وتـابعان نقل شده، در قالب احادیث انعکاس یافته وبرای ما نقل شده است‌ و به‌رغم جدا شـدن واسـتقلال علوم قرآن از حدیث ، همچنان بهترین مـنبع و آبـشخور برای‌ دسـتیابی بـه گـزاره­ های علوم‌ قرآنی‌ جوامع حـدیثی است؛ برای نمونه، ثقة‌الاسلام کلینی افزون برانعکاس روایات فراوانی در زمینه علوم قرآنی در باب‌های پراکنده [[کـافی]]، کـتابی خاص باعنوان کتاب فضل القرآن را بـه ایـن امـر اخـتصاص داده است . نیز [[علامه مجلسی]] در کتاب [[بحارالانوار]] فصلی مستوعب برای این مبحث گشوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سایر جوامع حـدیثی شـیعه و جـوامع متأخرهمچون [[الحیاة]] ، [[میزان الحکمه]]، [[آثار الصـادقین]] و.... نـیز ابـواب و فـصولی بـه گـردآوری روایات ناظر به قرآن اختصاص یافته است. [[بخاری]] در نخستین باب از کتاب [[الجامع الصحیح]] خود باعنوان کتاب بدءالوحی از ماجرای نزول وحی و بعثت پیامبر (ص) سخن به میان آورده و افزون بر اختصاص دادن ابوابی در این زمینه ، نظیر کتاب فضایل القرآن، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنه با آوردن بابی مفصل با عنوان کتاب التفسیر سهم دانش های قرآنی را در کتاب خود ادا کرده است. این کار در [[صحیح مسلم]] و [[سنن ابی داوود]] و جامع [[ترمذی]] نیز دنبال شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدعای ما كتاب‌های [[تفسیر روایی]] یا [[تفسیر مأثور]] است كه با تكیه به روایات جوامع حدیثی و با جدا سازی روایات تفسیری فراهم آمده اند. تفسیر [[نورالثقلین]] و [[البرهان]] و [[صافی]] میان شیعه در آغاز ذكر هر روایت تفسیری منبع روایی خود را ذكر كرده‌اند؛ چنان كه همین امر درتفسیر [[الدر المنثور]] نیز مشهود است. &lt;br /&gt;
باید توجه داشت كه بسیاری از روایات تفسیری، صریح یا به اشاره به مباحث علوم قرآن به ویژه منطق فهم وتفسیر قرآن ناظر است كه از جمله مباحث مهم این دانش به‌شمار می‌رود. &lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه تاكنون در زمینه روایات ناظر به قرآن انجام یافته، به روایات تفسیری منحصر بوده وسایر روایات در زمینه علوم قرآنی همچون وحی، نزول، تاریخ قرآن، محكم و متشابه، ناسخ ومنسوخ و..... یكجا به صورت جامع و روشمند گرد آوری نشده اند؛ در حالی‌كه این كار برای گره گشایی از بسیاری از ابهام‌های موجود ضرور به نظر می رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادبیات===&lt;br /&gt;
ادبیات مورد نظر شامل علومی چـند اسـت کـه عبارتند از [[لغت]] و [[اشتقاق]]، [[صرف]]، [[نحو]]، [[معانی]]، [[بیان]]، [[بدیع]]؛ دانش‌هایی که بـه اذعـان‌ بسیاری‌ از صاحب ­نظران به برکت قرآن و برای شناخت و فهم عمیق­ تر این کتاب آسمانی شکل گرفته­ اند. قرآن در جـایگاه شـاهکار مـتن عربی از این عناصر بهره گرفته و این دانش­ها به منظور بازکاویدن‌ آن‌ها‌ رخ نـمود ه­ اند. کـتاب‌هایی هـمچون [[المفردات فی غریب القرآن]] [[راغب اصفهانی]]، [[مجمع ­البحرین]] [[طریحی]]، [[التحقیق فی کلمات القرآن­ الکریم]]­ [[حسن مـصطفوی]] از جـمله آثـار ماندگاری است‌ که‌ برای تبیین مفاهیم واژ ه ­های قرآن‌ فراهم‌ آمد ه ­اند. افزون بر این کـتاب‌ها حـتی ­منابع لغت­ عام همچون [[لسان­ العرب]] و [[تاج­ العروس]] مشحون از مباحث واژه­ شناسی آیات قرآن است و ابـن‌منظور در مـقدمه لسـان ­العرب تصریح‌ می­ کند‌ که این کتاب را‌ برای‌ خدمت قرآن و تسهیل فهم و تفسیر آن فراهم ساخته اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صـرف و نحو قرآن نیز چنین داستانی دارد. براساس آنچه مشهور است، نخستین ­بار [[ابوالاسود­ دئلی]] و شـاگردان وی بـه راهـنمایی حضرت امیر‌(ع) دست‌ به تنظیم قواعد و ضوابط علم صرف­ و­نحو زدند. بعدها کتاب‌هایی هـمچون [[الکـافیه]] [[رضی­ الدین­ استرآبادی]] و [[شرح الکافیه]] [[جامی]]، [[مغنی­ الادیب عن کتب الاعاریب]] از [[ابن­ هشام]] برای بازشناسی سـاختارهای صـرفی‌ ­و‌ نـحوی آیات‌ تدوین شده‌اند. کتاب مغنی در جای‌جای مباحث خود مشحون از استشهاد به آیات است. نیز چـنان­که مـشهور‌ اسـت، [[عبدالقاهر جرجانی]]، [[سکّاکی]] و [[تفتازانی]] برای نشان دادن وجوه اعجاز بیانی‌ قرآن‌ سه‌ دانـش مـعانی، بیان و بدیع را پدید آوردند. بر­این­ اساس، افزون بر استشهاد فراوان به آیات قرآن در جای­ جای ‌‌مباحث‌ این عـلوم، بـخشی از مباحث علوم قرآنی نیز به کند­و­کاو در این زمینه‌ اختصاص‌ یافته‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کلام===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کلام]] دانشی است که دفاع ­عقلانی از آموز ه­ های دینی را بـر­عهده دارد؛ از ایـن­‌ جـهت در تعریف آن گفته ­اند: «علم به عقاید دینی از روی ادله ­یقینی اسـت‌.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدا است‌ که‌ با این تعریف، کلام با [[نبوت عامه]] ­و ­خاصه و مـباحث مـربوط به آن سروکار دارد و تبیین چگونگی وحـی دربـاره پیامبران و چـند­وچون وحـی بـر پیامبر اعظم(ص)، تبیین معجزه اثباتگر رسـالت پیـامبراسلام(ص) یعنی‌ قرآن و وجوه اعجاز آن، تحدی قرآن و ناکامی معارضان آن در عرصه هماوردی و اثبات تـحریف ­ناپذیری آن از جـمله مباحث کلامی است که با عـلوم قرآن نیز اشتراک دارد؛ زیـرا تـبیین چگونگی وحی‌ و وجوه­‌ اعجاز قـرآن از جـمله وظایف اصلی علوم قرآنی است. از سوی دیگر در یکی از مباحث گسترده و پرچالش علوم قـرآنی یـعنی محکم­ و ­متشابه نیز علم کـلام حـضوری پررنـگ دارد؛ زیرا در بررسی‌ مـتشابهات‌ و مـحکمات قرآن انواع نحله­ های کـلامی از قـبیل [[اشاعره]]، [[معتزله]]، [[امامیه]]، [[ماتریدیه]]، [[کرامیه]] و.... و چگونگی برخورد آنان با این دست از آیات بررسی می‌شود. مـباحث کـلامی جلد سوم کتاب [[التمهید ­فی ­علوم ­القرآن]] استاد مـعرفت بـهترین شاهد مدعا‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر===&lt;br /&gt;
تفسیر دانـش فـهم مـدالیل آیـات‌ قـرآن‌ و کارکرد‌ این دانـش در عـرصه آیات است که درجایگاه ذی­ المقدمه و علت ­غایی علوم قرآنی نقش­ آفرینی می­کند؛ یعنی مباحث و گزاره­ های علوم قرآنی را ­بـاید‌ زمـینه‌ساز‌ مـقدمات‌ فهم و تفسیرآیات قرآن نظیر نقش اصول بـرای فـقه‌ و مـنطق‌ بـرای فـلسفه دانـست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، تفسیر به دو شیوه اساسیِ ترتیبی و موضوعی تقسیم می­ شود. در روش ترتیبی اعم از‌ ترتیب‌ کنونی‌ مصاحف یا ترتیب نزول، مفسّر از آغاز قرآن تا پایان‌ آن بر اساس چینش آیات و سـوره­ ها به تفسیر یکان ­یکان آیات می‌پردازد و به‌طور مثال، تا تفسیر [[سوره حمد]][= براساس چینش‌ کنونی]‌ را‌ تمام نکند، به تفسیر [[سوره بقره]] نمی‌پردازد؛ چنان که بر اساس‌ چینش‌ نزول تا تفسیر [[سوره عـلق]]، پایـان نپذیرد، به تفسیر [[سوره قلم]] نمی‌پردازد ؛ اما در تفسیر موضوعی نگاه مفسر‌ به‌ موضوع‌ خاصّ همچون توحید فاعلی معطوف ­شده و او به نـاگزیر تـمام آیات مرتبط به این موضوع‌ را‌ استخراج‌ و پس از دسته بندی، کشف مدالیل و منظر نهایی قرآن را دنبال می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌ توضیح‌، بخش قابل­ توجهی از مباحث عـلوم قـرآنی در تفسیر ترتیبی و تفسیر موضوعی انـعکاس‌ یـافته‌ است‌؛ به‌طور مثال، مباحث مربوط به شناخت مکی و مدنی سوره ­ها و اختلاف‌های موجود در این زمینه‌، اختلاف‌ قرائات درآیات گوناگون قرآن، دیدگاه­ ها در زمینه شمارآیات یک سـوره، مـفاهیم واژه­ های گوناگون‌ یک‌ آیـه‌، اسـباب النزول، مباحث صرفی، نحوی و بلاغی و.... از جمله مباحث علوم قرآنی است که در سرتاسر‌ تفاسیر‌ با فرازونشیب و شدت وضعف مشاهده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدّعا [[تفسیر مجمع ­البیان]] امین­ الاسلام‌ [[طبرسی‌]] است‌ که با سـاماندهی مـنطقی و قابل تحسین به مباحث تفسیری پرداخته است. وی در آغاز هر‌ سوره‌ به‌ بررسی اختلاف در مکی یا مدنی بودن سوره و شمارآیات آن می ­­پردازد؛ آن‌گاه با یـادکرد عنوان‌ «القرائة‌ و الحجبة‌ اختلاف قرائت‌ها» ادّله آن‌ها را بررسی می­ کند‌.&lt;br /&gt;
در‌ ذیل عنوان اللغـة بـه بـررسی واژه­ های دشوار یا معناساز پرداخته، در بخش الاعراب‌ اختلافات‌ و دیدگاه­ها در زمینه ­های صرفی و نحوی‌ آیات‌ را مورد‌ مداقّه‌ قرار‌ مـی­ دهد. ‌ ‌وجـوه و نظایر، اسباب­ النزول از جمله‌ محورهای‌ دیگر مورد اهتمام در این تفسیر است. این -البته نـه بـه صـورت‌ منقّح‌ و منضبط- در سایر تفاسیر نیز دنبال‌ شده است؛ چنان‌که گاه‌ مفسران‌ ذیل آیات مرتبط بـا مباحث‌ علوم‌ قرآن نظیر آیه 23و 24 [[سوره بقره]] که به تحدی و اعجاز قرآن نـاظر‌ است‌، یـا‌ آیـه‌ هفتم‌ [[سوره آل ­عمران]] که‌ بیانگر‌ تقسیم قرآن به محکم‌ و متشابه‌ است  به تفصیل، مباحث علوم قرآنی را مورد بحث وبررسی‌ نسبتا‌ تفصیلی قرار داده­ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور مباحث و گزاره­ های‌ علوم‌ قرآنی در‌ تفاسیر‌ مـوضوعی‌ نیز چشمگیر است؛ به‌طور‌ مثال، قرآن از منظر قرآن، وجوه و عرصه ­های اعجاز، محکم و متشابه در قرآن، ناسخ ومنسوخ در‌ قرآن‌، و... از جمله مباحثی است که به‌سبب‌ ناظر‌ بودن‌ به‌ آیات‌ قرآن و بهره ­داشتن از‌ روش‌ تفسیر مـوضوعی، در تـفاسیر موضوعی دنبال شده، با این ­حال از مباحث اصلی علوم قرآنی به شمار‌ می‌روند‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اصول فقه===&lt;br /&gt;
از جمله مباحث علوم قرآنی شناخت‌ گونه ­های‌ مضمونی‌ آیات‌ از‌ قبیل‌ عام وخاص، مطلق و مقیّد، مجمل ومبیّن و... اسـت کـه از جمله مسائل علم اصول به‌شمار می‌رود. هر چند نگاه اصولیان به این اقسام فقط به آیات قرآن اختصاص‌ نیافته و شامل روایات نیز می‌شود. همچنین مبحث حجیّت ظواهر قرآن کـه در پاسـخ به شبهات و دعاوی اخباریان در علم [[اصول فقه]] بحث و بررسی می‌شود درست یکی از مباحث علوم قرآنی‌ است‌. نیز در مباحث حجّت از قرآن به‌طور نخستین منبع مباحث علوم قرآنی واجتهاد یاد می شود. چنان كه در برخورد قرآن با دین شناخت سنت از امكان تخصیص یا نسخ قرآن با سنت گفت‌وگو می شود و در مبحث ظنون خاصه از این مسأله سخن به میان می آید كه آیا اخبار آحاد در حوزه تفسیر آیات حجت است یا نه؟ در مباحث الفاظ مباحثی همچون حقیقت و مجاز، حجیت قول لغوی،اصالة‌الظهور و ضرورت پایبندی به ظواهر تا زمانی كه قرینه برخلاف آن نباشد، در مباحث مقدماتی تفسیر باعنوان منطق فهم وتفسیر آیات كارآیی اساسی دارند؛ بنابراین، باید اذعان كرد كه همگی یا جزو مباحث علوم قرآنی است یا با زاویه ای خاص تردر علوم قرآنی از آنها گفت‌وگو می شود. مباحثی كه در كتاب‌های اصولی كهن همچون [[عدةالاصول]] [[شیخ طوسی]]؛[[الذریعه الی اصول الشریعه]]، [[سید مرتضی]] ؛ [[الموافقات]]، [[شاطبی]]؛ [[المنخول والمستصفی]]، [[غزّالی]] و [[المحصول]] [[رازی]] منعكس شده، به خوبی نشان‌ دهنده تداخل بخشی از مباحث علم اصول با علوم قرآنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فقه===&lt;br /&gt;
بخشی از مباحث علوم قرآنی در فقه انعكاس یافته یا حتی می توان مدعی شد كه كاوش های فقهی به غنای این مباحث در علوم قرآنی افزوده است؛ به‌طور مثال، مبحث [[قرائات سبعه]] از این منظر در فقه بحث و گفت‌وگو می‌شود كه آیا می توان حمد وسوره نماز را طبق این قرائت‌ها خواند یا نماز با قرائت مشهور [= قرائت حفص از عاصم] مجزی است؟ اگر در علوم قرآنی درباره بسمله از این حیث كه جزو آیات سوره است یا فقط به‌صورت فاصله كاربرد دارد، گفت‌وگو می شود، میان فقیهان عامه و خاصه درباره وجوب یا جواز گفتن بسمله پیش از خواندن سوره نماز بحث می شود؛ چنان كه یكی یا دو تا از دانستن سوره های [[الضحی]] و [[انشراح]] و [[فیل]] و [[قریش]] كه در فقه محل بحث و گفت‌وگو است، جمله مباحثی علوم قرآنی شمرده‌ می‌شود. &lt;br /&gt;
چگونگی برخورد با قرآن درجایگاه كتاب آسمانی مقدس از قبیل جواز یا عدم جواز واگذاری آن به كافر، آداب تلاوت قرآن، جواز یا عدم جواز ترجمه قرآن به زبان‌های گوناگون، جواز یا عدم جواز تغییر رسم الخط عثمانی، جواز یا عدم جواز انتشار قرآن با تنظیم سوره ها بر اساس نزول یا تفسیر قرآن بر این اساس و... از جمله مباحثی است كه در فقه و علوم قرآنی به طور یكسان بحث وگفت‌وگو شده و می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
فرهنگ نامه علوم قرآن،ابراهیم اقبال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی، آیت الله محمدهادی معرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره، محمدباقر ملکیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه و بایستگی علوم قرآن، سید محسن سادات فخر، فصلنامه حسنا، شماره 3 در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فلسفه علوم قرآنی، علی نصیری، فصلنامه قبسات، شماره 39و40.در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89164</id>
		<title>علوم قرآنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89164"/>
		<updated>2018-06-27T06:15:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
«علوم قرآن» نام علمی مدوّن مربوط به قرآن است و به مجموعه مطالبی گفته می‌شود که درباره قرآن کریم بحث می‌کند و به‌گونه‌ای در شناخت این کتاب شریف مؤثر است؛ مانند: نزول قرآن، مبدء، کیفیت، مکان و مدت نزول، جمع و کتابت قرآن در عصر پیامبر (ص) ، اعجاز و مانندناپذیری، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، سوگند‌ها، مَثَل‌ها، ترتیب و تناسب سوره‌ها، قصه‌ها، و…. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://wiki.islamicdoc.org/wiki/index.php/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_(%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C) علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی]، بازیابی: 27 بهمن 1395&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنای لغوی علوم قرآنی&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال؛فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران: امیرکبیر،چاپ اول،1385، ص:19تا 25(با تلخیص)&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به منظور تعريف علوم قرآن، ابتدا هريك از اين دو كلمه در لغت و اصطلاح و سپس به صورت تركيب مورد بررسى قرار مى ‏گيرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''علوم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين واژه جمع «علم» است. علم در لغت به معناى آگاهى در مقابل «جهل و نادانى» و مترادف با شعور و شناخت است. &lt;br /&gt;
اما «علوم» در كاربرد حكيمان، متكلمان، دانشمندان شرع و عالمان مدون علوم، معانى اصطلاحى مختلفى به خود گرفته است. علوم در اصطلاح اخير (علماى تدوين) به علوم قرآن نزديك‏تر است زيرا علوم قرآن در ساختار علمى مدون، سامان يافته است. علوم در اصطلاح اين افراد بر دانش‏هاى نظام يافته در جهتى واحد، اطلاق شده است، خواه وحدت در موضوع باشد يا در غايت و خواه آن دانش‏ها، تصور باشد يا تصديق و خواه آن تصديقات، مسائلى كلى باشد- كه غالبا چنين است- يا جزئى و تخصصى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قرآن'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره اين واژه آراء مختلفى ارائه شده است. اين اظهارات را مى ‏توان به دو دسته تقسيم كرد. دسته اول، مواردى كه قرآن را جامد دانسته است؛ دسته دوم، مواردى كه آن را مشتق گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد نخست (جامد و اسم علم بودن) [[زركشى]] و به دنبال او [[سيوطى]]، به نقل از [[خطيب بغدادى]]‏ و [[بيهقى‏]] آورده‏ اند كه [[شافعى]] در روايت خود از قرائت [[ابن كثير]]، «قرآن» را غير مهموز مى‏ خواند ولى «قرأت» را به همزه قرائت مى‏ كرد. شافعى مى ‏گفت: قرآن، اسم كتاب خداوند و غير مهموز و همانند اسم‏هاى [[تورات]] و [[انجيل]] است‏ . سيوطى، خود نيز همين نظر را برگزيده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد دوم (مشتق بودن) اختلاف بيشتر است. برخى آن را صحيح سالم و مشتق از «قرن» دانسته‏ اند. قرن به معناى، ضميمه كردن و در كنار هم نهادن است و از آن‏رو كه سوره‏ ها و آيه ‏ها و كلمه‏ هاى قرآن، در كنار هم، به يكديگر ضميمه شده، قرآن نام گرفته است، اين گفتار از آن [[اشعرى]] (324 ق) است. [[فرّاء]] (207 ق) نيز قرآن را صحيح سالم و هم ‏ساختار «قرائن» (جمع قرينه) دانسته است؛ زيرا آيات آن، يكديگر را تصديق مى‏ كند و به همديگر شباهت دارد، از اين ‏رو قرينه يكديگر است.  برخى آن را صحيح مهموز و مشتق از «قرأ» گرفته‏ اند؛ در اين ميان [[لحيانى]] (215 ق) مى ‏گفت: «قرآن» مهموز و همانند رجحان و غفران، مصدر «قرأت» است و از باب نام‏گذارى مفعول به مصدر، «كتاب مقروء» قرآن نام گرفته‏ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجيد، از اين نام خود «[[قرآن]]»، حدود 58 مورد و بيشتر از ديگر نام‏هايش نام برده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''علوم قرآن‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در لفظ، يك تركيب اضافى (مضاف و مضاف اليه) است. اضافه اين دو لفظ، به همه علوم و معارف مربوط به قرآن اشاره دارد و لفظ «علوم» آن، جمع است زيرا مراد از آن يك علم مرتبط با قرآن نيست بلكه مقصود همه علومى است كه در خدمت قرآن و يا مستند به آن است. بر اين اساس علومى چون تفسير، قراءات، رسم الخط، اعجاز، اسباب النزول، ناسخ و منسوخ، اعراب قرآن، غريب القرآن، علوم دينى و زبان عربى و ... را در بر دارد. به ديگر عبارت، اين مركب اضافى، هم شامل «علوم في القرآن» و هم «علوم للقرآن» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما «علوم فى القرآن» كه- تقريبا به معناى وصفى (العلوم القرآنية) نزديك است- همان دانش‏هاى قرآنى است يا دانش‏هايى كه در آيات الهى وجود دارد و از قرآن به دست مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
اين معنى نزد پيشينيان متداول بود و برخى قرآن را شامل همه علوم (علوم عيان و پنهان اعتقادى و عملى دينى و هم علوم دنيوى) مى ‏دانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در «علوم للقرآن» معناى اضافى از تركيب علوم القرآن- كه شامل همه علوم دينى و عربى بود- رخت بربسته و براى علمى مدون، علم و اسم خاص شده است كه از آن به اصطلاح علوم قرآن تعبير گرديده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع علوم قرآن، بررسى قرآن مجيد از جنبه‏ هاى مختلف و مرتبط ياد شده در تعريف است. &lt;br /&gt;
فائده اين علم، به فرهنگ والا و فراگير قرآن مجيد و شناخت معارف ارزشمند آن و آمادگى دفاع خوب از حريم آن و آن‏گاه آسانى ورود به تفسير قرآن، باز مى ‏گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفاوت علوم قرآنی با معارف قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی اصطلاحی است درباره مسائلی مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن. فرق میان علوم قرآنی و معارف قرآنی آن است که علوم قرآنی بحثی بیرونی است و به درون و محتوای قرآن از جنبه تفسیری کاری ندارد. اما معارف قرآنی  کاملا با مطالب درونی قرآن و محتوای آن سر و کار داشته و یک نوع تفسیر موضوعی به شمار می رود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث علوم قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث اصلی که در علوم قرآنى مطرح می شوند عبارتند از:[[اسامی و صفات قرآن]]، [[تاریخ قرآن]]، [[اعجاز قرآن]]، [[ترجمه قرآن]]،[[تفسیر قرآن]]، [[تقسیمات قرآن]]، [[خصایص قرآن]]، [[دلالت الفاظ قرآن]]، [[فضایل قرآن]]، [[قرائت قرآن]] و [[تجوید]].    &lt;br /&gt;
===تاریخ قرآن===&lt;br /&gt;
در تاریخ قرآن به سه مبحث اصلی پرداخته می شود:[[نزول قرآن]]، [[جمع قرآن]] و [[اسباب نزول قرآن]]. &lt;br /&gt;
===دلالت الفاظ قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث دلالت الفاظ نیز به موضوعات زیر پرداخته می شود:[[عام و خاص]]، [[مجمل و مبین]]، [[مطلق و مقید]]، [[محکم و متشابه]]، [[مفهوم و منطوق]]، [[نص و ظاهر]] و  [[ناسخ و منسوخ]].&lt;br /&gt;
===اعجاز قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث اعجاز قرآن به [[وجوه اعجاز قرآن]] و بحث [[تحریف قرآن|تحریف یا عدم تحریف در قرآن]] و... پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
===ترجمه قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث ترجمه قرآن به گونه های ترجمه قرآن مثل [[ترجمه تفسیری قرآن|ترجمه تفسیری ]] ، [[ترجمه عرفی قرآن|عرفی]] و [[ترجمه لفظی قرآن|لفظی]]  قرآن اشاره می شود.&lt;br /&gt;
===فضایل قرآن===&lt;br /&gt;
همچنین در بخش فضایل قرآن به [[فضایل سور]] و آیات و فضایل عمومی قرآن مثل فضیلت حفظ، خواندن، [[فضیلت استماع قرآن|استماع]]، [[تدبر]] و [[فضیلت نگاه به قرآن|نگاه به قرآن]] پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت دقيق غالب اين بحث‌ها در شناخت محتواى [[قرآن]] دخيل بوده و مى‌تواند ما را در تفسير صحيح از قرآن يارى دهد. به عنوان مثال شناخت آيات مكى از مدنى که در تقسیمات قرآن مطرح می شود مى‌تواند ما را در شناخت موقعيت زمانى و مكانى نزول آيات كه در برخى موارد همچون قرينه‌هاى حاليه در تفهيم مراد آيات عمل مى‌كنند، يارى دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بایستگی علوم قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;سید محسن سادات فخر؛ پیشینه و بایستگی علوم قرآن: فصلنامه حسنا، شماره 3، زمستان 1388(20 تا 39)،صفحه 32 تا35(با تلخیص) در دسترس در پایگاه مجلات تخصی نوردر دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بایستگی علوم قرآن برای ورود به حوزه تفسیر از منظرهای مختلف قابل اثبات است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر ماهیت قرآن===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزول آیه ها به شیوه وحیانی از سوی خدای عزیز حکیم{{متن قرآن|«تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره زمر]]:1؛ [[سوره جاثیه]]: 2؛ [[سوره احقاف]]: 2&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدت زمانی بیست و سه سال در شرایط و موقعیت های متفاوت اجتماعی و فرهنگی مسلمانان انجام پذیرفت. این کتاب در متن خود آیه های خویش را با صراحت به محکمات و متشابهات تقسیم می نماید:{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره آل عمران]]: 7&amp;lt;/ref&amp;gt; این آیه از اصل بودن آیات محکمات نسبت به متشابهات، برخورداری آیه ها از [[تأویل]] و علم به تأویل سخن می گوید. قرآن با نزول به زبان فصیح و عربی{{متن قرآن|«عَلَی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ»}}،{{متن قرآن|«بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره شعراء]]: 194 و 195&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره گیری از تمثیل را اصلی فراگیر در اسلوب بیانی خود برمی شمارد:{{متن قرآن|«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره اسراء]]: 89؛ [[سوره کهف]]: 54&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
اینگونه کتاب ، شناختنی است و شناخت آن به آگاهی ها و دانستنی های پیشینی وابسته است، بدون علم به تاریخ نزول آیه ها، شناخت جامع حوادث پیرامونی نزول آیه ها، معنا و مدلول کامل و جامع اجزاء این کتاب، ناشناخته می ماند. در حوزه شناخت حقیقت آیات، تأویل و مسأله های پیرامونی آن با اشاره قرآن به وجود تأویل، گونا گونی تأویل و پیروی از آن نیز به اشارت او برهانی شده است. شناخت تأویل، حقیقت تأویل، محدوده و مرزهای تأویل، و در نهایت پیروی مطلوب از تأویل بدون تردید نیاز به دانایی پیشینی دارد. ورود به عرصه فهم قرآن بدون شناخت قبلی این گونه مسائل نه تنها فهم درست آیه ها را با دشواری روبرو می نماید، بلکه در برخی موارد مانع فهم درست و جامع می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر تاریخی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیر تاریخی تفسیر قرآن با دانش های پیشینی همراه بوده است، تفسیر قرآن از آغاز نزول متناسب با ماهیت آیه ها، مفاد و معنای جامع و کامل بوده است؛ زیرا در دوران پیامبر(ص) نزول آرام آیه، آیه با تفسیر نبوی همراه بود، پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیر کامل آیه ها را بر اساس رسالت الهی به عهده داشت: {{متن قرآن|«وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره نحل]]: 44&amp;lt;/ref&amp;gt; تفسیر نبوی، تبیین آیه ها در فضای نزول و تشریح {{متن قرآن|«مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»}}(آنچه نازل شده) بوده است.&lt;br /&gt;
[[امام صادق علیه السلام]] می فرماید: احکام نماز بر پیامبر نازل شد و قبل از تفکیک نمازهای سه رکعتی و چهاررکعتی، پیامبر موارد نازل شده را برای مسلمانان تفسیر می نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; کافی، کلینی، ج 1، ص 286.&amp;lt;/ref&amp;gt; این کلام، پیوستگی جریان تفسیر نبوی را به نزول آیه، آیه به روشنی اعلام می دارد. بعد از دوران نبوی، تفسیر قرآن از سوی صحابه ادامه یافت. تفسیر صحابه، شامل بیان مراد از عنوان ها، اصطلاحات و مفردات قرآن گردید. طبقه اول از مفسّران را غیر از [[امام علی علیه السلام]] گروهی از صحابه همانند: [[ابن عباس]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عبدالله بن ابی]] و... تشکیل می دهند. تفسیر در این دوران به حوزه ادبی آیات، موارد شأن نزول، بخش کمی از استدلال به آیه قرآن در برابر آیه دیگر محدود می شد. بخش اندکی از تفسیر صحابه نیز تفسیر نقلی است که در عرصه سرگذشت های انبیا و اقوام پیشین و معارف قرآن و مسائل کلامی همانند: مبدأ و معاد ارائه شده است. با توجه به حضور صحابه در فضا و محیط نزول آیه ها، مسأله های پرشماری از مباحث علوم قرآن به علم حضوری برای آنان روشن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تابعان]] بعد از صحابه طبقه گسترده ای در طبقات مفسران به شمار می روند، تابعان از مفسران همانند: مجاهد، ابی قتاده، ابی لیلی، الشیعی و السدی در واقع تداوم بخش جریان علمی تفسیر دوران صحابه هستند، تفسیر نقلی نیز در دوران تابعان گسترش یافت به نحوی که در جریان نقل روایات تفسیری در تفسیر تابعی برخی اسرائیلیات نیز در حوزه تفسیر وارد گردید.آگاهی تابعان در زمینه مسایل علوم قرآن اگر چه همانند صحابه، به علم حضوری نبوده است؛ اما نزدیکی آنان به دوران نزول و مصاحبت علمی با صحابه، آنان را با موضوعات و مسأله های اصلی علوم قرآن آشنا نموده و تفسیر تابعین را بر اصول و ضوابط پیشینی فهم قرآن قرار می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن در دوران معاصر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهم قرآن در دوران صدر اسلام متناسب با فرهنگ عمومی آن دوران بوده است. فهم عرفی از مفاد و معنای آیه ها چنان با بساطت همراه بود که تلقّی اولیه خود را بدون تردید بر قرآن تطبیق نمود. و به آن ترتیب اثر داده اند. در روایات آمده است بعد از نزول آیه: {{متن قرآن|«کُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره بقره]]: 187&amp;lt;/ref&amp;gt; عدی بن حاتم، به پیامبر گفت: من دو نخ سفید و سیاه کنار هم می گذارم تا با روشن شدن سفیدی از سیاهی، زمان صبح مشخص شود و به آنها نگاه می کنم؛ اما مشخص نمی شود، پیامبرصلی الله علیه و آله تبسّم کرد و فرمود: پسر حاتم! مراد آیه، آشکار شدن سفیدی صبح از سیاهی شب است که آغاز وقت روزه است.&amp;lt;ref&amp;gt; طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن دوران نزول، دوران نوینی آغاز شد. دوران نوین از مشخصه های بیرونی و درونی متنوعی برخوردار است. از یکسو، پیامبر صلی الله علیه و آله مخاطب اول و دریافت کننده مستقیم وحی از دسترس دور است و نسخه نوشته های قرآن بر اساس قرائت های مختلف قاریان نامدار، شناخت و فهم آیه ها را نیازمند قوانین و ضوابط خاص نموده است، از سوی دیگر گسترش حوزه جغرافیای اسلام و پیروزی های مسلمانان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله موجب معاشرت و همزیستی مسلمانان با غیر مسلمانان شد. ارتباط و تعامل علمی مسلمانان با آنها، ورود اندیشه ها و مباحث کلامی ادیان و مذاهب غیر اسلامی، تغییرات فکری و علمی به همراه داشت و موجب آشکار شدن مسائل و موضوعات نوینی در ذهن و اندیشه مسلمانان گردید. با تغییر شرایط، فهم قرآن در میان مسلمانان وضعیت جدیدی پیدا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفسیر آیه ها خود آموزه متن وحی است، ارجاع متشابهات به محکمات، علم به تأویل و قلمرو تأویل مسأله هایی است که روشن شدن آنها قبل از ورود به عرصه تفسیر آیات کتاب مجید هدایت گر تفسیر درست می گردد. تمامی این مسأله ها، سلسله حلقه های پیوسته علوم قرآن است که راهیابی به تفسیر جامع و فراگیر را فراهم می نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پيشگامان تدوين علوم قرآنى ==&lt;br /&gt;
* یحيى بن يعمر (م 89) كتابى در قرائت نگاشته است.&lt;br /&gt;
* حسن بصرى (م 110) نويسنده نزول القرآن و عدد آیات القرآن.&lt;br /&gt;
* عبدالله بن عامر يحصبى (م 118) نويسنده كتب اختلاف مصاحف الشام والحجاز والعراق والمقطوع والموصول.&lt;br /&gt;
* عطاء بن ابى مسلم ميسرة الخراسانى (م 135) اولين نويسنده در ناسخ و منسوخ.&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب كلبى (م 146) آغازگر تدوين احكام القرآن.&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (م 141) نخستين مؤلف در علم قرائت، معانى قرآن و غريب القرآن.&lt;br /&gt;
* خليل بن احمد فراهيدى (م 170) مبتكر و مؤلف در نقط و رسم.&lt;br /&gt;
* على بن عبدالله سعدى در تأليف اسباب النزول و محمد بن جنيد (م 281) در امثال القرآن گوى سبقت را از ديگران ربوده‌اند.&lt;br /&gt;
* محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) پيشقدم در تدوين كتابى با عنوان [[اعجاز قرآن]] بوده كه امروزه از ميان رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از قرآن شناسان، على بن مدينى و ابوعبيد قاسم بن سلام را كه هر دو از دانشمندان قرن سوم‌اند، به ترتيب پيشگام در تدوين اسباب النزول و ناسخ و منسوخ ‌دانسته‌اند. نخستین کسانی که به تدوین این رشته علمی پرداختند، عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* یحیی بن یعمر (متوفی 89 هجری)؛&lt;br /&gt;
* حسن بصری (متوفی 110 هجری)؛&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (141 هجری)؛&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب کلبی (متوفی 146 هجری) و تعدادی از دانشمندان دیگر که به تدریج بر تعداد موضوعات علوم قرآنی و نویسندگان آن افزوده گردید.&amp;lt;ref name = &amp;quot;درسنامه&amp;quot;&amp;gt; درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آثار موجود مهم ترین کتابها در زمینه علوم قرآنی اساسا دو کتاب '''البرهان''' و '''الاتقان''' می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[البرهان فی علوم القرآن]]، تألیف امام بدر الدین [[محمد بن بهادر زرکشی]] (متوفی 794هجری) است. ایشان از برجسته ترین علما و دانشمندان قرن هشتم می باشد.کتاب وی البرهان زبده ترین کتاب در مباحث علوم قرآنی است. این کتاب شمول و گستردگی را با ایجاز و ایفاء در عبارت به هم آمیخته است. نامبرده مباحث قرآنی را تا 47 نوع پیش برده و درباره هریک آنچه لازم بوده است گرد آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الاتقان فی علوم القرآن]]، تألیف جلال الدین عبدالرحمان[[سیوطی]] (متوفی 911 هجری) است. او در تمامی علوم حدیث و تفسیر و دیگر علوم اسلامی ید طولایی دارد و تألیفات گرانبهایی از خود باقی گذارده است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه13-14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از الاتقان چندان با اثر قابل توجهى روبه‏ رو نمى ‏شويم، بلكه بيشتر نگارش‏هاى علوم قرآن تنها در زمينه‏ هايى خاص صورت گرفت.&lt;br /&gt;
با اين حال در قرن اخير دانشمندان فراوانى در زمينه‏ هاى مختلف علوم قرآنى تأليفات ارزشمندى را عرضه نموده‏ اند كه به برخى از آنها اشاره مى شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناهل العرفان فى علوم القرآن تأليف محمد عبد العظيم زرقانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث فى علوم القرآن تأليف دكتر صبحى صالح؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ القرآن تأليف ابو عبد اللّه زنجانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ قرآن تأليف دكتر محمود راميار؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهشى در تاريخ قرآن كريم تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البيان فى تفسير القرآن تأليف مرحوم آية اللّه خويى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التمهيد فى علوم القرآن تأليف مرحوم آيت اللّه محمد هادى معرفت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقايق هامّة حول القرآن الكريم تأليف سيد جعفر مرتضى عاملى؛&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر ملکیان؛ علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره،تهران:اسوه،چاپ اول،1388، صفحه 15&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سير تاريخى نگارش‌ها در سده‌هاى مختلف ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* قرن اول: يحيى بن يعمر (م 89) به او كتابى در قرائت را نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
* قرن دوم: حسن بصرى (م 110)، عبدالله بن عامر يحصبى (م 118)، عطاء بن ابى‌مسلم ميسرة الخراسانى (م 135)، ابان بن تغلب (م 141)، محمد بن سائب كلبى (م 146)، حسين بن واقدى مروزى (م 151)، خليل بن احمد (م 170).&lt;br /&gt;
* قرن سوم: يحيى بن زياد معروف به فراء (م 207) مؤلف معانى القرآن و كتب ديگر، محمد بن جنيد (م 281) صاحب امثال القرآن، محمد بن مسعود عياشى داراى تأليفات بسيار و از جمله تفسيرى معروف به نام خودش، قاسم بن سلام (م 224) مؤلف الناسخ والمنسوخ، القرائات و فضائل القرآن.&lt;br /&gt;
* قرن چهارم: محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) مؤلف اعجاز [[قرآن]]، ابوعلى كوفى (م 346) صاحب فضائل القرآن، ابن جرير طبرى (م 310) صاحب تفسير معروف، ابوبكر بن قاسم انبارى (م 328) نويسنده عجائب علوم القرآن، سيد شريف رضى (م 406) نويسنده تلخيص البيان فى مجازات القرآن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن نديم در كتاب الفهرست خويش نام بسيارى از دانشمندان و كتب آنان را كه تا زمان او، يعنى قرن چهارم در زمينه‌هاى قرآنى وجود داشته است، ذكر نموده كه خود گوياى كثرت تأليفات در زمينه‌هاى مختلف است و ما تنها به ذكر ارقام و اعداد آن اكتفا مى‌كنيم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# تفسير، حدود 45 كتاب.&lt;br /&gt;
# معانى القرآن، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# لغات القرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# قرائات، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# النقط والشكل للقرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# متشابه القرآن، 10 كتاب.&lt;br /&gt;
# ناسخ القرآن و منسوخه، 18 كتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از قرن پنجم به بعد مباحث قرآنى به صورت گسترده‌تر مورد عنايت دانشمندان قرار گرفت و تأليفات قرآنى رو به افزايش نهاد. گفتنى است كه اصطلاح علوم قرآنى آن گونه كه فعلا رايج است با آنچه كه در چند سده‌هاى نخستين مصطلح بود، متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنى، در گذشته بر مباحث تفسيرى قرآن نيز اطلاق مى‌شد، در واقع علم [[تفسیر]]، علمى از علوم قرآنى بوده است همانند علم [[اعجاز قرآن]]، علم [[تاريخ ‌قرآن]]، علم [[ناسخ و منسوخ]] و... به تدريج كثرت و تنوع مباحث سبب گرديد، ميان مباحث علوم قرآنى و علم تفسير نوعى مرزبندى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زرقانى]] مى‌گويد: معروف ميان نويسندگان فن علوم قرآنى اين است كه اولين زمان ظهور اين اصطلاح، قرن هفتم است ولى در دارالكتب المصرية به كتابى از على بن ابراهيم بن سعيد مشهور به حوفى (م 430) برخوردم به نام البرهان فى علوم القرآن در سى مجلد كه پانزده مجلد آن فعلاً موجود است. بنابراين ما مى‌توانيم تاريخ اين فن را آغاز قرن پنجم بدانيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى پس از بحثى در تاريخچه علوم قرآنى چنين نتيجه‌گيرى مى‌كند كه علوم قرآنى به صورت يك فن از اواخر قرن چهارم بدست ابراهيم بن سعيد حوفى اعلام وجود نموده و در قرن ششم و هفتم هجرى در دامان ابن جوزى (م597) و سخاوى (م 641) و ابوشامه (م 665) پرورش يافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;درسنامه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==رابطه علوم قرآنی با سایر دانش های اسلامی&amp;lt;ref&amp;gt;علی نصیری، فلسفه علوم قرآنی، قبسات، شماره 39و40، بهار و تابستان1385، 221 تا 248، صفحه 229 تا 235 در دسترس در[http://www.noormags.ir  پایگاه مجلات تخصصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگریستن به مجموعه مباحثی که با عنوان علوم قـرآنی درکـتاب­ها ونگاشته­ های گذشته وحال منعکس شده، نشان می‌دهد که این مباحث از هفت نوع‌ از‌ دانـش­های اسـلامی سـرچشمه می­ گیرد و به عبارت روشن­تر ­آبشخور اصلی آن‌ها این دست از دانش­ها است. اگر این مدعا درسـت بـاشد، مفهوم آن این است که نمی ­توان برای علوم قرآنی‌ یا‌ دست‌کم بخشی از مـباحث آن اصـالت ذاتـی قائل شد و شاید تردید و شبهه برخی در این­ باره تقویت می ­شود؛ مگر آن­ که بگوییم ایـن‌ امـر‌ بـه علوم قرآنی اختصاص ندارد‌.بسیاری دیگر از‌ دانش­های‌ اسلامی، بلکه سایر علوم غیراسلامی نیز دچار ایـن آفتند که خاستگاه و آبشخور بخش قابل توجهی ازمباحث وگزاره­های آن‌ها را می­توان در سایر علوم مرتبط جست. از این‌جا است که‌ پدیده‌ تداخل علوم پیدا شده است. چنان که آخوند خراسانی(ره) در تعریف عـلم اصـول به تداخل علوم اذعان کرده، در مبحث قطع و تجّری اذعان می­کند که متکفل‌ بررسی‌ این‌ دانش علم کلام است. با‌ این‌ ­حال‌، اصولیان نیز درباره آن سخن گفته‌ اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاریخ‌ وسیره===&lt;br /&gt;
مباحثی هـمچون حـالات پیامبر(ص) قبل و پس از نزول قرآن، سیر تاریخی تدوین و شکل­ گیری قرآن، اهتمام پیامبر(ص) و صحابه به تدوین‌ و کتابت‌ قـرآن، کـاتبان وحافظان قرآن‌، برخورد‌ خلفا -اعم از دوران خلافت [[ابوبکر]] تا زمان [[حضرت علی(ع)]] - خـلافت [[بنی امیه]] و [[بنی مروان]] ، تاریخ شکل گیری نخستین تفاسیر و تـرجمه­ های قـرآن، قـّرای قرآن، اهتمام مسلمانان و تلاشی که برای نـشر و تـرویج قرآن‌ انجام‌ یافته، تاریخ خوشنویسی و تذهیب قرآن و.... از جمله مباحث تاریخی است که بـا صـرف­ نظر از علوم قرآنی درکتاب‌های تـاریخ و سـیره به آن تـوجه شـده اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهد مدعا انعکاس همین مباحث‌ در‌ مـنابع تـاریخی‌ همچون [[تاریخ طبری]]، سیره [[ابن اسحاق]]، سیره[[ابن‌هشام]]، [[مروج الذهب]] [[مسعودی]]، تـاریخ [[ابـن خلدون]]، [[الکامل]] [[ابن اثیر]] و‌... است. عـبارت دیگر آنچه از این دسـت مـباحث و گفت‌وگوها در منابع‌ علوم‌ قرآنی‌ آمـده، عـموما به کتاب‌های تاریخی ارجاع و استناد داده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث===&lt;br /&gt;
خـاستگاه اولیـه ‌‌علوم‌ قرآنی حدیث بوده وآنـچه دربـاره قـرآن یا معارف وآمـوزه­ های آن از زبـان پیامبر‌(ص)، امامان‌(ع)، یا‌ از صـحابه وتـابعان نقل شده، در قالب احادیث انعکاس یافته وبرای ما نقل شده است‌ و به‌رغم جدا شـدن واسـتقلال علوم قرآن از حدیث ، همچنان بهترین مـنبع و آبـشخور برای‌ دسـتیابی بـه گـزاره­ های علوم‌ قرآنی‌ جوامع حـدیثی است؛ برای نمونه، ثقة‌الاسلام کلینی افزون برانعکاس روایات فراوانی در زمینه علوم قرآنی در باب‌های پراکنده [[کـافی]]، کـتابی خاص باعنوان کتاب فضل القرآن را بـه ایـن امـر اخـتصاص داده است . نیز [[علامه مجلسی]] در کتاب [[بحارالانوار]] فصلی مستوعب برای این مبحث گشوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سایر جوامع حـدیثی شـیعه و جـوامع متأخرهمچون [[الحیاة]] ، [[میزان الحکمه]]، [[آثار الصـادقین]] و.... نـیز ابـواب و فـصولی بـه گـردآوری روایات ناظر به قرآن اختصاص یافته است. [[بخاری]] در نخستین باب از کتاب [[الجامع الصحیح]] خود باعنوان کتاب بدءالوحی از ماجرای نزول وحی و بعثت پیامبر (ص) سخن به میان آورده و افزون بر اختصاص دادن ابوابی در این زمینه ، نظیر کتاب فضایل القرآن، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنه با آوردن بابی مفصل با عنوان کتاب التفسیر سهم دانش های قرآنی را در کتاب خود ادا کرده است. این کار در [[صحیح مسلم]] و [[سنن ابی داوود]] و جامع [[ترمذی]] نیز دنبال شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدعای ما كتاب‌های [[تفسیر روایی]] یا [[تفسیر مأثور]] است كه با تكیه به روایات جوامع حدیثی و با جدا سازی روایات تفسیری فراهم آمده اند. تفسیر [[نورالثقلین]] و [[البرهان]] و [[صافی]] میان شیعه در آغاز ذكر هر روایت تفسیری منبع روایی خود را ذكر كرده‌اند؛ چنان كه همین امر درتفسیر [[الدر المنثور]] نیز مشهود است. &lt;br /&gt;
باید توجه داشت كه بسیاری از روایات تفسیری، صریح یا به اشاره به مباحث علوم قرآن به ویژه منطق فهم وتفسیر قرآن ناظر است كه از جمله مباحث مهم این دانش به‌شمار می‌رود. &lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه تاكنون در زمینه روایات ناظر به قرآن انجام یافته، به روایات تفسیری منحصر بوده وسایر روایات در زمینه علوم قرآنی همچون وحی، نزول، تاریخ قرآن، محكم و متشابه، ناسخ ومنسوخ و..... یكجا به صورت جامع و روشمند گرد آوری نشده اند؛ در حالی‌كه این كار برای گره گشایی از بسیاری از ابهام‌های موجود ضرور به نظر می رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادبیات===&lt;br /&gt;
ادبیات مورد نظر شامل علومی چـند اسـت کـه عبارتند از [[لغت]] و [[اشتقاق]]، [[صرف]]، [[نحو]]، [[معان]]ی، [[بیان]]، [[بدیع]]؛ دانش‌هایی که بـه اذعـان‌ بسیاری‌ از صاحب ­نظران به برکت قرآن و برای شناخت و فهم عمیق­ تر این کتاب آسمانی شکل گرفته­ اند. قرآن در جـایگاه شـاهکار مـتن عربی از این عناصر بهره گرفته و این دانش­ها به منظور بازکاویدن‌ آن‌ها‌ رخ نـمود ه­ اند. کـتاب‌هایی هـمچون [[المفردات فی غریب القرآن]][[­راغب اصفهانی]]، [[مجمع ­البحرین]] [[طریحی]]، [[التحقیق فی کلمات القرآن­ الکریم]]­ [[حسن مـصطفوی]] از جـمله آثـار ماندگاری است‌ که‌ برای تبیین مفاهیم واژ ه ­های قرآن‌ فراهم‌ آمد ه ­اند. افزون بر این کـتاب‌ها حـتی ­منابع لغت­ عام همچون [[لسان­ العرب]] و [[تاج­ العروس]] مشحون از مباحث واژه­ شناسی آیات قرآن است و ابـن‌منظور در مـقدمه لسـان ­العرب تصریح‌ می­ کند‌ که این کتاب را‌ برای‌ خدمت قرآن و تسهیل فهم و تفسیر آن فراهم ساخته اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صـرف و نحو قرآن نیز چنین داستانی دارد. براساس آنچه مشهور است، نخستین ­بار [[ابوالاسود­ دئلی]] و شـاگردان وی بـه راهـنمایی حضرت امیر‌(ع) دست‌ به تنظیم قواعد و ضوابط علم صرف­ و­نحو زدند. بعدها کتاب‌هایی هـمچون [[الکـافیه]] [[رضی­ الدین­ استرآبادی]] و [[شرح الکافیه]] [[جامی]]، [[مغنی­ الادیب عن کتب الاعاریب]] از [[ابن­ هشام]] برای بازشناسی سـاختارهای صـرفی‌ ­و‌ نـحوی آیات‌ تدوین شده‌اند. کتاب مغنی در جای‌جای مباحث خود مشحون از استشهاد به آیات است. نیز چـنان­که مـشهور‌ اسـت، [[عبدالقاهر جرجانی]]، [[سکّاکی]] و [[تفتازانی]] برای نشان دادن وجوه اعجاز بیانی‌ قرآن‌ سه‌ دانـش مـعانی، بیان و بدیع را پدید آوردند. بر­این­ اساس، افزون بر استشهاد فراوان به آیات قرآن در جای­ جای ‌‌مباحث‌ این عـلوم، بـخشی از مباحث علوم قرآنی نیز به کند­و­کاو در این زمینه‌ اختصاص‌ یافته‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کلام===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کلام]] دانشی است که دفاع ­عقلانی از آموز ه­ های دینی را بـر­عهده دارد؛ از ایـن­‌ جـهت در تعریف آن گفته ­اند: «علم به عقاید دینی از روی ادله ­یقینی اسـت‌.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدا است‌ که‌ با این تعریف، کلام با [[نبوت عامه]] ­و ­خاصه و مـباحث مـربوط به آن سروکار دارد و تبیین چگونگی وحـی دربـاره پیامبران و چـند­وچون وحـی بـر پیامبر اعظم(ص)، تبیین معجزه اثباتگر رسـالت پیـامبراسلام(ص) یعنی‌ قرآن و وجوه اعجاز آن، تحدی قرآن و ناکامی معارضان آن در عرصه هماوردی و اثبات تـحریف ­ناپذیری آن از جـمله مباحث کلامی است که با عـلوم قرآن نیز اشتراک دارد؛ زیـرا تـبیین چگونگی وحی‌ و وجوه­‌ اعجاز قـرآن از جـمله وظایف اصلی علوم قرآنی است. از سوی دیگر در یکی از مباحث گسترده و پرچالش علوم قـرآنی یـعنی محکم­ و ­متشابه نیز علم کـلام حـضوری پررنـگ دارد؛ زیرا در بررسی‌ مـتشابهات‌ و مـحکمات قرآن انواع نحله­ های کـلامی از قـبیل [[اشاعره]]، [[معتزله]]، [[امامیه]]، [[ماتریدیه]]، [[کرامیه]] و.... و چگونگی برخورد آنان با این دست از آیات بررسی می‌شود. مـباحث کـلامی جلد سوم کتاب [[التمهید ­فی ­علوم ­القرآن]] استاد مـعرفت بـهترین شاهد مدعا‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر===&lt;br /&gt;
تفسیر دانـش فـهم مـدالیل آیـات‌ قـرآن‌ و کارکرد‌ این دانـش در عـرصه آیات است که درجایگاه ذی­ المقدمه و علت ­غایی علوم قرآنی نقش­ آفرینی می­کند؛ یعنی مباحث و گزاره­ های علوم قرآنی را ­بـاید‌ زمـینه‌ساز‌ مـقدمات‌ فهم و تفسیرآیات قرآن نظیر نقش اصول بـرای فـقه‌ و مـنطق‌ بـرای فـلسفه دانـست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، تفسیر به دو شیوه اساسیِ ترتیبی و موضوعی تقسیم می­ شود. در روش ترتیبی اعم از‌ ترتیب‌ کنونی‌ مصاحف یا ترتیب نزول، مفسّر از آغاز قرآن تا پایان‌ آن بر اساس چینش آیات و سـوره­ ها به تفسیر یکان ­یکان آیات می‌پردازد و به‌طور مثال، تا تفسیر [[سوره حمد]][= براساس چینش‌ کنونی]‌ را‌ تمام نکند، به تفسیر [[سوره بقره]] نمی‌پردازد؛ چنان که بر اساس‌ چینش‌ نزول تا تفسیر [[سوره عـلق]]، پایـان نپذیرد، به تفسیر [[سوره قلم]] نمی‌پردازد ؛ اما در تفسیر موضوعی نگاه مفسر‌ به‌ موضوع‌ خاصّ همچون توحید فاعلی معطوف ­شده و او به نـاگزیر تـمام آیات مرتبط به این موضوع‌ را‌ استخراج‌ و پس از دسته بندی، کشف مدالیل و منظر نهایی قرآن را دنبال می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌ توضیح‌، بخش قابل­ توجهی از مباحث عـلوم قـرآنی در تفسیر ترتیبی و تفسیر موضوعی انـعکاس‌ یـافته‌ است‌؛ به‌طور مثال، مباحث مربوط به شناخت مکی و مدنی سوره ­ها و اختلاف‌های موجود در این زمینه‌، اختلاف‌ قرائات درآیات گوناگون قرآن، دیدگاه­ ها در زمینه شمارآیات یک سـوره، مـفاهیم واژه­ های گوناگون‌ یک‌ آیـه‌، اسـباب النزول، مباحث صرفی، نحوی و بلاغی و.... از جمله مباحث علوم قرآنی است که در سرتاسر‌ تفاسیر‌ با فرازونشیب و شدت وضعف مشاهده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدّعا [[تفسیر مجمع ­البیان]] امین­ الاسلام‌ [[طبرسی‌]] است‌ که با سـاماندهی مـنطقی و قابل تحسین به مباحث تفسیری پرداخته است. وی در آغاز هر‌ سوره‌ به‌ بررسی اختلاف در مکی یا مدنی بودن سوره و شمارآیات آن می ­­پردازد؛ آن‌گاه با یـادکرد عنوان‌ «القرائة‌ و الحجبة‌ اختلاف قرائت‌ها» ادّله آن‌ها را بررسی می­ کند‌.&lt;br /&gt;
در‌ ذیل عنوان اللغـة بـه بـررسی واژه­ های دشوار یا معناساز پرداخته، در بخش الاعراب‌ اختلافات‌ و دیدگاه­ها در زمینه ­های صرفی و نحوی‌ آیات‌ را مورد‌ مداقّه‌ قرار‌ مـی­ دهد. ‌ ‌وجـوه و نظایر، اسباب­ النزول از جمله‌ محورهای‌ دیگر مورد اهتمام در این تفسیر است. این -البته نـه بـه صـورت‌ منقّح‌ و منضبط- در سایر تفاسیر نیز دنبال‌ شده است؛ چنان‌که گاه‌ مفسران‌ ذیل آیات مرتبط بـا مباحث‌ علوم‌ قرآن نظیر آیه 23و 24 [[سوره بقره]] که به تحدی و اعجاز قرآن نـاظر‌ است‌، یـا‌ آیـه‌ هفتم‌ [[سوره آل ­عمران]] که‌ بیانگر‌ تقسیم قرآن به محکم‌ و متشابه‌ است  به تفصیل، مباحث علوم قرآنی را مورد بحث وبررسی‌ نسبتا‌ تفصیلی قرار داده­ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور مباحث و گزاره­ های‌ علوم‌ قرآنی در‌ تفاسیر‌ مـوضوعی‌ نیز چشمگیر است؛ به‌طور‌ مثال، قرآن از منظر قرآن، وجوه و عرصه ­های اعجاز، محکم و متشابه در قرآن، ناسخ ومنسوخ در‌ قرآن‌، و... از جمله مباحثی است که به‌سبب‌ ناظر‌ بودن‌ به‌ آیات‌ قرآن و بهره ­داشتن از‌ روش‌ تفسیر مـوضوعی، در تـفاسیر موضوعی دنبال شده، با این ­حال از مباحث اصلی علوم قرآنی به شمار‌ می‌روند‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اصول فقه===&lt;br /&gt;
از جمله مباحث علوم قرآنی شناخت‌ گونه ­های‌ مضمونی‌ آیات‌ از‌ قبیل‌ عام وخاص، مطلق و مقیّد، مجمل ومبیّن و... اسـت کـه از جمله مسائل علم اصول به‌شمار می‌رود. هر چند نگاه اصولیان به این اقسام فقط به آیات قرآن اختصاص‌ نیافته و شامل روایات نیز می‌شود. همچنین مبحث حجیّت ظواهر قرآن کـه در پاسـخ به شبهات و دعاوی اخباریان در علم [[اصول فقه]] بحث و بررسی می‌شود درست یکی از مباحث علوم قرآنی‌ است‌. نیز در مباحث حجّت از قرآن به‌طور نخستین منبع مباحث علوم قرآنی واجتهاد یاد می شود. چنان كه در برخورد قرآن با دین شناخت سنت از امكان تخصیص یا نسخ قرآن با سنت گفت‌وگو می شود و در مبحث ظنون خاصه از این مسأله سخن به میان می آید كه آیا اخبار آحاد در حوزه تفسیر آیات حجت است یا نه؟ در مباحث الفاظ مباحثی همچون حقیقت و مجاز، حجیت قول لغوی،اصالة‌الظهور و ضرورت پایبندی به ظواهر تا زمانی كه قرینه برخلاف آن نباشد، در مباحث مقدماتی تفسیر باعنوان منطق فهم وتفسیر آیات كارآیی اساسی دارند؛ بنابراین، باید اذعان كرد كه همگی یا جزو مباحث علوم قرآنی است یا با زاویه ای خاص تردر علوم قرآنی از آنها گفت‌وگو می شود. مباحثی كه در كتاب‌های اصولی كهن همچون [[عدةالاصول]] [[شیخ طوسی]]؛[[الذریعه الی اصول الشریعه]]، [[سید مرتضی]] ؛ [[الموافقات]]، [[شاطبی]]؛ [[المنخول والمستصفی]]، [[غزّالی]] و [[المحصول]] [[رازی]] منعكس شده، به خوبی نشان‌ دهنده تداخل بخشی از مباحث علم اصول با علوم قرآنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فقه===&lt;br /&gt;
بخشی از مباحث علوم قرآنی در فقه انعكاس یافته یا حتی می توان مدعی شد كه كاوش های فقهی به غنای این مباحث در علوم قرآنی افزوده است؛ به‌طور مثال، مبحث [[قرائات سبعه]] از این منظر در فقه بحث و گفت‌وگو می‌شود كه آیا می توان حمد وسوره نماز را طبق این قرائت‌ها خواند یا نماز با قرائت مشهور [= قرائت حفص از عاصم] مجزی است؟ اگر در علوم قرآنی درباره بسمله از این حیث كه جزو آیات سوره است یا فقط به‌صورت فاصله كاربرد دارد، گفت‌وگو می شود، میان فقیهان عامه و خاصه درباره وجوب یا جواز گفتن بسمله پیش از خواندن سوره نماز بحث می شود؛ چنان كه یكی یا دو تا از دانستن سوره های [[الضحی]] و [[انشراح]] و [[فیل]] و [[قریش]] كه در فقه محل بحث و گفت‌وگو است، جمله مباحثی علوم قرآنی شمرده‌ می‌شود. &lt;br /&gt;
چگونگی برخورد با قرآن درجایگاه كتاب آسمانی مقدس از قبیل جواز یا عدم جواز واگذاری آن به كافر، آداب تلاوت قرآن، جواز یا عدم جواز ترجمه قرآن به زبان‌های گوناگون، جواز یا عدم جواز تغییر رسم الخط عثمانی، جواز یا عدم جواز انتشار قرآن با تنظیم سوره ها بر اساس نزول یا تفسیر قرآن بر این اساس و... از جمله مباحثی است كه در فقه و علوم قرآنی به طور یكسان بحث وگفت‌وگو شده و می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
فرهنگ نامه علوم قرآن،ابراهیم اقبال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی، آیت الله محمدهادی معرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره، محمدباقر ملکیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه و بایستگی علوم قرآن، سید محسن سادات فخر، فصلنامه حسنا، شماره 3 در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فلسفه علوم قرآنی، علی نصیری، فصلنامه قبسات، شماره 39و40.در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89163</id>
		<title>علوم قرآنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89163"/>
		<updated>2018-06-27T06:04:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* رابطه علوم قرآنی با سایر دانش های اسلامیعلی نصیری، فلسفه علوم قرآنی، قبسات، شماره 39و40، بهار و تابستان1385، 221 تا 248، صفحه 229 تا 235 در دسترس در...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
«علوم قرآن» نام علمی مدوّن مربوط به قرآن است و به مجموعه مطالبی گفته می‌شود که درباره قرآن کریم بحث می‌کند و به‌گونه‌ای در شناخت این کتاب شریف مؤثر است؛ مانند: نزول قرآن، مبدء، کیفیت، مکان و مدت نزول، جمع و کتابت قرآن در عصر پیامبر (ص) ، اعجاز و مانندناپذیری، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، سوگند‌ها، مَثَل‌ها، ترتیب و تناسب سوره‌ها، قصه‌ها، و…. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://wiki.islamicdoc.org/wiki/index.php/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_(%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C) علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی]، بازیابی: 27 بهمن 1395&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنای لغوی علوم قرآنی&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال؛فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران: امیرکبیر،چاپ اول،1385، ص:19تا 25(با تلخیص)&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به منظور تعريف علوم قرآن، ابتدا هريك از اين دو كلمه در لغت و اصطلاح و سپس به صورت تركيب مورد بررسى قرار مى ‏گيرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''علوم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين واژه جمع «علم» است. علم در لغت به معناى آگاهى در مقابل «جهل و نادانى» و مترادف با شعور و شناخت است. &lt;br /&gt;
اما «علوم» در كاربرد حكيمان، متكلمان، دانشمندان شرع و عالمان مدون علوم، معانى اصطلاحى مختلفى به خود گرفته است. علوم در اصطلاح اخير (علماى تدوين) به علوم قرآن نزديك‏تر است زيرا علوم قرآن در ساختار علمى مدون، سامان يافته است. علوم در اصطلاح اين افراد بر دانش‏هاى نظام يافته در جهتى واحد، اطلاق شده است، خواه وحدت در موضوع باشد يا در غايت و خواه آن دانش‏ها، تصور باشد يا تصديق و خواه آن تصديقات، مسائلى كلى باشد- كه غالبا چنين است- يا جزئى و تخصصى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قرآن'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره اين واژه آراء مختلفى ارائه شده است. اين اظهارات را مى ‏توان به دو دسته تقسيم كرد. دسته اول، مواردى كه قرآن را جامد دانسته است؛ دسته دوم، مواردى كه آن را مشتق گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد نخست (جامد و اسم علم بودن) [[زركشى]] و به دنبال او [[سيوطى]]، به نقل از [[خطيب بغدادى]]‏ و [[بيهقى‏]] آورده‏ اند كه [[شافعى]] در روايت خود از قرائت [[ابن كثير]]، «قرآن» را غير مهموز مى‏ خواند ولى «قرأت» را به همزه قرائت مى‏ كرد. شافعى مى ‏گفت: قرآن، اسم كتاب خداوند و غير مهموز و همانند اسم‏هاى [[تورات]] و [[انجيل]] است‏ . سيوطى، خود نيز همين نظر را برگزيده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد دوم (مشتق بودن) اختلاف بيشتر است. برخى آن را صحيح سالم و مشتق از «قرن» دانسته‏ اند. قرن به معناى، ضميمه كردن و در كنار هم نهادن است و از آن‏رو كه سوره‏ ها و آيه ‏ها و كلمه‏ هاى قرآن، در كنار هم، به يكديگر ضميمه شده، قرآن نام گرفته است، اين گفتار از آن [[اشعرى]] (324 ق) است. [[فرّاء]] (207 ق) نيز قرآن را صحيح سالم و هم ‏ساختار «قرائن» (جمع قرينه) دانسته است؛ زيرا آيات آن، يكديگر را تصديق مى‏ كند و به همديگر شباهت دارد، از اين ‏رو قرينه يكديگر است.  برخى آن را صحيح مهموز و مشتق از «قرأ» گرفته‏ اند؛ در اين ميان [[لحيانى]] (215 ق) مى ‏گفت: «قرآن» مهموز و همانند رجحان و غفران، مصدر «قرأت» است و از باب نام‏گذارى مفعول به مصدر، «كتاب مقروء» قرآن نام گرفته‏ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجيد، از اين نام خود «[[قرآن]]»، حدود 58 مورد و بيشتر از ديگر نام‏هايش نام برده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''علوم قرآن‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در لفظ، يك تركيب اضافى (مضاف و مضاف اليه) است. اضافه اين دو لفظ، به همه علوم و معارف مربوط به قرآن اشاره دارد و لفظ «علوم» آن، جمع است زيرا مراد از آن يك علم مرتبط با قرآن نيست بلكه مقصود همه علومى است كه در خدمت قرآن و يا مستند به آن است. بر اين اساس علومى چون تفسير، قراءات، رسم الخط، اعجاز، اسباب النزول، ناسخ و منسوخ، اعراب قرآن، غريب القرآن، علوم دينى و زبان عربى و ... را در بر دارد. به ديگر عبارت، اين مركب اضافى، هم شامل «علوم في القرآن» و هم «علوم للقرآن» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما «علوم فى القرآن» كه- تقريبا به معناى وصفى (العلوم القرآنية) نزديك است- همان دانش‏هاى قرآنى است يا دانش‏هايى كه در آيات الهى وجود دارد و از قرآن به دست مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
اين معنى نزد پيشينيان متداول بود و برخى قرآن را شامل همه علوم (علوم عيان و پنهان اعتقادى و عملى دينى و هم علوم دنيوى) مى ‏دانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در «علوم للقرآن» معناى اضافى از تركيب علوم القرآن- كه شامل همه علوم دينى و عربى بود- رخت بربسته و براى علمى مدون، علم و اسم خاص شده است كه از آن به اصطلاح علوم قرآن تعبير گرديده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع علوم قرآن، بررسى قرآن مجيد از جنبه‏ هاى مختلف و مرتبط ياد شده در تعريف است. &lt;br /&gt;
فائده اين علم، به فرهنگ والا و فراگير قرآن مجيد و شناخت معارف ارزشمند آن و آمادگى دفاع خوب از حريم آن و آن‏گاه آسانى ورود به تفسير قرآن، باز مى ‏گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفاوت علوم قرآنی با معارف قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی اصطلاحی است درباره مسائلی مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن. فرق میان علوم قرآنی و معارف قرآنی آن است که علوم قرآنی بحثی بیرونی است و به درون و محتوای قرآن از جنبه تفسیری کاری ندارد. اما معارف قرآنی  کاملا با مطالب درونی قرآن و محتوای آن سر و کار داشته و یک نوع تفسیر موضوعی به شمار می رود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث علوم قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث اصلی که در علوم قرآنى مطرح می شوند عبارتند از:[[اسامی و صفات قرآن]]، [[تاریخ قرآن]]، [[اعجاز قرآن]]، [[ترجمه قرآن]]،[[تفسیر قرآن]]، [[تقسیمات قرآن]]، [[خصایص قرآن]]، [[دلالت الفاظ قرآن]]، [[فضایل قرآن]]، [[قرائت قرآن]] و [[تجوید]].    &lt;br /&gt;
===تاریخ قرآن===&lt;br /&gt;
در تاریخ قرآن به سه مبحث اصلی پرداخته می شود:[[نزول قرآن]]، [[جمع قرآن]] و [[اسباب نزول قرآن]]. &lt;br /&gt;
===دلالت الفاظ قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث دلالت الفاظ نیز به موضوعات زیر پرداخته می شود:[[عام و خاص]]، [[مجمل و مبین]]، [[مطلق و مقید]]، [[محکم و متشابه]]، [[مفهوم و منطوق]]، [[نص و ظاهر]] و  [[ناسخ و منسوخ]].&lt;br /&gt;
===اعجاز قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث اعجاز قرآن به [[وجوه اعجاز قرآن]] و بحث [[تحریف قرآن|تحریف یا عدم تحریف در قرآن]] و... پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
===ترجمه قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث ترجمه قرآن به گونه های ترجمه قرآن مثل [[ترجمه تفسیری قرآن|ترجمه تفسیری ]] ، [[ترجمه عرفی قرآن|عرفی]] و [[ترجمه لفظی قرآن|لفظی]]  قرآن اشاره می شود.&lt;br /&gt;
===فضایل قرآن===&lt;br /&gt;
همچنین در بخش فضایل قرآن به [[فضایل سور]] و آیات و فضایل عمومی قرآن مثل فضیلت حفظ، خواندن، [[فضیلت استماع قرآن|استماع]]، [[تدبر]] و [[فضیلت نگاه به قرآن|نگاه به قرآن]] پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت دقيق غالب اين بحث‌ها در شناخت محتواى [[قرآن]] دخيل بوده و مى‌تواند ما را در تفسير صحيح از قرآن يارى دهد. به عنوان مثال شناخت آيات مكى از مدنى که در تقسیمات قرآن مطرح می شود مى‌تواند ما را در شناخت موقعيت زمانى و مكانى نزول آيات كه در برخى موارد همچون قرينه‌هاى حاليه در تفهيم مراد آيات عمل مى‌كنند، يارى دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بایستگی علوم قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;سید محسن سادات فخر؛ پیشینه و بایستگی علوم قرآن: فصلنامه حسنا، شماره 3، زمستان 1388(20 تا 39)،صفحه 32 تا35(با تلخیص) در دسترس در پایگاه مجلات تخصی نوردر دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بایستگی علوم قرآن برای ورود به حوزه تفسیر از منظرهای مختلف قابل اثبات است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر ماهیت قرآن===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزول آیه ها به شیوه وحیانی از سوی خدای عزیز حکیم{{متن قرآن|«تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;زمر:1؛ جاثیه: 2؛ احقاف: 2&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدت زمانی بیست و سه سال در شرایط و موقعیت های متفاوت اجتماعی و فرهنگی مسلمانان انجام پذیرفت. این کتاب در متن خود آیه های خویش را با صراحت به محکمات و متشابهات تقسیم می نماید:{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;آل عمران: 7&amp;lt;/ref&amp;gt; این آیه از اصل بودن آیات محکمات نسبت به متشابهات، برخورداری آیه ها از [[تأویل]] و علم به تأویل سخن می گوید. قرآن با نزول به زبان فصیح و عربی{{متن قرآن|«عَلَی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ»}}،{{متن قرآن|«بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;شعراء: 194 و 195&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره گیری از تمثیل را اصلی فراگیر در اسلوب بیانی خود برمی شمارد:{{متن قرآن|«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اسراء: 89؛ کهف: 54&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
اینگونه کتاب ، شناختنی است و شناخت آن به آگاهی ها و دانستنی های پیشینی وابسته است، بدون علم به تاریخ نزول آیه ها، شناخت جامع حوادث پیرامونی نزول آیه ها، معنا و مدلول کامل و جامع اجزاء این کتاب، ناشناخته می ماند. در حوزه شناخت حقیقت آیات، تأویل و مسأله های پیرامونی آن با اشاره قرآن به وجود تأویل، گونا گونی تأویل و پیروی از آن نیز به اشارت او برهانی شده است. شناخت تأویل، حقیقت تأویل، محدوده و مرزهای تأویل، و در نهایت پیروی مطلوب از تأویل بدون تردید نیاز به دانایی پیشینی دارد. ورود به عرصه فهم قرآن بدون شناخت قبلی این گونه مسائل نه تنها فهم درست آیه ها را با دشواری روبرو می نماید، بلکه در برخی موارد مانع فهم درست و جامع می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر تاریخی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیر تاریخی تفسیر قرآن با دانش های پیشینی همراه بوده است، تفسیر قرآن از آغاز نزول متناسب با ماهیت آیه ها، مفاد و معنای جامع و کامل بوده است؛ زیرا در دوران پیامبر(ص) نزول آرام آیه، آیه با تفسیر نبوی همراه بود، پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیر کامل آیه ها را بر اساس رسالت الهی به عهده داشت: {{متن قرآن|«وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;نحل: 44&amp;lt;/ref&amp;gt; تفسیر نبوی، تبیین آیه ها در فضای نزول و تشریح {{متن قرآن|«مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»}}(آنچه نازل شده) بوده است.&lt;br /&gt;
[[امام صادق علیه السلام]] می فرماید: احکام نماز بر پیامبر نازل شد و قبل از تفکیک نمازهای سه رکعتی و چهاررکعتی، پیامبر موارد نازل شده را برای مسلمانان تفسیر می نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; کافی، کلینی، ج 1، ص 286.&amp;lt;/ref&amp;gt; این کلام، پیوستگی جریان تفسیر نبوی را به نزول آیه، آیه به روشنی اعلام می دارد. بعد از دوران نبوی، تفسیر قرآن از سوی صحابه ادامه یافت. تفسیر صحابه، شامل بیان مراد از عنوان ها، اصطلاحات و مفردات قرآن گردید. طبقه اول از مفسّران را غیر از [[امام علی علیه السلام]] گروهی از صحابه همانند: [[ابن عباس]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عبدالله بن ابی]] و... تشکیل می دهند. تفسیر در این دوران به حوزه ادبی آیات، موارد شأن نزول، بخش کمی از استدلال به آیه قرآن در برابر آیه دیگر محدود می شد. بخش اندکی از تفسیر صحابه نیز تفسیر نقلی است که در عرصه سرگذشت های انبیا و اقوام پیشین و معارف قرآن و مسائل کلامی همانند: مبدأ و معاد ارائه شده است. با توجه به حضور صحابه در فضا و محیط نزول آیه ها، مسأله های پرشماری از مباحث علوم قرآن به علم حضوری برای آنان روشن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تابعان]] بعد از صحابه طبقه گسترده ای در طبقات مفسران به شمار می روند، تابعان از مفسران همانند: مجاهد، ابی قتاده، ابی لیلی، الشیعی و السدی در واقع تداوم بخش جریان علمی تفسیر دوران صحابه هستند، تفسیر نقلی نیز در دوران تابعان گسترش یافت به نحوی که در جریان نقل روایات تفسیری در تفسیر تابعی برخی اسرائیلیات نیز در حوزه تفسیر وارد گردید.آگاهی تابعان در زمینه مسایل علوم قرآن اگر چه همانند صحابه، به علم حضوری نبوده است؛ اما نزدیکی آنان به دوران نزول و مصاحبت علمی با صحابه، آنان را با موضوعات و مسأله های اصلی علوم قرآن آشنا نموده و تفسیر تابعین را بر اصول و ضوابط پیشینی فهم قرآن قرار می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن در دوران معاصر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهم قرآن در دوران صدر اسلام متناسب با فرهنگ عمومی آن دوران بوده است. فهم عرفی از مفاد و معنای آیه ها چنان با بساطت همراه بود که تلقّی اولیه خود را بدون تردید بر قرآن تطبیق نمود. و به آن ترتیب اثر داده اند. در روایات آمده است بعد از نزول آیه: {{متن قرآن|«کُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;بقره: 187&amp;lt;/ref&amp;gt; عدی بن حاتم، به پیامبر گفت: من دو نخ سفید و سیاه کنار هم می گذارم تا با روشن شدن سفیدی از سیاهی، زمان صبح مشخص شود و به آنها نگاه می کنم؛ اما مشخص نمی شود، پیامبرصلی الله علیه و آله تبسّم کرد و فرمود: پسر حاتم! مراد آیه، آشکار شدن سفیدی صبح از سیاهی شب است که آغاز وقت روزه است.&amp;lt;ref&amp;gt; طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن دوران نزول، دوران نوینی آغاز شد. دوران نوین از مشخصه های بیرونی و درونی متنوعی برخوردار است. از یکسو، پیامبر صلی الله علیه و آله مخاطب اول و دریافت کننده مستقیم وحی از دسترس دور است و نسخه نوشته های قرآن بر اساس قرائت های مختلف قاریان نامدار، شناخت و فهم آیه ها را نیازمند قوانین و ضوابط خاص نموده است، از سوی دیگر گسترش حوزه جغرافیای اسلام و پیروزی های مسلمانان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله موجب معاشرت و همزیستی مسلمانان با غیر مسلمانان شد. ارتباط و تعامل علمی مسلمانان با آنها، ورود اندیشه ها و مباحث کلامی ادیان و مذاهب غیر اسلامی، تغییرات فکری و علمی به همراه داشت و موجب آشکار شدن مسائل و موضوعات نوینی در ذهن و اندیشه مسلمانان گردید. با تغییر شرایط، فهم قرآن در میان مسلمانان وضعیت جدیدی پیدا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفسیر آیه ها خود آموزه متن وحی است، ارجاع متشابهات به محکمات، علم به تأویل و قلمرو تأویل مسأله هایی است که روشن شدن آنها قبل از ورود به عرصه تفسیر آیات کتاب مجید هدایت گر تفسیر درست می گردد. تمامی این مسأله ها، سلسله حلقه های پیوسته علوم قرآن است که راهیابی به تفسیر جامع و فراگیر را فراهم می نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پيشگامان تدوين علوم قرآنى ==&lt;br /&gt;
* یحيى بن يعمر (م 89) كتابى در قرائت نگاشته است.&lt;br /&gt;
* حسن بصرى (م 110) نويسنده نزول القرآن و عدد آیات القرآن.&lt;br /&gt;
* عبدالله بن عامر يحصبى (م 118) نويسنده كتب اختلاف مصاحف الشام والحجاز والعراق والمقطوع والموصول.&lt;br /&gt;
* عطاء بن ابى مسلم ميسرة الخراسانى (م 135) اولين نويسنده در ناسخ و منسوخ.&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب كلبى (م 146) آغازگر تدوين احكام القرآن.&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (م 141) نخستين مؤلف در علم قرائت، معانى قرآن و غريب القرآن.&lt;br /&gt;
* خليل بن احمد فراهيدى (م 170) مبتكر و مؤلف در نقط و رسم.&lt;br /&gt;
* على بن عبدالله سعدى در تأليف اسباب النزول و محمد بن جنيد (م 281) در امثال القرآن گوى سبقت را از ديگران ربوده‌اند.&lt;br /&gt;
* محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) پيشقدم در تدوين كتابى با عنوان [[اعجاز قرآن]] بوده كه امروزه از ميان رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از قرآن شناسان، على بن مدينى و ابوعبيد قاسم بن سلام را كه هر دو از دانشمندان قرن سوم‌اند، به ترتيب پيشگام در تدوين اسباب النزول و ناسخ و منسوخ ‌دانسته‌اند. نخستین کسانی که به تدوین این رشته علمی پرداختند، عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* یحیی بن یعمر (متوفی 89 هجری)؛&lt;br /&gt;
* حسن بصری (متوفی 110 هجری)؛&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (141 هجری)؛&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب کلبی (متوفی 146 هجری) و تعدادی از دانشمندان دیگر که به تدریج بر تعداد موضوعات علوم قرآنی و نویسندگان آن افزوده گردید.&amp;lt;ref name = &amp;quot;درسنامه&amp;quot;&amp;gt; درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آثار موجود مهم ترین کتابها در زمینه علوم قرآنی اساسا دو کتاب '''البرهان''' و '''الاتقان''' می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[البرهان فی علوم القرآن]]، تألیف امام بدر الدین [[محمد بن بهادر زرکشی]] (متوفی 794هجری) است. ایشان از برجسته ترین علما و دانشمندان قرن هشتم می باشد.کتاب وی البرهان زبده ترین کتاب در مباحث علوم قرآنی است. این کتاب شمول و گستردگی را با ایجاز و ایفاء در عبارت به هم آمیخته است. نامبرده مباحث قرآنی را تا 47 نوع پیش برده و درباره هریک آنچه لازم بوده است گرد آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الاتقان فی علوم القرآن]]، تألیف جلال الدین عبدالرحمان[[سیوطی]] (متوفی 911 هجری) است. او در تمامی علوم حدیث و تفسیر و دیگر علوم اسلامی ید طولایی دارد و تألیفات گرانبهایی از خود باقی گذارده است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه13-14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از الاتقان چندان با اثر قابل توجهى روبه‏ رو نمى ‏شويم، بلكه بيشتر نگارش‏هاى علوم قرآن تنها در زمينه‏ هايى خاص صورت گرفت.&lt;br /&gt;
با اين حال در قرن اخير دانشمندان فراوانى در زمينه‏ هاى مختلف علوم قرآنى تأليفات ارزشمندى را عرضه نموده‏ اند كه به برخى از آنها اشاره مى شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناهل العرفان فى علوم القرآن تأليف محمد عبد العظيم زرقانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث فى علوم القرآن تأليف دكتر صبحى صالح؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ القرآن تأليف ابو عبد اللّه زنجانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ قرآن تأليف دكتر محمود راميار؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهشى در تاريخ قرآن كريم تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البيان فى تفسير القرآن تأليف مرحوم آية اللّه خويى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التمهيد فى علوم القرآن تأليف مرحوم آيت اللّه محمد هادى معرفت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقايق هامّة حول القرآن الكريم تأليف سيد جعفر مرتضى عاملى؛&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر ملکیان؛ علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره،تهران:اسوه،چاپ اول،1388، صفحه 15&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سير تاريخى نگارش‌ها در سده‌هاى مختلف ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* قرن اول: يحيى بن يعمر (م 89) به او كتابى در قرائت را نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
* قرن دوم: حسن بصرى (م 110)، عبدالله بن عامر يحصبى (م 118)، عطاء بن ابى‌مسلم ميسرة الخراسانى (م 135)، ابان بن تغلب (م 141)، محمد بن سائب كلبى (م 146)، حسين بن واقدى مروزى (م 151)، خليل بن احمد (م 170).&lt;br /&gt;
* قرن سوم: يحيى بن زياد معروف به فراء (م 207) مؤلف معانى القرآن و كتب ديگر، محمد بن جنيد (م 281) صاحب امثال القرآن، محمد بن مسعود عياشى داراى تأليفات بسيار و از جمله تفسيرى معروف به نام خودش، قاسم بن سلام (م 224) مؤلف الناسخ والمنسوخ، القرائات و فضائل القرآن.&lt;br /&gt;
* قرن چهارم: محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) مؤلف اعجاز [[قرآن]]، ابوعلى كوفى (م 346) صاحب فضائل القرآن، ابن جرير طبرى (م 310) صاحب تفسير معروف، ابوبكر بن قاسم انبارى (م 328) نويسنده عجائب علوم القرآن، سيد شريف رضى (م 406) نويسنده تلخيص البيان فى مجازات القرآن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن نديم در كتاب الفهرست خويش نام بسيارى از دانشمندان و كتب آنان را كه تا زمان او، يعنى قرن چهارم در زمينه‌هاى قرآنى وجود داشته است، ذكر نموده كه خود گوياى كثرت تأليفات در زمينه‌هاى مختلف است و ما تنها به ذكر ارقام و اعداد آن اكتفا مى‌كنيم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# تفسير، حدود 45 كتاب.&lt;br /&gt;
# معانى القرآن، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# لغات القرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# قرائات، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# النقط والشكل للقرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# متشابه القرآن، 10 كتاب.&lt;br /&gt;
# ناسخ القرآن و منسوخه، 18 كتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از قرن پنجم به بعد مباحث قرآنى به صورت گسترده‌تر مورد عنايت دانشمندان قرار گرفت و تأليفات قرآنى رو به افزايش نهاد. گفتنى است كه اصطلاح علوم قرآنى آن گونه كه فعلا رايج است با آنچه كه در چند سده‌هاى نخستين مصطلح بود، متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنى، در گذشته بر مباحث تفسيرى قرآن نيز اطلاق مى‌شد، در واقع علم [[تفسیر]]، علمى از علوم قرآنى بوده است همانند علم [[اعجاز قرآن]]، علم [[تاريخ ‌قرآن]]، علم [[ناسخ و منسوخ]] و... به تدريج كثرت و تنوع مباحث سبب گرديد، ميان مباحث علوم قرآنى و علم تفسير نوعى مرزبندى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زرقانى]] مى‌گويد: معروف ميان نويسندگان فن علوم قرآنى اين است كه اولين زمان ظهور اين اصطلاح، قرن هفتم است ولى در دارالكتب المصرية به كتابى از على بن ابراهيم بن سعيد مشهور به حوفى (م 430) برخوردم به نام البرهان فى علوم القرآن در سى مجلد كه پانزده مجلد آن فعلاً موجود است. بنابراين ما مى‌توانيم تاريخ اين فن را آغاز قرن پنجم بدانيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى پس از بحثى در تاريخچه علوم قرآنى چنين نتيجه‌گيرى مى‌كند كه علوم قرآنى به صورت يك فن از اواخر قرن چهارم بدست ابراهيم بن سعيد حوفى اعلام وجود نموده و در قرن ششم و هفتم هجرى در دامان ابن جوزى (م597) و سخاوى (م 641) و ابوشامه (م 665) پرورش يافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;درسنامه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==رابطه علوم قرآنی با سایر دانش های اسلامی&amp;lt;ref&amp;gt;علی نصیری، فلسفه علوم قرآنی، قبسات، شماره 39و40، بهار و تابستان1385، 221 تا 248، صفحه 229 تا 235 در دسترس در[http://www.noormags.ir  پایگاه مجلات تخصصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگریستن به مجموعه مباحثی که با عنوان علوم قـرآنی درکـتاب­ها ونگاشته­ های گذشته وحال منعکس شده، نشان می‌دهد که این مباحث از هفت نوع‌ از‌ دانـش­های اسـلامی سـرچشمه می­ گیرد و به عبارت روشن­تر ­آبشخور اصلی آن‌ها این دست از دانش­ها است. اگر این مدعا درسـت بـاشد، مفهوم آن این است که نمی ­توان برای علوم قرآنی‌ یا‌ دست‌کم بخشی از مـباحث آن اصـالت ذاتـی قائل شد و شاید تردید و شبهه برخی در این­ باره تقویت می ­شود؛ مگر آن­ که بگوییم ایـن‌ امـر‌ بـه علوم قرآنی اختصاص ندارد‌.بسیاری دیگر از‌ دانش­های‌ اسلامی، بلکه سایر علوم غیراسلامی نیز دچار ایـن آفتند که خاستگاه و آبشخور بخش قابل توجهی ازمباحث وگزاره­های آن‌ها را می­توان در سایر علوم مرتبط جست. از این‌جا است که‌ پدیده‌ تداخل علوم پیدا شده است. چنان که آخوند خراسانی(ره) در تعریف عـلم اصـول به تداخل علوم اذعان کرده، در مبحث قطع و تجّری اذعان می­کند که متکفل‌ بررسی‌ این‌ دانش علم کلام است. با‌ این‌ ­حال‌، اصولیان نیز درباره آن سخن گفته‌ اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاریخ‌ وسیره===&lt;br /&gt;
مباحثی هـمچون حـالات پیامبر(ص) قبل و پس از نزول قرآن، سیر تاریخی تدوین و شکل­ گیری قرآن، اهتمام پیامبر(ص) و صحابه به تدوین‌ و کتابت‌ قـرآن، کـاتبان وحافظان قرآن‌، برخورد‌ خلفا -اعم از دوران خلافت [[ابوبکر]] تا زمان [[حضرت علی(ع)]] - خـلافت [[بنی امیه]] و [[بنی مروان]] ، تاریخ شکل گیری نخستین تفاسیر و تـرجمه­ های قـرآن، قـّرای قرآن، اهتمام مسلمانان و تلاشی که برای نـشر و تـرویج قرآن‌ انجام‌ یافته، تاریخ خوشنویسی و تذهیب قرآن و.... از جمله مباحث تاریخی است که بـا صـرف­ نظر از علوم قرآنی درکتاب‌های تـاریخ و سـیره به آن تـوجه شـده اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهد مدعا انعکاس همین مباحث‌ در‌ مـنابع تـاریخی‌ همچون [[تاریخ طبری]]، سیره [[ابن اسحاق]]، سیره[[ابن‌هشام]]، [[مروج الذهب]] [[مسعودی]]، تـاریخ [[ابـن خلدون]]، [[الکامل]] [[ابن اثیر]] و‌... است. عـبارت دیگر آنچه از این دسـت مـباحث و گفت‌وگوها در منابع‌ علوم‌ قرآنی‌ آمـده، عـموما به کتاب‌های تاریخی ارجاع و استناد داده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث===&lt;br /&gt;
خـاستگاه اولیـه ‌‌علوم‌ قرآنی حدیث بوده وآنـچه دربـاره قـرآن یا معارف وآمـوزه­ های آن از زبـان پیامبر‌(ص)، امامان‌(ع)، یا‌ از صـحابه وتـابعان نقل شده، در قالب احادیث انعکاس یافته وبرای ما نقل شده است‌ و به‌رغم جدا شـدن واسـتقلال علوم قرآن از حدیث ، همچنان بهترین مـنبع و آبـشخور برای‌ دسـتیابی بـه گـزاره­ های علوم‌ قرآنی‌ جوامع حـدیثی است؛ برای نمونه، ثقة‌الاسلام کلینی افزون برانعکاس روایات فراوانی در زمینه علوم قرآنی در باب‌های پراکنده [[کـافی]]، کـتابی خاص باعنوان کتاب فضل القرآن را بـه ایـن امـر اخـتصاص داده است . نیز [[علامه مجلسی]] در کتاب [[بحارالانوار]] فصلی مستوعب برای این مبحث گشوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سایر جوامع حـدیثی شـیعه و جـوامع متأخرهمچون [[الحیاة]] ، [[میزان الحکمه]]، [[آثار الصـادقین]] و.... نـیز ابـواب و فـصولی بـه گـردآوری روایات ناظر به قرآن اختصاص یافته است. [[بخاری]] در نخستین باب از کتاب [[الجامع الصحیح]] خود باعنوان کتاب بدءالوحی از ماجرای نزول وحی و بعثت پیامبر (ص) سخن به میان آورده و افزون بر اختصاص دادن ابوابی در این زمینه ، نظیر کتاب فضایل القرآن، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنه با آوردن بابی مفصل با عنوان کتاب التفسیر سهم دانش های قرآنی را در کتاب خود ادا کرده است. این کار در [[صحیح مسلم]] و [[سنن ابی داوود]] و جامع [[ترمذی]] نیز دنبال شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدعای ما كتاب‌های [[تفسیر روایی]] یا [[تفسیر مأثور]] است كه با تكیه به روایات جوامع حدیثی و با جدا سازی روایات تفسیری فراهم آمده اند. تفسیر [[نورالثقلین]] و [[البرهان]] و [[صافی]] میان شیعه در آغاز ذكر هر روایت تفسیری منبع روایی خود را ذكر كرده‌اند؛ چنان كه همین امر درتفسیر [[الدر المنثور]] نیز مشهود است. &lt;br /&gt;
باید توجه داشت كه بسیاری از روایات تفسیری، صریح یا به اشاره به مباحث علوم قرآن به ویژه منطق فهم وتفسیر قرآن ناظر است كه از جمله مباحث مهم این دانش به‌شمار می‌رود. &lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه تاكنون در زمینه روایات ناظر به قرآن انجام یافته، به روایات تفسیری منحصر بوده وسایر روایات در زمینه علوم قرآنی همچون وحی، نزول، تاریخ قرآن، محكم و متشابه، ناسخ ومنسوخ و..... یكجا به صورت جامع و روشمند گرد آوری نشده اند؛ در حالی‌كه این كار برای گره گشایی از بسیاری از ابهام‌های موجود ضرور به نظر می رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادبیات===&lt;br /&gt;
ادبیات مورد نظر شامل علومی چـند اسـت کـه عبارتند از [[لغت]] و [[اشتقاق]]، [[صرف]]، [[نحو]]، [[معان]]ی، [[بیان]]، [[بدیع]]؛ دانش‌هایی که بـه اذعـان‌ بسیاری‌ از صاحب ­نظران به برکت قرآن و برای شناخت و فهم عمیق­ تر این کتاب آسمانی شکل گرفته­ اند. قرآن در جـایگاه شـاهکار مـتن عربی از این عناصر بهره گرفته و این دانش­ها به منظور بازکاویدن‌ آن‌ها‌ رخ نـمود ه­ اند. کـتاب‌هایی هـمچون [[المفردات فی غریب القرآن]][[­راغب اصفهانی]]، [[مجمع ­البحرین]] [[طریحی]]، [[التحقیق فی کلمات القرآن­ الکریم]]­ [[حسن مـصطفوی]] از جـمله آثـار ماندگاری است‌ که‌ برای تبیین مفاهیم واژ ه ­های قرآن‌ فراهم‌ آمد ه ­اند. افزون بر این کـتاب‌ها حـتی ­منابع لغت­ عام همچون [[لسان­ العرب]] و [[تاج­ العروس]] مشحون از مباحث واژه­ شناسی آیات قرآن است و ابـن‌منظور در مـقدمه لسـان ­العرب تصریح‌ می­ کند‌ که این کتاب را‌ برای‌ خدمت قرآن و تسهیل فهم و تفسیر آن فراهم ساخته اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صـرف و نحو قرآن نیز چنین داستانی دارد. براساس آنچه مشهور است، نخستین ­بار [[ابوالاسود­ دئلی]] و شـاگردان وی بـه راهـنمایی حضرت امیر‌(ع) دست‌ به تنظیم قواعد و ضوابط علم صرف­ و­نحو زدند. بعدها کتاب‌هایی هـمچون [[الکـافیه]] [[رضی­ الدین­ استرآبادی]] و [[شرح الکافیه]] [[جامی]]، [[مغنی­ الادیب عن کتب الاعاریب]] از [[ابن­ هشام]] برای بازشناسی سـاختارهای صـرفی‌ ­و‌ نـحوی آیات‌ تدوین شده‌اند. کتاب مغنی در جای‌جای مباحث خود مشحون از استشهاد به آیات است. نیز چـنان­که مـشهور‌ اسـت، [[عبدالقاهر جرجانی]]، [[سکّاکی]] و [[تفتازانی]] برای نشان دادن وجوه اعجاز بیانی‌ قرآن‌ سه‌ دانـش مـعانی، بیان و بدیع را پدید آوردند. بر­این­ اساس، افزون بر استشهاد فراوان به آیات قرآن در جای­ جای ‌‌مباحث‌ این عـلوم، بـخشی از مباحث علوم قرآنی نیز به کند­و­کاو در این زمینه‌ اختصاص‌ یافته‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کلام===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کلام]] دانشی است که دفاع ­عقلانی از آموز ه­ های دینی را بـر­عهده دارد؛ از ایـن­‌ جـهت در تعریف آن گفته ­اند: «علم به عقاید دینی از روی ادله ­یقینی اسـت‌.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدا است‌ که‌ با این تعریف، کلام با [[نبوت عامه]] ­و ­خاصه و مـباحث مـربوط به آن سروکار دارد و تبیین چگونگی وحـی دربـاره پیامبران و چـند­وچون وحـی بـر پیامبر اعظم(ص)، تبیین معجزه اثباتگر رسـالت پیـامبراسلام(ص) یعنی‌ قرآن و وجوه اعجاز آن، تحدی قرآن و ناکامی معارضان آن در عرصه هماوردی و اثبات تـحریف ­ناپذیری آن از جـمله مباحث کلامی است که با عـلوم قرآن نیز اشتراک دارد؛ زیـرا تـبیین چگونگی وحی‌ و وجوه­‌ اعجاز قـرآن از جـمله وظایف اصلی علوم قرآنی است. از سوی دیگر در یکی از مباحث گسترده و پرچالش علوم قـرآنی یـعنی محکم­ و ­متشابه نیز علم کـلام حـضوری پررنـگ دارد؛ زیرا در بررسی‌ مـتشابهات‌ و مـحکمات قرآن انواع نحله­ های کـلامی از قـبیل [[اشاعره]]، [[معتزله]]، [[امامیه]]، [[ماتریدیه]]، [[کرامیه]] و.... و چگونگی برخورد آنان با این دست از آیات بررسی می‌شود. مـباحث کـلامی جلد سوم کتاب [[التمهید ­فی ­علوم ­القرآن]] استاد مـعرفت بـهترین شاهد مدعا‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر===&lt;br /&gt;
تفسیر دانـش فـهم مـدالیل آیـات‌ قـرآن‌ و کارکرد‌ این دانـش در عـرصه آیات است که درجایگاه ذی­ المقدمه و علت ­غایی علوم قرآنی نقش­ آفرینی می­کند؛ یعنی مباحث و گزاره­ های علوم قرآنی را ­بـاید‌ زمـینه‌ساز‌ مـقدمات‌ فهم و تفسیرآیات قرآن نظیر نقش اصول بـرای فـقه‌ و مـنطق‌ بـرای فـلسفه دانـست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، تفسیر به دو شیوه اساسیِ ترتیبی و موضوعی تقسیم می­ شود. در روش ترتیبی اعم از‌ ترتیب‌ کنونی‌ مصاحف یا ترتیب نزول، مفسّر از آغاز قرآن تا پایان‌ آن بر اساس چینش آیات و سـوره­ ها به تفسیر یکان ­یکان آیات می‌پردازد و به‌طور مثال، تا تفسیر [[سوره حمد]][= براساس چینش‌ کنونی]‌ را‌ تمام نکند، به تفسیر [[سوره بقره]] نمی‌پردازد؛ چنان که بر اساس‌ چینش‌ نزول تا تفسیر [[سوره عـلق]]، پایـان نپذیرد، به تفسیر [[سوره قلم]] نمی‌پردازد ؛ اما در تفسیر موضوعی نگاه مفسر‌ به‌ موضوع‌ خاصّ همچون توحید فاعلی معطوف ­شده و او به نـاگزیر تـمام آیات مرتبط به این موضوع‌ را‌ استخراج‌ و پس از دسته بندی، کشف مدالیل و منظر نهایی قرآن را دنبال می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌ توضیح‌، بخش قابل­ توجهی از مباحث عـلوم قـرآنی در تفسیر ترتیبی و تفسیر موضوعی انـعکاس‌ یـافته‌ است‌؛ به‌طور مثال، مباحث مربوط به شناخت مکی و مدنی سوره ­ها و اختلاف‌های موجود در این زمینه‌، اختلاف‌ قرائات درآیات گوناگون قرآن، دیدگاه­ ها در زمینه شمارآیات یک سـوره، مـفاهیم واژه­ های گوناگون‌ یک‌ آیـه‌، اسـباب النزول، مباحث صرفی، نحوی و بلاغی و.... از جمله مباحث علوم قرآنی است که در سرتاسر‌ تفاسیر‌ با فرازونشیب و شدت وضعف مشاهده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدّعا [[تفسیر مجمع ­البیان]] امین­ الاسلام‌ [[طبرسی‌]] است‌ که با سـاماندهی مـنطقی و قابل تحسین به مباحث تفسیری پرداخته است. وی در آغاز هر‌ سوره‌ به‌ بررسی اختلاف در مکی یا مدنی بودن سوره و شمارآیات آن می ­­پردازد؛ آن‌گاه با یـادکرد عنوان‌ «القرائة‌ و الحجبة‌ اختلاف قرائت‌ها» ادّله آن‌ها را بررسی می­ کند‌.&lt;br /&gt;
در‌ ذیل عنوان اللغـة بـه بـررسی واژه­ های دشوار یا معناساز پرداخته، در بخش الاعراب‌ اختلافات‌ و دیدگاه­ها در زمینه ­های صرفی و نحوی‌ آیات‌ را مورد‌ مداقّه‌ قرار‌ مـی­ دهد. ‌ ‌وجـوه و نظایر، اسباب­ النزول از جمله‌ محورهای‌ دیگر مورد اهتمام در این تفسیر است. این -البته نـه بـه صـورت‌ منقّح‌ و منضبط- در سایر تفاسیر نیز دنبال‌ شده است؛ چنان‌که گاه‌ مفسران‌ ذیل آیات مرتبط بـا مباحث‌ علوم‌ قرآن نظیر آیه 23و 24 [[سوره بقره]] که به تحدی و اعجاز قرآن نـاظر‌ است‌، یـا‌ آیـه‌ هفتم‌ [[سوره آل ­عمران]] که‌ بیانگر‌ تقسیم قرآن به محکم‌ و متشابه‌ است  به تفصیل، مباحث علوم قرآنی را مورد بحث وبررسی‌ نسبتا‌ تفصیلی قرار داده­ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور مباحث و گزاره­ های‌ علوم‌ قرآنی در‌ تفاسیر‌ مـوضوعی‌ نیز چشمگیر است؛ به‌طور‌ مثال، قرآن از منظر قرآن، وجوه و عرصه ­های اعجاز، محکم و متشابه در قرآن، ناسخ ومنسوخ در‌ قرآن‌، و... از جمله مباحثی است که به‌سبب‌ ناظر‌ بودن‌ به‌ آیات‌ قرآن و بهره ­داشتن از‌ روش‌ تفسیر مـوضوعی، در تـفاسیر موضوعی دنبال شده، با این ­حال از مباحث اصلی علوم قرآنی به شمار‌ می‌روند‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اصول فقه===&lt;br /&gt;
از جمله مباحث علوم قرآنی شناخت‌ گونه ­های‌ مضمونی‌ آیات‌ از‌ قبیل‌ عام وخاص، مطلق و مقیّد، مجمل ومبیّن و... اسـت کـه از جمله مسائل علم اصول به‌شمار می‌رود. هر چند نگاه اصولیان به این اقسام فقط به آیات قرآن اختصاص‌ نیافته و شامل روایات نیز می‌شود. همچنین مبحث حجیّت ظواهر قرآن کـه در پاسـخ به شبهات و دعاوی اخباریان در علم [[اصول فقه]] بحث و بررسی می‌شود درست یکی از مباحث علوم قرآنی‌ است‌. نیز در مباحث حجّت از قرآن به‌طور نخستین منبع مباحث علوم قرآنی واجتهاد یاد می شود. چنان كه در برخورد قرآن با دین شناخت سنت از امكان تخصیص یا نسخ قرآن با سنت گفت‌وگو می شود و در مبحث ظنون خاصه از این مسأله سخن به میان می آید كه آیا اخبار آحاد در حوزه تفسیر آیات حجت است یا نه؟ در مباحث الفاظ مباحثی همچون حقیقت و مجاز، حجیت قول لغوی،اصالة‌الظهور و ضرورت پایبندی به ظواهر تا زمانی كه قرینه برخلاف آن نباشد، در مباحث مقدماتی تفسیر باعنوان منطق فهم وتفسیر آیات كارآیی اساسی دارند؛ بنابراین، باید اذعان كرد كه همگی یا جزو مباحث علوم قرآنی است یا با زاویه ای خاص تردر علوم قرآنی از آنها گفت‌وگو می شود. مباحثی كه در كتاب‌های اصولی كهن همچون [[عدةالاصول]] [[شیخ طوسی]]؛[[الذریعه الی اصول الشریعه]]، [[سید مرتضی]] ؛ [[الموافقات]]، [[شاطبی]]؛ [[المنخول والمستصفی]]، [[غزّالی]] و [[المحصول]] [[رازی]] منعكس شده، به خوبی نشان‌ دهنده تداخل بخشی از مباحث علم اصول با علوم قرآنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فقه===&lt;br /&gt;
بخشی از مباحث علوم قرآنی در فقه انعكاس یافته یا حتی می توان مدعی شد كه كاوش های فقهی به غنای این مباحث در علوم قرآنی افزوده است؛ به‌طور مثال، مبحث [[قرائات سبعه]] از این منظر در فقه بحث و گفت‌وگو می‌شود كه آیا می توان حمد وسوره نماز را طبق این قرائت‌ها خواند یا نماز با قرائت مشهور [= قرائت حفص از عاصم] مجزی است؟ اگر در علوم قرآنی درباره بسمله از این حیث كه جزو آیات سوره است یا فقط به‌صورت فاصله كاربرد دارد، گفت‌وگو می شود، میان فقیهان عامه و خاصه درباره وجوب یا جواز گفتن بسمله پیش از خواندن سوره نماز بحث می شود؛ چنان كه یكی یا دو تا از دانستن سوره های [[الضحی]] و [[انشراح]] و [[فیل]] و [[قریش]] كه در فقه محل بحث و گفت‌وگو است، جمله مباحثی علوم قرآنی شمرده‌ می‌شود. &lt;br /&gt;
چگونگی برخورد با قرآن درجایگاه كتاب آسمانی مقدس از قبیل جواز یا عدم جواز واگذاری آن به كافر، آداب تلاوت قرآن، جواز یا عدم جواز ترجمه قرآن به زبان‌های گوناگون، جواز یا عدم جواز تغییر رسم الخط عثمانی، جواز یا عدم جواز انتشار قرآن با تنظیم سوره ها بر اساس نزول یا تفسیر قرآن بر این اساس و... از جمله مباحثی است كه در فقه و علوم قرآنی به طور یكسان بحث وگفت‌وگو شده و می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
فرهنگ نامه علوم قرآن،ابراهیم اقبال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی، آیت الله محمدهادی معرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره، محمدباقر ملکیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه و بایستگی علوم قرآن، سید محسن سادات فخر، فصلنامه حسنا، شماره 3 در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فلسفه علوم قرآنی، علی نصیری، فصلنامه قبسات، شماره 39و40.در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89162</id>
		<title>علوم قرآنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=89162"/>
		<updated>2018-06-27T05:59:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Heydarzadeh: /* کلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{متوسط}}&lt;br /&gt;
«علوم قرآن» نام علمی مدوّن مربوط به قرآن است و به مجموعه مطالبی گفته می‌شود که درباره قرآن کریم بحث می‌کند و به‌گونه‌ای در شناخت این کتاب شریف مؤثر است؛ مانند: نزول قرآن، مبدء، کیفیت، مکان و مدت نزول، جمع و کتابت قرآن در عصر پیامبر (ص) ، اعجاز و مانندناپذیری، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، سوگند‌ها، مَثَل‌ها، ترتیب و تناسب سوره‌ها، قصه‌ها، و…. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://wiki.islamicdoc.org/wiki/index.php/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_(%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C) علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی]، بازیابی: 27 بهمن 1395&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==معنای لغوی علوم قرآنی&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم اقبال؛فرهنگ نامه علوم قرآن،تهران: امیرکبیر،چاپ اول،1385، ص:19تا 25(با تلخیص)&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به منظور تعريف علوم قرآن، ابتدا هريك از اين دو كلمه در لغت و اصطلاح و سپس به صورت تركيب مورد بررسى قرار مى ‏گيرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''علوم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين واژه جمع «علم» است. علم در لغت به معناى آگاهى در مقابل «جهل و نادانى» و مترادف با شعور و شناخت است. &lt;br /&gt;
اما «علوم» در كاربرد حكيمان، متكلمان، دانشمندان شرع و عالمان مدون علوم، معانى اصطلاحى مختلفى به خود گرفته است. علوم در اصطلاح اخير (علماى تدوين) به علوم قرآن نزديك‏تر است زيرا علوم قرآن در ساختار علمى مدون، سامان يافته است. علوم در اصطلاح اين افراد بر دانش‏هاى نظام يافته در جهتى واحد، اطلاق شده است، خواه وحدت در موضوع باشد يا در غايت و خواه آن دانش‏ها، تصور باشد يا تصديق و خواه آن تصديقات، مسائلى كلى باشد- كه غالبا چنين است- يا جزئى و تخصصى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قرآن'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره اين واژه آراء مختلفى ارائه شده است. اين اظهارات را مى ‏توان به دو دسته تقسيم كرد. دسته اول، مواردى كه قرآن را جامد دانسته است؛ دسته دوم، مواردى كه آن را مشتق گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد نخست (جامد و اسم علم بودن) [[زركشى]] و به دنبال او [[سيوطى]]، به نقل از [[خطيب بغدادى]]‏ و [[بيهقى‏]] آورده‏ اند كه [[شافعى]] در روايت خود از قرائت [[ابن كثير]]، «قرآن» را غير مهموز مى‏ خواند ولى «قرأت» را به همزه قرائت مى‏ كرد. شافعى مى ‏گفت: قرآن، اسم كتاب خداوند و غير مهموز و همانند اسم‏هاى [[تورات]] و [[انجيل]] است‏ . سيوطى، خود نيز همين نظر را برگزيده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در مورد دوم (مشتق بودن) اختلاف بيشتر است. برخى آن را صحيح سالم و مشتق از «قرن» دانسته‏ اند. قرن به معناى، ضميمه كردن و در كنار هم نهادن است و از آن‏رو كه سوره‏ ها و آيه ‏ها و كلمه‏ هاى قرآن، در كنار هم، به يكديگر ضميمه شده، قرآن نام گرفته است، اين گفتار از آن [[اشعرى]] (324 ق) است. [[فرّاء]] (207 ق) نيز قرآن را صحيح سالم و هم ‏ساختار «قرائن» (جمع قرينه) دانسته است؛ زيرا آيات آن، يكديگر را تصديق مى‏ كند و به همديگر شباهت دارد، از اين ‏رو قرينه يكديگر است.  برخى آن را صحيح مهموز و مشتق از «قرأ» گرفته‏ اند؛ در اين ميان [[لحيانى]] (215 ق) مى ‏گفت: «قرآن» مهموز و همانند رجحان و غفران، مصدر «قرأت» است و از باب نام‏گذارى مفعول به مصدر، «كتاب مقروء» قرآن نام گرفته‏ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجيد، از اين نام خود «[[قرآن]]»، حدود 58 مورد و بيشتر از ديگر نام‏هايش نام برده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
'''علوم قرآن‏'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در لفظ، يك تركيب اضافى (مضاف و مضاف اليه) است. اضافه اين دو لفظ، به همه علوم و معارف مربوط به قرآن اشاره دارد و لفظ «علوم» آن، جمع است زيرا مراد از آن يك علم مرتبط با قرآن نيست بلكه مقصود همه علومى است كه در خدمت قرآن و يا مستند به آن است. بر اين اساس علومى چون تفسير، قراءات، رسم الخط، اعجاز، اسباب النزول، ناسخ و منسوخ، اعراب قرآن، غريب القرآن، علوم دينى و زبان عربى و ... را در بر دارد. به ديگر عبارت، اين مركب اضافى، هم شامل «علوم في القرآن» و هم «علوم للقرآن» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما «علوم فى القرآن» كه- تقريبا به معناى وصفى (العلوم القرآنية) نزديك است- همان دانش‏هاى قرآنى است يا دانش‏هايى كه در آيات الهى وجود دارد و از قرآن به دست مى‏ آيد.&lt;br /&gt;
اين معنى نزد پيشينيان متداول بود و برخى قرآن را شامل همه علوم (علوم عيان و پنهان اعتقادى و عملى دينى و هم علوم دنيوى) مى ‏دانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در «علوم للقرآن» معناى اضافى از تركيب علوم القرآن- كه شامل همه علوم دينى و عربى بود- رخت بربسته و براى علمى مدون، علم و اسم خاص شده است كه از آن به اصطلاح علوم قرآن تعبير گرديده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع علوم قرآن، بررسى قرآن مجيد از جنبه‏ هاى مختلف و مرتبط ياد شده در تعريف است. &lt;br /&gt;
فائده اين علم، به فرهنگ والا و فراگير قرآن مجيد و شناخت معارف ارزشمند آن و آمادگى دفاع خوب از حريم آن و آن‏گاه آسانى ورود به تفسير قرآن، باز مى ‏گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفاوت علوم قرآنی با معارف قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی اصطلاحی است درباره مسائلی مرتبط با شناخت قرآن و شئون مختلف آن. فرق میان علوم قرآنی و معارف قرآنی آن است که علوم قرآنی بحثی بیرونی است و به درون و محتوای قرآن از جنبه تفسیری کاری ندارد. اما معارف قرآنی  کاملا با مطالب درونی قرآن و محتوای آن سر و کار داشته و یک نوع تفسیر موضوعی به شمار می رود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه7&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث علوم قرآنی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث اصلی که در علوم قرآنى مطرح می شوند عبارتند از:[[اسامی و صفات قرآن]]، [[تاریخ قرآن]]، [[اعجاز قرآن]]، [[ترجمه قرآن]]،[[تفسیر قرآن]]، [[تقسیمات قرآن]]، [[خصایص قرآن]]، [[دلالت الفاظ قرآن]]، [[فضایل قرآن]]، [[قرائت قرآن]] و [[تجوید]].    &lt;br /&gt;
===تاریخ قرآن===&lt;br /&gt;
در تاریخ قرآن به سه مبحث اصلی پرداخته می شود:[[نزول قرآن]]، [[جمع قرآن]] و [[اسباب نزول قرآن]]. &lt;br /&gt;
===دلالت الفاظ قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث دلالت الفاظ نیز به موضوعات زیر پرداخته می شود:[[عام و خاص]]، [[مجمل و مبین]]، [[مطلق و مقید]]، [[محکم و متشابه]]، [[مفهوم و منطوق]]، [[نص و ظاهر]] و  [[ناسخ و منسوخ]].&lt;br /&gt;
===اعجاز قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث اعجاز قرآن به [[وجوه اعجاز قرآن]] و بحث [[تحریف قرآن|تحریف یا عدم تحریف در قرآن]] و... پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
===ترجمه قرآن===&lt;br /&gt;
در بحث ترجمه قرآن به گونه های ترجمه قرآن مثل [[ترجمه تفسیری قرآن|ترجمه تفسیری ]] ، [[ترجمه عرفی قرآن|عرفی]] و [[ترجمه لفظی قرآن|لفظی]]  قرآن اشاره می شود.&lt;br /&gt;
===فضایل قرآن===&lt;br /&gt;
همچنین در بخش فضایل قرآن به [[فضایل سور]] و آیات و فضایل عمومی قرآن مثل فضیلت حفظ، خواندن، [[فضیلت استماع قرآن|استماع]]، [[تدبر]] و [[فضیلت نگاه به قرآن|نگاه به قرآن]] پرداخته می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت دقيق غالب اين بحث‌ها در شناخت محتواى [[قرآن]] دخيل بوده و مى‌تواند ما را در تفسير صحيح از قرآن يارى دهد. به عنوان مثال شناخت آيات مكى از مدنى که در تقسیمات قرآن مطرح می شود مى‌تواند ما را در شناخت موقعيت زمانى و مكانى نزول آيات كه در برخى موارد همچون قرينه‌هاى حاليه در تفهيم مراد آيات عمل مى‌كنند، يارى دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بایستگی علوم قرآن &amp;lt;ref&amp;gt;سید محسن سادات فخر؛ پیشینه و بایستگی علوم قرآن: فصلنامه حسنا، شماره 3، زمستان 1388(20 تا 39)،صفحه 32 تا35(با تلخیص) در دسترس در پایگاه مجلات تخصی نوردر دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بایستگی علوم قرآن برای ورود به حوزه تفسیر از منظرهای مختلف قابل اثبات است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر ماهیت قرآن===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزول آیه ها به شیوه وحیانی از سوی خدای عزیز حکیم{{متن قرآن|«تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;زمر:1؛ جاثیه: 2؛ احقاف: 2&amp;lt;/ref&amp;gt; در مدت زمانی بیست و سه سال در شرایط و موقعیت های متفاوت اجتماعی و فرهنگی مسلمانان انجام پذیرفت. این کتاب در متن خود آیه های خویش را با صراحت به محکمات و متشابهات تقسیم می نماید:{{متن قرآن|«هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;آل عمران: 7&amp;lt;/ref&amp;gt; این آیه از اصل بودن آیات محکمات نسبت به متشابهات، برخورداری آیه ها از [[تأویل]] و علم به تأویل سخن می گوید. قرآن با نزول به زبان فصیح و عربی{{متن قرآن|«عَلَی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ»}}،{{متن قرآن|«بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;شعراء: 194 و 195&amp;lt;/ref&amp;gt; بهره گیری از تمثیل را اصلی فراگیر در اسلوب بیانی خود برمی شمارد:{{متن قرآن|«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اسراء: 89؛ کهف: 54&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
اینگونه کتاب ، شناختنی است و شناخت آن به آگاهی ها و دانستنی های پیشینی وابسته است، بدون علم به تاریخ نزول آیه ها، شناخت جامع حوادث پیرامونی نزول آیه ها، معنا و مدلول کامل و جامع اجزاء این کتاب، ناشناخته می ماند. در حوزه شناخت حقیقت آیات، تأویل و مسأله های پیرامونی آن با اشاره قرآن به وجود تأویل، گونا گونی تأویل و پیروی از آن نیز به اشارت او برهانی شده است. شناخت تأویل، حقیقت تأویل، محدوده و مرزهای تأویل، و در نهایت پیروی مطلوب از تأویل بدون تردید نیاز به دانایی پیشینی دارد. ورود به عرصه فهم قرآن بدون شناخت قبلی این گونه مسائل نه تنها فهم درست آیه ها را با دشواری روبرو می نماید، بلکه در برخی موارد مانع فهم درست و جامع می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن از منظر تاریخی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیر تاریخی تفسیر قرآن با دانش های پیشینی همراه بوده است، تفسیر قرآن از آغاز نزول متناسب با ماهیت آیه ها، مفاد و معنای جامع و کامل بوده است؛ زیرا در دوران پیامبر(ص) نزول آرام آیه، آیه با تفسیر نبوی همراه بود، پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیر کامل آیه ها را بر اساس رسالت الهی به عهده داشت: {{متن قرآن|«وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;نحل: 44&amp;lt;/ref&amp;gt; تفسیر نبوی، تبیین آیه ها در فضای نزول و تشریح {{متن قرآن|«مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»}}(آنچه نازل شده) بوده است.&lt;br /&gt;
[[امام صادق علیه السلام]] می فرماید: احکام نماز بر پیامبر نازل شد و قبل از تفکیک نمازهای سه رکعتی و چهاررکعتی، پیامبر موارد نازل شده را برای مسلمانان تفسیر می نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; کافی، کلینی، ج 1، ص 286.&amp;lt;/ref&amp;gt; این کلام، پیوستگی جریان تفسیر نبوی را به نزول آیه، آیه به روشنی اعلام می دارد. بعد از دوران نبوی، تفسیر قرآن از سوی صحابه ادامه یافت. تفسیر صحابه، شامل بیان مراد از عنوان ها، اصطلاحات و مفردات قرآن گردید. طبقه اول از مفسّران را غیر از [[امام علی علیه السلام]] گروهی از صحابه همانند: [[ابن عباس]]، [[عبدالله بن عمر]]، [[عبدالله بن ابی]] و... تشکیل می دهند. تفسیر در این دوران به حوزه ادبی آیات، موارد شأن نزول، بخش کمی از استدلال به آیه قرآن در برابر آیه دیگر محدود می شد. بخش اندکی از تفسیر صحابه نیز تفسیر نقلی است که در عرصه سرگذشت های انبیا و اقوام پیشین و معارف قرآن و مسائل کلامی همانند: مبدأ و معاد ارائه شده است. با توجه به حضور صحابه در فضا و محیط نزول آیه ها، مسأله های پرشماری از مباحث علوم قرآن به علم حضوری برای آنان روشن بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تابعان]] بعد از صحابه طبقه گسترده ای در طبقات مفسران به شمار می روند، تابعان از مفسران همانند: مجاهد، ابی قتاده، ابی لیلی، الشیعی و السدی در واقع تداوم بخش جریان علمی تفسیر دوران صحابه هستند، تفسیر نقلی نیز در دوران تابعان گسترش یافت به نحوی که در جریان نقل روایات تفسیری در تفسیر تابعی برخی اسرائیلیات نیز در حوزه تفسیر وارد گردید.آگاهی تابعان در زمینه مسایل علوم قرآن اگر چه همانند صحابه، به علم حضوری نبوده است؛ اما نزدیکی آنان به دوران نزول و مصاحبت علمی با صحابه، آنان را با موضوعات و مسأله های اصلی علوم قرآن آشنا نموده و تفسیر تابعین را بر اصول و ضوابط پیشینی فهم قرآن قرار می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بایستگی علوم قرآن در دوران معاصر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهم قرآن در دوران صدر اسلام متناسب با فرهنگ عمومی آن دوران بوده است. فهم عرفی از مفاد و معنای آیه ها چنان با بساطت همراه بود که تلقّی اولیه خود را بدون تردید بر قرآن تطبیق نمود. و به آن ترتیب اثر داده اند. در روایات آمده است بعد از نزول آیه: {{متن قرآن|«کُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;بقره: 187&amp;lt;/ref&amp;gt; عدی بن حاتم، به پیامبر گفت: من دو نخ سفید و سیاه کنار هم می گذارم تا با روشن شدن سفیدی از سیاهی، زمان صبح مشخص شود و به آنها نگاه می کنم؛ اما مشخص نمی شود، پیامبرصلی الله علیه و آله تبسّم کرد و فرمود: پسر حاتم! مراد آیه، آشکار شدن سفیدی صبح از سیاهی شب است که آغاز وقت روزه است.&amp;lt;ref&amp;gt; طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 364&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن دوران نزول، دوران نوینی آغاز شد. دوران نوین از مشخصه های بیرونی و درونی متنوعی برخوردار است. از یکسو، پیامبر صلی الله علیه و آله مخاطب اول و دریافت کننده مستقیم وحی از دسترس دور است و نسخه نوشته های قرآن بر اساس قرائت های مختلف قاریان نامدار، شناخت و فهم آیه ها را نیازمند قوانین و ضوابط خاص نموده است، از سوی دیگر گسترش حوزه جغرافیای اسلام و پیروزی های مسلمانان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله موجب معاشرت و همزیستی مسلمانان با غیر مسلمانان شد. ارتباط و تعامل علمی مسلمانان با آنها، ورود اندیشه ها و مباحث کلامی ادیان و مذاهب غیر اسلامی، تغییرات فکری و علمی به همراه داشت و موجب آشکار شدن مسائل و موضوعات نوینی در ذهن و اندیشه مسلمانان گردید. با تغییر شرایط، فهم قرآن در میان مسلمانان وضعیت جدیدی پیدا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفسیر آیه ها خود آموزه متن وحی است، ارجاع متشابهات به محکمات، علم به تأویل و قلمرو تأویل مسأله هایی است که روشن شدن آنها قبل از ورود به عرصه تفسیر آیات کتاب مجید هدایت گر تفسیر درست می گردد. تمامی این مسأله ها، سلسله حلقه های پیوسته علوم قرآن است که راهیابی به تفسیر جامع و فراگیر را فراهم می نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پيشگامان تدوين علوم قرآنى ==&lt;br /&gt;
* یحيى بن يعمر (م 89) كتابى در قرائت نگاشته است.&lt;br /&gt;
* حسن بصرى (م 110) نويسنده نزول القرآن و عدد آیات القرآن.&lt;br /&gt;
* عبدالله بن عامر يحصبى (م 118) نويسنده كتب اختلاف مصاحف الشام والحجاز والعراق والمقطوع والموصول.&lt;br /&gt;
* عطاء بن ابى مسلم ميسرة الخراسانى (م 135) اولين نويسنده در ناسخ و منسوخ.&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب كلبى (م 146) آغازگر تدوين احكام القرآن.&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (م 141) نخستين مؤلف در علم قرائت، معانى قرآن و غريب القرآن.&lt;br /&gt;
* خليل بن احمد فراهيدى (م 170) مبتكر و مؤلف در نقط و رسم.&lt;br /&gt;
* على بن عبدالله سعدى در تأليف اسباب النزول و محمد بن جنيد (م 281) در امثال القرآن گوى سبقت را از ديگران ربوده‌اند.&lt;br /&gt;
* محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) پيشقدم در تدوين كتابى با عنوان [[اعجاز قرآن]] بوده كه امروزه از ميان رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از قرآن شناسان، على بن مدينى و ابوعبيد قاسم بن سلام را كه هر دو از دانشمندان قرن سوم‌اند، به ترتيب پيشگام در تدوين اسباب النزول و ناسخ و منسوخ ‌دانسته‌اند. نخستین کسانی که به تدوین این رشته علمی پرداختند، عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* یحیی بن یعمر (متوفی 89 هجری)؛&lt;br /&gt;
* حسن بصری (متوفی 110 هجری)؛&lt;br /&gt;
* ابان بن تغلب (141 هجری)؛&lt;br /&gt;
* محمد بن سائب کلبی (متوفی 146 هجری) و تعدادی از دانشمندان دیگر که به تدریج بر تعداد موضوعات علوم قرآنی و نویسندگان آن افزوده گردید.&amp;lt;ref name = &amp;quot;درسنامه&amp;quot;&amp;gt; درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان آثار موجود مهم ترین کتابها در زمینه علوم قرآنی اساسا دو کتاب '''البرهان''' و '''الاتقان''' می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[البرهان فی علوم القرآن]]، تألیف امام بدر الدین [[محمد بن بهادر زرکشی]] (متوفی 794هجری) است. ایشان از برجسته ترین علما و دانشمندان قرن هشتم می باشد.کتاب وی البرهان زبده ترین کتاب در مباحث علوم قرآنی است. این کتاب شمول و گستردگی را با ایجاز و ایفاء در عبارت به هم آمیخته است. نامبرده مباحث قرآنی را تا 47 نوع پیش برده و درباره هریک آنچه لازم بوده است گرد آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الاتقان فی علوم القرآن]]، تألیف جلال الدین عبدالرحمان[[سیوطی]] (متوفی 911 هجری) است. او در تمامی علوم حدیث و تفسیر و دیگر علوم اسلامی ید طولایی دارد و تألیفات گرانبهایی از خود باقی گذارده است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدهادی معرفت؛علوم قرآنی،قم، التمهید،چاپ چهارم، 1386، صفحه13-14&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از الاتقان چندان با اثر قابل توجهى روبه‏ رو نمى ‏شويم، بلكه بيشتر نگارش‏هاى علوم قرآن تنها در زمينه‏ هايى خاص صورت گرفت.&lt;br /&gt;
با اين حال در قرن اخير دانشمندان فراوانى در زمينه‏ هاى مختلف علوم قرآنى تأليفات ارزشمندى را عرضه نموده‏ اند كه به برخى از آنها اشاره مى شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناهل العرفان فى علوم القرآن تأليف محمد عبد العظيم زرقانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مباحث فى علوم القرآن تأليف دكتر صبحى صالح؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ القرآن تأليف ابو عبد اللّه زنجانى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاريخ قرآن تأليف دكتر محمود راميار؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهشى در تاريخ قرآن كريم تأليف دكتر سيد محمد باقر حجتى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البيان فى تفسير القرآن تأليف مرحوم آية اللّه خويى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
التمهيد فى علوم القرآن تأليف مرحوم آيت اللّه محمد هادى معرفت؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقايق هامّة حول القرآن الكريم تأليف سيد جعفر مرتضى عاملى؛&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر ملکیان؛ علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره،تهران:اسوه،چاپ اول،1388، صفحه 15&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سير تاريخى نگارش‌ها در سده‌هاى مختلف ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* قرن اول: يحيى بن يعمر (م 89) به او كتابى در قرائت را نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
* قرن دوم: حسن بصرى (م 110)، عبدالله بن عامر يحصبى (م 118)، عطاء بن ابى‌مسلم ميسرة الخراسانى (م 135)، ابان بن تغلب (م 141)، محمد بن سائب كلبى (م 146)، حسين بن واقدى مروزى (م 151)، خليل بن احمد (م 170).&lt;br /&gt;
* قرن سوم: يحيى بن زياد معروف به فراء (م 207) مؤلف معانى القرآن و كتب ديگر، محمد بن جنيد (م 281) صاحب امثال القرآن، محمد بن مسعود عياشى داراى تأليفات بسيار و از جمله تفسيرى معروف به نام خودش، قاسم بن سلام (م 224) مؤلف الناسخ والمنسوخ، القرائات و فضائل القرآن.&lt;br /&gt;
* قرن چهارم: محمد بن يزيد واسطى (م 306 يا 309) مؤلف اعجاز [[قرآن]]، ابوعلى كوفى (م 346) صاحب فضائل القرآن، ابن جرير طبرى (م 310) صاحب تفسير معروف، ابوبكر بن قاسم انبارى (م 328) نويسنده عجائب علوم القرآن، سيد شريف رضى (م 406) نويسنده تلخيص البيان فى مجازات القرآن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن نديم در كتاب الفهرست خويش نام بسيارى از دانشمندان و كتب آنان را كه تا زمان او، يعنى قرن چهارم در زمينه‌هاى قرآنى وجود داشته است، ذكر نموده كه خود گوياى كثرت تأليفات در زمينه‌هاى مختلف است و ما تنها به ذكر ارقام و اعداد آن اكتفا مى‌كنيم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# تفسير، حدود 45 كتاب.&lt;br /&gt;
# معانى القرآن، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# لغات القرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# قرائات، بيش از 20 كتاب.&lt;br /&gt;
# النقط والشكل للقرآن، 6 كتاب.&lt;br /&gt;
# متشابه القرآن، 10 كتاب.&lt;br /&gt;
# ناسخ القرآن و منسوخه، 18 كتاب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از قرن پنجم به بعد مباحث قرآنى به صورت گسترده‌تر مورد عنايت دانشمندان قرار گرفت و تأليفات قرآنى رو به افزايش نهاد. گفتنى است كه اصطلاح علوم قرآنى آن گونه كه فعلا رايج است با آنچه كه در چند سده‌هاى نخستين مصطلح بود، متفاوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنى، در گذشته بر مباحث تفسيرى قرآن نيز اطلاق مى‌شد، در واقع علم [[تفسیر]]، علمى از علوم قرآنى بوده است همانند علم [[اعجاز قرآن]]، علم [[تاريخ ‌قرآن]]، علم [[ناسخ و منسوخ]] و... به تدريج كثرت و تنوع مباحث سبب گرديد، ميان مباحث علوم قرآنى و علم تفسير نوعى مرزبندى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زرقانى]] مى‌گويد: معروف ميان نويسندگان فن علوم قرآنى اين است كه اولين زمان ظهور اين اصطلاح، قرن هفتم است ولى در دارالكتب المصرية به كتابى از على بن ابراهيم بن سعيد مشهور به حوفى (م 430) برخوردم به نام البرهان فى علوم القرآن در سى مجلد كه پانزده مجلد آن فعلاً موجود است. بنابراين ما مى‌توانيم تاريخ اين فن را آغاز قرن پنجم بدانيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى پس از بحثى در تاريخچه علوم قرآنى چنين نتيجه‌گيرى مى‌كند كه علوم قرآنى به صورت يك فن از اواخر قرن چهارم بدست ابراهيم بن سعيد حوفى اعلام وجود نموده و در قرن ششم و هفتم هجرى در دامان ابن جوزى (م597) و سخاوى (م 641) و ابوشامه (م 665) پرورش يافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;درسنامه&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==رابطه علوم قرآنی با سایر دانش های اسلامی&amp;lt;ref&amp;gt;علی نصیری، فلسفه علوم قرآنی، قبسات، شماره 39و40، بهار و تابستان1385، 221 تا 248، صفحه 229 تا 235 در دسترس در[http://www.noormags.ir  پایگاه مجلات تخصصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگریستن به مجموعه مباحثی که با عنوان علوم قـرآنی درکـتاب­ها ونگاشته­ های گذشته وحال منعکس شده، نشان می‌دهد که این مباحث از هفت نوع‌ از‌ دانـش­های اسـلامی سـرچشمه می­ گیرد و به عبارت روشن­تر ­آبشخور اصلی آن‌ها این دست از دانش­ها است. اگر این مدعا درسـت بـاشد، مفهوم آن این است که نمی ­توان برای علوم قرآنی‌ یا‌ دست‌کم بخشی از مـباحث آن اصـالت ذاتـی قائل شد و شاید تردید و شبهه برخی در این­ باره تقویت می ­شود؛ مگر آن­ که بگوییم ایـن‌ امـر‌ بـه علوم قرآنی اختصاص ندارد‌.بسیاری دیگر از‌ دانش­های‌ اسلامی، بلکه سایر علوم غیراسلامی نیز دچار ایـن آفتند که خاستگاه و آبشخور بخش قابل توجهی ازمباحث وگزاره­های آن‌ها را می­توان در سایر علوم مرتبط جست. از این‌جا است که‌ پدیده‌ تداخل علوم پیدا شده است. چنان که آخوند خراسانی? در تعریف عـلم اصـول به تداخل علوم اذعان کرده، در مبحث قطع و تجّری اذعان می­کند که متکفل‌ بررسی‌ این‌ دانش علم کلام است. با‌ این‌ ­حال‌، اصولیان نیز درباره آن سخن گفته‌ اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاریخ‌ وسیره===&lt;br /&gt;
مباحثی هـمچون حـالات پیامبر(ص) قبل و پس از نزول قرآن، سیر تاریخی تدوین و شکل­ گیری قرآن، اهتمام پیامبر(ص) و صحابه به تدوین‌ و کتابت‌ قـرآن، کـاتبان وحافظان قرآن‌، برخورد‌ خلفا -اعم از دوران خلافت [[ابوبکر]] تا زمان [[حضرت علی(ع)]] - خـلافت [[بـنی­ امیه]] و [[بنی­ مروان]]، تاریخ شکل گیری نخستین تفاسیر و تـرجمه­ های قـرآن، قـّرای قرآن، اهتمام مسلمانان و تلاشی که برای نـشر و تـرویج قرآن‌ انجام‌ یافته، تاریخ خوشنویسی و تذهیب قرآن و.... از جمله مباحث تاریخی است که بـا صـرف­ نظر از علوم قرآنی درکتاب‌های تـاریخ و سـیره به آن تـوجه شـده اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهد مدعا انعکاس همین مباحث‌ در‌ مـنابع تـاریخی‌ همچون [[تاریخ طبری]]، سیره [[ابن اسحاق]]، سیره[[ابن‌هشام]]، [[مروج الذهب]] [[مسعودی]]، تـاریخ [[ابـن خلدون]]، کامل [[ابن اثیر]] و‌.... است. عـبارت دیگر آنچه از این دسـت مـباحث و گفت‌وگوها در منابع‌ علوم‌ قرآنی‌ آمـده، عـموما به کتاب‌های تاریخی ارجاع و استناد داده شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث===&lt;br /&gt;
خـاستگاه اولیـه ‌‌علوم‌ قرآنی حدیث بوده وآنـچه دربـاره قـرآن یا معارف وآمـوزه­ های آن از زبـان پیامبر‌(ص)، امامان‌(ع)، یا‌ از صـحابه وتـابعان نقل شده، در قالب احادیث انعکاس یافته وبرای ما نقل شده است‌ و به‌رغم جدا شـدن واسـتقلال علوم قرآن از حدیث ، همچنان بهترین مـنبع و آبـشخور برای‌ دسـتیابی بـه گـزاره­ های علوم‌ قرآنی‌ جوامع حـدیثی است؛ برای نمونه، ثقة‌الاسلام کلینی افزون برانعکاس روایات فراوانی در زمینه علوم قرآنی در باب‌های پراکنده [[کـافی]]، کـتابی خاص باعنوان کتاب فضل القرآن را بـه ایـن امـر اخـتصاص داده است . نیز [[علامه مجلسی]] در کتاب [[بحارالانوار]] فصلی مستوعب برای این مبحث گشوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سایر جوامع حـدیثی شـیعه و جـوامع متأخرهمچون [[الحیاة]] ، [[میزان الحکمه]]، [[آثار الصـادقین]] و.... نـیز ابـواب و فـصولی بـه گـردآوری روایات ناظر به قرآن اختصاص یافته است. [[بخاری]] در نخستین باب از کتاب [[الجامع الصحیح]] خود باعنوان کتاب بدءالوحی از ماجرای نزول وحی و بعثت پیامبر (ص) سخن به میان آورده و افزون بر اختصاص دادن ابوابی در این زمینه ، نظیر کتاب فضایل القرآن، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنه با آوردن بابی مفصل با عنوان کتاب التفسیر سهم دانش های قرآنی را در کتاب خود ادا کرده است. این کار در [[صحیح مسلم]] و [[سنن ابی داوود]] و جامع [[ترمذی]] نیز دنبال شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدعای ما كتاب‌های [[تفسیر روایی]] یا [[تفسیر مأثور]] است كه با تكیه به روایات جوامع حدیثی و با جدا سازی روایات تفسیری فراهم آمده اند. تفسیر [[نورالثقلین]] و [[البرهان]] و [[صافی]] میان شیعه در آغاز ذكر هر روایت تفسیری منبع روایی خود را ذكر كرده‌اند؛ چنان كه همین امر درتفسیر [[الدر المنثور]] نیز مشهود است. &lt;br /&gt;
باید توجه داشت كه بسیاری از روایات تفسیری، صریح یا به اشاره به مباحث علوم قرآن به ویژه منطق فهم وتفسیر قرآن ناظر است كه از جمله مباحث مهم این دانش به‌شمار می‌رود. &lt;br /&gt;
متأسفانه آنچه تاكنون در زمینه روایات ناظر به قرآن انجام یافته، به روایات تفسیری منحصر بوده وسایر روایات در زمینه علوم قرآنی همچون وحی، نزول، تاریخ قرآن، محكم و متشابه، ناسخ ومنسوخ و..... یكجا به صورت جامع و روشمند گرد آوری نشده اند؛ در حالی‌كه این كار برای گره گشایی از بسیاری از ابهام‌های موجود ضرور به نظر می رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ادبیات===&lt;br /&gt;
ادبیات مورد نظر شامل علومی چـند اسـت کـه عبارتند از [[لغت]] و [[اشتقاق]]، [[صرف]]، [[نحو]]، [[معان]]ی، [[بیان]]، [[بدیع]]؛ دانش‌هایی که بـه اذعـان‌ بسیاری‌ از صاحب ­نظران به برکت قرآن و برای شناخت و فهم عمیق­ تر این کتاب آسمانی شکل گرفته­ اند. قرآن در جـایگاه شـاهکار مـتن عربی از این عناصر بهره گرفته و این دانش­ها به منظور بازکاویدن‌ آن‌ها‌ رخ نـمود ه­ اند. کـتاب‌هایی هـمچون [[المفردات فی غریب القرآن]][[­راغب اصفهانی]]، [[مجمع ­البحرین]] [[طریحی]]، [[التحقیق فی کلمات القرآن­ الکریم]]­ [[حسن مـصطفوی]] از جـمله آثـار ماندگاری است‌ که‌ برای تبیین مفاهیم واژ ه ­های قرآن‌ فراهم‌ آمد ه ­اند. افزون بر این کـتاب‌ها حـتی ­منابع لغت­ عام همچون [[لسان­ العرب]] و [[تاج­ العروس]] مشحون از مباحث واژه­ شناسی آیات قرآن است و ابـن‌منظور در مـقدمه لسـان ­العرب تصریح‌ می­ کند‌ که این کتاب را‌ برای‌ خدمت قرآن و تسهیل فهم و تفسیر آن فراهم ساخته اسـت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صـرف و نحو قرآن نیز چنین داستانی دارد. براساس آنچه مشهور است، نخستین ­بار [[ابوالاسود­ دئلی]] و شـاگردان وی بـه راهـنمایی حضرت امیر‌(ع) دست‌ به تنظیم قواعد و ضوابط علم صرف­ و­نحو زدند. بعدها کتاب‌هایی هـمچون [[الکـافیه]] [[رضی­ الدین­ استرآبادی]] و [[شرح الکافیه]] [[جامی]]، [[مغنی­ الادیب عن کتب الاعاریب]] از [[ابن­ هشام]] برای بازشناسی سـاختارهای صـرفی‌ ­و‌ نـحوی آیات‌ تدوین شده‌اند. کتاب مغنی در جای‌جای مباحث خود مشحون از استشهاد به آیات است. نیز چـنان­که مـشهور‌ اسـت، [[عبدالقاهر جرجانی]]، [[سکّاکی]] و [[تفتازانی]] برای نشان دادن وجوه اعجاز بیانی‌ قرآن‌ سه‌ دانـش مـعانی، بیان و بدیع را پدید آوردند. بر­این­ اساس، افزون بر استشهاد فراوان به آیات قرآن در جای­ جای ‌‌مباحث‌ این عـلوم، بـخشی از مباحث علوم قرآنی نیز به کند­و­کاو در این زمینه‌ اختصاص‌ یافته‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کلام===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[کلام]] دانشی است که دفاع ­عقلانی از آموز ه­ های دینی را بـر­عهده دارد؛ از ایـن­‌ جـهت در تعریف آن گفته ­اند: «علم به عقاید دینی از روی ادله ­یقینی اسـت‌.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدا است‌ که‌ با این تعریف، کلام با [[نبوت عامه]] ­و ­خاصه و مـباحث مـربوط به آن سروکار دارد و تبیین چگونگی وحـی دربـاره پیامبران و چـند­وچون وحـی بـر پیامبر اعظم(ص)، تبیین معجزه اثباتگر رسـالت پیـامبراسلام(ص) یعنی‌ قرآن و وجوه اعجاز آن، تحدی قرآن و ناکامی معارضان آن در عرصه هماوردی و اثبات تـحریف ­ناپذیری آن از جـمله مباحث کلامی است که با عـلوم قرآن نیز اشتراک دارد؛ زیـرا تـبیین چگونگی وحی‌ و وجوه­‌ اعجاز قـرآن از جـمله وظایف اصلی علوم قرآنی است. از سوی دیگر در یکی از مباحث گسترده و پرچالش علوم قـرآنی یـعنی محکم­ و ­متشابه نیز علم کـلام حـضوری پررنـگ دارد؛ زیرا در بررسی‌ مـتشابهات‌ و مـحکمات قرآن انواع نحله­ های کـلامی از قـبیل [[اشاعره]]، [[معتزله]]، [[امامیه]]، [[ماتریدیه]]، [[کرامیه]] و.... و چگونگی برخورد آنان با این دست از آیات بررسی می‌شود. مـباحث کـلامی جلد سوم کتاب [[التمهید ­فی ­علوم ­القرآن]] استاد مـعرفت بـهترین شاهد مدعا‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تفسیر===&lt;br /&gt;
تفسیر دانـش فـهم مـدالیل آیـات‌ قـرآن‌ و کارکرد‌ این دانـش در عـرصه آیات است که درجایگاه ذی­ المقدمه و علت ­غایی علوم قرآنی نقش­ آفرینی می­کند؛ یعنی مباحث و گزاره­ های علوم قرآنی را ­بـاید‌ زمـینه‌ساز‌ مـقدمات‌ فهم و تفسیرآیات قرآن نظیر نقش اصول بـرای فـقه‌ و مـنطق‌ بـرای فـلسفه دانـست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، تفسیر به دو شیوه اساسیِ ترتیبی و موضوعی تقسیم می­ شود. در روش ترتیبی اعم از‌ ترتیب‌ کنونی‌ مصاحف یا ترتیب نزول، مفسّر از آغاز قرآن تا پایان‌ آن بر اساس چینش آیات و سـوره­ ها به تفسیر یکان ­یکان آیات می‌پردازد و به‌طور مثال، تا تفسیر [[سوره حمد]][= براساس چینش‌ کنونی]‌ را‌ تمام نکند، به تفسیر [[سوره بقره]] نمی‌پردازد؛ چنان که بر اساس‌ چینش‌ نزول تا تفسیر [[سوره عـلق]]، پایـان نپذیرد، به تفسیر [[سوره قلم]] نمی‌پردازد ؛ اما در تفسیر موضوعی نگاه مفسر‌ به‌ موضوع‌ خاصّ همچون توحید فاعلی معطوف ­شده و او به نـاگزیر تـمام آیات مرتبط به این موضوع‌ را‌ استخراج‌ و پس از دسته بندی، کشف مدالیل و منظر نهایی قرآن را دنبال می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این‌ توضیح‌، بخش قابل­ توجهی از مباحث عـلوم قـرآنی در تفسیر ترتیبی و تفسیر موضوعی انـعکاس‌ یـافته‌ است‌؛ به‌طور مثال، مباحث مربوط به شناخت مکی و مدنی سوره ­ها و اختلاف‌های موجود در این زمینه‌، اختلاف‌ قرائات درآیات گوناگون قرآن، دیدگاه­ ها در زمینه شمارآیات یک سـوره، مـفاهیم واژه­ های گوناگون‌ یک‌ آیـه‌، اسـباب النزول، مباحث صرفی، نحوی و بلاغی و.... از جمله مباحث علوم قرآنی است که در سرتاسر‌ تفاسیر‌ با فرازونشیب و شدت وضعف مشاهده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهترین شاهد مدّعا [[تفسیر مجمع ­البیان]] امین­ الاسلام‌ [[طبرسی‌]] است‌ که با سـاماندهی مـنطقی و قابل تحسین به مباحث تفسیری پرداخته است. وی در آغاز هر‌ سوره‌ به‌ بررسی اختلاف در مکی یا مدنی بودن سوره و شمارآیات آن می ­­پردازد؛ آن‌گاه با یـادکرد عنوان‌ «القرائة‌ و الحجبة‌ اختلاف قرائت‌ها» ادّله آن‌ها را بررسی می­ کند‌.&lt;br /&gt;
در‌ ذیل عنوان اللغـة بـه بـررسی واژه­ های دشوار یا معناساز پرداخته، در بخش الاعراب‌ اختلافات‌ و دیدگاه­ها در زمینه ­های صرفی و نحوی‌ آیات‌ را مورد‌ مداقّه‌ قرار‌ مـی­ دهد. ‌ ‌وجـوه و نظایر، اسباب­ النزول از جمله‌ محورهای‌ دیگر مورد اهتمام در این تفسیر است. این -البته نـه بـه صـورت‌ منقّح‌ و منضبط- در سایر تفاسیر نیز دنبال‌ شده است؛ چنان‌که گاه‌ مفسران‌ ذیل آیات مرتبط بـا مباحث‌ علوم‌ قرآن نظیر آیه 23و 24 [[سوره بقره]] که به تحدی و اعجاز قرآن نـاظر‌ است‌، یـا‌ آیـه‌ هفتم‌ [[سوره آل ­عمران]] که‌ بیانگر‌ تقسیم قرآن به محکم‌ و متشابه‌ است  به تفصیل، مباحث علوم قرآنی را مورد بحث وبررسی‌ نسبتا‌ تفصیلی قرار داده­ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور مباحث و گزاره­ های‌ علوم‌ قرآنی در‌ تفاسیر‌ مـوضوعی‌ نیز چشمگیر است؛ به‌طور‌ مثال، قرآن از منظر قرآن، وجوه و عرصه ­های اعجاز، محکم و متشابه در قرآن، ناسخ ومنسوخ در‌ قرآن‌، و... از جمله مباحثی است که به‌سبب‌ ناظر‌ بودن‌ به‌ آیات‌ قرآن و بهره ­داشتن از‌ روش‌ تفسیر مـوضوعی، در تـفاسیر موضوعی دنبال شده، با این ­حال از مباحث اصلی علوم قرآنی به شمار‌ می‌روند‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اصول فقه===&lt;br /&gt;
از جمله مباحث علوم قرآنی شناخت‌ گونه ­های‌ مضمونی‌ آیات‌ از‌ قبیل‌ عام وخاص، مطلق و مقیّد، مجمل ومبیّن و... اسـت کـه از جمله مسائل علم اصول به‌شمار می‌رود. هر چند نگاه اصولیان به این اقسام فقط به آیات قرآن اختصاص‌ نیافته و شامل روایات نیز می‌شود. همچنین مبحث حجیّت ظواهر قرآن کـه در پاسـخ به شبهات و دعاوی اخباریان در علم [[اصول فقه]] بحث و بررسی می‌شود درست یکی از مباحث علوم قرآنی‌ است‌. نیز در مباحث حجّت از قرآن به‌طور نخستین منبع مباحث علوم قرآنی واجتهاد یاد می شود. چنان كه در برخورد قرآن با دین شناخت سنت از امكان تخصیص یا نسخ قرآن با سنت گفت‌وگو می شود و در مبحث ظنون خاصه از این مسأله سخن به میان می آید كه آیا اخبار آحاد در حوزه تفسیر آیات حجت است یا نه؟ در مباحث الفاظ مباحثی همچون حقیقت و مجاز، حجیت قول لغوی،اصالة‌الظهور و ضرورت پایبندی به ظواهر تا زمانی كه قرینه برخلاف آن نباشد، در مباحث مقدماتی تفسیر باعنوان منطق فهم وتفسیر آیات كارآیی اساسی دارند؛ بنابراین، باید اذعان كرد كه همگی یا جزو مباحث علوم قرآنی است یا با زاویه ای خاص تردر علوم قرآنی از آنها گفت‌وگو می شود. مباحثی كه در كتاب‌های اصولی كهن همچون [[عدةالاصول]] [[شیخ طوسی]]؛[[الذریعه الی اصول الشریعه]]، [[سید مرتضی]] ؛ [[الموافقات]]، [[شاطبی]]؛ [[المنخول والمستصفی]]، [[غزّالی]] و [[المحصول]] [[رازی]] منعكس شده، به خوبی نشان‌ دهنده تداخل بخشی از مباحث علم اصول با علوم قرآنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===فقه===&lt;br /&gt;
بخشی از مباحث علوم قرآنی در فقه انعكاس یافته یا حتی می توان مدعی شد كه كاوش های فقهی به غنای این مباحث در علوم قرآنی افزوده است؛ به‌طور مثال، مبحث [[قرائات سبعه]] از این منظر در فقه بحث و گفت‌وگو می‌شود كه آیا می توان حمد وسوره نماز را طبق این قرائت‌ها خواند یا نماز با قرائت مشهور [= قرائت حفص از عاصم] مجزی است؟ اگر در علوم قرآنی درباره بسمله از این حیث كه جزو آیات سوره است یا فقط به‌صورت فاصله كاربرد دارد، گفت‌وگو می شود، میان فقیهان عامه و خاصه درباره وجوب یا جواز گفتن بسمله پیش از خواندن سوره نماز بحث می شود؛ چنان كه یكی یا دو تا از دانستن سوره های [[الضحی]] و [[انشراح]] و [[فیل]] و [[قریش]] كه در فقه محل بحث و گفت‌وگو است، جمله مباحثی علوم قرآنی شمرده‌ می‌شود. &lt;br /&gt;
چگونگی برخورد با قرآن درجایگاه كتاب آسمانی مقدس از قبیل جواز یا عدم جواز واگذاری آن به كافر، آداب تلاوت قرآن، جواز یا عدم جواز ترجمه قرآن به زبان‌های گوناگون، جواز یا عدم جواز تغییر رسم الخط عثمانی، جواز یا عدم جواز انتشار قرآن با تنظیم سوره ها بر اساس نزول یا تفسیر قرآن بر این اساس و... از جمله مباحثی است كه در فقه و علوم قرآنی به طور یكسان بحث وگفت‌وگو شده و می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قرآن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
فرهنگ نامه علوم قرآن،ابراهیم اقبال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآنی، آیت الله محمدهادی معرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى قدس سره، محمدباقر ملکیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسنامه علوم قرآنی، حسین جوان آراسته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم قرآن، دانشنامه بر خط علوم اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه و بایستگی علوم قرآن، سید محسن سادات فخر، فصلنامه حسنا، شماره 3 در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فلسفه علوم قرآنی، علی نصیری، فصلنامه قبسات، شماره 39و40.در دسترس در [http://www.noormags.ir پایگاه مجلات تخصی نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Heydarzadeh</name></author>
		
	</entry>
</feed>