<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Daneshmand</id>
	<title>دانشنامه‌ی اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Daneshmand"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Daneshmand"/>
	<updated>2026-04-19T19:49:01Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.32.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=27987</id>
		<title>حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7&amp;diff=27987"/>
		<updated>2013-04-26T20:05:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فاطمه عليهاالسلام، دختر گرامی [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله و حضرت خديجه كبری عليهاالسلام و همسر [[امام علی]] علیه السلام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اسامی و کنیه حضرت فاطمه سلام الله علیها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام صادق]] عليه السلام فرمود: براي فاطمه سلام الله علیها نزد خداي عزوجل، نه اسم است: &amp;quot;فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt; امالي صدوق، ص 474، ح 18.&amp;lt;/ref&amp;gt; كنيه آن حضرت [[ام ابيها]] است.&amp;lt;ref&amp;gt; زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام، آيت الله حسین مظاهرى، ص  37 - برای مطالعه بیشتر در مورد اسماء، القاب و کنیه آن حضرت رجوع شود به [[بحارالانوار]]، ج 43، باب 2، أسمائها و بعض فضائل‌ها علیهاالسلام.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ریشه‌شناسی ===&lt;br /&gt;
کلمه '''فاطمه''' اسم فاعل است که از مصدر &amp;quot;ف ط م&amp;quot; گرفته شده ؛ فَطمَ در زبان عربی به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده‌است و اسم فاعل از این ریشه به معنی زنی که بچه ای دوساله را از شیر گرفته ، معنی شده است &amp;lt;ref&amp;gt;فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين - قم، چاپ: دوم. ج‌7 ؛ ص442  : «فَطَمَتِ‌ الصَّبِيَّ أُمُّهُ‌ تَفْطِمُهُ‌، أي: تَقْطَعُهُ عَنِ الرَّضَاعِ » : ترجمه  نوزاد را از شیر مادرش جدا کرد&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;ازهرى، محمد بن احمد، تهذيب اللغة - بيروت، چاپ: اول :تهذيب اللغة ؛ ج‌13 ؛ ص254 &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;صاحب بن عباد، اسماعيل بن عباد، المحيط في اللغة - بيروت، چاپ: اول :المحيط في اللغة ؛ ج‌9 ؛ ص195&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;ثعالبى، عبدالملك بن محمد، فقه اللغة - بيروت، چاپ: اول :  ص124&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;ابن سيده، على بن اسماعيل، المحكم و المحيط الأعظم - بيروت، چاپ: اول  ج‌9 ؛ ص196&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;زمخشرى، محمود بن عمر، أساس البلاغة - بيروت، چاپ: اول :أساس البلاغة ؛ ص477&amp;lt;/ref&amp;gt;. در زبان عربی اسم فاعل را در مواقعی  به معنای مفعولی به کار می برند ؛'''فاطمه'''  نیز در منابع [[حدیث |حدیثی]] به صورت اسم مفعول یعنی جدا شده معنی گردیده است. دانشمندان [[اهل سنت]] از جمله ''ابن حجر هیثمی'' و ''متقي الهندي'' و ''خطيب البغدادی'' از [[پیامبر اکرم ]] حدیثی را نقل کرده اند که دلیل این نام گذاری را بیان فرموده اند:&lt;br /&gt;
&amp;quot;إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطمَ ابْنَتِي فاطِمَة وَوُلدَها وَمَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِكَ سُمّيَتْ فاطِمَة&lt;br /&gt;
خداوند دخترم فاطمه و فرزندانش و هر کس که  آنها را دوست داشته باشد را از آتش دوزخ جدا کرده است به این دلیل او فاطمه نامیده شده است.&amp;quot;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;كنز العمال ج6 ص219&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;الصواعق المحرقة 96 &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
کاربرد نام '''فاطمه''' در این حدیث و احادیث مشابه  به صورت اسم مفعول یعنی &amp;quot; جدا شده &amp;quot; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''زهرا''' که در نوشتار عربی &amp;quot;زهراء&amp;quot; نوشته می شود ، صیغه مبالغه  که از مصدر &amp;quot;ز ه ر&amp;quot; است  که در زبان عربی در معنی  زیبابودن ، نیک بودن و درخشیدن به کار می رود و زهراء یعنی &amp;quot;بانوی درخشان، زیبا و نیک صورت&amp;quot;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;جوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح - بيروت، چاپ: اول : ج‌2 ؛ ص674 : رجل‌ أَزْهَر، أى أبيضُ مُشْرِقُ الوَجْهِ، و المرأةُ زهراء.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاييس اللغه - قم، چاپ: اول :ج‌3 ؛ ص31 : الزاء و الهاء و الراء أصلٌ واحدٌ يدلُّ على حُسنٍ و ضِياء و صفاء&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سيده، على بن اسماعيل، المحكم و المحيط الأعظم - بيروت، چاپ: اول: ؛ ج‌4 ؛ ص230 زَهَرَ السِّراجُ‌ يَزْهَر زُهوراً، و ازدهَر: تَلألأَ، و كذلك الوَجهُ و القمرُ و النجمُ.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در احادیث نیز &amp;quot;زهراء&amp;quot; به همین معنی به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 180 از احقاق ‌الحق، ج 19، ص 16.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی‌ نامه مختصر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر آن بزرگوار تقریباً هجده سال است. آن حضرت در روز بيستم [[جمادی الثانی]] از سال پنجم بعثت ديده به جان گشود.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص  37 به نقل از [[شیخ مفید]] در حدائق الریاض و مصباح کفعمی ـ  در کتاب &amp;quot;در آستان فاطمه سلام الله علیها&amp;quot; صد و سی منبع که سال ولادت آن حضرت را سال پنجم [[بعثت]] می‌دانند فهرست شده است. در آستان فاطمه، ف.ام محمد، ص 8.&amp;lt;/ref&amp;gt; و سال یازدهم از هجرت، سوم جمادی الثانی&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص  37، به استناد حدیثی در دلائل الامة طبری از [[امام صادق]] علیه السلام.&amp;lt;/ref&amp;gt;  به دست گردانندگان سقیفه بنی ساعده شهید شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت فاطمه عليهاالسلام از همان اوان كودكى رنج‌هاى پدر را از نزديك مى ديد و شاهد آزار مشرکان بر آن حضرت بود او حدود سه سال همراه مادر و پدرش در شعب ابى طالب در محاصره ى مشركان بود و سختى گرسنگى و گرماى سوزان و رنج‌هاى آن سه سال را از نزديك ديد و چشيد، بنابر قول مشهور، پنج ساله بود كه با رحلت جانسوز مادرش خديجه عليهاالسلام روبرو شد و از آن به بعد در غیاب مادر، بار مصائب را به تنهایی بر دوش می‌کشید.&amp;lt;ref&amp;gt; رجوع کنید به [http://wiki.ahlolbait.ir/home/-/wiki/Islamic_Wiki/%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AA+%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1+%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87+%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7+%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7 وفات مادر فاطمه زهرا سلام الله علیها]، در همین دانشنامه، به عنوان نمونه نقل است که روزی مزدوران مشرك، به تحريك ابوجهل، شكمبه گوسفندى را بر سر پيامبر صلى الله عليه و آله كه در [[سجده]] بود افكندند و حاضران با صداى بلند خنديدند، هيچ  كس جرئت دفاع از پيامبر صلى الله عليه و آله را نداشت، اين خبر به فاطمه عليهاالسلام رسيد، با شتاب خود را به پدر رسانيد و آن شكمبه را برداشت و با شجاعت و صلابت خاص، ابوجهل و يارانش را سرزنش كرد و با شمشير زبان مجازات نمود و براى آن ستمگران نفرين كرد. (نگاهی به زندگی حضرت فاطمه، محمد محمدی اشتهاردی، ص 24-27)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا عليهاالسلام در هشت سالگی به همراه بانوان ديگر، در پناه حضرت على عليه السلام روانه ى [[مدينه]] شد،&amp;lt;ref&amp;gt; نگاهی به زندگی حضرت فاطمه، محمد محمدی اشتهاردی، ص 29.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن حضرت در سال دوم هجرت با [[امام علی]] علیه السلام [[ازدواج]] نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال سوم هجرت، اولين ثمره‌ي مبارک اين ازدواج آسماني؛ [[امام حسن]] علیه السلام به دنیا آمد&amp;lt;ref&amp;gt; زندگانی [[امام حسن]] علیه السلام، سید هاشم رسولی محلاتی به نقل از مستدرک حاکم، ج 3، ص 169، اسدالغابه، ج 2، ص 9، اکمال الرجال خطیب تبریزی، ص 627، حیاة الامام الحسن، ج 1، ص 59.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سال چهارم هجرت فرزند دیگر آن حضرت [[امام حسین]] علیه السلام عالم طبیعت را به قدوم مطهر خود متبرک نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; اعلام الوری طبرسی، ص 213.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های بعد آيه تطهیر درباره پنج تن يعنى پيغمبر صلی الله علیه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين علیهم‌السلام نازل گرديده است و آن‌ها را به عنوان [[اهل بیت]] پیامبر به همگان معرفی نموده بر عصمت آنان مهر تایید ابدی نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt; اسباب النزول، عليرضا ذكاوتى، نشر نى ، تهران  1383 ش ، ج 1، ص 188.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آن پس پیامبر تا 9 ماه هر روز به درب خانه فاطمه سلام الله علیها می‌آمد و این آیه را تلاوت می‌نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; قندوزى حنفى پس از نقل گفته مودة القربى كه مى گويد: [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله  پس از فرود آمدن آيه: «وامر اهلك بالصلاة واصطبر عليها...»، مدت نه ماه  به در خانه فاطمه مى آمد و مى گفت: «انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس  اهل البيت و يطهركم تطهيرا» چنين گفته: «اين خبر از سیصد تن از صحابه  روايت  شده است» (اهل بيت در آيه تطهير، جعفر مرتضی عاملی، ترجمه محمد سپهری، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، ص 9).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال نهم هجری واقعه مباهله به پیش آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ تحقيقى اسلام ، حسين على عربى ، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى رحمه الله ، ج 4، ص 448.&amp;lt;/ref&amp;gt; و پیامبر اهل بیت خویش را برای مباهله با نصاری به همراه خویش برد و به این صورت این واقعه نیز بار دیگر مقام و رتبه فاطمه و همسر و فرزندان او را به همگان گوشزد نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; زمخشرى مى گويد: سرگذشت مباهله و مفاد اين آيه بزرگترين گواه بر فضيلت اصحاب كساء است و سندى زنده بر حقانيت آيين اسلام بشمار مى رود (فروغ ولايت، جعفر سبحانی، ص  109، به نقل از كشاف زمخشری، ج  1، صص  283-282).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمه سلام الله علیها 18 سال داشت كه پيامبر خدا ارتحال يافت. هنوز پيكر بي‌بديل پيامبر صلی الله علیه و آله بر زمين بود كه غوغاي سقيفه به پا شد اين حادثه غمي ديگر بر غم‌هاي فاطمه عليهاالسلام افزود. نتيجه سقيفه غصب خلافت [[امام علی]] علیه السلام و افتادن زمام حکومت اسلامی به دست ابوبکر بود. ابوبكر در اوان حكومت خود فاطمه عليهاالسلام را از ارث پدر و &amp;quot;فدك&amp;quot; محروم ساخت.&amp;lt;ref&amp;gt; رجوع کنید به [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&amp;amp;id=37892&amp;amp;scope=2RjFq46x5IjkobR5JmJ29o-stKMuEaJx&amp;amp;flowLastAction=view&amp;amp;from=search&amp;amp;query=%D9%81%D8%AF%D9%83&amp;amp;field=&amp;amp;collectionPID=0&amp;amp;lang=&amp;amp;count=20&amp;amp;execute=true احاديث فدك في مصادر الفريقين، محمد حياة الأنصاري].&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا عليهاالسلام ميراث پدر و فدك را، از ابوبکر طلب كرد و چون نتيجه‌اي از كار خود نگرفت در مسجدالنبی حاضر شد و خطاب به مسلمانان حاضر در مسجد خطبه غرائی ایراد نموده با ابوبکر به احتجاج پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt; برای مطالعه بیشتر رجوع شود به [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&amp;amp;id=42440&amp;amp;scope=2RjFq46x5Ih6G1Ku6x1AO8PopqazSnbh&amp;amp;flowLastAction=view&amp;amp;from=search&amp;amp;query=%D9%81%D8%AF%D9%83&amp;amp;field=&amp;amp;collectionPID=0&amp;amp;lang=&amp;amp;count=20&amp;amp;execute=true خطبه‌ي حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و ماجراي فدك، حسینعلی منتظری].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کیفیت شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از بيعت اجباري مردم و عدم تمكين علي علیه السلام بر بيعت با خليفه اول، عمر به همراه عده‌ای در پشت در خانه دختر [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله جمع شدند و درب خانه را آتش زدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثمره حمله به خانه علي علیه السلام كشته شدن &amp;quot;محسن شش ماهه&amp;quot; علیه السلام در رحم فاطمه سلام الله علیها و شكسته شدن پهلوي زهرا سلام الله علیها بود. &lt;br /&gt;
بر اثر شدت ضربه وارده به جسم مطهر حضرتش، سرانجام پس از 75 يا 95 روز از رحلت رسول خدا فاطمه دخت رسول خدا، به رسول خدا صلی الله علیه و آله پيوست و طبق وصيت ايشان بدن شريف حضرت در تابوت مخصوصي که خود سفارش داده بود مخفيانه توسط علي علیه السلام به خاك سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضایل و مناقب حضرت فاطمه سلام الله علیها&amp;lt;ref&amp;gt; [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&amp;amp;id=42479&amp;amp;scope=2RjFq46x5IgxXWe1tGLcICOtI-gStmcl&amp;amp;flowLastAction=view&amp;amp;from=search&amp;amp;query=%D8%A7%D9%85%D9%8A%D9%86%D9%8A&amp;amp;field=authorMain&amp;amp;collectionPID=0&amp;amp;lang=&amp;amp;count=20&amp;amp;execute=true  منبع این بخش کتاب فاطمه زهرا سلام الله علیها] نوشته علامه عبدالحسین امینی می‌باشد. &lt;br /&gt;
 &amp;lt;/ref&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# اشتراك حضرت فاطمه عليهاالسلام با پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام در مقام عصمت و طهارت (بلکه طبق روایات آن حضرت عصمت کبرای الهی است).&lt;br /&gt;
# اشتراك حضرت صديقه سلام الله عليها با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود و توقف در مسجد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در جميع حالاتشان.&lt;br /&gt;
# مادر [[ائمه اطهار]] علیهم السلام است.&lt;br /&gt;
# هنگام ولادت فاطمه عليهاالسلام نور او تمام خانه هاى [[مكه]] را فراگرفت.&lt;br /&gt;
# نام گذارى زهرا عليهاالسلام از طرف خداوند متعال مى باشد.&lt;br /&gt;
# نام فاطمه بر ساق عرش و درهای [[بهشت]] درج شده است.&lt;br /&gt;
# جنگ و يا صلح با آن حضرت مانند جنگ و صلح با پيامبر و على و حسنين است.&lt;br /&gt;
# سيده ى زنان عالم است.&lt;br /&gt;
# دوستى و دشمنى با او مانند دوستى و دشمنى با پيامبر است.&lt;br /&gt;
# آن حضرت محدثه است یعنی [[فرشتگان]] با او سخن می‌گفتند.&lt;br /&gt;
# شيعيان آن حضرت به بهشت بشارت داده شده‌اند.&lt;br /&gt;
# مخالفان حضرتش به هلاکت می‌افتند.&lt;br /&gt;
# در روز [[قیامت]] همانند پدر و همسر و فرزندانش سواره محشور می‌شود.&lt;br /&gt;
# شفیعه کبرای روز قیامت است.&lt;br /&gt;
# حب فاطمه عليهاالسلام همانند حب همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبياء است)، بر همگان واجب است.&lt;br /&gt;
# با پدر و همسر و فرزندانش در قبه الوسيله يا درجةالوسيله ى بهشت جای دارند.&lt;br /&gt;
# با پدر و همسر و فرزندانش عليهم السلام در قبه اى از نور كه زير عرش برپا مى شود و جز پنج تن عليهم السلام كسى را به آن رتبه ى والا راه نيست جای دارد.&lt;br /&gt;
# حضرت فاطمه عليهاالسلام يكى از افرادى است كه آيه ى مباهله در شان آن‌ها نازل شده است و آن وجود مقدس، بين چهار معصوم قرار گرفته است يعنى بين: محمد و انفسنا (على) و ابنائنا (حسن و حسين) عليهم السلام.&lt;br /&gt;
# در صفات و ارزش‌هاى معنوى هم کفو على عليه  السلام است.&lt;br /&gt;
# بشر از آدم تا خاتم مامور به توسل به حضرت صديقه زهرا عليهاالسلام بوده است.&lt;br /&gt;
# [[سوره انسان]] در فضیلت او و همسر و دو فرزندش نازل گردیده.&lt;br /&gt;
# هنگام ورود فاطمه عليهالسلام به صحنه ى محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالى ندا مى شود: «اى اهل محشر نگاهتان را فروافكنيد تا فاطمه عبور نمايد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[Category:زنان نمونه قرن اول]]&lt;br /&gt;
[[رده:حضرت فاطمه سلام الله علیها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87&amp;diff=27710</id>
		<title>فاطمه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87&amp;diff=27710"/>
		<updated>2013-04-17T13:50:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: تغییرمسیر به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#REDIRECT [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=27709</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=27709"/>
		<updated>2013-04-17T13:10:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* کودکی تا جوانی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| id=&amp;quot;mp-right&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;2&amp;quot; cellspacing=&amp;quot;5&amp;quot; style=&amp;quot;width:30%; padding:3px; color:black; float:left; text-align:center; clear:right; background:#CCCC99; border:3px solid #B5F32D;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+'''پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله'''&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مقام: رسول خدا و خاتم پیامبران&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |نام مبارک:[[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]](صلی الله علیه و آله)&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |لقب معروف:مصطفی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |کنیه شریف:ابو القاسم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |پدر: عبدالله&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مادر:آمنه&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |تاریخ ولادت: 17 ربیع الاول سال [[عام الفیل]](570 م)&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |محل ولادت:[[مکه]] معظمه&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مدت رسالت :23 سال&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مدت عمر:63 سال&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |تاریخ شهادت:28 صفر سال 11 هجری قمری (632 م) &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |علت شهادت: خوراندن زهر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |قاتل:زن یهودی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |محل دفن:[[مدینه]] منوره&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم که در آن کامل ترین نسخه دین مطابق با فطرت ، که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; فرستاده که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام به سن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج85، ص117&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://mazaheb.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=402&amp;amp;catid=23&amp;amp;Itemid=71 مذاهب اسلامی_ پرسش و پاسخ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبائی(ره)، ص96ـ97&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسخ به پرسشهای مذهبی، ناصر مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص 110&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |ولادت]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
و در همان دوران در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تشکیل خانواده===&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==رسالت الهی==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند &amp;lt;ref&amp;gt; رجوع شود به[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله]] &amp;lt;/ref&amp;gt; و نزول آیات قرآن که [[معجزه]] جاوید&amp;lt;ref&amp;gt; رجوع شود به [[اعجاز قرآن]] &amp;lt;/ref&amp;gt; آن حضرت است آغاز گردید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران پیامبری در مکه==&lt;br /&gt;
===ابلاغ رسالت===&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]===&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هجرت جمعی از مسلمانان به حبشه===&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===محاصره در شعب ابی طالب===&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
===معراج===&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
===[[بیعت عقبه]]===&lt;br /&gt;
در سال یازدهم بعثت ، پیامبر اکرم با شش تن از مردم [[مدینه|یثرب]] روبرو شد. محل این ملاقات را غالبا در نزدیک  عقبه (یعنی گردنه کوه) &amp;lt;ref&amp;gt; یاقوت حموی ، ج 3، ص 693؛ طبری ، ج 2، ص 353؛ حسن ابراهیم حسن ، ج 1، ص 94؛ ابن سعد، ج 1، ص 218؛ ابن هشام ، ج 1، ص 289؛ بلاذری ، ج 1، ص 275 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نوشته اند . رسول خدا از هویّت آنان سؤال کرد و آنها خود را از مردم [[خزرج]] معرفی کردند &amp;lt;ref&amp;gt; قس یاقوت حموی &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛  سپس با ایشان به گفتگو نشست ، اسلام را بر آنان عرضه داشت و برایشان قرآن خواند. اطلاعات پراکنده ای که مردم یثرب از یهودیان دربارة ظهور پیامبری در مکّه به دست آورده بودند موجب توجه آنان به حضرت محمّد شد و این امید را ایجاد کرد که با حضور ایشان در یثرب بتوانند از ادامة دشمنی و جنگ های طولانی بین دو قبیلة [[اوس ]] و خزرج پیشگیری کنند . اینان چون به مدینه بازگشتند، داستان ظهور پیغمبر را با مردم گفتند.&lt;br /&gt;
این اولین جرقه های هجرت به مدینه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;  دائره المعارف اسلامی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه (تشکیل حکومت اسلامی)==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
===[[تغییر قبله]]===&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه در اصطلاح تاريخ اسلام آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صلح حديبيه]]===&lt;br /&gt;
===دعوت سران کشورها===&lt;br /&gt;
===فتح مکه===&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حجه الوداع و [[غدیر خم| نصب خلیفه در واقعه غدیر خم ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضائل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مطابق با قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است. &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سنت پیامبر اکرم (ص)==&lt;br /&gt;
[[سنت]] پیامبر اکرم که عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير آن حضرت در کنار قرآن يكى از منابع مهم، تفکر مذهبی اسلام در تمام مذاهب آن است. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود و بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند.  شيعه با تأسى به [[حدیث ثقلین]] که یکی از موارد سنت آن حضرت است  قول و فعل و تقرير معصومان را نيز همچون سنت آن حضرت حجت می داند.&amp;lt;ref&amp;gt; رجوع شود به کتاب شیعه در اسلام، علامه طباطبائی، بخش دوم:«تفکر مذهبی شیعه» &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر اکرم (ص) در روایات==&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای مطالعه بیشتر در مورد سیره آن حضرت رجوع شود به : [http://www.ahlolbait.com/category/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84-3   سیره و سنت پیامبر اکرم (ص)، سایت موسسه تحقیقات و معارف اهل البیت علیهم السلام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=27708</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=27708"/>
		<updated>2013-04-17T13:09:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* کودکی تا جوانی */ تغییر عبارت تا زیباتر باشد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{| id=&amp;quot;mp-right&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;2&amp;quot; cellspacing=&amp;quot;5&amp;quot; style=&amp;quot;width:30%; padding:3px; color:black; float:left; text-align:center; clear:right; background:#CCCC99; border:3px solid #B5F32D;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+'''پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله'''&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مقام: رسول خدا و خاتم پیامبران&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |نام مبارک:[[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]](صلی الله علیه و آله)&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |لقب معروف:مصطفی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |کنیه شریف:ابو القاسم&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |پدر: عبدالله&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مادر:آمنه&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |تاریخ ولادت: 17 ربیع الاول سال [[عام الفیل]](570 م)&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |محل ولادت:[[مکه]] معظمه&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مدت رسالت :23 سال&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |مدت عمر:63 سال&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |تاریخ شهادت:28 صفر سال 11 هجری قمری (632 م) &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |علت شهادت: خوراندن زهر&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |قاتل:زن یهودی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;text-align: right;&amp;quot; |محل دفن:[[مدینه]] منوره&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم که در آن کامل ترین نسخه دین مطابق با فطرت ، که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; فرستاده که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام به سن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج85، ص117&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://mazaheb.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=402&amp;amp;catid=23&amp;amp;Itemid=71 مذاهب اسلامی_ پرسش و پاسخ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبائی(ره)، ص96ـ97&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسخ به پرسشهای مذهبی، ناصر مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص 110&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |ولادت]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
 و در همان دوران در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تشکیل خانواده===&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==رسالت الهی==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند &amp;lt;ref&amp;gt; رجوع شود به[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله]] &amp;lt;/ref&amp;gt; و نزول آیات قرآن که [[معجزه]] جاوید&amp;lt;ref&amp;gt; رجوع شود به [[اعجاز قرآن]] &amp;lt;/ref&amp;gt; آن حضرت است آغاز گردید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران پیامبری در مکه==&lt;br /&gt;
===ابلاغ رسالت===&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]===&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===هجرت جمعی از مسلمانان به حبشه===&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===محاصره در شعب ابی طالب===&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
===معراج===&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
===[[بیعت عقبه]]===&lt;br /&gt;
در سال یازدهم بعثت ، پیامبر اکرم با شش تن از مردم [[مدینه|یثرب]] روبرو شد. محل این ملاقات را غالبا در نزدیک  عقبه (یعنی گردنه کوه) &amp;lt;ref&amp;gt; یاقوت حموی ، ج 3، ص 693؛ طبری ، ج 2، ص 353؛ حسن ابراهیم حسن ، ج 1، ص 94؛ ابن سعد، ج 1، ص 218؛ ابن هشام ، ج 1، ص 289؛ بلاذری ، ج 1، ص 275 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نوشته اند . رسول خدا از هویّت آنان سؤال کرد و آنها خود را از مردم [[خزرج]] معرفی کردند &amp;lt;ref&amp;gt; قس یاقوت حموی &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛  سپس با ایشان به گفتگو نشست ، اسلام را بر آنان عرضه داشت و برایشان قرآن خواند. اطلاعات پراکنده ای که مردم یثرب از یهودیان دربارة ظهور پیامبری در مکّه به دست آورده بودند موجب توجه آنان به حضرت محمّد شد و این امید را ایجاد کرد که با حضور ایشان در یثرب بتوانند از ادامة دشمنی و جنگ های طولانی بین دو قبیلة [[اوس ]] و خزرج پیشگیری کنند . اینان چون به مدینه بازگشتند، داستان ظهور پیغمبر را با مردم گفتند.&lt;br /&gt;
این اولین جرقه های هجرت به مدینه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;  دائره المعارف اسلامی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه (تشکیل حکومت اسلامی)==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
===[[تغییر قبله]]===&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه در اصطلاح تاريخ اسلام آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صلح حديبيه]]===&lt;br /&gt;
===دعوت سران کشورها===&lt;br /&gt;
===فتح مکه===&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حجه الوداع و [[غدیر خم| نصب خلیفه در واقعه غدیر خم ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضائل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مطابق با قرآن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است. &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سنت پیامبر اکرم (ص)==&lt;br /&gt;
[[سنت]] پیامبر اکرم که عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير آن حضرت در کنار قرآن يكى از منابع مهم، تفکر مذهبی اسلام در تمام مذاهب آن است. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود و بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند.  شيعه با تأسى به [[حدیث ثقلین]] که یکی از موارد سنت آن حضرت است  قول و فعل و تقرير معصومان را نيز همچون سنت آن حضرت حجت می داند.&amp;lt;ref&amp;gt; رجوع شود به کتاب شیعه در اسلام، علامه طباطبائی، بخش دوم:«تفکر مذهبی شیعه» &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر اکرم (ص) در روایات==&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
برای مطالعه بیشتر در مورد سیره آن حضرت رجوع شود به : [http://www.ahlolbait.com/category/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84-3   سیره و سنت پیامبر اکرم (ص)، سایت موسسه تحقیقات و معارف اهل البیت علیهم السلام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26776</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26776"/>
		<updated>2013-04-11T14:10:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* شجره نامه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج85، ص117&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://mazaheb.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=402&amp;amp;catid=23&amp;amp;Itemid=71 مذاهب اسلامی_ پرسش و پاسخ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبائی(ره)، ص96ـ97&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسخ به پرسشهای مذهبی، ناصر مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص 110&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان منصب پیامبری باید از خودداری تضمین شده ای در مقابل خطا برخوردار باشد که به آن [[عصمت]] می گویند. &lt;br /&gt;
پیامبر اکرم علاوه بر مقام رسالت ، مقام امامت را هم بر عهده داشته اند آن هم امامت بر همه انبیاء گذشته که برترین مقامات امامت است &amp;lt;ref&amp;gt; جئنا بک علی هولاء شهید ،نساء/41 &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛&lt;br /&gt;
بنابر این پیامبر از بالاترین مراتب  عصمت و نیز [[علم امام |علم]] برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صفات ویژه پیامبر ، مهربانی فوق العاده ایشان است بطوریکه یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]===&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==[[بیعت عقبه]]==&lt;br /&gt;
در سال یازدهم بعثت ، پیامبر اکرم با شش تن از مردم [[مدینه|یثرب]] روبرو شد. محل این ملاقات را غالبا در نزدیک  عقبه (یعنی گردنه کوه) &amp;lt;ref&amp;gt; یاقوت حموی ، ج 3، ص 693؛ طبری ، ج 2، ص 353؛ حسن ابراهیم حسن ، ج 1، ص 94؛ ابن سعد، ج 1، ص 218؛ ابن هشام ، ج 1، ص 289؛ بلاذری ، ج 1، ص 275 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نوشته اند . رسول خدا از هویّت آنان سؤال کرد و آنها خود را از مردم [[خزرج]] معرفی کردند &amp;lt;ref&amp;gt; قس یاقوت حموی &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛  سپس با ایشان به گفتگو نشست ، اسلام را بر آنان عرضه داشت و برایشان قرآن خواند. اطلاعات پراکنده ای که مردم یثرب از یهودیان دربارة ظهور پیامبری در مکّه به دست آورده بودند موجب توجه آنان به حضرت محمّد شد و این امید را ایجاد کرد که با حضور ایشان در یثرب بتوانند از ادامة دشمنی و جنگ های طولانی بین دو قبیلة [[اوس ]] و خزرج پیشگیری کنند . اینان چون به مدینه بازگشتند، داستان ظهور پیغمبر را با مردم گفتند.&lt;br /&gt;
این اولین جرقه های هجرت به مدینه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;  دائره المعارف اسلامی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26775</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26775"/>
		<updated>2013-04-11T14:07:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* شجره نامه */ تامین منبع&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالانوار، ج85، ص117&lt;br /&gt;
[http://mazaheb.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=402&amp;amp;catid=23&amp;amp;Itemid=71 مذاهب اسلامی_ پرسش و پاسخ]&lt;br /&gt;
پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبائی(ره)، ص96ـ97&lt;br /&gt;
پاسخ به پرسشهای مذهبی، ناصر مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، ص 110&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان منصب پیامبری باید از خودداری تضمین شده ای در مقابل خطا برخوردار باشد که به آن [[عصمت]] می گویند. &lt;br /&gt;
پیامبر اکرم علاوه بر مقام رسالت ، مقام امامت را هم بر عهده داشته اند آن هم امامت بر همه انبیاء گذشته که برترین مقامات امامت است &amp;lt;ref&amp;gt; جئنا بک علی هولاء شهید ،نساء/41 &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛&lt;br /&gt;
بنابر این پیامبر از بالاترین مراتب  عصمت و نیز [[علم امام |علم]] برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صفات ویژه پیامبر ، مهربانی فوق العاده ایشان است بطوریکه یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]===&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==[[بیعت عقبه]]==&lt;br /&gt;
در سال یازدهم بعثت ، پیامبر اکرم با شش تن از مردم [[مدینه|یثرب]] روبرو شد. محل این ملاقات را غالبا در نزدیک  عقبه (یعنی گردنه کوه) &amp;lt;ref&amp;gt; یاقوت حموی ، ج 3، ص 693؛ طبری ، ج 2، ص 353؛ حسن ابراهیم حسن ، ج 1، ص 94؛ ابن سعد، ج 1، ص 218؛ ابن هشام ، ج 1، ص 289؛ بلاذری ، ج 1، ص 275 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نوشته اند . رسول خدا از هویّت آنان سؤال کرد و آنها خود را از مردم [[خزرج]] معرفی کردند &amp;lt;ref&amp;gt; قس یاقوت حموی &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛  سپس با ایشان به گفتگو نشست ، اسلام را بر آنان عرضه داشت و برایشان قرآن خواند. اطلاعات پراکنده ای که مردم یثرب از یهودیان دربارة ظهور پیامبری در مکّه به دست آورده بودند موجب توجه آنان به حضرت محمّد شد و این امید را ایجاد کرد که با حضور ایشان در یثرب بتوانند از ادامة دشمنی و جنگ های طولانی بین دو قبیلة [[اوس ]] و خزرج پیشگیری کنند . اینان چون به مدینه بازگشتند، داستان ظهور پیغمبر را با مردم گفتند.&lt;br /&gt;
این اولین جرقه های هجرت به مدینه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;  دائره المعارف اسلامی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26764</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26764"/>
		<updated>2013-04-10T19:11:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* بیعت عقبه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان منصب پیامبری باید از خودداری تضمین شده ای در مقابل خطا برخوردار باشد که به آن [[عصمت]] می گویند. &lt;br /&gt;
پیامبر اکرم علاوه بر مقام رسالت ، مقام امامت را هم بر عهده داشته اند آن هم امامت بر همه انبیاء گذشته که برترین مقامات امامت است &amp;lt;ref&amp;gt; جئنا بک علی هولاء شهید ،نساء/41 &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛&lt;br /&gt;
بنابر این پیامبر از بالاترین مراتب  عصمت و نیز [[علم امام |علم]] برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صفات ویژه پیامبر ، مهربانی فوق العاده ایشان است بطوریکه یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]===&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==[[بیعت عقبه]]==&lt;br /&gt;
در سال یازدهم بعثت ، پیامبر اکرم با شش تن از مردم [[مدینه|یثرب]] روبرو شد. محل این ملاقات را غالبا در نزدیک  عقبه (یعنی گردنه کوه) &amp;lt;ref&amp;gt; یاقوت حموی ، ج 3، ص 693؛ طبری ، ج 2، ص 353؛ حسن ابراهیم حسن ، ج 1، ص 94؛ ابن سعد، ج 1، ص 218؛ ابن هشام ، ج 1، ص 289؛ بلاذری ، ج 1، ص 275 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
نوشته اند . رسول خدا از هویّت آنان سؤال کرد و آنها خود را از مردم [[خزرج]] معرفی کردند &amp;lt;ref&amp;gt; قس یاقوت حموی &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛  سپس با ایشان به گفتگو نشست ، اسلام را بر آنان عرضه داشت و برایشان قرآن خواند. اطلاعات پراکنده ای که مردم یثرب از یهودیان دربارة ظهور پیامبری در مکّه به دست آورده بودند موجب توجه آنان به حضرت محمّد شد و این امید را ایجاد کرد که با حضور ایشان در یثرب بتوانند از ادامة دشمنی و جنگ های طولانی بین دو قبیلة [[اوس ]] و خزرج پیشگیری کنند . اینان چون به مدینه بازگشتند، داستان ظهور پیغمبر را با مردم گفتند.&lt;br /&gt;
این اولین جرقه های هجرت به مدینه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;  دائره المعارف اسلامی &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26763</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26763"/>
		<updated>2013-04-10T18:57:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* سفر تبلیغی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان منصب پیامبری باید از خودداری تضمین شده ای در مقابل خطا برخوردار باشد که به آن [[عصمت]] می گویند. &lt;br /&gt;
پیامبر اکرم علاوه بر مقام رسالت ، مقام امامت را هم بر عهده داشته اند آن هم امامت بر همه انبیاء گذشته که برترین مقامات امامت است &amp;lt;ref&amp;gt; جئنا بک علی هولاء شهید ،نساء/41 &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛&lt;br /&gt;
بنابر این پیامبر از بالاترین مراتب  عصمت و نیز [[علم امام |علم]] برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صفات ویژه پیامبر ، مهربانی فوق العاده ایشان است بطوریکه یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]===&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26762</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26762"/>
		<updated>2013-04-10T18:57:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* ابلاغ رسالت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان منصب پیامبری باید از خودداری تضمین شده ای در مقابل خطا برخوردار باشد که به آن [[عصمت]] می گویند. &lt;br /&gt;
پیامبر اکرم علاوه بر مقام رسالت ، مقام امامت را هم بر عهده داشته اند آن هم امامت بر همه انبیاء گذشته که برترین مقامات امامت است &amp;lt;ref&amp;gt; جئنا بک علی هولاء شهید ،نساء/41 &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛&lt;br /&gt;
بنابر این پیامبر از بالاترین مراتب  عصمت و نیز [[علم امام |علم]] برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صفات ویژه پیامبر ، مهربانی فوق العاده ایشان است بطوریکه یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26761</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26761"/>
		<updated>2013-04-10T18:56:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* ابلاغ رسالت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان منصب پیامبری باید از خودداری تضمین شده ای در مقابل خطا برخوردار باشد که به آن [[عصمت]] می گویند. &lt;br /&gt;
پیامبر اکرم علاوه بر مقام رسالت ، مقام امامت را هم بر عهده داشته اند آن هم امامت بر همه انبیاء گذشته که برترین مقامات امامت است &amp;lt;ref&amp;gt; جئنا بک علی هولاء شهید ،نساء/41 &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛&lt;br /&gt;
بنابر این پیامبر از بالاترین مراتب  عصمت و نیز [[علم امام |علم]] برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صفات ویژه پیامبر ، مهربانی فوق العاده ایشان است بطوریکه یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
پیامبر  اکرم در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا دعوت پیامبر به صورت [[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |خصوصی]]  یعنی چهره به چهره بود.&lt;br /&gt;
دعوت خصوصی پیامبر به مدت سه سال  ادامه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس با نزول [[آیه انذار]] خداوند پیامبر را مکلف به [[ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان |دعوت خویشان]] کردهرچند با مانع تراشی بزرگان قریش مواجه شد. در طی همین جلسه بود که پیامبر اکرم جانشینی حضرت علی را اعلان فرمود.&lt;br /&gt;
دعوت خویشان در واقع آغاز [[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از علنی شدن دعوت ، مرحله جدیدی از پیشرفت اسلام آغاز گشت و البته فشار و آزار و اذیت از سوی کفار برای آن حضرت و یاورانشان تشدید شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در آن روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفت. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
اما در این سفر مردم طائف به دلیل رفتار زشت بزرگانشان و تحریکات آنها بهره ای از دین اسلام نبردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26760</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26760"/>
		<updated>2013-04-10T18:31:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* ویژگی های پیامبر */ خلاصه سازی و توضیح&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
صاحبان منصب پیامبری باید از خودداری تضمین شده ای در مقابل خطا برخوردار باشد که به آن [[عصمت]] می گویند. &lt;br /&gt;
پیامبر اکرم علاوه بر مقام رسالت ، مقام امامت را هم بر عهده داشته اند آن هم امامت بر همه انبیاء گذشته که برترین مقامات امامت است &amp;lt;ref&amp;gt; جئنا بک علی هولاء شهید ،نساء/41 &amp;lt;/ref&amp;gt; ؛&lt;br /&gt;
بنابر این پیامبر از بالاترین مراتب  عصمت و نیز [[علم امام |علم]] برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صفات ویژه پیامبر ، مهربانی فوق العاده ایشان است بطوریکه یکی از القاب قرآنی آن حضرت ، &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; است &amp;lt;ref&amp;gt; توبه 128. : لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; انبیاء 107: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26759</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26759"/>
		<updated>2013-04-10T18:13:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* نوجوانی تا ازدواج */ اصلاح عنوان&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|کودکی تا جوانی]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26756</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26756"/>
		<updated>2013-04-10T11:58:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* نوجوانی تا ازدواج */ اصلاح&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|نوجوانی تا ازدواج]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26755</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26755"/>
		<updated>2013-04-10T11:58:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* نو جوانی تا ازدواج */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|نوجوانی تا ازدواج]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد که برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26754</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26754"/>
		<updated>2013-04-10T11:57:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* سفر های تجاری */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== [[جوانی تا بعثت پیامبر (ص)|نو جوانی تا ازدواج]]===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) در نوجوانی به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت محمد که برای خود در جوانی شغل چوپانی اختیار کرد. و بعدها در با شرکت در تجارت لیاقت خود را به اثبات راسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26753</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26753"/>
		<updated>2013-04-10T11:48:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* ویژگی های مربوط به احکام(خصائص  النبی) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در اغلب احکام با بقیه مسلمانان برابر بود اما در برخی موارد وظیفه ای خاص داشت مثلاً : بر پیامبر اکرم یازده رکعت نافله شب واجب بود ، اما نماز وتیره که بر بقیه مستحب است بر پیامبر جعل نشده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Daneshmand&amp;diff=26752</id>
		<title>بحث کاربر:Daneshmand</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Daneshmand&amp;diff=26752"/>
		<updated>2013-04-10T11:43:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با سلام و خیر مقدم به حضرتعالی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از انجا که صفحه [[پیامبر اسلام]] یک صفحه با گنجایش محدود است پیشنهاد می نمایم برخی عناوین مد نظرتان را به صورت یک عنوان دانشنامه ای مطرح نموده و در صفحه دیگری به تفصیل به آن بپردازید . می توانید پس از ساختن صفحه مورد نظر درون متن همین صفحه به آن پیوند دهید. برای نمونه شبیه کاری که در مورد نامهای پیامبر صورت گرفته بود که نامهای پیامبر در مقاله مستقلی به همین نام بحث شده و در نسخه پیش از ویرایش شما لینکش موجود بود. [http://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;amp;oldid=23321]--[[کاربر:Saeed zamani|Saeed zamani]] ‌۱۰ آوریل ۲۰۱۳، ساعت ۱۲:۳۸ (IRDT)&lt;br /&gt;
با تشکر &lt;br /&gt;
لطفا  از سایر نظرات بهبود دهنده خود من را بهره مند سازید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26751</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26751"/>
		<updated>2013-04-10T11:42:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: ایجاد پیوندها&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[نام &amp;quot;محمد&amp;quot; از اسماء شریف پیامبر اکرم|محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''[[نامهای حضرت محمد صلی الله علیه و اله|لقب های منصوص]]''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین ، [[طه]] و [[ یس ]] &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر از طرف پدر به این صورت است : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبدالمطلب و سرپرستی پیامبر |عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب و سرپرستی پیامبر|ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[رشد پیامبر در دامن حلیمه | حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا [[آدم]] عليه السلام همه یکتا پرست بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===[[ولادت پیامبر اسلام |تولد]]===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt; [[معجزات مقارن ولادت پیامبر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام [[حلف الفضول]] شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==تشکیل خانواده==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt; تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;[[سن پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه در هنگام ازدواج]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعد از در گذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
===فرزندان رسول خدا===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش [[حضرت فاطمه]] زهرا بود.&lt;br /&gt;
مقاله مرتبط : [[فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه]].&lt;br /&gt;
==[[مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسالت الهی(بعد از بعثت)]]==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[آيين پيامبر صلی الله علیه و آله پيش از بعثت]] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف |سفر تبلیغی]]====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را [[پیمان برادری پیامبر و امام علی|برادر خود]] قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==[[تغییر قبله]]==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صلح حديبيه]]==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===[[غدیر خم| نصب خلیفه و عید بزرگ غدیر ]]===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال [[حجة الوداع]]  فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به [[غدیر خم]] رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم قبل از رحلت خود سفارشاتی داشتند که متاسفانه با کارشکنی منافقین به نتیجه لازم نرسید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; [[آخرین سفارش های پیامبر]]&lt;br /&gt;
[[تقویم: طلب کاغذ و دوات توسط پیامبر صلى الله علیه وآله]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A8%D8%B9%D8%AB%D8%AA_%D9%BE%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&amp;diff=26750</id>
		<title>بعثت پيامبر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A8%D8%B9%D8%AB%D8%AA_%D9%BE%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&amp;diff=26750"/>
		<updated>2013-04-10T11:35:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: تغییرمسیر به بعثت پیامبر اسلام&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#REDIRECT [[بعثت پیامبر اسلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26748</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26748"/>
		<updated>2013-04-10T10:46:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* دعوت خصوصی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====[[دعوت سری پیامبر به دین اسلام |دعوت خصوصی]]====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26747</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26747"/>
		<updated>2013-04-10T10:45:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* دعوت عمومی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[دعوت علنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله |دعوت عمومی]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26746</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26746"/>
		<updated>2013-04-10T10:44:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* دعوت خویشان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====[[پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و انذار خویشان|دعوت خویشان]]====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26745</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26745"/>
		<updated>2013-04-10T10:40:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* شجره نامه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==[[اجداد رسول خدا(ص)|شجره نامه]]==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26744</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26744"/>
		<updated>2013-04-10T10:36:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، [[بحارالأنوار]]&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26743</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26743"/>
		<updated>2013-04-10T10:35:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* رحلت */ افزودن پیوند&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==[[تقویم: شدت یافتن بیمارى حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله|رحلت]]==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85&amp;diff=26741</id>
		<title>رده:پیامبر اکرم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85&amp;diff=26741"/>
		<updated>2013-04-10T10:33:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;صفحه‌ی اصلی این رده [[پیامبر اسلام]] است.&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84&amp;diff=26740</id>
		<title>حضرت رسول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84&amp;diff=26740"/>
		<updated>2013-04-10T10:30:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: تغییرمسیر به پیامبر اسلام&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#REDIRECT [[پیامبر اسلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=26739</id>
		<title>محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=26739"/>
		<updated>2013-04-10T10:28:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: تغییرمسیر به پیامبر اسلام&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#REDIRECT [[پیامبر اسلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26733</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26733"/>
		<updated>2013-04-10T10:01:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* معجزات و دلایل رسالت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==[[معجزات|معجزه]] و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان [[معجزه]] ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26732</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26732"/>
		<updated>2013-04-10T10:00:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* مشخصات فردی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': [[محمد]].(صلی الله علیه و آله) &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26731</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26731"/>
		<updated>2013-04-10T09:57:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* آثار */ خلاصه سازی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===[[سنت]]===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل می‌شود و اين كار را عمل به سنت می‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26729</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26729"/>
		<updated>2013-04-10T09:56:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* سرایا */ خلاصه سازی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[سریه|سرایا]]===&lt;br /&gt;
سَريّه:&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل مى‌شود و اين كار را عمل به سنت مى‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26728</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26728"/>
		<updated>2013-04-10T09:54:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* غزوات */ خلاصه سازی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===[[غزوه|غزوات]]===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي حدود 26 عدد ذكر كرده اند. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود.&lt;br /&gt;
از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرایا===&lt;br /&gt;
سَريّه: از سري به معني به شب راه پيمودن يا سري به معني نخبه لشكر كه به دسته اي از لشكر گفته مي شود كه به جنگ دشمن روانه مي شوند و از چهارصد نفر بيشتر نباشد و جمع آن سرايا است.&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند اما منابعي ديگر مانند طبرسي در اعلام الوري چهل و هشت و در بعضي از منابع شصت و شش عدد ذكر شده است اما درست ترين قول سال سي و شش مي باشد.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل مى‌شود و اين كار را عمل به سنت مى‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26726</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26726"/>
		<updated>2013-04-10T09:49:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* ویژگی های پیامبر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===[[عصمت]]===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام([[خصائص  النبی]])===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===غزوات===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي 26 عدد ذكر كرده اند. مسعودي در اين زمينه مي نويسد: غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سرایا===&lt;br /&gt;
سَريّه: از سري به معني به شب راه پيمودن يا سري به معني نخبه لشكر كه به دسته اي از لشكر گفته مي شود كه به جنگ دشمن روانه مي شوند و از چهارصد نفر بيشتر نباشد و جمع آن سرايا است.&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند اما منابعي ديگر مانند طبرسي در اعلام الوري چهل و هشت و در بعضي از منابع شصت و شش عدد ذكر شده است اما درست ترين قول سال سي و شش مي باشد.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل مى‌شود و اين كار را عمل به سنت مى‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26714</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26714"/>
		<updated>2013-04-10T07:22:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''پیامبر اسلام، محمد رسول الله ،قرآن، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، مهاجرین، انصار، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===عصمت===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام(خصائص  النبی)===&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===غزوات===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي 26 عدد ذكر كرده اند. مسعودي در اين زمينه مي نويسد: غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سرایا===&lt;br /&gt;
سَريّه: از سري به معني به شب راه پيمودن يا سري به معني نخبه لشكر كه به دسته اي از لشكر گفته مي شود كه به جنگ دشمن روانه مي شوند و از چهارصد نفر بيشتر نباشد و جمع آن سرايا است.&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند اما منابعي ديگر مانند طبرسي در اعلام الوري چهل و هشت و در بعضي از منابع شصت و شش عدد ذكر شده است اما درست ترين قول سال سي و شش مي باشد.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل مى‌شود و اين كار را عمل به سنت مى‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26712</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26712"/>
		<updated>2013-04-10T07:12:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''کلیدواژه: قرآن، پیامبر اسلام، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===عصمت===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام(خصائص  النبی)===&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===غزوات===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي 26 عدد ذكر كرده اند. مسعودي در اين زمينه مي نويسد: غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سرایا===&lt;br /&gt;
سَريّه: از سري به معني به شب راه پيمودن يا سري به معني نخبه لشكر كه به دسته اي از لشكر گفته مي شود كه به جنگ دشمن روانه مي شوند و از چهارصد نفر بيشتر نباشد و جمع آن سرايا است.&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند اما منابعي ديگر مانند طبرسي در اعلام الوري چهل و هشت و در بعضي از منابع شصت و شش عدد ذكر شده است اما درست ترين قول سال سي و شش مي باشد.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل مى‌شود و اين كار را عمل به سنت مى‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
*ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1810.&lt;br /&gt;
*سنن النبی، علامه طباطبائی.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه.&lt;br /&gt;
*تاريخ ‌الطبري/ترجمه.&lt;br /&gt;
*دلائل‌ النبوة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26711</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26711"/>
		<updated>2013-04-10T07:09:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* سنت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''کلیدواژه: قرآن، پیامبر اسلام، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===عصمت===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام(خصائص  النبی)===&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===غزوات===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي 26 عدد ذكر كرده اند. مسعودي در اين زمينه مي نويسد: غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سرایا===&lt;br /&gt;
سَريّه: از سري به معني به شب راه پيمودن يا سري به معني نخبه لشكر كه به دسته اي از لشكر گفته مي شود كه به جنگ دشمن روانه مي شوند و از چهارصد نفر بيشتر نباشد و جمع آن سرايا است.&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند اما منابعي ديگر مانند طبرسي در اعلام الوري چهل و هشت و در بعضي از منابع شصت و شش عدد ذكر شده است اما درست ترين قول سال سي و شش مي باشد.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل مى‌شود و اين كار را عمل به سنت مى‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن و سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26710</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26710"/>
		<updated>2013-04-10T07:09:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: /* سنت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''کلیدواژه: قرآن، پیامبر اسلام، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===عصمت===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام(خصائص  النبی)===&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===غزوات===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي 26 عدد ذكر كرده اند. مسعودي در اين زمينه مي نويسد: غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سرایا===&lt;br /&gt;
سَريّه: از سري به معني به شب راه پيمودن يا سري به معني نخبه لشكر كه به دسته اي از لشكر گفته مي شود كه به جنگ دشمن روانه مي شوند و از چهارصد نفر بيشتر نباشد و جمع آن سرايا است.&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند اما منابعي ديگر مانند طبرسي در اعلام الوري چهل و هشت و در بعضي از منابع شصت و شش عدد ذكر شده است اما درست ترين قول سال سي و شش مي باشد.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
سنت عبارت است از قول (سخن)، فعل (رفتار) و تقرير پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) كه به عنوان يكى از منابع مهم، مورد توجه همگان قرار دارد. بنابراين هرگاه حديثى معتبر از پيامبر نقل شود، بدان عمل مى‌شود و اين كار را عمل به سنت مى‌گويند. شيعه با تأسى به سنت پيامبر و در راستاى عمل به آیات قرآن سخنان پیامبر، قول و فعل و تقرير معصومان را نيز سنت می‌شمارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26709</id>
		<title>پیامبر اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=26709"/>
		<updated>2013-04-10T07:05:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: چیدمان و فهرست بندی مناسب به منظور گسترش بیشتر این مقاله تا بضاعت ناچیزی برای هدیه به محضر ایشان باشد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''کلیدواژه: قرآن، پیامبر اسلام، مبعث، معجزه، اميرالمؤمنين عليه السلام، غدیرخم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشخصات فردی==&lt;br /&gt;
'''نام''': محمد&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''نام پدر''': عبدالله ؛'''نام مادر''':[[آمنه]]&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''کنیه''' ابو القاسم&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های منصوص''': رسول الله ، خاتم الانبیاء ، مصطفی ، امین ، احمد ، بشیر ، نذیر ، رحمة للعالمین &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''لقب های مشهور بین مسلمین ''':رسول اکرم ، رسول اعظم ، نبی مکرم اسلام &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل تولد''': 17 ربیع الاول ، [[عام الفیل]] ،(570 م)در [[مکه]] معظمه &amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
'''تاریخ ومحل رحلت ''':28 صفر ، 11 هجری قمری (632 م) در [[مدینه]] منوره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده==&lt;br /&gt;
حضرت ابوالقاسم '''محمد''' بن عبدالله آخرین  و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین [[پیامبر|رسول]] از پیامبران [[اولوالعزم]] است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
ختم نبوت : قرآن کریم، 33 احزاب ، ٤٠ :«ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبین...»: «محمد  پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده ى خدا و پایان بخش پیامبران است... ».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;برترین انبیاء :قرآن کریم، 4 نساء ، ٤٠ :«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاءِ شَهِيدًا»: «پس چگونه است [حالشان‌] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و نیز تو را بر آنان گواه آوريم؟»&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamsadegh/shahadat/86/Monazere-Hazrat/AfzaliatPeyambar.aspx مناظره پيرامون افضليت پيامبر اسلام]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4787/39546 برتری رسول خدا (ص) بر همه پیامبران]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی [[قرآن]] کریم برای هدایت مردم به کامل ترین ادیان ، دینی مطابق با فطرت که توسط حضرت [[ابراهیم]] اسلام نامیده شده فرستاده&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;&amp;gt; قرآن کریم ،30 روم ،30 :«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» ترجمه : «پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمی‌دانند».&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
قرآن کریم ، 22 حج ، 78 :«وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْل» ترجمه: «و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است او شما را برگزيد و در اين دين براى شما دشوارى ننهاده آئين پدرتان ابراهيم است و او شما را از پيش  نام داد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
که دینی جهان شمول است&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;قرآن کریم ، 34 سبأ 28 :«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً » ترجمه :«و ما تو را جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم» &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
نسب آن حضرت از تیره [[بنی هاشم]] از قبیله [[قریش]] و از دودمان حضرت ابراهیم از فرزندشان حضرت [[اسماعیل]] است.&lt;br /&gt;
==شجره نامه==&lt;br /&gt;
نسب پیامبر بنا به روایت [[ابوالاسود] از طرف پدری به این صورت است : از طرف پدری : عبد الله بن عبد المطلب بن [[هاشم]] بن عبد مناف بن قصى بن كلاب‌ ابن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان .و در دنباله نسب وى بالاتر از عدنان اختلاف هست ، اما به هر حال به [[اسماعیل|حضرت اسماعیل]] و حضرت ابراهیم علیهماالسلام می رسد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;از ام سلمه همسر پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت شده كه از پيمبر خداى شنيدم كه فرمود عدنان پسر ادد بن زند بن يرى بن اعراق الثرى بود.ام سلمه گويد: زند همان هميسع بود و يرى همان نبت بود، و اعراق الثرى اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السلام بود.تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:826&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از طرف مادری : جناب [[آمنه]] دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام بسن و شرف، سالار [[بنى زهره]] بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; تاريخ‌ الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:796&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
حضرت محمد قبل از هفت سالگی هر دوی والدین خود را از دست داد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; قرآن،96 ضحی «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوی»:مگر  چنین نبود که تو را يتيمت يافت و در پناه خويش جاى داد؟ &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
و سرپرستان  آن حضرت ابتدا  جدش  حضرت [[عبد المطلب]] و بعد از ایشان ، عموی گرامیش [[ابوطالب]] بودند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین دایه ایشان جناب [[حلیمه]] سعدیه بود&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; از طايفه بنى سعد بن بكر بن هوازن‌ تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:362&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اجماع علماى اماميه آنست که پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه مسلمان بوده  اند  و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و [[احادیث]] متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.&lt;br /&gt;
==قبل از بعثت==&lt;br /&gt;
===تولد===&lt;br /&gt;
اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «[[ربیع الاول]]» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدثان [[شيعه]] اين است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود و در سالى كه [[اصحاب فيل]]، فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سجيل عذاب شدند مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
===سفر های تجاری===&lt;br /&gt;
حضرت محمد (ص) به همراه عموی خود بارها به سفر های تجاری رفت و داستانهای زیادی از اتفاقات این مسیر در کتب تاریخ و زندگی نامه پیامبر ثبت شده است &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دلائل‌ النبوة،ج‌2،ص:27&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
===خصوصیات اخلاقی===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم در جوانی به دلیل صفت امانت داری به'''محمد امین''' مشهور شد.&lt;br /&gt;
حضرت محمد در جوانی در پیمان جوانمردانه ای به نام حلف الفضول شرکت کردند و سالها بعد نیز خاطره خوب آن پیمان را متذکر می شدند&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا از بيست سال گذشته بود كه در حلف الفضول شركت كرد و پس از آنكه خدايش برسالت فرستاد گفت: حضرت فى دار عبد الله بن جدعان حلفا ما يسرنى به حمر النعم و لو دعيت اليه لاجبت،&amp;quot; در خانه عبد الله پسر جدعان در پيمانى شركت نمودم كه شادمان نيستم تا بجاى آن شتران سرخ‌ مو داشته باشم(در آن روزگار از شتران بسیار گران بها شتر سرخ موی بود)  و اگر ديگر بار بچنان پيمانى دعوت می ‌شدم می ‌پذيرفتم.&amp;quot;&lt;br /&gt;
تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:371&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
حضرت محمد  در تجارت با شریفترین زن قریش ، [[خدیجه]] کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت  نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد راسند ،آن حضرت در  25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ ‌يعقوبى/ترجمه،ج‌1،ص:375&lt;br /&gt;
* تاريخ ‌الطبري/ترجمه،ج‌3،ص:833&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رسالت الهی(بعد از بعثت)==&lt;br /&gt;
در بيست و هفتم [[رجب]] كه با روز نوروز مطابق بود حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و سلم در سن چهل سالگى به [[رسالت]] مبعوث شدند.&lt;br /&gt;
==معجزات و دلایل رسالت==&lt;br /&gt;
===قرآن معجزه جاویدان===&lt;br /&gt;
کتابی که به عنوان معجزه ابدی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جانب خداوند فرود آمد [[قرآن]] است. برای [[اعجاز قرآن]] دلایل زیادی وجو دارد ولی مهمترین دلیل بیان قرآن است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قومى مبعوث گرديدند كه کار ايشان فصاحت و بلاغت در سخن بود و هر كس را به قدر فصاحت مى  سنجيدند و شعراى و خطباى فصيح البيان را از همه خلق برتر مى  ديدند، لهذا حق تعالى معجزه كبراى آن حضرت را از جنس سخن گردانيد و [[قرآن]] مجيد را آورد. سپس خداوند تحدی کرد و وبارز طلبید که سخنی همانندش بیاورید که تا امروز بی پاسخ مانده است.&lt;br /&gt;
==ویژگی های پیامبر==&lt;br /&gt;
===عصمت===&lt;br /&gt;
===علم===&lt;br /&gt;
===مهربانی===&lt;br /&gt;
===ویژگی های مربوط به احکام(خصائص  النبی)===&lt;br /&gt;
==ابلاغ رسالت==&lt;br /&gt;
===روش های تبلیغی===&lt;br /&gt;
====دعوت خصوصی====&lt;br /&gt;
مدت سه سال حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مى  فرمود بعد از آن دعوت خود را علنی فرمودند و به دنبال فشار و آزار و اذیت فراوان از سوی کفار برایشان و یاورانشان آغاز شد.&lt;br /&gt;
====دعوت خویشان====&lt;br /&gt;
====دعوت عمومی====&lt;br /&gt;
====سفر تبلیغی====&lt;br /&gt;
پیامبر(ص) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ &amp;quot;عبدیالیل&amp;quot; و دو برادرش &amp;quot;مسعود&amp;quot; و &amp;quot;حبیب&amp;quot; که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا(ص) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند.&lt;br /&gt;
==دستور هجرت به حبشه==&lt;br /&gt;
چون دعوت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم قوى شد و جمعى به دين آن حضرت درآمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آن ها را كه مسلمان شده اند اذیت و شكنجه  کنند شايد كه از دين آن حضرت برگردند، پس هر قبيله اى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند، شدند؛ و چون آن حضرت از جانب خدا به [[جهاد]] كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را به جانب [[حبشه]] هجرت فرستادند.&lt;br /&gt;
==محاصره همه جانبه==&lt;br /&gt;
بعد از دعوت علنی به مدت سه سال مسلمانان در [[شعب ابی طالب]] دچار محاصره بودند، در سال دهم وفات [[خدیجه]] و ابوطالب رخ داد.&lt;br /&gt;
==معراج==&lt;br /&gt;
سال دوازدهم بعثت [[معراج]] پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اتفاق افتاد. آن چه از آيات كريمه و [[احاديث]] متواتره بدست آمده است،آن است كه حق تعالى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم را در يك شب از مكه معظمه تا [[مسجدالاقصى]] و از آن جا به آسمان ها تا [[سدرة المنتهى]] و عرش اعلا سير داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نشان داد. و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى به آن حضرت القا فرمود، و آن حضرت در [[بيت المعمور]] و تحت عرش به [[عبادت]] [[حق]] تعالى قيام نمود. و با انبياء عليهم السلام ملاقات كرد و داخل [[بهشت]] شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود.&lt;br /&gt;
==بیعت عقبه==&lt;br /&gt;
==هجرت به مدینه==&lt;br /&gt;
سال یازدهم بعد از بعثت پس از آن که مشرکین تصمیم گرفتند شبانه در بستر ایشان را به قتل برسانند، حق تعالى پيغمبرش را از اين قصه آگهى داد و آيه شريفه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انفال]]، آیه 30.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امر الهی ایشان از مکه خارج شدند و امیرالمومنین علیه السلام به جای ایشان در بستر خوابیدند، و در دوازدهم ماه ربيع الأول سال سيزدهم بعثت وارد [[مدينه]] طيبه شد. و اين هجرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد.&lt;br /&gt;
==تشکیل حکومت اسلامی==&lt;br /&gt;
===پیمان برادرى===&lt;br /&gt;
بعد از پنج ماه، يا هشت ماه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پیمان برادرى (عقد اخوت) بين [[مهاجرین]] و [[انصار]] بستند، و [[امیرالمومنین]] عليه السلام را برادر خود قرار داد.&lt;br /&gt;
===پیمان صلح با اهل کتاب مدینه===&lt;br /&gt;
==تغییر قبله==&lt;br /&gt;
در سال دوم هجرى قبله مسلمانان از جانب بيت المقدس به سوى كعبه گشت. و در اين سال ازدواج [[حضرت فاطمه]] عليهاالسلام با اميرالمؤمنين عليه السلام شد. بعضى از محققين گفته  اند كه سوره هل اتى در شأن [[اهل بيت]] عليهم السلام نازل شده، و حق تعالى بسيارى از نعمت هاى بهشت را در آن سوره بیان فرمودند و در آخر [[شعبان]] همان سال، روزه ماه [[رمضان]] واجب شد. در همین سال حکم قتال با کفار از جانب خداوند نازل شد.&lt;br /&gt;
==فتوحات==&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم که رحمة للعالمین بود از جنگ و قتال بیهوده پرهیز می کرد اما  فشار کفار و ظلم ستم آنها  باعث شد پیامبر در چندین جنگ شرکت کند.&lt;br /&gt;
منابع تاريخي، غزوه ها و سريه ها پيامبر را آورده اند در اصطلاح تاريخ اسلام، غزوه به جنگ هايي گفته مي شود كه پيامبر در آن شركت مي كرد. اما سریه جنگ هایی است که توسط سرداران دیگر انجام می شد.&lt;br /&gt;
===غزوات===&lt;br /&gt;
غزوات پيامبر را منابع تاريخي 26 عدد ذكر كرده اند. مسعودي در اين زمينه مي نويسد: غزوه هايي كه پيامبر اسلام خود به همراه سپاه بود 26 غزوه است و برخي آن را 27 غزوه نوشته اند. جهت اختلاف آن است كه دستة اوّل بازگشت رسول خدا را از خيبر به واي القُري با غزوه خيبر يكي دانسته اند. اما دسته دوم، غزوه خيبر و غزوة وادي القُري را دو غزوه شمرده اند. ليكن ابن اسحاق كه نامي از وادي القري بعد از خيبر نمي برد نيز غزوه هاي رسول خدا را 27 غزوه مي گويد و عُمرة القضا را جزء غزوات مي شمارد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از : ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ ، ج 4، ص 280-281. مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ ، ج2، ص7و288 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اولين غزوه، غزوه اَبواء است كه در ماه صفر سال دوّم هجرت صورت گرفت و آخرين غزوه، غزوه تبوك كه در رجب سال نهم هجرت صورت گرفت. ابن اسحاق در سيره و طبرسي در اعلام الوري مي نويسد كار رسول خدا در غزوه هاي بدر، احد، خندق، قريظه، مصطلق، خيبر، فتح، حنين و طائف با دشمن به جنگ كشيده شد و در بقيه غزوه درگيري در كار نبود اما مسعودي به جاي مصطلق، تبوك را نوشته است. از مهمترين غزوات پيامبر مي توان به جنگ بدر، اُحد، خندق، فتح مكه، خيبر و حُنين اشاره كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم]  به نقل از :آيتي، تاريخ پيامبر اسلام، انتشارات دانشگاه تهران. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== سرایا===&lt;br /&gt;
سَريّه: از سري به معني به شب راه پيمودن يا سري به معني نخبه لشكر كه به دسته اي از لشكر گفته مي شود كه به جنگ دشمن روانه مي شوند و از چهارصد نفر بيشتر نباشد و جمع آن سرايا است.&lt;br /&gt;
در اصطلاح تاريخ اسلام: آن سپاه اعزامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در آن سپاه حضور نداشته باشد را گويند كه در مقابل غزوه است. علت اعزام سريه ها غالباً سركوبي اشرار، دعوت طوايف به اسلام، پيشگيري از حوادث غيرمترقبه و عقيم نمودن توطئه هاي دشمنان و مسايلي از اين قبيل مي باشد و گاه هم به منظور جمع آوري صدقات و تعليم مسايل ديني هم بوده است.&lt;br /&gt;
بيشترين سريه هاي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در سال ششم هجرت بود كه به همين جهت آن سال را سنةالاستئناس مي گويند. تعداد سريه هاي پيامبر را منابع اكثراً سي و شش عدد ذكر كرده اند اما منابعي ديگر مانند طبرسي در اعلام الوري چهل و هشت و در بعضي از منابع شصت و شش عدد ذكر شده است اما درست ترين قول سال سي و شش مي باشد.&lt;br /&gt;
از نخستين سريه هاي پيامبر سريه اي است به سركردگي حمزة بن عبدالمطلب كه به اتفاق سي تن از مهاجران در كنار دريا به سرزمين جهنيه با ابوجهل بن هشام به همراه صد و سي مشرك برخورد كرد كه اين سريه بدون جنگ و خونريزي پايان پذيرفت. &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&amp;amp;id=4210&amp;amp;urlId=878 اندیشه قم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==صلح حدیبیه==&lt;br /&gt;
==دعوت سران کشورها==&lt;br /&gt;
==فتح مکه==&lt;br /&gt;
سال هشتم هجرت [[فتح مكه]] بدون جنگ رخ داد و پیامبر و اصحاب ایشان وارد مکه معظمه شدند.&lt;br /&gt;
==حجة الوداع==&lt;br /&gt;
===نصب خلیفه(جانشین)===&lt;br /&gt;
[[شيخ كلينى]] روايت كرده كه: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و [[حج]] به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى  آيند به سوى تو روى آورند.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره حج]] آیه 22.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اعمال حج فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غديرخم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر [[امامت]] على بن ابى طالب و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: {{متن قرآن|«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»}}؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام جمع شدند و با آن حضرت مصافحه كردند و بيعت نمودند. &lt;br /&gt;
==رحلت==&lt;br /&gt;
اكثر علماى خاصه و عامه معتقدند كه ارتحال سيد انبيا روز دوشنبه بوده است و اكثر علماى شيعه معتقدند كه روز بيست و هشتم ماه [[صفر]] بوده است و اكثر علماى عامه دوازدهم ماه [[ربيع الاول]] را گفته اند. در آن وقت سن شريف آن حضرت شصت و سه سال بود و سال دهم هجرت بود.&lt;br /&gt;
==چند مورد از فضایل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا از [[پیامبران]] خود عهد گرفته است که اگر زمان او را درک کردند از او پیروی نمایند: {{متن قرآن|«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره آل عمران]] آیه 81.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند در قرآن پیامبرانش را با نام خطاب می کند در حالی که نبی مکرم اسلام را از جهت تعظیم و تکریم با عناوین {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره تحريم]] آیه 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]] آیه 41.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هر جا نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله را آورده مخاطب نبوده است {{متن قرآن|«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره آل عمران آیه 144.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ديگر {{متن قرآن|«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره محمد]] آیه 29.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره احزاب]] آیه 40.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
تمام روى زمين براى معبد و [[مسجد]] [[امت]] او  جايز است و  و امم پیش از ایشان جز در معبد معين عبادتشان مورد قبول نبوده است. ایشان بر تمامت خلايق مبعوث شدند و انبياى قبل از ایشان به روايتى هر يك به قومى مبعوث شدند. &lt;br /&gt;
پیامبران دیگر بر اساس درخواست شان خدا بدان ها عنایتی می فرمود مانند [[حضرت موسی]] علیه السلام که از خدا شرح صدر طلب نمود {{متن قرآن|«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره طه]] آیه 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; ولی درباره رسول اکرم فرمود: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره انشراح]] آیه 1.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا ما سینه تو را وسعت ندادیم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ناسخ التواریخ]]، ج 4، ص 1810.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار==&lt;br /&gt;
===سنت===&lt;br /&gt;
==پیامبر از نگاه دیگران==&lt;br /&gt;
===روایات===&lt;br /&gt;
در احاديث معتبر از حضرت [[امام صادق]] عليه السلام منقول است كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به روش بندگان طعام مى  خورد بى خوان و به روش بندگان مى نشست يعنى دو زانو و بر زمين مى خوابيد بى فراش و مى دانست كه او بنده است. در حديث ديگر فرمود كه: بهترين نان خورش ها نزد آن حضرت سركه و زيت بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سنن النبی]]، [[علامه طباطبائی]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام صادق]] عليه السلام: [[رسول خدا]] صلي الله عليه و آله هيچ گاه به اندازه ژرفاي خرد خود با بندگان سخن نگفت. رسول خدا صلي  الله  عليه  و  آله فرمود: ما، جماعت [[پیامبران]]، دستور داريم كه با مردم به فراخور فهم و خردهايشان سخن بگوييم.&amp;lt;ref&amp;gt; [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج2، ص264.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[امام علی]] علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: خداوند او را از شجره پيامبران و چراغدان (و جايگاه) روشنايي و بلنداي پيشاني (خانداني بلندپايه و شريف) و ناف مكه و چراغ هاي تاريكي و چشمه هاي [[حكمت]]، برگزيد.&amp;lt;ref&amp;gt; [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج34، ص240.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام در وصف پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: و گواهي مي دهم كه محمد بنده [[خدا]] و فرستاده اوست و سرور بندگانش مي باشد. هر زمان خداوند آفريدگان را به دو شاخه تقسيم كرد، او را در بهترين شاخه قرار داد، نه آلوده دامني در وجود او سهيم شد و نه گنه كاري در وجودش شريك گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج66، ص311.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* امام علی علیه السلام درباره [[بعثت پيامبر]] صلي الله عليه و آله: خداوند در روزگاري او را برانگيخت كه مردم گمراه و سرگردان بودند و در [[فتنه]] و فساد دست و پا مي زدند. هوسها آنان را دلباخته خود كرده و از راه به درشان برده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج18، ص219.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===دیگران===&lt;br /&gt;
چون راه مى رفت قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند به روش كسى كه از بلندى به نشيب آيد و گردن را به روش متجبران نمى كشيد و گام ها را بلند مى گذاشت اما به تأنى و وقار مى رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر می خاستند با كسى سخن گويند، به روش سلاطین به گوشه چشم نظر نمى كردند بلكه با تمام بدن مى گشتند و سخن مى گفتند و در اكثر احوال ديده ایشان به زير بود و نظرشان بسوى زمين بیشتر بود تا نظر بسوى آسمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر كه را مى ديدند مبادرت به سلام مى نمودند، دايم مشغول فکر کردن بودند و هرگز از فكر و کار فارغ نبودند، بدون احتياج سخن نمى  فرمودند، آشکار و واضح مى فرمودند و كلمات جامعى مى گفتند كه لفظش اندك و معنيش بسيار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلظت در خلق كريمشان نبود و كسى را حقير نمى شمردند، اندك نعمتى را عظيم مى دانستند و هيچ نعمتى را مذمت نمى فرمودند اما خوردنى و آشاميدنى را مدح هم نمى نمودند، از براى فوت امور دنيا به غضب نمى آمدند، اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و افضل خلق نزد ایشان كسى بود كه خيرخواهى او براى مسلمانان بيشتر باشد و بزرگترين مردم نزد ایشان كسى بود كه [[احسان]] و يارى او به مردم بيشتر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان معاشرت مى فرمودند كه هر كس را گمان آن بود كه گرامى ترين خلق است نزد ایشان و با هر كه مى نشستند تا او اراده برخاستن نمى كرد برنمى خاستند و هر كه از ایشان حاجتى مى طلبيد اگر مقدور بود روا مى كردند والا به سخن نيكى و وعده خوبی او را راضى مى  كردند، مجلس شريفشان مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود، صداها در آن بلند نمى شد و بدى كسى در آن گفته نمى شد و بدى از آن مجلس مذكور نمى شد و اگر از كسى خطائى صادر مى شد نقل نمى كردند و همه با يكديگر در مقام [[عدالت]] و انصاف و احسان بودند و يكديگر را به تقوى و پرهيزكارى وصيت مى كردند و با يكديگر در مقام تواضع بودند، پيران را احترام مى كردند و بر خردسالان رحم مى  كردند، مراعات غريبان را مى كردند و حاجتمند را کمک می کردند.&lt;br /&gt;
===اظهار نظر غیر مسلمانان در مورد پیامبر===&lt;br /&gt;
== پی‌نوشت‌ها ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references group=&amp;quot;پانویس&amp;quot;/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* قرآن کریم&lt;br /&gt;
*دشتی معارف و معاريف.&lt;br /&gt;
*جعفر سبحاني.فرازهائي از تاريخ پيامبر اسلام.&lt;br /&gt;
*محمد ابراهيم آيتي. تاريخ پيامبر اسلام. &lt;br /&gt;
*ابن هشام، سيرة النبي، چاپ مصطفي البابي، 1355 هـ. &lt;br /&gt;
*مسعودي، مروج الذهب، چاپ مطبعة السعاده، 1367 هـ.&lt;br /&gt;
*[[علامه مجلسى]]، بحارالأنوار&lt;br /&gt;
*علامه مجلسى ، [[حیوه القلوب]]&lt;br /&gt;
*محمدى رى شهری [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم .&lt;br /&gt;
*[[شیخ عباس قمی]]،[[منتهی الآمال]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیامبر اکرم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Daneshmand&amp;diff=26700</id>
		<title>کاربر:Daneshmand</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Daneshmand&amp;diff=26700"/>
		<updated>2013-04-10T03:26:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Daneshmand: صفحه‌ای جدید حاوی 'به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست و با سلام به فرستاده رحمت و خاندان پاکش' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست&lt;br /&gt;
و با سلام به فرستاده رحمت و خاندان پاکش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Daneshmand</name></author>
		
	</entry>
</feed>