<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ali+hoghooghi</id>
	<title>دانشنامه‌ی اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Ali+hoghooghi"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Ali_hoghooghi"/>
	<updated>2026-04-19T20:22:51Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.32.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83942</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83942"/>
		<updated>2018-03-08T08:34:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* هجرت عمر بن خطاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسلام آوردن عمر بن خطاب ==&lt;br /&gt;
=== شکنجه مسلمانان بنی عدی ===&lt;br /&gt;
عمر بن خطاب پیش از آنکه اسلام بیاورد، مخالف سرسخت مسلمانان و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اقدام به شکنجه مسلمانان قبیله خویش می کرد. عبد الله بن عامر بن ربیعه از مادرش لیلی نقل می کند که گفت : عمر از سختگیر ترین مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ ، ج2 ،‌ ص 84&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن اثیر در الکامل می نویسد: « لبينة كنيز بنى مومل بن حبيب بن عدى بن كعب  قبل از عمر بن الخطاب اسلام آورد. عمر او را سخت آزار ميداد&amp;lt;ref&amp;gt;الكامل/ترجمه،ج‏7،ص:75&amp;lt;/ref&amp;gt; » ابن کثیر همچنین از کنیز دیگری به نام زنیره از طایفه بنی عدی نام می برد که توسط عمر شکنجه می شد. همچینین احمد بن حنبل در فضائل الصحابه نقل می کند که: «روزی ابوبکر کنیز مسلمانی از قبیله بنی مؤمل را دید در حالی که عمر بن خطاب او را شکنجه می کرد تا دست از اسلام بردارد. و خود عمر در آن روز مشرک بود. عمر به قدری آن کنیز را شکنجه می کرد تا اینکه خسته می شد و دست از شکنجه بر می داشت. سپس می گفت: من عذر خواهی می کنم اگر دیگر نمی زنم نه اینکه دلم به حالت سوخته باشد، نه، بلکه دیگر خسته شده ام!&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل الصحابة، احمد بن حنبل ج1، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه اسلام آوردن عمر ===&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت این چنین آمده است که عمر بن خطاب روزی تصمیم به کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گیرد. در راه به مردی از قبیله بنی زهره برخورد می کند که آن مرد، عمر را از اسلام خواهر و شوهرخواهر عمر آگاه می کند. عمر به سمت خانه خواهرش می رود. خباب بن ارت در آن هنگام در خانه خواهر عمر مشغول خواندن آیاتی از قرآن برای خواهر و شوهرخواهر عمر بوده است. زمانی که عمر وارد خانه می شود و پس از آنکه از اسلام خانواده خواهر خود آگاه می شود، اقدام به ضرب و شتم خواهر و شوهرخواهر خود می کند. در این  میان خواهرش در حال عصبانيت می گوید:«اگر حق در غير دين تو باشد پس من شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست.» گویا عمر خواندن می دانسته است. پس از غسل کردن و گرفتن وضو آیاتی از سوره طاها را می خواند و به سمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رود. حمزه و طلحه و عده اي نيز درب خانه حضرت بودند ؛ پس حمزه به دیگران می گوید:«اين شخص عمر است كه اگر خدا در مورد او خير مقدر كرده باشد مسلمان مي شود و اگر غير اين را اراده كرده باشد كشتن او براي ما آسان است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خانه بيرون آمدند و به كنار عمر رسيدن. پس عمر دست به كمربند و محل بستن شمشير برد. پس حضرت فرمودند:«اي عمر نمي خواهي بس كني؟ تا اينكه خداوند همان ذلتي را كه بر وليد بن مغيره وارد كرد، بر تو نيز فرود آورد؟ پس عمر گفت:«شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و اينكه تو بنده و فرستاده خدايي.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عمر بن خطاب در زمان رسول خدا(ص) ==&lt;br /&gt;
منابع اهل سنت اغلب اسلام عمر بن خطاب را امری مهم و بزرگ برای پیشبرد اسلام معرفی کرده اند. در طبقات ابن سعد آمده است که « عبد الله بن مسعود مى‏ گفته است اسلام عمر فتح و هجرتش پيروزى و اميرى او رحمت بود، ما نمى ‏توانستيم در مسجد الحرام و كنار كعبه نماز بگزاريم تا اينكه عمر مسلمان شد و با مشركان به ستيز پرداخت و ما را رها كردند و نماز مى ‏گزارديم.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات ‏الكبرى،ترجمه،ج‏3،ص:231&amp;lt;/ref&amp;gt;» در حالی که در صحیح بخاری مهم ترین کتاب حدیثی اهل سنت آمده است که «عبد اللّه بن عمر مي گويد: عمر ، در حالي كه ترسيده بود، در خانه مانده بود كه عاص بن وائل آمد و به او گفت: تو را چه مي شود؟ گفت: قوم تو مي گويند كه اگر اسلام بياورم مرا مي كشند. گفت: بعد از آنكه من تو را امان دادم كسي با تو كاري ندارد. عاص خارج شد مردم را ديد كه به سوئي مي روند گفت: كجا مي رويد؟ گفتند: اين پسر خطاب را كه اسلام آورده مي جوئيم گفت: كاري به او نداشته باشيد؛ پس مردم بازگشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;                        صحيح البخاري، ج‏6، ص: 184&amp;lt;/ref&amp;gt;» و عاصل بن وائل همان کسی بود که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را ابتر خواند و ایشان را بسیار مورد تمسخر قرار می داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عمر بن خطاب در مدینه ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمان [[هجرت به مدینه]] را صادر کردند، عمر بن خطاب همراه با  عياش بن ابى ربيعة به مدینه مهاجرت کردند و در دهکده [[قبا]] در منزل رفاعة بن عبد المنذر ساكن شدند. پس از آنکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه هجرت کردند و میان مسلمانان عقد اخوت خواندند، بین عمر بن خطاب و ابوبکر بن ابی قحافه پیمان برادری بستند. &lt;br /&gt;
=== عمر بن خطاب در غزوات و سریه ها ===&lt;br /&gt;
عمر بن خطاب از همان آغاز نبردهای مسلمین علیه دشمنانشان، در اکثر غزوات حضور داشت. او در غزوه های بدر، احد، خندق، فتح مکه و خیبر در سپاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود. در منابع تاریخی از تاثیرات مثبت عمر در این جنگ ها صحبتی نشده است. جز آنکه برخی منابع خبر از فرار او در برخی جنگ ها داده اند. در جریان [[غزوه احد]] زمانی که کار بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سخته شده بود، او از مهلکه نبرد پا به فرار گذاشت. عمر فرار خویش از این جنگ را اینگونه توصیف می کند:«وقتی روز احد، مشرکان را شکست دادیم، من فرار کردم تا این که از کوه بالا رفتم و همانا خود را دیدم که همانند بز کوهی، از کوه بالا می روم و مردم ندا می دادند که محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) کشته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور ج2 ص335 المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)، الناشر: دار الفكر - بيروت ، عدد الأجزاء: 8&amp;lt;/ref&amp;gt;» در [[غزوه احزاب]] که مدینه در محاصره قریش قرار داشت، از عایشه روایت شده است که:«در جنگ خندق، پس از فرار وارد باغی شدم. جمعی از مسلمانان را دیدم كه در آنجا پنهان شده بودند، از جمله‌ی آنها عمر بن الخطاب بود». در [[غزوه حنین]] نیز که کار بر مسلمانان در ابتدا سخت شد، او به همراه بسیاری از مسلمانان پا به فرار گذاشت. در جریان [[غزوه خیبر]] هم، پس از آنکه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) او را فرمانده گروهی از مسلمانان برای حمله به یکی از قلاع یهودیان نمودند، عمر  با یارانش پا به فرار گذاشت. پس از آنكه محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند، عمر آنها را متهم به ترسو بودن و فرار می‌ كرد و آنها هم عمر را ترسو و فراری می‌خواندند&amp;lt;ref&amp;gt;المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص37&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83941</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83941"/>
		<updated>2018-03-08T07:43:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* عمر بن خطاب در زمان رسول خدا(ص) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسلام آوردن عمر بن خطاب ==&lt;br /&gt;
=== شکنجه مسلمانان بنی عدی ===&lt;br /&gt;
عمر بن خطاب پیش از آنکه اسلام بیاورد، مخالف سرسخت مسلمانان و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اقدام به شکنجه مسلمانان قبیله خویش می کرد. عبد الله بن عامر بن ربیعه از مادرش لیلی نقل می کند که گفت : عمر از سختگیر ترین مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ ، ج2 ،‌ ص 84&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن اثیر در الکامل می نویسد: « لبينة كنيز بنى مومل بن حبيب بن عدى بن كعب  قبل از عمر بن الخطاب اسلام آورد. عمر او را سخت آزار ميداد&amp;lt;ref&amp;gt;الكامل/ترجمه،ج‏7،ص:75&amp;lt;/ref&amp;gt; » ابن کثیر همچنین از کنیز دیگری به نام زنیره از طایفه بنی عدی نام می برد که توسط عمر شکنجه می شد. همچینین احمد بن حنبل در فضائل الصحابه نقل می کند که: «روزی ابوبکر کنیز مسلمانی از قبیله بنی مؤمل را دید در حالی که عمر بن خطاب او را شکنجه می کرد تا دست از اسلام بردارد. و خود عمر در آن روز مشرک بود. عمر به قدری آن کنیز را شکنجه می کرد تا اینکه خسته می شد و دست از شکنجه بر می داشت. سپس می گفت: من عذر خواهی می کنم اگر دیگر نمی زنم نه اینکه دلم به حالت سوخته باشد، نه، بلکه دیگر خسته شده ام!&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل الصحابة، احمد بن حنبل ج1، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه اسلام آوردن عمر ===&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت این چنین آمده است که عمر بن خطاب روزی تصمیم به کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گیرد. در راه به مردی از قبیله بنی زهره برخورد می کند که آن مرد، عمر را از اسلام خواهر و شوهرخواهر عمر آگاه می کند. عمر به سمت خانه خواهرش می رود. خباب بن ارت در آن هنگام در خانه خواهر عمر مشغول خواندن آیاتی از قرآن برای خواهر و شوهرخواهر عمر بوده است. زمانی که عمر وارد خانه می شود و پس از آنکه از اسلام خانواده خواهر خود آگاه می شود، اقدام به ضرب و شتم خواهر و شوهرخواهر خود می کند. در این  میان خواهرش در حال عصبانيت می گوید:«اگر حق در غير دين تو باشد پس من شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست.» گویا عمر خواندن می دانسته است. پس از غسل کردن و گرفتن وضو آیاتی از سوره طاها را می خواند و به سمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رود. حمزه و طلحه و عده اي نيز درب خانه حضرت بودند ؛ پس حمزه به دیگران می گوید:«اين شخص عمر است كه اگر خدا در مورد او خير مقدر كرده باشد مسلمان مي شود و اگر غير اين را اراده كرده باشد كشتن او براي ما آسان است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خانه بيرون آمدند و به كنار عمر رسيدن. پس عمر دست به كمربند و محل بستن شمشير برد. پس حضرت فرمودند:«اي عمر نمي خواهي بس كني؟ تا اينكه خداوند همان ذلتي را كه بر وليد بن مغيره وارد كرد، بر تو نيز فرود آورد؟ پس عمر گفت:«شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و اينكه تو بنده و فرستاده خدايي.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عمر بن خطاب در زمان رسول خدا(ص) ==&lt;br /&gt;
منابع اهل سنت اغلب اسلام عمر بن خطاب را امری مهم و بزرگ برای پیشبرد اسلام معرفی کرده اند. در طبقات ابن سعد آمده است که « عبد الله بن مسعود مى‏ گفته است اسلام عمر فتح و هجرتش پيروزى و اميرى او رحمت بود، ما نمى ‏توانستيم در مسجد الحرام و كنار كعبه نماز بگزاريم تا اينكه عمر مسلمان شد و با مشركان به ستيز پرداخت و ما را رها كردند و نماز مى ‏گزارديم.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات ‏الكبرى،ترجمه،ج‏3،ص:231&amp;lt;/ref&amp;gt;» در حالی که در صحیح بخاری مهم ترین کتاب حدیثی اهل سنت آمده است که «عبد اللّه بن عمر مي گويد: عمر ، در حالي كه ترسيده بود، در خانه مانده بود كه عاص بن وائل آمد و به او گفت: تو را چه مي شود؟ گفت: قوم تو مي گويند كه اگر اسلام بياورم مرا مي كشند. گفت: بعد از آنكه من تو را امان دادم كسي با تو كاري ندارد. عاص خارج شد مردم را ديد كه به سوئي مي روند گفت: كجا مي رويد؟ گفتند: اين پسر خطاب را كه اسلام آورده مي جوئيم گفت: كاري به او نداشته باشيد؛ پس مردم بازگشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;                        صحيح البخاري، ج‏6، ص: 184&amp;lt;/ref&amp;gt;» و عاصل بن وائل همان کسی بود که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را ابتر خواند و ایشان را بسیار مورد تمسخر قرار می داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هجرت عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83940</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83940"/>
		<updated>2018-03-08T07:24:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* نحوه اسلام آوردن عمر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسلام آوردن عمر بن خطاب ==&lt;br /&gt;
=== شکنجه مسلمانان بنی عدی ===&lt;br /&gt;
عمر بن خطاب پیش از آنکه اسلام بیاورد، مخالف سرسخت مسلمانان و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اقدام به شکنجه مسلمانان قبیله خویش می کرد. عبد الله بن عامر بن ربیعه از مادرش لیلی نقل می کند که گفت : عمر از سختگیر ترین مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ ، ج2 ،‌ ص 84&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن اثیر در الکامل می نویسد: « لبينة كنيز بنى مومل بن حبيب بن عدى بن كعب  قبل از عمر بن الخطاب اسلام آورد. عمر او را سخت آزار ميداد&amp;lt;ref&amp;gt;الكامل/ترجمه،ج‏7،ص:75&amp;lt;/ref&amp;gt; » ابن کثیر همچنین از کنیز دیگری به نام زنیره از طایفه بنی عدی نام می برد که توسط عمر شکنجه می شد. همچینین احمد بن حنبل در فضائل الصحابه نقل می کند که: «روزی ابوبکر کنیز مسلمانی از قبیله بنی مؤمل را دید در حالی که عمر بن خطاب او را شکنجه می کرد تا دست از اسلام بردارد. و خود عمر در آن روز مشرک بود. عمر به قدری آن کنیز را شکنجه می کرد تا اینکه خسته می شد و دست از شکنجه بر می داشت. سپس می گفت: من عذر خواهی می کنم اگر دیگر نمی زنم نه اینکه دلم به حالت سوخته باشد، نه، بلکه دیگر خسته شده ام!&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل الصحابة، احمد بن حنبل ج1، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه اسلام آوردن عمر ===&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت این چنین آمده است که عمر بن خطاب روزی تصمیم به کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گیرد. در راه به مردی از قبیله بنی زهره برخورد می کند که آن مرد، عمر را از اسلام خواهر و شوهرخواهر عمر آگاه می کند. عمر به سمت خانه خواهرش می رود. خباب بن ارت در آن هنگام در خانه خواهر عمر مشغول خواندن آیاتی از قرآن برای خواهر و شوهرخواهر عمر بوده است. زمانی که عمر وارد خانه می شود و پس از آنکه از اسلام خانواده خواهر خود آگاه می شود، اقدام به ضرب و شتم خواهر و شوهرخواهر خود می کند. در این  میان خواهرش در حال عصبانيت می گوید:«اگر حق در غير دين تو باشد پس من شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست.» گویا عمر خواندن می دانسته است. پس از غسل کردن و گرفتن وضو آیاتی از سوره طاها را می خواند و به سمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رود. حمزه و طلحه و عده اي نيز درب خانه حضرت بودند ؛ پس حمزه به دیگران می گوید:«اين شخص عمر است كه اگر خدا در مورد او خير مقدر كرده باشد مسلمان مي شود و اگر غير اين را اراده كرده باشد كشتن او براي ما آسان است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خانه بيرون آمدند و به كنار عمر رسيدن. پس عمر دست به كمربند و محل بستن شمشير برد. پس حضرت فرمودند:«اي عمر نمي خواهي بس كني؟ تا اينكه خداوند همان ذلتي را كه بر وليد بن مغيره وارد كرد، بر تو نيز فرود آورد؟ پس عمر گفت:«شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و اينكه تو بنده و فرستاده خدايي.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عمر بن خطاب در زمان رسول خدا(ص) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83850</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83850"/>
		<updated>2018-03-04T17:24:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* شکنجه مسلمانان بنی عدی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسلام آوردن عمر بن خطاب ==&lt;br /&gt;
=== شکنجه مسلمانان بنی عدی ===&lt;br /&gt;
عمر بن خطاب پیش از آنکه اسلام بیاورد، مخالف سرسخت مسلمانان و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اقدام به شکنجه مسلمانان قبیله خویش می کرد. عبد الله بن عامر بن ربیعه از مادرش لیلی نقل می کند که گفت : عمر از سختگیر ترین مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ ، ج2 ،‌ ص 84&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن اثیر در الکامل می نویسد: « لبينة كنيز بنى مومل بن حبيب بن عدى بن كعب  قبل از عمر بن الخطاب اسلام آورد. عمر او را سخت آزار ميداد&amp;lt;ref&amp;gt;الكامل/ترجمه،ج‏7،ص:75&amp;lt;/ref&amp;gt; » ابن کثیر همچنین از کنیز دیگری به نام زنیره از طایفه بنی عدی نام می برد که توسط عمر شکنجه می شد. همچینین احمد بن حنبل در فضائل الصحابه نقل می کند که: «روزی ابوبکر کنیز مسلمانی از قبیله بنی مؤمل را دید در حالی که عمر بن خطاب او را شکنجه می کرد تا دست از اسلام بردارد. و خود عمر در آن روز مشرک بود. عمر به قدری آن کنیز را شکنجه می کرد تا اینکه خسته می شد و دست از شکنجه بر می داشت. سپس می گفت: من عذر خواهی می کنم اگر دیگر نمی زنم نه اینکه دلم به حالت سوخته باشد، نه، بلکه دیگر خسته شده ام!&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل الصحابة، احمد بن حنبل ج1، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه اسلام آوردن عمر ===&lt;br /&gt;
در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت این چنین آمده است که عمر بن خطاب روزی تصمیم به کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گیرد. در راه به مردی از قبیله بنی زهره برخورد می کند که آن مرد، عمر را از اسلام خواهر و شوهرخواهر عمر آگاه می کند. عمر به سمت خانه خواهرش می رود. خباب بن ارت در آن هنگام در خانه خواهر عمر مشغول خواندن آیاتی از قرآن برای خواهر و شوهرخواهر عمر بوده است. زمانی که عمر وارد خانه می شود و پس از آنکه از اسلام خانواده خواهر خود آگاه می شود، اقدام به ضرب و شتم خواهر و شوهرخواهر خود می کند. در این  میان خواهرش در حال عصبانيت می گوید:«اگر حق در غير دين تو باشد پس من شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست.» گویا عمر خواندن می دانسته است. پس از غسل کردن و گرفتن وضو آیاتی از سوره طاها را می خواند و به سمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رود. حمزه و طلحه و عده اي نيز درب خانه حضرت بودند ؛ پس حمزه به دیگران می گوید:«اين شخص عمر است كه اگر خدا در مورد او خير مقدر كرده باشد مسلمان مي شود و اگر غير اين را اراده كرده باشد كشتن او براي ما آسان است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خانه بيرون آمدند و به كنار عمر رسيدن. پس عمر دست به كمربند و محل بستن شمشير برد. پس حضرت فرمودند:«اي عمر نمي خواهي بس كني؟ تا اينكه خداوند همان ذلتي را كه بر وليد بن مغيره وارد كرد، بر تو نيز فرود آورد؟ پس عمر گفت:«شهادت مي دهم كه خدايي جز خداي يگانه نيست و اينكه تو بنده و فرستاده خدايي.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83849</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83849"/>
		<updated>2018-03-04T16:31:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اسلام آوردن عمر بن خطاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسلام آوردن عمر بن خطاب ==&lt;br /&gt;
=== شکنجه مسلمانان بنی عدی ===&lt;br /&gt;
عمر بن خطاب پیش از آنکه اسلام بیاورد، مخالف سرسخت مسلمانان و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اقدام به شکنجه مسلمانان قبیله خویش می کرد. عبد الله بن عامر بن ربیعه از مادرش لیلی نقل می کند که گفت : عمر از سختگیر ترین مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ ، ج2 ،‌ ص 84&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن اثیر در الکامل می نویسد: « لبينة كنيز بنى مومل بن حبيب بن عدى بن كعب  قبل از عمر بن الخطاب اسلام آورد. عمر او را سخت آزار ميداد&amp;lt;ref&amp;gt;الكامل/ترجمه،ج‏7،ص:75&amp;lt;/ref&amp;gt; » ابن کثیر همچنین از کنیز دیگری به نام زنیره از طایفه بنی عدی نام می برد که توسط عمر شکنجه می شد. همچینین احمد بن حنبل در فضائل الصحابه نقل می کند که: «روزی ابوبکر کنیز مسلمانی از قبیله بنی مؤمل را دید در حالی که عمر بن خطاب او را شکنجه می کرد تا دست از اسلام بردارد. و خود عمر در آن روز مشرک بود. عمر به قدری آن کنیز را شکنجه می کرد تا اینکه خسته می شد و دست از شکنجه بر می داشت. سپس می گفت: من عذر خواهی می کنم اگر دیگر نمی زنم نه اینکه دلم به حالت سوخته باشد، نه، بلکه دیگر خسته شده ام!&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل الصحابة، احمد بن حنبل ج1، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83848</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83848"/>
		<updated>2018-03-04T16:31:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اسلام آوردن عمر بن خطاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسلام آوردن عمر بن خطاب ==&lt;br /&gt;
عمر بن خطاب پیش از آنکه اسلام بیاورد، مخالف سرسخت مسلمانان و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و اقدام به شکنجه مسلمانان قبیله خویش می کرد. عبد الله بن عامر بن ربیعه از مادرش لیلی نقل می کند که گفت : عمر از سختگیر ترین مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الکامل فی التاریخ ، ج2 ،‌ ص 84&amp;lt;/ref&amp;gt;  ابن اثیر در الکامل می نویسد: « لبينة كنيز بنى مومل بن حبيب بن عدى بن كعب  قبل از عمر بن الخطاب اسلام آورد. عمر او را سخت آزار ميداد&amp;lt;ref&amp;gt;الكامل/ترجمه،ج‏7،ص:75&amp;lt;/ref&amp;gt; » ابن کثیر همچنین از کنیز دیگری به نام زنیره از طایفه بنی عدی نام می برد که توسط عمر شکنجه می شد. همچینین احمد بن حنبل در فضائل الصحابه نقل می کند که: «روزی ابوبکر کنیز مسلمانی از قبیله بنی مؤمل را دید در حالی که عمر بن خطاب او را شکنجه می کرد تا دست از اسلام بردارد. و خود عمر در آن روز مشرک بود. عمر به قدری آن کنیز را شکنجه می کرد تا اینکه خسته می شد و دست از شکنجه بر می داشت. سپس می گفت: من عذر خواهی می کنم اگر دیگر نمی زنم نه اینکه دلم به حالت سوخته باشد، نه، بلکه دیگر خسته شده ام!&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل الصحابة، احمد بن حنبل ج1، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83837</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83837"/>
		<updated>2018-03-04T10:07:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* ازدواج ام کثلوم با عمر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسلام آوردن عمر بن خطاب ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83836</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83836"/>
		<updated>2018-03-04T10:06:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* ازدواج ام کثلوم با عمر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا]] سلام الله عليها منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83835</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83835"/>
		<updated>2018-03-04T10:05:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* فرزندان عمر بن خطاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
فرزندان عمر عبارت‏اند از [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] و عبدالرحمن و حفصه كه مادرشان زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذاقة بن جمح است و زيداكبر كه از او فرزندى باقى نمانده است و رقيه كه مادر اين دو ام كلثوم دختر [[حضرت علی |على بن ابى طالب (علیه السلام)]] است، و زيد اصغر و عبيدالله كه در جنگ صفين همراه معاويه بود و كشته شد و مادر اين دو ام كلثوم دختر جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة از خزاعه است و اسلام ميان عمر و ام كلثوم دختر جرول جدايى افكند، و عاصم كه مادرش جميله دختر ثابت بن ابى افلح از خاندان اوس از انصار است، و عبد الرحمن اوسط كه پدر مجبّر است و مادرش كنيزى به نام لهيّة است، و عبد الرحمن اصغر كه مادر او هم كنيز است، و فاطمه كه مادرش ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره است و زينب كه كوچكترين فرزند عمر است و مادرش كنيزى به نام فكيهه است. و عياض بن عمر كه مادرش عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل است‏.&amp;lt;ref&amp;gt; الطبقات ‏الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:228&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==== ازدواج ام کثلوم با عمر ====&lt;br /&gt;
در مسئله ازدواج ام اکلثوم با عمر اختلاف هایی بین علمای شیعه و سنی وجود دارد. برخی از علمای شیعه مانند [[شیخ مفید]]&amp;lt;ref&amp;gt;در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این باورند که اصلاً ازدواجی رخ نداده است. برخی دیگر همچون آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] بنا بر روایت نووی عالم اهل سنت در کتاب تهذیب الاسماء بر این عقیده اند که ام کلثومی که با عمر ازدواج کرده است در واقع دختر ابوبکر و ربیعة حضرت علی (علیه السلام) بوده است. دسته دیگر از علمای شیعه نیز مانند رضي الدين حلي، علامه مقرّم و علامه باقر شريف القرشي  اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي [[حضرت زهرا سلام الله عليها]] منكر شده اند. گروهی نیز چون سید مرتضی این ازدواج را امری اجباری و زوری تلقی کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83831</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83831"/>
		<updated>2018-03-03T16:39:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* سیمای ظاهری عمر بن خطاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83830</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83830"/>
		<updated>2018-03-03T16:39:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* سیمای ظاهری عمر بن خطاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51،الطبقات‏ الكبرى/ترجمه،ج‏3،ص:281&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83829</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83829"/>
		<updated>2018-03-03T16:33:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* معرفی اجمالی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیمای ظاهری عمر بن خطاب ===&lt;br /&gt;
در شكل و شمایل عمر نوشته‌اند: عمر مردی دراز قد و درشت هیكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، یعنی هیچ مویی بر سرش دیده نمی‌شد. رنگ چهره‌ی عمر سیاه و قرمز بسیار تند و تیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اریخ الخلفاء، سیوطی، ص131&amp;lt;/ref&amp;gt; یعقوبی می نویسد که او مردی بلند قامت، پيش سر بى ‏موى، كژچشم و سخت گندم‏گون بود، با هر دو دست كار مى ‏كرد، ريش خود را رنگ زرد مى ‏بست و بقولى آن را با رنگ و حنا تغيير مى‏ داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ‏ يعقوبى/ترجمه،ج‏2،ص:51&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد:«چهره‌ی عمر چنان وحشت آفرین و هولناك بود که وقتی زن حامله‌ای را جهت تحقیق در مورد مسئله‌ای احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ی عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83828</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83828"/>
		<updated>2018-03-03T16:25:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* معرفی اجمالی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt; البته مورخان نفیل، جد عمر را نه از قبیله قریش بلکه از احفاد قبیله می دانند. تاریخ تولد وی را سال 13 عام الفیل ذکر کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت شغل عمر بن خطاب را مسؤول کرایه دادن حیواناتی مانند شتر و الاغ به مردم ذکر کرده اند.عبدالرحمن بن حاطب می گوید با عمر به منطقه ضجنان رسیدیم عمر گفت : اگر مرا در اینجا میدیدی درحالیکه شترهای خطاب که مردی  خشن ،تندخو و سنگدلی بود را می چرانیدم مرتبه ای بر شتر هیزم بار میزدم مرتبه ای دیگر برگ درختان را جمع می کردم &lt;br /&gt;
اماامروز به انجا رسیدم که- دراطراف من با ذلت خواری شلاق بر سر صورت مردم فرود می آید-و احدی از من بر تر و بالاتر نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در حدیثی آمده است که عمر در دوران جاهلیت مبرطش بوده و در معنی مبرطش آورده شده یعنی کسی که شتر و الاغ و استر افراد را به مردم کرایه می داده و در مقابل  مبغلی جهت دلالی می گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;طبقات الکبری ج۳ص۲۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83815</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83815"/>
		<updated>2018-03-01T06:14:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* معرفی اجمالی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
نام او عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب است و و كنيه ‏اش ابو حفص و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن محزوم می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات‏ الكبرى،ج‏3،ص:201&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83801</id>
		<title>عمر بن خطاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B9%D9%85%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;diff=83801"/>
		<updated>2018-02-27T06:18:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خلفای نخستین&lt;br /&gt;
|نام خلیفه= عمر بن خطاب&lt;br /&gt;
|نام  = عمر بن خطاب بن نوفل&lt;br /&gt;
|کنیه = ابوحفص&lt;br /&gt;
|نام پدر =  خطاب بن نفيل بن عبد العزى‌&lt;br /&gt;
|نسب/قبیله = قریش / بنی عدی&lt;br /&gt;
|زادروز/زادگاه = سیزده سال پس از [[عام الفیل]]/[[مکه]]&lt;br /&gt;
|سال وفات = 23 هجری قمری&lt;br /&gt;
|مدت زمان خلافت = 23-13 هجری&lt;br /&gt;
|همسران = زینب بنت مظعون و  ام كلثوم بنت جرول بن مالك و ....‌&lt;br /&gt;
|فرزندان = [[عبدالله بن عمر|عبدالله]] ، عبد الرحمن ، زيد ، عبيد الله  و [[حفصه]]&lt;br /&gt;
|جنگ ها = [[جنگ نخیله]] ، [[جنگ قادسیه]] ، [[جنگ نهاوند]] ، [[جنگ یرموک]] ، فتح بیت المقدس و مرج الصفّر&lt;br /&gt;
|علت مرگ = به دست فیروز غلام مغیرة بن شعبة به قتل رسید&lt;br /&gt;
|جانشین = [[عثمان بن عفان]]&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مدینه]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
أبوحفص عمر بن الخطاب (متوفی 23ق)، خلیفه دوم از [[خلفای نخستین]] است. وی بنا به وصیت خلیفه اول، به مدت 10 (13-23 ق) خلیفه مسلمانان بود. در زمان او، اعراب موفق شدند بخش های عظیمی از امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم را به تصرف خود درآوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان و مورخین شیعی به دلیل برخی اقدامات وی مانند غصب خلافت [[حضرت علی|امیرالمؤمنین]] علیه السلام و ضرب و شتم [[حضرت زهرا سلام الله علیها]] که منجر به  شهادت ایشان شد، وی را نکوهش می کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معرفی اجمالی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عمر بن خطّاب» بن نفيل قرشى عدوى، مكنّى به ابوحفص می باشد. مادرش حنتمة، دختر هشام بن مغيرة و خواهر [[ابوجهل]] بن هشام است. چهل سال پيش از هجرت در [[مكه]] بدنيا آمد و در جاهليت از پهلوانان [[قريش]] بشمار مي رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر برخی روایات، هنگامی که عمر از سوی سران قریش مامور کشتن رسول خدا شد، متوجه شد که خواهر و شوهرخواهرش مسلمان شده‌اند. از این رو خشمگین به خانه آنها رفت و خواهر خود را به شدت کتک زد. اندکی بعد با آیات قرآن آشنا شد و در سال ششم بعثت اسلام آورد. وی پنج سال پيش از هجرت [[اسلام]] آورد واسلام او مايه دلگرمى مسلمانان شد (كه در آن زمان اندك بودند).&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام زركلى، چاپ دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر اندکی پیش از رسول خدا به مدینه هجرت کرد. وی در بسیاری از جنگهای زمان پیامبر شرکت داشت؛ لیکن مورخان هیچ ماجرایی از مبارزات او نقل نکرده‌اند. هنگام رحلت خاتم الانبیا، مانع نوشتن وصیت‌نامه شد و گفت: «تب بر رسول خدا چیره شده و هذیان می‌گوید!» از این رو، مایه حسرت بسیاری از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد که چرا مسلمانان از آن وصیت مهم محروم شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حکومت عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و بیشترین نقش را در برگزیدن ابوبکر و بیعت مردم با او ایفا کرد. ابوبکر نیز در هنگام مرگ، وصیت کرد که عمر پس از وی خلیفه شود. از این رو عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند عراق، فلسطین، شام، مصر و بخش‌های بسیاری از ایران) در دوران خلافت او فتح شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات نادرست وی، طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت: «اگر سال دیگر زنده باشم، بیت المال را به روش پیامبر به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عهد او تاريخ هجرى متداول و براى مسلمانان ديوان محاسبات برگزار گرديد.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و چنان كه از تواريخ [[عامه]] برمى آيد وى در زندگى شخصى ساده و متناسب با يك حاكم اسلامى بود، بدين معنى كه به ظاهر نماى حكومت اسلامى را محفوظ مى داشت و حيثيات برونى آن را مراعات مى نمود، هر چند آن شيوه جز شيوه [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] و متفاوت با روش آن حضرت بوده، چنان كه تاريخ به وضوح، گواه اين مدعى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، «عمر» نسبت به يار خويش (عثمان)، جهات حكومتى محسوس عندالعموم را مرعى مى داشته است. او سرانجام در 27 [[ذی الحجه]] سال 23 هجری به خنجر فيروز فارسى مكنى به ابولؤلؤ غلام مغيرة بن شعبه، در [[نماز صبح]] مجروح و پس از سه روز درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های عمر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان كه از متون تاريخ برمى آيد، عمر مردى بى باك و در عين حال آگاهى او به احكام دين اندك بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صفت بى باكى عمر''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابى الحديد]] معتزلى كه از دانشمندان نامى [[اهل سنت]] است مي نويسد: از جمله خصايص اخلاقى عمر اين بود كه وى متانت در گفتار و عفت كلام را رعايت نمي كرد و گاه سخنى را بزبان مي آورد كه شنونده آن را شايسته وى نمي دانست و چون براى كسى بازگو مي شد وى تصور ميكرد كه عمر خلاف ظاهر آن سخن را اراده نموده است. از آن بخش از سخنان اوست همان جمله معروف كه در مرض موت رسول خدا صلی الله علیه و آله بزبان آورد، که «ان الرجل ليهجر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه ابن ابى الحديد به آن سخن عجيب عمر كه در [[صلح حدیبیه|حدیبیه]] گفت: اشاره مي كند و از تصريح به آن شرم ميدارد، و آن جمله كه در تاريخ معروف است و به [[تواتر]] نقل شده اين است: «ما شككت في نبوة محمد قط كشكّى فيها يوم حديبية».&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، 1/181.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''و اما صفت كم اطلاعى او به احكام [[دين]]:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. ابن ابى الحديد مي نويسد: عمر مكرّراً در مورد حكمى از [[احكام]] فتوى مي داد و سپس آن را نقض مي نمود و برخلاف آن فتواى ديگر مي داد. در مورد ارث جدّ كه با برادران جمع شود اين امر بتكرار اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. روزى اعلام كرد كه: اگر به من خبر رسد كه مهر زنى از مهر زنان پيغمبر صلی الله علیه و آله فراتر رفته آن را از وى بازستانم. زنى كه اين را شنيده بود به وى گفت: خداوند به تو چنين اجازه اى را نداده، زيرا خداوند خود فرموده: «وآتيتم احداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا اتأخذونه بهتانا واثما مبينا». عمر چون شنيد گفت: همه مردمان از عمر دانشمند ترند، حتى زنان پرده نشين. آيا تعجب نمي كنيد از پيشوائى كه خطا كند وزنى به صواب رود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این وجود شگفت اين كه جلال الدين [[سيوطى]] كه از دانشمندان بنام عامّه است درباره علم عمر مبالغه را از حد گذارنيده مي گويد: ابن مسعود گفته: اگر علم عمر را در يك كفه ترازو نهند و علم همه مردم روى زمين را در كفه ديگر، كفه علم عمر سنگينتر آيد و در ميان مردم چنين شايع بود كه: عمر نُه دهم علم را با خود برد.&amp;lt;ref&amp;gt;تاريخ الخلفاء، 133.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 دانشنامه رشد]، بازیابی: 6 اردیبهشت 1393.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خلفای نخستین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83782</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83782"/>
		<updated>2018-02-20T17:28:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏ دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏ گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
رهبری قیام توابین را سلیمان بن صرد خزاعی ، به همراهى تنى چند از ديگر سرشناسان شيعه در كوفه بر عهده داشتند. به نظر مى‏ رسد رابطه سياسى خاصى بين امام سجاد عليه السّلام و توابين وجود نداشته و آنچه بيشتر رنگ نهضت را شيعه نشان داد، شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه‏ هاى عاطفى آن است. يعنى توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن على عليه السّلام و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه. در اين حركت نامى از محمد بن حنفيه نيز وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
در مورد رابطه مختار و امام گزارش های ضد و نقیض بسیاری وجود دارد.به دلايل مختلفى نمى ‏توان باور كرد كه امام سجاد عليه السّلام درباره مختار فرموده باشد: «يكذب على الله و على رسوله».به ويژه اين كه وقتى مختار سر عبيد الله را براى آن حضرت فرستاد، فرمود: «جزى اللّه المختار خيرا». و نيز آمده است كه در آن هنگام «لم يبق من بنى هاشم أحد الّا قام بخطبة فى الثناء على المختار و جميل القول فيه.» به هر حال گزارشی مبنی بر تایید قیام مختار یا همکاری حضرت با او وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد علیه السلام و دعا ==&lt;br /&gt;
هنگامى كه جامعه دچار انحراف شده، روحيه رفاه طلبى و دنيازدگى بر آن غلبه و فساد سياسى و اخلاقى و اجتماعى آن را در محاصره قرار داده و از نظر سياسى هيچ روزنه‏اى براى تنفس وجود نداشت، امام سجّاد عليه السّلام توانست از دعا براى بيان بخشى از عقايد خود استفاده كند و بار ديگر تحرّكى در جامعه براى توجه به معرفت و عبادت و بندگى خداوند ايجاد كند. گرچه ظاهرا مقصود اصلى در اين دعاها، همان معرفت و عبادت بوده، اما با توجه به تعابيرى كه وجود دارد، مى‏ توان گفت كه مردم مى‏ توانستند از لابلاى اين تعبيرات با مفاهيم سياسى مورد نظر امام سجاد عليه السّلام آشنا شوند.دعاهاى مزبور نه تنها در ميان شيعيان، بلكه در ميان اهل سنت نيز وجود داشت&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 11، ص 192، ج 6، صص 186- 178، ج 5، ص 113&amp;lt;/ref&amp;gt;. و اين حاكى از آن است كه دعاهاى امام سجاد عليه السّلام در جامعه آن روز نفوذ كرده است. در ميان ائمه شيعه، امام سجّاد عليه السّلام بيشتر از همه به ارائه اينگونه دعاها شهرت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام، باقر شريف قرشى ، مترجم محمدرضا عطائى‏،ناشر:آستان قدس رضوى،1372 ش‏&lt;br /&gt;
*حيات فكرى و سياسى ائمه،رسول جعفريان‏،ناشر: انصاريان‏، قم،1381 ش&lt;br /&gt;
*‏مسند الإمام السجاد أبى محمد على بن الحسين عليهما السلام‏،عزيز الله عطاردى،ناشر: عطارد،تهران‏،1379 ش‏&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83781</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83781"/>
		<updated>2018-02-20T17:13:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام سجاد علیه السلام و بردگان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏ دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏ گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
رهبری قیام توابین را سلیمان بن صرد خزاعی ، به همراهى تنى چند از ديگر سرشناسان شيعه در كوفه بر عهده داشتند. به نظر مى‏ رسد رابطه سياسى خاصى بين امام سجاد عليه السّلام و توابين وجود نداشته و آنچه بيشتر رنگ نهضت را شيعه نشان داد، شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه‏ هاى عاطفى آن است. يعنى توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن على عليه السّلام و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه. در اين حركت نامى از محمد بن حنفيه نيز وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
در مورد رابطه مختار و امام گزارش های ضد و نقیض بسیاری وجود دارد.به دلايل مختلفى نمى ‏توان باور كرد كه امام سجاد عليه السّلام درباره مختار فرموده باشد: «يكذب على الله و على رسوله».به ويژه اين كه وقتى مختار سر عبيد الله را براى آن حضرت فرستاد، فرمود: «جزى اللّه المختار خيرا». و نيز آمده است كه در آن هنگام «لم يبق من بنى هاشم أحد الّا قام بخطبة فى الثناء على المختار و جميل القول فيه.» به هر حال گزارشی مبنی بر تایید قیام مختار یا همکاری حضرت با او وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد علیه السلام و دعا ==&lt;br /&gt;
هنگامى كه جامعه دچار انحراف شده، روحيه رفاه طلبى و دنيازدگى بر آن غلبه و فساد سياسى و اخلاقى و اجتماعى آن را در محاصره قرار داده و از نظر سياسى هيچ روزنه‏اى براى تنفس وجود نداشت، امام سجّاد عليه السّلام توانست از دعا براى بيان بخشى از عقايد خود استفاده كند و بار ديگر تحرّكى در جامعه براى توجه به معرفت و عبادت و بندگى خداوند ايجاد كند. گرچه ظاهرا مقصود اصلى در اين دعاها، همان معرفت و عبادت بوده، اما با توجه به تعابيرى كه وجود دارد، مى‏ توان گفت كه مردم مى‏ توانستند از لابلاى اين تعبيرات با مفاهيم سياسى مورد نظر امام سجاد عليه السّلام آشنا شوند.دعاهاى مزبور نه تنها در ميان شيعيان، بلكه در ميان اهل سنت نيز وجود داشت&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 11، ص 192، ج 6، صص 186- 178، ج 5، ص 113&amp;lt;/ref&amp;gt;. و اين حاكى از آن است كه دعاهاى امام سجاد عليه السّلام در جامعه آن روز نفوذ كرده است. در ميان ائمه شيعه، امام سجّاد عليه السّلام بيشتر از همه به ارائه اينگونه دعاها شهرت دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83780</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83780"/>
		<updated>2018-02-20T17:08:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏ دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏ گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
رهبری قیام توابین را سلیمان بن صرد خزاعی ، به همراهى تنى چند از ديگر سرشناسان شيعه در كوفه بر عهده داشتند. به نظر مى‏ رسد رابطه سياسى خاصى بين امام سجاد عليه السّلام و توابين وجود نداشته و آنچه بيشتر رنگ نهضت را شيعه نشان داد، شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه‏ هاى عاطفى آن است. يعنى توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن على عليه السّلام و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه. در اين حركت نامى از محمد بن حنفيه نيز وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
در مورد رابطه مختار و امام گزارش های ضد و نقیض بسیاری وجود دارد.به دلايل مختلفى نمى ‏توان باور كرد كه امام سجاد عليه السّلام درباره مختار فرموده باشد: «يكذب على الله و على رسوله».به ويژه اين كه وقتى مختار سر عبيد الله را براى آن حضرت فرستاد، فرمود: «جزى اللّه المختار خيرا». و نيز آمده است كه در آن هنگام «لم يبق من بنى هاشم أحد الّا قام بخطبة فى الثناء على المختار و جميل القول فيه.» به هر حال گزارشی مبنی بر تایید قیام مختار یا همکاری حضرت با او وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83768</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83768"/>
		<updated>2018-02-19T07:53:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام و مختار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏ دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏ گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
رهبری قیام توابین را سلیمان بن صرد خزاعی ، به همراهى تنى چند از ديگر سرشناسان شيعه در كوفه بر عهده داشتند. به نظر مى‏ رسد رابطه سياسى خاصى بين امام سجاد عليه السّلام و توابين وجود نداشته و آنچه بيشتر رنگ نهضت را شيعه نشان داد، شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه‏ هاى عاطفى آن است. يعنى توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن على عليه السّلام و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه. در اين حركت نامى از محمد بن حنفيه نيز وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
در مورد رابطه مختار و امام گزارش های ضد و نقیض بسیاری وجود دارد.به دلايل مختلفى نمى ‏توان باور كرد كه امام سجاد عليه السّلام درباره مختار فرموده باشد: «يكذب على الله و على رسوله».به ويژه اين كه وقتى مختار سر عبيد الله را براى آن حضرت فرستاد، فرمود: «جزى اللّه المختار خيرا». و نيز آمده است كه در آن هنگام «لم يبق من بنى هاشم أحد الّا قام بخطبة فى الثناء على المختار و جميل القول فيه.» به هر حال گزارشی مبنی بر تایید قیام مختار یا همکاری حضرت با او وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83767</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83767"/>
		<updated>2018-02-19T07:53:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام و مختار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏ دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏ گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
رهبری قیام توابین را سلیمان بن صرد خزاعی ، به همراهى تنى چند از ديگر سرشناسان شيعه در كوفه بر عهده داشتند. به نظر مى‏ رسد رابطه سياسى خاصى بين امام سجاد عليه السّلام و توابين وجود نداشته و آنچه بيشتر رنگ نهضت را شيعه نشان داد، شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه‏ هاى عاطفى آن است. يعنى توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن على عليه السّلام و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه. در اين حركت نامى از محمد بن حنفيه نيز وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
در مورد رابطه مختار و امام گزارش های ضد و نقیض بسیاری وجود دارد.به دلايل مختلفى نمى ‏توان باور كرد كه امام سجاد عليه السّلام درباره مختار فرموده باشد: «يكذب على الله و على رسوله».به ويژه اين كه وقتى مختار سر عبيد الله را براى آن حضرت فرستاد، فرمود: «جزى اللّه المختار خيرا». و نيز آمده است كه در آن هنگام «لم يبق من بنى هاشم أحد الّا قام بخطبة فى الثناء على المختار و جميل القول فيه.» به هر حال گزارشی مبنی بر تایید قیام مختار از طرف امام وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83766</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83766"/>
		<updated>2018-02-19T07:49:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام و توابین */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏ دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏ گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
رهبری قیام توابین را سلیمان بن صرد خزاعی ، به همراهى تنى چند از ديگر سرشناسان شيعه در كوفه بر عهده داشتند. به نظر مى‏ رسد رابطه سياسى خاصى بين امام سجاد عليه السّلام و توابين وجود نداشته و آنچه بيشتر رنگ نهضت را شيعه نشان داد، شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه‏ هاى عاطفى آن است. يعنى توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن على عليه السّلام و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه. در اين حركت نامى از محمد بن حنفيه نيز وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83765</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83765"/>
		<updated>2018-02-19T07:42:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام و تقیه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏ دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏ گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83764</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83764"/>
		<updated>2018-02-19T07:41:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
=== امام و تقیه ===&lt;br /&gt;
با توجه به سوابق مناسبات علويان با امويان، امام مورد سوء ظن شديد امويان بود و كوچكترين حركتى از ناحيه امام، عواقب وخيمى داشت كه طبعا در نظر امام ارزش دست زدن به اين اقدامات را نداشته است. مهمترين اصل دينى- سياسى كه امام با استفاده از آن روزگار سياسى خود را مى‏ گذراند، تقيّه بود.  سپرى كه شيعيان در تاريخ، با استفاده از آن، حيات خويش را تضمين كرده و ائمه شيعه بارها و بارها توجه بدان را گوشزد شيعه كرده‏ اند.اهل سنّت به دليل در اختيار داشتن حكومت، نيازى به تقيّه نداشته و تنها براى متهم كردن شيعه، تقيّه را از حوزه احكام فقهى مسلّم اسلامى خارج كردند.امام سجّاد عليه السّلام در روايتى فرمود: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك گويد، همچون كسى است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده است؛ مگر آنكه در تقيه باشد. از امام پرسيدند: تقيه چيست؟ فرمود: يخاف جبارا عنيدا يخاف أن يفرط عليه أو أن يطغى‏&amp;lt;ref&amp;gt;حلية الاولياء، ج 3، ص 40&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجّاد عليه السّلام واقعا در شرايط سختى زندگى مى ‏كردند و جز تقيّه راه ديگرى نداشت. اساسا همين تقيه است كه موجب حفظ شيعه در آن شرايط مى ‏شد.در روايتى آمده است كه كسى بر امام وارد شد و پرسيد: چگونه روزگار را مى‏گذرانيد؟ امام در پاسخ فرمودند: «روزگار را به گونه ‏اى مى ‏گذرانيم كه در ميان قوم خويش همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون هستيم. فرزندان ما را مى‏ كشند و زنان را به كنيزى مى ‏بردند. مردم با دشنام دادن به بزرگ و سيّد ما، به دشمنان ما تقرب مى‏ جويند. اگر قريش با داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر ساير اعراب فخر مى‏ كند و اگر عربها به دليل داشتن محمد صلّى اللّه عليه و آله بر عجم فخر مى ‏كنند و آنها نيز چنين فضيلتى را براى عربها و قريش پذيرفته‏ اند، ما اهل بيت مى‏ بايد بر قريش برترى داشته و فخر كنيم؛ زيرا محمد صلّى اللّه عليه و آله از ميان ما اهل بيت است. اما آنان حق ما را گرفته و هيچ حقى براى ما نمى ‏شناسند. اگر نمى‏دانى روزگار چگونه مى ‏گذرد، اين گونه مى ‏گذرد كه گفتيم. ناقل حديث مى‏گويد: امام به گونه ‏اى سخن مى ‏گفت كه مى‏ خواست كسانى كه نزديك بودند بشنوند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر دوران امامت امام سجاد علیه السلام مصادف با خلافت [[عبدالملک بن مروان]] و پسرش [[ولید بن عبدالملک|ولید]] بود. این ایام اوج قدرت امویان در جهان اسلام بود و اتخاذ هر سیاستی به جز تقیه توسط امام، برابر با نابودی شیعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و واقعه حره ===&lt;br /&gt;
مدتى بعد از واقعه كربلا، مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان، شورش حرّه‏ را سامان دادند. اين شورش به رهبرى عبد الله، فرزند حنظله، معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموى و عليه يزيد و زندگى ضد اسلامى و غير دينى او بود. امام سجاد عليه السّلام و ديگر هاشميان موضع موافقى در اين ماجرا نداشت. به همين دليل همراه شمارى از افراد خانواده خويش از شهر خارج شد. حتى هنگامى كه مردم در آغاز امويان را از شهر بيرون راندند، امام از روى غيرت و مردانگى، همسر مروان بن حكم را نيز بنا به درخواست مروان پناه داد.زمانى نيز كه مسلم بن عقبه، معروف به مسرف، حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكى از بزرگترين جنايات عصر اموى را مرتكب گرديد، با على بن حسين عليه السّلام به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت. مسلم بن عقبه از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده يزيد بدانند، اما با على بن حسين عليه السّلام به صورت عادى بيعت شد. قبل از آمدن امام نزد مسلم، او به امام و اجدادش دشنام مى ‏داد. اما زمانى كه امام وارد شد، او به آرامى با آن حضرت برخورد كرد. وقتى امام رفت، از مسلم درباره اين برخوردش پرسش كردند و او گفت: ما كان ذلك لرأى منّى لقد ملئ قلبى منه رعبا. يعنى اين برخورد دوم خواسته من نبود، اما قلب من از رعب و وحشت پر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام و توابین ===&lt;br /&gt;
=== امام و مختار ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83763</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83763"/>
		<updated>2018-02-19T06:41:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام سجاد علیه السلام و بردگان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
از تلاشهاى امام، كه هم جنبه دينى داشت و هم سياسى، توجه به قشرى بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان، مورد شديدترين فشارهاى اجتماعى بوده و از محرومترين طبقات جامعه اسلامى در قرون اوليه به شمار مى‏رفتند. بردگان و كنيزكان، اعم از ايرانى، رومى، مصرى و سودانى، متحمل سخت‏ترين كارها شده و از طرف اربابان مورد اهانتهاى شديدى قرار مى‏گرفتند. امام سجاد، همانند امير المؤمنين- صلوات الله عليهما- كه با برخورد اسلامى خويش بخشى از موالى عراق را به سمت خويش جذب كرد، كوشيد تا حيثيت اجتماعى اين قشر را بالا برد. امام در حالى كه نيازى به بردگان نداشت، آنها را مى‏ خريد. اين خريدن تنها براى آزاد كردن آنها بود. گفته‏ اند امام قريب به صد هزار نفر را آزاد ساخت. بردگان كه چنين نيّتى از امام مى‏ ديدند، خود را در معرض او مى ‏نهادند تا امام آنها را بخرد. امام سجاد عليه السّلام در هر ماه و روز و سالى به آزادى آنها مى ‏پرداخت؛ به طورى كه در شهر مدينه عده زيادى، همچون يك لشكر از موالى آزاد شده، از زن و رد، به چشم مى‏ خورد كه همگى از موالى امام بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد در پايان هر ماه رمضان بيست نفر از آنها را آزاد مى ‏كرد و هيچ برده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏ داشت و حتى پس از آزادى اموالى هم در اختيار آنها مى‏گذاشت. در اين مدت آنها از نزديك با امام سجّاد عليه السّلام و شخصيت عظيم علمى و اخلاقى و تقوايى حضرت آشنا مى ‏شدند و طبيعى بود كه در قلوب بسيارى از آنها علاقه‏اى نسبت به امام سجاد عليه السّلام و جريانات شيعى به وجود آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83762</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83762"/>
		<updated>2018-02-19T06:32:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* تربیت شیعیان و اصحاب جدید */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
حسين بن عبد الوهّاب مى‏ گويد: «امامت در عصر امام سجّاد (ع) پوشيده و مخفى بود، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مى‏كردند.» گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مى‏ شدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مى ‏فرمود. كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مى‏ كند كه فضل بن شاذان گفت: «در زمان على بن حسين عليه السلام در آغاز كار جز پنج تن: سعيد بن جبير، سعيد بن مسيّب، محمد بن جبير بن مطعم، يحيى بن ام طويل و ابو خالدکابلی كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، امام موفق به بقاى شيعه و حتى گسترش آن گرديد. روش فقهى آن حضرت، نقل احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق على عليه السّلام بود كه شيعيان تنها آن احاديث را درست تلقى مى‏ كردند. بدين صورت شيعه اولين قدم هاى فقهى خود را در مخالفت با انحرافات موجود برداشت؛ گرچه بخش اعظم اين كار به زمانى پس از آن موكول گرديد. امام سجاد عليه السّلام در وقت گفتن اذان، جمله «حى على خير العمل» را در آن مى ‏آوردند. وقتى ایشان مورد اعتراض قرار گرفت، فرمودند: هو الاذان الأوّل، اذان نخستين به اين صورت بود.اضافه بر آن، بركنارى از انحرافات عراق موجب حفظ مبانى اعتقادى اصيل شيعه در برابر انحرافات گرديد. على رغم تلاشهاى مهم امام، كه البتّه موجب‏ بقاى شيعه گرديد، مدينه به خاطر كج‏روي هايى كه از صدر اسلام در آن نهاده شده و عليه شيعه تحريك شده بود، جاى مناسبى براى رشد شيعه نبود و امام سجاد عليه السّلام خود مى‏فرمود كه دوستداران واقعى آنها در مكه و مدينه به بيست نفر نمى‏ رسد.در حالى كه در عراق افراد بيشترى وجود داشتند كه به آنها علاقه‏ مند بودند.شيخ الطائفه، تعداد اصحاب امام سجاد عليه السّلام را يكصد و هفتاد و سه نفر دانسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص 81-102&amp;lt;/ref&amp;gt; که این نشان دهند تربیت شیعیان در طول این سال ها توسط امام سجاد (علیه السلام) می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و بردگان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83761</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83761"/>
		<updated>2018-02-19T06:01:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام سجاد علیه السلام و اسارت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83760</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83760"/>
		<updated>2018-02-19T06:01:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83759</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83759"/>
		<updated>2018-02-19T06:00:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام و شیعیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
=== انحراف شیعیان ===&lt;br /&gt;
یکی از انجرافات شیعه زمانى شروع گرديد كه مختار از محمد بن حنفيه خواست تا او را تأييد كند و مورد حمايت قرار دهد. محمد بن حنفيه چنين كرد؛ امّا نه به صورت رسمى. بر پايه منابع شيعه، محمد بن حنفيه فرد منحرفى نبوده و امامت امام سجّاد عليه السّلام را پذيرفته بود.با این حال اين گونه شايع گرديد كه در ميان شيعه عراق، امامت محمد بن حنفيه پذيرفته شده است. گرچه اين مسأله محرز نيست، اما بعدها كه فرقه‏اى به نام كيسانيه شهرت يافت، داستان را از زمان مختار آغاز كردند. با رسوخ بعضى از مبانى عقايد غلات در ميان برخى از شيعيان كوفه، بعدها مختار نيز در معرض اتهام گرفت و اين گونه شايع گرديد كه مختار در پيدايش غلات سهم بسزايى داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در اين كه امام سجّاد عليه السّلام عليه غلات موضعگيرى كرده است، شواهدى وجود دارد که اين به معناى وجود انحراف در ميان شيعيان عراق بود كه امام را وادار مى ‏كرد تا از موضعگيرى و برقرارى رابطه مستقيم و حمايت كامل از آنها خوددارى كند. امام سجّاد عليه السّلام خطاب به گروهى از اهل عراق فرمودند: «أحبونا حبّ الاسلام و لا ترفعونا فوق حدّنا»،  و در نقل ديگرى آمده است كه امام فرمود: «أحبونا حبّ الإسلام و لا تحبّونا حبّ الأصنام». ابو خالد كابلى نيز مى‏گويد: از امام سجاد عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: يهود و نصارا، عزيز و عيسى را آن قدر دوست داشتند تا مطالب آن چنانى در باره آنان گفتند، چنان كه: «إن قوما من شيعتنا سيحبّونا حتى يقولوا فينا ما قالت اليهود فى عزير و ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم، فلا هم منّا و لا نحن منهم». كسانى از شيعيان ما، تا آن اندازه در دوستى ما افراط مى‏ كنند كه نظير سخنان يهود و نصارا را درباره عزير و عيسى عليه السّلام درباره ما مى ‏گويند. نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم.&lt;br /&gt;
=== تربیت شیعیان و اصحاب جدید ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83758</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83758"/>
		<updated>2018-02-19T05:50:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كناری از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است. پس از سرکوب شدن قیام ها و پایان جنگ بر سر خلافت، بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83757</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83757"/>
		<updated>2018-02-19T05:48:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام و شیعیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏ بايست كار را از صفر شروع كند و مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد. امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83756</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83756"/>
		<updated>2018-02-19T05:47:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس ا واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83755</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83755"/>
		<updated>2018-02-19T05:46:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام و شیعیان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود. در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد. بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام های زمان امام سجاد علیه السلام ===&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
پس ا واقعه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط، از لحاظ كمى و كيفى و نيز موقعيت سياسى و اعتقادى، قرار گرفتند. كوفه، كه مركز گرايش هاى شيعى بود، تبديل به مركزى جهت سركوبى شيعه گرديد. شيعيان واقعى امام حسين عليه السّلام، كه در مدينه و مكه بوده و يا موفق شده بودند كه از كوفه به او ملحق شوند، در كربلا به شهادت رسيدند. گرچه بسيارى هنوز در كوفه بودند، امّا تحت شرايط سختى كه ابن زياد در كوفه به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود.در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند. امام در اين راه موفقيت زيادى كسب كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83754</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83754"/>
		<updated>2018-02-19T05:43:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* قیام های زمان امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود. در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد. بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام های زمان امام سجاد علیه السلام ===&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام و شیعیان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83753</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83753"/>
		<updated>2018-02-19T05:39:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود. در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد. بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام های زمان امام سجاد علیه السلام ===&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83752</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83752"/>
		<updated>2018-02-19T05:39:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود. در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد. بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام های زمان امام سجاد علیه السلام ===&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83751</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83751"/>
		<updated>2018-02-19T05:38:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* قیام های زمان امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود. در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد. بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام های زمان امام سجاد علیه السلام ===&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند [[قیام توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83750</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83750"/>
		<updated>2018-02-18T17:47:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود. در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد. بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام های زمان امام سجاد علیه السلام ===&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند قیام [[توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83749</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83749"/>
		<updated>2018-02-18T17:46:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود. زندگى امام سجاد عليه السّلام در مدينه و دور بودن از عراق فرصت هدايت جريانات شيعى كوفه را از امام گرفته بود. در چنين شرايطى كه تصور نابودى اساس تشيع وجود داشت، امام سجّاد عليه السّلام مى‏بايست كار را از صفر شروع كند، مردم را به سمت اهل بيت بكشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السّلام در طول سى و چهار سال فعاليت، شيعه را از يكى از سخت‏ ترين دورانهاى حيات خويش عبور داد. دورانى كه جز سركوبى شيعه به وسيله زبيريان و امويان نشان روشنى ندارد. بيست سال حاكميت حجاج بر عراق و سلطه عبد الملك بن مروان بر كل قلمرو اسلامى، تنها جهت‏گيرى روشنش كوبيدن شيعيان، و در بخشهايى ديگر كوبيدن ساير مخالفان امويان، اعم از خوارج يا شورشيانى چون عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بود. حجاج كسى بود كه شنيدن لفظ كافر براى او بسيار آرام‏بخش ‏تر از شنيدن لفظ شيعه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام های زمان امام سحاد علیه السلام ===&lt;br /&gt;
سال های ابتدایی امامت حضرت زین العبادین علیه السلام، سال های پر التهابی در جهان اسلام بود. این سال ها که مصادف با ایام خلافت یزید تا سال های ابتدایی خلافت عبدالملک مروان مروان بود، در مناطقی چون حجاز و عراق شورش های بسیاری به وقوع پیوست. به گونه ای که پس از به مرگ یزید بن معاویه حتی بین خود امویان نیز بر سر خلافت اختلاف افتاده بود. اهداف این شورش ها و قیام ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:&lt;br /&gt;
#قیام برای گرفتن انتقام خون فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حفظ اسلام، مانند قیام [[توابین]] و قیام [[مختار]] و قیام مردم مدینه و [[واقعه حره]]&lt;br /&gt;
#قیام بر سر قدرت و خلافت مانند[[ قیام زبیریان]] در حجاز و عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر، با وجود قدرت ديگر احزاب، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمى‏ ارزيد و نتیجه آن نابودی کامل شیعه و محو آن از تاریخ بود. به همين دليل، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت، بخوبى نشان مى‏ دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83704</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83704"/>
		<updated>2018-02-15T07:03:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام در دمشق */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه [[شمر بن ذی الجوشن]] راهی دمشق، پایتخت [[امویان| خلافت امویان]] شدند. [[ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام]] با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که از امام سجاد (علیه السلام) پرسیده شد سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام). پس از آنکه کاروان اسرا وارد شهر دمشق شدند، آنان را در [[خرابه شام|خرابه ای از خرابه های شام]] اسکان دادند و فردای آن روز [[اهل بیت امام حسین علیه السلام در مجلس یزید|اهل بیت امام حسین علیه السلام را در مجلس یزید]] حاضر کردند. در آنجا نیز زنان اهل بیت و امام سجاد علیه السلام به دفاع از اسلام و قیام کربلا پرداختند. سپس امام زین العبادین علیه السلام در مسجد جامع اموی با بیان [[خطبه امام سجاد (ع) در دمشق|خطبه ای]] قرّا در میان مردم شام، یزید و امویان را رسوا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این رسوایی یزید، رویکرد رفتاری خویش را با اهل بیت پیامبر تغییر داد و تصمیم به دلجویی از آنان گرفت و پس از مدتی با عزت و احترام تمام آنان را به مدینه بازگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83703</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83703"/>
		<updated>2018-02-15T06:39:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* در کاخ عبیدالله بن زیاد */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. در [[رويارويى ابن زياد و امام زين العابدين عليه السلام]]، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امام در دمشق ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83702</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83702"/>
		<updated>2018-02-15T06:10:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام سجاد علیه السلام و اسارت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
==== در کاخ عبیدالله بن زیاد ====&lt;br /&gt;
پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ [[عبیدالله بن زیاد]] شدند. زمانی که ابن زیاد با حضرت مواجه شد، نام حضرت را پرسید و امام گفتند:«من علی بن حسینم». ابن زیاد رو به حضرت کرد و گفت:گر خداوند على بن حسين را نكشت؟» امام عليه السلام با آرامش تمام پاسخ دادند:«من برادرى به نام على داشتم كه شماها او را كشتيد و در روز قيامت از شما بازخواست خواهند کرد.» ابن زیاد از این جواب خشمگین شد و دستور قتل امام را صادر کرد. اما حضرت زینب سلام الله علیها دست به گردن امام سجاد عليه السلام انداختند و رو به پسر مرجانه كرده و فرمودند:«اى پسر زياد! همين قدر كه خون از ما خانواده ريختى بس است آيا كسى جز اين را باقى گذاشته ‏اى؟ اگر مى ‏خواهى اين تنها باقيمانده را بكشى، مرا هم با او بكش.» اطرافیان ابن زیاد به او گفتند که به دلیل بیماری حضرت، ایشان به زودی از دنیا خواهد رفت و کشتن یک زن نیز کار خوشایندی نیست و او از کشتن امام منصرف شد و بار دیگر عمه سادات حضرت زینب سلام الله علیها جان امام را نجات دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83668</id>
		<title>خطبه امام سجاد علیه السلام در کوفه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83668"/>
		<updated>2018-02-13T08:51:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* ترجمه فارسی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
پس از ورود کاروان اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام به کوفه، زینب، ام کلثوم و فاطمه دختر امام حسین هر کدام سخنانی ایراد کردند و با افشاگری‌هایشان، پرده از جنایات حکومت اموی برداشتند. به گونه ای که صدای گریه و ناله از مردم کوفه بلند شد. پس از این شنیدن این خطبه ها بود که بخشی از مردم کوفه متوجه اشتباهات خویش در یاری نکردن [[امام حسین ]] علیه السلام شدند و برای جبران اشتباهات خود دست به قیام هایی چون [[قیام توابین]] و [[قیام مختار]] زدند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== متن عربی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
قالَ حُذَیم بن شَریک الأسدی خَرَجَ زَیْن العابِدین (ع) إلی النّاسِ وأومَی إلَیْهِم أنْ اُسْکُتوا فَسَکتوا و هو قائِمٌ فَحمد اللهَ وأثْنی عَلیه و صَلّی عَلی نَبِیّه. ثُمّ قال: أَیُّها النّاسُ مَنْ عَرَفَني فَقَدْ عَرَفَني و مَنْ لَمْ یَعْرِفْني فَأنا عليُّ بْنُ الحُسَیْنِ المَذْبُوحِ بِشَطِّ الْفُراتِ مِنْ غَیْرِ ذَحْل وَ لا تِرات،اَنَا ابْنُ مَنِ انْتُهِکَ حَرِیمُهُ وَ سُلِبَ نَعِیمُهُ وَ انْتُهِبَ مالُهُ وَ سُبِیَ عِیالُهُ، اَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً، فَکَفى بِذلِکَ فَخْراً. اَیُّهَا النّاسُ! ناشَدْتُکُمْ بِاللهِ هَلْ تَعْلَمُونَ اَنَّکُمْ کَتَبْتُمْ اِلى اَبِی وَ خَدَعْتُمُوهُ، وَ اَعْطَیْتُمُوهُ مِنْ اَنْفُسِکُمُ الْعَهْدَ وَ الْمِیثاقَ وَ الْبَیْعَة ثُمَّ قاتَلْتُمُوهُ وَ خَذَلُْتمُوهُ؟ فَتَبّاً لَکُمْ ما قَدَّمْتُمْ لاَِنْفُسِکُمْ وَ سَوْاهً لِرَاْیِکُمْ، بِاَیَّةِ عَیْنِ تَنْظُرُونَ اِلى رَسُولِ اللهِ(ص) یَقُولُ لَکُمْ: قَتَلْتُمْ عِتْرَتِی وَ انْتَهَکْتُمْ حُرْمَتِی فَلَسْتُمْ مِنْ اُمَّتِی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قالَ: فَارْتَفَعَتْ أصْواتُ النّاس بِالْبُکاءِ و یَدْعُو بَعضهم بعضاً هَلکْتُم و ماتَعْلمُون.فَقال عَلیُّ بْن الحُسَین: رَحم اللهُ اِمرأًٌ قَبْلَ نَصیحَتی و حَفِظَ وَصیّتی فِی اللهِ و فی رَسُولِه و فی أهلِ بیتِه، فإنّ لَنا «فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَة حَسَنَة». فَقالُوا بِأجْمَعهم نَحْنُ کُلُّنا یَاابْنَ رَسُول الله سامِعُون مُطِیعُون حافِظُون لِذِمامِک، غَیْر زاهِدین فیکَ و لا‌‌ راغِبینَ عَنْکَ فَمُرْنا بأمْرِکَ، رَحمکَ الله فإنّا حَرْبٌ لِحَرْبِکَ و سِلْمٌ لِسِلْمِکَ لِنَأخَذَنَّ ترتک وترتنا مِمَّنْ ظَلَمَکَ و ظَلَمَنا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقال علی بن الحسین ع: هَیْهات! اَیُّهَا الْغَدَرَةُ الْمَکَرَةُ! حِیلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ شَهَواتِ اَنْفُسِکُمْ، اَتُرِیدُونَ اَنْ تَاْتُوا اِلَیَّ کَما اَتَیْتُمْ اِلى آبایِی مِنْ قَبْلُ، کَلاّ وَ رَبِّ الرّاقِصاتِ اِلى مِنى، فَاِنَّ الْجُرْحَ لَمّا یَنْدَمِلْ، قُتِلَ اَبِی بِالاَْمْسِ وَ اَهْلُ بَیْتِهِ مَعَهُ، فَلَمْ یُنْسِنِی ثُکْلَ رَسُولِ اللهِ(ص) وَثُکْلَ اَبِی وَ بَنِی اَبِی وَ جَدِّی، شَقَّ لَهازِمی وَ مَرارَتُهُ بَیْنَ حَناجِرِی وَ حَلْقِی، وَ غُصَصُهُ تَجْرِی فِی فِراشِ صَدْرِی، وَ مَسْاَلَتِی اَنْ لا تَکُونُوا لَنا وَ لاعَلَیْنا.&lt;br /&gt;
ثم قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بیت|لا غَرْوَ اِنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ وَ شَیْخُهُ| قَدْ کانَ خَیْراً مِنْ حُسَیْن وَ اَکْرَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|فَلا تَفْرَحُوا یا اَهْلَ کُوفَهَ بِالَّذِی|اُصیبَ حُسَیْنٌ کانَ ذلِکَ اَعْظَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|قَتیلٌ بِشَطِّ النَّهْرِ نَفْسی فِداوُهُ|جَزاءُ الَّذِی اَرْداهُ نارُ جَهَنَّمـا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه فارسی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
حذیم بن شریک أسدی می‌گوید: زین العابدین (ع) برابر مردم آمد و اشاره به سکوت کرد! خاموش شدند و او ایستاد. سپاس خدای را ستایش کرد و بر نبی (ص) درود فرستاد. آنگاه گفت: «ای مردم! هر کس مرا می‌شناسد، می‌شناسد و هر کس نمی‌شناسد (بگویم) من علی فرزند حسینم که در کنار فرات او را کشتند بی آنکه خونی طلبکار باشند و قصاصی خواهند، من پسر آن کسم که حرمت او شکستند و مال او تاراج کردند و عیال او را به اسیری گرفتند، من پسر آن کسم که او را به زاری کشتند و این فخر ما است»؛ ای مردم شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا در خاطر دارید سوی پدر من نامه نوشتید و او را فریب دادید و پیمان و عهد و میثاق بستید و باز با او کارزار کردید و او را بی یاور گذاشتید؟ هلاک باد شما را! چه توشه ای برای خود پیش فرستادید! و زشت باد رأی شما! به کدام چشم به روی پیغمبر (ص) نظر می‌افکنید وقتی با شما گوید عترت مرا کشتید و حرمت مرا شکستید، پس، از امت من نیستید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راوی گفت: صدای مردم به گریه بلند شد و به یکدیگر می گفتند هلاک شدید و نفهمیدید! پس علی بن الحسین (ع) فرمود: خدای رحمت کند آن که نصیحت من بپذیرد و وصیت مرا محض خدا و رسول صلی الله علیه و آله و خاندان وی نگه دارد! «فان لنا فی رسول الله (ص) اسوة حسنة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه گفتند یابن رسول الله ما فرمانبرداریم و پیمان تو را نگاهداریم، دل به جانب تو داریم و هوای تو در خاطر ماست، خدای تو را رحمت فرستد! فرمان خویش بفرمای که ما جنگ کنیم با هر که جنگ تو خواهد و آشتی کنیم با هر کس تو با او صلح کنی و قصاص خون تو را از آنها که بر تو و ما ستم کردند بخواهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی بن الحسین (ع) فرمود: هیهات. ای بی وفایان مکار! میان شما و شهوات حایل آمد، می خواهید همان اعانت که پدران مرا کردید همان گونه مرا هم اعانت کنید؟ هرگز چنین نخواهد شد.سوگند به پروردگار آن زخم که دیروز از کشتن پدرم و اهل بیت وی بر دل من رسید هنوز بهتر نشده و التیام نیافته است، و هنوز داغ پیغمبر (ص) فراموش نگشته و داغ پدرم و فرزندان پدر و جدم موی رخسار مرا سپید کرده است و تلخی آن میان حلقوم و حنجره‌ی من است و اندوه آن در سینه‌ی من مانده است، و خواهش من این است نه با ما باشید و نه بر ما!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شگفت‌آور نیست اگر حسین کشته شد و پدر بزرگوارش علی، که بهتر از حسین بود، او نیز کشته شد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای اهل کوفه! شادمان نباشید به این مصیبت که بر حسین وارد شد که این مصیبتی است بزرگ؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانم فدای آن که در کنار نهر فرات شهید شد، و کیفر آنکس که او را کشت آتش جهنم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*الاحتجاج على أهل اللجاج‏،احمد بن على طبرسىنشر مرتضى، مشهد، 1403 ق&lt;br /&gt;
{{واقعه عاشورا}}&lt;br /&gt;
[[رده:خطبه های اهل البیت علیهم السلام ]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران کربلا در کوفه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83667</id>
		<title>خطبه امام سجاد علیه السلام در کوفه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83667"/>
		<updated>2018-02-13T08:51:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* متن عربی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
پس از ورود کاروان اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام به کوفه، زینب، ام کلثوم و فاطمه دختر امام حسین هر کدام سخنانی ایراد کردند و با افشاگری‌هایشان، پرده از جنایات حکومت اموی برداشتند. به گونه ای که صدای گریه و ناله از مردم کوفه بلند شد. پس از این شنیدن این خطبه ها بود که بخشی از مردم کوفه متوجه اشتباهات خویش در یاری نکردن [[امام حسین ]] علیه السلام شدند و برای جبران اشتباهات خود دست به قیام هایی چون [[قیام توابین]] و [[قیام مختار]] زدند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== متن عربی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
قالَ حُذَیم بن شَریک الأسدی خَرَجَ زَیْن العابِدین (ع) إلی النّاسِ وأومَی إلَیْهِم أنْ اُسْکُتوا فَسَکتوا و هو قائِمٌ فَحمد اللهَ وأثْنی عَلیه و صَلّی عَلی نَبِیّه. ثُمّ قال: أَیُّها النّاسُ مَنْ عَرَفَني فَقَدْ عَرَفَني و مَنْ لَمْ یَعْرِفْني فَأنا عليُّ بْنُ الحُسَیْنِ المَذْبُوحِ بِشَطِّ الْفُراتِ مِنْ غَیْرِ ذَحْل وَ لا تِرات،اَنَا ابْنُ مَنِ انْتُهِکَ حَرِیمُهُ وَ سُلِبَ نَعِیمُهُ وَ انْتُهِبَ مالُهُ وَ سُبِیَ عِیالُهُ، اَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً، فَکَفى بِذلِکَ فَخْراً. اَیُّهَا النّاسُ! ناشَدْتُکُمْ بِاللهِ هَلْ تَعْلَمُونَ اَنَّکُمْ کَتَبْتُمْ اِلى اَبِی وَ خَدَعْتُمُوهُ، وَ اَعْطَیْتُمُوهُ مِنْ اَنْفُسِکُمُ الْعَهْدَ وَ الْمِیثاقَ وَ الْبَیْعَة ثُمَّ قاتَلْتُمُوهُ وَ خَذَلُْتمُوهُ؟ فَتَبّاً لَکُمْ ما قَدَّمْتُمْ لاَِنْفُسِکُمْ وَ سَوْاهً لِرَاْیِکُمْ، بِاَیَّةِ عَیْنِ تَنْظُرُونَ اِلى رَسُولِ اللهِ(ص) یَقُولُ لَکُمْ: قَتَلْتُمْ عِتْرَتِی وَ انْتَهَکْتُمْ حُرْمَتِی فَلَسْتُمْ مِنْ اُمَّتِی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قالَ: فَارْتَفَعَتْ أصْواتُ النّاس بِالْبُکاءِ و یَدْعُو بَعضهم بعضاً هَلکْتُم و ماتَعْلمُون.فَقال عَلیُّ بْن الحُسَین: رَحم اللهُ اِمرأًٌ قَبْلَ نَصیحَتی و حَفِظَ وَصیّتی فِی اللهِ و فی رَسُولِه و فی أهلِ بیتِه، فإنّ لَنا «فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَة حَسَنَة». فَقالُوا بِأجْمَعهم نَحْنُ کُلُّنا یَاابْنَ رَسُول الله سامِعُون مُطِیعُون حافِظُون لِذِمامِک، غَیْر زاهِدین فیکَ و لا‌‌ راغِبینَ عَنْکَ فَمُرْنا بأمْرِکَ، رَحمکَ الله فإنّا حَرْبٌ لِحَرْبِکَ و سِلْمٌ لِسِلْمِکَ لِنَأخَذَنَّ ترتک وترتنا مِمَّنْ ظَلَمَکَ و ظَلَمَنا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقال علی بن الحسین ع: هَیْهات! اَیُّهَا الْغَدَرَةُ الْمَکَرَةُ! حِیلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ شَهَواتِ اَنْفُسِکُمْ، اَتُرِیدُونَ اَنْ تَاْتُوا اِلَیَّ کَما اَتَیْتُمْ اِلى آبایِی مِنْ قَبْلُ، کَلاّ وَ رَبِّ الرّاقِصاتِ اِلى مِنى، فَاِنَّ الْجُرْحَ لَمّا یَنْدَمِلْ، قُتِلَ اَبِی بِالاَْمْسِ وَ اَهْلُ بَیْتِهِ مَعَهُ، فَلَمْ یُنْسِنِی ثُکْلَ رَسُولِ اللهِ(ص) وَثُکْلَ اَبِی وَ بَنِی اَبِی وَ جَدِّی، شَقَّ لَهازِمی وَ مَرارَتُهُ بَیْنَ حَناجِرِی وَ حَلْقِی، وَ غُصَصُهُ تَجْرِی فِی فِراشِ صَدْرِی، وَ مَسْاَلَتِی اَنْ لا تَکُونُوا لَنا وَ لاعَلَیْنا.&lt;br /&gt;
ثم قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بیت|لا غَرْوَ اِنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ وَ شَیْخُهُ| قَدْ کانَ خَیْراً مِنْ حُسَیْن وَ اَکْرَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|فَلا تَفْرَحُوا یا اَهْلَ کُوفَهَ بِالَّذِی|اُصیبَ حُسَیْنٌ کانَ ذلِکَ اَعْظَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|قَتیلٌ بِشَطِّ النَّهْرِ نَفْسی فِداوُهُ|جَزاءُ الَّذِی اَرْداهُ نارُ جَهَنَّمـا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترجمه فارسی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
حذیم بن شریک أسدی می‌گوید: زین العابدین (ع) برابر مردم آمد و اشاره به سکوت کرد! خاموش شدند و او ایستاد. سپاس خدای را ستایش کرد و بر نبی (ص) درود فرستاد. آنگاه گفت: «ای مردم! هر کس مرا می‌شناسد، می‌شناسد و هر کس نمی‌شناسد (بگویم) من علی فرزند حسینم که در کنار فرات او را کشتند بی آنکه خونی طلبکار باشند و قصاصی خواهند، من پسر آن کسم که حرمت او شکستند و مال او تاراج کردند و عیال او را به اسیری گرفتند، من پسر آن کسم که او را به زاری کشتند و این فخر ما است»؛ ای مردم شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا در خاطر دارید سوی پدر من نامه نوشتید و او را فریب دادید و پیمان و عهد و میثاق بستید و باز با او کارزار کردید و او را بی یاور گذاشتید؟ هلاک باد شما را! چه توشه ای برای خود پیش فرستادید! و زشت باد رأی شما! به کدام چشم به روی پیغمبر (ص) نظر می‌افکنید وقتی با شما گوید عترت مرا کشتید و حرمت مرا شکستید، پس، از امت من نیستید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راوی گفت: صدای مردم به گریه بلند شد و به یکدیگر می گفتند هلاک شدید و نفهمیدید! پس علی بن الحسین (ع) فرمود: خدای رحمت کند آن که نصیحت من بپذیرد و وصیت مرا محض خدا و رسول صلی الله علیه و آله و خاندان وی نگه دارد! «فان لنا فی رسول الله (ص) اسوة حسنة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه گفتند یابن رسول الله ما فرمانبرداریم و پیمان تو را نگاهداریم، دل به جانب تو داریم و هوای تو در خاطر ماست، خدای تو را رحمت فرستد! فرمان خویش بفرمای که ما جنگ کنیم با هر که جنگ تو خواهد و آشتی کنیم با هر کس تو با او صلح کنی و قصاص خون تو را از آنها که بر تو و ما ستم کردند بخواهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی بن الحسین (ع) فرمود: هیهات. ای بی وفایان مکار! میان شما و شهوات حایل آمد، می خواهید همان اعانت که پدران مرا کردید همان گونه مرا هم اعانت کنید؟ هرگز چنین نخواهد شد.سوگند به پروردگار آن زخم که دیروز از کشتن پدرم و اهل بیت وی بر دل من رسید هنوز بهتر نشده و التیام نیافته است، و هنوز داغ پیغمبر (ص) فراموش نگشته و داغ پدرم و فرزندان پدر و جدم موی رخسار مرا سپید کرده است و تلخی آن میان حلقوم و حنجره‌ی من است و اندوه آن در سینه‌ی من مانده است، و خواهش من این است نه با ما باشید و نه بر ما!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شگفت‌آور نیست اگر حسین کشته شد و پدر بزرگوارش علی، که بهتر از حسین بود، او نیز کشته شد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای اهل کوفه! شادمان نباشید به این مصیبت که بر حسین وارد شد که این مصیبتی است بزرگ؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانم فدای آن که در کنار نهر فرات شهید شد، و کیفر آنکس که او را کشت آتش جهنم است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه و شرح الاحتجاج ،ج‏3،ص:161-166&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*الاحتجاج على أهل اللجاج‏،احمد بن على طبرسىنشر مرتضى، مشهد، 1403 ق&lt;br /&gt;
{{واقعه عاشورا}}&lt;br /&gt;
[[رده:خطبه های اهل البیت علیهم السلام ]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران کربلا در کوفه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83666</id>
		<title>خطبه امام سجاد علیه السلام در کوفه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83666"/>
		<updated>2018-02-13T08:50:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
پس از ورود کاروان اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام به کوفه، زینب، ام کلثوم و فاطمه دختر امام حسین هر کدام سخنانی ایراد کردند و با افشاگری‌هایشان، پرده از جنایات حکومت اموی برداشتند. به گونه ای که صدای گریه و ناله از مردم کوفه بلند شد. پس از این شنیدن این خطبه ها بود که بخشی از مردم کوفه متوجه اشتباهات خویش در یاری نکردن [[امام حسین ]] علیه السلام شدند و برای جبران اشتباهات خود دست به قیام هایی چون [[قیام توابین]] و [[قیام مختار]] زدند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== متن عربی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
قالَ حُذَیم بن شَریک الأسدی خَرَجَ زَیْن العابِدین (ع) إلی النّاسِ وأومَی إلَیْهِم أنْ اُسْکُتوا فَسَکتوا و هو قائِمٌ فَحمد اللهَ وأثْنی عَلیه و صَلّی عَلی نَبِیّه. ثُمّ قال: أَیُّها النّاسُ مَنْ عَرَفَني فَقَدْ عَرَفَني و مَنْ لَمْ یَعْرِفْني فَأنا عليُّ بْنُ الحُسَیْنِ المَذْبُوحِ بِشَطِّ الْفُراتِ مِنْ غَیْرِ ذَحْل وَ لا تِرات،اَنَا ابْنُ مَنِ انْتُهِکَ حَرِیمُهُ وَ سُلِبَ نَعِیمُهُ وَ انْتُهِبَ مالُهُ وَ سُبِیَ عِیالُهُ، اَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً، فَکَفى بِذلِکَ فَخْراً. اَیُّهَا النّاسُ! ناشَدْتُکُمْ بِاللهِ هَلْ تَعْلَمُونَ اَنَّکُمْ کَتَبْتُمْ اِلى اَبِی وَ خَدَعْتُمُوهُ، وَ اَعْطَیْتُمُوهُ مِنْ اَنْفُسِکُمُ الْعَهْدَ وَ الْمِیثاقَ وَ الْبَیْعَة ثُمَّ قاتَلْتُمُوهُ وَ خَذَلُْتمُوهُ؟ فَتَبّاً لَکُمْ ما قَدَّمْتُمْ لاَِنْفُسِکُمْ وَ سَوْاهً لِرَاْیِکُمْ، بِاَیَّةِ عَیْنِ تَنْظُرُونَ اِلى رَسُولِ اللهِ(ص) یَقُولُ لَکُمْ: قَتَلْتُمْ عِتْرَتِی وَ انْتَهَکْتُمْ حُرْمَتِی فَلَسْتُمْ مِنْ اُمَّتِی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قالَ: فَارْتَفَعَتْ أصْواتُ النّاس بِالْبُکاءِ و یَدْعُو بَعضهم بعضاً هَلکْتُم و ماتَعْلمُون.فَقال عَلیُّ بْن الحُسَین: رَحم اللهُ اِمرأًٌ قَبْلَ نَصیحَتی و حَفِظَ وَصیّتی فِی اللهِ و فی رَسُولِه و فی أهلِ بیتِه، فإنّ لَنا «فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَة حَسَنَة». فَقالُوا بِأجْمَعهم نَحْنُ کُلُّنا یَاابْنَ رَسُول الله سامِعُون مُطِیعُون حافِظُون لِذِمامِک، غَیْر زاهِدین فیکَ و لا‌‌ راغِبینَ عَنْکَ فَمُرْنا بأمْرِکَ، رَحمکَ الله فإنّا حَرْبٌ لِحَرْبِکَ و سِلْمٌ لِسِلْمِکَ لِنَأخَذَنَّ ترتک وترتنا مِمَّنْ ظَلَمَکَ و ظَلَمَنا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقال علی بن الحسین ع: هَیْهات! اَیُّهَا الْغَدَرَةُ الْمَکَرَةُ! حِیلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ شَهَواتِ اَنْفُسِکُمْ، اَتُرِیدُونَ اَنْ تَاْتُوا اِلَیَّ کَما اَتَیْتُمْ اِلى آبایِی مِنْ قَبْلُ، کَلاّ وَ رَبِّ الرّاقِصاتِ اِلى مِنى، فَاِنَّ الْجُرْحَ لَمّا یَنْدَمِلْ، قُتِلَ اَبِی بِالاَْمْسِ وَ اَهْلُ بَیْتِهِ مَعَهُ، فَلَمْ یُنْسِنِی ثُکْلَ رَسُولِ اللهِ(ص) وَثُکْلَ اَبِی وَ بَنِی اَبِی وَ جَدِّی، شَقَّ لَهازِمی وَ مَرارَتُهُ بَیْنَ حَناجِرِی وَ حَلْقِی، وَ غُصَصُهُ تَجْرِی فِی فِراشِ صَدْرِی، وَ مَسْاَلَتِی اَنْ لا تَکُونُوا لَنا وَ لاعَلَیْنا.&lt;br /&gt;
ثم قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بیت|لا غَرْوَ اِنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ وَ شَیْخُهُ| قَدْ کانَ خَیْراً مِنْ حُسَیْن وَ اَکْرَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|فَلا تَفْرَحُوا یا اَهْلَ کُوفَهَ بِالَّذِی|اُصیبَ حُسَیْنٌ کانَ ذلِکَ اَعْظَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|قَتیلٌ بِشَطِّ النَّهْرِ نَفْسی فِداوُهُ|جَزاءُ الَّذِی اَرْداهُ نارُ جَهَنَّمـا}}&amp;lt;ref&amp;gt;الإحتجاج، الطبرسي ،ج‏2،ص:305&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== ترجمه فارسی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
حذیم بن شریک أسدی می‌گوید: زین العابدین (ع) برابر مردم آمد و اشاره به سکوت کرد! خاموش شدند و او ایستاد. سپاس خدای را ستایش کرد و بر نبی (ص) درود فرستاد. آنگاه گفت: «ای مردم! هر کس مرا می‌شناسد، می‌شناسد و هر کس نمی‌شناسد (بگویم) من علی فرزند حسینم که در کنار فرات او را کشتند بی آنکه خونی طلبکار باشند و قصاصی خواهند، من پسر آن کسم که حرمت او شکستند و مال او تاراج کردند و عیال او را به اسیری گرفتند، من پسر آن کسم که او را به زاری کشتند و این فخر ما است»؛ ای مردم شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا در خاطر دارید سوی پدر من نامه نوشتید و او را فریب دادید و پیمان و عهد و میثاق بستید و باز با او کارزار کردید و او را بی یاور گذاشتید؟ هلاک باد شما را! چه توشه ای برای خود پیش فرستادید! و زشت باد رأی شما! به کدام چشم به روی پیغمبر (ص) نظر می‌افکنید وقتی با شما گوید عترت مرا کشتید و حرمت مرا شکستید، پس، از امت من نیستید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راوی گفت: صدای مردم به گریه بلند شد و به یکدیگر می گفتند هلاک شدید و نفهمیدید! پس علی بن الحسین (ع) فرمود: خدای رحمت کند آن که نصیحت من بپذیرد و وصیت مرا محض خدا و رسول صلی الله علیه و آله و خاندان وی نگه دارد! «فان لنا فی رسول الله (ص) اسوة حسنة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه گفتند یابن رسول الله ما فرمانبرداریم و پیمان تو را نگاهداریم، دل به جانب تو داریم و هوای تو در خاطر ماست، خدای تو را رحمت فرستد! فرمان خویش بفرمای که ما جنگ کنیم با هر که جنگ تو خواهد و آشتی کنیم با هر کس تو با او صلح کنی و قصاص خون تو را از آنها که بر تو و ما ستم کردند بخواهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی بن الحسین (ع) فرمود: هیهات. ای بی وفایان مکار! میان شما و شهوات حایل آمد، می خواهید همان اعانت که پدران مرا کردید همان گونه مرا هم اعانت کنید؟ هرگز چنین نخواهد شد.سوگند به پروردگار آن زخم که دیروز از کشتن پدرم و اهل بیت وی بر دل من رسید هنوز بهتر نشده و التیام نیافته است، و هنوز داغ پیغمبر (ص) فراموش نگشته و داغ پدرم و فرزندان پدر و جدم موی رخسار مرا سپید کرده است و تلخی آن میان حلقوم و حنجره‌ی من است و اندوه آن در سینه‌ی من مانده است، و خواهش من این است نه با ما باشید و نه بر ما!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شگفت‌آور نیست اگر حسین کشته شد و پدر بزرگوارش علی، که بهتر از حسین بود، او نیز کشته شد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای اهل کوفه! شادمان نباشید به این مصیبت که بر حسین وارد شد که این مصیبتی است بزرگ؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانم فدای آن که در کنار نهر فرات شهید شد، و کیفر آنکس که او را کشت آتش جهنم است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه و شرح الاحتجاج ،ج‏3،ص:161-166&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*الاحتجاج على أهل اللجاج‏،احمد بن على طبرسىنشر مرتضى، مشهد، 1403 ق&lt;br /&gt;
{{واقعه عاشورا}}&lt;br /&gt;
[[رده:خطبه های اهل البیت علیهم السلام ]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران کربلا در کوفه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83665</id>
		<title>خطبه امام سجاد علیه السلام در کوفه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=83665"/>
		<updated>2018-02-13T08:49:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
پس از ورود کاروان اسرای اهل بیت امام حسین علیه السلام به کوفه، زینب، ام کلثوم و فاطمه دختر امام حسین هر کدام سخنانی ایراد کردند و با افشاگری‌هایشان، پرده از جنایات حکومت اموی برداشتند. به گونه ای که صدای گریه و ناله از مردم کوفه بلند شد. پس از این شنیدن این خطبه ها بود که بخشی از مردم کوفه متوجه اشتباهات خویش در یاری نکردن [[امام حسین ]] علیه السلام شدند و برای جبران اشتباهات خود دست به قیام هایی چون [[قیام توابین]] و [[قیام مختار]] زدند.  &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== متن عربی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
قالَ حُذَیم بن شَریک الأسدی خَرَجَ زَیْن العابِدین (ع) إلی النّاسِ وأومَی إلَیْهِم أنْ اُسْکُتوا فَسَکتوا و هو قائِمٌ فَحمد اللهَ وأثْنی عَلیه و صَلّی عَلی نَبِیّه. ثُمّ قال: أَیُّها النّاسُ مَنْ عَرَفَني فَقَدْ عَرَفَني و مَنْ لَمْ یَعْرِفْني فَأنا عليُّ بْنُ الحُسَیْنِ المَذْبُوحِ بِشَطِّ الْفُراتِ مِنْ غَیْرِ ذَحْل وَ لا تِرات،اَنَا ابْنُ مَنِ انْتُهِکَ حَرِیمُهُ وَ سُلِبَ نَعِیمُهُ وَ انْتُهِبَ مالُهُ وَ سُبِیَ عِیالُهُ، اَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً، فَکَفى بِذلِکَ فَخْراً. اَیُّهَا النّاسُ! ناشَدْتُکُمْ بِاللهِ هَلْ تَعْلَمُونَ اَنَّکُمْ کَتَبْتُمْ اِلى اَبِی وَ خَدَعْتُمُوهُ، وَ اَعْطَیْتُمُوهُ مِنْ اَنْفُسِکُمُ الْعَهْدَ وَ الْمِیثاقَ وَ الْبَیْعَة ثُمَّ قاتَلْتُمُوهُ وَ خَذَلُْتمُوهُ؟ فَتَبّاً لَکُمْ ما قَدَّمْتُمْ لاَِنْفُسِکُمْ وَ سَوْاهً لِرَاْیِکُمْ، بِاَیَّةِ عَیْنِ تَنْظُرُونَ اِلى رَسُولِ اللهِ(ص) یَقُولُ لَکُمْ: قَتَلْتُمْ عِتْرَتِی وَ انْتَهَکْتُمْ حُرْمَتِی فَلَسْتُمْ مِنْ اُمَّتِی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قالَ: فَارْتَفَعَتْ أصْواتُ النّاس بِالْبُکاءِ و یَدْعُو بَعضهم بعضاً هَلکْتُم و ماتَعْلمُون.فَقال عَلیُّ بْن الحُسَین: رَحم اللهُ اِمرأًٌ قَبْلَ نَصیحَتی و حَفِظَ وَصیّتی فِی اللهِ و فی رَسُولِه و فی أهلِ بیتِه، فإنّ لَنا «فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَة حَسَنَة». فَقالُوا بِأجْمَعهم نَحْنُ کُلُّنا یَاابْنَ رَسُول الله سامِعُون مُطِیعُون حافِظُون لِذِمامِک، غَیْر زاهِدین فیکَ و لا‌‌ راغِبینَ عَنْکَ فَمُرْنا بأمْرِکَ، رَحمکَ الله فإنّا حَرْبٌ لِحَرْبِکَ و سِلْمٌ لِسِلْمِکَ لِنَأخَذَنَّ ترتک وترتنا مِمَّنْ ظَلَمَکَ و ظَلَمَنا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقال علی بن الحسین ع: هَیْهات! اَیُّهَا الْغَدَرَةُ الْمَکَرَةُ! حِیلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ شَهَواتِ اَنْفُسِکُمْ، اَتُرِیدُونَ اَنْ تَاْتُوا اِلَیَّ کَما اَتَیْتُمْ اِلى آبایِی مِنْ قَبْلُ، کَلاّ وَ رَبِّ الرّاقِصاتِ اِلى مِنى، فَاِنَّ الْجُرْحَ لَمّا یَنْدَمِلْ، قُتِلَ اَبِی بِالاَْمْسِ وَ اَهْلُ بَیْتِهِ مَعَهُ، فَلَمْ یُنْسِنِی ثُکْلَ رَسُولِ اللهِ(ص) وَثُکْلَ اَبِی وَ بَنِی اَبِی وَ جَدِّی، شَقَّ لَهازِمی وَ مَرارَتُهُ بَیْنَ حَناجِرِی وَ حَلْقِی، وَ غُصَصُهُ تَجْرِی فِی فِراشِ صَدْرِی، وَ مَسْاَلَتِی اَنْ لا تَکُونُوا لَنا وَ لاعَلَیْنا.&lt;br /&gt;
ثم قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{بیت|لا غَرْوَ اِنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ وَ شَیْخُهُ| قَدْ کانَ خَیْراً مِنْ حُسَیْن وَ اَکْرَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|فَلا تَفْرَحُوا یا اَهْلَ کُوفَهَ بِالَّذِی|اُصیبَ حُسَیْنٌ کانَ ذلِکَ اَعْظَما}}&lt;br /&gt;
{{بیت|قَتیلٌ بِشَطِّ النَّهْرِ نَفْسی فِداوُهُ|جَزاءُ الَّذِی اَرْداهُ نارُ جَهَنَّمـا}}&amp;lt;ref&amp;gt;الإحتجاج، الطبرسي ،ج‏2،ص:305&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== ترجمه فارسی خطبه امام سجاد (علیه السلام) در کوفه ==&lt;br /&gt;
حذیم بن شریک أسدی می‌گوید: زین العابدین (ع) برابر مردم آمد و اشاره به سکوت کرد! خاموش شدند و او ایستاد. سپاس خدای را ستایش کرد و بر نبی (ص) درود فرستاد. آنگاه گفت: «ای مردم! هر کس مرا می‌شناسد، می‌شناسد و هر کس نمی‌شناسد (بگویم) من علی فرزند حسینم که در کنار فرات او را کشتند بی آنکه خونی طلبکار باشند و قصاصی خواهند، من پسر آن کسم که حرمت او شکستند و مال او تاراج کردند و عیال او را به اسیری گرفتند، من پسر آن کسم که او را به زاری کشتند و این فخر ما است»؛ ای مردم شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا در خاطر دارید سوی پدر من نامه نوشتید و او را فریب دادید و پیمان و عهد و میثاق بستید و باز با او کارزار کردید و او را بی یاور گذاشتید؟ هلاک باد شما را! چه توشه ای برای خود پیش فرستادید! و زشت باد رأی شما! به کدام چشم به روی پیغمبر (ص) نظر می‌افکنید وقتی با شما گوید عترت مرا کشتید و حرمت مرا شکستید، پس، از امت من نیستید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راوی گفت: صدای مردم به گریه بلند شد و به یکدیگر می گفتند هلاک شدید و نفهمیدید! پس علی بن الحسین (ع) فرمود: خدای رحمت کند آن که نصیحت من بپذیرد و وصیت مرا محض خدا و رسول صلی الله علیه و آله و خاندان وی نگه دارد! «فان لنا فی رسول الله (ص) اسوة حسنة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه گفتند یابن رسول الله ما فرمانبرداریم و پیمان تو را نگاهداریم، دل به جانب تو داریم و هوای تو در خاطر ماست، خدای تو را رحمت فرستد! فرمان خویش بفرمای که ما جنگ کنیم با هر که جنگ تو خواهد و آشتی کنیم با هر کس تو با او صلح کنی و قصاص خون تو را از آنها که بر تو و ما ستم کردند بخواهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی بن الحسین (ع) فرمود: هیهات. ای بی وفایان مکار! میان شما و شهوات حایل آمد، می خواهید همان اعانت که پدران مرا کردید همان گونه مرا هم اعانت کنید؟ هرگز چنین نخواهد شد.سوگند به پروردگار آن زخم که دیروز از کشتن پدرم و اهل بیت وی بر دل من رسید هنوز بهتر نشده و التیام نیافته است، و هنوز داغ پیغمبر (ص) فراموش نگشته و داغ پدرم و فرزندان پدر و جدم موی رخسار مرا سپید کرده است و تلخی آن میان حلقوم و حنجره‌ی من است و اندوه آن در سینه‌ی من مانده است، و خواهش من این است نه با ما باشید و نه بر ما!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شگفت‌آور نیست اگر حسین کشته شد و پدر بزرگوارش علی، که بهتر از حسین بود، او نیز کشته شد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای اهل کوفه! شادمان نباشید به این مصیبت که بر حسین وارد شد که این مصیبتی است بزرگ؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانم فدای آن که در کنار نهر فرات شهید شد، و کیفر آنکس که او را کشت آتش جهنم است.&amp;lt;ref&amp;gt;ترجمه و شرح الاحتجاج ،ج‏3،ص:161-166&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*الاحتجاج على أهل اللجاج‏،احمد بن على طبرسىنشر مرتضى، مشهد، 1403 ق&lt;br /&gt;
[[رده:خطبه های اهل البیت علیهم السلام ]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اسیران کربلا در کوفه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83664</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83664"/>
		<updated>2018-02-13T08:28:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام سجاد (علیه السلام و اسارت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83663</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83663"/>
		<updated>2018-02-13T08:28:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* امام سجاد (علیه السلام و اسارت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد (علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوى کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینى را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوى کوفه‏ حرکت دادند.نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و&lt;br /&gt;
نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پاي او را بر شکم شتر بستند. &amp;lt;ref&amp;gt;زندگانی علی بن الحسین، ص 29&amp;lt;/ref&amp;gt; جذلم بن بشير مى‏ گويد: در سال (61 هجرى) موقع آمدن على بن حسين از كربلا به كوفه، من وارد كوفه شدم، ديدم به همراه آن حضرت بانوانى هستند در حالى كه سپاهيان يزيد اطراف ايشان را گرفته‏اند و مردم كوفه براى تماشاى آنها از خانه‏ها بيرون شده‏اند و آنان بر شتران بى‏جهاز سوارند، زنان كوفه از مشاهده آن منظره به گريه درآمدند و ناله و شيون سر دادند، على بن حسين را ديدم كه از رنج بيمارى لاغر شده در حالى كه غل به گردن داشت و دستهاى مباركش را به گردنش بسته بودند. و او با صداى ضعيفى مى ‏گويد: «اگر اين مردم به حال ما گريه مى‏كنند و به خاطر ما نوحه‏سرايى مى‏نمايند پس چه كسى ما را كشته است؟!»&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:246&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی توده ‏هاى مردم اطراف امام زين العابدين عليه السلام حلقه زدند. امام عليه السلام تصميم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگى كه مرتكب شده ‏و جنايتى که نسبت به خود و  تمام امت اسلامى رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل [[خطبه امام سجاد(ع) در کوفه| خطبه ای در شهر کوفه]] بیان نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83662</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83662"/>
		<updated>2018-02-12T18:06:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* وقایع پس از شهادت پدر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و  اهل بيت و اصحاب بزرگوار ایشان را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند، متحير ماندند و نمى ‏دانستند هر بدنى متعلق به كيست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زين العابدين عليه السلام آمدند و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كردند، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كردند و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانشان مى ‏باريد در جايگاه ابديش دفن كردند.&lt;br /&gt;
=== امام سجاد (علیه السلام و اسارت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83661</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83661"/>
		<updated>2018-02-12T15:28:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* وقایع پس از شهادت پدر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلب ایشان را در هم مى‏ فشرد. شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد.حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمى‌ ‏شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بى‌‏ شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسى حق ندارد وارد خیمه‌‏هاى زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه‌السلام) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعى كه آتش در خيمه ‏ها زبانه كشيد، دختران رسول خدا (ص) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود، كودكان يتيم فرياد واويلا برآورده و رو بيابان ها فرار مى ‏كردند و كمك مى‏خواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد،امام زين العابدين می فرمایند: «به خدا سوگند كه عمه ‏ها و خواهرانم را به خاطر نمى ‏آورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مى‏ گيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مى‏ افتم كه از خيمه ‏اى به خيمه‏ اى و از اينجا به آنجا فرار مى‏ كردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مى ‏زد: خانه‏ هاى ستمگران را آتش بزنيد!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد:«ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند:«علیکن بالفرار&amp;lt;ref&amp;gt;سوگنامه آل محمد، ص 378&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83660</id>
		<title>امام سجاد علیه السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=83660"/>
		<updated>2018-02-12T15:00:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Ali hoghooghi: /* پیش از شهادت پدر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
علی بن الحسین مشهور به امام سجاد علیه السلام (38 - 95 ه.ق) فرزند امام حسین علیه السلام و چهارمين امام شيعيان می باشند. آن حضرت در محرم سال 61 هجري قمري در جريان قيام امام حسين عليه السلام، در سرزمين كربلا حضور داشت اما به علت بیماری نتوانستند در پیکار شرکت کنند. پس از آن فاجعه دردناك، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت 34 سال پیشوای شیعیان بود. ایشان در [[محرم]] سال 95 ه.ق به دست ولید بن عبدالملک شهادت رسیدند.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه ائمه&lt;br /&gt;
|عنوان امام=امام سجاد علیه السلام&lt;br /&gt;
|تصویر = پرونده:امام-سجاد.jpg&lt;br /&gt;
|مقام=امام چهارم&lt;br /&gt;
|نام= علی&lt;br /&gt;
|لقب= سجاد، زین العابدین&lt;br /&gt;
|کنیه= ابوالحسن و ابومحمد&lt;br /&gt;
|پدر=امام حسین علیه السلام&lt;br /&gt;
|مادر= [[شهربانو]]&lt;br /&gt;
|تاریخ ولادت= 5 شعبان سال 38 هجری قمری&lt;br /&gt;
|محل ولادت= مدینه یا کوفه&lt;br /&gt;
|مدت امامت= 34سال&lt;br /&gt;
|مدت عمر= 57 سال&lt;br /&gt;
|تاریخ شهادت= 12 محرم سال 95 هجری قمری&lt;br /&gt;
|علت شهادت = مسمومیت توسط زهر&lt;br /&gt;
|قاتل= ولید بن عبدالملک لعنه الله&lt;br /&gt;
|محل دفن= مدینه، بقیع}}&lt;br /&gt;
== ولادت ==&lt;br /&gt;
به عقیده اکثر علمای شیعه ایشان در روز پنچشنبه، پنجم شعبان سال 38 هجری به دنیا آمده اند.&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند تاریخ های دیگری چون نهم شعبان یا نیمه جمادی الاولی یا بیست و ششم جمادی ثانی سال 38 هجری نیز، به عنوان روز تولد ایشان ذکر شده است، اما به نظر اکثر علمای شیعه، همان تاریخ نخست، صحیح است. در مورد مکان تولد حضرت نیز عموم علمای شیعه، مدینه را مکان تولد ایشان می دانند.&amp;lt;ref&amp;gt; مسند الإمام السجاد(ع)،ج‏1،ص:5-8 &amp;lt;/ref&amp;gt; ولی شیخ باقر شریف قرشی، مکان تولد حضرت را کوفه می داند و دلیل آن را تولد حضرت در ایام حکومت جدشان [[حضرت علی]] (علیه السلام) عنوان کرده و معتقد است که [[امام حسین]] (علیه السلام) در آن زمان به همراه خانواده شان در کوفه زندگی می کرده اند&amp;lt;ref&amp;gt; تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:53&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر امام سجاد(علیه السلام) ===&lt;br /&gt;
در بیشتر منابع روایی و حدیثی و منابع تاریخی مادر امام سجاد(علیه السلام) را از نسل پادشاهان ایران و دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روایت کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند الإمام السجاد(ع)، العطاردي ،ج‏1،ص:172-179&amp;lt;/ref&amp;gt; اما دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن حسین علیه اسلام، نقد جدی بر این روایت وارد کرده و ایشان را دختر یزدگرد سوم نمی داند. با این حال استدلال های ایشان به زعم دیگر نویسندگان مانند دکتر احمد مهدوی دامغانی&amp;lt;ref&amp;gt;رج: کتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو&amp;lt;/ref&amp;gt;، استدلال های متقن و قوی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام مادر امام سجاد(علیه السلام) در کتب مختلف تاریخی، متفاوت است. ولی مشهورترین نام برای ایشان [[حضرت شهربانو سلام الله علیها|شهربانو]] است. به گفته شیخ صدوق مادر حضرت در زمان وضع حمل ایشان از دنیا می روند.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا،ج۲، ص۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کنیه، القاب و سیمای جضرت ==&lt;br /&gt;
کنیه های امام عبارت اند از&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:56&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#ابوالحسن&lt;br /&gt;
#ابوالحسين&lt;br /&gt;
#ابومحمد&lt;br /&gt;
#ابوعبداللّه‏&lt;br /&gt;
اما القاب شريف امام عليه السلام كه بيانگر خصلتهاى نيكو، و گوياى صفات برجسته و مكارم اخلاق آن حضرت و عظمت طاعت و عبادت او براى خداست چنين است&amp;lt;ref&amp;gt;                    تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:57-61&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
#'''زين العابدين''':اين لقب را جدّ بزرگوارشان [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (صلی الله علیه و آله و سلم) به ایشان مرحمت فرمودند و به دليل عبادت فراوان ایشان بود كه اين لقب را به حضرت دادند و به قدرى به اين لقب معروف و مشهور شدند كه به صورت نام آن حضرت در آمد و جز ایشان كسى به اين لقب ناميده نشد، و حقّا كه ایشان زينت هر عبادت‏كننده و باعث افتخار هر فرمانبر و مطيع خدا بودند.&lt;br /&gt;
#'''سيّد العابدين''':از جمله القاب برجسته آن حضرت، «سيد العابدين» بود و اين به خاطر آن همه اطاعت و فرمانبردارى از خدا بود كه از آن بزرگوار سر زد و از هيچ كسى- جز جدشان، امير المؤمنين عليه السلام- آن همه عبادت صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
# '''ذوالثّفنات‏''':امام عليه السلام از آن رو به اين لقب ناميده شدند كه بر مواضع سجده حضرت آثارى چون پينه‏ هاى زانوى شتر ظاهر می شد.[[امام باقر]] عليه السلام، فرمودند:«پدرم در مواضع سجده‏اش، آثارى برآمده داشت كه هر سال دو نوبت آنها را مى‏ بريد؛ در هر نوبت پنج پينه را، از اين جهت او را ذو الثّفنات گفتند.&amp;lt;ref&amp;gt; وسائل الشّيعه:ج 4 ص 977&amp;lt;/ref&amp;gt;»4&lt;br /&gt;
#'''سجّاد''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان شهرت داشتند، لقب «سجّاد» است. و اين به خاطر سجده‏ هاى فراوان ایشان بود.&lt;br /&gt;
#'''زكى''':به آن حضرت لقب زكى دادند، چون خداوند او را از هر آلودگى پاك و پاكيزه فرموده بود، همان گونه كه از پدران بزرگوارش پليدى را برداشته و پاك و پاكيزه قرار داده است.&lt;br /&gt;
#'''امين''':از جمله القاب شريف آن حضرت كه بدان معروف بود، لقب «امين»  است، زيرا كه امام عليه السلام نمونه والاى اين صفت ارزنده بود، ایشان می فرمایند: «اگر قاتل پدرم، شمشيرى را كه بدان وسيله پدرم را به قتل رسانده در نزد من به امانت گذارد، به او بازمى‏ گردانم.»&lt;br /&gt;
#'''ابن الخيرتين‏''':از القابى كه امام عليه السلام بدان شهرت داشت لقب «ابن الخيرتين» بود.&lt;br /&gt;
در مورد سیمای امام نیز گفته شده است که آن حضرت گندمگون، كوتاه قد و لاغراندام و باريك بودند و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مى ‏شد بيشتر لاغر و ضعيف مى‏گشتند و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غم ها و مصيبت هاى عظيم قتلگاه كربلا.اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابل ایشان سر تعظيم فرود مى ‏آوردند و در خطوط چهره ‏ایشان انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مى‏ درخشيد.، مسلم بن عقبه فرمانده سپاه امویان در ماجرای حره كه تمام ارزش ها و مقدرات را ناچيز و بى ‏ارزش مى ‏دانست و بسیاری از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست او کشته شدند، موقعى كه امام را ديد، مبهوت شد و به خود لرزيد و بيش از حد، احترام و تعظيم كرد و به اطرافيانش گفت: زين العابدين سيماى انبياء را دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;تحليلى از زندگانى امام سجاد عليه السلام ،ج‏1،ص:64&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام سجاد علیه السلام پیش از امامت==&lt;br /&gt;
امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان [[امام حسن]] (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه [[معاویه]] همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به [[امام حسین]] (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا ==&lt;br /&gt;
پس از آنکه[[مکه]] دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم [[کوفه]] از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.&lt;br /&gt;
=== پیش از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت [[زینب کبری سلام الله علیها]] و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه [[عمر بن سعد]] اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنى؟» را سر دادند و گفتند «آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟ و آيا كسى هست كه خداى يكتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما كمك كند؟ و آيا كسى هست كه به خاطر خدا ما را يارى نمايد؟» امام زين العابدين عليه السلام صداى استغاثه شورانگيز پدر بزرگوارش را که شنيدند، از بستر بيمارى برخاستتند و با وجود بيمارى شديدى كه داشتتند به عصا تكيه داده تا به يارى پدرش بشتابدند. زمانی امام حسين عليه السلام چشمشانشان به فرزند بيمارشان افتاد، فرياد برآوردند، «خواهرم ام كلثوم! مگذار پسرم به ميدان بيايد، مبادا كه زمين از نسل آل محمد (ص) خالى شود.» اين بود كه عمه ‏ایشان مبادرت كرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع پس از شهادت پدر ===&lt;br /&gt;
پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمه‏ ها بانوان و زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند، به سمت خيام حرم حمله‏ ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه [[کربلا]] به امامت رسيد و با توجه به وضعيت زمان و اختناق حاكم در آن دوران، اقدام به يك سلسله برنامه هاي ارشادي و فرهنگي و مبارزات غيرمستقيم نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجراي نهضت كربلا، يك حادثه بزرگ سياسي بود که امام سجّاد علیه السلام در ابلاغ پيام شهيدان و پيگيری نتايج نهضت نقش اصلي را داشت،  آن حضرت با خطبه غرّا و كوبندهای که در مسجد شام ایراد نمود. مردم شام را اگاه نمود و يزيد و حكومتش را در نزد آنان رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت &amp;lt;ref&amp;gt;دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:&lt;br /&gt;
# تداوم بخشي و تفسير درست حادثه عاشورا و جلوگيري از تحريف آن.&lt;br /&gt;
# پرورش رهبر آينده امت اسلامي حضرت باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
# نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نيايش.&lt;br /&gt;
# نظارت و هدايت انديشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامي.&lt;br /&gt;
# حمايت سياسي، مادي و معنوي از بردگان به عنوان مظلوم ترين گروههاي اجتماعي و تلاش براي هدايت و آزادي آنان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه ای از فضایل امام علیه السلام== &lt;br /&gt;
آن حضرت با عنوان زين العابدين و سجّاد خوانده مي شود: خداوند در حديث لوح ـ كه آن نامه اي از سوي خدا به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنين معرفي كرده است: «سَيِّدُ الْعابِدِينَ وَ زَيْنُ اَوْلِيائيَ الْماضِينَ» &amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج 1، ص 528.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آقاي عبادت كنندگان و زينت اولياي پيشين من است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Bagia.jpg|270px|thumb|left|قبر امام سجاد علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع]]&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در عين آن كه زينت عبادت كنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ في سبيل اللّه نیز بود؛ او در عين آن كه مظهر علم و انديشه و معرفت بود، تواضع ويژه اي داشت و در يك كلمه كانون همه كمالات انساني و ارزش هاي والاي معنوی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردي و اجتماعی سرمشق اخلاق پسنديده بود. اخلاق قرآني در سيره و روش عيني و عملي زندگي ایشان نمود يافت و آن حضرت همان گونه كه در برابر خداوند زين العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم نیز سيدالكرام بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شهادت امام سجاد نیز 18 ، 22 و 25 محرم نقل شده که روز 25 از شهرت بیشتری برخوردار است. &amp;lt;ref&amp;gt;امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت، سید امیرحسین کامرانی راد، سایت راسخون [http://rasekhoon.net/article/show/123040]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام==&lt;br /&gt;
{{شناختنامه امام سجاد (ع)}}&lt;br /&gt;
===[[صحيفه سجاديه]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحیفه سجادیه مشتمل كه محققين، اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر 54 دعا از آن حضرت است.دعاي بيستم مشهور به دعاي مكارم الاخلاق و دعاي چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه  در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحيفه سجّاديه، يكي از نمادهاي عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجّاد علیه السلام است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دیگر آثار آن حضرت=== &lt;br /&gt;
# مناسك حج: يكي ديگر از كتب آن حضرت است كه فرزندان آن حضرت اين كتاب را نقل كرده اند.&lt;br /&gt;
# رساله حقوق: از ديگر آثار گرانسنگ آن حضرت كه جامع آداب سلوك فردي و اجتماعي است و محور شرح و بسط زيادي قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.&lt;br /&gt;
# الجامع في الفقه: عنوان يكي ديگر از آثار آن حضرت است كه ابوحمزه ثمالي نقل كرده است. &lt;br /&gt;
# صحيفة الزهد: كتاب ديگري است كه توسط ابوحمزه ثمالي نقل شده است. &lt;br /&gt;
# کتاب حدیث:  كتاب ديگري كه توسط داود بن عيسي از آن حضرت نقل شده، كتابی است كه امام سجاد علیه السلام آن را گردآوري نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ جمال نیایشگران، احمد ترابی، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد، 1388.&lt;br /&gt;
* امام سجاد علیه السلام؛ سرچشمه ی کمالات انسانی، محمد محمدی اشتهاردی، قدس، مهر، 1382.&lt;br /&gt;
* پیشوایان هدایت 6 ـ حضرت امام سجاد علیه السلام، سید منذر حکیم، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام، تهران، 1384.&lt;br /&gt;
* دایره المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی، شهید سعید محبی، 1383.&lt;br /&gt;
* راهکارهای معرفت امام سجاد علیه السلام، محمود مهدی پور، کوثر، ش 57، 1382.&lt;br /&gt;
* زندگانی 14 معصوم علیه السلام، حسین مظاهری، پیام آزادی، 1389.&lt;br /&gt;
* مکارم اخلاق در سیره ی امام سجاد علیه السلام، علی جواهردهی، کیهان، ش19968، تیر1390.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{چهارده معصوم علیهم السلام}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام سجاد علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه اطهار]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهل البیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:راویان واقعه کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali hoghooghi</name></author>
		
	</entry>
</feed>