<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C+%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C</id>
	<title>دانشنامه‌ی اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C+%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C"/>
	<updated>2026-07-19T07:15:05Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.32.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=168705</id>
		<title>سید مهدی شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=168705"/>
		<updated>2026-07-19T06:07:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید مهدی حسینی شیرازی»''' (۱۳۸۰-۱۳۰۴ ق)، فقیه اصولی، شاعر و از مراجع بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[میرزا محمدتقی شیرازی]] بود. این عالم مجاهد، علاوه بر تدریس و اقامه [[نماز جماعت]] در [[حرم امام حسین علیه السلام|صحن مطهر حسینی]] در [[کربلا]]، از اوضاع و شرایط سیاسی زمان خود غافل نبود و همواره رویدادها و مسائل جامعه را رصد می‌کرد؛ چنانکه به مبارزه با استعمار انگلیس و نیز جریان کمونیست در [[عراق]] پرداخت.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید مهدی حسینی شیرازی&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:M shirazy.jpg|230px|center]]&lt;br /&gt;
|زادروز =  ۱۳۰۴ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  [[کربلا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۸۰ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  کربلا، [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین علیه‌السلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید =   [[میرزا محمدتقی شیرازی]]، [[آقا رضا همدانی|حاج آقا رضا همدانی]]، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان =  سید عبدالحسین خردمند، سید عبدالحسین قزوینی، [[سید محمدکاظم قزوینی]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = ذخیرة العباد، بدایة الاحکام، ذخیرة الصلحاء، الوجیزة، تعلیقه بر [[العروة الوثقی]]، تعلیقه بر [[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]،... &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
میرزا مهدی حسینی شیرازی&amp;lt;ref&amp;gt;نسب نامه سیادت ایشان بدین شرح است: سید مهدی بن میرزا حبیب الله بن سید آقا بزرگ بن میرزا محمود بن اسماعیل بن فتح الله بن عائد لطف الله بن محمد مؤمن حسینی شیرازی.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مشاهیر فقهای جهان [[تشیع]]، در سال ۱۳۰۴ قمری در [[کربلا]] به دنیا آمد. خاندان شیرازی، یکی از خاندان های معروف در [[عراق]] و [[ایران]] است که مردان بزرگی از آن برخاسته اند. [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی بزرگ]]، مهمترین شخصیت از این خاندان است که [[فتوا|فتوای]] تحریم تنباکوی او در دربار ایران نیز نفوذ کرد. فرزند میرزای شیرازی میرزا علی آقا شیرازی از مدرسان و مراجع عراق و مورد قبول همه طبقات عراقی بود. میرزا مهدی شیرازی، داماد میرزا علی آقا است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدّ میرزا مهدی، آقا بزرگ شیرازی، برادر [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] بزرگ بود. پدرش میرزا حبیب الله بن سید آقا بزرگ شیرازی، مردی متدین بود. گفتنی است میرزا حبیب الله از طرف همسر با خانواده [[میرزا محمدتقی شیرازی]] ارتباط داشته است و میرزا محمدتقی شیرازی، دایی میرزا مهدی محسوب می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا مهدی در چنین خانواده ای متدین و با این سوابق تاریخی رشد و پرورش یافت. او در کودکی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و برادر بزرگ خود میرزا عبدالله شیرازی توسلی قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج ۱۰، ص ۱۴۶، دار التعارف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
میرزا مهدی شیرازی مقدمات علوم از [[صرف]] و [[علم نحو|نحو]] و [[منطق]] و [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و حساب را در [[کربلا]] نزد اساتید آن دیار آموخت. آن گاه برای ادامه ی تحصیلات به [[سامرا]] رفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در حوزه ی سامرا، چند سالی نزد اساتید آن جا به کسب علم مشغول شد و بعد از چندی به اشاره ی استادش میرزا محمدتقی شیرازی به [[کاظمین]] رفت. بعد از آن به کربلا بازگشت و بعد از چندی برای ادامه ی تحصیل به [[نجف]] رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران اقامت او در کاظمین به سختی گذشت. او در این زمینه می نویسد: «من شش ماه در کاظمین ماندم و در این مدت به غیر از خرمای زاهدی و خیار چَمبر، غذای دیگری نداشتم. قحطی و تنگی معیشت چنان بر ما چیره شده بود که ما روزانه توان به دست آوردن بیش از یک قرص نان نداشتیم و آن را نیز برای مادر بیمار که نیاز شدید به مراقبت ویژه داشت کنار می گذاشتیم».&amp;lt;ref&amp;gt;در امتداد فقاهت، سید ابوجواد حسینی، ص ۴۱، چاپ دانش قم، ۱۳۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از رحلت میرزا محمدتقی شیرازی، [[حوزه علمیه]] کربلا رونق خود را از دست داده بود. [[سید حسین طباطبائی قمی|حاج آقا حسین قمی]] که بعد از واقعه ی [[مسجد گوهرشاد|مسجد گوهرشاد]] در سال ۱۳۵۴ قمری (۱۳۱۶ شمسی) به عراق تبعید شده بود، در کربلا سکونت گزید. میرزا مهدی بعد از اقامت بیست ساله در نجف، در سال ۱۳۵۶ قمری به کربلا رهسپار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید میرزا مهدی در دوران تحصیل بدین شرح است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[میرزا محمدتقی شیرازی]] معروف به میرزای کوچک (م، ۱۳۳۸ قمری): او رهبر انقلاب عراق و جانشین میرزای شیرازی بزرگ بود.  &lt;br /&gt;
* میرزا علی آقا شیرازی (فرزند [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]]): بعد از رحلت میرزا محمدتقی شیرازی، بسیاری از مقلدان میرزا به او رجوع کردند. استفاده ی میرزا مهدی از او در سامرا و کاظمین بوده است. &lt;br /&gt;
* [[آقا رضا همدانی|حاج آقا رضا همدانی]]: او از شاگردان میرزای شیرازی بود که با هجرت میرزا به سامرا، در نجف حوزه ی درسی تشکیل داد و به تدریس مشغول شد. میرزا مهدی در [[نجف]] از این استاد استفاده برد.&lt;br /&gt;
* [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]] (۱۳۳۷ قمری) صاحب [[العروة الوثقی|العروة الوثقی]]: در کتب تراجم، نام سید محمدکاظم یزدی در شمار اساتید او شمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، ج ۱۰، ص ۱۴۶؛ معارف الرجال، محمد حرزالدین، ج ۳، ص ۱۷۱، کتابخانه مرعشی نجفی، قم.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این احتساب میرزا مهدی پیش از رحلت سید محمدکاظم یزدی و حدود سال ۱۳۳۶ قمری به نجف رفت و از دروس او استفاده کرد.&lt;br /&gt;
* [[میرزا محمدحسین نائینی|شیخ محمدحسین نایینی]] (۱۳۵۵ قمری): او از اساتید بزرگ در نجف بود و در نهضت [[مشروطیت|مشروطه]] ایران به حمایت از آن پرداخت و کتاب «تنبیه الامة» را نوشت. میرزا مهدی در نجف از دروس او استفاده برد.&lt;br /&gt;
* [[سید حسین طباطبائی قمی|حاج آقا حسین قمی]] (۱۳۶۵ قمری): حاج آقا حسین قمی در کربلا بحثی را به نام کمپانی شروع کرد که در این جلسات میرزا مهدی شیرازی، سید محمدهادی میلانی و [[سید زین العابدین کاشانی]] شرکت داشتند.&lt;br /&gt;
* [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]] (۱۳۶۱ قمری): آقا ضیاء الدین عراقی، اصولی بزرگ نجف در عصر خود بود. استفاده مهدی شیرازی از دروس وی در نجف بوده است.&lt;br /&gt;
* سید میرزا عبدالله حسینی توسلی (۱۳۵۳ قمری): او برادر میرزا مهدی بود.&lt;br /&gt;
* سید حسین هندی: او استاد [[تجوید]] میرزا مهدی در سامرا بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین میرزا مهدی شیرازی از چند تن از بزرگان [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت داشت. از کسانی که به او اجازه روایت داده اند، عبارت اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آیت الله سید حسین قمی&lt;br /&gt;
* [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]]&lt;br /&gt;
* [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمی]] (صاحب کتاب [[مفاتیح الجنان (کتاب)|مفاتیح الجنان]])&lt;br /&gt;
* میرزا محمد تهرانی (صاحب مستدرک [[بحارالانوار]]).&amp;lt;ref&amp;gt;زندگی نامه ایشان در، ص ۱۵۹،ج ۸ گلشن ابرار آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
میرزا مهدی شیرازی همگام با تحصیل، به تدریس کتبی که پیش از آن خوانده بود، پرداخت. از کتبی که در ابتدا به تدریس آن پرداخت، کتاب مُغنی و [[المطوّل (کتاب)|مطوّل]] بود. او در تدریس این دو کتاب، بسیار ماهر بود. به قدری این دو کتاب را تدریس کرده بود که در تدریس بسیاری از عبارات آن را از حفظ می خواند.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرجال، ج ۳، ص ۱۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از هجرت [[سید حسین طباطبائی قمی|حاج آقا حسین قمی]] در سال ۱۳۶۵ قمری از [[کربلا]] به [[نجف]]، میرزا مهدی شیرازی حوزه ی درس مستقلی تشکیل داد و کم کم [[مرجعیت]] دینی و علمی او در کربلا بالا گرفت و ریاست علمی کربلا به او رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;اسرة المجدد الشیرازی، ص ۲۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در این حوزه به تدریس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] می پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از شاگردان میرزا مهدی -که از دامادهای او نیز به شمار می روند- عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آیت الله سید عبدالحسین خردمند&lt;br /&gt;
*آیت الله سید عبدالحسین قزوینی&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید محمدکاظم قزوینی]] صاحب کتاب «موسوعة احادیث الامام الصادق علیه السلام».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
سید مهدی شیرازی در کنار تدریس، به تألیف نیز پرداخت و آثاری از خود به یادگار گذاشت که برخی از آنها به چاپ رسیده و برخی مخطوط است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ ـ ذخیرة العباد، در [[فقه]] فارسی&lt;br /&gt;
* ۲ ـ ذخیرة الصلحاء&lt;br /&gt;
* ۳ ـ الوجیزة&lt;br /&gt;
* ۴ ـ بدایة الاحکام&lt;br /&gt;
* ۵ ـ تعلیقه بر [[العروة الوثقی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۶ ـ تعلیقه بر [[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]&lt;br /&gt;
* ۷ ـ تعلیقه بر رساله عملیه [[سید حسین طباطبائی قمی|حاج آقا حسین قمی]]&lt;br /&gt;
* ۸ ـ تعلیقه بر رساله عملیه اصطهباناتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آثاری که تاکنون به چاپ نرسیده، عبارتند از:[[پرونده:Shyrazi.jpg|thumb|left|الحاشیه علی العروة الوثقی؛ یکی از آثار آیت‌الله شیرازی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ ـ شرح بر العروة الوثقی، ناتمام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰ ـ رساله هایی در مباحث اصول&lt;br /&gt;
* ۱۱ ـ رسالة فی التجوید&lt;br /&gt;
* ۱۲ ـ رسالة حول کتاب [[الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام (کتاب)|فقه الرضا علیه السلام]]&lt;br /&gt;
* ۱۳ ـ کشکول فی مختلف العلوم&lt;br /&gt;
* ۱۴ ـ الدعوات المجربات&lt;br /&gt;
* ۱۵ ـ هدیة المستمعین فی أقسام الصلوات المندوبة&lt;br /&gt;
* ۱۶ ـ رسالة فی الجفر&lt;br /&gt;
* ۱۷ ـ اجوبة المسائل الاستدلالیة&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا مهدی قریحه ی [[شعر|شعری]] هم داشت و اشعاری به فارسی و عربی می سرود. از او اشعاری در مدح [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام، باقی مانده است. از اشعار او [[قصیده]] بائیه در ۱۹۲ [[بیت (شعر)|بیت]] است که درباره ی [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] علیه السلام سروده است. قصیده ی دیگری در وصف [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمه زهرا]] علیها السلام در ۲۶ بیت سروده است. این سه بیت عربی از اشعار او است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درّة أشرقت بأبهى سناها * فتلألأ الورى فيا بُشراها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لمع الكون من سنا نور قدس * بسنا ناره أضاء طواها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يا لها لمعة أضاءت فأبدت * لمعات أهدى الأنام هداها&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۲۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
'''الف) امامت جماعت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا مهدی علاوه بر تدریس و فعالیت های دیگر، [[امام جماعت|امامت جماعت]] صحن روضه مطهر [[امام حسین علیه السلام|حسینی]] را بر عهده داشت. به علت [[زهد]] و [[ورع|ورعی]] که داشت، جمع زیادی از مردم به او اقتدا می کردند و در هنگام [[نماز جماعت]] از یکدیگر سبقت می گرفتند. امامت او در صحن برای [[نماز مغرب]] و عشاء بود و این جماعت نزدیک باب زینبیه برگزار می شد.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرجال، ج ۳، ص ۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب) دفاع از کیان اسلامی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جنگ جهانی اول، کشورهای استعمارگر غربی به منظور رسیدن به اهداف خود تصمیم گرفتند دولت عثمانی را تجزیه کنند. با توجه به این که [[عراق]] در قلمرو این دولت بود، انگلیس ها از [[بصره]] به آن حمله کردند و با پخش [[شایعه|شایعات]] و جنگ روانی خواستند به اشغال عراق سرعت دهند. بدین منظور اقدام به اختلاف افکنی میان [[شیعه]] و [[اهل سنت|سنی]] پرداختند و در میان مردم این چنین شایع کردند که انگلیس برای نجات شیعیان از دست سنّیان به عراق حمله کرده است. بعضی از مردم نیز فریب این دروغ را خورده و ورد زبان شان این بود که دولت عثمانی با ما بد رفتاری می کند و ما باید از این موقعیت استفاده کرده و از دولت عثمانی جدا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلاش تفرقه افکنانه ی دشمن با آگاهی هایی که علما به مردم دادند، به نتیجه نرسید و علما برای نجات عراق از اشغال انگلیس، فرمان [[جهاد]] دادند. هر چند مردم در دفاع از عراق تلاش فراوانی از خود نشان دادند، اما دولت انگلیس به علت تجربه ی فراوان و داشتن سلاح های سنگین و پیشرفته، توانست [[بغداد]] را در سال ۱۳۳۴ قمری اشغال کند. دولت انگلیس بعد از اشغال عراق برای این که جای پایی در میان مردم پیدا کند، برای فریب، بحث تشکیل حکومت عربی به سرپرستی انگلیس را مطرح کرد. رهبران قیام های مردمی برای پاسخ به این پیشنهاد با مراجع تقلید مسئله را استفتا کردند. علما، پذیرش حکومت غیر مسلمان بر مسلمان را جایز ندانستند. [[مرجعیت]] عراق در آن زمان با [[میرزا محمدتقی شیرازی]] بود. او برای مبارزه با انگلیس از [[سامرا]] به [[کربلا]] رفت و از آن جا رهبری نهضت را بر عهده گرفت. این عالم با اقدامات خود توانست انقلابی در عراق به وجود آورد که در تاریخ به «ثورة العشرین» (انقلاب در سال ۱۹۲۰ م.) مشهور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا محمدتقی شیرازی بدین منظور جمعی از بزرگان را برای مشورت در امور در کنار خود جمع کرد که از جمله ی این افراد، [[محمد مهدی خالصی|شیخ مهدی خالصی]]، [[سید ابوالقاسم کاشانی]]، [[سید هبة الدین شهرستانی]]، میرزا مهدی شیرازی، [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، میرزا احمد کفایی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;الامام الشیرازی یشکل الحکومة الاسلامیة، فریق المزهر آل فرعون، ص ۲۱، مکتبة الامام المهدی(ع)، ۱۴۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا مهدی شیرازی در آن زمان در کربلا یار و مددکار میرزا محمدتقی شیرازی بود و در بسیج کردن عشایر عراق ضدّ انگلیس سهم بسزایی داشت. هر چند تلاش میرزای شیرازی کوچک باعث شد تا در کربلا حکومتی مستقل تشکیل شود، اما با وفات ناگهانی میرزا، انگلیس کربلا را تصرف کرد و پایه های این حکومت را قلع و قمع کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ج) مبارزه با کمونیسم:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت عبدالکریم قاسم که کمونیسم ها در عراق بیداد می کردند و بسیاری از مردم در خطر افتادن در دام کمونیست بودند، میرزا مهدی برای مبارزه با این جریان از پا ننشست و با اقدام ضدّ آن از هر راه ممکن، کوتاهی نمی کرد. از کارهایی که او در این زمینه انجام داد، این بود که علما را برای مبارزه با این جریان بسیج می کرد و همگان را به اتخاذ موضعی قوی و هماهنگ دعوت می کرد. نتیجه ی تلاش وی سرانجام در [[فتوا|فتوای]] تاریخی آیت الله [[سید محسن حکیم]] تبلور یافت. آیت الله حکیم در این جریان کمونیسم را [[کفر]] و الحاد معرفی کرد و با بیان تاریخی خود تاثیر بسزائی در خنثی کردن تبلیغات آنان داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا مهدی شیرازی نیز در طی حکمی عبادات پیروان کمونیسم را باطل دانست. او در این حکم خاطر نشان کرد، صحت اعمال، متوقف بر [[ایمان]] است و پذیرش اصول کمونیسم، به معنای ایمان نداشتن به اصول [[اسلام]] است؛ زیرا، اصول کمونیسم با اصول اسلام در تضاد است. فتوای او در این زمینه به این شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم. اذا کان المعتنق لعلم المبادی الشیوعیة المصادمة للدین الاسلامی ثم یصلی و یصوم فان أعماله و عباداته لا تنفعه اذ شرط صحة الاعمال الایمان، و هو مفقود فیه، و ان لم یکن یعلم بل یظنّ عدم المنافاة کما هو شأن کثیر من المخدوعین فاعتناقه حرام و علیه ان یترک ذلک المبدأ و لا یساعده فانه مساعدة لما یصادم الاسلام فی اصوله و فروعه لکن قبول اعماله و عباداته بید الله تعالی»؛&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرجال، ج ۳، ص ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; هرگاه کسی به کمونیسم که مبانی آن با [[دین]] اسلام ناسازگار است، گردن نهد و در عین حال [[نماز]] بخواند و [[روزه]] بگیرد، اعمال و عباداتش فایده ای ندارد، زیرا؛ شرط صحیح بودن اعمال، ایمان است که در این شخص وجود ندارد، هرچند آن شخص خود آن را نداند یا گمان کند که اسلام و کمونیسم باهم ناسازگار نیست. حال بیشتر فریب خوردگان، همین است. بنابراین گردن نهادن به آن حرام است و بر او است که آن را ترک کند و نیز کمونیسم را یاری نکند؛ زیرا، کمک به آن، در حقیقت یاری کردن آن چیزی است که با اسلام در اصول و فروع ناسازگار است، ولی قبول اعمال و عبادتش به دست خدا است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
میرزا مهدی شیرازی دانشمندی با صفا و مخلص و ارادتمندی صادق به اولیاء و بزرگان [[دین]] بود. وی در زمان خود به [[تقوا]] و [[حسن خلق]] و خوش رویی مشهور بود. او معتقد بود، علم جز با [[زهد]] حاصل نمی شود. از این رو در عمل به زهد [[اسلام|اسلامی]] خود را در سختی می انداخت. او به غذا و نوع آن توجهی نمی کرد و هر آن چه برای او می آوردند، بدون این که توجهی به پخت و کیفیت آن بکند، آن را تناول می کرد. گاه گرسنگی بر او فشار می آورد، اما از این که برای خود غذایی درخواست کند، خودداری می کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۲۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در جوانی در کنار تحصیلات به [[حفظ قرآن]] مشغول شد و توانست حافظ [[قرآن]] شود. از عادات او این بود که در هر صبح یک جزء [[تلاوت قرآن]] می کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان بسیار کم می خوابید و فرزندانش را به کم خوابی و مطالعه و [[عبادت]] تشویق می کرد و آنان را به فکر نکردن در امور دنیوی سفارش می کرد. یکی از فرزندان، روزی به ایشان عرض می کند: چرا نمی خوابی؟ او در جواب می گوید: به زودی در [[قبر]]، خواب طولانی می کنم. من خوابم را برای قبر به تأخیر انداخته ام.&amp;lt;ref&amp;gt;السبیل الی انهاض المسلمین، ص ۱۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نورالدین شاهرودی در کتاب خود «اسر''ة'' المجدد الشیرازی» در مورد او می نویسد: «مردی مؤدب به آداب کامل بود، با گفتاری نیک و لطیف و رفتاری حکیمانه که درخور یک عالم دینی است. چهره اش نورانی و همیشه می درخشید و شکوه وقار در رفتارش موج می زد. ساده زیستی و [[قناعت]] از خلقیات دائمی او بود. تا پایان عمر مانند طلبه ای ساده زندگی کرد. این، در حالی بود که اموال و وجوه شرعی، مانند سیل همیشه به سوی خانه اش سرازیر و جاری بود. دعوت هر کسی را می پذیرفت و حتی اگر فقیری او را به خانه ی خود فرا می خواند، نزد او می رفت. در [[تشییع جنازه]] مؤمنان شرکت می کرد و همیشه به دیدار تازه واردین شهر می رفت. اگر کسی از او سؤالی داشت، در میان سرما و گرمای خشک عراق، گاه تا یک ساعت همان جا و سرپا می ایستاد و جواب سؤال کننده را می داد، حتی اگر کودک باشد. خواب و خوراک را تنها به عنوان نیاز طبیعی می شناخت و اهمیتی به این گونه امور نمی داد. هیچ کس به یاد نمی آورد که او از غذا و یا از نوع پخت آن ایرادی گرفته باشد. حتی المقدور لباسش را خودش می دوخت و جوراب هایش را با دستان خود وصله می زد. زحمت شستن لباس هایش را به هیچ کس نمی داد و همیشه اتاقش را خود جارو می کرد و گاهی نیز غذا می پخت. هر گاه یکی از فرزندان یا همسرش بیمار می شدند، خود از آنان پرستاری می کرد و داروهایشان را به آنان می داد... به قول و وعده ی خود بسیار پای بند بود و حتی اگر از شخصی عادی و معمولی نامه ای کم اهمیت به وی می رسید، آن را بی پاسخ رها نمی کرد. در حد توانش به مردم نیازمند [[قرض]] می داد و نیاز نیازمندان را شخصاً بر طرف می کرد. اگر کسی در حق او [[ظلم]] و بدی روا می داشت، یا او را می بخشید و از گناهش می گذشت و یا با احسان و خوبی خجلش می کرد. گاهی نیاز شدید یا زیاده خواهی، بعضی را وا می داشت که نامه هایی پر از دشنام و فحش و ناسزا برایش بنویسند، اما او که به راستی پرهیزکار و تربیت شده در مکتب [[اهل بیت]] [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] علیهم السلام، بود، به رفع نیازهایشان می پرداخت و با نامه هایی مؤدبانه و صمیمانه، پاسخ شان را می داد.».&amp;lt;ref&amp;gt;اسرة المجدد الشیرازی، ص ۲۶۹؛ در امتداد فقاهت، صص ۴۱. ۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید مهدی شیرازی، سرانجام در ۲۸ ماه [[شعبان]] سال ۱۳۸۰ قمری (مطابق با ۱۳۴۰ شمسی) دعوت حق را لبیک گفت و به عالم باقی شتافت. بدن مطهر این عالم مجاهد را بعد از [[تشییع]] باشکوهی در مقبره [[میرزا محمدتقی شیرازی]] در صحن [[حرم امام حسین علیه السلام]] به خاک سپردند. با وفات وی بسیاری از علما از شهرهای مختلف به [[کربلا]] آمدند و این شهر یک پارچه سیاه‌پوش گردید.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*پایگاه فرهیختگان تمدن شیعی، نویسنده: احسان فتاحی اردکانی.&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:محمدکاظم (6).jpg|از راست: محمد کلباسی، [[سید مهدی شیرازی|سید مهدی حسینی شیرازی]] و [[سید محمدکاظم قزوینی|سید محمدکاظم موسوی قزوینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحسن (14).jpg|[[سید محسن حکیم|سید محسن طباطبایی حکیم]] و سید مهدی حسینی شیرازی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمهدی (2).jpg|سید مهدی حسینی شیرازی در منزل شخصی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمهدی (1).jpg|1. [[سید حسین طباطبائی قمی|سید حسین طباطبایی قمی]]، [[سید صدرالدین صدر|سید صدرالدین موسوی صدر]] 2. [[سید مهدی شیرازی|سید مهدی حسینی شیرازی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمهدی (3).jpg|تشییع پیکر سید مهدی حسینی شیرازی در [[کربلا]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|شیرازی،سید مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D9%82%D9%85%DB%8C&amp;diff=168704</id>
		<title>سید حسین طباطبائی قمی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D9%82%D9%85%DB%8C&amp;diff=168704"/>
		<updated>2026-07-19T05:57:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید حسین طباطبائی قمی»''' معروف به «حاج آقا حسین قمی» (۱۲۸۲ـ۱۳۶۶ ق)، از فقها و مراجع تقلید [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] بود. ایشان بعد از درگذشت آیت‌الله [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، [[مرجعیت]] عامه شیعیان را به مدت سه ماه بر عهده داشت. این عالم مجاهد در مقابل اقدامات مستبدانه رضاخان از جمله مسئله کشف [[حجاب]] ایستاد، که منجر به تبعید او به [[عراق]] گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید حسین طباطبائی قمی&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ghomi.jpeg|۲۵۰px|center]]&lt;br /&gt;
|زادروز =  ۱۲۸۲ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  [[قم]]&lt;br /&gt;
|وفات =   ۱۳۶۶ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  [[نجف]]&lt;br /&gt;
|اساتید =   [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزا محمدحسن شیرازی]]، [[میرزا ابوالحسن جلوه]]، [[میرزا حبیب الله رشتی]]، [[میرزا محمدتقی شیرازی]]، [[میرزا حسن کرمانشاهی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان =  [[سید محمد حسن بجنوردی|میرزا حسن بجنوردی]]، [[شیخ مجتبی قزوینی]]، ملا عباس تربتی، سید صدرالدین جزایری،...&lt;br /&gt;
|آثار = مختصر الاحکام، طریق النجاة، ذخیرة العباد، الذخیرة الباقیة، منتخب الاحکام، حاشیه بر [[عروة الوثقی]]،... &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حسین طباطبائی قمی در ۲۸ [[رجب]] ۱۲۸۲ هجری قمری در [[قم]] دیده به جهان گشود. خاندان «سید حسین» از برزگان دین و از شخصیت های برجسته ایمانی بودند که نسل پاک آنان با ۲۸ واسطه به [[امام حسن]] علیه السلام می رسد.&amp;lt;ref&amp;gt; عنصر فضیلت و تقوا، عباس حاجیانی، ص ۱۳؛ فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا حسین تحصیلات ابتدایی خود را در یکی از مکتب خانه های [[قم]] شروع کرد و پس از آن درس‌های مقدماتی، از قبیل [[صرف]] و [[علم نحو|نحو]] و [[منطق]] را در محضر استادان این فن فراگرفت و تا اوان بلوغ در قم به تحصیل مبادرت ورزید و سپس در پی تکمیل تحصیلات راهی [[تهران]] شد. درس‌های دوره سطح را که دربردارنده کتاب‌هایی چون [[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]]، [[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین]]، [[شرح لمعه]]، [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]] و [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] است نزد اساتید آن حوزه خواند و سپس در ۲۲ سالگی عزم سفر کرده، به منظور انجام مراسم [[حج]]، راهی [[مکه]] و [[مدینه]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج آقا حسین در بازگشت از سرزمین [[وحی]]، وارد [[نجف]] اشرف گردید و پس از مدتی راهی [[سامرا]] شد و در جلسه درس آیت الله [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزا محمدحسن شیرازی]] شرکت کرد و پس از دو سال اقامت در سال ۱۳۰۶ ق بار دیگر به تهران بازگشت.&amp;lt;ref&amp;gt; اعیان الشیعه، سید محسن امین عاملی، ج ۶، ص ۱۶۹؛ نقباءالبشر، آقا بزرگ تهرانی، ج ۲، ص ۶۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان پس از پنج سال تحصیل جدی و حضور مستمر در جلسات اساتید فوق، تهران را به قصد [[عتبات عالیات]] در [[عراق]] ترک نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در شهر مقدس نجف اشرف در محفل درس اساتید بسیاری حضور یافت. حاج آقا حسین سپس در سال ۱۳۲۱ ق. وارد [[سامرا]] گردید و به طور جدی و مستمر در درس‌های آیت الله [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] شرکت جست و مراتب عالی علمی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد. استاد بزرگوارش نیز عنایت خاصی به وی داشت و مقلدان خود را در مسائل احتیاطی به ایشان ارجاع می داد و این امر، آینده درخشانی را برای وی ترسیم می نمود. زیرا ارجاع مسائل احتیاطی در واقع به این معنی است که وی پس از میرزا، اعلم مجتهدان آن زمان می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; عنصر فضیلت و تقوا، ص ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به درخواست اهالی [[مشهد]] از محضر آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، در فرستادن عالمی با[[تقوا]] و مجتهدی دانا و توانا به آن سامان، ایشان «حاج آقا حسین قمی» را در پذیرش این امر خطیر مناسب دانسته و سفر به مشهد و اقامت در آن جا را به وی پیشنهاد کرد. او نیز این دعوت را پذیرفت و پس از ده سال سکونت در [[سامرا]]، به سوی آستان قدس [[امام رضا علیه السلام|امام هشتم]] علیه السلام عزم سفر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; تاریخ قم،‌ شیخ محمدحسین ناصرالشریعه، ص ۲۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی با عزمت به مشهد مقدس، به دوران چهل ساله تحصیل خود خاتمه داد و با پشتوانه علمی گرانقدر برای رهبری و زعامت مردم، راهی آن دیار مقدس شد. شایان ذکر است که حاج آقا حسین از تمام اساتید خود در [[نجف]] و [[سامرا]] اجازه [[اجتهاد]] داشت و از مرحوم [[سید مرتضی رضوی کشمیری|سید مرتضی کشمیری]] نیز [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل [[حدیث|روایت]] اخذ کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشوران، احمد رحیمی، ص ۱۵۲؛ الغدیر، علامه عبدالحسین امینی، ج ۴، ص ۴۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی دیگر از اساتید وی در تهران و نجف عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آقا علی مدرس (متوفی ۱۳۱۰ ق)&lt;br /&gt;
*[[میرزا ابوالحسن جلوه]] (متوفی ۱۳۱۴ ق)&lt;br /&gt;
*میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی (متوفی ۱۳۲۲ ق)&lt;br /&gt;
*میرزا هاشم رشتی (متوفی ۱۳۳۲ ق)&lt;br /&gt;
*شیخ علی نوری (متوفی ۱۳۳۵ ق)&lt;br /&gt;
*[[میرزا حسن کرمانشاهی]] (متوفی ۱۳۳۶ ق)&lt;br /&gt;
*[[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل الله نوری]] (متوفی ۱۳۲۷ ق)&lt;br /&gt;
*[[میرزا محمد حسن آشتیانی|میرزا محمدحسن آشتیانی]] (متوفی ۱۳۱۹ ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[میرزا حبیب الله رشتی]] (متوفی ۱۳۱۲ ق)&lt;br /&gt;
*[[آقا رضا همدانی|حاج آقا رضا همدانی]] (متوفی ۱۳۲۲ ق)&lt;br /&gt;
*آخوند ملاعلی نهاوندی (متوفی ۱۳۲۲ ق)&lt;br /&gt;
*[[آخوند خراسانی|آخوند محمدکاظم خراسانی]] (متوفی ۱۳۲۹ ق)&lt;br /&gt;
*[[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]] (متوفی ۱۳۳۷ ق)&lt;br /&gt;
*[[سید احمد کربلایی|سید احمد کربلایی]].&amp;lt;ref&amp;gt;مجله حوزه، ش ۳۰، ص ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
برخی از شاگردان آیت الله طباطبائی قمی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[سید محمد حسن بجنوردی|میرزا حسن بجنوردی]]&lt;br /&gt;
*[[ملا عباس تربتی]]&lt;br /&gt;
*شیخ محمدعلی کاظمی خراسانی&lt;br /&gt;
*شیخ فاضل قفقازی&lt;br /&gt;
*سید صدرالدین جزایری&lt;br /&gt;
*حاج آقا بزرگ اشرفی شاهرودی&lt;br /&gt;
*میرزا مهدی حکیم&lt;br /&gt;
*سید محمد موسوی لنکرانی&lt;br /&gt;
*سید حسین موسوی نسل&lt;br /&gt;
*شیخ حسینعلی راشد تربتی&lt;br /&gt;
*[[شیخ مجتبی قزوینی]]&lt;br /&gt;
*[[شیخ هاشم قزوینی]]&lt;br /&gt;
*میرزا احمد مدرس یزدی&lt;br /&gt;
*سید حسن طباطبایی قمی&lt;br /&gt;
*سید مهدی طباطبایی قمی&lt;br /&gt;
*شیخ کاظم دامغانی&lt;br /&gt;
*شیخ غلامحسین محامی بادکوبه ای&lt;br /&gt;
*شیخ یوسف بیارجمندی شاهرودی&lt;br /&gt;
*شیخ علی توحیدی بسطامی&lt;br /&gt;
*شیخ عباسعلی اسلامی.&amp;lt;ref&amp;gt; حاج آقا حسین قمی (قامت قیام) محمدباقر پورامینی، ص ۴۴-۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید حسین قمی آثار ارزنده ای در ابواب مختلف [[فقه]] از خود به یادگار گذاشته است که به اسامی آن ها اشاره می کنیم: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*حاشیه بر [[عروة الوثقی]] (از اول مسائل تقلید تا بخشی از احکام [[نماز]])،‌&lt;br /&gt;
*حاشیه بر رساله ارث و نفقات،‌&lt;br /&gt;
*حاشیه بر رساله ربائیه رضاعیه،&lt;br /&gt;
*حاشیه بر صحة ‌المعاملات،&lt;br /&gt;
*حاشیه بر مجمع المسائل،&lt;br /&gt;
*الذخیرة الباقیة فی العبادات والمعاملات،&lt;br /&gt;
*مختصر الاحکام،&lt;br /&gt;
*طریق النجاة،&lt;br /&gt;
*منتخب الاحکام،&lt;br /&gt;
*مناسک [[حج]]،&lt;br /&gt;
*ذخیرة العباد،&lt;br /&gt;
*هدایة الانام فی المسائل الحلال والحرام.&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج ۲، مجله نور علم، شماره اول، دوره دوم، ص ۹۵؛ معجم المؤلفین، عمر رضا کحاله، ج ۴، ص ۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;الف) زعامت حوزه علمیه خراسان:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله حاج آقا حسین قمی در نخستین روزهای ورود به [[مشهد]]، با برپایی [[نماز جماعت]]، ارتباط خود را با مردم برقرار کرد و به نشر [[احکام]] دین و پاسخگویی به سؤالات مردم و رسیدگی به وضعیت محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را به عهده گرفت و علاوه بر رسیدگی به امور محصلان علوم دینی، دانش [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را برای طالبان علم، در منزل خود تدریس می کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج آقا حسین قمی اگر چه در طول مدت اقامت خود، به سؤالات شرعی و استفتائات رسیده پاسخ می داد، لیکن از مطرح شدن نام خود و قبول مسئولیت [[مرجعیت]] و انتشار [[رساله]] عملیه اجتناب می ورزید، تا آن که با اصرار با مراجعه فراوان جمع زیادی از متدینین، رساله [[احکام]] فارسی ایشان در سال ۱۳۵۱ به نام «مجمع المسائل» به چاپ رسید و مرجعیت ایشان از آن تاریخ آغاز گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج ۲، ص ۶۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ب) احیای حوزه علمیه کربلا:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واکنش شجاعانه «آیت الله قمی» نسبت به اقدامات ضدمذهبی رضاخان و حرکت اعتراض‌آمیز ایشان به تهران، و پس از آن قیام خونین [[مسجد گوهرشاد]]، باعث شد که رژیم ستم شاهی پهلوی، مدتی ایشان را در تهران توقیف و در نهایت، در سال ۱۳۵۴ ق. به [[عراق]] تبعید کند. از آن پس مرکز مرجعیت ایشان به [[کربلا]] منتقل گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه [[کربلا]] با رحلت مرحوم آیت الله [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] رو به ضعف نهاده بود و ایشان پس از استقرار در کربلا جمعی از فضلا و مدرسان خبره [[حوزه علمیه]] نجف چون حضرات آیات [[سید محمدهادی میلانی|میلانی]]، [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|خویی]]، [[سید علی موسوی بهبهانی|سید علی بهبهانی]]، [[سید مهدی شیرازی|میرزا مهدی شیرازی]] و سید صدرالدین جزایری را برای تدریس و کمک به پیشرفت علمی حوزه علمیه کربلا دعوت به همکاری کرد و خون تلاش را در آن مرکز علمی جاری ساخت. با اقدامات و فعالیت‌های آیت الله حاج آقا حسین قمی، وضع عمومی حوزه تغییر یافت و جلسات درس و بحث رونق دیگری گرفت. ایشان در کنار اداره حوزه و زعامت دینی مردم و انجام رسالت عظیم مرجعیت،‌ از تدریس و تربیت شیفتگان علم دریغ ننمود و دروس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را برای جویندگان آن بیان می کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; عنصر فضیلت و تقوا، ص ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از شاگردان مکتب او در کربلا از این قرارند: شیخ محمدعلی سرابی، سید زین العابدین کاشانی حائری، شیخ هادی حائری شیرازی (پورامینی)،‌ شیخ محمدحسین صدقی مازندرانی و شیخ محمدرضا جرقویه ای اصفهانی.&amp;lt;ref&amp;gt; حاج آقا حسین قمی (اقامت قیام)، ص ۵۷-۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ج) مرجعیت عامه:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علما و مجتهدان [[نجف]] اشرف با از دست دادن آیت الله [[سید ابوالحسن اصفهانی]] در پی مرزبان دیگر، برای سپردن [[مرجعیت]] عامه و سرپرستی حوزه کهن نجف اشرف به او بودند و تنها شخصیت ارزنده والامقام حضرت آیت الله قمی را لایق این مسئولیت می دانستند. پس از اصرار فراوان و بیان این که قبول این مسئولیت برایشان واجب است، آن پیر وارسته را به پذیرفتن این امر وامی دارند و او نیز چاره ای جز قبول نمی بیند و راهی شهر مقدس نجف می شود.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توجه عمومی علما و مردم نه تنها ایشان را خرسند نساخت، بلکه به ناراحتی‌های وی افزود،‌ تا آن حد که احساس می کرد این مسئولیت ممکن است برای [[دین]] و [[تقوا|تقوای]] ایشان خطر ایجاد کند. از این رو از خداوند متعال درخواست می کند که اگر مردن برای دین و آخرتش بهتر باشد، او را پیش خود بخواند و [[مرگ]] وی را برساند.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; روزی جمعی از مؤمنین به ایشان عرض می کنند که بعضی از اهل علم نجف اشرف بنا دارند از حضرت آیت الله [[آیت الله بروجردی|بروجردی]] دعوت کنند تا به نجف بیاید و زعامت را عهده دار شود. ایشان با خوشحالی فرمودند: «ای کاش می آمد و این مسئولیت را به عهده می گرفت، تا من راحت شده، به [[کربلا]] برمی گشتم و به کارهای خود مشغول می شدم».&amp;lt;ref&amp;gt; عنصر فضیلت و تقوی، ص ۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیتهای سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران دیکتاتوری رضاخان و عملکرد ضدمذهبی او، مقطع حساسی است که آیت الله قمی در آن مقطع به مبارزه برخاست و توده های دین باور را بر ضد نظام ستمشاهی شوراند. به منظور روشن شدن عظمت این خیزش دینی‌ (قیام گوهرشاد) ذکر بخش‌های مهم تاریخی و رویدادهای تلخ و ناگوار آن دوران، لازم و مناسب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن ایام [[اسلام]] زدایی و محو تدریجی مذهب و منزوی کردن علما، از مهمترین و اساسی ترین استراتژی سیاستمداران وقت انگلستان در برخورد با کشور [[ایران]] قرار گرفت و آنان در این زمینه از دو عنصر اساسی و نظامی چون سید ضیاءالدین و رضاخان استفاده نموده، در سال ۱۲۹۹ ش. کودتای سیاه را برپا کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در سوم آبان ۱۳۰۲ ش. به نخست وزیری منصوب شد و احمدشاه نیز با سفر به اروپا،‌ در عمل کشور را به رئیس الوزرا سپرد. پس از تشکیل مجلس پنجم که عمده نمایندگانش طرفداران دیکتاتوری بودند، رضاخان در روز نهم آبان ۱۳۰۴ ش. به پادشاهی منصوب گردید. او در تمام دوران تصدی وزارت جنگ، نخست وزیری و پادشاهی، سیاست واحدی را نسبت به مذهب دنبال نکرد. هنگامی که پله های ترقی(؟) را می پیمود خود را مسلمان متعصب معرفی می کرد. چون می دانست که در ایران ریشه عمیق مذهبی وجود دارد و پیمودن مسیر خلاف آن، موفقیت ندارد. او با اتخاذ این شیوه منافقانه و فریبکارانه، حمایت بسیاری از اقشار اجتماع را جلب کرد. اما به هنگام دستیابی به قدرت و رسیدن به سلطنت، به تدریج سیاست مذهبی گذشته خود را کنار گذاشت و به منظور ریشه کن کردن آیین مقدس اسلام از جامعه ایران، به سرکوبی و تضعیف علما و روحانیت پرداخت و به صراحت مذهب را منافی تمدن و تجدد معرفی کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; تاریخ معاصر ایران، ص ۱۴۴؛ قیام گوهرشاد، سینا واحد، ص ۲۰؛ تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکی، ج ۱، ص ۱۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; این در حالی رخ می داد که کوشش مرموزانه و مستمر فراماسونری و ماسون‌ها در ایران برای ناتوان ساختن روحانیان نیز به یاری اش شتافت.&amp;lt;ref&amp;gt; نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، ج ۳، ص ۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; رضاخان در مدت دوران سلطنت خود اقدامات به اصطلاح تجددطلبانه ای را در جهت حذف تدریجی مذهب [[اسلام]] و روحانیان انجام داد که در ذیل به گوشه ای از آن عملکردها اشاره می کنیم: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. نظام وظیفه اجباری برای روحانیون.&amp;lt;ref&amp;gt; تاریخ سیاسی معاصر ایران، سید جلال الدین مدنی، ج ۱، ص ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*۲. حذف تاریخ قمری و جایگزینی تاریخ شمسی که نشانه تهاجم وسیع و همه جانبه بر فرهنگ اسلامی بود، به بهانه «عربی زدایی» در ایران.&amp;lt;ref&amp;gt; قیام گوهرشاد، ص ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*۳. اختلاط دختر و پسر در مدارس.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*۴. جایگزینی محضرهای رسمی به جای محضرهای شرعی برای منزوی ساختن و طرد روحانیون.&amp;lt;ref&amp;gt; تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج ۱، ص ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*۵. بستن [[مسجد|مساجد]] و جلوگیری از برپایی مراسم عزاداری: رضاخان با عملی ساختن این توطئه&amp;lt;ref&amp;gt; نهضت امام خمینی، ج ۳، ص ۴۰-۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; تا آن حد پیش رفت که در ایران عاشورایی گذشت لیکن یک مجلس عزاداری برپا نشد. تنها افراد اندکی، نیمه های شب در زیرزمین های خانه خود به صورت مخفی مجلس سوگواری و عزاداری بپا می کردند یا به بیابان و باغی رفته، به [[روضه خوانی|روضه‌خوانی]] می پرداختند. در این میان بسیاری از مجالس مخفی نیز کشف می شد و با بانیان و شرکت کنندگان از محفل با خشونت برخورد می شد. یکی از مورخان تاریخ معاصر ایران چنین می نویسد: «به جای عزاداری، کاروان شادی (کارناوال) در ایام [[عاشورا]] به راه انداختند و صنوف را مجبور کردند که در برپایی کارناوال پیشقدم شده، هر صنفی رسته خود را شرکت دهد. خوب به خاطر دارم در اواخر سلطنت پهلوی حرکت کارناوال (کاروان شادی) مصادف بود با شب عاشورا، و در کامیون‌ها دسته جات رقاصه با ساز و آواز و پایکوبی و رقص، در شهر به گردش درآمده بودند. در عوض اگر احیاناً افرادی از ذاکری با عبا و عمامه دیده شوند، تحت تعقیب قرار می گرفتند».&amp;lt;ref&amp;gt; تاریخ بیست ساله ایران، ج ۴، ص ۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. لباس متحدالشکل:&amp;lt;ref&amp;gt; واقعه کشف حجاب، ص ۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; یکی از اهداف رضاخان برای مبارزه با روحانیت اصیل، از طریق محو تدریجی لباس خاص اهل علم بود. با اجرای این طرح، نسبت به کسانی که عمامه داشتند سختگیری‌های بسیار می شد. روحانیان نمی توانستند در معابر عمومی ظاهر شوند و ناچار بودند در خانه یا در مدرسه علمیه باقی بمانند، در غیر این صورت گرفتار پلیس می شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. از کلاه پهلوی تا کلاه لگنی: از تاریخ ۱۳۰۷ ش، کلاه یک لبه (پهلوی) با اعمال فشار دولت متداول گردید، اما در خرداد ۱۳۱۴ ش، کلاه یک لبه ناگهان به کلاه تمام لبه (شاپو) تبدیل گردید! می گویند این تبدیل کلاه از سوغات‌هایی بود که رضاشاه از مسافرت به [[ترکیه|ترکیه]] آورده بود، زیرا ترک‌ها هم پس از تغییر رژیم «کلاه فنه» را تبدیل به «شاپو» کرده بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; قیام گوهرشاد، ص ۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اقدامات در پس توطئه «اسلام زدایی» از طریق اشاعه فرهنگ غرب و مقابله با هویت فرهنگی که با اصول اسلامی درآمیخته بود، صورت می پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. کشف [[حجاب]]: رضاخان در اجرای اهداف استعمارگران، اشاعه فرهنگ غرب را یکی از راههای مبارزه با [[اسلام]] و تضعیف آن در میان مردم می دانست. او پس از مسافرت به ترکیه به کشف حجاب شدت بیشتری داد و کلیه اقشار جامعه را به شرکت در مجالس جشن و سخنرانی مجبور کرد و آن ها را موظف ساخت که به اتفاق همسرانشان شرکت کنند.&amp;lt;ref&amp;gt; تاریخ بیست ساله ایران، ج ۶، ص ۱۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[امام خمینی]] در این زمینه می فرماید: «بهانه دومی که باز به تقلید از آتاتورک بی صلاحیت، آتاتورک مسلح! غیرصالح، باز انجام داد، قضیه کشف حجاب با آن فضاحت بوده. خدا می داند که به این ملت چه گذشت در این کشف حجاب. حجاب انسانیت را پاره کردند این ها. خدا می داند که چه مخدراتی را این ها هتک کردند... در بعضی از جشن‌ها (به اصطلاح خودشان) آن قدر گریه کردند مردم، که اینها از آن جشن شاید اگر حیایی داشتند، پشیمان می شدند ...».&amp;lt;ref&amp;gt; صحیفه نور، ج ۱، ص ۲۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; رژیم رضاخانی در اجرای این توطئه، به چند شهر بزرگ و مذهبی از جمله شهر مقدس [[مشهد]] و [[قم]] حساسیت بیشتری از خود نشان می داد، زیرا در صورت موفق بودن اجرای این امر و وادار کردن زنان این دو شهر در پذیرش کشف حجاب، عملی شدن آن در سایر شهرها حتمی بود. بر این اساس بیشترین فشار را بر شهرهای مذهبی وارد کردند. در نوروز سال ۱۳۰۶ هجری ش. همزمان با ماه مبارک [[رمضان]]، اعضای خانواده رضاشاه به طرز بسیار نامناسب و زشت وارد غرفه بالای ایوان آیینه [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] علیهماالسلام در قم شدند که با برخورد آیت الله [[شیخ محمدتقی بافقی]] مواجه گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; مجاهد شهید آیت الله حاج شیخ محمدتقی بافقی، محمد رازی، ص ۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; کشف حجاب در شهر مقدس مشهد نیز به سختی عملی می شد. آنان در این هتک حرمت کار را به جایی رساندند که زمینه تحولات بعد و قیام [[مسجد گوهرشاد|گوهرشاد]] گردید. استاندار [[خراسان]] در بخشی از گزارش عملکرد خود به دولت وقت چنین می نویسد: «...در نظر است پس از خاتمه جشن‌ها، ورود به صحن و حرم مطهر و بیوتات شریفه، برای زن های با چادر قدغن شود. البته زوار خارجه که تذکره ارائه بدهند، مستثنی خواهند بود. فعلاً دستور داده شد زن های با چادر را در ادارات دولتی و محاضر رسمی نپذیرند. امیدوارم بزودی موضوع تجرد نسوان در مشهد بکلی عملی شود».&amp;lt;ref&amp;gt; واقعه کشف حجاب، ص ۱۹۰، سند شماره ۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قیام مسجد گوهرشاد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علما و مجتهدان مشهد همچون حاج آقا حسین قمی، [[سید یونس موسوی اردبیلی|سید یونس اردبیلی]] و میرزا محمد آقازاده، جلسات متعددی برگزار کردند و توطئه [[حجاب]] زدایی و موضوع اجباری شدن کلاه بین المللی و برپایی جشن‌ها و مجالسی همچون جشن مدرسه شاپور [[شیراز]] را که گروهی از دختران جوان با گیسوان نمایان به رقص و پایکوبی پرداخته بودند&amp;lt;ref&amp;gt; حاج آقا حسین قمی (قامت قیام) ص ۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; مورد بحث و نقد قرار دادند. در یکی از نشست ها که در منزل حاج‌ آقا حسین قمی برگزار گردید، ایشان از اوضاع جاری مملکت و فشاری که بر [[اسلام]] وارد شده به شدت متأثر و گریان می شوند و سپس می فرمایند: «امروز اسلام فدایی می خواهد. بر مردم است که قیام کنند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت علما تصمیم می گیرند که حاج آقا حسین قمی در اعتراض به اقدامات رضاخان به تهران رفته، با او صحبت کند. ایشان به [[قرآن]] تفأل کرده، پس از خوب دانستن این اقدام، برای سفر مصمم می شود و اعلام می کند که اگر رضاخان از اعمال غیرشرعی خود دست برندارد تا پای جان در انجام این مبارزه خواهد ایستاد. آیت الله قمی، در آخرین جلسه‌ درس خود می فرماید: «به عقیده‌ من اگر پیشرفت این جلوگیری از خلاف مذهب، منوط به کشته شدن ده هزار نفر، که رأس آن ها حاج آقا حسین قمی است باشد، ارزش دارد».&amp;lt;ref&amp;gt; مجله نور علم، شماره اول، سال دوم، ص ۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان پیش از حرکت، تلگرامی به رضاخان می فرستد و سبب حرکت خود را اعلام می دارد. قبل از حرکت، گروهی از مؤمنین مشهد از وی می پرسند که در ملاقات با شاه چه خواهید کرد؟ معظم له می فرماید: «اول از او درخواست می کنم که از برنامه های غیراسلامی دست بردارد و اگر موافقت نکرد خفه اش می کنم».&amp;lt;ref&amp;gt; عنصر فضیلت و تقوا، ص ۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج آقا حسین پس از ورود به [[تهران]] (۲۹ [[ربیع الاول]] ۱۳۵۴) با قید [[استخاره]] راهی شهر ری شده، در باغ «سراج الملک» منزل کردند. مردم مؤمن و دین باور با حرکت خود به [[حضرت عبدالعظیم حسنی]] علیه السلام و دیدار با مرجع خود، آمادگی خویشتن را برای هر گونه جانفشانی و فداکاری اعلام نمودند. حضور گسترده دیدارکنندگان موجب وحشت و هراس دولت رضاخانی گردید و در نتیجه ظهر روز دوم [[ربیع  الثانی]] ملاقات با آیت الله قمی ممنوع اعلام شد و محل اقامت ایشان به محاصره کامل درآمد. پس از گذشت چند روز از محاصره محل، فرستادگان رضاخان به دیدار حاج آقا حسین قمی آمدند و با لحن بی ادبانه اظهار کردند که: عرایض شما به سمع ملوکانه رسیده است. ایشان با بی اعتنایی به آنها فرمودند: «من باید با شخص شاه ملاقات کنم.» این در حالی بود که رضاخان به شدت از انجام این ملاقات واهمه داشت و از تحقق آن دوری می جست. خبر بازداشت حاج آقا حسین قمی به مشهد رسید و حال و هوای شهر را دگرگون ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از مردم مشهد در [[مسجد گوهرشاد]] اجتماع کردند و به سخنان وعاظ و خطبا چون [[شیخ محمدتقی بهلول]]، شیخ محمد واعظ خراسانی، [[عباسعلی محقق واعظ خراسانی|شیخ عباسعلی محقق]]، شیخ علی‌اکبر مدقق، شیخ محمد قوچانی که در مذمت اقدامات رضاخان از جمله اجباری نمودن کلاه بین المللی و تبلیغ کشف حجاب، به ایراد سخن پرداخته بودند، گوش فرادادند.&amp;lt;ref&amp;gt; مجله سروش، ش ۹۱، ص ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز چهاردهم ربیع الثانی ۱۳۵۴ قمری، گروه‌های مختلف مردم مشهد و روستاهای اطراف، به سوی مسجد گوهرشاد حرکت کردند تا به جمع مردم و روحانیون متحصن در مسجد بپیوندند، لیکن قزاقان رضاخان، با نواختن شیپور جنگ بی محابا به روی مردم آتش گشودند و حدود یکصد نفر را شهید و مجروح کردند. اما مردم مقاوم و صبور، با داس و چهار شاخ و بیل به مقابله برخاسته، به حرکت خود ادامه دادند و پس از عقب راندن قزاق‌ها، به طرف مسجد سرازیر شدند. حضور زنان مسلمان در این قیام بسیار چشمگیر است، با درخواست آنان چادری در مسجد پیرزن که در وسط صحن مسجد گوهرشاد واقع بود، زده شده و آنان در آنجا مجتمع گشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیمه های شب یکشنبه نیروهای قزاق پس از دستور رضاخان به فرماندهی سرهنگ ایرج مطبوعی در نقاط حساس مسجد گوهرشاد و اطراف آن مستقر شدند. مسلسل های سنگین را بر بام های مشرف به حیاط مسجد قرار داده، سپس حمله را آغاز کردند و هنگامی که سپیده صبح زد، بیش از دو هزار (تا پنج هزار) شهید در مسجد گوهرشاد و در صحن و دالان های مسجد در خون غلتان بودند. کامیون های نظامی برای حمل جنازه ها آماده می شدند. به گفته یک شاهد عینی، پنجاه و شش کامیون جنازه از مسجد بیرون بردند و حتی زخمیان را نیز همراه کشته‌شدگان در گودال دفن کردند. پس از این حادثه خونبار، رضاخان زمینه اخراج حاج آقا حسین قمی را فراهم کرد و ایشان را به [[عتبات عالیات|عتبات]] مقدس تبعید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; قیام گوهرشاد، ص ۱۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله با اشغالگران عراق:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع جنگ جهانی دوم، در سال ۱۳۶۰ ق. نیروهای مهاجم انگلیس به کشور [[عراق]] حمله کردند، لیکن به مقابله مردم مواجه شدند و نبردهای شدیدی بین آنان صورت گرفت. به گواهی تاریخ، علمای آن عصر نقش سرنوشت سازی را در تهییج مردم مقابله با آنان نیروهای انگلیسی داشتند. آیت الله قمی با صدور [[فتوا|فتوایی]] مردم را به مقابله با نیروهای مهاجم فراخوانده و دفاع از کیان [[اسلام]] را جزو بهترین عبادت‌ها شمرد. ایشان همچنین ضمن دعوت مردم و نیروهای دفاعی به هماهنگی و وحدت نسبت به تلاش برای اختلاف اندازی و تفرقه میان نیروهای مسلمانان هشدار داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt; اسرار ۲، مایس ۱۹۴۱ والحرب العراقیه الانگلیزیه، یونس بحری، ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تهدید به اعلان جنگ:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تبعید خفت بار رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ ش، ایران شاهد گسستن رشته های پوسیده اختناق گردید. آیت الله حاج آقا حسین قمی از این فرصت پیش آمده استفاده کرد و به قصد زیارت مرقد مطهر [[امام رضا]] علیه السلام و به منظور پیگیری اقدامات گذشته خود آماده سفر به ایران شد و به ایران بازگشت. ایشان در شهر مشهد تلگرافی به دولت مخابره کرد و پیشنهادهای ذیل را مطرح نمود: لغو کشف حجاب، انحلال مدارس مختلط، برپایی [[نماز جماعت]] و تعلیم [[قرآن]] و درس دینی در مدارس، آزادی حوزه های علمیه، کاهش فشار اقتصادی از دوش طبقه ضعیف، تلاش برای تعمیر قبور ائمه [[بقیع]] علیهم السلام.&amp;lt;ref&amp;gt; نهضت روحانیون ایران، علی دوانی، ج ۲، ص ۱۶۲؛ ناگفته ها، شهید عراقی، ص ۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از گذشت چند روزی از ارسال تلگرام، حاج آقا حسین قمی به تهران آمده، متوجه می شود که دولت تصمیم ندارد به خواسته های ایشان ترتیب اثر دهد. بر این اساس، به طور علنی با دولت اعلام جنگ می کند. طبقات مختلف مردم و علما به حمایت از درخواست های مرجع بزرگوار خود برمی خیزند. دولت با ملاحظه این خیزش عمومی و از سویی ایستادگی آن مرد الهی، سرانجام مجبور به عقب نشینی می شود و در تاریخ دوازدهم شهریور ۱۳۲۲ ش. پیشنهادهای ایشان را می پذیرد.&amp;lt;ref&amp;gt; مجله نور علم، شماره اول، سال دوم، ص ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن آیت الله حاج آقا حسین قمی که ثمره تلاش‌های ده ساله خویش را نظاره می کند، راهی [[کربلا]] می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سزای مرتد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انتشار و پخش کتاب‌های احمد کسروی که در برگیرنده افکار منحط و ضددینی بود، عکس العمل های متفاوتی از سوی علمای [[شیعه]] و مردم معتقد به مقدسات دینی صورت پذیرفت و با آمدن کتاب‌های کسروی در حوزه علمیه نجف اشرف و کربلا، [[شهید نواب صفوی|سید مجتبی نواب صفوی]] نزد مراجع و اساتید عالیمقامی همچون آیت الله حاج آقا حسین قمی و [[علامه امینی]] رفته، کتاب های منحط مزبور را با اظهار ناراحتی و تأسف به آنان نشان می دهد و منتظر تصمیم و اقدام آن حافظان حریم دین می گردد. حاج آقا حسین قمی پس از مطالعه کتاب‌ها احمد کسروی را مرتد دانسته، حکم [[ارتداد]] وی را صادر می کند.&amp;lt;ref&amp;gt; ناگفته ها، ص ۲۲؛ نواب صفوی (سفیر سحر)، سید علیرضا سید کباری، ص ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه هایی از جلوه های رفتاری و اخلاقی آیت الله قمی را که هر کدام ستاره ای فروزان برای رهروان فضیلت و چراغ هدایتی برای شیفتگان رسیدن به کمال خواهد بود، بیان می کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''پرهیز از خلف وعده:''' او بارها برای تربیت دیگران می فرمود: «در نظر ندارم در تمام عمر و ایام حیاتم حتی یک مرتبه خلف وعده ای نموده باشم.»&amp;lt;ref&amp;gt; عنصر فضیلت و تقوی، ص ۱۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*'''فروتنی:''' روزی گروهی از برادران عرب زبان که به حرم [[امام حسین]] علیه السلام آمده بودند در [[نماز جماعت]] حاج آقا حسین قمی شرکت کردند. بعد از اتمام [[نماز]]، به حضور آقا رسیدند و گفتند: ما به شما اقتدا کردیم در حالی که اطمینان به صحت قرائت شما نداشتیم، چون اصل زبان شما ایرانی است! حاج آقا حسین در پاسخ به آنان با [[تواضع]] و فروتنی فرمود: «من هم اینک نزد شما می نشینم و [[سوره حمد|حمد]] و [[سوره]] را قرائت می کنم تا مطمئن شوید».&amp;lt;ref&amp;gt; همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*'''برپایی درس در شب‌های احیا:''' درس و بحث‌های علمی آن بزرگوار حتی در شب‌های احیای ماه مبارک [[رمضان]] دایر بود. در حالی که مردم در کنار مرقد پاک [[سیدالشهداء‌]] علیه السلام مشغول خواندن [[قرآن]]، [[زیارت]] و انجام اعمال [[شب قدر]] بودند، ایشان به درس و بحث مشغول می گشت و می فرمود: «فراگیری علم، از حرم رفتن و قرآن خواندن برتر و افضل است».&amp;lt;ref&amp;gt; اهمیت علم و تقوی در اسلام، سید محمد شیرازی، ص ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*'''به خاطر رفاقت وارد جهنم نمی شوم:''' حاج آقا حسین قمی در [[دوستی]]، بر رفاقت صحیح، فوق‌العاده پایبند بود و رفیق را تا جایی دوست داشت که حدود اسلامی اجازه می داد و هرگز حاضر نبود به خاطر دوستی، ضوابط شرعی را به هیچ مقدار و تحت هیچ عنوانی زیر پا بگذارد. بارها می فرمود: «من تا در [[جهنم]] با رفیق هستم ولی به خاطر رفاقت داخل جهنم نمی شوم!».&amp;lt;ref&amp;gt; عنصر فضیلت و تقوا، ص ۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی، سرانجام روز پنجشنبه ۱۴ [[ماه ربیع الاول|ربیع الاول]] ۱۳۶۶ ق. در ۸۴ سالگی به دیار باقی شتافت. پیکر مطهر ایشان ابتدا در شهر [[بغداد]] [[تشییع]] شد و سپس آن را به شهر [[کربلا]] روانه ساختند و پس از طواف آن پیکر پاک در [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم مطهر امام حسین]] علیه السلام و اقامه [[نماز میت]]، به [[نجف]] منتقل گردید، و در [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین]] در مقبره [[شیخ الشریعه اصفهانی|شیخ الشریعه اصفهانی]] (واقع در صحن مطهر) به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، محمدباقر پورامینی، جلد۲، صفحه ۵۹۴.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;حاج آقا حسین قمی&amp;quot;، [http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=10752 دایرة المعارف طهور]، بازیابی: ۲۸ بهمن ۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدحسین (2).jpg|سید حسین طباطبایی قمی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدحسین (1).jpg|سید حسین طباطبایی قمی در حال زیارت امام رضا علیه السلام&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمهدی (1).jpg|1. [[سید حسین طباطبائی قمی|سید حسین طباطبایی قمی]]، [[سید صدرالدین صدر|سید محمدعلی (صدرالدین) موسوی صدر]] 2. [[سید مهدی شیرازی|سید مهدی حسینی شیرازی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سیدحسین (3).jpg|سید حسین طباطبایی قمی در بین شاگردان&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|قمی،سید حسین]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168686</id>
		<title>سید مهدی روحانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168686"/>
		<updated>2026-07-18T13:35:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخشی از یک کتاب|کتاب=[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]}}&lt;br /&gt;
'''«آیت‌الله سید مهدی حسینی روحانی»''' (۱۳۰۳-۱۳۷۹ ش)، فقیه، مفسر و متکلم برجسته [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[سید محمد محقق داماد|سید محمد محقق داماد]] و [[علامه طباطبایی]] بود. این عالم مجاهد، در پی‌ریزی بنیاد جامعه مدرسین [[حوزه علمیه قم|حوزه‌ علمیه‌ قم]] مؤثر بود و در طول تاریخ مبارزات مردم مسلمان [[ایران|ایران]] به رهبری [[امام خمینی]]، نقشی ویژه ایفا نمود. آیت‌الله روحانی، عالمی عامل، پاسدار [[فرهنگ]] اصیل [[اسلام|اسلامی]] و حامی مستضعفان و امید درماندگان بود. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مهدی حسینی روحانی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:مهدی روحانی.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۰۳ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[قم]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۷۹ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = قم، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید یحیی مدرسی‌زاده یزدی|سید یحیی مدرسی‌ یزدی]]، [[آیت الله بروجردی]]، [[سید محمد محقق داماد|سید محمد محقق داماد]]، [[امام خمینی]]، [[علامه طباطبایى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[علی صفایی حائری]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = فرقة السلفیة و تطوراتها فی التاریخ، بحوث مع اهل السنة والسلفیة، الوتر ثلاث رکعات، احادیث اهل بیت(ع) عن طرق اهل السنة، حاشیه بر تفسیر [[جوامع الجامع]]،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید مهدی حسینی روحانی در ۲۳ [[ذی الحجه]] ۱۳۴۳ قمری (۱۳۰۳ ش)، در بیت مرحوم آیت الله سید ابوالحسن روحانی، یکی از علمای محترم [[قم]]، به دنیا آمد. دوران کودکی سید مهدی در خانه‌ای گذشت که مرکز علم، فضیلت و [[فقه|فقاهت]] بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر و مادر سید مهدی از خانواده‌های اصیل و ریشه دار [[سادات]] قم بودند. نیای پدری او مرحوم آیت الله [[سید صادق قمی|سید صادق قمی]] (۱۲۵۵-۱۳۳۸ ق) مرجع دینی مردم در نیمه‌ی نخست قرن چهاردهم هجری، [[فقیه|فقیهی]] صاحب نفوذ و یگانه مرجع [[قضاوت]] و حل و فصل منازعات بود. او پایه‌گذار بیت شریف «روحانی» و بنیان گذار [[مسجد]] و مدرسه‌ی حاج سید صادق است که همه‌ی آن ها بیش از صد سال است در قم منشأ آثار و خیر فراوان‌اند. نیای مادری او نیز مرحوم آیت الله [[سید فخرالدین سیدی قمی|سید فخرالدین حسینی قمی]] (۱۲۸۱-۱۳۶۳ ق) شیخ العلمای قم و از شاگردان آیت الله [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]] بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
سید مهدی روحانی در اوج استبداد رضاخانی و زمانی که کیان [[حوزه علمیه|حوزه‌های علمیه]] در خطر بود و کمتر کسی به تحصیل علوم دینی رغبت می‌کرد؛ به فراگیری دانش دینی روی آورد. عمده‌ی [[ادبیات عرب|ادبیات]] و [[سطوح حوزه|سطوح]] را نزد حضرات بزرگوار: سید مرتضی علوی فریدنی ([[الحاشیه علی تهذیب المنطق (کتاب)|حاشیه]] و شرح شمسیه)، میرزا محمدعلی ادیب تهرانی ([[المطوّل (کتاب)|مطوّل]])، شیخ جعفر صبوری قمی و بیشتر شیخ عبدالرزاق قاینی (از سیوطی تا [[شرح لمعه]]) آموخت و این درس ها را با آیت الله شیخ محمد حسینی قاینی [[مباحثه]] می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در ۱۹ سالگی (۱۳۶۲ ق) به [[نجف]] اشرف مهاجرت کرد و بخش اعظم سطوح عالی را از حضرات آیات: میرزا حسن یزدی ([[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]])، [[سید یحیی مدرسی‌زاده یزدی|سید یحیی مدرسی یزدی]]، ([[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]) و میرزا باقر زنجانی ([[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]]) فراگرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بازگشت به [[قم]] (۱۳۷۰ ق) قسمت های برجای مانده‌ی رسائل (برائت و اشتغال) را از [[امام خمینی]] و مکاسب را از آیت الله قاینی و بخشی از جلد اول کفایه را از آیت الله [[محمدعلی حائری کرمانی|محمدعلی حائری کرمانی]] آموخت. سپس در محضر آیات عظام: [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمری]] (م، ۱۳۷۲ ق)، [[آیت الله بروجردی|سید حسین بروجردی]] (م، ۱۳۸۰ ق)، [[سید محمد محقق داماد|سید محمد محقق داماد]] (م، ۱۳۸۸ ق)، [[سید احمد خوانساری|سید احمد خوانساری]] (م، ۱۴۰۵ ق) و [[علامه طباطبایى|سید محمدحسین طباطبایی]] (م، ۱۴۰۲ ق) حاضر شد و در [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[فلسفه]]، [[کلام]] و [[تفسیر قرآن|تفسیر]] بهره‌های فراوان برد و مبانی علمی‌اش را استوار ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی==&lt;br /&gt;
آیت الله روحانی در مطالعات خود، در دو چیز تبحر خاصی داشت و ممتاز شناخته می شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. ملل و نحل، اعم از اسلامی و غیراسلامی؛ راجع به [[یهود|یهودیت]] و [[مسیحیت]] مطالعات عمیقی داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. در [[تفسیر قرآن|تفسیر قرآن]] نظریات خوبی داشت. یک جمع تفسیری درست کرده بود که خود، مؤسس آن بود. او در کنار مطالعات رایج حوزه‌های علمیه، به تحقیق در علوم تفسیر، [[حدیث]]، [[تاریخ]]، [[کلام]] و مذاهب اسلامی پرداخت و یکی از صاحب نظران برجسته‌ی [[علوم اسلامی|علوم اسلامی]] در [[حوزه علمیه قم|حوزه‌ علمیه‌ قم]] بشمار می‌رفت. وی با پژوهش تطبیقی کتاب‌های آسمانی ([[تورات]] و [[انجیل]]) با [[قرآن|قرآن مجید]]، نقاط اشتراک و افتراق آنها را با قرآن روشن ساخت و یادداشت‌های بسیار در شناخت فرقه‌های گوناگون اسلامی فراهم آورد. از این رو به دلیل آگاهی گسترده‌ای که از تاریخ، [[فقه]] و اعتقادات آنان داشت، چند بار به نمایندگی از سوی جمهوری اسلامی و حوزه‌های علمیه‌ی قم به [[ترکیه]]، [[عربستان]]، ژاپن و جاهای دیگر رفت و از اعتقادات [[شیعه|شیعه]] به خوبی حمایت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله روحانی همزمان با این فعالیتها، به تدریس سطوح عالی پرداخت و شاگردان فراوانی پرورش داد که از جمله‌ی ایشان، مرحوم استاد [[علی صفایی حائری|شیخ علی صفایی حائری]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;الف) چاپ شده:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن [[فقیه|فقیه]] بزرگوار، آثاری چند در [[تفسیر]]، [[حدیث]] و [[کلام]] برجای مانده است که عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. فرقة السلفیة و تطوراتها فی التاریخ (در کنفرانس علوم انسانی ژاپن، به عربی و انگلیسی و سپس در مجله‌ی نور علم به چاپ رسید)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. بحوث مع [[اهل سنت|اهل السنة]] والسلفیة؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. الوتر ثلاث رکعات (که همراه با نظریات آیت الله [[سید موسی شبیری زنجانی|سید موسی شبیری زنجانی]] به چاپ رسید)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. احادیث [[اهل بیت]] علیهم‌السلام عن طرق اهل السنة (با همکاری آیت الله [[علی احمدی میانجی|علی احمدی میانجی]])؛ که یک جلد آن چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ب) چاپ نشده:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
[[پرونده:Salafy.jpg|thumb|left|بحوث مع اهل السنة و السلفیة، یکی از آثار آیت‌الله روحانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. [[حاشیه]] بر تفسیر [[جوامع الجامع (کتاب)|جوامع الجامع]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. تفسیر [[سوره حمد]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. تفسیر [[سوره فجر]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. تاریخ فرق و مذاهب اسلامی (۲ جلد)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹. تقریرات درس فقه [[سید محمد محقق داماد|آیت الله محقق داماد]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰. یادداشت‌های فقهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''''ج) مقالات:'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. [[اشاعره]] (بخش اول)، مکتب اسلام، خرداد ۱۳۳۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. اشاعره (بخش دوم)، مکتب اسلام، تیر ۱۳۳۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. فواتح سور، مکتب اسلام، مرداد ۱۳۳۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. اشاعره (بخش سوم)، مکتب اسلام، شهریور ۱۳۳۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. پیشنهادی برای تعیین خط دقیق [[قبله]]، مجله‌ی نور علم، بهمن ۱۳۶۳.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. مصاحبه پیرامون مسائل حوزه و...، مجله‌ی نور علم، بهمن ۱۳۶۷.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. النظرات الفقهیة والاصولیة للشیخ البهائی، مجلة الثقافة الاسلامیة، ش ۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. مبدأ تاریخ، هجری یا میلادی؟ (نقدی بر مقاله‌ی تقی زاده)، مجموعه سیمای اسلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹. مقدمه بر کتاب سرّ السعادة (نوشته مرحوم حاج آقا احمد روحانی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰. رساله‌ای در [[تجوید]] (فارسی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
او در پی ریزی بنیاد جامعه‌ی مدرسین [[حوزه علمیه قم|حوزه‌ علمیه‌ قم]] مؤثر بود و در سال ۱۳۴۰ شمسی در جریان انجمن های ایالتی و ولایتی و پس از آن در طول تاریخ مبارزات مردم مسلمان [[ایران|ایران]] به رهبری [[امام خمینی]]، نقشی ویژه ایفا کرد و در گسترش پیام [[مرجعیت|مرجعیت]] و روحانیت در گوشه و کنار کشور، شرکت مستقیم داشت. نام آیت الله سید مهدی روحانی در بسیاری از اعلامیه های ضد رژیم ستمشاهی، از جمله اعلامیه‌ی تاریخی خلع شاه از سلطنت دیده می شود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله روحانی و گروهی از دوستانش، نخستین کسانی بودند که در حوزه‌ علمیه‌ قم کار گروهی را بنیاد نهادند و در گرماگرم هجوم [[فلسفه|فلسفه‌]] مادی در سال‌های پس از ۱۳۲۵ ش، جلسات نقد و بررسی اصول مارکسیسم و [[فلسفه‌]] دیالکتیک را تشکیل داده و بازده‌ی اندیشه‌ها و بحث‌های خویش را در اختیار مؤلفان و نویسندگان قرار می دادند. کتاب «فیلسوف نماها» نوشته‌ی [[ناصر مکارم شیرازی|آیت الله مکارم شیرازی]] ثمره و نمونه‌ی روشنی از آن جلسات است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، فعالیت‌های فرهنگی آیت الله روحانی ادامه یافت. در سال ۱۳۷۱ ش، حضرت [[سید علی حسینی خامنه ای|آیت الله خامنه‌ای]]، رهبر معظم انقلاب اسلامی، طی حکمی، گروهی از صاحب نظران و فضلای حوزه‌های علمیه را برای بررسی موضوعات جدید فقهی و پاسخگویی به مسائل روز، منصوب کردند. آیت الله روحانی جزو اولین کسانی بود که به عضویت این هیأت درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از مؤسسان «جامعه‌ی اسلامی ناصحین» و عضو هیئت امنای «مؤسسه‌ی خیریه‌ی الزهرا سلام الله علیها» بود که در پیشبرد اهداف مقدس و نیت خیر این نهادها، به همراه دوست گرانقدرش آیت الله [[علی احمدی میانجی]] سعی و کوشش فراوان می‌نمود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مهدی روحانی سه دوره به نمایندگی از مردم استان‌های مرکزی و [[قم]] در مجلس خبرگان رهبری نیز حضور یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آیت الله روحانی فقیهی دلسوز به حال جامعه و عالمی عامل به دستورهای دینی بود. از صبح تا شب، خانه‌اش - که یادگار بیت یکصد ساله فقاهت، [[مرجعیت]] و ریاست عامه‌ی [[قم]] بود - به روی همگان باز بود. با [[صبر]] و حوصله به مشکلات مردم رسیدگی می کرد. بسیاری از خانواده‌های نیازمند را تحت سرپرستی و عنایت خود قرار داده بود. [[حسن خلق|اخلاق خوش]] و زبان ملایمش، مرهمی بر زخم دلهای رنج دیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان مردم [[قم]] به دلیل سابقه‌ی خانوادگی، [[زهد]]، [[تقوا]] و ویژگی‌های ممتازی که داشت، جایگاهی والا بدست آورده بود. در [[مسجد]] حاج سید صادق، سه نوبت صبح، ظهر و شب اقامه‌ی [[نماز جماعت|نماز جماعت]] می‌کرد و مردم متدین محل به او اقتدا می‌کردند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی‌اش بسیار ساده و نشانه‌های بی‌اعتنایی به دنیا از آن نمایان بود. به حق می‌توان گفت که رفتار، کردار و زندگی‌اش یادآور زندگی پیشوایان دین و [[ائمه اطهار|ائمه‌ طاهرین]] علیهم السلام بود. نسبت به [[صله رحم|صله‌ ارحام]] و برگزاری مجالس [[روضه خوانی|روضه]]، توجهی ویژه داشت و به [[زیارت اهل قبور]] زیاد می‌رفت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او فقیهی بود که هیچ گاه خودش را در معرض [[مرجعیت|مرجعیت]] قرار نداد. در سطح مراجع بود، اما خودش را کنار کشید و به ترویج آنان پرداخت. انسان منصفی بود، حتی حرف رقیب را اگر درست بود، می‌پذیرفت. انسانی [[متواضع]] بود، با هر کس می‌نشست و خیلی خودمانی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید مهدی روحانی پس از چند ماه بیماری، سرانجام در روز پنج شنبه، سوم آذرماه سال ۱۳۷۹ شمسی (۲۶ [[شعبان]] ۱۴۲۱ ق) در ۷۷ سالگی چشم از جهان فروبست. پیکر پاکش، پس از اقامه‌ی [[نماز میت|نماز]] توسط حضرت [[آیت الله محمدتقی بهجت|آیت الله بهجت]]، در ضلع شمالی مسجد بالاسر [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم مطهر حضرت معصومه]] سلام الله علیها در کنار مرقد مرحوم آیت الله [[علی احمدی میانجی|علی احمدی میانجی]] به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، مرتضی عبدالوهابی، جلد ۱۶، صفحه ۱۳۵-۱۴۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:روحانی0.jpg|از راست: نصرالله شاه آبادی، سید ابوالحسن روحانی، سلمان خاقانی، [[سید محمد صادق حسینی روحانی|سید محمدصادق حسینی روحانی]] و سید مهدی حسینی روحانی&lt;br /&gt;
پرونده:شبیری (3).jpg|alt=آیت الله فاضلی، آیت الله موسوی زنجانی، آیت الله طباطبایی زرندی، آیت الله روحانی، آیت الله شبیری زنجانی،آیت الله میرمحمدی زرندی - آیت الله آذری قمی، آیت الله رضوی بستان آبادی، آیت الله حقی سرابی، آیت الله احمدی میانجی، آیت الله مجتهدی تبریزی و آیت الله پایانی در جوانی (جلسه تفسیر در منزل سید ابوالفضل میرمحمدی زرندی در خرداد 48 - قم)|از راست نشسته: سید علی فاضلی، سید اسماعیل موسوی زنجانی، سید رضا طباطبایی زرندی، سید مهدی حسینی روحانی، [[سید موسی شبیری زنجانی|سید موسی شبیری (حسینی) زنجانی]]، سید زنجانی و سید ابوالفضل میرمحمدی زرندی - از راست ایستاده: سید مهدی میرمحمدی زرندی، بستان آبادی، احمد بیگدلی آذری قمی، محمدامین رضوی بستان آبادی، [[شیخ محمد حقی|محمدعلی حقی سرابی]]، علی احمدی میانجی، مهدی احمدی میانجی، عبدالرحیم مجتهدی تبریزی و احمد پایانی&lt;br /&gt;
پرونده:شبیری (4).jpg|alt=آیت الله فاضلی، آیت الله موسوی زنجانی، آیت الله طباطبایی زرندی، آیت الله روحانی، آیت الله شبیری زنجانی،آیت الله میرمحمدی زرندی - آیت الله آذری قمی، آیت الله رضوی بستان آبادی، آیت الله حقی سرابی، آیت الله احمدی میانجی، آیت الله مجتهدی تبریزی و آیت الله پایانی در جوانی (جلسه تفسیر در منزل سید ابوالفضل میرمحمدی زرندی در خرداد 48 - قم)|نشسته: 1. سید مهدی میرمحمدی زرندی، 2. احمد بیگدلی آذری قمی، 3. سید علی فاضلی، 4. احمد، 5. مهدی احمدی میانجی - ایستاده: 1. سید مهدی حسینی روحانی، 2. عبدالرحیم مجتهدی تبریزی، 3. بستان آبادی، 4. محمدامین رضوی بستان آبادی، 5. سید رضا طباطبایی زرندی، 6. سید اسماعیل موسوی زنجانی، 7. سید موسی شبیری (حسینی) زنجانی، 8. احمد پایانی، 9. محمدعلی حقی سرابی، 10. سید زنجانی، 11. سید ابوالفضل میرمحمدی زرندی و  12. [[علی احمدی میانجی]] (جلسه تفسیر در منزل سید ابوالفضل میرمحمدی زرندی در خرداد 48 - قم)&lt;br /&gt;
پرونده:رضا استادی (5).jpg|از راست: علی احمدی میانجی، ناشناس، محمدهادی معرفت، سید محسن خرازی، سید مهدی حسینی روحانی و ابراهیم رمضانیان فردویی - ایستاده از راست: محمد علی شاه آبادی، [[رضا استادی مقدم]] و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:میانجی (3).jpg|1. سید مهدی حسینی روحانی، 2. احمد بیگدلی آذری قمی، 3. علی احمدی میانجی، 4. سید ابوالفضل میرمحمدی، 5. بهزاد نبوی، 6. حبیب الله عسکراولادی، 7. عباس محفوظی، 8. محمد موحدی (فاضل لنکرانی)، 9. محمد یزدی، 10. حسین راستی کاشانی، 11. محمدعلی شرعی&lt;br /&gt;
پرونده:محمد فاضل لنكرانی (999).jpg|از راست: [[ابراهیم امینی]]، سید مهدی حسینی روحانی، [[ناصر مکارم شیرازی]]، ناشناس، محمد محمدی دعوی سرایی (محمدی گیلانی)، ناشناس، سید ابوالفضل موسوی تبریزی، [[مسلم ملکوتی]]، محمد صادق صادقی گیوی (خلخالی)، [[سید رضا بهاءالدینی|سید رضا بهاء الدینی]]، احمد بیگدلی آذری قمی، محمد موحدی (فاضل لنکرانی)، [[محسن حرم پناهی]] و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:روحانی01.JPG|از راست: سید مهدی حسینی روحانی، سید جلال الدین موسوی طاهری، [[سید عبدالکریم موسوی اردبیلی|میرکریم موسوی کریمی (سید عبدالکریم موسوی اردبیلی)]]، [[سید علی حسینی خامنه ای]] و سید حسن طاهری خرم آبادی&lt;br /&gt;
پرونده:شبیری (88).jpg|از راست: سید مهدی حسینی روحانی، مهدی فیض قمی، [[سید موسی شبیری زنجانی|سید موسی شبیری (حسینی) زنجانی]] و [[سید رضا صدر|سید رضا موسوی صدر]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|روحانی،سید مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفسرین قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%AC%DB%8C&amp;diff=168685</id>
		<title>سید مهدی حسینی انگجی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%AC%DB%8C&amp;diff=168685"/>
		<updated>2026-07-18T12:43:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید مهدی حسینی انگجی»''' (۱۲۸۳-۱۳۴۳ ش) -فرزند آیت‌الله [[سید ابوالحسن انگجی|سید ابوالحسن انگجی]]-، فقیه اصولی [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]] بود. این عالم مجاهد، علاوه بر تبلیغ [[دین]] و اقامه [[نماز جماعت]]، از جمله روحانیون مبارزی بود که در مقابل سیاست‌های استبدادی رژیم پهلوی از جمله «لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی» ایستاد. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مهدی حسینی انگجی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:مهدی انگجی.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۸۳ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[تبریز]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۴۳ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]]، [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمره‌ی]]، [[علامه طباطبایى]]، [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی|سید محمدرضا گلپایگانی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = حاج میرزا کامران، میرزا علی‌اکبر برازنده، حاج سید علی انگجی،...&lt;br /&gt;
|آثار = تقریرات دروس فقه، تقریرات دروس اصول، رساله‌ای در تنجیس و عدمه،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید مهدی حسینی انگجی، در سال ۱۳۲۳ قمری (۱۲۸۳ ش) در شهر [[تبریز]] و در محله انگج&amp;lt;ref&amp;gt; محله انگج، انگش، و...، در محاوره مردم تبریز به معنای گودال کم عمق است. این محله در شمال شرقی درب گجیل قرار دارد.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در خانواده [[علم]] و [[سادات|سیادت]] دیده به جهان گشود. پدرش آیت الله [[سید ابوالحسن انگجی|میرزا ابوالحسن انگجی]] از مراجع تقلید وقت و از شاگردان بزرگانی چون [[محمد فاضل ایروانی|محمدفاضل ایروانی]] (۱۲۳۲-۱۳۰۶ ق) و [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]] (متوفای ۱۳۱۲ ق) بود. ایشان یکی از مدافعین راستین آیین [[اسلام]] و از مبارزین فعال علیه رژیم دیکتاتوری رضاخان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجداد و نیاکان آیت الله حسینی انگجی افرادی متدین، محترم و تجارت پیشه بودند و پیشینه‌ای ممتاز در ترقی، آبادانی و بهبودی وضع اقتصادی کشور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt; آثار باستانی آذربایجان، عبدالعلی کارنگ، ج ۱، ص ۴۰-۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; این خاندان منتهی به [[سادات]] «شنب غازان»&amp;lt;ref&amp;gt; «شنب غازان» از محلات قدیمی تبریز است و مقبره سلطان محمود غازان در آن جا قرار دارد.&amp;lt;/ref&amp;gt; می گردد که از سادات [[مدینه]] منوره بوده‌اند و در زمان سلطان محمود غازان و با دعوت خود او، از مدینه راهی تبریز می گردند و در شنب غازان اقامت می‌گزینند.&amp;lt;ref&amp;gt; آشنای جانان، محمد الوانساز خویی، زیر چاپ.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مهدی انگجی دوران کودکی را در خاندان علم، [[تقوا]] و [[مرجعیت]] سپری نمود و به سن تحصیل رسید. با توجه به استعداد سرشار و عشق به فراگیری علوم دینی، تحصیلات مقدماتی و [[سطوح حوزه|دوره سطح]] را در [[تبریز]] نزد افاضل آن شهر، از جمله پدر دانشمندش [[سید ابوالحسن انگجی]]، فراگرفت و در بیست و پنج سالگی راهی شهر مقدس [[قم]] شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سطوح عالی را از دروس عالمان بزرگ [[شیعه]] همچون آیات عظام: [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت]] (۱۳۱۰-۱۳۷۲ ق)، آقا میرزا محمد همدانی (متوفای ۱۳۶۵ ق)، [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی|سید محمدرضا گلپایگانی]] (۱۳۱۶-۱۴۱۴ ق)، [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حایری یزدی]] (۱۲۷۶-۱۳۵۵ ق) و [[علامه طباطبایى|علامه سید محمدحسین طباطبایی]] (۱۳۲۱-۱۴۰۲ ق) فراگرفت و مدارج علمی را به سرعت طی نمود و به دریافت اجازه [[اجتهاد]] از آیت الله حائری یزدی نایل آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; نامداران تاریخ، عمران علیزاده، ج ۱، ص ۳۷۰؛ آثار الحجة، محمد شریف رازی، ج ۲، ص ۲۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله انگجی، پس از پانزده سال اقامت در [[حوزه علمیه قم]] و پس از وفات استاد بزرگوارش آیت الله شیخ عبدالکریم حایری، در سال ۱۳۵۵ ق، به زادگاه خویش مراجعت کرد و به خدمات دینی مشغول شد.&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، ج ۳، ص ۳۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مهدی انگجی در طول بیش از بیست سال تدریس در شهرهای [[قم]]، [[تبریز]] و [[تهران]]، پیچیده‌ترین مسائل علمی را با گفتاری شیوا و بیانی رسا مطرح می کرد. محفل درسی او از مهمترین درس های [[حوزه علمیه]] تبریز محسوب می شد و نزدیک به صد نفر از طلاب علوم دینی در درس وی شرکت می کردند. از شاگردان برجسته ایشان می توان به شخصیت های زیر اشاره داشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجة الاسلام حاج میرزا کامران، از شاگردان آیت الله [[سید علی مولانا]]، و اساتید مسلم [[حوزه علمیه]] تبریز &lt;br /&gt;
* حجة الاسلام میرزا علی‌اکبر برازنده، معروف به «واعظ ویجوئی» (۱۳۰۰-۱۳۶۵ ش) &lt;br /&gt;
* حجة الاسلام حاج سید علی انگجی (پسر بزرگوارش).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مهدی انگجی در طول عمر شریف خود، تألیفاتی چند در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] به رشته تحریر درآورد که بعضی از آن ها بدین قرار است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تقریرات دروس فقه؛&lt;br /&gt;
*تقریرات دروس اصول؛&lt;br /&gt;
*رساله‌ای در تنجیس و عدمه.&amp;lt;ref&amp;gt; نامداران تاریخ، ج ۲، ص ۳۷۰؛ گنجینه دانشمندان، ج ۳، ص ۳۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اقامه نماز جماعت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله انگجی بعد از انتخابات دوره هفدهم مجلس ملی و پیروزی علمای آذربایجان در آن دوره، در سال ۱۳۳۳ ش. به [[تهران]] مهاجرت کرد و تا پایان عمر مبارک در آن شهر زیست. با ورود ایشان به شهر تهران، به درخواست مردم، در [[مسجد]] مَلِک به اقامه [[نماز جماعت]] و ایراد سخنرانی در مناسبت‌های مذهبی پرداخت و تا زمان رحلت، حدود ده سال، با برگزاری برنامه های ویژه مذهبی و [[تفسیر قرآن|تفسیری]]، گامی بلند در جهت آشنا ساختن مؤمنان با [[عقاید]] مکتب [[شیعه]] برداشت.&amp;lt;ref&amp;gt; نامداران تاریخ، ج ۲، ص ۳۷۰؛ گنجینه دانشمندان، ج ۳، ص ۳۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی همچنین سال‌ها در مسجد پدرش آیت الله [[سید ابوالحسن انگجی|میرزا ابوالحسن انگجی]] -یکی از مساجد معتبر و قدیمی شهر [[تبریز]]- اقامه جماعت نمود و پس از وفات ایشان، فرزندان مکرمش به جای پدر در آن اقامه نماز جماعت کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مخالفت با انجمن های ایالتی و ولایتی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه های عصر [[تهران]]، در شانزدهم مهر ماه ۱۳۴۱ شمسی، با تیتر درشت خبر تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را در هیئت دولت به اطلاع مردم رساندند. طبق این لایحه به زنان حق رأی داده شد،&amp;lt;ref&amp;gt; باید توجه داشت هدف اصلی از تصویب این لوایح، در حاشیه قرار دادن قوانین اسلامی بود؛ به گونه ای که با ظاهری فریبنده مانند حق رأی دادن به زنان مطرح می شد؛ در حالی که هدف، آزادی و بی بندوباری و سوء استفاده از قشر زنان بود.&amp;lt;/ref&amp;gt; قید [[اسلام]] از شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان حذف گردید و در مراسم [[سوگند]]، به جای [[قرآن]]، «کتاب آسمانی» نهاده شد.&amp;lt;ref&amp;gt; بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، حمید روحانی، ج ۱، ص ۱۴۲-۱۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واکنش به این اقدام رژیم ستمشاهی، [[حوزه علمیه قم]] و [[مرجعیت|مراجع]] تقلید دست به اقداماتی زدند و با انتشار اعلامیه و برگزاری سخنرانی ها تصویب قوانین غیراسلامی را محکوم کردند و علیه این لایحه، از سوی علما و روحانیون تهران، اعلامیه های مختلفی انتشار یافت. آیت الله سید مهدی انگجی نیز به همراه روحانیت مبارز تهران، در مورخه ۱۳۴۱/۸/۲ ش. اطلاعیه ای بدین شرح صادر کردند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بسم الله الرحمن الرحیم. مردان و زنان مسلمان [[ایران|ایران]]! آشفتگی‌ها و پریشانی‌ها بر احدی پوشیده نیست. همه جا مظاهر [[فساد]] اخلاقی، فقر، هرج و مرج و هر گونه اعمال نامشروع مشهود است. [[دین]] و [[دنیا]]، هر دو در آخرین درجات انحطاط قرار دارد و همه روزه بار بیشتری از بلا و درد بر دوش مردم ستمدیده گذاشته می شود. اخیراً زمزمه دیگری ایجاد کرده، با تصویب‌نامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و شرکت دادن بانوان، نغمه نوینی آغاز می کنند. ملت ایران! ما درصدد این نیستیم که درباره مواد این تصویب نامه گفتگو کنیم و از نظر دین مقدس [[اسلام]] سخنی بگوییم؛ زیرا با توجه به تذکرات آقایان اعلام و مراجع، مطلبی مخفی نمانده است؛ بلکه می خواهیم بپرسیم مگر دولت می‌تواند با تصویب‌نامه قانون بگذارد؟ مگر با نبودن نمایندگان واقعی مردم می توان برای سرنوشت یک ملت قانون گذرانید؟ این عمل در دنیا عمل ظالمانه ای است که افرادی در پناه قدرت شخصی بخواهند سرنوشت ملتی را تغییر دهند و یا فرضاً دستورات مذهبی و اصول مسلّمه و قوانین موضوعه آن را تبدیل نمایند. کسانی که ذیل این ورقه را امضا می کنند و نامشان را در زیر این اعلامیه مشاهده می کنید، امید است از زمره خدمتگزاران دین بوده باشند که با هیچ دسته و جمعیت رابطه به خصوصی نداشته و نسبت به تمام افراد مسلمان با چشم برادری می نگرند و شاید هر کس ما را بشناسد، با همین وصف بشناسد و مقصود از این گفتار جز خیرخواهی و بیان حقیقت نداریم. البته با توجهات حضرت باری تعالی شأنه و عنایات خاصه [[حضرت ولی عصر|حضرت ولی عصر]] ارواحنا له الفداء، مردمی هستند که به اهمیت و حساسیت موقع پی برده، به وظایف دینی و انسانی خود عمل نمایند. خدای متعال همه را در راه رشد و صلاح هدایت فرماید. والسلام علی من اتبع الهدی. الاحقر [[سید علی اصغر خویی|سید علی اصغر خویی]]،...؛ مهدی الحسینی انگجی،...&amp;lt;ref&amp;gt; اسناد انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج ۳، ص ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; ۲۴ [[جمادی الاول]]، سنه ۱۳۸۲ ق». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در اعلامیه ای که در تاریخ ۱۳۴۱/۹/۱ شمسی به امضای ۱۲۹ نفر از روحانیت تهران رسید، نام آیت الله انگجی هم به چشم می خورد.&amp;lt;ref&amp;gt; نهضت روحانیون ایران، علی دوانی، ج ۳، ص ۵۳ و ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در نگاه صاحب نظران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* آیت الله میرزا عبدالله مجتهدی (۱۳۲۰-۱۳۹۶ ق) در مورد خصوصیات ایشان می نویسد: آقای میرزا مهدی آقا که از حیث فضل و [[تقوا]] و حمیت دینی از مبرزین علمای [[تبریز]] هستند، بیشتر به اشتغالات دینیه و علمیه مشغول می باشند؛ [[امام جماعت‌|امامت جماعت]] و منبر و تدریس، شغل شاغل ایشان است، به گمان من هیچ یک از علمای تبریز فعلاً به اندازه وی اشتغال روحانی ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله حاج میرزا عبدالله مجتهدی، ص ۵۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* محقق ارجمند، مرحوم شیخ محمد شریف رازی او را با عنوان «سید العلماء و العاملین حجةالاسلام و المسلمین»&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، ج ۳، ص ۳۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; جزو علمای معروف تبریز یاد کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt; آثار الحجه، ج ۲، ص ۲۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* استاد محقق آقای علیزاده نیز درباره وی می‌نگارد: معظم له بیان شیوا و نفس گرم داشت. در جلسه درس [[شرح لمعه]] ایشان در حدود صد نفر جمع می شدند و از علم و اخلاقش استفاده‌ها می بردند.&amp;lt;ref&amp;gt; نامداران تاریخ، ج ۲، ص ۳۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید مهدی حسینی انگجی پس از ۶۱ سال زندگی پربرکت و آکنده از خدمات علمی، دینی و اجتماعی، سرانجام در چهارم دی ماه ۱۳۴۳ ش. (۲۰ [[شعبان]] ۱۳۸۴ ق) بدرود حیات گفت. پیکر مطهرش از [[تهران]] به شهر مقدس [[قم]] انتقال داده شد و در جوار بارگاه ملکوتی [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها در مسجد موزه (آینه) به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، ج ۳، ص ۳۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، محمد الوانساز خویی، جلد ۱۷، صفحه ۵۸-۶۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:انگجي.jpg|از راست: [[شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی|شهید سید محمدعلی طباطبایی قاضی]]، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]، [[سید مهدی حسینی انگجی]] و سید محمدعلی حسینی میلانی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|انگجی،سید مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168684</id>
		<title>سید مصطفی کاشانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168684"/>
		<updated>2026-07-18T12:02:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید مصطفى کاشانى»''' (۱۲۶۰-۱۳۳۷ ق) -پدر آیت‌الله [[سید ابوالقاسم کاشانی]]-، از فقها و مراجع بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان [[آخوند کاشانی]] است. وی دارای جامعیّت علمى بود و در تقویت مبانى [[دین]] و مبارزه با انحراف‌ها و تباهى‌ها بسیار مى‌کوشید. این عالم ربانی، در [[تهران]] وظایف خطیر شرعى و مسئولیت‌هاى دینى را با تمام توان برعهده گرفت و به چنان موقعیّت اجتماعى دست یافت که همه بزرگان، بلکه پادشاه قاجار (ناصرالدّین شاه) حرمت او را پاس مى‌داشتند و به او به دیده [[احترام]] و عظمت مى‌نگریستند.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، ج ۱۰، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مصطفى حسینی کاشانى&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:مصطفى کاشانی.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۶۰ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = کاشان&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۳۷ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[کاظمین]] &lt;br /&gt;
|اساتید =  [[آخوند کاشانی]]، [[جهانگیر خان قشقایی|جهانگیرخان قشقائى]]، [[محمدباقر آقا نجفی اصفهانی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید هبة الدین شهرستانی|سید هبةالدین شهرستانى]]، سید حسن مازندرانى نجفى، [[سید هادی حسینی بجستانی|سید هادى بجستانی]]، [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم کاشانى]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = منجزات المریض، الاجارة، رسالة فی قاعده لاضرر و لاحرج، تعلیقه بر [[شرایع الاسلام (کتاب)|شرایع الاسلام]]، تعلیقه بر [[ارشاد الاذهان الی احکام الایمان (کتاب)|ارشاد الاذهان]]، تفسیر مختصر،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید مصطفی کاشانى فرزند سید حسین حسینى کاشانى در حدود سال هاى ۱۲۶۰ یا ۱۲۶۶ قمرى در خانواده دانش و [[سادات|سیادت]] در شهر کاشان، دیده به جهان گشود و چون در کاشان ولادت یافت و دوره نوجوانى و جوانى خود را در آن جا سپرى کرد، به «کاشانى» مشهور شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، سیّد محسن امین، ج ۱۰، ص ۱۲۷ گنجینه دانشمندان، محمّد شریف رازى، ج ۱، ص ۲۶۷ و ج ۶، ص ۲۴۷ معارفالرّجال، محمّد حرزالدّین، ج ۳ ص ۱۳ المآثر و الآثار، اعتماد السلطنه، ص ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر بزرگوارش آیت الله سیّد حسین کاشانى، از شاگردان شیخ [[محمد حسین حائری اصفهانی (صاحب فصـول)|محمّد حسین اصفهانى]]، مشهور به «صاحب فصول» و [[سید ابراهیم موسوی قزوینی|سید ابراهیم قزوینى]] مشهور به «[[صاحب ضوابط]]»&lt;br /&gt;
بود و از ایشان اجازه [[اجتهاد]] داشت.&lt;br /&gt;
وى سالیان درازى را در [[تهران]] به تدریس علوم دینى و برپایى [[نماز جماعت]]، [[قضاوت]] و حلّ و فصل اختلافات مردم پرداخت.&lt;br /&gt;
در کتاب «المآثر و الآثار»، در معرّفى سیماى این [[فقیه]] برجسته، چنین آمده است:&lt;br /&gt;
«سیّد حسین حسینى کاشانى، ساکن تهران فقیهى زاهد و پارسا، عالمى عابد بود که سالیان زیادى در تهران قضاوت داشت و فصل خصومات مى کرد و هرگز از او لغزش و انحرافى دیده نشد».&amp;lt;ref&amp;gt;المآثر و الآثار، ص ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سیّد مصطفى کاشانى، نزد پدر بزرگوارش به تحصیل مقدماتِ [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] پرداخت.&lt;br /&gt;
[[صرف]]، [[نحو]]، [[معانى]]، [[علم بیان|بیان]] و بخشى از کتاب هاى فقهى و اصولى را از پدر گرانقدرش فراگرفت.&lt;br /&gt;
او از همان آغاز طلبگى، آن گونه که در راه به دست آوردن علوم دینى مى کوشید، ضرورت پرداختن به مسائل معنوى را از نظر دور نمى داشت و بدین نکته آگاه بود که تحصیل دانش، باید همراه با کسب قدس و [[تقوا]] و سازندگى معنوى و الهى باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، ج ۱۰ ص ۱۲۷، ریحانة الادب، ج۵ ص۲۱ علماء معاصرین، ص ۱۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیّد مصطفى، در حالى که تقریباً بیست سال از عمرش مى گذشت، براى ادامه تحصیل و کسب علم از استادان و عالمان بزرگِ حوزه [[اصفهان]]، رو بدان شهر نهاد. وى حضور در درس دانشوران بزرگ آن دیار را غنیمت شمرد و با جدّ و جهد و پشتکار شگفت انگیزى، [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[عرفان]]، [[حکمت]] و [[فلسفه]] و [[ریاضی|ریاضیّات]] را از آنان آموخت. عرفان را نزد عارف وارسته، [[آخوند کاشانی|ملا محمد کاشى]] و حکمت را نزد حکیمِ بزرگ، [[جهانگیر خان قشقایی|جهانگیرخان قشقائى]] و فقه و اصول را از آیت الله [[محمدباقر آقا نجفی اصفهانی]] فراگرفت. این دانشور بزرگوار، در دانش هاى گوناگون، به جایگاه بلندى رسید و به مقام [[اجتهاد]] نایل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، ج ۱۰، ص ۱۲۷ اختران فروزان رى و تهران، ص ۲۴۹ از کلینى تا خمینى، ص ۴۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
آیت الله سیّد مصطفى کاشانى، چندین سال در [[تهران]]، به تدریس و ارشاد و برپایى [[نماز جماعت]] و [[قضاوت]] پرداخت و سپس بار دیگر به [[نجف]] بازگشت و تصمیم گرفت که در این حوزه بزرگ، اقامت گزیند و بدین ترتیب، در حوزه نجف، تدریس علوم دینى را آغاز کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه درس او بسیار پررونق و شاگردان زیادى داشت و به تدریج وى در شمار یکى از بزرگ ترین مراجع تقلید نجف، قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، علماء معاصرین، ص ۱۱۱ فصلى از زندگى آیت الله سیّدابوالقاسم کاشانى، ص ۲ ـ ۳ معارف الرّجال، ج۳، ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
خانه این دانشور فرزانه، همواره آکنده از عالمان و روحانیان فاضل نجف بود که در مسائل علمى با هم بحث و گفتگو مى کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرّجال، ج ۳ ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکى از نزدیک ترین شاگردان او، آقاى سید حسن مازندرانى نجفى و از صاحبان سرّ سید مصطفی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین فرزندش [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم کاشانى]] از شاگردان نامدار اوست.&lt;br /&gt;
آیت الله [[سید هبة الدین شهرستانی|سید هبة الدین شهرستانى]] و [[سید هادی حسینی بجستانی|سید هادى بجستانى]] از چهره هاى فرهیخته حوزه نجف نیز از شاگردان او بودند و از وى [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل [[حدیث]] داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;المسلسلات، آیت الله مرعشى نجفى، ج ۱، ص ۳۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; حاج ملا محمدعلى آرانى معروف به «حاجى آقا» و آیت الله آقا ملا محمدجعفر آرانى از شاگردان او بوده که در سال ۱۳۲۳ قمری در نجف از وى اجازه [[اجتهاد]] و نقل روایت گرفته اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخچه علم و ادب در آران و بیدگل، على تشکرى آرانى، ص۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت الله سیّد مصطفى کاشانى با تمام اشتغالات درسى و اجتماعى و مبارزات ضد استعمارى، آثارى را در زمینه [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] پدید آورد،&lt;br /&gt;
از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. منجزات المریض &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. الاجارة &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. رسالة فی [[قاعده لاضرر]] و لاحرج &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. رسالة فی انفعال الماءالقلیل بالملاقات مع النّجاسة &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. تعلیقه بر «[[شرایع الاسلام (کتاب)|شرایع الاسلام]]» [[محقق حلی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. تعلیقات بر «[[ارشاد الاذهان الی احکام الایمان (کتاب)|ارشاد الاذهان]]» [[علامه حلی]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. رسالة فی الاستصحاب &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. تفسیر مختصر.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، ج ۱۰، ص ۱۲۸ ریحانة الادب، ج۵، ص۲۱ الذریعه، شیخ آقابزرگ تهرانى، ج ۱۷، ص۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب ها و نوشته ها، ظاهراً به چاپ نرسیده و بنا به گفته [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانى]]، رساله او درباره [[قاعده لاضرر]] در تهران نزد فرزندش [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم کاشانى]] موجود است.&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، ج ۱۷، ص ۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین از وى، [[دیوان (شعر)|دیوان]] اشعارى به زبان عربى و فارسى به یادگار مانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ریحانة الادب، ج ۵، ص ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==از منظر عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[سید محسن امین]] در وصف مرحوم سیّد مصطفى کاشانى چنین مى نگارد: «سیّد مصطفى کاشانى در علوم بسیارى مانند [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[حکمت]]، [[ریاضی|ریاضیات]]، [[حدیث]]، [[رجال]] و [[تفسیر قرآن]]، مهارت و تخصص ژرفى داشت. او دریاى دانش و کوه فضل و کمال بود».&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعة، ج ۱۰، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سید محمدمهدی اصفهانی|سید محمدمهدى اصفهانى]] مؤلف اثر ارزشمند «احسن الودیعة» که از معاصران سیّد کاشانى است، مى نویسد: او یکى از برجسته ترین و بافضیلت ترین عالمان و مراجع تقلید طایفه [[امامیه]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;احسن الودیعة، سیّد محمّدمهدى اصفهانى، ج ۱، ص ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*در «المآثر و الآثار» آمده است: سیّد مصطفى کاشانى مجتهد، خلف صالح و شایسته سیّد حسین کاشانى است. او فاضل کامل است که از حاج محمّدباقر اصفهانى اجازه اجتهاد دارد و این بزرگوار در ادبیّات و سرودن اشعار [[عرفان|عرفانى]] و مدح [[اهل بیت]] (علیهم السلام) کم نظیر است.&amp;lt;ref&amp;gt;المآثر و الآثار، ص ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*محمّد حرزالدّین از هم عصران سیّد کاشانی که با او ارتباط دوستانه و صمیمانه اى داشت، در ترسیم جایگاهش چنین مى نگارد: سیّد مصطفى کاشانى تهرانى نجفى، یکى از مراجع بزرگ مذهب [[شیعه]] است در فقه و اصول، حوزه درسى مهمّى دارد... وی هنگامى که از اصفهان به تهران هجرت کرد، بعد از رحلت پدرش، جاى خالى او را پر کرد و به سبب داشتن استعداد فراوان و بهره مندى از عقل فراوان، جایگاه ممتازى را در میان علما و دانشمندان تهران به دست آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرّجال، ج ۳ ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[محمدعلی مدرس تبریزی|محمّد على مدرّس خیابانى]] مى گوید: «تمام وقت و عُمر او، در تقویت و استوار ساختن آیین تابناک [[اسلام]] و مبارزه سرسختانه با [[فساد]] و تباهى، بى عدالتى و ذلت پذیرى در برابر حاکمان وقت، سپرى شد. او در راه بزرگ داشت [[دین]] و عظمت اسلام بسیار مى کوشید و با تمام این فعالیّت هاى اجتماعى، لحظه اى از مطالعه و تدریس غافل نمى شد.»&amp;lt;ref&amp;gt;ریحانة الادب، ج ۵ ص ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگى‌هاى اخلاقى==&lt;br /&gt;
'''بخشندگى و فروتنى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سخاوت]] و خدمت رسانى به محرومان و فقیران جامعه و حلّ مشکلات مادّى و معنوى مردم، و&lt;br /&gt;
از طرف دیگر، [[خضوع]] و [[تواضع|فروتنى]] در برابر توده هاى مردم، از خصلت هاى بسیار ارزشمند انسانى است که در این عالم گرانقدر، نمود زیادى داشت. صرف نظر از جایگاه علمى، وى بسیار [[حسن خلق|خوش اخلاق]] و در بخشندگى و فروتنى، شهره آفاق بود.&lt;br /&gt;
آن بزرگوار، به کارهاى دینى و اجتماعى علاقه مند و در انجام این امور بلند همّت بود.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرّجال، ج ۳، ص ۱۶. اختران فروزان رى و تهران، ص ۲۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ارتباط با علما:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمّد حرزالدّین که سال ها با این بزرگوار ارتباط دوستانه اى داشته و او را به خوبى مى شناخته است، در این باره مى نویسد:&lt;br /&gt;
«یکى از روش هاى مثبت زندگى او این بود که همواره دوست داشت با سایر مراجع، مدرسین و بزرگان [[نجف]]، رفت و آمد داشته باشد، خود را در گوشه خانه محصور نمى کرد و حالت انزوا نداشت و چنین بود که آنان با این بزرگوار، در رخدادها و پیشامدهاى مهم مشورت مى کردند و از نظرها و اندیشه هاى والاى او بهره مند مى شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرّجال، ج ۳ ص ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سیّد مصطفى کاشانى، بعد از این که عمر با برکت خویش را در راه خدمت به [[دین]] خدا و نشر معارف و آموزه هاى دینى و پرورش شاگردان سپرى کرد، به شهر [[کاظمین]] رفت و حدود چهار سال را در آن جا به برپایى [[نماز جماعت]] و امور مربوط به [[مرجعیت]] پرداخت تا این که به دنبال یک بیمارى طولانى، در شب ۱۹ [[ماه رمضان]] ۱۳۳۷ ق. در جوار مرقد مطهّر حضرت [[موسى بن جعفر]] و [[امام محمدتقى علیه‌السلام|امام محمّد تقى]] (علیهما السلام) جان به جان آفرین تسلیم کرد و در مقبره اى که او از پیش براى خود آماده کرده بود ـ میان ایوان قبله و صحن قریش ـ به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;ریحانة الادب، ج ۵، ص۲۱. احسن الودیعة، ج ۱، ص۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[http://nbo.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-137.aspx سایت فرهیختگان تمدن شیعی]، نویسنده: ابوالحسن ربانى، تاریخ بازیابی: ۳۰ مهر ۱۳۹۸.&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدابوالقاسم (3).jpg|alt=خروج علمای نجف برای رویارویی با ارتش انگلیس در سال 1334 قمری|از راست: مهدی آخوند خراسانی، محمدجواد جواهری، [[سید محمدسعید حبوبی]]، [[سید مصطفی کاشانی|سید مصطفی حسینی کاشانی]]، سید ابوالقاسم حسینی کاشانی (پشت سر پدر)،  سید علی رضوی تبریزی نجفی ملقب به سید علی داماد، سید محمد طباطبایی یزدی، سید محمدعلی بحرالعلوم و اسحاق رشتی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدابوالقاسم (9).jpg|alt=آیت الله کاشانی در جوانی به همراه پدر|[[سید مصطفی کاشانی|سید مصطفی حسینی کاشانی]] و [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم حسینی کاشانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سیدابوالقاسم (8).jpg|alt=علمای نجف در کاظمین - برای رویارویی با ارتش انگلیس در سال 1333 قمری|ردیف جلو از راست: [[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]]، جواد شبیبی، محمدجواد صاحب جواهر، سید محمد طباطبایی یزدی، ناشناس، [[سید مصطفی کاشانی|سید مصطفی حسینی کاشانی]]، [[شیخ الشریعه اصفهانی|فتح‌الله غروی اصفهانی]] معروف به شیخ الشریعه اصفهانی، سید علی رضوی تبریزی نجفی ملقب به سید علی داماد، سید ناشناس، عبدالکریم جزایری، عبداللطیف جزایری و ناشناس -  ردیف عقب از راست: محمدجواد جزایری، سید جعفر بحرالعلوم، ناشناس، سید ابوالقاسم حسینی کاشانی، سید محمدعلی بحرالعلوم و ناشناسان&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|کاشانی،سید مصطفی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در کاظمین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B5%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168683</id>
		<title>سید مصطفی صفایی خوانساری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%B5%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168683"/>
		<updated>2026-07-18T10:38:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید مصطفى صفایى خوانسارى»''' (۱۲۸۱-۱۳۷۱ ش)، فقیه اصولی، محدث و مرجع تقلید [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|آیت‌الله حائرى]] بود. این عالم ربانی، از جمله شخصیت‌هاى صاحب‌نظر [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]] در زمینه علوم مختلف اسلامى و محل رجوع بسیاری از علما بود. آیت‌الله خوانسارى مسئولیت جلسه استفتائات [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردى]] را نیز بر عهده‌ داشت. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مصطفى حسینی صفایى خوانسارى&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:صفايى-خوانساری.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۸۱ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = خوانسار، [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات = ۱۳۷۱ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]] &lt;br /&gt;
|اساتید =  [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]، [[میرزا محمدحسین نائینی]]، [[سید_ابوالحسن_رفیعی_قزوینی|سید ابوالحسن رفیعى قزوینى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = الدیانة الاسلامیه، الجواهر المودعه، حاشیه بر [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]، حاشیه بر [[شرح لمعه]]، حاشیه بر [[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین الاصول]]،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفى حسینی خوانسارى -فرزند آیت الله سید احمد حسینى- در ماه [[ربیع الاول]] سال ۱۳۲۱ هـ.ق (۱۲۸۱ هـ.ش) در شهرستان خوانسار [[اصفهان]]، چشم به جهان گشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان او از [[سادات]] حسینى و از بزرگان [[علم]] و سیادت در عصر خود بودند. آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|نجفى مرعشى]] در مقدمه کتاب «کشف الاستار عن وجه الکتب والاسفار» از تألیفات آیت الله سید احمد حسینى خوانسارى (پدر سید مصطفى خوانسارى) در تجلیل از وى مى نویسد: «علامه [[فقیه|فقیه]]، اصولى [[محدث]]، مفسر رجالى، ادیب زاهد، شیخنا فى الروایة، حاج سید احمد حسینى عبیدلى اعرجى خوانسارى، مشهور به «صفایى» از بزرگان علم بود. پدران و اجداد او همه از سادات بلندمقام و شریف بوده و به سادات علماى [[مدینه|مدینه]] منسوب بودند... او داراى فرزندانى بود که عالم جلیل متتبع، آیت الله حاج سید مصطفى حسینى صفایى خوانسارى از مشهورترین و افضل و ارجمندترین آنها است که در [[قم]] سکونت دارد... آیت الله سید احمد صفایى خوانسارى داراى تألیفات متعدد ازجمله کتاب ارزشمند &amp;quot;کشف الاستار&amp;quot; بود».&amp;lt;ref&amp;gt;کشف الاستار عن وجه الکتب والاستار، مؤسسه آل البیت، ج ۱، ص ۱۳ و ۱۵ و ۲۶. این کتاب مانند کتاب «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعه]]» حاج آقا بزرگ تهرانى است و سال ها قبل از آن نوشته شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
سید مصطفى خوانسارى پس از گذراندن مکتب، به تحصیل مقدمات علوم حوزوى روى آورد و با حافظه قوى و هوش سرشارى که داشت، در نوجوانى روانه مدرسه علمیه «مریم بیگم» خوانسار شد. مقدمات را در محضر دایى بزرگوارش، مرحوم سید على رضوى خوانسارى آموخت. سپس سطوح عالى را در محضر والد بزرگوارش، آیت الله سید احمد خوانسارى و شخصیت هاى علمى آن زمان خوانسار همچون آیات: آخوند محمد بیدهندى، سید على‌اکبر بیدهندى و آقا میرزا محمود ابن الرّضا خوانسارى فراگرفت و دروس [[سطوح حوزه|سطوح]] را به پایان رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هجرت به قم:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ماه [[شعبان]] ۱۳۴۰ هـ.ق، مرحوم [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|آیت الله عبدالکریم حائرى]] از شهر اراک به [[قم]] مهاجرت کرد و به تأسیس و بازسازى [[حوزه علمیه قم]] پرداخت. آیت الله سید مصطفى صفایى خوانسارى نیز در همین سال براى کسب فیض از محضر آیت الله حائرى، به قم هجرت کرد و چندین دوره در حوزه درس [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فقه]] ایشان شرکت جست؛ به طورى که در شمار خواص اصحاب آیت الله حائرى درآمد. وى در مجلس [[فتوا|استفتاى]] ایشان شرکت مى کرد و بسیار از آیت الله صفایى خوانسارى شنیده مى شد که مى فرمود: «این فرع در محضر آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى مطرح شد و ایشان چنین فرمودند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله صفایی خوانسارى مورد وثوق آیت الله حائرى بود، به طورى که وقتى اهالى محله چهل اختران [[قم]] از مرحوم آیت الله حائرى تقاضا کردند یکى از علماى مورد اطمینان خویش را جهت اقامه [[نماز جماعت]] به آن محل بفرستد، این مأموریت را به آیت الله صفایى خوانسارى محول کرد و ایشان حدود شصت سال در [[مسجد]] چهل اختران اقامه جماعت مى کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکى از نشانه هاى مورد وثوق بودن ایشان در محضر آیت الله حائرى، این بود که: در پاسخ به نامه مرحوم آیت الله [[سید محمدتقی خوانساری|سید محمدتقى خوانسارى]] (م، ۱۳۷۱ هـ.ق) در شأن ایشان، چنین پاسخ نوشت: «جناب مستطاب شریعتمدارى، معظم‌له (آقاى سید مصطفى صفایى خوانسارى) سالها است که در این حوزه علمیه اشتغال به تحصیل داشته و دارد و بحمدالله تعالى به مراتب عالیه نائل شده است و مقامات ایشان از حیث فضل، [[اجتهاد]]، [[تقوا]] و [[اخلاق]] محل شبهه نیست. کثَّرَ اللّهُ اَمْثالَهُ. الأحقر عبدالکریم حائرى».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیت الله حاج شیخ مجتبى اراکى در این باره مى نویسد: «به نظر این جانب، معظم‌له زینت بخش کرسى فقاهت و تدریس بودند. در جلسات بحث، روان بخش بود و در نشست هاى [[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]]، روح‌افزا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هجرت به نجف اشرف:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مصطفى صفایى خوانسارى براى استفاده از محضر درس اساتید بزرگ [[نجف]] اشرف، به [[حوزه علمیه]] نجف مسافرت کرد. حدود یک سال مقیم آن شهر شد و در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] از محضر آیات عظام: [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] و [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا حسین نائینى]] استفاده کرد و همچنین از محضر درس آیات عظام: [[سید حسین طباطبائی قمی|آقا حسین قمى]]، آقازاده خراسانى، میرزا محمدصادق اصفهانى و [[محمدرضا نجفی اصفهانی|آقا رضا مسجدشاهى اصفهانى]] نیز بهره مند شد. سپس به [[قم]] بازگشت و تا آخر عمرِ [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|آیت الله حائرى]] (سال ۱۳۵۵ هـ.ق) در محضر درس ایشان به تحصیل پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;اقتباس از گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خوانسارى همچنین براى تحصیل معارف عقلى و علم [[کلام]]، [[فلسفه]] و [[عرفان]]، مدتى در حوزه درس عارف بزرگ، آیت الله [[آیت الله محمدعلی شاه آبادی|میرزا محمدعلى شاه‌آبادى]] (م، ۱۳۶۳ هـ.ق) و آیت الله [[سید ابوالحسن رفیعی قزوینی|سید ابوالحسن رفیعى قزوینى]] (م، ۱۳۹۵ هـ.ق) شرکت کرد و از [[حکمت]] و عرفان آن دو بهره اى فراوان برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله خوانسارى از بدو ورود به [[قم]] در جرگه علاقمندان به [[امام خمینى]] قرار گرفت و ارتباط زیادى با ایشان داشت. وى در بسیارى از دروس، از جمله کلاسهای علامه شاه‌آبادى و آیت الله رفیعى قزوینى، همراه و همدرس مرحوم امام بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت الله صفایى خوانسارى در کنار تحصیل، به تدریس، تحقیق و تألیف می پرداخت که قسمتى از این تألیفات عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#الدیانة الاسلامیه (در اصول [[عقاید|اعتقادات]])؛&lt;br /&gt;
#تقریرات درس فقه و اصول آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]]؛&lt;br /&gt;
#حواشى بر «دُرر الفوائد» آیت الله حائرى در زمینه‌ی [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]]؛&lt;br /&gt;
#الجواهر المودعه؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[شرح لمعه]]؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین الاصول]]؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]].&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ اصفهان، ج ۲، ص ۲۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه علمى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله صفایی خوانسارى از معدود شخصیت هاى علمى [[حوزه علمیه]] [[قم]] بود که در زمینه علوم مختلف اسلامى صاحب‌نظر بود و با ذهن قوى و حافظه اى کم‌نظیر به بحث و بررسى پیرامون مسائل [[فقه|فقهى]]، [[حدیث|حدیثى]]، [[علم کلام|کلامى]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصولى]]، [[تفسیر قرآن|تفسیرى]]، [[فلسفه|فلسفى]]، [[تاریخ|تاریخ]]، [[علم رجال|رجال]] و [[درایه|درایه]] مى پرداخت. از همین رو معمولاً شخصیت هاى برجسته علمى حوزه براى حل مشکلات علمى خویش به صورت حضورى، تلفنى یا کتبى به ایشان مراجعه و مشکل خود را حل مى کردند. حضرت آیت الله [[علامه حسن زاده آملی|حسن‌زاده آملى]] پس از فوت ایشان فرمود: «مرحوم آیت الله خوانسارى براى ما یک محور بودند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او بسیار «حاضرالذهن» بود، به طورى که بعضى او را «کتابخانه سیار» مى خواندند. هر سؤال فقهى و اسلامى از او مى شد، بى‌درنگ جواب کامل مى داد. همچنین او را جامع معقول و منقول مى خواندند که در موقعیت خود، برازندگى آشکارى داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خوانسارى از اصحاب خاص و بسیار مورد علاقه [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]] بود. وى مسئولیت جلسه استفتائات آیت الله بروجردى را نیز عهده‌دار بود و پس از رحلت آیت الله بروجردى، در ردیف [[مرجعیت|مراجع]] تقلید قرار داشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نامه ها و مکاتبات بازمانده مرحوم آیت الله بروجردى به آیت الله صفایى خوانسارى، مشخص مى شود که آیت الله بروجردى مهمترین و حساس ترین مسائل مربوط به شخصیت هاى علمى شهرستان ها و مراجع عظام مقیم در استان ها را به صورت مکتوب با آیت الله صفایى خوانسارى مطرح و ارجاع مى داد و در حقیقت، موضوع بسیار حساس ارتباط با مراجع را به ایشان محول کرده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;اقتباس از دست نوشت آیت الله زاده، آقاى سید احمد صفایى.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگى‌هاى علمی و اخلاقى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مرحوم آیت الله خوانسارى منیّت خویش را زیر پا گذاشته بود. او در نهایت سادگى، زندگى بسیار فقیرانه اى داشت و از ابتدایى ترین امکانات محروم بود. پیوسته به صورت پیاده جهت اقامه [[نماز جماعت]] به [[مسجد]] و مدرسه و یا مجالس دیگر مى رفت و براى تأمین حوائج روزمره اش شخصاً به نانوایى و... مراجعه مى کرد.&lt;br /&gt;
*اهل مطالعه بود. اگر کتاب خوبى بدست مى آورد، از اول تا آخرش را با دقت مطالعه مى کرد و بر اندوخته هاى علمى خود مى افزود و به دیگران نیز مى آموخت. از این رو، بر مطالب مختلف علمى احاطه و تسلط داشت، به طورى که در بین فضلا و طلاب به عنوان «کامپیوتر علوم اسلامى» لقب گرفت. یکى از فضلاى حوزه مى گفت: «هر سؤالى که از ایشان مى پرسیدند، بى‌درنگ آن چنان جواب مى داد که گویا یک ساعت آن را مطالعه یا تدریس کرده است».&lt;br /&gt;
*در علم [[درایه]]، [[حدیث]]، [[رجال]] و مخطوطات و کتاب شناسى، مهارت فوق‌العاده داشت. اگر نامى از یک شخصیت روایى به میان مى آمد، اطلاعات دست اول از تاریخ تولد، فوت، دلائل [[مرگ]]، تألیفات و زندگى فرزندان او بیان مى کرد. که باعث حیرت و تعجب همگان مى شد. چه بسا مى شد کتابى دست ایشان داده مى شد که آغاز و انجام نداشت و بالبداهه یقین مى کرد که چه کتابى است و مؤلف آن کیست.&lt;br /&gt;
*ایشان کتابخانه شخصى بسیار نفیسى داشت که از بهترین کتابخانه هاى موجود بود و علاوه بر کتاب هاى مختلف چاپى، کتاب هاى نفیس خطى منحصر به فردى داشت، جالب این است که کتابى در کتابخانه ایشان دیده نمى شود، مگر آن که آن مرحوم، از اول تا آخر، آن کتاب را با دقت و وسواس خاص مطالعه کرده و در حاشیه بعضى از کتاب ها تعلیقاتى نوشته است.&lt;br /&gt;
*روشنفکر به معنى صحیح کلمه بود. به تنظیم برنامه هاى درسى مدارس و تدریس دروس مختلف براى طلاب جوان، تربیت و آشنا کردن آن ها به علوم روز، علاقه بسیار داشت و چنین کارهایى را از امور لازم مى دانست.&lt;br /&gt;
*عالم و محدثى ماهر و واجد شرایط براى [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] دادن در نقل روایات و به اصطلاح «صاحب اجازه روایتى» از [[مشایخ|مشایخ]] بزرگ روایتى بود. یکى از اساتید مى نویسد: «آیت الله صفایى خوانسارى در اجازه اى که براى اینجانب نگاشته، نام بیست و شش نفر از مشایخ اجازه خود را یاد کرده است».&amp;lt;ref&amp;gt;نگاهى به خوانسار، ص ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات فرهنگى و اجتماعى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکى از ویژگى هاى ممتاز آیت الله خوانسارى، فراهم نمودن گنجینه اى نفیس از کتاب هاى خطى قدیمى و نگهدارى آن ها بود. آن چه در این راستا مهم است، این که ایشان به علما و فضلا اجازه مى داد از آن گنجینه استفاده کنند و گاهى کتاب را در اختیار آن ها مى گذاشت. همچنین از ناشران مى خواست تا به چاپ و انتشار آن ها اقدام کنند، با این که این کار موجب کاهش ارزش مادى کتب خطى مى شد. حاصل این طرز تفکر و بینش الهى، انتشار ده ها اثر علمى در زمینه هاى [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تاریخ|تاریخ]]، [[رجال]]، [[عرفان]] و... بود که هم‌اکنون در کتابخانه هاى کشورها، در اختیار علاقمندان به معارف [[اسلام]] و [[تشیع]] قرار دارند. بخشى از این کتاب هاى چاپ شده، عبارتند از: [[قرب الإسناد (کتاب)|قُرب الإسناد]] [[عبدالله بن جعفر حمیری|عبدالله حمیری]]؛ [[جعفریات (کتاب)|جعفریات]]؛ [[رسائل الشریف المرتضی|رسائل الشریف مرتضى]]؛ المهذب [[ابن براج]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله خوانسارى در گسترش کتابخانه ها از جمله کتابخانه هاى [[مدرسه فیضیه]] و [[مسجد اعظم قم|مسجد اعظم]] نقش ارزنده اى داشت. کتاب هاى ارزشمندى را که در شهرها وجود داشت، خریدارى مى کرد و به این کتابخانه ها مى آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخشى از خدمات اجتماعى ایشان عبارت است از بازسازى [[مسجد]] بزرگ محله پایتخت خوانسار و مساجد و برخى مدارس که هر کدام به نوبه خود منشأ آثار و برکات فرهنگى و معنوى فراوانى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خوانسارى بالغ بر شصت سال در مساجد مختلف به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] پرداخت. او به این وسیله با مردم تماس داشت و به حل مسایل مردم مى پرداخت. در عصر [[مرجعیت]] [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]]، پس از اتمام ساختمان مسجد اعظم، مرحوم آیت الله بروجردى شب ها در آن مسجد اقامه جماعت مى کرد، ولى پس از مدتى که به علت کسالت نتوانست در جماعت حضور یابد، مرحوم آیت الله خوانسارى را به نیابت از خویش جهت اقامه [[نماز]] مغرب و عشاء در مسجد اعظم، تعیین فرمود. همچنین هنگامى که آیت الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]، به همراه گروهى از علماى [[نجف]] به [[قم]] مهاجرت کرد، [[نماز جماعت]] در حرم [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها را اقامه فرمود. وقتى وى تصمیم گرفت به نجف اشرف بازگردد، مرحوم آیت الله خوانسارى را به نیابت خویش تعیین کرد و آن مرحوم متجاوز از پنجاه سال، صبح ها در مسجد بالاسر اقامه نماز جماعت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام در شامگاه روز پنجشنبه، مورخ ۱۳۷۱/۷/۲۳ شمسى (۱۷ [[ماه ربیع الثانی|ربیع الثانى]] ۱۴۱۳ ق) روح‌ بلند آیت الله سید مصطفى صفایى خوانسارى به ملکوت اعلى پیوست. یک هفته قبل از وفات، آیت الله [[ناصر مکارم شیرازی|ناصر مکارم شیرازى]] براى [[عیادت بیماران|عیادت]] به محضرشان آمد، دست در دست آقاى مکارم نهاد و فرمود: «من بزودى مى روم، ولى حوزه باید بماند. شماها حوزه را حفظ کنید.» صبح روز پنج شنبه به پسر بزرگش فرمود: «امروز آخر عمر من است، مى خواهم سبک باشم، مرا راحت بگذارید و از خوردن دوا و غذا معافم دارید.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیکر پاک این عالم ربانى را از [[مسجد]] امام حسن عسکری علیه السلام به طرف [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم مطهر حضرت معصومه]] سلام الله علیها [[تشییع جنازه|تشییع]] کردند و در مسجد بالاسر - جایى که بیش از شصت سال در آن جا صبح ها اقامه نماز جماعت کرده بود - به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، &amp;quot;سید مصطفى صفایى خوانسارى&amp;quot;، محمد محمدى اشتهاردى، جلد ۷.&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی (2).jpg|سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی (4).jpg|از راست: سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری، [[محمدتقی فلسفی]] و ابوالفضل تولیت&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی (5).jpg|سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی (1).jpg|از راست: گنجعلی اوغلی، سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری و [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی (3).jpg|alt=امام خمینی و آیت الله صفایی خوانساری|از راست: ناشناس، سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری، [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]] و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی0 (1).jpg|از راست تکیه به دیوار: [[محمدجواد مغنیه]]، سید کاظم میرفیضی شریعتمداری، حسن تیلی تبریزی، سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی0 (2).jpg|1. سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری و 2. سید هادی خسروشاهی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (44).jpg|از راست: سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری، [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی]] و [[مرتضی حائری یزدی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|صفایی خوانساری،سید مصطفی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=168682</id>
		<title>سید مصطفی خمینی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;diff=168682"/>
		<updated>2026-07-18T06:44:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
'''«سید مصطفی خمینی»''' (۱۳۵۶-۱۳۰۹ ش) -فرزند [[امام خمینی]]-، [[فقیه]] اصولی، مفسر و فیلسوف [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[سید محمد محقق داماد]] بود. این عالم مجاهد، در تمام دوران مبارزه با رژیم پهلوی، یار و همراه پدر بزرگوارش بود و سرانجام در [[نجف]] اشرف به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید. آثار و تألیفات سید مصطفی خمینی از جمله کتاب «[[تحریرات فی الاصول (کتاب)|تحریرات فی الاصول]]»، نشانگر عظمت علمی ‌‌و فکری او است.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:مصطفی خمینی.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۳۰۹ شمسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[قم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|وفات = ۱۳۵۶ شمسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مدفن = [[نجف]]، [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم امام علی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید = [[امام خمینی]]، [[سید محمد محقق داماد]]، [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خویی]]،...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|آثار = [[تحریرات فی الاصول (کتاب)|تحریرات فی الاصول]]، شرح زندگانی ائمه معصومین علیهم‌السلام، القواعد الحکمیه، القواعد الرجالیه، مستند تحریر الوسیله،...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفی خمینی فرزند [[امام خمینی|سید روح الله خمینی]]، در سال ۱۳۰۹ شمسی در شهر مقدس [[قم]] چشم به جهان گشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاقه فراوان سید مصطفی خمینی به [[اسلام]] و روحانیت و راهنمایی‌های پدر بزرگوارش موجب گردید که بعد از اتمام دوران ابتدایی در سال ۱۳۲۴ ش. در صف طلاب [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] قرار گیرد. او در راه فراگیری علوم [[اهل بیت]] علیهم السلام تلاشی بی‌وقفه و فوق‌العاده داشت و در کمتر از شش سال دروس [[سطوح حوزه|سطح حوزه]] را به پایان رسانید. ایشان در این دوره از اساتیدی مثل آیات بزرگوار [[شیخ مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضی حائری]]، [[شهید صدوقی]] و شیخ عبدالجواد اصفهانی بهره جست.&amp;lt;ref&amp;gt; مجله یاد، ش ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفی خمینی بعد از شش سال تحصیل، در ۲۲ سالگی (حدود سال ۱۳۳۰ ش) به دوره تخصصی خارج [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فقه]] وارد شده و از اساتیدی بهره برد که عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمری]]&lt;br /&gt;
*آیت الله [[آیت الله بروجردی|سید حسین ‌‌بروجردی]]&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید محمد محقق داماد|سید محمد محقق داماد]]&lt;br /&gt;
*آیت الله [[‌‌امام خمینی]] (پدر گرامیشان)&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید محمود حسینی شاهرودی|سید محمود حسینی شاهرودی]]&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید ابوالقاسم خویی]]&lt;br /&gt;
*آیت الله محمدباقر زنجانی&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید محسن حکیم|‌‌سید محسن حکیم]].&amp;lt;ref&amp;gt; مجله ۱۵ خرداد، ش ۴، حوزه، ش ۸۲-۸۱، ص ۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفی علاوه بر [[اجتهاد]] در فقه و اصول، در علوم معقول و منقول نیز دارای تبحر بوده است و دانش [[حکمت]] و [[فلسفه]] را از اساتید زیر فراگرفته و در سن حدود ۳۰ سالگی جامع معقول و منقول شد.&amp;lt;ref&amp;gt; حوزه، ش ۸۲-۸۱، ص ۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آیت الله فکور یزدی&lt;br /&gt;
*آیت الله [[‌‌امام خمینی]]&lt;br /&gt;
*آیت الله [[علامه طباطبایی]]&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید ابوالحسن رفیعی قزوینی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد استعداد علمی ایشان، حضرت [[سید علی حسینی خامنه ای|آیت الله ‌‌خامنه‌ای]]، رهبر معظم انقلاب اسلامی ‌‌می‌‌فرماید: «در درس [[امام خمینی|امام]] جزء بهترین شاگردان بود، اگر نگوییم بهترین شاگرد. و در عین حال خود او یک مدرس معروف بود، [[فلسفه]] و [[فقه]] درس می‌‌داد...».&amp;lt;ref&amp;gt; روزنامه اطلاعات، ش ۱۸۸۸۰، آبان ۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج آقا مصطفی از جمله کسانی بود که برای فهم و درک مطلب از هیچ گونه سؤال کردن و [[مباحثه]] با استاد ابایی نداشت. آیت الله ابطحی کاشانی از یاران سید مصطفی، درباره علاقه و هوش سرشار او به درس می‌‌گوید: «... خصوصیتی که در شهید حاج آقا مصطفی سراغ داشتم، این بود که از همان اول، حالت تعبد نسبت به مطالب علمی ‌‌نداشت؛ یعنی مثلا اگر [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] یا هر بزرگواری مطلبی را گفته است سربسته نمی‌‌پذیرفت، بلکه مانند امام در مقام تجزیه و تحلیل برمی‌‌آید و می‌‌توان گفت از همان اوایل روح [[اجتهاد]] داشت و همین هم باعث ترقی او شد».&amp;lt;ref&amp;gt; مجله پاسدار اسلام، ش ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفی خمینی علاوه بر تدریس [[علوم اسلامی]]، ‌‌دارای آثار و تألیفات زیادی نیز می‌‌باشد و آثار قلمی ‌‌او نشانگر عظمت علمی ‌‌و فکری آن مرحوم است. برخی از تألیفات ایشان عبارت است از:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Salaaat.jpg|thumb|left|کتاب الطهارة؛ یکی از آثار آیت‌الله سيد مصطفى خمينى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#القواعد الحکمیه ([[حاشیه]] بر [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]])&lt;br /&gt;
#کتاب البیع (دوره کامل مباحث استدلالی بیع در سه جلد)&lt;br /&gt;
#مکاسب محرمه (در دو جلد)&lt;br /&gt;
#مبحث [[اجاره]]&lt;br /&gt;
#مستند «[[تحریر الوسیله (کتاب)|تحریر الوسیله]]» [[‌‌امام خمینی]]&lt;br /&gt;
#تعلیقه‌ای بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]&lt;br /&gt;
#تفسیر القرآن الکریم (در چهار جلد که ناتمام می‌‌باشد)&lt;br /&gt;
#[[تحریرات فی الاصول (کتاب)|تحریرات فی الاصول]] (از اول [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] تا [[استصحاب]] تعلیقی)&lt;br /&gt;
#شرح زندگانی [[ائمه اطهار|ائمه معصومین]] علیهم‌السلام (تا زندگانی [[امام حسین]] علیه السلام)&lt;br /&gt;
#کتاب الاصول&lt;br /&gt;
#القواعد الرجالیه&lt;br /&gt;
#کتابی در مبحث [[ازدواج|نکاح]]&lt;br /&gt;
#حاشیه بر «شرح هدایه» [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
#حاشیه بر «[[المبدا و المعاد (ملاصدرا)|المبداء و المعاد]]» ملاصدرا&lt;br /&gt;
#حواشی بر «[[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]» [[سید ابوالحسن اصفهانی]]&lt;br /&gt;
#تطبیق [[علم هیئت|هیئت]] جدید بر هیئت نجوم اسلامی‌‌&lt;br /&gt;
#حاشیه بر «خاتمه مستدرک».&amp;lt;ref&amp;gt; مجله یاد، ش ۱۲، شهیدی دیگر از روحانیت، ص ۲۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج آقا مصطفی بیشتر از هر جهادی مبارزه با [[شیطان]] درونی را لازم می‌‌دید و کسب [[تقوا]] و پرهیز از تبعیت هوای نفس را بزرگترین [[جهاد]] می‌‌دانست و در این راه به حد اعلای مبارزه رسید و خود را به گروه سالکان الی الله و اولیای پاک الهی رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سیر و سلوک به مقامی ‌‌رسیده بود که در دستورالعملی اخلاقی می‌‌گوید: «بدان ای برادرم، دوست عزیز و بزرگوارم، پس از فهم آن چه در این سطور آمد و بعد از آن که به علوم عادی آگاه گردیدی و رسوم ظاهری را برپا داشتی، باید تلاش بی‌امان را برای رسیدن به برترین مقصد، والاترین هدف، شیرین‌ترین مسلک و دلپذیرترین شیوه پیشه کنی و آن «جان جهان شدن» است. رسیدن به این مقام والا و بلند، جز با دور کردن پستی‌ها، تیرگی‌ها و حجاب‌های مادی و مدت و جلب صفات کمال و برتر، از راه عمل به دستور [[شرع]] انور و حرکت بر مقتضای [[ایمان]] و کوشش در اجرای فرامین الهی و احکام عملی، بدنی و قبلی نشاید. ...شگفتا! آیا وجدانت اجازه می‌‌دهد، با توان و قدرتی که او ارزانی داشته، بر خوان گسترده‌اش او را نافرمانی و سرکشی کنی؟ آیا می‌‌پسندی توان، اراده و [[حکمت]] او را در آن چه ناروا شمرده بکارگیری و بی‌حرمتی روا داری؟ پناه می‌‌بریم به خدای دانای شنوا از شیطان رانده شده از درگاه خدا. ... [[جهاد اكبر‌‌‌‌‌‌‌|جهاد اکبر]] را پیشه کن، تا الگویی حق‌نما گردی و مشمول پاداش شهیدان، که در سخنان معصومین آمده است: ...بارالها! طعم [[عفو]]، شیرینی [[آمرزش الهی|آمرزش]] و رحمت خود را بر ما بچشان، تا از سیاهی‌های ذلت بیرون بیاییم و لباس [[کفر]] و [[نفاق]] را از تن بدریم. به تو شکوه می‌‌بریم که تو ملجأ هر شکایتی».&amp;lt;ref&amp;gt; حوزه، ش ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجة السلام رحیمیان از یارانش می‌‌گوید: «یکی از خصوصیات حاج آقا مصطفی این بود که ایشان مقید به پیاده روی از [[نجف]] به [[کربلا]] در تمام [[زیارت]]‌های مخصوصه [[امام حسین]] علیه السلام بود...».&amp;lt;ref&amp;gt; پاسدار اسلام، ش ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا مصطفی موقعی که به [[زیارت]] می‌‌رفت در بین راه مثل سایر زوار - بدون این که خود را آقازاده و صاحب علم و شهرت بداند - به صورت طبیعی اعمال و کارهایش را انجام می‌‌داد. و علاوه بر زیارت [[امیرالمومنین]] علیه السلام و [[سیدالشهداء]] علیه السلام، به زیارت دوره [[مسجد سهله]] و [[مسجد کوفه]] می‌‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد دیگر زندگانی این شهید عزیز، روح بلند و عاطفی اوست؛ همیشه با دیگران برخوردی صمیمی ‌‌و مهربان داشت، از بیماران [[عیادت بیماران|عیادت]] می‌‌کرد و در این مورد توجهی به وضعیت مالی عیادت شدگان نمی‌‌کرد، بلکه افراد بی‌بضاعت و کم درآمد را در خانه محقر و پرمهر و محبت آن‌ها عیادت می‌‌کرد و با کمال [[تواضع]] در کنارشان نشسته و وارد صحبت می‌‌گردید و گاهی برای شاد کردن آنان هدایایی با خود می‌‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در نگاه بزرگان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[امام خمینی]] بعد از شهادت فرزندش سید مصطفی می گوید: «من امید داشتم که این مرحوم (حاج آقا مصطفی) شخص خدمتگذار و سودمند برای [[اسلام]] و مسلمین باشد ولی «لا رادّ لقضائه و انّ الله لغنی عن العالمین».&amp;lt;ref&amp;gt; صحیفه نور ج ۲۲، ص ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سید رضا بهاءالدینی|آیت الله ‌‌بهاءالدینی]]: «... ابن الامام، بل هو الامام، بل له اب مثل الامام، شدید الحبّ بالامام لا لأجل الابوه، والامام شدید الحب لا لأجل ابنوه، بل لجهات اُخر لامجال لذکرها».&lt;br /&gt;
*مقام معظم رهبری حضرت [[سید علی حسینی خامنه ای|آیت الله خامنه‌ای]]: «مرحوم سید مصطفی خمینی یکی از شخصیت های بالقوه و بالفعل اسلام بود. روزی که ایشان شهید شدند، در حدود سنین ۴۸-۴۷ سالگی بودند و در آن سن جزء ممتازینی بود که در حوزه‌های علمیه [[قم]]، [[نجف]]، [[مشهد]] و... وجود داشت، بنده ایشان را به عنوان یک چهره برجسته [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]] از سال‌های قبل می‌‌شناختم».&lt;br /&gt;
*آیت الله محمدهادی معرفت: «[[تواضع]] و فروتنی از ویژگی‌های آن مرحوم بود و این در حالی بود که ایشان هم به دلیل فرزندی امام و هم به خاطر ویژگی‌هایی فردی از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردار بود... ایشان جلوتر از پدر بزرگوارشان حرف نمی‌‌زد، و اصولاً نمی‌‌توان آن مرحوم را از والد جدا دانست».&amp;lt;ref&amp;gt; شهیدی دیگر از روحانیت، ص ۴۰، ۵۵، ۹۰، ۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفی خمینی در مکتبی بزرگ شده بود که سیاست با آن عجین شده و عین دیانت بود، لذا از همان روزهای اول که پدر بزرگوارش [[امام خمینی]] در این مسیر قدم نهاد با کمال جدیت و تلاش حرکت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان بعد از دستگیری حضرت امام در شب ۱۵ خرداد ۴۲، نقش بسزایی در به حرکت درآوردن نیروهای مردمی ‌‌داشت و همان زمان با تمام نیرو فریاد زد که: مردم خمینی را گرفتند، مردم خمینی را بردند و این صدا به صورت برق در سر تا سر [[قم]] پیچید و هنوز صبح ۱۵ خرداد طلوع نکرده بود که میان مردم رفته و با انبوهی از جمعیت به طرف صحن [[حضرت معصومه]] علیهاالسلام به راه افتادند و از دستگیری امام اعلام انزجار و تنفر نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ایشان به حدی بود که [[ساواک|ساواک]] درباره وی آورده است: «در شهرستان قم پسر آیت الله خمینی که معمم می‌‌باشد، به جای وی نشسته و دستورهای او را به مورد اجرا می‌‌گذارد و اعلامیه‌هایی تهیه و برای روحانیون می‌‌فرستد...».&amp;lt;ref&amp;gt; مجله ۱۵ خرداد، ش ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعی که امام در «قیطریه» تحت نظر بود، سید مصطفی تنها رابط امام با دیگر روحانیون و مبارزان بشمار می‌‌آمد و فرمان‌های امام را به دیگران می‌‌رساند. در همین رابطه ساواک می‌‌نویسد: «طبق اطلاع واصله اخیرا پسر آیت الله خمینی با افراد متنفذ و مخالف دولت در تماس ‌‌می‌‌باشد، چون مشارالیه می‌‌تواند با پدرش ملاقات نماید از این لحاظ رابط بین پدرش و افراد مخالف دولت است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی دستگیری امام در ۱۳ آبان ۴۳ شمسی، ایشان با جمع‌آوری اشخاص و ملاقات با مراجع [[قم]] موضوع را با مردم در میان می‌‌گذارد و به منزل [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|آیت الله مرعشی نجفی]] می‌‌رود، ولی از آن جا که دژخیمان شاهنشاهی از وجود او وحشت داشتند به منزل آیت الله مرعشی ریخته و مصطفی را دستگیر می‌‌کنند و به [[تهران]] می‌‌فرستند. ایشان ۵۷ روز در زندان بودند که با فشارهای مردم و دیگر نیروها در هشتم دی ماه ۴۳ آزاد می‌‌شود به این شرط که به [[ترکیه|ترکیه]] پیش امام برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفی چنان استوار در مقابل ساواک و نیروهای حکومتی در این مدت ایستاد که آن‌ها را به تنگ آورده بود. او مدت ۹ روز تحت بازجویی بود و در پاسخ به این سؤال ساواک که، انگیزه امام از سخنرانی بر ضد کاپیتولاسیون چه بوده است؟ نوشت: «این یک مسأله‌ای است که تحمیل بر ملت شده است و تقریباً حکم حیثیت‌فروشی، آزادی‌فروشی و شخصیت‌فروشی است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از­ تصویب لایحه­ کاپیتولاسیون در ۱۳۴۳، امام به محض اطلاع از آن اعلام کرد که در آن ­زمینه سخنرانی خواهد کرد. مقامات دولتی به­ محض این­که از تصمیم امام باخبر شدند در پی رایزنی برآمدند تا امام را منصرف کنند. لذا به [[قم]] آمدند و درخواست ملاقات با امام را داشتند که امام آنها را به­ حضور نپذیرفت ولذا چاره را در آن یافتند که با سید مصطفی دیدار کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;رجبی، محمد­حسن؛ زندگی­نامه سیاسی امام­خمینی، تهران، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۰، ص۲۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این دیدار مامور آنها سعی می­ کرد با آوردن استدلال­هایی از قبیل این­ که «هر گونه حمله به آمریکا به مراتب خطرناک­تر از حمله به شخص اول مملکت است و امام نباید در این مورد سخنرانی بکند»،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: روحانی، سید حمید؛ پیشین، صص۱۰۰۰-۱۰۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در ایشان نفوذ کنند. ولی سید مصطفی با قاطعیت پاسخ دادند: «آیت ­الله خمینی به ­وظیفه خودشان هر جور صلاح بدانند عمل می­ کنند، این­گونه حرف­ها هم نمی ­تواند ایشان را در اجرای وظیفه و رسالتی که به ­عهده دارند به تجدیدنظر وادارند».&amp;lt;ref&amp;gt;زندگینامه و مبارزات سیاسی آیت­الله مصطفی خمینی، ویژه نامه روزنامه اطلاعات، آبان ۱۳۷۶، ص۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی با ورود به [[نجف]] فعالیت­های سیاسی خود را که در زمان تبعیدشان در [[ترکیه|ترکیه]] (به خاطر فضای حاکم بر کشور ترکیه) فرصت چندانی برای عملیاتی­ کردن آنها نداشت، از سر گرفت. در این­جا سید مصطفی یکی از بااهمیت ­ترین و سخت­ ترین نقش­هایشان را در ایجاد برقراری رابطه با مبارزان علیه حکومت پهلوی در سطوح مختلف بر عهده گرفت. اقدام برای نشر افکار انقلابی و اندیشه­ های امام از طریق توزیع [[رساله|رساله­]] عملیه، اعلامیه ­ها، پیام­ها، نامه­ ها و نشر سخنان امام در این نامه­ ها و... همه از مواردی بود که تحت نظر سید مصطفی انجام می­ گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این، از نظر حفاظتی نیز بسیار باهوش و فعال بودند، یکی از طرح‌های شهید بزرگوار این بود که برای حفاظت جان امام که هم رژیم [[ایران]] و هم رژیم [[عراق]] از ایشان ناراضی بودند این بود که باید عده‌ای از طلاب و شاگردان روحانی حضرت امام آموزش نظامی ‌‌ببینند و حفاظت جان امام بر عهده خود شاگردان حضرت امام باشد که در همین رابطه تعداد زیادی از یاران امام در [[نجف]] و [[لبنان]] دوره‌های نظامی ‌‌دیده و از سال ۱۳۵۵ ش. به طور کامل حفاظت جان امام را بر عهد گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج آقا مصطفی در عراق نیز از مبارزه دست نکشید و به دنبال اوج‌گیری نهضت رهایی بخش [[فلسطین]]، تلاش فوق العاده به عمل آوردند که برادران روحانی خارج از کشور به پایگاه‌های فلسطین بروند و در آن جا دوره ببینند، خود ایشان هم در مسائل نظامی ‌‌کار کرده بودند و حتی با اسلحه‌های سنگین هم دوره دیده بودند... اصولا ایشان عنایت خاصی به مبارزه مسلحانه داشتند و به [[آیه]] شریفه {{متن قرآن|«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...»}}([[سوره انفال]]/آیه۶۰) تمسک جسته و از این که مسلمانان چرا آموزش نظامی ‌‌ندارند و تعلیمات نظامی ‌‌نمی‌‌بینند اظهار تأسف و تأثر می‌‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt; مجله پاسدار اسلام، ش ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت‌های ایشان سبب شد که در ۲۱ خرداد ۱۳۴۸ ش. به دنبال برانگیختن [[سید محسن حکیم|آیت الله سید محسن ‌‌حکیم]] بر ضد رژیم بعث، دستگیر و به [[بغداد]] برده شد، و رئیس جمهور وقت (حسن البکر) به او هشدار داد که اگر مردم را بر ضد این رژیم تحریک کنید و با مخالفان رژیم عراق روابط داشته باشید، ناچار تصمیمی ‌‌درباره آنان می‌‌گیریم که موجب ناراحتی پدرتان شود و جالب این که همین تهدید را سپهبد نصیری در سال ۱۳۴۲ ش. کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترس در حکومت [[ایران]] و [[عراق]] از فعالیت‌های شهید حاج آقا مصطفی عاقبت باعث شد که تهدیدشان را عملی کنند و تصمیمی ‌‌را که گفته بودند به انجام رسانند و شب یکشنبه اول آبان ۱۳۵۶ ش. مصطفی را در حالی که ۴۷ بهار از عمرش می‌‌گذشت به طرز مشکوکی مسموم و به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم [[سید احمد خمینی]] درباره شهادت برادرش می‌‌گوید: «آنچه می‌‌توانم بگویم و شکی در آن ندارم این که ایشان را شهید کردند، زیرا علامتی که در زیر پوست بدن ایشان روی سینه ایشان، روی سر و دست و پا و صورت ایشان و همچنین لکه‌های بزرگ حکایت از مسمومیت شدید می‌‌کرد و من شکی ندارم که او را مسموم کردند، اما چگونه این کار صورت گرفته نمی‌‌دانم، ولی همین قد می‌‌توانم بگویم که ایشان چند ساعت قبل از شهادت در مجلس فاتحه‌ای شرکت کردند که در آنجا بعضی از ایادی رژیم پهلوی دست اندرکار دادن چای و قهوه مجلس بوده‌اند».&amp;lt;ref&amp;gt; مجله یاد، ش۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهادت حاج آقا مصطفی درست مثل زندگی او، ضربه‌ای مهلک بر حکومت ستمشاهی بود، خون او بود که گروه‌های مردمی ‌‌را به حرکت درآورد و جرقه انقلاب زده شد و برخلاف تصور رژیم و با شنیدن خبر شهادت حاج آقا مصطفی، بازار [[نجف]] تعطیل شد. جنازه شهید توسط یاران و شاگردان در روز اول آبان به [[کربلا]] برده شد. در این مراسم جمعیت انبوهی شرکت کردند، بیش از هفتاد دستگاه ماشین، جنازه را به کربلا بردند و بازگرداندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیکر شهید سید مصطفی خمینی را با آب [[فرات]]، [[غسل]] دادند و در محل [[خیمه گاه کربلا|خیمه گاه]]، [[کفن]] کردند و پس از طواف در حرم [[امام حسین علیه السلام|حضرت سیدالشهداء]] و [[حضرت عباس]] علیهما السلام به نجف اشرف بازگرداندند و روز دوشنبه دوم آبان در [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|صحن مطهر علوی]] دفن کردند. [[امام خمینی]] در [[مسجد]] بهبهانی حضور یافت و پس از مکث کوتاه و خواندن فاتحه با گامی ‌‌استوار و قامتی آراسته به خانه برگشت و در مراسم [[تشییع جنازه|تشییع]] و [[خاکسپاری]] شرکت نکرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد ۲، زندگی‌نامه &amp;quot;سید مصطفی خمینی&amp;quot; از سید حسین زینالی تیلی.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;شهید مصطفی خمینی&amp;quot;، سید ابوالحسن توفیقیان، سایت پژوهشگاه باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:محمد فاضل لنكرانی (101).jpg|از راست: [[سید مصطفی خمینی|شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی]]، شهاب الدین اشراقی، ناشناس، سید مرتضی فقیه مبرقع و [[آیت الله محمدفاضل لنکرانی|محمد موحدی]]&lt;br /&gt;
پرونده:حجتی0.jpg|از راست: شهاب الدین اشراقی، [[حسن حجتی واعظ]] و [[سید مصطفی خمینی|شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سیداحمد+خمینی.jpg|از راست: [[سید مصطفی خمینی|شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی]]، [[سید احمد خمینی|سید احمد موسوی مصطفوی خمینی]] و سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:مرعشی نجفی (2).jpg|از راست: [[سید مصطفی خمینی|شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی]]، [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]] و [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]]&lt;br /&gt;
پرونده:خمینی (7).jpg|alt=امام خمینی و شهید مصطفی خمینی با لباس مبدل|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی در بورسای [[ترکیه]] ([[سید مصطفی خمینی|شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی]] پشت سر امام مشاهده می شود)&lt;br /&gt;
پرونده:سید مصطفی.jpg|تشییع پیکر شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی در [[نجف]]&lt;br /&gt;
پرونده:علی (22).jpg|قبر شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی، یکی از علمای مدفون در [[حرم امام علی علیه السلام|حرم امیرالمومنین امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
پرونده:سیداحمد (2).jpg|شجرنامه شهید سید مصطفی موسوی مصطفوی خمینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفسرین قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای شهید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاله های مهم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= خوب&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= خوب&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده= دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%DA%A9%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168680</id>
		<title>سید مرتضی کشمیری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%DA%A9%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168680"/>
		<updated>2026-07-18T05:46:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخشی از یک کتاب|کتاب=[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]}}&lt;br /&gt;
'''«سید مرتضی کشمیری»''' (۱۲۶۸-۱۳۲۳ ق)، فقیه اصولی، محدث رجالی، منجم، ریاضیدان و عارف بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری بود. این عالم ربانی در سایه تربیت و ارشاد عالمان بزرگی چون [[ملا حسینقلی همدانی|ملا حسین‌قلی همدانی]] و [[شیخ محمدحسین کاظمینی|شیخ محمدحسین کاظمی]] و در پرتو علم و عمل و [[تقوا|تقوا]] به درجات عالی [[عرفان]] رسید و در زمره اولیای خدا و صاحب کرامات شد. [[شيخ حسنعلی نخودکی اصفهانی|شیخ حسن‌علی اصفهانی]] و [[شیخ علی اکبر نهاوندی|شیخ علی‌اکبر نهاوندی]] از شاگردان سلوکی او هستند. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مرتضی رضوی کشمیری&lt;br /&gt;
||تصویر= &lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۶۸ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = کشمیر، هندوستان&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۲۳ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[کربلا]]، [[حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[ملا حسینقلی همدانی|ملا حسینقلی همدانی]]، [[شیخ محمدحسین کاظمینی|شیخ محمدحسین کاظمی]]، [[سید حسین کوه کمره ای|سید حسین ترک کوه‌کمری]]، [[میرزا محمدحسن شیرازی]]...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید حسین طباطبائی قمی|آقا حسین طباطبایی قمی]]، [[شيخ حسنعلی نخودکی اصفهانی]]، [[شیخ علی اکبر نهاوندی|شیخ علی‌اکبر نهاوندی]]، [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = اعلام الاعلام فی علم الرجال، حاشیه بر [[قوانین الاصول (کتاب)|القوانین]]، حاشیه بر [[ریاض المسائل (کتاب)|ریاض المسائل]]، تسلیک النفس الی جانب القدس،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی رضوی کشمیری در هشتم [[ربیع الاول]] سال ۱۲۶۸ ه.ق در ایالت کشمیر هندوستان، در خانواده ای روحانی از سلسله [[سادات]] رضوی، به دنیا آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش سید مهدی شاه بن سید محمد، عالمی [[زهد|زاهد]] بود که در کشمیر به تبلیغ [[علوم اسلامی|معارف اسلامی]] و تدریس علوم دینی، اشتغال داشت. مادرش نیز بانویی دانشمند و باکمال بود؛ وی دوشادوش همسرش سید مهدی شاه به تبلیغ و تدریس علوم مختلف می پرداخت که در تدریس و تعلیم دانش [[ریاضی]] دارای احاطه خاص و در این زمینه شهرت فراوانی داشت.&amp;lt;ref&amp;gt; مصفی المقال، ص ۴۵۷، الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲ و مستدرکات اعیان الشیعه، ج۳، ص۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی کشمیری نسبش با چند واسطه به [[امام رضا]] علیه السلام می رسد،&amp;lt;ref&amp;gt; عشائر کربلا و اسرا، ص ۱۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این رو به «رضوی» مشهور است.&amp;lt;ref&amp;gt; وی فرزند مهدی فرزند محمد کرم الله فرزند رضا فرزند حبیب فرزند مهدی فرزند مهدی فرزند محمد فرزند ابوالحسن فرزند سلام الله فرزند شاه میرزا فرزند عزالدین محمد عطاء الله معروف به میر بولا فرزند محمد فرزند محمد فرزند سلمان احمد فرزند ابی البطاء فرزند جعفر فرزند محسن فرزند ابراهیم فرزند علاء الدین فرزند محمد اکبر فرزند اسماعیل فرزند ضیاء الملک فرزند میر سلطان اویس فرزند عطاء الله فرزند محمدهاشم فرزند فخرالدین فرزند عبدالرزاق فرزند محمد فرزند علاء الدین فرزند اسماعیل فرزند ابراهیم فرزند محمد فرزند صالح فرزند احمد فرزند محمد اعرج فرزند احمد ابی المکارم فرزند ابوجعفر موسی مبرقع فرزند [[امام جواد]] علیه السلام فرزند امام علی بن موسی الرضا علیه السلام است. (عشائر کربلا و اسرا، ص ۱۸).&amp;lt;/ref&amp;gt; نسبت دیگر او، «قمی» است، چه این که اجدادش از [[مدینه]] به [[قم]] مهاجرت نمودند و در آن شهر ماندگار شدند. جد بزرگش سید محمد اعرج فرزند احمد ابی المکارم فرزند [[موسی مبرقع|ابوجعفر موسی مُبرقع]]،&amp;lt;ref&amp;gt; موسی در شب چهارشنبه ۲۱ ماه ربیع الاول ۲۹۶ ه.ق در قم وفات یافت و در خانه ای که برایش خریده بودند، به خاک سپرده شد. محل دفن او هم اکنون به نام مقبره موسی مبرقع در محل چهل اختران قم معروف است. تربت پاکان، ج ۲، ص ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; اولین فرزند از این خاندان بود که در سال ۲۵۴ ه.ق به قم آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را «کشمیری» می گویند، چون جد هفتم وی، سید ابوالحسن شاه از عالمان و فقیهان قمی بود که برای ترویج [[احکام]] [[دین]] ابتدا به [[مشهد]] رضوی و از آن جا به ایالت کشمیر هندوستان هجرت کرده و در همان جا ماندگار شد و سلسله خاندان کشمیری را تأسیس کرد. قبر سید ابوالحسن رضوی قمی در محلی به نام «بلبل لنکر» یا «بلبل لانکر» واقع است که یکی از زیارتگاه‌های معروف کشمیر به حساب می آید.&amp;lt;ref&amp;gt; اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۳۳۹ و الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آل کشمیر که یک شاخه از آن به «آل هاشم» نیز شهرت دارد، از خاندان های معروف در ایالت کشمیر، [[قم]] و خصوصاً [[کربلا]] هستند. عالمان و فقیهان معروف بسیاری از آن برخاسته و منشأ خدمات فرهنگی و اجتماعی فراوانی در جامعه اسلامی بوده و هستند. از میان آنان می توان به عالمان و فقیهان زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سید محمدعلی (متوفای ۱۳۷۶ ه.ق) فرزند سید محمدحسن فرزند سید عبدالله از عالمان مبارز در انقلاب [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزای شیرازی دوم]] علیه انگلیسی ها که مزدوران انگلیسی، منزل وی را در [[کربلا]] به توپ بستند.&lt;br /&gt;
*سید رضا آل کشمیری از روحانیون مبارز و از یاران آیت الله [[آیت الله سید ابوالقاسم كاشانی|سید ابوالقاسم کاشانی]] در عصر پهلوی که به [[عراق]] و از آن جا به بیروت تبعید و از یاران [[امام موسی صدر]] گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; تراث کربلا، ص ۱۵۰ و عشائر کربلا و اسرا، ص ۱۸۳ تا ۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی رضوی کشمیری، بعد از فراگیری خواندن و نوشتن و قرائت [[قرآن]]، مقدمات علوم دینی را از همان کودکی آغاز نموده و تا نوجوانی در کشمیر ادامه داد. او [[نهج البلاغه]]، شرح هدایه [[ملاصدرا]]، [[ریاضی|ریاضیات]]، [[منطق]] و [[فلسفه]] را زیر نظر دانشمندان ماهر کشمیر و با کمک فهم سرشار، استعداد فراوان و حافظه قوی، به خوبی فراگرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۲۸۴ ه.ق در سن ۱۶ سالگی همراه دایی خود سید محمد کشمیری (متوفای ۱۳۱۳ ه.ق) برای تکمیل یافته های علمی خود راهی شهرهای [[کربلا]] و [[نجف]] اشرف شد و در آن دو شهر نزد عالمان و فقیهان نامدار به کسب علوم عقلی و نقلی پرداخت و پس از سال ها تحصیل و [[تهذیب نفس]]، به درجه بلند [[اجتهاد]] و کمال نایل آمد و در ردیف دانشمندان آن عصر قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷ و الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح حال نویسان نام برخی از آن استادان را به شرح ذیل ذکر کرده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سید مهدی کشمیری؛ پدر سید مرتضی، که در کشمیر، «[[نهج البلاغه]]» و شرح «هدایه» [[ملاصدرا]] و بعضی از مقدمات علوم حوزه را به فرزندش سید مرتضی آموخت.&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷ و الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*سید محمد کشمیری (متوفی ۱۳۱۳ ه.ق)؛ دایی سید مرتضی &lt;br /&gt;
*مولی تفضل حسین: سید کشمیری، درس های [[ریاضی|ریاضیات]]، [[منطق]] و [[فلسفه]] را در کشمیر نزد سه استاد اخیر آموخت.&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سید مهدی قزوینی]] (متوفی ۱۳۰۰ ه.ق)&lt;br /&gt;
*سید حسین بهبهانی (متوفی ۱۳۰۰ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[شیخ محمدحسین کاظمینی|شیخ محمدحسین کاظمی]] (متوفی ۱۳۰۸ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷ و الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[ملا محمدتقی هروی|شیخ محمدتقی هروی]] (متوفی ۱۲۹۹ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[ملا حسینقلی همدانی|ملا حسینقلی همدانی نجفی]] (متوفی ۱۳۱۱ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt; الاجاره الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[زین العابدین مازندرانی|شیخ زین العابدین مازندرانی]] (متوفی ۱۳۰۹ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[میرزا حسین خلیلی تهرانی]] (متوفی ۱۳۲۶ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt; الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[میرزا محمدحسن شیرازی]] (متوفی ۱۳۱۲ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt;الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سید حسین کوه کمره ای|سید حسین ترک کوه‌کمری]] (م، ۱۲۹۹ ه.ق)&lt;br /&gt;
*شیخ محمد لاهیجی&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*شیخ نوح قرشی نجفی (متوفی ۱۳۰۰ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt; مستدرات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۸ و اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۱۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شیخ محمدحسن یاسین بن محمدعلی (متوفی ۱۳۰۸ ه.ق)&lt;br /&gt;
*سید حسن بن سید محمدرضا بحرالعلوم&lt;br /&gt;
*[[سید محمدهاشم چهارسوقی]] (متوفی ۱۳۱۸ ه.ق)&lt;br /&gt;
*سید اسدالله اصفهانی (متوفی ۱۲۹۰ ه.ق)&amp;lt;ref&amp;gt;مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۸، معارف الرجالم، ج ۳، ص ۲۱۳ و ص ۲۷۶ و الاجازه الکبیره، ص ۴۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی کشمیری با وفات استاد [[اخلاق]] و [[عرفان]] خود آیت الله [[ملا حسینقلی همدانی|ملا حسین‌قلی همدانی]] در سال ۱۳۱۱ ه.ق، تدریس علوم دینی را به طور رسمی آغاز و تا آخر عمر بابرکتش ادامه داد. بسیاری از دانشمندان و جویندگان [[علوم اسلامی]] در درس های [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[اخلاق]] وی حاضر شده، از اقیانوس دانش وی بهره‌های فراوان بردند.&amp;lt;ref&amp;gt; الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعیت در علوم اسلامی، احاطه بر اصول و فروع در آن علوم، اطلاع از مبانی و اقوال و نیز [[تقوا|تقوای]] عالی و وجود کمالات معنوی، عامل جذب شاگردان بزرگ به مکتب علمی او بود. شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] در این باره می گوید: من چندین سال در محضر آیت الله سید مرتضی کشمیری به تحصیل پرداختم. او را عالمی ربانی، جامع علوم فقه، اصول، [[حدیث]]، [[تفسیر]] و دیگر علوم رسمی و غیررسمی حوزه یافتم.&amp;lt;ref&amp;gt; مصفی المقال، ص ۴۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی کشمیری شاگردان فراوانی در مکتب فقهی، اصولی و اخلاقی خود پرورش داد که هر کدام از آن ها در عصر خویش از مفاخر و بزرگان عالم [[اسلام]] به حساب آمدند؛ از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[سید محمود مرعشی|سید محمود مرعشی نجفی]] (متوفی ۱۳۳۸ ه.ق)، داماد کشمیری&lt;br /&gt;
*میرزا ابراهیم تبریزی&lt;br /&gt;
*شیخ محمدحسین بن محمدخلیل شیرازی عسکری&lt;br /&gt;
*[[سید محمد علم الهدی نقوی کابلی|سید علم الهدی نقوی کابلی]]&lt;br /&gt;
*سید محمدموسی خلخالی&lt;br /&gt;
*[[سید حسین طباطبائی قمی|آقا حسین طباطبایی قمی]]&lt;br /&gt;
*[[میرزا جواد آقا ملکی تبریزی]]&lt;br /&gt;
*سید محمدحسین غزنوی&lt;br /&gt;
*[[شيخ حسنعلی نخودکی اصفهانی|شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی]]&lt;br /&gt;
*[[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]]&lt;br /&gt;
*[[آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ تهرانی]]&lt;br /&gt;
*[[محمدحسین غروی اصفهانی]]&lt;br /&gt;
*[[شیخ علی اکبر نهاوندی|شیخ علی‌اکبر نهاوندی]]&lt;br /&gt;
*[[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]]&lt;br /&gt;
*شیخ حسین حیدرعاملی&amp;lt;ref&amp;gt; تکمله أمل الآمل، ص ۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*سید عبدالله ثقة الاسلام&lt;br /&gt;
*سید ناصر حسین لکهنوی&lt;br /&gt;
*میرزا محمود شیرازی&lt;br /&gt;
*میرزا عنایت الله اخباری&lt;br /&gt;
*میرزا محمد جولانی&lt;br /&gt;
*شیخ جواد شاه عبدالعظیمی&lt;br /&gt;
*میراز عبدالباقی ملاباشی شیرازی&lt;br /&gt;
*شیخ محمدحسن عمروآبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی کشمیری، دارای مهارت و تخصص کافی در تمام رشته های [[علوم اسلامی]] بود، از این رو علاوه بر تدریس، به نگارش در آن علوم نیز پرداخت؛ گرچه بیشتر آنها در حد دست نوشته باقی ماند. به هر حال تألیفات آن دانشمند اسلامی را تحت عنوان های ذیل می توان معرفی کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اعلام الاعلام فی علم الرجال&lt;br /&gt;
*حاشیه علی [[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین الاصول]]&lt;br /&gt;
*حاشیه علی [[ریاض المسائل (کتاب)|ریاض المسائل]] [[سید علی طباطبایی]]&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی شرح الهدای للقاضی میبدی&lt;br /&gt;
*حاشیه علی [[شرح لمعه|شرح اللمعه]]&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی تقویم المحسنین&lt;br /&gt;
*رساله فی اعمال الهندسه&lt;br /&gt;
*شرح علی التحریر سلطان الحکماء&lt;br /&gt;
*شرح علی صحفیة الاسطرلاب [[شیخ بهایی|للبهایی]]&lt;br /&gt;
*رساله فی البعد بین البلاد&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی الحاشیه للمولی غلام یحیی&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی الحواشی میر زاهد علی شرح التهذیب&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی شرح التلخیص الچغمینی&lt;br /&gt;
*بحث فی الاسطرلاب&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی شرح لسلطان الحکماء&lt;br /&gt;
*ملحق الرساله فی البعد بین البلاد&lt;br /&gt;
*شرح عبارة المنهاج للمولی [[محمدابراهیم کرباسی|الکرباسی]] حول [[قبله|القبله]]&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی رساله [[ابن فهد حلی]]&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی [[امل الآمل فی علماء جبل عامل (کتاب)|أمل الآمل]] للحر العاملی&lt;br /&gt;
*شرح مبحث الزوال&lt;br /&gt;
*رساله فی شرح روایة [[عبدالله بن سنان]] من اصحاب [[امام صادق علیه السلام|الصادق]] علیه السلام&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی رساله خلاصة الحساب [[شیخ بهایی|شیخ بهائی]]&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی منتخب الاتحاف [[سیوطی]]&lt;br /&gt;
*تعلیقه علی شرح درایة الحدیث [[شهید ثانی]]&lt;br /&gt;
*تسلیک النفس الی جانب القدس&amp;lt;ref&amp;gt;مستدرکات اعیان الشیعه، ج۳، ص۲۵۷ والذریعه، ج۲، ص۲۳۷ و مصفی المقال، ص۴۵۷ و الاجازه الکبیره، ص۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کشمیری از نگاه عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی کشمیری، در میان عالمان نجف و کربلا از جایگاه علمی خاص برخوردار بود. وی علاوه بر احاطه بر زبان های فارسی، عربی و هندی، در علوم [[حدیث]]، [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[اخلاق]]، [[فلسفه]]، [[رجال]] و سایر [[علوم اسلامی]] تبحر داشت. آن گونه که در وصفش گفته اند: با هیچ کدام از فقیهان، فیلسوفان، عالمان اخلاق، روایت شناسان و دیگر دانشمندان نمی نشست، مگر آن که آنها اعتراف می کردند که وی در همه دانش های اسلامی، دارای تخصص و احاطه کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۳۸۴، معارف الرجال، ج ۲، ص ۴۰۹، مصفی المقال، ص ۴۵۷ و الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح حال نویسان، به خاطر وجود ویژگی های علمی و معنوی در سید مرتضی کشمیری او را با صفات متعدد ستوده اند و از او به بزرگی یاد کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] او را به سید [[مشایخ]] خود، علامه و با تقواترین توصیف می کند&amp;lt;ref&amp;gt; الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۲، ص ۲۳۷ و نقباء البشر، ج ۱، ص ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در جای دیگر از او به نام عالم ربانی، جامع علوم عقلی و نقلی، در نهایت [[ورع]] و [[تقوا]]، یاد می کند.&amp;lt;ref&amp;gt; مصفی المقال، ص ۴۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده کتاب عشائر کربلا در مورد سید مرتضی کشمیری می گوید: او فقیهی [[زهد|زاهد]] و با ورع و دارای کرامات گوناگون بود.&amp;lt;ref&amp;gt; عشائر کربلا و اسرا، ص ۱۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|آیت الله مرعشی نجفی]] نیز او را به جامعیت در علم و عمل و گستردگی اطلاع و آگاهی نسبت به اخبار، آگاه به مبانی [[فلسفه|فلسفی]] و سایر [[علوم اسلامی]] توصیف می کند.&amp;lt;ref&amp;gt; الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نویسنده گنجینه دانشمندان می گوید: سید عالمان، آیت الله سید مرتضی رضوی فرزند سید مهدی کشمیری، عالمی [[فقیه]]، [[محدث|محدثی]] آگاه، عابدی با ورع، پارسایی با تقوا و عارفی صالح، از نوادر عصر خویش بود. به یک واسطه از آیت الله [[سید حسین طباطبائی قمی|حاج آقا حسین قمی]] شنیدم که گفته است: من منکر بودم که آدم خوب در زمان ما پیدا شود، تا وقتی که حاج [[شيخ ابوالقاسم قمى|شیخ ابوالقاسم کبیر]] را در [[قم]] و حاج سید مرتضی کشمیری را در [[کربلا]] ملاقات کردم و یقین پیدا کردم که در این زمان هم آدم خوب پیدا می شود.&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۳۸۳ و ۳۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی کشمیری از زمره عارفان بزرگ عصر خویش بود که در سایه تربیت و ارشاد عارفان بزرگی همچون [[ملا حسینقلی همدانی|ملا حسین‌قلی همدانی]] (متوفای ۱۳۱۱ ه.ق) به درجات عالی [[عرفان]] رسید. این عالم ربانی در نهایت [[ورع]] و [[تقوا]] و پیوسته در [[جهاد]] نفس و ریاضت، [[عبادت]] و [[سیر و سلوک]] عرفانی بود.&amp;lt;ref&amp;gt; معارف الرجال، ج ۲، ص ۴۰۹، مصفی المقال، ص ۴۵۷، الاجازه الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; اشاره به دو کرامت از این عالم ربانی و فرزانه خالی از لطف نخواهد بود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مشکل‌گشایی حضرت زهرا علیهاالسلام:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[کربلا]] یکی از طلاب علوم دینی، آیت الله سید مرتضی کشمیری را به حجره خود دعوت نمود و او نیز قبول کرد. آن طلبه همراه آیت الله کشمیری به سوی حجره اش راهی شد، به در حجره رسیدند. دیدند در حجره بسته است، چرا که هم حجره ای او در را قفل و کلید را با خود برده بود. آن طلبه از این واقعه بسیار ناراحت شد، از آیت الله کشمیری عذرخواهی کرد و گفت: اگر اجازه دهید قفل را بشکنم. آیت الله کشمیری فرمود: مشهور است که اگر نام [[مادر حضرت موسی]] علیه السلام را بر قفل و در بسته بخوانند، بدون کلید باز می شود. قطعا نام و مقام مادر ما [[حضرت فاطمه]] علیهاالسلام از نام و مقام مادر [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسی]] علیه السلام بالاتر است. از این رو دستش را بر روی قفل در حجره گذارد و گفت: یافاطمه، که قفل فورا باز شد.&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۳۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''دعا برای مریض:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمد نصیرآبادی نقل می کند: «هنگامی که آیت الله کشمیری در [[عراق]] بود، یکی از دوستانم به نام نواب مولوی سید اصغر حسین، به بیماری سختی مبتلا گردید؛ به طوری که از معالجه نتیجه نگرفت. شبی در عالم رؤیا دیدم در باغ سبز و خرمی هستم و در آن جا قصر باشکوهی وجود دارد. چون در فکر درمان سید اصغر حسین بودم، تصمیم داشتم از آن باغ بیرون آیم، ناگاه صدایی از آن باغ شنیدم که می گفت: کجا می روی؟ گفتم برای پرستاری از سید اصغر حسین می روم. او گفت: چرا به محضر سید مرتضی کشمیری نمی روی تا برای سید اصغر [[دعا]] کند؟ گفتم: او در کجاست؟ گفت: در میان همین قصر است. در عالم خواب به طرف قصر رفته و وارد قصر شدم، سید مرتضی را در مصلای قصر دیدم. [[سلام]] کردم، جواب سلام مرا داد و لبخند زد. عرض کردم: برای شفای سید اصغر حسین دعا کنید. ایشان دعا کرد من از قصر بیرون آمدم. ناگاه از خواب بیدار شدم. دریافتم که اول [[اذان]] صبح است. [[وضو]] گرفتم و [[نماز]] خواندم و سپس به خانه سید اصغر حسین رفتم. دیدم آیت الله سید مرتضی کشمیری به [[عیادت بیماران|عیادت]] ایشان آمده و در کنار بستر سید اصغر حسین نشسته است. ماجرای خواب خود را برای آقا نقل کردم و تقاضای دعا برای شفای سید اصغر حسین نمودم، سید مرتضی گریه کرد و فرمود: شاید شخص دیگری را دیده ای و به من فرمود: موضوع را مخفی بدار. برای شفای سید اصغر حسین دعا کرد، به طوری که او همان روز شفای کامل پیدا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ستارگان حرم، ش ۱۱، ص ۴۰. به نقل از نجوم السماء، ص ۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اقامه نماز جماعت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی رضوی کشمیری علاوه بر آن که یک چهره علمی بزرگ بود، به عنوان عالمی ربانی در اذهان عوام و خاص [[کربلا]]، دارای تقدس خاصی بود. از این رو از او درخواست کردند تا در کربلا به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] بپردازد. او نیز درخواست آنان را پذیرفته، در [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم مقدس حسینی]] به اقامه جماعت پرداخت که تا آخر عمر شریفش ادامه داشت. مردم کربلا، خصوصاً اهل علم آن شهر، علاقه خاصی به وی داشتند و در نماز جماعت به او اقتدا می کردند.&amp;lt;ref&amp;gt; معارف الرجال، ج ۲، ص ۴۱۰، الاجاره الکبیره، ص ۴۳۲ و گنجینه دانشمندان، ج۶، ص۳۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری بعد از سال ها تحصیل، تدریس و [[تهذیب نفس]]، در تاریخ ۱۳ [[شوال]] سال ۱۳۲۳ ه.ق در شهر مقدس [[کاظمین]] دار فانی را وداع گرفت و به دیار باقی شتافت. پیکر پاک او به [[کربلا|کربلای معلی]] انتقال داده شد و بعد از [[تشییع جنازه|تشییع]] در حجره سوم بیرون از باب زینبیه موسوم به حجره کابلیه به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt; اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۱۲۱، مستدرکات اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۲۵۸، تراث کربلا، ص ۱۵۰ و الاجاره الکبیره، ص ۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد ۴، زندگی‌نامه &amp;quot;سید مرتضی رضوی کشمیری&amp;quot; از علی کرجی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|کشمیری،سید مرتضی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عارفان]]&lt;br /&gt;
[[رده:محدثان]]&lt;br /&gt;
[[رده:ریاضیدانان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87&amp;diff=168665</id>
		<title>سید مرتضی پسندیده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87&amp;diff=168665"/>
		<updated>2026-07-17T13:01:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید مرتضی پسندیده»''' (۱۲۷۴-۱۳۷۵ ش) -برادر بزرگتر [[امام خمینی]]-، عالم مجتهد و مجاهد [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[شهید سید حسن مدرس|شهید سید حسن مدرس]] و [[حاج آقا رحیم ارباب|میرزا رحیم ارباب]] بود. آیت‌الله پسندیده نیز همانند پدر و برادرش روحیه‌ای [[ظلم]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;‌ستیز داشت و با فداکارهای خویش و با وجود فشارهای مستمر رژیم ستمشاهی، وکیل تام الاختیار امام خمینی و حلقه ارتباط مبارزین با ایشان در تبعیدگاه بود.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مرتضی پسندیده&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:پسندیده.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۷۴ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = خمین &lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۷۵ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[شهید سید حسن مدرس]]، محمدصادق خاتون‌آبادی، [[حاج آقا رحیم ارباب]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[امام خمینی|سید روح‌الله خمینی]]،...&lt;br /&gt;
|آثار =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی پسندیده در روز ۱۷ [[شوال]] سال ۱۳۱۳ ق. (۱۲۷۴ ش) در شهر خمین چشم به جهان گشود.&amp;lt;ref&amp;gt; یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب سیزدهم، زبان گویای اسلام، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۸، ص ۶۶ و روزشمار انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷، ج ۲، ص ۴۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال ۱۳۲۰ ق. (به فاصله هفت سال)، [[امام خمینی|سید روح الله]] (امام خمینی) در همان خانه به دنیا آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جد اعلای ایشان -سید دین علی شاه- اصالتاً نیشابوری بود؛ اما پس از مدتی به ایالت کشمیر از توابع هندوستان مهاجرت نمود. فرزند وی (جد آقای پسندیده) سید احمد نام داشت. او در بین سال‌های ۱۲۴۰ تا ۱۲۵۰ ق. در سفری که به [[عتبات عالیات|عتبات عالیات]] داشت، با یوسف خان، که از اهالی خمین بود، آشنا می شود. یوسف خان که به مقامات علمی و اخلاقی وی پی برده بود، از او دعوت می کند به خمین بیاید و به هدایت و ارشاد مردم آن دیار بپردازد. از این رو، سید احمد راهی خمین می شود و پس از [[ازدواج]] با خواهر یوسف خان، در همین شهر ماندگار می شود. ثمره این ازدواج مبارک فرزندانی است که «سید مصطفی» (پدر سید مرتضی و [[امام خمینی|سید روح الله]]) یکی از آنان است.&amp;lt;ref&amp;gt; فرازهای فروزان، غلامرضا گلی زواره، اول، ۱۳۷۹، حضور، قم، ص ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مصطفی در اوان جوانی با دختر استاد خود -آقا میرزا احمد مجتهد خوانساری- ازدواج نمود. پس از آن، به همراه همسرش به [[نجف]] مهاجرت کرد و سال ها از محضر عالمانی چون [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] بهره برد و به درجه [[اجتهاد]] رسید و در سال ۱۳۱۲ ق. به خمین بازگشت. او که مشاهده می کرد خان های ظالم آن منطقه، [[حق]] مردم را [[غصب]] می کنند، اسلحه به دست گرفته، به مبارزه با آنان برخاست و در همین راه در روز دوازدهم [[ذی القعده]] سال ۱۳۲۵ ق. در بین راه خمین و اراک، به دست دو نفر از اشرار در سن ۴۷ سالگی به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۱۴ و فرازهای فروزان، ص ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; سید مرتضی دوازده ساله بود که به همراه خانواده به [[تهران]] سفر کرد و مجازات اعدام قاتلین پدر خود را در میدان بهارستان تهران مشاهده کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله پسندیده، ص ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاید این سؤال مطرح شود که چگونه نام خانوادگی امام خمینی، «مصطفوی» و آقا سید مرتضی «پسندیده» و آقا نورالدین «هندی» انتخاب شده؛ در حالی که هر سه برادر و از یک پدرند؟ آیت الله پسندیده در پاسخ این سؤال می گوید: «در سال ۱۳۰۴ ش. که فامیل گذاری می کردند، من فامیل مصطفوی را پیشنهاد دادم، گفتند: نمی شود؛ زیرا مشابه آن هست. هندی را پیشنهاد دادم، قبول نکردند؛ اما گفتند: ممکن است شبهه انگلیسی بودن پیش آید (چون آن زمان هند، مستعمره انگلیس بود). احمدی را پیشنهاد دادم، گفتند: عربی است، نمی شود. چند اسم به تهران فرستادم تا در بین آن ها یکی را انتخاب کنند، «پسندیده» را برگزیدند؛ ولی نام برادر دیگرمان همان هندی ماند و نام امام هم از اول مصطفوی بود».&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله پسندیده، ص ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی پسندیده پس از بازگشت از سفر تهران، با برادرش نورالدین شروع به درس خواندن کرد. ابتدا به مکتب ملا ابوالقاسم، سپس به درس آقا میرزا محمود افتخارالعلماء، که هر دو از عالمان محلی بودند، رفتند. آقا میرزا محمود هر سال یک بار به [[اصفهان]] می رفت؛ در این مدت، مادرش به سید مرتضی و نورالدین [[علم هیئت]] و حساب را درس می داد.&amp;lt;ref&amp;gt; آیت الله پسندیده در خاطراتش می‌گوید: ما به او «آخوند» می‌گفتیم اطلاعات بیشتری در مورد این زن بدست نیامد.&amp;lt;/ref&amp;gt; سید مرتضی چهارده ساله بود که در سال ۱۳۲۷ ق. به اصفهان رفت و پس از استقرار در مدرسه «ملا عبدالله»، مدت هفت یا هشت سال به تحصیل علوم دینی پرداخت. وی پس از اتمام دروس، به خمین بازگشت.&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله پسندیده، ص ۴۹-۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در اصفهان درس [[شرایع الاسلام (کتاب)|شرایع]] را از حاج رضای نجفی ملایری&amp;lt;ref&amp;gt; فرازهای فروزان، ص ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; (شوهر خواهرش) فراگرفت. برای فراگیری درس [[المطوّل (کتاب)|مطوّل]] و [[صرف]] در محضر آقا میرزا علی یزدی شاگردی کرد. سید مرتضی همچنین در محضر مرحوم محمدعلی تویسرکانی (متوفای ۱۳۲۹ ق) که از مدرسین مدرسه «نیم آورد» اصفهان بود،&amp;lt;ref&amp;gt; گلزار مشاهیر، زندگینامه درگذشتگان مشاهیر ایران ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۶، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، مریم آقا شیخ محمد و سعید نوری نشاط، اول ۱۳۷۷، ص ۲۲ و تذکرة القبور، دوم، ۱۳۴۸ ش، کتابفروشی ثقفی، اصفهان، ص ۱۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; دروس سطح [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را تلمذ نمود و سال ها درس خارج فقه و اصول را در محضر حاج محمدصادق خاتون‌آبادی، که از عالمان بزرگ آن عصر بود، ادامه داد. مدت زیادی نیز در درس حاج [[حاج آقا رحیم ارباب|میرزا رحیم ارباب]] شرکت جست و نزد وی حساب، [[منطق]] و... خواند.&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله پسندیده، ص ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که [[شهید سید حسن مدرس|شهید سید حسن مدرس]] در ایوان زیر ساعت مدرسه «سپهسالار» تهران (شهید مطهری کنونی) درس خود را آغاز نمود و فقه و اصول را با عالی‌ترین درجه تدریس می کرد، سید مرتضی نیز در این کلاس ها شرکت جست.&amp;lt;ref&amp;gt; دیدار با ابرار، شهید مدرس؛ ماه مجلس، غلامرضا گلی زواره، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، اول، ۱۳۷۵، ص ۵۰ و ۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله پسندیده از عالمانی چون: مرحوم [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]] و آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]] اجازه [[اجتهاد]] داشت. به همین خاطر، در زمان کشف [[حجاب]] و متحدالشکل شدن، مدرکی در اثبات اجتهاد خود ارائه داد و آنان نیز جوازی صادر کردند. متن نامه شماره ۱۵۰ وزارت داخله بدین شرح بود: «شماره ۱۵۰ ورقه تصدیق وزارت داخله - آقای سید مرتضی هندی (پسندیده)، مقیم خمینِ کمره، بر طبق اجازه حضرتین آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری و آقای ضیاءالدین نجفی دامت برکاته و تصدیق اهالی، مطابق فقره ۱ و ۴ از ماده ۲ قانون متحدالشکل بودن البسه، در پوشیدن لباس روحانیت مجاز خواهد بود. تاریخ ۱۴/۲/۱۳۰۹».&amp;lt;ref&amp;gt; خمین در گذر تاریخ، محمدجواد مرادی نیا، ۱۳۸۰، ص ۱۱۸ و ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مرتضی پسندیده، پس از اتمام دروس در [[اصفهان]]، به خمین بازگشت و ضمن اقامه [[نماز جماعت]]، حوزه دروس [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[کلام]]، [[منطق]] و [[علم نحو|نحو]] را تشکیل داد. البته از شمار شاگردان ایشان اطلاعی دقیق در دست نیست. [[امام خمینی]] قدس سره نیز کتاب های منطق و [[المطوّل (کتاب)|مطوّل]] را از برادر بزرگ خود فراگرفت. همچنین ایشان [[خط]] زیبایی داشته و امام خمینی از او سرمشق می گرفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای پسندیده در این باره می گوید: «چون [[خط نستعلیق|خط نستعلیق]] من خوب بود، (امام خمینی) نزد من مشق می کردند؛ به طوری که خط ایشان با من شبیه بود و این شباهت به اندازه‌ای بود که گاهی اتفاق می افتاد، نصف کاغذ را من می نوشتم و نصف دیگر را به ایشان می دادم، می نوشت و هیچ کس متوجه نمی شد که صاحب این خطها دو نفر است».&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله پسندیده، ص ۵۰ و روزنامه اطلاعات، ویژه‌نامه، ۲۶/۸/۱۳۷۵، ص ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های سیاسی==&lt;br /&gt;
'''ظلم‌ستیزی و پیگیری تحولات اجتماعی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی نیز همانند پدرش روحیه‌ای [[ظلم]] ستیز داشت. هنوز نوجوان بود که برای دفاع از نوامیس مردم در مقابل اشراری که وابسته به حکومت جور آن زمان بودند، اسلحه بر دوش گرفت و به مبارزه با آنان برخاست. در جریان جنگ جهانی اول نیز برای ایستادگی در برابر قوای متجاوز انگلیس تعلیمات نظامی دید و در اردوی نظامی روحانیون منطقه شرکت جست. اما این باعث نمی شد که سمتی دولتی (که به معنی یاری دستگاه [[طاغوت]] بود) بپذیرد. از این رو، هنگامی که از سوی حکومت [[طاغوت]] پهلوی به او پیشنهاد شد تا به اراک برود و محضر شرع (رسیدگی به امور قضایی و...) دایر کند، این پیشنهاد را رد کرد و حاضر به همکاری با دولت نشد.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان مبارزات با رژیم شاهنشاهی در کلاس درس روحانی مبارز و پاکباخته، [[شهید سید حسن مدرس|شهید مدرس]]، شرکت می جست که این، به معنای طرفداری از او و آرمان‌های او بود. زمانی که کشف [[حجاب]] در کشور به اجرا درآمد، به خاطر مخالفت‌های پی در پی محاکمه شد.&amp;lt;ref&amp;gt; گلزار مشاهیر، ص ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاقات های مکرر ایشان با [[سید ابوالقاسم کاشانی|آیت الله کاشانی]] و سران نهضت ملی نفت، نشان دهنده آن است که ایشان نیز همانند برادرش [[امام خمینی]]، تحولات سیاسی را پیگیری می‌کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt; روزنامه اطلاعات، ویژه‌نامه ۲۶/۸/۱۳۷۵، ص ۱ و ۳ و گلشن ابرار، ج ۲، ص ۵۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; نمونه دیگر، نامه او به [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|آیت الله مرعشی نجفی]] است که در این نامه، دلسوزانه نسبت به دخالت‌های اوقاف در امور مذهبی هشدار می دهد؛ زیرا او دریافته بود که اداره اوقاف حکومت شاه با احداث مدارس علمیه و واگذاری آن به طلاب، می خواهد مدیریت آنان را نیز بر عهده گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt; اسناد انقلاب اسلامی، ج ۲، ص ۱۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله پسندیده در بیت پدری خود در خمین، زندگی می‌کرد و همین بیت از قدیم محل رجوع مردم بوده و از قداست خاصی برخوردار است. به همین علت، تمامی دستجات عزاداری در ایام سوگواری [[ماه محرم|ماه محرم]]، صبح روز [[روز عاشورا|عاشورا]] از تمام نقاط شهر به سوی این بیت حرکت می کردند و پس از [[مرثیه خوانی|مرثیه خوانی]] و عزاداری در آن، به مسیر خود ادامه می‌دادند. این منزل در ایام مبارزه و انقلاب، محل تشکیل جلسات و انتشار نامه‌ها، پیام‌ها، نوارهای امام خمینی و کانون گرم مبارزه و باعث دلگرمی مردم خمین بود.&amp;lt;ref&amp;gt; خمین در انقلاب، بررسی رخدادهای انقلاب در خمین ۴۰ تا ۵۷، محمدجواد مرادی نیا، اول، ۱۳۷۷، نشر عروج، ص ۲۹ و ۶۷ و خاطرات آیت الله یزدی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، ۱۳۸۰، ص ۲۱۷ و ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرگاه در خمین یکی از فعالان سیاسی انقلاب، دستگیر و زندانی می شد، ایشان از نفوذ خود برای آزادی او استفاده می کرد و بارها موفق به آزادی آنان می شد. از اسناد [[ساواک]] برمی‌آید که روحانیون دیگر خمین به پشتوانه ایشان به فعالیت می‌پرداختند؛ در یکی از اسناد ساواک چنین آمده است: «سید مرتضی پسندیده بین روحانیون مخالف و (امام خمینی) رابط می‌باشد. کلیه دستورات و اعلامیه‌های (امام خمینی) به نحوی از آن ها به پسندیده می‌رسد و از طریق او در سطح کشور اجرا و توزیع می گردد».&amp;lt;ref&amp;gt; جلوه محراب، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ۱۳۷۸، ص ۴۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; وی با احداث سینما (که مرکز [[فساد]] بود) در شهر خمین، به شدت مقابله کرد و مخالفت صریح خود را ابراز داشت.&amp;lt;ref&amp;gt; خمین در انقلاب، ص ۸۰، ۱۱۹ و ۳۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ایستادگی در برابر چپاول:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از سال ۱۳۲۰ ش. که [[ایران|ایران]] به اشغال انگلیس و روس درآمد، تمام امکانات و منابع ایران از قبیل نفت، راه آهن، کارخانجات و... به دست آنان افتاد و اشغالگران برای وابسته نگهداشتن مردم، شروع به خرید اجناس و غلات و ارزاق مردم کردند؛ در حالی که فقر و تنگدستی بیداد می کرد و گرسنگی مردم به حدی رسید که حتی حیوان مرده و هر چیز دیگر را برای مصرف به خانه می‌بردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای پسندیده می‌گوید: «من به عظام الدوله، رئیس دارایی گلپایگان و خمین و خوانسار، گفتم: نمی گذارم این جا تمام غلات و ارزاق مردم را بخرند و تاراج کنند، مگر این که نان محل تأمین شود، اگر مازادی داشت آن وقت بخرند. او هم عیناً گزارش داد. به دنبال آن، دستوری از وزارت کشور مبنی بر تبعید من صادر شد...».&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله پسندیده، ص ۹۳-۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که [[امام خمینی]] قدس سره رفراندوم اصلاح اراضی را تحریم کرد و علی رغم این تحریم، رژیم شاه این کار را در بهمن ۱۳۴۱ ش. انجام داد، کشاورزان خمین به مخالفت برخاستند و علیه این اقدام طوماری امضاء نمودند که آیت الله پسندیده از عوامل مؤثر این حرکت مردمی بود. در یکی از اسناد ساواک چنین آمده است: «... اخیراً اکثر کشاورزان خمین به تحریک سید مرتضی پسندیده و...، طوماری مبنی بر تحریم اصلاحات ارضی امضاء نموده‌اند، بدیهی است دستگیری این دو نفر در این موقع، اثر تبلیغات سوء آنان را در مورد اصلاحات ارضی خنثی خواهد کرد».&amp;lt;ref&amp;gt; خمین در انقلاب، ص ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قیام پانزده خرداد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبل از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ش. که سال آغاز مبارزات پرشور مردم بر ضد رژیم ستمشاهی است و آن روزها مصادف با ایام [[ماه محرم|محرم]] بود، مانند سال های قبل برای برپایی مراسم سوگواری و تجدید میثاق با امام خمینی، حدود ۲۵۰ نفر از عزاداران، به همراه آیت الله پسندیده از خمین راهی [[قم]] شدند. پس از چندی در عصر پانزدهم خرداد که مصادف با دوازدهم محرم و ایام [[عاشورا]] بود، امام خمینی در [[مدرسه فیضیه|مدرسه فیضیه]] قم سخنرانی معروف خود را ایراد کرد و پس از آن دستگیر شد. به دنبال انتشار خبر دستگیری حضرت امام، مردم خمین به قصد تخریب شهربانی به آن جا هجوم بردند که آیت الله پسندیده مردم را از این کار بازداشت؛ اما ایشان طی یک سخنرانی کوبنده، عامل همه این اقدامات را رئیس ساواک و مقامات بالای کشور دانست. پس از سخنرانی، نوار سخنان آتشین امام در ۱۵ خرداد پخش شد.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۳۶، ۳۹-۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال گزارش ساواک از این واقعه، که در اسناد موجود است،&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیت الله پسندیده به اتهام تحریک مردم خمین در ماجرای دوازدهم محرم (۱۵ خرداد) به دادگاه احضار شد و مورد بازجویی قرار گرفت. یک مأمور ساواک که به صورت ناشناس مراقب امام بود، در گزارش خود نوشته است: «...آقای خمینی می‌گوید: همه می‌دانند که آمدن دستجات از خمین در روزهای سوگواری مسبوق به سابقه بوده؛ به علاوه قبل از ۱۵ خرداد صورت گرفته است. بنابراین، هیچ ربطی به این پرونده ندارد. و اضافه نموده عجیب است از طرفی به من وعده استخلاص و آزادی می‌دهند و از طرف دیگر برادرم را در این باره به دادرسی احضار می کنند...».&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۳۹ و ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مدافع مرجعیت امام:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق قانونی که در رژیم شاهنشاهی نیز وجود داشت، [[مرجعیت|مراجع]] از مصونیت قضایی برخوردار بودند. به همین جهت، پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیری [[امام خمینی]]، بسیاری از مراجع و علما، در [[تهران]] اجتماع کردند تا با تأیید [[اجتهاد]] امام، مانع از مقاصد پلید آنان گردند. آیت الله پسندیده نیز به تهران می رود و در همین راستا تقاضای ملاقات با امام - که در زندان پادگان عشرت آباد بسر می‌برد - می‌کند که با چند واسطه موفق به این ملاقات می شود، به شرط آن که در محضر امام از مسایل سیاسی سخن نراند. اما ایشان با زیرکی تمام، با بیان چند جمله ساده هر چه را می خواست به امام منتقل می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان چنین می‌گوید: «(به امام) گفتم: آقای [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|مرعشی]] سلام رساندند. گفتند: مگر به تهران آمدند؟ گفتم: آری، تازه آمده و در منزل [[سید محمدتقی خوانساری|آیت الله خوانساری]] وارد شدند. گفتم: آقای یاوری و بحرالعلوم هم از رشت آمده بودند، [[میرزا هاشم آملی|آیت الله آملی]] سلام رساندند، آقای [[سید محمدهادی میلانی|میلانی]] هم آمده بودند، سلام رساندند و... تک تک اسامی علما را گفتم که ایشان متوجه جمع شدن آنان گردند، پرسیدم: شهریه طلاب [[قم]] وصل شود؟ ایشان گفتند: مانعی ندارد. پرسیدم: آقای آملی ظاهراً تقاضا داشتند، اجازه بدهید بازارهای تهران و شهرستان ها که تعطیل است، باز شود. امام گفتند: مگر تعطیل است؟ گفتم: آری. گفتند: مانعی ندارد. گفتم: حوزه ها هم درس را آغاز کنند؟ گفتند: آری و...».&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات آیت الله پسندیده، ص ۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هرحال، این اجتماع نیز ثمربخش بود و در ۲ مرداد همان سال، اعلامیه مشترک علمای مهاجر به تهران، با ۳۶ امضاء صادر شد که با این اعلامیه [[مرجعیت]] امام ثابت شد و از مصونیت قضایی برخوردار شدند. پس از این اعلامیه، امام آزاد و به خانه ای در داودیه تهران منتقل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt; خمین در انقلاب، ص ۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور فعال در هنگام تبعید امام:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم سفاک و خونخوار پهلوی با این تفکر که پس از تبعید امام خمینی، آتش قیام فروکش خواهد کرد، امام را به تبعید محکوم نمود؛ غافل از این که یاران باوفای او، از جمله برادر ارجمندش، اجازه رسیدن به چنین هدفی را به آنان نخواهند داد. آیت الله پسندیده با فداکارهای بی‌مانند خویش و با وجود فشارهای مستمر رژیم، وکیل تام الاختیار امام و حلقه ارتباط مقلدین و مبارزین با حضرت امام در تبعیدگاه بود و با تحمل رنج‌های فراوان، مانع از آن شد که چراغ بیت امام، که کانون گرم قیام بود، خاموش شود.&amp;lt;ref&amp;gt; ویژنامه اطلاعات ۲۶/۸/۷۵، ص ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در ایام تبعید امام امت، فعالیت‌های مالی امام و تأمین بودجه مبارزات را برعهده داشت؛ به طور مثال مقداری از هزینه‌های مبارزاتی شهید سید علی اندرزگو را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; حماسه شهید اندرزگو، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۵۰، ۱۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و با کمک مالی به خانواده زندانیان و تبعیدشدگان و پرداخت شهریه امام در حوزه‌های سراسر کشور، بخشی از مسئولیت‌های امام را برعهده داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از طریق نامه یا هر طریق ممکن دیگر، همیشه با امام در تماس بود و همه را با تأیید امام انجام می داد. گاهی شدت جوّ خفقان به حدی می رسید که وجوهات را با رمز دریافت می نمود و با همان رمز جهت مصرف را نیز می فهمید.&amp;lt;ref&amp;gt; خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول، ۱۳۷۶، ص ۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله پسندیده علاوه بر ارتباط با توده مردم، با علمای حوزه نیز ارتباط داشت. این امر از آن جا اهمیت می‌یابد که وی در این ارتباط ها، آنان را از وقایع آگاه می‌ساخت. به عنوان نمونه پس از تبعید به خمین، طی نامه‌ای موضوع را به اطلاع [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|آیت الله مرعشی]] رساند. آیت الله پسندیده با [[سید محمدهادی میلانی|آیت الله میلانی]] نیز مکاتبه داشت؛ آیت الله میلانی در نامه ای در مورد تبعید امام با ایشان ابراز همدردی می کند و چنین می نویسد: «آقای اخوی محترمتان حضرت آیت الله خمینی بر حسب وظیفه‌ای که از طرف [[پیامبر اسلام|پیغمبر اکرم]] و [[ائمه اطهار|ائمه هدی]] علیهم السلام داشت، رفتار نمود و به حکم قوانین مملکتی که برای طراز اول از مجتهدین است، آن چه را که صلاح این مملکت است بگویند، بیان کرد».&amp;lt;ref&amp;gt; نهضت روحانیون ایران، علی دوانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دوم، ۱۳۷۷، ص ۶۵ و اسناد انقلاب اسلامی، ج ۲، ص ۱۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تبعید:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأثیر فعالیت‌های آیت الله پسندیده موجب شد که رژیم شاه ایشان را، که در منزل امام سکونت داشت، تحت مراقبت شدید قرار دهند و علناً به بازجویی از مراجعین و جلوگیری از رفت و آمد مردم بپردازند. اما فعالیت‌های او موجب شد که وی را به خمین تبعید و در منزلش محصور کنند. وی پس از مدتی، بی اعتنا به حکم تبعید، به [[قم]] مراجعت و فعالیت های خود را مجدداً آغاز کرد که این بار به اتهام برپایی مراسم سوگواری در منزل امام، دستگیر و دوباره به خمین تبعید شد؛ اما پس از مدتی مجدداً بدون توجه به حکم تبعید، راهی قم شد که این بار نیز در ۲۲ اردیبهشت سال ۵۷، (در سن ۸۳ سالگی) دستگیر و به سه سال تبعید در شهر کویری انارک محکوم و بدان جا اعزام شد؛ ولی برای چندمین بار با نادیده گرفتن حکم تبعید، به قم بازگشت. پس از چندی بار دیگر دستگیر و به دارانِ [[اصفهان]] تبعید شد و این بار با پیام [[امام خمینی]] -مبنی بر این که تبعیدیان به حکم تبعید اعتنا نکنند و به شهر خود بازگردند-، ایشان نیز بلافاصله روانه قم شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پس از پیروزی انقلاب:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله پسندیده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم مبارزات مستمر و مراتب علم و تجربه، همچون گذشته افتخار وکالت امام خمینی را در امور شرعی مردم، بر هر سمت و امتیازی ترجیح داد و در این سال‌ها، بی هیچ ادعا و توقعی و بدون کمترین تغییر در مواضع و شیوه زندگی خویش، همان مسیر روشن گذشته را تعقیب نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; ویژه‌نامه اطلاعات، ص ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رابطه امام و آیت‌الله پسندیده==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارتباط دیرین و مستمر [[امام خمینی]] با آیت‌الله پسندیده و اعتماد امام به [[صداقت]] و درستکاری وی، باعث شد که هیچ کس به اندازه او در انتقال اخبار و گزارش مسائل مختلف قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با امام خمینی مکاتبه نداشته باشد. تعداد نامه‌ها و گزارش‌های موجود بیش از هزار مورد است که با مهر و محبتی خاص نگاشته شده است. یکی از نامه‌ها که نشانگر اعتماد امام خمینی قدس سره به مرحوم آقای پسندیده است، نامه ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بسم الله الرحمن الرحیم. چون در این اوقات وصول قبوض وجوه به اینجانب و ایصال صاحبان وجوه بسیار مشکل است، لهذا به جمیع اهالی محترم [[ایران|ایران]] و [[افغانستان]] و [[پاکستان|پاکستان]] و سایر بلاد اعلام می‌نماید که مهر و امضای حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید مرتضی پسندیده دامت برکاته اخوی معظم اینجانب و وکیل من در این امور به منزله مهر و امضای اینجانب است و مؤمنین هر چه وجوه از هر باب به معظم له برسانند، مورد قبول اینجانب است و بریء الذّمه می شوند و محتاج به مهر و امضای اینجانب نیستند. والسلام علی المؤمنین و عبادالله الصالحین، ۲۰ شهر [[جمادی الثانی]] ۱۳۹۵».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام همیشه در نامه هایی که برای اعضای خانواده می نوشت، بر مراقبت از آیت الله پسندیده تأکید می کرد و ایشان را با لفظ «حضرت آقا» نام می‌برد. حتی هنگامی که وی به انارک تبعید شده بود، امام از طرق مختلف جویای حال برادر بزرگوارش بود؛ از جمله در نامه‌ای می‌نویسد: «...خدمت حضرت حجت الاسلام والمسلمین عم مکرم سلام برسانید. برای ایشان نگران هستم. می ترسم این رفت و آمد برای مزاج ایشان ناراحتی تولید کند و موجب استراحت ایشان در [[قم]] نباشد.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله پسندیده نیز در بیشتر نامه‌های رسمی، امام را با «روحی فداک» یا «جُعلت فداک» خطاب می‌کرد که این نکته، نشانگر ایمان عمیق وی به امام است.&amp;lt;ref&amp;gt; نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۴۶ و ۳۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از لابه‌لای سخنان گذشته این نکته بدست می‌آید که آیت الله پسندیده، به ویژه در امور سیاسی، به دیدگاه‌های امام توجه داشت. وی نظرات خود را صریحاً بیان می‌کرد و از امام نیز نظرخواهی می کرد و به آن چه امام تشخیص می داد، احترام می گذاشت.&amp;lt;ref&amp;gt; ویژه‌نامه اطلاعات، ۲۶/۸/۷۵، ص ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتی نظر امام را بر نظر خود مقدم می‌داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم زهرا مصطفوی (دختر امام) درباره [[احترام]] امام به آیت الله پسندیده چنین می‌گوید: «حضرت امام برای دو نفر به طور خاص احترام می‌گذاشتند، چنانچه بارز بود: یکی برای خانم و یکی برای آقای پسندیده. وقتی اطلاع می‌دادند که آقای پسندیده تشریف آورده‌اند، امام به صورت خاصی به استقبال ایشان می رفتند. وقتی از امام می پرسیدیم که به چه دلیل این قدر به آقای پسندیده احترام می‌گذارید؟ می‌فرمودند: شما نمی‌دانید! آقای پسندیده نسبت به من، هم سِمَت پدری دارند و هم سمت استادی. امام مکرراً می‌فرمودند که: اگر آقای پسندیده نبودند، من نمی‌توانستم درسم را به این راحتی ادامه بدهم؛ زیرا ایشان بدون آن که من دغدغه زندگی را داشته باشم، زندگی مرا با نظارت بر اموال خمین اداره می کردند».&amp;lt;ref&amp;gt; ویژه‌نامه اطلاعات، ۲۶/۸/۷۵، ص ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود این که آیت‌الله پسندیده وکیل تام الاختیار امام خمینی در وجوه شرعی بود، هیچ گاه از این اموال استفاده نکرد. هنگامی که امام مبلغی پول برای ایشان ارسال کردند، ایشان پیغام داد که اگر از وجوه شرعی است، قبول نمی کنم. لذا امام از اموال شخصی خود برای ایشان مبلغی را فرستادند. از خصوصیات دیگر ایشان انس با [[قرآن]] و کثرت [[تلاوت قرآن|تلاوت]] آن بود.&amp;lt;ref&amp;gt; ویژه‌نامه اطلاعات، ۲۶/۸/۷۵، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله توسلی در مورد ایشان می گوید: «ایشان فردی بودند بسیار مؤدب. در زمانی که در خمین بودند، هیچ گاه نبود کسی بر ایشان وارد شود و بدون عبا و عمامه در مجلس، و اگر چه ملاقات کننده یک نفر باشد، حاضر شوند. از جهت نظافت نیز کمتر کسی را نظیر ایشان دیدم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله [[رضا استادی مقدم|رضا استادی]]: «وقار، اصالت، دقت، دیانت، تیزهوشی و آگاهی های فراوان سیاسی، بی توجهی در جهات مادی و خلاصه، آقایی و بزرگواری امام امت را می‌توانستیم در او ببینیم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پسندیده (فرزند ایشان): «افرادی که گرفتاری پیدا می کردند از هر جهت، خدمت آقا می‌رسیدند و آقا نسبت به همه در حدی که می‌توانستند، کمک می کردند و عمدتاً نامه‌هایی را ایشان می‌نوشتند برای رفع گرفتاری افراد».&amp;lt;ref&amp;gt; نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۵۸-۳۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله مسعودی خمینی: «ایشان از افراد بسیار صبور و شکیبا بودند... حتی فرزند و پسر بزرگ ایشان که در راه [[اسلام]] از بین رفت، ایشان کوچکترین گله‌ای نداشت. آیت الله پسندیده از متانت خاصی برخوردار بود. از هر کس، کوچکتر و بزرگتر با احترام و ادب پذیرایی می‌کرد. ایشان به تجملات بی اعتنا بود».&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۳۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید مرتضی پسندیده، پس از سپری کردن عمری طولانی در راه تحصیل و مبارزه علیه استعمار و استبداد و خدمت به انقلاب و مردم [[ایران]]، سرانجام در شب اول ماه [[رجب]] ۱۴۱۷ ق. (۲۳ آبان سال ۱۳۷۵ ش) دار فانی را وداع گفت.&amp;lt;ref&amp;gt; روزنامه اطلاعات، ۲۳/۸/۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بدن پاک وی پس از اقامه [[نماز میت|نماز]] توسط مرحوم [[آیت الله محمدتقی بهجت|آیت الله بهجت]]، در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم مطهر حضرت معصومه]] سلام الله علیها در مسجد بالاسر به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt; نشریه حضور، ش ۱۷، پاییز ۱۳۷۵، ص ۳۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید مرتضی پسندیده&amp;quot;، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، مهدی احمدی، جلد ۱۳، صفحه ۱۸۷-۲۰۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:ابوالقاسم خزعلی (5).jpg|از راست: [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]، سید مرتضی پسندیده، شهید [[سید محمدعلی قاضی طباطبائی]]، شهید [[شهید آیت الله حسین غفاری|حسین غفاری]] و [[ابوالقاسم خزعلی]]&lt;br /&gt;
پرونده:محمد فاضل لنكرانی (22).jpg|از راست: سید مرتضی پسندیده، [[آیت الله محمدفاضل لنکرانی|محمد موحدی]] (فاضل لنكرانی)، حسین راستی کاشانی،[[محمدمهدی ربانی املشی|محمدمهدی ربانی رانکوهی (املشی)]] و محمد دانش زاده قمی (مومن)&lt;br /&gt;
پرونده:پسندیده (4).jpg|سید مرتضی پسندیده و شهید محمدحسن شریف قنوتی&lt;br /&gt;
پرونده:پسندیده (3).jpg|alt=آیت الله پسندیده و آیت الله العظمی مکارم شیرازی|از راست: سید هادی خسروشاهی، [[ناصر مکارم شیرازی]] و سید مرتضی پسندیده&lt;br /&gt;
پرونده:پسندیده (1).jpg|alt=آیت الله پسندیده و آیت الله العظمی مرعشی نجفی|از راست: سید مرتضی پسندیده، [[محمدرضا مهدوی کنی]] و [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی]]&lt;br /&gt;
پرونده:پسندیده (2).jpg|alt=آیت الله پسندیده و رهبری|از راست: [[سید علی حسینی خامنه ای]]، سید مرتضی پسندیده، ناشناس، [[سید احمد خمینی|سید احمد موسوی مصطفوی خمینی]] و ناشناس&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|پسندیده،سید مرتضی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168663</id>
		<title>میر حامد حسین هندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168663"/>
		<updated>2026-07-17T11:25:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«میرحامد حسین موسوی هندی»''' (۱۳۰۶-۱۲۴۶ ق) -فرزند [[سید محمدقلی موسوی هندی]]-، فقیه، محدث و متکلم بزرگ [[شیعه]] در سده سیزدهم هجری در هند بود. وی صاحب آثار مهمی در دفاع از [[اهل البیت|اهل بیت]] (علیهم‌السلام) و مکتب [[تشیع]]، از جمله کتاب گرانقدر «[[عبقات الانوار (کتاب)|عبقات الانوار]]» است.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرحامد حسین هندی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[ پرونده: میرحامدحسین.jpg]]&lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۲۴۶ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  هند&lt;br /&gt;
|وفات =   ۱۳۰۶ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  هند&lt;br /&gt;
|اساتید =  سید برکت علی صاحب، سید عباس شوشتری، سید مرتضی خلاصةالعلماء، سید محمد سلطان العلماء، سید حسین سیدالعلماء،...&lt;br /&gt;
|شاگردان =  &lt;br /&gt;
|آثار = [[عبقات الانوار (کتاب)|عبقات الانوار]]، استقصاء الافحام، [[شوارق النصوص (کتاب)|شوارق النصوص]]، أسفار الانوار عن وقایع أفضل الاسفار، النجم الثاقب فی مسألة الارث، الذرایع فی شرح الشرایع،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرحامد حسین موسوی فرزند [[سید محمدقلی موسوی هندی|سید محمدقلی]]، در ۵ [[ماه محرم|محرم]] سال ۱۲۴۶ ق. در شهر «میرتهه» هند به دنیا آمد. نام اصلی او را «مهدی» نهادند. سبب شهرتش به «میرحامد حسین» آن است که پدرش پیش از آن که خبر تولد فرزندش را بشنود، در رؤیا جد خود «سید حامد حسین» را دیده بود. از این رو، فرزند نوزادش را به این نام مشهور کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میر حامد حسین، از خاندانهاى اصیل [[سادات]] موسوى است و با ۲۷ واسطه، نسبش به [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسى کاظم]] (علیه السلام) مى رسد. نیاکان او در طول قرون گذشته، همه از اهل علم و [[زهد]] و فضیلت بوده اند. شایان ذکر است که این خاندان در اصل [[ایران|ایرانى]] بودند و در نیشابور زندگى مى کردند و در قرن هفتم، «سید اوحدالدین» - جدّ پانزدهم میرحامد حسین - در پى حمله مغول، به هندوستان هجرت کرد و در شهر «کنتور» رحل اقامت افکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدقلى (متوفى ۱۲۶۰ ق.) پدر میرحامد حسین، از علماى بزرگ قرن ۱۳ هجرى و از صاحب نظران در [[علم کلام]] بود. مدّتى نیز در شهر «میرتهه» بر کرسى [[قضاوت]] و [[فتوا]] نشست. رساله اى هم بنام «عدالت علویه» در موضوع احکام قضاوت و افتاء و شرائط قاضى و مفتى نوشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شایان ذکر است، میرحامد حسین هندی در یکی از نیاکان خود با دین علیشاه، جد اعلای [[امام خمینی|سید روح‌الله موسوی خمینی]] اشتراک نسب دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
میر حامد حسین وقتی به هفت سالگی رسید، پدرش او را به مکتب گذاشت. او مقدمات و دروس ابتدایی را خواند، آنگاه وارد مراحل بالاتری رسید. «مقامات حریری» و «دیوان متنبّی» را نزد مولوی «سید برکت علی صاحب»، و [[نهج البلاغه]] را در محضر مفتی «سید عباس شوشتری» آموخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس به فراگیری علوم عقلی در نزد «سید مرتضی خلاصة العلماء» و علوم شرعی در محضر «سید محمد سلطان العلماء» و برادر او «سید حسین سیدالعلماء» پرداخت و پس از سال‌ها تلاش و همت، تحصیلات خود را با موفقیت به اتمام رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او بر کتاب «مناهج التدقیق» که از تصنیفات استادش سیدالعلماء بود، [[حاشیه]] نوشت. سپس به تصحیح و نقد تصانیف پدرش از جمله «فتوحات حیدریه»، «رساله تقیه» و «[[تشیید المطاعن لکشف الضغائن (کتاب)|تشیید المطاعن]]» پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جوامع اسلامی به ویژه هندوستان، در دوران زندگی میرحامد حسین، بیش از پیش دچار آشوب و تفرقه شده بود. استعمارگران و دشمنان [[اسلام]]، همواره برای دست یافتن به اهداف شوم و غارتگرانه خود، دوست می‌داشتند که مسلمانان با هم اتحاد نداشته باشند و مدام با خصومت زندگی کنند. بدین خاطر گاه دانشمندانی را در میان خود مسلمانان تحریک می‌کردند تا با نوشتن و یا گفتن حرف‌هایی تفرقه‌افکن و اختلاف آفرین، صفوف آنان را بر هم زنند و محیط زندگی برادرانه را تبدیل به آشوب و سوءظن و دشمنی سازند. علامه [[سید محمدقلی موسوی هندی|سید محمدقلی هندی]] پدر میرحامد حسین، سال‌ها عمر خود را صرف جواب دادن شبهات و تهمت‌هایی کرد که دشمنان [[اسلام]]، به دست برخی از دانشمندان مسلمان، علیه [[شیعه]] و مکتب [[اهل بیت]] علیهم‌السلام شایع می‌کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکنون بعد از پدر، نوبت به پسر صالح و خلف او یعنی علامه میرحامد حسین هندی رسیده بود. او مشاهده می‌کرد که چه افتراها و تهمت‌هایی بر شیعه می‌بندند که روح شیعه از آن‌ها خبر ندارد... این بود که تصمیم گرفت کمر همت ببندد و همچون پدرش، در عرصه قلم و تحقیق و تتبع و بیان حقائق اسلام و وقایع [[تاریخ اسلام]]، به دفاع از [[حق]] برخیزد و به تهمت‌های مغرضانه و جاهلانه و خصومت‌آمیز دشمنان تشیع، پاسخ دهد. نخستین کارش، نقد، بررسی، تصحیح و تهذیب بعضی از کتاب‌های ارزشمند پدرش علامه سید محمد قلی، بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نجوم السّماء، ج۱، ص۲۴ـ۲۵؛ نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی، ج۱، ص۳۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; چرا که بسیاری از آثار پدرش، در دفاع از مکتب شیعه و پاسخ به ایرادهای مخالفان تشیع بود و شایسته بود که پسر دانشمند و فرزانه، آن‌ها را تصحیح و چاپ و منتشر کند. میرحامد حسین سال‌هایی از عمر گرانمایه خود را در این راه صرف کرد و از این رهگذر، خدمات شایانی به عالم تشیع ارزانی داشت. آنگاه خود اقدام به نوشتن کتاب نمود. اینک به ذکر آن‌ها می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[عبقات الانوار (کتاب)|عبقات الانوار فی امامة الائمة الاطهار]]؛ «عبقات الانوار» بزرگترین و ارجمندترین کتاب میرحامد حسین است و از شاهکارهای علمی و اعتقادی [[شیعه]] به شمار می‌رود. مؤلف بزرگوار این کتاب را در مناقب [[ائمه اطهار]] علیهم‌السلام‌ و در جواب کتاب ضدشیعی و خصومت‌ برانگیز‌ «[[تحفه اثنا عشریه (کتاب)|تحفه اثنی عشریه]]» اثر مولوی عبدالعزیز دهلوی (م ۱۲۳۹ ق) معروف به «سراج الهند» نوشته است.&lt;br /&gt;
#استقصاء الافحام و استیفاء الانتقام فى نقض منتهى الکلام، ده جلد و به فارسی است. مؤلف در این کتاب مطالبی را پیرامون [[قرآن کریم]]، [[حضرت مهدی]] عجل الله تعالی فرجه و [[اصول دین|اصول]] و [[فروع دین]]، مطرح کرده است و پاسخی است به کتاب «منتهی الکلام» تألیف مولوی حیدرعلی فیض‌آبادی [[حنفی]]، که مطالبی شبهه‌آمیز و بی‌اساس درباره شیعه داشت، در حالی که مؤلف کتاب می‌گفت کسی نمی‌تواند جواب کتاب مرا بنویسد.&amp;lt;ref&amp;gt;نجوم السّماء، ج۱، ص۲۸ـ۲۹؛ نقباءالبشر، ج۱، ص۳۴۹؛ الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، ج۲، ص۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#[[شوارق النصوص (کتاب)|شوارق النصوص]]، پنج جلد در [[علم کلام|علم کلام]]&lt;br /&gt;
#افحام اهل المین فی رد ازالة الغین، ردی است بر کتاب «ازالة الغین» تألیف حیدرعلی فیض‌آبادی حنفی&lt;br /&gt;
#أسفار الانوار عن وقایع أفضل الاسفار، [[سفرنامه]] ای پس از [[حج]] و [[کربلا]] در سال ۱۲۸۲ قمری&lt;br /&gt;
#کشف المعضلات فی حل المشکلات&lt;br /&gt;
#الغصب البتار فی مبحث [[آیه غار|آیة الغار]]&lt;br /&gt;
#النجم الثاقب فی مسألة الحاجب، کتاب فقهی در موضوع [[ارث]]&lt;br /&gt;
#الدُرر السنیّة فی المکاتیب والمنشآت العربیة&lt;br /&gt;
#زین الوسائل الی تحقیق المسائل، مسائل فقهی و گوناگون&lt;br /&gt;
#الذرایع، در شرح «[[شرایع الاسلام (کتاب)|شرایع الاسلام]]» [[محقق حلی]] (ناتمام)&lt;br /&gt;
#الشریعة الغراء (فقه کامل) مطبوع&lt;br /&gt;
# الشعلة الجوالة (بحث فیه احراق المصاحف على عهد [[عثمان بن عفان|عثمان]]) مطبوع&lt;br /&gt;
# شمع المجالس (قصائد له فى رثاء الحسین [[سیدالشهداء]] علیه‌السلام).&lt;br /&gt;
# صفحة الالماس فى احکام الارتماس (فی الغسل الارتماسى)&lt;br /&gt;
# العشرة الکاملة (حل فیه عشرة مسائل مشکلة) مطبوع&lt;br /&gt;
# شمع و دمع (شعر فارسى)&lt;br /&gt;
# الظل الممدود و الطلح المنضود&lt;br /&gt;
# درة التحقیق.&amp;lt;ref&amp;gt; نجوم السّماء، ج ۲، ص ۳۱ و مجلدات مختلف الذریعه بر اساس نام کتاب‌ها.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در نظر عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[سید حسن صدر]] در کتاب «[[تکملة أمل الآمل (کتاب)|تکمله امل الآمل]]» گفته است: «میرحامد حسین در رده بزرگترین متکلمان است و عظیمترین عالمان نام آور دین و اسطواره های استوار منطق و استدلال. او عمر خویش را در یاری ایمان و نگهبانی شریعت جدش، مهتر پیامبران و امامان و راهنمایان بگذرانید. [[دین]] را با تحقیق های ارجمند خویش یاری کرد و با دقت نظرهای والای خود و با آن برهان های پیامبرانه و آن منطق و استدلال [[امام علی علیه السلام|علی]] مانند و آن احتجاجها که چونان احتجاجهای [[امام رضا علیه السلام|امام علی بن موسی الرضا]] بود. و بدین گونه روشن ساخت که باب هفتم «[[تحفه اثنا عشریه (کتاب)|تحفة اثنا عشریه]]» عبدالعزیز دهلوی خطابه هایی است یاوه و عباراتی است هذیانی که مردم جهان به آنها می خندند... و میرحامد حسن را کراماتی بوده است مشهور و افتخاراتی معروف...».&lt;br /&gt;
*[[علامه امینی]] در موارد متعددی در کتاب «[[الغدیر (کتاب)|الغدیر]]» از میرحامد حسین و کتابش «[[عبقات الانوار]]» سخن گفته است. از جمله در جلد نخست الغدیر، در فصل «المؤلفون فی حدیث الغدیر» عبقات الانوار را مطرح کرده و نویسنده آن را ستوده است: «این سید پاک بزرگوار چونان پدر قدیس خویش یکی از شمشیرهای آخته خداست بر سر دشمنان حق و درفش پیروزی حقیقت است و دین و آیتی بزرگ است از آیات خدای سبحان. خداوند به دست او حجت را تمام کرد و راه راست حق را آشکارا ساخت. اما کتاب او &amp;quot;[[عبقات الانوار (کتاب)|عبقات]]&amp;quot;، بوی خوش آن از کران تا کران جهان وزید و آوازه این کتاب خاور و باختر را فراگرفت. هر کس این کتاب را دید، دید که معجزه ای است روشن و روشنگر که هیچ باطلی و نادرستی در آن راه نخواهد داشت. ما از این کتاب پرارج و علم و دانش فراوانی که در آن گرد آمده است، استفاده بسیار بردیم. از این رو سپاسهای پیاپی خویش را به پیشگاه او و پدر گرامیش تقدیم می داریم و از درگاه خدا برای آنان پاداشهای بزرگ و بسیار می طلبیم».&amp;lt;ref&amp;gt;امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرحامد حسین هندی، سرانجام در هیجدهم ماه [[صفر]] سال ۱۳۰۶ قمری، در لکهنوی هند چشم از جهان فروبست و در [[حسینیه]] خود به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;علماء معاصرین، ملا علی واعظ خیابانی تبریزی، ص۳۱؛ اعیان الشیعه، سید محسن امین عاملی، ج۴، ص۳۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد۱، زندگینامه &amp;quot;میرحامد حسین هندی&amp;quot; از ابراهیم اسلامی.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;زندگینامه میرحامد حسین هندی&amp;quot;، [http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=11728 کتابخانه طهور]، بازیابی: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:محدثان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%B9%D8%B4%DB%8C_%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C&amp;diff=168660</id>
		<title>سید مرتضی مرعشی نجفی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%B9%D8%B4%DB%8C_%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C&amp;diff=168660"/>
		<updated>2026-07-17T10:26:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید مرتضى مرعشى نجفى»''' (۱۳۲۵-۱۴۱۶ ق)، [[فقیه]] اصولی و مجتهد برجسته [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینى]] و [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] بود. این عالم ربانى، علاوه بر تدریس و تبلیغ، آثار متعددى را نیز تألیف نمود، از جمله «شمس الضحى فى مناقب النبى والائمة الهدى». آیت‌الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب‌الدین مرعشى نجفى]]، برادر بزرگتر ایشان است.  &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مرتضى حسینی مرعشى نجفى&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:MarAshy.jpg|220px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۲۵ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[نجف]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۴۱۶ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]]، [[میرزا محمدحسین نائینی]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]، [[سید علی آقا قاضی|سید على قاضى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = شمس الضحى فى مناقب النبى والائمة الهدى، روضة العارفین، روضة الاحباب، حاشیه بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]]،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضى حسینى مرعشى در سوم [[جمادى الاول]] ۱۳۲۵ هـ.ق در یک خانواده بافضیلت و در مهد علم و [[تقوا|تقوى]] در شهر [[نجف]] اشرف پا به عرصه عالم خاکى نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;شهاب شریعت، ص ۱۰۷ و یادداشت هاى فرزند ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt; نسب شریف ایشان با سى و سه واسطه به [[امام سجاد علیه السلام|امام زین العابدین]] علیه السلام مى رسد.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۱۶ و ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; پدرش آیت الله سید شمس الدین محمود مرعشی (۱۳۳۸-۱۲۷۹ ق) از شاگردان مرحوم [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]]، [[شیخ الشریعه اصفهانی|شریعت اصفهانى]] و [[آقا رضا همدانی|حاج آقا رضا همدانى]] بوده و داراى بیش از سى جلد کتاب، در موضوعات مختلف [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] مى باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان مرعشی یکى از مشهورترین کانونهای علمى [[شیعه]] در جهان [[اسلام]] بوده است که مقام علم و عمل و [[تقوا]] و [[مرجعیت|مرجعیت]] را در طول چهارده قرن تاریخ تشیع عهده دار بوده اند. جد ایشان آیت الله علامه شرف‌الدین على بن سید نجم‌الدین محمد مرعشى (۱۳۱۶-۱۲۰۲ ق) از شاگردان [[شیخ محمدحسن نجفی|صاحب جواهر]] و [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ اعظم انصارى]] است. جد اعلاى او نیز علامه نسابه سید محمد نجم‌الدین (متوفى ۱۲۶۴ ق) از شاگردان مرحوم [[میرزای قمی|میرزاى قمى]] (صاحب [[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین]]) و [[شیخ جعفر کاشف الغطاء|شیخ جعفر کاشف الغطاء]] بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضى مرعشی مدت هفت سال در [[حوزه علمیه]] [[تبریز]] که در آن زمان رونقى بسزا داشته و اساتید برجسته و شایسته را در خود جاى داده بود، مشغول تحصیل شد و در همان جا علوم دینى رایج و [[سطوح حوزه|سطوح]] عالیه را فراگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۴۶ قمری که ۲۱ سال از زندگانى خود را پشت سر گذاشته بود، از شهر تبریز وارد [[حوزه علمیه قم]] شد و مدت چهار سال به امر و اصرار آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]] و آیت الله [[سید محمدتقی خوانساری|سید محمدتقى خوانسارى]] و آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب‌الدین مرعشى]] (برادر بزرگوار خویش) در [[قم]] اقامت گزیده و از محضر پرفیض حضرات آیات عظام حائرى، خوانسارى و علامه بزرگوار شیخ اسدالله قمى استفاده کرد و خود نیز همزمان به تدریس [[شرح لمعه]] و [[المطوّل (کتاب)|مطوّل]] و [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] همت گماشت.&amp;lt;ref&amp;gt;با استفاده از یادداشت هاى فرزند ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شخصیت فرزانه، در مدت چهار سالى که در قم اقامت داشت، با [[امام خمینی]] مأنوس و مألوف بود. خود وى مى گوید: در همین سال‌ها (۱۳۵۰-۱۳۴۶ ق) زمانى که در [[مدرسه فیضیه]] قم ساکن بودم، هر هفته جمعه ها در حجره خویش مجلس [[روضه خوانی|روضه]] داشتیم و دوستان فاضل و علاقه مند به [[اهل بیت]] علیهم السلام مى آمدند و در مجلس [[امام حسین علیه السلام|اباعبدالله الحسین]] علیه السلام شرکت مى کردند، حضرت امام خمینى که در آن موقع طلبه جوانى بودند در مجلس روضه مى آمدند و از حاضرین پذیرائى مى کردند و پذیرائى از عزاداران حسینى را افتخار خود مى دانستند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با فرزند ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مرتضى مرعشی در حالى که در شهر مقدس قم با اشتیاق فراوان به دنبال آموختن معارف عالیه الهى بود، در همان ایام عشق به تحصیل در حوزه [[نجف]] در دل و جان او شرر انداخته و شورى در وجودش برانگیخته بود. بالاخره در سال ۱۳۵۰ ه.ق مقدمات به سفر، به نجف اشرف فراهم شد و ایشان به سوى مرقد مطهر علوى علیه السلام هجرت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او بعد از سال‌ها دورى از زادگاه خویش، بالاخره در شهر مقدس نجف و در مدرسه وسطى آخوند سکنى گزید و از همان روزهاى اولیه استقرار فعالیت هاى علمى و معنوى خویش را پیگیرى کرد و در حوزه هاى درس [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا محمدحسین نائینى]] و [[میرزا ابوالحسن مشکینی|میرزا ابوالحسن مشکینى]] و [[میرزا علی ایروانی|میرزا على ایروانى]] و [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] شرکت جسته و دروس خارج [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فقه]] را از محضر چنین اساتید برجسته و اعلام نامدار فراگرفت و محصول تلاش خویش را در تقریرات فقهى و اصولى خویش بر دروس میرزاى نائینى و [[حاشیه]] بر سایر کتب فقهى و اصولى متجلى ساخت. او از محضر میرزا نائینى و سید ابوالحسن اصفهانى موفق به اخذ درجه [[اجتهاد]] گردید و مورد تحسین و علاقه مرحوم اصفهانى قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى همچنین از علماى بزرگ و محدثین معروف نجف مانند: [[شیخ مرتضی طالقانی|شیخ مرتضى طالقانى]]، [[شیخ عباس قمى]]، شیخ شمس الدین بادکوبه اى و [[شیخ علی اکبر نهاوندی|شیخ على اکبر نهاوندى]] و [[میرزا ابوالحسن مشکینی|میرزا ابوالحسن مشکینى]] و سید محمد کوه‌کمرى [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه روایت]] دریافت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; با استفاده از یادداشت‌هاى فرزند معظم ایشان و ص ۱۰۸ شهاب شریعت.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سید بزرگوار، مدتی نیز نزد آیت الله [[سید حسین بادکوبه ای|سید حسین بادکوبه‌اى]] و آیت الله [[سید علی آقا قاضی|سید على قاضى]] استاد بزرگ [[عرفان]]، به [[سیر و سلوک|سیر و سلوک]] و [[تهذیب نفس]] و خودسازى معنوى پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضى مرعشى در مدت تحصیل در نجف، با [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خوئى]] و [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادى میلانى]] و [[شیخ احمد اهری|شیخ احمد اهرى]]، مأنوس بوده و [[مباحثه|مباحثات]] علمى داشت. آیت الله سید ابوالقاسم خوئى در مورد مقام علمى او خطاب به فرزند ارشد ایشان فرمودند: من بدون تعارف عرض مى کنم در مباحثاتى که با ابوى شما داشتیم، ایشان معمولا آخرین حرف را مى زدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با فرزند ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shamso.jpg|thumb|left|شمس الضحى فى مناقب النبى والائمة الهدى، از آثار آیت‌الله سید مرتضی مرعشی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مرتضى مرعشى نجفى علاوه بر تدریس و تبلیغ، آثار متعددى را نیز به رشته تحریر درآورده است که برخى از این تألیفات عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. شمس الضحى فى مناقب النبى والائمة الهدى، این کتاب در سال ۱۳۵۵ ه.ش در [[تبریز]] به چاپ رسیده و مؤلف سعى کرده که در نقل اخبار فضایل [[اهل بیت]] علیهم السلام کمال احتیاط را داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. تقریرات درس [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] آیت الله [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزاى نائینى]] (یک دوره اصول)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. تقریرات درس [[فقه]] آیت الله میرزاى نائینى (خیارات)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. روضة العارفین (در [[عرفان]] و [[تهذیب نفس]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. روضة الاحباب، کشکول؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. حاشیه بر [[نهایة النهایة (کتاب)|نهایة النهایه]] مرحوم [[میرزا علی ایروانی|میرزا على ایروانى]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. رجال الحدیث؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. حاشیه بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]] مرحوم [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹. حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] مرحوم [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصارى]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰. حاشیه بر [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایةالاصول]] مرحوم [[آخوند خراسانی|محقق خراسانى]].&amp;lt;ref&amp;gt;از یادداشت‌هاى فرزند ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مرتضى مرعشی، هم زمان با فراگیرى دروس عالى حوزوى، به تدریس [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] مرحوم [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] و [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]] مرحوم [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] همت ورزید و در اندک زمانى جزء مدرسین طراز اول سطح، در [[حوزه علمیه]] [[نجف]] محسوب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال ۱۳۶۰ قمری تصمیم گرفت براى [[زیارت]] حضرت ثامن الحجج [[امام رضا علیه السلام|على بن موسى الرضا]] علیه السلام به [[ایران|ایران]] سفر کند. پس از [[مشهد]]، جهت ملاقات اقوام و [[صله رحم|صله ارحام]] به [[تبریز]] رفت و پس از مدتى اقامت، قصد مراجعت به [[نجف]] اشرف را کرد، ولى با موانع عدیده روبرو شد، از جمله علماى بزرگ تبریز همچون آیت الله [[میرزا فتاح شهیدی تبریزی]] (صاحب حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]])، آیت الله [[سید محمد مولانا|سید محمد مولانا]] و آیت الله سید حسن خوئى و همچنین اقوام و بستگان ایشان، مصرانه تقاضاى اقامت در آن دیار کردند. او بنا بر وظیفه خویش در تبریز ماند و در همانجا [[ازدواج]] کرد و تقدیر الهى چنان رقم زده بود که تا آخر عمر شریفش در آن جا ماندگار شده و به وظایف شرعى و اجتماعى خویش عمل کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مرتضى مرعشى در تبریز به فعالیت هاى علمى و اجتماعى همت ورزید. او از یک سو حوزه درسى تشیکل داده و به تربیت طلاب علوم دینى پرداخت و از سوى دیگر به تألیف و تصنیف روى آورده و محصول سال ها تلاش و کوشش خویش را به رشته تحریر درآورد و افزون بر فعالیت هاى علمى، مسئولیت تبلیغ و راهنمایى مردم را نیز عهده دار شد. منزل او به عنوان کانون اندیشه و اخلاص [[اهل بیت]] علیهم السلام شناخته مى شد و شیفتگان معارف [[ائمه اطهار]] علیهم السلام از اطراف و اکناف به گرد شمع وجود او جمع شده و از خرمن پربار حقایق الهى خوشه چینى مى کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در مدرسه صادقیه تبریز به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] و ارشاد مؤمنین پرداخته و از هیچ فرصتى براى اقامه فریضه [[امر به معروف و نهى از منکر]] دریغ نمى کرد و همین طور طلاب مدرسه از اشاره هاى [[اخلاق|اخلاقى]] و علمى ایشان بهره مند مى شدند. هر سال در ماه مبارک [[رمضان]] در همان [[مسجد]]، در مدرسه صادقیه منبر مى رفت و به تبلیغ و موعظه مى پرداخت و در سوگ سالار شهیدان حضرت [[امام حسین علیه السلام|ابا عبدالله الحسین]] علیه السلام اقامه عزا مى کرد و به این ترتیب ایشان در اندک زمانى یکى از [[مرجعیت|مراجع]] و فقهاى پرهیزگار تبریز محسوب شده و ملجأ خاص و عام گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; با استفاده از یادداشت‌ها و خاطرات فرزند معظم ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
'''زهد و ساده‌زیستی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مرتضى مرعشى، صفاى [[قناعت]] و ساده زیستى، روحى سرشار از معنویت را بدست آورده بود. او خود را به تعلقات مادى نیالود. با این که ایشان در شهر [[تبریز]] یکى از چهره هاى شناخته شده بود و به وجوهات شرعیه دسترسى کامل داشت، اما یک زندگى ساده و بى آلایش و دور از تشریفات براى خود درست کرده بود. زندگى ساده او در تمام عمرش گوه صادقى بر روح بزرگ و [[زهد|زاهدانه]] اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احتیاط در گرفتن وجوهات:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در گرفتن وجوهات شرعیه کمال احتیاط را مى کرد و همچنین در مصرف آن، تا یقین نمى کرد که مورد مصرفش نیست خرج نمى کرد. از هر کس وجوهات قبول نمى کرد. فرزند بزرگوار ایشان در این مورد مى گوید: «روزى دو نفر آمده بودند و اصرار داشتند که از آن ها وجوهات شرعیه قبول کند و ما مى دیدیم که ایشان بهانه مى آورد و سعى می‌کند آن ها پول را برگردانند و به جاى دیگرى ببرند. بعد از رد آن ها ما فهمیدیم که ایشان از لابلاى سخنان آن ها فهمیده که مقدارى از این پول از طریق [[ربا خواری|ربا]] بدست آمده و [[حلال]] نیست».&amp;lt;ref&amp;gt;از خاطرات فرزند ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ارادت و توسل به اهل بیت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا سید مرتضى مرعشی از همان ایام تحصیل در حجره خویش و در روزهاى [[جمعه‌‌‌‌|جمعه]] مجلس [[روضه خوانی|روضه]] داشتند و این برنامه را تا آخر عمر شریفش تعطیل نکردند. ایشان وقتى به [[قم]] مى آمد به [[زیارت]] [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها اهتمام خاصى داشت و هر روز به حرم مطهر کریمه [[اهل بیت]] علیهم السلام مشرف مى شد و ساعت‌هاى متمادى آنجا بود و یکى از آرزوهایش این بود که در جوار آن حضرت مدفون شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با فرزند بزرگوار ایشان.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجة الاسلام سید شمس الدین مرعشی فرزند ارشد ایشان در این رابطه مى گوید: «زمانى که کتاب &amp;quot;شمس الضحى&amp;quot; را مى نوشت قطرات اشک از چشمانش سرازیر بود و یکى از ویژگی‌هاى این کتاب همین است که [[مرثیه|مراثى]] آن مخصوصاً مطالب مربوط به شهادت [[حضرت فاطمه]] سلام الله علیها با حالت گریه و حزن و اندوه نوشته شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله آقا سید مرتضى مرعشى، پس از عمرى تلاش در راه ترویج [[دین]] و بجا گذاشتن آثارى زرین، سرانجام در طلوع فجر روز دوشنبه ۱۹ [[ذى العقده]] ۱۴۱۶ قمری (فروردین ۱۳۷۵ ش) به جوار رحمت حق شتافت و به اجداد طاهرینش پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیکر مطهر این عالم جلیل القدر، از مقابل [[مسجد جامع]] تبریز [[تشییع جنازه|تشییع]] و به سوى شهر مقدس [[قم]] انتقال داده شد و در صحن مقدس [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت فاطمه معصومه]] سلام الله علیها در مقبره ۱۴ به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۳، نویسنده: عبدالکریم پاک‌نیا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:مرعشی.jpg|alt=آیت الله العظمی مرعشی نجفی در کنار برادر|از راست: سید عبدالحمید مرندی. باقر مرندی. [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی]]. سید مرتضی حسینی مرعشی نجفی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|مرعشی نجفی،سید مرتضی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C_%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168649</id>
		<title>سید مرتضی مرتضوی لنگرودی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C_%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168649"/>
		<updated>2026-07-16T15:33:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید مرتضی لنگرودی»''' (۱۳۰۶-۱۳۸۳ ق)، فقیه اصولی و عالم مجاهد [[شیعه]] و از شاگردان [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] بود. آیت‌الله لنگرودی در ابتدا به حمایت از انقلاب [[مشروطیت]] و مخالفت با استبداد پرداخت؛ اما با آگاه شدن از انحراف مشروطه، از آن کناره گرفت. وی همچنین با شروع نهضت اسلامی به رهبری [[امام خمینی]]، از موافقان و حامیان اصلی قیام به شمار می‌رفت.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مرتضی مرتضوی حسینی لنگرودی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:مرتضی لنگرودی.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۰۶ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = لنگرود، گیلان&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۸۳ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانی]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]]، [[میرزا حسن کرمانشاهی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[شیخ علیرضا ممجد لنگرودی]]، سید محمدحسین لنگرودی، [[سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی|سید محمدعلی لنگرودی]]، شیخ محمد‌علی طالقانی،...&lt;br /&gt;
|آثار = کتاب الصلوة، کتاب الطهارة، رساله‌ای در مبحث اجتهاد، رساله‌ای در مبحث تقلید، حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید مرتضی لنگرودی فرزند سید حسین، در سال ۱۳۰۶ قمری در لنگرود استان گیلان متولد شد. [[سادات]] ساکن در ناحیه قاضی محله، حسینی هستند و نسب آنان از طریق [[امام سجاد]] علیه السلام به [[امام حسین علیه السلام|حضرت ابا عبدالله]] علیه السلام می رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی در کودکی، در مدت شش ماه، تلاوت [[قرآن]] را فراگرفت و همزمان با آن در مکتب‌خانه‌های مرسوم آن زمان با مقدمات زبان و ادبیات فارسی آشنا گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
سید مرتضی مرتضوی در چهارده سالگی، وارد مدرسه جامع لنگرود شد؛ از برنامه‌های جالب آن زمان در [[حوزه علمیه|حوزه‌های علمیه]] لنگرود، لاهیجان، آستانه اشرفیه و... این بود که به هنگام تعطیلات و در اوقات فراغت، طلبه‌ها از شهری به شهر دیگر می‌رفته و با طلاب آن دیار به بحث و مناظره علمی می‌پرداخته‌اند. سید مرتضی که از نظر هوش و توانایی ذهنی و قوه حافظه در بین همگنان خویش بی‌نظیر بود، با قدرت بیان و تسلط بر مباحث مطرح شده، غالباً در این مسافرت‌ها و مجالست‌ها بر حریف خویش غالب می‌آمد. حتی گاهی موفقیت‌های علمی وی، شگفتی اساتید را برمی‌انگیخت و مواردی پیش می‌آمد که او در ضمن بحث‌ها بر مدرسین خویش پیشی می‌گرفت. خودش به فرزندانش گفته بود: هر کتابی را که از استاد می‌آموختم، بلافاصله آن را تدریس می‌کردم. گاهی در حالی که اواخر کتاب را فرامی‌گرفتم، ابتدای آن را درس می‌دادم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی پس از آموختن مقدمات علوم حوزوی در نزد اساتید مدرسه علمیه لنگرود، در سال ۱۳۲۳ یا ۱۳۲۲ ق. برای ادامه تحصیل به رشت رفت. در این حوزه، او محضر روحانی مبارز و مجتهد پرآوازه، آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء بری (۱۲۹۴-۱۳۵۷ ق) -از شاگردان [[آخوند خراسانی]]- را درک کرد و [[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]] را نزد او آموخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی در [[حوزه علمیه]] رشت، [[المطوّل (کتاب)|مطوّل]] را نزد آقا شیخ محمد صیقلانی و آقا شیخ محمد زرگر یاد گرفت. در همان اوان جوانی، این طلبه مشتاق معارف [[قرآن]] و [[عترت]]، به قزوین رفت و در حوزه این شهر، [[شرح لمعه]]، مقداری از [[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین]]، [[الهیات شفا|الهیات]] و شرح [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید]] را از محضر حاج ملا علی طارمی و شیخ یونس نامی فراگرفت و بدین گونه [[سطوح حوزه|سطوح]] اولیه دروس حوزوی را تکمیل نمود و راهی [[تهران]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن زمان حوزه تهران، مجمع فقیهان بزرگ، حکیمان و عارفان مشهور بود. در این حوزه سید مرتضی سطوح عالی دانش دینی را نزد حضرات آیات: آقا سید محمدرضا افجه‌ای، آقا شیخ محمدرضا نوری، [[شیخ عبدالنبی نوری|شیخ عبدالنبی نوری]] و آقا سید محمد تنکابنی تکمیل کرد و در [[حکمت]] و [[فلسفه]] و [[عرفان]] محضر بزرگانی چون: حاج شیخ علی نوری، آقا میرزا هاشم اشکوری، آقا [[میرزا حسن کرمانشاهی]] و آقا میرزا محمود قمی را درک کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا سال ۱۳۳۵ ق. که در تهران اقامت داشت، بیشتر ایام به آموختن فلسفه و عرفان مشغول بوده است؛ با این که به مباحث [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، گرایش بیشتری داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله مرتضوی با کوله‌باری از [[معرفت]] در عرصه فقه و حکمت و عرفان، حوزه تهران را ترک نمود و برای کمک به پدرش در امر کشاورزی، به گیلان بازگشت و تا سال ۱۳۳۸ ق. در آن ناحیه ماندگار شد. البته در این مدت از درس و بحث غافل نبود و با دوست دیرینه خود آقای طلوعی اشکوری به [[مباحثه|مباحثات]] علمی مشغول بود و از محضر عالم جلیل القدر آقا شیخ علی اکبر فتیدهی بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی در سال ۱۳۳۸ ق. وطن را به قصد اقامت در [[عتبات عالیات|عتبات]] [[عراق]] ترک نمود و به [[نجف]] اشرف رفت. وی برای انتخاب استاد، ابتدا در درس های علما حضور می‌یافت؛ تا آن که شیوه تدریس آیت الله [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] را پسندید. او به درس این محقق، علاقه زائدالوصفی نشان داد و به قدری تحت تأثیر اندیشه‌های این بزرگمرد عرصه فقاهت قرار گرفت که غالباً حاضر نبود سخن مخالف مبانی ایشان را بشنود.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی بیش از یک دوره [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] مرحوم نائینی را به تفصیل و با نظم و ترتیب خاصی به نگارش درآورد و از بحث [[فقه]] ایشان هم مباحثی چون: قضا، معاملات، طهارت و صلاة را تقریر کرد که شایسته است نوشته‌های ایشان به زیور طبع آراسته شود و در دسترس مشتاقان فقه و اصول قرار گیرد. آیت الله سید مرتضی مرتضوی لنگرودی همیشه از محقق نائینی به بزرگی یاد می‌کرد و مقام علمی او را می‌ستود و می‌گفت: خیلی به شاگردان خود توجه داشت، هر کس را به میزان توانایی علمی‌اش تکریم می‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله مرتضوی لنگرودی هنگام بازگشت به [[ایران|ایران]] به محضر استادش می‌رود و او اجازه [[اجتهاد]] کم‌نظیری برای شاگردش مرقوم می‌فرماید که در اوراق ایشان موجود است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی اساتید دیگر ایشان در [[نجف]] عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. آیت الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانی]]: آیت الله اصفهانی به خوبی به استعداد آیت الله لنگرودی پی برده بود و به وی توجه زیادی داشت. آیت الله لنگرودی نقل کرده است که هنگام بازگشت به ایران، مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی فرمود: «امثال شما نباید حوزه را ترک کنند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. آیت الله [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]]: آیت الله لنگرودی به هنگام مهاجرت علمای [[نجف]] به ایران (به دلیل اعتراض آنان به تبعید آیت الله [[محمد مهدی خالصی|محمدمهدی خالصی]] از سوی حکومت عراق)، در درس مرحوم محقق عراقی حضوری فعال داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. آیت الله [[محمدجواد بلاغی|شیخ محمدجواد بلاغی]]: آیت الله لنگرودی به ویژه در درس [[علم کلام|کلام]] و [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، که رشته‌های تخصصی آیت الله بلاغی بودند، حاضر می شد.&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سابقه تدریس این مجتهد پرآوازه به دوران نوجوانی و جوانی بازمی‌گردد، که مشغول فراگیری مقدمات و مرحله نخست سطح حوزه بود. ایشان، در حوزه [[تهران]] ضمن فراگیری [[حکمت]]، [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، در مدرسه صدر برای جمع کثیری از طلاب جوان [[شرح لمعه]] و هدایه میبدی را تدریس می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از فتح قله‌های فقاهت نزد دانشوران حوزه [[نجف]] و کسب توانمندی‌های علمی و فوق‌العاده، به سال ۱۳۴۲ ق. به [[ایران|ایران]] بازگشت. در این زمان، اشتهار علمی وی به مرتبه‌ای رسید که شرح حال نگاران او را یکی از مدرسین بزرگ در قرن اخیر معرفی کرده و در وصفش نوشته‌اند: او فقیهی محقق، مجتهدی اصولی، مفسری [[محدث]] و مدقق بود. در مدت اقامت در ایران، به تدریس و فیض رساندن مشغول بود؛ اما دو سال بعد، یعنی در سال ۱۳۴۴ ق. به نجف اشرف مراجعت نمود و در توقف ده ساله خود در این شهر مقدس، به تدریس علوم حوزوی و تربیت شاگردان فاضل اهتمام داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از تلاش های [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردی]] برای احیای [[حوزه علمیه قم]]، دعوت از علمای بلاد دیگر بود. او به کسانی که قادر بودند در حوزه [[قم]] منشأ اثر باشند، بها می‌داد و از این جهت از آیت الله سید مرتضی مرتضوی لنگرودی معروف به «حاجی مجتهد» دعوت کرد که به قم بیاید تا در ارتقای سطح علمی فضلای این شهر مقدس سهیم باشد. مرحوم آیت الله لنگرودی با قبول دعوت آیت الله بروجردی، به قم مهاجرت نمود؛ هر چند علمای [[عراق]] ابتدا به هجرت او رضایت نمی دادند. به هر حال، او در قم نیز به عنوان استادی برجسته، به تدریس اشتغال داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روش تدریس آیت الله لنگرودی این گونه بود که پیش از تدریس، ابتدا مطالب را به صورت مستدل و دسته‌بندی شده می‌نوشت و در واقع برای هر جلسه‌ای از تدریس، برنامه‌ریزی آموزشی حساب شده‌ای داشت تا با پرهیز از پراکنده گویی، مباحث اصلی را تفهیم کند. مدت اقامت آیت الله لنگرودی در شهر مقدس قم، سیزده ماه طول کشید. او در سال ۱۳۵۵ ق. بار دیگر به [[نجف]] اشرف مشرف گردید و تا سال ۱۳۶۱ ق. در حوزه‌های این شهر به تدریس فقه و اصول در عالی ترین سطح (خارج) مشغول بود، اما در این سال به دلیل بیماری و نیز مشکلات خانوادگی، به ایران بازگشت و در تهران اقامت نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله [[شیخ علیرضا ممجد لنگرودی|شیخ علیرضا ممجد لنگرودی]] - که از جانب همسر آیت الله لنگرودی با ایشان نسبت داشت - در [[مسجد]] عشقعلی در درس خارج فقه و اصول این استاد نامدار حضور می یافت و از آن بهره می‌گرفت. فرزندان آیت الله مرتضی لنگرودی نیز که همه آنان از مشعلداران [[فقه]] و فقاهت بشمار می روند، در زمره شاگردان ایشان قرار دارند: آیت الله سید محمدحسین مرتضوی لنگرودی، آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی، آیت الله سید محمدمهدی مرتضوی لنگرودی و آیت الله [[سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی]].  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علما و فضلای دیگری از محضر آن اسطوانه علم و فضیلت مستفیض شدند، از جمله: شیخ محمّد‌علی طالقانی، شیخ محمّد‌علی کاشفی، شیخ احمد تفضّلی، سید محمّد اشکوری، سید عبدالحمید هاشمی خویی، شیخ موسی الهی، سید جلال حیدری یزدی، شیخ موسی زنجانی، شیخ احمد عبد‌منافی، شیخ محمّد مناقبی، شیخ عبدالله قفقازی لنکرانی و شیخ احمد مجتهدی تهرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید مرتضی مرتضوی لنگرودی به موازات تدریس و تبلیغ، از تلاش‌های علمی و نگارش غافل نبود. برخی از آثار ایشان، تقریر درس اساتیدش می‌باشد و پاره‌ای از آن ها مطالبی است که خود برای ارائه در جلسات آموزشی حوزه تدوین کرده بود. برخی از تألیفات و تقریرات ایشان به شرح ذیل می‌باشند:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rs.jpg|thumb|left|الرسائل الثلاث؛ از آثار آیت‌الله سید مرتضی مرتضوی لنگرودی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. تقریرات درس [[اصول فقه]] مرحوم [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] در یک دوره کامل (مبسوط و مفصل)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. کتاب المتاجر (تقریر درس مرحوم نائینی، یک دوره کامل)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. شرح مبسوطی بر بخش طهارت کتاب [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. رساله‌ای در منجزات مریض؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. کتاب الصلوة (تقریر درس علامه نائینی)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. کتاب الطهارة؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. کتاب الخمس؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. رساله‌ای در توسعه ارض غصبیه؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹. رساله‌ای در حدوث عالم؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰. رساله‌ای در اثبات اصول و [[عقاید]] مشتمل بر مسایلی چون: [[شفاعت]]، عدم [[تحریف قرآن|تحریف قرآن]] و وجوه [[اعجاز قرآن|اعجاز قرآن]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۱. رساله‌ای در قضا (ناتمام)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۲. رساله‌ای در تفکیک بین اراده استعمالی و جدی؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۳. رساله‌ای در مبحث [[آب کر|آب کُر]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۴. رساله‌ای در مبحث اجتهاد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۵. رساله‌ای در حرمان زوجه از ارث؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۶. رساله‌ای در اراده استقلالیه؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۷. رساله‌ای در مبحث اجتهاد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۸. رساله‌ای در مبحث تقلید؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۹. حواشی بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] (ناتمام)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۰. حاشیه بر [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]] شیخ انصاری (ناتمام)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۱. کتاب الصوم که تقریر درس یکی از استادانش می باشد (ناتمام)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۲. الرسائل الثلاث.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
'''خدمات فرهنگی و تبلیغی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدرسه و [[مسجد]] حاج ابوالفتح از آثار قدیمی [[تهران]] در دوره قاجار به سال ۱۲۹۷ ق. است که مرحوم آیت الله [[ملا علی کنی|ملا علی کنی]]، [[وقف|وقفنامه]] آن را نوشته بود. بعدها این مسجد بر اثر بی توجهی و احداث خیابان، به صورت ویرانه‌ای درآمد و زیرزمین و شبستان بالای آن، غیرقابل استفاده شد. این وضعیت تا بعد از شهریور ۱۳۲۰ ش. ادامه داشت، تا آن که آیت الله لنگرودی به دعوت اهالی تهران برای اقامه [[نماز جماعت]] و خدمات فرهنگی و علمی در مسجد مذکور به این شهر آمد و برای احیای مدرسه و مسجد - که در حوالی میدان قیام واقع شده است - در همان ساختمان مخروبه و مرطوب اقامه جماعت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با اهتمام آن فقیه فرزانه و همیاری مردم، کار ساختن مسجد، در سال ۱۳۷۰ ق. آغاز گردید و سال بعد خاتمه یافت. برای احیای مدرسه، آیت الله لنگرودی شخصاً دست بکار شد و در نخستین مرحله با جدیت فراوان حجره‌های آن را از افراد غاصب و نااهل باز پس گرفت و بعد از آماده کردن آن برای تحصیل و سکونت، در اختیار طلاب نهاد. سپس کتابخانه‌ای برای استفاده استادان و شاگردان بنیان نهاد و پس از تحمل رنج‌های فراوان این مکان مخروبه را به صورت مدرسه‌ای فعال درآورده و با تلاش مداوم وی، این حوزه علوم دینی رونق گرفت و شاگردان برجسته‌ای را تحویل جامعه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله لنگرودی در ابتدا شخصاً [[سطوح حوزه|سطوح]] اولیه تا [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] و [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]] و بعدها درس خارج را در این مدرسه تدریس می نمود. ایشان بر وضع تحصیلی و تربیتی طلاب نظارت کامل داشت و مقرراتی را وضع کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله لنگرودی در سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۲ ق. یعنی یازده سال، در تهران به خدمات علمی، فرهنگی و تبلیغی مشغول بود. در همین سال برای [[زیارت]] [[عتبات عالیات]] به [[عراق]] رفت و در مراجعت از این سفر معنوی در [[قم]] رحل اقامت انداخت و در [[حوزه علمیه قم]] مدت‌ها به تألیف و تدریس مشغول شد و تا پایان عمر، روشنی بخش محفل برخی از اهل فضل و معرفت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مبارزه با استبداد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۳۲۴ ق. آغاز زمزمه‌های [[مشروطیت|مشروطه]] خواهی بود. آن زمان آیت الله لنگرودی در سنین جوانی بود و نزد آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیاء بُری به فراگیری مقدمات سطح حوزه اشتغال داشت. استاد، که از تباهی‌های استبداد قاجار به ستوه آمده بود، در همان سال به جرگه آزادی خواهان پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید عبدالوهاب که تأثیر افکار انقلابی استادش ([[آخوند خراسانی|آخوند خراسانی]]) رهبری روحانیت رشت را در انقلاب مشروطه عهده‌دار بود، شاگردان خود را برای ستیز با ستم تهییج می‌کرد. آیت الله لنگرودی نیز با تأثیرپذیری از استادش به مبارزان مشروطه خواه پیوست و از همان سنین جوانی ستیز با ستم را در برنامه کار خود قرار داد. به هر حال، آیت الله لنگرودی نیز با [[شجاعت]] و صراحت لهجه خاص خود در صف مشروطه طلبان رشت قرار گرفت و با شور و هیجان به حمایت از انقلاب مشروطیت، مخالفت با استبداد، توزیع اعلامیه، سخنرانی و آگاهی دادن به مردم پرداخت؛ اما این وضعیت دوام نیافت و آیت الله لنگرودی با آگاه شدن از انحراف نهضت مشروطه از موازین [[شرع|شرعی]]، نادم می‌گردد و فعالیت‌های خود را متوقف می کند. البته از باب [[امر به معروف و نهی از منکر]]، در مورد خلاف‌های اجتماعی تذکر می‌داد و نفرت خویش را از عوامل تباهی و [[فساد]] اعلام می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شایان ذکر است که بزرگانی چون [[میرزا محمدحسین نائینی|آیت الله نائینی]] نیز که از حامیان نهضت مشروطه بشمار می رفتند، با شهادت [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل الله نوری]] و [[سید عبدالله بهبهانی|سید عبدالله بهبهانی]] و روی کار آمدن دست های اجانب، نارضایتی خود را از این وضع اعلام می‌کنند و از صحنه سیاست کنار می‌روند، به طوری که حتی راضی نبودند از مشروطه نامی به میان آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما با شروع نهضت اسلامی به رهبری [[امام خمینی]] قدس سره، آیت الله لنگرودی ضمن موافقت با اصل قیام، موقعی که از سوی کارگزاران پهلوی لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی تنظیم گردید، از اولین امضا کنندگان اعلامیه‌ای بود که از سوی علما و مراجع در مخالفت با این لایحه صادر شده بود و این حرکت در واقع، طلیعه نهضت اسلامی بشمار می‌رفت. با صدور این اعلامیه، که از توطئه‌های رژیم پهلوی علیه [[اسلام]] و علمای [[شیعه|شیعه]] پرده برداشته بود، موجی از خشم و خروش سراسر کشور را فراگرفت. رژیم شاه کوشید تا افشاگری های اعلامیه مذکور را نادرست جلوه دهد و مانع خیزش عمومی مردم مسلمان شود؛ لیکن در عمل دریافت که روشنگری این اعلامیه، ژرف‌تر از آن است که بتوان از طریق مطبوعات و مقالات مبتذل و [[دروغ]] با آن مقابله کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزندش آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی در این خصوص می گوید: «پس از ارائه این طرح (طرح انجمن ایالتی و ولایتی شاه) از سوی دولت وقت، نُه نفر از علما و مراجع قم جلسه‌ای تشکیل دادند تا درباره اعلان مخالفت خویش با این طرح مشورت کنند. در این جلسه پس از بحث و بررسی اعلامیه‌ای نوشته می‌شود، اما چون برخی تعبیرات اعلامیه تند بود، برخی از آقایان در امضای آن ابراز تردید می‌کنند. در این هنگام مرحوم والد پیشقدم می‌شود و آن را می‌گیرد و امضا می‌کند، بقیه هم چنین می کنند. حضرت امام خمینی از این صراحت و [[شجاعت]] ایشان شادمان می‌گردد و او را تحسین می کند».&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید مرتضی مرتضوی لنگرودی در روز پنج شنبه تیر ماه ۱۳۴۲ شمسی (۱۳۸۳ ق)، چند ماه پس از حادثه خونین قیام پانزدهم خرداد، ندای حق را لبیک گفت و در روز جمعه مصادف با [[اربعین حسینی]] علیه السلام - در بحبوحه مبارزات شدید مردم مسلمان ایران بر ضد رژیم پهلوی و نیز حکومت نظامی عمال دولتی - با حضور عده بسیاری از علما و طلاب و مردم که برخی از دیگر شهرها آمده بودند، [[تشییع جنازه]] باشکوهی از ایشان صورت گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطابق [[وصیت]] آن مرحوم که فرموده بود: «بسیار مایلم در صورت امکان در [[نجف]] اشرف در جوار مولا امیرمؤمنان [[امام علی]] علیه السلام دفن بشوم و اگر ممکن نشد، در [[قم]] در صحن کهنه [[حضرت معصومه]] علیها السلام باشد.» عمل گردید و پیکر مطهر آن فقیه والامقام در یکی از حُجرات شمال شرقی صحن عتیق [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] علیها السلام به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید مرتضی مرتضوی لنگرودی&amp;quot;، غلامرضا گلی‌زواره، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۱۳، صفحه ۳۳-۶۱.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170px&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:لنگرودی.jpg|سید مرتضی مرتضوی حسینی لنگرودی&lt;br /&gt;
پرونده:حسین طباطبایی بروجردی (10000).jpg|از راست: [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی]]، سید حسین احمدی طباطبائی بروجردی، [[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی مرتضوی حسینی لنگرودی]] و عبدالله فاضل موحدی لنکرانی قفقازی&lt;br /&gt;
پرونده:مرتضوی لنگرودی.jpg|alt=آیت الله مرتضوی لنگرودی در جوانی به همراه پدر و برادران|از راست: [[سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی|سید محمدعلی مرتضوی حسینی لنگرودی]]، سید محمدحسن مرتضوی حسینی لنگرودی، [[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی مرتضوی حسینی لنگرودی]]، سید محمدحسین مرتضوی حسینی لنگرودی و سید محمدمهدی مرتضوی حسینی لنگرودی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|لنگرودی،سید مرتضی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168648</id>
		<title>سید مرتضی عسکری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168648"/>
		<updated>2026-07-16T12:12:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«علامه سید مرتضى عسکرى»''' (۱۳۳۲-۱۴۲۸ ق)، متکلم، مورخ و محقق بزرگ [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[امام خمینى ]] و [[مرعشی، شهاب‌الدین|آیت‌الله مرعشى نجفى]] بود. وی خدمات و فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی گسترده‌ای را در [[عراق]] و [[ایران]] موجب شد. علامه عسکری همچنین با تحقیقات و تألیفات ارزشمند [[علم کلام|کلامی]] خود مانند «معالم المدرستین» و «نقش ائمه در احیاء دین»، راه نوینی در تبیین [[اسلام]] شیعی و دفاع از آن ارائه داد. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید مرتضى شریف عسکرى&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:مرتضی عسکری.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۳۳۲ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامراء]]&lt;br /&gt;
|وفات = ۱۴۲۸ قمری (۱۳۸۶ ش)&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
|اساتید = [[امام خمینی]]، میرزا خلیل کمره‌ای، [[مرعشی، شهاب‌الدین|آیت‌الله مرعشى نجفى]]، شیخ محمدحسین شریعتمدارى،...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|آثار = عقاید اسلام در قرآن کریم، معالم المدرستین، نقش ائمه در احیای دین، مئة و خمسون صحابی مختلق، عبدالله‌ بن‌ سبا و أساطیر أخری، سقیفه،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید مرتضى شریف عسکرى در هشتم [[جمادى الثانى]] سال ۱۳۳۲ قمری در شهر [[سامراء]] متولد شد. پدر و مادرش، هر دو از خانواده‌های [[ایران|ایرانی]] ساکن سامرا بودند. پدر بزرگوار ایشان، آیت الله سید محمد حسینی کوچک ساوجی، معروف به شیخ الإسلام، فرزند آیت الله سید اسماعیل شیخ الإسلام بود. جدّ مادری ایشان نیز خاتمة المحدّثین، آیت الله میرزا محمد تهرانی، معروف به شریف عسکری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی، در خردسالی پدر خود را از دست داد و تحت تربیت جدّ بزرگوارش میرزا محمد شریف عسکری قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید مرتضى عسکرى از ده سالگی به [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] [[سامرا]] وارد شد و مقدمات و بخش‌هایی از [[سطوح حوزه|سطوح]] را در همان شهر گذراند. در دوران جوانی به سال ۱۳۱۰ ش، در عصر [[مرجعیت]] [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|آیت الله حائری]]، به سرزمین مادری خود مهاجرت نمود و در [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]]، به ادامه تحصیل پرداخت. در شهر قم دروس سطح [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فقه]] را نزد [[مرعشی، شهاب‌الدین|آیت‌الله مرعشى نجفى]] و آیت‌الله شیخ محمدحسین شریعتمدارى ساوجى تلمذ کرد. از دیگر اساتیدى که ایشان در آن دوره به استفاده از محضرشان توفیق یافت، عبارتند از: مرحوم [[امام خمینى ]] در [[علم کلام|کلام]] و [[عقاید]]، میرزا خلیل کمره‌اى در علم [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، آیت‌الله شیخ مهدى شهید (پایین شهرى) در علم [[اخلاق]] و [[تهذیب نفس]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرتضی عسکرى پس از چهار سال اقامت در [[قم]]، دوباره به [[عراق]] بازگشت و دروس خارج فقه و اصول را نزد اساتید بزرگ آن روزگار حوزه سامرا، از جمله: آیت الله میرزا حبیب الله اشتهاردی و آیت‌الله سید محمدرضا مدرس شوشتری فرا گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
از بزرگ‌ترین کارهای علامه عسکری‌، انجام تحقیقات نوینی است که شهرت ایشان، بیشتر مرهون همین پژوهش‌ها می‌باشد. این تحقیقات روش‌های نوینی در پژوهش‌های اسلامی پدید آورد. بحث‌های علمی و مناظرات ایشان با دانشمندان مذاهب و ادیان گوناگون جهان، بسیار روشنگرانه و منحصربه‌فرد است که بسیاری از آن‌ها به صورت کتاب انتشار یافته‌اند. این کتاب‌ها به زبان‌های: فارسی، انگلیسی، ترکی و اردو، و بخشی از آن‌ها به زبان‌های: ایتالیایی، روسی و ... ترجمه و منشر شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف. تألیفات عربی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#مئة و خمسون صحابی مُختلَق (عنوان ترجمه فارسی: یکصد و پنجاه صحابی ساختگی) در سه جلد؛&lt;br /&gt;
#عبدالله‌بن‌سبا و أساطیر أخری (عنوان ترجمه فارسی: عبدالله‌بن‌سبا و دیگر افسانه‌های تاریخی) در دو جلد؛ اولین نمونه از تحقیقات او، در سال ۱۳۷۵ ق، به نام «عبدالله‌بن‌سبا و اساطیر أخری» منتشر شد که در عالم [[اسلام]] شهرت یافته، تأثیرگذار گشت تا جایی که در مجله «الأزهر»، دو مقاله و نقد در مورد آن نوشته شد.&lt;br /&gt;
#أحادیث امّ المومنین‌ عائشة (عنوان ترجمه فارسی: نقش [[عایشه]] در [[تاریخ اسلام]])؛&lt;br /&gt;
#معالم المَدرستَین (عنوان ترجمه فارسی: ترجمه معالم المدرستین) در سه جلد؛ (بررسی تطبیقی دیدگاه‌های دو مکتب [[خلفای نخستین|خلفا]] و مکتب [[اهل البیت|اهل‌البیت]])؛&lt;br /&gt;
#القرآن الکریم و روایات المدرستین، در سه جلد؛&lt;br /&gt;
#عقائد الإسلام من القرآن الکریم (عنوان ترجمه فارسی: [[عقاید]] اسلام در قرآن) در سه جلد؛&lt;br /&gt;
#قیام الأئمّة بإحیاء الدین، در چهارده جلد؛&lt;br /&gt;
#دور الأئمّة فی إحیاء السنّة؛&lt;br /&gt;
#مقدّمة مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، در دو جلد؛&lt;br /&gt;
#مقدمه برای کتاب سیری در صحیحین؛&lt;br /&gt;
#مع أبی‌الفتوح التلیدی فی کتابه «الأنوار الباهرة»؛&lt;br /&gt;
#مع الدکتور الوردی فی کتابه «وعّاظ السلاطین»؛&lt;br /&gt;
#آراء و أصداء حول‌ عبدالله‌بن‌سبا و روایات ‌سیف‌فی‌الصح؛&lt;br /&gt;
#طبّ [[امام رضا علیه السلام|الرضا]] (علیه السلام) و طبّ [[امام صادق علیه السلام|الصادق]] (علیه السلام)؛&lt;br /&gt;
#جمع القرآن و مصطلحات قرآنیة (که به تاریخ جمع‌آوری [[قرآن]] و شبهات پیرامون آن می‌پردازد)؛&lt;br /&gt;
#مصطلحات إسلامیه؛&lt;br /&gt;
#افترائات واکاذیب فی کتاب الله ثم للتّاریخ؛&lt;br /&gt;
#سیرة المعصومین الاربعة عشر و امّ المؤمنین [[خدیجه کبری|خدیجه]]؛&lt;br /&gt;
#الأمراض الإجتماعیة وعلاجها؛&lt;br /&gt;
#الأسطورة السبئیة؛&lt;br /&gt;
#مصطلحات قرآنیة؛&lt;br /&gt;
#خلفاء المدرستین؛&lt;br /&gt;
#علی مائدة الکتاب والسنّه، در ۱۷ جلد؛&lt;br /&gt;
#السجدة علی التربة؛&lt;br /&gt;
#البکاء علی المیت؛&lt;br /&gt;
#زیارة قبور أنبیاء وأئمّة والصلحاء؛&lt;br /&gt;
#التوسّل بالنبی (صلی الله علیه وآله) و التبرّک بآثاره؛&lt;br /&gt;
#الصلوات علی محمد (صلی الله علیه وآله)؛&lt;br /&gt;
#یکون لهذه الأمّة اثنا عشر قیما؛&lt;br /&gt;
#عدالة الصحابة؛&lt;br /&gt;
#عصمة الأنبیاء؛&lt;br /&gt;
#البناء علی قبور الأنبیاء و الأولیاء؛&lt;br /&gt;
#الشفاعة؛&lt;br /&gt;
#[[بداء|البَداء]]؛&lt;br /&gt;
#الجبر والتفویض والقضاء والقَدَر؛&lt;br /&gt;
#صلاة أبی‌بکر؛&lt;br /&gt;
#المتعة أو الزواج الموقّت؛&lt;br /&gt;
#شیعة اهل البیت (علیهم السلام)؛&lt;br /&gt;
#حدیث الکساء من طُرق الفریقین (عنوان ترجمه فارسی: [[حدیث کساء]] در کتب ‌معتبر مکتب)؛&lt;br /&gt;
#خلفا و مکتب ‌أهل‌بیت ‌و روایات ‌[[صلوات|صلوات‌]] بر محمد و آل‌محمد (صلی الله علیه وآله)؛&lt;br /&gt;
#تعلیم‌ الصلاة؛&lt;br /&gt;
#منتخب الأدعیة؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ayeshe.jpg|thumb|left|نقش عایشه در تاریخ اسلام؛ یکی از آثار علامه عسکری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب. تألیفات فارسی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#ادیان آسمانی و مسأله تحریف؛&lt;br /&gt;
#نقش أئمه در احیای دین، در ۱۶ جلد؛&lt;br /&gt;
#[[واقعه سقیفه بنی ساعده|سقیفه]] (بررسی نحوه شکل‌گیری حکومت بعد از [[رحلت پیامبر اسلام|رحلت پیامبر اکرم]])؛&lt;br /&gt;
#ولایت [[امام علی علیه السلام|علی]] در قرآن و سنت؛&lt;br /&gt;
#تاریخ سرگذشت حدیث؛&lt;br /&gt;
#در راه وحدت؛&lt;br /&gt;
#آخرین ‌نماز پیامبر (ترجمه صلاة ابی‌بکر)؛&lt;br /&gt;
#بر گستره کتاب و سنّت (مجموعه بزرگی از رساله‌های کوچک، در ۱۷ جلد).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
سید مرتضى عسکرى در حدود بیست سالگی، نخستین حرکت اجتماعی خود را با تأسیس مدرسه‌ای کوچک در [[سامرا]] شروع کرد. این کار در سال ۱۳۶۳ ق، با راه‌اندازی مدرسه ابتدایی، در شهر [[کاظمین]] ادامه یافت. این مدارس بعدها به شهرهای: [[بصره]]، دیوانیه، [[حله|حلّه]] و نعمانیه گسترش پیدا کردند که در آن‌ها، در مقاطع مختلف: مهد کودک، دبستان، دبیرستان (دخترانه و پسرانه)، و نیز در مراکزی برای تعلیم و تربیت بزرگسالان، به جذب دانش‌آموز اقدام می‌شد؛ به طوری که در مدارس تحت نظر ایشان، تا ۷۰۰۰ نفر تحصیل می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۴ ق، با تأسیس «کلیة اصول الدین» (دانشگاه اصول الدین) در [[بغداد]]، فعالیت‌های آموزشی علامه عسکری وارد مرحله جدیدی شد که متأسفانه با روی کار آمدن حزب بعث و تعطیل شدن تمامی مؤسسات آموزشی و پژوهشىِ زیر نظر ایشان، این فعالیت‌ها متوقف ماند. شایان ذکر است، تا هنگام فعالیت کلیة اصول الدین در عراق، دو دوره دانشجو از آن فارغ التحصیل شدند که بیشتر آنان امروزه سکان‌دار امور سیاسی و اجتماعی عراق هستند. این مجموعه بزرگ و بسیار مؤثر تا زمانی که او در سال ۱۳۸۹ ق (۱۳۴۹ ش)، از عراق هجرت کرد و به [[لبنان]] و بعد به [[ایران]] آمد، برپا بود؛ اما متأسفانه، در سال ۱۳۸۹ ق. به دست دولت بعثی [[عراق]] نابود شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از حرکات اجتماعی بزرگ علامه، مبارزات سیاسی گسترده‌ای بود که از عصر دولت پادشاهی عراق تا عصر حزب بعث برای احقاق حقوق [[شیعه|شیعیان]] عراق انجام داد. او در این دوران، در رأس روحانیان مبارز عراق بود که شهدای بزرگی چون: آیت الله [[شهید سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر صدر]]، [[شهيد سيد مهدى حكيم|سید مهدی حکیم]] و سید محمدباقر حکیم در شمار این‌گونه از علما قرار داشتند. در نهایت، علامه عسکری به موجب روبه‌رو شدن با خطر اعدام، عراق را ترک نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر کارهای اجتماعی او، تأسیس صندوق خیریه‌ای به نام «الرعایة الإسلامیه» بود که این مجموعه، کاری شبیه به کمیته امداد امام خمینی (قدّس سرّه) در [[ایران]] به شمار می‌رفت. علامه عسکری، همچنین دو درمانگاه در بغداد افتتاح کرد و سپس شروع به ایجاد یک بیمارستان بزرگ به نام [[امام حسین]] (علیه السلام) در بغداد نمود که با خارج شدن ایشان از عراق نیمه‌تمام ماند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه عسکری همچنین پس از ورود به ایران، از همان ابتدا به ادامه راهی که در عراق آغاز کرده بود، پرداخت؛ تبلیغ و ترویج معارف اسلامی و تحقیق در آن، خدمت به محرومان، اقامه [[نماز جماعت]] و تأسیس مراکز علمی همچون دانشکده علوم اسلامی را وجهه همّت خویش قرار داد. امروزه، دانشکده اصول الدین که سال‌ها از تأسیس آن می‌گذرد، در شهرهای: [[قم]]، دزفول و [[تهران]]، در مقاطع: کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا دایر می‌باشد که مسئولیت پرورش محقق را بر عهده گرفته است. علامه عسکری، ریاست دانشکده اصول‌الدین را که خود بنیانگذار آن بود، بر عهده داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه عسکرى در دوران زندگى حوزوى خود در قم، بر این واقعیت واقف شد که دروس موجود حوزوى براى جوابگویى کامل به مشکلات و سؤالات و خواسته‌هاى روز افزون اجتماعى نیاز به تحولات جدى دارد.بنا بر این به همراه تنى چند از طلاب همفکر خویش، از جمله مرحوم [[طالقانی، محمود|آیت‌الله سید محمود طالقانى]] به بررسى و تجدید نظر در برنامه‌هاى درسى حوزه پرداخت و کوشید با دوستان خود، در کنار درس‌هاى رسمى حوزه به تحصیل معلوماتى بپردازد که بتوان با اتکاى به آن براى ایفاى مسئولیت‌هاى خطیر در آینده قیام کنند. در بین درس‌هاى پیشنهادى در این برنامۀ تازه، دروس [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و [[حدیث|حدیث]] شناسى و بررسى تطبیقى [[عقاید]] اسلامى وجود داشت که در کنار دروس معمول [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، از اساتید ذى صلاح بهره مى‌گرفت. علاوه بر برنامۀ مذکور، تمرین [[خطابه]] و سخنرانى، نویسندگى و تألیف و حضور علمى در کارهاى اجتماعى، و توجه کامل به بررسى و شناخت اوضاع و مسائل روز مسلمانان و نیازهاى ایشان در ایجاد شخصیت‌هاى اسلامى مستحکم براى دستیابى به جامعۀ اسلامى مطلوب وجود داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه عسکری‌ همچنین در طول حیات خود مناظرات متعددی با عالمان مذاهب دیگر داشته که در اینجا به ذکر برخی از مناظرات ایشان اشاره می‌شود: ۱. مناظره با [[عبدالعزیز بن باز|بِن‌ باز]]، مفتی بزرگ [[عربستان]] در [[مکه]]؛ ۲. مناظره با دانشمند بزرگ [[اهل سنت]] ابوالعلی مودودی؛ ۳. مباحثه با خطیب رقه؛ ۴. مباحثه با مبشّر و مبلغ [[مسیحیت|مسیحی]] در [[بغداد]]؛ ۵. مناظره با یک نفر از روسیه؛ ۶. مناظره با علمای [[یهود]]؛ ۷. مناظره با بزرگان و علمای اهل سنت از کشورهای مختلف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد عسکرى از اواسط دهۀ دوم حیات علمى خویش، به بررسى سیره و [[تاریخ]] و سفرنامه‌ها گرایش یافت و با توجه به گستردگى مطالعات و تنوع اطلاعات، از آنچه براى اقران ایشان معمول و مأنوس بود فاصله گرفت. این مطالعات که با دستیابى به نوشته‌هاى شاگردان آیت‌الله [[میرزای شیرازی]] در مسئلۀ تنباکو و قضیه رژى در کتابخانه پدر بزرگ ایشان (مرحوم آیت‌الله سید محمد عسکرى) آغاز شد، وى را با سابقۀ تهاجمات و حملات استعمارگران غربى به عالم [[اسلام]] آشنا ساخت. او با هوشمندى ذاتى خویش توانست اهداف استعمار فرهنگى را شناسایى کند. این نحوۀ استعمار گاه به شکلى آشکار (مانند تأسیس مدارس تبشیرى در بلاد اسلامى) و گاه به صورتى پنهان (مانند تربیت و گسیل استاد براى مدارس و دانشگاه‌هاى بلاد اسلامى)، حتى پس از پایان دورۀ استعمار مستقیم و نظامى، وجود خویش را تحمیل مى‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر مى‌رسد علامه عسکرى اولین متفکر اسلامى [[عراق]] بود که به حقیقت روش تعلیم و تربیتى که مستشاران اروپایى براى مراکز آموزش و پرورش کشورهاى شرقى طراحى کرده بودند، پى برد. تحقیقات و مطالعات دراز مدت و عمیقى که در این باره انجام داد او را به فاصله و تفاوت چشمگیرى که میان این روش‌ها در کشورهاى اسلامى و کشورهاى غربى وجود داشت، راهبرى کرد. و از این راه به یکى از علل اساسى عقب ماندگى شرق که همانا روش‌هاى بکار رفته در تعلیم و تربیت جوانان بوده، دست یازید. لذا ایشان این گونه مدارس را «مراکز تربیت کارمند» نامید، چون معتقد بود محصول این مدارس، افرادى هستند که پشت میزنشینان ادارى و خاضعان در مقابل هجوم استعمارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین ترتیب، ایشان در جریان مطالعات خود به چالش مهم دیگرى در جوامع اسلامى پى برد و آن جدایى دانشگاه‌ها از [[حوزه علمیه|حوزه‌هاى علمیه]] بود. در حقیقت این دو رکن اساسى حیات [[امّت|امت]] اسلامى، هر کدام در سمت و سویى متفاوت با یکدیگر سیر می‌کردند.حوزه‌ها با تکیه بر مواریث خویش تنها به تربیت مدرس و خطیب مى‌پرداختند و دانشگاه‌ها نیز قبلۀ آمالى جز غرب نداشتند و با مردم مسلمان و ملت خویش بیگانه بودند. از آنجائى که چاره‌اى جز شکستن این جوّ و از میان بردن این حالت ایستائى باقى نمانده بود، استاد عسکرى در سامراء و در شرایطى که جنگ دوم جهانى سایه‌هاى سنگین خویش را بر مردم و سرزمین عراق فرو افکنده بود، فعالیت خود را آغاز کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین کار فرهنگى ایشان، تشکیل حلقه‌هاى درس و تدریس و در کنار آن تاسیس مدرسه‌اى با روش تربیتى نوین بود. ایشان با عنایتى ویژه براى آن برنامه‌ریزى کرد و آنرا سرآغازى براى طرح‌هاى گسترده‌تر بعدى قرار داد. در این مدرسه، صاحبان فضل و فضیلت نظیر شیخ میرزا نجم‌الدین شریف عسکرى و شیخ حسن کمیلى و سید جعفر شهرستانى و شیخ مهدى حکیم، تدریس می‌کردند. البته همچون دیگر مصلحان تاریخ، استاد عسکرى نیز از مخالفت صاحبان افکار قدیمى، در امان نماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن، ایشان مصلحت چنان دید که همۀ آثار هجوم تمدن غرب را که در جوامع اسلامى مشاهده کرده بود، و همچنین نحوۀ مبارزه و معالجه این آثار شوم را تدوین کند و این آغازى براى تألیف کتب ارزندۀ ایشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس مدارس نوین که تربیت اسلامى را به صورتى تازه عرضه مى‌داشت، مرحلۀ دیگرى از فعالیت ایشان بود. این مدارس در کنار مراکزى قرار داشت که متخصصان علوم اسلامى و افراد لایق به جهت انتقال این علوم به جامعه را تربیت مى‌کرد. بر این موارد باید استفاده از نشریاتى که به طور منظم و مستمر، منتشر مى‌شد، اضافه نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید مرتضى عسکرى، پس از قریب به یک قرن زندگى با برکت، و تلاش در اعتلای مکتب [[اهل البیت|اهل بیت]] (علیهم السلام) و خدمتگزاری در این راه، سرانجام در ۲۵ شهریور ۱۳۸۶ (۴ [[ماه رمضان|رمضان]] المبارک ۱۴۲۸)، دعوت حق را لبیک گفت و در [[قم]]، در جوار [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی&lt;br /&gt;
*ویکی نور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (1).jpg|alt=علامه عسکری، علامه فضل الله و امام موسی صدر|از راست: سید مرتضی شریف عسکری، محمدمهدی شمس الدین، [[امام موسی صدر|سید موسی موسوی صدر]] و [[سید محمدحسین فضل الله|سید محمد حسین فضل الله]]&lt;br /&gt;
پرونده:عسکری (7).jpg|alt=علامه عسکری در جبهه|سید مرتضی شریف عسکری در جمع رزمندگان اسلام&lt;br /&gt;
پرونده:منذر (2).jpg|alt=استاد منذر و علامه عسکری|از راست: [[علی ابوالحسنی]] (منذر) و سید مرتضی شریف عسکری&lt;br /&gt;
پرونده:عسکری (1).jpg|alt=علامه عسکری در پکن|سفر علمی تبلیغی سید مرتضی شریف عسکری به چین&lt;br /&gt;
پرونده:آصفی (10).jpg|alt=آیت الله آصفی و علامه عسکری|از راست: [[محمدمهدی آصفی]] و سید مرتضی شریف عسکری&lt;br /&gt;
پرونده:عسکری (6).jpg|alt=علامه عسکری در موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت علیهم السلام اصفهان|از راست: حمیدرضا نیلفروشان، سید مرتضی شریف عسکری و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:عسکری (5).jpg|alt=علامه عسکری در کتابخانه شخصی|سید مرتضی شریف عسکری&lt;br /&gt;
پرونده:عسکری (11).jpg|alt=تشییع جنازه علامه عسکری|تشییع پیکر سید مرتضی شریف عسکری در [[قم]]&lt;br /&gt;
پرونده:عسکری (22).jpg|alt=نماز میت علامه عسکری|اقامه نماز میت سید مرتضی شریف عسکری توسط [[سید موسی شبیری زنجانی|سید موسی شبیری (حسینی) زنجانی]] در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها&lt;br /&gt;
پرونده:عسکری (4).jpg|مدفن سید مرتضی شریف عسکری در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|عسکری،سید مرتضی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ نویسان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168647</id>
		<title>سید مرتضی حسینی فیروزآبادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168647"/>
		<updated>2026-07-16T11:49:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: /* آثار و تألیفات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخشی از یک کتاب|کتاب=ستارگان حرم}}&lt;br /&gt;
'''«آیت‌الله سید مرتضى حسینی فیروزآبادى»''' (۱۳۲۹-۱۴۱۰ ق) فرزند آیت‌الله [[سید محمد فیروزآبادی]]، [[فقیه]] اصولی و متکلم بزرگ [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[میرزا ابوالحسن مشکینی|میرزا ابوالحسن مشکینى]] و [[سید جمال الدین گلپایگانی|سید جمال‌الدین گلپایگانى]] بود. دو کتاب «[[عنایة الاصول (کتاب)|عنایة الاصول]]» و «[[فضائل الخمسه من الصحاح السته (کتاب)|فضائل الخمسة]]» از مهمترین آثار آن عالم ربانی است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مرتضی حسینی فیروزآبادی&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:سيدمرتضى حسينى فيروزآبادى.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =   ۱۲۹۰ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[نجف اشرف]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۶۹ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن =  [[قم]]، باغ بهشت&lt;br /&gt;
|اساتید = [[سید جمال الدین گلپایگانی|سید جمال الدین گلپایگانى]]، [[میرزا علی ایروانی|میرزا على ایروانى]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]، [[محمدحسین غروی اصفهانی|شیخ محمدحسین اصفهانى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = سید هادی غضنفری خوانساری،...&lt;br /&gt;
|آثار = [[عنایة الاصول (کتاب)|عنایة الاصول فى شرح کفایةالاصول]]، [[فضائل الخمسه من الصحاح السته (کتاب)|فضائل الخمسة من الصحاح الستة]]، منتخب المسائل، خلاصة الجواهر،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید مرتضى حسینی فیروزآبادى در سال ۱۳۲۹ ه.ق (۱۲۹۰ ش) در [[نجف]] اشرف به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;عنایة الاصول فى شرح کفایةالاصول، تألیف السید مرتضى حسینى فیروزآبادى، ج ۳، ص ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در خانواده اى پا به عرصه وجود گذاشت که سابقه علمى دیرینه داشت. پدر بزرگوارش آیت الله [[آيت الله فيروزآبادی|سيد محمد حسینی یزدی فيروزآبادی]]&amp;lt;ref&amp;gt;فیروزآباد، یکى از بخش هاى میبد در ۵ کیلومترى اردکان و ۵۰ کیلومترى شهرستان یزد است.&amp;lt;/ref&amp;gt;، عالم، عابد فاضل و مجتهدى بود که بعد از رحلت استاد خود، آیت الله [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم طباطبائى یزدى]] (۱۳۳۷ ه.ق)، به مقام [[مرجعیت|مرجعیت]] رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه جمهورى اسلامى، سه شنبه ۴ بهمن ۱۳۷۳، ش ۴۵۳۸، ص ۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; کتاب هاى «جامع  الکلم فى حکم  اللباس  المشکوک» و «اصول  الفقه» و «مناسک  الحج والعمرة» از آثار باقى مانده او است.&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعة الى تصانیف الشیعه، آقا بزرگ تهرانی، ج ۲۰، ص ۶۱-۶۲ و ریحانة الادب، محمد على مدرس، ج ۴، ص ۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب شریف سید مرتضى فیروزآبادى به [[امام سجاد علیه السلام|امام سجاد]] علیه السلام مى رسد.&amp;lt;ref&amp;gt;عنایة الاصول فى شرح کفایة الاصول، ج ۳، ص أ.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید مرتضى فیروزآبادى از ابتداى نوجوانى به تحصیل [[علم]] و دانش علاقه زیادى داشت. با فراگیرى دانش هاى ابتدایى، براى فراگیرى [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] به حوزه علمیه [[نجف]] اشرف رفت و پس از تکمیل علوم پایه، از محضر آیات عظام: [[میرزا علی ایروانی|میرزا على ایروانى]] (متوفاى ۱۳۵۴ ه.ق)، [[میرزا ابوالحسن مشکینی|میرزا ابوالحسن مشکینى]] (متوفاى ۱۳۵۸ ه.ق)، [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] (متوفاى ۱۳۶۵ ه.ق) و [[شیخ محمدکاظم شیرازی|شیخ محمدکاظم شیرازى]] بهره هاى فراوانى برد.&amp;lt;ref&amp;gt;عنایة الاصول فى شرح کفایة الاصول، ج ۳، ص ب.&amp;lt;/ref&amp;gt; او در سال‌هاى اخیر در مجلس استفتاى خصوصى مرحوم آیت  الله شیخ محمدکاظم شیرازى نیز حاضر مى شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى مدتى نیز به درس آیت الله [[محمدحسین غروی اصفهانی|شیخ محمدحسین اصفهانى]] (متوفاى ۱۳۶۱ ه.ق) حاضر شد و در معقول و منقول کسب فیض کرد. و از محضر عالم ربّانى، عارف والامقام، [[سید علی آقا قاضی|سید على قاضى]] و آیت الله [[سید جمال الدین گلپایگانی|سید جمال الدین گلپایگانى]]، مراحل [[اخلاق]] و [[عرفان]] را کسب کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل پنج تن در صحاح ششگانه اهل سنت، ترجمه فضائل الخمسه من الصحاح السّتة، تألیف سید مرتضى فیروزآبادى و ترجمه شیخ محمدباقر ساعدى، ص و-مقدمه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزند بزرگوارش مرحوم آیت  الله سید محمد فیروزآبادى مى گوید: «از منبع موثقی شنیده شد که بارها استاد ایشان مرحوم آیت  الله میرزا على ایروانى به فرزند ارشدش و سایر شاگردانش مى فرمود: جدیت در تحصیل و پشتکار را از آقاى سید مرتضى بیاموزید. این در هنگامى بود که [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]] را نزد ایشان مى خواند و هر روز نوشته هاى خود را به ایشان عرضه مى داشت و استاد براى تشویق، آن ها را بررسى مى نمود و پس از مقدارى اصلاح، تحسین فراوان مى کرد».&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص د.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
استعداد و نبوغى که آیت  الله فیروزآبادى داشت، بزودى او را در ردیف بهترین اساتید حوزه [[نجف]] قرار داد. کتاب هاى سطح را چندین بار، از جمله [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]] را بیش از شش مرتبه و خارج آن را یک مرتبه تدریس کرد. بیان زیبا و تعبیر رسایش در تدریس، سبب شد طلاب و شاگردانش با عشق و شوق به محضر درسش حاضر شوند و از خرمن پرثمر علم و دانش او خوشه ها بچینند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه تدریس آیت  الله فیروزآبادى به گونه اى بود که با مقدماتى مناسب و بیانى روان و ساده مطالب سنگین را به شاگردان منتقل مى کرد و کمتر کسى از درک مسائل مشکل فقهى یا اصولى بى بهره مى ماند. اگر شخصى سؤال مى کرد، یا نقض و ایرادى داشت، با برخوردى نیکو و رعایت انصاف به جوابگویى مى پرداخت، و چه بسا حق را به جانب وى مى داد.&amp;lt;ref&amp;gt;عنایة الاصول فى شرح کفایة الاصول، ج ۳، ص ب-د.&amp;lt;/ref&amp;gt; وى دوازده ساعت براى تدریس و تألیف وقت مى گذاشت و ایام تعطیل را به تألیف اثر گرانقدرش «[[فضائل الخمسه من الصحاح السته (کتاب)|فضائل الخمسة]]» و «السبقة من السلف» اختصاص داده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل پنج تن در صحاح ششگانه اهل سنت، ج ۱، ص د.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هادی غضنفری خوانساری از جمله شاگردان او ذکر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت  الله فیروزآبادى، آثارى پرمایه و گرانبها از خود به یادگار گذاشت. انتخاب موضوع و ترتیب زیباى بحث و بررسى همه  جانبه آن، گویاى ذوق، تسلط و تحقیق عمیق وى بود، به گونه اى که آن تألیفات نزد علماى بزرگوار مورد قبول قرار گرفت و بیشتر آن ها در ردیف مصادر مهم درسى [[حوزه علمیه|حوزه هاى علمیه]] درآمد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Sabe.jpg|thumb|left|السبعة من السلف من الصحاح الستة و غیرها من الکتب المعتبره عند اهل السنة والجماعة؛ یکی از آثار آیت‌الله فیروزآبادی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از تألیفات وى عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# [[عنایة الاصول (کتاب)|عنایة الاصول فى شرح کفایةالاصول]] (در ۶ جلد): این کتاب شامل تحقیقاتى پیرامون کتاب‌هاى «تقریرات [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصارى]]»، «[[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]»، «[[الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه (کتاب)|الفصول]]»، «بدایع»، «[[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]]»، «[[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین]]»، «[[هدایة المسترشدین (کتاب)|هدایة المسترشدین]]» و سایر کتاب‌هاى مهم در [[اصول فقه‌‌‌‌|علم اصول]] است. این شرح با این که بدون متن چاپ شده، ولى از سایر شرح ها و حواشى که متن [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]] را دارند، مشهورتر و از جهت تیراژ چاپ بر همه تقدم دارد. بعضى چنین عقیده دارند که کتاب در حقیقت ایراد بر بسیارى از مضامین کتاب کفایة الاصول است. یکى از مراجع بزرگ [[نجف]] اشرف که خود شرحى بر کفایه نوشته است، وقتى «عنایة الاصول» را ملاحظه کرد گفت: اگر مى دانستم «عنایة الاصول» چاپ مى شود، به نوشتن شرح خود اقدام نمى کردم.&lt;br /&gt;
# [[فضائل الخمسه من الصحاح السته (کتاب)|فضائل  الخمسة من  الصحاح  الستّة و غیرها من  الکتب  المعتبرة]]: این کتاب که شامل [[احادیث]] مربوط به فضائل [[پنج تن]] آل عبا ([[پیامبر اسلام]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امیرالمؤمنین]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] علیهم السلام) مى شود، برگرفته از مهمترین کتاب‌هاى [[اهل سنت]] مى باشد و گذشته از رواج آن در همه شهرها و بلاد اسلامى، مدرکى ارزنده براى مؤلفین در این موضوع است. [[علامه امینى]] (از شاگردان پدر مؤلف، آیت الله [[سید محمد فیروزآبادی]]) بارها کتاب فضائل الخمسه را خریده و به شهرهاى مختلف اسلامى مى فرستاد. هرگاه آیت الله مرتضی فیروزآبادى به ایشان مى گفت: جا دارد به فرستادن کتاب «[[الغدیر (کتاب)|الغدیر]]» اکتفا کنید، پاسخ مى داد: «الغدیر» در موضوع [[ولایت]] جاى خود دارد؛ ولى «فضائل  الخمسه» در دسته بندى روایت هاى ولایتى متقن و مانند «[[وسائل  الشیعه]]» داراى ترتیبى آسان است و با سرعت مى توان روایت مورد نیاز را از آن استخراج کرد. گفتنى است در شهرهاى اسلامى گروه‌هایى از اهل سنت با خواندن این کتاب به مذهب [[تشیع]] گرویده اند، از جمله مؤلف کتاب «ثمّ اهتدیتُ» بارها از ایشان یاد مى کند و معلوم مى شود به خدمت استاد رسیده و از محضرش استفاده کرده است.&lt;br /&gt;
# خلاصة الجواهر (شرح استدلالى بر منتخب  المسائل): تنها سه جلد «خلاصة الجواهر» از کتاب طهارت، به چاپ رسیده است. صلاة، صوم، [[زکات]]، [[خمس]] و [[حج]] آن نیز به خط مؤلف موجود است که هنوز به زیور طبع آراسته نشده است. هر چند از نام کتاب به نظر مى رسد خلاصه اى از کتاب «[[جواهر الکلام (کتاب)|جواهر الکلام]]» باشد، ولى در تفصیل مطالب از آن کمتر نیست و به روش کتاب هاى [[آقا رضا همدانی|حاج  آقا رضا همدانى]] در دقت و حسن تعبیر تألیف شده است.&lt;br /&gt;
# الفروع  المهمة فى احکام  الائمة (۳ جلد، در طهارت استدلالى): یکى از علماى نامى [[قم]] هنگام عیادت از این فقید سعید، پس از ملاحظه این کتاب گفت: این اثر به مراتب در دقت نظر و حسن اسلوب از «خلاصة الجواهر» بهتر است.&lt;br /&gt;
# السبعة من  السلف من  الصحاح  الستة و غیرها من  الکتب  المعتبره عند اهل  السنة والجماعة: این کتاب گزارشى از گفتار و کردار هفت تن از مخالفین [[امام على]] علیه السلام در صدر [[اسلام]] است و به چهل کتاب از مهمترین کتاب هاى حدیثى و تاریخى [[اهل سنت]] مستند است که پرده از رفتار نادرست آنان برمى دارد. دو کتاب «فضائل  الخمسه» و «السبعة من  السلف» از کتب مدرکى در جهان اسلام محسوب مى شود و مورد توجه دانشمندان و محققین مى باشد. [[علامه امینى]] صاحب «[[الغدیر (کتاب)|الغدیر]]» با کثرت تتبع و پشتکارى که داشت، گاه براى مدرک بعضى روایات به ایشان مراجعه مى کرد. آیت  الله فیروزآبادى در مقدمه «السبعة من  السلف» مى فرماید: «مقدارى از کتاب را به رشته تحریر درآورده بودم، براى این که بدانم آیا نوشتن این مطالب مورد رضایت خداوند متعال مى باشد، به [[قرآن کریم]] تفأل زدم که این [[آیه|آیه]] شریفه باعث دلگرمى بیشتر من گردید: «و نُنَزّلُ مِنَ  الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمؤْمِنینَ وَلا یزیدُ الضّالِمینَ اِلاّ خَسارا»؛&amp;lt;ref&amp;gt;[[سوره اسراء]]، آیه ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ما آن چه از قرآن نازل کردیم، شفاى دل و رحمت الهى براى اهل [[ایمان]] است و بر کافران به جز زیان چیزى نخواهد افزود.&amp;lt;ref&amp;gt; السبعة من السلف، ص ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
# منتخب  المسائل: مجموعه اى از مسائل [[فقه|فقهى]] و [[فتوا|فتوائى]] به روش کتاب «[[منهاج الصالحین (کتاب)|منهاج  الصالحین]]» و «[[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]» است و [[احکام]] [[نماز جمعه]] و احکام [[مسجد|مساجد]] و ریش تراشى را نیز شامل شده است. این کتاب در حقیقت کتابى فقهى بوده است نه [[رساله]] عملیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و آثار چاپ نشده آیت  الله فیروزآبادى نیز عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# [[حاشیه]] بر [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]؛&lt;br /&gt;
# حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]؛&lt;br /&gt;
# رساله عملیه فارسى؛&lt;br /&gt;
# جزوه اى در ادعیه و مناجات و زیارات، که متأسفانه در دست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;عنایة الاصول فى شرح کفایة الاصول، ص د. و فضائل پنج تن، ج ۱، ص مقدمه یب - ى.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
آیت  الله فیروزآبادى در سال ۱۳۹۱ ه.ق به خاطر فشار حزب بعث [[عراق]] به همراه هزاران تن از ایرانیان شرافتمند مقیم [[عراق]] و صدها عالم و دانشمند، به [[ایران|ایران]] کوچ داده شد. وى به شهر مقدس [[قم]]، مهد علم و دانش و حرم امن آل [[محمد]] صلی الله علیه و آله، وارد شد و تا آخر عمر شریف به تدریس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] مشغول بود و شب ها در حرم مطهر [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها در رواق پایین پا، [[نماز جماعت]] اقامه مى کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;گنجینه دانشمندان، شریف رازى، ج ۲، ص ۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت  الله سید مرتضى فیروزآبادى، با این که بیشتر وقت خود را صرف تحقیق و تدریس و تألیف مى کرد، اما هیچ گاه انقلاب اسلامى را از نظر دور نداشت و در مواقع حساس وظیفه خود را به خوبى انجام مى داد. او مورد احترام بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، حضرت [[امام خمینی]] بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌هاى اخلاقى==&lt;br /&gt;
مرحوم فیروزآبادى در جوار مرقد مطهر [[امام علی]] علیه السلام، پرورش یافت و فضائل و محاسن اخلاقى عالى کسب کرد. بیشتر روزها، براى [[زیارت]] و کسب معنویت، به [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم مطهر امیرمؤمنان]] علیه السلام، مشرف مى شد و از آن بارگاه ملکوتى و پرفیض بهره ها مى برد.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتگو با آیت الله حاج سید عباس خاتم یزدى.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با مردم با نیکویى و روى گشاده برخورد مى کرد. خوش مشرب و خوش برخورد بود. مجالس عمومى او، مجلس انس و صفا بود و بیشتر به موضوعات علمى و نقل قضایاى تاریخى و شیرین سپرى مى شد، به گونه اى که اهل مجلس، مشتاق شنیدن و ادامه آن بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در امور زندگى قانع و عفیف بود. هر روز صبح با لحنى شیوا و صدایى رسا [[قرآن]] تلاوت مى کرد. شب‌هاى چهارشنبه و در سال‌هاى آخر شب‌هاى پنج شنبه که خلوت بود، پیاده به [[مسجد سهله]] در [[کوفه]] مى رفت. على دوانى، یکى از همراهان وى در این مراسم مى گوید: «در حجره آیت  الله فیروزآبادى در مسجد سهله، یک حصیر و بالشى از سبوس گندم و آفتابه اى بیشتر موجود نبود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین به «مقام [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام» در [[مسجد کوفه]] علاقه زیادى داشتند، تا آن جا که مى فرمودند، دوست دارم پس از مرگم مرا دور مقام ابراهیم چند مرتبه طواف دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;فضائل پنج تن، ج ۱، مقدمه ص ز.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت  الله سید مرتضی فیروزآبادى پس از سال‌ها تلاش براى احیاى [[فقه]] و معارف [[اهل بیت]] علیهم السلام، در هفدهم [[ذی الحجه]] ۱۴۱۰ ه.ق (۱۳۶۹ ش) دار فانی را وداع گفت. بر حسب [[وصیت]]، آن فقید سعید را در [[قم]] مقدسه در صحن دوم مزار باغ  بهشت، مقابل مزار شهدا، به خاک سپردند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، احمد محیطى اردکانى، جلد ۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|فیروزآبادی،سيد مرتضی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در باغ بهشت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C&amp;diff=168645</id>
		<title>سید مرتضی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C&amp;diff=168645"/>
		<updated>2026-07-16T10:24:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
'''«سید مرتضی عَلم الهُدی»''' (۴۳۶-۳۵۵ ق)، [[فقیه]] اصولی، متکلم و ادیب برجسته [[شیعه]] در قرن پنجم هجری و از شاگردان [[شیخ مفید]] است. وی نقیب شیعیان در زمان خود بود و از نظر منزلت علمی و اجتماعی در مرتبت والایی قرار داشت. از جمله آثار ارزشمند سید مرتضی می‌توان به کتاب «[[الانتصار (کتاب)|الانتصار]]» در [[فقه]] و کتاب «[[الذریعة الی اصول الشریعة (کتاب)|الذریعه]]» در [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] اشاره کرد. [[شیخ طوسی]] از شاگردان اوست. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید مرتضی علم الهدی&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده: Sayyid-Murtaza-Alam-Al-Hoda.jpg]]&lt;br /&gt;
||زادروز =   ۳۵۵ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =   [[بغداد]]&lt;br /&gt;
|وفات =   ۴۳۶ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =   [[کربلا]]&lt;br /&gt;
|اساتید =   [[شیخ مفید]]، ابن نباته سعدی، سهل بن احمد دیباجی، ابن جندی بغدادی،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[شیخ طوسی]]، [[ابن براج|قاضی ابن البراج]]، [[محمد بن علی کراجکی|ابوالفتح کراجکی]]، [[سلار دیلمی|سلار بن عبدالعزیز دیلمی]]،...&lt;br /&gt;
|آثار =  [[تنزیه الانبیاء (کتاب)|تنزیه الأنبیاء]]، [[الانتصار]]، [[الذریعة الی اصول الشریعة (کتاب)|الذریعه الی اصول الشریعه]]، [[الأمالى سید مرتضى (کتاب)|الأمالی]]، جمل العلم و العمل، الفصول المختاره،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و نسب==&lt;br /&gt;
ابوالقاسم علی بن الحسین بن موسی، مشهور به سید مرتضی علم الهدی، در سال ۳۵۵ هجری، در یکی از خانواده های محترم [[سادات]] [[بغداد]] به دنیا آمد. نسب شریفش با پنج واسطه به [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسی بن جعفر]] علیه السلام می رسد. &lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیخ مفید]] شبی در عالم رؤیا دید که [[حضرت فاطمه]] سلام الله علیها، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] علیهماالسلام را پیش او آورده است و می فرماید: «یا شیخ علّمهُما الفقه؛ به این دو فرزند [[فقه]] بیاموز». شیخ پس از بیداری به حیرت و تفکر فرو می رود؛ تا آن که صبح، فاطمه مادر '''سید مرتضی''' و [[سید رضی]]، دو پسر خود را که در آن موقع خردسال بوده اند، پیش شیخ آورده، و همان عبارت مذکور در رؤیا (یا شیخ علّمهما الفقه) را به زبان آورد و گفت: ای شیخ این دو پسران من هستند، اینها را پیش تو آورده ام که به آنان فقه تعلیم دهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس شیخ مفید به تعلیم و تربیت آن دو برادر والا گوهر اهتمام تمام بکار برد تا هر دو از ذخیره های ارزشمند [[اسلام]] و از نوادر و نوابغ ‌روزگار گردیدند.&amp;lt;ref&amp;gt; ریحانة الادب، مدرسی، ج ۴، ص ۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی همچنین از محضر عالمانی مانند: ابن نباته سعد، [[حسین بن علی بن حسین بابویه قمی|حسین بن علی بن بابویه]] (برادر [[شیخ صدوق]])، سهل بن احمد دیباجی، ابن جندی بغدادی و أحمد بن محمد بن عمران کاتب بهره مند شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی حوزه درسی بسیار غنی داشته و در علوم متنوعه تدریس می کرده است و هر یک از شاگردان او شهریه معینی داشته اند، چنانچه [[شیخ طوسی]] را ماهی دوازده دینار اشرفی (طلای هیجده نخود) و [[ابن براج|قاضی ابن البراج]] را ماهی هشت دینار و هر یک از تلامذه دیگر را به فراخور حال خود شهریه می داده است. وقتی قحطی شدید پیش آمد، مردی [[یهود|یهودی]] برای تحصیل روزی، چاره اندیشید که در نزد سید مرتضی به تحصیل [[علم هیئت|علم نجوم]] بپردازد؛ بعد از استیذان از سید حاضر در درس او شد و حسب الامر سید به او روزانه تعیین گردید که روز به روز می گرفت و صرف ضروریات زندگی خود می کرد تا پس از اندکی از مشاهده این شیوه و رفتار نیک، آخر به دین [[اسلام]] گروید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از شاگردان نامدار او عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[شیخ طوسی]]،&lt;br /&gt;
*[[ابن براج|قاضی ابن البراج]]،&lt;br /&gt;
*[[شیخ ابوالصلاح حلبی|ابوالصلاح حلبی]]،&lt;br /&gt;
*[[محمد بن علی کراجکی|ابوالفتح کراجکی]]،&lt;br /&gt;
*[[سلار دیلمی|سلار بن عبدالعزیز دیلمی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی علم الهدی دارای تألیفات متعددی است که هر کدام نشانگر وسعت [[علم]] و فضیلت او بوده است. [[محمدعلی مدرس تبریزی|محمدعلی مدرس]] در «[[ریحانه الادب|ریحانة الادب]]» بیش از ۷۲ جلد از آثار او را با اسم و رسم نام می برد، ولی برخی از آنچه که راجع به [[فقه]] و [[اصول فقه]] می باشد، به این ترتیب است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[الانتصار (کتاب)|الانتصار]]، در [[فقه]].&lt;br /&gt;
#[[الذریعة الی اصول الشریعة (کتاب)|الذریعه الی اصول الشریعه]]، در [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]].&lt;br /&gt;
#[[الأمالى سید مرتضى (کتاب)|الأمالی]] (غُرر الفوائد و دُرر القلائد).&lt;br /&gt;
#[[تنزیه الانبیاء (کتاب)|تنزیه الأنبیاء]].&lt;br /&gt;
#[[جمل العلم و العمل (کتاب)|جُمل العلم و العمل]]، در فقه.&lt;br /&gt;
#الفصول المختاره.&lt;br /&gt;
#الموضح عن جهة [[اعجاز قرآن|اعجاز القرآن]].&lt;br /&gt;
#المحکم و المتشابه.&lt;br /&gt;
#المختصر.&lt;br /&gt;
#ما تفرّدت به الامامیه من المسائل الفقهیه.&lt;br /&gt;
#المصباح.&lt;br /&gt;
#الناصریات.&lt;br /&gt;
#جواب الملاحده فی قِدم العالَم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه علمی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
سید مرتضی علم الهدی یکی از بزرگان فقهای [[امامیه]] و جامع علوم معقول و منقول در عصر خویش بوده و در [[ادبیات عرب|ادبیات]] و فنون [[کلام]] و [[تفسیر|تفسیر قرآن]] سرآمد اقران بوده است و آن چنان در [[علوم اسلامی]] تبحر داشته است که او را مجدد مذهب در قرن چهارم هجری نامیده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضی، نقیب طالبیان، از نظر منزلت علمی و اعتبار فقهی در مرتبت بسیار والایی قرار داشت که کمتر کسی در آن عصر به پایه آن نایل آمده است. او پیشوای فقهی و مرجع [[شیعه]] در عصر خویش، پس از درگذشت استاد عالی قدرش [[شیخ مفید]] (م، ۴۱۳ ق) بوده است. علم الهدی همچنین مدت سی سال [[امیر الحاج|امیر الحاج]] و حرمین و نقیب الاشراف و قاضی القضات و مرجع تظلّمات و شکایات مردم بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به القابی چون عَلم الهدی و ذوالمجدین ملقب می باشد. در مورد لقب «علم الهدی»، بیشتر مورخین نگاشته اند که: ابوسعید محمد بن حسین وزیر [[قادر(خلیفه عباسی)|القادر بالله]] (خلافت ۴۲۲-۳۸۱ ق) در سال ۴۲۰ قمری بیمار شد. شبی در خواب دید که [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیه السلام به او می فرماید: به علم الهدی بگو برای تو [[دعا]] کند تا از بیماری بهبود یابی. وزیر گفت: یا امیرالمؤمنین، علم الهدی کیست؟ فرمود: علی بن الحسین الموسوی است. چون از خواب برخاست، نامه ای به سید مرتضی نوشت که برای او دعا کند و در آن نامه او را علم الهدی خواند. سید مرتضی برآشفت و از وزیر خواست که او را با این لقب بزرگ نخواند. وزیر گفت: به خدا قسم امیرالمؤمنین علیه السلام امر فرموده که شما را به این لقب بخوانم. بعد از آن که وزیر از دعای سید مرتضی شفا یافت، جریان خواب خود و امتناع سید مرتضی را از قبول این لقب برای خلیفه بیان کرد. خلیفه پیام فرستاد که شایسته است لقبی را که از سوی جد شما داده شده است بپذیری و ابا نکنی. سپس حکم شد که منشیان در نامه های رسمی و عموم مردم او را با این لقب بخوانند و بدین گونه ملقب به «علم الهدی» گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; روضات الجنات، ص ۵۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته شده در کتابخانه سید مرتضی، هشتاد هزار جلد کتاب بوده است که اغلب آن ها از کتاب های مورد مطالعه یا تألیف او بوده است. یکی از معاصرین او گوید: کتاب های سید را شماره کردم، به هشتاد هزار جلد رسید که اغلب آن ها از محفوظات یا مصنفات او بوده است. ثعالبی، مورخ نامی نیز در تایید این گفتار اضافه می نماید: در [[بغداد]] پس از وفات سید مرتضی با اینکه قسمت عمده کتاب های او را به امرا و وزرا اهداء کرده بودند، باز باقیمانده آن ها را به سی هزار دینار قیمت کردند.&amp;lt;ref&amp;gt; مجله مکتب اسلام، سال اول، شماره ۴، مقاله نامبرده.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[علامه حلی]] در کتاب [[خلاصة الاقوال (کتاب)|خلاصة الاقوال]] درباره سید مرتضی گوید: علم الهدی رکن [[امامیه]] و معلم ایشان بوده و مصنفات او تا زمان حاضر که ۶۹۳ هجرت می باشد، محل استفاده آن فرقه حقه می باشد.&amp;lt;ref&amp;gt; ریحانة الادب، ج ۴، ص ۱۸۳ تا ۱۹۰، چاپ دوم، کتابفروشی خیام، تبریز، چاپ شفق.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شیخ عزالدین احمد بن مقبل گوید: اگر کسی [[سوگند]] یاد کند که علم الهدی در علوم عربیه داناتر از خود عرب بوده، [[دروغ]] نگفته و گناهی نکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt; مجله مکتب اسلام، سال اول، شماره ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصیت علم الهدی از دیدگاه دانشمندان [[اهل سنت]] هم پوشیده نمانده است، بلکه در اثر کثرت تألیفات و آثار، مورد توجه آنان نیز گردیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ابن خلکان|ابن خلکان]]، یکی از مورخین اهل سنت گوید: فضائل وی بسیار و تالیفات او در [[دین]] و [[احکام]] مسلمین شاهد صادق هستند بر این که شاخه آن شجره بوده و از اهل آن خانواده جلیل می باشد.&lt;br /&gt;
*[[عزالدین ابن اثیر|عزالدین ابن اثیر]] در [[الکامل فی التاریخ (کتاب)|کامل التواریخ]]، یافعی در مرآة الجنان، [[سیوطی]] در طبقات، [[خطیب بغدادی]] در [[تاریخ بغداد (کتاب)|تاریخ بغداد]] و ابن کثیر شامی و دیگران، همگی از سید مرتضی با بهترین عبارات یاد کرده اند و علم و فضیلت و دانش او را ستوده اند.&lt;br /&gt;
*یکی از اساتید [[ادبیات عرب]] در [[مصر]] گوید: من از کتاب «[[الأمالى سید مرتضى (کتاب)|غُرر و دُرر]]» سید مرتضی، مسائلی را استفاده کردم که در هیچ یک از کتاب های دیگر نحویان بدست نیاوردم.&amp;lt;ref&amp;gt; ریحانة الادب، ج ۴، ص ۱۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:شریف مرتضی.jpg|200px|بندانگشتی|ضریح منسوب به شریف مرتضی در جوار حرم [[امام کاظم]] و [[امام جواد]]  علیهماالسلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[احمد بن علی نجاشی|نجاشی]] در [[رجال نجاشی (کتاب)|رجال]] خود می نویسد: «... سید مرتضی در سال ۴۳۶ قمری در [[بغداد]] وفات نمود. من و ابویعلی جعفری (داماد [[شیخ مفید]]) و [[سلار دیلمی|سلار بن عبدالعزیز]] او را [[غسل]] دادیم. فرزندش بر او [[نماز میت|نماز]] گزارد و در خانه‌اش در محله کرخ بغداد ([[کاظمین]]) دفن شد».&amp;lt;ref&amp;gt; ریحانة الادب، ج ۴۴، ص ۱۹۰ ـ رجال نجاشی، ص ۲۶۱، کد معرفی ۶۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی از منابع اخیر آمده است که پیکر سید مرتضی و برادرش [[سید رضی]] مدتی پس از دفن در کرخ بغداد، به [[کربلا]] منتقل گردید و در حرم مطهر [[امام حسین]] علیه السلام به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن میثم البحرانی، شرح نهج البلاغه، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید مرتضی&amp;quot;، تلخیص از کتاب فقهای نامدار شیعه، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، صفحه ۶۱.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوندها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''[http://www.hadith.net/n340-e1627.html &amp;quot;شخصيت سيد مرتضی، كتاب امالی و احاديث آن&amp;quot;، پایگاه اطلاع‌رسانی حدیث شیعه]'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن پنجم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= خوب&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= خوب&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده= دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:ادیبان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله های مهم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=168642</id>
		<title>سید علی حسینی خامنه ای</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=168642"/>
		<updated>2026-07-16T08:27:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
'''«شهید آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای»''' (۱۳۱۸-۱۴۰۴ ش)، دومین رهبر انقلاب اسلامی [[ایران]] و از فقها و مراجع بزرگ تقلید [[شیعه]] معاصر بود. او پیش از انقلاب اسلامی ایران از روحانیون مبارز و مجاهد علیه رژیم پهلوی بود و نقش مؤثری در پیروزی انقلاب اسلامی داشت و پس از انقلاب نیز مسؤلیت‌های مهمی چون ریاست جمهوری، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و [[امام جمعه|امامت جمعه]] تهران و رهبری انقلاب را برعهده داشته است. آثاری چون: «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، «روح توحید، نفی عبودیت غیر خدا» و دو ترجمه «صلح امام حسن» و «آینده در قلمرو اسلام» از تألیفات ایشان می‌باشد. آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای سرانجام در نهم اسفند ۱۴۰۴ شمسی، در تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیت رهبری در [[تهران]]، به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم &lt;br /&gt;
||نام کامل = سید على حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Khameneh.jpg|۲۲۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۱۸ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[مشهد]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۴۰۴ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن =مشهد، [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا علیه‌السلام]] &lt;br /&gt;
|اساتید =  [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردی]]، [[امام خمینى]]، [[سید محمدهادی میلانی]]، [[شیخ مجتبی قزوینی]]، [[علامه طباطبائى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|آثار = طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، روح توحید؛ نفی عبودیت غیر خدا، پیشوای صادق، از ژرفای نماز، [[چهار کتاب اصلی علم رجال]]، غناء، انسان ۲۵۰ ساله،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و کودکی==&lt;br /&gt;
سید علی حسینی خامنه‌ای -فرزند آیت‌الله [[سید جواد خامنه ای|سید جواد حسینی خامنه‌ای]]-، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی چشم به جهان گشود. زندگى خانواده او در کودکی اش با [[قناعت]] و سادگی همراه بود. ایشان در ضمن بیان نخستین خاطره‌هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى‌گویند: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خیلى پارسا و گوشه‌گیر... زندگى ما به سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق مى‌افتاد که در منزل ما شام نبود!...».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
سید علی خامنه‌ای از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد، به مکتب سپرده شد تا [[الفبا]] و [[قرآن]] را یاد بگیرند. سپس، دو برادر در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعلیم دیانتى» دوران تحصیل ابتدایى را گذراندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی هم‌زمان با تحصیل در کلاس پنجم دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز کرد. شوق وافر او به تحصیلات حوزوی و تشویق والدین سبب شد که پس از اتمام دوره‌ی دبستان، وارد دنیای طلبگی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او کتب ادبى از قبیل «[[جامع المقدمات (کتاب)|جامع المقدمات]]»، «سیوطى»، «مغنى» را نزد مدرسان مدرسه «سلیمان خان» و «نواب» خواند و پدرش [[سید جواد خامنه ای|سید جواد خامنه‌ای]] نیز بر درس فرزندانش نظارت مى‌کرد. کتاب «[[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم]]» را نیز در همان دوره خواند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس «[[شرایع الاسلام|شرایع الاسلام]]» و «[[الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة|شرح لمعه]]» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» و «[[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]» و «[[مکاسب]]» را در حضور آیت‌الله [[شیخ مجتبی قزوینی]] و بقیه دروس سطح [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را به طور کم‌سابقه و شگفت‌انگیزى در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حوزه علمیه نجف اشرف:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خامنه‌اى که از هیجده سالگى در [[مشهد]] درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ آیت الله [[سید محمدهادی میلانی]] شروع کرده بود، در سال ۱۳۳۶ به قصد زیارت [[عتبات عالیات|عتبات عالیات]]، به همراه خانواده عازم [[نجف]] اشرف شد و در مدت اقامت خود در آنجا درس‌هاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله [[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]]، [[آیت الله سید محمود شاهرودی|سید محمود شاهرودى]]، میرزا باقر زنجانى، [[سید یحیی مدرسی‌زاده یزدی|سید یحیى مدرسی یزدى]] و [[سید حسن بجنوردی|میرزا حسن بجنوردى]] حاضر شد، ولی به دلیل عدم تمایل پدر برای اقامت در آن شهر، به مشهد بازگشت و به مدت یک سال دیگر در درس آیت‌الله میلانی حاضر شد. سپس در سال ۱۳۳۷ شمسی برای ادامه تحصیل عازم [[حوزه علمیه قم|حوزه‌ی علمیه‌ی قم]] شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حوزه علمیه قم:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خامنه‌اى از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۳ در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالى در فقه و اصول و [[فلسفه]]، مشغول شد و از محضر اساتیدی چون [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمى بروجردى]]، [[امام خمینى]]، [[شیخ مرتضى حائرى یزدی|شیخ مرتضى حائرى یزدى]] و [[علامه طباطبائى]] استفاده کرد. در سال ۱۳۴۳، از مکاتباتى که با پدرش داشت، متوجه شد که یک چشم پدر نابینا شده است. در پی این خبر، او برای مواظبت از پدر و مادر به مشهد بازگشت که خود در این مورد مى‌گوید: «به مشهد رفتم و خداى متعال توفیقات زیادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، اعتقادم این است که ناشى از همان برّى است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده‌ام». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید علی خامنه‌ای در مشهد بار دیگر در جلسات درس آیت‌الله [[سید محمدهادی میلانی]] حضور یافت که تا سال ۱۳۴۹ ادامه داشت. او از ابتدای حضور در مشهد، به تدریس سطوح عالی فقه و اصول (رسائل، مکاسب و [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]]) و برگزاری جلسات [[تفسیر قرآن|تفسیر]] برای عموم همت گماشت. در این جلسات، جمعیت کثیری از قشر جوان به ویژه دانشجویان حضور پیدا می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت الله سید علی خامنه‌ای تحقیق و تألیف را از دوران طلبگی آغاز کرده و تقریرات دروس استادان خود را می‌نوشتند. اندیشه‌‌های ایشان در قالب مجموعه‌ای مفصل به نام «حدیث ولایت» جمع‌آوری شده است. کتاب‌های متعددی نیز به صورت موضوعی از سخنان و پیام‌های مکتوب وی گردآوری و منتشر شده است. «فلسطین از منظر آیت الله خامنه‌ای»، کتابی است به زبان فارسی، نوشته سعید صلح‌میرزائی‌ که حاوی نظرات و بیانات آیت الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره مسأله [[فلسطین]] است. برخی آثار آیت الله خامنه‌ای عبارتند از:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Kham (1).jpg|thumb|left|آثار مقام معظم رهبری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[چهار کتاب اصلی علم رجال]]&lt;br /&gt;
#پیشوای صادق&lt;br /&gt;
#از ژرفای نماز&lt;br /&gt;
#صبر&lt;br /&gt;
#روح توحید: نفی عبودیت غیر خدا&lt;br /&gt;
#گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه مشهد&lt;br /&gt;
#طرح کلی اندیشه اسلامی در [[قرآن]]: مجموعه سخنان آیت الله خامنه‌ای است که در [[ماه رمضان]] سال ۱۳۵۳ش در مسجد امام حسن (ع) [[مشهد]] ایراد شده است. این کتاب در اواسط دهه ۱۳۵۰ش با نام سید علی حسینی منتشر شد و در اسناد [[ساواک]] به تألیف آن توسط آیت الله خامنه‌ای اشاره شده است.&lt;br /&gt;
#غناء: این کتاب شامل ۷۶ جلسه درس خارج آیت‌الله خامنه‌ای درباره غِناء و موسیقی است که در سال‌های ۱۳۷۸-۱۳۸۸ش ارائه شده است.&lt;br /&gt;
#انسان ۲۵۰ ساله، کتابی حاوی بخش‌هایی از سخنان پراکنده و برخی از نوشته‌های آیت‌الله خامنه‌ای درباره زندگی سیاسی [[ائمه|امامان شیعه]].&lt;br /&gt;
#شعاعی از نیّر اعظم با عنوان فرعی «رهیافتی به منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای درباره [[حضرت محمد]] صلی الله علیه وآله». این کتاب مجموعه‌ای از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای درباره پیامبر اسلام(ص) است که در موقعیت‌های مختلف بیان کرده است.&lt;br /&gt;
#آفتاب در مصاف، مجموعه سخنان آيت‌الله خامنه‌ای درباره [[امام حسین]] (علیه السلام) و حوادث قبل و بعد از قیام [[کربلا]] است. این سخنان از بین بیانات سالهای ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۹۰ش او جمع‌آوری شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب‌هایی که توسط ایشان ترجمه شده‌اند، عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#آینده در قلمرو اسلام، نوشته [[سید قطب]].&lt;br /&gt;
#صلح [[امام حسن علیه السلام|امام حسن]] (علیه السلام): پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ، نوشته شیخ راضی آل یاسین.&lt;br /&gt;
#جلد اول [[فى ظلال القرآن (کتاب)|تفسیر فی ظلال القرآن]]، نوشته سید قطب.&lt;br /&gt;
#مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان، نوشته عبدالمنعم النمر.&lt;br /&gt;
#ادعانامه علیه تمدن غرب، نوشته سید قطب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مبارزات سیاسى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته آیت الله خامنه‌اى نخستین جرقه‌هاى سیاسى و مبارزاتى و دشمنى با [[طاغوت]] را «[[شهید نواب صفوی|سید مجتبى نواب صفوى]]» در ذهن ایشان زده است. هنگامی‌ که شهید نواب صفوى با عده‌اى از «فدائیان اسلام» در سال ۱۳۳۱ به [[مشهد]] رفته و در مدرسه سلیمان خان، سخنرانى پرهیجان و بیدارکننده‌اى در موضوع احیاى [[اسلام]] و حاکمیت [[احکام شرعی|احکام]] الهى، و فریب و نیرنگ شاه و انگلیس و دروغگویى آنان به ملت [[ایران]]، ایراد کردند، آیت الله خامنه‌اى که آن روز از طلاب جوان مدرسه سلیمان خان بود، به شدت تحت تأثیر سخنان آتشین نواب واقع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اولین بازداشت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خامنه‌اى از سال ۱۳۴۱ که در [[قم]] حضور داشت و حرکت انقلابى و اعتراض‌آمیز [[امام خمینى]] (قدس سره) علیه سیاست‌هاى ضداسلامى و آمریکا پسند محمدرضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شد و در [[ماه محرم|محرم]] سال ۱۳۴۲ش از سوى امام خمینى مأموریت یافت که پیام ایشان را به [[سید محمدهادی میلانی|آیت الله میلانى]] و علماى [[خراسان]] در خصوص چگونگى برنامه‌هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرم و افشاگرى علیه سیاست‌هاى آمریکایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برساند. او این مأموریت را انجام داد و خود نیز براى تبلیغ، عازم شهر بیرجند شد و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه رژیم پهلوى و آمریکا پرداخت. بدین خاطر در ۹ محرم «۱۲ خرداد ۱۳۴۲» دستگیر و یک شب بازداشت شد و فرداى آن به شرط این که منبر نرود و تحت نظر باشد آزاد شد. با پیش آمدن حادثه خونین ۱۵ خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت‌ترین شرایط و شکنجه و آزارها زندانى شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''دومین بازداشت:'''&lt;br /&gt;
[[پرونده:Kham (2).jpg|thumb|left|مقام معظم رهبری در زندان ساواک]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بهمن ۱۳۴۲ ([[رمضان]] ۱۳۸۳) آیت الله خامنه‌اى با عده‌اى از دوستانشان بر اساس برنامه حساب شده‌اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو-سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى‌ها و افشاگرى هاى پرشور ایشان به ویژه در ایام ششم بهمن - سالگرد انتخابات و رفراندوم قلابى شاه - مورد استقبال مردم قرار گرفت. اوج سخنرانی افشاگرانه ایشان در روز پانزدهم ماه [[ماه رمضان|رمضان]] مصادف با میلاد [[امام حسن]] علیه السلام بود که پس از آن [[ساواک]] شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه [[تهران]] کرد. او اینبار حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شد و انواع اهانت‌ها و شکنجه‌ها را تحمل کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سومین و چهارمین بازداشت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خامنه‌ای در زمره‌ی روحانیونی بود که اندکی پس از تبعید امام خمینی به [[ترکیه]] با نگارش نامه‌ای به دولت وقت ـ دولت امیرعباس هویدا ـ در ۲۹ بهمن ۱۳۴۳ به اوضاع نابسامان کشور و تبعید امام خمینی اعتراض کردند. سیدعلی خامنه‌ای به همراه عبدالرحیم ربانی شیرازی، علی فیض مشکینی، [[ابراهیم امینی]]، مهدی حائری تهرانی، [[حسینعلی منتظری نجف آبادی|حسینعلی منتظری]]، احمد آذری قمی، [[آیت الله علی قدوسی|علی قدوسی]]، [[اکبر هاشمی رفسنجانی]]، سید محمد خامنه‌ای و [[محمدتقی مصباح یزدی]] اعضای گروه یازده نفر بودند که با هدف تقویت و اصلاح [[حوزه علمیه قم|حوزه‌ی علمیه‌ی قم]] برای مبارزه با رژیم پهلوی شکل گرفت. از این گروه به‌عنوان اولین تشکیلات سری حوزه‌ی علمیه‌ی قم یاد می‌شود، فعالیت این گروه در اواخر سال ۱۳۴۵ش توسط ساواک کشف و به دنبال آن برخی از اعضا دستگیر و برخی دیگر، از جمله آیت‌الله خامنه‌ای تحت تعقیب قرار گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی دستگیری و تبعید آیت‌الله سید حسن قمی در فروردین ۱۳۴۶ که به دنبال سخنرانی ضد رژیم او در [[مسجد گوهرشاد]] صورت گرفت، آیت‌الله خامنه‌ای از آیت‌الله میلانی خواست به این اقدام اعتراض کند. این اقدام وی سبب شد مأموران ساواک از حضور او در مشهد اطلاع یافته و در ۱۴ فروردین همان سال، در مراسم [[تشییع جنازه]] استادش آیت‌الله [[شیخ مجتبی قزوینی]]، وی را دستگیر کنند و او را تا ۲۶ تیر همان سال در زندانی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پنجمین بازداشت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خامنه‌اى درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک مى‌نویسد: «از سال ۴۸ زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاه‌هاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى‌تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال ۵۰ مجدداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان مى‌داد که دستگاه از پیوستن جریان‌هاى مبارزه مسلحانه به کانون‌هاى تفکر اسلامى به شدت بیمناک است و نمى‌تواند بپذیرد که فعالیت‌هاى فکرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان‌ها بیگانه و به کنار است. پس از آزادى، دایره درس‌هاى عمومى [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و کلاس‌هاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا کرد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بازداشت ششم:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بین سال‌هاى ۱۳۵۰ـ۱۳۵۳ درس‌هاى تفسیر و ایدئولوژى آیت الله خامنه‌اى در سه [[مسجد]] «کرامت»، «امام حسن علیه السلام» و «میرزا جعفر» [[مشهد]] مقدس تشکیل مى‌شد و هزاران نفر از مردم مشتاق به ویژه جوانان آگاه و روشن‌فکر و طلاب انقلابى و معتقد را به این سه مرکز مى‌کشاند و با تفکرات اصیل اسلامى آشنا مى‌ساخت. درس [[نهج البلاغه]] ایشان از شور و حال دیگرى برخوردار بود و در جزوه‌هاى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثیر و دست به دست مى‌گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این فعالیت‌ها موجب شد که در دى ماه ۱۳۵۳، [[ساواک]] بى‌رحمانه به خانه آیت الله خامنه‌اى در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشت‌ها و نوشته‌هایشان را ضبط کنند. این ششمین و سخت‌ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز ۱۳۵۴ در زندان کمیته مشترک شهربانى زندان بودند. در این مدت در سلولى با سخت‌ترین شرایط نگه داشته شدند. سختى‌هایى که ایشان در این بازداشت تحمل کردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان که آن شرایط را دیده‌اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش‌هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته دیگر امکان تشکیل کلاس‌هاى سابق را به ایشان ندادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''در تبعید:'''&lt;br /&gt;
[[پرونده:Kham (3).jpg|thumb|left|مقام معظم رهبری در ایرانشهر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال درگذشت آیت‌الله [[سید مصطفی خمینی]] در اول آبان ۱۳۵۶ در [[نجف]] اشرف، و تحولاتی که در پی آن پدید آمد، نهضت اسلامی وارد مرحله‌ی نهایی خود شد و حرکتهای جدی برای پیروزی انقلاب آغاز گردید. رژیم پهلوی هم در واکنش به این فعالیتها، با سرکوب و خفقان، فعالیتهای مبارزان را محدودتر کرد. به دنبال اجرای این سیاست، برخی از مبارزان سرشناس به تبعید محکوم شدند که آیت‌الله خامنه‌ای هم در زمره‌ی آنان بود. او توسط رژیم پهلوى به سه سال تبعید در ایرانشهر سیستان محکوم گردید. در اواسط سال ۱۳۵۷ با اوج‌گیرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم پهلوى قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''در آستانه پیروزى انقلاب:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شتاب گرفتن روند فروپاشی حکومت پهلوی و نمایان شدن نشانه‌های پیروزی نهایی نهضت اسلامی، [[امام خمینی]] در ۲۲ دی ۱۳۵۷ فرمان تشکیل [[شورای انقلاب اسلامی]] را صادر کرد. آیت‌الله خامنه‌ای که از سوی امام به عضویت آن شورا انتخاب شده بود، با نقش محوری که در تحولات انقلاب اسلامی در مشهد داشت، این شهر را ترک و در اواخر دی ۱۳۵۷ به [[تهران]] آمد و در مدرسه‌ی رفاه مستقر شد و همگام با دیگر مبارزان، به‌ویژه [[شهید بهشتی]]، [[مرتضی مطهری|شهید مطهری]] و [[شهید مفتح]] برای تدارک مرحله‌ی نهایی پیروزی انقلاب اسلامی و برنامه‌ریزی برای آینده، نقش فعالی برعهده گرفت. پس از تشکیل کمیته‌ی استقبال از امام خمینی توسط شورای انقلاب اسلامی، وی مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات آن را عهده‌دار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال بسته شدن فرودگاههای کشور به دستور بختیار و ممانعت از بازگشت امام خمینی به ایران، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه آیت‌الله بهشتی و چند تن از روحانیون مبارز سرشناس در اعتراض به این اقدام دولت، در [[مسجد]] دانشگاه تهران تحصن عظیمی را سامان‌دهی کردند که با پیوستن سایر علما، دانشگاهیان و مردم ابعاد وسیعی به خود گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب قبل از آغاز تحصن، آیت‌الله بهشتی در بهشت‌زهرا سخنرانی کرد و آیت‌الله خامنه‌ای قطعنامه‌ای را که خود تهیه کرده بود برای مردم قرائت نمود و با این برنامه، تحصن روز بعد در مسجد دانشگاه تهران قطعیت یافت. آیت‌الله خامنه‌ای در طول تحصن با تشکیل ستادی و با مشارکت برخی از مبارزین متحصن به اقداماتی دست زدند که عمده‌ترین آنها انجام سخنرانی، انتشار اعلامیه و انتشار نشریه‌ای به نام «تحصن» بود. متحصنان در روز هشتم بهمن با صدور اعلامیه‌ای تأکید کردند تا باز شدن فرودگاهها به روی امام خمینی به تحصن خود ادامه خواهند داد. این تحصن که تا صبح روز ۱۲ بهمن ادامه یافت، مسجد دانشگاه تهران را به کانونی تأثیرگذار در روند مبارزه تبدیل کرد. در لحظه‌ی تاریخی ورود امام خمینی به میهن در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه علما، روحانیون و مبارزان اسلامی برای استقبال از امام خمینی در فرودگاه مهرآباد حضور یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای همواره در کنار امام خمینی بود و در بسیاری از امور به ایشان مشورت می‌داد و همچنین مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات دفتر امام را با هدف مقابله با توطئه‌های خبری و تبلیغاتی مخالفان داخلی و خارجی حکومت اسلامی، مقابله با فرصت‌طلبی‌های احزاب و گروههای گوناگون سیاسی، تنظیم و انتشار اخبار و انتشار نشریه‌ای به نام «امام» بر عهده داشت. خود نیز چند مقاله نوشت و در آن نشریه منتشر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های پس از انقلاب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خامنه‌اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود کم‌نظیر و بسیار مهم بودند که در این مختصر فقط به ذکر رئوس آن‌ها مى‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*پایه‌گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم‌رزم خود از جمله: [[شهید بهشتی|شهید بهشتى]]، [[محمدجواد باهنر|شهید باهنر]]، [[اکبر هاشمی رفسنجانی|هاشمى رفسنجانى]] و... در اسفند ۱۳۵۷؛&lt;br /&gt;
*معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸؛&lt;br /&gt;
*سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۵۸؛&lt;br /&gt;
*[[امام جمعه]] تهران، ۱۳۵۸؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Kham (4).jpg|thumb|left|مقام معظم رهبری در نماز جمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*نماینده امام خمینی قدس سره در شوراى عالى دفاع، ۱۳۵۹؛&lt;br /&gt;
*نماینده مردم [[تهران]] در مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۵۸؛&lt;br /&gt;
*حضور فعال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه‌هاى دفاع مقدس؛&lt;br /&gt;
*ترور نافرجام ایشان توسط [[نفاق|منافقین]] در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران؛&lt;br /&gt;
*ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت [[محمد علی رجایی|محمدعلى رجایى]] دومین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه‌اى در مهرماه ۱۳۶۰ با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حکم تنفیذ امام خمینى به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ براى دومین بار به این مقام و مسئولیت انتخاب شدند.&lt;br /&gt;
*ریاست شوراى انقلاب فرهنگی، ۱۳۶۰؛&lt;br /&gt;
*ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۶۶؛&lt;br /&gt;
*ریاست [[شورای بازنگری در قانون اساسی|شوراى بازنگرى قانون اساسى]]، ۱۳۶۸؛&lt;br /&gt;
*رهبرى و [[ولایت]] امت، که از سال ۱۳۶۸، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب [[امام خمینی|امام خمینى]] (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسئولیت عظیم انتخاب شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای و تعدادی از نزدیکانشان، سرانجام در حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در صبح شنبه نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ شمسی (۱۰ [[ماه رمضان]] ۱۴۴۷) به بیت رهبری در مجموعه پاستور تهران، به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسیدند. در پی شهادت ایشان، در ایران ۴۰ روز عزای عمومی و ۷ روز تعطیل رسمی اعلام شد. پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان، پس از [[تشییع جنازه|تشییع]] باشکوه در شهرهای [[تهران]]، [[قم]]، [[نجف]]، [[کربلا]] و [[مشهد]]، در [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا علیه‌السلام]] به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/16337 &amp;quot;خامنه‌ای، آیت‌الله سیدعلی&amp;quot;، علی‌اکبر ولایتی، در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]، بازیابی: ‏۵ مرداد ۱۳۹۸.&lt;br /&gt;
*[http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bio پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری]، بازیابی: ‏۲۶ تیر ۱۳۹۱.&lt;br /&gt;
*[https://www.khabaronline.ir/news/2188741 &amp;quot;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند&amp;quot;، خبر آنلاین، ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ش].&lt;br /&gt;
*[[ویکی شیعه]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پيوندها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&amp;amp;id=62960&amp;amp;scope=nBIWgj8Xfbpne2Kmnz2tlArfedRY0uyL&amp;amp;flowLastAction=view&amp;amp;from=search&amp;amp;query=%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87&amp;amp;field=&amp;amp;collectionPID=0&amp;amp;lang=&amp;amp;count=20&amp;amp;execute=true اجوبة الاستفتائات (رساله عملی آیت الله خامنه‌ای)]'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= خوب&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= خوب&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده= دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (1).jpg|alt=رهبر شهید در اوایل تحصیل|شهید سید علی حسینی خامنه ای در نوجوانی&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (22).jpg|شهید سید علی حسینی خامنه ای در نوجوانی&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (3).jpg|از راست: شهید سید علی حسینی خامنه ای، عباس غله زاری و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (4).jpg|از راست: عباس واعظ طبسی، شهید سید علی حسینی خامنه ای و [[شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد|شهید عبدالکریم هاشمی‌نزاد]]&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (5).jpg|سید محمدجواد فضل الله و شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (13).jpg|1. [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]، 2. شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (6).jpg|شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (7).jpg|از راست: سید فخرالدین رحیمی، شهید سید علی حسینی خامنه ای و ناشناس در دوران تبعید&lt;br /&gt;
پرونده:اردبیلی (6).jpg|از راست: [[عبدالله جوادی آملی]]، [[سید عبدالکریم موسوی اردبیلی|میرکریم موسوی کریمی]] (عبدالکریم موسوى اردبيلى)، [[محمدمهدی ربانی املشی|محمدمهدی ربانی رانکوهی]] (ربانی املشی)، شهید سید علی حسینی خامنه ای و مرتضی مقتدایی&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (8).jpg|1. شهید سید علی حسینی خامنه ای، 2. [[آیت الله سید عبدالله شیرازی|سیدعبدالله موسوی شیرازی]] در راهپیمایی&lt;br /&gt;
پرونده:محمدجواد باهنر (5).jpg|از راست: [[مرتضی مطهری]]، [[اکبر هاشمی رفسنجانی|اکبر هاشمی بهرمانی]] (رفسنجانی)، ناشناس، شهید سید علی حسینی خامنه ای و [[محمدجواد باهنر]]&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (18).jpg|alt=رهبر شهید و شهید دستغیب|شهید سید علی حسینی خامنه ای و شهید [[سید عبدالحسین دستغیب]]&lt;br /&gt;
پرونده:احمد جنتی (22).jpg|1. شهید سید علی حسینی خامنه ای، 2. عبدالرحیم ربانی شیرازی، 3. [[احمد جنتی]] و 4. میرکریم موسوی کریمی (عبدالکریم موسوی اردبیلی)&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (9).jpg|alt=رهبر شهید در کنار پدر|[[سید جواد خامنه ای|سید جواد حسینی خامنه ای]] و شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:اسدالله مدنی (111).jpg|1. [[سید محمود طالقانی]]، 2. [[شهید سید اسدالله مدنی]]، 3. شهید سید علی حسینی خامنه ای، 4. [[محمدرضا مهدوی کنی]]، 5. میرکریم موسوی کریمی (عبدالکریم موسوی اردبیلی) و 6. علی اکبر فیض آلنی (مشکینی)&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه ای0.jpg|شهید سید علی حسینی خامنه ای در لباس احرام و در سرزمین وحی (حج سال 58 شمسی)&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (10).jpg|از راست: ناشناس، شهید سید علی حسینی خامنه ای و شهید [[شهید مصطفی چمران|مصطفی چمران]] (لحظاتی بعد از ترور)&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (11).jpg|alt=رهبر شهید با لباس شخصی|شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:138912151214370829 11595-جهان-آرا.jpg|alt=رهبر شهید در دفاع مقدس|از راست: ناشناس، شهید سید علی حسینی خامنه ای و شهید محمد جهان‌آرا&lt;br /&gt;
پرونده:احمد جنتی (3).jpg|از راست: شهید سید علی حسینی خامنه ای، صادق خلخالی، عبدالرحیم ربانی شیرازی، احمد جنتی، [[سید احمد خمینی|سید احمد موسوی مصطفوی خمینی]] و [[شهید بهشتی|شهید سید محمد حسینی بهشتی]]&lt;br /&gt;
پرونده:ابوالقاسم خزعلی (15).jpg|از راست: سید مهدی یثربی، [[یوسف صانعی]]، [[حسین نوری همدانی]]، [[مسلم ملکوتی]]، سید روح الله خاتمی، میرکریم موسوی کریمی (عبدالکریم موسوی اردبیلی)، علی اکبر فیض آلنی (مشکینی)، اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)، شهید سید علی حسینی خامنه ای، احمد جنتی و [[ابوالقاسم خزعلی]]&lt;br /&gt;
پرونده:مسلم ملکوتی (5).jpg|از راست: علی اکبر فیض آلنی (مشکینی)، سید علی قاضی عسکر، سید روح الله خاتمی، شهید سید علی حسینی خامنه ای و مسلم ملکوتی&lt;br /&gt;
پرونده:حسن علی مروارید (12).jpg|alt=آیت الله مروارید و رهبر شهید|از راست: مهدی غفاری، [[سید محمود هاشمی شاهرودی]]، [[حسن‌علی مروارید|حسن علی مروارید]]، علی مروارید، شهید سید علی حسینی خامنه ای، علی‌اكبر الهی خراسانی در خانه پدری آیت‌الله خامنه‌ای - [[مشهد]]&lt;br /&gt;
پرونده:مرعشی (26).jpg|alt=آیت الله مرعشی نجفی و رهبر شهید|از راست: ناشناس، [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی]]، محمد محمدی گلیایگانی و شهید سید علی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:احمد جنتی (05).png|از راست: سید عبدالمجید ایروانی، محمدرضا مهدوی کنی، شهید سید علی حسینی خامنه ای، [[آیت الله محی الدین انوری|محمدباقر محی الدین انواری]]، احمد جنتی، محسن مجتهد شبستری و محمدآقا امامی (امامی کاشانی)&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (14).jpg|alt=آیت الله بهاءالدینی و رهبر شهید|شهید سید علی حسینی خامنه ای و [[سید رضا بهاءالدینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:ابراهيم اميني (5).jpg|از راست: اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)، شهید سید علی حسینی خامنه ای، مسلم ملکوتی، ناشناس، محمد دانش زاده قمی و [[ابراهیم امینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (15).jpg|alt=آیت الله بهجت و رهبر شهید|شهید سید علی حسینی خامنه ای و [[محمدتقی بهجت فومنی|محمدتقی بهجت]]&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (16).jpg|alt=عیادت رهبر شهید از علامه حسن زاده|[[علامه حسن زاده آملی|حسن حسن زاده آملی]] و شهید سید علی حسینی خامنه ای&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (19).jpg|مجتبی شهیدی کلهری (مجتبی تهرانی) و شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (20).jpg|alt=رهبر شهید و آیت الله خوشوقت|شهید سید علی حسینی خامنه ای و عزیزالله خوشوقت&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (17).jpg|از راست: جعفر ناصری، [[آیت الله ناصری|محمدعلی ناصری دولت آبادی]] و شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:جعفر سبحانی (144).jpg|از راست: [[جعفر سبحانی]] و شهید سید علی حسینی خامنه ای درون ضریح [[امام رضا علیه السلام]]&lt;br /&gt;
پرونده:امینی نجف آبادی (6).jpg|از راست: شهید سید علی حسینی خامنه ای، سید محسن خرازی و ابراهیم امینی&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (12).jpg|alt=شناسنامه رهبر شهید|شناسنامه شهید سید علی حسینی خامنه‌ای&lt;br /&gt;
پرونده:خامنه (100).jpg|alt=قبر رهبر شهید|آماده سازی آرامگاه شهید سید علی حسینی خامنه‌ای در رواق دارالذکر حرم امام رضا علیه السلام&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|خامنه ای،سيد علی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه جمعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:دولتمردان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای شهید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله های ضروری]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168641</id>
		<title>سید محمود هاشمی شاهرودی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168641"/>
		<updated>2026-07-16T08:08:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله‌ سید محمود هاشمى شاهرودى»''' (۱۳۲۷-۱۳۹۷ ش)، [[فقیه]] اصولی و عالم مجاهد [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[شهید سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر صدر]] و [[امام خمینی]] بود. ریاست مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامی، نائب رئیسی مجلس خبرگان رهبری، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست قوه قضاییه، از مهمترین فعالیت‌هاى اجتماعی ایشان بوده است.{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید محمود هاشمی شاهرودی&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:Shahroodi.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
|زادروز =  ۱۳۲۷ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه =  [[نجف]]&lt;br /&gt;
|وفات =    ۱۳۹۷ شمسی  &lt;br /&gt;
|مدفن =  [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید محمدباقر صدر]]، [[امام خمینی]]، [[سید ابوالقاسم خویی]]،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = [[بحوث فی علم الاصول (کتاب)|بحوث‌ فى علم‌ الاصول‌]]، جهان‌ بینى اسلامی، محاضرات‌ فى الثورة‌ الحسینیة‌، حکومت‌ اسلامی‌، مقالات‌ فقهیه،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید محمود هاشمى شاهرودى در سال‌ ۱۳۲۷ هجرى شمسى در شهر [[نجف‌]] و در خانواده‌ى مذهبى و از [[سادات|سادات‌]] منسوب‌ به‌ [[امام‌ حسین‌]] علیه السلام چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ مرحوم‌ آیت‌ الله‌ سید على شاهرودى از شاگردان برجسته [[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]] رحمة الله علیه بود که بحث های [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فقه]] استاد خود را به رشته تحریر درآورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل‌ و استادان‌‌==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمود هاشمى شاهرودى تحصیلات‌ ابتدایى را در مدرسه‌ علویه‌ [[نجف‌]] به‌ پایان‌ رسانید و سپس‌ به‌ تحصیلات‌ حوزوى روى آورد و در مدتى اندک‌ توانست‌ دروس‌ [[سطوح حوزه|دوره‌ سطح‌]] را به‌ پایان‌ رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس‌ از آن‌ به‌ حلقه‌ درس‌ آیت‌ الله‌ [[شهید سید محمدباقر صدر|شهید سید محمدباقر صدر]] پیوست‌ و سالها در خدمت‌ استاد خود، مبانى اجتهاد در [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول‌]] و [[فقه|فقه‌]] را به‌ خوبى آموخت‌ و در درس‌ دیگر مراجع‌ آن‌ روز [[نجف‌]] ـ از جمله‌ [[امام خمینی]] و آیت‌ الله‌ [[سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویی]] ـ نیز با جدیت‌ شرکت‌ جست‌ و بهره‌هاى فراوان‌ برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
از آیت‌ الله‌ هاشمى شاهرودى مقالات‌ فراوانى در فصلنامه فقه‌ اهل‌ بیت‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. همچنین‌ وى در زمینه‌هاى گوناگون‌ کتابهایى منتشر کرده‌ است‌ که‌ برخى از آنها به‌ شرح‌ زیر است‌:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[بحوث فی علم الاصول (کتاب)|بحوث‌ فى علم‌ الاصول‌]] (تقریرات‌ درسهاى [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول‌]] شهید [[شهید سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر صد]] در ۷جلد)&lt;br /&gt;
#کتاب‌ الخمس‌ (۲جلد)&lt;br /&gt;
#مقالات‌ فقهیه‌&lt;br /&gt;
#[[قاعده فراغ و تجاوز|قاعده‌ فراغ‌ و تجاوز]]&lt;br /&gt;
#حکومت‌ اسلامی‌ [[پرونده:Ejareh.jpg|thumb|left|کتاب‌ الاجارة‌؛ یکی از آثار آیت‌الله هاشمی شاهرودی]]&lt;br /&gt;
#جهان‌ بینى اسلامی‌&lt;br /&gt;
#تفسیر موضوعى بخشى از [[نهج البلاغة|نهج‌ البلاغه‌]]&lt;br /&gt;
#تفسیر «[[آیه مودت|آیه‌ مودّت]]»&lt;br /&gt;
#بحوث‌ فى الفقه‌ الزراعی&lt;br /&gt;
#محاضرات‌ فى الثورة‌ الحسینیة‌&lt;br /&gt;
#الصوم‌، تربیة‌ و هدایة‌&lt;br /&gt;
#کتاب‌ الاجارة‌ (۲جلد)&lt;br /&gt;
#کتاب الزکاة&lt;br /&gt;
#کتاب المضاربة&lt;br /&gt;
#قراءات فقهیه معاصره&lt;br /&gt;
#بحث هایی پیرامون اصول فقه&lt;br /&gt;
#درسنامه اصول فقه&lt;br /&gt;
#رساله توضیح المسائل&lt;br /&gt;
#مناسک حج، فارسی و عربی&lt;br /&gt;
#الصوم، مسائل و ردود&lt;br /&gt;
#پرسشها و پاسخهایی پیرامون [[روزه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌هاى اجتماعی‌ و سیاسى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''خدمات علمى و فرهنگى‌:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله‌ هاشمى شاهرودى فعالیت هاى بسیارى را در زمینه‌هاى علمى و فرهنگى به‌ انجام‌ رساند‌. در یکى از دیدارهاى اعضاء مجلس‌ اعلاى [[عراق|عراق‌]]، [[امام خمینی|امام‌ خمینی]] با توجه‌ به‌ شناخت‌ خود از ایشان‌ می‌خواهد که‌ تدریس‌ در [[حوزه علمیه قم|حوزه‌ علمیه‌ قم‌]] را بر هر کارى ترجیح‌ دهد و به‌ تربیت‌ طلاب‌ مستعد در زمینه‌هاى علمى و اخلاقى بپردازد. معظم‌ له‌ نیز با ورود به‌ [[ایران|ایران‌]] ـ در فروردین‌ ۱۳۵۸ ـ به‌ تدریس‌ درس‌ خارج‌ [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول‌]] و [[فقه|فقه‌]] مى‌پردازد و طلاب‌ بسیارى از محضر ایشان‌ بهره‌مند شده‌اند. ویژگى درس‌ ایشان،‌ دقت‌ فراوان‌، تسلط‌ بر مباحث‌ و نوآورى در زمینه های متعدد و مختلف علمی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌ الله‌ هاشمى شاهرودى همچنین ریاست‌ دو کنگره مهم‌ نقش‌ زمان‌ و مکان‌ در اندیشه‌ امام‌ خمینی‌ و نخستین‌ کنگره‌ دایرة‌ المعارف‌ فقه‌ اسلامى را بر عهده‌ داشت‌ که‌ هر دو کنگره‌ با استقبال‌ بزرگان‌ و فضلاء حوزه‌ و دانشگاه‌ و اندیشمندان‌ خارجى و داخلى مواجه‌ شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از خدمات‌ دیگر ایشان‌، ریاست‌ مؤسسه‌ دایرة‌المعارف‌ فقه‌ اسلامى با حکم‌ رهبر انقلاب -آیت الله [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی خامنه‌ای]]- است‌؛ این موسسه به چاپ «[[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام]]» مبادرت ورزید. مقام‌ معظم‌ رهبرى در حکم‌ خود، خطاب‌ به‌ ایشان‌ مى‌فرماید: «جناب‌ عالى را که‌ چهره درخشانى در علم‌ و عمل‌ بوده‌ و بحمدالله‌ از مقام‌ والایى در فقه‌ و علوم‌ مرتبط‌ با آن‌ برخوردارید، براى انجام‌ این‌ اقدام‌ بزرگ‌، شایسته‌ دانسته‌ و مسؤلیت‌ ایجاد و اداره مؤسسه‌ اى براى تهیه‌ این‌ دایرة‌ المعارف‌ را به‌ جناب‌ عالى محول‌ می‌کنم‌».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مبارزات سیاسی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌ الله‌ هاشمى شاهرودى در سالهاى تحصیل‌ و تدریس‌، فعالیت هاى سیاسى بسیارى را پدید آورده‌ است‌. در پى یورش‌ مزدوران‌ رژیم‌ صدام‌ به‌ علما و اندیشمندان‌ در سال‌ ۱۹۷۴ میلادى، آیت‌الله‌ شاهرودى به‌ زندان‌ افتاد و شکنجه‌هاى فراوان‌ بدنى و روحى را به‌ جان‌ خرید. او در پى تظاهرات‌ مردم‌ [[عراق]] به ویژه‌ در [[نجف|نجف‌]] پس‌ از پیروزى انقلاب‌ اسلامى [[ایران|ایران‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;،‌ و در گرامیداشت‌ این‌ پیروزى، تحت‌ پیگرد رژیم‌ بعث‌ قرار گرفت‌ و به‌ سفارش‌ [[شهید سید محمدباقر صدر|شهید صدر]] به‌ وطن‌ خود بازگشت‌ تا وکالت‌ عام‌ شهید صدر و نمایندگى او را نزد [[امام خمینی|امام‌ خمینى]] بر عهده‌ گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با ورود به‌ ایران‌ به‌ خدمت‌ امام‌ خمینى‌ مشرف‌ شد و با موافقت‌ ایشان‌، رابط‌ امام‌ و شهید صدر شد و پیامهاى علماى نجف‌ را به‌ سمع‌ امام‌ مى‌رساند. همچنین با دستور [[سید علی حسینی خامنه ای|آیت‌الله‌ سید علی خامنه‌ اى]] که‌ در آن‌ زمان‌ با حکم‌ امام‌ خمینی مسؤلیت‌ نهضت‌هاى اسلامى را بر عهده‌ داشت‌، تشکیلاتِ جامعه‌ روحانیت‌ مبارز و مجلس‌ اعلى عراق‌ را به‌ راه‌ انداخت‌ و آن‌ را مدیریت‌ و سازماندهى کرد. او که‌ به‌ دستور امام‌، تدریس‌ و بررسى مسائل‌ فقهى، به ویژه‌ احیاى فقه‌ حکومتى استوار بر ادله استنباط‌ جواهرى را بر عهده‌ داشت‌، در طول‌ سالیان‌ انقلاب‌ از هیچ‌ کوششى در جهت‌ اعتلای انقلاب‌ اسلامی ایران، دریغ‌ نورزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مسئولیت‌های اجتماعی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌ الله‌ هاشمی شاهرودى سالها از اعضاى فقهاى شوراى نگهبان‌ بود و در این‌ نهاد مقدس‌ به‌ خدمت‌ اشتغال‌ داشت‌ تا این که‌ با حکم‌ مقام‌ معظم‌ رهبرى، به‌ ریاست‌ قوه‌ قضائیه‌ منصوب‌ شد. او در طول‌ مسؤلیت‌ خود در قوه‌ قضائیه‌، خدمات‌ بسیارى را انجام‌ داد که‌ توسعه قضایى، تسریع‌ در رسیدگى به‌ پرونده‌ها و ایجاد ارتباط‌ مردمى، از جمله‌ آنهاست‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله هاشمی شاهرودی پس از مسئولیت در قوه قضایه، با شروع مجدد درسهای فقه و اصول خود در شهر مقدس [[قم]] در کنار فعالیت های مؤثر سیاسی و استمرار خدمات شایان خود به نظام مقدس اسلامی، مسئولیت خطیر [[مرجعیت]] دینی را نیز بر عهده گرفت. جلسه درس خارج فقه و اصول ایشان، یکی از حلقه های پویای علمی در [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]] بشمار می رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی دیگر از مناصب سیاسی و اجتماعی ایشان بدین شرح است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*عضو مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام&lt;br /&gt;
*عضو مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى&lt;br /&gt;
*رئیس مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام&lt;br /&gt;
*نائب رئیس مجلس خبرگان رهبری&lt;br /&gt;
*رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام&lt;br /&gt;
*عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم&lt;br /&gt;
*عضو فقهای شورای نگهبان&lt;br /&gt;
*رئیس هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی، سرانجام در اوایل زمستان ۱۳۹۷ شمسی در [[تهران]] به عالم باقی شتافت. پیکر مطهر ایشان پس از اقامه [[نماز میت|نماز]] توسط رهبر انقلاب -آیت الله شهید [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی حسینی خامنه‌ای]]- و انتقال به [[قم]]، در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله هاشمی شاهرودی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (1).jpg|سید محمود هاشمی شاهرودی در نوجوانی&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (2).jpg|از راست: سید محمود هاشمی شاهرودی و شهید [[شهید مصطفی چمران|مصطفی چمران]]&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (3).jpg|از راست: سید عبدالعزیز حکیم، سیدمحمود هاشمی شاهرودی، سید مرتضی مستجاب الدعواتی، سید محمود خطیب نعمانی، شهید [[شهید سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر صدر]]، شهید سید محمد صدر، سید محمدباقر مهری و محمدرضا نعمانی&lt;br /&gt;
پرونده:سيد عارف حسين حسينى (3).jpg|از راست: محمود هاشمی شاهرودی و شهید [[سید عارف حسین حسینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (13).jpg|از راست: [[محمد حسینی شاهرودی|سید محمد حسینی شاهرودی]]، شهید سید محمدباقر طباطبایی حکیم، سید علیرضا حائری، [[ناصر مکارم شیرازی]]، ناشناس و سید محمود هاشمی شاهرودی&lt;br /&gt;
پرونده:آصفی (6).jpg|از راست: سید محمود هاشمی شاهرودی، سید محمدباقر طباطبایی حکیم، سید کاظم حسینی حائری و [[محمدمهدی آصفی]]&lt;br /&gt;
پرونده:محمد فاضل لنكرانی (1111).jpg|از راست: محمد محمدی ری شهری، حسین راستی کاشانی، عباس محفوظی، سید محمود هاشمی شاهرودی، علی پناه اصلانی اشتهاردی، سید محمود مرعشی نجفی، [[عبدالله جوادی آملی]]، علی اکبر مشکینی، [[سید موسی شبیری زنجانی|سید موسی شبیری (حسینی) زنجانی]]، [[محمد فاضل لنکرانی]]، مرتضی مقتدایی‌ و محمدهادی معرفت&lt;br /&gt;
پرونده:ابوالقاسم خزعلی (616).jpg|از راست: اکبر هاشمی رفسنجانی، [[عبدالله جوادی آملی]]، ناشناس، سید محمود هاشمی شاهرودی، حسن ابراهیم حبیبی، علی اکبر مشکینی و [[ابوالقاسم خزعلی]]&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (7).jpg|alt=علامه حسن زاده و آیت الله هاشمی شاهرودی|[[علامه حسن زاده آملی|حسن حسن زاده آملی]] و سید محمود هاشمی شاهرودی&lt;br /&gt;
پرونده:حسن علی مروارید (12).jpg|از راست: مهدی غفاری، سید محمود هاشمی شاهرودی، حسن علی مروارید، علی مروارید، [[سید علی حسینی خامنه ای]]، علی‌اكبر الهی خراسانی در خانه پدری آیت‌الله خامنه‌ای - [[مشهد]]&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (9).jpg|محفل درس سید محمود هاشمی شاهرودی&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (10).jpg|اقامه نماز میت سید محمود هاشمی شاهرودی توسط سید علی حسینی خامنه ای&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (11).jpg|آماده سازی قبر سید محمود هاشمی شاهرودی در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] سلام الله علیها&lt;br /&gt;
پرونده:شاهرودی (12).jpg|تشییع پیکر سید محمود هاشمی شاهرودی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|هاشمی شاهرودی،سيد محمود]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:دولتمردان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های سیاسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%B9%D8%B4%DB%8C&amp;diff=168640</id>
		<title>سید محمود مرعشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%B9%D8%B4%DB%8C&amp;diff=168640"/>
		<updated>2026-07-16T07:18:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمود مرعشى»''' (۱۳۰۷-۱۴۰۸ ق)، فقیه اصولی و متکلم [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینى]] بود. این عالم ربانى بیانى شیوا داشت و در ابلاغ [[اسلام]] و [[احکام]] آن به مردم احساس مسئولیت مى‌کرد و علاوه بر تدریس و تألیف در مباحث اسلامى، خدمات فرهنگى، اجتماعى و تبلیغى شایانى به عمل آورد. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمود مرعشى&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:محمود-مرعشی.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۰۷ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[تهران]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۴۰۸ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا حسین نایینى]]، [[محمدجواد بلاغی|شیخ محمدجواد بلاغى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = سید حسین مکى جبل عاملى، شیخ اسماعیل بعلبکى جبل عاملى، سید عبدالصاحب جبل عاملى،...&lt;br /&gt;
|آثار = بیدارى بشر یا پرهیز از خطر، حاشیه بر [[فرائد الاصول (کتاب)|فرائد]]، حاشیه بر [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة]]، طریق الوصول الى دقائق العقول، ابقاء الحلیة فى وجوب اعفاء اللحیة، رساله در ردّ صوفیه،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمود مرعشى در سال ۱۳۰۷ ه.ق از خاندان علم و فقاهت، در [[تهران]] چشم به جهان گشود. وی فرزند آیت الله سید سلطانعلى مرعشى شوشترى (م، ۱۳۳۳ ق)، از [[سادات]] حسینى است که با سى و دو واسطه به حضرت حسین اصغر فرزند [[امام سجاد]] علیه السلام مى رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش سلطانعلى مرعشى از شاگردان آیت الله [[شیخ جعفر شوشتری|شیخ جعفر شوشترى]] و  [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] بشمار مى رفت، و خود از اساتید درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] در حوزه علمیه [[نجف]] اشرف بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از افتخارات آیت الله سید محمود مرعشى این بود که به دامادى سالک الى الله و صاحب کرامات، آیت الله مرحوم [[سید مرتضی کشمیری|سید مرتضى کشمیرى]] نایل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشى در شش سالگى همراه پدر و مادر و سه برادرش به [[نجف]] اشرف هجرت کرد و در آن جا پس از فراگیرى خواندن و نوشتن و کتاب هاى مقدماتى، براى تحصیل علوم حوزوى آماده گردید. [[صرف]] و [[نحو]] و [[منطق]] و مقدمات را نزد پدر و همچنین برادر بزرگوارش آیت الله سید احمد مرعشى - پدر آیت الله [[سید اسماعیل مرعشی|سید اسماعیل مرعشى]] - فراگرفت. سپس [[سطوح حوزه|سطوح]] را در محضر علماى بزرگ و مدرسان عالى مقام: میرزا آقاى اصطهباناتى، شیخ على‌محمد یزدى، [[آقا ضیاءالدین عراقی|شیخ ضیاءالدین عراقى]]، شیخ على قوچانى و شیخ على گنابادى آموخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن گاه درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را از محضر بزرگانى چون: [[آخوند خراسانی|ملا محمدکاظم خراسانى]] (صاحب [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]])، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]] (صاحب [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]])، شیخ ضیاءالدین عراقى و [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا حسین نایینى]]، فراگرفت. همچنین [[علم رجال]] را در محضر آیت الله [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب خوانسارى]] و [[علم کلام|علم کلام]] را در محضر آیت الله [[محمدجواد بلاغی|شیخ محمدجواد بلاغى]] آموخت، و بیشترین استفاده را از این علماى محقق و بزرگ نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; برگرفته از یادداشت هاى آیت الله سید اسماعیل مرعشى، برادرزاده آیت الله سید محمود مرعشى.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشى پس از وصول به درجات عالى علوم حوزوى و [[اجتهاد]]، با جدیت تمام از سال ۱۳۱۳ تا سال ۱۳۶۵ شمسی، یعنى ۵۲ سال، به تدریس و تربیت شاگردان پرداخت و حوزه تدریس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را در [[قم]] و [[نجف]] و شهرهای دیگر تشکیل داد و در کنار آن به تألیف کتاب هاى تحقیقى و استدلالى، پیرامون علم اصول و فقه و سایر مسائل اسلامى همت گماشت و شاگردان برجسته اى در محضر درس او پرورش یافتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان از آن جا که به زبان عربى تسلط کاملى داشت و تدریس مى کرد، بیشتر شاگردانش از طلاب [[لبنان|لبنانى]] و [[عراق|عراقى]] بودند؛ از جمله آن‌ها: آیت الله سید حسین مکى جبل عاملى است که به جاى علامه [[سید محسن امین|سید محسن امین]] صاحب [[اعیان الشیعه (کتاب)|اعیان الشیعه]]، اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] مى کرد و مدرسه علمیه اى در [[دمشق]] ([[سوریه|سوریه]]) تأسیس نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از شاگردان دیگر او، آیت الله شیخ اسماعیل بعلبکى جبل عاملى، آیت الله سید عبدالصاحب جبل عاملى، شیخ موسى سودانى و شیخ کاظم ساعدى است که در محضر ایشان به درجه اجتهاد نایل شده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
تألیفات آیت الله محمود مرعشى به طور خلاصه عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱- «بیدارى بشر، یا پرهیز از خطر» (که چاپ شده و پیرامون ردّ [[بابیه|بابیت]] و [[بهائیت|بهائیت]] است.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲- «حاشیه بر [[فرائد الاصول (کتاب)|فرائد الاصول]]» ([[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصارى]]) - خطى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳- «حاشیه بر [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]» ([[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]]) - خطى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴- «حاشیه بر کتاب طهارت شیخ انصارى» (به طور مبسوط، اما ناتمام) - خطى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵- «کتاب رساله در وجوب [[حجاب]]» (استدلالى) - خطى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶- «طریق الوصول الى دقائق العقول» چهار جلد، مشتمل بر: [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و [[معاد]] - خطى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷- «ابقاء الحلیة فى وجوب اعفاء اللحیة» (استدلالى در حرمت تراشیدن ریش) - چاپ شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸- «رساله در ردّ [[تصوف|صوفیه]]» - چاپ شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹- «شرح [[دعای ندبه|دعاى ندبه]] به عربى» که در حقیقت یک دائرة المعارف بسیار عمیق و مفید است (خطى).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰- «نفحة الرحمان فى حکمة [[لقمان]]» (خطى).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۱- «اعیان المرعشیة» (خطى).&amp;lt;ref&amp;gt;همان مدرک؛ «رجال الفکر والادب فى النجف»، ج ۳، ص ۱۸۵ و «گلستان پیغمبر»، ص ۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشى با این که [[فقیه]] و مجتهد بود، گاهى ترجیح مى داد که هجرت کند و با سخنرانى و تبلیغات، مسایل اسلامى را به مردم بیاموزد. بر همین اساس در دوران جوانى، بنا به دعوت بعضى از بستگانش که در آفریقاى شرقى اقامت دارند، به آن جا سفر کرد و ماه ها در شهرهاى مِقْدَشو، بَمْباسِه، دارالسلام زنگبار، جزیره مَدَگَسْگر به تبلیغ پرداخت و در آن سامان، منشأ آثار و برکات معنوى و مادى فراوانى براى [[شیعه|شیعیان]] آفریقا گردید؛ از جمله با تبلیغات [[سادات]] مرعشى و ایشان، چندین [[مسجد]] در آن دیار تأسیس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله مرعشى پس از مدتى اقامت در آفریقا، به [[نجف]] اشرف بازگشت و مدتی پس از وفات آیت الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] در سال ۱۳۶۵ ق، به [[ایران|ایران]] هجرت نمود و چند سال در [[تهران]] به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] در مسجد امامزاده معصوم و رسیدگى به امور مسلمین، و تدریس و بحث هاى فقهى و اسلامى پرداخت و خدمات فقهى، فرهنگى، اجتماعى و تبلیغى شایانى به عمل آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;برگرفته از یادداشت هاى آیت الله سید اسماعیل مرعشى.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان در مسجد خود در تهران، با مردم ارتباط صمیمانه و بسیار باصفا داشت و مردم نیز او را دوست مى داشتند و از محضرش کمال استفاده را مى بردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم حجة الاسلام شیخ محمد رازى درباره سفر ایشان به تهران مى نویسد: «آیت الله سید محمود مرعشى در زمان ریاست آیت الله مجاهد [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم کاشانى]] به تهران عزیمت نمود، و چندین سال به اقامه جماعت و هدایت مردم همت گماشت. سپس به عللى از آن جا به [[نجف]] اشرف مراجعت نمود».&amp;lt;ref&amp;gt;اقتباس از «گنجینه دانشمندان»، ج ۲، ص ۲۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشى، پس از سفرهاى تبلیغى و مراجعت به [[نجف]]، آهنگ هجرت به [[قم]] نمود و این در وقتى بود که آیت الله [[آیت الله بروجردی|سید حسین بروجردى]] به قم آمده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;حضرت آیت الله العظمى بروجردى در روز ۱۴ محرم سال ۱۳۶۴ قمرى، برابر با ۹ دی ماه ۱۳۲۳ ش. وارد قم شد و زعامت حوزه علمیه قم را بر عهده گرفت. &amp;lt;/ref&amp;gt; با ورود پربرکت ایشان به [[حوزه علمیه قم]]، حوزه نیز انسجام و رونق تازه اى یافته، زمینه هاى رشد و گسترش آن فراهم شده بود. از این رو نیاز شدیدى به حضور اساتید بزرگ و فقهاى عالى مقام داشت. در چنین موقعیتى، آیت الله سید محمود مرعشى در قم جلسات درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]] تشکیل داد و طلاب بسیارى از محضر درس ایشان استفاده کردند. در حقیقت هجرت به قم، فصل تازه اى از زندگى آیت الله مرعشى بود، تا آن چه را از تجربیات علمى در حوزه نجف اندوخته بود، در حوزه علمیه قم بکار گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی، [[سادات]] مرعشى شوشترى و تجار و مردم متدین اهواز، در قم به محضر آیت الله بروجردى رسیدند و از ایشان تقاضا کردند که براى اقامه جماعت و تبلیغ [[دین]] و رسیدگى به امور، عالمى را به اهواز اعزام کند. حتى ملتزم شدند که در بهترین نقطه اهواز، مسجد باشکوهى بسازند و ایشان در آن جا به اقامه جماعت و سایر امور بپردازد. لذا آیت الله مرعشى با اصرار آیت الله بروجردى - و پس از [[استخاره]] به [[قرآن]] - دعوت آنان را اجابت کرد. به این ترتیب ایشان از قم به اهواز هجرت نمود و در همان مسجد که بعدها به نام آیت الله مرعشى و از مساجد معروف اهواز شد، به اقامه جماعت و رسیدگى به امور دینى و اجتماعى مردم پرداخت و جلسات درس خارج فقه و اصول را نیز در آن جا براى طلاب مقیم اهواز تشکیل داد؛ ولى پس از سه سال و اندى اقامت در اهواز، بر اثر کهولت سن و علل دیگر، به [[قم]] مراجعت کرد؛ لذا به امر آیت الله بروجردى، آیت الله [[سید اسماعیل مرعشی|سید اسماعیل مرعشى]]، برادرزاده ایشان، رهسپار اهواز شد و در همان مسجد اقامه جماعت نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; توضیح این که: به حکم آیت الله بروجردى و پیشنهاد آیت الله سید محمود مرعشى و اهالى اهواز، برادرزاده ایشان، آیت الله سید اسماعیل مرعشى (صاحب تألیفات از جمله کتاب ارزشمند «اجماعیات فقه الشیعه») به جاى ایشان به اهواز رفت و در همان مسجد حدود ۲۷ سال به اقامه نماز جماعت و جمعه و رتق و فتق امور و تأسیس مدرسه علمیه و اداره آن مدرسه پرداخت.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشى که در آستانه پیروزى انقلاب و پس از آن، بر اثر کهولت سن و ناتوانى مزاج، خانه‌نشین بود، به انقلاب اسلامى علاقه فراوان داشت. براى [[امام خمینى]] و پیروزى انقلاب، همواره [[دعا]] مى کرد و مى فرمود: «این انقلاب اسلامى که یک نوع زمینه‌سازى و [[انتظار ظهور امام زمان (عج)|انتظار فرج]] است، مقدمه ظهور [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت ولی عصر]] عجل الله تعالى فرجه الشریف مى باشد». امام خمینى نیز جویاى حال او بود و بارها نمایندگانى از طرف خود، به [[عیادت بیماران|عیادت]] آن مرحوم مى فرستاد و از او تفقد و دلجویى مى کرد. آیت الله مرعشى معتقد بود که [[اسلام]] باید اجرا شود و بدون تشکیل حکومت اسلامى، بسیارى از [[احکام]] آن اجرا نخواهد شد. لذا امید داشت تا با پیروزى انقلاب و استقرار نظام مقدس حکومت اسلامى، احکام نورانى اسلام اجرا شده، کشور و ملت از منجلاب گمراهى ها، که طاغوتیان و بیگانه پرستان عامل آن بودند، نجات یابند؛ چنانکه اجداد بزرگوارش در قرون گذشته در مازندران حکومت تشکیل دادند ([[علویان طبرستان]])، مى خواست حکومت علوى سراسر [[ایران|ایران]] و جهان را فراگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;برگرفته از یادداشت هاى آیت الله سید اسماعیل مرعشى دامت برکاته.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;الف) بندگى و ولایت:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمود مرعشى به راستى عبد صالح [[الله|خدا]] بود. بندگى در برابر خدا را در حد اعلا رعایت مى کرد. اهل [[تهجد]] و [[نماز شب]] بود. از اشتغال به [[عبادت]] خداى یکتا و بى‌همتا لذت مى برد و انس مخصوصى با خدا داشت. خواندن [[زیارت عاشورا]] را ترک نمى کرد، جمعه ها بسیار مواظب بود که [[غسل جمعه]] را بجا آورد؛ حتى در حال نقاهت و ناتوانى، آن را ترک نمى کرد. به خواندن [[نماز جعفر طیار|نماز جعفر طیار]] اصرار مى ورزید، با [[دعا]] و مناجات مأنوس و همواره به یاد خدا بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیفتگى او به خاندان [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام در حد اعلا بود و همواره با آن ها ارتباط معنوى داشت؛ متجاوز از هشتاد سال، دهه اول [[ماه محرم|محرم]] را در خانه خود مجلس عزادارى برپا مى داشت و خود، خالصانه و عارفانه در آن مجالس شرکت مى نمود و با اظهار ادب به عزاداران و شرکت کنندگان، احساسات پاک و بى‌شائبه اش را نشان مى داد. شنیدن مصائب جانسوز [[امام حسین]] علیه السلام و شهیدان [[کربلا]] او را منقلب مى کرد و سرشک غم از چشمانش سرازیر مى شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رابطه اش با [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت ولى عصر]] عجل الله تعالى فرجه الشریف بسیار استوار و مخلصانه بود. همه روز صبح ها [[دعای عهد|دعاى عهد]] را مى خواند و با آن بزرگوار رابطه معنوى و ملکوتى خالصانه اى داشت. کتاب «شرح [[دعای ندبه|دعاى ندبه]]» او که بسیار مشروح و متقن است، نشان دهنده عمق ارتباط او با [[عترت]] پیامبر صلی الله علیه و آله و بخصوص [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] عجل الله تعالى فرجه است. مسأله [[ولایت]] [[امام على ]] و [[ائمه اطهار]] علیهم السلام، در این کتاب به عربى اثبات شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ب) زهد و وارستگى:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمود مرعشى، توجه خاصى به طلاب علوم دینى داشت؛ به طورى که خانه مسکونى خود را در [[نجف]] اشرف فروخت و پول آن را بین طلبه ها تقسیم کرد. در سال آخر عمر، به فرزند بزرگ خود دستور داد تا کتاب هاى شخصى اش را به طلاب نیازمند بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان با این که از علماى بزرگ و داراى موقعیت اجتماعى عظیم بود، ساده زیستى را سرلوحه زندگى خود قرار داده بود و تا آخر عمر در [[قم]]، در خانه استیجارى زندگى مى کرد و اصرار دوستان و بستگانش را براى خرید خانه نپذیرفت، و در حالى از دنیا رفت که از مال دنیا چیزى نیندوخته بود. با وجودى که در سال هاى آخر عمر بر اثر کهولت سن و ضعف مزاج، پاهایش قدرت حرکت نداشت، اما براى خود خادم نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمود مرعشى، سرانجام در ۲۷ ماه [[شوال]] سال ۱۴۰۸ ه.ق (خرداد سال ۱۳۶۷ ش) در ۱۰۱ سالگی از دنیا به سوى عالم بقا رحلت کرد. پیکر مطهرش را با تجلیل و [[تشییع جنازه|تشییع]] باشکوه به [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] سلام الله علیها در [[قم]] آوردند و پس از اقامه [[نماز میت|نماز]] توسط مرحوم آیت الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین مرعشى]]، در حجره شماره ۳۸ صحن بزرگ، نزدیک مقبره آیت الله شهید [[شیخ فضل الله نوری]] به خاک سپردند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، محمد محمدى اشتهاردى، جلد ۱۱.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:طبسی0 (12).JPG|از راست: سعید اشراقی، سید محمود مرعشی و [[محمدرضا طبسی|محمدرضا مروجی طبسی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|مرعشی،سید محمود]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%B7%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168639</id>
		<title>سید محمود طالقانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%B7%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168639"/>
		<updated>2026-07-16T05:58:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمود علایی طالقانی»''' (۱۲۸۹-۱۳۵۸ ش)، مفسر و متکلم [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]] بود. این عالم مجاهد، در دوران نهضت اسلامی پیوسته در مبارزه با حکومت استبدادی پهلوی بود و پس از پیروزی انقلاب نیز مسئولیت‌های مهمی چون ریاست [[شورای انقلاب اسلامی|شورای انقلاب]]، عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی و برپایی [[نماز جمعه]] را عهده‌دار بود. کتاب «[[تفسیر پرتوی از قرآن (کتاب)|پرتویی از قرآن]]» از مهم‌ترین آثار اوست. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمود علایی طالقانی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Taleqany.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۸۹ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = طالقان &lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۵۸ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[تهران]] - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، [[سید محمد حجت کوه کمری|سید محمد حجت کوه‌کمری]]، [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب‌الدین مرعشی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = [[تفسیر پرتوی از قرآن (کتاب)|پرتویی از قرآن]]، پرتوى از [[نهج‌ البلاغه]]، اسلام و مالکیت، به سوی خدا می‌رویم، آزادى و استبداد، مرجعیت و فتوا،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمود علایی طالقانی فرزند سید ابوالحسن، روز چهارم [[ربیع الاول]] ۱۳۲۹ قمری (۱۲۸۹ ش) در طالقان (استان البرز) به دنیا آمد. او در پنج سالگی وارد مکتب‌خانه زادگاه خود شد و در هفت سالگی برای ادامه تحصیل به [[تهران]] عزیمت کرد و با پوشیدن لباس روحانیت، به مدرسه ملا رضا در میدان امین السلطان رفت و دروس مقدماتی [[صرف]] و [[علم نحو|نحو]] را در این مدرسه گذراند. سید محمود سپس در ده سالگی، برای ادامه تحصیل در علوم حوزوی وارد شهر [[قم]] شد و به سرعت دروس حوزوی را گذراند که شگفتی همگان را در پی داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان تحصیل خود را تا حدود سال ۱۳۱۱ شمسی در قم ادامه داد و سپس عازم [[نجف]] اشرف شد و از دروس خارج بزرگان حوزه استفاده کرد و از آیت الله [[سید ابوالحسن اصفهانی]] اجازه [[اجتهاد]] گرفت. او پس از مدتی به [[ایران]] بازگشت و در [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]] به تحصیل پرداخت. در قم نیز از آیت الله [[سید محمد حجت کوه کمری|سید محمد حجت کوه‌کمری]] و آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]]، مؤسس حوزه علمیه قم، اجازه اجتهاد گرفت. ایشان همچنین از [[آیت الله مرعشی نجفی]] و [[شیخ عباس قمی]]، [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل [[حدیث]] بدست آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ارشاد و تبلیغ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله طالقانی پس از پایان یافتن تحصیلاتش، به [[تهران]] بازگشت و از همان آغاز، با نوشتن مقاله و سخنرانی، موجب جذب جوانان شد. ایشان علت آمدنش را به تهران چنین بیان می کند: «پس از درگذشت مرحوم پدرم، به اصرار دوستان و آشنایان به تهران برگشتم، چون احساس کردم جوانان از نظر [[عقاید]] و [[ایمان]] در معرض خطر قرار گرفته‌اند. پس به پیروی از روش مرحوم پدرم، جلساتی را برای عده‌ای از جوانان و دانشجویان در زمینه [[اصول دین|اصول عقاید]] و [[تفسیر قرآن]] تشکیل دادم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین راستا، ایشان «کانون اسلام» را برای نشر معارف [[قرآن]] و [[سنت]] تأسیس کرد و سلسله سخنرانی‌هایی برای ارشاد مردم ترتیب داد و همچنین، مجله‌ای به نام «دانش‌آموز» از طرف این کانون منتشر گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حضور در نهضت ملی ایران===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از شهریور سال ۱۳۲۰ که به رانده شدن رضاخان از کشور و بازشدن فضای سیاسی نسبی انجامید، برخی از رهبران سیاسی به باز پس گیری حقوق از دست رفته ملت [[ایران]] همت گماشتند. از جمله، دکتر مصدق و یارانش در مجلس شورای ملی، شعار ملی کردن صنعت نفت را سر دادند. این شعار که از سوی ملت ایران و به ویژه آیت الله [[سید ابوالقاسم کاشانی]] تأیید می شد، با پایمردی و همکاری ایشان مورد تأیید رهبران مذهبی نیز قرار گرفت. در این راستا، آیت الله طالقانی که مبارزه با استعمار و استبداد را تکلیف شرعی خود می‌دانست، با شور و ایمانی عمیق به این نهضت پیوست و با زبان گویا و برنده خود به افشاگرى و روشنگرى پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===برقراری جلسات تفسیر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله طالقانی زمانی که در [[تهران]] مسکن گزید، ابتدا در [[مسجد]] ملک، واقع در دروازه قزوین و بعد از آن برای مدتی در مسجد منشور السلطان واقع در خیابان سپه غربی، [[نماز جماعت]] می خواند و [[تفسیر قرآن]] می گفت. بیشتر افراد پای منبر او، جوانان و دانشجویان و قشرهای تحصیل کرده بودند و این مسجد کوچک، گنجایش این همه جمعیت را نداشت. به همین دلیل، ایشان به مسجد هدایت در خیابان استانبول سابق رفت. این مسجد، مرکز پیوند [[دین]] و دانش و سیاست بود و در آن، جوّ خفقان و حاکمیت استبداد، میعادگاه مبارزان و مجاهدان راه حق و آزادی بود و طالقانی پرچمدار این مبارزه‌ها و الگوی آن بشمار می‌رفت. [[شهید مصطفی چمران|شهید مصطفی چمران]]، مشاهدات خود را از مسجد هدایت این گونه توصیف می کند: «به راستی که آن اجتماع با هدفی متعالی تشکیل می‌شد و در توفان حوادث سیاسی آن روزگار، به مانند کشتی نجات بود که ما را از خطرات انحراف به گرداب‌های چپ و راست حفظ می‌کرد». آیت الله طالقانی در مدرسه عالى شهید مطهرى (سپهسالار سابق) نیز به آموزش [[علوم اسلامى]] به ویژه تفسیر قرآن پرداخت. &lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود (2).jpg|thumb|left|کارت بازداشت آیت‌الله طالقانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===جهان‌بینی اسلامی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله طالقانی هیچ گاه خط فکری‌اش را به زمان و مکان خاصی محدود نکرد، بلکه با آزاداندیشی و [[جهان بینی|جهان‌بینی]] اسلامی که داشت، برای همبستگی ملل و مذاهب [[اسلام|اسلامی]] سعی بسیار کرد. او با «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» همکاری داشت و به نمایندگی مرجع عالی قدر [[شیعه|تشیع]]، حضرت [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردی]]، برای رساندن پیام ایشان به «[[شیخ محمود شلتوت]]»، همراه جمعی از علما در کنگره اسلامی دارالتقریب قاهره شرکت جست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین کتاب تحلیلی و پرارزش «[[امام علی علیه السلام|امام علی بن ابی‌طالب]]»، نوشته یکی از برادران [[اهل سنت]] را ترجمه کرد تا در پرتو وجود تابناک [[حضرت علی]] علیه السلام در راه تقریب گام برداشته باشد. ایشان در بهار سال ۱۳۳۱ نیز، در کنگره جهانی «شعوب المسلمین» کراچی [[پاکستان]] شرکت کرد و سخنرانی بسیار مهیجی درباره مسائل جهان [[اسلام]] و راز عقب ماندگی مسلمانان ایراد کرد که بسیار مورد توجه شرکت کنندگان قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کمک به مردم فلسطین===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله طالقانی، از نخستین کسانی بود که با صراحت و قدرت هر چه تمام، دولت [[اسرائیل]] را [[غصب|غاصب]] دانست و مسلمانان جهان، به ویژه ملت [[ایران]] را به مبارزه با اسرائیل و برگرداندن حقوق از دست رفته مردم [[فلسطین]] فراخواند. مرحوم طالقانی در سال ۱۳۲۷، به همراهی آیت الله [[سید ابوالقاسم کاشانی]] و دیگر گروه‌های اسلامی، نخستین همایش بر ضد اسرائیل را برپا کردند. بعد از آن، او در سال ۱۳۲۸ به فلسطین رفت و از نزدیک با رنج‌های مردم آن و آوارگی ایشان آشنا شد. در همین راستا بود که در [[عید فطر]] سال ۱۳۴۸، در خطبه [[نماز عید فطر]] به مسئله فلسطین پرداخت و ضمن آگاه ساختن مردم از ستم رفته بر مردم فلسطین و یادآوری مسئولیت آنان در این مبارزه، از ایشان خواست [[فطریه|فطریه‌های]] خود را برای کمک به مبارزان فلسطینی هدیه کنند. او خود اولین نفر بود که دست در جیب کرد و فطریه‌اش را کنار [[محراب]] گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مبارزات سیاسی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله طالقانی به بهانه مخالفت با رفراندوم «انقلاب سفید شاه» در ششم بهمن ۱۳۴۱، دستگیر و به مدت چهار ماه در زندان قزل قلعه زندانی شد. پس از آزادی، ایشان همواره به مبارزه‌های خود بر ضد رژیم ستمشاهی ادامه داد تا این که بعد از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، اعلامیه‌ای با عنوان «دیکتاتور خون می‌ریزد» منتشر شد که رژیم، آیت الله طالقانی را مسئول نشر آن دانست. به همین دلیل، ایشان را در ۲۲ خرداد ۱۳۴۲ دستگیر و در دادگاهی فرمایشی، به ده سال زندان محکوم کردند؛ البته رژیم شاه مجبور شد ایشان را در آبان ۱۳۴۶ آزاد کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم طالقانی به دلیل ادامه دادن مبارزات، در سال ۱۳۵۰ به مدت یک ماه در خانه زندانی و سپس به زابل و بعد به بافت کرمان تبعید شد و در خرداد ۱۳۵۲ به تهران بازگشت. در پاییز ۱۳۵۴، ایشان دوباره دستگیر و روانه زندان شد، تا این که در شامگاه هشتم آبان ۱۳۵۷ با آغاز خروش مردم و قیام اسلامی، از زندان آزاد گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله طالقانی، در چهاردهم آذر ۱۳۵۷ با انتشار اعلامیه‌ای، با ابراز ناراحتی از کشتار مردم به دست رژیم شاه در [[ماه محرم]]، از مردم خواست در راهپیمایی روز [[تاسوعا]] و [[عاشورا]] شرکت کنند. رژیم شاه فشار زیادی بر ایشان وارد کرد که آن پیام را پس گیرد، ولی ایشان نپذیرفت و خود شخصاً با شرکت در این راهپیمایی پرشور، حرکت انقلابی مردم ایران را جهت بخشید و آن را به رفراندومی بزرگ بر ضد حکومت شاه و به روزی سرنوشت ساز در پیروزی انقلاب اسلامی تبدیل کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پس از پیروزی انقلاب اسلامی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی، نقش آیت الله طالقانی همانند پیش از انقلاب، چشم‌گیر به نظر می‌رسید و از ایشان با عنوان یار وفادار [[امام خمینی]] رحمه الله یاد می‌شد. از مسئولیت‌های آیت الله طالقانی، می‌توان به عضویت در شورای انقلاب و مجلس خبرگان قانون اساسی اشاره کرد که به نمایندگی از مردم تهران در آن شرکت می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله طالقانی، همچنین، در برپایی [[نماز جمعه]] نقش مهمی را ایفا کرد و پس از طرح مسئله با امام خمینی، با موافقت ایشان روبرو شد و به [[امام جمعه|امامت جمعه]] تهران منصوب گردید. آیت الله طالقانی مکان برگزاری نماز جمعه را دانشگاه تهران انتخاب کرد تا از این رهگذر، نمازگزاران را به دانشگاه بکشاند و دانشگاهیان را به صف [[نماز]] بیاورد و دینداری و روشنفکری را به هم بیامیزد. ایشان شش نماز جمعه در تهران اقامه کرد که نخستین آن پنجم مرداد ۱۳۵۸ و آخرین آن شانزدهم شهریور ۱۳۵۸ بود. &lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آثار متعددی از آیت‌الله طالقانی منتشر شده است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;
[[پرونده:پرتوی از قرآن.jpg|thumb|left|پرتویی از قرآن؛ اثر آیت‌الله طالقانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[تفسیر پرتوی از قرآن (کتاب)|پرتویی از قرآن]]: مشهورترین اثر آیت الله طالقانی است که در شش جلد (شامل [[تفسیر]] سوره‌های [[سوره حمد|حمد]]، [[سوره بقره|بقره]]، [[سوره آل عمران|آل‌عمران]] و [[جزء (قرآن)|جزء]] سی) به چاپ رسید. آیت الله طالقانی پرتویی از قرآن را با پشت گرمی یک کتابخانه و در محیطی آرام ننوشت، بلکه آن را در زندان قصر و اوین یا در تبعیدگاه و خانه‌ای نوشت که هر روز احتمال می‌رفت به آن حمله کنند. البته به گفته اهل فن، از بسیاری از تفسیرهای طراز اول [[قرآن]]، خواندنی‌تر، دلنشین‌تر و غفلت زداتر است. عنوان پرتویی از قرآن، ابتکاری فروتنانه و بدون ادعای تفسیرپردازی است. طالقانی کتابش را «[[تفسیر قرآن|تفسیر]]» ننامید و خود را مفسر نخواند، بلکه تنها پرتویی از قرآن شمرد و درباره آن نوشت: «آن چه پیرامون آیات و از نظر هدایت قرآن نگارش می‌یابد، عنوان تفسیر ندارد و به حساب، مقصود نهایی قرآن نیست. از این رو، عنوان پرتویی از قرآن را برای آن مناسب‌تر یافتم».&lt;br /&gt;
#اسلام و مالکیت: آیت الله طالقانی با هدف معرفی مکتب اقتصادی [[اسلام]]، کتاب «اسلام و مالکیت» را در سال ۱۳۳۲ شمسی نگاشت. وی در این کتاب، دیدگاه‌های اقتصادی مارکسیسم و سرمایه‌داری را نیز نقد کرده است.&lt;br /&gt;
#حکومت از نظر اسلام: وی در زمینه سیاست و مبارزه با استبداد و حکومت مطلقه، کتاب «[[تنبیه الأمة و تنزیه الملة (کتاب)|تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله]]» [[میرزا محمدحسین نائینی|آیت الله نائینی]] را با عنوان «حکومت از نظر اسلام» با مقدمه و تعلیق و پاورقی‌های توضیحی منتشر کرد. نقل شده است که ترغیب آیت الله زنجانی بر تجدید چاپ این کتاب، آن هم در شرایط سخت پس از کودتای ۲۸ مرداد، بر آیت الله طالقانی بسیار تأثیر گذاشت.&lt;br /&gt;
#به سوی خدا می‌رویم: این کتاب که [[سفرنامه]] [[حج]] آیت الله طالقانی است در سال ۱۳۳۲ نوشته شده است.&lt;br /&gt;
#توحید از نظر اسلام: کتاب مختصری است در ۵۲ صفحه که در سال ۱۳۵۸ منتشر شده است.&lt;br /&gt;
#ترجمه جلد اول کتاب «[[امام علی|امام على بن ابى‌طالب]]» نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود (نویسنده [[اهل سنت]]).&lt;br /&gt;
#پرتوى از [[نهج البلاغة|نهج‌ البلاغه]].&lt;br /&gt;
#آینده بشریت از نظر مکتب ما.&lt;br /&gt;
#آزادى و استبداد.&lt;br /&gt;
#[[آیه حجاب]].&lt;br /&gt;
#مرجعیت و فتوا.&lt;br /&gt;
#درسى از قرآن.&lt;br /&gt;
#درس وحدت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی، سرانجام در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ شمسی در [[تهران]] دار فانی را وداع گفت. پیکر پاک ایشان، بنابر وصیتش، در میان شهدای بهشت زهرا (علیهاالسلام) به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] رحمةالله‌علیه در پیام تسلیتش چنین فرمود: «آقای طالقانی یک عمر در [[جهاد]] و روشنگری و ارشاد گذراند. او شخصیتی بود که از حبسی به حبسی و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود و هیچ گاه در بهار بزرگ خود سستی و سردی نداشت. من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم. او برای [[اسلام]] به منزله حضرت [[ابوذر]] بود و زبان گویای او چون شمشیر [[مالک اشتر]] برنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او پربرکت». &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*نشریه گلبرگ: شهریور ۱۳۸۵، شماره ۷۸.&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار]]، جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، ج۲، ص۸۰۶-۸۱۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (1).jpg|alt=کودکی آیت الله طالقانی|سید محمود علایی طالقانی در کنار پدر و اقوام (ردیف پایین، نفر وسط)&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (7).jpg|alt=جوانی آیت الله طالقانی|سید محمود علایی طالقانی&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (13).jpg|سید محمود علایی طالقانی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:طالقانی1 (4).jpg|1. سید محمد موسوی بهبهانی، 2. [[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]]، 3. [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم حسینی کاشانی]]، 4. خلیل کمره ای و سید محمود علایی طالقانی&lt;br /&gt;
پرونده:طالقانی1 (1).jpg|سید محمود علایی طالقانی و [[نواب صفوى|سید مجتبی میرلوحی (نواب صفوی)]]&lt;br /&gt;
پرونده:طالقانی1 (2).jpg|سید محمود علایی طالقانی&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (3).jpg|سید محمود علایی طالقانی و غلامرضا تختی&lt;br /&gt;
پرونده:مطهری (5).jpg|alt=شهید مطهری و استاد طالقانی|از راست: ناشناس، [[مرتضی مطهری|شهید مرتضی مطهری]]، سید محمود علایی طالقانی و  سید ضیاءالدین حاج سیدجوادی&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (9).jpg|سید محمود علایی طالقانی در زندان ساواک&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (5).jpg|از راست: غاده جابر، [[شهید مصطفی چمران]]، سید محمود علایی طالقانی و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:محمدجواد باهنر (16).jpg|نشسته روی زمین از راست: محمد جواد حجتی کرمانی، سید محمود علایی طالقانی، علی قائمی امیری، شهید [[محمدجواد باهنر]]، سید ابوالحسن بنی صدر، ناشناس، [[شهید بهشتی|شهید سید محمد حسینی بهشتی]] و سید علی اکبر پرورش&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (11).jpg|سید محمود علایی طالقانی و [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سبحانی (5).jpg|از راست: [[جعفر سبحانی]]، ناشناس، عزت الله سحابی، سید محمود علایی طالقانی و [[شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد|شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد]]&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (14).jpg|اولین [[نماز جمعه]] انقلاب به امامت سید محمود علایی طالقانی&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (8).jpg|تشییع پیکر سید محمود علایی طالقانی در دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
پرونده:طالقانی1 (3).jpg|شناسنامه سید محمود علایی طالقانی&lt;br /&gt;
پرونده:طالقانی0.jpg|آماده سازی قبر سید محمود علایی طالقانی&lt;br /&gt;
پرونده:محمود (12).jpg|قبر سید محمود علایی طالقانی در بهشت زهرای [[تهران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= خوب&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= خوب&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= ضعیف&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده= دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|طالقانی،سید محمود]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفسرین قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه جمعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت های سیاسی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاله های مهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در بهشت زهرا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوب}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168633</id>
		<title>سید محمود حسینی شاهرودی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168633"/>
		<updated>2026-07-15T15:18:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
'''«آیت‌الله سید محمود حسینی شاهرودی»''' (۱۳۰۱-۱۳۹۴ ق)، فقیه اصولی و از مراجع تقلید [[شیعه]] در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] بود. این عالم مجاهد، پس از آغاز نهضت اسلامی به رهبری [[امام خمینی]]، به جانبداری از این حرکت پرداخت. آیت‌الله شاهرودی مؤسس اولین بعثه [[حج]] در [[مکه]] و [[مدینه]] و همچنین احیاگر سنت پیاده‌روی [[اربعین حسینی|اربعین]] به [[کربلا]] است. [[سید محمد حسینی شاهرودی|آیت‌الله سید محمد شاهرودی]] فرزند ایشان است.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمود حسینی شاهرودی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:حسینی شاهرودی.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۰۱ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = شاهرود &lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۹۴ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[نجف]]، [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]]، [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید محمد حسینی شاهرودی]]، [[سید محمدجعفر مروج جزائری]]، [[شیخ محمدجواد خراسانی]]، [[محمدعلی ناصری]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = حاشیه بر [[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]، حاشیه بر [[العروة الوثقی (کتاب)|العروة الوثقی]]، ذخیرة المؤمنین، نتائج الافکار فى الاصول،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمود حسینی شاهرودى فرزند سید على، در سال ۱۳۰۱ قمری، در یکى از روستاهاى شاهرود دیده به جهان گشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى، پس از طى تحصیلات اولیه و دوره‌ى مقدمات در شهر بسطام، عازم [[حوزه علمیه]] [[مشهد]] مقدس شد و در دروس سطح و خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] اساتید و فقهاى آن زمان حاضر گردید، سپس در سال ۱۳۲۸ ق، عازم حوزه‌ علمیه‌ [[نجف]] اشرف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمود شاهرودى، از محضر درس مرحوم [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] صاحب «[[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]]» به مدت یک سال و نیم استفاده نمود. پس از فوت استاد، به مجلس درس [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] و [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى]] و [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] حاضر شد و از آنها بهره‌ى وافى برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تدریس و شاگردان ==&lt;br /&gt;
پس از فوت مرحوم [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]]، تدریس خارج آیت‌الله محمود شاهرودى شروع شد و مورد توجه فضلا و طلاب قرار گرفت. ایشان، حیات خود را همواره در تربیت فضلا و علما و رسیدگى به امور حوزه و تدریس و تألیف سپرى کرد. و حوزه‌ى بحث [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] ایشان در [[نجف]]، فضلا و علماى بسیارى را در بر داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از شاگردان ایشان عبارتند از: &lt;br /&gt;
[[سید محمد حسینی شاهرودی]]، [[سید محمدجعفر مروج جزائری]]، [[شیخ محمدجواد خراسانی|محمدجواد خراسانی]] و [[محمدعلی ناصری]].&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت‌الله شاهرودى بسیار اندک می‎ نگاشت؛ بحث‌های علمی و رسیدگی به امور مؤمنان وی را از پرداختن قلم بازمی‎ داشت، ولی اندک کتاب‌های بازمانده از آن [[فقیه]] فرزانه نیز می‎ تواند نشانه روشن توان علمی‎ اش باشد. برخی از آثار ایشان عبارت است از:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shahrudy.jpg|thumb|left|نتائج الافکار فى الاصول و کتاب الحج؛ تقریرات درس اصول آیت‌الله شاهرودی که توسط شاگردان ایشان تألیف شده است]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تقریرات [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]] آیت‌الله [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا محمدحسین نایینى]]؛&lt;br /&gt;
#تقریرات بحث‌هاى آیت‌الله [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاء‌الدین عراقى]]؛&lt;br /&gt;
#[[حاشیه]] بر کتاب شریف «[[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]» آیت‌الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر کتاب گران‌قدر «[[العروة الوثقی (کتاب)|العروة الوثقی]]»؛&lt;br /&gt;
#ذخیرة المؤمنین؛&lt;br /&gt;
#کتاب الاجارة؛&lt;br /&gt;
#کتاب الحج؛&lt;br /&gt;
#نتائج الافکار فى الاصول.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
با رحلت آیت‌الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]، [[رساله]] عملیه‌ سید محمود شاهرودى در دسترس مقلدین در کشورهاى [[عراق]] و [[ایران]] و [[لبنان]] و هند و [[پاکستان]] قرار گرفت و با درگذشت [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردى]]، [[مرجعیت|مرجعیت]] وى در اماکن یادشده، به‌خصوص ایران و عراق و خلیج، شهرت و توسعه‌ى بیشترى حاصل نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند جایگاه مرجعیت، سیل وجوه شرعی و هدایای مردمی را سمت خانه آیت‌الله شاهرودى سرازیر کرد، ولی شدت پارسایی آن مرجع پاک دل به اندازه ‎ای بود که حتی گاه از تصرف در هدایا نیز چشم می ‎پوشید و بسی دشوارتر از طبقات پایین جامعه روزگار می‎ گذرانید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[نماز جماعت]] ایشان در [[مسجد هندی|مسجد هندى]]، رونق بسیاری داشت. تأمین هزینه‌هاى درمانى طلاب در [[نجف]] و همچنین شهریه و تأمین نان طلاب حوزه‌هاى علمیه نجف و [[کربلا|کربلا]] و [[سامرا]] و [[مشهد]] مقدس به عهده وى بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین بار در تاریخ مرجعیت و حوزه، از طرف آیت‌الله شاهرودى، گروهى به‌عنوان بعثه دینیه [[حج]] در سال ۱۳۸۷ قمری (برابر با ۱۳۴۶ ش)، به امر وى و به سرپرستى آقازاده‌ى بزرگش اعزام شدند که بسیار مورد استقبال حجاج قرار گرفتند. همچنین وى، نخستین شهرک مسکونى طلاب به نام «حىّ الامام الشاهرودى» را در نجف اشرف تأسیس نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۳۴۲ شمسی، سال آشکارشدن چهره واقعی دستگاه ستم پیشه پهلوی بود. عوامل شاه در این سال [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]] را آماج یورش‌های سنگین خود قرار داده، امت را در سوگ فروبردند. آیت‌الله شاهرودى، جنایت خونبار درباریان را محکوم ساخت و با فرستادن تلگراف‌های متعدد به [[ایران]] رهنمودهای لازم را به مردم و عالمان ارائه کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله شاهرودی پس از آغاز نهضت اسلامی به رهبری [[امام خمینی]]، به جانبداری از این حرکت پرداخت و در دوران اقامت رهبر کبیر انقلاب در نجف، با ایشان روابطی صمیمانه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت‌الله سید محمود شاهرودى، سرانجام در ۱۷ ماه [[ماه شعبان|شعبان]] سال ۱۳۹۴ قمری (شهریور ۱۳۵۳ ش)، دار فانى را وداع گفت و پیکر پاکش در [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم مطهر امیرمؤمنان على]] (علیه السلام) به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، عباس عبیری، جلد ۲، صفحه ۷۵۳.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;آیت‌‌الله‌ سید محمود شاهرودی‌&amp;quot;، فرهنگنامه روحانیون معاصر، بازیابی: ۱ خرداد ۱۳۹۳.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;حسینی شاهرودی، سید محمود&amp;quot;، ویکی نور.&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= متوسط&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= متوسط&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= ضعیف&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده= دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:محمودشاهرودی (4).jpg|سید محمود حسینی شاهرودی&lt;br /&gt;
پرونده:سید علی حسینی سیستانی (5).jpg|alt=آیت الله العظمی شاهرودی و آیت الله العظمی سیستانی درنجف|نشسته از راست: سید رضا زابلی، [[سید محمود حسینی شاهرودی]] و [[سید علی حسینی سیستانی]] - ایستاده از راست: ناشناس و سید مهدی حسینی شاهرودی&lt;br /&gt;
پرونده:محمودشاهرودی (1).jpg|سید محمود حسینی شاهرودی در پیاده روی [[اربعین حسینی|اربعین]] به سوی [[کربلا]]&lt;br /&gt;
پرونده:محمودشاهرودی (2).jpg|alt=آیت الله العظمی شاهرودی و امام خمینی درنجف|سید محمود حسینی شاهرودی و [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:محمودشاهرودی (5).jpg|سید محمود حسینی شاهرودی در سرزمین وحی و در لباس احرام&lt;br /&gt;
پرونده:ح شاهرودی (6).jpg|alt=آیت الله العظمی شاهرودی و فرزندش|سید محمود حسینی شاهرودی و [[سید محمد حسینی شاهرودی]]&lt;br /&gt;
پرونده:محمودشاهرودی (3).jpg|تشییع پیکر سید محمود حسینی شاهرودی در [[نجف]]&lt;br /&gt;
پرونده:محمودشاهرودی (6).jpg|یکی از آثار سید محمود حسینی شاهرودی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|شاهرودی،سید محمود]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%D8%AE%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C&amp;diff=168627</id>
		<title>سید محمدکاظم خلخالی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%D8%AE%D9%84%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C&amp;diff=168627"/>
		<updated>2026-07-15T12:56:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدکاظم خلخالی»''' (۱۲۷۰-۱۳۳۶ ق)، از فقهای بزرگ [[شیعه|شیعه]] در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان [[آخوند خراسانی]] و [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتى]] است. وی سالها در [[ایران]] و [[عراق]] از مروّجین بزرگ مذهب تشیع بود.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدکاظم موسوی خلخالی&lt;br /&gt;
||تصویر= &lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۷۰ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =خلخال، اردبیل &lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۳۶ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[نجف]]، [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم امام علی علیه‌السلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌‏اللَّه رشتی]]، [[آخوند خراسانی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = فقه الإمامیة (قسم الخیارات)،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمدکاظم خلخالی فرزند سید زین العابدین در سال ۱۲۷۰ قمری در خلخال (اردبیل) متولد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او مقدمات علوم و سطوح [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را در شهرستان رشت و قزوین به پایان برد و سپس عازم حوزه [[نجف|نجف اشرف]] گردید. چند سالی از محضر آیت الله [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌‏اللَّه رشتی]] و [[آخوند خراسانی]] استفاده نمود و خود در جمله مجتهدین و مدرسین قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و علمی==&lt;br /&gt;
سید محمدکاظم خلخالی سالها در استان گیلان و آذربایجان از مروجین بزرگ مذهب بود، و بعد از زیارت [[خانه خدا]]، بنا به دعوت اهالی [[تبریز|تبریز]] و اصرار حاج میرزا جواد تبریزی، ساکن در این شهر گردید و چند سالی به خدمات مذهبی و ارشاد [[شیعه|شیعیان]] اشتغال داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در ابتدای [[مشروطیت|مشروطه]] و انقلاب داخلى [[ایران]] در تبریز بود و براى اصلاح امور مسلمین به [[تهران]] و شهر رى آمده و با مرحوم آیت‌‏اللَّه [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل‌اللَّه نورى]] ملاقات نمود. سپس به [[نجف]] اشرف براى مذاکره با مراجع عالیقدر شیعه بالأخص مرحوم آیت‏‌اللَّه [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید کاظم طباطبائى یزدى]] و آیت‌‏اللَّه [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] مسافرت نموده، آنگاه به تبریز مراجعت و در سال ۱۳۳۲ ق. مجددا با عائله خود از تبریز به نجف اشرف هجرت نمود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در نجف به تدریس و مباحثات علمى پرداخته و منزلش مجمع فضلاء گردید. از کثرت علاقه‌‏اش به مذاکرات علمى، در هر مجلسى که شرکت مى‏‌کرد، [[مباحثه]] علمى در میان آورده و فروعى را مطرح و به تحقیق آن مى‌‏پرداخت.&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
[[پرونده:سیدمحمدکاظم.jpg|thumb|left|200px|]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«فقه الإمامیة، قسم الخیارات» از آثار مهم علمی سید محمدکاظم خلخالی ذکر شده است. این کتاب، تقریرات درس خارج فقه [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتى]] مى‌باشد که توسط شاگردش سید محمدکاظم خلخالى به رشته تحریر درآمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدکاظم خلخالی به واسطه علاقه به [[عتبات عالیات|عتبات عالیات]] و صمیمیتی که با [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]] داشت، اواخر عمر را ساکن [[نجف]] اشرف بود و سرانجام در سال ۱۳۳۶ قمری وفات نمود و در [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|صحن مقدس علوى]] مدفون گردید. &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید محمدکاظم خلخالی&amp;quot;، سايت شعائر&lt;br /&gt;
*ویکی نور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|خلخالی،سید محمدکاظم]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168626</id>
		<title>سید محمدهادی میلانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168626"/>
		<updated>2026-07-15T12:21:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}'''«آیت‌الله سید محمدهادی میلانی»''' (۱۲۷۳-۱۳۵۴ ش)، فقیه اصولی، مفسر و از مراجع بزرگ [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[سید ابوالحسن اصفهانی]] بود. این عالم ربانی در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی نیز فعال بود و از انقلاب اسلامی [[ایران]] حمایت می‌کرد. دو کتاب «محاضرات فی الفقه الامامیه» و «قادتُنا کیف نعرفُهم» از آثار ارزشمند ایشان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدهادی حسینی میلانی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Milani.jpg|۲3۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۷۳ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[نجف]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۵۴ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مشهد]]، [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، [[میرزا محمدحسین نائینی]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی]]، [[محمدحسین غروی اصفهانی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی خامنه‌ای]]، [[حسین وحید خراسانی]]، [[علامه محمدتقی جعفری|شیخ محمدتقی جعفری]]، [[سید ابراهیم علم الهدی سبزواری|سید ابراهیم سبزواری]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = محاضرات فی الفقه الامامیه، قادتنا کیف نعرفهم، مختصر الاحکام، قواعد فقهیه و اصولیه، حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدهادی میلانی در هفتم [[ماه محرم|محرم]] سال ۱۳۱۳ قمری (۱۲۷۳ ش) در [[نجف]] در خانواده ای اهل [[علم]] و معنویت پا به عرصه هستی نهاد. اجداد او از [[سادات]] حسینی و از نوادگان [[امام سجاد علیه السلام|امام علی بن الحسین]] علیه السلام&amp;lt;ref&amp;gt; مقدمه محاضرات فی الفقه الامامیه (زکوه)، سید فاضل حسینی، ج ۱، ص ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; بودند که به جهت شرافت علمی و معنوی از بزرگان [[مدینه]] بشمار می رفتند. محله قدیمی «[[بنی هاشم]]» محل سکونت این خاندان بود و همواره بزرگانی از قبیله های عرب و دانشوران اسلامی بدآنجا رفت و آمد داشته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هجرت آنان در اواخر قرن یازدهم قمری از مدینه به آذربایجان [[ایران]] در پی دعوتی بود که از جانب [[شیعه|شیعیان]] این دیار انجام گرفت. به دنبال این دعوت، سید حسین (جد محمد هادی) و برادرش علی اکبر که هر دو از جوانان فرزانه مدینه بودند به همراه زایرین خانه خدا وارد آذربایجان شدند و در منطقه «اسکوچای» اقامت گزیدند و سید حسین همچنان در میلان&amp;lt;ref&amp;gt; میلان از روستاهای آباد بخش اسکو در نزدیک شهرستان تبریز قرار دارد.&amp;lt;/ref&amp;gt; باقی ماند و در همان جا [[ازدواج]] کرد. وی تا آخر عمر در میان دوستداران [[اهل بیت]] پیامبر صلی الله علیه و آله در منطقه آذربایجان به تبلیغ و ترویج [[احکام]] اسلام پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیای مادری محمدهادی میلانی، آیت الله شیخ محمدحسین مامقانی&amp;lt;ref&amp;gt; مامقان از توابع شهرستان تبریز در طول تاریخ خاستگاه دانشوران فرزانه ای بوده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; (متوفی به سال ۱۲۲۳ ق) از شاگردان [[شیخ مرتضی انصاری]] و شیخ مهدی آل کاشف الغطاء است که خود از فقهای بزرگ اوایل قرن چهاردهم قمری بشمار می رفت و در دوران زندگی به [[زهد]] و پارسایی شهرت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین مکتب تربیتی سید محمدهادی دامان مادری از خاندان علم و فضیلت و پدر فرزانه و عالم وی بود. اساتید علوم مقدماتی وی، بزرگانی چون آقا میرزا ابراهیم همدانی و آخوند ملا محسن تبریزی، و در دروس سطح نیز استادانی چون آقا شیخ ابراهیم سالیانی و آقا سید جعفر اردبیلی و حاج شیخ میرزا علی ایروانی و آقا شیخ غلامعلی قمی و آقا شیخ ابوالقاسم مامقانی (دائی) او بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین از محضر اساتید بزرگی چون آیت الله [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، آیت الله [[میرزا محمدحسین نائینی|محمدحسین نائینی]] و آیت الله [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاء الدین عراقی]] بهره های وافر برده و پایه های علمی خود را در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] استحکام بخشیده و در طول ۲۳ سال حضور در دروس و محافل علمی این بزرگان توانسته بود بر آراء و نظرات قوی ترین اساتید مسلط گردد. وی در علوم عقلی نیز مهارت فراوان داشت و چندین سال از عمر خود را در محضر اساتید [[فلسفه]] گذرانده و در این خصوص از شاگردان [[محمدحسین غروی اصفهانی|شیخ محمدحسین اصفهانی]] بشمار می رفت.&amp;lt;ref&amp;gt; مکتب تفکیک، ویژه‌نامه بنیاد تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره ۱، ص ۲۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله علوم دیگری که آقای میلانی در آن تبحر یافت و به استادی رسید، دانش [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و [[علوم قرآنی]] بود که از ایام تحصیل خود در [[نجف]] این دانش را نزد استاد بزرگ [[علامه محمد جواد بلاغی|شیخ محمدجواد بلاغی]] فراگرفته بود و بعدها نیز همواره با اساتید تفسیر به ویژه با مفسر بزرگ [[علامه طباطبایی]] صاحب [[تفسیر المیزان]] مناظره و [[مباحثه]] داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان هشت سال نیز در علوم [[حدیث]] با آیت الله [[شیخ علی قمی]] مباحثه و مذاکره داشت و نسخه کتاب [[وسائل الشیعه (کتاب)|وسایل الشیعه]] خود را با نسخه ای که به خط [[شیخ حر عاملی]] بود، مقابله کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt; حیات آیت الله السید میلانی، خطی، عربی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلسات درس آیت الله میلانی در حوزه بزرگ [[نجف]] و [[کربلا]] بسیار باشکوه و به امتیازاتی چون داشتن دقت عقلی و عرفی ایشان در تبیین مسائل، و تسلط به مبانی [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] شهرت داشت. وی [[تفسیر]] را در کنار فقه و اصول تدریس می کرد و محصلین علوم دینی را با [[قرآن]] آشنا می ساخت و این روش را که نشانه ای از عشق ایشان به قرآن بود همواره در زندگیش حفظ کرده بود. آیت الله میلانی شاگردان فراوانی را تربیت کرده است که بعضی نیز [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایتی از ایشان داشته اند، از جمله: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی حسینی خامنه‌ای]] (رهبر شهید انقلاب)،&lt;br /&gt;
*[[علامه محمدتقی جعفری|شیخ محمدتقی جعفری]]،&lt;br /&gt;
*آیت الله [[حسین وحید خراسانی]]،&lt;br /&gt;
*[[سید ابراهیم علم الهدی سبزواری]]،&lt;br /&gt;
*سید عباس صدر،&lt;br /&gt;
*شیخ محمدرضا مهدوی دامغانی،&lt;br /&gt;
*کاظم مدیر شانه‌چی،&lt;br /&gt;
*سید نورالدین میلانی،&lt;br /&gt;
*شیخ محمدتقی عندلیب سبزواری،&lt;br /&gt;
*سید محمدباقر حجت طباطبایی،&lt;br /&gt;
*سید ابراهیم مهاجریان طبسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه امروزه از آن ها به عنوان آثار آیت الله میلانی نام می بریم، یادداشت های پراکنده و تقریرات درس های پربار ایشان است که به همت شاگردان پرکار و فرزندان گرامیش جمع آوری شده و پس از تنظیم در عناوین و موضوعات مختلف به چاپ رسیده است، که عبارتند از:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Dalyl.jpg|thumb|left|دلیل الفقه؛ تقریر محاضرات فی الفقه الامامیه اثر آیت‌الله میلانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#محاضرات فی الفقه الامامیه: در ده جلد است که در موضوعات مختلف فقهی به بحث و بررسی عمیق پرداخته است که نمایانگر وسعت فکری ایشان در زمینه های مختلف فقهی است.&lt;br /&gt;
#قادتُنا کیف نعرفُهم: در ۹ مجلد به زندگانی [[چهارده معصوم]] علیهم السلام و فضایل آنها با استفاده از مدارک [[شیعه]] و [[اهل سنت|سنی]] پرداخته است.&lt;br /&gt;
#تفسیر [[سوره جمعه]] و [[سوره التغابن]].&lt;br /&gt;
#مختصر الاحکام.&lt;br /&gt;
#مناسک حج.&lt;br /&gt;
#[[حاشیه]] بر قسمتی از [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]].&lt;br /&gt;
#نخبة المسائل: [[رساله]] عملیه ایشان در [[احکام]] اسلامی.&lt;br /&gt;
#ده پرسش: با پاورقی های آقای سید محمدعلی میلانی، در مباحث مختلف تفسیری.&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[مکاسب (کتاب)|المکاسب]].&lt;br /&gt;
#قواعد فقهیه و اصولیه.&lt;br /&gt;
#رساله‌ای در بیعه و مسائل بانکی.&lt;br /&gt;
#کتابی استدلالی در [[مزارعه]] و [[مساقات]].&lt;br /&gt;
#کتابی استدلالی در [[اجاره]].&lt;br /&gt;
#شرح استدلالی مباحثی از کتاب الصلوة «[[شرایع الاسلام (کتاب)|شرایع الاسلام]]».&lt;br /&gt;
#رساله ای در منجزات مریض.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شخصیت جهانی آیت‌الله میلانی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول [[مرجعیت]] آیت الله میلانی به ویژه در سال های اقامتش در [[مشهد]] مقدس، شخصیت های بزرگ از کشورهای مختلف اسلامی به دیدار ایشان شتافته اند. شخصیت جهانی این [[فقیه]] بزرگ موجب گردیده بود که علماء [[شیعه]] و بزرگان [[اهل تسنن]] نیز برای گفتگو و مشاوره در مسائل مهم مذهبی رهسپار [[ایران]] شده و از نزدیک از نظرات ایشان آگاهی یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۰ ق. (۱۳۳۹ ش) از دارالتقریب بین المذاهب الاسلامی در قاهره شیخ محمدتقی از جامع الازهر با آیت الله میلانی دیدار کرد و لوحی نیز که در آن [[فتوا|فتوای]] علامه [[شیخ محمود شلتوت]] در رابطه با جواز عمل به مذهب [[تشیع]] نوشته شده بود تقدیم ایشان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt; لوح فتوای مشهور علامه شلتوت به آستانه مقدسه رضوی تسلیم گردید.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر شیخ محمد ضحّام با جمعی از اساتید [[علوم اسلامی]] جامع الازهر و شیخ خلیل حصیری قاری [[قرآن]] به همراه سفیر وقت [[مصر]] در ایران در سال ۱۳۵۰ ق. از مشهد دیدن کرده و در این سفر به دیدار آیت الله میلانی نیز نایل آمدند. در سال ۱۳۸۲ ق. شیخ علامه [[شیخ محمدجواد مغنیه]] ضمن سفر به مشهد با آیت الله میلانی نیز ملاقاتی داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه شیخ محمدجواد الشری در سال ۱۳۸۱ ق. به زیارت مرقد مطهر [[امام رضا علیه السلام|امام علی بن موسی الرضا]] علیه السلام نایل شد و در ضمن با آیت الله میلانی نیز دیدار کرد. در این ملاقات علامه الشری از وضعیت شیعیان و مسلمانان کشورهای اسلامی به ویژه شیعیان آمریکا گزارشی تقدیم آیت الله میلانی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۲ ق. کاردار سفارت روسیه (ویکتور اسیولینکوف) به نیابت از آقا ضیاء الدین خان، رئیس اداره دینیه مسلمانان آسیای میانه و [[قزاقستان]] با آیت الله میلانی ملاقات کرد و ضمن دعوت از ایشان برای دیدار از کشورهای اسلامی واقع در آسیای میانه، نظر [[شرع]] مقدس را در مورد خدمت در ادارات روسیه که مشروط بر قبول مدام کمونیسم بود خواستار شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در سال ۱۳۸۲ ق، پرفسور «برلون» [[مسیحیت|مسیحی]]، یکی از جراحان تیم پزشکی آیت اللّه میلانی بوده است. او خاطره ای از آیت اللّه میلانی نقل کرده و آن را عامل مسلمان شدن خود می داند. وی می گوید: «من پس از عمل جراحی ایشان، پیش از آن که ایشان از حالت بیهوشی بیرون بیایند، مراقب بودم که وقتی به هوش می آید چه می گوید؛ چرا که این مرحله از نظر پزشکان مرحله حساسی است و شاید بیمار بعضی از اسرار زندگی اش را بگوید. ایشان آرام حرکت کرد و در حالی که در آن لحظه نیز «[[الله|خدا]] خدا» می گفت، با پروردگارش راز و نیاز می کرد. من تحت تأثیر این صحنه شگفت، به حقانیت آیین [[اسلام]] پی بردم و بدان گرویدم». پرفسور «برلون» پس از گرویدن به دین اسلام [[وصیت]] کرد که در شهر مقدس [[مشهد]] دفنش کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیت‌الله میلانی و انقلاب اسلامی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میلانی از جمله رادمردان خط مقدم مبارزه در انقلاب اسلامی [[ایران]] بود که در شکل گیری این نهضت بزرگ نقش بسیار مؤثر و اساسی داشت. وی که در آن سال ها از [[مرجعیت|مراجع]] بزرگ [[شیعه|تشیع]] بود، با پیام ها، نامه ها و اعلامیه هایی که خطاب به دولت وقت و ملت ایران صادر می کرد، در هدایت و حرکت های مردمی علیه رژیم شاه نقش عمده ای به عهده داشت در این مختصر به نقش ایشان در شکل گیری انقلاب اسلامی اشاره می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در برابر لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی به شدت مقابله کرد، در این خصوص در قسمتی از نامه ایشان آمده است: ...وظیفه خود می دانم با استمداد حضرت [[بقیة الله]] ارواحنا فداه برای سومین بار صریحاً اعلام بدارم تصویب نامه دولت شما در مورد انجمن های ایالتی و ولایتی با عدم رعایت شرط [[اسلام]] در انتخاب شوندگان، و تبدیل قسم [[قرآن|قرآن مجید]]، به [[قسم خوردن|قسم]] به کتاب آسمانی، ملت مسلمان ایران و خاصه علمای اعلام را بی نهایت خشمگین ساخته است... تذکر می دهم، به حکم موزاین شرعی و احترام به افکار و معتقدات ملت مسلمان ایران لازم است هر چه زودتر تصویب نامه مزبور را لغو و برای اطلاع عموم اعلام نماید.&amp;lt;ref&amp;gt; اسناد انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در قسمتی از نامه دیگر ایشان که در نوزده سال ۴۱ شمسی انتشار یافته می خوانیم: «هم اکنون جمعی از علما و رجال متدین و استادان و دانشجویان دانشگاه های مملکت در زندان بسر می برند. از هر طرف ابتلا و فقر و گرسنگی ملت ما را تهدید می کند. بیکاری و [[فساد]] و تجاوز عمال حکومت به حقوق انسانی افراد، نقطه ای را خالی نگذاشته. تنها چیزی که مورد توجه نیست حقوق ملت و مصالح آنهاست! معلوم نیست تا کی مهلت پیدا کنند و عاقبت کار به کجا برسد»!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از هجوم وحشیانه مزدوران یهودی به [[مدرسه فیضیه]]، آیت الله میلانی در پیامی پرده از چهره کریه حاکمان وقت ایران برداشت. او در ضمن پیام خود چنین نوشت: «...ما از حمله و یورش چنگیزانه، به ساحت [[حوزه علمیه قم]] گذشتیم! از حبس و زجر رجال دینی و ملی گذشتیم! از حمله به دانشگاه و مراکز علمی ملت و سلب هر نوع آزادی فردی و اجتماعی چشم پوشیدیم! از دزدی و فساد و تباهی و تجاوز به مردمان صالح و تقویت دزدان و خیانتکاران گذشتیم! از برادرکشی هایی که در نقاط مملکت ترتیب داده اند، صرفنظر کردیم! این ننگ را کجا ببریم که مملکت اسلامی ما را دارند پایگاه [[اسرائیل]] و صهیونیست می کنند، و نیز افرادی را که با آن ها هم دست اند، در رأس کارها قرار می دهند...».&amp;lt;ref&amp;gt; اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میلانی در سفری به [[تهران]]، ماهیت نهضت علماء و مردم را چنین بیان می کند: «...من در این مسافرت به جد خود حضرت [[سیدالشهداء]] علیه السلام تأسی کرده از جوار امن [[ثامن الحجج]] علیه السلام به تهران آمدم تا به دنیا اعلام کنم این قیام و نهضت به هیچ وجه صورت ارتجاعی ندارد، بلکه نهضتی است که ملتی مسلمان برای مقابله حکومت های جابرانه، با پیشوایی مقامات عالیه روحانی تعقیب می کند. هدف ملت مسلمان ایران این است که بیش از این به مصالح دنیایی و دینی آنان تجاوز نشود. باید حکومت مردم را به مردم سپرد و حق مردم را باید به خودشان واگذار کرد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارادت آیت الله میلانی به [[امام خمینی]] بر کسی پوشیده نبود، چنانچه در نامه اش خطاب به امام خمینی در دوران تبعید امام در [[ترکیه]] می گوید: «خوشا به سعادت آن سرزمین که حضرت عالی در آن تشریف دارید». اما در کنار این، آن چه بیشتر جالب توجه است، اخلاص و ارادت ایشان با انگیزه و جهت دار بوده و به جهت مصالح مسلمین از ایشان همواره پشتیبانی کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شهید آیت الله سعیدی|شهید آیت الله سعیدی]] در این خصوص می گوید: «روزی آیت الله میلانی هنگامی که نزدشان نام امام خمینی برده شد فرمودند: سلام الله علیه... پس عده ای به آیت الله اعتراض کردند. ایشان فرمودند: ساکت باشید! این جا مسئله [[تقلید]] در بین نیست که گفته شود فلانی اعلم است یا من؟ این جا بحث رهبری است و چنین نیست که هر مجتهدی لیاقت رهبری داشته باشد، لیاقت رهبری را تنها [[فقیه]] سیاستمداری داراست که عالم به زمان خویش باشد و در راه خدا از ملامت ملامتگران هراس نداشته باشد و اکنون این مشخصات در کسی جز آیت الله خمینی نیست».&amp;lt;ref&amp;gt; آیت الله میلانی، مرجع بیدار، سعید عباس زاده، ص ۱۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''خدمات اجتماعی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میلانی با همه اشتغالات خود در مسند [[مرجعیت]] و زعامت حوزه، هیچ گاه از مشکلات مردم غافل نشد؛ در اینجا به بعضی از تلاش های ایشان اشاره مختصری می شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*او پس از زلزله سال ۱۳۴۷ ش. در جنوب [[خراسان]] (منطقه کاخک) مردم را برای بازسازی و کمک به آوارگان بسیج کرد و بارها طلاب را جهت کمک به مردم به این شهر اعزام داشت. می گویند برای مردم بی خانمان خانه ها ساخت و حتی سند به آن ها نوشت.&lt;br /&gt;
*در بازسازی [[مسجد]] هامبورگ آلمان نقش بسیار مؤثری را ایفا کرد و در اعزام آیت الله [[شهید بهشتی]] به آن جا تلاش زیادی کرد. ایشان علاوه بر کمک به مسجد [[امام علی]] علیه السلام هامبورگ به مسلمانان و اندیشمندان اروپا کمک می کرد تا در نشر [[اسلام]] جدی باشند.&lt;br /&gt;
*بازسازی مدارس علمی [[مشهد]] و مدرسه حقانی [[قم]] و کمک به ایجاد چندین مدرسه دینی در شهرستان ها و دهها کار خیر برای مسلمانان [[ایران]] و سایر کشورهای اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدهادی میلانی، سرانجام در جمعه هفدهم مرداد سال ۱۳۵۴ شمسی، در [[مشهد]] چشم از جهان فانی فروبست و به خانه بقاء شتافت. پیکر مطهرش پس از [[تشییع جنازه|تشییع]] باشکوه، در جوار مرقد مطهر [[امام رضا علیه السلام|امام علی بن موسی الرضا]] علیه السلام به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، سعید عباس‌زاده، جلد ۲، صفحه ۷۷۲.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;مرجع بیدار (درگذشت آیت‌اللّه سید محمدهادی میلانی)&amp;quot;، الهام صابری، مجله گلبرگ، مرداد ۱۳۸۳، شماره ۵۳.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= متوسط&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= خوب&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده= دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:میلانی (5).jpg|alt=آیت الله العظمی میلانی در نوجوانی|از راست: سید کاظم حسینی میلانی و [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:میلانی (3).jpg|سید محمدهادی حسینی میلانی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (66).jpg|از راست: رضا سراج، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]، سید حسن طباطبایی قمی، [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی]]، ناشناس و سید محمود قمی&lt;br /&gt;
پرونده:شریعتی (4).jpg|از راست: رشید بیضون، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]، [[محمدتقی شریعتی]] و [[محمد واعظ زاده خراسانى|محمد واعظ زاده خراسانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:خادمی (8).jpg|alt=آیت الله میلانی و علامه طباطبایی|از راست: [[سید حسین خادمی|سید حسین موسوی خادمی]]، [[علامه طباطبايى|سید محمدحسین طباطبایی]]، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]، سید حسن تهامی و سید حسن (موسوی) بحرالعلوم رشتی&lt;br /&gt;
پرونده:عزالدین (14).jpg|از راست: ناشناسان، جواد تهرانی، ناشناس، [[آیت الله سید عبدالله شیرازی|سید عبدالله موسوی شیرازی]]، [[عزالدین حسینی زنجانی|سید محمد عزالدین حسینی موسوی زنجانی]]، [[حسن‌علی مروارید|حسن علی مروارید]] و [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:فقیه (12).jpg|از راست: [[سید حسین فقیه سبزواری|سید حسین حسینی فقیه سبزواری]]، [[شیخ علی اکبر نهاوندی|علی‌اکبر نهاوندی]]، ناشناس، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]] و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:صفایی (1).jpg|از راست: گنجعلی اوغلی، [[سید مصطفی صفایی خوانساری|سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری]] و [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:انگجي.jpg|از راست: [[شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی|شهید سید محمدعلی طباطبایی قاضی]]، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]، [[سید مهدی حسینی انگجی]] و سید محمدعلی حسینی میلانی&lt;br /&gt;
پرونده:میلانی (2).jpg|از راست: [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|محمدمحسن منزوی تهرانی (آقا بزرگ تهرانی)]]، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]] و حبيب الله جرفادقاني (گلپايگاني)&lt;br /&gt;
پرونده:میلانی (1).jpg|سید محمدهادی حسینی میلانی در بستر بیماری&lt;br /&gt;
پرونده:میلانی (4).jpg|تشییع پیکر سید محمدهادی حسینی میلانی در [[حرم امام رضا علیه السلام]] - [[مشهد]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|میلانی،سید محمدهادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%DA%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=168625</id>
		<title>سید محمدمهدی درچه ای</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%DA%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C&amp;diff=168625"/>
		<updated>2026-07-15T11:18:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدمهدی دُرچه‌ای»''' (۱۲۷۸-۱۳۶۴ ق) -برادر کوچکتر [[آقا سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌ای]]-، قیه اصولی و از مراجع تقلید [[شیعه]] در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان [[میرزا ابوالمعالی کلباسی|میرزا ابوالمعالی کرباسی]] بود. او شهره به [[علم]]، [[تقوا]]، [[امانت‌داری|امانت]] و [[صداقت]] در زمان خود بود و بعد از فوت برادرش علامه درچه‌ای، [[امام جماعت|امامت جماعت]] و تدریس در [[مسجد]] نو [[اصفهان]] به وی واگذار شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مدرس، تاریخ و سیاست، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سید عبدالحسین طیب]] و [[شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی|عطاءالله اشرفی اصفهانی]] از شاگردان او هستند. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدمهدی موسوی درچه‌ای&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:مهدی درچه ای.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۷۸ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = دُرچه، [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۶۴ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = اصفهان، [[تخت فولاد]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[میرزا ابوالمعالی کلباسی|میرزا ابوالمعالی کرباسی]]، [[آخوند کاشانی|آخوند ملا محمد کاشی]]، [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانی]]، [[محمدحسن مامقانی|شیخ محمدحسن مامقانی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید مرتضی پسندیده]]، [[شیخ عباسعلی ادیب|شیخ عباسعلی ادیب]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، [[شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی|عطاءالله اشرفی اصفهانی]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = یک دوره [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، کتاب الطهارة، کتاب الصلوة، رساله‌ای درباره رضاع،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدی درچه‌ای فرزند سید مرتضی، متولد سال ۱۲۷۸ هـ.ق در قریه دُرچه [[اصفهان]] بود. وی تحصیلات خود را نزد پدر فرزانه‌اش تا ده سالگی فراگرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدی پس از فوت پدر، به اتفاق برادرش سید محمدصادق، به اصفهان هجرت کرد و در [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] اصفهان، در نهایت تنگدستی و کمال [[قناعت]]، با جدیت به تحصیل اشتغال ورزید. پس از آن در سال ۱۳۱۰ هـ.ق به [[نجف]] مهاجرت کرد و مدت ۷ سال به تحصیلات علوم دینی ادامه داد.&amp;lt;ref&amp;gt;از مکتوبات حجت الاسلام سید تقی درچه‌ای.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله استادان وی در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[حکمت]]، عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*میرزا بدیع موسوی (م، ۱۳۱۸ هـ.ق)&lt;br /&gt;
*شیخ محمدحسن نجفی (م، ۱۳۱۷ هـ.ق)&lt;br /&gt;
*[[میرزا ابوالمعالی کلباسی|میرزا ابوالمعالی کرباسی]] (م، ۱۳۱۵ هـ.ق)&lt;br /&gt;
*[[محمدباقر آقا نجفی اصفهانی]] (م، ۱۳۰۱ هـ.ق) فرزند [[شیخ محمدتقی اصفهانی]]&lt;br /&gt;
*[[آخوند کاشانی|آخوند ملا محمد کاشی]] (۱۲۴۳-۱۳۳۳ ق)، استادش در علوم عقلی&lt;br /&gt;
*[[آخوند خراسانی|آخوند ملا محمدکاظم خراسانی]] (۱۲۵۵ـ۱۳۲۹ ق)&lt;br /&gt;
*[[شیخ محمدهادی تهرانی]] (۱۳۲۱-۱۲۵۳ ق)&lt;br /&gt;
*[[محمدحسن مامقانی|شیخ محمدحسن مامقانی]]، (۱۳۲۳-۱۲۲۷ ق).&amp;lt;ref&amp;gt; همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدمهدی درچه‌ای در سال ۱۳۱۷ هـ.ق، از [[نجف]] به [[اصفهان]] بازگشت. حوزه درسی ایشان مانند گذشته از درس های پرجمعیت بود و یک دوره [[قوانین الاصول (کتاب)|قوانین]] برای جمعیت انبوهی از فضلا تدریس می نمود. سپس [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]، [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]، [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]] و درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] در دوره‌هایی تدریس کرده و شاگردان زیادی پرورش دادند. مجلس درس او در [[مسجد]] نو بازار (اصفهان) قرار داشت و سپس به مدرسه نیم‌آورد ‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از شاگردان آیت الله درچه‌ای عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید مرتضی پسندیده]] (برادر [[امام خمینی]]).&lt;br /&gt;
*علامه سید مرتضی موحد ابطحی.&lt;br /&gt;
*آیت الله [[شیخ عباسعلی ادیب|شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی]].&lt;br /&gt;
*آیت الله شیخ عبدالجواد جبل عاملی سده‌ای.&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید عبدالحسین طیب]].&lt;br /&gt;
*آیت الله [[شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی]].&lt;br /&gt;
*شیخ علی مشکوة خوزانی (سده‌ای).&lt;br /&gt;
*آیت الله شیخ محمدرضا جرقویه‌ای.&lt;br /&gt;
*آیت الله سید یوسف خراسانی.&lt;br /&gt;
*آیت الله میرزا رضا کلباسی.&lt;br /&gt;
*آیت الله سید علی نجف آبادی.&lt;br /&gt;
*آیت الله سید محمد نجف آبادی.&amp;lt;ref&amp;gt; مصاحبه با حجت الاسلام حاج سید تقی درچه‌ای.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آیت الله سید محمدمهدی درچه‌ای آثار ذیل به جای مانده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#یک دوره [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] از اول مباحث الفاظ تا آخر [[تعادل و تراجیح]].&lt;br /&gt;
#کتاب الطهارة.&lt;br /&gt;
#کتاب الصلوة.&lt;br /&gt;
#رساله‌ای درباره [[صوم]] به صورت مختصر.&lt;br /&gt;
#رساله‌ای درباره [[رضاع]].&lt;br /&gt;
#حواشی بر [[رساله]] عملیه مرحوم آیت الله [[محمدابراهیم کرباسی]]، که قبلاً محشّی به [[حاشیه]] برادرش آیت الله [[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌ای]] شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt; همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدمهدی درچه‌ای پس از سال ها مجاهدت در راه احیای [[دین]] و پرورش شاگردان، در سال ۱۳۶۴ هـ.ق دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر ایشان پس از اقامه [[نماز میت|نماز]] توسط آیت الله [[حاج آقا رحیم ارباب]] در [[مسجد جامع اصفهان]]، به سوی [[تخت فولاد]]، [[تشییع جنازه|تشییع]] گردید و در [[تکیه]] کازرونی به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref&amp;gt; همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://isfahan.ir/ShowPage.aspx?Page_=dorsaetoolsfame&amp;amp;lang=1&amp;amp;sub=48&amp;amp;PageID=701&amp;amp;PageIDF=0&amp;amp;tempname=ISFInternal درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان]، بازیابی: ۲۶ بهمن ۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
*[http://www.andisheqom.com/Files/olamabio.php?level=4&amp;amp;scid=31076 اندیشه قم]، بازیابی: ۲۶ بهمن ۱۳۹۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحدباقر (4).jpg|مزار سید محمدمهدی موسوی درچه ای  در تکیه کازرونی [[تخت فولاد]] &lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحدباقر (1).jpg|آرامگاه سید محمدمهدی موسوی درچه ای در تخت فولاد [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|درچه ای،سید محمدمهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده: فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در تخت فولاد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168624</id>
		<title>سید محمدمهدی خوانساری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168624"/>
		<updated>2026-07-15T10:48:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«سید محمدمهدی موسوی خوانساری»''' معروف به صاحب «رساله ابوبصیر» (۱۲۴۶-۱۱۸۲ ق)، فقیه اصولی و محدث رجالی [[شیعه]] در قرن سیزدهم هجری و از شاگردان [[میرزای قمی|میرزای قمی]] است. سید خوانساری در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[حدیث|حدیث]] و [[علم رجال|رجال]] و [[ادبیات عرب|ادبیات عرب]] و [[ریاضی|ریاضی]] اطلاعات وسیعی داشت و دارای تألیفاتی در این علوم بود. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = '''سید محمدمهدی موسوی خوانساری'''&lt;br /&gt;
||تصویر= &lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۱۸۲ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = خوانسار، [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۲۴۶ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[کربلا]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[میرزای قمی|میرزای قمی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = عدیمة النظیر فی احوال ابی‌بصیر، شرح [[مبادی الوصول الی علم الاصول (کتاب)|مبادی الاصول]]، شرح [[تبصرة المتعلمین فی احکام الدین (کتاب)|تبصرة المتعلمین]]، شرح [[شرح لمعه|الروضة البهیة]]، شرح الفیه،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
سید محمدمهدی موسوی خوانساری فرزند عالم بزرگوار سید حسن (فرزند [[سید حسین خوانساری]])، متولد سال ۱۱۸۲ قمری در خوانسار بود. او از حضور والد و اعمام و بنی اعمام خویش مقدمات علوم و سطوح [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را به پایان برد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر مراتب علمی سید محمدمهدی از محضر [[میرزای قمی|میرزای قمی]] نصیب او شد و جناب میرزای قمی -که شوهر عمه پدرش سید حسن بوده- به شاگردش سید محمدمهدی علاقه بسیاری داشته و همه ساله از او در خوانسار بازدید می فرمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
سید محمدمهدی خوانساری در [[علم رجال]] و تمیز مشترکات رجال خبر مهارتی خاص داشت و در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[حدیث|حدیث]] و [[ادبیات عرب|ادبیات عرب]] و علوم [[ریاضی|ریاضی]] اطلاعات وسیعی داشت و به مراتب استادی نایل آمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اثر مشهور آیت الله خوانساری رساله ای درباره «[[ابو بصیر|ابوبصیر]]» از راویان [[اهل البیت|اهل بیت]] (علیهم السلام) با عنوان «عدیمة النظیر فی احوال ابی‌بصیر» و معروف به «رساله ابوبصیر» می باشد که در این اثر مهم و معروف، تحقیقات رجالی او به ثبوت رسیده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین بر «[[مبادی الوصول الی علم الاصول (کتاب)|مبادی الاصول]]» و «[[تبصرة المتعلمین فی احکام الدین (کتاب)|تبصرة المتعلمین]]» [[علامه حلی]]، «[[شرح لمعه|الروضة البهیة]]» [[شهید ثانی]] و «الفیه» [[جلال الدین سیوطی|سیوطی]]، شرحها و [[حاشیه|حواشی]] مبسوطی نوشته که هر کدام شامل چند مجلد است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدمهدی خوانساری، سرانجام در سال ۱۲۴۶ قمری دار فانی را وداع گفت و در مقبره [[سید محمد مجاهد]] در [[کربلا]] به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید محمدمهدی خوانساری&amp;quot;، سایت شعائر.&lt;br /&gt;
*ویکی شیعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:رجالیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87_%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168623</id>
		<title>سید محمدمهدی حسینی لاله زاری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87_%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=168623"/>
		<updated>2026-07-15T09:54:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌اللَّه سید محمدمهدی حسینی تهرانی لاله‌زاری»''' (۱۳۲۴-۱۴۰۲ ق) -فرزند آیت‌الله [[سید محمدصادق حسینی تهرانی|سید محمدصادق حسینى تهرانى]]-، فقیه و اصولى [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] بود. وی دارای بیانی جذاب و نافذ بود و در احداث و بنای [[مسجد|مساجد]] و مدارس علمى همتى عالى داشت. آیت‌الله [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|سید محمدحسین حسینی تهرانی]] برادر کوچکتر اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدمهدی حسینى طهرانى&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:مهدی لاله زاری.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۲۴ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[تهران]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۴۰۲ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = شهر ری، مسجد خاتم‌ النبیین&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی]]، [[شیخ محمدکاظم شیرازی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = تقریرات اصول آقا ضیاءالدین عراقی، تقریرات اصول آیت الله نائینی، تقریرات فقه سید ابوالحسن اصفهانی،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
سید محمدمهدی حسینی میرحجازی لاله زاری، در سال ۱۳۲۴ قمرى در [[تهران]] متولد شد. او دروس سطح را در خدمت شیخ مهدى نورى و [[میرزا محمدطاهر تنکابنی|میرزا طاهر تنکابنى]] فراگرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس در عصر [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقى شیرازى]] به [[نجف]] رفت و پس از مدتى به [[ایران]] بازگشت. در ۱۳۴۲ ق. براى بار دوم به نجف رفت و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را از محضر آیت ‌اللَّه [[میرزا ابوالحسن مشکینی|میرزا ابوالحسن مشکینى]] فراگرفت و مدت دوازده سال نیز از درس و بحث آیت ‌اللَّه [[آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]] و آیت ‌اللَّه [[آقا ضیاءالدین عراقی]] و آیت ‌اللَّه [[شیخ محمدکاظم شیرازی]] استفاده نمود. وی در ۱۳۶۰ ق. به تهران آمد و در شهر رى ساکن گردید و به انجام وظایف دینى پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار و تألیفات ==&lt;br /&gt;
از جمله آثار علمى ایشان، تقریرات دروس چند تن از استادانش است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*«تقریرات» [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] آیت ‌اللَّه [[میرزا ابوالحسن مشکینی|میرزا ابوالحسن مشکینى]]؛&lt;br /&gt;
*«تقریرات» اصول آیت ‌اللَّه [[آقا ضیاءالدین عراقی]]؛&lt;br /&gt;
*«تقریرات» آیت ‌اللَّه [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا محمدحسین نایینى]]، مباحث الفاظ؛&lt;br /&gt;
*«تقریرات» فقه آیت ‌اللَّه [[آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانى]]؛&lt;br /&gt;
*«[[رساله]] عملیه».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
آیت‌ اللَّه سید محمدمهدی لاله زارى آثار ماندگاری از خود به جا گذارد و مراکز علمی و [[مسجد|مساجد]] بسیاری در [[تهران]] و شهر ری بنا و یا تعمیر نمود؛ از جمله: مدرسه‌ى لاله زارى در شهر رى؛ [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] در شهر رى؛ مسجد خاتم النبیین صلی الله علیه و آله در شهر رى؛ مسجد لاله زارى در خیابان لاله زار؛ مسجد بى‌بى در سپهسالار؛ مسجد سلمان در خیابان هفده شهریور؛ مسجد قائم، مسجد حاج محمدحسن قنبرى، مسجد ابوذر در تهران. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‏اللَّه لاله ‏زارى در شهر ری در منزل شخصی خود درس خارج فقه تدریس می نمود و در مسجد خاتم النبیین به سخنرانی می پرداخت و بیاناتش جذّاب و شیرین، و مواعظش بسیار مؤثر و نافذ بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلسات بسیاری هم در تهران به نام اتفاقیون و ولیّ عصر (عج) داشت که در روزها و شب های جمعه و ایام سوگواری برگزار می شد و با بیانات مفید و مؤثرش بسیاری از جوانان را تربیت کرد و به مقامات والای [[ایمان]] و [[تقوا]] رسانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‏اللَّه لاله ‏زارى پیش از انقلاب، به امور سیاسی نیز توجه داشت و اعلامیه ای درباره پیروی از مراجع تقلید و [[امام خمینی]] در مبارزه نوشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدمهدی حسینی لاله زاری، سرانجام در ماه [[ماه جمادی الثانی|جمادی الثانی]] سال ۱۴۰۲ قمری (۱۳۶۱ ش) دار فانی را وداع گفت و در شهر ری در مسجد خاتم‌النبیین که خود ایشان ساخته بود، به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.&lt;br /&gt;
*[[اثرآفرینان]]، [[انجمن مفاخر فرهنگی]]، ج۵، ص۹۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحمدمهدی (1).jpg|سید محمدمهدی حسینى طهرانى&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحمدمهدی (3).jpg|آرامگاه سید محمدمهدی حسینى طهرانى در شهرری&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحمدمهدی (2).jpg|قبر سید محمدمهدی حسینى طهرانى در مسجد خاتم الانبیاء شهرری&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|طهرانی،سیدمحمدمهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168622</id>
		<title>سید محمدمهدی حسینی اصفهانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168622"/>
		<updated>2026-07-15T07:47:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«سید محمدمهدی حسینی اصفهانی»''' (۱۲۱۸-۱۱۵۲ ق)، [[فقیه]] اصولی، فیلسوف، متکلم، عارف و حکیم بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان [[وحید بهبهانی]] و [[آقا محمد بیدآبادی|آقا محمد بیدآبادی]] بود. آن عالم ربانی، ریاست امور شرعی و حقوقی [[خراسان]] را بر دوش گرفت و کوشید از موضع حکیم و فقیهی بلند پایه، برای اصلاح امور دینی و رفاه و امنیت مردم گام‌های مؤثری بردارد. او علاوه بر نشر [[فرهنگ]] و معارف دینی و [[تهذیب نفس]]، از حوادث سیاسی و اجتماعی غافل نبود و در برابر اشرار و زورگویان مقاومت نمود و سرانجام در همین راه به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.  &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدمهدی حسینی اصفهانی خراسانی&lt;br /&gt;
||تصویر= &lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۱۵۲ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۲۱۸ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مشهد]]، [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[ملا اسماعیل خواجویی|ملا اسماعیل خواجویی]]، [[آقا محمد بیدآبادی|آقا محمد بیدآبادی]]، [[وحید بهبهانی]]، [[شیخ یوسف بحرانی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید دلدار علی نقوی]]، [[سید محمد مهدی بحرالعلوم|سید محمدمهدی طباطبایی]]، [[میرزا زین العابدین خوانساری]]، [[ملا احمد نراقی]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = نبراس الهدایة فی شرح الکفایه، شرح [[الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة (کتاب)|الدروس الشرعیه]]، احکام و آداب حج، رسالة فی صلاة اللیل،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید محمدمهدی حسینی اصفهانی فرزند سید هدایت حسینی -که خود از معاریف و پارسایان به شمار می رفت- در سال ۱۱۵۲ قمری در [[اصفهان]] به دنیا آمد. محمدمهدی در پرتو هدایت ها و پرورش های پدری متقی و مجتهد وارسته، ایام کودکی را پشت سر نهاد و در مقدمات و برخی دانش های متداول ادبی و فکری و اعتقادی محضرش را غنیمت شمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس شجره نامه خاندان ایشان موجود در [[آستان قدس رضوی]]، وی از [[سادات]] حسینی است و نسبش به اسماعیل فرزند [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]]، علیه السلام، می رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
دوران نوجوانی و جوانی محمدمهدی مقارن با روی کار آمدن کریم خان زند (۱۱۶۴ ـ ۱۱۹۳ قمری) بود. اگر چه وی توجه آن چنانی نسبت به علما و طلاب نداشت، ولی چون با تلاش هایش آرامش نسبی و امنیتی در [[اصفهان]] به وجود آمد، باقی مانده ی دانشمندان قادر بودند به کارهای علمی و تدریس و تربیت شاگردان بپردازند.&amp;lt;ref&amp;gt;مطلع الشمس، اعتماد السلطنه، ج ۲، ص ۳۹۴؛ مکارم الآثار، ج ۳، ص ۶۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معروف ترین حکیم این زمان، [[ملا اسماعیل خواجویی|ملا اسماعیل خواجویی]] (متوفای ۱۱ [[ماه شعبان|شعبان]] ۱۱۷۳ قمری) است که موفق گردید حوزه ی [[حکمت]] اصفهان را احیا کند و [[فلسفه]] [[ملاصدرا]] را جزء متون درسی قرار دهد. او در [[حکمت]] و [[عرفان]]، در [[فقه]]، [[علم رجال|رجال]]، [[حدیث]]، [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و [[ادبیات عرب|ادبیات]] تبحر فوق العاده ای داشت، اما آن چه برای محمدمهدی جاذبه داشت و در تحولات روحی و رفتاری او تاثیر گذارد، وارستگی وی و آراسته بودنش به فضایل [[اخلاق|اخلاقی]] بود. به همین دلیل در اولین وهله محضرش را غنیمت شمرد. محمدمهدی [[حکمت متعالیه]] و برخی منابع [[فلسفه]] اسلامی را نزدش آموخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در این محفل پربار، به توانمندی های حکیم عارف [[آقا محمد بیدآبادی|آقا محمد بیدآبادی]] در عرصه ی عرفان و [[معرفت]] پی برد و بعدها که او در تدریس این معارف جانشین استادش گردید، تصمیم گرفت از درس این مدرس زاهد و وارسته نیز استفاده کند. در مکتب آقا محمد بیدآبادی، سید محمدمهدی موفق گردید [[حکمت اشراق|حکمت اشراق]] را به خوبی بیاموزد و در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[حدیث]] نیز دانسته های خود را تقویت کند. او در حلقه ی درس بیدآبادی که در مدرسه حکیم اصفهان دایر می گردید، علاوه بر فراگیری دروس رسمی معقول و منقول، آموخت که چگونه علم را با عمل بیامیزد و به خصالی چون [[تقوا]] و فروتنی و [[قناعت]] و ساده زیستی، یاری به مردم و [[انصاف]] و [[حسن خلق|خوش خویی]] متصف گردد. آن چنان آراستگی بیدآبادی به حکمت نظری و عملی درخشندگی داشت که وقتی آقا محمدمهدی می خواست از مقام و منزلت علمی و تقوایی دیگر دانشمندان و استادانش سخن گوید، علم و عمل مرحوم بیدآبادی، برایش محک و میزانی استوار به شمار می رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;آشنای حق، علی صدرایی خویی، ص ۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''در جوار بارگاه رضوی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی محمدمهدی در فلسفه و کلام و عرفان و [[منطق]] و مباحث [[تفسیر قرآن|تفسیری]]، به توانایی های ارزشمندی دست یافته بود، مصمم گردید حدود سال ۱۱۷۵ قمری اصفهان را به قصد اقامت در سرزمین [[خراسان]] ترک گوید. از آن جا که این دانشور در جوار بارگاه حضرت [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه السلام، اقامت گزیده، به «محمدمهدی حسینی رضوی» و «میرزا مهدی حسینی خراسانی» نیز معروف گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن زمان شیخ مولا محمدحسین معروف به شیخ حسین مشهدی خراسانی، به لحاظ جامعیت در علوم، شهرت فوق العاده ای به دست آورده بود. همان رادمردی که منابع رجالی او را به عنوان مجتهد، حکیم، متکلم، مهندس، ستاره شناس، [[ریاضی]] دان، محققی برجسته معرفی کرده اند. محمدمهدی وقتی در کاوش های چند روزه خود، شیخ حسین مشهدی را مجهز به دانش و [[تقوا]] دید، چند مدتی در فقه و اصول و علوم ریاضی از آن علامه ی ذوفنون بهره برد. همچنین محمدمهدی با دختر آن دانشور [[ازدواج]] نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عزیمت به سوی عتبات عراق:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدی در اصفهان و [[مشهد]] بیشتر در فراگیری در علوم عقلی کوشیده بود و با وجود این که در این عرصه به عنوان شخصیتی پرآوازه در میان بسیاری از مردم خراسان، خصوصا طلاب، شهرت یافته بود، این نیاز را در وجود خویش احساس کرد که باید در مباحث نقلی و بویژه [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] اهتمام افزونتر ی بکند. با چنین تصوری، راهی [[عتبات عالیات]] گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استادان ایشان در [[نجف]] و [[کربلا]] عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آقا محمدباقر بهبهانی معروف به [[وحید بهبهانی]] (متولد ۱۱۱۸ قمری)؛ این [[فقیه]] اصولی وقتی مشاهده کرد اساس [[اجتهاد]] در کربلا و نجف دچار تزلزل گردیده است، برای مقابله با این سطحی نگری و تحجر، به عراق رفت و در شهر کربلای معلی به مقابله با مروجان [[اخباریان|اخباری]] گری پرداخت و در همان جا حوزه ی درسی خود را بر پا ساخت. تحولی که او در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] پدید آورد، توسط شاگردان ممتازش پی گرفته شد. در میان آنان، برخی گوی سبقت را از دیگران ربودند، از جمله: [[سید محمد مهدی بحرالعلوم|سید محمدمهدی بحرالعلوم]]؛ [[ملا محمد مهدی نراقی|ملا محمدمهدی نراقی]] و '''میرزا محمدمهدی اصفهانی'''. میرزا محمدمهدی از استادش وحید بهبهانی، در نقل حدیث [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] گرفت.&lt;br /&gt;
*محمدمهدی فتونی لبنانی؛ [[محدث|محدثی]] ماهر و عالمی جامع و کامل بود. در شهر نجف مجلس درس و بحث تشکیل داد. محمدمهدی به همراه دوستان فاضل خویش، یعنی سید بحرالعلوم و [[میرزای قمی]] و ملا محمدمهدی نراقی، محضر این بزرگ مرد علم و تقوا را درک کردند.&lt;br /&gt;
*[[شیخ یوسف بحرانی]]؛ صاحب کتاب گران سنگ [[الحدائق الناضره (کتاب)|الحدائق الناضره فی احکام العترة الطاهرة]] است. میرزا محمدمهدی ضمن بهره بردن از توانایی های مرحوم بحرانی در دانش های نقلی، شیفته ی [[اخلاق]] و تقوا و ساده زیستی او گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
میرزا محمدمهدی اصفهانی با کوله باری از دانش و [[حکمت]] و [[معرفت]] و پارسایی، از [[عتبات عالیات|عتبات]] عراق به [[مشهد]] مقدس بازگشت و در آن جا حوزه ی درسی تشکیل داد. با توجه به این که در معارف [[اسلام|اسلامی]] تبحر داشت، کثیری از تشنگان معرفت و حکمت به محضرش رسیدند. به گواهی پرورش یافتگان مکتبش و شرح حال نویسان، او قادر بود [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[علم رجال|رجال]]، [[حدیث]]، [[فلسفه]]، [[عرفان]]، [[علم کلام|کلام]]، [[منطق]]، [[ریاضی]] و ستاره شناسی را در عالی ترین سطح و به بیانی شیوا برای فراگیران تدریس کند. به برکت وجودش، علوم عقلی و نقلی در قلمرو خراسان و حتی در برخی نقاط دیگر [[ایران]] رونقی بسزا گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعه، چ ۱۰، ص ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از شاگردان که از محضر او بهره برده اند، عبارت اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ملا حمزه قائنی: عالم گمنامی که در فقه و اصول محضر میرزای اصفهانی را درک کرد و از او [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت دریافت کرده است.&lt;br /&gt;
*[[سید دلدار علی نقوی]]: در سال ۱۱۹۴ قمری به قصد زیارت بارگاه [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه السلام، به مشهد مقدس رفت و به حوزه درسی میرزا محمدمهدی راه یافت و در فقه و حدیث و کلام از او بهره مند گردید. استاد در اجازه ی روایی که برای این شاگرد خود صادر کرده، وی را عالم عامل، فاضل کامل، سید بزرگوار عالی نسب معرفی کرده است.&lt;br /&gt;
*[[سید محمد مهدی بحرالعلوم|سید محمدمهدی طباطبایی]]: او به سال ۱۱۸۶ قمری به [[مشهد]] آمد و حدود شش یا هفت سال در جوار بارگاه قدس رضوی اقامت داشت. ضمن ملاقات با اقشار گوناگون و فعالیت های تحقیقاتی و آموزشی، به محضر هم [[مباحثه]] خود در درس [[وحید بهبهانی]]، یعنی میرزا محمدمهدی رفت و در حکمت و عرفان و مباحث اعتقادی از توانایی های او استفاده کرد. در همین دوران میرزا محمدمهدی که از استعداد فوق العاده وی شگفت زده شده بود و سوابقی از خلاقیت های فکریش را می دانست، خطاب به او گفت: «انّما انت بحرالعلوم». از آن زمان سید محمدمهدی طباطبایی به بحرالعلوم شهرت یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعه، ص ۱۵۹؛ روضات الجنات، ج ۷، ص ۲۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[میرزا زین العابدین خوانساری]] فرزند [[میر کبیر|سید ابوالقاسم جعفر]].&lt;br /&gt;
*[[ملا محمدتقی برغانی]] (معروف به شهید ثالث).&lt;br /&gt;
*[[ملا احمد نراقی]] فرزند [[ملا محمد مهدی نراقی|ملا محمدمهدی نراقی]].&lt;br /&gt;
*میرزا محمدحسن فانی زنوزی، صاحب [[ریاض الجنة (کتاب)|ریاض الجنه]]'':'' او در سال ۱۲۰۳ قمری به مشهد رفت و مدت دو سال در علوم نقلی و عقلی از میرزا محمدمهدی محظوظ گردید.&lt;br /&gt;
*سید عبدالکریم جزایری: از نوادگان [[سید نعمت الله جزائری|سید نعمت الله جزایری]].&lt;br /&gt;
*ملا عبدالوهاب شیخ الاسلام مشهدی: که در علوم ریاضی و فلسفه مهارت داشت.&lt;br /&gt;
*سید جعفر ثانی خوانساری: که از استادش [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت هم دریافت کرد.&lt;br /&gt;
*آقا احمد بهبهانی: نواده [[وحید بهبهانی]] صاحب مرآة الاحوال جهان نما و مناهج الفقه.&lt;br /&gt;
*محمدحسین خبوشانی (قوچانی).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
میرزا محمدمهدی حسینی، به موازات تدریس و فعالیت های ارشادی و ترویجی، از تألیف و تصنیف غافل نبود، اما متأسفانه آثار اندکی از وی شناسایی گردیده است. ذیلاً نوشته های وی که مطبوع و یا به صورت مخطوط در دسترس اهل فن و مشتاقان میراث علمی [[شیعه]] است، معرفی می گردد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#نبراس الهدایة فی شرح الکفایه: موقعی که وی نزد [[وحید بهبهانی]] مشغول دانش اندوزی بود، به شاگردان خویش توصیه کرد بر کتاب «کفایة الاحکام» [[محقق سبزواری|محقق سبزواری]] که یک دوره کامل [[فقه]] استدلالی است، شرحی مبسوط بنویسد. میرزا محمدمهدی، تقاضای استادش را عملی ساخت و در ابوابی از این اثر شرحی ارزشمند، عمیق و مفصل نوشت و آن را «نبراس الهدایه» نامید. در برخی منابع، این اثر با عنوان «شرح کفایه» مولا محمدباقر خراسانی معرفی گردیده است. [[نسخه خطی|نسخه هایی خطی]] از کتاب مورد اشاره در کتابخانه ی مرکزی آستان قدس رضوی نگهداری می شود.&lt;br /&gt;
#شرح کتاب [[الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة (کتاب)|الدروس الشرعیه]]: کتاب «الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه» از آثار گران سنگ [[شهید اول]] (م ۷۸۶ ق) است. بر این کتاب در قرون بعد، فقها شروحی نگاشته اند. یکی از آن ها شرح آقا میرزا محمدمهدی حسینی است که [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]] در کتاب «[[الذریعه الی تصانیف الشیعه|الذریعه]]» آن را معرفی کرده است. کشمیری در [[نجوم السماء فی تراجم العلماء (کتاب)|نجوم السماء]] آن را جزء شروح مشهور و متداول می داند.&amp;lt;ref&amp;gt;در مقاله ای (دو ماهنامه مسجد، سال ۶، ش ۳۲، خرداد و تیر ۱۳۷۶، ص ۸۳) تصور گردیده شرح دروس الشرعیه همان شرح کفایه الاحکام محقق سبزواری است که خطای آشکار می باشد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#احکام و آداب [[حج]]: آن مرحوم در مسیر سفر [[بیت الله الحرام]] و در منازل و توقف گاه های گوناگون، به نوشتن آن اهتمام ورزیده است. این تلاش از اراده ای استوار و میزان احاطه و تسلط وی بر منابع و مباحث فقهی حکایت دارد.&lt;br /&gt;
#رسالة فی تحقیق النیروز: مؤلف در این نوشتار، کتاب نوروزیه استادش [[ملا اسماعیل خواجویی|ملا اسماعیل خواجویی]] در مورد [[عید نوروز|نوروز]] را مورد نقد و تأمل قرار داده است. نسخه ای از رساله ی حاضر در کتابخانه ی مجلس شورای اسلامی موجود است..&lt;br /&gt;
#رسالة فی رد الرسالة المحاباتیة: رساله ای است در نقد و بررسی و ذکر ایرادهای «رسالة فی القرض بشرط المعاملة المحاباتیه» از استادش [[وحید بهبهانی]].&lt;br /&gt;
#رسالة فی صلاة اللیل: [[محدث نوری|میرزا حسین نوری]] در کتاب [[مستدرک الوسائل (کتاب)|مستدرک الوسائل]] آن را معرفی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
'''مقابله با افکار انحرافی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا محمدمهدی، سلوک عرفانی را از طریق بندگی خداوند و پیروی از دستورهای الهی گذرانیده بود و بین [[عرفان]] نظری و تعالیم [[قرآن]] و [[سنت]] نبوی و سیره [[ائمه اطهار|ائمه]] علیهم السلام، هیچ گونه تضادی نمی دید و در عمل این اصل را به اثبات رسانید که وقتی انسان خالصانه رو به سوی خدا کند، نوری به صفحه ی وجودش می تابد که هم خانه ی دلش را تابناک و هم صفحه ی عقل و ذهنش را روشن می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از تلاش های او، این بود که عرفان اصیل و ناب را که قرآن و [[پیامبر اسلام|پیامبر]] و ائمه علیهم السلام، اصول و قواعدش را ترسیم کرده اند، از راه توام با انحراف و بدعت [[تصوف|صوفیان]] تفکیک کند و از خرقه بازی و [[ریا|ریاکاری]] و فریب دادن مردم با القای اوهام و تخیلات و وردهای دروغین و کرامات کاذب، به شدت بیزار بود. ناله های [[شیطان|شیطانی]] و نفس های سرد عاری از صدق و [[اخلاص]] و خلسه های آمیخته به لذت های حیوانی و شهوانی را افشا کرد و در مقابل مروجان این گونه انحرافات و کژروی ها به مبارزه برخاست. آن عارف روشن بین که از خطر صوفیان و مفاسد این فرقه ها آگاهی داشت، برای خنثی کردن افکار و تلاش های تبلیغی و فرهنگی آنان از هیچ گونه اقدامی مضایقه نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که نورعلی شاه (از مریدهای معصوم علی شاه دکنی) را به فرمان علی مرادخان زند از [[اصفهان]] بیرون کردند و در مورچه خورت -واقع در چهل کیلومتری غرب این شهر- گوش های مرید و مراد را بریدند و معصوم علی شاه را به دستور آقا محمدعلی بهبهانی (فرزند [[وحید بهبهانی]]) به قتل رسانیدند، نورعلی شاه به مشهد گریخت. او از رفتارهای قبلی و نشر [[خرافات]] و ترویج [[بدعت]] های انحرافی دست برنداشت و اشعاری را با آوازی خاص در کوچه و خیابان می خواند و با جاذبه های اغوا کننده مردم را گرد خود جمع می کرد و معرکه گیری کرد به نحوی که گاهی معابر و محل رفت و آمد مردم مسدود می گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی مبلغان و روحانیان و نیز ائمه ی جماعات از این وضع احساس نگرانی کردند و به کمک عده ای از مومنان و افراد متدین او را دستگیر کردند و به محضر آقا میرزا محمدمهدی بردند و همگی گواهی دادند او از سنت های مسلمانان و آداب شرعی بیرون آمده و با سر و صدا و جلوه های مردم فریب، قصد دارد مردم را نسبت به ارزش های الهی و اصالت های قرآنی دچار تردید سازد و گمراه شان کند و در فساد [[عقاید]] و افکار انسان های پاک نهاد می کوشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن عالم بزرگ پس از بررسی های لازم، وقتی برایش مسلم گردید که رفتار او، خشم مردم و روحانیان را برانگیخته و احتمال دارد با اغوایش انحرافات و [[بدعت]] ها در جامعه چون علف های هرز بروید، فرمان داد سرش را تراشیدند و او را همراه صوفیان و درویشان پشمینه پوش که هوادارش بودند با ذلت تمام از مشهد بیرون کردند، بدین گونه مشهد از لوث وجود آنان پاک شد و نورعلی شاه هم به هرات رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ی دیوان میرزا حبیب الله خراسانی، ص ۹۴-۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقابله با جور و استبداد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حکیم وارسته که نسبت به امور دنیایی و مناصب و شهرت های کاذب بی اعتنا بود، اولاً به دلیل بی رغبتی به جلوه های فانی و فریبنده، از عزت و اقتدار معنوی و صلابتی ویژه برخوردار بود و ثانیاً، به دلیل آرامش قلبی ناشی از ذکر و [[عبادت]]، به یک پایگاه عظیم معنوی متصل گردید و از این رو با [[شجاعت]] و شهامت در برابر طوفان های تهدیدکننده هراسی به دل راه نمی داد و در برابر زورگویان و جباران و افراد شریر مقاومت می کرد و در مواقعی، موقعیت سیاسی و اجتماعی آنان را به تهدید وا می داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر بر اساس مسئولیتی که بر عهده داشت و شئون ایجاب می کرد، نمی توانست در برابر فشارهایی که به مومنان و [[شیعه|شیعیان]] وارد می گردید، ساکت و خاموش بماند. آن عالم عابد، ریاست امور شرعی و حقوقی و قضایی و اجتماعی خراسان را بر دوش گرفت و کوشید از موضع فقیهی فرزانه و حکیمی بلند پایه، برای اصلاح امور دینی و رفاه و امنیت و آسایش مردم گام های موثری بردارد.&amp;lt;ref&amp;gt;یادواره دویستمین سال شهادت آیت الله میرزا محمد مهدی اصفهانی خراسانی، ص ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او هیچ گونه منصب حکومتی را نپذیرفت، اما وقتی مشاهده کرد که در برابر جامعه ی شیعه [[ایران]]، دشمنان و مهاجمان زیادی صف بندی کرده اند و می خواهند در اتحاد و انسجام آنان خلل وارد سازند و میراث فکری و معنوی و مادی آنان را به غارت ببرند، کوشید با کارگزاران وقت همکاری هایی در حد دفاع از دیانت و مردم متدین، داشته باشد. چنان چه وقتی مشاهده کرد یاغیان و اشرار می خواهند اوضاع آشفته ای را به [[خراسان]] تحمیل کنند، سید وظیفه ی خویش دانست که در برابر هرگونه تجاوز و زورگویی مقاومت کند. همین امر هم زمینه های [[شهادت در راه خدا|شهادت]] او را فراهم ساخت.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با آیت الله سید عبدالجواد علم الهدی، ماخذ قبل، ص ۸۸-۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصرالله میرزا و نادرقلی میرزا از نوادگان نادر فرزندان شاهرخ میرزا فرزند رضا قلی میرزا (که توسط پدرش نادر از نعمت بینایی محروم گردیده بود) بر مشهد و توابع وضع مرارت آوری را حاکم کرده بودند. این دو برادر سبک مغز، همواره بر سر قدرت رسیدن با هم در حال نزاع بودند. برخلاف رضایت پدر، به بهانه ی جیره ی ماهانه ی سپاهیان، به طلاها و نفایس خزانه ی [[آستان قدس رضوی]] دست دراز کردند و سر طوق مکلل (آراسته شده) و جواهرنشان را که بر مزار گنبد مبارک حضرت [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه السلام، نصب گردیده بود، پایین کشیدند و قالی سیم تاب زَرْدوز را که [[سوره یس|سوره یاسین]] در اطرافش منقوش بود، آتش زدند تا سیم و زر گداخته ی آن را به دست آورند. صفحات مرصع (جواهرنشان) رواق را از جای برکندند و کارهای ناروای دیگری مرتکب شدند. آنان در صدد بودند این غارت گری را ادامه دهند و می خواستند چند دانه خشت طلایی را که روی مرقد منور حضرت ثامن الحجج نصب بود، به سرقت ببرند. وقتی آیت الله میرزا محمدمهدی حسینی به قصد سوء آنان پی برد، دست ممانعت پیش آورد و آنان را از این کار نادرست باز داشت. از طرف دیگر طلاهای روضه ی رضویه را که به عنوان جیره و مواجب بین سپاهیان نادر میرزا توزیع گردیده بود با توصیه های آن مرجع عالی قدر و نیز بر اثر جاذبه ی معنوی ایشان، از سربازان و کارگزاران بازگردانیده شد و او پس از فراهم آوردن این ذخائر، موفق گردید با چنین سرمایه ای، [[ضریح|ضریحی]] برای مرقد شریف بسازد.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه ی دیوان میرزا حبیب خراسانی، ص ۱۰۳. ۱۰۲؛ وحید بهبهانی، ص ۲۱۳ و ۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که آشوب گران و اشرار به مشهد یورش آوردند و آستان قدس رضوی را مورد هجوم و چپاول قرار دادند، او با صلابت و [[شجاعت]] به دفاع از [[وقف|موقوفات]] و [[نذر|نذورات]] و میراث فرهنگی و هنری این بارگاه منور پرداخت و اجازه نداد یغماگران اموال حرم رضوی را صرف طمع های سیری ناپذیر خود کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;گفتگو با آیت الله سید عبدالجواد علم الهدی، مندرج در ویژه نامه دویستمین سال شهادت شهید رابع، ص ۷۶-۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در نگاه عالمان و مورخان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*میرزا محمدحسن فانی زنوزی که «شرح تجرید قوشچی» را نزد میرزا محمدمهدی خوانده است، او را این گونه معرفی می کند: فاضل کامل عادل مورد اعتماد، محقق دقیق، حکیم متکلم، [[فقیه]] دارای منزلت والا و شأن بزرگ، استاد عارف صاحب افتخارات و معارف، اقیانوسی از علوم عقلی و نقلی، خورشید [[حکمت]] علمی و عملی، علامه روزگار و یگانه عصر که فضیلتش در اقصی نقاط انتشار یافته است... در [[مشهد]] رضوی نزدش درس خواندم و چنان از انوارش بهره بردم که در کلام و بیان و نوشتار قابل وصف نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;ریاض الجنة، روضه رابعه، ج اول، ص ۱۰۹. ۱۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*فاضل بسطامی او را چنین می ستاید: فاضل هادی، عالم کامل که هادی انسان ها است، شهید سعید یگانه، مولانا میرزا مهدی از مشاهیر دانشوران [[خراسان]]، بلکه از معاریف فاضلان [[ایران]] که مهارتش تمام در معقول و منقول، بویژه [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] در اعلی درجه علم و عمل دارد. او که در اغلب فنون ماهر است، مدام مشغول فیض رسانی به مشتاقان در دانش و ادب و تربیت محصلان و تشویق آنان است.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۷۵، به نقل از فردوس التواریخ.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*محمدحسن خان اعتمادالسلطنه می گوید: از بزرگان مجتهدان خراسان و رجال برجسته ی ایران که در دارالعلم [[اصفهان]] در بیت علم و [[سادات|سیادت]] و [[تقوا]] زاده شد. حکمت، [[منطق]] و [[کلام]] را نزد [[آقا محمد بيدآبادی|آقا محمد بیدآبادی]] آموخت و در این عرصه ی سرامد اقران گردید و در [[عتبات عالیات]] نزد دو فقیه والا... به فراگیری فقه، اصول و [[حدیث]] پرداخت و گوی سبقت را از همگنان آموخت.&amp;lt;ref&amp;gt;مطلع الشمس، چ اول، ص ۶۸۳. ۶۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*عبدالرزاق بیک دنبلی این گونه وی را ترسیم می کند: دانشمند ذوفنون که افعالش بر اقوالش با دلیل و [[برهان]] بوده و بدر درخشانش بشریت را به فیض می رساند. فاضلی نیک [[اخلاق]] و پاکیزه ی روزگار، نیکو طوبی و با [[حلم]] و با وقار بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تجربة الاحرار، چ اول، ص ۱۷۵. ۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*محمد رضی تبریزی مستوفی می نویسد: مصر فضایل را جامع و علم و فقه و حکمت را رافع، سفینه ی [[شرع]] را لنگر، سپهر دانش معقولات را محور، حاوی فروع و اصول و محیی رسوم معقول، در فن [[ریاضی]] کمال تبحر داشت. اصلش از سادات عظام اصفهان است و در مشهد مقدس رضوی نشو و نما یافته. در آن ارض قدس، خواص را مرجع و مآب بود و وضیع و شریف و قوی و ضعیف را ملجأ و معاذ.&amp;lt;ref&amp;gt;زینة التواریخ، ص ۲۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[سید دلدار علی نقوی|سید علی دلدار علی نقوی هندی]] می گوید: وقتی به مشهد مقدس رفتم، توفیق زیارت شخصیتی به من دست داد که علامه ی روزگار، جامع معقول و منقول حاوی فروع و اصول متکلم بدون بدیل و بی نظیر بود، مجتهدی که نمی توان برایش عدیلی یافت، مولانا و سیدنا محمدمهدی فرزند هدایت الله اصفهانی.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا عبدالرحمان (مدرس آستان قدس رضوی) می نویسد: سید فاضل، عالم کامل، شهید سعید یگانۀ روزگار مولانا میرزا مهدی از مشاهیر علمای خراسان، حتی از معاریف فضلای کشور ایران، به طور مستمر مشغول افاضه انواع علوم، رسوم و آداب و تشویق و پرورش فراگیران بوده، کراماتی چند به وی نسبت می دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ علمای خراسان، ص ۵۵. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*میرزا احمد بهبهانی در بیان کیفیت اتصال سند [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] ی روایی خود به میرزا محمدمهدی مشهدی در وصف کمالاتش نوشته است: جناب مستطاب فاضل کامل پاک طینت و اهل [[تزکیه نفس|تزکیه]]، عالم پرهیزگار و اهل عمل جامع معقولات و منقولات فاضل ربانی و دانش ور صمدانی میرزا محمدمهدی اصفهانی.&amp;lt;ref&amp;gt;مرات الاحوال جهان نما، جلد اول، ص ۶۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*ملا حمزه قاینی فرزند سلطان محمد قاینی خراسانی می گوید: [[حدیث|احادیث]] و اخبار روایت شده از [[پیامبر اسلام|نبی اکرم]] و [[ائمه اطهار]] علیهم السلام، و نیز روایت های مندرج در [[کتب اربعه]]، بلکه تمام کتب اصحاب ابزار شامل علوم عقلی و نقلی را من از شیخ مورد اعتمادم قطب فلک سیادت، مرکز دائره ی سعادت، افضل حکما و متکلمان، اعم علما و متشرعان موید به تاییدهای سبحانی مرحوم مغفور میرزا محمدمهدی حسینی خراسانی ....مجاز گردیدم که نقل کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;مرات الاحوال جهان نما، ص ۶۵۳-۶۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[علامه امینی|علامه عبدالحسین امینی]] می نویسد: علامه میرزا محمدمهدی اصفهانی فرزند میرزا هدایت الله در مشهد مقدس اقامت داشت و یکی از چهار مهدی است که شاگرد امام مجدد [[وحید بهبهانی]] بودند. به لحاظ دانش و فقه و پرهیزگاری سرامد اقران بود. از علمایی است که در رشته های گوناگون علوم عقلی و روایی ماهرند. برخی علمای مشهور او را شهید چهارم خوانده اند. بازماندگان پاکی دارد که از میانشان دانشمندان و ادیبان و فقیهان شهیری امور [[دین]] و دنیای مردم را رهبری کرده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مرات الاحوال، جهان نما، جلد اول، ص ۶۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*آیت الله شهید [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی حسینی خامنه‌ای]] یادآور گردیده اند: تعداد علمای قرن سیزدهم مشهد بیش از علمای قرن دوازدهم بوده اند که اکثرشان تحصیلات عالی را در [[نجف]] و [[اصفهان]] گذرانیده اند و پس از مراجعت به مشهد هم از این عده علمای معروف، جمعی بر اثر وسعت روز افزون شهر و ازدیاد جمعیت آن به امور شرعی و انجام دادن وظایف اجتماعی مشغول گردیده و صرفاً شمار محدودی به کار تدریس و اداره ی حوزه اشتغال یافته اند... معروف ترین عالم روحانی مشهد در اوایل این قرن میرزا مهدی شهید است که در خراسان به شهید ثالث معروف است. وی علاوه بر ریاست روحانی و نفوذ اقتدار عمومی در مشهد، شهرت علمی فراوانی در همه ی شهرهای ایران داشته و از علمای بزرگ [[شیعه]] به شمار می آمده است. وی در محضر اکابر علمای نجف مراتب عالی علمی را پیموده و پس از مراجعت به مشهد، به وظایف روحانی و اداره ی [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] و اقامه [[نماز جماعت]] اشتغال یافته و عاقبت در سال ۱۲۱۸ قمری به دست نادر میرزای [[افشاریه|افشاری]] شهید گشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه مشهد، سید علی خامنه ای، ص ۱۹. ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
میرزا محمدمهدی اصفهانی ضمن این که در انواع علوم به درجات والایی دست یافت و جرعه های [[معرفت]] و [[حکمت]] را به کام تشنگان کمالات ریخت، اما هرگز نخواست فضایل خود را آشکار کند و از این رهگذر شهرتی به دست آورد. او موفق گردید از حجاب های دنیایی و تیرگی های بازدارنده عبور کند و بر امیال و خواسته های نفسانی قدم بگذارد. او [[زهد]] و وارستگی پیشه کرد و از قله های دانشوری در هموارترین دشت ها و جلگه های فروتنی دامن کشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود آن که تمامی اهتمامش در جهت بندگی خداوند، تلاش برای [[تزکیه نفس|تزکیه درونی]] و آراستن باطن به خصال ملکوتی و حتی نایل گردیدن به مکاشفات و بروز پاره ای کرامت ها، برای خود هاله ای از تقدس به وجود نیاورد و خود را از وسوسه های [[شیطان|شیطانی]] و تحریکات نفسانی، مصون و مأمون نمی دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که مدرسی پُر آوازه بود و از نقاط گوناگون برای استفاده از محضرش علاقه نشان می دادند و حتی شخصیت های بلند پایه ای مایل بودند از چشمه ی فکر و خرد او، جویبارهایی به دست آورند و نیز به برکت وجودش، بسیاری از گره های فکری و اجتماعی و اقتصادی گشوده می شد و [[مرجعیت]] شرعی مردم را برعهده داشت، در دام های فریبنده ی [[جاه طلبی]] و شهرت های آفت زا و کاذب خود را گرفتار ندید و برای خویشتن در برخورد با اقشار گوناگون و شاگردان متعدد، تعین و امتیاز ویژه ای قائل نمی گردید. ظاهرگرایی و برخی تشریفات مرسوم را رواج نمی داد. این ها، همه، از [[اخلاص]] و وارستگی او نشان داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لطافت روحی که در پرتو غلبه بر سپاه [[جهل|جهالت]] و ظلمت و خودخواهی کسب کرده بود، نوعی صفای معنوی برایش به ارمغان آورد که تاثیر مهمی در برقراری ارتباط و پیوند قلبی با دیگران بر جای گذارد و درک بسیاری از معانی و حقایق عالی ومعنوی را برایش امکان پذیر ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روح احساس مسئولیت در برابر دیگران، وی را از گوشه انزوا و عزلت و خلوت بیرون آورد. در واقع با شکستن حصار زندگی انفرادی، بین سعادت خود با سرنوشت دیگران، پیوندی عمیق برقرار ساخت. رنج های محرومان و بینوایان او را آزار می داد. در این باره، دو برنامه را در پیش گرفت: یکی این که شخصاً و در خفا و عاری از هرگونه تظاهری برای یتیمان و مستمندان و مستضعفان، ارزاقی می برد. دیگر این که کوشید موانعی که برای اقشار مذکور گرفتاری به وجود می آورد، از بین ببرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته این گونه نبود که به بهانه ی [[احسان]] و [[ایثار]] دور از چشم مردم، صرفاً خصال مذکور را در خود شکوفا سازد، بلکه از طریق مواعظی نیکو و رفتاری شایسته به فرزندان و شاگردان و آشنایان توصیه می کرد پیگیر چنین مسیری باشند و پس از بندگی خداوند، خدمت به بندگان خدا را از یاد نبرند. آن چه بر زبان می آورد، از دلش برمی خاست و قبلاً خود به آن عمل کرده بود. به همین دلیل شرح حال نویسان از او به عنوان عالم عامل و دانشمند پرهیزگار و مجتهد اهل تزکیه و خورشید حکمت نظری و عملی سخن گفته اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالت دیگری که از روح مسئولیت پذیرش منشأ می گرفت، این بود که می کوشید موانع موجود بر سر راه ارزش های الهی را در حد توان، برطرف سازد، [[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف]] کند، به امور مسلمانان اهتمام ورزد، ستم دیدگان را یاری کند و با خوراک های فکری و معنوی، به احیای نفوس و ارشاد مردم بپردازد و چراغ ایمان، خرد، منطق و آزادگی معنوی را روشن سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن حکیم نامدار، یافته ها، کاوش ها، دانسته ها، آموخته های خود را در [[علوم اسلامی]] و طبیعی با بینایی قلبی همراه ساخت و در واقع، شناخت علمی و عقلانی را با آگاهی های ذوقی و شهودی توام کرد که ارمغانش معرفتی کرامت گونه بود. چنین شناختی در پرتو علمی به دست آمد که با عمل و [[ذکر (اصطلاح اخلاق و عرفان)|ذکر]] و [[اخلاص]] توام گردیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن بزرگوار بر اثر پیروی از موازین [[شرع]] مقدس و رعایت محرمات الهی و مخالفت با [[هوای نفس]]، به درجه ای رسید که او را از الهامات ربانی برخوردار ساخت و به برکت این هدیه ی عرشی و قدسی برخی معضلات علمی و [[فلسفه|فلسفی]] را می گشود و به سهولت از دالان های تردید و تحیر عبور می کرد و روزنه هایی از معارف ناب بر رویش گشوده گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع انس با ذکر و [[عبادت]] و [[تهجد|تهجد]] و نیایش و [[مستحب|مستحبات]]، او را به مراتبی از [[قرب الهی]] ارتقا داد و توفیق دریافت حقایق بالاتر و عالی تر از نصیبش ساخت. این ویژگی، پاداش اهتمام خالصانه ای در تزکیه و [[تقوا]] و [[تسلیم]] در برابر اوامر و نواهی الهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن بصیرت درونی نه تنها میرزا محمدمهدی را از هر گونه تزلزل و سرگردانی رهانید، بلکه با چنین نیرویی، برخی وقایع را پیش بینی می کرد یا آن که به دریافت های شهودی نایل می گردید، رویاهایی راستین و صادقانه داشت که به اوقات بیداری متصل بود، هاتف غیبی با او سخن می گفت و قفل های بسته به رویش باز می شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاضل بسطامی نوشته است: چون در شب ها و سحرگاهان به زیارت [[آستان قدس رضوی]] مشرف می گردید، دَرِ روضه ی حضرت [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] علیه السلام، به دست غیب برایش گشوده می گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;شجره طیبه، ص ۴۰۸. ۴۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; این موضوع را برخی دیگر از شرح حال نگاران مورد تاکید قرار داده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ علمای خراسان، ص ۵۵؛ الفوائد الرضویه، محدث قمی، ص ۶۷؛ مطلع الشمس، ج اول، ص ۶۸۲؛ مدینة الادب، ج ۳، ص ۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان به خط خویش در پشت کتابی، شرح یکی از رویاهای راستینی را که برایش روی داده چنین نوشته است: «شبی در عالم خواب مشاهده کردم، امیر مرادخان از سرداران لشکر قاجار بر گروهی از طوایف ترکمن غلبه یافت و حدود یکصد و شصت نفر را به قتل رسانید و عده ای را به اسارت درآورد. خداوند این رویا را از خواب های صادق برایم قرارداد و بعد از کاوش مشخص گردید، تعداد مقتولان توسط وی در شهر مرو، به همان میزانی است که من در خواب دیده بودم. بعد از چند روز در حالتی بین خواب و بیداری هاتفی ندا داد: بیرامعلی خان کشته شده است. بعد از چند ساعت خبر رسید که بیک جان ملعون، بیرام را به قتل رسانید».&amp;lt;ref&amp;gt;شجره طیبه، ص ۴۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
چنان که اشاره شد، شاهرخ میرزا فرزند نادرقلی (فرزند نادر شاه) تا سال ۱۲۱۰ قمری بر [[خراسان]] حکومت کرد تا این که توسط محمد شاه قاجار به قتل رسید. بعد از مرگ وی فرزندش نادر قلی میرزا دعوی سلطنت کرد و منطقه ی خراسان را تحت سیطره ی خود درآورد. او در ۱۲۱۸ قمری در برابر حکومت مرکزی علم طغیان افراشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فتحعلی شاه قاجار، جهت سرکوبی او، یکی از فرماندهانش را که حسین خان نام داشت، با سپاهی کافی مامور کرد، اما نادر قلی دروازه های شهر [[مشهد]] را مسدود ساخت و داخل حصار این دیار مقدس سنگر گرفت. سپاهیان حسین خان هم این منطقه را تحت محاصره ای شدید قرار دادند. چون، این وضع ادامه یافت، مردم ساکن مشهد دچار آشفتگی و قحطی و گرسنگی گردیدند. از این روی عده ای از برگزیدگان اهالی به محضر آیت الله میرزا محمدمهدی که در حرم مطهر مشغول ذکر و [[عبادت]] بود، رفتند و از آن حکیم گرانمایه و فقیه فرزانه ـ که نفوذ سیاسی اجتماعی فوق العاده ای داشت ـ تقاضا کردند مسلمانان را از این وضع ناسامان نجات دهد. آنان از رفتار نادر قلی میرزا و قحطی زدگی و سایر تنگنا هایی که بر اثر این وضع پیش آمده بود سخت نالیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی نادرقلی میرزا متوجه گردید، اهالی به کار او معترض هستند، به ذهنش خطور کرد رهبری این اعتراضات و سر و صداها به دست میرزا محمدمهدی است و با این تصور به جستجوی وی پرداخت تا سرچشمه جنبش را از تکاپو باز دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین اثنا به سید خبر دادند نادرقلی میرزا در پی شما است. او پس از بررسی جوانب امر، خاطر نشان ساخت اگر نادرقلی میرزا به داخل حرم بیاید و در آن مکان مقدس زد و خوردی صورت گیرد، حرمت آستان قدس دچار خدشه می شود و نیز خون عده ای از مردم که گناهی ندارند بر زمین ریخته می شود. لذا از حرم مطهر بیرون آمد و رو به خیابان شتافت تا به نادرقلی میرزا بفهماند ستیزه گری بیهوده است. اعیان خراسان با حسین خان قاجار همراه اند و مردم هم تاب و تحمل این وضع را ندارند. اگر حاضر به تسلیم گردی، شفاعت می نمایم که به تو آسیبی نرسد و حداکثر در گوشه ای از کشور تبعید گردی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام این گفت و گوها که در مقابل دارالضیافه صورت گرفت، برای نادرقلی ثمری نداشت و او به مواعظ سید توجهی نکرد و با اشاره ی او، اطرافیانش به آن حکیم عارف یورش بردند و ضربه ای بر سرش وارد کردند و خود نیز سید را مضروب ساخت. سید محمدمهدی حسینی بر اثر این حادثه دو روز بعد یعنی در سیزدهم ماه [[ماه رمضان|رمضان]] المبارک ۱۲۱۸ قمری به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید و پیکرش در [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا]] علیه السلام و در مسجد پشت سر مبارک اطهر دفن گردید. برخی او را شهید ثالث و عده ای شهید رابع لقب داده اند.&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۷۵؛ شهیدان راه فضلیت، ص ۴۲۲-۴۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا محمدمهدی سر سلسله ی خاندانی گشت که به سبب شهادتش به «آل شهیدی» شهرت یافته اند و از اصیل ترین خاندان های معروف [[سادات]] دانشور و ادیب در خراسان به شمار می روند. [[علامه امینی|علامه عبدالحسین امینی]] می نویسد: وی بازماندگانی پاک دارد که از میان آنان دانشمندان، ادیبان و فقیهان پرآوازه ای برخاسته اند، بزرگوارانی که امور دین و دنیای مردم را اداره و رهبری کرده اند و غالباً در [[مشهد]] مقدس می زیسته اند.&amp;lt;ref&amp;gt;شهیدان راه فضیلت، ص ۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، غلامرضا گلی زواره.&lt;br /&gt;
*سایت فرهیختگان تمدن شیعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:فیلسوفان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عارفان]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای شهید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168621</id>
		<title>سید محمدمهدی اصفهانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168621"/>
		<updated>2026-07-15T06:37:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«علامه سید محمدمهدی اصفهانی کاظمینی»''' (۱۳۱۹-۱۳۹۱ ق)، فقیه اصولی، محدث رجالی، متکلم، شاعر و تراجم‌نویس بزرگ [[امامیه]] در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب خوانسارى]] بود. علمای تراجم، از منزلت علمى و مقام بلند دانش او در رشته‌هاى مختلف علوم دینى تجلیل کرده و او را به علامه، عالم فاضل، مجتهد بزرگ، مورخ پژوهشگر، سید عالمان و مجتهدان، زبان فقیهان و متکلمان، آگاه بر اخبار و روایات ستوده‌اند. «[[احسن الودیعة (کتاب)|أحسن الودیعة]]» در شرح حال مشاهیر [[شیعه|شیعه]]، از آثار مشهور اوست.  &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدمهدی موسوی اصفهانی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:M-m esfahani.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۱۹ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[کاظمین]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۹۱ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[کاظمین]]&lt;br /&gt;
|اساتید = [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی]]، [[سید محسن امین]]، [[سید ابوتراب خوانساری]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین مرعشى نجفى]]، شیخ ابوالفضل ثقفى تهرانى، شیخ حسین قدیحى بحرانى،...&lt;br /&gt;
|آثار = [[احسن الودیعة (کتاب)|احسن الودیعة]]، القول المقبول فى مباحث الاصول، ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه، معجم القبور،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى موسوى، سوم [[ماه شعبان|شعبان]] سال (۱۳۱۹ هـ .ق.) مصادف با سالروز ولادت [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] (علیه السلام)، در شهر [[کاظمین]] [[عراق]]، به دنیا آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش سید محمد اصفهانى، معروف به واعظ، داراى احاطه کافى و گسترده در اخبار، تاریخ و [[علم رجال|رجال]] و ادبیات بود. او هنگام بازگشت از [[کربلا]] به سوى ایران، در کاظمین توقف کرد. از آن جا که مردم آن سامان، با علم و فضل او آشنایى داشتند، از او درخواست کردند تا در آن شهر سکونت گزیند و مردم را ارشاد کند. او نیز قبول کرد و تا آخر عمر به وعظ، ارشاد و اقامه [[نماز جماعت]] در صحن مطهر حرم [[کاظمین]](علیهما السلام) پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جد اولش، علامه بزرگ، سید محمدصادق اصفهانى چهارسوقى از عالمان و فقیهان خوانسار و [[اصفهان]] بود. جد دومش، [[میرزا زین العابدین خوانساری|سید زین العابدین خوانسارى]]، نویسنده شرح «[[زبدة الاصول (کتاب)|زبدة الاصول]]» [[شیخ بهایی|شیخ بهایى]]، از عالمان و فقیهان اصفهان بود که در ۱۲۷۶ هـ .ق. بدرود حیات گفت و در قبرستان [[تخت فولاد]] اصفهان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان سید محمدمهدى اصفهانى که نسبشان با چند واسطه به [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسى کاظم]](علیه السلام)&amp;lt;ref&amp;gt;سید محمدمهدى، فرزند سید محمد، فرزند سید محمدصادق، فرزند زین العابدین، فرزند ابوالقاسم جعفر، فرزند حسین، فرزند ابوالقاسم جعفر معروف به میر، فرزند حسین، فرزند قاسم، فرزند محب الله، فرزند مهدى، فرزند زین العابدین، فرزند ابراهیم، فرزند کریم الدین، فرزند رکن الدین، فرزند زین العابدین، فرزند سید صالح القصیر، فرزند محمد، فرزند محمود، فرزند حسین، فرزند حسن، فرزند احمد، فرزند ابراهیم، فرزند عیسى، فرزند حسن، فرزند یحیى، فرزند ابراهیم، فرزند حسن، فرزند عبدالله، فرزند امام موسى کاظم(علیه السلام).&amp;lt;/ref&amp;gt; مى رسد، از خاندان هاى شریف، در شهرهاى خوانسار، [[اصفهان]] و کاظمین هستند که در جهات مختلف علمى، کمال و نسب، شرافت ویژه اى دارند. از این خاندان، فقیهان، ادیبان و مورخان بسیارى نسل اندر نسل برخاسته اند که در کتاب هاى تراجم و اجازه نامه هاى فقهى و روایى، نام آنان ذکر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى، به اعتبار انتسابش به امام موسى کاظم(علیه السلام)، به موسوى و به علت اقامت اجدادش در اصفهان و خوانسار، به اصفهانى و خوانسارى و به خاطر تولد و اقامتش در [[کاظمین]]، به کاظمینى معروف شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرجال، ج ۳، ص ۳۱۳ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات محمدمهدى، با خواندن و نوشتن در مکتب آغاز شد. هوش سرشار، استعداد ذاتى و شوق فراوان او موجب شد تا پدرش سید محمد اصفهانى، عنایت خاصى نسبت به او پیدا کند از این رو مدرسانى چند براى تعلیم و تربیت او به خدمت گرفت. آنان در برابر مزدى که جناب سید محمد اصفهانى به آنان مى داد هر روز در منزل حاضر شده، درس هاى [[صرف]]، [[نحو]]، [[منطق]] و [[علم معانی|معانى]] و [[علم بیان|بیان]] را به او مى آموختند. سید محمدمهدى همه آن درس ها را به خوبى و با کمال اشتیاق، با کمک حافظه قوى، فرا مى گرفت به طورى که تعجب معلمان خود را برمى انگیخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى بعد از گذراندن دروس مقدماتى علوم حوزوى، به یادگیرى دروس [[سطوح حوزه|سطح]] نزد استادان معروف کاظمیّه پرداخت. و هنوز نوجوانى او به پایان نرسیده بود که کتاب هاى [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]] [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصارى]] و [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]] [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] را به اتمام رساند.&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۴ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سفر به کربلا و نجف:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى، براى کسب درجات عالى علوم حوزوى، راهى شهرهاى [[کربلا]] و [[نجف]] شد و در درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] استادان معروف آن شهرها حضور یافت. وى بعد از سال ها تحصیل و پژوهش در رشته هاى متنوع [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] به درجه [[اجتهاد]] نایل آمد و از طرف بسیارى از استادان مشهور آن شهرها، مفتخر به دریافت [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نامه روایت نیز گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى، بعد از پایان دروس عالى علوم اسلامى، مدتى قبل از وفات پدر عالم و فقیهش سید محمد اصفهانى در سال ۱۳۵۵ هـ .ق، به زادگاهش کاظمین بازگشت. او تحول بزرگى در [[فرهنگ]] مذهبى مردم ایجاد کرد و حیاتى دوباره به [[حوزه علمیه]] آن شهر بخشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''استادان و مشایخ:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى به علت دسترسى آسان به شهرهاى کربلا و نجف اشرف، حضور استادان دانشمند و [[فقیه]] در آن شهرها را غنیمت شمرد و از علم و [[اخلاق]] آنها بهره برد. نام بسیارى از آن ها در کتاب هاى تراجم و آثار به جا مانده از سید محمدمهدى ذکر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# شیخ حسین رشتى (۱۳۴۸ ـ ۱۲۹۵هـ .ق)&lt;br /&gt;
# میرزا ابراهیم سلماسى: سید محمدمهدى اصفهانى، مدتى نزد او به تحصیل علوم دینى پرداخت و کتاب هاى [[شرح لمعه]] (جلد اول) و [[الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه (کتاب)|فصول]] را نزد او آموخت.&lt;br /&gt;
# [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب موسوى خوانسارى]] (متوفاى ۱۳۴۶ هـ .ق)&lt;br /&gt;
# سید محمد اصفهانى (متوفاى ۱۳۵۵هـ .ق)&lt;br /&gt;
# شیخ على نجفى فرزند رضا بن موسى بن [[شیخ جعفر کاشف الغطاء|جعفر کاشف الغطاء]] (متوفاى ۱۳۵۰)&lt;br /&gt;
# شیخ [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]] (متوفاى ۱۳۷۳هـ .ق)&lt;br /&gt;
# سید محمد کاشانى حائرى&lt;br /&gt;
# شیخ على شاهرودى&lt;br /&gt;
# [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى نجفى]] (متوفاى ۱۳۶۱هـ .ق)&lt;br /&gt;
# [[شیخ محمدکاظم شیرازی|شیخ محمدکاظم شیرازى]]&lt;br /&gt;
# [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقى شیرازى]] (متوفاى ۱۳۳۸هـ .ق)&lt;br /&gt;
# [[سید محسن امین|سید محسن امین عاملى]] (متوفاى ۱۳۷۱)&lt;br /&gt;
# [[محمد مهدی خالصی|شیخ محمدمهدی خالصى]] (۱۲۷۶ - ۱۳۴۳ ق)&lt;br /&gt;
# شیخ على بن ابراهیم قمى نجفى&lt;br /&gt;
# شیخ على مازندرانى نجفى&lt;br /&gt;
# شیخ میرزا اسدالله زنجانى (متوفاى ۱۳۷۱هـ .ق)&lt;br /&gt;
# شیخ محمدعلى قمى (متوفاى ۱۳۵۸ هـ .ق)&lt;br /&gt;
# میرزا هادى خراسانى حائرى (۱۳۳۹ ـ ۱۲۹۶هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى، علاوه بر نقل روایت از [[مشایخ]] [[شیعه]] خود، از مشایخ [[اهل سنت]] نیز روایت نقل مى کرد. نام دو تن از آنان در کتاب هاى تراجم ثبت شده است که عبارتند از: سید ابراهیم راوى بغدادى و شیخ یوسف عطاء حنفى.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرجال، ج ۳، ص ۱۵۸ و ص ۳۱۳ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۴ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۰ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین اقدام سید محمدمهدى اصفهانى در شهر کاظمین، تدریس در [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] آن شهر در رشته هاى مختلف علوم دینى به ویژه تدریس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] بود. احاطه بر مبانى و اصول علوم مختلف اسلامى، آشنایى با آرا و نظرات بزرگان آن دانش ها و برخوردارى از بیان گویا و روان، موجب شد تا عده بسیارى از جویندگان علم و کمال در محضرش حاضر شده، از نور علمش بهره جویند. بسیارى از عالمان، فقیهان و محدثان از آن [[محدث]] و [[فقیه]] بزرگ [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت دریافت کرده اند که اسامى بسیاری از آنان در کتاب هاى تراجم ذکر شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# سید مهدى، فرزند سید محمدجعفر، فرزند سید مهدى، فرزند [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر موسوى خوانسارى]].&lt;br /&gt;
# سید فضل الله، فرزند سید عطاءالله.&lt;br /&gt;
# سید جلال الدین تقوى دینانى، مشهور به آقازاده لاریجانى تهرانى.&lt;br /&gt;
# سید محمدحسن آل طیب شوشترى.&lt;br /&gt;
# شیخ محمدمهدى آل علامه شرف الدین شوشترى.&lt;br /&gt;
# شیخ محمد مختار، فرزند شیخ امان الله هندى.&lt;br /&gt;
# شیخ هادى محمود.&lt;br /&gt;
# [[سید مصطفی صفایی خوانساری|سید مصطفى صفایى خوانسارى]]: سید محمدمهدى اصفهانى (۱۵ ربیع الاول ۱۳۶۹ هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را «فیض البارى فى الاجازة للعلامة الخوانسارى» نهاد.&lt;br /&gt;
# شیخ ابوالفضل ثقفى تهرانى، که سید محمدمهدى اصفهانى (ربیع الاول ۱۳۷۰هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را «احسن الحبل فى الاجازة للحاج میرزا ابوالفضل» نهاد.&lt;br /&gt;
# شیخ حسین قدیحى بحرانى: سید محمدمهدى اصفهانى براى وى دو اجازه نامه صادر کرده است، مفصل و مختصر. و اجازه نامه مفصل را در (۱۲ ربیع الاول ۱۳۷۵هـ .ق.) به او داده است و آن را «انوار الکاظمین فى الاجازة للشیخ حسین» نامیده است.&lt;br /&gt;
# شیخ فرج الله آل عمران قطیفى، که سید محمدمهدى اصفهانى در (۶ شوال ۱۳۷۱ هـ .ق.) اجازه نامه اى به نام «احسن الدرج فى الاجازة للشیخ فرج» به وى داده است.&lt;br /&gt;
# شیخ على اکبر مروج خراسانى&lt;br /&gt;
# سید عبدالمجید حائرى&lt;br /&gt;
# میرزا احمد احمدآبادى اصفهانى، معروف به طبیب زاده.&lt;br /&gt;
# حسین على محفوظ&lt;br /&gt;
# سید على موسوى کاظمى&lt;br /&gt;
# سید محمدحسین جلالى، که سید محمدمهدى اصفهانى اجازه نامه اى به نام «الدرر الغوالى فى الاجازة لسیدنا الجلالى» به او داده است.&lt;br /&gt;
# [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین مرعشى نجفى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر شاگردان و راویان مذکور، به عالمان دیگر نیز اجازه نامه روایت اعطا کرده است که با ذکر تاریخ آورده مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# سید احمد مامقانى، (۱۵ جمادى الثانى ۱۳۶۷ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# شیخ احمد زنجانى، (۲۵ جمادى الثانى ۱۳۶۷ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# آقا جعفر فیض مهدوى کرمانشاهى، (۷ ربیع الاول ۱۳۶۸ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# سید محمد فرزند سید نعمت الله جزائرى، (۲۷ ذى القعده ۱۳۶۹ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# شیخ جعفر حائرى، (۲۴ رجب ۱۳۷۰ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# شیخ عباس رفسنجانى، (۶ جمادى الثانى ۱۳۷۱ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# سید محمدمهدى خراسانى حائرى، (۵ رجب ۱۳۷۱ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# سید محمدرضا بهشتى اصفهانى، (۲۶ جمادى الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# شیخ عبدالرسول واعظى تسترى، (۱۶ ذیحجه ۱۳۷۳ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# شیخ محمدحسین کمره اى، (۳ ربیع الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# سید شهاب الدین لُنبانى اصفهانى، (۲۶ ربیع الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# سید موسى بحرانى بغدادى، (۱۵ جمادى الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# سید عزیزالله امامت کاشانى، (۲۳ صفر ۱۳۷۵ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
# سید على شمس المحدثین، (۱۱ رجب ۱۳۷۲ هـ .ق.).&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۱ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵ احسن الودیعه، ج ۱، ص۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى، تألیفات بسیارى در موضوعات مختلف [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] مانند [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[منطق]]، [[علم کلام|کلام]]، تراجم، [[تاریخ]]، [[علم رجال|رجال]] و [[حدیث]]، در قالب کتاب و رساله، به رشته تحریر درآورده است. او با برنامه ریزى دقیق، قسمت عمده اى از عمر شریف خود را در کتابخانه شخصى خود گذراند و به پژوهش در موضوعات گوناگون علوم مذکور پرداخت و کتاب ها و رساله هاى فراوانى با عبارات شیوا و با قلمى روان و با تحلیل هاى عمیق و محققانه تألیف نمود. آثار ارزشمند او، نشان نبوغ فکرى، ژرف اندیشى و قدرت فوق العاده اش در تحلیل مسائل و مطالب علوم دینى است. این صفات پسندیده با مراجعه به تألیفات وى، به خوبى قابل لمس است.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم القبور، ج ۱، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار فقهى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# التنبیه على جواز التشبیه&lt;br /&gt;
# تحفة الساجد فى احکام المساجد&lt;br /&gt;
# ترجمه تحفة الساجد فى احکام المساجد&lt;br /&gt;
# جلاء الخاطر فى الاجوبة المسکنة و النوادر&lt;br /&gt;
# جواز تقلید المیت&lt;br /&gt;
# ضوء الشمعه فى الحواشى على [[الروضة البهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه‌ (کتاب)|شرح اللمعه]]&lt;br /&gt;
# مطلوب البغاة فى الحواشى على بغیة الوعاة&lt;br /&gt;
# نزهة المرتاض فى شرح طهارة [[ریاض المسائل (کتاب)|الریاض]]&lt;br /&gt;
# نتائج المطالعات و ثمرات المراجعات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rajat.jpg|thumb|left|بیداری امت در اثبات رجعت، ترجمه &amp;quot;ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه&amp;quot;؛ یکی از آثار علامه اصفهانی کاظمینی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار اصولى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# القول المقبول فى مباحث الاصول&lt;br /&gt;
# صرف العنایة فى حل معضلات [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]&lt;br /&gt;
# ارشاد السائل الى [[فرائد الاصول (کتاب)|الرسائل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار کلامى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه: مؤلف در مقدمه کتاب به ذکر معناى لغوى و اصطلاحى [[رجعت]] پرداخته و سپس در باب اول به بررسى [[آیه|آیات]]، در باب دوم به بررسى روایات و در باب سوم به ذکر اقوال عالمان و نائبان [[اهل البیت|معصومین]](علیهم السلام) و در خاتمه به بررسى شبهات در مورد رجعت و معرفى کسانى که در مورد رجعت، دست به تألیف زده اند، پرداخته است. این اثر ارزشمند در سال ۱۳۷۱ هـ .ق. در تهران به وسیله ابوالقاسم سحاب تفرشى ترجمه شده و نامش «بیدارى امت در اثبات رجعت» است. &lt;br /&gt;
# اصول الشیعة و فروعه&lt;br /&gt;
# دوائر المعارف&lt;br /&gt;
# نفایس الکلام فى شرح [[اسماء الحسنی|اسماء الحسنى]] العظام&lt;br /&gt;
# البرهان الجلى على ایمان [[زید بن علی بن الحسین|زید بن على]](علیه السلام)&lt;br /&gt;
# زبدة الکلام فى المنطق و الکلام، در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تراجم و رجال:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# [[احسن الودیعة (کتاب)|أحسن الودیعة فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه]]: این کتاب از مشهورترین کتاب هاى سید محمدمهدى اصفهانى است که در دو جلد در یک مجلد بارها به چاپ رسیده است. موضوع آن، شرح حال عالمان و فقیهان مشهور شهرهاى [[کاظمین]]، [[نجف]]، [[کربلا]]، [[اصفهان]] و دیگر شهرهاست و در واقع، مکمل و متمم کتاب «[[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]» [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر خوانسارى]] (متوفاى ۱۳۱۳ هـ .ق.) است، از این رو نام دیگر آن را «الباقیات الصالحات فى تتمیم روضات الجنات» نهاده است. تفاوت «احسن الودیعه» با «روضات الجنات» در آن است که در این کتاب، رعایت حروف الفبایى نشده است بلکه ذکر عالمان و فقیهان بر اساس ترتیب طبقات آن ها آمده است؛ از این رو، گاه فاضل بر افضل و کامل بر اکمل مقدم شده است. در جلد دوم این کتاب، مراکز علمى شیعه به طور مبسوط معرفى شده است مثل [[نجف]]، [[کربلا]]، [[کوفه]]، [[حله]]، حلب، حمص، [[بحرین]]، [[قم]]، کاشان، [[مشهد]]، [[کاظمین]]، [[سامرا|سامراء]]، رى و... . در آخر کتاب، تصویر برخى از بزرگان دین آورده شده است مثل تصویر آیات عظام [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب خوانسارى]]، شیخ محمدمهدى کرمانشاهى، [[میرزا محمدحسین نائینی|محمدحسین نائینى]] و [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین آل کاشف الغطاء]].&lt;br /&gt;
# الحواشى على [[خلاصة الاقوال (کتاب)|خلاصة الاقوال]] للعلامة الحلى&lt;br /&gt;
# حواشى بر خلاصة الاقوال [[علامه حلی|علامه حلى]] (فارسى)&lt;br /&gt;
# الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه&lt;br /&gt;
# احسن الذریعة فى تراجم علماء الشیعه: این کتاب، غیر از «احسن الودیعه» است.&lt;br /&gt;
# اَلاُسَرُ الشیعه&lt;br /&gt;
# ابوالشهداء و العقاد&lt;br /&gt;
# الحواشى اللمعات على [[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]&lt;br /&gt;
# رشحات الاقدام فى تراجم الاعلام&lt;br /&gt;
# رساله شرح احوال سید محمدمهدى اصفهانى و مشایخ او&lt;br /&gt;
# مختصر الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه&lt;br /&gt;
# مواهب البارى فى ترجمة [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|آیت الله العلامة الخوانسارى]]&lt;br /&gt;
# مطلع الشمسین فى الدفاع عن السیّدین&lt;br /&gt;
# النقد و البیان فیما یتعلق بکتب الاعیان&lt;br /&gt;
# معجم القبور: این کتاب ارزشمند، در شش جلد تألیف شده. موضوع جلد اول، مباحث و مطالب گسترده در مورد اصل [[قبر]] و [[زیارت|زیارت]] قبر شریف [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (صلى الله علیه وآله) و [[امام علی علیه السلام|على]] (علیه السلام)، موضوع جلد دوم ذکر زیارت قبر [[ائمه اطهار|ائمه]] (علیهم السلام) از [[امام حسن علیه السلام|امام حسن]] (علیه السلام) تا [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکرى]] (علیه السلام) و ذکر احوال و مناقب [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] (علیه السلام)، ادله اثبات [[رجعت]]، موجود بودن آن حضرت در حال حاضر، با استناد به روایات [[شیعه]] و [[اهل سنت|سنى]]. موضوع جلد سوم، ذکر قبر اولاد پیامبر (صلى الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام)، موضوع جلد چهارم، شرح حال [[انبیاء|انبیاى]] مشهور و مکان دفن آن ها، موضوع جلد پنجم، ذکر شهرهاى شیعه نشین، قبرها و مزارهاى واقع در آن شهرها. و موضوع جلد ششم در مورد مقابر مهم و [[مسجد|مساجد]] معظمه در شهرهاى اسلامى و فضیلت زیارت آن ها است.&lt;br /&gt;
# بُغیة الرجال فى الحواشى على [[منتهى المقال (کتاب)|منتهى المقال]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''دیگر آثار:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# تنبیه اهل الحجى على بطلان نسبة کتاب [[الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام (کتاب)|الفقه الى الرضا]] (علیه السلام)&lt;br /&gt;
# جامع الشتات فى النوادر و المتفرقات، در چهار جلد&lt;br /&gt;
# فهرست [[الأمالی شیخ طوسی (کتاب)|امالى شیخ طوسى]]&lt;br /&gt;
# فهرست [[عیون اخبارالرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]&lt;br /&gt;
# فهرست [[النهایه فی غریب الحدیث و الاثر (کتاب)|النهایه لابن الاثیر]]&lt;br /&gt;
# فهرست [[وفیات الأعیان (کتاب)|وفیات الاعیان]]&lt;br /&gt;
# بغیة الادیب و غنیة الاریب&lt;br /&gt;
# مسالک المتقین فى اجازات علمائنا المجتهدین، در دو جلد&lt;br /&gt;
# هدیة الصبیان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
'''اداره حوزه علمیه:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از خدمات علمى و فرهنگى سید محمدمهدى اصفهانى در شهر [[کاظمین]]، اداره [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] و تأمین نیازمندى هاى طلاب و فضلاى مشغول به تحصیل در آن شهر است. از نامه ها، [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نامه ها و برخى از آثار او برمى آید که وى دغدغه خاصى نسبت به حفظ امنیت حوزه علمیه، تأمین اقتصادى طلاب و حفظ انسجام آنان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى در مقدمه کتاب «ایقاظ الامة» بیان مى کند، کشور [[عراق]] به انواع گرفتارى ها مثل جنگ داخلى، فقر عمومى، گسترش [[فساد]] اخلاقى و ناامنى، مبتلا شده بود و این گرفتارى ها در سرنوشت حوزه علمیه آن شهر تأثیر داشت. او براى جلوگیرى از تأثیرات سوء این حوادث بر آن حوزه، متحمل زحمات فراوانى شد و براى این منظور، علاوه بر ارتباط منظم و بیشتر با مردم و حضور در بین جویندگان [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]]، بسیارى از عالمان و خواص را در شهرهاى مختلف عراق و [[ایران]] به عنوان وکیل خود قرار داد تا وجوهات شرعى را جمع آورى و به سوى وى ارسال کنند. آن عالم فرزانه این کار را جهت تأمین هزینه تحصیلى و ایجاد مکان مناسبى براى محل تدریس و تحصیل طلاب آن شهر، انجام داد و در این راه به موفقیت کامل رسید و حوزه علمیه را به نحو احسن اداره نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۲ وصیت نامه حجت الاسلام و المسلمین سید ناصرعلى ضیغمیان، ص۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کتابخانه ارزشمند:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى، علاقه فراوانى به کتاب و کتابخوانى به ویژه کتاب هاى علمى و ادبى و کتاب هاى مرتبط با دروس حوزوى، داشت. از این رو از ابتداى تحصیلات علوم دینى تا سال هاى آخر عمر پر برکتش، مدام هر جا کتابى مى دید که در تحقیقات و تألیفات و دیگر فعالیت هاى فرهنگى و مذهبى وى دخالت دارد، آن را خریدارى کرده، در کتابخانه شخصى خود نگه دارى مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از وضعیت چاپ کتاب در شهرها و کشورهاى مختلف دور و نزدیک، مثل ایران، هند و کشورهاى اروپایى با خبر مى شد و هر گاه کتاب تازه اى، به چاپ مى رسید، سفارش تهیه نسخه اى از آن را مى نمود و در نگه دارى آن کمال کوشش را به خرج مى داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگى کتابخانه آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى در [[کاظمین]]، فراوانى کتاب ها، تنوع در موضوعات، مورد نیاز بودن آن ها و وجود نسخه هاى نایاب بود، که منبع و مأخذ بسیار مهمى براى پژوهش و تألیف در موضوعات مختلف علوم دینى به حساب مى آمد. او از این گنجینه پرگهر و ارزشمند، نهایت استفاده را کرد و تألیفات بسیارى را با کمک آن در موضوعات مختلف در قالب کتاب و رساله، به جهان [[اسلام]] عرضه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۳ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۰ معجم القبور، ج ۱، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى در کنار تحصیل علوم دینى، به [[تهذیب نفس]] و خودسازى نیز مى پرداخت. او با استفاده از ارشاد معلمان بزرگ [[اخلاق]]، به ویژه در شهر [[نجف]] اشرف -مثل آیت الله [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب خوانسارى]]-، رذائل اخلاقى را از خود دور و [[نفس]] خود را به فضایل، مزین کرده، روز به روز به تقویت آن پرداخت تا به مرحله کمال معنوى مطلوب دست پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حسن خلق:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او داراى همتى بلند، خُلقى کریم، و شرافت نفس بود. از هر گونه بدى پرهیز داشت. نه خود از کسى به بدى یاد مى کرد و نه اجازه مى داد تا نزد او از کسى به بدى یاد کنند و حتى در کتاب هایش، نام کسى را نمى برد، مگر آن که با تعظیم و [[احترام]] نام او را ذکر مى کرد. نسبت به اهل علم، احترام خاصى قائل بود و در هر مجلسى مى گفت: عالمان عامل، فرزندان [[دین]] هستند احترام آن ها بر همه مسلمانان واجب است. و به همین خاطر در کتاب شریف معجم القبور، فصل مشروحى در مورد فضیلت عالمان اختصاص داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نظم در زندگى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى قسمتى از وقت خود را به امور زندگى شخصى و رسیدگى به خانواده و ساعاتى را براى پژوهش و تألیف و فرصتى را براى ملاقات با مردم داشت. او بعد از ظهرها، قبل از [[نماز]] مغرب و عشا، در صحن مطهر [[کاظمین]] حاضر مى شد و در [[محراب]] مى نشست و مردم مسائل دینى و یا مشکلات خود را با او در میان مى گذاشتند. او با علاقه به جواب گویى مسائل شرعى، و رفع مشکلات آنان مى پرداخت و بسیار، آنان را [[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف و نهى از منکر]] مى کرد و نسبت به احقاق [[حق]] و ابطال [[باطل]]، اهتمام مى ورزید. سید از هر گونه کار یا ملاقاتى که موجب تلف شدن وقت او مى شد پرهیز داشت از این رو جز محافل دینى، مذهبى، زیارت [[معصوم|معصومین]] (علیهم السلام) و ملاقات با مردم ـ براى رفع مشکلات آنان ـ از هر گونه مجلس یا سفرى که فایده علمى و دینى نداشت، دورى مى کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم القبور، ج ۱، ص ۹ ایقاظ الامه صفحه جیم. احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴ المسلسلات، ج ۲، ص۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ارادت به اهل بیت علیهم‌السلام:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن خلکان]] در کتاب «[[وفیات الأعیان (کتاب)|وفیات الاعیان]]» خود وقتى به شرح حال [[ابن فارض|عَمْرو بن فارض]] مى رسد مى نویسد: از برخى از دوستان خود شنیده ام که: [[ابن فارض]] روزى در خلوت، [[بیت (شعر)|بیت]] زیر را که مال حریرى نویسنده مقامات است زمزمه مى کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من‌ذا الذى ما ساء قطّ *** و من له الحسنى فقط&amp;lt;ref&amp;gt;کیست که هرگز بدى نکرده است و تنها کار او خوبى بود؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن فارض مى گوید: به من الهام شد که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد الهادى الذى *** علیه جبریل هبط&amp;lt;ref&amp;gt;آن کسى که هیچ بدى نکرده و تنها کار او خوبى است، محمد (صلى الله علیه وآله) راهنماى بحق است که جبرئیل امین بر او نازل شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى مى گوید من وقتى این دو بیت را از صاحب مقامات و [[ابن فارض]] به نقل از ابن خلکان خواندم، بالبداهه این [[شعر]] به ذهنم خطور کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و صهره و صنوه *** و من حواهم النمط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهم ائمة الهدى *** و من یعادیهم غلط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تَروى العلوم عنهم *** و من تعداهم خَبَط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهم تمسکى غدا *** و سوف یدرى من سقط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مضمون این ابیات این است که: (آن که هیچ بدى نکرده و تنها، کارش خوبى بود)، علاوه بر [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (صلى الله علیه وآله)، داماد و برادر و پسرعموى او و دیگر [[ائمه اطهار|امامان]] هدایت گر هستند. آنان پیشواى [[دین]] و راهنمایان طریق هدایت هستند، هر کس با آنان دشمنى کند، قطعاً به خطا رفته است. آنان کسانى هستند که علم و دانش از آن ها روایت شده و کسى که از راه آنان تجاوز کند (بیراهه رود) به اشتباه گرفتار شده. تمسک من در فرداى [[قیامت]] به آن هاست و به زودى آن کس که به پرتگاه جهالت افتاده این نکته را دانسته و ملتفت خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى کاظمینى، بعد از سال ها کوشش در راه اعتلاى [[دین]]، سرانجام در ۱۳ [[ماه محرم|محرم]] ۱۳۹۱ قمری در بیمارستان [[کاظمین]]، بدرود حیات گفت. پیکر پاکش بعد از [[تشییع]] شایسته اى بر روى دوش مردم کاظمین و بعد از اقامه [[نماز میت|نماز]] به وسیله فرزندش سید على کاظمینى، در صحن مطهر [[کاظمین]] در مقبره خانوادگى آن عالم ربانی، به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید محمدمهدى موسوى اصفهانى&amp;quot;، على کرجى، سایت فرهیختگان تمدن شیعی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحمدمهدی0.jpg| سید محمدمهدی موسوی اصفهانی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحمدمهدی.jpg| یکی از آثار سید محمدمهدی موسوی اصفهانی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|اصفهانی،سید محمدمهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:تراجم نویسان]]&lt;br /&gt;
[[رده:محدثان]]&lt;br /&gt;
[[رده:رجالیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در کاظمین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168620</id>
		<title>سید محمدمهدی اصفهانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168620"/>
		<updated>2026-07-15T05:46:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«علامه سید محمدمهدی اصفهانی کاظمینی»''' (۱۳۱۹-۱۳۹۱ ق)، فقیه اصولی، محدث رجالی، متکلم، شاعر و تراجم‌نویس بزرگ [[امامیه]] در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب خوانسارى]] بود. علمای تراجم، از منزلت علمى و مقام بلند دانش او در رشته‌هاى مختلف علوم دینى تجلیل کرده و او را به علامه، عالم فاضل، مجتهد بزرگ، مورخ پژوهشگر، سید عالمان و مجتهدان، زبان فقیهان و متکلمان، آگاه بر اخبار و روایات ستوده‌اند. از آثار او «[[احسن الودیعة (کتاب)|أحسن الودیعة فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه]]» کتابی در شرح حال مشاهیر [[شیعه|شیعه]] است.  &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدمهدی موسوی اصفهانی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:M-m esfahani.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۱۹ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[کاظمین]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۹۱ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = کاظمین - [[حرم کاظمین|حرم جوادین علیهماالسلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید = [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی]]، [[سید محسن امین]]، [[سید ابوتراب خوانساری]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین مرعشى نجفى]]، شیخ ابوالفضل ثقفى تهرانى، شیخ حسین قدیحى بحرانى،...&lt;br /&gt;
|آثار = [[احسن الودیعة (کتاب)|احسن الودیعة]]، القول المقبول فى مباحث الاصول، ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه، معجم القبور،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى موسوى، سوم [[ماه شعبان|شعبان]] سال (۱۳۱۹ هـ .ق.) مصادف با سالروز ولادت [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] (علیه السلام)، در شهر [[کاظمین]] [[عراق]]، به دنیا آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش سید محمد اصفهانى، معروف به واعظ، داراى احاطه کافى و گسترده در اخبار، تاریخ و [[علم رجال|رجال]] و ادبیات بود. او هنگام بازگشت از [[کربلا]] به سوى ایران، در کاظمین توقف کرد. از آن جا که مردم آن سامان، با علم و فضل او آشنایى داشتند، از او درخواست کردند تا در آن شهر سکونت گزیند و مردم را ارشاد کند. او نیز قبول کرد و تا آخر عمر به وعظ، ارشاد و اقامه [[نماز جماعت]] در صحن مطهر حرم [[کاظمین]](علیهما السلام) پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جد اولش، علامه بزرگ، سید محمدصادق اصفهانى چهارسوقى از عالمان و فقیهان خوانسار و [[اصفهان]] بود. جد دومش، [[میرزا زین العابدین خوانساری|سید زین العابدین خوانسارى]]، نویسنده شرح «[[زبدة الاصول (کتاب)|زبدة الاصول]]» [[شیخ بهایی|شیخ بهایى]]، از عالمان و فقیهان اصفهان بود که در ۱۲۷۶ هـ .ق. بدرود حیات گفت و در قبرستان [[تخت فولاد]] اصفهان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان سید محمدمهدى اصفهانى که نسبشان با چند واسطه به [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام موسى کاظم]](علیه السلام)&amp;lt;ref&amp;gt;سید محمدمهدى، فرزند سید محمد، فرزند سید محمدصادق، فرزند زین العابدین، فرزند ابوالقاسم جعفر، فرزند حسین، فرزند ابوالقاسم جعفر معروف به میر، فرزند حسین، فرزند قاسم، فرزند محب الله، فرزند مهدى، فرزند زین العابدین، فرزند ابراهیم، فرزند کریم الدین، فرزند رکن الدین، فرزند زین العابدین، فرزند سید صالح القصیر، فرزند محمد، فرزند محمود، فرزند حسین، فرزند حسن، فرزند احمد، فرزند ابراهیم، فرزند عیسى، فرزند حسن، فرزند یحیى، فرزند ابراهیم، فرزند حسن، فرزند عبدالله، فرزند امام موسى کاظم(علیه السلام).&amp;lt;/ref&amp;gt; مى رسد، از خاندان هاى شریف، در شهرهاى خوانسار، [[اصفهان]] و کاظمین هستند که در جهات مختلف علمى، کمال و نسب، شرافت ویژه اى دارند. از این خاندان، فقیهان، ادیبان و مورخان بسیارى نسل اندر نسل برخاسته اند که در کتاب هاى تراجم و اجازه نامه هاى فقهى و روایى، نام آنان ذکر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى، به اعتبار انتسابش به امام موسى کاظم(علیه السلام)، به موسوى و به علت اقامت اجدادش در اصفهان و خوانسار، به اصفهانى و خوانسارى و به خاطر تولد و اقامتش در [[کاظمین]]، به کاظمینى معروف شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرجال، ج ۳، ص ۳۱۳ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات محمدمهدى، با خواندن و نوشتن در مکتب آغاز شد. هوش سرشار، استعداد ذاتى و شوق فراوان او موجب شد تا پدرش سید محمد اصفهانى، عنایت خاصى نسبت به او پیدا کند از این رو مدرسانى چند براى تعلیم و تربیت او به خدمت گرفت. آنان در برابر مزدى که جناب سید محمد اصفهانى به آنان مى داد هر روز در منزل حاضر شده، درس هاى [[صرف]]، [[نحو]]، [[منطق]] و [[علم معانی|معانى]] و [[علم بیان|بیان]] را به او مى آموختند. سید محمدمهدى همه آن درس ها را به خوبى و با کمال اشتیاق، با کمک حافظه قوى، فرا مى گرفت به طورى که تعجب معلمان خود را برمى انگیخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى بعد از گذراندن دروس مقدماتى علوم حوزوى، به یادگیرى دروس [[سطوح حوزه|سطح]] نزد استادان معروف کاظمیّه پرداخت. و هنوز نوجوانى او به پایان نرسیده بود که کتاب هاى [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]] [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصارى]] و [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]] [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] را به اتمام رساند.&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۴ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سفر به کربلا و نجف:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى، براى کسب درجات عالى علوم حوزوى، راهى شهرهاى [[کربلا]] و [[نجف]] شد و در درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] استادان معروف آن شهرها حضور یافت. وى بعد از سال ها تحصیل و پژوهش در رشته هاى متنوع [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] به درجه [[اجتهاد]] نایل آمد و از طرف بسیارى از استادان مشهور آن شهرها، مفتخر به دریافت [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نامه روایت نیز گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى، بعد از پایان دروس عالى علوم اسلامى، مدتى قبل از وفات پدر عالم و فقیهش سید محمد اصفهانى در سال ۱۳۵۵ هـ .ق، به زادگاهش کاظمین بازگشت. او تحول بزرگى در [[فرهنگ]] مذهبى مردم ایجاد کرد و حیاتى دوباره به [[حوزه علمیه]] آن شهر بخشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''استادان و مشایخ:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى به علت دسترسى آسان به شهرهاى کربلا و نجف اشرف، حضور استادان دانشمند و [[فقیه]] در آن شهرها را غنیمت شمرد و از علم و [[اخلاق]] آنها بهره برد. نام بسیارى از آن ها در کتاب هاى تراجم و آثار به جا مانده از سید محمدمهدى ذکر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. شیخ حسین رشتى (۱۳۴۸ ـ ۱۲۹۵هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. میرزا ابراهیم سلماسى: سید محمدمهدى اصفهانى، مدتى نزد او به تحصیل علوم دینى پرداخت و کتاب هاى [[شرح لمعه]] (جلد اول) و [[الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه (کتاب)|فصول]] را نزد او آموخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب موسوى خوانسارى]] (متوفاى ۱۳۴۶ هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. سید محمد اصفهانى (متوفاى ۱۳۵۵هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. شیخ على نجفى فرزند رضا بن موسى بن [[شیخ جعفر کاشف الغطاء|جعفر کاشف الغطاء]] (متوفاى ۱۳۵۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. شیخ [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]] (متوفاى ۱۳۷۳هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. سید محمد کاشانى حائرى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. شیخ على شاهرودى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹. [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى نجفى]] (متوفاى ۱۳۶۱هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰. [[شیخ محمدکاظم شیرازی|شیخ محمدکاظم شیرازى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱. [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقى شیرازى]] (متوفاى ۱۳۳۸هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲. [[سید محسن امین|سید محسن امین عاملى]] (متوفاى ۱۳۷۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳. [[محمد مهدی خالصی|شیخ محمدمهدی خالصى]] (۱۲۷۶ - ۱۳۴۳ ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴. شیخ على بن ابراهیم قمى نجفى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵. شیخ على مازندرانى نجفى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶. شیخ میرزا اسدالله زنجانى (متوفاى ۱۳۷۱هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷. شیخ محمدعلى قمى (متوفاى ۱۳۵۸ هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸. میرزا هادى خراسانى حائرى (۱۳۳۹ ـ ۱۲۹۶هـ .ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى، علاوه بر نقل روایت از [[مشایخ]] [[شیعه]] خود، از مشایخ [[اهل سنت]] نیز روایت نقل مى کرد. نام دو تن از آنان در کتاب هاى تراجم ثبت شده است که عبارتند از: سید ابراهیم راوى بغدادى و شیخ یوسف عطاء حنفى.&amp;lt;ref&amp;gt;معارف الرجال، ج ۳، ص ۱۵۸ و ص ۳۱۳ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۴ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۰ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین اقدام سید محمدمهدى اصفهانى در شهر کاظمین، تدریس در [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] آن شهر در رشته هاى مختلف علوم دینى به ویژه تدریس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] بود. احاطه بر مبانى و اصول علوم مختلف اسلامى، آشنایى با آرا و نظرات بزرگان آن دانش ها و برخوردارى از بیان گویا و روان، موجب شد تا عده بسیارى از جویندگان علم و کمال در محضرش حاضر شده، از نور علمش بهره جویند. بسیارى از عالمان، فقیهان و محدثان از آن [[محدث]] و [[فقیه]] بزرگ [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت دریافت کرده اند که اسامى بسیاری از آنان در کتاب هاى تراجم ذکر شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. سید مهدى، فرزند سید محمدجعفر، فرزند سید مهدى، فرزند [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر موسوى خوانسارى]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. سید فضل الله، فرزند سید عطاءالله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. سید جلال الدین تقوى دینانى، مشهور به آقازاده لاریجانى تهرانى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. سید محمدحسن آل طیب شوشترى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. شیخ محمدمهدى آل علامه شرف الدین شوشترى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. شیخ محمد مختار، فرزند شیخ امان الله هندى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. شیخ هادى محمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. [[سید مصطفی صفایی خوانساری|سید مصطفى صفایى خوانسارى]]: سید محمدمهدى اصفهانى (۱۵ ربیع الاول ۱۳۶۹ هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را «فیض البارى فى الاجازة للعلامة الخوانسارى» نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹. شیخ ابوالفضل ثقفى تهرانى، که سید محمدمهدى اصفهانى (ربیع الاول ۱۳۷۰هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را «احسن الحبل فى الاجازة للحاج میرزا ابوالفضل» نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰. شیخ حسین قدیحى بحرانى: سید محمدمهدى اصفهانى براى وى دو اجازه نامه صادر کرده است، مفصل و مختصر. و اجازه نامه مفصل را در (۱۲ ربیع الاول ۱۳۷۵هـ .ق.) به او داده است و آن را «انوار الکاظمین فى الاجازة للشیخ حسین» نامیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱. شیخ فرج الله آل عمران قطیفى، که سید محمدمهدى اصفهانى در (۶ شوال ۱۳۷۱ هـ .ق.) اجازه نامه اى به نام «احسن الدرج فى الاجازة للشیخ فرج» به وى داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲. شیخ على اکبر مروج خراسانى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳. سید عبدالمجید حائرى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴. میرزا احمد احمدآبادى اصفهانى، معروف به طبیب زاده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵. حسین على محفوظ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶. سید على موسوى کاظمى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷. سید محمدحسین جلالى، که سید محمدمهدى اصفهانى اجازه نامه اى به نام «الدرر الغوالى فى الاجازة لسیدنا الجلالى» به او داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸. [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب الدین مرعشى نجفى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر شاگردان و راویان مذکور، به عالمان دیگر نیز اجازه نامه روایت اعطا کرده است که با ذکر تاریخ آورده مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹. سید احمد مامقانى، (۱۵ جمادى الثانى ۱۳۶۷ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰. شیخ احمد زنجانى، (۲۵ جمادى الثانى ۱۳۶۷ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱. آقا جعفر فیض مهدوى کرمانشاهى، (۷ ربیع الاول ۱۳۶۸ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲. سید محمد فرزند سید نعمت الله جزائرى، (۲۷ ذى القعده ۱۳۶۹ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳. شیخ جعفر حائرى، (۲۴ رجب ۱۳۷۰ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۴. شیخ عباس رفسنجانى، (۶ جمادى الثانى ۱۳۷۱ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵. سید محمدمهدى خراسانى حائرى، (۵ رجب ۱۳۷۱ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۶. سید محمدرضا بهشتى اصفهانى، (۲۶ جمادى الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۷. شیخ عبدالرسول واعظى تسترى، (۱۶ ذیحجه ۱۳۷۳ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۸. شیخ محمدحسین کمره اى، (۳ ربیع الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۹. سید شهاب الدین لُنبانى اصفهانى، (۲۶ ربیع الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰. سید موسى بحرانى بغدادى، (۱۵ جمادى الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۱. سید عزیزالله امامت کاشانى، (۲۳ صفر ۱۳۷۵ هـ .ق.).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۲. سید على شمس المحدثین، (۱۱ رجب ۱۳۷۲ هـ .ق.).&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۱ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵ احسن الودیعه، ج ۱، ص۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى، تألیفات بسیارى در موضوعات مختلف [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] مانند [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[منطق]]، [[علم کلام|کلام]]، تراجم، [[تاریخ]]، [[علم رجال|رجال]] و [[حدیث]]، در قالب کتاب و رساله، به رشته تحریر درآورده است. او با برنامه ریزى دقیق، قسمت عمده اى از عمر شریف خود را در کتابخانه شخصى خود گذراند و به پژوهش در موضوعات گوناگون علوم مذکور پرداخت و کتاب ها و رساله هاى فراوانى با عبارات شیوا و با قلمى روان و با تحلیل هاى عمیق و محققانه تألیف نمود. آثار ارزشمند او، نشان نبوغ فکرى، ژرف اندیشى و قدرت فوق العاده اش در تحلیل مسائل و مطالب علوم دینى است. این صفات پسندیده با مراجعه به تألیفات وى، به خوبى قابل لمس است.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم القبور، ج ۱، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار فقهى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. التنبیه على جواز التشبیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. تحفة الساجد فى احکام المساجد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. ترجمه تحفة الساجد فى احکام المساجد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. جلاء الخاطر فى الاجوبة المسکنة و النوادر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. جواز تقلید المیت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. الحواشى على [[خلاصة الاقوال (کتاب)|خلاصة الاقوال]] للعلامة الحلى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. حواشى بر خلاصة الاقوال [[علامه حلی|علامه حلى]] (فارسى)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. ضوء الشمعه فى الحواشى على [[الروضة البهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه‌ (کتاب)|شرح اللمعه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹. مطلوب البغاة فى الحواشى على بغیة الوعاة&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰. نزهة المرتاض فى شرح طهارة [[ریاض المسائل (کتاب)|الریاض]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱. نتائج المطالعات و ثمرات المراجعات&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rajat.jpg|thumb|left|بیداری امت در اثبات رجعت، ترجمه &amp;quot;ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه&amp;quot;؛ یکی از آثار علامه اصفهانی کاظمینی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار اصولى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲. القول المقبول فى مباحث الاصول&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳. صرف العنایة فى حل معضلات [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴. ارشاد السائل الى [[فرائد الاصول (کتاب)|الرسائل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار کلامى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵. ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه: مؤلف در مقدمه کتاب به ذکر معناى لغوى و اصطلاحى [[رجعت]] پرداخته و سپس در باب اول به بررسى [[آیه|آیات]]، در باب دوم به بررسى روایات و در باب سوم به ذکر اقوال عالمان و نائبان [[اهل البیت|معصومین]](علیهم السلام) و در خاتمه به بررسى شبهات در مورد رجعت و معرفى کسانى که در مورد رجعت، دست به تألیف زده اند، پرداخته است. این اثر ارزشمند در سال ۱۳۷۱ هـ .ق. در تهران به وسیله ابوالقاسم سحاب تفرشى ترجمه شده و نامش «بیدارى امت در اثبات رجعت» است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶. اصول الشیعة و فروعه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷. دوائر المعارف&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸. نفایس الکلام فى شرح اسماء الحسنى العظام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تراجم:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹. الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰. احسن الذریعة فى تراجم علماء الشیعه: این کتاب، غیر از «احسن الودیعه فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه»، است که بعداً ذکر مى شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱. اَلاُسَرُ الشیعه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲. ابوالشهداء و العقاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳. البرهان الجلى على ایمان [[زید بن علی بن الحسین|زید بن على]](علیه السلام)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۴. الحواشى اللمعات على [[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵. رشحات الاقدام فى تراجم الاعلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۶. رساله شرح احوال سید محمدمهدى اصفهانى و مشایخ او&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۷. مختصر الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۸. مواهب البارى فى ترجمة [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|آیت الله العلامة الخوانسارى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۹. مطلع الشمسین فى الدفاع عن السیّدین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰. النقد و البیان فیما یتعلق بکتب الاعیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۱. معجم القبور: این کتاب ارزشمند، در شش جلد تألیف شده. موضوع جلد اول، مباحث و مطالب گسترده در مورد اصل [[قبر]] و [[زیارت|زیارت]] قبر شریف [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (صلى الله علیه وآله) و [[امام علی علیه السلام|على]] (علیه السلام)، موضوع جلد دوم ذکر زیارت قبر [[ائمه اطهار|ائمه]] (علیهم السلام) از [[امام حسن علیه السلام|امام حسن]] (علیه السلام) تا [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکرى]] (علیه السلام) و ذکر احوال و مناقب [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] (علیه السلام)، ادله اثبات [[رجعت]]، موجود بودن آن حضرت در حال حاضر، با استناد به روایات [[شیعه]] و [[اهل سنت|سنى]]. موضوع جلد سوم، ذکر قبر اولاد پیامبر (صلى الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام)، موضوع جلد چهارم، شرح حال [[انبیاء|انبیاى]] مشهور و مکان دفن آن ها، موضوع جلد پنجم، ذکر شهرهاى شیعه نشین، قبرها و مزارهاى واقع در آن شهرها. و موضوع جلد ششم در مورد مقابر مهم و [[مسجد|مساجد]] معظمه در شهرهاى اسلامى و فضیلت زیارت آن ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۲. [[احسن الودیعة (کتاب)|احسن الودیعة فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه]]: این کتاب از مشهورترین کتاب هاى سید محمدمهدى اصفهانى است که در دو جلد در یک مجلد بارها به چاپ رسیده است. موضوع آن، شرح حال عالمان و فقیهان مشهور شهرهاى [[کاظمین]]، [[نجف]]، [[کربلا]]، [[اصفهان]] و دیگر شهرهاست و در واقع، مکمل و متمم کتاب «[[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]» [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|سید محمدباقر خوانسارى]] (متوفاى ۱۳۱۳ هـ .ق.) است، از این رو نام دیگر آن را «الباقیات الصالحات فى تتمیم روضات الجنات» نهاده است. تفاوت «احسن الودیعه» با «روضات الجنات» در آن است که در این کتاب، رعایت حروف الفبایى نشده است بلکه ذکر عالمان و فقیهان بر اساس ترتیب طبقات آن ها آمده است؛ از این رو، گاه فاضل بر افضل و کامل بر اکمل مقدم شده است. در جلد دوم این کتاب، مراکز علمى شیعه به طور مبسوط معرفى شده است مثل [[نجف]]، [[کربلا]]، [[کوفه]]، [[حله]]، حلب، حمص، [[بحرین]]، [[قم]]، کاشان، [[مشهد]]، [[کاظمین]]، [[سامرا|سامراء]]، رى و... . در آخر کتاب، تصویر برخى از بزرگان دین آورده شده است مثل تصویر آیات عظام [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب خوانسارى]]، شیخ محمدمهدى کرمانشاهى، [[میرزا محمدحسین نائینی|محمدحسین نائینى]] و [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین آل کاشف الغطاء]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''دیگر آثار:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۳. بُغیة الرجال فى الحواشى على [[منتهى المقال (کتاب)|منتهى المقال]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۴. بغیة الادیب و غنیة الاریب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۵. تنبیه اهل الحجى على بطلان نسبة کتاب [[الفقه المنسوب للإمام الرضا علیه السلام (کتاب)|الفقه الى الرضا]] (علیه السلام)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۶. جامع الشتات فى النوادر و المتفرقات، در چهار جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۷. فهرست [[الأمالی شیخ طوسی (کتاب)|امالى شیخ طوسى]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۸. فهرست [[عیون اخبارالرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۹. فهرست [[النهایه فی غریب الحدیث و الاثر (کتاب)|النهایه لابن الاثیر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۰. فهرست [[وفیات الأعیان (کتاب)|وفیات الاعیان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۱. زبدة الکلام فى المنطق و الکلام، در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۲. مسالک المتقین فى اجازات علمائنا المجتهدین، در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۳. هدیة الصبیان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
'''اداره حوزه علمیه:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از خدمات علمى و فرهنگى سید محمدمهدى اصفهانى در شهر [[کاظمین]]، اداره [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] و تأمین نیازمندى هاى طلاب و فضلاى مشغول به تحصیل در آن شهر است. از نامه ها، [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نامه ها و برخى از آثار او برمى آید که وى دغدغه خاصى نسبت به حفظ امنیت حوزه علمیه، تأمین اقتصادى طلاب و حفظ انسجام آنان داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى در مقدمه کتاب «ایقاظ الامة» بیان مى کند، کشور [[عراق]] به انواع گرفتارى ها مثل جنگ داخلى، فقر عمومى، گسترش [[فساد]] اخلاقى و ناامنى، مبتلا شده بود و این گرفتارى ها در سرنوشت حوزه علمیه آن شهر تأثیر داشت. او براى جلوگیرى از تأثیرات سوء این حوادث بر آن حوزه، متحمل زحمات فراوانى شد و براى این منظور، علاوه بر ارتباط منظم و بیشتر با مردم و حضور در بین جویندگان [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]]، بسیارى از عالمان و خواص را در شهرهاى مختلف عراق و [[ایران]] به عنوان وکیل خود قرار داد تا وجوهات شرعى را جمع آورى و به سوى وى ارسال کنند. آن عالم فرزانه این کار را جهت تأمین هزینه تحصیلى و ایجاد مکان مناسبى براى محل تدریس و تحصیل طلاب آن شهر، انجام داد و در این راه به موفقیت کامل رسید و حوزه علمیه را به نحو احسن اداره نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۲ وصیت نامه حجت الاسلام و المسلمین سید ناصرعلى ضیغمیان، ص۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کتابخانه ارزشمند:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى، علاقه فراوانى به کتاب و کتابخوانى به ویژه کتاب هاى علمى و ادبى و کتاب هاى مرتبط با دروس حوزوى، داشت. از این رو از ابتداى تحصیلات علوم دینى تا سال هاى آخر عمر پر برکتش، مدام هر جا کتابى مى دید که در تحقیقات و تألیفات و دیگر فعالیت هاى فرهنگى و مذهبى وى دخالت دارد، آن را خریدارى کرده، در کتابخانه شخصى خود نگه دارى مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از وضعیت چاپ کتاب در شهرها و کشورهاى مختلف دور و نزدیک، مثل ایران، هند و کشورهاى اروپایى با خبر مى شد و هر گاه کتاب تازه اى، به چاپ مى رسید، سفارش تهیه نسخه اى از آن را مى نمود و در نگه دارى آن کمال کوشش را به خرج مى داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویژگى کتابخانه آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى در [[کاظمین]]، فراوانى کتاب ها، تنوع در موضوعات، مورد نیاز بودن آن ها و وجود نسخه هاى نایاب بود، که منبع و مأخذ بسیار مهمى براى پژوهش و تألیف در موضوعات مختلف علوم دینى به حساب مى آمد. او از این گنجینه پرگهر و ارزشمند، نهایت استفاده را کرد و تألیفات بسیارى را با کمک آن در موضوعات مختلف در قالب کتاب و رساله، به جهان [[اسلام]] عرضه داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۳ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۰ معجم القبور، ج ۱، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى در کنار تحصیل علوم دینى، به [[تهذیب نفس]] و خودسازى نیز مى پرداخت. او با استفاده از ارشاد معلمان بزرگ [[اخلاق]]، به ویژه در شهر [[نجف]] اشرف -مثل آیت الله [[سید ابوتراب خوانساری|سید ابوتراب خوانسارى]]-، رذائل اخلاقى را از خود دور و [[نفس]] خود را به فضایل، مزین کرده، روز به روز به تقویت آن پرداخت تا به مرحله کمال معنوى مطلوب دست پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حسن خلق:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او داراى همتى بلند، خُلقى کریم، و شرافت نفس بود. از هر گونه بدى پرهیز داشت. نه خود از کسى به بدى یاد مى کرد و نه اجازه مى داد تا نزد او از کسى به بدى یاد کنند و حتى در کتاب هایش، نام کسى را نمى برد، مگر آن که با تعظیم و [[احترام]] نام او را ذکر مى کرد. نسبت به اهل علم، احترام خاصى قائل بود و در هر مجلسى مى گفت: عالمان عامل، فرزندان [[دین]] هستند احترام آن ها بر همه مسلمانان واجب است. و به همین خاطر در کتاب شریف معجم القبور، فصل مشروحى در مورد فضیلت عالمان اختصاص داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نظم در زندگى:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى قسمتى از وقت خود را به امور زندگى شخصى و رسیدگى به خانواده و ساعاتى را براى پژوهش و تألیف و فرصتى را براى ملاقات با مردم داشت. او بعد از ظهرها، قبل از [[نماز]] مغرب و عشا، در صحن مطهر [[کاظمین]] حاضر مى شد و در [[محراب]] مى نشست و مردم مسائل دینى و یا مشکلات خود را با او در میان مى گذاشتند. او با علاقه به جواب گویى مسائل شرعى، و رفع مشکلات آنان مى پرداخت و بسیار، آنان را [[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف و نهى از منکر]] مى کرد و نسبت به احقاق [[حق]] و ابطال [[باطل]]، اهتمام مى ورزید. سید از هر گونه کار یا ملاقاتى که موجب تلف شدن وقت او مى شد پرهیز داشت از این رو جز محافل دینى، مذهبى، زیارت [[معصوم|معصومین]] (علیهم السلام) و ملاقات با مردم ـ براى رفع مشکلات آنان ـ از هر گونه مجلس یا سفرى که فایده علمى و دینى نداشت، دورى مى کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم القبور، ج ۱، ص ۹ ایقاظ الامه صفحه جیم. احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴ المسلسلات، ج ۲، ص۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ارادت به اهل بیت علیهم‌السلام:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن خلکان]] در کتاب «[[وفیات الأعیان (کتاب)|وفیات الاعیان]]» خود وقتى به شرح حال [[ابن فارض|عَمْرو بن فارض]] مى رسد مى نویسد: از برخى از دوستان خود شنیده ام که: [[ابن فارض]] روزى در خلوت، [[بیت (شعر)|بیت]] زیر را که مال حریرى نویسنده مقامات است زمزمه مى کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من‌ذا الذى ما ساء قطّ *** و من له الحسنى فقط&amp;lt;ref&amp;gt;کیست که هرگز بدى نکرده است و تنها کار او خوبى بود؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن فارض مى گوید: به من الهام شد که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد الهادى الذى *** علیه جبریل هبط&amp;lt;ref&amp;gt;آن کسى که هیچ بدى نکرده و تنها کار او خوبى است، محمد (صلى الله علیه وآله) راهنماى بحق است که جبرئیل امین بر او نازل شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدمهدى اصفهانى مى گوید من وقتى این دو بیت را از صاحب مقامات و [[ابن فارض]] به نقل از ابن خلکان خواندم، بالبداهه این [[شعر]] به ذهنم خطور کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و صهره و صنوه *** و من حواهم النمط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهم ائمة الهدى *** و من یعادیهم غلط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تَروى العلوم عنهم *** و من تعداهم خَبَط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهم تمسکى غدا *** و سوف یدرى من سقط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مضمون این ابیات این است که: (آن که هیچ بدى نکرده و تنها، کارش خوبى بود)، علاوه بر [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (صلى الله علیه وآله)، داماد و برادر و پسرعموى او و دیگر [[ائمه اطهار|امامان]] هدایت گر هستند. آنان پیشواى [[دین]] و راهنمایان طریق هدایت هستند، هر کس با آنان دشمنى کند، قطعاً به خطا رفته است. آنان کسانى هستند که علم و دانش از آن ها روایت شده و کسى که از راه آنان تجاوز کند (بیراهه رود) به اشتباه گرفتار شده. تمسک من در فرداى [[قیامت]] به آن هاست و به زودى آن کس که به پرتگاه جهالت افتاده این نکته را دانسته و ملتفت خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;بیدارى امت، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى کاظمینى، بعد از سال ها کوشش در راه اعتلاى [[دین]]، سرانجام در ۱۳ [[ماه محرم|محرم]] ۱۳۹۱ قمری در بیمارستان [[کاظمین]]، بدرود حیات گفت. پیکر پاکش بعد از [[تشییع]] شایسته اى بر روى دوش مردم کاظمین و بعد از اقامه [[نماز میت|نماز]] به وسیله فرزندش سید على کاظمینى، در صحن مطهر [[کاظمین]] در مقبره خانوادگى آن عالم ربانی، به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید محمدمهدى موسوى اصفهانى&amp;quot;، على کرجى، سایت فرهیختگان تمدن شیعی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحمدمهدی0.jpg| سید محمدمهدی موسوی اصفهانی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحمدمهدی.jpg| یکی از آثار سید محمدمهدی موسوی اصفهانی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|اصفهانی،سید محمدمهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:تراجم نویسان]]&lt;br /&gt;
[[رده:محدثان]]&lt;br /&gt;
[[رده:رجالیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در کاظمین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168619</id>
		<title>سید محمدقلی موسوی هندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168619"/>
		<updated>2026-07-15T04:42:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«سيد محمدقلى موسوى نیشابوری هندی»''' (۱۱۸۸-۱۲۶۸ ق)، فقیه، مفسر، محدث، متکلم و مرجع بزرگ [[شیعه|شیعیان]] هند در قرن سيزدهم هجرى و از شاگردان [[سید دلدار علی نقوی]] بود. او از صاحب‌نظران در [[علم كلام]] بود و تألیفات ارزشمندی در این حوزه مانند «[[تشیید المطاعن لکشف الضغائن (کتاب)|تشیید المطاعن]]» از خود بر جای گذاشت. [[میر حامد حسین هندی]] صاحب «[[عبقات الانوار]]» از فرزندان اوست.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سيد محمدقلى موسوى نیشابوری هندی&lt;br /&gt;
||تصویر= &lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۱۸۸ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = کنتور، هند&lt;br /&gt;
|وفات =   ۱۲۶۸ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  لکهنو، هند&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید دلدار علی نقوی]]،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = [[میر حامد حسین هندی]]، سید اعجاز حسین هندی، سید غلامحسین کنتوری، سید محمد نقوی نصیرآبادی،...&lt;br /&gt;
|آثار = تقریب‌الأفهام فی تفسیر آیات‌الأحکام، احکام عدالت علویه، نفاق الشیخین بحکم احادیث الصحیحین، تقلیب المکائد، [[تشیید المطاعن لکشف الضغائن (کتاب)|تشیید المطاعن لکشف الضغائن]]، برهان سعادت، أبنیة الافعال،... &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
سید محمدقلی موسوی نيشابورى كنتورى در ۵ [[ذی القعده]] سال ۱۱۷۴ یا ۱۱۸۸ق در «کنتور» هند زاده شد. نسب وی با ۲۵ واسطه به [[امام موسی بن جعفر]] (علیه السلام) می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از خاندانی بزرگ، از [[سادات]] مشهور نیشابور با پیشینه  ای علمی و دینی برخاست. نياكانش پيش‌تر در نيشابور زندگى می‌كردند، اما پس از حمله مغول، از [[ايران]] به هندوستان كوچيدند. پدرش سید محمدحسین (معروف به الله‌ کَرَم)، از علما و فقهای زمان خویش بود و [[قرآن]] و بسیاری از کتب حدیثی را مانند: [[تحفة الزائر]] و [[حق الیقین (کتاب)|حق الیقین]] ([[علامه مجلسی]]) و جامع عباسی ([[شیخ بهایی]]) را [[استنساخ]] کرد. گفته شده او پیش از ولادت فرزند برومندش، در عالَم رؤیا دید [[امام زمان]] عجل الله تعالی فرجه به او سه میوه عطا فرمود که دو تا نارس و یکی رسیده و کامل بود. پس از آن، خداوند سه پسر به وی داد که آن ها را مهدی قلی، هادی قلی و محمدقلی نامید؛ ولی دو فرزند نخست در کودکی و نوجوانی بدرود زندگی گفتند و تنها سید محمدقلی برایش ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;به نقل از نجوم السماء، آزاد کشمیری.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدقلی مدتى در شهر ميرتهه بر كرسى [[قضاوت]] و [[فتوا]] نشست. یکی از خدمات وى، تأسیس کتابخانه ای است که بعدها با تلاش و کوشش فرزندش میرحامدحسین و نوه‌اش سیدناصر حسین، گسترش یافت. این کتابخانه در لکهنو به نام «کتابخانه ناصریه» شهرت دارد و یکی از بزرگ‌ترین کتابخانه‌های [[شیعه]] در شهرهای هند و کشورهای اسلامی و مملوّ از کتاب‌های چاپی و خطی از نویسندگان شیعه و [[سنی]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه سید محمدقلی در اواخر عمرش به لکهنو بازگشت و به تألیف و خدمات علمی و دینی اشتغال داشت. او سرانجام در ۸۴ سالگی در ۹ [[ماه محرم]] ۱۲۶۸ یا ۱۲۶۰ قمری در شهر لکهنوی هند وفات یافت و در [[حسینیه]] خود مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
سید محمدقلی، کتاب‌های اوّلیه را در لکهنو نزد فضلای آن دوره فرا گرفت و پس از آن محضر [[سید دلدار علی نقوی]] (۱۱۶۶-۱۲۳۵ ق) را درک کرد و در اکثر علوم و فنون به ویژه در [[علم کلام]] تبحّر و احاطه بسیار پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فرزندش [[میر حامد حسین هندی]] (۱۲۴۶-۱۳۰۶ ق) صاحب «[[عبقات الانوار]]»؛&lt;br /&gt;
*فرزند دیگرش، مولانا سید سراج حسین (۱۲۱۱-۱۲۷۳ ق) حکیم، طبیب، ریاضی دان و صاحب «رساله در مخروطات»؛&lt;br /&gt;
*فرزند دیگرش، علامه سید اعجاز حسین (۱۲۴۰-۱۲۸۶ ق) صاحب کشف الحجب و شذور العقیان؛&lt;br /&gt;
*دامادش، سید غلامحسین کنتوری (۱۲۴۷-۱۳۳۷ ق) صاحب انتصار الاسلام؛&lt;br /&gt;
*سلطان العلماء سید محمد نقوی نصیرآبادی (۱۱۹۹-۱۲۸۴ ق) صاحب طعن الرماح و الضربة الحیدریة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
سیدمحمدقلی در علوم مختلف مانند [[فقه]]، [[تفسیر]] و [[حدیث]] دارای تألیفات متعددی است، اما از آنجا که در [[علم کلام]]، محقق و صاحب نظر بود، بیشتر آثارش در این حوزه به یادگار مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تقریب الأفهام فی تفسیر [[آیات الاحکام|آیات الأحکام]] (فارسی)&lt;br /&gt;
*تطیهر المؤمنین عن نجاسة المشرکین؛ در احکام [[نجاسات|نجاست]] کفار&lt;br /&gt;
*احکام عدالت علویه (فارسی)؛ در دوازده باب و یک خاتمه&lt;br /&gt;
*أبنیة الافعال؛ در علم [[صرف]] (اردو)&lt;br /&gt;
*تکمیل المیزان لتعلیم الصبیان؛ شرح کتاب میزان در علم صرف&lt;br /&gt;
*الحواشی و المطالعات&lt;br /&gt;
*نفاق الشیخین بحکم احادیث الصحیحین&lt;br /&gt;
*مُزیل الوسواس فی ردّ من تبع الخنّاس&lt;br /&gt;
*رساله در [[تقیه]] (فارسی، لکهنو)؛ فرزندش [[میر حامد حسین هندی]] آن را به اردو ترجمه و در مجله الاصلاح چاپ کرده است.&lt;br /&gt;
*رساله در گناهان کبیره (فارسی)&lt;br /&gt;
*سیف ناصری؛ ردّ باب اول «[[تحفة اثنی عشریة (کتاب)|تحفة اثنی عشریة]]» [[عبدالعزیز دهلوی]] عالم [[سنی]] مذهب (که درباره تاریخ فرقه های [[شیعه]] است).&lt;br /&gt;
*تقلیب المکائد؛ رد باب دوم تحفه اثنی عشریه (فارسی)&lt;br /&gt;
*برهان سعادت؛ ردّ باب هفتم تحفه اثنی عشریه (فارسی)&lt;br /&gt;
*[[تشیید المطاعن لکشف الضغائن (کتاب)|تشیید المطاعن لکشف الضغائن]]؛ ردّ باب دهم تحفه اثنا عشریه (فارسی)&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، ج۴، ص ۱۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; این کتاب درباره مطاعن، قبایح افعال و [[بدعت]] های [[خلفای نخستین|خلفای ثلاث]] است. مؤلف، در این کتاب تمام مطاعن خلفای جور را از نظر [[رجال]]، [[حدیث]] و [[تاریخ]]، استوار ساخته و تمام نقض های عبدالعزیز دهلوی که در حقیقت، بافته  های علمای [[عامه]] است را از دیدگاه حدیثی و رجالی باطل نموده و [[دروغ]] ها و [[تهمت]]  های آنان را فاش کرده است.&lt;br /&gt;
*مصارع الافهام لقطع الاوهام؛ ردّ باب یازدهم تحفة اثنا عشریه؛ که در اوهام، تعصّبات، هفوات و مغالطات اوست.&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، ج ۲۱، ص ۹۶؛ آزاد کشمیری، نجوم السماء، ص ۴۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهراً این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است.&lt;br /&gt;
*الاجوبة الفاخرة فی ردّ الاشاعرة؛&amp;lt;ref&amp;gt;نجوم السماء، ص ۴۵۰؛ الذریعه، ج ۱، ص ۲۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; ردی بر رشید الدین دهلوی است که در جواب کتاب «سیف ناصری»، کتابی نگاشته بود و مؤلف، ردود او را پاسخ گفته است.&lt;br /&gt;
*فتوحات حیدریه؛ ردّ بر صراط المستقیم عبدالحیّ برهانوی (م ۱۲۴۳) که در آن از اقامه مجالس عزای [[امام حسین]] علیه السلام منع کرده و آنها را [[بدعت]] دانسته است. مؤلف، جواز سوگواری و گریه و عزای بر امام حسین علیه السلام را از کتاب های [[عامه]]، ثابت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، ج ۱۶، ص ۱۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شعلة ظفریة لإحراق الشوکة العمریة؛ ردّ بر شوکت عمریه، نوشته رشیدالدین خان  شاگرد عبدالعزیز دهلوی  که آن را در ردّ بارقه ضیغمیه، تألیف سلطان العلماء سید محمد بن دلدار علی نوشته بود و پس از شعله ظفریه، سلطان العلماء هم کتاب ضربه حیدریه را در ردّ بر شوکت عمریه نگاشت.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۱۴، صص ۱۹۸ -۱۹۹؛ مرآة الشرق، ج ۲، ص ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; مؤلّف دراین کتاب، به اثبات حلیت مُتعتین (متعه [[حج]] و [[متعه]] زنان) با استفاده از کتب [[اهل سنت]] پرداخته است.&lt;br /&gt;
*رساله در وجوب [[غسل]] مسّ میت. نسخه آن در کتابخانه ناصریه لکهنو به شماره ۹۰ (فقه و اصول) موجود است.&lt;br /&gt;
*مقدمه الهیه؛ ردّ مقدمه تحفه اثنا عشریه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در نظر عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*صاحب «تذکرة العلماء» درباره محمدقلی موسوی هندی می  نویسد: «مدقق محقق، فاضل لوذعی (بسیار زیرک)، سید جلیل اوحد المعی (تیزهوش)، مولوی سید محمد بن محمد بن حامد کنتوری، مشهور به سید محمدقلی که یکه  تاز معرکه فضل و کمالات و مناظر میدان مناظرات و مباحثات بود. تصانیف انیقه ‌اش بر نصرتش مذهب حق را، دلیلی است ساطع و برهانی است قاطع».&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی رضوی، سید مهدی، تذکرة العلماء، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*صاحب «مطلع انوار» هم می  نویسد: «وی در [[حدیث]]، [[رجال]]، [[تاریخ]] و مناظره رکن بزرگی در شبه قاره هند بود. کتاب هایش برای ملت جعفریه باعث افتخار است؛ چراکه دری تازه در زمینه [[تفسیر]] و [[کلام]] و مناظره بر روی اهل تحقیق و بحث گشود. وی در وسعت نظر و دقت در تحقیق و رعایت اصول نگارش، یگانه عصر خویش بود و در حقیقت، یکی از مناظرین برجسته شبه قاره هند به شمار می رفت».&amp;lt;ref&amp;gt;صدرالافاضل، مرتضی حسین، مطلع انوار، ص ۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*نویسنده «[[نجوم السماء فی تراجم العلماء (کتاب)|نجوم السماء]]» می  نویسد: «از اکابر متکلمین عظام و اجلّه علمای اعلام و اساطین مناظرین فخام بود. جِدّ و جهد و کدّ او در إعلای لوای [[شریعت]] و حمایت [[دین]] و ملت کالنّور علی شاهق الطور (مانند روشنایی بر بلندای [[طور سینا|کوه طور]]) بر السنه جمهور مذکور و نوادر تحقیقات و غرایب تدقیقات و محامد صفات و معالی کرامات آن رفیع الدرجات در مصنفات و مؤلفات متأخرین مرقوم و مسطور. صَیت فضل و کمال آن مُحیی طریقه آل در شش جهت احاطه نموده، در سایر علوم دینی و انواع فنون یقینی، خاصه در فن تفسیر و علم کلام بی نظیر و امام همام بود. کتاب مستطاب تقریب الافهام در تفسیر [[آیات الاحکام]] -از مصنفات آن جناب- بر غزارت علم و فضل و تبحر و علوّ مرتبه او در علم تفسیر، دلیلی است روشن و حجتی است مبرهن. بالجمله توصیف و تعریف آن مستجمع الکمالات از حیّز تقریر و تحریر بیرون است».&amp;lt;ref&amp;gt;محمدعلى آزاد كشميرى، نجوم السماء.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فررندش علامه سید اعجاز حسین هم می  نویسد: «پیشوای بلند همّت و آقای بزرگوار، مقدس پرهیزکار و صاحب افتخار پایدار، رسیده به بالاترین مراتب دانش و کردار که در آن سستی و لغزش و انحراف راه ندارد. دارای عزّت استوار و افتخار بلند مرتبه، اهل فهم و دقت بسیار، پدرم علامه بزرگوار که خداوند درجاتش را بلند گرداند، هماره مشغول تألیف و ترویج شعائر دین و شب و روز در اندیشه دفع شبهات مخالفین بود. وی پُر عبادت، خوش اخلاق و برکنار از مردمان بود».&amp;lt;ref&amp;gt;اعجاز حسین، کشف الحجب والاستار، ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*صاحب [[ریحانة الادب]] هم می  نویسد: «مفتی از اکابر علمای [[امامیه]] هند که بسیار متتبع و محقق مدقق و جامع معقول و منقول و متکلم جدلی حسن المناظره بوده و در ردّ مخالفین مذهب اهتمام تمام داشته [است]».&amp;lt;ref&amp;gt;مدرس خیابانی، ریحانة الادب، ج ۴، ص ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[https://hawzah.net/fa/Mostabser/View/63839/5013/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86?CID=0 &amp;quot;سید محمدقلی موسوی هندی&amp;quot;، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه].&lt;br /&gt;
*&amp;quot;محمد قلی‌خان هندوستانی&amp;quot;، پایگاه شعائر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفسرین قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168618</id>
		<title>سید محمدقلی موسوی هندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168618"/>
		<updated>2026-07-15T04:41:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«سيد محمدقلى موسوى نیشابوری هندی»''' (۱۱۸۸-۱۲۶۸ ق)، فقیه، مفسر، محدث، متکلم و مرجع بزرگ [[شیعه|شیعیان]] هند در قرن سيزدهم هجرى و از شاگردان [[سید دلدار علی نقوی]] بود. او از صاحب‌نظران در [[علم كلام]] بود و تألیفات ارزشمندی در این حوزه مانند «[[تشیید المطاعن لکشف الضغائن (کتاب)|تشیید المطاعن]]» از خود بر جای گذاشت. [[میر حامد حسین هندی]] صاحب «[[عبقات الانوار]]» از فرزندان اوست.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سيد محمدقلى موسوى نیشابوری هندی&lt;br /&gt;
||تصویر= &lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۱۸۸ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = کنتور، هند&lt;br /&gt;
|وفات =   ۱۲۶۸ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  لکهنو، هند&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید دلدار علی نقوی]]،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = [[میر حامد حسین هندی]]، سید اعجاز حسین هندی، سید غلامحسین کنتوری، سید محمد نقوی نصیرآبادی،...&lt;br /&gt;
|آثار = تقریب‌الأفهام فی تفسیر آیات‌الأحکام، احکام عدالت علویه، نفاق الشیخین بحکم احادیث الصحیحین، تقلیب المکائد، [[تشیید المطاعن لکشف الضغائن (کتاب)|تشیید المطاعن لکشف الضغائن]]، برهان سعادت، أبنیة الافعال،... &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه==&lt;br /&gt;
سید محمدقلی موسوی نيشابورى كنتورى در ۵ [[ذی القعده]] سال ۱۱۷۴ یا ۱۱۸۸ق در «کنتور» هند زاده شد. نسب وی با ۲۵ واسطه به [[امام موسی بن جعفر]] (علیه السلام) می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از خاندانی بزرگ، از [[سادات]] مشهور نیشابور با پیشینه  ای علمی و دینی برخاست. نياكانش پيش‌تر در نيشابور زندگى می‌كردند، اما پس از حمله مغول، از [[ايران]] به هندوستان كوچيدند. پدرش سید محمدحسین (معروف به الله‌ کَرَم)، از علما و فقهای زمان خویش بود و [[قرآن]] و بسیاری از کتب حدیثی را مانند: [[تحفة الزائر]] و [[حق الیقین (کتاب)|حق الیقین]] ([[علامه مجلسی]]) و جامع عباسی ([[شیخ بهایی]]) را [[استنساخ]] کرد. گفته شده او پیش از ولادت فرزند برومندش، در عالَم رؤیا دید [[امام زمان]] عجل الله تعالی فرجه به او سه میوه عطا فرمود که دو تا نارس و یکی رسیده و کامل بود. پس از آن، خداوند سه پسر به وی داد که آن ها را مهدی قلی، هادی قلی و محمدقلی نامید؛ ولی دو فرزند نخست در کودکی و نوجوانی بدرود زندگی گفتند و تنها سید محمدقلی برایش ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;به نقل از نجوم السماء، آزاد کشمیری.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدقلی مدتى در شهر ميرتهه بر كرسى [[قضاوت]] و [[فتوا]] نشست. یکی از خدمات وى، تأسیس کتابخانه ای است که بعدها با تلاش و کوشش فرزندش میرحامدحسین و نوه‌اش سیدناصر حسین، گسترش یافت. این کتابخانه در لکهنو به نام «کتابخانه ناصریه» شهرت دارد و یکی از بزرگ‌ترین کتابخانه‌های [[شیعه]] در شهرهای هند و کشورهای اسلامی و مملوّ از کتاب‌های چاپی و خطی از نویسندگان شیعه و [[سنی]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه سید محمدقلی در اواخر عمرش به لکهنو بازگشت و به تألیف و خدمات علمی و دینی اشتغال داشت. او سرانجام در ۸۴ سالگی در ۹ [[ماه محرم]] ۱۲۶۸ یا ۱۲۶۰ قمری در شهر لکهنوی هند وفات یافت و در [[حسینیه]] خود مدفون شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
سید محمدقلی، کتاب‌های اوّلیه را در لکهنو نزد فضلای آن دوره فرا گرفت و پس از آن محضر [[سید دلدار علی نقوی]] (۱۱۶۶-۱۲۳۵ ق) را درک کرد و در اکثر علوم و فنون به ویژه در [[علم کلام]] تبحّر و احاطه بسیار پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فرزندش [[میر حامد حسین هندی]] (۱۲۴۶-۱۳۰۶ ق) صاحب «[[عبقات الانوار]]»؛&lt;br /&gt;
*فرزند دیگرش، مولانا سید سراج حسین (۱۲۱۱-۱۲۷۳ ق) حکیم، طبیب، ریاضی دان و صاحب «رساله در مخروطات»؛&lt;br /&gt;
*فرزند دیگرش، علامه سید اعجاز حسین (۱۲۴۰-۱۲۸۶ ق) صاحب کشف الحجب و شذور العقیان؛&lt;br /&gt;
*دامادش، سید غلامحسین کنتوری (۱۲۴۷-۱۳۳۷ ق) صاحب انتصار الاسلام؛&lt;br /&gt;
*سلطان العلماء سید محمد نقوی نصیرآبادی (۱۱۹۹-۱۲۸۴ ق) صاحب طعن الرماح و الضربة الحیدریة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
سیدمحمدقلی در علوم مختلف مانند [[فقه]]، [[تفسیر]] و [[حدیث]] دارای تألیفات متعددی است، اما از آنجا که در [[علم کلام]]، محقق و صاحب نظر بود، بیشتر آثارش در این حوزه به یادگار مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تقریب الأفهام فی تفسیر [[آیات الاحکام|آیات الأحکام]] (فارسی)&lt;br /&gt;
*تطیهر المؤمنین عن نجاسة المشرکین؛ در احکام [[نجاسات|نجاست]] کفار&lt;br /&gt;
*احکام عدالت علویه (فارسی)؛ در دوازده باب و یک خاتمه&lt;br /&gt;
*أبنیة الافعال؛ در علم [[صرف]] (اردو)&lt;br /&gt;
*تکمیل المیزان لتعلیم الصبیان؛ شرح کتاب میزان در علم صرف&lt;br /&gt;
*الحواشی و المطالعات&lt;br /&gt;
*نفاق الشیخین بحکم احادیث الصحیحین&lt;br /&gt;
*مُزیل الوسواس فی ردّ من تبع الخنّاس&lt;br /&gt;
*رساله در [[تقیه]] (فارسی، لکهنو)؛ فرزندش [[میر حامد حسین هندی]] آن را به اردو ترجمه و در مجله الاصلاح چاپ کرده است.&lt;br /&gt;
*رساله در گناهان کبیره (فارسی)&lt;br /&gt;
*سیف ناصری؛ ردّ باب اول «[[تحفة اثنی عشریة (کتاب)|تحفة اثنی عشریة]]» [[عبدالعزیز دهلوی]] عالم [[سنی]] مذهب (که درباره تاریخ فرقه های [[شیعه]] است).&lt;br /&gt;
*تقلیب المکائد؛ رد باب دوم تحفه اثنی عشریه (فارسی)&lt;br /&gt;
*برهان سعادت؛ ردّ باب هفتم تحفه اثنی عشریه (فارسی)&lt;br /&gt;
*[[تشیید المطاعن لکشف الضغائن (کتاب)|تشیید المطاعن لکشف الضغائن]]؛ ردّ باب دهم تحفه اثنا عشریه (فارسی)&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، ج۴، ص ۱۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; این کتاب درباره مطاعن، قبایح افعال و [[بدعت]] های [[خلفای نخستین|خلفای ثلاث]] است. مؤلف، در این کتاب تمام مطاعن خلفای جور را از نظر [[رجال]]، [[حدیث]] و [[تاریخ]]، استوار ساخته و تمام نقض های عبدالعزیز دهلوی که در حقیقت، بافته  های علمای [[عامه]] است را از دیدگاه حدیثی و رجالی باطل نموده و [[دروغ]] ها و [[تهمت]]  های آنان را فاش کرده است.&lt;br /&gt;
*مصارع الافهام لقطع الاوهام؛ ردّ باب یازدهم تحفة اثنا عشریه؛ که در اوهام، تعصّبات، هفوات و مغالطات اوست.&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، ج ۲۱، ص ۹۶؛ آزاد کشمیری، نجوم السماء، ص ۴۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; ظاهراً این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است.&lt;br /&gt;
*الاجوبة الفاخرة فی ردّ الاشاعرة؛&amp;lt;ref&amp;gt;نجوم السماء، ص ۴۵۰؛ الذریعه، ج ۱، ص ۲۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; ردی بر رشید الدین دهلوی است که در جواب کتاب «سیف ناصری»، کتابی نگاشته بود و مؤلف، ردود او را پاسخ گفته است.&lt;br /&gt;
*فتوحات حیدریه؛ ردّ بر صراط المستقیم عبدالحیّ برهانوی (م ۱۲۴۳) که در آن از اقامه مجالس عزای [[امام حسین]] علیه السلام منع کرده و آنها را [[بدعت]] دانسته است. مؤلف، جواز سوگواری و گریه و عزای بر امام حسین علیه السلام را از کتاب های [[عامه]]، ثابت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الذریعه، ج ۱۶، ص ۱۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شعلة ظفریة لإحراق الشوکة العمریة؛ ردّ بر شوکت عمریه، نوشته رشیدالدین خان  شاگرد عبدالعزیز دهلوی  که آن را در ردّ بارقه ضیغمیه، تألیف سلطان العلماء سید محمد بن دلدار علی نوشته بود و پس از شعله ظفریه، سلطان العلماء هم کتاب ضربه حیدریه را در ردّ بر شوکت عمریه نگاشت.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۱۴، صص ۱۹۸ -۱۹۹؛ مرآة الشرق، ج ۲، ص ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; مؤلّف دراین کتاب، به اثبات حلیت مُتعتین (متعه [[حج]] و [[متعه]] زنان) با استفاده از کتب [[اهل سنت]] پرداخته است.&lt;br /&gt;
*رساله در وجوب [[غسل]] مسّ میت. نسخه آن در کتابخانه ناصریه لکهنو به شماره ۹۰ (فقه و اصول) موجود است.&lt;br /&gt;
*مقدمه الهیه؛ ردّ مقدمه تحفه اثنا عشریه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در نظر عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*صاحب «تذکرة العلماء» درباره محمدقلی موسوی هندی می  نویسد: «مدقق محقق، فاضل لوذعی (بسیار زیرک)، سید جلیل اوحد المعی (تیزهوش)، مولوی سید محمد بن محمد بن حامد کنتوری، مشهور به سید محمدقلی که یکه  تاز معرکه فضل و کمالات و مناظر میدان مناظرات و مباحثات بود. تصانیف انیقه ‌اش بر نصرتش مذهب حق را، دلیلی است ساطع و برهانی است قاطع».&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی رضوی، سید مهدی، تذکرة العلماء، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*صاحب «مطلع انوار» هم می  نویسد: «وی در [[حدیث]]، [[رجال]]، [[تاریخ]] و مناظره رکن بزرگی در شبه قاره هند بود. کتاب هایش برای ملت جعفریه باعث افتخار است؛ چراکه دری تازه در زمینه [[تفسیر]] و [[کلام]] و مناظره بر روی اهل تحقیق و بحث گشود. وی در وسعت نظر و دقت در تحقیق و رعایت اصول نگارش، یگانه عصر خویش بود و در حقیقت، یکی از مناظرین برجسته شبه قاره هند به شمار می رفت».&amp;lt;ref&amp;gt;صدرالافاضل، مرتضی حسین، مطلع انوار، ص ۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*نویسنده «[[نجوم السماء فی تراجم العلماء (کتاب)|نجوم السماء]]» می  نویسد: «از اکابر متکلمین عظام و اجلّه علمای اعلام و اساطین مناظرین فخام بود. جِدّ و جهد و کدّ او در إعلای لوای [[شریعت]] و حمایت [[دین]] و ملت کالنّور علی شاهق الطور (مانند روشنایی بر بلندای [[کوه طور]]) بر السنه جمهور مذکور و نوادر تحقیقات و غرایب تدقیقات و محامد صفات و معالی کرامات آن رفیع الدرجات در مصنفات و مؤلفات متأخرین مرقوم و مسطور. صَیت فضل و کمال آن مُحیی طریقه آل در شش جهت احاطه نموده، در سایر علوم دینی و انواع فنون یقینی، خاصه در فن تفسیر و علم کلام بی نظیر و امام همام بود. کتاب مستطاب تقریب الافهام در تفسیر [[آیات الاحکام]] -از مصنفات آن جناب- بر غزارت علم و فضل و تبحر و علوّ مرتبه او در علم تفسیر، دلیلی است روشن و حجتی است مبرهن. بالجمله توصیف و تعریف آن مستجمع الکمالات از حیّز تقریر و تحریر بیرون است».&amp;lt;ref&amp;gt;محمدعلى آزاد كشميرى، نجوم السماء.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فررندش علامه سید اعجاز حسین هم می  نویسد: «پیشوای بلند همّت و آقای بزرگوار، مقدس پرهیزکار و صاحب افتخار پایدار، رسیده به بالاترین مراتب دانش و کردار که در آن سستی و لغزش و انحراف راه ندارد. دارای عزّت استوار و افتخار بلند مرتبه، اهل فهم و دقت بسیار، پدرم علامه بزرگوار که خداوند درجاتش را بلند گرداند، هماره مشغول تألیف و ترویج شعائر دین و شب و روز در اندیشه دفع شبهات مخالفین بود. وی پُر عبادت، خوش اخلاق و برکنار از مردمان بود».&amp;lt;ref&amp;gt;اعجاز حسین، کشف الحجب والاستار، ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*صاحب [[ریحانة الادب]] هم می  نویسد: «مفتی از اکابر علمای [[امامیه]] هند که بسیار متتبع و محقق مدقق و جامع معقول و منقول و متکلم جدلی حسن المناظره بوده و در ردّ مخالفین مذهب اهتمام تمام داشته [است]».&amp;lt;ref&amp;gt;مدرس خیابانی، ریحانة الادب، ج ۴، ص ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[https://hawzah.net/fa/Mostabser/View/63839/5013/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86?CID=0 &amp;quot;سید محمدقلی موسوی هندی&amp;quot;، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه].&lt;br /&gt;
*&amp;quot;محمد قلی‌خان هندوستانی&amp;quot;، پایگاه شعائر.&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفسرین قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C_%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168617</id>
		<title>سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C_%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C&amp;diff=168617"/>
		<updated>2026-07-14T08:28:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی»''' (۱۳۱۶-۱۳۷۴ ش) -فرزند [[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی مرتضوی لنگرودی]]-، [[فقیه]] و متکلم [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[سید محمدرضا گلپایگانی]] و [[میرزا هاشم آملی|میرزا هاشم آملی]] بود. این عالم ربانی، [[مسجد]] عشقعلی در [[قم]] را احیا نمود و در آنجا اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] می‌کرد و سخنرانی و درس [[تفسیر قرآن]] و [[اخلاق]] داشت.&lt;br /&gt;
{{خوب}}&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدعلی مرتضوی حسینی لنگرودی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:سید محمدعلی مرتضوی.jpg|220px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۱۶ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[قم]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۷۴ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = قم، قبرستان شیخان &lt;br /&gt;
|اساتید =  [[آیت الله بروجردی|آیت الله ‌بروجردی]]، [[سید محمدحسین طباطبایی]]، [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی|سید محمدرضا گلپایگانی]]، [[میرزا هاشم آملی|میرزا هاشم آملی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = رساله‌ای در عدالت، تاریخ را بررسی کنیم، شرح [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید الاعتقاد]]، حاشیه بر [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]، ترجمه الطرائف، کشکول،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی در ۲۱ ماه [[شوال]] سال ۱۳۵۴ قمری (برابر با پنجم فروردین سال ۱۳۱۶ ش) در [[قم]] و در خانواده‌ای اهل علم و فضیلت و [[سادات|سیادت]] دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش آیت الله [[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی مرتضوی لنگرودی]] یکی از عالمان متقی و بلندآوازه [[حوزه علمیه قم]] و [[نجف]] اشرف و یکی از شاگردان ممتاز [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزا محمدحسین نایینی]] (م، ۱۳۵۵ ق) و [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانی]] (م، ۱۳۶۵ ق) بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب شریف این عالم فرزانه با ۴۵ واسطه از طریق [[امام سجاد]] علیه السلام به حضرت [[سیدالشهداء]] علیه السلام می‌رسد.&amp;lt;ref&amp;gt; شجره مبارکه، سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی، ص ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این خاندان، فقیهان، متکلمان، عارفان، عابدان و بزرگان دیگری برخاسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی در سال ۱۳۶۱ قمری همراه خانواده‌اش در [[تهران]] و در جوار [[مسجد]] و مدرسه حاج ابوالفتح&amp;lt;ref&amp;gt; واقع در میدان قیام (شاه سابق).&amp;lt;/ref&amp;gt; اقامت گزید و به تحصیلات [[علوم اسلامی]] ‌در این شهر پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سطوح متوسطه و عالی را نزد پدر بزرگوارش ([[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی لنگرودی]]) و آیت الله [[سید احمد شهرستانی]] فراگرفت. از آن جا که وی دارای استعداد خوبی بود، قسمت عمده کتاب‌های متداول آن عصر را با برادرش سید محمدمهدی تحت نظارت و اشراف پدر گرامی‌اش به اتمام رسانید. از دیگر استادان این دوره سید محمدعلی می‌توان به [[شیخ علی اکبر برهان|شیخ علی‌اکبر برهان]]، شیخ موسی زنجانی و شیخ حسین کنی تهرانی اشاره کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مرتضوی بعد از ۱۲ سال اقامت و تحصیل در تهران، در سال ۱۳۷۳ ق، همراه والدین گرامی‌اش وارد [[قم]] گردید و تا آخر عمر در این شهر مقدس مأوای گزید. مهمترین استادان محمدعلی مرتضوی لنگرودی در [[قم]] عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سید محمدباقر سلطانی طباطبایی؛ استاد [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]] جلد اول.&lt;br /&gt;
*میرزا محمد مجاهدی تبریزی؛ استاد کفایه جلد دوم.&lt;br /&gt;
*[[آیت الله بروجردی|آیت الله ‌بروجردی]]، که مرتضوی به مدت ۳ سال در درس خارج [[فقه]] وی شرکت نمود.&lt;br /&gt;
*[[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی مرتضوی لنگرودی]] (پدرش)، که محمدعلی، به مدت ۶ سال در درس فقه و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] او شرکت نمود.&lt;br /&gt;
*[[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی|سید محمدرضا گلپایگانی]]، که ۱۲ سال در درس فقه او حاضر شد. وی موفق شد از این بزرگوار اجازه [[اجتهاد]] دریافت نماید.&lt;br /&gt;
*[[میرزا هاشم آملی|میرزا هاشم آملی]]، مرتضوی ۱۲ سال در درس اصول آن بزرگوار شرکت کرد و موفق به دریافت اجازه اجتهاد از وی گردید.&lt;br /&gt;
*[[علامه طباطبایى|سید محمدحسین طباطبایی]]، که مرتضوی [[فلسفه]] و [[تفسیر قرآن|تفسیر]] را از این استاد فرزانه به خوبی آموخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته ایشان در درس برخی آیات بزرگوار همانند: [[شیخ مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضی حائری]]، [[سید احمد شبیری زنجانی|سید احمد زنجانی]]، [[امام خمینی]] و [[سید محمد محقق داماد|محقق داماد]] -به صورت محدود- شرکت جسته است. ضمناً در سفری که مرتضوی به [[نجف]] اشرف داشت، در درس برخی از بزرگان همانند امام خمینی، [[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]]، [[سید محسن حکیم|آیت الله حکیم]] و.... شرکت کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله مرتضوی در کنار تحصیل به تدریس سطوح پایین‌تر پرداخت و پس از آموختن هر کتاب، آن را تدریس می‌نمود. این تدریس به رغم بیماری های گوناگون وی، تا آخر عمر شریف ادامه داشت. او در اواخر عمر خود به تدریس [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]، [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]، [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]] و شرح [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید]] اشتغال داشت. علاوه بر تدریس کتب حوزوی، وی در ماه مبارک [[ماه رمضان|رمضان]] در مسجد عشقعلی به [[تفسیر قرآن|تفسیر قرآن]] و درس [[اخلاق]] می‌پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه درسی آن بزرگوار بدین صورت بود که با این که تسلط فوق‌العاده‌ای بر متون یاد شده داشت، ولی بدان اکتفا نمی‌کرد؛ بلکه با بررسی و مطالعه و دسته‌بندی، مطالب را می‌نوشت و آنگاه آن را به صورت پخته و آماده در اختیار شاگردان قرار می‌داد. وی در نهایت [[تواضع]] نسبت به بزرگان، کلام آنان را به نقد می‌کشید و نظرات خویش را با استدلال عقلی و نقلی بیان می‌نمود. او با نهایت احترام نسبت به بزرگان برای این که شائبه بی‌حرمتی در اذهان خطور نکند می‌فرمود: «شاید مراد آنان را در این موضوع ما نفهمیده‌ایم!».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدعلی لنگرودی به علت این که در بیشتر سال‌های زندگی‌اش بیمار بوده و بیماری مانند همراهی همیشگی او را رها نمی‌کرد، از حضور در محافل عمومی ‌محروم بوده است، اما این امر باعث نشد که از تألیفات و تصنیفات غافل شود. البته برخی از تألیفات این عالم فرهیخته نیمه تمام مانده و هیچ کدام از آثارش به زیور طبع آراسته نشده است. این آثار عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#رساله‌ای در [[عدالت]]؛&lt;br /&gt;
#تاریخ را بررسی کنیم (مناظره بدون تعصب در [[امامت]])؛&lt;br /&gt;
#شرح فارسی بر [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید الاعتقاد]]؛&lt;br /&gt;
#ترجمه «الطرائف» [[سید بن طاووس]]؛&lt;br /&gt;
#کشکول (مجموعه‌ای از آثار و روایات)؛&lt;br /&gt;
#تقریرات درس خارج [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردی]] (بحث خمس، طهارت و قضا)؛&lt;br /&gt;
#حواشی بر [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]، [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]، [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة]]؛&lt;br /&gt;
#شرح فارسی بر تشریح الافلاک؛&lt;br /&gt;
#تکه‌های تاریخی؛&lt;br /&gt;
#[[دیوان (شعر)|دیوان]] شعر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;اقامه نماز جماعت:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدعلی لنگرودی به مدت ۳۰ سال در [[مسجد]] عشقعلی واقع در خیابان انقلاب در مرکز شهر مذهبی [[قم]] به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] پرداخت و نیز در همین مکان مقدس مشغول وعظ و ارشاد و درس [[تفسیر قرآن]] و درس [[اخلاق]] بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;احیای مسجد عشقعلی:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد عشقعلی از مساجد قدیمی ‌شهر قم دارای قدمتی بیش از ۱۵۰ سال به لحاظ موقعیت مکانی و نزدیکی حرم مطهر و محل تدریس و اقامه جماعت بزرگان و فقیهان عالی مقام، دارای ارزش فوق‌العاده‌ای است. ساختمان مسجد فرسوده و کهنه بود و گنجایش جمعیت را نداشت. آیت الله لنگرودی با همت والای خویش و با کمک متدینین، [[مسجد]] را تخریب و در همان مکان با اسلوب مهندسی مجدداً مسجد باشکوهی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;مدرسه علمیه آیت‌الله لنگرودی:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مدرسه که منزل پدر بزرگوارش [[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی مرتضوی لنگرودی]] بود، با همت والای آیت الله محمدعلی مرتضوی و برادران گرامی‌اش برای زنده‌کردن نام و آثار پدرش به صورت مدرسه علمیه در اختیار طلاب علوم دینیه قرار گرفت، که حدود ۶۰ طلبه در آن جا مشغول تحصیل هستند. معظم‌له با مقررات خاصی با تدریس و نظارت صحیح و کارآمد خویش توانست طلاب فاضلی را تربیت نماید که در این مدرسه به تدریس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و اداره آن اشتغال دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از دیدگاه عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید احمد شهرستانی]] درباره سید محمد علی مرتضوی در [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایتی خود آورده است: «فقد استجاز منی حسن الظن بی جناب حسنة الایام ثقة الاسلام و صفوة الاماثل الاعلام ذوالحسب الشریف الرفیع والمقام الشامخ المنیع العالم التقی الزکی البحر المفضال الالمعی السید محمدعلی المرتضوی اللنگرودی...».&lt;br /&gt;
*آیت الله [[میرزا هاشم آملی|‌میرزا هاشم آملی]] درباره وی می‌گوید: «... فان جناب العالم الالمعی والفاضل الکامل التقی صاحب القریحة النّقادة والسلیقة المستقیمة عماد الاعلام حجة الاسلام الحاج السید محمدعلی المرتضوی اللنگرودی...».&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید احمد شبیری زنجانی|سید احمد زنجانی]] در اجازه روایتی چنین نوشته است: «و... ان السید السند المعتمد والعالم المؤید الحاج السید محمدعلی المرتضوی...».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله مرتضوی بی‌توجه به مال، ثروت و مقام دنیوی بود. این عالم بزرگ، [[آخرت]] خویش را به دنیای فانی نفروخت. وی نسبت به بزرگان دینی کمال [[احترام]] را رعایت می‌کرد. با این که تقریباً همه سال های عمرش با بیماری های گوناگون سپری شد؛ هیچ‌گاه لب به اعتراض و شکایت نگشود و همواره شاکر و صابر بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با این که به خاطر بیماری و کسالت‌های ممتد از حضور در اجتماعات و مجالس محروم بود؛ تحلیل‌های مفید و سودمندی از قضایای روز بیان می‌داشت. [[زهد]] و [[تقوا|تقوای]] علمی ‌داشت و خوش گفتار و خوش رفتار بود و در برخورد با افراد، معتدل و نرم بود و روحیه بشاش داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او عاشق علم بود و به گونه‌ای عاشقانه از علم و علما سخن می‌گفت که انسان دلش می‌خواست همه ساعات عمرش را یا کتاب بخواند و یا در محضر علما باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از اقدامات معظم له این بود که تدریس را در محل خوابگاه طلاب (بیت پدری) در کوچه و پس کوچه‌های عشقعلی برگزار می‌کرد. با این که بیمار بود و محل تدریس دور، ترجیح می‌داد درس را در آن محل برگزار نماید. عده‌ای از فضلا پیشنهاد کردند که لااقل درس در جوار حرم یا [[مدرسه فیضیه]] در محل مناسبی برگزار شود تا فضلای بیشتری از درس حضرت عالی استفاده نمایند؛ اما او در کمال فروتنی می‌گفت: ما قابل این حرف ها نیستیم! حتی وی از انتشار اعلامیه برای دعوت طلاب نیز جلوگیری می‌کرد. هر وقت هم تحت فشار قرار می‌گرفت، با تعریف داستانی از سیره عملی بزرگان، آنان را از اقدام عملی برای معرفی خود برحذر می‌داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این عالم فرهیخته روزهای چهارشنبه بعد از اتمام درس، نصایح سودمندی بیان می‌کرد. نصایح اخلاقی ایشان همواره مورد استقبال فراوان طالبان علم و [[معرفت]] بود. وی طلاب محترمی ‌را که به دست مبارک وی به لباس مقدس روحانیت ملبس می‌شدند به اموری مهم و اساسی سفارش می‌کرد و می‌گفت: طلابی که ملبس به لباس مقدس روحانیت می‌شوند باید سعی کنند تا رفتار ناپسندی که موجب بدنام شدن روحانیت شود از آنان سر نزند. ... معتقدم که بسیاری از مشکلات گوناگون امروز بشر زاییده عدم شناخت واقعی نسبت به مقام و منزلت خدا و انبیاء و ائمه [[دین]] است؛ لذا تأکید می‌کنم که طلاب محترم با مطالعه و فراگیری علوم گوناگون، شناخت و شناساندن را در سرلوحه امور خویش قرار دهند تا همگان از این مشکلات رهایی یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله مرتضوی به [[اهل بیت]] علیهم السلام به خصوص حضرت [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیه السلام عشق می‌ورزید و در همه حالات خویش همواره از فضایل و کرامات و سخنان آنان سخن می‌گفت. وی فضایل [[امام علی]] علیه السلام را به گونه‌ای بیان می‌کرد که هر شنونده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌داد. او در منزل برادر بزرگوارش آیت الله سید محمدحسن لنگرودی هر هفته جمعه‌ها در [[روضه خوانی|روضه]] شرکت می‌کرد و نیز در رثای [[ائمه اطهار|امامان معصوم]] علیهم السلام به ویژه امام اول شیعیان اشعاری را نیز سروده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدعلی مرتضوی لنگرودی پس از عمری تلاش، خدمت و هدایت مردم، سرانجام در سحرگاه روز جمعه سوم [[جمادی الاول]] ۱۴۱۶ قمری (برابر با ۷ مهرماه ۱۳۷۴ ش) در [[تهران]] دار فانی را وداع نمود و روحش در جوار رحمت الهی آرمید. پیکر پاکش از مسجد عشقعلی [[قم]]، باشکوه فراوان [[تشییع جنازه|تشییع]] و در [[قبرستان شیخان]] به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، محمدتقی ادهم‌نژاد، جلد ۲۰، صفحه ۱۷۹-۲۰۸.&lt;br /&gt;
*ستارگان حرم، &amp;quot;سید مرتضی مرتضوی لنگرودی&amp;quot;، غلامرضا گلی‌زواره، جلد ۱۳، صفحه ۳۳-۶۱.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= خوب&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= خوب&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= متوسط&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده= دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:مرتضوی لنگرودی.jpg|alt=آیت الله مرتضوی لنگرودی در جوانی به همراه پدر و برادران|از راست: سید محمدعلی مرتضوی حسینی لنگرودی، سید محمدحسن مرتضوی حسینی لنگرودی، [[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی مرتضوی حسینی لنگرودی]]، سید محمدحسین مرتضوی حسینی لنگرودی و سید محمدمهدی مرتضوی حسینی لنگرودی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|لنگرودی،سید محمدعلی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در قبرستان شیخان]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=168616</id>
		<title>سید محمدعلی قاضی طباطبائی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C_%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C&amp;diff=168616"/>
		<updated>2026-07-14T07:47:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''«آیت‌­الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی»''' (۱۲۹۳-۱۳۵۸ ش)، [[فقیه]] اصولی، مفسر و متکلم [[شیعه|شیعه]] معاصر و از شاگردان [[امام خمینی|امام ­خمینی]] و [[محمد حسین کاشف الغطاء|شیخ محمدحسین کاشف‌الغطا]] بود. این عالم مجاهد، از رهبران معنوی و سیاسی انقلاب اسلامی بود که در پیروزی و به ثمر رساندن مبارزات انقلابی مردم [[ایران]] به رهبری امام ­خمینی نقش اساسی را ایفا کرد و پس از انقلاب نیز به عنوان نماینده تام‌الاختیار حضرت امام و [[امام جمعه]] تبریز منصوب گردید. او سرانجام به عنوان «اولین شهید [[محراب]]»، توسط گروه [[نفاق|منافقین]] به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمد­علی قاضی طباطبایی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Index.jpg-ق-ق.jpg]]&lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۲۹۳ هـ­.ش &lt;br /&gt;
|زادگاه = [[تبریز]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۵۸ هـ­.ش&lt;br /&gt;
|مدفن = تبریز&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[امام خمینی]]، [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[محمد حسین کاشف الغطاء]]، [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی]]، [[سید محسن حکیم]]،...&lt;br /&gt;
|آثار = الاجتهاد والتقلید، خاندان عبدالوهاب، کتاب فی علم الکلام، المباحث الاصولیه، حاشیه بر مکاسب،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد­علی قاضی طباطبایی در سال ۱۲۹۳ هـ­.ش مصادف با ۱۳۳۱ هـ.­ق در [[تبریز]] متولد شد. پدرش حاج سیدباقر مشهور به میرزا باقر از شاگردان [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] در [[سامرا]] بود که سپس به تبریز بازگشت و به [[تزکیه نفس|تهذیب نفس]] پرداخت. وی علاوه بر [[تفسیر قرآن|تفسیر]] مختصری بر [[قرآن]]، تفسیری بر [[سوره فاتحه]] و تفسیری ناتمام بر [[سوره انعام]] نوشته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر مادر سید محمدعلی، میرزا محسن قاضی تبریزی (متوفی ۱۳۰۶) نیز از عالمان و عابدان بود و با [[حاج ملاهادی سبزواری|ملا هادی سبزواری]] مصاحبت داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;آقا بزرگ طهرانی، ج۱، قسم۲، ص۵۲۹؛ معلم حبیب آبادی، ج۳، ص۱۰۳۰؛ همو، ج۵، ۱۴۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و عمویش میرزا اسدالله از علمای بنام تبریز بود و ایشان تحصیلات مقدماتی علوم دینی را در مدرسه طالبیه نزد آن عمو و پدر بزرگوارش فراگرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خاندان از [[سادات]] طباطبائی و مشهور به فضل و [[تقوا]] و اغلب در کسوت روحانیت بودند و نسبشان به ابراهیم طباطبا، نواده [[امام حسن مجتبی]] علیه‌السلام می‌رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;حسینی طهرانی، ۱۴۲۳ ب، ص۳۲-۳۴، یادنامه عارف کبیر، ص۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
پدر سید محمدعلی در نوجوانی تعلیم و تربیت او را به میرزا محمدحسین و برادر ارجمند خود حاج میرزا اسدالله قاضی که هر دو از عالمان وارسته و آگاه بودند سپرد. قاضی طباطبایی در ۱۳۵۹ هـ.ق جهت تحصیل در [[حوزه علميه قم|حوزه علمیه قم]] به شهر [[قم]] مشرف شد تا از محضر اساتید آن حوزه استفاده نماید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن روزگاران اختناق که تاریکی [[ظلم]] و ستم سراسر [[ایران]] را فراگرفته بود، تنها خورشید حوزه علمیه قم بود که با تابش نور امید، دل‌های پرسوز سلحشوران را به روز روشن نوید می‌داد. طلبه جوان، سید محمدعلی قاضی در پی همچو خورشیدی می‌گشت تا در روشنایی آن با گام‌های پرصلابت به جهاد خود سرعت بیشتری بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت [[امام خمینی]] در آن موقع از برجسته‌ترین اساتید حوزه علمیه [[قم]] بود و در رشته [[فلسفه]] دو کتاب مهم «[[شرح منظومه سبزواری|شرح منظومه]]» و «[[اسفار اربعه|اسفار]]» را تدریس می‌کرد. تبحر علمی و روش جالب تدریس و همچنین خصوصیات ارزشمند اخلاقی و منش‌های والای روحی امام، باعث شده بود که حوزه تدریس ایشان پرجمعیت‌ترین درس حوزه باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی طباطبائی با شور و شوق وصف‌ناپذیری در این دو درس امام شرکت جست و از همان زمان رابطه نزدیک و پیوند عمیقی بین او و رهبر کبیر انقلاب برقرار شد. وی ضمن استفاده‌های علمی، با بهره جویی از افکار بلند استادش به تلاش و کوشش جهت دست یابی به آرمان‌های مقدس انقلاب اسلامی پرداخت. اقامت ایشان در شهر مقدس قم که از سال ۱۳۵۹ ق. شروع شده بود به مدت ده سال به طول انجامید. وی در این مدت علاوه بر درس‌های حضرت امام، از محضر آیات عظام: [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمری]]، [[سيد صدرالدين صدر|سید صدرالدین صدر]]، [[سید محمدرضا گلپایگانی]] و دیگر اساتید زبردست بهره‌های شایانی برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی قاضی در سال ۱۳۶۹ ق. تصمیم بر هجرتی دیگر گرفت و این بار راه [[نجف]] را در پیش گرفت. وی با جدیت تمام در حوزه‌های درسی بزرگمردان علم و فقاهت همچون آیت الله [[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]] و آیت الله [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویی]] و آیت الله [[محمد حسین کاشف الغطاء|شیخ محمدحسین کاشف الغطا]] و... شرکت جست و مشغول کسب علم و دانش و تحصیل در فنون مختلف [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فلسفه]] شد. قاضی طباطبائی در میان اساتید نجف، برای آیت الله شیخ محمدحسین کاشف الغطاء احترام فوق‌العاده‌ای قایل بود و بیشتر با آن مجاهد نستوه انس و الفت داشت و در واقع شیفته و مرید [[اخلاق]] والا و تبحر عمیق علمی و افکار بلند سیاسی، اجتماعی کاشف الغطاء‌ گشته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اقامت در [[نجف]] و استفاده‌های علمی و معنوی از [[حوزه علمیه]] آن را می‌توان از بهترین روزگاران عمر آیت الله قاضی طباطبائی به حساب آورد. چرا که در آن ایام، با شور و شوق به تحکیم مبانی فکری خود پرداخت و به درجات عالی فقاهت و [[اجتهاد]] رسید و از مراجع بزرگی مثل آیت الله حکیم و آیت الله کاشف الغطاء و دیگران به اخذ اجازه اجتهاد نایل آمد.&amp;lt;ref&amp;gt; آیت الله قاضی از بیست نفر از مراجع بزرگ به اخذ درجه اجتهاد یا اجازه روایت نایل شده‌اند که خودشان اسامی آنان را در مقدمه کتاب «اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه» آورده‌اند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان بعد از سه سال اقامت در نجف، اواخر سال ۱۳۷۲ ق. (۱۳۳۱ ش) در سن ۴۲ سالگی بنا به علل ناگواری ناگزیر شد آنجا را ترک نموده و با کوله‌باری از علم و دانش و [[معرفت]]، به سوی زادگاهش شهر [[تبریز]] رهسپار شد تا به وظایف بس سنگین خود، در جهت اشاعه فرهنگی غنی و پویای آیین حیات بخش [[اسلام]] بپردازد. همان خدمات ارزنده‌ای که نتایج سودمندش در انقلاب شکوهمند اسلامی نمایان گشت، آن طور که استاد بزرگوارش آیت الله [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطا]] پیش بینی کرده بود. ایشان در یکی از نامه‌های خود، خطاب به آیت الله قاضی چنین می‌نویسد: «ای سید بزرگوار و ای دانشمند والامقام... ما از حالا می‌بینیم که مردم آذربایجان عموما و اهالی تبریز خصوصا از راهنمائی‌ها و ارشادات شما بهره‌مند می‌شوند و چه زود است تأثیر خدمات ارزنده شما در نصرت [[حق]] و از بین بردن [[باطل]] محسوس و ملموس باشد و در یاری و کمک از حق چه بهتر و مقدم‌تر از شما است؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله قاضی از جمله قلم بدستان پرکاری بود که در طول عمرش با تلاش گسترده و نیتی خالصانه توانست تحقیقات ارزنده‌ای را با بیانی رسا و قلمی شیوا و نثری استوار به جهان وسیع [[فرهنگ]] [[اسلام|اسلامی]] عرضه بدارد. کار تحقیقاتی و نویسندگی آن بزرگوار از دو جهت حائز اهمیت است، یکی نوشتن کتاب‌های مستقل در رشته‌های مختلف که مورد نیاز بود و تألیفی صورت نگرفته بود؛ و دیگری با تعلیقه و تصحیح و مقدمه‌نویسی بر آثار گرانقدر دیگر دانشمندان و چاپ مجدد آن ها، افکار بلند و ارزشمند آنان را احیا کرد. ره‌آورد فکری شهید قاضی که به صورت نوشته به یادگار مانده است عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#الاجتهاد و التقلید (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#الفوائد (فقهی ـ تاریخی)&lt;br /&gt;
#خاندان عبدالوهاب (فارسی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#کتاب فی علم الکلام (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#فصل الخطاب فی تحقیق اهل الکتاب (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#السعادت فی الاهتمام علی الزیارت (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#اجوبة الشبهات الواهیه (فارسی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#رساله در اثبات وجود الامام علیه السلام فی کل زمان (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#سفرنامه بافت (بافت کرمان)، (فارسی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#المباحث الاصولیه (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#حاشیه بر کتاب [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]] [[شیخ انصاری]]&lt;br /&gt;
#حاشیه بر کتاب [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] شیخ انصاری&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]] [[آخوند خراسانی]]&lt;br /&gt;
#تقریرات اصول آیت الله [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمری]]&lt;br /&gt;
#تاریخ قضا در اسلام [[پرونده:Lawame.jpg|thumb|left|تعلیقات بر کتاب اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه - یکی از آثار آیت‌الله شهید قاضی طباطبایی]]&lt;br /&gt;
#صدقات [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین]] و [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|صدیقه طاهره]] علیهماالسلام&lt;br /&gt;
#حدیقة الصالحین&lt;br /&gt;
#رساله در دلالت [[آیه تطهیر]] بر [[اهل بیت]] علیهم السلام&lt;br /&gt;
#رساله در اوقات [[نماز]]&lt;br /&gt;
#رساله در [[مباهله]]&lt;br /&gt;
#رساله فی مسأله الترتّب&lt;br /&gt;
#رساله در [[نماز جمعه]]&lt;br /&gt;
#تعلیقات بر کتاب الفردوس الاعلی، تألیف شیخ [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]] (عربی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#تحقیق درباره روز [[اربعین]] حضرت [[سیدالشهداء]] علیه السلام (فارسی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#تعلیقات بر کتاب انوار نعمانیه (عربی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#مقدمه و تعلیقه بر [[جوامع الجامع (کتاب)|تفسیر جوامع الجامع]] [[شیخ طبرسی]] (عربی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#تعلیقات بر کتاب اسلام صراط مستقیم (فارسی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#تعلیقات بر کتاب [[کنز العرفان فی فقه القرآن (کتاب)|کنز العرفان]] (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#مقدمه بر کتاب صحائف الابرار کاشف الغطاء (عربی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#آثار تاریخی آیت الله [[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]] (فارسی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#مقدمه بر تنقیح الاصول آقا رضا متوفی ۱۳۳۷ شمسی&lt;br /&gt;
#مقدمه بر کتاب مرآت الصلوة&lt;br /&gt;
#پیشگفتار بر علم امام از [[علامه طباطبائی]]&lt;br /&gt;
#مقدمه بر کتاب معجزه و شرایط آن&lt;br /&gt;
#مقدمه بر کتاب جنة المأوی (عربی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#پاورقی بر تعلیقات بر کتاب اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه (عربی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#مقدمه بر [[أنيس الموحدين (کتاب)|انیس الموحدین]] [[محمدمهدى نراقى]] (فارسی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#تحقیق در ارث زن از دارایی شوهر (فارسی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#علم امام علیه السلام (فارسی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#مقدمه بر العقائد و الوثنیّه فی الدیانة النصرانیه (عربی ـ چاپی)&lt;br /&gt;
#ترجمه مسائل قندهاریه (از عربی به فارسی)&lt;br /&gt;
#مقدمه بر تاریخ [[ابن ابی الثلج (محمد بن احمد)|ابن ابی الثلج بلخی]] (عربی ـ خطی)&lt;br /&gt;
#مقالات متعدد چاپ شده در مجلات عربی چاپ صیدا (لبنان)&amp;lt;ref&amp;gt; قاضی طباطبائی، قله شجاعت و ایثار، ص ۳۱ـ۱۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از تسلط رضاخان بر مقدرات کشور [[ایران]] و گستردن بساط [[ظلم]] و ستم و [[اسلام]] ستیزی که می‌رفت تمام مقدسات را از بین ببرد، بار دیگر حماسه‌سازان همیشه بیدار به رهبری روحانیت آگاه، در سراسر مملکت عَلَم مخالفت برافراشتند و در مقابل اعمال خلاف [[شرع]] و ضدانسانی حکومت شوریدند. این بار هم مثل گذشته، [[تبریز]] قهرمان پرچم نهضت اسلامی را بر دوش گرفت و هماهنگ با سایر شهرها خروشید و موج اعتراض به راه انداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن هنگام که سید محمدعلی نوجوانی ۱۶ ساله بود، با چشمان تیزبین خود برخوردهای سیاسی و شیوه‌های هدایت مردم را از جانب پدر که دوشادوش بزرگ عالمان شهر به عهده داشتند دنبال می‌کرد و راه و رسم مبارزه می‌آموخت. در سال ۱۳۴۷ ق. به دنبال قیام مردم تبریز، به دستور حکومت دست نشانده و تحمیلی رضاخان پهلوی، سید محمدعلی به همراه پدر گرامیش راهی تبعیدگاه شد و به مدت دو ماه ناگزیر به اقامت اجباری در [[تهران]] گردید و از آن جا بار دیگر به [[مشهد]] مقدس تبعید شد و یک سال در آن دیار پاک، دوران تبعید خود را گذراند. دژخیمان پهلوی به این مقدار هم رضایت ندادند و در غیاب آقا میرزا محمدباقر دستور دادند که خانه‌اش را در تبریز خراب نموده و جزو خیابان سازند، بدون این که ضرر و زیان وی را جبران نمایند.&amp;lt;ref&amp;gt; مختصری از زندگانی پرافتخار علامه محمدعلی قاضی، محمد عاصفی، چاپ شفق تبریز، ص ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این اولین تجربه مبارزاتی سید محمدعلی بود که در آن برای نخستین بار سوزش زخم بیداد حکومت پهلوی را بر قلب خود احساس کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۳۴۲ شمسی در تاریخ ایران، سالی است به یادماندنی و خاطره‌انگیز، سالی که [[امام خمینی]] با خروش بی‌امان خود چنان موج بنیان کنی به راه انداخت که می‌رفت برای همیشه نظام ستم شاهی را به زباله‌دان تاریخ بسپارد. به دنبال آن، یاران باوفای آن امام آزادگان، به تبعیت از وی در سراسر کشور قد علم کردند و پرچم [[جهاد]] و مبارزه برافراشتند. در این مبارزه بی‌امان، مجاهد نستوه آیت الله قاضی طباطبائی سهم بسزائی دربرانگیختن احساسات پاک مردم داشتند. وی با سخنرانی‌های آتشین و پخش اعلامیه‌های ضدرژیم، مردم قهرمان تبریز را به صحنه پیکار آورد و با این عمل شجاعانه خود، شعله بر خرمن دشمن انداخت و حال زارشان را پریشان‌تر ساخت. چرا که طاغوتیان به خوبی می‌دانستند، قیام آذربایجان یعنی به حرکت درآمدن کل ایران، و این همان کابوسی بود که دژخیمان همواره از آن وحشت داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی جوش و خروش امت مسلمان، مرکزنشینان سازمان ضدامنیت با هماهنگی «علی دهقان» استاندار وقت آذربایجان، و «حسن مهرداد» رئیس [[ساواک]] تبریز، علامه سید محمدعلی قاضی را دستگیر و به پادگان زرهی تهران بردند و بعد از آن به سیاهچال مخوف قزل قلعه تحویل دادند که دو ماه و نیم ماندگار شد و بعد از آزادی از زندان هم کسی حق رفت و آمد و تماس با ایشان را نداشت و همواره زیر نظر و مراقبت شدید مأموران ساواک بود و در تهران به عنوان تبعیدی زندگی می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله قاضی به خاطر مبارزات بی‌امانش، سال‌هائی از عمر پربرکت خود را در زندان‌ها و تبعیدگاه‌ها سپری کرد که یکی از محل‌های تبعید وی بافت کرمان بود. روز سی‌ام آذر ماه ۱۳۴۷ ش. مصادف بود با یوم الله [[عید فطر|عید سعید فطر]]. در شهر تبریز [[نماز عید فطر]] در جو معنوی به امامت آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبائی برگزار شد. ایشان که هیچ فرصتی را از دست نمی‌داد، از این اجتماع باشکوه نهایت استفاده را کرد و بر علیه سردمداران رژیم سخنرانی کردند و ضمن گفتار آتشین، نقاب از چهره کریه رژیم پهلوی برگرفت و روابط خفت‌بار دولت با رژیم غاصب و نامشروع صهیونیستی را محکوم کرد. غروب همان روز برای ادای ‌[[نماز مغرب]] و [[نماز عشاء‌]] به [[مسجد]] شعبان تشریف آوردند و بعد از [[نماز]] و پاسخ به ابراز احساسات مردم از مسجد خارج شد. هنوز چند قدمی از در مسجد دور نشده بود که مزدوران وطن‌فروش وی را احاطه کردند و با اجبار سوار ماشین کردند و سپس او را به بافت کرمان تبعید نمودند.&amp;lt;ref&amp;gt; قاضی طباطبائی، قله شجاعت و ایثار، ص ۷۲ و ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اسکان در بافت کرمان، هر روز یک مأمور [[ساواک]] جهت حضور و غیاب تبعیدی به محل سکونت او سر می‌کشید. اتاقی که آیت الله قاضی در آن، روزهای تنهایی می‌گذراند، یک اتاق کوچک و محقری بود که از سطح حیاط دو پله پایین‌تر بود. مأمور ساواک طبق تعلیماتی که از طرف سازمان به او داده شده بود، با گستاخی و تبختر رفتار می‌کرد و برای این که زور و حاکمیت دستگاه را به رخ تبعیدی کشیده باشد، بجای وارد شدن از در اتاق، با کفش از پنجره می‌پرید وسط اتاق، و با حالت غرور و خودخواهی و صدای خشن و ناهنجار دستور می‌داد زود باش امضاء کن... چند روز بدین منوال گذشت و آیت الله قاضی چند بار به ایشان تذکر داد که [[ادب]] را رعایت کند، ولی آن بی‌ادب گوشش بدهکار نبود و دست از کار بی‌شرمانه خود برنمی‌داشت. روزی هنگامی که مزدور خود فروخته با همان رفتار پست همیشگی به وسط اتاق پرید، سید دلاور بلافاصله کتاب سنگین و ضخیم «[[المنجد فی اللغة (کتاب)|المنجد]]» را برداشت و محکم بر پس گردن مأمور کوبید و فریاد زد: بی‌ادب! مگر نگفتم مؤدب باش... مأمور مغرور و خودباخته، با زبونی و ترس از اتاق بیرون رفت و آیت الله قاضی با این عمل شجاعانه خود بار دیگر ثابت کرد که سر نیزه در مقابل نیروی پرتوان [[ایمان]] و استقامت محکوم به شکست است. بعد از بافت کرمان ایشان را به زنجان تبعید کردند و بعد از اتمام آن در تاریخ ۶/۹/۱۳۴۸ به تبریز مراجعت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; قاضی طباطبائی، قله شجاعت و ایثار، ص ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب، به دستور [[امام خمینی|امام خمینی]]، در مرداد ماه ۱۳۵۸ طی حکمی از سوی رهبر کبیر انقلاب، آیت الله قاضی به عنوان نماینده تام‌الاختیار و [[امام جمعه]] تبریز منصوب گردید و همه هفته با حضور در مراسم باشکوه نماز جمعه به ایراد [[خطبه]] و ارشاد و راهنمائی مردم پرداخت. ایشان علاوه بر آثار علمی و فکری، آثار اجتماعی و عمرانی بسیاری هم از خود به یادگار گذاشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اولین شهید محراب==&lt;br /&gt;
وقتی خبر شهادت مظلومانه [[مرتضی مطهری|شهید مرتضی مطهری]]، به گوش آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی رسید بسیار متأثر شد و همواره به اطرافیان خود می‌گفت: کاش بنده هم مثل استاد مطهری، روزی به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] برسم.&amp;lt;ref&amp;gt; روزنامه رسالت شماره ۱۳۹۴ ص ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; چند روز بعد دعایش مستجاب شد و سرانجام بعد از عمری مجاهدت و تعلیم و تربیت، به تاریخ ۱۱ آبان ماه ۱۳۵۸ در حالی که روز [[عید قربان]]&amp;lt;ref&amp;gt; در کتاب قاضی طباطبائی قله شجاعت و ایثار، اشتباها عید فطر نوشته شده است که بدین وسیله تصحیح می‌گردد. (مؤلف).&amp;lt;/ref&amp;gt; نماز عید خوانده بود، به هنگام شب بعد از [[نماز عشا|نماز عشاء‌]] در [[مسجد]] شعبان خود توسط گروهک فرقان قربانی دین خدا گشت. فردای آن روز مردم مصیب زده آذربایجان، پیکر پاک شهید [[محراب]] را [[تشییع جنازه|تشییع]] کردند و در آرامگاه خانوادگی واقع در مسجد مقبره به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مجموعه [[گلشن ابرار]]، جلد ۲، زندگی‌نامه &amp;quot;شهید قاضی طباطبایی&amp;quot; از محمد ابراهیم‌نژاد.&lt;br /&gt;
*&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;quot;آیت‌الله قاضی طباطبایی&amp;quot;، سید ابوالحسن توفیقیان، پژوهشگاه باقرالعلوم علیه السلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;LTR&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= متوسط&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= متوسط&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
|رده=دارد&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (1).jpg|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی در نوجوانی&lt;br /&gt;
پرونده:علامه.jpg|alt=علامه طباطبایی و شهید محراب قاضی طباطبایی در دوران طلبگی|از راست: شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی، ناشناس و [[علامه طباطبايى|سید محمدحسین طباطبایی]] در اوایل طلبگی&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (2).jpg|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (3).jpg|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی در لباس احرام و در سرزمین وحی&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (13).jpg|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدالهی (5).jpg|alt=آیت الله الهی طباطبایی در کنار فرزند و شهید محراب، قاضی طباطبایی |از راست: [[سید محمدعلی قاضی طباطبائی|شهید سید محدعلی قاضی طباطبایی]]، سید محمد الهی طباطبایی و [[سید محمدحسن الهی طباطبایی]] &lt;br /&gt;
پرونده:عزالدین (6).jpg|alt=آیت الله عزالدین زنجانی و شهید محراب آیت الله قاضی طباطبایی|[[عزالدین حسینی زنجانی|سید محمد عزالدین حسینی موسوی زنجانی]] و شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی&lt;br /&gt;
پرونده:عبدالحسين (3).jpg|alt=آیت الله غروی و اولین شهید محراب انقلاب|از راست: کاظم دینوری، شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی، [[عبدالحسين غروى تبريزى]] و عبدالحمید شربیانی&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (5).jpg|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی و [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (7).jpg|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی در راهپیمایی انقلاب&lt;br /&gt;
پرونده:علامه00.jpg|alt=علامه طباطبایی و شهید محراب قاضی طباطبایی و داماد شهیدش، حسین غفاری|از راست: ناشناسان، [[شهید آیت الله حسین غفاری|شهید حسین غفاری]]، سید محمدحسین طباطبایی، شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (10).jpg|از راست: ناشناسان، راضی تبریزی، شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی، [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی]]، سید حسین قاضی طباطبایی و سید حسن خلخالی&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (4).jpg|alt=امام خمینی و اولین شهید محراب انقلاب|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی و [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (9).jpg|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی در منزل شخصی&lt;br /&gt;
پرونده:اسدالله مدنی (10).jpg|alt=شهدای محراب در یک قاب|از راست: شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی و شهید [[شهید سید اسدالله مدنی|سید اسدالله مدنی]]&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (12).jpg|تشییع پیکر شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی در [[تبریز]]&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (6).jpg|مزار شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی در مسجد مقبره تبریز&lt;br /&gt;
پرونده:شهیدمحراب1 (8).jpg|قبر شهید سید محمدعلی قاضی طباطبائی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|قاضی طباطبائی،سید محمدعلی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه جمعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای شهید]]&lt;br /&gt;
[[رده:شهدای محراب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168615</id>
		<title>سید محمدعلی علوی گرگانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168615"/>
		<updated>2026-07-14T06:32:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مقاله از یک نشریه}}'''«آیت‌الله سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی»''' (۱۳۱۸-۱۴۰۰ ش)، فقیه اصولی، از اساتید [[حوزه علميه قم|حوزه‌ علمیه قم]] و از [[مرجعیت|مراجع]] تقلید معاصر [[شیعه]] و از شاگردان [[امام خمینى]] و [[مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضى حائرى]] بود. آیت‌الله علوى، عمر پربار خویش را به تألیف و تدریس و تبلیغ [[دین]] گذرانید و احداث و بنیاد بناهاى خیریه و عام المنفعه را وجهه همت خویش ساخت. «ره‌توشه پارسایان، انوار اخلاقى» از جمله تألیفات اوست.{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدعلی علوى گرگانى&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Alawy.jpg|220px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۳۱۸ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[نجف]]&lt;br /&gt;
|وفات = ۲۴ اسفند ۱۴۰۰ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، حرم حضرت معصومه&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردى]]، [[امام خمینى]]، [[مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضى حایرى]]، [[سید محمد محقق داماد]]، [[شیخ عباسعلی شاهرودی|شیخ عباسعلى شاهرودى]]،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار =  المناظر الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ره‌توشه پارسایان انوار اخلاقى، مناسک حج، نور الهدى، تعلیقه بر تحریرالوسیله،... &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی، فرزند آیت الله سید سجاد علوى در سال ۱۳۵۹ قمری (خرداد ۱۳۱۸ ش) در [[نجف]] اشرف، در بیت فضیلت و تقوا زاده شد. تا آن زمان، چند پسر براى پدر بزرگوارش متولد شده بودند اما همگى در همان کودکى، از دنیا رفته بودند. لذا وى به ساحت مقدس [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین]] علیه  السلام [[توسل|متوسل]] شد و از آن حضرت، درخواست فرزندى عالم و صالح نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت  الله سید سجاد علوى، شبى در عالم خواب به محضر امیرمؤمنان علیه السلام مشرف شد و حضرت، بدو مژده ولادت پسرى را در آینده نزدیک داد و از او خواست تا فرزندش را به نام «على» نامگذارى نماید. هنگامى که این پسر به دنیا آمد، پدرش براى رعایت [[استحباب]] او را به نام «محمد» و براى قولى که به امیرالمؤمنین علیه السلام داده بود، او را به «على» نامگذارى کرد. پدرش، بارها بدو مى گفت: محمدعلى! تو با دیگر برادرانت تفاوت خواهى داشت و در آینده به مقامات عالیه خواهى رسید. چون تو را با [[توسل به اهل بیت علیهم السلام|توسل]] به عنایت امیرالمؤمنین، از خدا گرفته ام. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و اساتید==&lt;br /&gt;
سید محمدعلی علوی، هفت ساله بود (۱۳۶۵ ق) که همراه پدر بزرگوارش به [[ایران]] باز آمد و به قرائت [[قرآن مجید]] و آموختن کتاب [[نصاب‌ الصبیان (کتاب)|نصاب اصبیان]] و حساب و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] و پس از آن به یادگیرى فنون ادب و علوم عرب نزد ایشان پرداخت. نخست، [[ادبیات عرب|ادبیات]] و مُغنى و [[المطوّل (کتاب)|مطوّل]] و بخشى از [[شرح لمعه]] را نزد والدش بیاموخت و در سن شانزده سالگى (۱۳۷۴ ق)، همراه با گروهى از همشهریانش به [[زیارت]] [[عتبات عالیات|عتبات عالیات]]، [[بیت الله الحرام]] و [[بیت المقدس|بیت المقدس]] نائل آمد (و در طول مسیر به بازگویى مسائل شرعى و خواندن کتاب‌هاى دینى براى کاروانیان مى پرداخت). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بازگشت از سفر [[حج]]، قصد ماندن و تحصیل در [[حوزه علمیه]] نجف اشرف را داشت که آیت الله [[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]] در زمانى که به دیدار پدر بزرگوارش آمده بود و از قصد ایشان آگاه شد، فرمودند: اگر ایشان در [[حوزه علمیه قم]] به تحصیل بپردازد بهتر است، چون حوزه [[قم]] واجد دو ویژگى است: فن تدریس و فن سخنورى، شخصى که در آن حوزه تحصیل نماید، هر دو را فرامى گیرد، هم درس مى خواند و هم درس مى دهد و هم به تبلیغ [[دین]] مى پردازد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این رو آیت  الله علوى گرگانی رهسپار حوزه علمیه قم شد و در محضر درس اساتید بزرگ همانند حضرات آیات: مجاهدى تبریزى، سلطانى طباطبایى و ستوده اراکى، حاضر شد و باقیمانده [[سطوح حوزه|سطوح]] را فراگرفت و این همه، ۴ سال به طول انجامید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در خلال تحصیل خویش توفیق یافت از دانش سرشار استوانه هاى علم و فقاهت، توشه ها برگیرد و مبانى علمى اش را استوار سازد. آنان عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. زعیم بزرگ شیعه [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]]، که سه سال از درس [[فقه]] ایشان بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. رهبر کبیر انقلاب آیت  الله [[امام خمینى]]، که هشت سال از درس [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] ایشان استفاده کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. آیت  الله [[سید محمد محقق داماد]]، که دوازده سال از درس فقه و اصول وى بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. آیت  الله [[سید محمدرضا موسوی گلپایگانی|سید محمدرضا موسوى گلپایگانى]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. آیت  الله [[شیخ عباسعلی شاهرودی|شیخ عباسعلى شاهرودى]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. آیت  الله [[آیت الله محمد علی اراکی|محمدعلى اراکى]].&lt;br /&gt;
*۷. آیت  الله [[مرتضی حائری یزدی|مرتضى حائرى یزدى]]، که مدت ۱۵ سال در درس فقه ایشان شرکت جُست و مورد توجه فراوان معظم‌له بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی همچنین، در ایام تعطیل حوزه علمیه قم در فصل تابستان به مدت هفت سال، به [[نجف]] اشرف مى رفت و علاوه بر زیارت [[عتبات عالیات]]، به درس علماى بزرگ نجف رفته و از آنان بهره ور مى شد. ایشان عبارتند از آیات عظام: امام خمینى، [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویى]]، آقاى شاهرودى و میرزا باقر زنجانى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس==&lt;br /&gt;
آیت  الله علوى گرگانی، عمر پربار خویش را به تألیف و تدریس و تبلیغ [[دین]] گذرانید. ایشان از همان اوانِ تحصیل، به تدریس کتب [[ادبیات عرب|ادبیات]] و [[سطوح حوزه|سطوح]] پرداخت. بارها سیوطى و مغنى و [[المطوّل (کتاب)|مطول]]، شرح شمسیه و شرح نظام را تدریس کرد و در همان زمانِ نوجوانى (۱۶ سالگى) کتاب «کشف الغاشیة عن وجه [[الحاشیه علی تهذیب المنطق (کتاب)|الحاشیه]]» را تألیف نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۸۲ ق. به تدریس سطوح ([[معالم الدين و ملاذ المجتهدين (کتاب)|معالم]]، [[قوانين الاصول (کتاب)|قوانین]]، [[الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة (کتاب)|شرح لمعه]] و شرح [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید]]) و سطح عالى ([[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]، [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] و [[کفاية الاصول (کتاب)|کفایه]] و [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|شرح منظومه]]) پرداخت و گاه روزانه، چهار درس را تدریس مى کرد و درس‌هایش، در زمره معروفترین و چشمگیرترین درس‌هاى [[حوزه علمیه قم]] بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال ۱۴۰۵ ق. بنا به تقاضاى گروهى از فضلاء تدریس خارج [[فقه]] (بر اساس کتاب [[شرایع الاسلام (کتاب)|شرایع الاسلام]] اثر [[محقق حلى]]) را آغاز کرد و کتاب‌هاى طهارت و زکات را به پایان برد و همزمان خارج [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را نیز (بر پایه [[کفاية الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]) آغاز نمود، که دوره کامل آن ۱۵ سال به طول انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شیوه تدریس:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درس معظم‌له از ملاحت گفتار، تتبع اقوال و دقت و بررسى آن‌ها، تحقیق مبسوط در روایات ([[فقه الحدیث|فقه الحدیث]]) و جمع بین اخبار متعارضه و بررسى رجال [[حدیث]] برخوردار بود و در خلال درس، نیز به ذکر مطالب مناسب از [[تاریخ|تاریخ]] و [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و [[علم رجال|رجال]] و مواعظ نیز می پرداخت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان، به حضور منظم و بدون تعطیل در ایام درسى و سرِ ساعت، بدون  اندکى  تأخیر، مقید بود و در روزهاى چهارشنبه به شرح و توضیح حدیثى از فرمایشات [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله مى پرداخت و از این رهگذر به شرح وصایاى [[رسول خدا]] صلی الله علیه وآله به [[امیرالمومنین]] علیه السلام، [[ابوذر غفاری|ابوذر غفارى]] و [[ابن مسعود|عبدالله بن مسعود]] توفیق یافت؛ که شرح وصایاى پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابوذر به نام «انوار اخلاقى ره‌توشه پارسایان» چاپ رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت  الله علوى، داراى تألیفات متعدد [[فقه|فقهى]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصولى]]، [[حدیث|حدیثى]] و [[رجال|رجالى]] است که نام آن‌ها عبارتند از:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Rah.jpg|thumb|left|ره‌توشه پارسایان؛ یکی از آثار آیت‌الله علوی گرگانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;الف. آثار چاپى:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. توضیح المسائل (به اردو ترجمه شده است)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. اجوبة المسائل، یا پاسخ به جدیدترین استفتائات (۲ ج)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. مناسک حج (آداب، اعمال و استفتائات [[حج]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. منهج الصالحین (رساله توضیح المسائل عربى)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. منهج الناسکین (مناسک حج عربى)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. نور الهدى (تعلیقه بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. المناظر الناضرة فی احکام العترة الطاهرة (۱ ج، بخشى از کتاب الطهارة)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. تعلیقه بر [[تحرير الوسيلة (کتاب)|تحریرالوسیله]] (۲ ج، چاپ مؤسسه تنظیم و نشر آثار [[امام خمینى]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹. گلچینى از انوار اخلاقى (برگزیده درس [[اخلاق]] روز چهارشنبه)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰. ره‌توشه پارسایان، انوار اخلاقى (ج ۱، شرح وصایاى [[پیامبر اکرم]] به [[ابوذر غفارى]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۱. توحید از دیدگاه علم (یکى از سخنرانى هاى معظم‌له).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ب. آثار غیرچاپى:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. المناظر الناضرة (ج ۲ تا ۱۰. شرح مفصل ابواب طهارت، صلاة و زکات [[شرایع الاسلام]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. لئالى الاصول (۱۰ جلد. از مباحث الفاظ تا پایان [[استصحاب]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. زبدة اللئالى، تلخیص کتاب فوق؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. القواعد الفقهیة (قاعده هاى: ضمان، لاضرر، تقیه، عدالت، میسور و اصالة الصحة)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. رساله در فروع علم اجمالى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. رساله در [[تعادل و تراجیح]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. رساله در اجتهاد و تقلید؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. تقریرات درس فقه [[سید حسین طباطبایی بروجردی|آیت  الله بروجردى]] (بحث: طهارت و قضا)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹. تقریرات درس فقه آیت  الله [[سید محمد محقق داماد]] (کتاب صلاة و حج)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰. تقریرات درس فقه آیت  الله [[شیخ عباسعلی شاهرودی|عباسعلى شاهرودى]] (کتاب طهارت)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۱. تقریرات درس فقه آیت  الله [[محمدعلی اراکی|محمدعلی اراکى]] (بحث صلاة الجمعة)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۲. تقریرات درس فقه آیت  الله [[مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضى حائرى]] (کتاب طهارت و خمس)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۳. تقریرات درس اصول آیت  الله [[امام خمینى]] (از بحث مقدمه واجب تا آخر قطع و ظن)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۴. تقریرات درس اصول آیت  الله محقق داماد (دوره کامل)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۵. تعلیقه بر [[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیله النجاة]] (رساله [[سید ابوالحسن اصفهانی]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۶. تعلیقه بر [[منهاج الصالحین (حکیم) (کتاب)|منهاج الصالحین]] ([[سید محسن حکیم|سید محسن حکیم]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۷. کشف الغاشیة عن وجه الحاشیة (توضیح مشکلات [[الحاشیه علی تهذیب المنطق (کتاب)|حاشیه ملا عبدالله]]، اولین تألیف معظم‌له)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۸. نورالبیان فى تفسیر القرآن؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۹. طبقات الرجال؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۰. ره‌توشه پارسایان؛ انوار اخلاقى (ج ۲ و ۳. شرح وصایاى پیامبر اکرم(ص) به [[امیرالمؤمنین]](ع) و [[عبدالله بن مسعود]]).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
'''مرجعیت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت  الله علوى گرگانی، یکى از چهره هاى مشهور علم و [[تقوا]] و [[فقه|فقاهت]] در [[حوزه علمیه قم]] بود و پس از وفات مراجع تقلید پیشین، بسیارى از مردم مؤمن و متدین - به ویژه اهالى مازندران و گیلان - از ایشان تقاضاى [[رساله]] عملیه نمودند که معظم له در سال ۱۴۱۲ ق، [[فتوا|فتاواى]] خویش را در اختیار همگان قرار دادند - که به زبان‌هاى عربى و اردو نیز ترجمه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تبیلغ دین:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت  الله علوى، از همان اوان طلبگى اش به تبلیغ [[دین|دین]] پرداخت و سالیان فراوان در ایام ماه مبارک [[رمضان]] و [[ماه محرم|محرم]] و [[صفر]] بر مسند وعظ و ارشاد تکیه زده و هزاران نفر را با بیان شیوا و سخنان زیباى خویش از علوم [[اهل البیت|اهل‌بیت]] علیهم السلام سیراب نمود و این شیوه پسندیده، حتى پس از [[مرجعیت]] معظم‌له ادامه داشت. ایشان، به جز این ایام، سالیان فراوان قبل از رسیدن به مرجعیت (۱۸ سال متمادى) هر پنج‌شنبه و جمعه به [[تهران]] مى رفت و پیرامون معارف [[دین]] در [[مسجد]] فاطمیه سخن مى گفت و در همین راستا، هیئت محترم وحدت فاطمیه و صندوق [[قرض الحسنه]] آن را هم تأسیس نمود و همزمان به تدریس [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|شرح منظومه]] و شرح [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید]] و اصول [[عقاید|اعتقادات]] به گروهى از اساتید دانشگاه و دانشجویان مى پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بناهای ماندگار:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت  الله  علوى، احداث و بنیاد بناهاى خیریه و عام المنفعه را وجهه همت خویش ساخته و در ساختمان - کلى یا جزئى - چندین بناى خیر، نقش اساسى و سهم چشمگیر داشت. ایشان، علاوه بر اجازه مصرف بخشى از وجوه شرعیه براى احداث بناهاى عام المنفعه، خود نیز به بنیادِ [[مسجد]]، [[حسینیه]]، درمانگاه و صندوق [[قرض الحسنه]] در نقاط مختلف اقدام فرمود. تعمیر بخشى از [[مسجد جامع]] گرگان، تأسیس و تعمیر چند مسجد در گرگان و روستاهاى اطراف، مسجد اعظم و درمانگاه آیت  الله حاج سید سجاد علوى در روستاى النگ، حسینیه سیدالشهدا در مهدى شهر سمنان، صندوق قرض الحسنه و هیئت محترم «وحدت فاطمیة» در خیابان هفده شهریور جنوبى [[تهران]]، از آن جمله است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت‌الله سید محمدعلی علوى حسینی گرگانى، سرانجام در روز سه‌شنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۰ شمسی در [[قم]] دار فانی را وداع گفت و در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] علیها السلام به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.gorgani.ir/?culture=fa-IR&amp;amp;pageid=1 سایت مرحوم آیت‌الله محمدعلی علوی گرگانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:علوی (1).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی در کودکی&lt;br /&gt;
پرونده:علوی0 (1).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی (نفر وسط) در نوجوانی&lt;br /&gt;
پرونده:علوی (2).jpg|از راست: ناشناس، سید سجاد علوی حسینی گرگانی، سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:علوی (3).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی در نوجوانی&lt;br /&gt;
پرونده:علوی (4).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:آملی01.jpg|alt=سه مرجع شمالی در یک قاب|از راست: [[میرزا هاشم آملی|هاشم اردشیر لاریجانی (میرزا هاشم آملی)]]، عبدالله جوادی آملی و سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی&lt;br /&gt;
پرونده:علوی (5).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی&lt;br /&gt;
پرونده:علوی0 (2).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی در راهپیمایی دوران انقلاب&lt;br /&gt;
پرونده:علوی0 (3).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی (نفر وسط) در لباس احرام و در سرزمین وحی&lt;br /&gt;
پرونده:علوی (6).jpg|سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سبحانی (8).jpg|از راست: محمدابراهیم جناتی، سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی، ناصرالدین انصاری قمی و [[جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:گرامی (7).jpg|از راست: ناشناس، سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی، [[محمدعلی گرامی]] و [[مسلم ملکوتی]]&lt;br /&gt;
پرونده:مسلم ملکوتی (66).jpg|از راست: سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی، [[عبدالله جوادی آملی]]، مسلم ملکوتی و [[سید علی حسینی خامنه ای]]&lt;br /&gt;
پرونده:علوی.jpg|تشییع پیکر سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی در گرگان&lt;br /&gt;
پرونده:علوی00.jpg|تشییع پیکر سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی در [[قم]]&lt;br /&gt;
پرونده:علوی1.jpg|قبر سید محمدعلی علوی حسینی گرگانی در [[حرم حضرت معصومه عليها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|علوی حسینی گرگانی،سید محمدعلی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C&amp;diff=168614</id>
		<title>سید محمدعلی صادقی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C&amp;diff=168614"/>
		<updated>2026-07-14T05:30:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«سید محمدعلی حسینی مير محمدصادقی»''' (۱۳۴۶-۱۴۱۷ ق)، [[فقیه]] اصولی، مفسر و متکلم [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[سید علی فانی اصفهانی|سید على فانى اصفهانی]] بود. آيت‌الله صادقی، از اركان روحانیت و [[حوزه علمیه]] [[اصفهان]] به شمار می‌رفت و منشأ آثار و خدمات زیاد علمی و اجتماعی بود؛ چنانکه علاوه بر تدریس و تألیف کتاب در علوم متعدد، در ساخت بیش از چهل [[مسجد]] همکاری داشت.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدعلی حسینی مير محمدصادقی&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Sadeqi.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۳۴۶ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات = ۱۳۷۵ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = گلستان شهدای اصفهان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[سید علی فانی اصفهانی]]، [[سید حسین خادمی]]، [[سید محمود شاهرودی]]، [[سید عبدالحسین طیب]]، [[شیخ حسین حلی]]،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = تقریرات دوره کامل اصول، المختار فی الجبر و الاختیار، توحید و اثبات ذات و صفات از دیدگاه اسلام، انواری از [[نهج البلاغة|نهج البلاغه]]، فوائد رجالیه،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و نسب==&lt;br /&gt;
سید محمدعلی صادقی فرزند سید محمدصادق، در ۱۱ [[ماه شوال|شوال]] ۱۳۴۶ قمری در [[اصفهان]] به دنیا آمد. نسب وی با ۳۴ واسطه به حسین الاصغر فرزند [[امام سجاد علیه السلام]] منتهی می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمدعلی صادقی در سن ۱۸ سالگی شروع به تحصیل علوم دینی نمود. قبل از آن نیز گاه نزد شیخ حسین رام پناه که مردی صاحب فضل وارسته و آشنا به علوم حوزوی بود، به کسب معارف می پرداخت.&lt;br /&gt;
سید محمدعلی با سرپرستی حاج شیخ عبدالرسول الیادرانی در [[مدرسه صدر بازار |مدرسه صدر بازار اصفهان]] شروع به تحصیل کرد و تحصیلات مقدماتی و [[سطوح حوزه|سطوح]] را در مدت هشت سال طی نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله صادقی برای ادامه تحصیل در سال ۱۳۷۲ قمری (۱۳۳۳ ش) به [[نجف اشرف]] وارد شد و در این بین به درس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] حضرات آیات: [[سید محمود شاهرودی]]، [[شیخ حسین حلی]] و [[سید علی فانی اصفهانی|میر سید علی فانی اصفهانی]] حاضر می شد. او تا آخرین روزهای حضور در نجف، در درس میر سید علی فانی شرکت می نمود و پیوسته به دنبال استادش روان بود و به مدت ۲۰ سال، تحقیقات [[فقه]]، [[اصول فقه|اصول]]، [[کلام]]، [[رجال]] و [[تفسیر]] ایشان را ضبط و به رشته تحریر درآورد. برکت این آشنایی و استفاده از محضر این استاد، تقریرات دوره کامل [[اصول فقه]] در چهار جلد، طهارت و صلاة در دوازده جلد و مقدار زیادی از کتاب صوم و خمس و زکات و مقداری از حج و اجاره آن استاد بزرگ را برای او در پی داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی صادقی پس از هفت سال تحصیل در نجف اشرف، در سال ۱۳۹۰ قمری در اثر بیماری به [[اصفهان]] بازگشت و با دختر میرزا حبیب الله روضاتی [[ازدواج]] نمود و دوباره به همراه همسر به [[عتبات عالیات]] بازگشت. در مدت یازده سال سکونت در نجف اشرف، وی علاوه بر تحصیل و تحقیق، به امر تدریس علوم حوزوی نیز می پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی دیگر از اساتید ایشان عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ابوالقاسم محمدی قهدریجانی&lt;br /&gt;
*محمدحسن عالم نجف‌آبادی&lt;br /&gt;
*سید مصطفی بهشتی‌نژاد&lt;br /&gt;
*محمدجواد اصولی&lt;br /&gt;
*محمدرضا جرقویه‌ای&lt;br /&gt;
*سید علی‌اصغر مدرس برزانی&lt;br /&gt;
*سید صدرالدین کوپایی&lt;br /&gt;
*[[سید حسین خادمی]]&lt;br /&gt;
*[[سید عبدالحسین طیب]]&lt;br /&gt;
*[[شهید سید ابوالحسن شمس آبادی|سید ابوالحسن شمس‌آبادی]]&lt;br /&gt;
*سید محمدباقر رجایی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صادقی (6).jpg|thumb|left|کتاب الطهارة؛ یکی از آثار آیت‌الله صادقی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تقریرات دوره کامل درس اصول [[سید علی فانی اصفهانی|آیت الله فانی اصفهانی]]، در چهار جلد&lt;br /&gt;
#کتاب الطهارة من شرح [[شرایع الاسلام (کتاب)|الشرایع]] (تقریر درس آیت الله فانی اصفهانی)، در دوزاده جلد&lt;br /&gt;
#تقریرات کتاب الاجارة&lt;br /&gt;
#تقریرات کتاب الخمس و الزکاة و الصوم&lt;br /&gt;
#المختار فی الجبر و الاختیار&lt;br /&gt;
#توحید و اثبات ذات و صفات از دیدگاه اسلام&lt;br /&gt;
#انواری از [[نهج البلاغة|نهج البلاغه]]&lt;br /&gt;
#[[تفسیر]] [[سوره جمعه]]&lt;br /&gt;
#تفسیر سوره های [[سوره لقمان|لقمان]]، [[سوره حدید|الحدید]]، [[سوره سجده|سجده]]، [[سوره تغابن|تغابن]] و [[سوره منافقون|منافقون]]&lt;br /&gt;
#رساله در فرق بین صغیره و کبیره&lt;br /&gt;
#رساله در احکام بانک ها&lt;br /&gt;
#رساله در عدم [[تحریف قرآن]]&lt;br /&gt;
#فوائد رجالیه&lt;br /&gt;
#رساله در علم امام&lt;br /&gt;
#تحلیل تاریخی [[واقعه سقیفه بنی ساعده|سقیفه]] و تفسیر آیه «[[آیه 30 سوره بقره|انّی جاعل فی الارض خلیفه]]»&lt;br /&gt;
#ابحاث اخلاقیه&lt;br /&gt;
#درس های اخلاقی، در هشت جلد&lt;br /&gt;
#کتاب قضا، در دو جلد&lt;br /&gt;
#کتاب حدود، دیات و تعزیرات&lt;br /&gt;
#تعلیقه بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]] تا کتاب خمس&lt;br /&gt;
#اجتهاد و تقلید&lt;br /&gt;
#کتاب قصاص، در سه جلد&lt;br /&gt;
#دیوان اشعار&lt;br /&gt;
#صید و ذباحه&lt;br /&gt;
#الارث و الوصایا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
آیت الله صادقی در [[اصفهان]] به تدریس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] در [[مدرسه صدر بازار]] پرداخت و از همان ابتدا شاگردان بسیاری به درس ایشان حاضر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود این [[فقیه]] گرانقدر منشأ آثار و خدمات زیادی بود که از آن جمله همکاری و کمک در ساخت بیش از چهل [[مسجد]] در استان های اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد و کرمان را می توان ذکر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن فقیه مجاهد همچنین با شروع نهضت [[امام خمینی]]، در تمامی تظاهرات مردم حضور داشت و کمتر اعلامیه ای بود که امضای او در پای آن نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدعلی صادقی، فقیهی [[متواضع]]، [[حسن خلق|خوش اخلاق]] و مردمی بود. خود درب منزل را به روی مراجعه کنندگان می گشود و سپس آنان را بدرقه می کرد.&lt;br /&gt;
به [[صله رحم|صله ارحام]] و تفقد از حال آنان اهمیت بسیار می داد. تمام هفته ها بر سر مزار پدر و مادر خود در [[تخت فولاد]] اصفهان حاضر می شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر مسجدی که وارد می شد، [[نماز]] تحیت می خواند. به قرائت [[قرآن کریم]] و [[زیارت عاشورا]] اهتمام خاصی داشت. تنفر شدیدی از [[غیبت (گناه)|غیبت]] کردن داشت و چنانکه کسی حتی از دشمنان او هم غیبت می کرد، او با ناراحتی برخاسته و مجلس را ترک می کرد. [[نظم]] در زندگی و غنیمت شمردن عمر و نیز [[آراستگی]] ظاهری از دیگر خصوصیات او بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدعلی صادقی، سرانجام در ۲۰ [[ماه ربیع الثانی|ربیع الثانی]] ۱۴۱۷ قمری (مطابق با ۱۵ شهریور ۱۳۷۵ ش) دار فانی را وداع گفت و در گلستان شهدای [[اصفهان]] به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سایت تخت فولاد اصفهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی (1).jpg|سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی در جوانی &lt;br /&gt;
پرونده:صادقی2.jpg|سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی (نفر وسط)&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی (2).jpg|سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی0.jpg|سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی00.jpg|سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی (3).jpg|۱.سید مصطفی مهدوی هرستانی، ۲.سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی (4).jpg|سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی در منزل شخصی&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی (5).jpg|سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی&lt;br /&gt;
پرونده:صادقی1.jpg|دست نوشته سید محمدعلی (حسینی) میر محمد صادقی - تفسیر سوره لقمان&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|صادقی،سید محمدعلی]][[رده: علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده: فقیهان]][[رده: مفسرین قرآن]][[رده: متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در تخت فولاد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B6%D8%A7%D8%AA%DB%8C&amp;diff=168604</id>
		<title>سید محمدعلی روضاتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B6%D8%A7%D8%AA%DB%8C&amp;diff=168604"/>
		<updated>2026-07-13T13:44:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدعلی روضاتیان»''' معروف به '''«علامه روضاتی»''' (۱۳۰۸-۱۳۹۱ ش)، عالم محقق، محدّث رجالی، کتاب‌شناس، تبارشناس و تراجم‌نگار برجسته [[شیعه]] معاصر و از شاگردان  [[بروجردی، حسین|آیت‌الله بروجردی‌]] بود. علامه روضاتی، صاحب آثار متعددی در تحقیق و تصحیح و تعلیق و [[حاشیه]] بر کتب گوناگون به‌ویژه در موضوع تراجم و [[رجال]] - از جمله کتاب «[[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]» اثر جدّش [[سید محمدباقر چهارسوقی|سید محمدباقر خوانساری]] - می‌باشد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدعلی روضاتیان&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Ruzati.jpg]]&lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۳۰۸ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۹۱ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = اصفهان، [[تخت فولاد]] &lt;br /&gt;
|اساتید = [[بروجردی، حسین|سید حسین بروجردی‌]]، [[سید محمدباقر موحد ابطحی|سید محمّدباقر ابطحی]]، [[شهید محمد صدوقی]]، [[مرتضی حائری یزدی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = جامع الانساب، شرح [[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]، تکمله [[الذریعة الی تصانیف الشیعة (کتاب)|الذریعه]]، تعلیقات [[طبقات اعلام الشیعه (کتاب)|طبقات أعلام الشیعة‌]]، دو گفتار، آثار التقوی، مرآة الزمن، عترت طاهره،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید محمدعلی روضاتی در روز سیزدهم ماه [[رجب]] ۱۳۴۸ قمری (۱۳۰۸ ش) در [[اصفهان]]، محله چهارسوق شیرازی ها، دیده به جهان گشود.&amp;lt;ref&amp;gt;جهانبخش، ص ۴۲۴ و پانویس ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش میرزا محمدهاشم فرزند سید جلال‌الدین فرزند میرزا مسیح فرزند آیت‌الله [[سید محمدباقر چهارسوقی|سید محمدباقر خوانساری چهارسوقی]] معروف به «صاحب [[روضات الجنات (کتاب)|روضات]]» است. مادر وی نیز دختر آیت الله سید حسن چهارسوقی فرزند سید مسیح بن صاحب روضات بوده است. همسر آیت الله میر سید حسن چهارسوقی، دختر میرزا جمال الدین بن [[سید محمدهاشم چهارسوقی|سیّد محمّدهاشم مجتهد چهارسوقی]]، برادر صاحب روضات بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی روضاتی در هشت سالگی پدرش را -که به تحصیلات عالی خود در [[نجف]] مشغول بود- از دست داد و تحت سرپرستی نیای مادری اش آیت الله میر سیّد حسن چهارسوقی، رشد و بالندگی یافت و آداب دینی و فضایل اخلاقی را از آن فقیه وارسته تعلیم دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
سیّد محمّدعلی، علوم جدید را تا متوسطه، در [[اصفهان]] در سال ۱۳۲۴ ش. به پایان رساند. &amp;lt;br&amp;gt;نخستین معلم [[قرآن کریم]] و تعلیمات اولیه او میرزا علیرضا محمّد شفیعی بود. در اوان [[بلوغ]] نزد آقا شیخ محمّدحسین ادیب تعلیم [[خط]] گرفته و [[نصاب‌ الصبیان (کتاب)|نصاب الصبیان]] و [[رساله]] عملیه مجتهد وقت و حساب و غیره خوانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۲۴ ش. وارد [[مدرسه صدر بازار]] و آموختن علوم حوزوی شد. &lt;br /&gt;
در حوزه اصفهان در درس [[معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)|معالم الاصول‌]] آقا شیخ محمّدحسین مشکی (مقدّس‌) و [[شرح لمعه]] آقا شیخ محمّدحسن نجف‌آبادی و شرح لمعه‌ شیخ هبةاللّه هرندی‌، و [[مکاسب (کتاب)|مکاسب‌]] شیخ محمّدرضا جرقویه‌ای‌ (صلصالی‌) و [[سید محمدباقر موحد ابطحی|سید محمّدباقر ابطحی]] شرکت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از طی دوره مقدمات و پاره‌ای از [[سطوح حوزه|سطوح]] به [[قم]] رفت و آنجا در دروسی چون‌ شرح لمعه‌ [[شهید صدوقی|شهید محمد صدوقی]]، مکاسب‌ آیة‌اللّه سلطانی طباطبائی‌، [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]] و [[مکاسب]] میرزا [[میرزا ابوالفضل زاهدی قمی]]، و [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه‌]] مرحوم ‌مجاهدی‌، و نیز کفایه‌ی آیة‌اللّه [[مرتضی حائری یزدی|مرتضی حائری یزدی]] ـ که در منزل القاء می‌فرموده و در آن‌ التفات ویژه‌ای به این تلمیذ جوان و مستعد داشته ـ، شرکت کردند. عمده درس خارج [[فقه]] را هم ـ که عالی‌ترین دروس‌ حوزوی در این شاخه است ـ به محضر آیة‌اللّه [[بروجردی، حسین|سید حسین طباطبائی بروجردی‌]] حاضر آمده و آن فقیه و مرجع بزرگ، به این طالب علم جوان التفات و عنایتی خاص داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله روضاتى، همچنین از بسیارى از معاصران خود و شیوخ [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] چون: [[آقابزرگ تهرانی|شیخ آقابزرگ طهرانى]]، [[سید صدرالدین صدر]]، [[سید عبدالحسین شرف الدین عاملی|سید عبدالحسین شرف الدین]] و [[سید محسن امین]]، اجازه روایت دریافت كرد.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۴۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت الله روضاتی از همان ابتدای مطالعات خود متوجه شد که یکی از منابع اصلی و مآخذ اولیه بسیاری از تراجم نگاران و کتاب شناسان و مورخان متأخر، سخنان و نکات جدش [[سید محمدباقر چهارسوقی|سید محمدباقر خوانساری چهارسوقی]] در کتاب نفیس «[[روضات الجنات]]» است. از این رو عزم خود را بر تصحیح و تحقیق «روضات» و تنقیح عالمانه ای از آن جزم نمود و به همین قصد، به جمع آوری کتب و رسائل و [[نسخه خطی|نسخه های خطی]] و چاپی اقدام نمود تا مصادر و منابع «روضات» را فراهم آورد. به تدریج دامنه خرید و تهیه کتاب و نسخه های نفیس گسترش یافت و او هر کتاب و منبعی را که به کتابخانه می افزود، مطالعه می کرد و بر بسیاری از آنها [[حاشیه|حواشی]] مفید و تعلیقات محققانه ای می نوشت، که هر یک خود می تواند به مثابه اثری مستقل به زیور طبع آراسته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا کنون ۲۱ کتاب ارزشمند آیت‌الله روضاتی به زیور طبع آراسته شده و ۱۲ اثر چاپ نشده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار چاپ شده:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ [[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنّات فی تراجم العلماء و السّادات]]؛ به تصحیح و تحشیه و با فهارس مهیا ساخته ایشان در سال ۱۳۲۷ ش‌. در قطع رحلی به چاپ سنگی رسیده و در حقیقت دومین چاپ این کتاب مستطاب به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ [[سماء المقال فى علم الرجال (کتاب)|سماء المقال فی علم الرجال]]، نوشته مرحوم آیة‌اللّه [[میرزا ابوالهدى کلباسى|میرزا أبوالهدی‌ کلباسی]]، که جلد یکم آن به سال ۱۳۳۲ ش‌. به تصحیح ایشان در قم منتشر شد و جلد دوم را فرزند مؤلّف آماده سازی و طبع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;این نسخه را استاد با دقّت و مبالات معهود خویش از روی دستخط مؤلّف تصحیح و آماده سازی کرده بودند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ زندگانی حضرت آیة‌اللّه چهارسوقی، که به تألیف استاد روضاتی و با تصاویر فراوان به سال ۱۳۳۲ ش‌. در [[اصفهان]] چاپ شده ‌است‌.&amp;lt;ref&amp;gt;متن این کتاب شرح حال نیای مادری استاد است که از مجتهدان و عالمان اصفهان آن روز بوده و این شرح حال درزمان‌ حیات وی قلمی شده است‌. در کنار این زندگینامه‌، به تناسب‌، شرح حال جمع کثیری (بیش از یکصد تن‌) از رجال علمی و أدبی‌، با ضمائمی ‌ارزشمند، قرار داده شده است که بر ارزش این أثر بسیار افزوده و آن را یکی از منابع و مآخذ مورد حاجت ومراجعت‌ بسیاری از تراجم پژوهان معاصر ساخته است‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:4S.jpg|thumb|left|زندگانی آیة‌اللّه چهار سوقی؛ یکی از آثار علامه روضاتی]]&lt;br /&gt;
۴ـ جامع الانساب که دفتر نخست آن به تألیف استاد به سال ۱۳۳۵ ش‌. در مطابع اصفهان و تهران به چاپ رسید و به ‌واسطه دقّت مؤلّف و سختگیری علمی وی‌، مراحل طبع و نشر رنج فراوانی را بر نامبرده تحمیل کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;این دفتر به خاندانهای سادات موسوی می‌پردازد و همین بخش از أنساب سادات (یعنی‌: موسویان‌) در دو سه جلددیگرادامه دارد که مع الاسف آن دو سه جلد به صورت مسوّده باقی مانده‌. هر چند از این کتاب تنها دفتر نخست آن به چاپ رسیده است‌، دقّتهای فراوان و موی‌بینی‌های فوق العاده وفراخ‌دامنگی منابع و مصادر مؤلّف سبب شده این أثر به عنوان یکی از مراجع مهم و متقن نسب شناسی سادات‌، مرغوب‌ و مطلوب نسب پژوهان و تاریخنگاران باشد..&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ مکارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار، از مؤلفات شیخ محمّدعلی معلم حبیب آبادی که به تحقیق و تحشیه و با فهارس استاد به چاپ می‌رسد.&amp;lt;ref&amp;gt;موضوع این کتاب‌، تراجم أحوال رجال سده‌های سیزدهم و چهاردهم هجری است که تاکنون هشت جلد آن به چاپ رسیده‌. این هشت جلد تا ۱۲۹۰ ق‌. را شامل می‌شود. از حیث ترتیب سنواتی‌، این أثر هنوز به نیمه نیز نرسیده و با این همه یکی از مآخذ أصلی مورد نیاز تراجم نگاران و تاریخ‌پژوهان است‌. طبع این أثر را استاد از زمان حیات مرحوم معلّم حبیب آبادی ـ رضوان اللّه علیه ـ آغاز کرده بودند و دفتر نخست آن به‌ سال ۱۳۳۷ ش‌. منتشر شد. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ کتاب الاوائل، نوشته سید محمّد مقدّس‌، از ائمّه جماعات اصفهان‌، که به دست استاد تحقیق و تحشیه‌ و تنظیم گردیده و صورت کتاب مدون یافته و به سال ۱۳۴۰ ش‌. در یک مجلد کلان در اصفهان منتشر شده‌ است‌.&amp;lt;ref&amp;gt;این کتاب در قالب یادداشتهای پراکنده نوشته شده بوده و نویسنده در حالی که خود فرصت تدوین و تنظیم نهائی آنها رانیافته بوده است‌، درگذشته‌. استاد به خواهش برادر نویسنده‌، مرحوم حاج سید حبیب مقدّس‌، این کتاب را تدوین و احیاء می‌کنند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ [[عبقات الانوار (کتاب)|عبقات الانوار]] اثر [[میر حامد حسین هندی|میر حامد حسین هندی]] که شش جزء [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] و مجلد [[حدیث منزلت]] آن‌، طی‌ سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۶۴ ش‌. با مقدّمه و فهارس پرداخته استاد در اصفهان تجدید طبع گردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - مرآة الزمن أو الوجیزه المستحسن فی الاجازه لسیّدنا الفقیه الامامی الحسن، که [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل روایت از سوی علامه روضاتی برای آیت الله [[سید حسن فقیه امامی]] است. &amp;lt;ref&amp;gt;در این اجازه نامه که مفصلترین اجازات علامه روضاتی است، اجازه دهنده به مشایخ سی گانه روایی خود به تفصیل با شرح احوال آنها پرداخته است. تألیف این رساله شش ماه به طول انجامیده و شب جمعه ۲۶ رجب ۱۴۱۵ق در منزل ایشان واقع در محله چهارسوق پایان یافته است. این رساله در یکصد و چهل صفحه بوده و در بررسی اجازات معاصر شیعه و نحوه اتصال آن به اجازات علمای پیشین، اهمیّت بسیار دارد. اجازه دهنده در پایان، فهرست مجدول اسمای مشایخ را مطابق ترتیب صدور اجازات مشتمل بر نام، تاریخ ولادت و وفات، تاریخ اجازه و محل صدور آن در دو صفحه آورده و کتابت آن را شنبه۲۷ رجب همزمان با مبعث رسول اکرم صلی الله علیه و آله مطابق ۱۰ دیماه ۱۳۷۳ ش به پایان برده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ شرح روضات الجنّات فی تراجم العلماء و السّادات، که شرح تألیف منیف نیای نامی ایشان است‌.&amp;lt;ref&amp;gt;دفتر یکم آن که به سال ۱۳۴۱ ش‌. در غایت پاکیزگی در اصفهان به طبع رسیده‌، خود به تنهائی نمونه و سرمشق یک پژوهش باریک بینانه ونگارش‌ محققانه است‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ فهرست کتب خطّی کتابخانه های‌ اصفهان، که دفتر نخست آن به سال ۱۳۴۱ش‌. در اصفهان منتشر شد و معرّفی هشتاد دستنوشت مهم از کتابخانه شخصی استاد را شامل است‌.&amp;lt;ref&amp;gt;این فهرست‌، فقط سیاهه نام و نشان کتابها نیست‌؛ بلکه شامل معرّفی مبسوط متن و ماتن و بسیاری فوائد علمی و دینی‌است که آن را اگر نه بی نظیر، کم نظیر، می‌سازد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ـ جبر و تفویض، که همان رساله خلق الاعمال [[ملاصدرا|صدر المتألّهین شیرازی]] است و به تحقیق و تقدیم استاد به‌ سال‌ ۱۳۴۰ ش‌. در اصفهان و به مناسبت برپائی کنگره بزرگداشت ملاصدرا (در تهران‌) به چاپ رسیده‌ است.&amp;lt;ref&amp;gt; مرحوم استاد علاّمه جلال الدّین همائی ـ طاب ثراه ـ نیز بر آن مقدّمه‌ای نوشته است‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲ـ نسخه برگردان تجارب السلف هندوشاه نخجوانی، که به سال ۱۳۶۱ ش‌. با پیشگفتار و پیوستهای فراهم آورده استاد در اصفهان منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳ـ دو گفتار، که حاوی دو مقاله محققانه استاد و پاره‌ای ضمائم نفیس است و «کتابخانه تخصّصی تاریخ اسلام و ایران‌» (در [[قم‌]]) به سال ۱۳۷۸ ش‌. آن را منتشر ساخت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ـ مناهج المعارف، تألیف جد أعلای استاد، سید ابوالقاسم جعفر موسوی خوانساری معروف به [[میر کبیر|میر کبیر]] (۱۱۵۷-۱۰۹۰ ق)، که جزوه نخست آن به تحقیق و تحشیه استاد طبع گردید و به سبب مشکلات پی گرفته‌ نشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵ـ [[کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد (کتاب)|کشف المراد]] اثر [[علامه حلی]] ـ که متن آن به تصحیح و تعلیق والد ماجدشان‌، آیة‌اللّه سید محمّدهاشم ‌موسوی اصفهانی (روضاتی‌)، به سال ۱۳۵۲ ق/۱۳۱۲ ش‌. در اصفهان طبع شده بود و به مناسبت هفتادمین‌ سال چاپ سنگی کتاب در اصفهان‌، با نظارت و به همراه پیوستهای استاد در نوروز ۱۳۸۱ ش‌. انتشار یافت‌.&amp;lt;ref&amp;gt;در پایان این نسخه‌، تعلیقات مصحح فقید ـ رفع اللّه درجته ـ به اهتمام دوست گرامی‌، آقای مجید هادیزاده‌،تنظیم و حروفنگاری شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶ ـ رساله در شرح احوال ملاّ محمّدعلی بن محمّدرضا تونی ـ که بر آگاهیهای نفیس تاریخی‌، بویژه در باب سقوط اصفهان‌، اشتمال دارد و به سال ۱۳۸۱ ش‌. در شمارگان محدود در اصفهان منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ - [[الحاشیه علی تهذیب المنطق (کتاب)|حاشیه ملا عبداللّه]] و شرح نظام ـ از درسنامه های مدرسی طلبگی قدیم ـ که به تصحیح استاد در أوایل أیام تحصیل‌ ایشان از سوی کتابخانه شفیعی در اصفهان چاپ سنگی‌ شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ – تکمله [[الذریعة الی تصانیف الشیعة (کتاب)|الذریعه الی تصانیف الشیعه]] اثر [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]]، در دو مجلّد.&amp;lt;ref&amp;gt;استاد روضاتی از همان روزهای نخستین انتشار کتاب ارزشمند «الذریعه» شیخ آقا بزرگ تهرانی به تحشیه و تعلیقه بر آن همت گمارد و طی بیش از شش دهه حاشیه نویسی بر ۲۶ جلد این مجموعه را در دستور کار خویش قرار داد. یادداشت های استاد پیرامون الذریعه حاوی نکات علمی و تاریخی و ادبی بسیاری است، به گونه ای که پاره ای از حواشی استاد در خور مقالاتی جداگانه به شمار می رود. هر دو جلد این کتاب به سال ۱۳۹۰ش در ۱۰۲۸ صفحه به همراه تصاویر و اسناد با تحقیق محمّد برکت توسط کتابخانه مجلس شورای اسلامی چاپ شد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹ - تعلیقات [[طبقات اعلام الشیعه (کتاب)|طبقات أعلام الشّیعة‌]]، اثر [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]].&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب گرانقدر «طبقات اعلام الشیعه» از دیگر تألیفات شیخ آقا بزرگ تهرانی است که به شرح احوال علمای امامیه در طول ده قرن از قرن چهارم تا چهاردهم هجری پرداخته است. آیت الله روضاتی در طول چندین دهه، آگاهی ها و اطّلاعات ارزشمند خود را در دانش های کتاب شناسی و تراجم پژوهی به صورت تعلیقه و حاشیه بر این مجموعه افزود که حاصل آن با نام تکمله طبقات در ۶۳۶ صفحه به سال ۱۳۹۱ش به تحقیق محمّد برکت توسط کتابخانه مجلس چاپ شده است. این آخرین اثر استاد بود که در واپسین روزهای حیات او منتشر گردید و ایشان در بیمارستان الزهرای اصفهان آن را رؤیت فرمود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰ - هدیه نجفیه.&amp;lt;ref&amp;gt;در شرح احوال سه تن از علمای بزرگ اصفهان، آقا میر سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، آقا سیّد عبدالله ثقةالاسلام و شیخ مهدی نجفی و به درخواست آیت الله سیّد شهاب الدین نجفی مرعشی نوشته است و به سال ۱۳۷۵ در مجموعه هفده رساله فارسی به تحقیق شیخ رضا استادی چاپ شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱ - آثار التقوی.&amp;lt;ref&amp;gt;رساله ای در شرح حال عالم جلیل سیّد محمّد تقی بن عبدالرزاق موسوی اصفهانی صاحب « مکیال المکارم»، به فارسی که تعریب آن در مقدمه « مکیال المکارم» در سال ۱۳۹۸ق و فارسی آن در مقدمه ترجمه مکیال در سال ۱۴۰۳ق چاپ شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آثار چاپ نشده:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ ریاض الابرار.&amp;lt;ref&amp;gt;مستدرک الجزء ۲۷ من البحار، فی اجازات علمائنا الاخیار.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ عترت طاهره، که در باب فضائل و حیات [[چهارده معصوم]] علیهم السّلام (از دویست کتاب [[عامه|عامّه]] و [[شیعه|خاصّه]] گرد آوری‌شده‌ است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ شرح حال [[سید رضی|سید رضی]] (ره‌).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ تحقیق‌ متن [[نهج البلاغه‌]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ تحقیق و تصحیح المجدی‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ کواکب منتشره در أحوال أعیان شجره‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ [[دیوان (شعر)|دیوان]] الاکابر (جامع آثار منظوم و منشور نیاکان‌).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ فیض الباری فی ترجمة الامام الانصاری، زندگی نامه [[شیخ انصاری]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹- رساله خاصه حول عقاید [[محیی الدین ابن عربی|ابن عربی]] و صاحب المثنوی ([[مولوی]]).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰- الدلیل الاحسن فی الاجازة الاخ الفاضل مظاهری الحسن.&amp;lt;ref&amp;gt;اجازه نامه در ۱۱۹ صفحه از سوی استاد برای عالم فاضل شیخ حسن مظاهری صادر گردیده است. مُجیز در این رساله که پس از «مرآه الزمن»، مفصل ترین اجازه نامه وی برای مُجاز است، به شرح احوال مشایخ سی گانه خود پرداخته و تألیف آن مدت چهارماه به طول انجامیده و در اوّل جمادی الاخر سال ۱۴۲۱ق. پایان یافته است. این رساله نیز از حیث رجال حدیث و سنخیّت پیوند مشایخ معاصر به گذشته از اهمیت بسیاری برخوردار است. روضاتی در آخر این اجازه نامه فهرست مجدول مشایخ سی گانه خود را مطابق ترتیب تاریخ ولادت آنها آورده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱- تذکرة النسّابین (شرح حال یک هزار نسابه و تبار شناس و بررسی آثار موجود و مفقود آنان)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲- شرح حال [[میرزا رفیعا نائینی]].&amp;lt;ref&amp;gt;روضاتی، ۱۳۳۲، ص۲۲۵-۲۲۴؛ همو، پاورقی های مکارم، ج۵۱۴-۵۱۵ و ج۳، ص۸۰۵ و ج۳، ص۱۹۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مقالات:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که پنجاه مقاله استاد -اعم از فارسی و عربی- با نام «در پرتو روضات» به کوشش عالم اندیشمند شیخ رضا مختاریان در مؤسسه کتاب شناسی شیعه به زیر چاپ رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*رساله داوودیه&amp;lt;ref&amp;gt;در بررسی اسناد و مدارک تعیین محل دفن امامزاده داوود در منطقه فرحزاد تهران. این رساله در فصلنامه میراث جاودان( سال دوم، ش دوم) به سال ۱۳۷۳ چاپ شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*قصص الانبیاء&amp;lt;ref&amp;gt;چاپ شده در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان به سال ۱۳۶۱ش، شماره دهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*اجازات روایتی دو محقق خوانساری&amp;lt;ref&amp;gt;چاپ در مجله کیهان اندیشه به سال ۱۳۷۷، شماره ۸۲ که بعدها با اضافات مفصل در «نخستین دو گفتار» تجدید چاپ شد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*علامه حویزی و تفسیر صوافی الصافی&amp;lt;ref&amp;gt;چاپ در مجله قرآن و حدیث« بینات» به سال ۱۳۷۵، شماره۱۲٫.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*[[ابن ابی جمهور احسائی]] و کتاب [[عوالى اللئالى (کتاب)|عوالی اللآلی]]&lt;br /&gt;
*مطبوعات حروفی ایران قدیم&lt;br /&gt;
*حاج میرزا ابوطالب اصفهانی، مؤلف حاشیه شرح سیوطی&lt;br /&gt;
*نکاتی پیرامون امثال و الحکم [[علی اکبر دهخدا|دهخدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;مجله آینده به سال ۱۳۶۹، شماره ۵-۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*کتاب های چاپی و خوشنویسان تبریز&amp;lt;ref&amp;gt;چاپ شده در مجله آینده، جلد ششم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*شجره نامه خانوادگی&amp;lt;ref&amp;gt;که نخست به سال۱۳۶۷ق در تهران روی یک برگ بزرگ، چاپ سنگی شد و برخی اوراق آن به ضمیمه چاپ دوم کتاب روضات (به تصحیح و تحشیه روضاتی) منتشر گردید و دو سالی پس از آن در بغداد به ضمیمه کتاب« دوائر المعارف» به سال ۱۳۶۹ چاپ شد. نام کامل این اثر چنین است:  صورت شجره اولاد و احفاد مرحوم مبرور آیت الله علامه کبیر قدوه المجتهدین، آقای حاج میرزا زین العابدین موسوی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*یادداشت، حاشیه، نکته، دهکده کرمند کجاست؟&amp;lt;ref&amp;gt;مجله آینده به سال ۱۳۶۰، شماره۹ و۱۰؛ در معرفی اشتباه مکان این دهکده در کتاب حروفی« منتخب التواریخ» آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*نوشته ای از [[جلال الدین همایی]]&amp;lt;ref&amp;gt;مجله آینده، به سال ۱۳۷۰، شماره۴-۱؛ که در این مقاله استاد ابتدا شرحی بر زندگی استاد جلال الدین همایی نگاشته و سپس به نامه ای از وی برای شیخ محمّدرضا حسام الواعظین اشاره می کند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*مؤلف کتاب حدیقة الأفراح و غیره&lt;br /&gt;
*نسخه ای از تفسیر [[کشف الاسرار و عدة الابرار (کتاب)|کشف الاسرار]] میبدی&lt;br /&gt;
*پیشنهادهایی به مجله آیین اسلام&lt;br /&gt;
*مرحوم میرزا [[محمدعلی مدرس تبریزی]]&lt;br /&gt;
*نسب‌نامه سیّد محمّد نوربخش&lt;br /&gt;
*چند مجموعه خطی از مجموعه های روضاتی&lt;br /&gt;
*فهرست نسخه های مصنّفات [[شیخ طوسی]]&lt;br /&gt;
*درباره دو رساله کلامی از شیخ طوسی&lt;br /&gt;
*ترجمه دو رساله کلامی از شیخ طوسی&lt;br /&gt;
*کیفیت انتساب [[شیخ محمدهادی تهرانی|شیخ هادی تهرانی]] به خاندان [[علامه مجلسی]]&lt;br /&gt;
*دو دانشمند طوسی&lt;br /&gt;
*انحرافات عقیدتی چند تن از رجال [[عامه]] و اجازه روایت حدیث شریف&lt;br /&gt;
*ملاحظاتی درباره کتاب خلاصة السیر محمّد معصوم&lt;br /&gt;
*مصابیح الهدایه فی أنوار الولایه&lt;br /&gt;
*نامه ای درباره برخی اصطلاحات&lt;br /&gt;
*چگونگی مرجعیت و نشر فتاوی [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ اعظم انصاری]]&lt;br /&gt;
*رساله مُعزّیه&lt;br /&gt;
*خاندان صفوی، سیادت و امارت&lt;br /&gt;
*[[خواجه عبدالله انصاری]] مشهور&lt;br /&gt;
*افراط در به کارگیری کلمات با تنوین&lt;br /&gt;
*تعلیقه ای بر وقایع السنین و الأعوام&lt;br /&gt;
*تاریخ شهادت [[شهید ثانی]]&lt;br /&gt;
*یادی از چند تن کتابفروشان و صحافان در گذشته اصفهان&lt;br /&gt;
*الشیعه الإمامیه&lt;br /&gt;
*رسالتان کلامیتان للشیخ الطوسی&lt;br /&gt;
*کلمه حول مؤلف کتاب المشکول&lt;br /&gt;
*کلمه حول النوبختی و کتابه&lt;br /&gt;
*احادیث شریفه فی وظائف الولاه&lt;br /&gt;
*[[ابن نما الحلی|ابن نما الحلّی]] و آثاره و بیته&lt;br /&gt;
*الدُرر و اللآلی فی ترجمه [[سلیم بن قیس هلالی|سلیم بن قیس الاهلالی]]&lt;br /&gt;
*تصحیح [[عمدة الطالب الصغری فی نسب آل أبی‌طالب‌ (کتاب)|عمدة الطالب]]&lt;br /&gt;
*رساله الترتب لآیة الله [[آقا ضیاءالدین عراقی|ضیاءالدین العراقی]] ولمحه عن عیاه احد الخواص من تلامذته&lt;br /&gt;
*حکایة ما کتبه صاحب [[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنّات]]&lt;br /&gt;
*چند نکته تاریخی راجع به زندگی شیخ طوسی و یک پیشنهاد&lt;br /&gt;
*مقاله ای پیرامون کتاب «لطائف الاعلام» و مقالات دیگر.&amp;lt;ref&amp;gt;روضاتی، ۱۳۹۰، ج۱، ص۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مجموعه مکاتبات و مراسلات:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از علما و محققان و نویسندگان مشهور ایرانی و عربی با آیت‌الله روضاتی مکاتبه داشته و وی نیز از دوران جوانی تا اواخر عمر خود با علما و دانشمندان حوزوی و دانشگاهی و محققان [[علوم اسلامی]] نامه نگاری نموده است. این مکاتبات، مجموعه ای ارزشمند و دربردارنده نکات علمی، تاریخی، ادبی و رجالی گرانقدری است. برخی شخصیت هایی که با ایشان مکاتباتی داشته اند عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[جلال الدین همایی]]&lt;br /&gt;
*[[آیت الله مرعشی نجفی|سید شهاب الدین مرعشی نجفی]]&lt;br /&gt;
*سید محمدصادق بحرالعلوم&lt;br /&gt;
*[[سید مصطفی صفایی خوانساری|سید مصطفی خوانساری]]&lt;br /&gt;
*دکتر ایرج افشار&lt;br /&gt;
*[[رضا استادی مقدم|رضا استادی مقدم]]&lt;br /&gt;
*[[سید عبدالعزیز طباطبایی|عبدالعزیز طباطبایی]]&lt;br /&gt;
*شیخ محمّدحسن آل یاسین&lt;br /&gt;
*ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی&lt;br /&gt;
*[[سید علی فانی اصفهانی|سید علی فانی اصفهانی]]&lt;br /&gt;
*سید محمّدعلی امام&lt;br /&gt;
*[[شیخ آقا بزرگ تهرانی]]&lt;br /&gt;
*[[بروجردی، حسین|آیت الله بروجردی]]&lt;br /&gt;
*[[سید هبة الدین شهرستانی|سید هبة الدین شهرستانی]]&lt;br /&gt;
*پروفسور هانری کُربن.&amp;lt;ref&amp;gt;بخشی از این نامه ها با نام «اسنادی از خاندان روضاتیان» به کوشش دکتر رسول جعفریان به سال ۱۳۸۲ چاپ شد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مجالس اهل ایمان در مساجد و تکایای اصفهان:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگهی های فوت علما و شخصیت های علمی و مذهبی و نیز بعضی از بانوان خاندان های علمی اصفهان است و در طول شش دهه توسط استاد جمع آوری شد و در برخی موارد یادداشتهای مفیدی نیز افزوده است. این اثر ارزشمند به عنوان اسناد تاریخی حاوی اطلاعات گران قیمتی است و گوشه ای از تاریخ شصت ساله [[اصفهان]] را نشان می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت‌الله سید محمدعلی روضاتی، سرانجام در روز پنج شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۱ شمسی (۲۹ [[شعبان]] ۱۴۳۳ ق) جان به جان آفرین تسلیم نمود.&lt;br /&gt;
پیکر آیت‌الله روضاتی پس از [[تشییع]]، به [[تخت فولاد]] اصفهان برده و در تکیه [[صاحب روضات]] به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، علی کرباسی‌زاده اصفهانی.&lt;br /&gt;
*اسناد خاندان روضاتیان؛ جویا جهانبخش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:موحد (7).jpg|alt=آیت الله سید محمدباقر موحد ابطحی به همراه برادر|از راست: سید محمدعلی موحد ابطحی موسوی، [[سید محمدباقر موحد ابطحی|سید محمدباقر موحد ابطحی موسوی]] و سید محمدعلی روضاتیان&lt;br /&gt;
پرونده:صهری0.jpg|از راست ردیف جلو: سید رضا جزایری، سید محمدعلی روضاتیان، سید مرتضی مستجابی، [[سید موسی صدر|سید موسی موسوی صدر]]، [[سید جمال الدین صهری]]، سید مرتضی ابطحی، سید شهاب الدین قومی، سید ابوالفضل صفوی ریزی، سید هاشم جعفری و سید مهدی میردامادی - از راست ردیف عقب: فخرالدین کلباسی، محمد خادمی، ابراهیم ابن یمین، منوچهر منصورزاده، مهدی مظاهری و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی0.jpg|از راست: امیر سید حسن روضاتیان، سید محمدعلی روضاتیان، [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|محمدمحسن منزوی تهرانی (آقا بزرگ تهرانی)]]، [[سید محمدرضا خراسانی|سید محمدرضا حسینی خراسانی]]، مرتضی اردکانی، سید فخرالدین روضاتی و سید  نورالله ابطحی&lt;br /&gt;
پرونده:خادمی0.jpg|از راست: سید محمدعلی روضاتیان، [[سید حسین خادمی|سید حسین موسوی خادمی]]، سید محمدرضا شفتی و سید اسماعیل هاشمی&lt;br /&gt;
پرونده:کمال (7).jpg|alt=آیات عظام معزی، موحد ابطحی، ادیب، خادمی، روضاتی،فقیه ایمانی در راهپیمایی های انقلاب|ردیف جلو از راست: ابوالفضل معزي (معزالدين)، سید محمدعلی موحد ابطحی موسوی، [[حاج شیخ عباسعلی ادیب|عباسعلی ادیب]] و [[سید حسین خادمی|سید حسین موسوی خادمی]] - ردیف عقب: 1. سید عبدالحسین روضاتیان، 2. سید محمدعلی روضاتیان، 3. مهدی مظاهری و [[سید کمال فقیه ایمانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:روضاتی (3).jpg|سید محمدعلی روضاتیان (اولین نفر از سمت چپ - ردیف پایین پایین) در جمع خاندان روضاتی&lt;br /&gt;
پرونده:روضاتی2.jpg|از راست: سید محمدتقی حسینی شهرستانی، [[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]] و سید محمدعلی روضاتیان&lt;br /&gt;
پرونده:روضاتی00.jpg|از راست: محمد کلباسی، سید محمدعلی روضاتیان و [[حاج آقا رحیم ارباب|رحیم ارباب چرمهینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:حسین مظاهری (12).jpg|[[حسین مظاهری اصفهانی|حسین مظاهری]] و سید محمدعلی روضاتیان&lt;br /&gt;
پرونده:روضاتی (2).jpg|سید محمدعلی روضاتیان&lt;br /&gt;
پرونده:روضاتی (1).jpg|مدفن سید محمدعلی روضاتیان در [[تخت فولاد]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|روضاتیان،سید محمدعلی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:تراجم نویسان]]&lt;br /&gt;
[[رده:محدثان]]&lt;br /&gt;
[[رده:رجالیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در تخت فولاد]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%AC%DB%8C&amp;diff=168603</id>
		<title>سید محمدعلی انگجی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%AC%DB%8C&amp;diff=168603"/>
		<updated>2026-07-13T11:07:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخشی از یک کتاب|کتاب=[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]}}&lt;br /&gt;
'''«آیت‌الله سید محمدعلی انگجی تبریزی»''' (۱۲۷۶-۱۳۶۲ ش) -فرزند [[سید ابوالحسن انگجی|میرزا ابوالحسن انگجی]]-، از فقیهان و عالمان مجاهد [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[سید محمد حجت کوه کمری|سید محمد حجت کو‌کمری]] بود. وی به سبب روحیه [[ظلم]] ستیزی، علیه تبعیض، بی‌عدالتی و [[فساد]] حکومت پهلوی به مبارزه برخاست و در مقاطع مختلف با انتشار بیانیه‌ها و اطلاعیه‌ها به وظیفه الهی خود عمل کرد. آیت‌اللّه انگجی پیش از انقلاب در دوره هفدهم مجلس شورای ملی و پس از انقلاب در مجلس خبرگان عضویت داشت. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدعلى حسینی انگجى&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:Angaji.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =   ۱۲۷۶ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[تبریز]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۶۲ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] &lt;br /&gt;
|اساتید = [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]]، [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی انگجی تبریزی، فرزند آیت اللّه [[سید ابوالحسن انگجی|میرزا ابوالحسن حسینی انگجی]]، در سال ۱۳۱۵ قمری (برابر با سال ۱۲۷۶ شمسی)&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، شیخ محمد شریف رازی، ج ۳، ص ۳۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[تبریز]] متولد گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدعلی انگجی تحصیلات اولیه و علوم مقدماتی را از استادان [[تبریز]] فراگرفت و برای تکمیل آموخته های خود رهسپار شهر [[قم]] گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در [[حوزه علمیه قم]]، از محفل درسی آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]] و آیت الله [[سید محمد حجت کوه کمری|سید محمد حجت کوه‌کمری]] استفاده نمود و به مدد توان و قوه استنباط و ذوق سرشار علمی و فقهی‌اش به درجه [[اجتهاد]] نایل آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در کنار تحصیل [[علوم اسلامی|علوم اسلامی]]، به فراگیری زبان فرانسه پرداخت و در این زبان مهارت کامل یافت. وی به زبان های ترکی، فارسی و عربی نیز تسلط داشت. سید محمدعلی پس از آموختن دانش های گوناگون، به زادگاه خویش بازگشت.&amp;lt;ref&amp;gt;گنجینه دانشمندان، ج ۳، ص ۳۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدعلی انگجی بعد از انتقال به [[تبریز|تبریز]]، به تدریس و تعلیم در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و دیگر معارف دینی ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله انگجی روحیه اجتماعی و سیاسی داشت و در کمک به قشرهای نیازمند و کم درآمد جامعه، سرآمد هم نوعان خود بود. ایشان با اقتدا به پدر مجاهدشان ([[سید ابوالحسن انگجی|میرزا ابوالحسن انگجی]])، فعالیت های اصلاحی خود را از دوران [[مشروطیت]] آغاز کرد و در دوران پهلوی و هم بعد از انقلاب نیز، در مسائل سیاسی - اجتماعی کوشش و فعالیت فراوانی داشت، که به گوشه‌هایی از آن اشاره می گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بازسازی مسجد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مسجد]] آیت الله [[سید ابوالحسن انگجی]]، که در مرکز شهر [[تبریز]] (خیابان جمهوری اسلامی) قرار دارد، قدمتی چند صد ساله دارد. بنای فعلی مسجد، با سرمایه شادروان دکتر محمدباقر صدقیانی و با نظارت حضرات آیات: سید محمدعلی انگجی و شیخ عبدالحسین غروی (داماد آیت الله [[سید حسن انگجی|سید حسن انگجی]]) به شکل باشکوهی، تجدید بنا و بازسازی گردید. این مسجد، تا زمان وفات آیت الله محمدعلی انگجی تحت سرپرستی و تولیت وی بود و زیر نظر ایشان اداره می شد.&amp;lt;ref&amp;gt; آشنای جانان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مبارزه و تبعید:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله انگجی، دارای روحیه [[ظلم]] ستیزی و مبارزه با [[فساد]] و فحشا بود و در مواقع متعدد روحیه [[کفر]] ستیزی خود را بروز می داد. ایشان از همان دوران جوانی که ۳۲ سال داشت، طعم تلخ تبعید را چشید و همراه پدرش، و [[میرزا صادق آقا تبریزی|میرزا صادق آقا تبریزی]]، [[سید محمد مولانا]]، و برادر تنی خود [[سید حسن انگجی]] و دیگر برادران ناتنی مانند [[سید مهدی حسینی انگجی|سید مهدی انگجی]]، به کردستان تبعید گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''دوره نمایندگی مجلس:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله انگجی به درخواست برخی از قشرهای مذهبی، در دوره هفدهم مجلس شورای ملی، جزء نامزدهای انتخاباتی مجلس گردید. با تلاش های شهید [[شهید فضل الله محلاتی|فضل الله محلاتی]] و برخی عالمان آذربایجان، شش نفر به مجلس راه یافتند که سه نفر آنها یعنی آیات عظام: سید محمدعلی انگجی، سید ابراهیم میلانی و سید مرتضی شبستری، با بالاترین رأی، راهی مجلس شدند. وی در مجلس، از نمایندگان فعال و برجسته شمرده می شد و از حقوق شرعی و قانونی مردم دفاع می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اعتراض به انجمنهای ایالتی و ولایتی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع نهضت بزرگ اسلامی به رهبری [[امام خمینی]]، آیت الله انگجی رسماً وارد فعالیت‌های سیاسی علیه حکومت پهلوی گردید. وی در اولین اطلاعیه ای که به همراه علما در آبان ۱۳۴۱ ش. منتشر کرد، اعتراض و انزجار خود را از تصویب قوانین غیر [[اسلام|اسلامی]] انجمن های ایالتی و ولایتی اعلام داشت.&amp;lt;ref&amp;gt; اسناد انقلاب اسلامی، ج ۳، ص ۴۷ و ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''قیام ۲۹ بهمن:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از حرکت‌های مهم و حساس در پیروزی انقلاب اسلامی [[ایران|ایران]]، قیام خونین ۲۹ بهمن [[تبریز]] است. این خیزش، با مجلس گرامی داشت چهلم شهدای ۱۹ دی [[قم]] آغاز شد و به علت اعمال ضدانسانی نیروهای رژیم [[طاغوت|طاغوتی]]، به تظاهرات و قیام خونین کشیده شد. آیت الله انگجی در کنار روحانیان مبارز شهر، در برپایی این حرکت عظیم مردمی و حمایت از آن نقش مهمی ایفا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ک: حماسه ۲۹ بهمن، به کوشش علی شیرخانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''امضای اعلامیه خلع شاه از سلطنت:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با گسترش اعتراضات سیاسی و راهپیمایی های سراسری [[تاسوعا]] و [[روز عاشورا|عاشورا]] در سال ۱۳۵۷ ش، اعلامیه ای از سوی مبارزان مسلمان و جامعه مدرسین صادر شد که در آن خواستار خلع شاه از سلطنت شدند. آیت الله سید محمدعلی انگجی همراه با دو تن از عالمان سرشناس تبریز این اعلامیه را امضا می کند.&amp;lt;ref&amp;gt; زندگی و مبارزات شهید قاضی طباطبایی، ص ۲۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیت الله بنی فضل در این باره می گوید: «با این که در آن روز، عده‌ای بودند در [[تبریز|تبریز]]، لکن در بین آن عده، تنها سه نفر، آن اعلامیه را از تبریز امضا کردند: [[شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی|قاضی طباطبایی]]، سید محمدعلی انگجی و برادرش [[سید حسن انگجی]]. این سه نفر اعلامیه خلع شاه از سلطنت را امضا کردند و دیگران جرأت نکردند. البته بعضی هایشان نتوانستند، اما بعضی هایشان نخواستند».&amp;lt;ref&amp;gt; تنهایی و پایداری، حسین نجفی، ص ۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عضویت مجلس خبرگان:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله انگجی تبریزی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از سران انقلابیون در تبریز، با بنیانگذار جمهوری اسلامی [[امام خمینی]] همگام بود. ایشان در سال ۱۳۵۸ ش. در اولین دوره انتخاباتی مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت نمود و به عنوان نماینده استان آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان انتخاب شد.&amp;lt;ref&amp;gt; راهنمای استفاده از صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، ج ۴، ص ۳۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله انگجی تبریزی، سرانجام در مراسم گرامی داشت ۱۵ خرداد سال ۱۳۶۲ در مصلای امام خمینی [[تبریز]]، جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر مطهرش به شهر مقدس [[قم]] منتقل گردید و در جوار [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها و در کنار مرقد یار دیرینش آیت الله [[شهید سید اسدالله مدنی|شهید اسدالله مدنی]]، در مسجد بالاسر مدفون گردید.&amp;lt;ref&amp;gt; نامداران تاریخ، ج ۲، ص ۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، محمد الوانساز خویی، جلد ۱۸، صفحه ۱۱۸-۱۲۹.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:انگجی.jpg|سید محمدعلی حسینی انگجی&lt;br /&gt;
پرونده:انگجی (1).jpg|از راست: ناشناس، [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم حسینی کاشانى]]، سید ابراهیم میلانی و سید محمدعلی حسینی انگجی&lt;br /&gt;
پرونده:انگجی (2).jpg|حضور سید محمدعلی حسینی انگجی در کنار [[شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی|شهید سید محمدعلی قاضی طباطبایی]] در راهپیمایی های ایام انقلاب&lt;br /&gt;
پرونده:انگجی (3).jpg|از راست: سید محمدعلی حسینی انگجی، سید کاظم میرفیضی شریعتمداری و جعفر اشراقی&lt;br /&gt;
پرونده:رباني املشي (8).jpg|alt=شهیدان صدوقی، دستغیب و بهشتی و اعضای خبرگان قانون اساسی در دیدار با امام خمینی|1. [[حسینعلی منتظری نجف آبادی|حسین‌علی منتظری]]، 2. [[شهید صدوقی|شهید محمد صدوقی]]، 3. سید محمدعلی حسینی انگجی، 4. [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]، 5. علی فلسفی، 6. جوادآقا تهرانی، 7. [[محمدمهدی ربانی املشی]]، 8. [[سید عبدالحسین دستغیب|شهید سید عبدالحسین دستغیب،]] 9. [[شهید بهشتی|شهید سید محمد حسینی بهشتی]]&lt;br /&gt;
پرونده:جعفر سبحانی (555).jpg|alt=شهیدان صدوقی و بهشتی و اعضای خبرگان قانون اساسی در دیدار با امام خمینی|1. شهید سید محمد حسینی بهشنی، 2. سید جعفر کریمی، 3. جعفر افروغ (اشراقی)، 4. حسین علی منتظری، 5. [[ناصر مکارم شیرازی]]، 6. [[جعفر سبحانی]]، 7. شهید محمد صدوقی، 8. سید محمدعلی حسینی انگجی، 9. [[شیخ مرتضی حائری یزدی|مرتضی حائری یزدی]] و 10. سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی&lt;br /&gt;
پرونده:انگجی (4).jpg|از راست: سید محمدعلی حسینی انگجی، شهید [[شهید سید اسدالله مدنی|سید اسدالله مدنی]]، سید حسین پورمیر غفاری (سیدحسین موسوی تبریزی) و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:انگجی (5).jpg|alt=مقام معظم رهبری بر سر مزار آیت الله انگجی، اشراقی و شهید مدنی|زیارت قبر سید محمدعلی حسینی انگجی توسط [[سید علی حسینی خامنه ای]] در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|انگجی،محمدعلی]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168602</id>
		<title>سید محمدصادق لواسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168602"/>
		<updated>2026-07-13T10:49:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخشی از یک کتاب|کتاب=ستارگان حرم}}&lt;br /&gt;
'''«آیت‌الله سید محمدصادق لواسانى»''' (۱۲۸۰-۱۳۶۹ ش)، از علمای مجاهد [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]] بود. وی از یاران دیرین [[امام خمینی]] و نماینده تام الاختیار ایشان بود و نقش مهمی در مبارزه با رژیم [[طاغوت|طاغوتی]] پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی [[ایران]] داشت.{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدصادق حسینی لواسانى&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Lavasani.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۸۰ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[نجف]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۶۹ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن =  [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]]، [[سید محمدتقی خوانساری|سید محمدتقى خوانسارى]]، [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمره‌اى]]، [[آیت الله محمدعلی شاه آبادی|محمدعلی شاه‌آبادى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید محمدصادق حسینی در ماه [[صفر]] ۱۳۲۴ هجرى قمرى، (مطابق با ۱۲۸۰ شمسى) در شهر [[نجف]] اشرف و جوار بارگاه ملکوتى حضرت [[امام على]] علیه السلام دیده به جهان گشود.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش آیت الله حاج سید ابوالقاسم حسینى از شاگردان بزرگانی چون [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] (متوفى ۱۳۲۹ هـ.ق) و [[شیخ محمد بهاری|شیخ محمد بهارى]] (متوفى ۱۳۲۵ هـ.ق) بود. وی در ۱۳۶۳ قمرى به دیار باقى شتافت و پیکر پاکش در جوار صحن حضرت [[امام على]] علیه السلام به خاک سپرده شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
محمدصادق لواسانی با تشویق و راهنمایی‌هاى پدر، تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش شروع کرد و به مدت هفت سال در [[نجف]] در محضر پدرش، آیت الله سید ابوالقاسم لواسانى و برادر بزرگش سید احمد لواسانى دروس حوزوى را فراگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ورود به همدان:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدصادق در سال ۱۲۹۵ هـ.ش در پانزده سالگی، به همراه پدر به [[ایران]] آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;گنجینه دانشمندان، جلد ۴، ص ۵۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پدرش چون بیشتر درس‌هاى [[اخلاق|اخلاقى]] و [[عرفان|عرفانى]] را از اساتید به نام حوزه نجف که از دیار همدان برخاسته بودند، آموخته بود، به همراه فرزندش وارد همدان شد و محمدصادق در حدود یک سال در کنار پدر ماند و از محضر او و برادر استفاده برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سفر به اراک:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامى که در سال ۱۳۳۲ هـ.ق، آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]]، از مجتهدین به نام حوزه نجف به اراک وارد شد، از مکتب‌خانه و حوزه هاى علوم دینى پررونق خبرى نبود، اما با ورود حاج شیخ در مدتى اندک آوازه مکتبش به بسیارى از شهرهاى [[ایران|ایران]] رسید و دیرى نپایید که شیفتگان دانش از سراسر کشور به سوى اراک رهسپار شدند و به این ترتیب [[حوزه علمیه]] اراک به عنوان بزرگترین مجمع علمى ایران شناخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ عبدالکرمیم حائرى نگهبان بیدار، سعید عباس زاده.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین دوران بود که سید محمد به همراه برادرش سید احمد براى ادامه تحصیل از همدان به اراک آمد. در این سال‌ها نیز سید محمد بیشتر از محضر برادرش کسب فیض مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مهاجرت به قم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۴۰ هـ.ق (۱۳۰۱ هـ.ش) حاج شیخ عبدالکریم براى [[زیارت]] به [[قم]] آمده بود، با دعوت علماء از جمله [[شیخ محمدتقی بافقی|آیت الله بافقى]] (متوفى ۱۳۶۵ هـ.ق) مبنى بر ماندن در حوزه قم، با توجه به مشکلات زیادى که [[حوزه علمیه قم]] را تهدید مى کرد، موافقت کرد و حوزه اراک را به شهر مقدس قم انتقال داد. با هجرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم به شهر مقدس قم، سید محمدصادق نیز در سال ۱۲۹۷ هـ.ش در سن ۱۷ سالگى در حالى که به مدت نُه سال مقدمات و سطح حوزه را از محضر پدر و برادرش در نجف، همدان و اراک فراگرفته بود، مانند دیگر طلاب و فضلا به قم عزیمت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آشنایى با امام خمینی:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدصادق بعد از ورود به [[قم]] در [[مدرسه فیضیه|مدرسه فیضیه]] و دارالشفاء ساکن شد و در همان روزهاى ورود با [[امام خمینی|سید روح الله خمینى]] آشنا و پس از مدتى هم بحث و هم حجره ایشان شد. سید با شروع دروس حوزه در درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] بزرگانى همچون آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]]، [[سید محمدتقی خوانساری|سید محمدتقى خوانسارى]] (متوفى ۱۳۷۱ هـ.ق) و آیت الله [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کوه‌کمره اى]] (متوفى ۱۳۷۲ هـ.ق) شرکت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین از محضر درس آیت الله [[آیت الله محمدعلی شاه آبادی|شیخ محمدعلى شاه آبادى]] (متوفى ۱۳۶۹ هـ.ق) دروس [[عرفان]]، [[حکمت]]، [[فلسفه]]، کتب «مفاتیح الغیب»، «شرح [[فصوص الحکم (ابن عربی) (کتاب)|فصوص]]» و «منازل السائرین» را آموخت. دو سال نیز از درس [[اخلاق]] عارف الهى، آیت الله [[میرزا جواد آقا ملکی تبریزی|میرزا جواد آقا ملکى تبریزى]] (متوفى ۱۳۴۳) بهره مند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در طول نُه سال اقامت خود در قم، اکثر این دروس را با حاج آقا روح الله خمینى [[مباحثه]] کرد. خود در این باره می‌گوید: حتى در سفرها و [[زیارت]] که گاهى [[مشهد]] مشرف مى شدیم، در راه و هر فرصتى که حاصل مى شد مشغول مباحثات علمى و فلسفى مى شدیم... در [[مدرسه فیضیه]] صبح‌هاى زود در کنار رودخانه ساحلى مشغول مباحثه مى شدیم؛ حتى روزهاى سرد هم این کار انجام مى شد و چقدر زیبا و با لطف و صفا صورت می‌گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با آیت الله لواسانى، روزنامه رسالت، ۱۳۶۸/۴/۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عزیمت به نجف:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدصادق لواسانى به شوق زیارت بارگاه [[امام على]] علیه السلام، و استفاده بیشتر از علماى حوزه [[نجف]]، در سال ۱۳۰۴ هـ.ش عازم [[عراق]] شد و از مکتب درسى اساتید بزرگى همچون آیت الله [[میرزا ابوالحسن مشکینی|میرزا ابوالحسن مشکینى]] (متوفى ۱۳۵۸ هـ.ق) و آیت الله [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقى]]، عالم بزرگ علم اصول و فقه (متوفى ۱۳۵۹ هـ.ق) استفاده کرد و بعد از مدتى به خاطر کسالت و به امر پدر به شهر مقدس قم بازگشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى در سن ۳۲ سالگى (سال  ۱۳۱۲ هـ.ش) در نتیجه سال‌ها تحقیق و فعالیت‌هاى علمى به مدارج عالیه [[اجتهاد]] دست یافت. در این فاصله زمانى، مدتى هم در [[مشهد]] دروس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[حکمت]] را از محضر آیت الله [[سید حسین طباطبائی قمی|حاج آقا حسین قمى]] (متوفى ۱۳۶۶) خارج فقه و اصول، و [[تفسیر قرآن|تفسیر]] را نزد آیت الله [[شیخ مرتضی آشتیانی|شیخ مرتضى آشتیانى]] (متفی ۱۳۶۵ هـ.ق) آیت الله میرزا محمد آقازاده کفائى (متوفى ۱۳۵۶) فراگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
'''تصدى مدارس علمیه:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۱۴ هـ.ش به جهت توطئه هاى گوناگونى مانند اعلام کشف [[حجاب]]، به گلوله بستن مردم در [[مسجد گوهرشاد]]، تبعید علما و بزرگان [[مشهد]]، مصوبه هاى اتحاد شکل لباس، لزوم جواز پروانه و گواهینامه و تفتیش و رسیدگى به امور روحانیون و دهها مورد دیگر که از سوى رضاخان علیه [[حوزه علميه|حوزه هاى علمیه]]، خصوصاً حوزه [[قم]] انجام مى گرفت، از طرف آیات ثلاث عظام، [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کو کمری]]، [[سید محمدتقی خوانساری|سید محمدتقى خوانسارى]] و [[سید صدرالدین صدر|سید صدرالدین صدر]] به تولیت مدارس [[مدرسه فیضیه|فیضیه]]، دارالشفاء و عبدالله خان منصوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;آثار الحجه، جلد دوم، ص ۲۵۶، محمد شریف رازى.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو حوزه علمیه در طول شش سال مدیریت ایشان، به بهترین وجه اداره شد و در روزگارى که طلاب حق پوشیدن لباس روحانى را نداشتند، زیر نظر بزرگان ضمن حل و فصل امور طلاب به تدریس دروس سطح حوزه پرداخت و تا سال ۱۳۲۰ هـ.ش مشغول این امر مهم شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اقامت در تهران:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله لواسانى در سال ۱۳۲۱ هـ.ش براى نشر معارف الهى عازم [[تهران]] شد و در مسجد مدرسه میرزا ابوالحسن معمار به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] و خدمات دینى پرداخت. با این حال همچنان با [[امام خمینی]] که در [[قم]] بود، ارتباط نزدیک داشت. دکتر محمدتقى لواسانى فرزند آیت الله لواسانى از آن ایام چنین یاد مى کند: «آیت الله لواسانى به تهران مهاجرت مى نمایند. از همان سال مرحوم امام قدس سره سالى دو تا سه بار به تهران تشریف و میهمان آیت الله لواسانى بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه با آیت الله لواسانى، نقل از دکتر محمدتقى لواسانى، روزنامه رسالت، ۱۳۶۸/۴/۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سرآغاز مبارزات:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۴۱ هـ.ش که امام خمینی براى دیدار با آیت الله لواسانى به تهران آمده بود، موضوع لایحه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى مطرح شد. امام خمینی اولین [[مرجعیت|مرجع]] تقلید جهان [[اسلام]] بود که به مخالفت با آن لایحه برخاست. بعد از سخنرانى تاریخى امام در [[مدرسه فیضیه]] در سال ۱۳۴۲، رژیم پهلوى امام را دستگیر کرده، به تهران منتقل کرد. مدتى بعد که امام آزاد شد، سراغ یار دیرین و مجاهد خود را گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجت الاسلام سید محمدرضا لواسانى فرزند آیت الله لواسانى در این رابطه مى گوید: «امام پس از آزادى به اولین کسى که تلفن زدند و خواستار ملاقات با ایشان شدند، آیت الله لواسانى بود و از همین تاریخ هم بود که حضرت امام وکالت تام الاختیارى را در تهران به ایشان واگذار نمودند، به صورتى که وقتى افرادى به حضرت امام مراجعه مى نمودند و سؤال مى کردند در تهران به چه کسى مراجعه مى نماییم، امام مى فرمود: به آقاى لواسانى مراجعه نمایید. دست ایشان دست من است و توهین به ایشان توهین به من است و این مطلب را حضرت امام قبل از تبعید به [[ترکیه|ترکیه]] و [[نجف]] مى فرمودند و هم بعد از آن که نامه هاى کتبى افراد در این رابطه گویاى این مطلب است».&amp;lt;ref&amp;gt;حجت الاسلام محمدرضا لواسانى؛ فرزند آیت الله لواسانى کیهان، ۱۳۶۹/۸/۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''نقش آیت‌الله لواسانى بعد از تبعید امام:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند ماه بعد از آزادى امام خمینی، قانون کاپیتولاسیون و مصونیت قضایى اتباع آمریکایى در [[ایران|ایران]] مطرح شد. امام در سخنرانى خود در [[قم]] ارکان دولت شاهنشاهى را به لرزه درآورد. در پى آن، در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳، دژخیمان پهلوى، ایشان را دستگیر و به تهران منتقل و بلافاصله به [[ترکیه]] تبعید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقش آیت الله لواسانى در حفظ و حمایت از امام و انقلاب در این دوران آن چنان برجسته است که همه یاران امام و انقلاب بر آن شهادت داده اند. در این بین [[سید احمد خمینی|سید احمد خمینی]] فرزند امام مى نویسد: او (آیت الله لواسانى) به حق در زمان تبعید امام قدس سره پدرى دلسوز و مربى‌اى صادق برایم بود. محبت‌هاى خالصانه او در تنهایى‌هایم موجب دلگرمى بود. در مدت تبعید و زندانى امام، آیت الله لواسانى در مقابل [[طاغوت]] و طاغوتیان ایستاد و از امام دفاع کرد و زمانى که نام امام مساوى با زندان و اعدام بود، یک تنه مسئولیت نمایندگى على الاطلاق حضرت امام را پذیرفت و مسئول شهریه در [[قم]] و [[تهران]] و سایر حوزه ها شد و با شهامت تا دم [[مرگ]] از این مسئولیت دفاع کرد و پذیراى زندان و شکنجه و تبعید و دربدرى شد. او کسى بود که امام بارها گفته بود: دست او دست من است. او رفیق بى‌بدیل من است، توهین به او توهین به من است و او راستى چنین بود...».&amp;lt;ref&amp;gt;یادگار امام، رسالت، ۶۹/۸/۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۴۳، رژیم ستمشاهى آیت الله لواسانى را ممنوع الخروج کرد و در تهران تحت نظر قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;دکتر محمدتقى لواسانى، فرزند آیت الله لواسانى، رسالت، ۱۳۶۸/۴/۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; وجود ایشان در تهران و مساعدت‌هاى فکرى و مالى به خانواده هاى زندانیان و تبعیدی‌ها و تقویت نیروها توجه آحاد مردم به ایشان، ارتباط نزدیک از تهران با تبعیدگاه امام در [[نجف]] و پیوند امام با امت و وکالت تام الاختیارى امام، باعث حساسیت ویژه رژیم پهلوى و متعاقب آن فشارهاى مختلفى بود که به ایشان مى آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این همه آیت الله لواسانى همچنان به انجام مسئولیت‌هاى خود ادامه مى داد تا این که رژیم در بهمن ۱۳۵۱ هـ.ش ایشان را در سن ۷۱ سالگى دستگیر و به زندان انفرادى کمیته شهربانى تهران انتقال داد، اما مدتى بعد با وساطت مراجع عظام از زندان آزاد شد. پس از آزادى، به خاطر استمرار مبارزه، براى دومین بار در سال ۱۳۵۳ تیر ماه، دستگیر و به مدت سه سال به «هشت پر» طالش تبعید شد. آیت الله لواسانى به دلیل نامناسب بودن هوا، دچار بیمارى شد و به این دلیل به تهران منتقل شد و شش ماه تحت درمان قرار گرفت. وقتى در بیمارستان از طرف [[ساواک]] به ایشان اعلام شد که اگر مى خواهید به تبعیدگاه برنگردید، دست از حمایت [[امام خمینی|خمینى]] بردارید، ایشان در جواب به یک جمله بسنده کرد و گفت: به تبعیدگاه برمى گردم.&amp;lt;ref&amp;gt;حجت الاسلام سید محمدرضا لواسانى؛ فرزند آیت الله لواسانى، کیهان، ۶۹/۸/۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله لواسانى در سال ۱۳۵۷ در سن هفتاد و هفت سالگى بعد از [[زیارت]] [[عتبات عالیات|عتبات عالیات]] براى تجدید دیدار با امام، عازم فرانسه شد و پس از تبادل اندیشه پیرامون حکومت اسلامى و آینده ایران و... قبل از امام به [[ایران]] مراجعت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''بعد از پیرزوی انقلاب:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله لواسانى بعد از ورود امام خمینی به ایران اسلامى، بى هیچ نام و عنوانى در کنار امام قرار گرفت‌. او در طول ده سال بعد از پیروزى انقلاب نیز تا آخرین لحظه با امام همراه شد. حجت الاسلام سید محمدرضا لواسانى فرزند آیت الله لواسانى در این باره مى نویسد: «پس از انقلاب، آیت الله لواسانى حداقل هفته اى یکبار بدون هیچگونه تشریفاتى به ملاقات حضرت امام مى رفتند و اگر به واسطه عذرى نمى توانستند بروند، حضرت امام توسط یادگارشان جناب آقاى [[سید احمد خمینی|حاج احمد آقا]] از حال آیت الله لواسانى سؤال مى کردند و علت نیامدن را مى پرسیدند».&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجت الاسلام [[سید احمد خمینی|سید احمد خمینی]] در پیرامون این موضوع مى نویسد: «...با این که او نماینده تام الاختیار حضرت امام بود، هرگز از زندگى زاهدانه اش دست نکشید و تا آخر در همان منزل که قریب پنجاه سال پیش خریده بود، زندگى کرد و در آخر عمر با آن که تمامى دوستانش او را به زندگى اى بهتر فرامى خواندند، ولى او با خداى خود عهد کرده بود تا چون محرومین و پابرهنه ها زندگى کند. او هشتاد سال با خمینى بود و براى همه کسانى که او را مى شناختند بوى امام را مى داد. هر هفته در تمامى مدت بعد از انقلاب یک روز از آن ملاقات او با امام بود و او در برف و سرما هم این ملاقات را ترک نکرد. آخر دل امام به او خوش بود...».&amp;lt;ref&amp;gt;یادگار امام، رسالت، ۶۹/۸/۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌هاى اخلاقى==&lt;br /&gt;
با نگرش اجمالى به نظریات [[امام خمینی]]، فرزندان و نزدیکان آیت الله لواسانى مى توان به خصوصیات ویژه این مرد الهى پى برد، که از جمله آن‌هاست: عمل به تکلیف، ساده‌زیستى، انجام فرائض در اول وقت، تقید به [[نماز شب]]، خلوص در زندگى، سعى در حل مشکلات مردم، [[صله رحم]]، [[تواضع]] و فروتنى، قرائت چند نوبت [[قرآن]] در روزها، شهامتِ دفاع از [[حق]]، [[سلام]] دادن به کوچک و بزرگ، [[حسن خلق|حسن خُلق]] در زندگى با همسر و فرزندان و مردم، [[احترام]] به بندگان خدا، شنیدن نظریات دیگران و... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدصادق لواسانى قبل از رحلت [[امام خمینی]] در بیمارستان بار دیگر با دوست دیرین خود ملاقات کرد. ارتحال امام اثر عمیقى بر روح آن عزیز مى گذارد و سرانجام بعد از یک دوره بیمارى نسبتا طولانى، روز هشتم مهر ۱۳۶۹ در ۸۹ سالگى دار فانى را وداع گفت. پیکر مطهرش از مسجد ایشان [[تشییع جنازه|تشییع]] و به شهر مقدس [[قم]] منتقل گردید. آن گاه در جوار [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] سلام الله علیها به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب آیت الله شهید [[سید علی حسینی خامنه ای|سید علی خامنه‌اى]] به مناسبت ارتحال آیت الله لواسانى: «بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون. عالم ربانى و فقیه پرهیزکار و بزرگوار، آیت الله آقاى حاج سید محمدصادق لواسانى رضوان الله تعالى علیه دعوت حق را لبیک گفته و به لقاءالله پیوست. آن روحانى عالیقدر هم به موجب مدارج و مقامات عالیه علم و عمل و عمر طولانى و پربرکتى که تماما در صراط مستقیم حق سپرى شد و هم به خاطر پیوند مودت و صداقت با امام عزیز و بزرگوارمان که حدود هفتاد سال استمرار و استحکام داشت، یکى از شخصیت هاى محبوب و چهره هاى شاخص بشمار مى آمد و فقدان ایشان ضایعه اى تأسف انگیز و خسارت بار است. این جانب خود سالیان متمادى آن شخصیت عزیز را از نزدیک به طهارت و صداقت و وارستگى مى شناختم...».&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۴، على احمدپور ترکمانى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (1).jpg|سید محمدصادق حسینی لواسانی در کودکی&lt;br /&gt;
پرونده:خمینی (2).jpg|alt=آیت الله لواسانی در اوایل طلبگی|از راست: سید محمدصادق حسینی لواسانی [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]] در دوران بلوغ&lt;br /&gt;
پرونده:خمینی000.jpg|از راست: سید محمدصادق حسینی لواسانی و سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:خمینی0.jpg|alt=آیت الله لواسانی، امام خمینی و آیت الله العظمی شبیری زنجانی|ردیف بالا از راست: سیّد ابوالحسن طهرانی، سیّد محمّد ولائی زنجانی، سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی، سیّد علینقی طهرانی، سیّد احمد حسینی لواسانی، سیّد محمّد حسینی لواسانی، سیّد محمّدصادق حسینی لواسانی - ردیف پایین از راست: مهدی طهرانی، عبّاس طهرانی، محمّدعلی ادیب طهرانی، [[سید احمد شبیری زنجانی|سید احمد شبیری (حسینی) زنجانی]]، عبدالل‍ه آل آقا طهرانی، عبدالحسین فقیهی رشتی، [[سید موسی شبیری زنجانی|سیّد موسی شبیری (حسینی) زنجانی]]&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (4).jpg|سید محمدصادق حسینی لواسانی&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (5).jpg|سید محمدصادق حسینی لواسانی&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (7).jpg|سید محمدصادق حسینی لواسانی&lt;br /&gt;
پرونده:ابوالقاسم خزعلی (115).jpg|از راست: محمدعلی جاودان، سید محمدصادق حسینی لواسانی و [[ابوالقاسم خزعلی]]&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (2).jpg|از راست: سید محمدحسین علوی بروجردی، سید هادی خسروشاهی، سید رضی شیرازی، سید محمدصادق حسینی لواسانی و  مرتضی امامی ساروی تلارمی&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (8).jpg|سید محمدصادق حسینی لواسانی در زندان ساواک&lt;br /&gt;
پرونده:عزالدین (12).jpg|از راست: ناشناس، عبدالنبی کاشانی، [[محمدتقی فلسفی]]، سید محمدصادق حسینی لواسان، [[عزالدین حسینی زنجانی|سید محمد عزالدین حسینی موسوی زنجانی]] و محمدآقا امامی (امامی کاشانی)&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (3).jpg|سید محمدصادق حسینی لواسانی&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (6).jpg|از راست: سید محمدرضا حسینی لواسانی، سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی و سید محمدصادق حسینی لواسانی&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (9).jpg|تشییع پیکر سید محمدصادق حسینی لواسانی در [[قم]]&lt;br /&gt;
پرونده:لواسانی (10).jpg|قبر سید محمدصادق حسینی لواسانی در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|لواسانی،سید محمدصادق]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168601</id>
		<title>سید محمدصادق حسینی تهرانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168601"/>
		<updated>2026-07-13T09:41:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدصادق حسینى طهرانى»''' (۱۳۰۰-۱۳۷۰ ق)، [[فقیه]] مجاهد [[شیعه]] در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] بود. وی با کسانی که بر ضد [[اسلام]] سخنی می‌‌گفتند، به شدت و با [[شجاعت]] برخورد می‌‌کرد، که از آن جمله، اعتراض و مخالفت ایشان با سیاستهای رضاخان در ماجرای کشف [[حجاب]] و تغییر لباس بود. [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|سید محمدحسین حسینی تهرانی]] از فرزندان اوست. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدصادق حسینى طهرانى&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:لاله زاری.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۰۰ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۷۰ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]] &lt;br /&gt;
|اساتید =  [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]]، [[سید محمد طباطبایی فشارکی]]، [[شيخ فضل الله نورى]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = جزواتی در مباحث [[فقه|فقهی]]، اربعین حدیث،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدصادق تهرانی حسینی، در سال ۱۳۰۰ قمری در [[سامرا]] دیده به جهان گشود. پدرش -آیت الله سید ابراهیم حسینی تهرانی- در حدود سال ۱۳۰۰ ق. به سامرا مشرف شد و تحت تعلیم تربیت [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] و [[سید محمد طباطبایی فشارکی|سید محمد طباطبایی فشارکی]] قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt; شرح حال این عالم بزرگ را در دفتر اول گلشن ابرار، ص ۳۸۵، مطالعه فرمایید.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن گاه به قصد [[زیارت]] [[امام رضا]] علیه السلام به [[ایران|ایران]] آمد و سپس در [[تهران]] مقیم شد و به اقامه [[نماز جماعت]] و نشر [[احکام]] و رسیدگی به امور مردم از خاص و عام پرداخت. او عالمی ‌‌هوشیار و بیداردل بود که جامعه را از خدمات علمی‌‌ و عمرانی مذهبی خود بهره‌مند ساخت. از جمله خدمات وی، بنیان نهادن [[مسجد]] لاله‌زار در خیابان لاله‌زار تهران است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر سید محمدصادق نیز که دوستدار علم و فضیلت بود، بخشی از امور دفتر وجوهات میرزای شیرازی را بر عهده داشت.&amp;lt;ref&amp;gt; ستارگان حرم، ج ۷؛ گنجینه دانشمندان، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۵۳ ش.، محمد رازی، ج ۴، ص ۵۴۲؛ میرزای شیرازی، انتشارات چاپخانه وزارت ارشاد اسلامی، چاپ دوم، خرداد ۱۳۶۳، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ص ۹۸، ۱۹۰-۱۹۱؛ طبقات اعلام الشیعه، نقباءالبشر، قسم اول، ص ۱۸، و قسم دوم، ص ۸۵۸؛ آیینه پژوهش، ش ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدصادق، دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در محضر پدر، شروع به فراگیری علوم نمود و دروس مقدمات و قسمتی از سطوح را نزد وی و بعضی از فضلای [[سامرا]] فراگرفت. او در حدود سال ۱۳۲۰ ق. همراه پدر به [[تهران]] سفر کرد و نزد علمای این شهر، [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و بعضی از علوم دیگر را تکمیل نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام برخی اساتید بزرگ ایشان عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] (۱۲۵۸-۱۳۳۸ ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سید محمد طباطبایی فشارکی|سید محمد طباطبایی فشارکی]] (م ۱۳۱۶ ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[شيخ فضل الله نورى]] (۱۲۵۹-۱۳۲۷ ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آیت الله سید محمدصادق حسینی آثار علمی ‌‌همچون: نوشته‌ها و جزواتی در مباحث [[فقه|فقهی]] و همچنین -بنا بر رسم آن زمان- اربعین حدیثی به جای ماند، که همه آن‌ها در اختیار فرزند ایشان علامه [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|سید محمدحسین حسینی تهرانی]] قرار گرفته بود.&amp;lt;ref&amp;gt; طبقات اعلام الشیعه، نقباءالبشر، قسم دوم، ص ۸۵۸-۸۵۹؛ و به نقل از جناب آقای سید عبدالحسین میرحجازی نوه سید محمدصادق حسینی لاله‌زاری.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج سید محمدصادق از ذوق هنرى خوبى نیز برخوردار بود. [[خط شکسته نستعلیق|خط شکسته نستعلیق]] و [[خط نسخ]] را بسیار خوش مى‌نوشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدصادق حسینی لاله‌زاری ویژگی‌های اخلاقی بارزی داشت که رمز موفقیت و عامل سربلندی آن مرد بزرگ بود. بر اثر برخورداری وی از جاذبه خاص معنوی، تحول عجیبی در کسبه و اصناف خیابان مزبور ایجاد کرد و اغلب مردم در اول اوقات [[نماز]]، در [[مسجد]] لاله‌زار حاضر می‌‌شدند و از بیانات او استفاده می‌‌کردند. نوه ایشان در این باره می‌‌نویسد: «ایشان از همان اوان، که مصادف بود با کوران استبداد و خودکامگی پهلوی اول (رضاخان)، شروع به نشر معارف و اقامه [[نماز جماعت]] در مسجد لاله‌زار، و تصدی امور شرعیه و قضائیه مردم محل و رفع حوائج و حل مشاکل آنان نمود. مردی بود صادق، قوی النفس، متصلب، دارای عِرق مذهبی و اراده‌ای استوار. در بیان حقایق و اجرای مبانی [[اسلام]] اصیل از هیچ ملامتی در هراس نبوده، با عزمی ‌‌راسخ اهداف خود را تعقیب می‌‌نمود: «ولایخافون فی الله لومة لائم»، و در تحمل اعباء [[شریعت]] غراء و مقابله با تهاجم کفر و ارتجاع و سلطنت پهلوی، فرید عصر بشمار می‌‌آمد».&amp;lt;ref&amp;gt; گنجینه دانشمندان، ج ۴، ص ۵۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او قسمتی از عمر خود را در شدت حصر و ضیق از سوی طاغوتیان بسر برد؛ اما همواره در برابر مشکلات چون کوه مقاوم و پایدار بود و هرگز در مقابل حوادث ناگوار و انبوه سختی‌ها زانو به زمین نزد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله سید محمدصادق لاله‌زاری، پس از [[مرگ]] پدرش، در مسجدی که پدرش در خیابان لاله‌زار [[تهران]] تأسیس نموده بود،&amp;lt;ref&amp;gt; مسجد قائم یکی از مساجد بزرگ تهران می‌‌باشد که در خیابان سعدی (بعد از چهار راه سید علی یا چهار راه کنت) قرار دارد. شخصی به نام حاج میرزا علی آقا وِینه منزل بزرگی داشت که وی بنا به توصیه مرحوم حاج سید محمدصادق و فرزندش مرحوم حاج سید محمدمهدی، آن را جهت ساخت مسجد وقف کرد. وی مقداری از بودجه آن را پرداخت کرد و مقداری از هزینه آن را نیز حاج سید محمدصادق و حاج سید محمدمهدی تأمین نمودند. حاج میرزا علی‌آقا تا آخر عمر در کنار همین مسجد سکونت داشت و در حال حاضر مقبره وی در همان جا می‌‌باشد. این مسجد در خیابان لاله‌زار واقع شده است و بنیانگذار آن حاج سید ابراهیم حسینی پدر حاج سید محمدصادق حسینی لاله‌زاری می‌‌باشد.&amp;lt;/ref&amp;gt; به اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] و ترویج [[دین]] پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی همواره بر اساس مشی صحیح و صراط مستقیم زندگی می‌‌کرد و از [[شجاعت]] بارزی برخوردار بود و آن چه را که مورد رضایت [[الله|خداوند]] می‌‌دید، به اندازه قدرت و توان خویش انجام می‌‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزندش مرحوم علامه [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|سید محمدحسین حسینی تهرانی]] در این باره می‌‌فرماید: «یادم می‌‌آید وقتی کوچک بودم... مرحوم پدر ما رحمة الله علیه در تهران مجالسی داشتند و در مسجدی اقامه [[نماز]] می‌‌کردند که کم‌کم قضیه کشف [[حجاب]] پیش آمد و مجالس عزاداری و وعظ در تهران و سایر جاها ممنوع شد. و از همان کوچکی پدر ما دست ما را می‌‌گرفت و در این مجالس با خودش می‌‌برد. از همان کوچکی این فکر در ذهن ما بود که ... این دستگاه چرا با این ها مخالفت می‌‌کند؟ چرا کلاه‌های معمولی و محلی را از سر مردم برمی‌‌دارند و کلاه شاپو بر سر مردم می‌‌گذارند؟ چرا کشف حجاب می‌‌کنند؟ پاسبان‌ها چرا زن‌ها را با لگد می‌‌کوبند و چادر را از سرشان می‌‌کشند و پاره می‌‌کنند؟ این فکر همین طور در ذهن ما بود و خلاصه در باطن به این ها [[لعن]] می‌‌فرستادیم که آخر این چه زندگی است؟... تا آن که کشف حجاب عملی شد. ... و وضع آن زمان اصلاً گفتنی نیست؛ و نوشتنی هم نیست؛ ... مرحوم پدر ما مقید بودند در ایام ماه مبارک [[رمضان]] پس از اقامه جماعت در مسجدشان، خودشان منبر بروند و صحبت کنند. در اوایل زمان رضاخان پهلوی... که پس از ایام نهم آبان ۱۳۰۴ ش. و تاجگذاری موقت بود، ایشان در بالای منبر گفته بودند: «ای مردم بیدار باشید! خطرات عجیبی به سوی ما در حرکت است و پیغمبر فرمودند که: بترسید از آن زمانی که باد زردی از طرف مغرب بوزد و شما صبح از خواب بیدار شوید و ببینید همه [[دین]] و ایمانتان از دست رفته است. امروز آن روز است، و گِلادستون انگلیسی در صد سال پیش [[قرآن]] را برداشت و بر روی تریبون کوفت و گفت: ای اعیان زبده انگلیس! تا این کتاب در جامعه مسلمین است، اطاعت از ما در سرزمین‌های استعماری انگلستان محال است! باید این قرآن را از روی زمین بردارید!». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منبر مطالبی شبیه به آن ایراد می‌‌کنند و پیشگویی‌ها و پیش‌بینی‌هایی را در جریان واقعه و حمله مفاسد و استعمار را شرح می‌‌دهند و در آخر منبر هم [[دعا]] می‌‌کنند به افرادی که بیدارند و دینشان را در مشقات و مشکلات حفظ می‌‌کنند؛ و بعد نفرین می‌‌کنند بر دشمنان آل محمد و کسانی که به دین قصد خیانت دارند. بعد ایشان می‌‌آیند منزل؛ در حالی که [[روزه]] بودند. والده ما برای ما تعریف می‌‌کردند که بعد از یک ساعت چند مأمور و پاسبان به منزل آمدند؛ و یک دستوری آوردند که... به کلانتری تشریف بیاورید... ایشان را می‌‌برند کلانتری، و از آن جا ایشان را یک سره می‌‌برند برای نظمیه در حبس شماره یک، و یک شبانه‌روز در همان سلول‌ها ایشان را حبس می‌‌کنند... کم‌کم از تهران سروصدا بلند می‌‌شود؛ و افرادی شروع می‌‌کنند به اقدامات؛ از جمله آیت الله آقای میرزا محمدرضا شیرازی فرزند مرحوم [[میرزا محمد تقی شیرازی|میرزا محمدتقی شیرازی]] رحمة الله علیه... تلگرافی به شاه می‌‌کند و همچنین بعضی از همین مردم محل و کسانی که قدری [[غیرت]] دینی داشتند، جمع می‌‌شوند که همان وقت بروند منزل شاه و کاخ را سنگباران کنند؛ ولی ایشان را بعد از یک شبانه روز آزاد کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... خلاصه وضع این طور بود که اگر کسی می‌‌گفت: ملاحظه [[دین|دین]] و [[ایمان]] خودتان را بکنید! این بدترین جرم و بالاترین شورش بود. دولت بی‌حجابی را رسمی ‌‌کرد. بعد دانشکده معقول و منقول را برای برانداختن طلاب و [[حوزه علمیه|حوزه‌های علمیه]] تشکیل داد، و منبرها را محدود کرد و گفت: هیچ کس حق منبر رفتن ندارد... بدون استثنا مردم را می‌‌بردند به کلانتری و التزام می‌‌گرفتند که تا فلان روز باید عمامه‌ات را برداری یا خودشان برمی‌‌داشتند؛ و قباها را هم می‌‌بریدند. مرحوم پدر ما می‌‌گفت: من عمامه‌ام را برنمی‌‌دارم و اجازه هم نمی‌‌گیرم، من عمامه‌ای که با اجازه باشد سرم نمی‌‌گذارم. در آن وقت علمای تهران بدون استثنا اجازه گرفتند... ایشان گفت: «من بدون عمامه هم کار خود را می‌‌کنم و وظیفه‌ام را انجام می‌‌دهم، اگر عمامه را هم بردارند، من با همین قبا و لباده یک شب کلاه سرم می‌‌گذارم و صبح تا غروب در خیابان‌ها فقط راه می‌‌روم... برای این که مردم مرا ببیند! فقط همین تبلیغ من است... این قضایا منحصر در چادر و [[حجاب]] و امثال اینها نبود؛ بلکه هدف از بین بردن [[قرآن]] بود».&amp;lt;ref&amp;gt; وظیفه فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، علامه سید محمدحسین تهرانی، نشر علامه طباطبایی، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق، ص ۲۳-۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله حاج سید محمدصادق حسینی لاله‌زاری، سرانجام در شانزده ماه [[صفر]] ۱۳۷۰ قمری (۱۳۳۰ ش) دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر او را به [[قم]] آوردند و در [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]] علیهاالسلام به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم]]، مهدی غفوری، جلد ۲۰، صفحه ۲۵-۴۴.&lt;br /&gt;
*کتاب آیت نور، آیت‌الله سید محمدصادق طهرانی، جلد ۱، در دسترس در [http://www.maarefislam.com/doreholomvamaarefislam/bookscontent/ayatenoor/ayatenoormoghaddameh.htm پایگاه علوم و معارف قرآن].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدطهرانی (2).jpg|سید محمدصادق حسینی طهرانی و فرزندانش&lt;br /&gt;
پرونده:سیدطهرانی (1).jpg|سید محمدصادق حسینی طهرانی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|طهرانی،سید محمدصادق]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]][[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C&amp;diff=168600</id>
		<title>سید محمدشریف تقوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C&amp;diff=168600"/>
		<updated>2026-07-13T05:27:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدشریف تقوی»''' (۱۳۵۲-۱۲۷۰ ق)، فقیه و متکلم [[شیعه]] در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان [[محمد فاضل ایروانی|ملا فاضل ایروانى]] بود. این عالم مجاهد، مشروطه غربى را مخالف [[اسلام]] و [[شرع]] مى‌دانست و درباره [[مشروطیت]] و معایب آن کتابى هم به نام «کشف المرام فى قانون الاسلام» تألیف کرد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدشریف تقوی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:Taghavi.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۷۰ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۵۲ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]] &lt;br /&gt;
|اساتید =  [[زین العابدین مازندرانی|زین‌العابدین مازندرانى]]، [[محمد فاضل ایروانی|فاضل ایروانى]]، [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتى]]، [[میرزا محمدحسن شیرازی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
|آثار = تبصرة الناظرین، کشف المرام فى قانون الاسلام، کشف البیان فى تربیة الانسان، مرآة الاصول، قانون الهى،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و نسب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدشریف ونکى شیرازى در سال ۱۲۷۰ ق، در ونک (روستایى نزدیک [[اصفهان]]) پا به عرصه وجود گذاشت.&amp;lt;ref&amp;gt;دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج دوم، ص ۳۴، پاورقى محمدحسین رکن زاده آدمیت، طبع خیام، چاپ اول، تهران ۱۳۳۸، به نقل از جغرافیاى ایران.&amp;lt;/ref&amp;gt; پدر او، مرحوم سید محمدحسن خود عالمى روحانى بود و به دروس حوزوى عشق مى ورزید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم تقوى ونکى با بیست و چهار واسطه به حضرت [[امام جواد علیه السلام|امام محمدتقى]] علیه‌السلام مى رسد.&amp;lt;ref&amp;gt;نسب او بنابه آنچه بر سنگ قبر او نگاشته اند از این قرار است: «سید محمد شریف التقوى شیرازى نوراللّه مضجعه، ابن محمدحسن ابن السید حسین ابن السید على ابن السید محسن ابن السید شاه حسین ابن السید زبیر ابن السید هزاره ابن لورزانى ابن السید نصره ابن السید منزل ابن السید شمس‌الدین ابن السید صالح ابن السید منجم‌الدین ابن السید جمال‌الدین ابن السید شمس‌الدین ابن السید نظام‌الدین احمد ابن السید نجم‌الدین محمد ابن السید فخرالدین ابن السید احمد ابن تاج‌الدین على ابن السید فخرالدین احمد ابن السید قطبة‌الدین ابن السید عبدالله ابن محمدتقى علیه‌السلام». همان، ص ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد شریف در سن پنج سالگى به مکتب راه یافت و در سن نه سالگى در محضر پدرش به تحصیل مقدمات عربى مشغول شد. همچنین ایشان در نزد اساتید دیگرى [[صرف]] و [[علم نحو|نحو]] و [[منطق]] و [[علم معانی|معانى]] و [[علم بیان|بیان]] را آموخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى در سن دوازده سالگى براى تکمیل تحصیلات به [[اصفهان]] رفت و با مرحوم [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]] (۱۲۵۶-۱۳۳۷ هـ.ق) صاحب [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]] که به اصفهان آمده بود، پیوند [[دوستى]] برقرار کرد. این دو با هم در محضر اساتید اصفهان، به خواندن [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] مشغول شدند. او پس از هفده سال از اصفهان به [[عراق]] عزیمت نمود و در محضر درس اساتید خود به مدت دوازده سال به تکمیل علوم معقول و منقول پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۳۴ و ۳۵؛ دائرة‌المعارف تشیع، ج سوم، ص ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتیدى که ایشان بیشتر از آن‌ها استفاده کرده علاوه بر پدرش عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. محمدباقر اصفهانى (م ۱۳۳۳ ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. لطف‌الله مازندرانى (م ۱۳۱۳ ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. [[زین العابدین مازندرانی|زین‌العابدین مازندرانى]] (م ۱۳۰۹ ق): ایشان خود از تلامذه مرحوم [[صاحب جواهر]] و مرجع تقلید بسیارى از [[شیعه|شیعیان]] هند و [[عراق]] و [[ایران|ایران]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt; سیماى فرزانگان، ص ۳۵۷، چاپ هشتم، دفتر تبلیغات اسلامى، رضا مختارى.&amp;lt;/ref&amp;gt; در تألیفات مرحوم مازندرانى مى توان از ذخیرة العباد؛ زینة العباد و مناسک [[حج]] نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. [[محمد فاضل ایروانی|فاضل ایروانى]] (م ۱۳۰۶ ق): وى صاحب تألیفات زیادى است از جمله اجتماع‌الامر والنهى؛ الاجتهاد والتقلید؛ الاجزاء؛ الاستصحاب والمکاسب المحرمه.&amp;lt;ref&amp;gt;دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج دوم، ص ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتى]] (۱۲۳۴-۱۳۱۲ ق): مرحوم رشتى بعد از وفات [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصارى]]، یکى از چند مدرس سطح عالى حوزه بود؛ ایشان تألیفات زیادى دارد که از بهترین آن‌ها بدایع الافکار است.&amp;lt;ref&amp;gt;دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج دوم، ص ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزا محمدحسن شیرازى]] (م ۱۳۱۲ ق).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته [[آقا بزرگ تهرانى]]، سید محمد شریف، از [[محمد فاضل ایروانی|محمدفاضل ایروانى]] و [[زین العابدین مازندرانی|شیخ زین‌العابدین مازندرانى]] اجازه کامل داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدشریف تقوى در عمر پربرکت خود علاوه بر تدریس و تربیت شاگردان، تألیفات زیادى از خود به یادگار گذاشته است که برخى از آن‌ها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱. تبصرة الناظرین (در ردّ داعى [[مسیحیت|مسیحى]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲. کشف المرام فى قانون الاسلام (درباره [[مشروطیت|مشروطه]] و معایب آن)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳. کشف البیان فى تربیة الانسان؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۴. تذکرة المسلمین فى تهییج العامه (درباره [[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف و نهى از منکر]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۵. رساله نفلیه (در [[نافله های شبانه روز|نوافل]])؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۶. رساله در رد طائفه [[وهابیت|وهابیه]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۷. مرآة الاصول (درباره [[اصول دین|اصول دین]] اسلام)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۸. [[رساله]] عملیه (محشّى به حاشیه خود آن مرحوم)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۹. یک دروه [[فقه]] فارسى از عبادات تا دیات؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۰. قانون الهى؛&amp;lt;ref&amp;gt; دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج دوم، ص ۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۱. الناسخ و المنسوخ؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۲. نسیم السحر؛&amp;lt;ref&amp;gt;نقباءالبشر، ج دوم، ص ۸۳۵؛ دائرة المعارف تشیع، ج ۳، ص ۳۴؛ الذریعه، ج ۲۴، ص ۱۱ و ۱۵۵، آقا بزرگ تهرانى.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۱۳. رسالة فی العدالة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Edalat.jpg|thumb|left|کتاب رسالة فی العدالة؛ یکی از آثار آیت‌الله سید محمدشریف تقوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌هاى سیاسى و اجتماعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که فعالیت هاى سیاسى مرحوم تقوى ونکى به اوضاع سیاسى آن زمان یعنى نهضت [[مشروطیت]] مربوط مى شود، ناگزیر باید مختصرى پیرامون این نهضت صحبت کرده و سپس موضع گیرى آن مرحوم را در این رابطه بیان کنیم؛ اما آنچه در این قیام مسلم است این که هدف اصلى و مقصود اولیه این نهضت یک هدف اصیل [[اسلام|اسلامى]] یعنى برقرارى [[عدل]] و داد و پایان دادن به [[ظلم]] و جور حکام زمان بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از یک سو فقر ناشى از بى‌عدالتى و ظلم و ستمى که در اواخر حکومت ناصرالدین شاه قاجار و اوائل حکومت [[مظفرالدین شاه]] بر جامعه حاکم بود؛ و از سوى دیگر وابستگى کشور به بیگانگان و حیف و میل اموال و درآمدهاى کشور توسط درباریان، مردم را به ستوه آورده بود. از این رو همواره خواهان تغییر وضع موجود بودند. علما و روحانیون نیز که قوانین و دستورات [[اسلام]] و حقوق مردم را پایمال شده مى دیدند، با همکارى مردم، نهضت عدالت خواهانه اى را به وجود آوردند. این ماجرا پایه و اساس نهضت مشروطه در [[ایران]] را پى‌ریزى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طى این نهضت عدالت‌خواهانه، روحانیون و مردم با هدف جلوگیرى از ظلم و برقرارى عدل، خواهان تأسیس یک حکومت عادل از طرف دولت شدند و براى اجراى این خواسته خود در دو مرحله متحصن گردیدند. در مرحله اول، رهبران این نهضت، [[سید عبدالله بهبهانی|سید عبدالله بهبهانى]] و [[سید محمد طباطبایی سنگلجی|سید محمد طباطبایى]] بودند و در مرحله دوم این دو سید بزرگوار از شهید [[شيخ فضل الله نورى]] براى موفقیت بیشتر استمداد جستند که ایشان در پاسخ فرمود: «در صورتى که مقصود اسلام و [[شرع]] باشد من با شما همکارى مى کنم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحصن دوم که علما و مردم به طرف [[قم]] و حرم [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها مهاجرت کرده و از [[تهران]] دور شده بودند، سفارت انگلیس از متزلزل بودن اوضاع و فقدان علما در تهران سوء استفاده کرد و به کمک برخى فراماسونرها و روشنفکران وابسته به خویش، در میان مبارزان و برخى رهبران نهضت نفوذ و مردم را به تحصن در سفارت انگلیس و پناهندگى به این دولت تشویق کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داخل سفارتخانه نیز به جاى این که به مردم مژده تأسیس یک عدالتخانه اسلامى را بدهند، سخن از فوائد رژیم مشروطه راندند. آن‌ها تبلیغ کردند که تنها با بودن مشروطه ظلم و ستم برچیده مى شود و این گونه شما نیز به نان و نوایى مى رسید. مردم هم در فقدان راهنمایى هاى رهبران اصلى نهضت، فریب نیرنگ خانه انگلستان و تبلیغات آن را خورده، بدون این که بدانند مشروطیت چیست، خواهان آن شده و راهى غیر از راه رهبران روحانى خود را برگزیدند و حتى یک رأى شدند تا در صورت مخالفت، آن‌ها را به قتل برسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این مرحله به بعد، نهضت مزبور تحت نفوذ استعمار انگلیس قرار گرفت و روشنفکران غربزده و فراماسونرهاى وابسته در شمار رهبران اصلى آن درآمدند. همان طور که ماهیت نهضت عوض شد، نام آن نیز تغییر یافت و به «نهضت مشروطیت» مشهور گشت. به دنبال موافقت با تقاضاهاى عدالت‌خواهان و متحصنین در [[قم]]، علما تصمیم به بازگشتن به تهران گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم شیخ فضل‌الله نورى که با بینش ژرف سیاسى خود، حوادث و رویدادهاى نهضت را تجزیه و تحلیل مى کرد، با شنیدن خبر تحصن در سفارت انگلیس، به توطئه هاى روشنفکران وابسته پى برد. وى دریافت که خطر عظیمى نهضت را تهدید مى کند. او طرفداران نهضت را از این خطر بزرگ بر حذر داشت؛ اما [[سید محمد طباطبایى]] که از قبل تحت تأثیر افکار روشنفکران قرار گرفته بود، گفت: «ما مشروطه مى خواهیم و مجلس شوراى ملى»؛ پس از این نیز گفتگویى در مزایا و مضرات این مشروطه رد و بدل شد. در این جدال‌ها وقتى علماء در پاسخ سخنان شیخ فضل‌الله درماندند، متفق شدند که از این پس نیز مانند گذشته بدون میل و رضایت او رفتار نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس توسط مظفرالدین شاه، عده اى به عنوان نمایندگان متحصنین که براى مقصود خاصى در سفارت آموزش دیده بودند، با عنوان «مجلس شوراى اسلامى» مخالفت کرده و خواستار عنوان «مجلس شوراى ملى» شدند. به تدریج هدایت نهضت به دست کسانى افتاد که سعى داشتند تمامى مظاهر اسلامى را از نهضت بزدایند. اینان قانون اساسى کشور را هم به جاى بهره گیرى از [[اسلام]] و [[شرع]] بر طبق قوانین کشورهاى غربى تدوین کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم شیخ فضل‌الله که سعى در خنثى کردن توطئه هاى روشنفکران وابسته داشت، آیت  الله طباطبایى و آیت  الله بهبهانى را از وجود این خطر بر حذر داشته بود. به ناچار ایشان به همراه دو سید مذکور در جلسات مجلس شرکت کرد، تا بلکه از راه نصیحت و هدایت بتواند از تصویب قوانین غیراسلامى جلوگیرى کند؛ اما از این مسیر نیز راه به جایى نبرد. عده اى از روحانیون و علماء نیز از مشروطه حمایت کردند. تصور آن‌ها از مشروطیت، حکومتى بود که در آن قدرت استبدادى شاه و درباریان محدود شده و در جهت دفع تعدى و تجاوز قرار مى گیرد. مراجع بزرگوار [[نجف]] از جمله آیت  الله [[آخوند خراسانی|ملا محمدکاظم خراسانى]]، [[شیخ عبدالله مازندرانى]] و میرزا حسین تهرانى نیز به علت اطلاعات نادرستى که از وقایع تهران و مجلس دریافت کرده بودند، با فرستادن اطلاعیه هایى به حمایت از مجلس و حکومت مشروطه پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود این، شیخ فضل‌الله نورى همچنان با تلاش هاى پیگیر خود به روشنگرى مردم در زمینه مشروطیت مى پرداخت. وى اقداماتى را هم براى اصلاح مجلس انجام داد. از جمله در مورد قانون اساسى پیشنهاد کرد اصل نظارت [[فقیه|فقها]] بر قوانین مجلس شوراى ملى افزوده شود. او بعدها براى آگاه کردن مردم، این اصل را چاپ و منتشر کرد. همچنین عنوان «مشروطه مشروعه» به پیشنهاد او صادر شد که بسیارى از علماء از جمله آخوند رستم آبادى، سید احمد طباطبایى و... به حمایت از آن پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علمای [[نجف]] که از حقایق امور دور نگه داشته شده بودند، همچنان از مشروطه حمایت کرده و آن را صلاح [[اسلام]] و مردم مى پنداشتند، تا جایى که مشروطه خواهان و روشنفکران از این موضوع سوء استفاده کرده و مرحوم شیخ فضل الله نورى و مشروعه خواهان طرفدار او را به مخالفت با اسلام و روحانیون متهم کردند. سرانجام با حوادث بسیارى که مجلس و نهضت مشروطیت در دامان خود پروراند، از جمله [[شهادت در راه خدا|شهادت]] شیخ فضل‌الله نورى و دیگر رهبران این نهضت، مشروطیت بدون مشروعیت برقرار شد.&amp;lt;ref&amp;gt; دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج ۲، ص ۳۵؛ دائرة‌المعارف تشیع، ج سوم، ص ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این میان، مرحوم '''سید محمد شریف تقوى''' نیز از جمله علمایى بود که در [[ایران|ایران]] از نزدیک شاهد ماجرا بود. وى مشروطه غربى را در حال پیاده شدن مى دید و آن را مخالف [[اسلام]] و [[شرع]] مى دانست. از این رو در جریان مشروطیت، سرسختانه با آن مخالفت کرد. او پس از شهادت شیخ فضل الله نورى به [[نجف]] رفت و با [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] -که از رهبران جنبش مشروطیت بود و در عین حال از وقایعى که در [[تهران]] و مجلس اتفاق افتاده بود به درستى اطلاع نداشت-، به مباحثه پرداخت. مرحوم تقوى درباره مشروطیت و معایب آن کتابى هم به نام «کشف المرام فى قانون الاسلام» تألیف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج دوم، ص ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمد شریف بعد از این که در نجف به بیمارى قلبى مبتلا مى شود، بنا به تجویز اطباء ناچار مى گردد به [[ایران|ایران]] مراجعت کند. لذا او به [[شیراز|شیراز]] رفته و در آن جا با دایر کردن جلسات درس و بحث خود، قریب به چهار سال به رتق و فتق امور شرعیه مردم و [[امر به معروف و نهى از منکر]] نیز مى پردازد.&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر فى القرل الرابع عشر، ج دوم، ص ۸۳۵، آقا بزرگ تهرانى؛ نشر دارالمرتضى، چاپ مشهد، ۱۴۰۴ هجرى.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدشریف تقوى در سال ۱۳۴۲ ق. به قصد [[زیارت]] [[مشهد]] مقدس راهى [[اصفهان]] مى شود. اما در آنجا به مریضى مبتلا مى گردد. وى پس از معالجه خود و شفایافتن چندى در [[مدرسه صدر بازار|مدرسه صدر]] جلسه درس و بحث تشکیل مى دهد و نزدیک ده سال در این شهر مى ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۵۲ ق. بار دیگر به اندیشه زیارت مشهد مقدس، اصفهان را ترک مى کند؛ اما در [[تهران]] بیمار شده و براى معالجه ناگزیر از اقامت مى گردد. در این حال هر چند به معالجه مى پردازد اما علاجى حاصل نمى گردد، تا آن که سرانجام در ۲۸ [[رمضان]] همان سال (مطابق ۲۶ آذر ۱۳۱۲ شمسی) دار فانى را وداع گفته و به رحمت ایزدى مى پیوندد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیکرش را با تجلیل تمام به [[قم]] مى برند و پس از اقامه [[نماز میت|نماز]] توسط [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|حاج شیخ عبدالکریم حائری]]، او را بنابر [[وصیت]] خودش در رواق حضرت [[موسی مبرقع|موسى مبرقع]] به خاک مى سپارند.&amp;lt;ref&amp;gt;دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج دوم، ص ۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، مهدى صحرایى اردکانى، جلد ۹.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدشریف (1).jpg|سید محمدشریف تقوی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدشریف (3).jpg|مدفن سید محمدشریف تقوی در یکی از رواقهای حرم حضرت [[موسی مبرقع|موسى مبرقع]] سلام الله علیه در [[قم]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|تقوی،سید محمدشریف]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در قم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85&amp;diff=168591</id>
		<title>سید محمدسعید حکیم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85&amp;diff=168591"/>
		<updated>2026-07-12T12:42:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدسعید طباطبایی حکیم»''' (۱۳۵۴-۱۴۴۳ ق)، فقیه اصولی و از مراجع تقلید [[شیعه]] معاصر در [[عراق]] و از شاگردان [[سید محسن حکیم]] و [[شیخ حسین حلی]] بود. آیت‌الله حکیم پس از وفات آیت‌الله [[سید ابوالقاسم خویی]] به [[مرجعیت]] رسید. وی آثار متعددی در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] از جمله «المحكم فى اصول الفقه» و «مصباح المنهاج» تألیف نمود. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید محمدسعید طباطبایی حکیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:محمد سعید حکیم.jpg|220px|center]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۳۵۴ قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[نجف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|وفات = ۲۵ محرم ۱۴۴۳ قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مدفن = نجف&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید = [[سید محسن حکیم]]، [[سید حسن بجنوردی]]، [[شیخ حسین حلی]]، [[سید ابوالقاسم خویی]]،...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شاگردان = سید عبدالرزاق حکیم، شیخ باقر ایروانی، شيخ على كورانى، حسين فرج عمران قطيفى،...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|آثار =المحکم فی اصول الفقه، الکافی فی اصول الفقه،‌ مصباح المنهاج، تهذيب علم الاصول، فى رحاب العقيده، حاشيه بر مكاسب،...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید محمدسعید طباطبایی حکیم، در سال ۱۳۵۴ ق، (۱۳۱۴ ش)، در شهر [[نجف]] به دنیا آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.alhakeem.com/fa/page/4 «گوهر تابان»]، سایت رسمی آیت‌الله سید محمدسعید حکیم.&amp;lt;/ref&amp;gt; پدرش سید محمدعلی از استادان [[سطوح حوزه|سطوح]] عالی [[حوزه علميه|حوزه علمیه]] نجف و مادرش دختر آیت‌الله [[سید محسن حکیم]] بود.&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پابداری، ۱۴۲۸ق، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمدسعید حکیم در ده سالگی، دروس حوزوی را نزد پدرش آغاز کرد و تا پایان دوره سطح حوزه، از وی آموخت.&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پایداری، ۱۴۲۸ق، ص۱۹و۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس از آن، دروس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را نزد عالمان بزرگی چون [[سید محسن حکیم]]، [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[شیخ حسین حلی]]، [[محمدحسین غروی اصفهانی|شیخ محمدحسین غروی اصفهانی]] و [[سید محمد حسن بجنوردی|سید محمدحسن بجنوردی]] فرا گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پایداری، ۱۴۲۸ق، ص۱۹و۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
محمدسعید حکیم از ۳۲ سالگی، تدریس دروس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را آغاز کرد. او همچنین [[تفسیر قرآن]] و [[اخلاق]] تدریس می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پایداری، ۱۴۲۸ق، ص۳۵و۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; او شاگردان بسیاری تربیت کرد که در [[قم]]، [[نجف]] و [[حجاز]] فعالیت دارند؛&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پایداری، ۱۴۲۸ق، ص۳۵و۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*حسین فرج عمران قطیفی، که از استادان درس خارج فقه و اصول در حجاز است.&lt;br /&gt;
*سید عبدالرزاق حکیم، برادر سید محمدسعید حکیم و از استادان درس خارج فقه و اصول در حوزهٔ نجف که در سال ۱۴۱۳ق، پس از آزادی از زندان صدام، درگذشت.&lt;br /&gt;
*شیخ باقر ایروانی، از اساتید حوزه علمیه نجف از استادان درس خارج فقه و اصول و نویسندهٔ برخی کتب درسی حوزه‌های علمیه در قم و نجف.&lt;br /&gt;
*شيخ على كورانى، از فضلاى حوزه علميه.&lt;br /&gt;
*عبدالحسين آل صادق عاملى، از علماى استان نبطيّه در جنوب [[لبنان]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
از سید محمدسعید حکیم ۲۴ عنوان کتاب در بیش از چهل جلد در موضوعاتی چون [[اصول فقه|اصول]]،‌ [[فقه]]، [[مسائل مستحدثه|مسائل مستحدثه]] و برخی موضوعات اجتماعی، به چاپ رسیده است. برخی از آثار او به زبان‌های دیگر ترجمه شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.alhakeem.com/fa/page/4 «گوهر تابان»]، سایت رسمی آیت‌الله سید محمدسعید حکیم.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهرست آثار ایشان به این قرار است:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mohkam.jpg|left|thumb|المحكم فى اصول الفقه - از آثار آیت‌الله الحكيم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#المحكم فى اصول الفقه، که در ۶ جلد به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
#مصباح المنهاج، دوره فقهى كه شرحى بر فقه استدلالى «[[منهاج الصالحین (حکیم) (کتاب)|منهاج الصالحين]]» مرحوم [[سید محسن حکیم]] است.&lt;br /&gt;
#رساله عمليه، که در سه جلد بنام «منهاج الصالحين» عرضه شده است.&lt;br /&gt;
#مناسك حج و عمره.&lt;br /&gt;
#حاشيه اى جامع بر كتاب «[[کفایة الاصول (کتاب)|كفاية الاصول]]» مرحوم [[آخوند خراسانى]] در سه جلد.&lt;br /&gt;
#حاشيه اى جامع بر كتاب اصولى «[[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]» مرحوم [[شيخ انصارى]].&lt;br /&gt;
#حاشيه اى جامع بر كتاب فقهى «[[مکاسب (کتاب)|مكاسب]]» مرحوم شيخ انصارى.&lt;br /&gt;
#تهذيب علم الاصول، كه در اين مجموعه به مهمترين و محورى ترين مباحث علم اصول پرداخته شده است.&lt;br /&gt;
#جزوه اى بنام «المرشد المغترب»، در پاسخ به نامه ها و درخواستهاى متعدد، پيامى به همه مسلمانان بويژه [[شيعيان]] كه به اجبار هجرت كرده اند و در ديار غرب مكسن و ماوا گزيده اند همراه با مسائل ويژه مورد نياز آنها.&lt;br /&gt;
#جزوه اى بنام «نامه اى پدرانه»، كه اين بار هم در پاسخ به نامه هاى برخى از فضلا و طلاب درخواست مكرر همراه با پاسخ هاى استفتائات گوناگون درباره مسائل ضرورى و مورد نياز آنها ارسال كرده اند. در اين پيام، گذشته از گوشزد نمودن مسائل اخلاقى و اعتقادی، به شيوه هاى تبليغ معيارهاى موفقيّت و رفتار مبلغان و تكيه انديشمندان در سخن گفتن به مصادر و منابع تاريخ پرداختن به سيره [[ائمه اطهار]] (عليهم السلام) و نقش جاودانه آنها در [[تاريخ اسلام]] و بزرگداشت خاطره هاى مصيبت بار و شهادت آنها و زنده نگه داشتن مشعل فروزان مبارزه و [[جهاد]] در برابر ستم استبداد بگونه اى زيبا با نثرى شيوا و كلامى عارفانه و صميميتى خاضعانه پرداخته اند.&lt;br /&gt;
#الاحكام الفقهيه، كه مختصرى از مسائل و [[رساله]] عمليه ايشان است، و با عنوان «احكام فقهى» به فارسى ترجمه و چاپ شده است.&lt;br /&gt;
#فقه استنساخ البشرى، مسائلى كه در خصوص شبيه سازى از ژن [[انسان]] و مسائلى هم راجع به [[تلقیح مصنوعی|تلقيح]] سؤال كرده اند و بطور تفصيل و روشن جواب داده شده است.&lt;br /&gt;
#فقه القضاء، سؤالاتی است كه مراكز قضا سؤال نموده و از معظم له جواب وافى و استدلالى داده اند.&lt;br /&gt;
#فقه الكومپيوتر، در جواب سوال هایی كه راجع به كامپيوتر و اينترنت سؤال شده است.&lt;br /&gt;
#الفتاوى، سؤالاتی است كه راجع به بيشتر [[ابواب فقه]] (نوعا [[مسائل مستحدثه]]) استفتاء شده است و معظم له بطور شايسته و مستدل جواب داده اند.&lt;br /&gt;
#الاصوليه و الاخباريه، سؤالاتی است كه درباره فرق ميان اصولى و [[اخباریان|اخبارى]] استفتاء نموده اند و ایشان جواب داده اند.&lt;br /&gt;
#المرجعية الدينية.&lt;br /&gt;
#رساله توجيهيه، که راهنماى حجاج مى باشد.&lt;br /&gt;
#الكافى فى اصول الفقه، در خصوص اصول فقه مستدل و متيقن، در سه جلد.&lt;br /&gt;
#فى رحاب العقيده، سؤالاتى را كه يكى از علماء [[اردن]] راجع به مسائل [[امامت]] نموده است و معظم له بطور واضح و مستدل جواب داده اند كه در سه جلد چاپ شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.alhakeem.com/fa/page/4 «گوهر تابان»]، سایت رسمی آیت‌الله سید محمدسعید حکیم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
سید محمدسعید حکیم از عالمانی است که در دوران صدام حسین، با قانون منع پیاده‌روی [[اربعین حسینی|اربعین]] برای [[زیارت امام حسین]] (علیه السلام) به مقابله برخاست و به همین دلیل تحت تعقیب بود.&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پایداری، ۱۴۲۸ق، ص۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین به جهت امتناع خاندان صدر از حضور در کنفرانس مردمی اسلامی که به دستور صدام تشکیل شده بود، همراه با ۸۰ نفر از خاندان حکیم دستگیر و به مدت ۸ سال زندانی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پایداری، ۱۴۲۸ق، ص۵۲ و ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
[[پرونده:محمدسعید (3).jpg|left|thumb|آیت‌الله محمدسعید حکیم در پیاده‌روی اربعین|200px]]&lt;br /&gt;
[[مرجعیت|مرجعیت]] سید محمدسعید حکیم پس از آن آغاز شد که آیت الله [[سید ابوالقاسم خویی]] درگذشت. هم‌اکنون دفترهای نمایندگی او در شهرهای [[نجف]]، [[قم]]، [[دمشق]] و بیروت فعالیت می‌کنند و پاسخ‌گوی سؤال‌های مقلدان وی هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.alhakeem.com/fa/page/4 «گوهر تابان»]، سایت رسمی آیت‌الله سید محمدسعید حکیم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین با اعزام مبلغانی به نواحی مختلف کشور [[عراق]]، خصوصاً جنوب این کشور، اقداماتی را برای رفع مشکلات عشایر و روستانشینان انجام داد. فعالیت‌های مشابهی هم در کشورهای [[ایران]]،‌ هند و [[پاکستان]] داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.alhakeem.com/fa/page/4 «گوهر تابان»]، سایت رسمی آیت‌الله سید محمدسعید حکیم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدسعید حکیم در برابر کشتار [[شیعه|شیعیان]] در [[پاکستان]] به دست گروهی موسوم به سپاه صحابه، موضع گرفت و دولت پاکستان را مسئول پاسخ‌گویی به آن دانست. نواز شریف نخست‌وزیر پاکستان در پاسخ، نامه‌ای به دفتر وی نوشت و ضمن ابراز همدردی، از تصمیم دولتش برای مبارزه با عاملان کشتار شیعیان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.alhakeem.com/fa/page/4 «گوهر تابان»]، سایت رسمی آیت‌الله سید محمدسعید حکیم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان آثار وی مجموعه‌ای از نامه‌ها وجود دارد که برای مردم آذربایجان و گِلگِت پاکستان نوشته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سجاد، اسوه فقاهت و پایداری، ۱۴۲۸ق، ص۴۰و۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدسعید حکیم، سرانجام در ۲۵ [[ماه محرم|محرم]] ۱۴۴۳ قمری (۱۲ شهریور ۱۴۰۰ ش)، در [[نجف]] اشرف درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.abna.cc/9MJp «آیت‌الله سید محمد سعید حکیم درگذشت»]، خبرگزاری ابنا.&amp;lt;/ref&amp;gt; پیکر ایشان پس از مراسم [[تشییع]] در [[کربلا]] و نجف و اقامه [[نماز میت|نماز]] به امامت برادر ایشان [[سید محمد تقی حکیم|سید محمدتقی حکیم]]، در مقبره آیت‌الله [[سید محسن حکیم]] نزدیک [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم مطهر علوی]] به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*اسوهٔ فقاهت و پایداری، محمدحسین سجاد، دارالهلال، ۱۴۲۸ق.&lt;br /&gt;
*[http://www.alhakeem.com/fa/page/4 گوهر تابان، نگرشی کوتاه بر زندگی آیت‌الله سید محمد سعید حکیم]، سایت آیت‌الله سید محمدسعید طباطبایی حکیم، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
*[https://af.shafaqna.com/FA/41540 ناگفته‌هایی از زندگی خانوادگی و مبارزاتی آیت‌الله سید محمد سعید حکیم]، سایت شفقنا، زمان بازدید: ۱۶ دی ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
*[https://fa.shafaqna.com/news/570693/ مجازات افراد مرتد از اسلام وظیفۀ ما نیست؛ فتوای حضرت آیت‌الله حکیم]، سایت شفقنا، زمان انتشار: ۲۹ اردیبهشت، ۱۳۹۷ش.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
محمدسعید (1).jpg|سید محمدسعید طباطبایی حکیم در زندان ابوغریب&lt;br /&gt;
محمدسعید (7).jpg|سید محمدسعید طباطبایی حکیم&lt;br /&gt;
محمدسعید (4).jpg|سید محمدسعید طباطبایی حکیم و سید محمدعلی طباطبایی حکیم&lt;br /&gt;
محمدسعید (5).jpg|سید محمدسعید طباطبایی حکیم در [[حرم امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
محمدسعید (2).jpg|سید محمدسعید طباطبایی حکیم در [[زیارت پیاده امام حسین علیه السلام |پیاده روی اربعین]]&lt;br /&gt;
محمدسعید (6).jpg|تشییع پیکر سید محمدسعید طباطبایی حکیم در [[نجف]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|حکیم،سید محمدسعید]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در نجف]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8%DB%8C&amp;diff=168590</id>
		<title>سید محمدسعید حبوبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8%DB%8C&amp;diff=168590"/>
		<updated>2026-07-12T11:59:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدسعید حَبّوبی»''' (۱۲۶۶-۱۳۳۳ ق)، [[فقیه]] اصولی، عارف و شاعر بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[ملا حسینقلی همدانی]] بود. این عالم ربانی و مجاهد از معدود فقیهانی است که قله‌های رفیع [[فقه]] و ادب و [[عرفان]] و [[جهاد]] را فتح کرد و همه را یکجا در پیشبرد اهداف اسلامی ‌بکار گرفت. آیت‌الله حبوبی در حادثه جنگ جهانی اول که نیروهای انگلیسی برخی از مناطق کشور [[عراق]] را اشغال کردند، از رهبران مبارزه با دشمن بود.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدسعید حبوبی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:حبوبی.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۶۶ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[نجف]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۳۳ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = نجف، [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم امام علی علیه السلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[ملا حسینقلی همدانی]]، [[شیخ محمدحسین کاظمینی|شیخ محمدحسین کاظمی]]، [[شیخ محمدطه نجف|شیخ محمد طه نجف]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید محسن حکیم]]، سید عدنان علوی، سید محمود حکیم،...&lt;br /&gt;
|آثار = کتاب فقه، کتاب اصول، دیوان کبیر، مراسلات، العراقیات،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدسعید فرزند سید محمود حبوبی، در ۱۴ [[جمادی الثانی]] سال ۱۲۶۶ هـ.ق، در شهر [[نجف]] دیده به جهان گشود. او از خاندانی علوی تبار و اصالتاً حجازی بود که بعدها اجداد وی از منطقه [[حجاز]] به [[عراق]] آمده، در آن جا ساکن شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
محمدسعید در آغاز جوانی، در اثر معاشرت با اطرافیان به تجارت و بازرگانی روی آورد. وی همچنین در آن دوران اشعار نغز و بدیعی سروده و به عنوان یکی از شاعران معروف عرب مطرح گردید؛ اما علاقه شدید وی به کسب [[علوم اسلامی]]، او را از تجار جدا کرد و در ردیف فضلای سخت‌کوش و با همت [[حوزه علمیه]] نجف قرار داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حبوبی در تربیت، [[اخلاق]] و ادب، نخست با علامه شهیر شیخ موسی شراره عاملی ارتباط برقرار کرده و تحت انفاس قدسی او به فضائل اخلاقی آراسته گردید و به رشد علمی ‌و عقلی رسید و آن گاه به مجلس تربیتی استاد بزرگ اخلاق و [[عرفان]]، آخوند [[ملا حسینقلی همدانی]] راه یافت. وی مدتی طولانی از این عارف برجسته بهره‌ها برده و ره‌توشه‌های سلوک اندوخته و در کمالات معنوی به درجات عالی نائل آمد. همچنین در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] در صف شاگردان علامه بزرگ، [[شیخ محمدحسین کاظمینی|شیخ محمدحسین کاظمی]] ‌درآمده و آن گاه به حلقه درس [[شیخ محمدطه نجف|شیخ محمد طه نجف]] پیوست و مورد توجه و علاقه شدید این [[فقیه]] وارسته قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان دیگری را که در زمره استادان وی برشمرده اند عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[میرزا حبیب الله رشتی]]&lt;br /&gt;
#[[محمد فاضل شربیانی|شیخ محمد شربیانی]] معروف به فاضل شربیانی&lt;br /&gt;
#[[آقا رضا همدانی]] صاحب مصباح الفقیه&lt;br /&gt;
#شیخ عباس اعسم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
آیت الله حبوبی مدت‌ها به تدریس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] پرداخت و به عنوان یکی از فقیهان و مجتهدان [[حوزه علمیه]] [[نجف]] مطرح گردید. شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] می‌گوید: وی در تدریس از اسلوب خاصی پیروی می‌کرد که تقریباً به روش استادانی مثل [[آخوند خراسانی]] که مجدد [[علم اصول]] نام گرفته است، بیشتر شبیه بود. سید محمدسعید بعد از رحلت استادش [[شیخ محمدطه نجف]]، مجلس درس پرباری داشت و استقبال خوبی از آن به عمل آمد و در این زمینه تأییدات و اشارات استادش تأثیر فراوان داشت.&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ص ۸۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهمترین شاگردان آیت الله حبوبی می‌توان به [[فقیه]] مجاهد، [[سید محسن حکیم]]، سید عدنان علوی، سید محمود حکیم، سید هاشم حکیم، جواد شبیبی و صالح حریری اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; الذریعه، ج ۹، ص ۷۰۸ / گلشن ابرار، ج ۲، ص ۷۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سید محمدسعید حبوبی آثار زیر به یادگار مانده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#کتاب فقه&lt;br /&gt;
#کتاب اصول&lt;br /&gt;
#[[دیوان (شعر)|دیوان]] کبیر: این کتاب با تصحیح و توضیحات شیخ عبدالله جواهری و به اهتمام فرزند ادیب و فاضلش، سید علی حبوبی در بیروت چاپ شده است.&amp;lt;ref&amp;gt; معجم المطبوعات العربیه، ج ۱، ص ۷۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; گفتنی است که به خاطر اهمیت ادبی و [[عرفان|عرفانی]] دیوان حبوبی، از سوی برخی دانشوران بر این مجموعه، [[حاشیه]] و تعلیقاتی نوشته شده است که از جمله می‌توان به تعلیقات علامه [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]] اشاره کرد.&lt;br /&gt;
#مراسلات با شیخ محمد جزائری&lt;br /&gt;
#العراقیات؛ برخی از سروده‌های نغز حبوبی در این مجموعه گردآمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Dyvan.jpg|thumb|left|دیوان اشعار آیت‌الله حبوبی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان همچنین بر برخی از آثار دیگران [[تقریظ|تقریظات]] ارزشمندی به صورت نظم یا نثر نوشته است که از میان آنها به چند اثر اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#العقد المفصل، تألیف سید حیدر حلی&lt;br /&gt;
#المرحله المکیه، تألیف محمدحسین کبه بغدادی&lt;br /&gt;
#تمرین الصبیان، از سید عبدالکریم آل سید حیدر کاظمی.&amp;lt;ref&amp;gt; الذریعه، ج ۱۵، ص ۲۹۸؛ همان، ج ۱۰، ص ۱۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
آیت الله حبوبی در ضمن تدریس و تحقیق، به شئونات روحانی و دینی خود نیز توجه داشت. وی در صحن حضرت امیرالمؤمنین [[امام علی]] (علیه السلام) [[نماز جماعت]] اقامه می‌کرد و عده بسیاری از مومنان صالح و تجار و کسبه در [[نماز]] وی حضور می‌یافتند.&amp;lt;ref&amp;gt; معارف الرجا، ج ۲، ص ۲۹۳ و ۲۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مرتضی مطهری|استاد مطهری]] ضمن تجلیل از این عالم مجاهد می‌نویسد: مرحوم سید سعید حبوبی، شاعر و عارف و مجاهد بزرگ عراقی در انقلاب [[عراق]] نقش برجسته‌ای داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt; نهضت‌های اسلامی، ص ۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حادثه خانمان‌سوز جنگ جهانی اول که نیروهای انگلیسی برخی از مناطق کشور عراق از جمله شهر [[بصره]] را اشغال کردند و در آن کشور از طرف عالمان بزرگ بسیج عمومی ‌اعلان شد، سید محمدسعید حبوبی در صف پیشگامان مبارزه با دشمن قرار گرفت. او، همصدا با سایر عالمان اعلان [[جهاد]] داده و دفاع از کشور را یک فریضه دینی دانست. در پی فرمان سید حبوبی، اجتماع مهمی ‌از رزمندگان مسلح عراقی گرد آمده و تسلیحات، تجهیزات و امکانات لازم را فراهم آوردند. حبوبی که شخصاً فرماندهی ۹۰ هزار نفر از مبارزان مسلمان را به عهده گرفته بود، در خط مقدم نبرد، پرشورترین حماسه ها را آفرید. رزمندگان دلیر [[اسلام]] که برای صیانت از کرامت، عزت و [[دین]] و کشور خود سلاح به دست گرفته بودند، به دنبال مجاهد خستگی ناپذیر [[اسلام]] سید محمدسعید حبوبی به راه افتاده و در شهر ناصریه استقرار یافتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از عشایر غیرتمند جنوب عراق در آن اردوگاه به آنان پیوسته و به همراه لشکر اسلام به سوی جبهه «شعیبر» برای مصاف با دشمن عازم شدند. او که نیروهای مبارز را رهبری می‌کرد، خود در خط مقدم و در صحنه درگیری حضور یافته و از نظر مادی و معنوی نیروهای انقلابی را حمایت می‌کرد. در این حماسه خروشان، عده بسیاری از عالمان و مراجع [[نجف]] از جمله: سید محمدسعید حبوبی، [[شیخ الشریعه اصفهانی]]، شیخ باقر حیدر، [[سید ابوالقاسم کاشانی]]، [[سید محسن حکیم]]، [[محمد خالصی زاده|شیخ محمدمهدی خالصی]] و... حضور داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اخلاق و رفتار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] که از نزدیک با [[اخلاق]] و رفتار عالم مجاهد سید محمدسعید حبوبی آشنایی داشته است، در مورد ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی وی می‌گوید: «او در پارسایی و [[تقوا]] از رتبه بالایی برخوردار بود، کمال نفس، مکارم اخلاق، خوشرویی، [[شرح صدر|سعه صدر]]، نرم خویی، سلامت باطن، پاکی ضمیر، [[تواضع]]، بزرگواری و شرافت از صفات این [[فقیه]] مجاهد بود. هنگامی ‌که وی به ریاست دینی و ظاهری رسید، در احوال و رفتارش هیچ تفاوتی دیده نمی‌شد و همچنان با کمال نفس و رفتار پسندیده با دیگران عمل می‌کرد. البته این همه مکرمت اخلاقی و صفات پسندیده علامه حبوبی در اثر تربیت در مکتب [[عرفان|عرفانی]] و اخلاقی استاد اعظم و عارف اکبر [[ملا حسینقلی همدانی]] بدست آمده بود. او گاهی که با من صحبت می‌کرد از برخی قضایای استادش تعریف می‌کرد و اثر تربیت سریع و [[تزکیه نفس|تهذیب نفس]] افراد را در مکتب استادش توضیح می‌داد و او تأثیر نفس، شیوه بیان و توفیق الهی را از جمله عوامل تربیت شاگردان در مکتب آخوند ملا حسینقلی همدانی می‌دانست. مرحوم حبوبی از پارسایان بی نظیری بود که من درک کرده و با آنان همنشین شده‌ام».&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۱۷ و ۸۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;الف. حلم و بردباری:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف مجاهد سید محمدسعید حبوبی، یکی از فقیهان بردبار و صبور بود تا آن جایی که مورد تقدیر و تشویق استاد بزرگ [[عرفان]] مرحوم [[ملا حسینقلی همدانی]] قرار گرفت. روزی آخوند همدانی در وسط درس چند بار پشت سر هم این جمله را تکرار کرد: آفرین سید محمدسعید! همه حاضران مجلس از شنیدن این سخن تعجب کرده و با بهت و حیرت به یکدیگر نگاه کردند که این چه سخنی است که استاد در وسط درس بدون زمینه بر زبان جاری کرد؟! بعدا که از سید محمدسعید حبوبی سوال کردند که تو در آن روز کجا بودی و چه می‌کردی؟! او پاسخ داد: آن ساعت من در قایق نشسته بودم و از [[کوفه]] به [[کربلا]] می‌آمدم. در قایق در کنار من مرد عربی خوابیده و سرش را بر شانه من گذاشته بود. او خرخر می‌کرد و آب دهانش به روی من می‌ریخت، ولی من دلم نیامد که او را بیدار کنم و آن وضعیت نفرت‌آور را تا مقصد تحمل کردم و آن مرد عرب را از خواب بیدار ننمودم.&amp;lt;ref&amp;gt; تذکره المتقین، ص ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ب. علاقه به شاعران اهل بیت علیهم‌السلام:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ادیب توانا علاوه بر این که خود در عرصه [[شعر]] و ادب نبوغ سرشار و قدرت فوق‌العاده‌ای داشت، در عین حال به شاعران [[اهل بیت]] (علیهم السلام) نیز علاقه وافر داشت. وی از همه بیشتر به [[شیخ صفی الدین حلی|صفی الدین حلی]] (۶۷۷ـ۷۴۹ هـ.ق) از مداحان نامدار اهل بیت (علیهم السلام) عشق می‌ورزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ج. عزت نفس:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله حبوبی با این که به کارهای مهم و ستودنی دست می‌زد؛ اما هیچ‌گاه دست نیاز به سوی بیگانگان دراز نمی‌کرد. خودباوری و اعتماد به نفس از صفات زیبنده و ستودنی این مرد خدا بود. او هنگامی ‌که برای نبرد با عوامل انگلستان رفته بود، از سوی حکومت عثمانی برایش ۵ هزار سکه طلا فرستادند که آن را در مخارج [[جهاد]] بر علیه دشمنان به مصرف رزمندگان [[اسلام]] برساند. اما او با کمال عزت و اطمینان، سکه‌های عثمانی را رد کرده و گفت: من به قدر کافی می‌توانم مخارج جنگ و جهاد را تهیه کنم و نیازی به وجوهات اهدایی سلاطین عثمانی ندارم.&amp;lt;ref&amp;gt;شعراءالغری، ج ۹، ص ۱۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;د. ایثار و فداکاری:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنانکه گفته شد، در حادثه خانمان سوز جنگ جهانی اول که نیروهای انگلیسی برخی از مناطق کشور [[عراق]]، از جمله شهر [[بصره]] را اشغال کرده بودند، از سوی علمای بزرگ بسیج عمومی اعلان شد و سید محمد سعید حبوبی خودش در صف پیشگامان مبارزه با دشمن خارجی قرار گرفت. در پی درخواست آیت اللّه حبوبی، اجتماع بزرگی از رزمندگان مسلح عراقی به وجود آمد و آن عالم مجاهد، شخصاً فرماندهی هزاران مبارز مسلمان را به عهده گرفت. او در این راه از بذل اموال شخصی و خانوادگی اش دریغ نورزید و املاک شخصی خود را به [[رهن]] گذاشته، وجه حاصل از آن را صرف تجهیز مجاهدان کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدسعید حبوبی، بعد از عمری تلاش در اعتلای معارف اسلام و تعالیم [[اهل بیت]] علیهم السلام در میدان‌های [[اجتهاد]] و [[جهاد]]، سرانجام در شب سوم [[شعبان]] سال ۱۳۳۳ هـ.ق، در اثر ناراحتی‌های شدیدی که از تسلط دشمنان [[اسلام]] بر ممالک اسلامی‌ بر قلبش سایه افکنده بود، هنگام برگشت از خط مقدم جبهه، در مرکز ناصریه [[عراق]] دعوت حق را لبیک گفت. پیکر مطهر آن عارف مجاهد به شهر [[نجف]] منتقل گردید و در [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|صحن شریف علوی]] به خاک سپرده شد. علامه شیخ جواد شبیبی نجفی در رحلت وی [[قصیده|قصیده‌ای]] سروده که [[مطلع]] آن چنین است:&lt;br /&gt;
{{بیت|لواء الدین لفّ فلا جهاد|و باب العلم سدّ فلا اجتهاد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرچم [[دین]] در هم پیچیده و جمع شد، دیگر جهاد نیست و باب علم بسته شده، دیگر اجتهادی نیست.&amp;lt;ref&amp;gt; اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۲۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد ۴، زندگی‌نامه &amp;quot;سید محمدسعید حبوبی&amp;quot; از عبدالکریم پاک‌نیا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدابوالقاسم (3).jpg|alt=خروج علمای نجف برای رویارویی با ارتش انگلیس در سال 1334 قمری|از راست: مهدی آخوند خراسانی، محمدجواد جواهری، سید محمدسعید حبوبی، [[سید مصطفی کاشانی|سید مصطفی حسینی کاشانی]]، [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم حسینی کاشانی]] (پشت سر پدر)،  سید علی رضوی تبریزی نجفی ملقب به سید علی داماد، سید محمد طباطبایی یزدی، سید محمدعلی بحرالعلوم و اسحاق رشتی&lt;br /&gt;
پرونده:حبوبی (1).JPG|سید محمدسعید حبوبی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمحسن (5).jpg|1. [[سید محمدسعید حبوبی]]، 2. سید یوسف طباطبایی حکیم و [[سید محسن حکیم|سید محسن طباطبایی حکیم]] در [[مسجد سهله]]&lt;br /&gt;
پرونده:حبوبی (2).jpg|مجسمه سید محمدسعید حبوبی در ناصریه عراق&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|حبوبی،سید محمدسعید]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:عارفان]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:ادیبان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:شعرای عرب]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام علی علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D9%84%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168589</id>
		<title>سید محمدرضا موسوی گلپایگانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D9%84%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168589"/>
		<updated>2026-07-12T11:19:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
{{الگو:بخشی از یک کتاب|کتاب=[[گلشن ابرار]]}}&lt;br /&gt;
'''«آیت‌الله سید محمدرضا موسوی گلپایگانی'''» (۱۳۱۶-۱۴۱۴ ق)، از فقهای مجاهد و مراجع تقلید [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]] بود. آیت‌الله گلپایگانی اقدامات مؤثری در مبارزه با رژیم [[طاغوت]] انجام داد و علاوه بر تربیت عالمان دینی، تألیف کتب و روشنگری جامعه اسلامی، به بنیان نهادن ده‌ها مؤسسه فرهنگی و دینی و علمی در سراسر کشور همت نمود. [[مرتضی مطهری|شهید مطهری]] و [[شیخ مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضی حائری]] از شاگردان او هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:سید محمدرضا موسوی گلپایگانی0.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
|زادروز =  ۱۲۷۷ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه =  گلپایگان&lt;br /&gt;
|وفات =   ۱۳۷۲ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = [[قم]]، [[حرم حضرت معصومه علیها السلام|حرم حضرت معصومه]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری]]، [[شیخ ابوالقاسم قمی]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، [[آیت الله بروجردی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[مرتضی مطهری|شهید مطهری]]، [[شیخ مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضی حائری]]، [[شهید مفتح|محمد مفتح]]، [[جعفر سبحانی]]، [[شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی|سید محمدعلی قاضی طباطبایی]]...&lt;br /&gt;
|آثار = حاشیه بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]، مسائل الحج، افاضة العوائد، رساله در عدم تحریف قرآن، کتاب الحدود،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
سید محمدرضا گلپایگانی در هشتم ماه [[ذی القعده]] ۱۳۱۶ قمری در گلپایگان، پا به عرصه وجود نهاد. پدرش آقا سید محمدباقر امام، عالمی معروف به [[زهد]] و [[تقوا]] و مقید به آداب و [[مستحب|مستحبات]] دینی و کوشا در [[امر به معروف و نهی از منکر]] بود که هم اینک مرقدش مورد احترام و [[زیارت]] مردم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا در سه سالگی مادر و در نه سالگی پدرش را از دست داد و دوران کودکی را با مشکلات و سختی های فراوان سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه گذراند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدرضا نوجوانی بیش نبود که شوق تحصیل [[علوم اسلامی]] او را مشتاق آیت الله محمدتقی گوگدی (م، ۱۳۵۳ ق) گردانید و نزد ایشان [[ادبیات عرب]] را فراگرفت. سپس نزد آیت الله سید محمدحسن خوانساری (م، ۱۳۳۷ ق) ـ برادر بزرگتر آیت الله [[سید احمد خوانساری]] ـ ادبیات و بخشی از [[سطوح حوزه|سطوح]] را نزد وی آموخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوزده ساله بود که به اراک رفت و در مدرسه آقا سید ضیاءالدین به تکمیل سطوح عالیه پرداخت و در ۱۳۳۷ ق. شایستگی حضور در درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] حضرت آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]] (م، ۱۳۵۵ ق) را پیدا کرد و تا سال ۱۳۴۰ ق، در آن شهر از آن مرجع بزرگ بهره برد. در بیست و چهار سالگی در پی مهاجرت استادش آیت الله حائری به [[قم]] و تأسیس [[حوزه علمیه|حوزه علمیه قم]] در این شهر مقدس، به قم آمده و در [[مدرسه فیضیه]] سکونت گزید و درسها را با آیت الله [[سید احمد خوانساری]] به [[مباحثه]] نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد با مشاهده استعداد و فهم شاگرد سخت کوش خود، بدو بسیار علاقه مند شد و او را در شمار اصحاب خاص و هیأت استفتا قرار داد و «تصحیح کتاب الصلاة» خود را به او و [[آیت الله محمد علی اراکی|محمدعلی اراکی]] واگذار نمود. ایشان نیز تا پایان عمر استاد (۱۳۵۵ ق) ملازم درس ایشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال ۱۳۴۱ ق. در قم به مدت هشت ماه از محضر آیات عظام [[میرزا محمدحسین نائینی|میرزای نائینی]] و [[سید ابوالحسن اصفهانی]] استفاده برد. از دیگر اساتید او می‎ توان از آیات عظام [[محمدرضا نجفی اصفهانی|شیخ محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی]]، [[شیخ ابوالقاسم قمی|شیخ ابوالقاسم کبیر قمی]]، [[آیت الله بروجردی]]، [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاء عراقی]] و [[محمدحسین غروی اصفهانی|شیخ محمدحسین غروی اصفهانی]] نام برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی از آیت الله حائری اجازه [[اجتهاد]] و از [[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمی]] و [[محمدرضا نجفی اصفهانی|شیخ محمدرضا اصفهانی]]، [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل روایت اخذ کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله گلپایگانی از آغاز ورود به [[قم]] در سال ۱۳۴۰ ق. به تدریس کتابهای [[فرائد الاصول (کتاب)|رسائل]]، [[مکاسب (کتاب)|مکاسب]] و [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]] اشتغال ورزید و پس از وفات استادش آیت الله حائری، تدریس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] را شروع نمود. ایشان در طول بیش از هفتاد سال تعلیم دانش [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام، صدها تن از ستارگان درخشان آسمان علم را تربیت نموده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از مشهور‎ترین شاگردان ایشان عبارتند از:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[مرتضی مطهری]]،&lt;br /&gt;
*[[شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی|سید محمدعلی قاضی طباطبایی]]،&lt;br /&gt;
*[[شهید سید اسدالله مدنی|سید اسدالله مدنی]]،&lt;br /&gt;
*[[شیخ مرتضی حائری یزدی|مرتضی حائری یزدی]]،&lt;br /&gt;
*[[شهید مفتح|محمد مفتح]]،&lt;br /&gt;
*[[شهید بهشتی|سید محمد حسینی بهشتی]]،&lt;br /&gt;
*[[حسینعلی منتظری نجف آبادی|حسینعلی منتظری]]،&lt;br /&gt;
*[[ناصر مکارم شیرازی|ناصر مکارم شیرازی]]،&lt;br /&gt;
*[[علی احمدی میانجی]]،&lt;br /&gt;
*[[جعفر سبحانی]]،&lt;br /&gt;
*[[لطف الله صافی گلپایگانی]]،&lt;br /&gt;
*[[علامه حسن زاده آملی|حسن حسن زاده آملی]]،&lt;br /&gt;
*[[رضا استادی مقدم|رضا استادی]]،&lt;br /&gt;
*[[احمد جنتی]]،&lt;br /&gt;
*[[محمد واعظ زاده خراسانى|محمد واعظ زاده خراسانی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله گلپایگانی در کنار اشتغالات گوناگون علمی، از تألیف و تصنیف نیز فروگذار نکرده است. آثار قلمی ایشان عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[حاشیه]] بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]&lt;br /&gt;
#رساله صلاة الجمعه&lt;br /&gt;
#رساله فی المحرمات بالنسب&lt;br /&gt;
#مسائل الحج&lt;br /&gt;
#افاضة العوائد، تعلیقه بر دُرر الاصول [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|آیت الله حائری]]&lt;br /&gt;
#رساله در عدم [[تحریف قرآن]]&lt;br /&gt;
#کتاب الطهاره&lt;br /&gt;
#کتاب الحدود&lt;br /&gt;
#حواشی بر ملحقات عروة الوثقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Hedaiat.jpg|thumb|left|هدایة العباد؛ یکی از آثار آیت‌الله گلپایگانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تقریرات:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین درسهای آن [[فقیه]] اهل بیت را عده بسیاری به رشته تحریر درآورده ‎اند. آنهایی که به چاپ رسیده است، عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#کتاب الحج، سه جلد تاکنون&lt;br /&gt;
#الهدایه الی من له الولایه، درباره [[ولایت فقیه]]&lt;br /&gt;
#نخبة الاشارات فی احکام الخیارات. (هر سه از آقای احمد صابری همدانی)&lt;br /&gt;
#کتاب القضاء، در دو جلد&lt;br /&gt;
#کتاب الشهادات&lt;br /&gt;
#بلغه الطالب فی التعلیق علی بیع المکاسب&lt;br /&gt;
#الدُرّ المنضود فی احکام الحدود&lt;br /&gt;
#نتایج الافکار فی نجاسة الکفار، هر دو از آقای علی کریمی جهرمی&lt;br /&gt;
#کتاب الطهاره&lt;br /&gt;
#کتاب القضاء. هر دو از آقای هادی مقدس نجفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مجموعه فتاوی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله العظمی گلپایگانی در طول سی و دو سال [[مرجعیت]]، یکی از ارکان [[فقه|فقاهت]] بودند و روزانه استفتائات گوناگون از سراسر جهان به محضر ایشان فرستاده می‎ شد و از همین رهگذر در تمام ابواب فقه [[فتوا]] داده ‎اند و هم اینک مجموعه ‎های بسیاری از فتاوای او در دسترس است که عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#منتخب الاحکام (با ترجمه انگلیسی)&lt;br /&gt;
#مختصر الاحکام (با ترجمه عربی و اردو)&lt;br /&gt;
#توضیح المسائل (این کتاب بیش از هشتاد بار به چاپ رسیده و به زبانهای اردو، چینی، ترکی آذری و ترکی لاتین ترجمه شده است).&lt;br /&gt;
#مجمع المسائل، دربرگیرنده تمام [[ابواب فقه]] از طهارت تا دیات در ۳ جلد است.&lt;br /&gt;
#مناسک حج (با ترجمه عربی، اردو، روسی و انگلیسی)&lt;br /&gt;
#احکامی از حج&lt;br /&gt;
#سؤال و جواب درباره مسائل [[حج]]&lt;br /&gt;
#آداب و احکام حج&lt;br /&gt;
#دلیل الحاج&lt;br /&gt;
#احکام [[عمره]]&lt;br /&gt;
#هدایة العباد (شامل حاشیه ایشان بر [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقی]]، [[وسیلة النجاة (کتاب)|وسیلة النجاة]]، توضیح المسائل و برخی از استفتائات در دو جلد)&lt;br /&gt;
#رساله امر به معروف و نهی از منکر و مسائل اجتماعی اسلام&lt;br /&gt;
#مسائل [[نماز خوف]] و مطارده و [[احکام]] جبهه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله گلپایگانی از بدو حرکت شجاعانه روحانیت به رهبری [[امام خمینی]]، به مبارزات پیگیر و بی‎ امان خویش با استبداد پرداخت و نخستین اعلامیه اعتراض به لایحه ننگین «انجمن‎های ایالتی و ولایتی» در مهرماه ۱۳۴۱ شمسی از سوی ایشان صادر شد و به دنبال آن بود که پیامها و بیانیه‎ های ایشان تا سقوط رژیم پهلوی ادامه یافت (بسیاری از آنها در جلد اول کتاب «اسناد انقلاب اسلامی» گرد آمده است). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از اقدامات آن جناب در برابر رژیم منحوس شاه عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*خودداری از ملاقات با شاه و نخست وزیران و فرستادگان دربار،&lt;br /&gt;
*تحریم برنامه اوقاف و اعلامیه علیه معاملات و همکاری با سازمان اوقاف،&lt;br /&gt;
*قطع شهریه کسانی که با اوقاف همکاری می ‎نمودند و تحریم [[امام جماعت‌|امامت جماعت]] و گوش دادن به سخنرانی آنان،&lt;br /&gt;
*[[حرام]] شمردن خرید و فروش و مصرف و توزیع گوشتهای وارداتی از خارج و قبول نکردن وجوهات فروشندگان آنان (هر چند می‎ شد تحت عنوان مال مخلوط به حرام [[خمس]] آن را پذیرفت)،&lt;br /&gt;
*اعتراض شدید و پیام کوبنده علیه تغییر تاریخ هجری به تاریخ منحوس شاهنشاهی،&lt;br /&gt;
*مخالفت صریح با حزب رستاخیز و تحریم شرکت مسلمانان در آن،&lt;br /&gt;
*مخالفت صریح با طرح امتحان دولت از طلاب و انکار صلاحیت آنان برای این امر که باعث عقب نشینی دولت وقت و مصون ماندن حوزه از این طرح ننگین شد،&lt;br /&gt;
*اعتراض شدید علیه گسترش بی بند و باری و [[فساد]] و فحشا و رواج منکرات و فرستادن نامه سرگشاده به شاه و تذکر عواقب وخیم آن،&lt;br /&gt;
*اعتراض و مخالفت بسیار شدید علیه سینما در شهر [[قم]] و تعطیل نمودن درس و [[نماز جماعت]] خویش به مدت یک هفته،&lt;br /&gt;
*مخالفت و اعتراض علیه تاجگذاری شاه و انتخاب ولیعهد،&lt;br /&gt;
*پیام در جهت تجلیل از مقام [[شهید سید محمدرضا سعیدی]] و اعلام مجلس ختم برای ایشان در مسجد امام،&lt;br /&gt;
*تجلیل از مقام [[سید مصطفی خمینی]] و تشکیل دو مجلس ختم در [[مسجد اعظم قم|مسجد اعظم]] و شکستن سدّ رعب و ممنوعیت برپایی مجالس بزرگداشت و مطرح شدن نام [[امام خمینی|امام خمینی]] در آن مراسم،&lt;br /&gt;
*پی جویی حال تبعید شدگان و سرکشی به خانواده‎ های آنان،&lt;br /&gt;
*حمایت از مقام و موقعیت امام خمینی و به ویژه در برابر [[اهانت]] روزنامه اطلاعات به ایشان و تأکید بر مقاومت روحانیت و پیگیری اعتراضها و راهپیمایی ها و صدور اعلامیه ‎های روشنگرانه و کوبنده در لحظات حساس (به گونه ‎ای که امام به ایشان فرموده بود: اعلامیه ‎هایی که حضرت عالی به تنهایی صادر می ‎کنید، نقش بسزایی در پیشبرد مبارزات ملت مسلمان دارد).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اقدامات باعث شد که مزدوران رژیم برای لطمه زدن به ساحت ایشان از هیچ کاری فروگذار نکنند و دو بار (سوم فروردین ۱۳۴۲ در [[مدرسه فیضیه]] و ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۷ ش) به سوی ایشان حمله کرده، قصد ضرب و جرح آن مرجع بزرگوار را داشتند که لطف خدا و جانفشانیهای اطرافیان باعث حفظ ایشان شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پیروزی انقلاب نیز هماره در جهت تأیید کامل مواضع حضرت امام و تقویت موقعیت ایشان به عنوان رهبر نظام و فراخواندن مردم به پیروی کامل از حضرت امام، توصیه به افراد صالح برای شرکت در مناصب دولتی، طرح مباحث مورد نیاز حکومت اسلامی در درس خارج فقه (قضا، حدود و شهادات)، شرکت در مراسم انتخابات، صدور پیامهای گوناگون مبنی بر شرکت مردم در انتخابات، تقویت دولت اسلامی و [[حرام]] شمردن مخالفت با دستورها و مقررات دولت و نهی از فروش اجناس قاچاق، حمایت مادی و معنوی از رزمندگان اسلام در طول جنگ تحمیلی و ارسال هیألت های مختلف به جبهه ‎های نبرد و اجازه مصرف ثلث در مصرف جبهه ‎ها و بر عهده گرفتند ساختمان مراکز درمانی و بهداشتی استانهای زلزله زده در زلزله خرداد ۱۳۶۹ و دهها اقدام دیگر فعال بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مرجع بزرگ [[شیعه]] علاوه بر تدریس و تربیت عالمان دین، تألیف، [[فتوا]]، رهبری و روشنگری جامعه شیعه، به بنیان نهادن دهها مؤسسه فرهنگی و دینی در گوشه و کنار جهان و آبادانی صدها [[مسجد]] و مدرسه در سراسر کشور دست یازید که برخی از آنها عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*دارالقرآن الکریم: اولین مؤسسه قرآنی کشور است که در سال ۱۳۵۲ ش. پا گرفت و به کار چاپ و نشر [[قرآن|قرآن مجید]]، [[ترجمه قرآن]]، بررسی اغلاط ترجمه ‎های موجود و تصحیح آنها، تشکیل موزه قرآن، گردآوری [[نسخه خطی|نسخه ‎های خطی]] و چاپی قرآن، تشکیل کتابخانه تخصصی قرآن، چاپ و توزیع کتابهای قرآن، نشر مجله «رساله القرآن و پیام قرآن» و تشکیل «کنفرانس علوم و مفاهیم قرآن» و چاپ مجموعه مقالات و سخنرانیهای آن پرداخته است.&lt;br /&gt;
*بیمارستان: که با بخشهای قلب، جراحی، زایمان، اورژانس، داخلی، اطفال، اعصاب و رادیولوژی یکی از بزرگترین بیمارستانهای کشور به شمار می ‎رود و تاکنون منشأ خدمات بسیار به روحانیون و مردم و رزمندگان اسلام در طول جنگ تحمیلی بوده است.&lt;br /&gt;
*کتابخانه: که با داشتن حدود یکصد هزار جلد کتاب چاپی و دوازده هزار جلد کتاب خطی یکی از غنی ‎ترین کتابخانه‎ های کشور به شمار می‎ رود.&lt;br /&gt;
*مجمع جهانی اسلامی در لندن&lt;br /&gt;
*مرکز معجم المسائل الفقهیه&lt;br /&gt;
*[[مسجد]] عظیم و باشکوه در [[قم]]&lt;br /&gt;
*بیمارستان زنان و زایشگاه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در قم&lt;br /&gt;
*مدرسه علمیه در گلپایگان&lt;br /&gt;
*مدرسه امام مهدی علیه السلام در قم&lt;br /&gt;
*مدرسه علمیه که اینک در کنار [[مسجد اعظم قم|مسجد اعظم]] و [[مدرسه فیضیه]]، سه قطب عمده تدریس در [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]] به حساب می ‎آید و روزانه صدها طلبه در آنجا به تحصیل فقه و اصول می ‎پردازند.&lt;br /&gt;
*تأسیس یک دارالأیتام&lt;br /&gt;
*مؤسسه خیریه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌‎های اخلاقی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله گلپایگانی دربردارنده فضایل اخلاقی و کمالات نفسانی بود. از جمله ویژگی‎های بارز ایشان عبارتند از:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زهد]] و بی ‎اعتنایی به جلوه ‎های دنیا، [[تواضع]]، بهره وری از فرصتها، تجلیل از مقام [[فقها]] و مراجع معاصر، تشویق عالمان و نویسندگان، اهتمام بسیار به حفظ و قرائت [[قرآن]]، عشق به ساحت مقدس [[ائمه اطهار]] (به گونه‎ ای که سالها ـ حتی پس از [[مرجعیت]] ـ به منبر تشریف برده، اخبار آل [[پیامبر اسلام|محمد]] صلی الله علیه و آله، را به گوش مردمان می‎ رساندند و روزهای [[روز عاشورا|عاشورا]] را [[روضه خوانی|روضه]] می‎ خواندند و در عزای امامان بشدت می‎ گریستند و به [[زیارت|زیارت]] مرقد آنان مکرر مشرف می‎ شدند)، [[احترام]] بسیار به استاد (که همیشه پیش از درس فاتحه ‎ای برای استادش قرائت می ‎فرمود)، تقیّد بسیار به [[مستحب|مستحبات]] و ترک [[مکروه|مکروهات]]، زنده کننده مراسم [[اعتکاف|اعتکاف]] در سراسر [[ایران]] و ترویج کننده عزاداری [[ایام فاطمیه|فاطمیّه]] دوم.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی، سرانجام پس از عمری سرشار از خدمات دینی و علمی، در ۹۶ سالگی در شامگاه روز پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۷۲ (۲۴ [[جمادی الثانی]] ۱۴۱۴ ق.) در [[تهران]] دار فانی را وداع گفت. پیکر پاک آن مرجع بزرگ به [[قم]] انتقال یافت و پس از اقامه [[نماز میت|نماز]] به امامت آیت الله [[لطف الله صافی گلپایگانی|شیخ لطف الله صافی گلپایگانی]] (داماد آن مرحوم)، در مسجد بالا سر مرقد مطهر [[حضرت معصومه]] علیهاالسلام، به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب اسلامی [[سید علی حسینی خامنه ای|حضرت آیت الله سید علی خامنه ‎ای]] در بخشی از پیام تسلیت خویش چنین فرمودند: «این شخصیت والای کهنسال، در میان مراجع عظام تقلید، یکی از موفق‎ترین و سعادتمندترین‎ها بودند. ۳۲ سال مرجع تقلید، حدود ۷۰ سال مدرس [[حوزه علمیه قم]] و حدود ۸۵ سال سرگرم فرا گرفتن و آموختن [[فقه]] آل محمد علیهم السلام بودند. اولین مدرسه علوم دینی به سبک جدید را ایشان در قم تأسیس نمودند. اولین مؤسسه بزرگ قرآنی را ایشان در قم بنیان نهادند. اولین فهرست بزرگ فقهی و حدیثی با استفاده از دانش و اختراعات جدید بشری را ایشان پدید آوردند. صدها مدرسه و [[مسجد]] و مؤسسه تبلیغ [[دین]] در سراسر کشور و در کشورهای دیگر بنیاد کردند. هزاران شاگرد را از فقه پخته و عمیق خود بهره‎ مند ساختند. بسیاری آراء و نظرات فقهی که حاکی از روشن بینی و ذهن نوگرای ایشان بود ارائه کردند و بالاتر از همه با منش و رفتار پرهیزکارانه و با [[طهارت]] و [[تقوا|تقوایی]] که می ‎توانست برای علما و فقها، الگویی زنده و ملموس باشد، عمری پربرکت را به نزاهت کامل گذرانیدند...». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*تلخیص از کتاب [[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، ج۲، ص۹۵۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (1).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (33).jpg|از راست: سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، مهدی بروجردی و [[سید صدرالدین صدر|سید محمدعلی (صدرالدین) موسوی صدر]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (4).jpg|محفل درس سید محمدرضا موسوی گلپایگانی در [[حرم حضرت معصومه عليها السلام|حرم حضرت معصومه سلام الله علیها]]&lt;br /&gt;
پرونده:حسین طباطبایی بروجردی (10000).jpg|از راست: سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، [[سید حسین احمدی طباطبائی بروجردی]]، [[سید مرتضی مرتضوی لنگرودی|سید مرتضی حسینی مرتضوی لنگرودی]] و فاضل لنکرانی قفقازی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (55).jpg|از راست: ابوالفضل زاهدی قمی، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، سید محمدحسن احمدی طباطبائی بروجردی، سید جعفر احمدی طباطبایی، [[مرتضی حائری یزدی]]، سید کاظم میرفیضی شریعتمداری و [[آیت الله مرعشى نجفى|سید شهاب‌الدین حسینی مرعشی نجفی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (6).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:خادمی (5).jpg|از راست: [[سید حسین خادمی|سید حسین موسوی خادمی]]، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و ناشتاسان&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (66).jpg|از راست: رضا سراج، [[سید محمدهادی میلانی|سید محمدهادی حسینی میلانی]]، سید حسن طباطبایی قمی، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، ناشناس و سید محمود قمی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (77).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی در منزل شخصی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (88).jpg|از راست: [[لطف‌الله صافی گلپایگانی|لطف‌ الله صافی گلپایگانی]]، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی  و سید مهدی موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (9999).jpg|از راست ردیف جلو: سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، [[شیخ محمد کوهستانی|محمد کوهستانی]] و سید مهدی موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (99).jpg|از راست: سید مهدی موسوی گلپایگانی، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و سید محمدجواد موسوی گلپایگانی در سرزمین وحی و در لباس احرام&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (999).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی در محله سادات نخاوله مدینه منوره&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (888).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و علی صافی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (44).jpg|از راست: [[سید مصطفی صفایی خوانساری|سید مصطفی حسینی صفایی خوانساری]]، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و [[مرتضی حائری یزدی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (444).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و [[سید احمد خوانساری|سید احمد موسوی خوانساری]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (11).jpg|از راست تکیه به دیوار: [[محمدتقی فلسفی|محمد تقی فلسفی]]، [[سید محمد صادق حسینی روحانی]]، سید کاظم میرفیضی شریعتمداری و سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (113).jpg|محمدطاهر آل شبیر خاقانی و سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (12).jpg|از راست: سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، [[امام خمینی|سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی]]، سید کاظم میرفیضی شریعتمداری و سید شهاب‌الدین حسینی مرعشی نجفی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (122).jpg|از راست: [[فاضل لنكرانى|محمد موحدی]] (فاضل لنکرانی)، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، احمد بیگدلی آذری قمی و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (1222).jpg|از راست تکیه به دیوار: ناشناس، محمد محمدی دعوی سرایی (محمدی گیلانی)، سید علی هاشمی گلپایگانی، محمد موحدی (فاضل لنکرانی)، سید حسین بدلا، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و [[عبدالله جوادی آملی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (1122).jpg|از راست: ناشناس، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، [[میرزا هاشم آملی|هاشم اردشیر لاریجانی]] (میرزا هاشم آملی)، سید کاظم میرفیضی شریعتمداری، [[ناصر مکارم شیرازی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (17).jpg|از راست: ناشناسان، سید مرتضی علوی فریدونی، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، سید محمد حسینی شیرازی، سید محمدباقر موسوی گلپایگانی و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (18).jpg|از راست: ناشناسان، [[آیت الله سید عبدالله شیرازی|سید عبدالله موسوی شیرازی]] و سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی.jpg|از راست: محمد موحدی (فاضل لنکرانی)، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، [[سید رضا بهاءالدینی]]، محمد صادقی اصفهانی (تهرانی) و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (114).jpg|اقامه نماز بر پیکر [[سید محمدحسین طباطبایی]] توسط سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (14).jpg|از راست: سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، شهید [[محمد علی رجایی|محمدعلی رجایی]] و محمدجواد موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (116).jpg|اقامه نماز بر پیکر سید روح الله موسوی مصطفوی خمینی- از راست: محمدرضا توسلی محلاتی، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و [[سید احمد خمینی|سید احمد موسوی مصطفوی خمینی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (16).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و [[سید علی حسینی خامنه‌ای]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (21).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی درون ضریح [[امام رضا علیه السلام]]&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (23).jpg|از راست: [[محمدعلی اراکی|محمدعلی مصلحی اراکی]]، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی و سید محمدباقر موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (021).jpg|از راست: ناشناس، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، نصرالله شاه آبادی و [[محمدعلی حقی|محمدعلی حقی سرابی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سبحانی (9).jpg|از راست تکیه بر دیوار: سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، [[جعفر سبحانی]] و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (26).jpg|سید محمدرضا موسوی گلپایگانی در بیمارستان&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (28).jpg|تشییع پیکر سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (29).jpg|اقامه نماز بر پیکر سید محمدرضا موسوی گلپایگانی توسط لطف الله صافی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (300).jpg|خواندن تلقین بر پیکر سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (30).jpg|قبر سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
پرونده:سید محمدرضا گلپایگانی (31).jpg|پارچه نوشته قبر سید محمدرضا موسوی گلپایگانی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سنجش کیفی&lt;br /&gt;
|سنجش=شده&lt;br /&gt;
|شناسه= ضعیف&lt;br /&gt;
|عنوان بندی مناسب= خوب&lt;br /&gt;
|کفایت منابع و پی نوشت ها= متوسط&lt;br /&gt;
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط&lt;br /&gt;
|جامعیت= خوب&lt;br /&gt;
|رعایت اختصار= خوب&lt;br /&gt;
|سیر منطقی= خوب&lt;br /&gt;
|کیفیت پژوهش= خوب&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|گلپایگانی،سيد محمدرضا]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم حضرت معصومه (س)]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاله های مهم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168588</id>
		<title>سید محمدرضا خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168588"/>
		<updated>2026-07-12T10:00:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدرضا خراسانی»''' (۱۲۷۳-۱۳۵۶ ش)، [[فقیه]] اصولی و متکلم مجاهد [[شیعه]] در قرن چهارده هجری و از شاگردان [[آخوند کاشی|آخوند کاشانی]] و [[حاج آقا رحیم ارباب]] بود. ایشان حدود ۳۵ سال زعامت [[حوزه علميه|حوزه علمیه]] [[اصفهان]] را بر عهده داشت. احیای مدارس علمی، از جمله [[مدرسه صدر بازار]] و احداث کتابخانه و [[مسجد]] در اصفهان، از دیگر فعالیت‌های اجتماعی اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید محمدرضا حسینی خراسانی&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:خراسانی (8).jpg |220px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۲۷۳ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[اصفهان]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۵۶ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = اصفهان، [[تخت فولاد]]&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند کاشی]]، [[حاج آقا رحیم ارباب|آقا رحیم ارباب]]، [[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم دهکردی]]، [[شیخ عبدالکریم گزی|ملا عبدالکریم گزی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = محمدباقر صدیقین، سید عبدالحسین روضاتی، سید حسین شهشهانی، سید ابراهیم مهدوی،...&lt;br /&gt;
|آثار = رساله کلامی پیرامون اصول اعتقادات، حواشی بر تذکرة القبور، تقریرات فقه و اصول، حاشیه بر [[فرائد الاصول|فرائدالاصول]]،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
سید محمدرضا حسینی خراسانی فرزند سید محمدجواد حسینی، در ماه [[ذی الحجه]] سال ۱۳۱۱ قمری (برابر با تیر ۱۲۷۳ ش) در [[اصفهان]] متولد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمدرضا علاوه بر کسب فیض از محضر پدرش، توانست از مدارس فقها و حکمای نامدار [[حوزه علمیه]] اصفهان بهره های زیاد ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از اساتید سید محمدرضا خراسانی از [[سطوح حوزه|سطوح]] گرفته تا خارج، اعم از علوم عقلی و نقلی در حوزه علمیه [[اصفهان]] عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[آخوند کاشی|آخوند کاشانی]]؛ از امتیازات سید خراسانی این بود که توانست بیش از یک دهه از عمر خود را از علم و کمالات و روحیات [[آخوند کاشی]] بهره ببرد. آقای خراسانی به آخوند کاشی در انجام امور شخصی اش کمک می کرد و خدمتگزاری به آخوند کاشی را از افتخارات عمر خود می شمرد. رابطه او به تدریج، رابطه مرید و مرادی شد و از نزدیکان خاص آخوند شد و [[تفسیر]] و [[علم هیئت|هیئت]] و [[حکمت]] و [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|شرح منظومه سبزواری]] را در محضر او تعلیم دید.&lt;br /&gt;
*[[حاج آقا رحیم ارباب]]؛ محمدرضا خراسانی برای این استادش نیز [[احترام]] خاصی قائل بود و فضایل انسانی و مکارم اخلاقی او را می ستود. روزی در جلسه درس خطاب به شاگردان درباره آیت الله ارباب فرمود: «اگر ما ایشان را ندیده بودیم، شاید برایمان مشکل بود که احوال و کرامات [[سلمان فارسی]] را بپذیریم».&lt;br /&gt;
*[[سيد علی يزدی|شیخ علی مدرس یزدی]]&lt;br /&gt;
*ملا حسینعلی صدیقین&lt;br /&gt;
*[[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌ای]]&lt;br /&gt;
*[[سید محمدمهدی درچه ای|سید محمدمهدی درچه‌ای]]&lt;br /&gt;
*[[سید ابوالقاسم دهکردی]]&lt;br /&gt;
*میر محمدصادق مدرس خاتون‌آبادی&lt;br /&gt;
*[[محمدرضا نجفی اصفهانی|شیخ محمدرضا نجفی مسجدشاهی]]&lt;br /&gt;
*[[شیخ عبدالکریم گزی]]&lt;br /&gt;
*آخوند شیخ محمدحسین فشارکی&lt;br /&gt;
*[[میر محمد تقی مدرس|میر سید محمدتقی مدرس اصفهانی]]&lt;br /&gt;
*میر سید محمد مدرس نجف‌آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خراسانی با استعداد سرشار و همت والای خود، توانست در دهه سوم از عمرش به مقام [[اجتهاد]] نائل شود و از سوی تعدادی از استادان بزرگش، مفتخر به دریافت اجازه اجتهاد گردد. نام برخی از [[مشایخ]] اجازه وی عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*آیت الله [[شیخ عبدالکریم گزی|ملا عبدالکریم گزی]] در تاریخ ۱۳۳۳ق&lt;br /&gt;
*آیت الله محمدحسین فشارکی در تاریخ ۱۳۳۵ق&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌ای]] در تاریخ ۱۳۴۲ق&lt;br /&gt;
*آیت الله [[آقا ضیاءالدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]] در تاریخ ۱۳۴۷ق&lt;br /&gt;
*آیت الله [[سید ابوالحسن اصفهانی|سید ابوالحسن اصفهانی]]&lt;br /&gt;
*آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ­الله محمدرضا خراسانی، [[فقیه|فقیهی]] کامل و مجتهدی تمام و از توانایی بالایی در امر تدریس برخوردار بود، و برای ترویج و راه اندازی دوباره حوزه، دست به کار تدریس شد و نزدیک به نیم قرن در مدارس مختلف [[اصفهان]]، فعالیت چشمگیر داشت. تدریس او از نظم خاصی برخوردار بود؛ صبح­ها در [[مدرسه صدر بازار]]، خارج [[فقه]] و بعداز ظهرها در مدرسه چهارباغ (معروف به مدرسه [[امام صادق علیه السلام]]) خارج [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]] تدریس می ­کرد و این برنامه همیشه در ساعت مشخصی تا آخرین روزهای عمرش، ادامه داشت. درس فردا را در شب قبل در [[حجره]] مطالعه می­ کرد و مطالب را به دقت می ­نوشت و به هنگام تدریس، مطالب را از روی نوشته می ­خواند. بیانی نرم و سلیس و در عین حال پر محتوا و عمیق داشت و مطالب سخت و پیچیده را درخور فهم طلاب، به آن­ها تفهیم می نمود. اشکالات را در صورتی که معقول و بجا بود، پاسخ می داد وگرنه رد می ­شد. ایشان علاوه بر امتحانی که بطور عمومی از طلاب برای تعیین سطح گرفته می ­شد، امتحانی نیز برای ورود طلبه به مدرسه چهارباغ اصفهان می گرفت که دارای شروط و التزام کتبی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جمع زیادی از طلاب و فضلا از دروس فقه و اصول وی استفاده کرده و یا از او مفتخر به دریافت [[اجتهاد]] و [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل [[حدیث]] شدند که برخی از آنها عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سید حسن علوی&lt;br /&gt;
*سید محمدکاظم مدرس صادقی&lt;br /&gt;
*سید ابوتراب مرتضوی درچه‌­ای&lt;br /&gt;
*سید محمد حسینی کوشکی&lt;br /&gt;
*علی‌محمد فقیه حبیب‌آبادی&lt;br /&gt;
*سید ضیاء تجویدی&lt;br /&gt;
*سید عطاءالله فقیه&lt;br /&gt;
*سید بحرالعلوم میردامادی&lt;br /&gt;
*محمدباقر صدیقین&lt;br /&gt;
*محمدتقی عماد خراسانی&lt;br /&gt;
*سید علی طباطبایی خوراسگانی&lt;br /&gt;
*سید اسماعیل موسوی&lt;br /&gt;
*سید ابراهیم مهدوی&lt;br /&gt;
*سید حسین شهشهانی&lt;br /&gt;
*سید محمدرضا ابن الرسول&lt;br /&gt;
*محمدعلی اعتزازیان&lt;br /&gt;
*سید فضل ­الله ضیاءنور&lt;br /&gt;
*سید عبدالحسین روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که در اوایل کار تدریس آیت­ الله خراسانی، مدرسین نامداری مانند: علی‌محمد فقیه حبیب­ آبادی، شریعت هرندی و [[حاج شیخ عباسعلی ادیب |عباسعلی ادیب]] در مجلس درس شرکت می­ کردند تا دیگر طلاب و فضلا به درس و بحث، تشویق و ترغیب گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
آیت­ الله خراسانی آثار چندی در زمینه­ های [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[کلام]] و [[رجال]] از خود بر جای گذاشت. &lt;br /&gt;
فهرست تألیفات ایشان عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تقریرات فقه اساتید خود؛&lt;br /&gt;
#تقریرات اصول اساتید خود؛&lt;br /&gt;
#رساله فقهی در مسائل قصر و اتمام [[نماز]]؛&lt;br /&gt;
#رساله فقهی در شکوک نماز؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[فرائد الاصول|فرائدالاصول]] [[شیخ انصاری]]؛&lt;br /&gt;
#حاشیه بر [[مکاسب]] شیخ انصاری؛&lt;br /&gt;
#رساله کلامی پیرامون اصول اعتقادات؛&lt;br /&gt;
#متمم یا حواشی بر تذکرة القبور [[آیت الله عبدالکریم گزی|ملا عبدالکریم گزی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی==&lt;br /&gt;
'''زعامت حوزه علمیه اصفهان:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وفات آیت الله میر سید علی مجتهد نجف‌آبادی، آیت­ الله خراسانی [[مرجعیت]] کلی یافت و سید العلماء و رئیس حوزه علمیه [[اصفهان]] گردید. وی با هوش سیاسی، نبوغ فکری و توفیق خدایی، توانست [[حوزه علميه|حوزه علمیه]] اصفهان را که یادگار چندین قرن تلاش فکری و علمی جهان [[تشیع]] بود، حفظ نموده و رونق و گرمی را به آن بازگرداند. به همت والای او، دو مرتبه، از مقدمات و [[سطوح حوزه|سطوح]] گرفته تا دروس خارج و اجتهادی، علوم نقلی و عقلی، در حوزه تدریس و [[مباحثه]] می­ شد و همین فعالیت­های شبانه روزی، عواطف بشری و دین باوری آیت الله خراسانی بود که زعامت دینی و پیشوایی روحانی را برای او فراهم ساخت. از اقدامات اساسی آیت ­الله خراسانی در رونق بخشیدن به حوزه و احیای مدرسه چهارباغ، دعوت از اساتید بزرگ و مدرسین نام آور اصفهان برای تدریس در این مدرسه بود، از جمله دعوت [[میرزا علی آقا شیرازی]] در تدریس [[اخلاق]] و [[نهج البلاغه]] و سید علی اصغر مدرس برزانی در تدریس [[کفایة الاصول|کفایه]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''احیای مدارس علمی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ­الله خراسانی [[مدرسه صدر بازار]] در اصفهان را از معرض خطر اشغال و تخریب یا سوء استفاده، از دست حکومت وقت، خارج کرد و توانست اجازه آوردن سی طلبه به آن جا را بگیرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی همچنین مدرسه چهارباغ، که اکنون به مدرسه [[امام صادق علیه السلام]] معروف است و تحت نظر باستان شناسی و اداره اوقاف درآمده و خالی از طلاب علوم دینی شده بود، از طریق مذاکره و مکاتبه با دولت و تدبیر عالمانه، به تصرف و مدیریت خود درآورد و اقدام به اسکان طلاب فاضل در آنجا نمود و از محل موقوفات مدرسه، شهریه آن­ها را می­ پرداخت. خود نیز با تدریس خارج اصول در عصرها و نیز دعوت از مدرسان برجسته برای تدریس در این مدرسه، موجبات حفظ و رونق مدرسه را فراهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعمیر اساسی و احیای مدرسه عربان واقع در محله حسن ­آباد جنب مزار امامزاده احمد علیه السلام، از دیگر اقدامات شایسته ایشان بود. این مدرسه که از زمان [[صفویه]] موجود بوده، به مانند عموم مدارس علمیه در دوره پهلوی اول، متروک و مخروب گردیده بود تا این که به همت آیت­ الله خراسانی در سال ۱۳۶۲ ق، تعمیر اساسی در آن صورت گرفت و جمعی از طلاب در آن اسکان داده شدند. &lt;br /&gt;
[[پرونده:خراسانی (9).jpg|thumb|left|دستخط و مهر سید محمدرضا خراسانی در ذیل وقف‌نامه]]&lt;br /&gt;
'''احداث کتابخانه و مسجد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر کارهای ارزشمند خراسانی، تأسیس کتابخانه ­ای با بنایی زیبا و مجلل در مدرسه صدر اصفهان بود. ایشان، در سال۱۳۶۴ ق، زمینی را که در طرف غربی مدرسه صدر به جای ایوان قرار داشت، به منظور تأسیس کتابخانه در نظر گرفت و به صورت دو طبقه و با نماسازی با شکوه بنا کرد. با این اقدام شایسته، از یک سو، نقیصه فقدان کتابخانه، از مرکز مهم علمی حوزه، برطرف گردید و از سوی دیگر، عاملی برای جذب طلاب و دانش پژوهان گردید؛ به گونه­ ای که روزانه، عده زیادی از اهل فضل جهت استفاده از کتب و منابع، به آن مراجعه می ­نمودند. در اطراف نمای خارجی کتابخانه، اشعار زیبایی از [[جلال الدین همایی|جلال ­الدین همایی]] در مدح علم و کتاب و تجلیل از آیت ­الله خراسانی، دیده می ­شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین به دستور ایشان، [[مسجد|مسجدی]] در فلکه فلسطین (شاه عباس قبلی) ساخته شد که به پیشنهاد وی، به خاطر روبرو بودن با کنیسه [[یهود|یهودیان]]، مسجدالاقصی نام گرفت و ایشان شب ها در این مسجد اقامه [[نماز جماعت|جماعت]] می ­نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فضایل اخلاقی==&lt;br /&gt;
وی شخصیتی کم نظیر در علم و عمل و [[اخلاق]] و حسن سلوک بود. عالمی متین، با وقار، [[زهد|زاهد]]، بردبار، پشت و پناه مردم، مروج [[دین]] و [[شریعت]]، حافظ و نگاهبان [[حوزه علميه|حوزه علمیه]]، و آبروی علما و روحانیت [[اصفهان]] به شمار می رفت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله ویژگی های پسندیده او می توان به وقار و متانت چشم گیر، ابهت و قیافه جذاب، ظاهری آراسته و اندامی موزون، جامه های زیبا و آبرومند، عالمی مدیر و مدبر و نظم و ترتیب خارق العاده در امور فردی و اجتماعی اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خصوصیات بارز اخلاقی او، بیزاری از هر گونه تملق و ستایش بود. از جمله، هنگامی که در حال حرکت در مسیر بود، اجازه نمی داد که طلاب، دور و بر ایشان راه بیفتند و همواره می فرمود یا جلوتر بروید تا من بعد از شما بروم و یا بگذارید من بروم و سپس شما بیایید. او راه افتادن دنبال آقایان را کاری زشت و قبیح می دانست و دلیل این کار خود را به روایتی از [[امیرالمومنین|امیرمؤمنان]] علیه السلام، مستند می نمود که فرموده اند انسان نباید دوست داشته باشد که افراد دنبال او راه بیفتند و این عمل را از نشانه های [[تکبر]] و خودخواهی دانسته اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله محمدرضا خراسانی، سرانجام در روز ۲۹ [[رجب]] سال ۱۳۹۷ قمری (برابر با ۲۶ تیرماه ۱۳۵۶ شمسی) جان به جان آفرین تسلیم کرد و پیکر مطهرش با تجلیل و احترام شایسته، [[تشییع جنازه|تشییع]] و در [[تخت فولاد]] اصفهان، داخل بقعه [[فاضل اصفهانی|فاضل هندی]] و در جوار نیاکانش به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سایت تخت فولاد اصفهان.&lt;br /&gt;
*علی کرباسی­ زاده اصفهانی؛ دانشنامه تخت فولاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (1).jpg|سید محمدرضا حسینی خراسانی در جوانی (نفر دوم نشسته از راست)&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (2).jpg|از راست: سید محمدمهدی خراسانی، سید محمدرضا حسینی خراسانی و سید محمدتقی خراسانی&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (3).jpg|سید محمدرضا حسینی خراسانی&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (4).jpg|سید محمدرضا حسینی خراسانی در بین شاگردانشان در مدرسه امام صادق علیه السلام (نفر چهارم ردیف جلو از راست)&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (7).jpg|سید محمدرضا حسینی خراسانی&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی0.jpg|از راست: [[سید محمدعلی روضاتی|سید محمدعلی روضاتیان]]، [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|محمدمحسن منزوی تهرانی (آقا بزرگ تهرانی)]]، سید محمدرضا حسینی خراسانی، مرتضی اردکانی، سید فخرالدین روضاتی و سید  نورالله ابطحی&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (11).jpg|مدفن سید محمدرضا حسینی خراسانی در بقعه [[فاضل اصفهانی|فاضل اصفهانی(هندی)]] [[تخت فولاد]]&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (12).jpg|سنگ [[قبر]] سید محمدرضا حسینی خراسانی&lt;br /&gt;
پرونده:خراسانی (10).jpg|اعلامیه هفتم سید محمدرضا حسینی خراسانی که توسط علمای وقت [[اصفهان]] صادر شده است&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|خراسانی،سید محمدرضا]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده: فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای اخلاق]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در تخت فولاد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C&amp;diff=168587</id>
		<title>سید محمدحسین مصباح موسوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C&amp;diff=168587"/>
		<updated>2026-07-12T08:08:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سيد محمدحسين مصباح موسوی»''' (۱۳۰۵-۱۳۸۲ ش)، فقیه و مجتهد [[شیعه]] معاصر و از شاگردان آيت‌الله [[سید محمدهادی میلانی]] بود. این عالم وارسته در طول عمر بابرکت خود، معتمد مراجع نامی شیعه مانند [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردی]] و وکیل تام‌الاختیار ایشان در [[مشهد]] بود. تأسیس مجتمع خیریه [[امام هادی علیه السلام|امام هادی علیه‌السلام]]، احداث مجتمع‌های مسکونی جهت طلاب، فقرا و ایتام و دیگر مراکز علمی و خدماتی، از فعالیت‌های اجتماعی آیت‌الله مصباح موسوی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سيد محمدحسين مصباح موسوی&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:MM.jpg|230px]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  ۱۳۰۵ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[مشهد]] &lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۳۸۲ شمسی&lt;br /&gt;
|مدفن = مشهد&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید محمدهادی میلانی]]، [[محمدتقی ادیب نیشابوری]]، [[شیخ هاشم قزوینی]]،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار =  &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین مصباح موسوی فرزند سید اسدالله، در روز [[تاسوعا|تاسوعای]] ماه [[ماه محرم|محرم]] سال ۱۳۴۵ قمری (مطابق با ۲۸ خرداد ۱۳۰۵ شمسی) در [[مشهد]] مقدس، در بیت علم و [[تقوا]] و سیادت دیده به جهان گشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدحسین مصباح پس از ورود به [[حوزه علمیه]] [[مشهد]]، از محضر اساتید برجسته آن زمان بهره مند گردید. [[ادبیات عرب]] را نزد مرحوم  [[محمدتقی ادیب نیشابوری|محمدتقی ادیب نیشابوری]] (ادیب ثانی) فراگرفت و در [[سطوح حوزه|سطوح]] عالیه [[فقه]] و [[اصول فقه]] از محضر مرحوم آیت الله [[شیخ هاشم قزوینی]] استفاده کرد. مدتی نیز در درس خارج آن استاد فرزانه که بطور خصوصی جهت وی و آیت الله سید محمدباقر حجت طباطبایی برگزار می شد، شرکت نمود. همچنین در دروس خارج فقه و اصول از محضر مرحوم آيت الله [[سید محمدهادی میلانی]] بهره برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اجازات و وکالات:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله مصباح موسوى از عده زيادى از مراجع عظيم الشأن داراى [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] و وکالت بودند، که برخی از ایشان به‌ترتيب تاريخ وکالتنامه عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[آیت الله بروجردی|سيد حسين طباطبایی بروجردى]] &lt;br /&gt;
*[[سید محمود حسینی شاهرودی|سيد محمود حسينى شاهرودى]] &lt;br /&gt;
*[[آیت الله سید عبدالله شیرازی|سيد عبدالله شيرازى]] &lt;br /&gt;
*[[سید عبدالهادی شیرازی|سيد عبدالهادى شيرازى]] &lt;br /&gt;
*[[سید محسن حکیم|سيد محسن طباطبائى حکيم]]&lt;br /&gt;
*[[خویی، ابوالقاسم|سيد ابوالقاسم موسوى خوئى]] &lt;br /&gt;
*[[سيد احمد خوانسارى]] &lt;br /&gt;
*[[سيد محمدرضا گلپايگانى]] &lt;br /&gt;
*[[خمینی، سید روح‌الله|سيد روح الله موسوى خمينى]] &lt;br /&gt;
*[[سید عبدالاعلی سبزواری|سيد عبدالاعلى سبزواری]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی==&lt;br /&gt;
آیت الله محمدحسین مصباح پس از رحلت برادرش آیت الله سید مرتضی مصباح، در سن ۲۶ سالگی به عنوان نماینده مرجع عالیقدر [[آیت الله بروجردی]] در [[مشهد]] مقدس مشغول انجام وظیفه شد و در طول عمر بابرکت خود، معتمد مراجع نامی [[شیعه]] و نماینده وکیل تام‌الاختیار آن‌ها بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان سالیان متمادی به تدریس [[سطوح حوزه|سطوح]] عالیه جهت طلاب حوزه و [[تفسیر قرآن]] و اقامه [[نماز جماعت]] در [[مسجد]] فیل اهتمام ورزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيت‌الله مصباح براى پرورش طلاب فاضل اهميت ويژه‌اى قائل بود. لذا تصميم بر برپايى امتحانات در سطوح مختلف دروس [[حوزه علميه]] گرفت. در همين راستا طلّاب را در گروه‌هاى متعدّد تقسيم نمود، و سرپرستى هر گروه را به استادى فرزانه واگذار کرده و در پايان هر ماه نيز آزمونى علمى به عمل می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان با توصيه استادشان مرحوم آيت‌الله [[شیخ هاشم قزوینی]] و با تدبير خاصّ خويش، توجّه مرحوم آيت‌الله بروجردى را جلب کرد و بدين‌ترتيب شهريه عمومى حوزه مشهد برقرار گرديد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات فرهنگی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
آيت‌الله مصباح موسوی در طول حیات با برکت خود، خدمات فرهنگی، دینی، اجتماعی، رفاهی و درمانی متعددی را انجام داد که برخی از آن‌ها عبارتند از: &lt;br /&gt;
[[پرونده:Hady.jpg|thumb|left|بیمارستان خیریه امام هادی علیه‌السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*کمک به اسکان طلاب پناهنده به [[مشهد]] مقدس در ایام بمباران رژیم بعث [[عراق]]&lt;br /&gt;
*تأسیس صدها [[مسجد]]، حمام و [[حسینیه]] در شهرها و روستاهای استان [[خراسان]]&lt;br /&gt;
*تأسیس مرکز کمک رسانی به حدود پنج هزار خانواده [[شیعه]] عراقی&lt;br /&gt;
*تأسیس و اداره مجتمع خیریه حضرت [[امام هادی]] علیه السلام؛ (شامل حسینیه، کتابخانه، زائرسرا ویژه علمای سایر بلاد، آشپزخانه خیریه، بیمارستان و زایشگاه تخصصی زنان، درمانگاه عمومی و دفتر اعزام مبلغ) و مراکز وابسته به آن (مرکز مددیاری درمان و امور پزشکی).&lt;br /&gt;
*دفتر رسیدگی به امور فقرا و ایتام&lt;br /&gt;
*دفتر کارگشایی&lt;br /&gt;
*پایگاه اطلاع‌رسانی شیعه سرچ (shiasearch.net)&lt;br /&gt;
*مؤسسه تحقیقاتی امام هادی علیه السلام&lt;br /&gt;
*تأسیس مدرسه عالی [[امام رضا علیه السلام|ثامن الائمه]] علیه السلام&lt;br /&gt;
*اداره مدرسه علمیه اهل البیت علیه السلام&lt;br /&gt;
*راه‌اندازی مدرسه تربیت مبلغ در مدرسه علمیه [[امام صادق]] علیه السلام&lt;br /&gt;
*تأسیس مجتمع های مسکونی جهت طلاب، فقرا و ایتام (شامل مجموعه مسکونی ولایت در چهار فاز با چهل واحد آپارتمانی، مجموعه مسکونی سلمان در سه فاز با هفتادوچهار واحد آپارتمانی، مجموعه مسکونی دارالرضا علیه السلام، مجموعه مسکونی دارالجواد علیه السلام و مجموعه مسکونی دار الضیافه).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آیت‌الله مصباح موسوی کسب علم بدون توجه به اعمال عبادی و [[تهذیب نفس]] را ناقص می‌دانستند. برخی از سجایای عبادی و اخلاقی ایشان چنین ذکر شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مداومت بر قرائت روزانه سه [[جزء (قرآن)|جزء]] از [[قرآن کریم]] و [[دعا|ادعیه]] و زیارات روزانه ([[دعای عهد]]، [[زیارت عاشورا]] و...) و تشرف همه‌روزه به [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم مطهر امام رضا]] (علیه‌السلام) با قرائت [[زیارت جامعه کبیره]] و [[زیارت امین الله]] و مواظبت بر [[نماز شب]] و بیداری بین الطلوعین و سجده‌های طولانی.&lt;br /&gt;
*ایشان همیشه طلاب را به رعایت شئون طلبگی از جهت لباس، رفتار و گفتار، اهتمام به [[نماز اول وقت]]، تقیّد به [[تهجّد]] و خواندن نماز شب، تقیّد به خواندن زیارت جامعه، زیارت عاشورا و زیارت آل یاسین به صورت روزانه، قرائت قرآن کریم به صورت منظم، [[احترام به والدین]] و بزرگان و اساتید توصیه می‌کردند.&lt;br /&gt;
*رفتن به تبلیغ و ارشاد مردم به خصوص طبقات محروم جامعه، و آشنا کردن آنان با [[واجب|واجبات]] و [[حرام|محرّمات]] [[شرع]]، [[اخلاق]] اسلامی و زندگی طبق سیرۀ [[اهل بیت]] (علیهم السلام) همواره مورد تشویق و سفارش اکید ایشان بود.&lt;br /&gt;
*آیت‌الله مصباح در مصرف وجوهات شرعیه احتیاط کرده و ساليان درازى از وجوهات براى خود و فرزندانشان مصرف نمی‌کردند و در قسمتى از وصيت‌نامه خود چنين نگاشته‌اند: «با اينکه مرجع وجوهات بودم؛ ولى نخواستم از وجوهات براى آنها (فرزندانم) ذخيره کنم، خداوند متعال بهترين کفيل است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آيت‌الله سيد محمدحسين مصباح موسوی، سرانجام در روز ۱۵ [[ماه ربیع الثانی|ربيع‌الثانى]] ۱۴۲۴ قمری (مطابق با ۲۶ خرداد ۱۳۸۲ شمسی) پس از تحمّل رنج بسيار در بيمارستان پارس [[تهران]] به جوار رحمت حق شتافت. پيکر مطهر ايشان، پس از ادای [[نماز میت|نماز]] توسط مرحوم ميرزا علی فلسفى در [[حرم امام رضا علیه السلام]]، در [[حسينيه]] خانۀ خويش به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*صحیفه اخلاص (نگاهی گذرا به زندگانی آیت‌الله سید محمدحسین مصباح موسوی)، مجتمع امام هادی علیه‌السلام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمصباح (2).jpg|سید محمدحسین مصباح موسوی&lt;br /&gt;
پرونده:حائری0 (2).jpg|از راست: [[مهدی حائری تهرانی|مهدى حائرى تهرانى]]، سید رضی حسینی شیرازی و سید محمدحسین مصباح موسوی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمصباح (1).jpg|سید محمدحسین مصباح موسوی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمصباح (3).jpg|سید محمدحسین مصباح موسوی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدمصباح (4).jpg|سید محمدحسین مصباح موسوی در منزل شخصی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|مصباح موسوی،سید محمدحسین]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای اخلاق]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=168586</id>
		<title>سید محمدحسین فضل الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=168586"/>
		<updated>2026-07-12T07:07:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«سید محمدحسین فضل‌الله»''' (۱۳۱۴-۱۳۸۹ ش)، فقیه، مفسر، متکلم، شاعر و از مراجع تقلید [[شیعه]] معاصر اهل [[لبنان]] و از شاگردان [[آیت الله سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویى]] و [[سید محسن حکیم]] بود. وی که منادی وحدت و بیدارى اسلامی بود، به فضاى پیرامون و اوضاع زمانه توجه داشت و خدمات و فعالیت‌هاى علمى، فرهنگى و اجتماعى گسترده‌اى را انجام داد. «[[من وحى القرآن|تفسیر من وحى القرآن]]» از آثار مشهور اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید‌ محمد‌حسین فضل‌الله&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:Fazlollah.jpg|۲۴۰px.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
|زادروز =  ۱۳۱۴ شمسی&lt;br /&gt;
|زادگاه =  [[نجف]]&lt;br /&gt;
|وفات =   ۱۳۸۹ شمسی  &lt;br /&gt;
|مدفن =  بیروت، [[لبنان]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید ابوالقاسم خویی]]، [[سید محسن حکیم]]، [[سید محمود شاهرودی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = &lt;br /&gt;
|آثار = [[من وحى القرآن|تفسیر من وحى القرآن]]، الحوار فى القرآن، اسلوب الدعوه فى القرآن، المسائل الفقهیه، فقه الحیا‌ة، خطوات على طریق الاسلام، خطاب الاسلامیین المستقبل، ...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دوران کودکی و نوجوانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدحسین فضل‌الله در سال ۱۳۵۴ قمری (مطابق ۱۳۱۴ ش و ۱۹۳۵ م) در [[نجف]] اشرف در خانواده ای روحانى دیده به جهان گشود. او تحت اشراف پدرش سید عبدالرئوف فضل‌الله - از روحانیون سرشناس [[شیعه]] - مراحل تربیت و تعلیم را به شیوه‌اى که در آن زمان مرسوم بود گذراند. در دوره کودکى وارد مکتب‌خانه شد تا خواندن و نوشتن و قرائت [[قرآن]] را بیاموزد. بزودى وارد مدرسه‌اى شد که مرکزى با نام «منتدى النشر» به سبک جدید تأسیس کرده بود. وى زمانى که کلاس چهارم را می‌‌گذراند، دبستان را ترک گفت و در سن نه سالگى تحصیلات حوزوى‌اش را آغاز کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و اساتید==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین دروس مرسوم حوزوى از [[صرف]] و [[علم نحو|نحو]] و [[علم معانی|معانى]] و [[علم بیان|بیان]] تا [[منطق]] و [[اصول فقه]] را نزد پدر خود فراگرفت و در این مرحله استادى غیر از پدرش نداشت. تا این که براى فراگیری جلد دوم کتاب «[[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة‍ الاصول]]» به محضر یکى از اساتید ایرانى‌اش به نام شیخ مجتبى لنکرانى می‌‌شتابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با اتمام کتاب کفایة الاصول، به درس خارج مراجع آن دوره مانند [[سید ابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویى]]،‌‌‌‌‌ [[سید محسن حکیم]]، [[سید محمود حسینی شاهرودی|سید محمود شاهرودى]] و [[شیخ حسین حلی|شیخ حسین حلى]] راه یافت و در کنار دروس خارج اصول و [[فقه]]، بخشى از کتاب «[[اسفار اربعه|الاسفار]]» [[ملاصدرا|ملاصدرای شیرازی]] را نزد سید صدرا بادکوبه‌اى فراگرفت و مدت پنج سال نیز این درس را از آیت الله [[شهید سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر صدر]] فراگرفت. استادش آیت الله سید ابوالقاسم خویى به او توصیه کرده بود تا این درس را به طور جدى پیگیرى کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله فضل‌الله در سال ۱۹۵۲ م. در سن هفده سالگى براى نخستین بار به قصد دید و بازدید خانوادگى به [[لبنان]] رفت و در این سفر که همزمان با اربعین درگذشت علامه [[سید محسن امین|سید محسن امین عاملى]] بود، [[قصیده|قصیده‌اى]] در رثاى او سرود و در آیین یادبود او قرائت کرد. وى در این قصیده بسیارى از مسایل سیاسى روز و از جمله مسأله وحدت و بیدارى اسلامی‌‌ و مهاجرت جوانان را مطرح و استعمار فرانسه را تقبیح کرد. روزنامه‌هاى آن روز لبنان این قصیده را تحریک‌کننده و احساس برانگیز توصیف کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۶۶ م، جمعى از موسسان انجمن مذهبى &amp;quot;اسرة‌‌‌‌‌‌‌‌‌ التآخى&amp;quot; منطقه نبعه در حاشیه شرقى بیروت از فضل‌الله دعوت کردند تا در آن منطقه رحل اقامت افکند. وى این دعوت را پذیرفت و در همین سال به قصد اقامت دائم به وطن اصلى خویش بازگشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سید محمدحسین فضل‌الله بیش از هفتاد عنوان کتاب - ‌که در مجموع به بیش از یکصد جلد می‌‌رسد‌ - منتشر شده است. برخى از کتاب‌هاى ایشان مجموعه سخنرانى‌ها و برخى دیگر تقریرات درس‌هاى خارج [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فقه]] ایشان است که به وسیله شاگردانش تنظیم شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;الف) پژوهش‌هاى قرآنى:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[من وحى القرآن|تفسیر من وحى القرآن]] (در ۲۴ جلد)؛&lt;br /&gt;
#الحوار فى القرآن؛&lt;br /&gt;
#اسلوب الدعوه فى القرآن؛&lt;br /&gt;
#من عرفان القرآن؛&lt;br /&gt;
#حرکة النبوة فى مواجهه الانحراف؛&lt;br /&gt;
#دراسات و بحوث قرآنیة.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mafahim.jpg|thumb|left|مفاهیم اسلامیة عامه؛ یکی از آثار علامه سید محمدحسین فضل‌الله]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ب) کتاب‌هاى فقهى:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#المسائل الفقهیه؛&lt;br /&gt;
#الفتاوى الواضحه؛&lt;br /&gt;
#فقه الحیا‌ة؛&lt;br /&gt;
#کتاب الجهاد؛&lt;br /&gt;
#کتاب النکاح؛&lt;br /&gt;
#القرعة والاستخارة؛&lt;br /&gt;
#الیمین والعهد والنذر؛&lt;br /&gt;
#الاجارة؛&lt;br /&gt;
#رسالة فى الرضاع؛&lt;br /&gt;
#فقه الشریعة (رساله عملیه)؛&lt;br /&gt;
#الصید والذباحة؛&lt;br /&gt;
#دلیل المناسک؛&lt;br /&gt;
#الشرکة؛&lt;br /&gt;
#الوصیة؛&lt;br /&gt;
#المواریث.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;ج) اندیشه اسلامى:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#خطوات على طریق الاسلام؛&lt;br /&gt;
#قضایانا على ضوء الاسلام؛&lt;br /&gt;
#الاسلام و منطق القوة؛&lt;br /&gt;
#الحرکة الاسلامیة، هموم و قضایا؛&lt;br /&gt;
#من اجل الاسلام؛&lt;br /&gt;
#مفاهیم اسلامیة عامه (۱۰ جلد)؛&lt;br /&gt;
#فى آفاق الحوار الاسلامی‌‌ المسیحى؛&lt;br /&gt;
#دنیا الشباب؛&lt;br /&gt;
#دنیا المرأة؛&lt;br /&gt;
#تأملات اسلامیة حول المرأة؛&lt;br /&gt;
#قراءة جدیدة لفقه المرأة الحقوقى؛&lt;br /&gt;
#الوحدة الاسلامیة بین الواقع والمثال؛&lt;br /&gt;
#قضایا اسلامیة معاصرة؛&lt;br /&gt;
#اسئلة و ردود من القلب؛&lt;br /&gt;
#المرجعیة و حرکة الواقع؛&lt;br /&gt;
#الاسلام و المسیحیه؛&lt;br /&gt;
#الاسلام و فلسطین؛&lt;br /&gt;
#الاسلامیون والتحدیات المعاصرة؛&lt;br /&gt;
#السلام والمشروع الحضارى؛&lt;br /&gt;
#خطاب الاسلامیین و المستقبل؛&lt;br /&gt;
#مع الحکمة فى خط الاسلام؛&lt;br /&gt;
#الندوة (۲۰ جلد)؛&lt;br /&gt;
#الجمعة منبر و محراب؛&lt;br /&gt;
#صلاة الجمعة، الکلمة و الموقف؛&lt;br /&gt;
#من وحى [[عاشورا]]؛&lt;br /&gt;
#حدیث عاشورا؛&lt;br /&gt;
#على طریق [[کربلا]]؛&lt;br /&gt;
#تأملات فى آفاق [[امام موسی کاظم علیه السلام|الامام موسى الکاظم]] علیه السلام؛&lt;br /&gt;
#فى رحاب [[اهل البیت|أهل البیت]] علیهم السلام؛&lt;br /&gt;
#آفاق اسلامیه؛&lt;br /&gt;
#فى رحاب الدعاء؛&lt;br /&gt;
#الانسان و الحیاة؛&lt;br /&gt;
#حوارات فى الفکر و الاجتماع و السیاسه؛&lt;br /&gt;
#روى و مواقف (۳ جلد)؛&lt;br /&gt;
#المعالم الجدیدة للمرجعیة الشیعیة؛&lt;br /&gt;
#تأملات فى الفکر السیاسى الاسلامى؛&lt;br /&gt;
#صراع الارادات؛&lt;br /&gt;
#المقاومة الاسلامیة؛&lt;br /&gt;
#شرح خطبة [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|الزهرا]] سلام الله علیها؛&lt;br /&gt;
#الفقیه والامة؛&lt;br /&gt;
#اراد‌ة القوه؛&lt;br /&gt;
#بینات؛&lt;br /&gt;
#الهجرة والاغتراب؛&lt;br /&gt;
#الزهراء القدوة؛&lt;br /&gt;
#مطارحات فى قضایا قرآنیة؛&lt;br /&gt;
#تحدیات المهجر؛&lt;br /&gt;
#آفاق الروح (شرح [[صحیفه سجادیه]] در ۳ جلد)؛&lt;br /&gt;
#مجموعه‌هاى شعرى؛&lt;br /&gt;
#یا ظلال الاسلام ([[رباعی|رباعیات]])؛&lt;br /&gt;
#قصائد من اجل الاسلام والحیاة؛&lt;br /&gt;
#على شاطئ الوجدان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های فرهنگى و اجتماعى==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدحسین فضل الله از سال‌هاى نخست نوجوانى، در کنار استمرار تحصیلات حوزوى، مطالعات و فعالیت‌هایى را پى گرفت که در محیط [[حوزه علمیه]] [[نجف]] چندان پذیرفته نبود. وى با تعمیق و تداوم مطالعات ادبى و قرائت مجلاتى چون «مجله الکاتب» طه حسین اندک اندک به وجود قریحه [[شعر]] در نهاد خویش پى برد و شروع به سرودن شعر کرد. بعدها این قریحه چندان در او شکفت که حاصل آن در قالب سه [[دیوان (شعر)|دیوان]] شعر منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال (۱۳۸۰ ق) &amp;quot;جماعة العلماء&amp;quot; نجف مجله‌اى فرهنگى-اسلامی ‌‌را راه‌اندازى کردند که سید محمدحسین فضل‌الله در کنار [[شهید سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر صدر]] و شیخ محمدمهدى شمس‌الدین از مدیران آن بود و سرمقاله‌هاى سال دوم این مجله را با عنوان «کلمتنا» (سخن ما) به رشته تحریر درآورد. سرمقاله نخست انتشار این مجله را سید محمدباقر با عنوان «رسالتنا» (رسالت ما) نگاشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فضل‌الله به مدت ۶ سال به نگارش مقاله و تألیف کتاب ادامه داد و در کنار [[شهید سید محمدباقر صدر|سید محمدباقر صدر]] در تشکیل جنبشى شیعى در [[عراق]] نقش ایفا کرد. حاصل رایزنى‌ها و هم‌فکرى‌هاى فضل‌الله و شهید صدر، پیدایش نخستین جنبش اسلامی‌‌ شیعى در عراق با نام «حزب‌ الدعوة الاسلامیه» بود. تا آن زمان جامعه [[اهل سنت|سنى]] عراق از چند حزب و جنبش - مانند اخوان المسلمین و حزب التحریر الاسلامى - برخوردار بود. فضل‌الله کتاب‌هاى «قضایانا على ضوء الاسلام» و «اسلوب الدعوة فى القرآن» را در چنین مرحله‌اى نگاشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى پس از بازگشت به [[لبنان]] در سال ۱۹۶۶ م، فعالیت‌هاى علمى، فرهنگى و اجتماعى گسترده‌اى را در لبنان به راه انداخت که امروزه پس از ۴۵ سال از آغاز این فعالیت‌ها کارنامه پربارى از آن در ابعاد مختلف مشهود است و کمتر منطقه‌اى از کشور لبنان را مى‌توان یافت که اثر فعالیت اجتماعى ایشان در آن مشهود نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس حوزه علوم دینى به نام &amp;quot;المعهد الشرعى الاسلامى&amp;quot; به هدف پرورش طلاب علوم دینى بخش دیگرى از فعالیت‌هاى فرهنگى و علمی ‌‌سید محمدحسین فضل‌الله است. بسیارى از شخصیت هاى جنبش مقاومت اسلامی‌‌ لبنان تربیت شده این مدرسه هستند. شهید شیخ راغب حرب از نخستین طلاب این مدرسه بود. وى علاوه بر &amp;quot;المعهد الشرعى&amp;quot; که در شهر بیروت واقع است، حوزه علمیه ویژه زنان را نیز در بیروت و حوزه‌اى نیز در صور و حوزه المرتضى در [[دمشق]] (سیده زینب) تا‌سیس کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شعله‌ور شدن آتش جنگ‌‌هاى داخلى و تجاوزات صهیونیست‌ها، گذشته از خسارت‌هاى جانى و مالى، مشکلات اجتماعى فراوانى را در پى داشت که مهم‌ترین آن سرنوشت مبهم یتیمان و فرزندان شهدا و فقرا و معلولان بود. انجمن خیریه «جمعیة المبرات الخیریه» که تحت اشراف سید محمدحسین فضل‌الله قرار داشت، با کمک نیکوکارانى از کشورهاى عربى خلیج‌فارس و [[لبنان]] اقدام به تاسیس مراکز و موسسات عظیم و پیشرفته براى تربیت یتیمان و به ویژه فرزندان شهدا و فرزندان فقرا و تاسیس بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و [[مسجد|مساجد]] نمود. در این مراکز خیریه، یادشدگان به طور شبانه‌روزى اسکان دارند و مراتب تحصیلى‌شان را در بخش آموزشى همین مراکز می‌‌گذرانند. نام این مراکز خیریه و محل تاسیس آن‌ها از پى می‌‌آید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;مراکز خیریه ایتام:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#مبرة الامام الخویى، بیروت (الدوحه)؛&lt;br /&gt;
#مبر‌ة [[امام سجاد علیه السلام|الامام زین العابدین]] علیه السلام، البقاع (الهرمل)؛&lt;br /&gt;
#مبرة [[امام علی علیه السلام|الامام على بن ابى طالب]] علیه السلام، جبل عامل؛&lt;br /&gt;
#مبرة السیده [[حضرت مریم علیهاالسلام|مریم]] علیهاالسلام، جبل عامل، جویا؛&lt;br /&gt;
#مبرة السیدة [[خدیجه کبری|خدیجة الکبرى]] علیهاالسلام، بیروت (بئر حسن)؛&lt;br /&gt;
#مبرة الحوراء [[حضرت زینب سلام الله علیها|زینب]] علیهاالسلام، البقاع الغربى، سحمر؛&lt;br /&gt;
#مراکز خیریه براى نابینایان و ناشنوایان؛&lt;br /&gt;
#مدرسه النور (براى نابینایان)، بیروت؛&lt;br /&gt;
#مدرسه الرجاء (برای ناشنوایان)، بیروت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''&amp;lt;I&amp;gt;مراکز بهداشتى:&amp;lt;/I&amp;gt;'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#مستشفى بهمن (بیمارستان بهمن)، بیروت، حارة حریک.&lt;br /&gt;
#مستشفى السیدة [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|زهرا]] سلام الله علیها، جبل عامل، العباسیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدحسین فضل الله، سرانجام در تیرماه سال ۱۳۸۹ شمسی در [[لبنان]] درگذشت و در بیروت به خاک سپرده شد. حضرت [[سید علی حسینی خامنه ای|آیت الله سید علی حسینی خامنه‌ای]] در پیام درگذشت او، وی را شخصیتی تأثیرگذار و یاوری با اخلاص برای جمهوری اسلامی [[ایران]] دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.bayynat.ir/index/?state=biography پایگاه آیت‌الله سید محمدحسین فضل‌الله].&lt;br /&gt;
*سایت رحماء.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170px&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمدحسين فضل‌الله0.jpg|سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (1).jpg|از راست: [[سید مرتضی عسکری|سید مرتضی شریف عسکری]]، محمدمهدی شمس الدین، [[سید موسی صدر|سید موسی موسوی صدر]] و سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (2).jpg|از راست: سید محمدحسین فضل‌الله  و سيد عبد الرؤوف فضل الله&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (3).jpg|سید محمدحسین فضل‌الله  در کتابخانه شخصی&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (6).jpg|از راست: سید محمدحسین فضل‌الله  و شهید عماد فایز مغنیه (حاج رضوان)&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (7).jpg|نشسته از راست: سید محمدحسین فضل‌الله ، محمدمهدی شمس الدین، ناشناس، احمد الزین و سعید شعبان - پیراهن آبی ایستاده: شهید عماد فایز مغنیه (حاج رضوان)&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (88).jpg|از راست: سید محمدحسین فضل‌الله  و [[آیت الله سید عبدالله شیرازی|سید عبدالله موسوی شیرازی]]&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (888).jpg|از راست: محمدرضا توسلی محلاتی، سید هادی خسروشاهی، ناشناس، سید محمد خاتمی، اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)، [[احمد جنتی]]، سید محمدحسین فضل‌الله  و ناشناس&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (10).jpg|از راست: شهید سید عباس موسوی و سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (100).jpg|از راست: سید هادی خسروشاهی، سعید شعبان، مصطفی مشهور، سید محمدحسین فضل‌الله ، شهید سید محمدباقر طباطبایی حکیم و ناشناسان&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (11).jpg|سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:تسخیری (5).jpg|از راست: [[محمدعلی تسخیری]]، محمدمهدی شمس الدین، [[سید علی حسینی خامنه ای]]، سید محمدحسین فضل‌الله و غلامعلی حداد عادل&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (16).jpg|از راست: ناشناس، یوسف عبد الله القرضاوی، ناشناس و سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (18).jpg|از راست: جان کین و سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (19).jpg|از راست: سید محمدحسین فضل‌الله در [[حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (21).jpg|از راست: [[سید حسن نصرالله]] و سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (25).jpg|از راست: سید محمدحسین فضل‌الله  و آورام نوآم چامسکی&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (28).jpg|سید حسن نصرالله بر پیکر سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (29).jpg|تشییع پیکر سید محمدحسین فضل‌الله در [[لبنان]]&lt;br /&gt;
پرونده:سيد محمد حسين فضل الله (31).JPG|قبر سید محمدحسین فضل‌الله &lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|فضل الله،سيد محمدحسین]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده: فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفسرین قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شعرای عرب]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168585</id>
		<title>سید محمدحسین شهرستانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168585"/>
		<updated>2026-07-12T05:53:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدحسین شهرستانی»''' (۱۲۵۵-۱۳۱۵ ق)، فقیه، اصولی، متکلم، محدث، منجم، ادیب، شاعر و از مراجع بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان [[فاضل اردکانی|فاضل اردکانی]] بود. او بعد از وفات استادش بر کرسی تدریس و [[مرجعیت]] تکیه زد و مورد توجه عموم قرار گرفت. شهرستانی کتاب‌های زیادی در علوم مختلفی چون [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[علم کلام|کلام]]، [[حدیث]]، [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، [[فلسفه]]، [[منطق]]، [[ادبیات عرب|ادبیات]] و علوم غریبه تبحر داشت و آثار بسیاری تألیف نمود. از مهمترین فعالیت‌های اجتماعی ایشان، مقابله با فرقه [[شیخیه]] و دفاع از عقاید [[امامیه]] بود و چندین کتاب از جمله «تنبیه الأنام علی مفاسد إرشاد العوام» در نقد این فرقه نوشت.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید محمدحسین حسینی مرعشی شهرستانی&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:محمدحسین شهرستانی.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
|زادروز =  ۱۲۵۵ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  کرمانشاه &lt;br /&gt;
|وفات =   ۱۳۱۵ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = [[کربلا]]، [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین علیه‌السلام]]&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[فاضل اردکانی]]، [[شیخ مرتضی انصاری]]، میرزا باقر یزدی، میرزا غلام هروی،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = سید علی شهرستانی، موسی حائری قرمیسینی، سید شمس‌الدین محمود مرعشی، محمدحسن بن حماد جناجی،...&lt;br /&gt;
|آثار = غایة المسئول و نهایة المامول، شوارع الاعلام فی شرح [[شرایع الاسلام (کتاب)|شرائع الاسلام]]، اشک روان بر امیر کاروان، الحجة البالغة فی غیبة النعمة السابغة، تذکرة النفس،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین حسینی مرعشی در روز پانزدهم [[شوال]] ۱۲۵۵ قمری در کرمانشاه به دنیا آمد. نسب وی با ۳۱ واسطه به [[امام سجاد علیه السلام|امام سجاد]] (علیه‌السلام) می‌رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جدش سید محمدحسین حسینی مرعشی صاحب «معادن التحقیق» از عالمان [[کربلا]] بود که بعد از [[ازدواج]] با دختر میرزا محمدمهدی موسوی شهرستانی (فقیه کربلا) به «شهرستانی» معروف شد. و پدرش، [[فقیه]] گرانقدر سید محمدعلی شهرستانی (متوفای ۱۲۸۷ قمری) از شاگردان [[سید محمد مجاهد]] است که آثار ارزشمندی مانند الاجماعیات، الکشکول و شرح [[تبصره]]، به یادگار گذاشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین از هفت سالگی مشغول به تحصیل شد. او مقدمات را در کرمانشاه گذراند و در مدتی کوتاه، [[قرآن]] را حفظ کرد. او در زمان تحصیل، کتاب [[صمدیه (کتاب)|صمدیه]] و الفیه را ـ که از کتب درسی [[حوزه علمیه|حوزه‌های علمیه]] است ـ از حفظ کرد و بر کتاب الفیه شرحی نوشت. تحصیل و حفظ این کتب در حالی بود که سیزده بهار از عمرش بیش‌تر نگذشته بود. او دوره مقدمات را توانست در عرض سه سال به پایان برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن، سید محمدحسین به [[کربلا]] رفت و در حوزه درسی پدر بزرگوار خود شرکت کرد و در سال ۱۲۸۲ قمری توانست از پدر [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت بگیرد. برخی از اساتید او عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[فاضل اردکانی|محمدحسین فاضل اردکانی]]؛ شهرستانی با این که یکی از کوچک‌ترین شاگردان این استاد بود، استاد به او احترام زیاد می‌گذاشت و تا او در درس حاضر نمی‌شد، درس را شروع نمی‌کرد. فاضل اردکانی در [[شعبان]] سال ۱۲۸۷ قمری اجازه روایتی برای شهرستانی صادر کرده است. شهرستانی، استاد خود فاضل اردکانی را بر دیگر اساتید ترجیح می‌داد و با این که او شاگرد [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]] نیز بوده است، فاضل اردکانی را از شیخ انصاری اعلم می‌دانست.&lt;br /&gt;
*سید معزالدین حسینی قزوینی حلی (متوفای ۱۳۰۰ قمری)؛ از دیگر کسانی است که در سال ۱۲۹۲ قمری به شهرستانی اجازه روایت داده است.&lt;br /&gt;
*میرزا باقر یزدی؛ او استاد سید شهرستانی در [[علم هیئت|هیئت]] و نجوم بود.&lt;br /&gt;
*میرزا غلام هروی؛ استاد حساب و هندسه و [[علم عروض|عروض]] شهرستانی بود.&lt;br /&gt;
*[[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]؛ مؤلف کتاب «[[نجوم السماء فی تراجم العلماء (کتاب)|نجوم السماء]]»، شیخ انصاری را به عنوان یکی از اساتید سید محمدحسین شهرستانی معرفی کرده است و گوید از او اجازه داشته است. این مطلب در جای دیگری نیامده است و خود شهرستانی نیز در آثار خود بدان اشاره‌ای نمی‌کند. اگر گفته «نجوم السماء» صحیح باشد با توجه به این که شیخ انصاری در سال ۱۲۸۱ قمری وفات کرده است، باید استفاده از محضر او پیش از این تاریخ باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین شهرستانی از همان ابتدا مورد توجه طلاب علوم دینی قرار گرفت و بسیاری از طلاب در دروس او حاضر می‌شدند. از جمله شاگردان او می‌توان به این افراد اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*سید علی شهرستانی (متوفای ۱۳۴۴ قمری): او فرزند سید محمدحسین شهرستانی است و در دروس [[علم کلام|کلام]] و [[حکمت]] و حساب و [[علم هیئت|هیئت]] پدرش شرکت کرد.&lt;br /&gt;
*شیخ موسی حائری قرمیسینی (متوفای حدود ۱۳۴۰ قمری) صاحب کتاب الاجازات: شهرستانی بر کتاب الطهاره او [[تقریظ|تقریظی]] نوشته است. قرمیسینی در رثای استادش مرثیه‌ای سروده است. آقا بزرگ تهرانی از طریق او از شهرستانی روایت می‌کند.&lt;br /&gt;
*سید شمس‌الدین محمود مرعشی، پدر آیت‌الله [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی]]&lt;br /&gt;
*غلامعلی مرندی (متوفای حدود ۱۳۴۵ قمری)&lt;br /&gt;
*شیخ محمدحسن بن حماد جناجی (متوفای ۱۳۴۴ قمری) که وزیر معارف [[عراق]] بوده است.&lt;br /&gt;
*شیخ عباس قزوینی&lt;br /&gt;
*سید حشمتعلی بن حاج جماعتعلی (متوفای ۱۳۵۳ قمری)&lt;br /&gt;
*سبط الحسین الجائسی بن رمضانعلی لکنهوی (متوفای ۱۳۷۴ قمری)&lt;br /&gt;
*شیخ کاظم بن صادق معروف به شیخ کاظم هر (متوفای ۱۳۳۳ قمری).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین شهرستانی آثار زیادی از خود به جا گذاشته است. ایشان از کثرت آثار به «[[شیخ بهایی]]» زمان معروف بود. در مقدمه کتاب «اشک روان بر امیر کاروان» به مناسبت صدمین سالگرد درگذشت شهرستانی، صد اثر از او را بر شمرده است. این آثار در موضوعات [[فقه|فقهی]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصولی]]، [[عقاید|اعتقادی]]، [[تفسیر قرآن|تفسیری]]، [[حدیث|حدیثی]]، [[شعر]]، [[ریاضی|ریاضیات]]، [[علم هیئت|هیئت]] جدید و قدیم، علوم غریبه، [[اخلاق]] و [[مناجات]] است. در این جا در هر موضوع مهم‌ترین آثار او را بر می‌شماریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:Qaiat.jpg|thumb|left|غایة المسئول و نهایة المأمول فی علم الاصول؛ از آثار آیت‌الله شهرستانی&lt;br /&gt;
]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصول فقه:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#غایة المسئول و نهایة المأمول فی علم الاصول: این کتاب که یکی از مهم‌ترین کتاب‌های شهرستانی است، در واقع تقریرات درس اصول استادش [[فاضل اردکانی]] است.&lt;br /&gt;
#العناصر، در [[حاشیه]] بر [[قوانین الاصول]]&lt;br /&gt;
#اصل الاصول، در تلخیص [[الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه (کتاب)|الفصول]]&lt;br /&gt;
#تحقیق الادلة&lt;br /&gt;
#حجّیة المظنة&lt;br /&gt;
#دلیل الانسداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقه:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#سبیل الرشاد، شرح بر «نجاة العباد» [[صاحب جواهر]] که به فارسی است و تا بحث [[تیمم|تیمّم]] نوشته است.&lt;br /&gt;
#شوارع الاعلام فی شرح [[شرایع الاسلام (کتاب)|شرائع الاسلام]]، که تا کتاب حج در سه مجلد نوشته شده است.&lt;br /&gt;
#هدایة المسترشد فی شرح کفایة المقتصد&lt;br /&gt;
#رسالة فی الید و انّها سبب الضمان&lt;br /&gt;
#الدُر النضید فی نکاح الاماء و العبید، که در رابطه با اجرای قانون آزادی بردگان در حکومت عثمانی نوشته شده است.&lt;br /&gt;
#النور المبین فی احکام الدین، که [[رساله]] عملی فارسی او در [[طهارت]] و [[نماز]] و [[زکات]] است و در سال ۱۳۱۲ ق. نوشته است. [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] در ابتدای این کتاب، رجوع به او را اجازه داده است.&lt;br /&gt;
#الشرح المبین، در جواب رساله المتن المتین؛ [[تاج العلمای هندوستانی|تاج العلماء سید علی محمد نقوی]] رساله‌ای نوشت در این که دود، [[روزه]] را باطل نمی‌کند و نام آن را «المتن المتین» گذاشت. او به هنگام مسافرت به [[عتبات]]، آن را به فاضل اردکانی عرضه کرد. شهرستانی در رد این رساله، «الشرح المبین» نگاشت و تاج العلماء در جواب، رساله «التعلیق الانیق» نوشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ:'''&lt;br /&gt;
[[پرونده:سیدشهرستانی (3).jpg|thumb|left|اشک روان بر امیر کاروان (ترجمه کتاب الخصایص‌ الحسینیه)؛ از آثار آیت‌الله شهرستانی]]&lt;br /&gt;
#اشک روان بر امیر کاروان: این کتاب، ترجمه «[[الخصائص الحسینیه (کتاب)|الخصائص الحسینیه]]» [[شیخ جعفر شوشتری]] است. او این کتاب را بعد از بازگشت از سفر [[مشهد]] و در [[تهران]] نوشته است. شهرستانی در این کتاب، ضمن ترجمه، گاه مطلب کتاب را اصلاح یا تکمیل می‌کند و در مواردی مطلب را توضیح می‌دهد و گاهی نیز اشکالی مطرح و بدان پاسخ می‌دهد و گاهی نیز بر مطلب کتاب اشکال و می‌کند. نام اصلی این کتاب، «دمع العین علی خصائص الحسین» است، ولی با نام «اشک روان بر امیر کاروان» با تحقیق مناسب به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
#تاریخ الشهرستانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کلام و اعتقاد:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#الحجة البالغة فی غیبة النعمة السابغة، در اثبات وجود [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] علیه السلام&lt;br /&gt;
#جنة النعیم و الصراط المستقیم فی الامامة&lt;br /&gt;
#الآیات المحکمات فی دفع الشبهات&lt;br /&gt;
#نورالمبین فی اصول الدین&lt;br /&gt;
#رساله در اثبات عدم [[تحریف قرآن]]&lt;br /&gt;
#تنبیه الأنام علی مفاسد ارشاد العوام، او در این کتاب، صد مطلب از مطالب انحرافی کتاب «ارشاد العوام» را برشمرده است.&lt;br /&gt;
#المراصد علی شرح الفوائد، که رد بر کتاب «شرح فوائد» [[شیخ احمد احسائی]] از سران فرقه [[شیخیه]] است.&lt;br /&gt;
#سبیل النجاة، در رد [[مسیحیت|نصارا]]&lt;br /&gt;
#طریق النجاة، در رد نصارا&lt;br /&gt;
#آیات بینات، در ردّ دهریین&lt;br /&gt;
#التوحید&lt;br /&gt;
#البرزخیه، در [[تفسیر قرآن|تفسیر]] آیات مربوط به [[برزخ|عالم برزخ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''صرف و نحو:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#الفرائد، در [[علم نحو]]&lt;br /&gt;
#المهجة علی البهجة، حاشیه بر کتاب «البهجة المرضیة» [[جلال الدین سیوطی|سیوطی]] در نحو است.&lt;br /&gt;
#تسهیل المشاکل&lt;br /&gt;
#الصیغ المشکله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ادعیه و زیارات:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تذکرة النفس، در [[مناجات]] و مراقبات&lt;br /&gt;
#تلویح الاشارة، در تلخیص «شرح الزیارة»&lt;br /&gt;
#الصحیفة الحسینیة فی ادعیة [[سید الشهداء]]&lt;br /&gt;
#الکرامات، در کراماتی که در [[نجف]] و [[کربلا]] و [[سرداب امام زمان|سرداب مقدس]] رخ داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیئت و نجوم:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#مطالع البروج، در [[علم هیئت|هیئت]] قدیم&lt;br /&gt;
#نجم السماء، در هیئت جدید&lt;br /&gt;
#الموائد، در سیارات سبع و اورانوس و نپتون که به فارسی نوشته شده است.&lt;br /&gt;
#مختصر فارسی هیئت [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه نصیر طوسی]]&lt;br /&gt;
#اللباب فی الاسطرلاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شعر و ادب:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#نان و دوغ، که در قبال «نان و حلوا» اثر [[شیخ بهایی]] در ۵۶ صفحه نوشته شده است. &lt;br /&gt;
#خوان نعمت، در بیان نعمت‌های الهی که به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
#تخمیس غدیریه ملا مسیحا فسائی&lt;br /&gt;
#عسل مصفّی، در مواعظ&lt;br /&gt;
#الموائد فی المتفرقات من الفوائد: به صورت کشکول است و مطالب گرانقدری در آن آمده است. بنا به نقل [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]]، این کتاب نزد فرزند مؤلف -میرزا علی شهرستانی- بوده است که در هنگام سفر [[حج]]، از بین رفته است.&lt;br /&gt;
#غایة التقریب یا مهذب التهذیب، که ارجوزه‌ای در [[منطق]] شامل ۲۸۷ [[بیت (شعر)|بیت]] است. این کتاب در سال ۱۳۷۴ قمری به نام «منظومة التهذیب» در ۳۲ صفحه به چاپ رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''علوم تجربی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#صنعت جرثقیل&lt;br /&gt;
#صنعت المتحرک الدائم الحرکة&lt;br /&gt;
#شرح الحدید، در شیمی جدید&lt;br /&gt;
#الخطّ، در انواع [[خط|خطوط]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حدیث:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#الاربعون حدیثا مع الشرح و البیان&lt;br /&gt;
#شرح حدیث «مَن حفظ علی امّتی اربعین حدیثا» در [[درایة الحدیث]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''علوم غریبه:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#رساله در علم کف‌شناسی&lt;br /&gt;
#رساله در علم کتف و شانه‌بینی&lt;br /&gt;
#رساله، در رمل به فارسی و عربی&lt;br /&gt;
#الطریق، در رمل&lt;br /&gt;
#اصطلاحات الجفر&lt;br /&gt;
#خیرة الطیور فی التفأل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های اجتماعی==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین شهرستانی بعد از وفات استادش [[فاضل اردکانی]]، در سال ۱۳۰۵ قمری برای زیارت [[امام رضا علیه السلام|امام رضا]] (علیه‌السلام)، عازم [[مشهد]] مقدس شد. در بازگشت از این سفر به [[تهران]] رفت و در آنجا مورد استقبال پر شور مردم و رجال دولتی قرار گرفت. [[ملا علی کنی]] که بزرگ علمای تهران بود، نهایت تجلیل و تکریم از شهرستانی می‌کند و اقامه [[نماز جماعت]] خود را در مدرسه مروی بر عهده ایشان می‌گذارد. او به غیر از امامت جماعت، در مدرسه میرزا حسین خان صدر قزوینی، تدریس می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدحسین بعد از چندی اقامت در تهران به [[کربلا]] بازگشت و به تدریس و تالیف و ارشاد و رسیدگی به حوائج مردم پرداخت. وی به غیر از این سفر، سفری به [[مکه]] نیز داشته و گزارش سفر خود را در [[سفرنامه]] [[حجاز]] آورده است. [[آقا بزرگ تهرانی]] این کتاب را در کتابخانه آل شهرستانی در کربلا دیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مبارزه با انحرافات اعتقادی:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیخیه]]، یکی از فرقه‌هایی است که بعضی اعتقادات انحرافی دارند. یکی از انحرافات این گروه که به دست حاج محمد کریم خان کرمانی (متوفای ۱۲۸۸ ق) بنیان گذاشته شد، اعتقاد به رکن رابع است. به گفته او [[انسان]] علاوه بر اعتقاد به خدا و رسول باید به رکن رابع هم معتقد باشد و مصداق رکن رابع در نظر او، خودش است. شیخیه برای بیان اعتقادات خود از [[فلسفه]] بسیار استفاده می‌کردند و کسانی که اطلاعات اندکی از فلسفه داشتند، به راحتی فریب این گروه می‌خوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالمان و فلاسفه معاصر حاج محمد کریم خان به منظور جلوگیری از انحراف مردم، با او مناظراتی داشتند. سید محمدحسین شهرستانی که در [[علم کلام|کلام]] و فلسفه اطلاعات وسیعی داشت، به راحتی توانست اشتباهات فلسفی و اعتقادی و برداشت‌های [[حدیث|حدیثی]] آنان را به دست آورد. او به منظور جلوگیری از رواج شیخیه، همگام با دیگر عالمان، به رد شیخیه و محمد کریم خان کرمانی پرداخت و مبانی اعتقادی و فلسفی آنان را نقد کرد. او چند کتاب در رد این گروه نوشته است. «تنبیه الانام علی مفاسد ارشاد العوام» یکی از این کتاب‌ها است که در آن، صد مطلب از مطالب انحرافی کتاب «ارشاد العوام» را برشمرده است. او این کتاب را در سال ۱۲۹۴ قمری نوشت. کتاب دیگر او در رد شیخیه، «تریاق فاروق» در فرق بین شیخیه و متشرعه است که آن را در سال ۱۳۰۱ قمری نوشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه شهرستانی در رد [[شیخ احمد احسائی]] که شیخیه خود را به او منسوب می‌کنند نیز کتبی نوشته است. از جمله کتاب «المراصد علی شرح الفوائد» که رد بر کتاب «شرح فوائد» شیخ احمد احسائی است. او به غیر از مبارزه با شیخیه، به رد [[مسیحیت|نصارا]] نیز پرداخته است. کتاب «سبیل النجاة» و «طریق النجاة» دو کتاب او در رد نصارا است. وی در رد دهریین نیز کتابی با عنوان «آیات بینات» نوشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از نگاه عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[مرتضی حائری یزدی|شیخ مرتضی حائری]]، درباره ایشان می‌نویسد: «از طرف مادر، از احفاد [[وحید بهبهانی]] است و از لحاظ حدّت ذهن و قوت هوش و حافظه و سرعت انتقال، ممتاز بوده است و از [[مرجعیت|مراجع]] تقلید و علمای بنام در آغاز سده چهارده بوده است».&lt;br /&gt;
*[[شیخ آقا بزرگ تهرانی|آقا بزرگ تهرانی]] درباره او می‌نویسد: «از اعاظم علما و بزرگان علمای [[دین]] در زمان خود در [[کربلا]] بود».&lt;br /&gt;
*[[حاج شیخ عباس قمی|شیخ عباس قمی]] درباره او می‌گوید: «عالم فاضل جلیل محقق مدقق بی‌بدیل سید سند و رکن معتمد میرزا محمدحسین شهرستانی حائری صاحب تالیفات برتر.»&lt;br /&gt;
*[[محمدعلی مدرس تبریزی|محمدعلی مدرس]] می گوید: «از اکابر علمای [[امامیه]] اوایل قرن حاضر چهاردهم هجرت می‌باشد که حاوی فروع و اصول، جامع معقول و منقول، فقیه حکیم محقق مدقق ادیب شاعر ماهر اصولی، در فطانت و کثرت حافظه و حدّت ذهن ممتاز، در [[کربلا|کربلای]] معلی رییس مذهبی و مرجع تقلید جمعی وافر از [[شیعه]] بود».&lt;br /&gt;
*[[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|آیت‌الله مرعشی نجفی]] نیز درباره او می‌نویسد: «علامه در فنون مختلف» و او را اعجوبه روزگار در احاطه به فنون مختلف می‌خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید محمدحسین شهرستانی، سرانجام در روز پنج شنبه ۳ [[ماه شوال|شوال]] ۱۳۱۵ قمری در [[کربلا]] از دنیا رفت و پیکر مطهرش در ایوان متصل به قبور [[شهدای کربلا]] در [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین]] (علیه السلام) و در بقعه آل شهرستانی به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://nbo.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-451.aspx &amp;quot;سید محمدحسین شهرستانی&amp;quot;، سایت فرهیختگان تمدن شیعه]، تاریخ بازیابی ۱۴۰۰/۸/۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:سیدشهرستانی (2).jpg|سید محمدحسین حسینی مرعشی شهرستانی&lt;br /&gt;
پرونده:سیدشهرستانی (1).jpg|سید محمدحسین حسینی مرعشی شهرستانی در بین سادات شهرستانی&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم|شهرستانی،سید محمدحسین]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:ادیبان]]&lt;br /&gt;
[[رده:محدثان]]&lt;br /&gt;
[[رده:منجمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168572</id>
		<title>سید محمدحسین حسینی طهرانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=168572"/>
		<updated>2026-07-11T13:27:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: /* آثار و تألیفات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''«آیت‌الله سید محمدحسین حسینى طهرانى»''' (۱۳۰۵-۱۳۷۴ ش)، [[فقیه]]، مفسر، متکلم و عارف بزرگ [[شیعه]] معاصر و از شاگردان [[علامه طباطبایی]] و [[سید هاشم حداد]] بود. این عالم ربانی و مجاهد، بیشتر با مباحث [[عرفان|عرفانی]] و [[اخلاق|اخلاقی]] شناخته شده است، اما در سال‌های حضورش در [[تهران]] که همزمان با نهضت اسلامی [[امام خمینی]] بود، با حمایت کامل از انقلاب، به سازماندهی نیروهای مبارز پرداخت و اساسى‌ترین کار را تشکیل حکومت [[اسلام|اسلامی]] می‌دانست. «[[رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب (کتاب)|رسالۀ لُبّ اللباب فی سیر و سلوک اولى الألباب]]» از جمله آثار ایشان است.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|نام کامل = سید محمدحسین حسینى تهرانى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|تصویر=[[پرونده:علامه تهرانی.jpg|۲۲۰px|center]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۳۰۵ شمسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[تهران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|وفات = ۱۳۷۴ شمسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|مدفن = [[مشهد]]، [[حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|اساتید = [[علامه طباطبائی]]، [[سید رضا بهاءالدینی|سید رضا بهاء‌الدینى]]، [[شیخ حسین حلی|شیخ حسین حلى]]، [[سید محمد محقق داماد|سید محمد محقق داماد]]، [[سید هاشم حداد|سید هاشم حداد]]،...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|شاگردان =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|آثار =[[رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب (کتاب)|رسالۀ لبّ اللباب فی سیر و سلوک اولى الألباب]]، اللّه شناسى، امام شناسى، معاد شناسى، لمحات الحسین‌ علیه‌السلام، توحید علمى و عینى، روح مجرد، ولایت فقیه در حکومت اسلامى،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ولادت==&lt;br /&gt;
'''سید محمدحسین حسینى طهرانى''' فرزند مرحوم آیت‌الله [[سید محمدصادق حسینی تهرانی|سید محمدصادق حسینى طهرانى]]، در ۲۴ [[ماه محرم|محرم]] الحرام سال ۱۳۴۵ ه.ق (مطابق ۱۳۰۵ ش) در [[تهران]] دیده به جهان گشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیلات و استادان==&lt;br /&gt;
سید محمدحسین طهرانى دوران کودکى و نوجوانى را تحت تربیت پدر بزرگوارشان طى نموده و تحصیلات خود را در مقطع آموزش متوسطه در رشته مکانیک با موفقیتى چشمگیر به اتمام رسانید؛ در آن زمان از میان هجده پیشنهادى که جهت ادامه تحصیل در خارج و اخذ مسئولیت هاى مهم در زمینه‌هاى مختلف به او داده شده بود، طلبگى را اختیار نموده و در سفرى به [[مشهد]] مقدس معمم شد و در سنه ۱۳۶۴ ه.ق به سمت [[قم]] حرکت نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سیر علمى خود در [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]]، از محضر اساتیدى چون آیت‌الله شیخ عبدالجواد سدهى، آیت‌الله [[سید رضا بهاءالدینی|سید رضا بهاء‌الدینى]]، آیت‌الله [[سید محمد محقق داماد|سید محمد محقق داماد]]، آیت‌الله [[سید محمد حجت کوه کمره ای|سید محمد حجت کو‌ه‌کمری]] و [[بروجردی، حسین|آیت‌الله سید حسین بروجردى]] استفاده‌هاى شایانى برد و از همان دوران ابتدائى تحصیل، در زمره اولین تلامذه آیت‌الله [[طباطبایی، محمدحسین|علامه طباطبائى]] در آمد و تحت تربیت علمى و سلوکى ایشان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هجرت به نجف:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدحسین طهرانى پس از هفت سال تلاش علمى و مجاهدات عملى در حوزه علمیه قم و نیل به درجه [[اجتهاد]]، جهت تکمیل دروس خویش، عزم هجرت به [[نجف]] اشرف مى‌نماید و در مدت هفت سال از محضر علماء اعلام آیت‌الله [[شیخ حسین حلی|شیخ حسین حلى]]، [[خویی، ابوالقاسم|آیت‌الله خویى]] و آیت‌الله [[سید محمود شاهرودی|سید محمود شاهرودى]] بهره برده و دروس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[تفسیر قرآن|تفسیر]] خود را به اتمام مى‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ایام تحصیل در نجف اشرف بنا به فرموده استاد خود [[طباطبایی، محمدحسین|علامه طباطبائى]]، با بازماندگان از تلامذه عارف عظیم [[سید علی آقا قاضی|سید على قاضى]]، ارتباط برقرار و با [[شیخ عباس قوچانی]] و [[سید جمال الدین گلپایگانی|سید جمال‌الدین گلپایگانى]] باب مراودات سلوکى را باز نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دست تقدیر در نیمه [[ماه شعبان|شعبان]] سنه ۱۳۷۶ ه.ق، افق جدیدى از [[معرفت]] به رویش گشود؛ او به ملاقات عالم ربانی، آیت‌الله [[سید هاشم حداد|سید هاشم حداد]] مشرف مى‌شود؛ در بدو ورود بر ایشان در آن دکان محقر آهنگرى و نعل سازى با بیانى سراسر [[تواضع]]، عشق و شوق عرضه مى‌دارد: «آمده‌ام تا نعلى هم به پاى من بکوبید». کلامى‌که جز با استقرار نور معرفت و بصیرت در قلب و ضمیر انسان، بر لسان جارى نمى‌شود. از آن لحظه به مدت ۲۸ سال تمام با این مرد میدان [[توحید|توحید]] و معرفت مراوده داشته و در سفر و حضر ملازم و مصاحب با ایشان بود، تا جایى که در اثر تعالى علمى و عملى از طرف استاد خود ملقب به «سید الطائفتین» (سید دو طائفه اهل علم و اهل معرفت) گردید؛ که شرح پاره‌اى از مصاحبات و مراودات خویش را با ایشان در کتاب خود «روح مجرد» به رشته تحریر در آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تألیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تألیفات علامه طهرانی بیش از چهل عنوان و در حدود ۷۵ جلد است، که برخی از آنها چاپ شده، از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#[[الله|اللّه]] شناسى، ۳ جلد.&lt;br /&gt;
#[[امام]] شناسى، ۱۸ جلد، این مجموعه شامل ۲۷۰ درس است.&lt;br /&gt;
#[[معاد]] شناسى، ۱۰ جلد، این مجموعه شامل ۷۵ مجلس است.&lt;br /&gt;
#رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، همراه با مقدمه و شرح تفصیلى مطالب رساله در شرح حال [[سید محمد مهدی بحرالعلوم|علامه بحرالعلوم]].&lt;br /&gt;
#[[رساله لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب (کتاب)|رسالۀ لُبّ اللُباب فی سیر و سلوک اولى الألباب]]، (تقریر دورۀ دروس اخلاقى و عرفانى [[علامه طباطبایى|علامۀ طباطبایى]]، با تنقیحات و اضافات مؤلف).&lt;br /&gt;
#[[توحید]] علمى و عینى.&lt;br /&gt;
#مهر تابان، (یادنامه و زندگى‌نامۀ حضرت علامۀ طباطبایى و مصاحبات مؤلف با جناب علامه).&lt;br /&gt;
#روح مجرد، (یادنامۀ موحد و عارف کبیر [[سید هاشم حداد|سید هاشم موسوى حداد]]).&lt;br /&gt;
#رسالۀ نوین، [[تفسیر]] آیۀ «إنّ عدّة الشهور عند الله اثنا عشر شهراً فی کتاب الله».&lt;br /&gt;
#رسالة بدیعة فی تفسیر آیة «الرجال قوّامون على النساء».&lt;br /&gt;
#رسالة حول مسألة رؤیة الهلال.&lt;br /&gt;
#وظیفۀ فرد مسلمان در احیاى حکومت اسلامى.&lt;br /&gt;
#[[ولایت فقیه]] در حکومت اسلامى، ۴ جلد در ضمن ۴۸ درس.&lt;br /&gt;
#نور ملکوت در [[قرآن]]، ۴ جلد.&lt;br /&gt;
#لمحات [[امام حسین|الحسین‌]] علیه‌السلام.&lt;br /&gt;
#هدیۀ غدیریه، دو نامۀ سیاه و سپید.&lt;br /&gt;
#رسالۀ نکاحیه؛ کاهش جمعیت، ضربۀ سهمگین بر پیکر مسلمین.&lt;br /&gt;
#نگرشى بر مقالۀ «بسط و قبض تئوریک شریعت» اثر دکتر عبدالکریم سروش.&lt;br /&gt;
#نامۀ پیش نویس قانون اساسى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب‌هاى چاپ نشده ایشان نیز عبارت است از:&lt;br /&gt;
[[پرونده:Lob.jpg|thumb|left|رساله لبّ اللباب؛ یکی از آثار علامه طهرانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تفسیر [[آیه مودت]] «قل لا أسئلکم علیه أجراً إلاّ المودّة فی القربى».&lt;br /&gt;
#تفسیر [[سوره عبس|سورۀ عبس]].&lt;br /&gt;
#تفسیر [[سوره یس|سورۀ یس]].&lt;br /&gt;
#کتاب الحج.&lt;br /&gt;
#احکام المساجد.&lt;br /&gt;
#کرامات الأولیاء.&lt;br /&gt;
#رسالة فی القرآن.&lt;br /&gt;
#رسالة فی حرمة الزوجة مؤبداً على الزوج.&lt;br /&gt;
#رساله‌اى در [[دعا]].&lt;br /&gt;
#رساله‌اى در [[نماز]].&lt;br /&gt;
#رسائل فقهیه.&lt;br /&gt;
#رسالة فی الصوم.&lt;br /&gt;
#مجموعة الطهرانی.&lt;br /&gt;
#ملاقات کنندگان [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام زمان]] (علیه‌السلام).&lt;br /&gt;
#تقریرات درس فقه [[سید محمود شاهرودی|آیت‌الله شاهرودى]] (صلاة و صلاة الجمعة).&lt;br /&gt;
#تقریرات درس فقه آیت‌الله [[شیخ حسین حلی|شیخ حسین حلى]].&lt;br /&gt;
#تقریرات درس اصول [[خویی، ابوالقاسم|آیت‌الله خویى]].&lt;br /&gt;
#الاجتهاد و التقلید (تقریر درس آیت‌الله حلّى).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‎‌های اجتماعی و سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمدحسین طهرانى در سال ۱۳۷۷ ه.ق (۱۳۳۷ ش) در راستاى اجراى دستور مرحوم [[محمدجواد انصاری همدانی|شیخ محمدجواد انصارى همدانى]] -که در آن اوقات بنا به سفارش مرحوم [[سید هاشم حداد]] تحت تربیت ایشان قرار داشت-، به [[ایران]] مراجعت نموده و عهده دار تمشیت امور [[مسجد]] قائم [[تهران|تهران]] مى‌شوند و على رغم میل باطنى و شخصى، و تنها جهت انقیاد در برابر ارشادات اساتید خود، به دستگیرى و ارشاد نفوس مستعده و قابل، از تمامى طبقات اجتماعى مبادرت مى‌ورزند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در آغاز ورود به تهران و استقرار در سنگر هدایت مردم، اساسى‌ترین کار را تشکیل حکومت [[اسلام]] دانسته و در راستاى حرکت به سمت تحقّق آن، به ایجاد جلسات همفکرى با علماى بزرگ و طرح و پى‌گیرى مسائل مختلف و مشکلات این مسیر طولانى پرداختند که با رحلت [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]] و تحرّکات اسلام ستیزانه حکومت شاه و قیام مردم به زعامت عالمان دینى بخصوص [[امام خمینی|امام خمینى]] در این صحنه، علامه طهرانی که با ایشان سابقه آشنائى داشتند ارتباطى دقیق و محکم را پى‌ریزى نموده قدم به قدم در مسیر شروع و اوج‌گیرى نهضت به هم فکرى و همکارى گسترده پرداختند، و ضمن جذب یاران مطمئن و متعهّد براى فداکارى در مسیر حذف حکومت [[طاغوت]] و تحقّق حکومت اسلامی از هیچ تلاشى دریغ نکردند، و در مواقع حسّاس براى نجات رهبرى نهضت از زندان و اعدام فعالیتى وسیع و همه جانبه و مؤثر را طرّاحى و اجرا نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه نهضت با توجّه به اصرارشان بر لزوم کار تشکیلاتى و منسجم و به دنبال تبعید رهبر انقلاب به [[نجف]] اشرف، حرکات روشنگرانه و مبارزات سیاسى خویش را در قالبى دیگر و با پوشش‌هاى لازم ادامه داده و سالهاى تلخ و نفس‌گیر دوره حکومت سیاه طاغوت را با جنگى فرهنگى علیه طاغوتیان بسر آوردند و با ناکام گذاشتن نیروهاى اطلاعاتى دشمن و نهایت استفاده از فرصت‌هاى مناسب، اهداف معرفتى و تربیتى خویش را به کرسى نشاندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پیروزی انقلاب، ایشان نیز در استمرار فعّالیتهاى قبلى خود نهایت تلاش خویش را در شکل گیرى صحیح قانون اساسى بکار بستند و با تدوین و نشر نامه‌اى روشن و گویا و جامع، خطاب به رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهورى اسلامى پیرامون پیش‌نویس قانون اساسى بر حاکمیت اسلام و محوریت [[ولایت فقیه]] تأکید و براى تصویب آن در مجلس خبرگان از راههاى مختلف کوشش نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله تهرانی، در سال ۱۴۰۰ ه.ق و پس از پیروزى انقلاب اسلامى به [[مشهد|مشهد مقدس]] هجرت نموده و تا آخر عمر شریف، به تألیف دوره علوم و معارف اسلام و دستگیرى از نفوس مستعده و تربیت شاگردان اقدام مى‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم آیت‌الله سید محمدحسین طهرانى، سرانجام در روز نهم [[ماه صفر]] سال ۱۴۱۶ ه.ق (مطابق ۱۳۷۴ ش)، در [[مشهد]] مقدس دار فانى را وداع گفت و پیکر مطهرش پس از [[تشییع جنازه|تشییع]] باشکوه و اقامه [[نماز میت|نماز]] توسط [[آیت الله محمدتقی بهجت|آیت‌الله بهجت]]، در [[حرم امام رضا علیه السلام|حرم امام رضا]] (علیه‌السلام) به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://nbo.ir/%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-330-254-282-74.aspx گلشن ابرار، سید مجید حسن‌زاده، به نقل از پایگاه فرهیختگان تمدن شیعه].&lt;br /&gt;
*[http://nooremojarrad.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%B7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C دانشنامه تخصصی آثار و أحوال علامه آیةالله سید محمدحسین حسینی طهرانی، پایگاه نور مجرد].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آرشیو عکس و تصویر==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot; heights=&amp;quot;170&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (12).jpg|سید محمدحسین حسینی طهرانی در نوجوانی&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (13).jpg|سید محمدحسین حسینی طهرانی در جوانی&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (10).jpg|سید محمدحسین حسینی طهرانی در سمت راست سید هاشم موسوی حداد&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی0.jpg|از راست: احمد مجتهدی تهرانی، محمدتقی فلسفی و سید محمدحسین حسینی طهرانی&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (8).jpg|نشسته از راست: ناشناس، سید جلال تناوش، حسن علی نجابت، سید محمدحسین حسینی طهرانی، محمداسماعیل دولابی و هادی ابهری&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (6).jpg|سید محمدحسین حسینی طهرانی&lt;br /&gt;
پرونده:علامه3.jpg|alt=علامه طباطبایی و علامه طهرانی|از راست: [[سید محمدحسین طباطبایی]] و سید محمدحسین حسینی طهرانی&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (3).jpg|alt=علامه طهرانی در حج تمتع|سید محمدحسین حسینی طهرانی در لباس احرام در سرزمین وحی&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (11).jpg|سید محمدحسین حسینی طهرانی در منزل شخصی&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (14).jpg|تشییع پیکر سید محمدحسین حسینی طهرانی در [[مشهد]]&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (2).jpg|اقامه نماز میت سید محمدحسین حسینی طهرانی توسط [[آیت الله محمدتقی بهجت|محمدتقی بهجت]]&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (4).jpg|مدفن سید محمدحسین حسینی طهرانی در [[حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;br /&gt;
پرونده:طهرانی (7).jpg|موقعیت مکانی قبر سید محمدحسین حسینی طهرانی در صحن انقلاب&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای معاصر|طهرانى،سيد محمدحسین]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:عارفان]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفسرین قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:متکلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام رضا علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=168571</id>
		<title>سید هاشم حداد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=168571"/>
		<updated>2026-07-11T12:41:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
'''«سید هاشم موسوی حَدّاد»''' (۱۳۱۸-۱۴۰۴ ق)، از علما و عرفای [[شیعه]] در قرن چهاردهم قمری و از شاگردان خاص [[سید علی آقا قاضی|سید علی قاضی طباطبایی]] بود. وی در علوم [[عرفان|عرفانی]] و مشاهدات ربانی، استاد کامل و صاحب‌نظر و در مقامات عرفانی از جایگاه بلندی برخوردار بود. از آن عالم ربانی، آثار علمی جز چند نامه باقی نمانده، اما حالات و دیدگاه‌های او در کتاب «روح مجرد» نوشته شاگردش [[سید محمدحسین حسینی طهرانی]] بیان شده است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = سید هاشم موسوی حدّاد&lt;br /&gt;
||تصویر= [[پرونده:حداد.jpg|۲۳۰px]]&lt;br /&gt;
||زادروز = ۱۳۱۸ قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  [[کربلا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  ۱۴۰۴ قمری&lt;br /&gt;
|مدفن = کربلا، قبرستان وادی ایمن&lt;br /&gt;
|اساتید =  [[سید علی آقا قاضی|سید علی قاضی طباطبایی]]،...&lt;br /&gt;
|شاگردان = [[سید محمدحسین حسینی طهرانی]]، [[سید عبدالحسین دستغیب]]، [[سید عبدالکریم رضوی کشمیری|سید عبدالکریم کشمیری]]، محمدصالح کمیلی، سید احمد فهری زنجانی،...&lt;br /&gt;
|آثار =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==ولادت و خاندان==&lt;br /&gt;
سید‌ هاشم موسوی حداد، در سال ۱۳۱۸ قمری (۱۲۷۹ ش) در [[کربلا]] به‌دنیا آمد. جدّش سید حسن، از [[شیعه|شیعیان]] هند بود که در نزاع میان دو طایفه در هند، به‌دست گروه غالب اسیر شد. آنان وی را به خانواده‌ای شیعی ملقب به افضل خان فروختند و آن خانواده هم در مهاجرت به کربلا، او را با خود به آن‌جا بردند، اما از آنجا که از وی کراماتی مشاهده نمودند او را آزاد کردند. سید حسن در کربلا به سقایی پرداخت و در همان‌جا [[ازدواج]] کرد. از یکی از فرزندان او، به نام سید قاسم، سه فرزند باقی ماند که سید هاشم حدّاد بزرگ‌ترین آن‌ها بود.&lt;br /&gt;
هدیه، مادر سید‌ هاشم، از اعراب اصیل [[عراق]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حدّاد از راه نعل‌سازی و نعل‌کوبی امرار معاش می‌کرد، لذا مدتی به «نعل‌بند» مشهور بود، اما بعدها برخی اين شهرت را جهت احترام به او به «حدّاد» يعنى آهنگر تغییر دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تحصیل و استادان==&lt;br /&gt;
سید‌ هاشم حدّاد در [[کربلا]] شروع به کسب علم کرد و تا بیست سالگی در کربلا مانده و تا آن هنگام دروس مقدماتی حوزه علمیه (تا سیوطی) را خوانده بود. تا اینکه برای ادامه تحصیل به [[نجف]] رفت و حجره‌ای در [[مدرسه هندی]] گرفت و در آن‌جا با [[سید علی آقا قاضی|سید علی قاضی طباطبایی]] آشنا شد. خود ایشان لحظۀ‌ دیدار با مرحوم قاضی را اینگونه وصف می‌نمایند: «براى تحصیل به نجف مشرّف شدم، تا هم از محضر آقا (مرحوم قاضى) بهرمند گردم و هم خدمت مدرسه هندى (محلّ اقامت مرحوم قاضى) را بنمایم. همینکه وارد شدم، دیدم روبرو سیدى نشسته است؛ بدون اختیار به سوى او کشیده شدم. رفتم و [[سلام]] کردم، و دستش را بوسیدم. مرحوم قاضى فرمود: رسیدى! در آنجا حجره‌اى براى خود گرفتم؛ و از آن وقت و از آنجا باب مراوده با آقا مفتوح شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مدت ۲۸ سال از محضر مرحوم قاضی بهره مند و در ارتباط بود و در این مدت به درجاتی عالی در [[عرفان]] و سیر و سلوک واصل شد و تقریباً‌ در میان تلامذه مرحوم قاضی در مراتب معنوی یگانه و منحصر به فرد می‌شود. با آن‌که آیت الله قاضی شاگردانی همانند [[شیخ محمدتقی آملی|شیخ‌ محمدتقی آملی]] و [[سید محمدحسین طباطبایی]] داشت، اما حدّاد مورد توجه خاص او بود، که می‌توان دلیل این توجه را شدت تجرید حدّاد دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تدریس و شاگردان==&lt;br /&gt;
بعد از رحلت مرحوم [[سید علی آقا قاضی|سید علی قاضی]]، سید هاشم حداد از برخی خواص از سالکان الی الله دست‌گیری می‌کرد و جمعی را از معارف [[توحید|توحیدی]] خود بهره‌مند نمود. شاگردان سید هاشم حداد در [[عراق]] و [[ایران]] حدود ۲۰ نفر بودند که برخی از ایشان عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[سید محمدحسین حسینی طهرانی]]، که ۲۸ سال با سید حدّاد مراوده داشت و بعدها یادنامه‌ای با عنوان «روح مجرد» درباره زندگی و طریق سلوک استادش نوشت.&lt;br /&gt;
*[[سید عبدالحسین دستغیب]]،&lt;br /&gt;
*[[سید عبدالکریم رضوی کشمیری|سید عبدالکریم رضوی کشمیری]]،&lt;br /&gt;
*[[سید مصطفی خمینی]]،&lt;br /&gt;
*[[شهید مرتضی مطهری]]،&lt;br /&gt;
*سید احمد حسینی همدانی،&lt;br /&gt;
*غلام‌حسین همایونی،&lt;br /&gt;
*غلام‌حسین سبزواری،&lt;br /&gt;
*محمدحسن بیاتی،&lt;br /&gt;
*شیخ محمدصالح کمیلی،&lt;br /&gt;
*سید احمد فهری زنجانی،&lt;br /&gt;
*سید‌ هادی تبریزی،&lt;br /&gt;
*شیخ مرتضی طالقانی،&lt;br /&gt;
*شیخ محمدجواد مظفر،&lt;br /&gt;
*سید شهاب‌الدین صفوی،&lt;br /&gt;
*محمدعلی خلف‌زاده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه علمی==&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد، در [[علوم اسلامی]] صاحب نظر بود و هرگونه سؤالی از مشکل‌ترین مطالب [[شرح منظومه سبزواری|منظومه سبزواری]]، [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]] [[ملا صدرا]]، [[فصوص الحکم (ابن عربی) (کتاب)|فصوص الحکم]] و مصباح الانس را پاسخ‌گو بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در مقامات [[عرفان|عرفانی]] از عوالم کثرت عبور کرده و به فنا رسیده و حقیقت [[توحید]] ذات حق را درک کرده و آن‌را چشیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حدّاد کتاب یا رساله‌ای از خود برجای نگذاشته و فقط سید محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد»، حالات و سخنان عرفانی او را نقل کرده است. از او تنها چند نامه کوتاه باقی‌ مانده که مشتمل بر مطالب عرفانی و دستورهای سلوکی است که برخی استنادات آن فارسی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد، به اشعار فارسی [[شمس مغربی|شمس‌ مغربی]]، [[حافظ شیرازی]] و [[مولوی]] علاقه فراوان داشت و به مناسبت، به آن‌ها استناد کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد، با آن‌که برخی آرای [[محیی الدین ابن عربی|محیی‌الدین ابن‌ عربی]] را پذیرفته بود، اما از وی انتقاد نیز می‌کرد.&lt;br /&gt;
[[سید محمدحسین حسینی طهرانی]]، حدّاد را در عرفان، کامل دانسته است، اما برخی متشرعان از او انتقاد کرده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها مربوط به مسئله وحدت وجود و نقل سخنان ابن‌ عربی و قرائت [[مثنوی معنوی (کتاب)|مثنوی]] مولوی و تمایلات عارفانه اوست. البته حدّاد به آن ایرادها پاسخ داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید حدّاد به شهرهای [[سوریه]] و [[مکه]] و [[مدینه]] نیز سفر کرد و دو ماه هم به [[ایران]] آمد و با آیت‌اللّه [[سید محمدهادی میلانی]] و [[سید محمدحسین طباطبایی]] و [[بانو مجتهده امین|بانو امین اصفهانی]] و [[مرتضی مطهری]] دیدار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دیدگاه‌های عرفانی و اخلاقی==&lt;br /&gt;
دیدگاه‌های سید هاشم حداد منحصر به فرد است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[توحید]]: سید حدّاد در توحید بسیار [[تعصب]] داشت و کلمه فنا بیش از هر واژه دیگری بر زبان او جاری بود. حدّاد معتقد بود که توجه به صحت یا بطلان عمل، موجب [[غفلت]] از حق و ابتلا به دوگانه‌پرستی می‌گردد.&lt;br /&gt;
* وحدت وجود: به نظر حدّاد، وحدت وجود از معارف بسیار عالی است که کسی قادر به ادراک آن ـ کما هو حقّه ـ نیست و معنای آن نزد حدّاد این است که جز [[خدا]] چیز دیگری وجود بالذات و مستقل ندارد؛ یعنی، وجود حقیقی، اوست و دیگر موجودات،  عین وابستگی و نیاز به حق هستند. غیر از خدا چیزى نیست، معنیش آن است که وجود بالاصاله و حقیقة الوجود در جمیع عوالم و ذات مستقلّه و قائمه بالذّات، اوست؛ و بقیه موجودات هستى ندارند و هست نما هستند. هستى آنها تعلّقى و ربطى، و وجود آنها وجود ظِلّى چون سایه شاخص است نسبت به نور آفتاب که به دنبال شاخص مى‌چرخد و می‌گردد.&lt;br /&gt;
* رمی جمرات: به نظر سید هاشم حداد، اینکه حاجی در اعمال و مناسک حج، خصوصا در رمی [[جمره اولىٰ‌‌‌‌‌‌‌‌|جمره اولی]] و [[جمره وسطىٰ‌‌‌|جمره وسطی]]، رو به [[قبله]]، [[شیطان]] را رمی می‌کند و در رمی‌ [[جمره عقبه‌‌|جمره عقبه]]، پشت به قبله این عمل را انجام می‌دهد، بدان معناست که حاجی با توجه به اصل توحید، که بدون سمت و سوی است و نیز با نفسی که توجه به آن سمت و سویی ندارد، شیطان را رمی می‌کند. به نظر او، رمی‌جمره عقبه از دو رمی دیگر زلال‌تر و به توحید نزدیک‌تر است.&lt;br /&gt;
* [[ائمه اطهار|ائمه اطهار]] (علیهم‌السّلام): سید هاشم حداد درباره ائمه (علیهم‌السّلام) معتقد بود که آنها [[اولیاء الله|اولیای الاهی]] هستند که عابدان محض در برابر ربوبیت مطلقه خدایند، که مظهر افعال و صفات الاهی‌اند، لذا ائمه دارای [[ولايت|ولایت]] مطلقه کلیه‌اند و آسمان و زمین و تمام مخلوقات، تحت ولایت ائمه (علیهم‌السّلام) هستند. وی وجود ائمه و افعال آنها را [[معجزه]] می‌دانستند.&lt;br /&gt;
* عالی‌ترین منظر عشق: سید هاشم حداد شهادت [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] (علیه‌السلام‌) را عالی‌ترین منظر عشق و زیباترین جلوه جلال و جمال و نیکوترین مظاهر [[اسماء الحسنی|اسماء]] رحمت و [[غضب]] الهی می‌دانست. به نظر او، اگر گوشه‌ای از تجلیات الهی در عاشورا را به سالکان نشان دهند تا ابد مدهوش می‌گردند. شیوه نگرش او به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] امام حسین (علیه‌السلام) همانند توصیف [[عرفان|عرفانی]] [[مولوی|جلال‌الدین مولوی]] از [[عاشورا]] در [[مثنوی معنوی (کتاب)|مثنوی معنوی]] است که معتقد بود شهادت امام حسین جای عزاداری و حزن نیست، بلکه هنگامه شادی است که امام حسین(ع) و یارانش به وصال معشوق رسیده‌اند.&lt;br /&gt;
* معامله با خدا: سید هاشم حداد معتقد بود [[انسان]] باید در هر حال با خدا معامله کند و خواستن خواب‌ها و رؤیاهای معنوی و روحانی و طلبیدن مکاشفات و اتصال با عالم غیب و... از خواهش‌های نفسانی است.&lt;br /&gt;
* تربیت کودک: حداد کودک را دارای حقیقتی والا می‌دانست، گرچه ما آنها را کوچک می‌بینیم. لذا معتقد بود باید به اطفال [[احترام]] گذاشت. وی معتقد بود طفل گرچه زبان ندارد، ولی ادارک می‌کند؛ از این رو باید شیرخواره را به اماکن متبرکه و مجالس [[روضه خوانی|روضه]] برد، چرا که او قدوسیت [[اهل البیت|اهل بیت]] را جذب می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حداد از نگاه عالمان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[[سید علی آقا قاضی|سید علی قاضى]] می فرمود: «سید هاشم در [[توحید]] مانند [[سنی|سنّی‌ها]] که در سنّى‌گرى [[تعصب|تعصّب]] دارند، او در توحید ذات حق متعصّب است، و چنان توحید را ذوق کرده و مسّ نموده است که محال است چیزى بتواند در آن خلل وارد سازد.»&lt;br /&gt;
*آیت‌الله [[سید محمدحسین حسینی طهرانی]] درباره سید هاشم حداد می‌گوید: او شاهباز بلند پروازی بود که هرچه طائر [[عقل]] و‌ اندیشه اوج بگیرد و بخواهد وی را دریابد، می‌بیند او برتر و عالی‌تر است. حد او را فقط [[سید علی آقا قاضی|مرحوم قاضی]] می‌شناسد.&lt;br /&gt;
*علامه طهرانی همچنین از یکى از تلامذه مرحوم قاضى به نام علّامه لاهیجى انصارى نقل می کند که گفت: «مرحوم قاضى خیلى به سید هاشم عنایت داشت و او را به رفقاى سلوکى معرّفى نمى‌کرد و بر حال او ضَنّت داشت که مبادا رفقا مزاحم او شوند. او تنها شاگردى است که در زمان حیات مرحوم قاضى موت اختیارى داشته است. بعضى اوقات ساعات موت او تا پنج و شش ساعت طول مى‌کشید.&lt;br /&gt;
*شهید [[مرتضی مطهری]] بعد از دیدار با سید هاشم حداد، درباره او گفته است: این سید حیات بخش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی‌های اخلاقی==&lt;br /&gt;
علامه طهرانی در وصف عظمت و اوج مراتب عرفانى و توحیدى مرحوم سید هاشم حدّاد چنین می‌فرماید: «حضرت آقاى حاج سید هاشم در افق دیگرى زندگى مى‌نمود؛... براى وى زندگى و [[مرگ]]، مرض و صحّت، فقر و غنا، دیدن صُوَر معنوى و یا عدم آن، [[بهشت]] و [[دوزخ]]، على السّویه بود. او مرد خدا بود. تمام نسبت‌ها در همه عوالم از او منقطع بود مگر نسبت الله.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حدّاد از نظر معیشتی در وضعیت سختی بسر می‌برده است، به گونه‌ای که تا آخر عمر در یک خانه ۵۰-۴۰ متری که از آن دیگران بوده، زندگی می‌کرده است؛ در عین‌حال هیچ نوع تقاضایی از کسی نمی‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال سید هاشم حداد در تمام دهه عزاداری [[ماه محرم]]، منقلب بود و زیاد [[اشک در عزای امام حسین علیه السلام|گریه]] می‌کرد.&lt;br /&gt;
غذای او غالبا نان و برگ ترب سفید بود. در طول عمر خواب چندانی نداشت. همیشه ساکت بود و اگر سؤالی می‌شد به‌طور مختصر و مفید جواب می‌داد. [[قرآن]] را با صوت حزین و آهنگ جذاب و دلربا می‌خواند. پیوسته با دیگران حالت [[تواضع]] و خضوع داشت به گونه‌ای که در خدمت به دیگران هیچ‌گونه دریغ نداشت، اتاق را جارو می‌زد، ظرف را می‌شست و نیازهای منزل را فراهم می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان به نیازمندی که می رسید، دست در جیب می کرد و بدون شمارش، پول می داد و گاهی هر چه داشت به آن مستمند می داد. از خدمت کردن به دوستان بسیار خوشحال می شد و از هیچ کاری چه تهیه کردن غذا، شستن ظرف ها و جارو کردن اتاق فروگذار نمی کرد. در هدیه دادن دست بازی داشت و به دوستان هر چه بود می داد؛ سجاده، تسبیح، انشگتر. به طور معمول از فروشندگان فقیری که کنار صحن می نشستند، خرید می نمود و همیشه از عطر استفاده و اغلب در اتاقش عود روشن می نمود. غذایش نان با کمی سبزیجات بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد [[مرتضی مطهری]] می گوید: یک بار که به دیدن ایشان (در [[عتبات عالیات]]) رفتم از من سؤال کردند: [[نماز]] را چگونه می خوانی؟ گفتم با توجه کامل به معانی و کلمات آن، نماز را می خوانم. ایشان فرمودند: پس کی نماز می خوانی؟ در نماز توجه ات فقط به [[خدا]] باشد و به معانی توجه مکن. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا سید هاشم در گفتارشان و تغییر از حالتی به حالتی کلمه «یا صاحب الزمان» را خیلی بر زبان جاری می کردند. یک روز فردی از ایشان پرسید آیا شما خدمت [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت ولی عصر]] ارواحنا فداه رسیده اید فرمودند: کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود و در اولین نظر نگاهش به امام زمان نیفتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد می فرمود: خدا دوست دارد بنده ‏اش [[تسلیم]] باشد و او براى بنده خود اختیار کند، نه آنکه بنده چیزى را اختیار کند. اختیار بنده مطلوب نیست؛ و خواست او گرچه برآورده شود و مى ‏شود، خلاف روش محبّت و عبودیّت است. خدا دوست دارد بنده‏اش بنده شود، یعنى از اراده و اختیار بیرون شود. به شاگردان خود توصیه مى‏ نمود: دنبال کشف و کرامات نروید! این طلب‏ها سالک را از خدا دور می کند، گرچه مطلوبش حاصل شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
مرحوم سید هاشم حداد در اواخر ماه [[ماه جمادی الاولی|جمادى الاولى]] سال ۱۴۰۴ ق (۱۳۶۲ ش) بیمار شده و مدتی در بیمارستان [[کربلا]] بستری می‌شوند و سرانجام در ۱۲ ماه [[رمضان]] آن سال (۲۱ خرداد ۱۳۶۳) در سن هشتاد و شش سالگی رحلت فرمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه [[سید محمدحسین حسینی طهرانی|حسینی طهرانی]] دربارۀ آخرین روزهای حیات سید حداد می‌فرماید: «ایشان را در آستانه فوت در بیمارستان کربلا بسترى نموده بودند، و طبیب خاصّ ایشان دکتر سید محمّد شُروفى که از آشنایان بوده است، متصدّى و مباشر علاج بوده است. روز دوازدهم شهر رمضان قریب سه ساعت به غروب مانده، ایشان‌ میفرمایند: مرا مرخّص کنید به منزل بروم؛ سادات در آنجا تشریف آورده و منتظر من می باشند! دکتر می گوید: ابداً امکان ندارد که شما به خانه بروید! ایشان به دکتر می گویند: ترا به جدّه‌ام [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمه زهرا]] قسم می دهم که بگذار من بروم! سادات مجتمعند و منتظر مَنند. من یک ساعت دیگر از دنیا می روم! دکتر که سوگند اکید ایشان و اسم فاطمه زهرا را مى‌شنود اجازه می دهد... ایشان در همان لحظه به منزل مى‌آیند... در این حال حناى خمیر کرده مى‌طلبند و بر رسم دامادى جوانان عرب که هنگام دامادى دست و پایشان را حنا مى‌بندند و مراسم حنابندان دارند، ایشان نیز ناخنها و انگشتان پاهاى خود را حنا مى‌بندند و می فرمایند: اطاق را خلوت کنید! در این حال رو به [[قبله]] می خوابند. لحظاتى که می گذرد و در اطاق وارد می شوند، مى‌بینند ایشان جان تسلیم نموده‌اند... بدن ایشان را شبانه [[غسل]] دادند و [[کفن]] نمودند و جمعیت انبوهى غیر مترقّب چه از اهل کربلا و چه از نواحى دیگر که شناخته نشدند گرد آمدند و با چراغهاى زنبورى فراوان به حرمین مطهّرین [[امام حسین علیه السلام|حضرت أبا عبدالله الحسین]] و [[حضرت عباس علیه السلام|حضرت أبا الفضل العبّاس]] علیهما السّلام برده، و پس از طواف بر گرد آن مراقد شریفه، در وادى الصّفاى کربلا در مقبره شخصى‌اى که آقا سید حسن براى ایشان تهیه کرده بود به خاک سپردند. رَحمَةُ اللهِ عَلَیهِ رَحمَةً واسِعةً، وَ رَزَقَنا اللهُ طَىَّ سَبیلِهِ وَ مِنْهاجَ سیرَتِهِ، وَ الحَشرَ مَعَهُ وَ مَعَ أجْدادِهِ الطَّیبینَ الطّاهِرینَ صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیهِم أجمَعین».&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;حاج‌ سید‌ هاشم موسوی‌ حداد&amp;quot;، [[دانشنامه جهان اسلام]]، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، شماره ۵۸۵۸.&lt;br /&gt;
*[https://erfanvahekmat.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF &amp;quot;سید هاشم موسوی حداد&amp;quot;، پایگاه عرفان و حکمت].&lt;br /&gt;
*روح مجرد؛ یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد، محمدحسین حسینی طهرانی، مشهد ۱۴۲۷.&lt;br /&gt;
*[https://serajnet.org/userfiles/www.salehin.com/fa/salehin/hekayat/hadad/index.htm کتاب ناگفته‌های عارفان، ج ۲، پایگاه سراج نت]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علماء شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:عارفان]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای اخلاق]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در کربلا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF.jpg&amp;diff=168570</id>
		<title>پرونده:حداد.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF.jpg&amp;diff=168570"/>
		<updated>2026-07-11T12:33:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=168569</id>
		<title>سید هاشم حداد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=168569"/>
		<updated>2026-07-11T08:31:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مهدی موسوی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خوب}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''«سید هاشم موسوی حَدّاد»''' (۱۳۱۸-۱۴۰۴ ق)، از عارفان شیعه در قرن چهاردهم هجری قمری و از سلسله عارفان متشرع عتبات عالیات در کربلا و نجف بود.سید هاشم حداد&lt;br /&gt;
او حدود ۲۶ سال شاگرد سید علی قاضی طباطبایی بوده و در کربلا و نجف تحصیل کرده است. وی در علوم عرفانی و مشاهدات ربانی، استاد کامل و صاحب‌نظر و در مقامات عرفانی از جایگاه بلندی برخوردار بود، گرچه در مسائل فقهی، از متعبدین و از مقلدین محسوب می‌گردد.&lt;br /&gt;
از او آثاری جز چند نامه باقی نمانده و حالات و دیدگاه‌های او در کتاب روح مجرد نوشته شاگردش سید محمدحسین حسینی طهرانی بیان شده است. &lt;br /&gt;
اعتقاد به مسئله وحدت وجود و نقل سخنان محیی‌الدین ابن‌ عربی و قرائت مثنوی جلال‌الدین مولوی و تمایلات عارفانه و .... باعث انتقاد برخی از متشرعه بر حداد شده است که البته سید حداد به آنها پاسخ داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ولادت و خاندان ==&lt;br /&gt;
سید‌ هاشم موسوی حداد، در سال ۱۳۱۸ قمری در [[کربلا]] به‌دنیا آمد. جد سید‌ هاشم حداد، سید حسن، از [[شیعه|شیعیان]] هند بود که در نزاع میان دو طایفه در هند، به‌دست گروه غالب اسیر شد. آنان وی را به خانواده‌ای شیعی ملقب به افضل خان فروختند و آن خانواده هم در مهاجرت به کربلا، او را با خود به آن‌جا بردند، اما از آنجا که از وی کراماتی مشاهده کردند او را آزاد کردند. سید حسن در کربلا به سقایی پرداخت و در همان‌جا [[ازدواج]] کرد. از یکی از فرزندان او، به نام سید قاسم، سه فرزند باقی ماند که سید هاشم حدّاد بزرگ‌ترین آن‌ها بود.&lt;br /&gt;
هدیه، مادر سید‌ هاشم، از اعراب اصیل [[عراق]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
سید‌ هاشم حدّاد در [[کربلا]] شروع به کسب علم کرد و تا بیست سالگی در کربلا مانده و تا آن هنگام دروس مقدماتی حوزه علمیه (تا سیوطی) را خوانده بود. تا اینکه برای ادامه تحصیل به [[نجف]] رفت و حجره‌ای در [[مدرسه هندی]] گرفت و در آن‌جا با [[سید علی آقا قاضی|سید علی قاضی طباطبایی]] آشنا شد و ۲۸ سال در کربلا و نجف با ابود. خود ایشان لحظۀ‌ دیدار با مرحوم قاضی را اینگونه وصف می‌نمایند: «براى تحصیل به نجف مشرّف شدم، تا هم از محضر آقا (مرحوم قاضى) بهرمند گردم و هم خدمت مدرسه هندى را بنمایم (محلّ اقامت مرحوم قاضى) همینکه وارد شدم، دیدم روبرو سیدى نشسته است؛ بدون اختیار به سوى او کشیده شدم. رفتم و [[سلام]] کردم، و دستش را بوسیدم. مرحوم قاضى فرمود: رسیدى! در آنجا حجره‌اى براى خود گرفتم؛ و از آن وقت و از آنجا باب مراوده با آقا مفتوح شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مدت ۲۸ سال از محضر مرحوم قاضی بهره مند و در ارتباط بود و در این مدت به درجاتی عالی در [[عرفان]] و سیر و سلوک واصل می‌شو و تقریباً‌ در میان تلامذه مرحوم قاضی در مراتب معنوی یگانه و منحصر به فرد می‌شود. با آن‌که آیت الله قاضی شاگردانی همانند [[شیخ محمدتقی آملی|شیخ‌ محمدتقی آملی]] و [[سید محمدحسین طباطبایی]] داشت، اما حدّاد مورد توجه خاص او بود، که می‌توان دلیل این توجه را شدت تجرید حدّاد دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان ==&lt;br /&gt;
بعد از رحلت مرحوم حضرت آقای قاضی، مرحوم سید هاشم حداد از برخی خواص از سالکان الی الله دستگیری می‌نمودند و جمعی را از معارف توحیدی خود بهره‌مند نمود. شاگردان سید هاشم حداد در [[عراق]] و [[ایران]] حدود ۲۰ نفر بودند که برخی از ایشان عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سید محمدحسین حسینی طهرانی]]، که ۲۸ سال با سید حدّاد مراوده داشت و بعدها یادنامه‌ای با عنوان روح مجرد (مشهد ۱۴۱۸) درباره زندگی و طریق سلوک استادش نوشت.&lt;br /&gt;
* [[سید عبدالحسین دستغیب]]، &lt;br /&gt;
* [[شهید مرتضی مطهری]]،&lt;br /&gt;
* سید احمد حسینی همدانی، &lt;br /&gt;
* غلام‌حسین همایونی، &lt;br /&gt;
* غلام‌حسین سبزواری، &lt;br /&gt;
* محمدحسن بیاتی، &lt;br /&gt;
* محسن شرکت، &lt;br /&gt;
* شیخ صالح کمیلی، &lt;br /&gt;
* سید‌ هادی تبریزی، &lt;br /&gt;
* شیخ مرتضی طالقانی، &lt;br /&gt;
* شیخ محمدجواد مظفر، &lt;br /&gt;
* سید شهاب‌الدین صفوی، &lt;br /&gt;
* محمدعلی خلف‌زاده، &lt;br /&gt;
* ابوموسی محیی،&lt;br /&gt;
* [[سید عبدالکریم رضوی کشمیری|سید عبدالکریم کشمیری]]، &lt;br /&gt;
* [[سید مصطفی خمینی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - راه امرار معاش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدّاد از راه نعل‌سازی و نعل‌کوبی امرار معاش می‌کرد، لذا مدتی به «نعل‌بند» مشهور بود اما بعدها خود، این لقب را به «حدّاد» تغییر داد، با این حال از نظر معیشتی در وضعیت سختی بسر می‌برده است، به گونه‌ای که تا آخر عمر در یک خانه ۵۰-۴۰ متری که از آن دیگران بوده، زندگی می‌کرده است. در عین‌حال هیچ نوع تقاضایی از کسی نمی‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - دیدار با علماء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدّاد به شهرهای عراق و نیز سوریه و مکه و مدینه سفر کرد و دو ماه هم به ایران آمد و با آیت‌اللّه میلانی و سید محمدحسین طباطبایی و بانو امین اصفهانی و مرتضی مطهری دیدار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه‌ها ==&lt;br /&gt;
دیدگاه‌های سید هاشم حداد منحصر به فرد است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸.۱ - [[توحید]]:&lt;br /&gt;
حدّاد در توحید بسیار [[تعصب]] داشت و کلمه فنا بیش از هر واژه دیگری بر زبان او جاری بود. حدّاد معتقد بود که توجه به صحت یا بطلان عمل، موجب [[غفلت]] از حق و ابتلا به دوگانه‌پرستی می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸.۲ - وحدت وجود:&lt;br /&gt;
به نظر حدّاد، وحدت وجود از معارف بسیار عالی است که کسی قادر به ادراک آن ـ کما هو حقّه ـ نیست و معنای آن نزد حدّاد این است که جز [[خدا]] چیز دیگری وجود بالذات و مستقل ندارد؛ یعنی، وجود حقیقی، اوست و دیگر موجودات،  عین وابستگی و نیاز به حق هستند. غیر از خدا چیزى نیست، معنیش آن است که: وجود بالاصاله و حقیقة الوجود در جمیع عوالم و ذات مستقلّه و قائمه بالذّات، اوست؛ و بقیه موجودات هستى ندارند و هست نما هستند. هستى آنها تعلّقى و ربطى، و وجود آنها وجود ظِلّى چون سایه شاخص است نسبت به نور آفتاب که به دنبال شاخص مى‌چرخد و می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸.۳ - رمی جمرات:&lt;br /&gt;
به نظر سید هاشم حداد، اینکه حاجی در اعمال و مناسک حج، خصوصا در رمی [[جمره اولىٰ‌‌‌‌‌‌‌‌|جمره اولی]] و [[جمره وسطىٰ‌‌‌|جمره وسطی]]، رو به [[قبله]]، [[شیطان]] را رمی می‌کند و در رمی‌ [[جمره عقبه‌‌|جمره عقبه]]، پشت به قبله این عمل را انجام می‌دهد، بدان معناست که حاجی با توجه به اصل توحید، که بدون سمت و سوی است و نیز با نفسی که توجه به آن سمت و سویی ندارد، شیطان را رمی می‌کند. به نظر او، رمی‌جمره عقبه از دو رمی دیگر زلال‌تر و به توحید نزدیک‌تر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸.۴ - [[ائمه اطهار|ائمه]] (علیهم‌السّلام):&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد درباره ائمه (علیهم‌السّلام) معتقد بود که آنها [[اولیاء الله|اولیای الاهی]] هستند که عابدان محض در برابر ربوبیت مطلقه خدایند، که مظهر افعال و صفات الاهی‌اند، لذا ائمه دارای [[ولايت|ولایت]] مطلقه کلیه‌اند و آسمان و زمین و تمام مخلوقات، تحت ولایت ائمه (علیهم‌السّلام) هستند. وی وجود ائمه و افعال آنها را [[معجزه]] می‌دانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸.۵ - عالی‌ترین منظر عشق:&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد شهادت [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] (علیه‌السلام‌) را عالی‌ترین منظر عشق و زیباترین جلوه جلال و جمال و نیکوترین مظاهر [[اسماء الحسنی|اسماء]] رحمت و [[غضب]] الهی می‌دانست. به نظر او، اگر گوشه‌ای از تجلیات الهی در عاشورا را به سالکان نشان دهند تا ابد مدهوش می‌گردند. شیوه نگرش او به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] امام حسین (علیه‌السلام) مسبوق به توصیف [[عرفان|عرفانی]] [[مولوی|جلال‌الدین مولوی]] از [[عاشورا]] در [[مثنوی معنوی (کتاب)|مثنوی معنوی]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸.۶ - معامله با خدا:&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد معتقد بود [[انسان]] باید در هر حال با خدا معامله کند و خواستن خواب‌ها و رؤیاهای معنوی و روحانی و طلبیدن مکاشفات و اتصال با عالم غیب و... از خواهش‌های نفسانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[سید علی آقا قاضی|سید علی قاضى]] می فرمود: «سید هاشم در [[توحید]] مانند [[سنی|سنّی‌ها]] که در سنّى‌گرى [[تعصب|تعصّب]] دارند، او در توحید ذات حق متعصّب است، و چنان توحید را ذوق کرده و مسّ نموده است که محال است چیزى بتواند در آن خلل وارد سازد.»&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمدحسین حسینی طهرانی]] درباره سید هاشم حداد می‌گوید: او شاهباز بلند پروازی بود که هرچه طائر [[عقل]] و‌ اندیشه اوج بگیرد و بخواهد وی را دریابد، می‌بیند او برتر و عالی‌تر است. حد او را فقط [[سید علی آقا قاضی|مرحوم قاضی]] می‌شناسد.&lt;br /&gt;
* علامه طهرانی همچنین از یکى از تلامذه مرحوم قاضى به نام علّامه لاهیجى انصارى نقل می کند که گفت: «مرحوم قاضى خیلى به سید هاشم عنایت داشت و او را به رفقاى سلوکى معرّفى نمى‌کرد و بر حال او ضَنّت داشت که مبادا رفقا مزاحم او شوند. او تنها شاگردى است که در زمان حیات مرحوم قاضى موت اختیارى داشته است. بعضى اوقات ساعات موت او تا پنج و شش ساعت طول مى‌کشید.&lt;br /&gt;
* شهید [[مرتضی مطهری]] درباره او گفته است: این سید حیات بخش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه علمی ==&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد، در [[علوم اسلامی]] صاحب نظر بود و هرگونه سؤالی از مشکل‌ترین مطالب [[شرح منظومه سبزواری|منظومه سبزواری]]، [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]] [[ملا صدرا]]، [[فصوص الحکم (ابن عربی) (کتاب)|فصوص الحکم]] و مصباح الانس را پاسخ‌گو بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقامات [[عرفان|عرفانی]] از عوالم کثرت عبور کرده و به فنا رسیده و حقیقت [[توحید]] ذات حق را درک کرده و آن‌را چشیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدهاشم حدّاد کتاب یا رساله‌ای از خود برجای نگذاشته و فقط سید محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد»، حالات و سخنان عرفانی او را نقل کرده است. از او تنها چند نامه کوتاه باقی‌ مانده که مشتمل بر مطالب عرفانی و دستورهای سلوکی است که برخی استنادات آن فارسی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد، به اشعار فارسی [[شمس مغربی|شمس‌ مغربی]]، [[حافظ شیرازی]] و [[مولوی]] علاقه فراوان داشت و به مناسبت، به آن‌ها استناد کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید هاشم حداد، با آن‌که برخی آرای [[محیی الدین ابن عربی|محیی‌الدین ابن‌ عربی]] را پذیرفته بود، اما از وی انتقاد نیز می‌کرد.&lt;br /&gt;
[[سید محمدحسین حسینی طهرانی]]، حدّاد را در عرفان، کامل دانسته است، اما برخی متشرعان از او انتقاد کرده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها مربوط به مسئله وحدت وجود و نقل سخنان ابن‌ عربی و قرائت [[مثنوی معنوی (کتاب)|مثنوی]] مولوی و تمایلات عارفانه اوست. البته حدّاد به آن ایرادها پاسخ داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های اخلاقی ==&lt;br /&gt;
حال سید هاشم حداد در تمام دهه عزاداری [[ماه محرم]]، منقلب بود و زیاد [[اشک در عزای امام حسین علیه السلام|گریه]] می‌کرد.&lt;br /&gt;
غذای او غالبا نان و برگ ترب سفید بود. در طول عمر خواب چندانی نداشت. همیشه ساکت بود و اگر سؤالی می‌شد به‌طور مختصر و مفید جواب می‌داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قرآن]] را با صوت حزین و آهنگ جذاب و دلربا می‌خواند. پیوسته با دیگران حالت [[تواضع]] و خضوع داشت به گونه‌ای که در خدمت به دیگران هیچ‌گونه دریغ نداشت، اتاق را جارو می‌زد، ظرف را می‌شست و نیازهای منزل را فراهم می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وفات ==&lt;br /&gt;
مرحوم سید هاشم حداد در اواخر ماه [[ماه جمادی الاولی|جمادى الاولى]] سال ۱۴۰۴ ق (اسفند ۱۳۶۲) بیمار شده و مدتی در بیمارستان [[کربلا]] بستری می‌شوند و سرانجام در ۱۲ ماه [[رمضان]] آن سال ( ۲۱ خرداد ۱۳۶۳) در سن هشتاد و شش سالگی رحلت فرمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علامه طهرانی]] دربارۀ آخرین روزهای حیات سید حداد می‌فرمایند: «ایشان را در آستانه فوت در بیمارستان کربلا بسترى نموده بودند، و طبیب خاصّ ایشان دکتر سید محمّد شُروفى که از آشنایان بوده است، متصدّى و مباشر علاج بوده است. روز دوازدهم شهر رمضان قریب سه ساعت به غروب مانده، ایشان‌ میفرمایند: مرا مرخّص کنید به منزل بروم؛ سادات در آنجا تشریف آورده و منتظر من می باشند! دکتر می گوید: ابداً امکان ندارد که شما به خانه بروید! ایشان به دکتر می گویند: ترا به جدّه‌ام [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمه زهرا]] قسم می دهم که بگذار من بروم! سادات مجتمعند و منتظر مَنند. من یک ساعت دیگر از دنیا می روم! دکتر که سوگند اکید ایشان و اسم فاطمه زهرا را مى‌شنود اجازه می دهد... ایشان در همان لحظه به منزل مى‌آیند... در این حال حناى خمیر کرده مى‌طلبند و بر رسم دامادى جوانان عرب که هنگام دامادى دست و پایشان را حنا مى‌بندند و مراسم حنابندان دارند، ایشان نیز ناخنها و انگشتان پاهاى خود را حنا مى‌بندند و می فرمایند: اطاق را خلوت کنید! در این حال رو به [[قبله]] می خوابند. لحظاتى که می گذرد و در اطاق وارد می شوند، مى‌بینند ایشان جان تسلیم نموده‌اند... بدن ایشان را شبانه [[غسل]] دادند و [[کفن]] نمودند و جمعیت انبوهى غیر مترقّب چه از اهل کربلا و چه از نواحى دیگر که شناخته نشدند گرد آمدند و با چراغهاى زنبورى فراوان به حرمین مطهّرین [[امام حسین علیه السلام|حضرت أبا عبدالله الحسین]] و [[حضرت عباس علیه السلام|حضرت أبا الفضل العبّاس]] علیهما السّلام برده، و پس از طواف بر گرد آن مراقد شریفه، در وادى الصّفاى کربلا در مقبره شخصى‌اى که آقا سید حسن براى ایشان تهیه کرده بود به خاک سپردند. رَحمَةُ اللهِ عَلَیهِ رَحمَةً واسِعةً، وَ رَزَقَنا اللهُ طَىَّ سَبیلِهِ وَ مِنْهاجَ سیرَتِهِ، وَ الحَشرَ مَعَهُ وَ مَعَ أجْدادِهِ الطَّیبینَ الطّاهِرینَ صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیهِم أجمَعین».(روح مجرد، ص ۶۶۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارتباط با مرحوم علامه طهرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم علّامه طهرانی در هفتمین سال اقامت خود در نجف اشرف پس از چهارده سال تلاش مستمرّ علمى و عملى در حوزه مبارکه قم و حوزه مقدّسه نجف و سلوک إلى الله تحت تربیت بزرگمردان میدان علم و عمل، با مرحوم حاج سید هاشم حدّاد آشنا میشوند. و او را انسان کامل و دریاى بى‌کران توحید و ولایت مى‌یابند، و یکباره سر تسلیم به وى مى‌سپارند و مسیر زندگیشان حرکتى دیگر مى‌گیرد؛ مرحوم علامه بیش از هر کسی در میان اساتیدشان به حضرت آقای حداد عشق می‌ورزیدند و سرّ آن هم مراتب بلند فناء و توحید و عشق عجیبی بود که مرحوم آقای حداد به خداوند داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحمد الله خود ایشان نکات فراوانى از زندگى خود را در این راستا در کتاب ارزشمند و نفیس «روح مجرّد» بسیار زیبا و دلنشین و خواندنى به رشته تحریر کشیده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این اتفاق در سفری که به همراه آیة الله قوچانى (وصی مرحوم قاضی) به کربلا سفر نموده بودند، قصد دیدار مرحوم حداد می‌نمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حقیر در بین راه به ایشان عرض کردم: میل دارید برویم و از آقا سید هاشم نعل بند دیدنى کنیم؟ (چون ایشان در آن زمان به حجّ بیت الله الحرام مشرّف نشده بود، و بواسطه آنکه شغلشان نعل سازى و نعل کوبى به پاى اسبان بود، به سید هاشم نعل بند در میان رفقا شهرت داشت؛ بعدا یکى از مریدان ایشان که در کربلا ساکن بود و حقّاً نسبت به ایشان ارادت داشت به نام حاج محمّد على خَلَف زاده که شغلش کفّاشى بود شنیدیم که از نزد خود این شهرت را احتراما به حدّاد یعنى آهنگر تغییر داده است، علیهذا رفقا هم از آن به بعد ایشان را حدّاد خواندند.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در جواب فرمودند: … باشد براى وقتى دیگر!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرض کردم: من الآن عجله‌اى براى مراجعت ندارم، اجازه میفرمائید بمانم و ایشان را زیارت کنم؟ فرمودند: خوبست، مانعى ندارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«لهذا حقیر از ایشان خداحافظى نموده … [نشانی آهنگری مرحوم حداد را جویا شده به آنجا رفتم] دیدم دکه‌ایست کوچک تقریبا ۳* ۳ متر، و سیدى شریف تا نیمه بدن خود را که در پشت سندان است در زمین فرو برده و بطوریکه کوره از طرف راست و سندان در برابر او به هر دو با هم دسترسى دارد مشغول آهن کوبى و نعل سازى است. یک نفر شاگرد هم در دسترس اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهره‌اش چون گل سرخ برافروخته، چشمانش چون دو عقیق مى‌درخشد. گرد و غبار کوره و زغال بر سر و صورتش نشسته و حقّا و حقیقةً یک عالَمى است که دست به آهن میبرد و آنرا با گاز انبر از کوره خارج، و به روى سندان مى‌نهد و با دست دیگر آنرا چکش کارى میکند. عجبا! این چه حسابى است؟! این چه کتابى است؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من وارد شدم، سلام کردم. عرض کردم: آمده‌ام تا نعلى به پاى من بکوبید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فورا انگشت مسبّحه (سبّابه) را بر روى بینى خود آورده اشاره فرمود: ساکت باش!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه یک چائى عالى معطّر و خوش طعم از قورى کنار کوره ریخت و در برابرم گذارد و فرمود: بسم الله، میل کنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند لحظه‌اى طول نکشید که شاگرد خود را به بهانه‌اى دنبال کارى و خریدى فرستاد. او که از دکان خارج شد، حضرت آقا به من فرمودند: آقاجان! این حرفها خیلى محترم است، چرا شما نزد شاگرد من که از این مسائل بى‌بهره است چنین کلامى را گفتید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوباره یک چائى دیگر ریخته و براى خود هم یک استکان ریخته، و در حالى که مشغول کار بود و لحظه‌اى کوره و چکش و گاز انبر آهنگیر تعطیل نشد، این اشعار را با چه لحنى و چه صدائى و چه شورى و چه عشقى و چه جذابیت و روحانیتى براى من خواند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روستائى گاو در آخور ببستشیر، گاوش خورد و بر جایش نشست‌&lt;br /&gt;
روستائى شد در آخور سوى گاوگاو را مى‌جست شب آن کنجکاو&lt;br /&gt;
دست مى‌مالید بر اعضاى شیرپشت و پهلو، گاه بالا گاه زیر&lt;br /&gt;
گفت شیر ار روشنى افزون بدىزَهره‌اش بدریدى و دلخون شدى‌&lt;br /&gt;
این چنین گستاخ زان مى‌خاردمکو در این شب گاو مى‌پنداردم‌&lt;br /&gt;
حق همى گوید که اى مغرور کورنى ز نامم پاره پاره گشت طور&lt;br /&gt;
که لَو أنزَلْنا کتابًا لِلجَبلْلَانْصَدَعْ ثُمَّ انقَطَعْ ثُمَّ ارتَحَلْ&lt;br /&gt;
از من ار کوه احد واقف بدىپاره گشتىّ و دلش پر خون شدى‌&lt;br /&gt;
از پدر و از مادر این بشنیده‌اىلا جرم غافل در این پیچیده‌اى‌&lt;br /&gt;
گر تو بى تقلید ز آن واقف شوىبى‌نشان بى‌جاى چون هاتف شوى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این حال شاگرد برگشت. آقا فرمود: میعاد ما و شما ظهر در منزل براى أداى نماز. و نشانى منزل را دادند. قریب اذان ظهر به منزل ایشان در خیابان عبّاسیه، شارِع البَرید، جنب منزل حاج صمد دلّال رفتم. منزلى ساده و بسیار محقّر، چند اطاق ساده عربى و در گوشه‌اش یک درخت خرما بود. و چون یک اشکوبه بود ما را به بام رهبرى نمودند. در بالاى بام حضرت آقا سجّاده انداخته آماده نماز بودند، و فقط یک نفر ارادتمند به ایشان حاج محمّد على خلف زاده بود که میخواست با ایشان نماز بخواند. و سپس معلوم شد آقاى حاج محمّد على، ظهرها را غالبا در معیت ایشان نماز میخواند. بنده نیز اقتدا کردم و نماز جماعتى که فقط دو مأموم داشت بجاى آورده شد. و ایشان نهایت مهر و محبّت را نمودند و فرمودند: شما مى‌روید به نجف و إن شآء الله تعالى وعده دیدار براى سفر بعدى. در آن روز که نیمه شعبان بود حقیر دستشان را بوسیده و تودیع نمودم و به نجف مراجعت کردم»[۳].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصفی از جلسات عرفانی مرحوم سید هاشم حداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم علامه طهرانی ماه رمضان ۱۳۷۶ ه ق (فروردین ۱۳۳۶) را به طور کامل در کربلا ساکن شده و شبها را با مرحوم حداد به سر می‌بردند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«پس از اداى نماز عشائین و صرف افطار، دو ساعت از شب گذشته به منزل آقا مشرّف مى‌شدم تا نزدیک اذان صبح که باز براى سَحور خوردن به خانه باز مى‌گشتم، یعنى خود آقا وقت ملاقات را در شبها معین نموده بودند؛ زیرا که روزها دنبال کار میرفتند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم علامه طهرانی از این جلسات شبانه با تعبیر «پذیرایی معنوی» یاد کرده و و اینگونه آن را وصف می‌نمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«محلّ اجتماع دکه‌اى بود در کنار مسجدى که ایشان متصدّى تنظیف آن بودند؛ و آن دکه به طول و عرض دو متر در دو متر بود و ارتفاع سقفش بقدرى بود که در آن نمى‌شد نماز را ایستاده بجاى آورد چون سر به سقف گیر می‌کرد؛ و در حقیقت اطاق نبود بلکه محلّى بود زائد که معمار در وسط پلّکان معبرِ به بام‌ مسجد به عنوان انبار در آنجا در آورده بود. امّا چون مکان خلوت و تاریک و دنجى بود، آقاى حدّاد آنجا را در مسجد براى خود برگزیده، و براى دعا و قرائت قرآن و اوراد و اذکارى که مرحوم قاضى می‌دادند بالأخص براى سجده‌هاى طولانى بسیار مناسب بود. امّا نمازها را ایشان در درون شبستان مسجد میخواندند، و نمازهاى واجب را نیز به امام جماعت آن مسجد به نام آقا شیخ یوسف اقتدا مى‌نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن دکه سماور چاى و قورى نیز بود و مقدارى از اثاث مسجد هم در کنار آن ریخته بود. خداوندا! از این دکه بدین وضع و کیفیت کسى خبر ندارد، جز خود مرحوم قاضى که در کربلاى معلّى در اوقات تشرّف بدان قدم نهاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عظمت و روحانیت آن دکه را کسى میداند که مانند بعضى از دوستان حدّاد مثل حاج حبیب سماوى، و حاج عبد الزّهراء گرعاوى، و حاج أبو موسى مُحیى، و حاج أبو أحمد عبد الجلیل محیى و بعضى دیگر، آنرا دیده و در آن أحیانا بیتوته نموده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آقاى حاج سید هاشم از حقیر در تمام شبهاى ماه مبارک در آن دکه پذیرائى کرد. وه چه پذیرائیى!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
…شب تا نزدیک اذان به گفتگو و قرائت قرآن و گریه و خواندن أشعار ابن فارض و تفسیر نکات عمیق عرفانى و دقائق أسرار عالم توحید و عشق وافر و زائد الوصف به حضرت أبا عبد الله الحسین علیه السّلام میگذشت. و براى رفقاى ما که حاضر در آن جلسه بودند همچون حاج عبد الزّهراء، باب مکاشفات باز بود و مطالبى جالب بیان میکرد. و حقیقةً در آن ماه رمضان بقدرى شوریده و وارسته و بى‌پیرایه بود که موجب تعجّب بود. آنقدر در جلسه مى‌گریست که چشمهایش متورّم مى‌شد، و از ساعت مى‌گذشت، آنگاه به درون مسجد میرفت و بر روى حصیر پس از ادامه گریه به سجده مى‌افتاد. بسیار شور و وَلَه و آتش داشت؛ آتش سوزان که دیگران را نیز تحت تأثیر قرار میداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک شب که پس از این گریه‌هاى ممتد و سرخ شدن چشمها به درون مسجد رفت، حضرت آقاى حدّاد به من فرمود: سید محمّد حسین! این گریه‌ها و این حِرقت دل را مى‌بینى؟ من صد «قاط» (برابر و مقدار) بیشتر از او دارم ولى ظهور و بروزش به گونه دگر است».[۴]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زهد مرحوم سید هاشم حدّاد&lt;br /&gt;
مرحوم علامه طهرانی در ادامۀ توصیف جلسات شبانه با مرحوم سید هاشم حداد از خوراک و خواب ایشان در آن لیام چنین گزارش می‌دهد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حقیر سه ربع ساعت مانده به اذان صبح به منزل مى‌آمدم و تقریبا ده دقیقه راه طول مى‌کشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک شب آقا به من فرمود: چرا هر شب بر مى‌خیزى و مى‌روى منزل براى سحرى خوردن؟! یک چیزى که مى‌آورم و مى‌خورم تو هم با من بخور!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردا شب سحرى را در نزد ایشان ماندم. نزدیک اذان به منزل که با مسجد چند خانه بیشتر فاصله نداشت رفته و در سفره‌اى که عبارت بود از پیراهن عربى یکى از آقازادگانشان، قدرى فُجل [: ترب سفید] و خرما با دو گرده نان آوردند و به روى زمین گذارده فرمودند: بسم الله!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما آن شب را با مقدارى نان و فجل و چند خرما گذراندیم، و فرداى آن روز تا عصر از شدّت ضعف و گرسنگى توان نداشتیم؛ چون روزها هم در نهایت بلندى و هوا هم به شدّت گرم بود. فلهذا با خود گفتم: این گونه غذاها به درد ما نمى‌خورد، و با آن اگر ادامه دهیم مریض مى‌شویم و از روزه وا مى‌مانیم. روى این سبب بعدا پس از صرف سحور با حضرت ایشان فورا به خانه مى‌آمدم و آبگوشت و یا قدرى کته‌اى را که طبخ نموده بودند می‌خوردم، یا بعضا سحرى را از منزل مى‌بردم و با سحرى ایشان با هم صرف مى‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امّا خواب ایشان: اصولًا ما در مدّت یک ماه خوابى از ایشان ندیدیم. چون شبها تا طلوع آفتاب بیدار و به تهجّد و دعا و ذکر و سجده و فکر و تأمّل مشغول بودند، و صبحها هم پس از خرید نان و حوائج منزل دنبال کار در همان محلّ شرطه خانه می‌رفتند، و ظهر هم نماز را در منزل می‌خواندند و سپس به حرم مطهّر مشرّف مى‌شدند. و گفته مى‌شد عصر مطلقا نمى‌خوابند؛ فقط صبحها بعضى اوقات که بدن را خیلى خسته مى‌بینند در حمّام سر کوچه رفته و با استحمام آب گرم رفع خستگى مى‌نمایند، و یا مثلًا صبحها چند لحظه‌اى تمدّد اعصاب مى‌کنند، سپس براى کار مى‌روند؛ آنهم آن گونه کار سنگین و کوبنده. زیرا ایشان نه تنها نعل مى‌ساختند بلکه باید خودشان هم به سمّ ستوران مى‌کوبیدند، امّا آن وجد و حال و آتش شعله‌ور از درون اجازه قدرى استراحت را نمیداد»[۵].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عظمت و اوج مراتب عرفانى و توحیدى&lt;br /&gt;
مرحوم علامه طهرانی در وصف عظمت و اوج مراتب عرفانى و توحیدى مرحوم سید هاشم حدّاد چنین می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حضرت آقاى حاج سید هاشم در افق دیگرى زندگى مى‌نمود؛ و اگر بخواهیم تعبیر صحیحى را أدا کنیم در لا افُق زندگى میکرد. آنجا که از تعین برون جسته، و از اسم و صفت گذشته، و جامع جمیع اسماء و صفات حضرت حقّ متعال به نحو اتمّ و اکمل، و مورد تجلّیات ذاتیه وَحدانیه قهّاریه، أسفار أربعه را تماماً طىّ نموده، و به مقام انسان کامل رسیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیچ یک از قوا و استعدادات در جمیع منازل و مراحل سلوکى از ملکوت أسفل و ملکوت أعلى، و پیمودن و گردش کردن در أدوار عالم لاهوت نبود، مگر آنکه در وجود گرانقدرش به فعلیت رسیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى وى زندگى و مرگ، مرض و صحّت، فقر و غنا، دیدن صُوَر معنوى و یا عدم آن، بهشت و دوزخ، على السّویه بود. او مرد خدا بود. تمام نسبت‌ها در همه عوالم از او منقطع بود مگر نسبتِ اللَه.»[۶]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز از به نقل از مرحوم محمّد حسن بیاتى می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آقا به من فرمودند: مرحوم آیة الله انصارى سالکان راه خدا را از یک طریق مى‌برد؛ ولیکن من از سه طریق مى‌برم.»[۷]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز در ضمن شرح ملاقات مرحوم شهید مطهّرى با مرحوم حدّاد فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آنچه میان ایشان و حضرت آقا به میان رفته بود، من نه از حضرت آقا پرسیدم و نه از آقاى مطهّرى، و تا این ساعت هم نمیدانم. ولى مرحوم مطهّرى هنگام خروج آهسته به حقیر گفتند: این سید حیات بخش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناگفته نماند که روزى مرحوم مطهّرى به حقیر مى‌گفتند: من و آقا سید محمّد حسینى بهشتى در قم در ورطه هلاکت بودیم، برخورد و دستگیرى علّامه طباطبائى ما را از این ورطه نجات داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا این کلام مرحوم مطهّرى درباره حضرت حاج سید هاشم که: این سید حیات بخش است، هنگامى است که حضرت علّامه هم حیات دارند، و از آن وقت تا ارتحالشان که در روز هجدهم محرّم الحرام ۱۴۰۲ هجریه قمریه واقع شد، شانزده سال فاصله است. تازه علّامه پس از مرحوم مطهّرى، لباس بدن را خَلْع و به جامه بقا مخلّع گشتند.»[۸]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصایت شرعى و سلوکى‌&lt;br /&gt;
مرحوم سید هاشم حدّاد وصیتنامه مکتوبى هم به مرحوم علامه طهرانی داده و در آن ایشان را به وصایت شرعى و سلوکى خود منصوب فرموده‌اند که از آن میتوان به موقعیت والاى مرحوم علامه طهرانی در منظرشان پى برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرّحمن الرّحیم‌&lt;br /&gt;
هوَ الحىُّ الّذى لا یموت‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمدُ لِلّهِ رَبّ العالمین و صلَّى اللهُ على محمّدٍ و آله الطّاهرین‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
أمّا بعد، حقیر سید هاشم حدّاد وصّى و جانشین قرار دادم از طرف خودم چه در حال حیات و چه در حال ممات در امور شریعت و در امر طریقت‌ و تربیت افراد براى وصول بحق، آقاى آقا سید محمّد حسین حسینى طهرانى را، و ایشان لسانِ من است و ایشان مورد اعتماد من میباشد و بدیگرى اعتمادى ندارم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ شهر ربیع الأوّل ۱۳۹۷ هجرى قمرى،و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته سید هاشم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عروج&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلماتی نورانی از مرحوم حاج سید هاشم حداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر جبرئیل فى المثل نزد تو آید و بگوید: هر چه مى‌خواهى بخواه! از درجات و مقامات و سیطره بر جنّت و جحیم و خُلَّت حضرت ابراهیم و مقام شفاعت کبراى محمّد صلّى‌اللـه‌علیه‌وآله‌وسلّم و محبّت آن پیامبر عظیم را، تو بگو: من بنده‌ام، بنده خواست ندارد. خداى من براى من هر چه بخواهد آن مطلوب است. من اگر بخواهم به همین مقدار خواست که مال من است و متعلّق به من است از ساحت عبودیت خود قدم بیرون نهاده‌ام، و گام در ساحت عِزّ ربوبى نهاده‌ام؛ چرا که خواست و اختیار اختصاص به او دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَ رَبُّک یخْلُقُ مَا یشَآءُ وَ یخْتَارُ مَا کانَ لَهُمُ الْخِیرَةُ سُبْحَـنَ اللَهِ وَ تَعَـلَى عَمَّا یشْرِکونَ.(و پروردگار تو آنچه را که بخواهد مى‌آفریند و اختیار میکند.براى این مردم ممکن‌الوجود اختیار و انتخابى نیست. منزّه و عالى مرتبه است خداوند از شرکى که به او مى‌آورند.) [۱۰]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتّى نگو: من خدا را مى‌خواهم! تو چه کسى هستى که خدا را بخواهى؟! تو نتوانسته‌اى و نخواهى توانست او را بخواهى و طلب کنى! او لامحدود و تو محدودى! و طلب تو که با نفس تو و ناشى از نفس توست محدود است، و هرگز با آن، خداوند را که لایتناهى است نمى‌توانى بخواهى و طلب کنى! چرا که آن خداى مطلوب تو در چارچوب طلب توست، و محدود و مقید به خواست توست، و وارد در ظرف نفس توست به علّت طلب تو. بنابراین آن خدا، خدانیست. آن، خداى متصوَّر و متخیل و متوهَّمِ به صورت و وَهم و خیال توست. و در حقیقت، نفس توست که آنرا خداى پنداشته‌اى![۱۱]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر نفى خواطر براى سالک خوب صورت گیرد، بالاخره وى را به عالم نیستى میرساند که هستى محض است، بطورى که دیگر نه تنها خاطره‌اى بر او وارد نمى‌شود بلکه ممکن نیست وارد شود. و چنان در عالم توحید مستغرق میگردد که مجال نزول به کثرات را پیدا نمى‌کند و خطره‌اى بر او نمى‌گذرد؛ تو گوئى میان او و میان خواطر سدّ سکندر کشیده‌اند که به‌هیچ‌وجه قابل شکاف و رخنه و ثلمه نمى‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این حال است که خاطرات با اجازۀ وى و با اذن نفسانى وى وارد مى‌شوند. یعنى اگر اجازه دهد خاطره‌اى بر ذهنش عبور مى‌کند، و إلاّ فَلا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بنابراین، حال سالک در این حال با حال پیشین او کاملاً در دو جهت متعاکس قرار میگیرند. در وهلۀ اوّل خواطر بدون اذن و رخصت او هجوم مى‌نمودند و زوایاى قلب را تصرّف میکردند و بقول ما کودتائى در دل او حاصل مى‌شد که باید سالک با رنج و تعب مدّتها زحمت بکشد تا بتواند حضور قلب پیدا کند و خواطر را بالمرّه دفع نماید؛ و لیکن در این وهله سالک پیوسته با خدا و در حرم خداست و خاطره‌اى حقّ ورود ندارد. ممکن است روزها و ماه‌ها بگذرد و خاطره‌اى بر ذهنش مرور ننماید مگر خاطرات نیک و بدون ضرر که لازمۀ زندگى و معیشت است، مثل لزوم آب آشامیدن در موقع عطش و پاسخ سلام دادن در موقع سلام کردن و أمثال ذلک.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجاست که فرق میان سالک راستین و مدّعیان سلوک واضح مى‌شود؛ و مرد وارد در حرم از شخص مدّعى ورود جدا میگردد؛ و آنکه به حقیقت عبادت و عبودیت پیوسته است با آنکه از روى تصنّع و خودساختگى بدون ادراک لذّت عبادت، خود را عابد و زاهد مى‌شمرد و به قیام و قعود و رکوع و سجود اشتغال مى‌ورزد، متمایز مى‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَ قُلْ لِقَتیلِ الْحُبِّ وَفَّیتَ حَقَّهُوَ لِلْمُدَّعى هَیهاتَ ما الْکحَلُ الْکحِلُ&lt;br /&gt;
«و به کشتۀ راه عشق بگو: از عهدۀ وفاى حقّ عشق برآمدى! و به مدّعى راه عشق بگو: هیهات از اینکه بتوانى از عهدۀ وفاى حقّ عشق برآئى! هیچگاه شخص سرمه به چشم کشیده و تصنّعاً مژگان را سیاه کرده، مانند شخص سیاه مژگان نخواهد بود» [۱۲]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. روح مجرد، ص ۹۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. روح مجرد، ص ۲۹&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. روح مجرد ص ۳۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. روح مجرد، ص ۳۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. روح مجرد، ص ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. روح مجرد، ص ۳۰۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. روح مجرد، ص ۱۶۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹. روح مجرد، ص ۵۴۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰. آیه ۶۸، از سوره ۲۸: القصص‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱. روح مجرد، ص ۱۹۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲. روح مجرد، ص ۶۳۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*&amp;quot;حاج‌ سید‌ هاشم موسوی‌ حداد&amp;quot;، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، شماره ۵۸۵۸.&lt;br /&gt;
*[https://erfanvahekmat.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF &amp;quot;سید هاشم موسوی حداد&amp;quot;، پایگاه عرفان و حکمت].&lt;br /&gt;
*روح مجرد؛ یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر حاج سید هاشم موسوی حداد، محمدحسین حسینی طهرانی، مشهد ۱۴۲۷.&lt;br /&gt;
*&amp;quot;سید هاشم حداد&amp;quot;، سایت اسلام کوئیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مهدی موسوی</name></author>
		
	</entry>
</feed>