<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87</id>
	<title>دانشنامه‌ی اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87"/>
	<updated>2026-04-23T19:28:00Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.32.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=90517</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=90517"/>
		<updated>2018-09-13T09:04:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان مرحوم فقیه سبزواری */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. به همت او ؛ و با همکاری مرحوم میرزا مهدی غروی اصفهانی ، میرزا احمد کفایی و مرحوم مهدوی دامغانی ، حوزه علمیه مشهد ، تأسیس و پایدار شد .&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری ، 13 فروردین 1271&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1386 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، حرم رضوی ، صحن رضوان (باغ رضوان سابق)،جوار مقبره شیخ طبرسی&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شریعت اصفهانی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،میرزا مهدی الهی قمشه ای ، آیة الله مرتضی و مصطفی اشرفی شاهرودی ، آیت الله حجت هاشمی  خراسانی ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ، آیة الله سید حسن صالحی ، علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، رهبر نهضت اسلامی افغانستان ، آیة الله عباس واعظ طبسی ، حجة الاسلام سیدمحمد تقی مقدم ، محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
خدمات و آثار عمرانی : تأسیس کوی طلاب مشهد ، احداث باغ رضوان ، احداث مدرسه علمیه باغ رضوان ، مدرسه علمیه محمدیه سبزوار ، مدرسه علمیه کویته پاکستان ، مسجد بهار ، مسجد احمد آباد ، احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، احداث مدرسه علمیه عوضیه قوچان ، تکمیل درمانگاه رازی ، تکیه سیدها . . . .&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ،  مرحوم آیت‌ الله حاج شیخ مرتضی اشرفی شاهرودی ،آیة الله حاج شیخ مصطفی اشرفی شاهرودی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics/faghih-sabzewari-hosein.html تصاویر مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics/faghih-sabzevari-javad.html تصاویر مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://mag.ijtihadnet.ir/%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%84%D9%90-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%E2%80%8C/ مؤسسین حوزه علمیه مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89963</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89963"/>
		<updated>2018-07-29T04:19:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* پیوند */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. به همت او ؛ و با همکاری مرحوم میرزا مهدی غروی اصفهانی ، میرزا احمد کفایی و مرحوم مهدوی دامغانی ، حوزه علمیه مشهد ، تأسیس و پایدار شد .&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری ، 13 فروردین 1271&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1386 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، حرم رضوی ، صحن رضوان (باغ رضوان سابق)،جوار مقبره شیخ طبرسی&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شریعت اصفهانی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،میرزا مهدی الهی قمشه ای ، آیة الله مرتضی و مصطفی اشرفی شاهرودی ، آیت الله حجت هاشمی  خراسانی ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ، آیة الله سید حسن صالحی ، علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، رهبر نهضت اسلامی افغانستان ، آیة الله عباس واعظ طبسی ، حجة الاسلام سیدمحمد تقی مقدم ، محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
خدمات و آثار عمرانی : تأسیس کوی طلاب مشهد ، احداث باغ رضوان ، احداث مدرسه علمیه باغ رضوان ، مدرسه علمیه محمدیه سبزوار ، مدرسه علمیه کویته پاکستان ، مسجد بهار ، مسجد احمد آباد ، احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، احداث مدرسه علمیه عوضیه قوچان ، تکمیل درمانگاه رازی ، تکیه سیدها . . . .&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ،  آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics/faghih-sabzewari-hosein.html تصاویر مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics/faghih-sabzevari-javad.html تصاویر مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://mag.ijtihadnet.ir/%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%84%D9%90-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%E2%80%8C/ مؤسسین حوزه علمیه مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89962</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89962"/>
		<updated>2018-07-29T04:15:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* پیوند */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. به همت او ؛ و با همکاری مرحوم میرزا مهدی غروی اصفهانی ، میرزا احمد کفایی و مرحوم مهدوی دامغانی ، حوزه علمیه مشهد ، تأسیس و پایدار شد .&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری ، 13 فروردین 1271&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1386 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، حرم رضوی ، صحن رضوان (باغ رضوان سابق)،جوار مقبره شیخ طبرسی&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شریعت اصفهانی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،میرزا مهدی الهی قمشه ای ، آیة الله مرتضی و مصطفی اشرفی شاهرودی ، آیت الله حجت هاشمی  خراسانی ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ، آیة الله سید حسن صالحی ، علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، رهبر نهضت اسلامی افغانستان ، آیة الله عباس واعظ طبسی ، حجة الاسلام سیدمحمد تقی مقدم ، محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
خدمات و آثار عمرانی : تأسیس کوی طلاب مشهد ، احداث باغ رضوان ، احداث مدرسه علمیه باغ رضوان ، مدرسه علمیه محمدیه سبزوار ، مدرسه علمیه کویته پاکستان ، مسجد بهار ، مسجد احمد آباد ، احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، احداث مدرسه علمیه عوضیه قوچان ، تکمیل درمانگاه رازی ، تکیه سیدها . . . .&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ،  آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics/faghih-sabzewari-hosein.html تصاویر مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://mag.ijtihadnet.ir/%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%84%D9%90-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%E2%80%8C/ مؤسسین حوزه علمیه مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89961</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89961"/>
		<updated>2018-07-29T04:12:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. به همت او ؛ و با همکاری مرحوم میرزا مهدی غروی اصفهانی ، میرزا احمد کفایی و مرحوم مهدوی دامغانی ، حوزه علمیه مشهد ، تأسیس و پایدار شد .&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری ، 13 فروردین 1271&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1386 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، حرم رضوی ، صحن رضوان (باغ رضوان سابق)،جوار مقبره شیخ طبرسی&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شریعت اصفهانی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،میرزا مهدی الهی قمشه ای ، آیة الله مرتضی و مصطفی اشرفی شاهرودی ، آیت الله حجت هاشمی  خراسانی ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ، آیة الله سید حسن صالحی ، علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، رهبر نهضت اسلامی افغانستان ، آیة الله عباس واعظ طبسی ، حجة الاسلام سیدمحمد تقی مقدم ، محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
خدمات و آثار عمرانی : تأسیس کوی طلاب مشهد ، احداث باغ رضوان ، احداث مدرسه علمیه باغ رضوان ، مدرسه علمیه محمدیه سبزوار ، مدرسه علمیه کویته پاکستان ، مسجد بهار ، مسجد احمد آباد ، احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، احداث مدرسه علمیه عوضیه قوچان ، تکمیل درمانگاه رازی ، تکیه سیدها . . . .&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ،  آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 تصاویر مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://mag.ijtihadnet.ir/%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%84%D9%90-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%E2%80%8C/ مؤسسین حوزه علمیه مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89740</id>
		<title>آخوند خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89740"/>
		<updated>2018-07-18T08:43:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آخوند خراسانی(1329 -1255 ق) فقیه اصولی و از مجتهدان بزرگ شیعه است.  او از شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف بوده و آثار فراوانی از جمله «کفایه الاصول» از او به جا مانده است. او از جمله علمایی بود که از مشروطیت حمایت کرد. &lt;br /&gt;
==ولادت و نسب و خانواده آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
محمد کاظم بن حسین (آخوند خراسانی)  در سال 1255 ه . ق (1217 ه . ش) در مشهد به دنیا آمد.   پدرش مولی حسین هروی تاجر معروف ابریشم در مشهد و هرات بود و  به دانش و دین داری اهمیت فراوان می داد. محمد کاظم فرزند چهارم مولی حسین بود.  &lt;br /&gt;
محمد کاظم  در هجده سالگی در مشهد ازدواج کرد. دو فرزندی که حاصل این ازدواج بود یکی در کودکی در گذشت و دیگری مرده به دنیا آمد.همسر ایشان نیز پس از مدتی در نجف گذشت.&lt;br /&gt;
آخوند مدتی را به تنهایی در حجره زندگی کرد و  سپس با   علویه ای تبریزی ساکن نجف ازدواج کرد که ثمره این ازدواج، سه پسر بود. پس از درگذشت  همسر دوم، با زنی ایرانی ساکن بغداد ازدواج کرد و از او صاحب دو پسر و یک دختر شد. این زن نیز در سال 1322 ه . ق از دنیا رفت. آخرین ازدواج آخوند با زنی اصفهانی ساکن نجف بود. از این ازدواج، فرزندی به دنیا نیامد.&lt;br /&gt;
==زندگی علمی آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
او 11 ساله بود که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد مشغول تحصیل علوم حوزوی و معارف شیعی شد. در طی یازده سال تحصیل در مشهد درس های مقدماتی و متوسطه علوم اسلامی، اعم از ادبیات عرب، منطق و مقداری از اصول و فقه را اموخت و سپس مدت کوتاهی  به سبزوار رفت و  از مجلس درس حکمت و فلسفه ملا هادی سبزواری بهره برد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی سپس عازم نجف شد. در راه به دلیل تمام شدن توشه سفر مدت سیزده ماه و بیست روز در تهران در یکی از حجره های مدرسه صدر ماند و در این مدت از جلسه درس میرزا ابوالحسن جلوه و مولی حسین خویی بهره برد. &lt;br /&gt;
با فراهم شدن مقدمات سفر راهی نجف شد و در روز اول ماه ذیحجه 1279 ه .ق  وارد نجف شد. &lt;br /&gt;
او در  نجف از درس بزرگانی مانند شیخ انصاری، سید علی شوشتری، میرزا محمد حسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بهره برد. &lt;br /&gt;
او در امر تحصیل بسیار کوشا بود. و همین تلاش و پشتکار در کنار نبوغ و تیزبینی و بهره گیری از اساتید طراز اول او  را به یکی از علمای برجسته شیعه تبدیل کرد. آخوند خراسانی در 35 سالگی بر کرسی درس خارج تکیه زد و به مدت 39 سال، خارج فقه و اصول تدریس کرد. ایشان حوزه درسی پر رونقی _ به ویژه در اصول فقه _ در نجف به وجود آورده بود. او صبح ها در مسجد هندی به زبان فارسی درس فقه را تقریر می کرد و شب ها نیز پس از نماز عشاء، در مسجد طوسی به زبان عربی به تدریس اصول می پرداخت. پس از درس اصول، مجلس فتوایی در منزل او برپا می شد. این مجلس که از زبده ترین شاگردان  و اصحاب وی تشکیل می شد، با هدف پاسخ گویی به مسائلی بود که مقلدان آخوند از گوشه و کنار عالم تشیع از وی می پرسیدند. آخوند در دوران میان سالی، تدریس فلسفه را ترک کرد و درس فقه دوم خود را به هنگام عصر، در خانه خود برای شاگردان برگزیده اش که شمارشان را از سیصد تا چهار صد تن آورده اند، القا می کرد.&lt;br /&gt;
=دشواری های تحصیل=&lt;br /&gt;
آخوند در زمان تحصیل در نجف با فقر شدیدی مواجه بود و با کمال قناعت زندگی میکرد و در عین حال به هیچ وجه گلایه نمیکرد. او سال ها نه گوشت خورد و نه آرزوی خوردن آن را داشت. پولی را که برای خرید یک شمع به او داده می شد، به فقیرتر از خود می داد و خود در تاریکی به بسر می برد. شب ها از نور چراغ دست شویی مدرسه برای مطالعه بهره می برد. خوابش بسیار کم بود و به شش ساعت نمی رسید. بیشتر شب ها بیدار بود و به مطالعه می پرداخت. او امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در زندگی اش الگو قرار داده بود. &lt;br /&gt;
زمانی که در محضر سید علی شوشتری بود، تنها یک پیراهن داشت. در یک شب زمستانی، آن پیراهن را شسته و صبحگاه که برای شرکت در درس رهسپار شد، هنوز پیراهن خشک نشده بود. بر او گران آمد که به سبب نداشتن پیراهنی دیگر، حتی از یک جلسه درس سید هم محروم شود. ازاین رو، بدون پیراهن، قبا را بر تن می کند و عبا را چنان بر خود می پیچید که کسی متوجه نبودن پیراهن بر تن او نشود. با این حال، او که اشکال کننده اصلی بحث سید بود، در هنگام بحث، از نداشتن پیراهن غافل می شود و با سید گرم بحث می گردد و ناگاه، دست بی آستین او، رازش را آشکار می کند. پس از درس و مباحثه، ظهر هنگام که به خانه می آید، می بیند آن سید بزرگوار چند پیراهن خود را برای او فرستاده است.&lt;br /&gt;
او با نداری و فقر به نبردی تن به تن برخاسته بود تا با زدودن آن، به مقصودش  در علم آموزی برسد. گرچه ضربه های فقر و غربت، سخت بود، ولی آخوند را از تحصیل علم باز نداشت. سرانجام این عالم الهی، پس از سپری کردن مقدمات طاقت&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
نام برخی از شاگردان ایشان به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
*شیخ عبداللّه گلپایگانی (1285 _ 1355): فقیه چیره دست و محقق توانا که بحث استاد را برای شاگردانش بیان می کرد؛&lt;br /&gt;
* میرزاحسین نائینی (1277 _ 1355): مجتهد و محقق توانا در علم فقه و اصول؛&lt;br /&gt;
*سید ابوالحسن اصفهانی (1284 _ 1360): از مراجع بزرگ تقلید شیعه؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد باقر گلپایگانی (1332): از عالمان پرهیزگار زمان خود؛&lt;br /&gt;
*شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (اراکی) (1278 _ 1361): از مجتهدان اصولی و محققان برجسته؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی) (1296 _ 1361): از مجتهدان و فیلسوفان بنام؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالکریم حایری یزدی (1276 _ 1355): فقیه و مرجع تقلید بزرگ شیعه و مؤسس حوزه علمیه قم؛&lt;br /&gt;
* [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (1292 _ 1380): مرجع تقلید عام شیعه در روزگار خود؛&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282 _ 1366): از مراجع بزرگ تقلید و مبارز خستگی ناپذیر در ماجرای کشف حجاب؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالحسین رشتی (1292 _ 1373): از فقیهان و فیلسوفان برجسته ای که در دوران زندگی آخوند، شرح کفایه نوشت؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسن آقا بزرگ تهرانی (1) (1293 _ 1389): مجتهد، محدّث و نویسنده کتاب هایی مانند الذریعه الی تصانیف الشیعه و الطبقات و نقباء البشر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تالیفات او می‌توان كتب زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# كتاب الاجاره&lt;br /&gt;
# الاجتهاد والتقلید&lt;br /&gt;
# التكلمه للتبصره&lt;br /&gt;
# حاشیه بر اسفار [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر رسائل [[شیخ مرتضی انصاری]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر مكاسب شیخ&lt;br /&gt;
# القضا والشهادات&lt;br /&gt;
# [[كفایه الاصول]] در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مشهورتر از همه تالیفات او، این كتاب آخری است كه در تمام اقطار در نهایت اشتهار می‌باشد. دانشمندان حاشیه‌ها و تعلیقه‌های متعددی بر آن افزوده‌اند كه از مشهورترین آنها، حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی، شیخ محمدعلی قمی، شیخ ‌عبدالحسین آل شیخ و میرزا ابوالحسن مشكینی است كه هر كدام در كشف معضلات و ابراز حقایق آن كتاب، تلاش فراوانی نموده‌اند كه در روشنگری مطالب آن كتاب مفید می‌باشد و تاسیس چند مدرسه علمیه را در [[نجف]] اشرف، در سری كارهای علمی‌ و تربیت علما او می‌توان ذكر كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در عرصه سیاست==&lt;br /&gt;
دوران حیات آخوند خراسانی همزمان بود با حکومت شاهان قاجار. در این دوران اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به شدت نا به سامان بود که منجر به آغاز انقلاب [[مشروطیت]] شد. اصطلاح مشروطه از واژه «شرط» گرفته شده و مفهوم سیاسی آن، برگرفته از قانون و مجلس است؛ یعنی حکومتی که مشروط به مجلس و ملتزم به اجرای قوانین مصوب در آن باشد و به جای اراده شخص، قانون حاکم شود و دولت تنها اجراکننده قوانین باشد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از جمله علمایی بود که فعالانه وارد عرصه شد و به جریان مشروطه خواهی کمک کرد. ایشان شرکت در این جنبش را بر همه مسلمانان واجب کرد و تأثیری انکار ناپذیر در تقویت جایگاه مشروطه خواهان و تأیید و تثبیت مشروطیت در ایران داشت. &lt;br /&gt;
وی هیچ گاه از موضع خود عقب نشینی نکرد. با تلاش ها و پی گیری های آخوند خراسانی و دو دستیار فقیه او، سلطنت استبدادی در تاریخ 14 جمادی الثانی 1324 ه . ق (چهاردهم مرداد 1285 ه . ش) با فرمان و امضای مظفرالدین شاه به نظام مشروطه تبدیل شد. و با انجام انتخابات و تعیین نمایندگان در 18 شعبان 1324 ه . ق، مجلس شورا افتتاح گردید و قانون اساسی که در پنجاه و یک اصل و هفتاد و یک متمم، تدوین شده بود، در 29 شعبان 1325 ه . ق، به امضای محمدعلی شاه رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مظفرالدین شاه محمد علی شاه بر سر کار آمد. او در آغاز وانمود می کرد با مشروطه موافق است، اما پس از ترور (ساختگی و) نافرجام خود و با پشتیبانی و تشویق روسیه، بهانه ای برای سرکوب مشروطه خواهان به دست آورد. ازاین رو، با به توپ بستن مجلس و انحلال آن و دستگیری شماری از آزادی خواهان و تبعید علما، تمام تلاش خود را در مبارزه با نهضت مشروطیت به کار بست و در نتیجه، با حمایت بیگانگان و غفلت بسیاری از مشروطه خواهان، بار دیگر استبداد بر مملکت حاکم شد.&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی در نتیجه این عملکردهای استبدادی محمد علی شاه، سران قبایل ایران را به پشتیبانی از مشروطه فرا خواندند. آنان با صدور حکم صلاحیت نداشتن محمدعلی شاه و خلع او و فتوای حرمت همکاری با رژیم استبدادی، اعلان جهاد کردند و مردم را به قیام فرا خواندند.&lt;br /&gt;
با همین فتوا، قیام مسلحانه همگانی بر ضد محمد علی شاه آغاز شد و به دگرگونی رژیم و راه اندازی دوباره مجلس شورا انجامید. &lt;br /&gt;
در انقلاب مشروطیت جریان روشنفکری و ضد دین نیز حضور داشتند که قصد داشتند انقلاب را از هر گونه مظاهر دینداری تهی سازند. آخوند خراسانی علاوه بر مبارزه با استبداد شاهنشاهی مبارزه با این عناصر را نیز در دستور کارش قرار داده بود. او به درستی می اندیشید که بانفوذ پدیده روشن فکری و اندیشه های آزادی خواهانه غربی، انقلاب مشروطه دیر یا زود با تمام عناصر غربی و ضد دینی آن درایران به پیروزی خواهد رسید و در آن صورت، اثری از دیانت و فرهنگ ایرانی در این مرز و بوم نخواهد ماند &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی به پیشنهاد شیخ فضل اللّه نوری و با توجه به منطبق نمودن مصوبه های مجلس با احکام مذهب تشیع، حضور و نظارت پنج فقیه جامع الشرایط در هر دوره قانون گذاری در مجلس، به تعیین مرجع تقلید وقت را لازم دانست و برای نخستین بار پنج تن از فقیهان بنام آن عصر از جمله سیدحسن مدرس را تعیین کرد و به مجلس فرستاد.&lt;br /&gt;
با وجود تلاشهای آخوند روشن فکران پس از فتح تهران، مشروطه خواهان واقعی راخلع سلاح کردند و به ترور و اعدام عالمان دین از جمله شیخ فضل الله نوری پرداختند. سرانجام مشروطه به کج راهه و انحراف کشیده شد و با مسکوت گذاشتن حضور پنج فقیه برای نظارت بر قوانین مصوب مجلس و روی کار آمدن رضا خان میرپنج در کودتای 1299 ه . ش (1338 ه . ق) به شکست انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از ابتدای جوانی در سلوک روحانی  و تهذیب نفس جدیت داشت. او هنگام در اغاز  تحصیل در نجف اشرف از خود را تحت تربیت معنوی استاد بزرگ اخلاق، سید علی شوشتری قرار داد.&lt;br /&gt;
===مقام عرفانی===&lt;br /&gt;
سید سعید حبوّبی  یکی از شاگردان برجسته آخوند ملا حسینعلی همدانی نقل کرده که روزی در وادی السلام  (نجف) نشسته و در حال تفکر و مراقبت بودم. ناگاه به ذهن من خطور کرد که آنچه را من با مجاهدت نفس به دست آورده ام، آخوند خراسانی با تمام عظمتش به دست نیاورده و مراحلی را که من در سیر روحی پیموده ام او نپیموده است. ناگهان مکاشفه ای برایم رخ داد. مرا در عوالمی سیر دادند که تا آن لحظه بدان راه نیافته بودم. شخصی را پیشاپیش خود با فاصله ای دور در حال سیر می دیدم و هرچه می کوشیدم نمی توانستم فاصله را کم کنم. از کسی که در کنارم بود، پرسیدم او کیست که هر چه می کوشم، نمی توانم خود را به او برسانم. گفت: او آخوند خراسانی است. میان تو و او فاصله بسیار است و تو به او نخواهی رسید.&lt;br /&gt;
===عبادت===&lt;br /&gt;
آخوند هنگام صبح و مغرب و عشا، نماز خود را به جماعت در صحن علوی برگزار می کرد و در ماه مبارک رمضان، نماز ظهر را نیز در آنجا بر پا می داشت و نافله های شبانه روزی او فراموش نمی شد  یکی از همسایگان او نقل می کند که آخوند سوز و گدازی در سجده هایش داشت که هر سنگدلی را دگرگون می کرد&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
آخوند برای تشرف حرم علوی مقیّد بود، ولی زیارت را به کوتاهی انجام می داد. روزی یکی از اصحابش گفت: «شما حضور در حرم را کمی طولانی تر کنید؛ هرچند کار هم نداشته باشید تا همه زائران متوجه آداب زیارت شما بشوند. فی الجمله، خود را داشته باشید». ناگهان آخوند برآشفت و دست به محاسن گرفت و گفت: «یعنی می گویید در این آخر عمر، با ریش سفید به خداوند شرک بورزم و خودنمایی کنم؟»&lt;br /&gt;
===خدمت به خلق===&lt;br /&gt;
آخوند در تشییع جنازه ها شرکت می جست و در مجالس فاتحه حاضر می شد و به عیادت مریضان می رفت؛ امور حسبیه را به دست می گرفت و گرفتاری نوعی و شخصی مسلمان ها را برآورده می کرد و همه گرفتاران از نزد او خشنود و حاجت روا برمی گشتند.&lt;br /&gt;
ماهی شش صد تومان نقد به نیازمندان می داد. چه بسیار خانواده های محترم که نیاز ضروری هرماهه  آن ها با توجه او فراهم می شد. هرگاه به زیارت کربلا می رفت، دست کم صد و پنجاه تا دویست لیره به فقیران و طلبه های آنجا می داد و اگر این مقدار _ هرچند به قرض کردن _ ممکن نمی شد، به کربلا نمی رفت. ازاین رو، درسال های پایانی عمرشان، در طول سال یک یا دو مرتبه بیشر به کربلا مشرف نمی شد. هفت صد نفر از فقیران، ناتوانان و طلبه ها را همیشه نان می داد. یک دکان نانوایی ویژه خود داشت که ماهی سی صد تومان، پول نان می داد. گاهی که چند ماه در پرداخت پول تأخیر می شد، نانوا دیگر نان نمی داد. اگر کسی که از ماجرا خبر نداشت، خدمتش عرض می کرد که سفارش مرا به نانوا بکنید، با تبسم می فرمود اگر سفارش من کارگر بود، سفارش همه را می کردم، ولی اثر ندارد.&lt;br /&gt;
بارها می فرمود وقتی می بینم نان این ها قطع شده است، خجالت می کشم. ازاین رو، هر طور شده بود، مشکل نان را برطرف می کرد. پول هایی که هر روز برای برطرف کردن گرفتاری فقیران نجف و زائران صرف می شد، تحت قانون و ضابطه ای نبود. همیشه در خانه او باز و بیرون آن پر از گرفتاران بود. از در منزل ایشان تا کفش کن حرم مطهر، صد قدم بیشتر نبود. در این راه، روزی چهار _ پنج تومان به فقیران و گرفتاران می داد و اگر طلبه ای اظهار پریشانی می کرد، دست به  جیب می کرد و یک مشت پول می داد؛ بدون آنکه مقدار آن را بداند&lt;br /&gt;
وقتی آب نجف قطع می شد و قنات هم قابل تعمیر نبود و مردم به ناچار آب شور می آشامیدند، آخوند که می توانست تمام سال آب کوفه بیاشامد، خود مانند فقیران آب شور می آشامید و هم چنین روزی پانزده تا بیست بار آب کوفه برای طلبه ها می فرستاد و به مردم نیز پول تهیه آب می داد. مردم به خانه او هجوم می آوردند و او پول یک بار آب به آنان می داد. گاهی دویست بار آب از سقاها می خرید و خودش آستین بالا زده و با مهربانی میان مردم تقسیم می کرد و گاه در اثر ازدحام، آسیب بدنی نیز می دید.&lt;br /&gt;
در طول مرجعیّتش برای بسیاری از طلبه های فقیر، خانه خرید، ولی برای هیچ یک از فرزندانش _ با وجود فضل و کمالشان _ خانه ای نخرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا محمد کاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 هـ.ق، پس از عمری تلاش و كوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست رحمت و پیکر مطهرش در حرم علوی مدفون شد &amp;lt;ref&amp;gt; [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، صفحه 393.&lt;br /&gt;
* سینای دانش: ویژه نامه آیت الله آخوند خراسانی&lt;br /&gt;
* آخوند خراسانی، محمدكاظم، [http://www.hawzah.net/fa/daneshvar/daneshvarview/3201?ParentID=41500 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 20 فروردین 1393.&lt;br /&gt;
* [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89738</id>
		<title>آخوند خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89738"/>
		<updated>2018-07-18T08:42:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آخوند خراسانی(1329 -1255 ق) فقیه اصولی و از مجتهدان بزرگ شیعه است.  او از شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف بوده و آثار فراوانی از جمله «کفایه الاصول» از او به جا مانده است. او از جمله علمایی بود که از مشروطیت حمایت کرد. &lt;br /&gt;
==ولادت و نسب و خانواده آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
محمد کاظم بن حسین (آخوند خراسانی)  در سال 1255 ه . ق (1217 ه . ش) در مشهد به دنیا آمد.   پدرش مولی حسین هروی تاجر معروف ابریشم در مشهد و هرات بود و  به دانش و دین داری اهمیت فراوان می داد. محمد کاظم فرزند چهارم مولی حسین بود.  &lt;br /&gt;
محمد کاظم  در هجده سالگی در مشهد ازدواج کرد. دو فرزندی که حاصل این ازدواج بود یکی در کودکی در گذشت و دیگری مرده به دنیا آمد.همسر ایشان نیز پس از مدتی در نجف گذشت.&lt;br /&gt;
آخوند مدتی را به تنهایی در حجره زندگی کرد و  سپس با   علویه ای تبریزی ساکن نجف ازدواج کرد که ثمره این ازدواج، سه پسر بود. پس از درگذشت  همسر دوم، با زنی ایرانی ساکن بغداد ازدواج کرد و از او صاحب دو پسر و یک دختر شد. این زن نیز در سال 1322 ه . ق از دنیا رفت. آخرین ازدواج آخوند با زنی اصفهانی ساکن نجف بود. از این ازدواج، فرزندی به دنیا نیامد.&lt;br /&gt;
==زندگی علمی آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
او 11 ساله بود که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد مشغول تحصیل علوم حوزوی و معارف شیعی شد. در طی یازده سال تحصیل در مشهد درس های مقدماتی و متوسطه علوم اسلامی، اعم از ادبیات عرب، منطق و مقداری از اصول و فقه را اموخت و سپس مدت کوتاهی  به سبزوار رفت و  از مجلس درس حکمت و فلسفه ملا هادی سبزواری بهره برد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی سپس عازم نجف شد. در راه به دلیل تمام شدن توشه سفر مدت سیزده ماه و بیست روز در تهران در یکی از حجره های مدرسه صدر ماند و در این مدت از جلسه درس میرزا ابوالحسن جلوه و مولی حسین خویی بهره برد. &lt;br /&gt;
با فراهم شدن مقدمات سفر راهی نجف شد و در روز اول ماه ذیحجه 1279 ه .ق  وارد نجف شد. &lt;br /&gt;
او در  نجف از درس بزرگانی مانند شیخ انصاری، سید علی شوشتری، میرزا محمد حسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بهره برد. &lt;br /&gt;
او در امر تحصیل بسیار کوشا بود. و همین تلاش و پشتکار در کنار نبوغ و تیزبینی و بهره گیری از اساتید طراز اول او  را به یکی از علمای برجسته شیعه تبدیل کرد. آخوند خراسانی در 35 سالگی بر کرسی درس خارج تکیه زد و به مدت 39 سال، خارج فقه و اصول تدریس کرد. ایشان حوزه درسی پر رونقی _ به ویژه در اصول فقه _ در نجف به وجود آورده بود. او صبح ها در مسجد هندی به زبان فارسی درس فقه را تقریر می کرد و شب ها نیز پس از نماز عشاء، در مسجد طوسی به زبان عربی به تدریس اصول می پرداخت. پس از درس اصول، مجلس فتوایی در منزل او برپا می شد. این مجلس که از زبده ترین شاگردان  و اصحاب وی تشکیل می شد، با هدف پاسخ گویی به مسائلی بود که مقلدان آخوند از گوشه و کنار عالم تشیع از وی می پرسیدند. آخوند در دوران میان سالی، تدریس فلسفه را ترک کرد و درس فقه دوم خود را به هنگام عصر، در خانه خود برای شاگردان برگزیده اش که شمارشان را از سیصد تا چهار صد تن آورده اند، القا می کرد.&lt;br /&gt;
=دشواری های تحصیل=&lt;br /&gt;
آخوند در زمان تحصیل در نجف با فقر شدیدی مواجه بود و با کمال قناعت زندگی میکرد و در عین حال به هیچ وجه گلایه نمیکرد. او سال ها نه گوشت خورد و نه آرزوی خوردن آن را داشت. پولی را که برای خرید یک شمع به او داده می شد، به فقیرتر از خود می داد و خود در تاریکی به بسر می برد. شب ها از نور چراغ دست شویی مدرسه برای مطالعه بهره می برد. خوابش بسیار کم بود و به شش ساعت نمی رسید. بیشتر شب ها بیدار بود و به مطالعه می پرداخت. او امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در زندگی اش الگو قرار داده بود. &lt;br /&gt;
زمانی که در محضر سید علی شوشتری بود، تنها یک پیراهن داشت. در یک شب زمستانی، آن پیراهن را شسته و صبحگاه که برای شرکت در درس رهسپار شد، هنوز پیراهن خشک نشده بود. بر او گران آمد که به سبب نداشتن پیراهنی دیگر، حتی از یک جلسه درس سید هم محروم شود. ازاین رو، بدون پیراهن، قبا را بر تن می کند و عبا را چنان بر خود می پیچید که کسی متوجه نبودن پیراهن بر تن او نشود. با این حال، او که اشکال کننده اصلی بحث سید بود، در هنگام بحث، از نداشتن پیراهن غافل می شود و با سید گرم بحث می گردد و ناگاه، دست بی آستین او، رازش را آشکار می کند. پس از درس و مباحثه، ظهر هنگام که به خانه می آید، می بیند آن سید بزرگوار چند پیراهن خود را برای او فرستاده است.&lt;br /&gt;
او با نداری و فقر به نبردی تن به تن برخاسته بود تا با زدودن آن، به مقصودش  در علم آموزی برسد. گرچه ضربه های فقر و غربت، سخت بود، ولی آخوند را از تحصیل علم باز نداشت. سرانجام این عالم الهی، پس از سپری کردن مقدمات طاقت&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
نام برخی از شاگردان ایشان به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
*شیخ عبداللّه گلپایگانی (1285 _ 1355): فقیه چیره دست و محقق توانا که بحث استاد را برای شاگردانش بیان می کرد؛&lt;br /&gt;
* [[میرزاحسین نائینی]] (1277 _ 1355): مجتهد و محقق توانا در علم فقه و اصول؛&lt;br /&gt;
*سید ابوالحسن اصفهانی (1284 _ 1360): از مراجع بزرگ تقلید شیعه؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد باقر گلپایگانی (1332): از عالمان پرهیزگار زمان خود؛&lt;br /&gt;
*شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (اراکی) (1278 _ 1361): از مجتهدان اصولی و محققان برجسته؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی) (1296 _ 1361): از مجتهدان و فیلسوفان بنام؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالکریم حایری یزدی (1276 _ 1355): فقیه و مرجع تقلید بزرگ شیعه و مؤسس حوزه علمیه قم؛&lt;br /&gt;
* [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (1292 _ 1380): مرجع تقلید عام شیعه در روزگار خود؛&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282 _ 1366): از مراجع بزرگ تقلید و مبارز خستگی ناپذیر در ماجرای کشف حجاب؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالحسین رشتی (1292 _ 1373): از فقیهان و فیلسوفان برجسته ای که در دوران زندگی آخوند، شرح کفایه نوشت؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسن آقا بزرگ تهرانی (1) (1293 _ 1389): مجتهد، محدّث و نویسنده کتاب هایی مانند الذریعه الی تصانیف الشیعه و الطبقات و نقباء البشر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تالیفات او می‌توان كتب زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# كتاب الاجاره&lt;br /&gt;
# الاجتهاد والتقلید&lt;br /&gt;
# التكلمه للتبصره&lt;br /&gt;
# حاشیه بر اسفار [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر رسائل [[شیخ مرتضی انصاری]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر مكاسب شیخ&lt;br /&gt;
# القضا والشهادات&lt;br /&gt;
# [[كفایه الاصول]] در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مشهورتر از همه تالیفات او، این كتاب آخری است كه در تمام اقطار در نهایت اشتهار می‌باشد. دانشمندان حاشیه‌ها و تعلیقه‌های متعددی بر آن افزوده‌اند كه از مشهورترین آنها، حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی، شیخ محمدعلی قمی، شیخ ‌عبدالحسین آل شیخ و میرزا ابوالحسن مشكینی است كه هر كدام در كشف معضلات و ابراز حقایق آن كتاب، تلاش فراوانی نموده‌اند كه در روشنگری مطالب آن كتاب مفید می‌باشد و تاسیس چند مدرسه علمیه را در [[نجف]] اشرف، در سری كارهای علمی‌ و تربیت علما او می‌توان ذكر كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در عرصه سیاست==&lt;br /&gt;
دوران حیات آخوند خراسانی همزمان بود با حکومت شاهان قاجار. در این دوران اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به شدت نا به سامان بود که منجر به آغاز انقلاب [[مشروطیت]] شد. اصطلاح مشروطه از واژه «شرط» گرفته شده و مفهوم سیاسی آن، برگرفته از قانون و مجلس است؛ یعنی حکومتی که مشروط به مجلس و ملتزم به اجرای قوانین مصوب در آن باشد و به جای اراده شخص، قانون حاکم شود و دولت تنها اجراکننده قوانین باشد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از جمله علمایی بود که فعالانه وارد عرصه شد و به جریان مشروطه خواهی کمک کرد. ایشان شرکت در این جنبش را بر همه مسلمانان واجب کرد و تأثیری انکار ناپذیر در تقویت جایگاه مشروطه خواهان و تأیید و تثبیت مشروطیت در ایران داشت. &lt;br /&gt;
وی هیچ گاه از موضع خود عقب نشینی نکرد. با تلاش ها و پی گیری های آخوند خراسانی و دو دستیار فقیه او، سلطنت استبدادی در تاریخ 14 جمادی الثانی 1324 ه . ق (چهاردهم مرداد 1285 ه . ش) با فرمان و امضای مظفرالدین شاه به نظام مشروطه تبدیل شد. و با انجام انتخابات و تعیین نمایندگان در 18 شعبان 1324 ه . ق، مجلس شورا افتتاح گردید و قانون اساسی که در پنجاه و یک اصل و هفتاد و یک متمم، تدوین شده بود، در 29 شعبان 1325 ه . ق، به امضای محمدعلی شاه رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مظفرالدین شاه محمد علی شاه بر سر کار آمد. او در آغاز وانمود می کرد با مشروطه موافق است، اما پس از ترور (ساختگی و) نافرجام خود و با پشتیبانی و تشویق روسیه، بهانه ای برای سرکوب مشروطه خواهان به دست آورد. ازاین رو، با به توپ بستن مجلس و انحلال آن و دستگیری شماری از آزادی خواهان و تبعید علما، تمام تلاش خود را در مبارزه با نهضت مشروطیت به کار بست و در نتیجه، با حمایت بیگانگان و غفلت بسیاری از مشروطه خواهان، بار دیگر استبداد بر مملکت حاکم شد.&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی در نتیجه این عملکردهای استبدادی محمد علی شاه، سران قبایل ایران را به پشتیبانی از مشروطه فرا خواندند. آنان با صدور حکم صلاحیت نداشتن محمدعلی شاه و خلع او و فتوای حرمت همکاری با رژیم استبدادی، اعلان جهاد کردند و مردم را به قیام فرا خواندند.&lt;br /&gt;
با همین فتوا، قیام مسلحانه همگانی بر ضد محمد علی شاه آغاز شد و به دگرگونی رژیم و راه اندازی دوباره مجلس شورا انجامید. &lt;br /&gt;
در انقلاب مشروطیت جریان روشنفکری و ضد دین نیز حضور داشتند که قصد داشتند انقلاب را از هر گونه مظاهر دینداری تهی سازند. آخوند خراسانی علاوه بر مبارزه با استبداد شاهنشاهی مبارزه با این عناصر را نیز در دستور کارش قرار داده بود. او به درستی می اندیشید که بانفوذ پدیده روشن فکری و اندیشه های آزادی خواهانه غربی، انقلاب مشروطه دیر یا زود با تمام عناصر غربی و ضد دینی آن درایران به پیروزی خواهد رسید و در آن صورت، اثری از دیانت و فرهنگ ایرانی در این مرز و بوم نخواهد ماند &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی به پیشنهاد شیخ فضل اللّه نوری و با توجه به منطبق نمودن مصوبه های مجلس با احکام مذهب تشیع، حضور و نظارت پنج فقیه جامع الشرایط در هر دوره قانون گذاری در مجلس، به تعیین مرجع تقلید وقت را لازم دانست و برای نخستین بار پنج تن از فقیهان بنام آن عصر از جمله سیدحسن مدرس را تعیین کرد و به مجلس فرستاد.&lt;br /&gt;
با وجود تلاشهای آخوند روشن فکران پس از فتح تهران، مشروطه خواهان واقعی راخلع سلاح کردند و به ترور و اعدام عالمان دین از جمله شیخ فضل الله نوری پرداختند. سرانجام مشروطه به کج راهه و انحراف کشیده شد و با مسکوت گذاشتن حضور پنج فقیه برای نظارت بر قوانین مصوب مجلس و روی کار آمدن رضا خان میرپنج در کودتای 1299 ه . ش (1338 ه . ق) به شکست انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از ابتدای جوانی در سلوک روحانی  و تهذیب نفس جدیت داشت. او هنگام در اغاز  تحصیل در نجف اشرف از خود را تحت تربیت معنوی استاد بزرگ اخلاق، سید علی شوشتری قرار داد.&lt;br /&gt;
===مقام عرفانی===&lt;br /&gt;
سید سعید حبوّبی  یکی از شاگردان برجسته آخوند ملا حسینعلی همدانی نقل کرده که روزی در وادی السلام  (نجف) نشسته و در حال تفکر و مراقبت بودم. ناگاه به ذهن من خطور کرد که آنچه را من با مجاهدت نفس به دست آورده ام، آخوند خراسانی با تمام عظمتش به دست نیاورده و مراحلی را که من در سیر روحی پیموده ام او نپیموده است. ناگهان مکاشفه ای برایم رخ داد. مرا در عوالمی سیر دادند که تا آن لحظه بدان راه نیافته بودم. شخصی را پیشاپیش خود با فاصله ای دور در حال سیر می دیدم و هرچه می کوشیدم نمی توانستم فاصله را کم کنم. از کسی که در کنارم بود، پرسیدم او کیست که هر چه می کوشم، نمی توانم خود را به او برسانم. گفت: او آخوند خراسانی است. میان تو و او فاصله بسیار است و تو به او نخواهی رسید.&lt;br /&gt;
===عبادت===&lt;br /&gt;
آخوند هنگام صبح و مغرب و عشا، نماز خود را به جماعت در صحن علوی برگزار می کرد و در ماه مبارک رمضان، نماز ظهر را نیز در آنجا بر پا می داشت و نافله های شبانه روزی او فراموش نمی شد  یکی از همسایگان او نقل می کند که آخوند سوز و گدازی در سجده هایش داشت که هر سنگدلی را دگرگون می کرد&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
آخوند برای تشرف حرم علوی مقیّد بود، ولی زیارت را به کوتاهی انجام می داد. روزی یکی از اصحابش گفت: «شما حضور در حرم را کمی طولانی تر کنید؛ هرچند کار هم نداشته باشید تا همه زائران متوجه آداب زیارت شما بشوند. فی الجمله، خود را داشته باشید». ناگهان آخوند برآشفت و دست به محاسن گرفت و گفت: «یعنی می گویید در این آخر عمر، با ریش سفید به خداوند شرک بورزم و خودنمایی کنم؟»&lt;br /&gt;
===خدمت به خلق===&lt;br /&gt;
آخوند در تشییع جنازه ها شرکت می جست و در مجالس فاتحه حاضر می شد و به عیادت مریضان می رفت؛ امور حسبیه را به دست می گرفت و گرفتاری نوعی و شخصی مسلمان ها را برآورده می کرد و همه گرفتاران از نزد او خشنود و حاجت روا برمی گشتند.&lt;br /&gt;
ماهی شش صد تومان نقد به نیازمندان می داد. چه بسیار خانواده های محترم که نیاز ضروری هرماهه  آن ها با توجه او فراهم می شد. هرگاه به زیارت کربلا می رفت، دست کم صد و پنجاه تا دویست لیره به فقیران و طلبه های آنجا می داد و اگر این مقدار _ هرچند به قرض کردن _ ممکن نمی شد، به کربلا نمی رفت. ازاین رو، درسال های پایانی عمرشان، در طول سال یک یا دو مرتبه بیشر به کربلا مشرف نمی شد. هفت صد نفر از فقیران، ناتوانان و طلبه ها را همیشه نان می داد. یک دکان نانوایی ویژه خود داشت که ماهی سی صد تومان، پول نان می داد. گاهی که چند ماه در پرداخت پول تأخیر می شد، نانوا دیگر نان نمی داد. اگر کسی که از ماجرا خبر نداشت، خدمتش عرض می کرد که سفارش مرا به نانوا بکنید، با تبسم می فرمود اگر سفارش من کارگر بود، سفارش همه را می کردم، ولی اثر ندارد.&lt;br /&gt;
بارها می فرمود وقتی می بینم نان این ها قطع شده است، خجالت می کشم. ازاین رو، هر طور شده بود، مشکل نان را برطرف می کرد. پول هایی که هر روز برای برطرف کردن گرفتاری فقیران نجف و زائران صرف می شد، تحت قانون و ضابطه ای نبود. همیشه در خانه او باز و بیرون آن پر از گرفتاران بود. از در منزل ایشان تا کفش کن حرم مطهر، صد قدم بیشتر نبود. در این راه، روزی چهار _ پنج تومان به فقیران و گرفتاران می داد و اگر طلبه ای اظهار پریشانی می کرد، دست به  جیب می کرد و یک مشت پول می داد؛ بدون آنکه مقدار آن را بداند&lt;br /&gt;
وقتی آب نجف قطع می شد و قنات هم قابل تعمیر نبود و مردم به ناچار آب شور می آشامیدند، آخوند که می توانست تمام سال آب کوفه بیاشامد، خود مانند فقیران آب شور می آشامید و هم چنین روزی پانزده تا بیست بار آب کوفه برای طلبه ها می فرستاد و به مردم نیز پول تهیه آب می داد. مردم به خانه او هجوم می آوردند و او پول یک بار آب به آنان می داد. گاهی دویست بار آب از سقاها می خرید و خودش آستین بالا زده و با مهربانی میان مردم تقسیم می کرد و گاه در اثر ازدحام، آسیب بدنی نیز می دید.&lt;br /&gt;
در طول مرجعیّتش برای بسیاری از طلبه های فقیر، خانه خرید، ولی برای هیچ یک از فرزندانش _ با وجود فضل و کمالشان _ خانه ای نخرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا محمد کاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 هـ.ق، پس از عمری تلاش و كوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست رحمت و پیکر مطهرش در حرم علوی مدفون شد &amp;lt;ref&amp;gt; [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، صفحه 393.&lt;br /&gt;
* سینای دانش: ویژه نامه آیت الله آخوند خراسانی&lt;br /&gt;
* آخوند خراسانی، محمدكاظم، [http://www.hawzah.net/fa/daneshvar/daneshvarview/3201?ParentID=41500 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 20 فروردین 1393.&lt;br /&gt;
* [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89736</id>
		<title>آخوند خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89736"/>
		<updated>2018-07-18T08:40:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آخوند خراسانی(1329 -1255 ق) فقیه اصولی و از مجتهدان بزرگ شیعه است.  او از شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف بوده و آثار فراوانی از جمله «کفایه الاصول» از او به جا مانده است. او از جمله علمایی بود که از مشروطیت حمایت کرد. &lt;br /&gt;
==ولادت و نسب و خانواده آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
محمد کاظم بن حسین (آخوند خراسانی)  در سال 1255 ه . ق (1217 ه . ش) در مشهد به دنیا آمد.   پدرش مولی حسین هروی تاجر معروف ابریشم در مشهد و هرات بود و  به دانش و دین داری اهمیت فراوان می داد. محمد کاظم فرزند چهارم مولی حسین بود.  &lt;br /&gt;
محمد کاظم  در هجده سالگی در مشهد ازدواج کرد. دو فرزندی که حاصل این ازدواج بود یکی در کودکی در گذشت و دیگری مرده به دنیا آمد.همسر ایشان نیز پس از مدتی در نجف گذشت.&lt;br /&gt;
آخوند مدتی را به تنهایی در حجره زندگی کرد و  سپس با   علویه ای تبریزی ساکن نجف ازدواج کرد که ثمره این ازدواج، سه پسر بود. پس از درگذشت  همسر دوم، با زنی ایرانی ساکن بغداد ازدواج کرد و از او صاحب دو پسر و یک دختر شد. این زن نیز در سال 1322 ه . ق از دنیا رفت. آخرین ازدواج آخوند با زنی اصفهانی ساکن نجف بود. از این ازدواج، فرزندی به دنیا نیامد.&lt;br /&gt;
==زندگی علمی آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
او 11 ساله بود که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد مشغول تحصیل علوم حوزوی و معارف شیعی شد. در طی یازده سال تحصیل در مشهد درس های مقدماتی و متوسطه علوم اسلامی، اعم از ادبیات عرب، منطق و مقداری از اصول و فقه را اموخت و سپس مدت کوتاهی  به سبزوار رفت و  از مجلس درس حکمت و فلسفه ملا هادی سبزواری بهره برد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی سپس عازم نجف شد. در راه به دلیل تمام شدن توشه سفر مدت سیزده ماه و بیست روز در تهران در یکی از حجره های مدرسه صدر ماند و در این مدت از جلسه درس میرزا ابوالحسن جلوه و مولی حسین خویی بهره برد. &lt;br /&gt;
با فراهم شدن مقدمات سفر راهی نجف شد و در روز اول ماه ذیحجه 1279 ه .ق  وارد نجف شد. &lt;br /&gt;
او در  نجف از درس بزرگانی مانند شیخ انصاری، سید علی شوشتری، میرزا محمد حسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بهره برد. &lt;br /&gt;
او در امر تحصیل بسیار کوشا بود. و همین تلاش و پشتکار در کنار نبوغ و تیزبینی و بهره گیری از اساتید طراز اول او  را به یکی از علمای برجسته شیعه تبدیل کرد. آخوند خراسانی در 35 سالگی بر کرسی درس خارج تکیه زد و به مدت 39 سال، خارج فقه و اصول تدریس کرد. ایشان حوزه درسی پر رونقی _ به ویژه در اصول فقه _ در نجف به وجود آورده بود. او صبح ها در مسجد هندی به زبان فارسی درس فقه را تقریر می کرد و شب ها نیز پس از نماز عشاء، در مسجد طوسی به زبان عربی به تدریس اصول می پرداخت. پس از درس اصول، مجلس فتوایی در منزل او برپا می شد. این مجلس که از زبده ترین شاگردان  و اصحاب وی تشکیل می شد، با هدف پاسخ گویی به مسائلی بود که مقلدان آخوند از گوشه و کنار عالم تشیع از وی می پرسیدند. آخوند در دوران میان سالی، تدریس فلسفه را ترک کرد و درس فقه دوم خود را به هنگام عصر، در خانه خود برای شاگردان برگزیده اش که شمارشان را از سیصد تا چهار صد تن آورده اند، القا می کرد.&lt;br /&gt;
=دشواری های تحصیل=&lt;br /&gt;
آخوند در زمان تحصیل در نجف با فقر شدیدی مواجه بود و با کمال قناعت زندگی میکرد و در عین حال به هیچ وجه گلایه نمیکرد. او سال ها نه گوشت خورد و نه آرزوی خوردن آن را داشت. پولی را که برای خرید یک شمع به او داده می شد، به فقیرتر از خود می داد و خود در تاریکی به بسر می برد. شب ها از نور چراغ دست شویی مدرسه برای مطالعه بهره می برد. خوابش بسیار کم بود و به شش ساعت نمی رسید. بیشتر شب ها بیدار بود و به مطالعه می پرداخت. او امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در زندگی اش الگو قرار داده بود. &lt;br /&gt;
زمانی که در محضر سید علی شوشتری بود، تنها یک پیراهن داشت. در یک شب زمستانی، آن پیراهن را شسته و صبحگاه که برای شرکت در درس رهسپار شد، هنوز پیراهن خشک نشده بود. بر او گران آمد که به سبب نداشتن پیراهنی دیگر، حتی از یک جلسه درس سید هم محروم شود. ازاین رو، بدون پیراهن، قبا را بر تن می کند و عبا را چنان بر خود می پیچید که کسی متوجه نبودن پیراهن بر تن او نشود. با این حال، او که اشکال کننده اصلی بحث سید بود، در هنگام بحث، از نداشتن پیراهن غافل می شود و با سید گرم بحث می گردد و ناگاه، دست بی آستین او، رازش را آشکار می کند. پس از درس و مباحثه، ظهر هنگام که به خانه می آید، می بیند آن سید بزرگوار چند پیراهن خود را برای او فرستاده است.&lt;br /&gt;
او با نداری و فقر به نبردی تن به تن برخاسته بود تا با زدودن آن، به مقصودش  در علم آموزی برسد. گرچه ضربه های فقر و غربت، سخت بود، ولی آخوند را از تحصیل علم باز نداشت. سرانجام این عالم الهی، پس از سپری کردن مقدمات طاقت&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
نام برخی از شاگردان ایشان به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
*شیخ عبداللّه گلپایگانی (1285 _ 1355): فقیه چیره دست و محقق توانا که بحث استاد را برای شاگردانش بیان می کرد؛&lt;br /&gt;
*[[میرزا حسین نائینی ]] (1277 _ 1355): مجتهد و محقق توانا در علم فقه و اصول؛&lt;br /&gt;
*سید ابوالحسن اصفهانی (1284 _ 1360): از مراجع بزرگ تقلید شیعه؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد باقر گلپایگانی (1332): از عالمان پرهیزگار زمان خود؛&lt;br /&gt;
*شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (اراکی) (1278 _ 1361): از مجتهدان اصولی و محققان برجسته؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی) (1296 _ 1361): از مجتهدان و فیلسوفان بنام؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالکریم حایری یزدی (1276 _ 1355): فقیه و مرجع تقلید بزرگ شیعه و مؤسس حوزه علمیه قم؛&lt;br /&gt;
* [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (1292 _ 1380): مرجع تقلید عام شیعه در روزگار خود؛&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282 _ 1366): از مراجع بزرگ تقلید و مبارز خستگی ناپذیر در ماجرای کشف حجاب؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالحسین رشتی (1292 _ 1373): از فقیهان و فیلسوفان برجسته ای که در دوران زندگی آخوند، شرح کفایه نوشت؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسن آقا بزرگ تهرانی (1) (1293 _ 1389): مجتهد، محدّث و نویسنده کتاب هایی مانند الذریعه الی تصانیف الشیعه و الطبقات و نقباء البشر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تالیفات او می‌توان كتب زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# كتاب الاجاره&lt;br /&gt;
# الاجتهاد والتقلید&lt;br /&gt;
# التكلمه للتبصره&lt;br /&gt;
# حاشیه بر اسفار [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر رسائل [[شیخ مرتضی انصاری]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر مكاسب شیخ&lt;br /&gt;
# القضا والشهادات&lt;br /&gt;
# [[كفایه الاصول]] در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مشهورتر از همه تالیفات او، این كتاب آخری است كه در تمام اقطار در نهایت اشتهار می‌باشد. دانشمندان حاشیه‌ها و تعلیقه‌های متعددی بر آن افزوده‌اند كه از مشهورترین آنها، حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی، شیخ محمدعلی قمی، شیخ ‌عبدالحسین آل شیخ و میرزا ابوالحسن مشكینی است كه هر كدام در كشف معضلات و ابراز حقایق آن كتاب، تلاش فراوانی نموده‌اند كه در روشنگری مطالب آن كتاب مفید می‌باشد و تاسیس چند مدرسه علمیه را در [[نجف]] اشرف، در سری كارهای علمی‌ و تربیت علما او می‌توان ذكر كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در عرصه سیاست==&lt;br /&gt;
دوران حیات آخوند خراسانی همزمان بود با حکومت شاهان قاجار. در این دوران اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به شدت نا به سامان بود که منجر به آغاز انقلاب [[مشروطیت]] شد. اصطلاح مشروطه از واژه «شرط» گرفته شده و مفهوم سیاسی آن، برگرفته از قانون و مجلس است؛ یعنی حکومتی که مشروط به مجلس و ملتزم به اجرای قوانین مصوب در آن باشد و به جای اراده شخص، قانون حاکم شود و دولت تنها اجراکننده قوانین باشد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از جمله علمایی بود که فعالانه وارد عرصه شد و به جریان مشروطه خواهی کمک کرد. ایشان شرکت در این جنبش را بر همه مسلمانان واجب کرد و تأثیری انکار ناپذیر در تقویت جایگاه مشروطه خواهان و تأیید و تثبیت مشروطیت در ایران داشت. &lt;br /&gt;
وی هیچ گاه از موضع خود عقب نشینی نکرد. با تلاش ها و پی گیری های آخوند خراسانی و دو دستیار فقیه او، سلطنت استبدادی در تاریخ 14 جمادی الثانی 1324 ه . ق (چهاردهم مرداد 1285 ه . ش) با فرمان و امضای مظفرالدین شاه به نظام مشروطه تبدیل شد. و با انجام انتخابات و تعیین نمایندگان در 18 شعبان 1324 ه . ق، مجلس شورا افتتاح گردید و قانون اساسی که در پنجاه و یک اصل و هفتاد و یک متمم، تدوین شده بود، در 29 شعبان 1325 ه . ق، به امضای محمدعلی شاه رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مظفرالدین شاه محمد علی شاه بر سر کار آمد. او در آغاز وانمود می کرد با مشروطه موافق است، اما پس از ترور (ساختگی و) نافرجام خود و با پشتیبانی و تشویق روسیه، بهانه ای برای سرکوب مشروطه خواهان به دست آورد. ازاین رو، با به توپ بستن مجلس و انحلال آن و دستگیری شماری از آزادی خواهان و تبعید علما، تمام تلاش خود را در مبارزه با نهضت مشروطیت به کار بست و در نتیجه، با حمایت بیگانگان و غفلت بسیاری از مشروطه خواهان، بار دیگر استبداد بر مملکت حاکم شد.&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی در نتیجه این عملکردهای استبدادی محمد علی شاه، سران قبایل ایران را به پشتیبانی از مشروطه فرا خواندند. آنان با صدور حکم صلاحیت نداشتن محمدعلی شاه و خلع او و فتوای حرمت همکاری با رژیم استبدادی، اعلان جهاد کردند و مردم را به قیام فرا خواندند.&lt;br /&gt;
با همین فتوا، قیام مسلحانه همگانی بر ضد محمد علی شاه آغاز شد و به دگرگونی رژیم و راه اندازی دوباره مجلس شورا انجامید. &lt;br /&gt;
در انقلاب مشروطیت جریان روشنفکری و ضد دین نیز حضور داشتند که قصد داشتند انقلاب را از هر گونه مظاهر دینداری تهی سازند. آخوند خراسانی علاوه بر مبارزه با استبداد شاهنشاهی مبارزه با این عناصر را نیز در دستور کارش قرار داده بود. او به درستی می اندیشید که بانفوذ پدیده روشن فکری و اندیشه های آزادی خواهانه غربی، انقلاب مشروطه دیر یا زود با تمام عناصر غربی و ضد دینی آن درایران به پیروزی خواهد رسید و در آن صورت، اثری از دیانت و فرهنگ ایرانی در این مرز و بوم نخواهد ماند &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی به پیشنهاد شیخ فضل اللّه نوری و با توجه به منطبق نمودن مصوبه های مجلس با احکام مذهب تشیع، حضور و نظارت پنج فقیه جامع الشرایط در هر دوره قانون گذاری در مجلس، به تعیین مرجع تقلید وقت را لازم دانست و برای نخستین بار پنج تن از فقیهان بنام آن عصر از جمله سیدحسن مدرس را تعیین کرد و به مجلس فرستاد.&lt;br /&gt;
با وجود تلاشهای آخوند روشن فکران پس از فتح تهران، مشروطه خواهان واقعی راخلع سلاح کردند و به ترور و اعدام عالمان دین از جمله شیخ فضل الله نوری پرداختند. سرانجام مشروطه به کج راهه و انحراف کشیده شد و با مسکوت گذاشتن حضور پنج فقیه برای نظارت بر قوانین مصوب مجلس و روی کار آمدن رضا خان میرپنج در کودتای 1299 ه . ش (1338 ه . ق) به شکست انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از ابتدای جوانی در سلوک روحانی  و تهذیب نفس جدیت داشت. او هنگام در اغاز  تحصیل در نجف اشرف از خود را تحت تربیت معنوی استاد بزرگ اخلاق، سید علی شوشتری قرار داد.&lt;br /&gt;
===مقام عرفانی===&lt;br /&gt;
سید سعید حبوّبی  یکی از شاگردان برجسته آخوند ملا حسینعلی همدانی نقل کرده که روزی در وادی السلام  (نجف) نشسته و در حال تفکر و مراقبت بودم. ناگاه به ذهن من خطور کرد که آنچه را من با مجاهدت نفس به دست آورده ام، آخوند خراسانی با تمام عظمتش به دست نیاورده و مراحلی را که من در سیر روحی پیموده ام او نپیموده است. ناگهان مکاشفه ای برایم رخ داد. مرا در عوالمی سیر دادند که تا آن لحظه بدان راه نیافته بودم. شخصی را پیشاپیش خود با فاصله ای دور در حال سیر می دیدم و هرچه می کوشیدم نمی توانستم فاصله را کم کنم. از کسی که در کنارم بود، پرسیدم او کیست که هر چه می کوشم، نمی توانم خود را به او برسانم. گفت: او آخوند خراسانی است. میان تو و او فاصله بسیار است و تو به او نخواهی رسید.&lt;br /&gt;
===عبادت===&lt;br /&gt;
آخوند هنگام صبح و مغرب و عشا، نماز خود را به جماعت در صحن علوی برگزار می کرد و در ماه مبارک رمضان، نماز ظهر را نیز در آنجا بر پا می داشت و نافله های شبانه روزی او فراموش نمی شد  یکی از همسایگان او نقل می کند که آخوند سوز و گدازی در سجده هایش داشت که هر سنگدلی را دگرگون می کرد&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
آخوند برای تشرف حرم علوی مقیّد بود، ولی زیارت را به کوتاهی انجام می داد. روزی یکی از اصحابش گفت: «شما حضور در حرم را کمی طولانی تر کنید؛ هرچند کار هم نداشته باشید تا همه زائران متوجه آداب زیارت شما بشوند. فی الجمله، خود را داشته باشید». ناگهان آخوند برآشفت و دست به محاسن گرفت و گفت: «یعنی می گویید در این آخر عمر، با ریش سفید به خداوند شرک بورزم و خودنمایی کنم؟»&lt;br /&gt;
===خدمت به خلق===&lt;br /&gt;
آخوند در تشییع جنازه ها شرکت می جست و در مجالس فاتحه حاضر می شد و به عیادت مریضان می رفت؛ امور حسبیه را به دست می گرفت و گرفتاری نوعی و شخصی مسلمان ها را برآورده می کرد و همه گرفتاران از نزد او خشنود و حاجت روا برمی گشتند.&lt;br /&gt;
ماهی شش صد تومان نقد به نیازمندان می داد. چه بسیار خانواده های محترم که نیاز ضروری هرماهه  آن ها با توجه او فراهم می شد. هرگاه به زیارت کربلا می رفت، دست کم صد و پنجاه تا دویست لیره به فقیران و طلبه های آنجا می داد و اگر این مقدار _ هرچند به قرض کردن _ ممکن نمی شد، به کربلا نمی رفت. ازاین رو، درسال های پایانی عمرشان، در طول سال یک یا دو مرتبه بیشر به کربلا مشرف نمی شد. هفت صد نفر از فقیران، ناتوانان و طلبه ها را همیشه نان می داد. یک دکان نانوایی ویژه خود داشت که ماهی سی صد تومان، پول نان می داد. گاهی که چند ماه در پرداخت پول تأخیر می شد، نانوا دیگر نان نمی داد. اگر کسی که از ماجرا خبر نداشت، خدمتش عرض می کرد که سفارش مرا به نانوا بکنید، با تبسم می فرمود اگر سفارش من کارگر بود، سفارش همه را می کردم، ولی اثر ندارد.&lt;br /&gt;
بارها می فرمود وقتی می بینم نان این ها قطع شده است، خجالت می کشم. ازاین رو، هر طور شده بود، مشکل نان را برطرف می کرد. پول هایی که هر روز برای برطرف کردن گرفتاری فقیران نجف و زائران صرف می شد، تحت قانون و ضابطه ای نبود. همیشه در خانه او باز و بیرون آن پر از گرفتاران بود. از در منزل ایشان تا کفش کن حرم مطهر، صد قدم بیشتر نبود. در این راه، روزی چهار _ پنج تومان به فقیران و گرفتاران می داد و اگر طلبه ای اظهار پریشانی می کرد، دست به  جیب می کرد و یک مشت پول می داد؛ بدون آنکه مقدار آن را بداند&lt;br /&gt;
وقتی آب نجف قطع می شد و قنات هم قابل تعمیر نبود و مردم به ناچار آب شور می آشامیدند، آخوند که می توانست تمام سال آب کوفه بیاشامد، خود مانند فقیران آب شور می آشامید و هم چنین روزی پانزده تا بیست بار آب کوفه برای طلبه ها می فرستاد و به مردم نیز پول تهیه آب می داد. مردم به خانه او هجوم می آوردند و او پول یک بار آب به آنان می داد. گاهی دویست بار آب از سقاها می خرید و خودش آستین بالا زده و با مهربانی میان مردم تقسیم می کرد و گاه در اثر ازدحام، آسیب بدنی نیز می دید.&lt;br /&gt;
در طول مرجعیّتش برای بسیاری از طلبه های فقیر، خانه خرید، ولی برای هیچ یک از فرزندانش _ با وجود فضل و کمالشان _ خانه ای نخرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا محمد کاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 هـ.ق، پس از عمری تلاش و كوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست رحمت و پیکر مطهرش در حرم علوی مدفون شد &amp;lt;ref&amp;gt; [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، صفحه 393.&lt;br /&gt;
* سینای دانش: ویژه نامه آیت الله آخوند خراسانی&lt;br /&gt;
* آخوند خراسانی، محمدكاظم، [http://www.hawzah.net/fa/daneshvar/daneshvarview/3201?ParentID=41500 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 20 فروردین 1393.&lt;br /&gt;
* [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89735</id>
		<title>آخوند خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89735"/>
		<updated>2018-07-18T08:39:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آخوند خراسانی(1329 -1255 ق) فقیه اصولی و از مجتهدان بزرگ شیعه است.  او از شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف بوده و آثار فراوانی از جمله «کفایه الاصول» از او به جا مانده است. او از جمله علمایی بود که از مشروطیت حمایت کرد. &lt;br /&gt;
==ولادت و نسب و خانواده آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
محمد کاظم بن حسین (آخوند خراسانی)  در سال 1255 ه . ق (1217 ه . ش) در مشهد به دنیا آمد.   پدرش مولی حسین هروی تاجر معروف ابریشم در مشهد و هرات بود و  به دانش و دین داری اهمیت فراوان می داد. محمد کاظم فرزند چهارم مولی حسین بود.  &lt;br /&gt;
محمد کاظم  در هجده سالگی در مشهد ازدواج کرد. دو فرزندی که حاصل این ازدواج بود یکی در کودکی در گذشت و دیگری مرده به دنیا آمد.همسر ایشان نیز پس از مدتی در نجف گذشت.&lt;br /&gt;
آخوند مدتی را به تنهایی در حجره زندگی کرد و  سپس با   علویه ای تبریزی ساکن نجف ازدواج کرد که ثمره این ازدواج، سه پسر بود. پس از درگذشت  همسر دوم، با زنی ایرانی ساکن بغداد ازدواج کرد و از او صاحب دو پسر و یک دختر شد. این زن نیز در سال 1322 ه . ق از دنیا رفت. آخرین ازدواج آخوند با زنی اصفهانی ساکن نجف بود. از این ازدواج، فرزندی به دنیا نیامد.&lt;br /&gt;
==زندگی علمی آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
او 11 ساله بود که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد مشغول تحصیل علوم حوزوی و معارف شیعی شد. در طی یازده سال تحصیل در مشهد درس های مقدماتی و متوسطه علوم اسلامی، اعم از ادبیات عرب، منطق و مقداری از اصول و فقه را اموخت و سپس مدت کوتاهی  به سبزوار رفت و  از مجلس درس حکمت و فلسفه ملا هادی سبزواری بهره برد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی سپس عازم نجف شد. در راه به دلیل تمام شدن توشه سفر مدت سیزده ماه و بیست روز در تهران در یکی از حجره های مدرسه صدر ماند و در این مدت از جلسه درس میرزا ابوالحسن جلوه و مولی حسین خویی بهره برد. &lt;br /&gt;
با فراهم شدن مقدمات سفر راهی نجف شد و در روز اول ماه ذیحجه 1279 ه .ق  وارد نجف شد. &lt;br /&gt;
او در  نجف از درس بزرگانی مانند شیخ انصاری، سید علی شوشتری، میرزا محمد حسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بهره برد. &lt;br /&gt;
او در امر تحصیل بسیار کوشا بود. و همین تلاش و پشتکار در کنار نبوغ و تیزبینی و بهره گیری از اساتید طراز اول او  را به یکی از علمای برجسته شیعه تبدیل کرد. آخوند خراسانی در 35 سالگی بر کرسی درس خارج تکیه زد و به مدت 39 سال، خارج فقه و اصول تدریس کرد. ایشان حوزه درسی پر رونقی _ به ویژه در اصول فقه _ در نجف به وجود آورده بود. او صبح ها در مسجد هندی به زبان فارسی درس فقه را تقریر می کرد و شب ها نیز پس از نماز عشاء، در مسجد طوسی به زبان عربی به تدریس اصول می پرداخت. پس از درس اصول، مجلس فتوایی در منزل او برپا می شد. این مجلس که از زبده ترین شاگردان  و اصحاب وی تشکیل می شد، با هدف پاسخ گویی به مسائلی بود که مقلدان آخوند از گوشه و کنار عالم تشیع از وی می پرسیدند. آخوند در دوران میان سالی، تدریس فلسفه را ترک کرد و درس فقه دوم خود را به هنگام عصر، در خانه خود برای شاگردان برگزیده اش که شمارشان را از سیصد تا چهار صد تن آورده اند، القا می کرد.&lt;br /&gt;
=دشواری های تحصیل=&lt;br /&gt;
آخوند در زمان تحصیل در نجف با فقر شدیدی مواجه بود و با کمال قناعت زندگی میکرد و در عین حال به هیچ وجه گلایه نمیکرد. او سال ها نه گوشت خورد و نه آرزوی خوردن آن را داشت. پولی را که برای خرید یک شمع به او داده می شد، به فقیرتر از خود می داد و خود در تاریکی به بسر می برد. شب ها از نور چراغ دست شویی مدرسه برای مطالعه بهره می برد. خوابش بسیار کم بود و به شش ساعت نمی رسید. بیشتر شب ها بیدار بود و به مطالعه می پرداخت. او امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در زندگی اش الگو قرار داده بود. &lt;br /&gt;
زمانی که در محضر سید علی شوشتری بود، تنها یک پیراهن داشت. در یک شب زمستانی، آن پیراهن را شسته و صبحگاه که برای شرکت در درس رهسپار شد، هنوز پیراهن خشک نشده بود. بر او گران آمد که به سبب نداشتن پیراهنی دیگر، حتی از یک جلسه درس سید هم محروم شود. ازاین رو، بدون پیراهن، قبا را بر تن می کند و عبا را چنان بر خود می پیچید که کسی متوجه نبودن پیراهن بر تن او نشود. با این حال، او که اشکال کننده اصلی بحث سید بود، در هنگام بحث، از نداشتن پیراهن غافل می شود و با سید گرم بحث می گردد و ناگاه، دست بی آستین او، رازش را آشکار می کند. پس از درس و مباحثه، ظهر هنگام که به خانه می آید، می بیند آن سید بزرگوار چند پیراهن خود را برای او فرستاده است.&lt;br /&gt;
او با نداری و فقر به نبردی تن به تن برخاسته بود تا با زدودن آن، به مقصودش  در علم آموزی برسد. گرچه ضربه های فقر و غربت، سخت بود، ولی آخوند را از تحصیل علم باز نداشت. سرانجام این عالم الهی، پس از سپری کردن مقدمات طاقت&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
نام برخی از شاگردان ایشان به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
*شیخ عبداللّه گلپایگانی (1285 _ 1355): فقیه چیره دست و محقق توانا که بحث استاد را برای شاگردانش بیان می کرد؛&lt;br /&gt;
*[[میرزا حسین نایینی]] (1277 _ 1355): مجتهد و محقق توانا در علم فقه و اصول؛&lt;br /&gt;
*سید ابوالحسن اصفهانی (1284 _ 1360): از مراجع بزرگ تقلید شیعه؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد باقر گلپایگانی (1332): از عالمان پرهیزگار زمان خود؛&lt;br /&gt;
*شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (اراکی) (1278 _ 1361): از مجتهدان اصولی و محققان برجسته؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی) (1296 _ 1361): از مجتهدان و فیلسوفان بنام؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالکریم حایری یزدی (1276 _ 1355): فقیه و مرجع تقلید بزرگ شیعه و مؤسس حوزه علمیه قم؛&lt;br /&gt;
* [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (1292 _ 1380): مرجع تقلید عام شیعه در روزگار خود؛&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282 _ 1366): از مراجع بزرگ تقلید و مبارز خستگی ناپذیر در ماجرای کشف حجاب؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالحسین رشتی (1292 _ 1373): از فقیهان و فیلسوفان برجسته ای که در دوران زندگی آخوند، شرح کفایه نوشت؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسن آقا بزرگ تهرانی (1) (1293 _ 1389): مجتهد، محدّث و نویسنده کتاب هایی مانند الذریعه الی تصانیف الشیعه و الطبقات و نقباء البشر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تالیفات او می‌توان كتب زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# كتاب الاجاره&lt;br /&gt;
# الاجتهاد والتقلید&lt;br /&gt;
# التكلمه للتبصره&lt;br /&gt;
# حاشیه بر اسفار [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر رسائل [[شیخ مرتضی انصاری]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر مكاسب شیخ&lt;br /&gt;
# القضا والشهادات&lt;br /&gt;
# [[كفایه الاصول]] در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مشهورتر از همه تالیفات او، این كتاب آخری است كه در تمام اقطار در نهایت اشتهار می‌باشد. دانشمندان حاشیه‌ها و تعلیقه‌های متعددی بر آن افزوده‌اند كه از مشهورترین آنها، حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی، شیخ محمدعلی قمی، شیخ ‌عبدالحسین آل شیخ و میرزا ابوالحسن مشكینی است كه هر كدام در كشف معضلات و ابراز حقایق آن كتاب، تلاش فراوانی نموده‌اند كه در روشنگری مطالب آن كتاب مفید می‌باشد و تاسیس چند مدرسه علمیه را در [[نجف]] اشرف، در سری كارهای علمی‌ و تربیت علما او می‌توان ذكر كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در عرصه سیاست==&lt;br /&gt;
دوران حیات آخوند خراسانی همزمان بود با حکومت شاهان قاجار. در این دوران اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به شدت نا به سامان بود که منجر به آغاز انقلاب [[مشروطیت]] شد. اصطلاح مشروطه از واژه «شرط» گرفته شده و مفهوم سیاسی آن، برگرفته از قانون و مجلس است؛ یعنی حکومتی که مشروط به مجلس و ملتزم به اجرای قوانین مصوب در آن باشد و به جای اراده شخص، قانون حاکم شود و دولت تنها اجراکننده قوانین باشد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از جمله علمایی بود که فعالانه وارد عرصه شد و به جریان مشروطه خواهی کمک کرد. ایشان شرکت در این جنبش را بر همه مسلمانان واجب کرد و تأثیری انکار ناپذیر در تقویت جایگاه مشروطه خواهان و تأیید و تثبیت مشروطیت در ایران داشت. &lt;br /&gt;
وی هیچ گاه از موضع خود عقب نشینی نکرد. با تلاش ها و پی گیری های آخوند خراسانی و دو دستیار فقیه او، سلطنت استبدادی در تاریخ 14 جمادی الثانی 1324 ه . ق (چهاردهم مرداد 1285 ه . ش) با فرمان و امضای مظفرالدین شاه به نظام مشروطه تبدیل شد. و با انجام انتخابات و تعیین نمایندگان در 18 شعبان 1324 ه . ق، مجلس شورا افتتاح گردید و قانون اساسی که در پنجاه و یک اصل و هفتاد و یک متمم، تدوین شده بود، در 29 شعبان 1325 ه . ق، به امضای محمدعلی شاه رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مظفرالدین شاه محمد علی شاه بر سر کار آمد. او در آغاز وانمود می کرد با مشروطه موافق است، اما پس از ترور (ساختگی و) نافرجام خود و با پشتیبانی و تشویق روسیه، بهانه ای برای سرکوب مشروطه خواهان به دست آورد. ازاین رو، با به توپ بستن مجلس و انحلال آن و دستگیری شماری از آزادی خواهان و تبعید علما، تمام تلاش خود را در مبارزه با نهضت مشروطیت به کار بست و در نتیجه، با حمایت بیگانگان و غفلت بسیاری از مشروطه خواهان، بار دیگر استبداد بر مملکت حاکم شد.&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی در نتیجه این عملکردهای استبدادی محمد علی شاه، سران قبایل ایران را به پشتیبانی از مشروطه فرا خواندند. آنان با صدور حکم صلاحیت نداشتن محمدعلی شاه و خلع او و فتوای حرمت همکاری با رژیم استبدادی، اعلان جهاد کردند و مردم را به قیام فرا خواندند.&lt;br /&gt;
با همین فتوا، قیام مسلحانه همگانی بر ضد محمد علی شاه آغاز شد و به دگرگونی رژیم و راه اندازی دوباره مجلس شورا انجامید. &lt;br /&gt;
در انقلاب مشروطیت جریان روشنفکری و ضد دین نیز حضور داشتند که قصد داشتند انقلاب را از هر گونه مظاهر دینداری تهی سازند. آخوند خراسانی علاوه بر مبارزه با استبداد شاهنشاهی مبارزه با این عناصر را نیز در دستور کارش قرار داده بود. او به درستی می اندیشید که بانفوذ پدیده روشن فکری و اندیشه های آزادی خواهانه غربی، انقلاب مشروطه دیر یا زود با تمام عناصر غربی و ضد دینی آن درایران به پیروزی خواهد رسید و در آن صورت، اثری از دیانت و فرهنگ ایرانی در این مرز و بوم نخواهد ماند &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی به پیشنهاد شیخ فضل اللّه نوری و با توجه به منطبق نمودن مصوبه های مجلس با احکام مذهب تشیع، حضور و نظارت پنج فقیه جامع الشرایط در هر دوره قانون گذاری در مجلس، به تعیین مرجع تقلید وقت را لازم دانست و برای نخستین بار پنج تن از فقیهان بنام آن عصر از جمله سیدحسن مدرس را تعیین کرد و به مجلس فرستاد.&lt;br /&gt;
با وجود تلاشهای آخوند روشن فکران پس از فتح تهران، مشروطه خواهان واقعی راخلع سلاح کردند و به ترور و اعدام عالمان دین از جمله شیخ فضل الله نوری پرداختند. سرانجام مشروطه به کج راهه و انحراف کشیده شد و با مسکوت گذاشتن حضور پنج فقیه برای نظارت بر قوانین مصوب مجلس و روی کار آمدن رضا خان میرپنج در کودتای 1299 ه . ش (1338 ه . ق) به شکست انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از ابتدای جوانی در سلوک روحانی  و تهذیب نفس جدیت داشت. او هنگام در اغاز  تحصیل در نجف اشرف از خود را تحت تربیت معنوی استاد بزرگ اخلاق، سید علی شوشتری قرار داد.&lt;br /&gt;
===مقام عرفانی===&lt;br /&gt;
سید سعید حبوّبی  یکی از شاگردان برجسته آخوند ملا حسینعلی همدانی نقل کرده که روزی در وادی السلام  (نجف) نشسته و در حال تفکر و مراقبت بودم. ناگاه به ذهن من خطور کرد که آنچه را من با مجاهدت نفس به دست آورده ام، آخوند خراسانی با تمام عظمتش به دست نیاورده و مراحلی را که من در سیر روحی پیموده ام او نپیموده است. ناگهان مکاشفه ای برایم رخ داد. مرا در عوالمی سیر دادند که تا آن لحظه بدان راه نیافته بودم. شخصی را پیشاپیش خود با فاصله ای دور در حال سیر می دیدم و هرچه می کوشیدم نمی توانستم فاصله را کم کنم. از کسی که در کنارم بود، پرسیدم او کیست که هر چه می کوشم، نمی توانم خود را به او برسانم. گفت: او آخوند خراسانی است. میان تو و او فاصله بسیار است و تو به او نخواهی رسید.&lt;br /&gt;
===عبادت===&lt;br /&gt;
آخوند هنگام صبح و مغرب و عشا، نماز خود را به جماعت در صحن علوی برگزار می کرد و در ماه مبارک رمضان، نماز ظهر را نیز در آنجا بر پا می داشت و نافله های شبانه روزی او فراموش نمی شد  یکی از همسایگان او نقل می کند که آخوند سوز و گدازی در سجده هایش داشت که هر سنگدلی را دگرگون می کرد&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
آخوند برای تشرف حرم علوی مقیّد بود، ولی زیارت را به کوتاهی انجام می داد. روزی یکی از اصحابش گفت: «شما حضور در حرم را کمی طولانی تر کنید؛ هرچند کار هم نداشته باشید تا همه زائران متوجه آداب زیارت شما بشوند. فی الجمله، خود را داشته باشید». ناگهان آخوند برآشفت و دست به محاسن گرفت و گفت: «یعنی می گویید در این آخر عمر، با ریش سفید به خداوند شرک بورزم و خودنمایی کنم؟»&lt;br /&gt;
===خدمت به خلق===&lt;br /&gt;
آخوند در تشییع جنازه ها شرکت می جست و در مجالس فاتحه حاضر می شد و به عیادت مریضان می رفت؛ امور حسبیه را به دست می گرفت و گرفتاری نوعی و شخصی مسلمان ها را برآورده می کرد و همه گرفتاران از نزد او خشنود و حاجت روا برمی گشتند.&lt;br /&gt;
ماهی شش صد تومان نقد به نیازمندان می داد. چه بسیار خانواده های محترم که نیاز ضروری هرماهه  آن ها با توجه او فراهم می شد. هرگاه به زیارت کربلا می رفت، دست کم صد و پنجاه تا دویست لیره به فقیران و طلبه های آنجا می داد و اگر این مقدار _ هرچند به قرض کردن _ ممکن نمی شد، به کربلا نمی رفت. ازاین رو، درسال های پایانی عمرشان، در طول سال یک یا دو مرتبه بیشر به کربلا مشرف نمی شد. هفت صد نفر از فقیران، ناتوانان و طلبه ها را همیشه نان می داد. یک دکان نانوایی ویژه خود داشت که ماهی سی صد تومان، پول نان می داد. گاهی که چند ماه در پرداخت پول تأخیر می شد، نانوا دیگر نان نمی داد. اگر کسی که از ماجرا خبر نداشت، خدمتش عرض می کرد که سفارش مرا به نانوا بکنید، با تبسم می فرمود اگر سفارش من کارگر بود، سفارش همه را می کردم، ولی اثر ندارد.&lt;br /&gt;
بارها می فرمود وقتی می بینم نان این ها قطع شده است، خجالت می کشم. ازاین رو، هر طور شده بود، مشکل نان را برطرف می کرد. پول هایی که هر روز برای برطرف کردن گرفتاری فقیران نجف و زائران صرف می شد، تحت قانون و ضابطه ای نبود. همیشه در خانه او باز و بیرون آن پر از گرفتاران بود. از در منزل ایشان تا کفش کن حرم مطهر، صد قدم بیشتر نبود. در این راه، روزی چهار _ پنج تومان به فقیران و گرفتاران می داد و اگر طلبه ای اظهار پریشانی می کرد، دست به  جیب می کرد و یک مشت پول می داد؛ بدون آنکه مقدار آن را بداند&lt;br /&gt;
وقتی آب نجف قطع می شد و قنات هم قابل تعمیر نبود و مردم به ناچار آب شور می آشامیدند، آخوند که می توانست تمام سال آب کوفه بیاشامد، خود مانند فقیران آب شور می آشامید و هم چنین روزی پانزده تا بیست بار آب کوفه برای طلبه ها می فرستاد و به مردم نیز پول تهیه آب می داد. مردم به خانه او هجوم می آوردند و او پول یک بار آب به آنان می داد. گاهی دویست بار آب از سقاها می خرید و خودش آستین بالا زده و با مهربانی میان مردم تقسیم می کرد و گاه در اثر ازدحام، آسیب بدنی نیز می دید.&lt;br /&gt;
در طول مرجعیّتش برای بسیاری از طلبه های فقیر، خانه خرید، ولی برای هیچ یک از فرزندانش _ با وجود فضل و کمالشان _ خانه ای نخرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا محمد کاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 هـ.ق، پس از عمری تلاش و كوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست رحمت و پیکر مطهرش در حرم علوی مدفون شد &amp;lt;ref&amp;gt; [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، صفحه 393.&lt;br /&gt;
* سینای دانش: ویژه نامه آیت الله آخوند خراسانی&lt;br /&gt;
* آخوند خراسانی، محمدكاظم، [http://www.hawzah.net/fa/daneshvar/daneshvarview/3201?ParentID=41500 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 20 فروردین 1393.&lt;br /&gt;
* [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89731</id>
		<title>آخوند خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89731"/>
		<updated>2018-07-18T08:29:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آخوند خراسانی(1329 -1255 ق) فقیه اصولی و از مجتهدان بزرگ شیعه است.  او از شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف بوده و آثار فراوانی از جمله «کفایه الاصول» از او به جا مانده است. او از جمله علمایی بود که از مشروطیت حمایت کرد. &lt;br /&gt;
==ولادت و نسب و خانواده آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
محمد کاظم بن حسین (آخوند خراسانی)  در سال 1255 ه . ق (1217 ه . ش) در مشهد به دنیا آمد.   پدرش مولی حسین هروی تاجر معروف ابریشم در مشهد و هرات بود و  به دانش و دین داری اهمیت فراوان می داد. محمد کاظم فرزند چهارم مولی حسین بود.  &lt;br /&gt;
محمد کاظم  در هجده سالگی در مشهد ازدواج کرد. دو فرزندی که حاصل این ازدواج بود یکی در کودکی در گذشت و دیگری مرده به دنیا آمد.همسر ایشان نیز پس از مدتی در نجف گذشت.&lt;br /&gt;
آخوند مدتی را به تنهایی در حجره زندگی کرد و  سپس با   علویه ای تبریزی ساکن نجف ازدواج کرد که ثمره این ازدواج، سه پسر بود. پس از درگذشت  همسر دوم، با زنی ایرانی ساکن بغداد ازدواج کرد و از او صاحب دو پسر و یک دختر شد. این زن نیز در سال 1322 ه . ق از دنیا رفت. آخرین ازدواج آخوند با زنی اصفهانی ساکن نجف بود. از این ازدواج، فرزندی به دنیا نیامد.&lt;br /&gt;
==زندگی علمی آخوند خراسانی==&lt;br /&gt;
او 11 ساله بود که در مدرسه علمیه سلیمانیه مشهد مشغول تحصیل علوم حوزوی و معارف شیعی شد. در طی یازده سال تحصیل در مشهد درس های مقدماتی و متوسطه علوم اسلامی، اعم از ادبیات عرب، منطق و مقداری از اصول و فقه را اموخت و سپس مدت کوتاهی  به سبزوار رفت و  از مجلس درس حکمت و فلسفه ملا هادی سبزواری بهره برد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی سپس عازم نجف شد. در راه به دلیل تمام شدن توشه سفر مدت سیزده ماه و بیست روز در تهران در یکی از حجره های مدرسه صدر ماند و در این مدت از جلسه درس میرزا ابوالحسن جلوه و مولی حسین خویی بهره برد. &lt;br /&gt;
با فراهم شدن مقدمات سفر راهی نجف شد و در روز اول ماه ذیحجه 1279 ه .ق  وارد نجف شد. &lt;br /&gt;
او در  نجف از درس بزرگانی مانند شیخ انصاری، سید علی شوشتری، میرزا محمد حسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بهره برد. &lt;br /&gt;
او در امر تحصیل بسیار کوشا بود. و همین تلاش و پشتکار در کنار نبوغ و تیزبینی و بهره گیری از اساتید طراز اول او  را به یکی از علمای برجسته شیعه تبدیل کرد. آخوند خراسانی در 35 سالگی بر کرسی درس خارج تکیه زد و به مدت 39 سال، خارج فقه و اصول تدریس کرد. ایشان حوزه درسی پر رونقی _ به ویژه در اصول فقه _ در نجف به وجود آورده بود. او صبح ها در مسجد هندی به زبان فارسی درس فقه را تقریر می کرد و شب ها نیز پس از نماز عشاء، در مسجد طوسی به زبان عربی به تدریس اصول می پرداخت. پس از درس اصول، مجلس فتوایی در منزل او برپا می شد. این مجلس که از زبده ترین شاگردان  و اصحاب وی تشکیل می شد، با هدف پاسخ گویی به مسائلی بود که مقلدان آخوند از گوشه و کنار عالم تشیع از وی می پرسیدند. آخوند در دوران میان سالی، تدریس فلسفه را ترک کرد و درس فقه دوم خود را به هنگام عصر، در خانه خود برای شاگردان برگزیده اش که شمارشان را از سیصد تا چهار صد تن آورده اند، القا می کرد.&lt;br /&gt;
=دشواری های تحصیل=&lt;br /&gt;
آخوند در زمان تحصیل در نجف با فقر شدیدی مواجه بود و با کمال قناعت زندگی میکرد و در عین حال به هیچ وجه گلایه نمیکرد. او سال ها نه گوشت خورد و نه آرزوی خوردن آن را داشت. پولی را که برای خرید یک شمع به او داده می شد، به فقیرتر از خود می داد و خود در تاریکی به بسر می برد. شب ها از نور چراغ دست شویی مدرسه برای مطالعه بهره می برد. خوابش بسیار کم بود و به شش ساعت نمی رسید. بیشتر شب ها بیدار بود و به مطالعه می پرداخت. او امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در زندگی اش الگو قرار داده بود. &lt;br /&gt;
زمانی که در محضر سید علی شوشتری بود، تنها یک پیراهن داشت. در یک شب زمستانی، آن پیراهن را شسته و صبحگاه که برای شرکت در درس رهسپار شد، هنوز پیراهن خشک نشده بود. بر او گران آمد که به سبب نداشتن پیراهنی دیگر، حتی از یک جلسه درس سید هم محروم شود. ازاین رو، بدون پیراهن، قبا را بر تن می کند و عبا را چنان بر خود می پیچید که کسی متوجه نبودن پیراهن بر تن او نشود. با این حال، او که اشکال کننده اصلی بحث سید بود، در هنگام بحث، از نداشتن پیراهن غافل می شود و با سید گرم بحث می گردد و ناگاه، دست بی آستین او، رازش را آشکار می کند. پس از درس و مباحثه، ظهر هنگام که به خانه می آید، می بیند آن سید بزرگوار چند پیراهن خود را برای او فرستاده است.&lt;br /&gt;
او با نداری و فقر به نبردی تن به تن برخاسته بود تا با زدودن آن، به مقصودش  در علم آموزی برسد. گرچه ضربه های فقر و غربت، سخت بود، ولی آخوند را از تحصیل علم باز نداشت. سرانجام این عالم الهی، پس از سپری کردن مقدمات طاقت&lt;br /&gt;
==شاگردان==&lt;br /&gt;
نام برخی از شاگردان ایشان به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
*شیخ عبداللّه گلپایگانی (1285 _ 1355): فقیه چیره دست و محقق توانا که بحث استاد را برای شاگردانش بیان می کرد؛&lt;br /&gt;
*میرزا حسین نایینی (1277 _ 1355): مجتهد و محقق توانا در علم فقه و اصول؛&lt;br /&gt;
*سید ابوالحسن اصفهانی (1284 _ 1360): از مراجع بزرگ تقلید شیعه؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد باقر گلپایگانی (1332): از عالمان پرهیزگار زمان خود؛&lt;br /&gt;
*شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (اراکی) (1278 _ 1361): از مجتهدان اصولی و محققان برجسته؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی) (1296 _ 1361): از مجتهدان و فیلسوفان بنام؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالکریم حایری یزدی (1276 _ 1355): فقیه و مرجع تقلید بزرگ شیعه و مؤسس حوزه علمیه قم؛&lt;br /&gt;
* [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (1292 _ 1380): مرجع تقلید عام شیعه در روزگار خود؛&lt;br /&gt;
*حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282 _ 1366): از مراجع بزرگ تقلید و مبارز خستگی ناپذیر در ماجرای کشف حجاب؛&lt;br /&gt;
*شیخ عبدالحسین رشتی (1292 _ 1373): از فقیهان و فیلسوفان برجسته ای که در دوران زندگی آخوند، شرح کفایه نوشت؛&lt;br /&gt;
*شیخ محمد حسن آقا بزرگ تهرانی (1) (1293 _ 1389): مجتهد، محدّث و نویسنده کتاب هایی مانند الذریعه الی تصانیف الشیعه و الطبقات و نقباء البشر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تالیفات او می‌توان كتب زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# كتاب الاجاره&lt;br /&gt;
# الاجتهاد والتقلید&lt;br /&gt;
# التكلمه للتبصره&lt;br /&gt;
# حاشیه بر اسفار [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر رسائل [[شیخ مرتضی انصاری]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر مكاسب شیخ&lt;br /&gt;
# القضا والشهادات&lt;br /&gt;
# [[كفایه الاصول]] در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مشهورتر از همه تالیفات او، این كتاب آخری است كه در تمام اقطار در نهایت اشتهار می‌باشد. دانشمندان حاشیه‌ها و تعلیقه‌های متعددی بر آن افزوده‌اند كه از مشهورترین آنها، حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی، شیخ محمدعلی قمی، شیخ ‌عبدالحسین آل شیخ و میرزا ابوالحسن مشكینی است كه هر كدام در كشف معضلات و ابراز حقایق آن كتاب، تلاش فراوانی نموده‌اند كه در روشنگری مطالب آن كتاب مفید می‌باشد و تاسیس چند مدرسه علمیه را در [[نجف]] اشرف، در سری كارهای علمی‌ و تربیت علما او می‌توان ذكر كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در عرصه سیاست==&lt;br /&gt;
دوران حیات آخوند خراسانی همزمان بود با حکومت شاهان قاجار. در این دوران اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به شدت نا به سامان بود که منجر به آغاز انقلاب [[مشروطیت]] شد. اصطلاح مشروطه از واژه «شرط» گرفته شده و مفهوم سیاسی آن، برگرفته از قانون و مجلس است؛ یعنی حکومتی که مشروط به مجلس و ملتزم به اجرای قوانین مصوب در آن باشد و به جای اراده شخص، قانون حاکم شود و دولت تنها اجراکننده قوانین باشد. &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از جمله علمایی بود که فعالانه وارد عرصه شد و به جریان مشروطه خواهی کمک کرد. ایشان شرکت در این جنبش را بر همه مسلمانان واجب کرد و تأثیری انکار ناپذیر در تقویت جایگاه مشروطه خواهان و تأیید و تثبیت مشروطیت در ایران داشت. &lt;br /&gt;
وی هیچ گاه از موضع خود عقب نشینی نکرد. با تلاش ها و پی گیری های آخوند خراسانی و دو دستیار فقیه او، سلطنت استبدادی در تاریخ 14 جمادی الثانی 1324 ه . ق (چهاردهم مرداد 1285 ه . ش) با فرمان و امضای مظفرالدین شاه به نظام مشروطه تبدیل شد. و با انجام انتخابات و تعیین نمایندگان در 18 شعبان 1324 ه . ق، مجلس شورا افتتاح گردید و قانون اساسی که در پنجاه و یک اصل و هفتاد و یک متمم، تدوین شده بود، در 29 شعبان 1325 ه . ق، به امضای محمدعلی شاه رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مظفرالدین شاه محمد علی شاه بر سر کار آمد. او در آغاز وانمود می کرد با مشروطه موافق است، اما پس از ترور (ساختگی و) نافرجام خود و با پشتیبانی و تشویق روسیه، بهانه ای برای سرکوب مشروطه خواهان به دست آورد. ازاین رو، با به توپ بستن مجلس و انحلال آن و دستگیری شماری از آزادی خواهان و تبعید علما، تمام تلاش خود را در مبارزه با نهضت مشروطیت به کار بست و در نتیجه، با حمایت بیگانگان و غفلت بسیاری از مشروطه خواهان، بار دیگر استبداد بر مملکت حاکم شد.&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی در نتیجه این عملکردهای استبدادی محمد علی شاه، سران قبایل ایران را به پشتیبانی از مشروطه فرا خواندند. آنان با صدور حکم صلاحیت نداشتن محمدعلی شاه و خلع او و فتوای حرمت همکاری با رژیم استبدادی، اعلان جهاد کردند و مردم را به قیام فرا خواندند.&lt;br /&gt;
با همین فتوا، قیام مسلحانه همگانی بر ضد محمد علی شاه آغاز شد و به دگرگونی رژیم و راه اندازی دوباره مجلس شورا انجامید. &lt;br /&gt;
در انقلاب مشروطیت جریان روشنفکری و ضد دین نیز حضور داشتند که قصد داشتند انقلاب را از هر گونه مظاهر دینداری تهی سازند. آخوند خراسانی علاوه بر مبارزه با استبداد شاهنشاهی مبارزه با این عناصر را نیز در دستور کارش قرار داده بود. او به درستی می اندیشید که بانفوذ پدیده روشن فکری و اندیشه های آزادی خواهانه غربی، انقلاب مشروطه دیر یا زود با تمام عناصر غربی و ضد دینی آن درایران به پیروزی خواهد رسید و در آن صورت، اثری از دیانت و فرهنگ ایرانی در این مرز و بوم نخواهد ماند &lt;br /&gt;
آخوند خراسانی به پیشنهاد شیخ فضل اللّه نوری و با توجه به منطبق نمودن مصوبه های مجلس با احکام مذهب تشیع، حضور و نظارت پنج فقیه جامع الشرایط در هر دوره قانون گذاری در مجلس، به تعیین مرجع تقلید وقت را لازم دانست و برای نخستین بار پنج تن از فقیهان بنام آن عصر از جمله سیدحسن مدرس را تعیین کرد و به مجلس فرستاد.&lt;br /&gt;
با وجود تلاشهای آخوند روشن فکران پس از فتح تهران، مشروطه خواهان واقعی راخلع سلاح کردند و به ترور و اعدام عالمان دین از جمله شیخ فضل الله نوری پرداختند. سرانجام مشروطه به کج راهه و انحراف کشیده شد و با مسکوت گذاشتن حضور پنج فقیه برای نظارت بر قوانین مصوب مجلس و روی کار آمدن رضا خان میرپنج در کودتای 1299 ه . ش (1338 ه . ق) به شکست انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ویژگی های اخلاقی==&lt;br /&gt;
آخوند خراسانی از ابتدای جوانی در سلوک روحانی  و تهذیب نفس جدیت داشت. او هنگام در اغاز  تحصیل در نجف اشرف از خود را تحت تربیت معنوی استاد بزرگ اخلاق، سید علی شوشتری قرار داد.&lt;br /&gt;
===مقام عرفانی===&lt;br /&gt;
سید سعید حبوّبی  یکی از شاگردان برجسته آخوند ملا حسینعلی همدانی نقل کرده که روزی در وادی السلام  (نجف) نشسته و در حال تفکر و مراقبت بودم. ناگاه به ذهن من خطور کرد که آنچه را من با مجاهدت نفس به دست آورده ام، آخوند خراسانی با تمام عظمتش به دست نیاورده و مراحلی را که من در سیر روحی پیموده ام او نپیموده است. ناگهان مکاشفه ای برایم رخ داد. مرا در عوالمی سیر دادند که تا آن لحظه بدان راه نیافته بودم. شخصی را پیشاپیش خود با فاصله ای دور در حال سیر می دیدم و هرچه می کوشیدم نمی توانستم فاصله را کم کنم. از کسی که در کنارم بود، پرسیدم او کیست که هر چه می کوشم، نمی توانم خود را به او برسانم. گفت: او آخوند خراسانی است. میان تو و او فاصله بسیار است و تو به او نخواهی رسید.&lt;br /&gt;
===عبادت===&lt;br /&gt;
آخوند هنگام صبح و مغرب و عشا، نماز خود را به جماعت در صحن علوی برگزار می کرد و در ماه مبارک رمضان، نماز ظهر را نیز در آنجا بر پا می داشت و نافله های شبانه روزی او فراموش نمی شد  یکی از همسایگان او نقل می کند که آخوند سوز و گدازی در سجده هایش داشت که هر سنگدلی را دگرگون می کرد&lt;br /&gt;
===اخلاص===&lt;br /&gt;
آخوند برای تشرف حرم علوی مقیّد بود، ولی زیارت را به کوتاهی انجام می داد. روزی یکی از اصحابش گفت: «شما حضور در حرم را کمی طولانی تر کنید؛ هرچند کار هم نداشته باشید تا همه زائران متوجه آداب زیارت شما بشوند. فی الجمله، خود را داشته باشید». ناگهان آخوند برآشفت و دست به محاسن گرفت و گفت: «یعنی می گویید در این آخر عمر، با ریش سفید به خداوند شرک بورزم و خودنمایی کنم؟»&lt;br /&gt;
===خدمت به خلق===&lt;br /&gt;
آخوند در تشییع جنازه ها شرکت می جست و در مجالس فاتحه حاضر می شد و به عیادت مریضان می رفت؛ امور حسبیه را به دست می گرفت و گرفتاری نوعی و شخصی مسلمان ها را برآورده می کرد و همه گرفتاران از نزد او خشنود و حاجت روا برمی گشتند.&lt;br /&gt;
ماهی شش صد تومان نقد به نیازمندان می داد. چه بسیار خانواده های محترم که نیاز ضروری هرماهه  آن ها با توجه او فراهم می شد. هرگاه به زیارت کربلا می رفت، دست کم صد و پنجاه تا دویست لیره به فقیران و طلبه های آنجا می داد و اگر این مقدار _ هرچند به قرض کردن _ ممکن نمی شد، به کربلا نمی رفت. ازاین رو، درسال های پایانی عمرشان، در طول سال یک یا دو مرتبه بیشر به کربلا مشرف نمی شد. هفت صد نفر از فقیران، ناتوانان و طلبه ها را همیشه نان می داد. یک دکان نانوایی ویژه خود داشت که ماهی سی صد تومان، پول نان می داد. گاهی که چند ماه در پرداخت پول تأخیر می شد، نانوا دیگر نان نمی داد. اگر کسی که از ماجرا خبر نداشت، خدمتش عرض می کرد که سفارش مرا به نانوا بکنید، با تبسم می فرمود اگر سفارش من کارگر بود، سفارش همه را می کردم، ولی اثر ندارد.&lt;br /&gt;
بارها می فرمود وقتی می بینم نان این ها قطع شده است، خجالت می کشم. ازاین رو، هر طور شده بود، مشکل نان را برطرف می کرد. پول هایی که هر روز برای برطرف کردن گرفتاری فقیران نجف و زائران صرف می شد، تحت قانون و ضابطه ای نبود. همیشه در خانه او باز و بیرون آن پر از گرفتاران بود. از در منزل ایشان تا کفش کن حرم مطهر، صد قدم بیشتر نبود. در این راه، روزی چهار _ پنج تومان به فقیران و گرفتاران می داد و اگر طلبه ای اظهار پریشانی می کرد، دست به  جیب می کرد و یک مشت پول می داد؛ بدون آنکه مقدار آن را بداند&lt;br /&gt;
وقتی آب نجف قطع می شد و قنات هم قابل تعمیر نبود و مردم به ناچار آب شور می آشامیدند، آخوند که می توانست تمام سال آب کوفه بیاشامد، خود مانند فقیران آب شور می آشامید و هم چنین روزی پانزده تا بیست بار آب کوفه برای طلبه ها می فرستاد و به مردم نیز پول تهیه آب می داد. مردم به خانه او هجوم می آوردند و او پول یک بار آب به آنان می داد. گاهی دویست بار آب از سقاها می خرید و خودش آستین بالا زده و با مهربانی میان مردم تقسیم می کرد و گاه در اثر ازدحام، آسیب بدنی نیز می دید.&lt;br /&gt;
در طول مرجعیّتش برای بسیاری از طلبه های فقیر، خانه خرید، ولی برای هیچ یک از فرزندانش _ با وجود فضل و کمالشان _ خانه ای نخرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا محمد کاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 هـ.ق، پس از عمری تلاش و كوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست رحمت و پیکر مطهرش در حرم علوی مدفون شد &amp;lt;ref&amp;gt; [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، صفحه 393.&lt;br /&gt;
* سینای دانش: ویژه نامه آیت الله آخوند خراسانی&lt;br /&gt;
* آخوند خراسانی، محمدكاظم، [http://www.hawzah.net/fa/daneshvar/daneshvarview/3201?ParentID=41500 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 20 فروردین 1393.&lt;br /&gt;
* [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89730</id>
		<title>میرزا محمد تقی شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89730"/>
		<updated>2018-07-18T08:00:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان میرزای دوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میرزا محمدتقی شیرازی (1256 - 1338 ه. ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک،‌ از مراجع بزرگ شيعه و از رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه‌ انگلستان (1920 م) است كه با مجاهدت‌هاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل =  میرزا محمدتقی شیرازی &lt;br /&gt;
|پرونده= [[پرونده:Mirza- mohammad- taqi -shirazi.jpg]]&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۲۵۶  قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  شیراز &lt;br /&gt;
|وفات =   دهه اول [[ذی الحجه]] 1338 قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  کربلا  (ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى)&lt;br /&gt;
|اساتید =   ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی، سید علی تقی طباطبایی،میرزا محمدحسن شیرازی &lt;br /&gt;
|شاگردان = شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، شیخ عبدالکریم حائری، شیخ محمدجواد بلاغی نجفی ، [[میرزا موسی سبزواری]]&lt;br /&gt;
|آثار =  شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]،  شرح منظومه رضائیه، القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره، رساله عملیه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای دوم فرزند میرزا محب علی و نوه میرزا محمدعلی، و برادرزاده قاآنی، شاعر معروف دوره ناصری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدتقی در ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۷۱ ق به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید و دروس ابتدایی و مقدمات را نزد افاضل آنجا خواند و در محضر درس ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی حاضر شد و دروس سطح خود را نزد او و سید علی تقی طباطبایی به پایان برد. در ۱۲۹۱ ق با دوست و هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا شرکت کرد و از بزرگان شاگردان و ارکان بحث او گردید و از دانش او استفاده کرد و در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از افاضل و شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی در درس می گفت و یکی از علمای بزرگ ثلاث (وی، سیداسماعیل صدر و سیدمحمد اصفهانی) در زمان میرزای بزرگ به شمار می رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آنکه [[میرزای بزرگ]] در ۱۳۱۲ ق درگذشت نظر گروهی از مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. او در سامرا به اقامه وظایف شرعی و تدریس و تربیت طلاب پرداخت و اهل علم در محضر درسش حاضر شدند. وی تا ماه صفر ۱۳۳۶ ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد در کربلا رحل اقامت افکند که تا پایان عمر در آنجا ماند و به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان خود پرداخت. پس از درگذشت آقا سیدکاظم یزدی در ۱۳۳۷ ق مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در 1920 بود. پس از این که انگلستان در 29 تشرین اول 1914 م(1332 ق) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد در ششم تشرین دوم تصمیم گرفت، شهر بصر در عراق را به تصرف خویش درآورد. چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا کردند سخت به هراس افتاده از علما کمک خواستند. عالمان آگاه به زمان این بار نیز چون همیشه موضع‌گیری مناسبی اتخاذ کردند و به ندای مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پیکار علیه انگلیس متجاوز تحریک و تشویق کردند. خود نیز پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی که ساکن [[کربلا]] بود. روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خویش را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا به طور مداوم و با پشتکاری فراوان، مردم مسلمان عراق را برای یاری دین و بیرون راندن کفار متجاوز از کشور اسلامی برمی‌انگیخت. او برای رسیدن به اهداف خویش از جان خود و فرزندانش نیز دریغ نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ك : تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى، ص 169؛ نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى عراق، صادقى تهرانى، ص 13.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدتقی شیرازی در نیمه اول سال 1919 م. شیخ مهدی خالصی را که از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دینی و سیاسی از [[کاظمین]] به [[کربلا]] فراخواند. همچنین وی از بزرگانی دیگر مانند آیت الله کاشانی، سید محمدعلی شهرستانی، میرزا احمد خراسانی و فرزند خویش میرزا محمدرضا برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت استفاده می‌کرد. در حقیقت این پنج تن یاور وی در مشکلات و مصایب و مدافع ایشان در مواقع حساس و بحرانی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; الحائق الناصحه، فريق المزهر، ج 1، ص 95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جمعیت اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی برگزاری انتخابات در عراق مخالفت‌هایی در شهرهایی نظیر [[بغداد]] و [[کربلا]] علیه انگلستان صورت گرفت. در کربلا مرزا محمدرضا فرزند میرزا، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» به وجود آورد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله میرزای شیرازی در تقویت این حرکت، فتوایی بدین صورت صادر کرد: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در [[ذی القعده]] 1337 ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که میرزا محمدتقی شیرازی از این حادثه آگاه شد، نامه اعتراض‌آمیزی به ویلسون نوشت و خواستار آزادی آن گروه گردید. پاسخ نامه مایوس‌کننده بود و بدین جهت آیت الله تصمیم هجرت انگلیس را صادر کند. انتشار این خبر موجب رعب انگلیس گشت و پس از مدتی تبعیدشدگان آزاد و به وطن خویش بازگردانده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فتوای مشهور میرزای شیرازی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر کرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند».&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج 1، ص 263.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حمایت میرزای شیرازی از جبهه‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله شیرازی به رغم کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. وی برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته‌اند: «مقلدان آیت الله شیرازی از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای وی ارسال می‌‌کردند لذا در برخی از روزها نزد وی انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان میرزای دوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقت نظر و ژرف‌کاوی میرزا در مسائل پیچیده علمی درسش را پربرکت ساخته بود. این ویژگی موجب گشت که از این نابغه میدان علم و اندیشه، شاگردان بسیاری پرورش یابند. شاگردانی که برخی از آنان با این که به مرحله اجتهاد رسیده بودند از محضر میرزا استفاده‌ها می‌بردند و خوشه‌ها می‌چیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند تن از شاگردان وی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. آیت الله شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] (1293-1389 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری (1276-1355 ق) موسس [[حوزه علمیه]] [[قم]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. آیت الله شیخ محمدجواد بلاغی نجفی (1282-1352 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282-1366 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 5. سید جمال الدین موسوی گلپایگانی (1295-1377 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 6. آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی (1292-1367 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 7. آیت الله شیخ محمدعلی شاه‌آبادی استاد اخلاق [[امام خمینی]] قدس سره؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 8. آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 9. [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است من جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]، كه در [[تهران]] چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدرالدین عاملی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ریحانه الادب]]، ج 6، صفحه 65 و 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. رساله عملیه كه بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از عمری تلاش و كوشش در راه تعلیم و تربیت در [[حوزه علمیه]] [[سامرا]] و [[نجف]] بالاخره در دهه اول [[ذی الحجه]] سال 1338 هجری قمری در 68 سالگی در شهر نجف درگذشت و حوزه علمیه آن شهر به مناسبت [[مرگ]] او تعطیل عمومی شد و با كمال تجلیل جنازه او به [[كربلا]]ی معلا نقل گردید و مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی بر جنازه‌اش [[نماز]] گزارد و او را در ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى خود دفن كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*گلشن ابرار، ج 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=1559 فرهنگنامه علمای مجاهد]، بازیابی: 8 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، نشر مشعر، تهران، ص 150&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89729</id>
		<title>میرزا محمد تقی شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89729"/>
		<updated>2018-07-18T08:00:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان میرزای دوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میرزا محمدتقی شیرازی (1256 - 1338 ه. ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک،‌ از مراجع بزرگ شيعه و از رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه‌ انگلستان (1920 م) است كه با مجاهدت‌هاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل =  میرزا محمدتقی شیرازی &lt;br /&gt;
|پرونده= [[پرونده:Mirza- mohammad- taqi -shirazi.jpg]]&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۲۵۶  قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  شیراز &lt;br /&gt;
|وفات =   دهه اول [[ذی الحجه]] 1338 قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  کربلا  (ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى)&lt;br /&gt;
|اساتید =   ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی، سید علی تقی طباطبایی،میرزا محمدحسن شیرازی &lt;br /&gt;
|شاگردان = شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، شیخ عبدالکریم حائری، شیخ محمدجواد بلاغی نجفی ، [[میرزا موسی سبزواری]]&lt;br /&gt;
|آثار =  شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]،  شرح منظومه رضائیه، القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره، رساله عملیه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای دوم فرزند میرزا محب علی و نوه میرزا محمدعلی، و برادرزاده قاآنی، شاعر معروف دوره ناصری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدتقی در ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۷۱ ق به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید و دروس ابتدایی و مقدمات را نزد افاضل آنجا خواند و در محضر درس ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی حاضر شد و دروس سطح خود را نزد او و سید علی تقی طباطبایی به پایان برد. در ۱۲۹۱ ق با دوست و هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا شرکت کرد و از بزرگان شاگردان و ارکان بحث او گردید و از دانش او استفاده کرد و در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از افاضل و شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی در درس می گفت و یکی از علمای بزرگ ثلاث (وی، سیداسماعیل صدر و سیدمحمد اصفهانی) در زمان میرزای بزرگ به شمار می رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آنکه [[میرزای بزرگ]] در ۱۳۱۲ ق درگذشت نظر گروهی از مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. او در سامرا به اقامه وظایف شرعی و تدریس و تربیت طلاب پرداخت و اهل علم در محضر درسش حاضر شدند. وی تا ماه صفر ۱۳۳۶ ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد در کربلا رحل اقامت افکند که تا پایان عمر در آنجا ماند و به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان خود پرداخت. پس از درگذشت آقا سیدکاظم یزدی در ۱۳۳۷ ق مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در 1920 بود. پس از این که انگلستان در 29 تشرین اول 1914 م(1332 ق) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد در ششم تشرین دوم تصمیم گرفت، شهر بصر در عراق را به تصرف خویش درآورد. چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا کردند سخت به هراس افتاده از علما کمک خواستند. عالمان آگاه به زمان این بار نیز چون همیشه موضع‌گیری مناسبی اتخاذ کردند و به ندای مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پیکار علیه انگلیس متجاوز تحریک و تشویق کردند. خود نیز پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی که ساکن [[کربلا]] بود. روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خویش را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا به طور مداوم و با پشتکاری فراوان، مردم مسلمان عراق را برای یاری دین و بیرون راندن کفار متجاوز از کشور اسلامی برمی‌انگیخت. او برای رسیدن به اهداف خویش از جان خود و فرزندانش نیز دریغ نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ك : تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى، ص 169؛ نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى عراق، صادقى تهرانى، ص 13.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدتقی شیرازی در نیمه اول سال 1919 م. شیخ مهدی خالصی را که از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دینی و سیاسی از [[کاظمین]] به [[کربلا]] فراخواند. همچنین وی از بزرگانی دیگر مانند آیت الله کاشانی، سید محمدعلی شهرستانی، میرزا احمد خراسانی و فرزند خویش میرزا محمدرضا برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت استفاده می‌کرد. در حقیقت این پنج تن یاور وی در مشکلات و مصایب و مدافع ایشان در مواقع حساس و بحرانی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; الحائق الناصحه، فريق المزهر، ج 1، ص 95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جمعیت اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی برگزاری انتخابات در عراق مخالفت‌هایی در شهرهایی نظیر [[بغداد]] و [[کربلا]] علیه انگلستان صورت گرفت. در کربلا مرزا محمدرضا فرزند میرزا، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» به وجود آورد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله میرزای شیرازی در تقویت این حرکت، فتوایی بدین صورت صادر کرد: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در [[ذی القعده]] 1337 ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که میرزا محمدتقی شیرازی از این حادثه آگاه شد، نامه اعتراض‌آمیزی به ویلسون نوشت و خواستار آزادی آن گروه گردید. پاسخ نامه مایوس‌کننده بود و بدین جهت آیت الله تصمیم هجرت انگلیس را صادر کند. انتشار این خبر موجب رعب انگلیس گشت و پس از مدتی تبعیدشدگان آزاد و به وطن خویش بازگردانده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فتوای مشهور میرزای شیرازی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر کرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند».&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج 1، ص 263.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حمایت میرزای شیرازی از جبهه‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله شیرازی به رغم کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. وی برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته‌اند: «مقلدان آیت الله شیرازی از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای وی ارسال می‌‌کردند لذا در برخی از روزها نزد وی انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان میرزای دوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقت نظر و ژرف‌کاوی میرزا در مسائل پیچیده علمی درسش را پربرکت ساخته بود. این ویژگی موجب گشت که از این نابغه میدان علم و اندیشه، شاگردان بسیاری پرورش یابند. شاگردانی که برخی از آنان با این که به مرحله اجتهاد رسیده بودند از محضر میرزا استفاده‌ها می‌بردند و خوشه‌ها می‌چیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند تن از شاگردان وی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. آیت الله شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] (1293-1389 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری (1276-1355 ق) موسس [[حوزه علمیه]] [[قم]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. آیت الله شیخ محمدجواد بلاغی نجفی (1282-1352 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282-1366 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 5. سید جمال الدین موسوی گلپایگانی (1295-1377 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 6. آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی (1292-1367 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 7. آیت الله شیخ محمدعلی شاه‌آبادی استاد اخلاق [[امام خمینی]] قدس سره؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 8. آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 9. [[میرزا موسی فقیه سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است من جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]، كه در [[تهران]] چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدرالدین عاملی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ریحانه الادب]]، ج 6، صفحه 65 و 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. رساله عملیه كه بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از عمری تلاش و كوشش در راه تعلیم و تربیت در [[حوزه علمیه]] [[سامرا]] و [[نجف]] بالاخره در دهه اول [[ذی الحجه]] سال 1338 هجری قمری در 68 سالگی در شهر نجف درگذشت و حوزه علمیه آن شهر به مناسبت [[مرگ]] او تعطیل عمومی شد و با كمال تجلیل جنازه او به [[كربلا]]ی معلا نقل گردید و مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی بر جنازه‌اش [[نماز]] گزارد و او را در ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى خود دفن كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*گلشن ابرار، ج 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=1559 فرهنگنامه علمای مجاهد]، بازیابی: 8 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، نشر مشعر، تهران، ص 150&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89728</id>
		<title>میرزا محمد تقی شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89728"/>
		<updated>2018-07-18T07:59:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میرزا محمدتقی شیرازی (1256 - 1338 ه. ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک،‌ از مراجع بزرگ شيعه و از رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه‌ انگلستان (1920 م) است كه با مجاهدت‌هاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل =  میرزا محمدتقی شیرازی &lt;br /&gt;
|پرونده= [[پرونده:Mirza- mohammad- taqi -shirazi.jpg]]&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۲۵۶  قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  شیراز &lt;br /&gt;
|وفات =   دهه اول [[ذی الحجه]] 1338 قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  کربلا  (ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى)&lt;br /&gt;
|اساتید =   ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی، سید علی تقی طباطبایی،میرزا محمدحسن شیرازی &lt;br /&gt;
|شاگردان = شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، شیخ عبدالکریم حائری، شیخ محمدجواد بلاغی نجفی ، [[میرزا موسی سبزواری]]&lt;br /&gt;
|آثار =  شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]،  شرح منظومه رضائیه، القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره، رساله عملیه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای دوم فرزند میرزا محب علی و نوه میرزا محمدعلی، و برادرزاده قاآنی، شاعر معروف دوره ناصری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدتقی در ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۷۱ ق به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید و دروس ابتدایی و مقدمات را نزد افاضل آنجا خواند و در محضر درس ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی حاضر شد و دروس سطح خود را نزد او و سید علی تقی طباطبایی به پایان برد. در ۱۲۹۱ ق با دوست و هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا شرکت کرد و از بزرگان شاگردان و ارکان بحث او گردید و از دانش او استفاده کرد و در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از افاضل و شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی در درس می گفت و یکی از علمای بزرگ ثلاث (وی، سیداسماعیل صدر و سیدمحمد اصفهانی) در زمان میرزای بزرگ به شمار می رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آنکه [[میرزای بزرگ]] در ۱۳۱۲ ق درگذشت نظر گروهی از مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. او در سامرا به اقامه وظایف شرعی و تدریس و تربیت طلاب پرداخت و اهل علم در محضر درسش حاضر شدند. وی تا ماه صفر ۱۳۳۶ ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد در کربلا رحل اقامت افکند که تا پایان عمر در آنجا ماند و به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان خود پرداخت. پس از درگذشت آقا سیدکاظم یزدی در ۱۳۳۷ ق مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در 1920 بود. پس از این که انگلستان در 29 تشرین اول 1914 م(1332 ق) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد در ششم تشرین دوم تصمیم گرفت، شهر بصر در عراق را به تصرف خویش درآورد. چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا کردند سخت به هراس افتاده از علما کمک خواستند. عالمان آگاه به زمان این بار نیز چون همیشه موضع‌گیری مناسبی اتخاذ کردند و به ندای مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پیکار علیه انگلیس متجاوز تحریک و تشویق کردند. خود نیز پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی که ساکن [[کربلا]] بود. روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خویش را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا به طور مداوم و با پشتکاری فراوان، مردم مسلمان عراق را برای یاری دین و بیرون راندن کفار متجاوز از کشور اسلامی برمی‌انگیخت. او برای رسیدن به اهداف خویش از جان خود و فرزندانش نیز دریغ نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ك : تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى، ص 169؛ نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى عراق، صادقى تهرانى، ص 13.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدتقی شیرازی در نیمه اول سال 1919 م. شیخ مهدی خالصی را که از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دینی و سیاسی از [[کاظمین]] به [[کربلا]] فراخواند. همچنین وی از بزرگانی دیگر مانند آیت الله کاشانی، سید محمدعلی شهرستانی، میرزا احمد خراسانی و فرزند خویش میرزا محمدرضا برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت استفاده می‌کرد. در حقیقت این پنج تن یاور وی در مشکلات و مصایب و مدافع ایشان در مواقع حساس و بحرانی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; الحائق الناصحه، فريق المزهر، ج 1، ص 95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جمعیت اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی برگزاری انتخابات در عراق مخالفت‌هایی در شهرهایی نظیر [[بغداد]] و [[کربلا]] علیه انگلستان صورت گرفت. در کربلا مرزا محمدرضا فرزند میرزا، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» به وجود آورد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله میرزای شیرازی در تقویت این حرکت، فتوایی بدین صورت صادر کرد: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در [[ذی القعده]] 1337 ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که میرزا محمدتقی شیرازی از این حادثه آگاه شد، نامه اعتراض‌آمیزی به ویلسون نوشت و خواستار آزادی آن گروه گردید. پاسخ نامه مایوس‌کننده بود و بدین جهت آیت الله تصمیم هجرت انگلیس را صادر کند. انتشار این خبر موجب رعب انگلیس گشت و پس از مدتی تبعیدشدگان آزاد و به وطن خویش بازگردانده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فتوای مشهور میرزای شیرازی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر کرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند».&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج 1، ص 263.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حمایت میرزای شیرازی از جبهه‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله شیرازی به رغم کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. وی برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته‌اند: «مقلدان آیت الله شیرازی از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای وی ارسال می‌‌کردند لذا در برخی از روزها نزد وی انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان میرزای دوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقت نظر و ژرف‌کاوی میرزا در مسائل پیچیده علمی درسش را پربرکت ساخته بود. این ویژگی موجب گشت که از این نابغه میدان علم و اندیشه، شاگردان بسیاری پرورش یابند. شاگردانی که برخی از آنان با این که به مرحله اجتهاد رسیده بودند از محضر میرزا استفاده‌ها می‌بردند و خوشه‌ها می‌چیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند تن از شاگردان وی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. آیت الله شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] (1293-1389 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری (1276-1355 ق) موسس [[حوزه علمیه]] [[قم]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. آیت الله شیخ محمدجواد بلاغی نجفی (1282-1352 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282-1366 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 5. سید جمال الدین موسوی گلپایگانی (1295-1377 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 6. آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی (1292-1367 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 7. آیت الله شیخ محمدعلی شاه‌آبادی استاد اخلاق [[امام خمینی]] قدس سره؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 8. آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 9. [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است من جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]، كه در [[تهران]] چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدرالدین عاملی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ریحانه الادب]]، ج 6، صفحه 65 و 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. رساله عملیه كه بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از عمری تلاش و كوشش در راه تعلیم و تربیت در [[حوزه علمیه]] [[سامرا]] و [[نجف]] بالاخره در دهه اول [[ذی الحجه]] سال 1338 هجری قمری در 68 سالگی در شهر نجف درگذشت و حوزه علمیه آن شهر به مناسبت [[مرگ]] او تعطیل عمومی شد و با كمال تجلیل جنازه او به [[كربلا]]ی معلا نقل گردید و مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی بر جنازه‌اش [[نماز]] گزارد و او را در ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى خود دفن كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*گلشن ابرار، ج 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=1559 فرهنگنامه علمای مجاهد]، بازیابی: 8 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، نشر مشعر، تهران، ص 150&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89727</id>
		<title>میرزا محمد تقی شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89727"/>
		<updated>2018-07-18T07:51:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان میرزای دوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میرزا محمدتقی شیرازی (1256 - 1338 ه. ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک،‌ از مراجع بزرگ شيعه و از رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه‌ انگلستان (1920 م) است كه با مجاهدت‌هاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل =  میرزا محمدتقی شیرازی &lt;br /&gt;
|پرونده= [[پرونده:Mirza- mohammad- taqi -shirazi.jpg]]&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۲۵۶  قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  شیراز &lt;br /&gt;
|وفات =   دهه اول [[ذی الحجه]] 1338 قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  کربلا  (ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى)&lt;br /&gt;
|اساتید =   ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی، سید علی تقی طباطبایی،میرزا محمدحسن شیرازی &lt;br /&gt;
|شاگردان = شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، شیخ عبدالکریم حائری، شیخ محمدجواد بلاغی نجفی&lt;br /&gt;
|آثار =  شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]،  شرح منظومه رضائیه، القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره، رساله عملیه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای دوم فرزند میرزا محب علی و نوه میرزا محمدعلی، و برادرزاده قاآنی، شاعر معروف دوره ناصری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدتقی در ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۷۱ ق به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید و دروس ابتدایی و مقدمات را نزد افاضل آنجا خواند و در محضر درس ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی حاضر شد و دروس سطح خود را نزد او و سید علی تقی طباطبایی به پایان برد. در ۱۲۹۱ ق با دوست و هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا شرکت کرد و از بزرگان شاگردان و ارکان بحث او گردید و از دانش او استفاده کرد و در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از افاضل و شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی در درس می گفت و یکی از علمای بزرگ ثلاث (وی، سیداسماعیل صدر و سیدمحمد اصفهانی) در زمان میرزای بزرگ به شمار می رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آنکه [[میرزای بزرگ]] در ۱۳۱۲ ق درگذشت نظر گروهی از مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. او در سامرا به اقامه وظایف شرعی و تدریس و تربیت طلاب پرداخت و اهل علم در محضر درسش حاضر شدند. وی تا ماه صفر ۱۳۳۶ ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد در کربلا رحل اقامت افکند که تا پایان عمر در آنجا ماند و به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان خود پرداخت. پس از درگذشت آقا سیدکاظم یزدی در ۱۳۳۷ ق مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در 1920 بود. پس از این که انگلستان در 29 تشرین اول 1914 م(1332 ق) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد در ششم تشرین دوم تصمیم گرفت، شهر بصر در عراق را به تصرف خویش درآورد. چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا کردند سخت به هراس افتاده از علما کمک خواستند. عالمان آگاه به زمان این بار نیز چون همیشه موضع‌گیری مناسبی اتخاذ کردند و به ندای مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پیکار علیه انگلیس متجاوز تحریک و تشویق کردند. خود نیز پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی که ساکن [[کربلا]] بود. روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خویش را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا به طور مداوم و با پشتکاری فراوان، مردم مسلمان عراق را برای یاری دین و بیرون راندن کفار متجاوز از کشور اسلامی برمی‌انگیخت. او برای رسیدن به اهداف خویش از جان خود و فرزندانش نیز دریغ نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ك : تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى، ص 169؛ نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى عراق، صادقى تهرانى، ص 13.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدتقی شیرازی در نیمه اول سال 1919 م. شیخ مهدی خالصی را که از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دینی و سیاسی از [[کاظمین]] به [[کربلا]] فراخواند. همچنین وی از بزرگانی دیگر مانند آیت الله کاشانی، سید محمدعلی شهرستانی، میرزا احمد خراسانی و فرزند خویش میرزا محمدرضا برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت استفاده می‌کرد. در حقیقت این پنج تن یاور وی در مشکلات و مصایب و مدافع ایشان در مواقع حساس و بحرانی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; الحائق الناصحه، فريق المزهر، ج 1، ص 95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جمعیت اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی برگزاری انتخابات در عراق مخالفت‌هایی در شهرهایی نظیر [[بغداد]] و [[کربلا]] علیه انگلستان صورت گرفت. در کربلا مرزا محمدرضا فرزند میرزا، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» به وجود آورد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله میرزای شیرازی در تقویت این حرکت، فتوایی بدین صورت صادر کرد: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در [[ذی القعده]] 1337 ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که میرزا محمدتقی شیرازی از این حادثه آگاه شد، نامه اعتراض‌آمیزی به ویلسون نوشت و خواستار آزادی آن گروه گردید. پاسخ نامه مایوس‌کننده بود و بدین جهت آیت الله تصمیم هجرت انگلیس را صادر کند. انتشار این خبر موجب رعب انگلیس گشت و پس از مدتی تبعیدشدگان آزاد و به وطن خویش بازگردانده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فتوای مشهور میرزای شیرازی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر کرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند».&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج 1، ص 263.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حمایت میرزای شیرازی از جبهه‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله شیرازی به رغم کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. وی برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته‌اند: «مقلدان آیت الله شیرازی از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای وی ارسال می‌‌کردند لذا در برخی از روزها نزد وی انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان میرزای دوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقت نظر و ژرف‌کاوی میرزا در مسائل پیچیده علمی درسش را پربرکت ساخته بود. این ویژگی موجب گشت که از این نابغه میدان علم و اندیشه، شاگردان بسیاری پرورش یابند. شاگردانی که برخی از آنان با این که به مرحله اجتهاد رسیده بودند از محضر میرزا استفاده‌ها می‌بردند و خوشه‌ها می‌چیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند تن از شاگردان وی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. آیت الله شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] (1293-1389 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری (1276-1355 ق) موسس [[حوزه علمیه]] [[قم]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. آیت الله شیخ محمدجواد بلاغی نجفی (1282-1352 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282-1366 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 5. سید جمال الدین موسوی گلپایگانی (1295-1377 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 6. آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی (1292-1367 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 7. آیت الله شیخ محمدعلی شاه‌آبادی استاد اخلاق [[امام خمینی]] قدس سره؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 8. آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 9. [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است من جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]، كه در [[تهران]] چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدرالدین عاملی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ریحانه الادب]]، ج 6، صفحه 65 و 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. رساله عملیه كه بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از عمری تلاش و كوشش در راه تعلیم و تربیت در [[حوزه علمیه]] [[سامرا]] و [[نجف]] بالاخره در دهه اول [[ذی الحجه]] سال 1338 هجری قمری در 68 سالگی در شهر نجف درگذشت و حوزه علمیه آن شهر به مناسبت [[مرگ]] او تعطیل عمومی شد و با كمال تجلیل جنازه او به [[كربلا]]ی معلا نقل گردید و مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی بر جنازه‌اش [[نماز]] گزارد و او را در ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى خود دفن كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*گلشن ابرار، ج 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=1559 فرهنگنامه علمای مجاهد]، بازیابی: 8 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، نشر مشعر، تهران، ص 150&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89726</id>
		<title>میرزا محمد تقی شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89726"/>
		<updated>2018-07-18T07:50:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان میرزای دوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میرزا محمدتقی شیرازی (1256 - 1338 ه. ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک،‌ از مراجع بزرگ شيعه و از رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه‌ انگلستان (1920 م) است كه با مجاهدت‌هاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل =  میرزا محمدتقی شیرازی &lt;br /&gt;
|پرونده= [[پرونده:Mirza- mohammad- taqi -shirazi.jpg]]&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۲۵۶  قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  شیراز &lt;br /&gt;
|وفات =   دهه اول [[ذی الحجه]] 1338 قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  کربلا  (ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى)&lt;br /&gt;
|اساتید =   ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی، سید علی تقی طباطبایی،میرزا محمدحسن شیرازی &lt;br /&gt;
|شاگردان = شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، شیخ عبدالکریم حائری، شیخ محمدجواد بلاغی نجفی&lt;br /&gt;
|آثار =  شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]،  شرح منظومه رضائیه، القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره، رساله عملیه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای دوم فرزند میرزا محب علی و نوه میرزا محمدعلی، و برادرزاده قاآنی، شاعر معروف دوره ناصری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدتقی در ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۷۱ ق به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید و دروس ابتدایی و مقدمات را نزد افاضل آنجا خواند و در محضر درس ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی حاضر شد و دروس سطح خود را نزد او و سید علی تقی طباطبایی به پایان برد. در ۱۲۹۱ ق با دوست و هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا شرکت کرد و از بزرگان شاگردان و ارکان بحث او گردید و از دانش او استفاده کرد و در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از افاضل و شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی در درس می گفت و یکی از علمای بزرگ ثلاث (وی، سیداسماعیل صدر و سیدمحمد اصفهانی) در زمان میرزای بزرگ به شمار می رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آنکه [[میرزای بزرگ]] در ۱۳۱۲ ق درگذشت نظر گروهی از مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. او در سامرا به اقامه وظایف شرعی و تدریس و تربیت طلاب پرداخت و اهل علم در محضر درسش حاضر شدند. وی تا ماه صفر ۱۳۳۶ ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد در کربلا رحل اقامت افکند که تا پایان عمر در آنجا ماند و به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان خود پرداخت. پس از درگذشت آقا سیدکاظم یزدی در ۱۳۳۷ ق مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در 1920 بود. پس از این که انگلستان در 29 تشرین اول 1914 م(1332 ق) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد در ششم تشرین دوم تصمیم گرفت، شهر بصر در عراق را به تصرف خویش درآورد. چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا کردند سخت به هراس افتاده از علما کمک خواستند. عالمان آگاه به زمان این بار نیز چون همیشه موضع‌گیری مناسبی اتخاذ کردند و به ندای مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پیکار علیه انگلیس متجاوز تحریک و تشویق کردند. خود نیز پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی که ساکن [[کربلا]] بود. روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خویش را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا به طور مداوم و با پشتکاری فراوان، مردم مسلمان عراق را برای یاری دین و بیرون راندن کفار متجاوز از کشور اسلامی برمی‌انگیخت. او برای رسیدن به اهداف خویش از جان خود و فرزندانش نیز دریغ نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ك : تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى، ص 169؛ نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى عراق، صادقى تهرانى، ص 13.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدتقی شیرازی در نیمه اول سال 1919 م. شیخ مهدی خالصی را که از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دینی و سیاسی از [[کاظمین]] به [[کربلا]] فراخواند. همچنین وی از بزرگانی دیگر مانند آیت الله کاشانی، سید محمدعلی شهرستانی، میرزا احمد خراسانی و فرزند خویش میرزا محمدرضا برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت استفاده می‌کرد. در حقیقت این پنج تن یاور وی در مشکلات و مصایب و مدافع ایشان در مواقع حساس و بحرانی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; الحائق الناصحه، فريق المزهر، ج 1، ص 95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جمعیت اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی برگزاری انتخابات در عراق مخالفت‌هایی در شهرهایی نظیر [[بغداد]] و [[کربلا]] علیه انگلستان صورت گرفت. در کربلا مرزا محمدرضا فرزند میرزا، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» به وجود آورد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله میرزای شیرازی در تقویت این حرکت، فتوایی بدین صورت صادر کرد: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در [[ذی القعده]] 1337 ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که میرزا محمدتقی شیرازی از این حادثه آگاه شد، نامه اعتراض‌آمیزی به ویلسون نوشت و خواستار آزادی آن گروه گردید. پاسخ نامه مایوس‌کننده بود و بدین جهت آیت الله تصمیم هجرت انگلیس را صادر کند. انتشار این خبر موجب رعب انگلیس گشت و پس از مدتی تبعیدشدگان آزاد و به وطن خویش بازگردانده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فتوای مشهور میرزای شیرازی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر کرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند».&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج 1، ص 263.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حمایت میرزای شیرازی از جبهه‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله شیرازی به رغم کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. وی برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته‌اند: «مقلدان آیت الله شیرازی از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای وی ارسال می‌‌کردند لذا در برخی از روزها نزد وی انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان میرزای دوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقت نظر و ژرف‌کاوی میرزا در مسائل پیچیده علمی درسش را پربرکت ساخته بود. این ویژگی موجب گشت که از این نابغه میدان علم و اندیشه، شاگردان بسیاری پرورش یابند. شاگردانی که برخی از آنان با این که به مرحله اجتهاد رسیده بودند از محضر میرزا استفاده‌ها می‌بردند و خوشه‌ها می‌چیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند تن از شاگردان وی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. آیت الله شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] (1293-1389 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری (1276-1355 ق) موسس [[حوزه علمیه]] [[قم]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. آیت الله شیخ محمدجواد بلاغی نجفی (1282-1352 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282-1366 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 5. سید جمال الدین موسوی گلپایگانی (1295-1377 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 6. آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی (1292-1367 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 7. آیت الله شیخ محمدعلی شاه‌آبادی استاد اخلاق [[امام خمینی]] قدس سره؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 8. آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 9. [[میرزا موسی سبزواری]] پدر [[حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است من جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]، كه در [[تهران]] چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدرالدین عاملی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ریحانه الادب]]، ج 6، صفحه 65 و 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. رساله عملیه كه بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از عمری تلاش و كوشش در راه تعلیم و تربیت در [[حوزه علمیه]] [[سامرا]] و [[نجف]] بالاخره در دهه اول [[ذی الحجه]] سال 1338 هجری قمری در 68 سالگی در شهر نجف درگذشت و حوزه علمیه آن شهر به مناسبت [[مرگ]] او تعطیل عمومی شد و با كمال تجلیل جنازه او به [[كربلا]]ی معلا نقل گردید و مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی بر جنازه‌اش [[نماز]] گزارد و او را در ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى خود دفن كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*گلشن ابرار، ج 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=1559 فرهنگنامه علمای مجاهد]، بازیابی: 8 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، نشر مشعر، تهران، ص 150&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89233</id>
		<title>آخوند خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89233"/>
		<updated>2018-06-30T14:05:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* محمدكاظم خراسانی (آخوند خراسانی) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آخوند مولی محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی بود. ایشان از مراجع تقلید و دانشمندان بزرگ [[شیعه]] و از رهبران بزرگ انقلاب مشروطیت در عصر خودش بود. یکی از آثار علمی ایشان کتاب کفایة الاصول در [[اصول فقه]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمدكاظم خراسانی (آخوند خراسانی)==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1255 در [[مشهد]]، در یك خانواده غیرمعروف متولد شد و در 22 سالگی به [[تهران]] مهاجرت كرد و مدت كوتاهی تحصیل [[فلسفه]] كرد، سپس به [[نجف]] رفت دو سال درس [[شیخ مرتضی انصاری]] را درك كرده است، اما بیشتر تحصیلاتش نزد [[میرزای شیرازی]] بوده است. میرزای شیرازی در سال 1291 [[سامرا]] را محل اقامت خود قرار داد ولی آخوند خراسانی از [[نجف]] دور نشد و خودش مستقلاً حوزه درس تشكیل داد او از مدرسین بسیار موفق است، در حدود هزار و دویست شاگرد از محضرش استفاده می‌كردند و در حدود دویست نفر آنان، خود مجتهد بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقها عصر اخیر، نظیر مرحوم آقا [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، مرحوم حاج [[شیخ محمدحسین اصفهانی]]، مرحوم [[حاج آقا حسین بروجردی]]، [[میرزا موسی سبزواری ]]پدر مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری ، مرحوم [[حاج آقا حسین قمی]]، و مرحوم آقا [[ضیاءالدین عراقی]] همه از شاگردان او بوده‌اند شهرت بیشتر آخوند خراسانی، در [[علم اصول]] است كتاب [[كفایه‌الاصول]] او، یك كتاب درسی مهم است، و حواشی زیادی بر آن نوشته شده است آرا اصولی آخوند خراسانی، همواره در حوزه‌های علمیه نقل می‌شود و مورد توجه است. آخوند خراسانی همان كسی است كه فتوی به ضرورت [[مشروطیت]] داد. مشروطیت ایران، رهین اوست او در سال 1329 هجری قمری درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;آشنایی با علوم اسلامی، ص310.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صفات اخلاقی آخوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عبادت و زهد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند از ابتدای جوانی تا آخر عمرش، هر روز پیش از طلوع آفتاب به زیارت آفتاب [[نجف]]، حرم [[حضرت علی]] علیه السلام مشرف می شد. آنگاه به [[مسجد هندی]] می رفت و درس می گفت. شبها پس از اقامه نماز جماعت در صحن حرم برای برخی از شاگردان ممتازش در منزل خود درس خصوصی داشت. نمازهای مستحبی اش حتی در سنین پیری ترك نشد. در ماه [[رمضان]] نیز برای طلبه ها سخنرانی می كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اواخر عمر، زیارت را - شاید به خاطر پیری - طول نمی داد. یكی از مریدانش به وی گفت: شما كمی بیشتر در حرم بمانید تا همه زایران متوجه آداب زیارت شما بشوند. آخوند دست به ریش خود گرفت و گفت: در این آخر عمر با این ریش سفید به خدا شرك بورزم و خودنمایی كنم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یكی از همسایگان آخوند می گفت: ناله سوزناك و صدای گریه آخوند در نیمه های شب، قلب هر سنگدلی را می لرزاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند به تمیزی سر و وضع و لباس اهمیت فراوانی می داد. همراه سه فرزند كه همگی آنها متاهل بودند، در یك خانه زندگی می كرد. این چهار خانواده، چهار اتاق داشتند. روزی یكی از پسرانش از تنگی جا به پدر شكایت كرد. پدر گفت: اگر قرار باشد كه خانه های این شهر را بین نیازمندان بخش كنند، به ما بیش از این نمی رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دستگیری نیازمندان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یكی از سخنرانان مذهبی [[كربلا]] كه از مخالفان [[مشروطه]] بود و همه جا علیه آخوند صحبت می كرد، به علت بدهی تصمیم گرفت خانه اش را بفروشد. مشتری خرید خانه را مشروط به امضا و اجازه آخوند قرار داد. گرچه روی دیدن آخوند را نداشت  اما شرمنده و ناچار نزد آخوند رفت و از او خواست تا به این معامله راضی شود. آخوند چند كیسه لیره به او داد و گفت: شما جزو علمایید، من راضی نیستم كه در گرفتاری باشید. با این پول، بدهی خود را بدهید و خانه را نفروشید. هرگاه به مشكلی برخوردید نزد من بیایید. واعظ كربلا از رفتار آخوند متنبه گشت و از آن پس، از مریدان او شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تالیفات او می‌توان كتب زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# كتاب الاجاره&lt;br /&gt;
# الاجتهاد والتقلید&lt;br /&gt;
# التكلمه للتبصره&lt;br /&gt;
# حاشیه بر اسفار [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر رسائل [[شیخ مرتضی انصاری]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر مكاسب شیخ&lt;br /&gt;
# القضا والشهادات&lt;br /&gt;
# [[كفایه الاصول]] در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مشهورتر از همه تالیفات او، این كتاب آخری است كه در تمام اقطار در نهایت اشتهار می‌باشد. دانشمندان حاشیه‌ها و تعلیقه‌های متعددی بر آن افزوده‌اند كه از مشهورترین آنها، حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی، شیخ محمدعلی قمی، شیخ ‌عبدالحسین آل شیخ و میرزا ابوالحسن مشكینی است كه هر كدام در كشف معضلات و ابراز حقایق آن كتاب، تلاش فراوانی نموده‌اند كه در روشنگری مطالب آن كتاب مفید می‌باشد و تاسیس چند مدرسه علمیه را در [[نجف]] اشرف، در سری كارهای علمی‌ و تربیت علما او می‌توان ذكر كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در عرصه سیاست==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند ملا محمدكاظم خراسانی شاگرد و تربیت یافته مكتب میرزای شیرازی، از كسانی بود که همراه با دیگر اساتید علم، مانند: آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی و برخی دیگر از علما [[احكام]] روشن و فتاوای صریح در مورد خلع محمدعلی شاه قاجار از سلطنت و تشیید مبانی حكومت الهی و وجوب وحدت میان امت اسلامی، صادر نمودند و مشروطیت را كه خود گامی‌ به جلو در راه استواری [[عدالت]] بود، به وجود آوردند. هر چند از این مشروطیت عوامل نفوذی و مامورین استعمار و استثمار سوء استفاده‌ها كردند و نتایج ناروایی از آن گرفتند، ولی اساس كار و آن هسته اولیه و نقطه مركزی كار، بر اساس قویم و نیت پاك و اقدام الهی استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مبارزه با اومانیسم و لامذهبی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث و گفتگو از مشروطیت و دقایقی كه منجر به جداشدن نیروی روحانیت گردید، یك بحث تاسف آور و خارج از عهده امروزین نگارنده است و اكنون چندان نیز مفید فایده نمی‌بیند، ولی موضوعی كه امروز نیز مطرح است، موضوع روشنفكری و خودرایی و صاحب‌رای و نظربودن در برابر [[احكام]] قطعی خدا و اوامر مذهب است كه نمونه‌اش در روزگار مشروطیت، سیاستمدار معروف، سید حسن تقی‌زاده و ملكم خان و دار و دسته آنان بود، كه معتقد بودند: ایرانی باید از نظر روحی و جسمی‌ و آداب اخلاق، پوشش، كوشش و صد در صد اروپایی و فرنگی باشد و مفهوم روشن این سخن، مبارزه با تمام مبادی اخلاق و آداب و رسوم و فرایض اسلامی‌ بود كه با روش فرنگی مغایرت پیدا می‌كرد و تقی‌زاده از جمله كسانی بود كه وارد مجلس شورای ملت اسلام آن روز گردید، و این طرز فكر را القا و تبلیغ ‌و تقنین می‌كرد و حزبی به نام حزب دموكرات تشكیل داد كه باعث هیجان‌های شدید سیاسی گردید بدین جهت مجتهد عالی مقام، آخوند ملا محمدكاظم خراسانی و همرزم او آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی كه همیشه پاسدار استقلال [[احكام]] بودند، تلگراف زیر را دایر بر اخراج او از مجلس و تبعید او از كشور صادر نمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از قصر شیرین به تهران: چون ضدیت مسلم سیاسی سید حسن تقی‌زاده كه تاكنون جدا آن را تعقیب نموده است، با اسلامیت مملكت و قوانین شریعت مقدسه برخود و اعیان ثابت شده است و از مكنونات فاسده‌اش علنا پرده برداشته است، لذا از عضویت مجلس مقدس ملی و قابلیت امانت نوعیه لازمه آن مقام منیع، بالكلیه خارج قانونا و شرعا منعزل است، منعش از دخول در مجلس ملی و مداخله در امور مملكت و ملت بر عموم آقایان علما و اولیا امور و امنا دارالشوری كبری و قاطبه امرا و سرداران عظام و آحاد عساكر معظمه ملیه و طبقات ملت ایران ایدهم الله تعالی بنصره العزیز، واجب و تبعیدش از مملكت ایران فوراً لازم، و اندك مسامحه و تهاون [[حرام]] و دشمنی با صاحب شریعت علیهم السلام است به جای او فرد امین دین‌پرست و وطن‌پرور، ملت‌خواه صحیح المسلك انتخاب فرموده، او را مفسد و فاسد مملكت شناسند، و به ملت غیور آذربایجان و سایر انجمن های ایالتی و ولایتی هم این حكم الهی عز اسمه را اخطار فرمایند، و هر كسی از او همراهی كند، در همین حكم است، ولاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم و به جمیع ما رقم قد صدرالحكم من الاحقر عبدالله مازندرانی، قدر صدر الحكم من الاحقر الجانی، محمدكاظم خراسانی بذلك.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انتشار این حكم تلگرافی، مجلس شورای ایران ترتیبات اخراج او را به منظور تبعید از تهران صادر كرد تقی‌زاده به تبریز آمد و مدتی در آن جا اقامت كرد و عاقبت به استانبول رفته و متعاقباً به وطن ایده‌آل خویش كه همان اروپا باشد، رهسپار شد.&amp;lt;ref&amp;gt; اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی‌زاده، به كوشش ایرج افشار، ص 208.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلگراف آخوند خراسانی به آیت الله انگجی: پس از صدور حكم فساد رای سیاسی تقی‌زاده، و مغایرت او با [[احكام]] مقدسه [[اسلام]]، معروف شد كه تقی‌زاده از سوی مرجعیت اسلام تكفیر شده است عده‌ای از دوستان و طرفداران او شروع به نامه پراكنی و ایجاد جو مصنوعی نمودند و آیت الله خراسانی، محض جلوگیری از اتلاف وقت مسلمانان در اموری كه ضرورت ندارد، تلگرافی در پاسخ این همه نامه‌ها به آیت الله انگجی (مرحوم میرزا ابوالحسن انگجی، جد بزرگوار حجت الاسلام والمسلمین سید علی انگجی معروف كه در مسجد ملك تهران اقامه جماعت می‌فرمایند) كه یكی از وزنه‌های بزرگ روحانیت آذربایجان بود، صادر نمودند كه متن تلگراف چنین است: از قصر شیرین به تبریز، عدد كلمات 98، تاریخ اصل مطلب 5 [[شوال]] 1328.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب مستطاب شریعتمدار كهف الانام ثقه الاسلام آقای حاج میرزا ابوالحسن انگجی دام تاییده: در خصوص حكمی ‌كه از این خادمان شرع انور درباره آقا سید حسن تقی‌زاده صادر شده بود، مكاتیب و سؤالاتی از تبریز رسیده، لازم است جناب مستطاب عالی به عموم علما و قاطبه مسلمین اعلام فرمائید حكم مزبور تكفیر نبوده و نسبت تكفیر بی‌اصل است، فقط حكم به عدم جواز مداخله در امور نوعیه مملكت و عدم لیاقت عضویت مجلس محترم ملی و لزوم خروجش بوده، لاغیر البته زاید بر مدلول حكم اثری مترتب نشود.&amp;lt;ref&amp;gt; اوراق تازه یاب مشروطیت، ص 217.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوع دقت و موشكافی در مورد یك فرد سیاسی، از دیانت و اعتقاد عمیق ایمانی و الهی آن مردان بزرگ الهی سرچشمه می‌گیرد كه در مورد حفظ اساس تشكیلات اسلامی، آن چنان دلسوزی و مراقبت نشان می‌دهند و در این راه جان خویش را به مخاطره می‌افكنند، ولی در حفظ آبرو و حیثیت و شئون یك فرد مسلمان ناسالم هم این قدر تلاش و كوشش دارند تا مبادا افزون بر حكم الهی آثاری بر او مترتب سازند كه فردا در پیشگاه عدل الهی مورد مؤاخذه قرار گیرند. ولی ای كاش این همه دقت و ریزبینی، و این همه تعهد و مسئولیت در برابر قوانین الهی را دیگران نیز بتوانند درك كنند و مورد بررسی و دقت قرار دهند و دست از توطئه‌ها و نقشه‌كشی‌ها در مورد چنین رجال الهی و خدمتگزاران شریعت آسمانی بردارند و با این مردان راستین و صادق از صفا و وفا، نه از راه غدر و جفا رفتار نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا محمد کاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 هـ.ق، پس از عمری تلاش و كوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست رحمت و پیکر مطهرش در حرم علوی مدفون شد &amp;lt;ref&amp;gt; [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، صفحه 393.&lt;br /&gt;
* آخوند خراسانی، محمدكاظم، [http://www.hawzah.net/fa/daneshvar/daneshvarview/3201?ParentID=41500 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 20 فروردین 1393.&lt;br /&gt;
* [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89232</id>
		<title>میرزا موسی سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89232"/>
		<updated>2018-06-30T14:01:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* آیة الله میرزا موسی مجتهد سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== آیة الله میرزا موسی مجتهد سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C فقیه سبزواری] ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، مرحوم '''آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله العظمی حاج میرزا حسین [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C فقیه سبزواری]'''رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال '''( 1262 )''' هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با '''1224''' هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی '''( 1238 هجری شمسی )''' می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود '''مرحوم میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به '''سبزوار''' وارد می شود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' در همان اتاق و حجره مرحوم '''طبرسی''' مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری '''( 1242 هجری شمسی )''' در سن هیجده سالگی از '''سبزوار''' حرکت و به '''مشهد''' وارد می شود . پس از ورود به '''مشهد''' ، به مدرسه '''عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مدرسه ، دوره '''مقدمات و سطح''' را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری '''( 1259 هجری شمسی )''' '''مشهد''' را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از '''مشهد''' ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام '''داشخانه''' زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری '''( 1261 هجری شمسی )''' در سن سی و هشت سالگی ، '''سبزوار'''را به قصد '''سامرّاء''' ترک کند . '''سامراء''' در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا محمد حسن شیرازی'''  معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه '''سامراء''' را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه '''سامراء''' شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه '''سامراء''' ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سامراء''' از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود به '''سامراء''' وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم '''میرزای شیرازی''' و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر '''میرزای بزرگ''' بوده که دسته های '''کرد علی اللهی''' سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم '''میرزای شیرازی''' ، رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری '''( 1273 هجری شمسی )''' مرحوم '''میرزای بزرک''' دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه '''حوزه علمیه نجف''' اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری '''( 1279 هجری شمسی )''' ، بازهم حوزه علمیه '''سامراء''' دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف '''مرحوم میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه '''سامراء''' غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی سبزواری''' بوده . '''میرزا موسی''' هم رحل اقامت در '''نجف''' افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون مرحوم''' آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی سبزواری''' ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از '''سامراء''' شروع شده بود ، در '''نجف''' گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم '''میرزا موسی''' دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی سبزواری''' مدت چهارسال در '''نجف''' اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ '''تصدیق اجتهاد''' از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در '''نجف''' بوده که نامه های اهالی '''سبزوار''' پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که '''میرزا موسی''' را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم '''سبزوار''' موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم '''سبزوار''' همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . '''میرزا موسی سبزواری''' در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد '''سبزوار''' شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به '''سبزوار''' مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر '''ایران''' را فراگرفته بود و از این جهت مردم '''سبزوار''' هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به '''مصلّای سبزوار''' تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض '''وبا''' دعا کنند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، '''ظرف آبی''' طلب فرمودند و آن را '''تبرّک''' نمودند و سپس بقیه آب را در '''آب انبار''' شهرریختند . نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، '''شفا''' پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم '''سبزوار''' ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حوزه علمیه سبزوار''' در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت '''چهارده سال''' گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  کرامت مرحوم میرزا موسی پس از رحلت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری '''( 1296 هجری شمسی )''' ، به سن '''هفتاد و چهارسالگی''' دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است '''هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود''' و '''مردم حومه سبزوار''' بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری صفحات 16 تا 19 )'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  فرزندان مرحوم آیة الله میرزا موسی سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم '''آقا میرزا موسی''' ، '''سه دختر و دو پسر''' عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی برادر مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای حاج '''میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری '''( 1266 هجری شمسی )''' '''درسامراء''' متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود مرحوم '''میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری '''( 1279 هجری شمسی )''' ، همراه والد ماجد خود به '''نجف اشرف''' مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزارو سیصد و بیست و دو '''( 1282 هجری شمسی )''' فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در '''حوزه علمیه سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس '''مقدمات''' ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره '''سطح''' را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و '''حکمت و فلسفه''' را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' جزواتی هم در '''منطق و حکمت و فلسفه''' بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه '''درس خارج فقه و اصول''' والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری''' ( 1296 هجری شمسی )''' فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم فقاهتی''' ، دارای '''چهار دختر و دو پسر''' بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای حاج '''میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در''' مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و '''امام جماعت مسجد نو بنیادی''' که به همت عموی بزرگوارشان '''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در '''احمد آباد مشهد''' بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''' منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری صفحات 20 تا 22 )'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الوالد:''' مرحوم '''آیة‌الله آقا میرزا موسی''' که از قریه '''ایزی''' یک فرسخی '''سبزوار''' بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به '''سبزوار''' آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه '''1265''' هجری قمری بوده‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا دوازده سالگی در '''سبزوار''' مشغول تحصیل و بعد به '''مشهد''' مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌'''1300 هجری قمری''' در '''مشهد''' بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ '''نجف''' و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به '''سامرا''' منتقل و در خدمت مرحوم '''آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌''' که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه''' 1318 قمری‌'''. و بعد از آن به عنوان زیارت به '''نجف مشرف''' و تا سنه '''1322''' در '''نجف‌''' اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی '''سبزوار'''، به سبزوار وارد و تا شعبان '''1336'''مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور '''فوت''' نموده و در طرف '''دروازه نیشابور'''، طرف شرقی شمالی سبزوار '''مدفون''' و '''مزار مجللی‌'''، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''منبع : کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم حبیب آبادی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''* کتاب مکارم الأثار تألیف مرحوم حبیب آبادی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''* کتاب عمری پر افتخار یا خاطرات زندگی [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''[http://upir.ir/1393.2/Backup-of-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%87-Copy.pdf دانلود کتاب عمری پر افتخار یا خاطرات زندگی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ترتیب:سبزواری، میرزا موسی}}&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده:عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89231</id>
		<title>آخوند خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=89231"/>
		<updated>2018-06-30T13:47:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* محمدكاظم خراسانی (آخوند خراسانی) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آخوند مولی محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی بود. ایشان از مراجع تقلید و دانشمندان بزرگ [[شیعه]] و از رهبران بزرگ انقلاب مشروطیت در عصر خودش بود. یکی از آثار علمی ایشان کتاب کفایة الاصول در [[اصول فقه]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمدكاظم خراسانی (آخوند خراسانی)==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1255 در [[مشهد]]، در یك خانواده غیرمعروف متولد شد و در 22 سالگی به [[تهران]] مهاجرت كرد و مدت كوتاهی تحصیل [[فلسفه]] كرد، سپس به [[نجف]] رفت دو سال درس [[شیخ مرتضی انصاری]] را درك كرده است، اما بیشتر تحصیلاتش نزد [[میرزای شیرازی]] بوده است. میرزای شیرازی در سال 1291 [[سامرا]] را محل اقامت خود قرار داد ولی آخوند خراسانی از [[نجف]] دور نشد و خودش مستقلاً حوزه درس تشكیل داد او از مدرسین بسیار موفق است، در حدود هزار و دویست شاگرد از محضرش استفاده می‌كردند و در حدود دویست نفر آنان، خود مجتهد بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقها عصر اخیر، نظیر مرحوم آقا [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، مرحوم حاج [[شیخ محمدحسین اصفهانی]]، مرحوم [[حاج آقا حسین بروجردی]]، [[میرزا موسی سبزواری ]]، مرحوم [[حاج آقا حسین قمی]]، و مرحوم آقا [[ضیاءالدین عراقی]] همه از شاگردان او بوده‌اند شهرت بیشتر آخوند خراسانی، در [[علم اصول]] است كتاب [[كفایه‌الاصول]] او، یك كتاب درسی مهم است، و حواشی زیادی بر آن نوشته شده است آرا اصولی آخوند خراسانی، همواره در حوزه‌های علمیه نقل می‌شود و مورد توجه است. آخوند خراسانی همان كسی است كه فتوی به ضرورت [[مشروطیت]] داد. مشروطیت ایران، رهین اوست او در سال 1329 هجری قمری درگذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;آشنایی با علوم اسلامی، ص310.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صفات اخلاقی آخوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===عبادت و زهد===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند از ابتدای جوانی تا آخر عمرش، هر روز پیش از طلوع آفتاب به زیارت آفتاب [[نجف]]، حرم [[حضرت علی]] علیه السلام مشرف می شد. آنگاه به [[مسجد هندی]] می رفت و درس می گفت. شبها پس از اقامه نماز جماعت در صحن حرم برای برخی از شاگردان ممتازش در منزل خود درس خصوصی داشت. نمازهای مستحبی اش حتی در سنین پیری ترك نشد. در ماه [[رمضان]] نیز برای طلبه ها سخنرانی می كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اواخر عمر، زیارت را - شاید به خاطر پیری - طول نمی داد. یكی از مریدانش به وی گفت: شما كمی بیشتر در حرم بمانید تا همه زایران متوجه آداب زیارت شما بشوند. آخوند دست به ریش خود گرفت و گفت: در این آخر عمر با این ریش سفید به خدا شرك بورزم و خودنمایی كنم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یكی از همسایگان آخوند می گفت: ناله سوزناك و صدای گریه آخوند در نیمه های شب، قلب هر سنگدلی را می لرزاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند به تمیزی سر و وضع و لباس اهمیت فراوانی می داد. همراه سه فرزند كه همگی آنها متاهل بودند، در یك خانه زندگی می كرد. این چهار خانواده، چهار اتاق داشتند. روزی یكی از پسرانش از تنگی جا به پدر شكایت كرد. پدر گفت: اگر قرار باشد كه خانه های این شهر را بین نیازمندان بخش كنند، به ما بیش از این نمی رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دستگیری نیازمندان===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یكی از سخنرانان مذهبی [[كربلا]] كه از مخالفان [[مشروطه]] بود و همه جا علیه آخوند صحبت می كرد، به علت بدهی تصمیم گرفت خانه اش را بفروشد. مشتری خرید خانه را مشروط به امضا و اجازه آخوند قرار داد. گرچه روی دیدن آخوند را نداشت  اما شرمنده و ناچار نزد آخوند رفت و از او خواست تا به این معامله راضی شود. آخوند چند كیسه لیره به او داد و گفت: شما جزو علمایید، من راضی نیستم كه در گرفتاری باشید. با این پول، بدهی خود را بدهید و خانه را نفروشید. هرگاه به مشكلی برخوردید نزد من بیایید. واعظ كربلا از رفتار آخوند متنبه گشت و از آن پس، از مریدان او شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار و تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تالیفات او می‌توان كتب زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# كتاب الاجاره&lt;br /&gt;
# الاجتهاد والتقلید&lt;br /&gt;
# التكلمه للتبصره&lt;br /&gt;
# حاشیه بر اسفار [[ملاصدرا]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر رسائل [[شیخ مرتضی انصاری]]&lt;br /&gt;
# حاشیه بر مكاسب شیخ&lt;br /&gt;
# القضا والشهادات&lt;br /&gt;
# [[كفایه الاصول]] در دو جلد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مشهورتر از همه تالیفات او، این كتاب آخری است كه در تمام اقطار در نهایت اشتهار می‌باشد. دانشمندان حاشیه‌ها و تعلیقه‌های متعددی بر آن افزوده‌اند كه از مشهورترین آنها، حاشیه شیخ محمدحسین اصفهانی، شیخ محمدعلی قمی، شیخ ‌عبدالحسین آل شیخ و میرزا ابوالحسن مشكینی است كه هر كدام در كشف معضلات و ابراز حقایق آن كتاب، تلاش فراوانی نموده‌اند كه در روشنگری مطالب آن كتاب مفید می‌باشد و تاسیس چند مدرسه علمیه را در [[نجف]] اشرف، در سری كارهای علمی‌ و تربیت علما او می‌توان ذكر كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==در عرصه سیاست==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند ملا محمدكاظم خراسانی شاگرد و تربیت یافته مكتب میرزای شیرازی، از كسانی بود که همراه با دیگر اساتید علم، مانند: آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی و برخی دیگر از علما [[احكام]] روشن و فتاوای صریح در مورد خلع محمدعلی شاه قاجار از سلطنت و تشیید مبانی حكومت الهی و وجوب وحدت میان امت اسلامی، صادر نمودند و مشروطیت را كه خود گامی‌ به جلو در راه استواری [[عدالت]] بود، به وجود آوردند. هر چند از این مشروطیت عوامل نفوذی و مامورین استعمار و استثمار سوء استفاده‌ها كردند و نتایج ناروایی از آن گرفتند، ولی اساس كار و آن هسته اولیه و نقطه مركزی كار، بر اساس قویم و نیت پاك و اقدام الهی استوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مبارزه با اومانیسم و لامذهبی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث و گفتگو از مشروطیت و دقایقی كه منجر به جداشدن نیروی روحانیت گردید، یك بحث تاسف آور و خارج از عهده امروزین نگارنده است و اكنون چندان نیز مفید فایده نمی‌بیند، ولی موضوعی كه امروز نیز مطرح است، موضوع روشنفكری و خودرایی و صاحب‌رای و نظربودن در برابر [[احكام]] قطعی خدا و اوامر مذهب است كه نمونه‌اش در روزگار مشروطیت، سیاستمدار معروف، سید حسن تقی‌زاده و ملكم خان و دار و دسته آنان بود، كه معتقد بودند: ایرانی باید از نظر روحی و جسمی‌ و آداب اخلاق، پوشش، كوشش و صد در صد اروپایی و فرنگی باشد و مفهوم روشن این سخن، مبارزه با تمام مبادی اخلاق و آداب و رسوم و فرایض اسلامی‌ بود كه با روش فرنگی مغایرت پیدا می‌كرد و تقی‌زاده از جمله كسانی بود كه وارد مجلس شورای ملت اسلام آن روز گردید، و این طرز فكر را القا و تبلیغ ‌و تقنین می‌كرد و حزبی به نام حزب دموكرات تشكیل داد كه باعث هیجان‌های شدید سیاسی گردید بدین جهت مجتهد عالی مقام، آخوند ملا محمدكاظم خراسانی و همرزم او آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی كه همیشه پاسدار استقلال [[احكام]] بودند، تلگراف زیر را دایر بر اخراج او از مجلس و تبعید او از كشور صادر نمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از قصر شیرین به تهران: چون ضدیت مسلم سیاسی سید حسن تقی‌زاده كه تاكنون جدا آن را تعقیب نموده است، با اسلامیت مملكت و قوانین شریعت مقدسه برخود و اعیان ثابت شده است و از مكنونات فاسده‌اش علنا پرده برداشته است، لذا از عضویت مجلس مقدس ملی و قابلیت امانت نوعیه لازمه آن مقام منیع، بالكلیه خارج قانونا و شرعا منعزل است، منعش از دخول در مجلس ملی و مداخله در امور مملكت و ملت بر عموم آقایان علما و اولیا امور و امنا دارالشوری كبری و قاطبه امرا و سرداران عظام و آحاد عساكر معظمه ملیه و طبقات ملت ایران ایدهم الله تعالی بنصره العزیز، واجب و تبعیدش از مملكت ایران فوراً لازم، و اندك مسامحه و تهاون [[حرام]] و دشمنی با صاحب شریعت علیهم السلام است به جای او فرد امین دین‌پرست و وطن‌پرور، ملت‌خواه صحیح المسلك انتخاب فرموده، او را مفسد و فاسد مملكت شناسند، و به ملت غیور آذربایجان و سایر انجمن های ایالتی و ولایتی هم این حكم الهی عز اسمه را اخطار فرمایند، و هر كسی از او همراهی كند، در همین حكم است، ولاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم و به جمیع ما رقم قد صدرالحكم من الاحقر عبدالله مازندرانی، قدر صدر الحكم من الاحقر الجانی، محمدكاظم خراسانی بذلك.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انتشار این حكم تلگرافی، مجلس شورای ایران ترتیبات اخراج او را به منظور تبعید از تهران صادر كرد تقی‌زاده به تبریز آمد و مدتی در آن جا اقامت كرد و عاقبت به استانبول رفته و متعاقباً به وطن ایده‌آل خویش كه همان اروپا باشد، رهسپار شد.&amp;lt;ref&amp;gt; اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی‌زاده، به كوشش ایرج افشار، ص 208.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلگراف آخوند خراسانی به آیت الله انگجی: پس از صدور حكم فساد رای سیاسی تقی‌زاده، و مغایرت او با [[احكام]] مقدسه [[اسلام]]، معروف شد كه تقی‌زاده از سوی مرجعیت اسلام تكفیر شده است عده‌ای از دوستان و طرفداران او شروع به نامه پراكنی و ایجاد جو مصنوعی نمودند و آیت الله خراسانی، محض جلوگیری از اتلاف وقت مسلمانان در اموری كه ضرورت ندارد، تلگرافی در پاسخ این همه نامه‌ها به آیت الله انگجی (مرحوم میرزا ابوالحسن انگجی، جد بزرگوار حجت الاسلام والمسلمین سید علی انگجی معروف كه در مسجد ملك تهران اقامه جماعت می‌فرمایند) كه یكی از وزنه‌های بزرگ روحانیت آذربایجان بود، صادر نمودند كه متن تلگراف چنین است: از قصر شیرین به تبریز، عدد كلمات 98، تاریخ اصل مطلب 5 [[شوال]] 1328.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب مستطاب شریعتمدار كهف الانام ثقه الاسلام آقای حاج میرزا ابوالحسن انگجی دام تاییده: در خصوص حكمی ‌كه از این خادمان شرع انور درباره آقا سید حسن تقی‌زاده صادر شده بود، مكاتیب و سؤالاتی از تبریز رسیده، لازم است جناب مستطاب عالی به عموم علما و قاطبه مسلمین اعلام فرمائید حكم مزبور تكفیر نبوده و نسبت تكفیر بی‌اصل است، فقط حكم به عدم جواز مداخله در امور نوعیه مملكت و عدم لیاقت عضویت مجلس محترم ملی و لزوم خروجش بوده، لاغیر البته زاید بر مدلول حكم اثری مترتب نشود.&amp;lt;ref&amp;gt; اوراق تازه یاب مشروطیت، ص 217.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوع دقت و موشكافی در مورد یك فرد سیاسی، از دیانت و اعتقاد عمیق ایمانی و الهی آن مردان بزرگ الهی سرچشمه می‌گیرد كه در مورد حفظ اساس تشكیلات اسلامی، آن چنان دلسوزی و مراقبت نشان می‌دهند و در این راه جان خویش را به مخاطره می‌افكنند، ولی در حفظ آبرو و حیثیت و شئون یك فرد مسلمان ناسالم هم این قدر تلاش و كوشش دارند تا مبادا افزون بر حكم الهی آثاری بر او مترتب سازند كه فردا در پیشگاه عدل الهی مورد مؤاخذه قرار گیرند. ولی ای كاش این همه دقت و ریزبینی، و این همه تعهد و مسئولیت در برابر قوانین الهی را دیگران نیز بتوانند درك كنند و مورد بررسی و دقت قرار دهند و دست از توطئه‌ها و نقشه‌كشی‌ها در مورد چنین رجال الهی و خدمتگزاران شریعت آسمانی بردارند و با این مردان راستین و صادق از صفا و وفا، نه از راه غدر و جفا رفتار نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا محمد کاظم خراسانی در 20 ذی الحجه سال 1329 هـ.ق، پس از عمری تلاش و كوشش در راه خدا به لقاءالله پیوست رحمت و پیکر مطهرش در حرم علوی مدفون شد &amp;lt;ref&amp;gt; [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه، صفحه 393.&lt;br /&gt;
* آخوند خراسانی، محمدكاظم، [http://www.hawzah.net/fa/daneshvar/daneshvarview/3201?ParentID=41500 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]، بازیابی: 20 فروردین 1393.&lt;br /&gt;
* [http://miu.ac.ir/index.aspx?siteid=123&amp;amp;pageid=25044 اتحادیه بین المللی حوزه ها و مدارس علمیه، بخش تقویم علما]، بازیابی:7 مهر 1393 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصولیون]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89230</id>
		<title>میرزا محمد تقی شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=89230"/>
		<updated>2018-06-30T13:04:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* شاگردان میرزای دوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میرزا محمدتقی شیرازی (1256 - 1338 ه. ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک،‌ از مراجع بزرگ شيعه و از رهبران قيام مردم عراق عليه سلطه‌ انگلستان (1920 م) است كه با مجاهدت‌هاى خود، سلطه و نفوذ انگليس را در عراق از بين برد.&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
|نام کامل =  میرزا محمدتقی شیرازی &lt;br /&gt;
|پرونده= [[پرونده:Mirza- mohammad- taqi -shirazi.jpg]]&lt;br /&gt;
|زادروز = ۱۲۵۶  قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه =  شیراز &lt;br /&gt;
|وفات =   دهه اول [[ذی الحجه]] 1338 قمری&lt;br /&gt;
|مدفن =  کربلا  (ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى)&lt;br /&gt;
|اساتید =   ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی، سید علی تقی طباطبایی،میرزا محمدحسن شیرازی &lt;br /&gt;
|شاگردان = شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]]، شیخ عبدالکریم حائری، شیخ محمدجواد بلاغی نجفی&lt;br /&gt;
|آثار =  شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]،  شرح منظومه رضائیه، القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره، رساله عملیه&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای دوم فرزند میرزا محب علی و نوه میرزا محمدعلی، و برادرزاده قاآنی، شاعر معروف دوره ناصری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدتقی در ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۷۱ ق به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید و دروس ابتدایی و مقدمات را نزد افاضل آنجا خواند و در محضر درس ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی حاضر شد و دروس سطح خود را نزد او و سید علی تقی طباطبایی به پایان برد. در ۱۲۹۱ ق با دوست و هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا شرکت کرد و از بزرگان شاگردان و ارکان بحث او گردید و از دانش او استفاده کرد و در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از افاضل و شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی در درس می گفت و یکی از علمای بزرگ ثلاث (وی، سیداسماعیل صدر و سیدمحمد اصفهانی) در زمان میرزای بزرگ به شمار می رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آنکه [[میرزای بزرگ]] در ۱۳۱۲ ق درگذشت نظر گروهی از مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. او در سامرا به اقامه وظایف شرعی و تدریس و تربیت طلاب پرداخت و اهل علم در محضر درسش حاضر شدند. وی تا ماه صفر ۱۳۳۶ ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد در کربلا رحل اقامت افکند که تا پایان عمر در آنجا ماند و به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان خود پرداخت. پس از درگذشت آقا سیدکاظم یزدی در ۱۳۳۷ ق مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حیات سیاسی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در 1920 بود. پس از این که انگلستان در 29 تشرین اول 1914 م(1332 ق) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد در ششم تشرین دوم تصمیم گرفت، شهر بصر در عراق را به تصرف خویش درآورد. چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا کردند سخت به هراس افتاده از علما کمک خواستند. عالمان آگاه به زمان این بار نیز چون همیشه موضع‌گیری مناسبی اتخاذ کردند و به ندای مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پیکار علیه انگلیس متجاوز تحریک و تشویق کردند. خود نیز پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی که ساکن [[کربلا]] بود. روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خویش را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا به طور مداوم و با پشتکاری فراوان، مردم مسلمان عراق را برای یاری دین و بیرون راندن کفار متجاوز از کشور اسلامی برمی‌انگیخت. او برای رسیدن به اهداف خویش از جان خود و فرزندانش نیز دریغ نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt; ر.ك : تشيع و مشروطيت در ايران، عبدالهادى حائرى، ص 169؛ نگاهى به تاريخ انقلاب اسلامى عراق، صادقى تهرانى، ص 13.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله محمدتقی شیرازی در نیمه اول سال 1919 م. شیخ مهدی خالصی را که از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دینی و سیاسی از [[کاظمین]] به [[کربلا]] فراخواند. همچنین وی از بزرگانی دیگر مانند آیت الله کاشانی، سید محمدعلی شهرستانی، میرزا احمد خراسانی و فرزند خویش میرزا محمدرضا برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت استفاده می‌کرد. در حقیقت این پنج تن یاور وی در مشکلات و مصایب و مدافع ایشان در مواقع حساس و بحرانی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt; الحائق الناصحه، فريق المزهر، ج 1، ص 95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جمعیت اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی برگزاری انتخابات در عراق مخالفت‌هایی در شهرهایی نظیر [[بغداد]] و [[کربلا]] علیه انگلستان صورت گرفت. در کربلا مرزا محمدرضا فرزند میرزا، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» به وجود آورد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله میرزای شیرازی در تقویت این حرکت، فتوایی بدین صورت صادر کرد: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در [[ذی القعده]] 1337 ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که میرزا محمدتقی شیرازی از این حادثه آگاه شد، نامه اعتراض‌آمیزی به ویلسون نوشت و خواستار آزادی آن گروه گردید. پاسخ نامه مایوس‌کننده بود و بدین جهت آیت الله تصمیم هجرت انگلیس را صادر کند. انتشار این خبر موجب رعب انگلیس گشت و پس از مدتی تبعیدشدگان آزاد و به وطن خویش بازگردانده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فتوای مشهور میرزای شیرازی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر کرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند».&amp;lt;ref&amp;gt; نقباءالبشر، ج 1، ص 263.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حمایت میرزای شیرازی از جبهه‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله شیرازی به رغم کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. وی برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته‌اند: «مقلدان آیت الله شیرازی از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای وی ارسال می‌‌کردند لذا در برخی از روزها نزد وی انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاگردان میرزای دوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دقت نظر و ژرف‌کاوی میرزا در مسائل پیچیده علمی درسش را پربرکت ساخته بود. این ویژگی موجب گشت که از این نابغه میدان علم و اندیشه، شاگردان بسیاری پرورش یابند. شاگردانی که برخی از آنان با این که به مرحله اجتهاد رسیده بودند از محضر میرزا استفاده‌ها می‌بردند و خوشه‌ها می‌چیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند تن از شاگردان وی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. آیت الله شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] (1293-1389 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. آیت الله شیخ عبدالکریم حائری (1276-1355 ق) موسس [[حوزه علمیه]] [[قم]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. آیت الله شیخ محمدجواد بلاغی نجفی (1282-1352 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی قمی (1282-1366 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 5. سید جمال الدین موسوی گلپایگانی (1295-1377 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 6. آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی (1292-1367 ق)؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 7. آیت الله شیخ محمدعلی شاه‌آبادی استاد اخلاق [[امام خمینی]] قدس سره؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 8. آیت الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 9. [[میرزا موسی سبزواری]] پدر میرزا حسین فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تالیفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزای شیرازی دارای تالیفات و آثار قلمی متعددی است من جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 1. شرح مكاسب [[شیخ مرتضی انصاری]]، كه در [[تهران]] چاپ شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 2. شرح منظومه رضائیه، تالیف سید صدرالدین عاملی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 3. القصائد الفاخره، فی مدح العتره الطاهره.&amp;lt;ref&amp;gt; [[ریحانه الادب]]، ج 6، صفحه 65 و 66.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* 4. رساله عملیه كه بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از عمری تلاش و كوشش در راه تعلیم و تربیت در [[حوزه علمیه]] [[سامرا]] و [[نجف]] بالاخره در دهه اول [[ذی الحجه]] سال 1338 هجری قمری در 68 سالگی در شهر نجف درگذشت و حوزه علمیه آن شهر به مناسبت [[مرگ]] او تعطیل عمومی شد و با كمال تجلیل جنازه او به [[كربلا]]ی معلا نقل گردید و مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی بر جنازه‌اش [[نماز]] گزارد و او را در ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى خود دفن كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*گلشن ابرار، ج 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=1559 فرهنگنامه علمای مجاهد]، بازیابی: 8 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، نشر مشعر، تهران، ص 150&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89201</id>
		<title>میرزا موسی سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89201"/>
		<updated>2018-06-27T18:27:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== آیة الله میرزا موسی مجتهد سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C فقیه سبزواری] ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، مرحوم '''آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله العظمی حاج میرزا حسین [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C فقیه سبزواری]'''رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال '''( 1262 )''' هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با '''1224''' هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی '''( 1238 هجری شمسی )''' می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود '''مرحوم میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به '''سبزوار''' وارد می شود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' در همان اتاق و حجره مرحوم '''طبرسی''' مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری '''( 1242 هجری شمسی )''' در سن هیجده سالگی از '''سبزوار''' حرکت و به '''مشهد''' وارد می شود . پس از ورود به '''مشهد''' ، به مدرسه '''عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مدرسه ، دوره '''مقدمات و سطح''' را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری '''( 1259 هجری شمسی )''' '''مشهد''' را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از '''مشهد''' ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام '''داشخانه''' زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری '''( 1261 هجری شمسی )''' در سن سی و هشت سالگی ، '''سبزوار'''را به قصد '''سامرّاء''' ترک کند . '''سامراء''' در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه '''سامراء''' را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه '''سامراء''' شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه '''سامراء''' ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سامراء''' از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . مرحوم '''میرزا موسی سبزواری''' هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود به '''سامراء''' وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم '''میرزای شیرازی''' و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر '''میرزای بزرگ''' بوده که دسته های '''کرد علی اللهی''' سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم '''میرزای شیرازی''' ، رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری '''( 1273 هجری شمسی )''' مرحوم '''میرزای بزرک''' دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه '''حوزه علمیه نجف''' اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری '''( 1279 هجری شمسی )''' ، بازهم حوزه علمیه '''سامراء''' دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف '''مرحوم میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه '''سامراء''' غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی سبزواری''' بوده . '''میرزا موسی''' هم رحل اقامت در '''نجف''' افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون مرحوم''' آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی سبزواری''' ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از '''سامراء''' شروع شده بود ، در '''نجف''' گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم '''میرزا موسی''' دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی سبزواری''' مدت چهارسال در '''نجف''' اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ '''تصدیق اجتهاد''' از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در '''نجف''' بوده که نامه های اهالی '''سبزوار''' پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که '''میرزا موسی''' را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم '''سبزوار''' موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم '''سبزوار''' همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . '''میرزا موسی سبزواری''' در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد '''سبزوار''' شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به '''سبزوار''' مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر '''ایران''' را فراگرفته بود و از این جهت مردم '''سبزوار''' هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به '''مصلّای سبزوار''' تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض '''وبا''' دعا کنند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، '''ظرف آبی''' طلب فرمودند و آن را '''تبرّک''' نمودند و سپس بقیه آب را در '''آب انبار''' شهرریختند . نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، '''شفا''' پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم '''سبزوار''' ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حوزه علمیه سبزوار''' در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت '''چهارده سال''' گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  کرامت مرحوم میرزا موسی پس از رحلت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری '''( 1296 هجری شمسی )''' ، به سن '''هفتاد و چهارسالگی''' دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است '''هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود''' و '''مردم حومه سبزوار''' بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری صفحات 16 تا 19 )'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  فرزندان مرحوم آیة الله میرزا موسی سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم '''آقا میرزا موسی''' ، '''سه دختر و دو پسر''' عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی برادر مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای حاج '''میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری '''( 1266 هجری شمسی )''' '''درسامراء''' متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود مرحوم '''میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری '''( 1279 هجری شمسی )''' ، همراه والد ماجد خود به '''نجف اشرف''' مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزارو سیصد و بیست و دو '''( 1282 هجری شمسی )''' فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در '''حوزه علمیه سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس '''مقدمات''' ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره '''سطح''' را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و '''حکمت و فلسفه''' را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' جزواتی هم در '''منطق و حکمت و فلسفه''' بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه '''درس خارج فقه و اصول''' والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری''' ( 1296 هجری شمسی )''' فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم فقاهتی''' ، دارای '''چهار دختر و دو پسر''' بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای حاج '''میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در''' مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و '''امام جماعت مسجد نو بنیادی''' که به همت عموی بزرگوارشان '''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در '''احمد آباد مشهد''' بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''' منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری صفحات 20 تا 22 )'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الوالد:''' مرحوم '''آیة‌الله آقا میرزا موسی''' که از قریه '''ایزی''' یک فرسخی '''سبزوار''' بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به '''سبزوار''' آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه '''1265''' هجری قمری بوده‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا دوازده سالگی در '''سبزوار''' مشغول تحصیل و بعد به '''مشهد''' مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌'''1300 هجری قمری''' در '''مشهد''' بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ '''نجف''' و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به '''سامرا''' منتقل و در خدمت مرحوم '''آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌''' که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه''' 1318 قمری‌'''. و بعد از آن به عنوان زیارت به '''نجف مشرف''' و تا سنه '''1322''' در '''نجف‌''' اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی '''سبزوار'''، به سبزوار وارد و تا شعبان '''1336'''مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور '''فوت''' نموده و در طرف '''دروازه نیشابور'''، طرف شرقی شمالی سبزوار '''مدفون''' و '''مزار مجللی‌'''، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''منبع : کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم حبیب آبادی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''* کتاب مکارم الأثار تألیف مرحوم حبیب آبادی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''* کتاب عمری پر افتخار یا خاطرات زندگی [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*'''[http://upir.ir/1393.2/Backup-of-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%87-Copy.pdf دانلود کتاب عمری پر افتخار یا خاطرات زندگی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{ترتیب:سبزواری، میرزا موسی}}&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده:عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89169</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89169"/>
		<updated>2018-06-27T06:38:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* پیوند */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. به همت او ؛ و با همکاری مرحوم میرزا مهدی غروی اصفهانی ، میرزا احمد کفایی و مرحوم مهدوی دامغانی ، حوزه علمیه مشهد ، تأسیس و پایدار شد .&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری ، 13 فروردین 1271&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1386 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، حرم رضوی ، صحن رضوان (باغ رضوان سابق)،جوار مقبره شیخ طبرسی&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شریعت اصفهانی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،میرزا مهدی الهی قمشه ای ، آیة الله مرتضی و مصطفی اشرفی شاهرودی ، آیت الله حجت هاشمی  خراسانی ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ، آیة الله سید حسن صالحی ، علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، رهبر نهضت اسلامی افغانستان ، آیة الله عباس واعظ طبسی ، حجة الاسلام سیدمحمد تقی مقدم ، محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
خدمات و آثار عمرانی : تأسیس کوی طلاب مشهد ، احداث باغ رضوان ، احداث مدرسه علمیه باغ رضوان ، مدرسه علمیه محمدیه سبزوار ، مدرسه علمیه کویته پاکستان ، مسجد بهار ، مسجد احمد آباد ، احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، احداث مدرسه علمیه عوضیه قوچان ، تکمیل درمانگاه رازی ، تکیه سیدها . . . .&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ،  آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://mag.ijtihadnet.ir/%D8%B0%DA%A9%D8%B1-%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%84%D9%90-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%E2%80%8C/ مؤسسین حوزه علمیه مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89168</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89168"/>
		<updated>2018-06-27T06:31:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. به همت او ؛ و با همکاری مرحوم میرزا مهدی غروی اصفهانی ، میرزا احمد کفایی و مرحوم مهدوی دامغانی ، حوزه علمیه مشهد ، تأسیس و پایدار شد .&lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری ، 13 فروردین 1271&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1386 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، حرم رضوی ، صحن رضوان (باغ رضوان سابق)،جوار مقبره شیخ طبرسی&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شریعت اصفهانی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،میرزا مهدی الهی قمشه ای ، آیة الله مرتضی و مصطفی اشرفی شاهرودی ، آیت الله حجت هاشمی  خراسانی ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ، آیة الله سید حسن صالحی ، علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، رهبر نهضت اسلامی افغانستان ، آیة الله عباس واعظ طبسی ، حجة الاسلام سیدمحمد تقی مقدم ، محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
خدمات و آثار عمرانی : تأسیس کوی طلاب مشهد ، احداث باغ رضوان ، احداث مدرسه علمیه باغ رضوان ، مدرسه علمیه محمدیه سبزوار ، مدرسه علمیه کویته پاکستان ، مسجد بهار ، مسجد احمد آباد ، احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، احداث مدرسه علمیه عوضیه قوچان ، تکمیل درمانگاه رازی ، تکیه سیدها . . . .&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ،  آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89165</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89165"/>
		<updated>2018-06-27T06:21:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری ، 13 فروردین 1271&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1386 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، حرم رضوی ، صحن رضوان (باغ رضوان سابق)،جوار مقبره شیخ طبرسی&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شریعت اصفهانی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،میرزا مهدی الهی قمشه ای ، آیة الله مرتضی و مصطفی اشرفی شاهرودی ، آیت الله حجت هاشمی  خراسانی ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ، آیة الله سید حسن صالحی ، علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، رهبر نهضت اسلامی افغانستان ، آیة الله عباس واعظ طبسی ، حجة الاسلام سیدمحمد تقی مقدم ، محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
خدمات و آثار عمرانی : تأسیس کوی طلاب مشهد ، احداث باغ رضوان ، احداث مدرسه علمیه باغ رضوان ، مدرسه علمیه محمدیه سبزوار ، مدرسه علمیه کویته پاکستان ، مسجد بهار ، مسجد احمد آباد ، احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار ، احداث مدرسه علمیه عوضیه قوچان ، تکمیل درمانگاه رازی ، تکیه سیدها . . . .&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ،  آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89152</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89152"/>
		<updated>2018-06-27T05:14:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* پیوند */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%8C_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری ،پدر مرحوم میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89151</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89151"/>
		<updated>2018-06-26T12:15:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89150</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89150"/>
		<updated>2018-06-26T12:11:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89149</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89149"/>
		<updated>2018-06-26T12:10:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 -  صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب ، في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89148</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89148"/>
		<updated>2018-06-26T12:09:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.   &lt;br /&gt;
                         &lt;br /&gt;
* سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 - بخش ج2 - صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال الفكر والأدب ، في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89146</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89146"/>
		<updated>2018-06-26T11:59:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الآثار ، محمد علی معلم حبیب آبادی ، رجال قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری&lt;br /&gt;
کتاب گنجینه دانشمندان ، جلد پنجم ، صفحه 321  ،   محمد شریف رازی  ،  کتابفروشی اسلامیه  ، تهران ، 1352&lt;br /&gt;
کتاب مجموعه  &amp;quot; میراث اسلامی ایران &amp;quot;  ، جلد هفتم ، صفحه 71  ، به کوشش رسول جعفریان ، انتشارات کتابخانه مرحوم آیة الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی ، قم&lt;br /&gt;
غلامرضا جلالى و همکاران، مشاهیر مدفون در حرم رضوى، ج1، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، مشهد: 1386.                            &lt;br /&gt;
   سیمای بهشت (آشنایی با حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا)، به کوشش قاسم جهانی و سید محسن میرزاده، اداره تولیدات فرهنگی، انتشارات آستان قدس رضوی: 1392.&lt;br /&gt;
کتاب مرآة الحجة ، حجت هاشمی خراسانی ، شرح حال آیة الله حجت هاشمی خراسانی و اساتید&lt;br /&gt;
   صفحه 657  ،   آقا بزرگ تهرانی، محمد محسن - طبقات أعلام الشیعة - جلد ۱۴ از دوره  17 جلدی ،  ناشر : دار احیاء التراث العربی ،  محل نشر : بیروت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب حوزه علمیه مشهد ، دکتر کامیار صداقت ثمر حسینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب سبزوار در قرن چهاردهم هجری ، آیة الله سید مصطفی سیادتی سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب :  مع علماء النجف الأشرف - جلد 2 - بخش ج2 - صفحه 167 ، قرن 15&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب معجم رجال الفكر والأدب ، في النجف ،  المجلد الأول ، تأليف ، د.الشيخ محمد هادي الأميني&lt;br /&gt;
کتاب &amp;quot; سبزوار ، شهر دانشوران بیدار &amp;quot;  ، نوشته : استاد محمود بیهقی ، از صفحه  150  تا 154&lt;br /&gt;
کتاب : &amp;quot; سیمای سبزوار ، سرزمین سربداران &amp;quot; ، نوشته : استاد محمد ابراهیم احمدی &lt;br /&gt;
کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار ، یا &amp;quot; خاطرات زندگانی بزرگ شخصیت روحانی ، حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری &amp;quot;  ، مؤسسه مطبوعاتی بورس کتاب مشهد ، سال 1346 شمسی . نویسندگان : آقایان : حسین نوقانی خراسانی و محمد ناصری .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انجمن مفاخر فرهنگی، نصیری، محمد رضا ، کتاب اثرآفرینان، ج4، ص300&lt;br /&gt;
کتاب مشاهیر ایران و جهان&lt;br /&gt;
مقاله اسوه های حوزه خراسان . شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی پژوهشگر : غلامرضا جلالی ، صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب :  &amp;quot; علمای بزرگ شیعه ، از کلینی تا خمینی &amp;quot;  ، نوشته : م – جرفادقانی  ،  صفحه  427&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب پنج گفتار ، نوشته آیة الله سید محمد رضا روضاتی&lt;br /&gt;
کتاب معجم رجال نجف &lt;br /&gt;
دیوان آیة الله حجت هاشمی خراسانی ، صفحه ۹۰ تا ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۸ / صفحه ۱۷۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند ۱۳۵۳ /شماره ۱۳۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه آفتاب شرق ، شنبه 15 بهمن ماه 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه خراسان ،  شماره 5091 ،  یکشنبه  16 بهمن 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشریه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری «سربداران» ویژه‌نامه مفاخر خراسان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب حوزه علمیه مشهد در یکصدسال گذشته ، علیرضا نوروزی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تذکره‌ی سخنوران بیهق،(قرن چهارم هجری‌ تا‌ دوره‌ی معاصر)،حسن مروجی،سـبزوار‌،انـتشارات‌ امید‌ مهر،جلد اول‌ و دوم‌،744 ص.&lt;br /&gt;
محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، جلد 17، صفحه 406، ناشر دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، 1430 هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89108</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89108"/>
		<updated>2018-06-26T06:58:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C__a-120.aspxاستاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89107</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89107"/>
		<updated>2018-06-26T06:50:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspx آیة الله سید محمد حسینی فیروز آبادی ، از اساتید مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89105</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89105"/>
		<updated>2018-06-26T06:44:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [ http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-346.aspxآیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89102</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89102"/>
		<updated>2018-06-26T06:33:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1027.aspxحضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89101</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89101"/>
		<updated>2018-06-26T06:28:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/post-1606.aspx-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89100</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89100"/>
		<updated>2018-06-26T06:25:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89099</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89099"/>
		<updated>2018-06-26T06:24:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89098</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89098"/>
		<updated>2018-06-26T06:19:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=3716/ قیام گوهر شاد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89096</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89096"/>
		<updated>2018-06-26T06:07:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1602.aspxعمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89095</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89095"/>
		<updated>2018-06-26T06:04:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89093</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89093"/>
		<updated>2018-06-26T05:55:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/fa/index.php/%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C  پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89092</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89092"/>
		<updated>2018-06-26T05:48:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89091</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89091"/>
		<updated>2018-06-26T05:45:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89090</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89090"/>
		<updated>2018-06-26T05:42:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://faghihsabzevari.blogfa.com/post-1605.aspx l[l مجموعه یادداشت ها و مقالات علما و پژوهشگران در رابطه با زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89088</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=89088"/>
		<updated>2018-06-26T05:37:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [https://article.tebyan.net/133635/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C حسین سبزواری، تبیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=88862</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=88862"/>
		<updated>2018-06-12T13:49:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=133635 حسین سبزواری، تبیان]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://s9.picofile.com/d/8328643934/f7c9bb00-739c-4fa2-9b6e-01235a18c943/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D9%88_%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C.pdf دانلود فایل PDF  حاوی 21 مقاله در رابطه با حمایت علما و رو حانیت از ملی شدن صنعت نفت ایران و فتوای آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید بیگانگان از نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=88760</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=88760"/>
		<updated>2018-05-30T10:49:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* پیوند */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=133635 حسین سبزواری، تبیان]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83790</id>
		<title>سید جواد فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83790"/>
		<updated>2018-02-22T10:27:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* تولد و تحصیلات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== تولد و تحصیلات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم حضرت '''آیة  الله سید جواد فقیه سبزواری''' (ره) فرزند '''حضرت آیة  الله العظمی حاج میـرزا حسین فقیه سبزواری''' متولد روز جمعه بیست و هفتم ربـیع الاول سال هـزار و سیـصد و چهل و نه هجری قمری برابر با جمعه ۳۱ مرداد سال ۱۳۰۹ هجری شمسی در مشهد مقدس می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشـان پس از گذراندن دوره خردسالی ، دروس قـران را فرا گرفته و پس از سن شـش سالگی وارد یکی از مدارس آن زمان به نام مدرسه محمّدیّـه سعادت شدند و مـدت شش سال تمام به تحصیل دروس متداول آن زمان پرداختند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خفقان بسیار شدیدی بر کشور حاکم بود و علمای آن زمان ، منتظر فرصتی برای احیای حوزه های علمیه و بازسازی مدارس علمیه متروکه و مخروبه بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و شصت و یک هجری قمری با وارد شدن قوای متفقین به خاک ایران ، این فرصت مناسب ایجاد شد و علما ، تمامی مدارس علمیه را بازسازی کرده و طلاب علوم دینیه را از اطراف مشهد مقدس فرا خوانده و حوزه را بازگشایی کردند .&lt;br /&gt;
مرحوم حضرت آیة الله حاج سیـد جواد فقیه سبزواری نیز در ردیف طلاب علوم دینی قرار گرفت و مدت پنج سال در مدرسه نواب آن زمان ، به تحصیل ادبیات عرب پرداخته و جامع المـقدمات و سیوطی و مغنی و مطـوّل و دروس سایر کتب ادبیّـات را به خوبی آموختند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این دلیل که شلوغی مدرسه نواب ، مانع درس خواندن مرحوم فقیه سبزواری می شد ، به مدرسه مبارکه  بالا سر حضرت رضا علیه السلام به اتاقی مجـاور حرم حضرت که در حال حاضـر به صورت رواقی در آمـده است  نقل مـکان کردند و به همان مـکان خلوتـی که مـدتها آرزوی آن را داشتنـد رسیدند و به توفیق تحصیل علوم و عبادت خدا و زیارت پیوسته حضرت ثامن الحجج ( ع ) ، در نزدیک ترین فاصله حجره با مضجع شریف حضرت رضا علیه السلام دست یافتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ،اساتید شهیر و بزرگواری را شاگردی کردند . ادبیات عرب را نزد مرحوم شیخ محمد تقـی ادیب نیشـابوری ( ادیب دوم )، شرح لمعه ، قوانیـن و معالم الأصول را نزد حضـرت آیة  الله حـاج میرزا احمـد مدرس ، علوم معـقول از علم کـلام و  اخلاق را نزد مرحـوم آیة الله حاج شیـخ کاظم دامغـانی  و حضرت آیة  الله حاج شیخ مهدی آشتیانی ، حاشیه ملا عبدالله را نزد مرحـوم حـاج شیخ محمد استاد و حاج محمد رئیسی قوچانی و منظومه حاج ملا هادی سبزواری را نزد پدر بزرگوارشان مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری فرا گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رویّه مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری این بود که هر درسی از دروس ادبیات را دوبار در محضر استاد حاضر می شدند و فرا می گرفتند تا هیچ نکته مبهمی از ادبیات عرب که زیربنا و پایه دروس فقه و اصول و تفسیر و کلام و حکمت است باقی نماند ضمن این که تمام دروس را تقریر و تحریر می کردند تا برای استفاده دیگران و انتقال اندوخته های بزرگان گذشته به آیندگان ، چاپ و منتشر کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رویه تا سال هزارو سیصدو شصت ونه هجری قمری ادامه داشت تا اینکه از آن تاریخ به بعد ، صبح به دروس جلدین کفایه و مکاسب  ؛ و طرف بعد از ظهر ، به درس رسائل مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینــی و شب ها بعد از نماز مغرب و عشا ، به درس کفایه والد محترمشان مرحوم حضرت آیة الله حـاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری می رفتند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و هفـتاد و شش  هجـری قمری ، طلاب درخواست کردند که مرحوم مدرس قزوینــی یک درس خارج اصول شـروع نمایند وبنا به تقاضـای آن ها شـروع نمودند وتا اندازه ای ادامه دادند اما متأسفانه ، در تاریخ بیست ربیع الثـانی هزار وسیصدوهشتادو یک هجری قـمری  ایشان بدرود حیات گفتند و حوزه علمیه مشهد مقدس غرق در ماتم و عزا گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن زمان ، دروس و تحصیلات علمی مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری تقریبا منحصر شد به درس خارج فقه و اصول پدر ارجمندشان مرحوم حضـرت آیة الله حـاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری و  درس خارج مرحوم حضرت آیة الله خـراسانی و درس خارج فقه مرحوم آیة الله میلانی که ایشان کسب فیض می کردند و از این بزرگان منافع سرشـاری بردند و این سیره  ادامه داشت  تا تاریخ بیست و پنجم ماه شوال هزارو سیصدو هشتادو شش هجری قمری که والد ماجد ایشان  حضرت آیة الله حاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری دار فانی را وداع گفتند . این حادثه اسفناک موجب شد که بعد از برگزاری مجالس تعزیه و فاتحـه ،عده ای ازطلاب و اهل علم از ایشان تقاضا نمودند که شروع به تدریس کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استاد و مدرّس پرکار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن زمان ، ایشان صبح ها چهـار درس و بعد از ظهر یک درس وشب بعد از نماز مغرب و عشاء یک درس در محـل باغ رضوان که ساخته دست مرحوم پدر بزرگوارشان بود مداومت داشتندکه تقریبا وقت ایشان کاملا در تدریس می گذشت واین سیره همین طور ادامه داشت تا اینکه در سال 1348 هجری شمسی بیمار و مبتلا به عارضه درد کمر شدند و به دستور آقایان پزشکان معالج ، ایشان از تدریس زیاد منع شدند وبرای معالجه به تهران رفتند و پس از برگشـت از تهران مباحـثات ایشان قدری کاهش پیدا کرد. و بنا به دستور آقایان پزشکان معـالج فقط طرف صبـح را ایشان تدریـس می کردند لذا  از صبح تا ظـهر چهار درس را  می گفتند و بعد از ظهر تعطیل بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل اجرای طرح توسعه حرم رضوی ،باغ رضوان درمحدوده حرم رضوی قرارگرفت وایشان مجبورشدندبعدازخرابی باغ رضوان به مسجد گوهرشاد بروند ودرهمان شبستان که بنام پدر بزرگوارشان به شبستان سبزواری معروف است و در همان محلی که مرحوم والد محترمشان تدریس می فرمودند مشغول به تدریس گشتند و به علت عمـل جراحی که در کمر داشتند فقط در طرف صبح چهار درس را می گفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید دیگر این دوره ، یکی پس از دیگـری دار فانی را وداع گفتند . حضرت آیة الله کفـائی اول فوت نمودند و بعد از ایشان ، حضرت آیة الله میلانی در تاریخ آخر رجب  هزار و سیصد و هشتاد و پنج هجـری قمری به رحمت خدا رفتـند و باز حوزه علمیه به سـوگ آن عالـم  جلیل عزا دار گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسال هزار و سیصد و هشتاد هجری شمسی این رویه تدریس در مسجد گوهرشاد چهار درس در صبـح ادامه  داشـت در این سـال ایشان بیمار گشتند (بیماری قلبی) و پــس از بسـتری شدن در بیمارسـتان به مدت چنـد روز و منع دکتر از تدریس زیاد ، مجبور شدند  این چند سال آخر را فقط یک درس بگویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خدمات مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری در طول عمر با برکت خود منشأ خدمات فراوانی برای حوزه علمیه و عمـوم مردم  بودند و شاگردان فاضل بسیاری تربیت کردند که هر کدام ، خدمتگزاری صدیق به اسلام و مسلمین هستند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه ، از سال هزار و سیصـد و بیست و هشت هجری شمسـی امام جماعت مسجد حاج حکیم در خیابان طبرسی مشهد را تا زمان فوت به عهده داشتند  سالهای متمادی صبح و ظهر و شب به اقامه جماعت می پرداختند و بعدها به علت کسالت  جسمی بادو وعده نماز ظهر و شب ادامه دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افسـوس که دست اجل این بـزرگ مرد علم و عمل و اخلاق را از مسـلمین گرفت  و در تـاریخ اول آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار هجری شمسی سـاعت دو بعد از  ظهر جامعه مسلمین به فراق ایشان مبتلا گشـت و در جوار ملکوتی حضرت رضا علیه السّـلام  در صحن آزادی آرمیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم پدر بزرگوارشان ، حضـرت آیة الله حاج سیّد میرزا حسین فقیه سبـزواری در روز جمـعه شهادت حضرت صادق علیه السلام فـوت نمودند و فرزنـد ایشـان حضرت آیة الله حاج سیّد میرزا جواد فقیه سبزواری نیز پس از سالها ، شهادت حضرت صادق علیه السلام  ، هفتم فوت ایشان  بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ، از مردان با حقیقت ، بی ریا و از دانشوران و مجتهدان و مدرسین فاضل ، قناعت پیشه ، متّقی ، با وفا و باصفا  بود . خلـق خوش و تواضع او زبانزد همگان ودارای طلاقـت صبر و صبـاحت وجه بود . در اخـلاق و آداب  بی نظیر بود و حوزه تدریـس ایشان در مسجد گوهر شاد، بهـترین حوزه به شمار می آمد .این گفته تمام شاگردان ایشان و دوستان و آشنایان که با ایشان  مراودت و رفت و آمد داشتند می باشد .  درِ منزل ایشـان بر روی تمامی آحاد مردم در تمامی ساعات شبانه روز باز و مشکل گشای  کارهای مردم که به ایشان مراجعه می کردند بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خـداوند ایشان و پدر بزرگـوارشان را با اجـداد طاهرینش محـشور گرداند  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب عمری پر افتخار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;br /&gt;
[[رده : اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده : مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده : مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83789</id>
		<title>سید جواد فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83789"/>
		<updated>2018-02-22T10:26:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* تولد و تحصیلات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== تولد و تحصیلات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم حضرت '''آیة  الله سید جواد فقیه سبزواری''' (ره) فرزند '''حضرت آیة  الله العظمی [[حاج میـرزا حسین فقیه سبزواری]]''' متولد روز جمعه بیست و هفتم ربـیع الاول سال هـزار و سیـصد و چهل و نه هجری قمری برابر با جمعه ۳۱ مرداد سال ۱۳۰۹ هجری شمسی در مشهد مقدس می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشـان پس از گذراندن دوره خردسالی ، دروس قـران را فرا گرفته و پس از سن شـش سالگی وارد یکی از مدارس آن زمان به نام مدرسه محمّدیّـه سعادت شدند و مـدت شش سال تمام به تحصیل دروس متداول آن زمان پرداختند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خفقان بسیار شدیدی بر کشور حاکم بود و علمای آن زمان ، منتظر فرصتی برای احیای حوزه های علمیه و بازسازی مدارس علمیه متروکه و مخروبه بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و شصت و یک هجری قمری با وارد شدن قوای متفقین به خاک ایران ، این فرصت مناسب ایجاد شد و علما ، تمامی مدارس علمیه را بازسازی کرده و طلاب علوم دینیه را از اطراف مشهد مقدس فرا خوانده و حوزه را بازگشایی کردند .&lt;br /&gt;
مرحوم حضرت آیة الله حاج سیـد جواد فقیه سبزواری نیز در ردیف طلاب علوم دینی قرار گرفت و مدت پنج سال در مدرسه نواب آن زمان ، به تحصیل ادبیات عرب پرداخته و جامع المـقدمات و سیوطی و مغنی و مطـوّل و دروس سایر کتب ادبیّـات را به خوبی آموختند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این دلیل که شلوغی مدرسه نواب ، مانع درس خواندن مرحوم فقیه سبزواری می شد ، به مدرسه مبارکه  بالا سر حضرت رضا علیه السلام به اتاقی مجـاور حرم حضرت که در حال حاضـر به صورت رواقی در آمـده است  نقل مـکان کردند و به همان مـکان خلوتـی که مـدتها آرزوی آن را داشتنـد رسیدند و به توفیق تحصیل علوم و عبادت خدا و زیارت پیوسته حضرت ثامن الحجج ( ع ) ، در نزدیک ترین فاصله حجره با مضجع شریف حضرت رضا علیه السلام دست یافتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ،اساتید شهیر و بزرگواری را شاگردی کردند . ادبیات عرب را نزد مرحوم شیخ محمد تقـی ادیب نیشـابوری ( ادیب دوم )، شرح لمعه ، قوانیـن و معالم الأصول را نزد حضـرت آیة  الله حـاج میرزا احمـد مدرس ، علوم معـقول از علم کـلام و  اخلاق را نزد مرحـوم آیة الله حاج شیـخ کاظم دامغـانی  و حضرت آیة  الله حاج شیخ مهدی آشتیانی ، حاشیه ملا عبدالله را نزد مرحـوم حـاج شیخ محمد استاد و حاج محمد رئیسی قوچانی و منظومه حاج ملا هادی سبزواری را نزد پدر بزرگوارشان مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری فرا گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رویّه مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری این بود که هر درسی از دروس ادبیات را دوبار در محضر استاد حاضر می شدند و فرا می گرفتند تا هیچ نکته مبهمی از ادبیات عرب که زیربنا و پایه دروس فقه و اصول و تفسیر و کلام و حکمت است باقی نماند ضمن این که تمام دروس را تقریر و تحریر می کردند تا برای استفاده دیگران و انتقال اندوخته های بزرگان گذشته به آیندگان ، چاپ و منتشر کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رویه تا سال هزارو سیصدو شصت ونه هجری قمری ادامه داشت تا اینکه از آن تاریخ به بعد ، صبح به دروس جلدین کفایه و مکاسب  ؛ و طرف بعد از ظهر ، به درس رسائل مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینــی و شب ها بعد از نماز مغرب و عشا ، به درس کفایه والد محترمشان مرحوم حضرت آیة الله حـاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری می رفتند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و هفـتاد و شش  هجـری قمری ، طلاب درخواست کردند که مرحوم مدرس قزوینــی یک درس خارج اصول شـروع نمایند وبنا به تقاضـای آن ها شـروع نمودند وتا اندازه ای ادامه دادند اما متأسفانه ، در تاریخ بیست ربیع الثـانی هزار وسیصدوهشتادو یک هجری قـمری  ایشان بدرود حیات گفتند و حوزه علمیه مشهد مقدس غرق در ماتم و عزا گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن زمان ، دروس و تحصیلات علمی مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری تقریبا منحصر شد به درس خارج فقه و اصول پدر ارجمندشان مرحوم حضـرت آیة الله حـاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری و  درس خارج مرحوم حضرت آیة الله خـراسانی و درس خارج فقه مرحوم آیة الله میلانی که ایشان کسب فیض می کردند و از این بزرگان منافع سرشـاری بردند و این سیره  ادامه داشت  تا تاریخ بیست و پنجم ماه شوال هزارو سیصدو هشتادو شش هجری قمری که والد ماجد ایشان  حضرت آیة الله حاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری دار فانی را وداع گفتند . این حادثه اسفناک موجب شد که بعد از برگزاری مجالس تعزیه و فاتحـه ،عده ای ازطلاب و اهل علم از ایشان تقاضا نمودند که شروع به تدریس کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استاد و مدرّس پرکار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن زمان ، ایشان صبح ها چهـار درس و بعد از ظهر یک درس وشب بعد از نماز مغرب و عشاء یک درس در محـل باغ رضوان که ساخته دست مرحوم پدر بزرگوارشان بود مداومت داشتندکه تقریبا وقت ایشان کاملا در تدریس می گذشت واین سیره همین طور ادامه داشت تا اینکه در سال 1348 هجری شمسی بیمار و مبتلا به عارضه درد کمر شدند و به دستور آقایان پزشکان معالج ، ایشان از تدریس زیاد منع شدند وبرای معالجه به تهران رفتند و پس از برگشـت از تهران مباحـثات ایشان قدری کاهش پیدا کرد. و بنا به دستور آقایان پزشکان معـالج فقط طرف صبـح را ایشان تدریـس می کردند لذا  از صبح تا ظـهر چهار درس را  می گفتند و بعد از ظهر تعطیل بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل اجرای طرح توسعه حرم رضوی ،باغ رضوان درمحدوده حرم رضوی قرارگرفت وایشان مجبورشدندبعدازخرابی باغ رضوان به مسجد گوهرشاد بروند ودرهمان شبستان که بنام پدر بزرگوارشان به شبستان سبزواری معروف است و در همان محلی که مرحوم والد محترمشان تدریس می فرمودند مشغول به تدریس گشتند و به علت عمـل جراحی که در کمر داشتند فقط در طرف صبح چهار درس را می گفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید دیگر این دوره ، یکی پس از دیگـری دار فانی را وداع گفتند . حضرت آیة الله کفـائی اول فوت نمودند و بعد از ایشان ، حضرت آیة الله میلانی در تاریخ آخر رجب  هزار و سیصد و هشتاد و پنج هجـری قمری به رحمت خدا رفتـند و باز حوزه علمیه به سـوگ آن عالـم  جلیل عزا دار گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسال هزار و سیصد و هشتاد هجری شمسی این رویه تدریس در مسجد گوهرشاد چهار درس در صبـح ادامه  داشـت در این سـال ایشان بیمار گشتند (بیماری قلبی) و پــس از بسـتری شدن در بیمارسـتان به مدت چنـد روز و منع دکتر از تدریس زیاد ، مجبور شدند  این چند سال آخر را فقط یک درس بگویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خدمات مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری در طول عمر با برکت خود منشأ خدمات فراوانی برای حوزه علمیه و عمـوم مردم  بودند و شاگردان فاضل بسیاری تربیت کردند که هر کدام ، خدمتگزاری صدیق به اسلام و مسلمین هستند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه ، از سال هزار و سیصـد و بیست و هشت هجری شمسـی امام جماعت مسجد حاج حکیم در خیابان طبرسی مشهد را تا زمان فوت به عهده داشتند  سالهای متمادی صبح و ظهر و شب به اقامه جماعت می پرداختند و بعدها به علت کسالت  جسمی بادو وعده نماز ظهر و شب ادامه دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افسـوس که دست اجل این بـزرگ مرد علم و عمل و اخلاق را از مسـلمین گرفت  و در تـاریخ اول آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار هجری شمسی سـاعت دو بعد از  ظهر جامعه مسلمین به فراق ایشان مبتلا گشـت و در جوار ملکوتی حضرت رضا علیه السّـلام  در صحن آزادی آرمیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم پدر بزرگوارشان ، حضـرت آیة الله حاج سیّد میرزا حسین فقیه سبـزواری در روز جمـعه شهادت حضرت صادق علیه السلام فـوت نمودند و فرزنـد ایشـان حضرت آیة الله حاج سیّد میرزا جواد فقیه سبزواری نیز پس از سالها ، شهادت حضرت صادق علیه السلام  ، هفتم فوت ایشان  بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ، از مردان با حقیقت ، بی ریا و از دانشوران و مجتهدان و مدرسین فاضل ، قناعت پیشه ، متّقی ، با وفا و باصفا  بود . خلـق خوش و تواضع او زبانزد همگان ودارای طلاقـت صبر و صبـاحت وجه بود . در اخـلاق و آداب  بی نظیر بود و حوزه تدریـس ایشان در مسجد گوهر شاد، بهـترین حوزه به شمار می آمد .این گفته تمام شاگردان ایشان و دوستان و آشنایان که با ایشان  مراودت و رفت و آمد داشتند می باشد .  درِ منزل ایشـان بر روی تمامی آحاد مردم در تمامی ساعات شبانه روز باز و مشکل گشای  کارهای مردم که به ایشان مراجعه می کردند بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خـداوند ایشان و پدر بزرگـوارشان را با اجـداد طاهرینش محـشور گرداند  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب عمری پر افتخار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;br /&gt;
[[رده : اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده : مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده : مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83788</id>
		<title>سید جواد فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83788"/>
		<updated>2018-02-22T10:24:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* تولد و تحصیلات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== تولد و تحصیلات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم حضرت '''آیة  الله سید جواد فقیه سبزواری''' (ره) فرزند [['''حضرت آیة  الله العظمی حاج سید میـرزا حسین فقیه سبزواری''']] متولد روز جمعه بیست و هفتم ربـیع الاول سال هـزار و سیـصد و چهل و نه هجری قمری برابر با جمعه ۳۱ مرداد سال ۱۳۰۹ هجری شمسی در مشهد مقدس می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشـان پس از گذراندن دوره خردسالی ، دروس قـران را فرا گرفته و پس از سن شـش سالگی وارد یکی از مدارس آن زمان به نام مدرسه محمّدیّـه سعادت شدند و مـدت شش سال تمام به تحصیل دروس متداول آن زمان پرداختند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خفقان بسیار شدیدی بر کشور حاکم بود و علمای آن زمان ، منتظر فرصتی برای احیای حوزه های علمیه و بازسازی مدارس علمیه متروکه و مخروبه بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و شصت و یک هجری قمری با وارد شدن قوای متفقین به خاک ایران ، این فرصت مناسب ایجاد شد و علما ، تمامی مدارس علمیه را بازسازی کرده و طلاب علوم دینیه را از اطراف مشهد مقدس فرا خوانده و حوزه را بازگشایی کردند .&lt;br /&gt;
مرحوم حضرت آیة الله حاج سیـد جواد فقیه سبزواری نیز در ردیف طلاب علوم دینی قرار گرفت و مدت پنج سال در مدرسه نواب آن زمان ، به تحصیل ادبیات عرب پرداخته و جامع المـقدمات و سیوطی و مغنی و مطـوّل و دروس سایر کتب ادبیّـات را به خوبی آموختند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این دلیل که شلوغی مدرسه نواب ، مانع درس خواندن مرحوم فقیه سبزواری می شد ، به مدرسه مبارکه  بالا سر حضرت رضا علیه السلام به اتاقی مجـاور حرم حضرت که در حال حاضـر به صورت رواقی در آمـده است  نقل مـکان کردند و به همان مـکان خلوتـی که مـدتها آرزوی آن را داشتنـد رسیدند و به توفیق تحصیل علوم و عبادت خدا و زیارت پیوسته حضرت ثامن الحجج ( ع ) ، در نزدیک ترین فاصله حجره با مضجع شریف حضرت رضا علیه السلام دست یافتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ،اساتید شهیر و بزرگواری را شاگردی کردند . ادبیات عرب را نزد مرحوم شیخ محمد تقـی ادیب نیشـابوری ( ادیب دوم )، شرح لمعه ، قوانیـن و معالم الأصول را نزد حضـرت آیة  الله حـاج میرزا احمـد مدرس ، علوم معـقول از علم کـلام و  اخلاق را نزد مرحـوم آیة الله حاج شیـخ کاظم دامغـانی  و حضرت آیة  الله حاج شیخ مهدی آشتیانی ، حاشیه ملا عبدالله را نزد مرحـوم حـاج شیخ محمد استاد و حاج محمد رئیسی قوچانی و منظومه حاج ملا هادی سبزواری را نزد پدر بزرگوارشان مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری فرا گرفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رویّه مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری این بود که هر درسی از دروس ادبیات را دوبار در محضر استاد حاضر می شدند و فرا می گرفتند تا هیچ نکته مبهمی از ادبیات عرب که زیربنا و پایه دروس فقه و اصول و تفسیر و کلام و حکمت است باقی نماند ضمن این که تمام دروس را تقریر و تحریر می کردند تا برای استفاده دیگران و انتقال اندوخته های بزرگان گذشته به آیندگان ، چاپ و منتشر کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رویه تا سال هزارو سیصدو شصت ونه هجری قمری ادامه داشت تا اینکه از آن تاریخ به بعد ، صبح به دروس جلدین کفایه و مکاسب  ؛ و طرف بعد از ظهر ، به درس رسائل مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینــی و شب ها بعد از نماز مغرب و عشا ، به درس کفایه والد محترمشان مرحوم حضرت آیة الله حـاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری می رفتند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و هفـتاد و شش  هجـری قمری ، طلاب درخواست کردند که مرحوم مدرس قزوینــی یک درس خارج اصول شـروع نمایند وبنا به تقاضـای آن ها شـروع نمودند وتا اندازه ای ادامه دادند اما متأسفانه ، در تاریخ بیست ربیع الثـانی هزار وسیصدوهشتادو یک هجری قـمری  ایشان بدرود حیات گفتند و حوزه علمیه مشهد مقدس غرق در ماتم و عزا گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن زمان ، دروس و تحصیلات علمی مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری تقریبا منحصر شد به درس خارج فقه و اصول پدر ارجمندشان مرحوم حضـرت آیة الله حـاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری و  درس خارج مرحوم حضرت آیة الله خـراسانی و درس خارج فقه مرحوم آیة الله میلانی که ایشان کسب فیض می کردند و از این بزرگان منافع سرشـاری بردند و این سیره  ادامه داشت  تا تاریخ بیست و پنجم ماه شوال هزارو سیصدو هشتادو شش هجری قمری که والد ماجد ایشان  حضرت آیة الله حاج سید میرزا حسین فقیه سبـزواری دار فانی را وداع گفتند . این حادثه اسفناک موجب شد که بعد از برگزاری مجالس تعزیه و فاتحـه ،عده ای ازطلاب و اهل علم از ایشان تقاضا نمودند که شروع به تدریس کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استاد و مدرّس پرکار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن زمان ، ایشان صبح ها چهـار درس و بعد از ظهر یک درس وشب بعد از نماز مغرب و عشاء یک درس در محـل باغ رضوان که ساخته دست مرحوم پدر بزرگوارشان بود مداومت داشتندکه تقریبا وقت ایشان کاملا در تدریس می گذشت واین سیره همین طور ادامه داشت تا اینکه در سال 1348 هجری شمسی بیمار و مبتلا به عارضه درد کمر شدند و به دستور آقایان پزشکان معالج ، ایشان از تدریس زیاد منع شدند وبرای معالجه به تهران رفتند و پس از برگشـت از تهران مباحـثات ایشان قدری کاهش پیدا کرد. و بنا به دستور آقایان پزشکان معـالج فقط طرف صبـح را ایشان تدریـس می کردند لذا  از صبح تا ظـهر چهار درس را  می گفتند و بعد از ظهر تعطیل بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل اجرای طرح توسعه حرم رضوی ،باغ رضوان درمحدوده حرم رضوی قرارگرفت وایشان مجبورشدندبعدازخرابی باغ رضوان به مسجد گوهرشاد بروند ودرهمان شبستان که بنام پدر بزرگوارشان به شبستان سبزواری معروف است و در همان محلی که مرحوم والد محترمشان تدریس می فرمودند مشغول به تدریس گشتند و به علت عمـل جراحی که در کمر داشتند فقط در طرف صبح چهار درس را می گفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساتید دیگر این دوره ، یکی پس از دیگـری دار فانی را وداع گفتند . حضرت آیة الله کفـائی اول فوت نمودند و بعد از ایشان ، حضرت آیة الله میلانی در تاریخ آخر رجب  هزار و سیصد و هشتاد و پنج هجـری قمری به رحمت خدا رفتـند و باز حوزه علمیه به سـوگ آن عالـم  جلیل عزا دار گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسال هزار و سیصد و هشتاد هجری شمسی این رویه تدریس در مسجد گوهرشاد چهار درس در صبـح ادامه  داشـت در این سـال ایشان بیمار گشتند (بیماری قلبی) و پــس از بسـتری شدن در بیمارسـتان به مدت چنـد روز و منع دکتر از تدریس زیاد ، مجبور شدند  این چند سال آخر را فقط یک درس بگویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خدمات مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری در طول عمر با برکت خود منشأ خدمات فراوانی برای حوزه علمیه و عمـوم مردم  بودند و شاگردان فاضل بسیاری تربیت کردند که هر کدام ، خدمتگزاری صدیق به اسلام و مسلمین هستند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه ، از سال هزار و سیصـد و بیست و هشت هجری شمسـی امام جماعت مسجد حاج حکیم در خیابان طبرسی مشهد را تا زمان فوت به عهده داشتند  سالهای متمادی صبح و ظهر و شب به اقامه جماعت می پرداختند و بعدها به علت کسالت  جسمی بادو وعده نماز ظهر و شب ادامه دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افسـوس که دست اجل این بـزرگ مرد علم و عمل و اخلاق را از مسـلمین گرفت  و در تـاریخ اول آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار هجری شمسی سـاعت دو بعد از  ظهر جامعه مسلمین به فراق ایشان مبتلا گشـت و در جوار ملکوتی حضرت رضا علیه السّـلام  در صحن آزادی آرمیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم پدر بزرگوارشان ، حضـرت آیة الله حاج سیّد میرزا حسین فقیه سبـزواری در روز جمـعه شهادت حضرت صادق علیه السلام فـوت نمودند و فرزنـد ایشـان حضرت آیة الله حاج سیّد میرزا جواد فقیه سبزواری نیز پس از سالها ، شهادت حضرت صادق علیه السلام  ، هفتم فوت ایشان  بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ، از مردان با حقیقت ، بی ریا و از دانشوران و مجتهدان و مدرسین فاضل ، قناعت پیشه ، متّقی ، با وفا و باصفا  بود . خلـق خوش و تواضع او زبانزد همگان ودارای طلاقـت صبر و صبـاحت وجه بود . در اخـلاق و آداب  بی نظیر بود و حوزه تدریـس ایشان در مسجد گوهر شاد، بهـترین حوزه به شمار می آمد .این گفته تمام شاگردان ایشان و دوستان و آشنایان که با ایشان  مراودت و رفت و آمد داشتند می باشد .  درِ منزل ایشـان بر روی تمامی آحاد مردم در تمامی ساعات شبانه روز باز و مشکل گشای  کارهای مردم که به ایشان مراجعه می کردند بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خـداوند ایشان و پدر بزرگـوارشان را با اجـداد طاهرینش محـشور گرداند  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب عمری پر افتخار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[فقیه سبزواری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%81%D9%82%D9%8A%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;br /&gt;
[[رده : اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده : مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده : مجتهدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83787</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=83787"/>
		<updated>2018-02-22T10:21:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: افزودن برخی اساتید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (1309، 1384 ق) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است. &lt;br /&gt;
{{شناسنامه عالم&lt;br /&gt;
||نام کامل = میرزا حسين فقيه سبزواري&lt;br /&gt;
||تصویر=[[پرونده:Ayatollah-sabzevari.jpg |200px|center]]&lt;br /&gt;
||زادروز =  سوم [[رمضان]]، 1309 قمری&lt;br /&gt;
|زادگاه = [[سامرا]]&lt;br /&gt;
|وفات =  24 شوال 1384 قمری  &lt;br /&gt;
|مدفن =   مشهد، مدرسه باغ رضوان&lt;br /&gt;
|اساتید = [[آخوند خراسانی]] ،میرزای نایینی ، آقا ضیاء عراقی ، سید ابوالحسن اصفهانی ، سید محمد کاظم یزدی ، شیخ حسین مامقانی،... &lt;br /&gt;
|شاگردان = آیة الله العظمی مرعشی نجفی، آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری،محمد تقی شریعتی،... &lt;br /&gt;
|آثار = هدایه الانام، مناسک حج،...&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== تبار نامه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=133635 حسین سبزواری، تبیان]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=54253</id>
		<title>سید حسین فقیه سبزواری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=54253"/>
		<updated>2015-12-31T19:56:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;فقیه: /* پیوند */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آيت‌ الله العظمی حاج میرزا حسين فقيه سبزواري (متوفّی شنبه 24 شوال 1386 هجری قمری ، برابر با شنبه 15 بهمن ماه 1345 شمسی ) از علماي ديني و فقهاي قرن چهاردهم هجري و از مراجع تقلید و مدرسین نامدار و برجسته حوزه مشهد است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبار نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که موضوع نسب و انتساب ، خود از مسائل مهم دنیای شیعه بشمار می رود ، پیوند نسب و سلسله به پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و دودمان پاک آن حضرت نیز ، از افتخارات بزرگ و ارزشمند خاندان های وابسته به اهلبیت علیهم السلام می باشد و قطعا ، آن ها که از طریق نسب ، دارای ارتباط و پیوندی با خاندان شریف علوی و فاطمی و فرزندان عزیز آن ها هستند ، جادارد که از این شرافت بزرگ بر خود ببالند و بدین افتخار نسبی ، بر دیگران مباهات کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسب مرحوم '''''فقیه سبزواری''''' با بیست و نه واسطه به '''''شاهزاده حسین اصغر''''' می رسد و شاهزاده حسین اصغر ، یکی از فرزندان محترم '''''حضرت امام زین العابدین''''' علیه السلام می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بطوری که مرحوم '''محدث قمی''' متذکر است '''شاهزاده حسین اصغر''' ، برادر ابوینی حضرت '''امام محمد باقر''' علیه السلام می باشد . این امامزاده بزرگوار ، دارای آن چنان مقامی است که در زیارتش ،  ثواب زیارت جدش حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نقل شده است . مزار شریفش در''' بغداد'''و در کنار پدر و برادر بزرگوارش مدفون است . بطوری که تاریخ گذشته نشان می دهد ، سادات حسینی که سلسله نسب آن ها منتهی به این شاهزاده محترم می شود ، اکثراً مردانی عالم و متقی بوده اند و هم اکنون بسیاری از این سادات مکرّم ، بدین صفات مشهورند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به ذکر است که بین '''سبزوار''' و '''نیشابور''' خراسان هم امامزاده ای بدین نام مدفون است که از فرزندان و اعقاب همین بزرگوار می باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجره مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان به نقل از کتاب '''&amp;quot; مکارم االاثار &amp;quot;''' تألیف مرحوم '''میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی  :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;  النسب‌: بر حسب آنچه از بزرگان شنیدم‌، '''مرحوم شاه سلطان حسین‌'''، هنگامی که عازم ‌زیارت مشهد می‌شود، در '''شاهزاده عبدالعظیم''' دو سید بزرگوار را که از سلسله سادات بلده‌ طیبه‌ (م: مدینه طیبه) بودند و از سلسله سادات آن بلده هستند، یکی به نام '''آقا میرزا محمد''' و دیگری به نام‌ '''آقا میرزاعبدالحسین''' که آقامیرزا محمد واعظ بی نظیر و آقا میرزا (م: شاید میرزا عبدالحسین) عالم بی نظیر، با خود به سفر'''مشهد''' می‌آورد و در '''سبزوار''' که وارد می‌شود، اهالی '''سبزوار''' از سلطان استدعا می ‌کنند که عالمی در این شهر نداریم‌. آقا میرزا عبدالحسین در سبزوار می ‌ماند که محل تدریس ایشان در محل، معروف بود و این بزرگوار جد والد مرحوم است و آقا میرزا محمد مشهد آمده و در مشهد اقامت می‌نماید و به مناسبتی، به قریه جاغرق که چهارفرسخی مشهد است منتقل و فعلا عده زیادی از اولاد آن مرحوم موجود هستند. و بر حسب آنچه معلوم ‌مرحوم والد به بیست و نه طبقه منتهی می‌شود به حسین اصغر فرزند حضرت سجاد(ع‌) و در کوه نیشابور معروف به جبل اردلان مدفون و فعلا مزار عموم آن اطراف و دارای موقوفاتی‌ زیاد است‌.   &amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیة الله میرزا موسی سبزواری ، پدر مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزاحسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فقیهان زاهد و نامدار ؛ و از مردان بزرگی که سرزمین عالم پرور '''سبزوار''' به دنیای دین و دانش تقدیم کرده است ، '''مرحوم آیة الله میرزا موسی فقیه سبزواری''' والد ماجد و پدر والاتبار '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' رحمة الله علیهما بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' از علماء طراز اول عصر خود و از بزرگان و رجال معروف '''قرن سیزدهم هجری قمری''' می باشد . وی در سال ( 1262 ) هزار و دویست و شصت و دو قمری برابر با 1224 هجری شمسی (هزار و دویست و بیست و چهار هجری شمسی ) در یک فرسنگی سبزوار در محلی بنام '''ایزی''' و معروف به دهنام یا دهبد نام پا به جهان گذاشته است . &lt;br /&gt;
هنگامی که به سن چهارده سالگی ( 1238 هجری شمسی ) می رسد ، از محضر پدر ارجمند خود مرحوم '''میرزا محمد علی''' که از سادات و دهقانان با فضیلت زمان خود بوده کسب اجازه نموده و با هزینه پدر برای تحصیل و کسب علم به سبزوار وارد می شود .&lt;br /&gt;
در سبزوار مدرسه ای بنام '''فخریه''' معروف به '''مدرسه مبارکه کهنه''' وجوددارد که شاید قدیمی ترین مدرسه علمی در اسلام باشد و این مدرسه ، بزرگانی چون '''مرحوم طبرسی''' ، صاحب '''تفسیر مجمع البیان''' تحویل دنیای اسلام داده است .&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی در همان اتاق و حجره مرحوم طبرسی مشغول تحصیل می شود و پس از مدت کوتاهی در حدود چهار سال به سال هزار و دویست و هشتاد قمری ( 1242 هجری شمسی ) در سن هیجده سالگی از سبزوار حرکت و به مشهد وارد می شود . پس از ورود به مشهد ، به '''مدرسه عباس قلی خان''' که در خیابان سفلی مشهد واقع است وارد و مشغول تحصیل می شود . در این مدرسه ، دوره مقدمات و سطح را به پایان می رساند و با استعداد عجیب و فوق العاده خود آن چنان که باید از محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه خراسان استفاده می کند . همین استعداد ایجاب می کند که وی مورد توجه و عنایات اساتید حوزه قرار گیرد و بالنتیجه ، پیشرفت شایان توجهی در کسب علم و فضیلت بنماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیجده سال تمام می گذرد و مرحوم میرزا موسی دوره مقدمات و سطح را بطور کامل به پایان می رساند و سپس به امر پدر تقریبا به سال هزار و دویست و نود و هشت قمری ( 1259 هجری شمسی ) مشهد را ترک و به وطن و زادگاه خود باز می گردد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از بازگشت از مشهد ، تصمیم به تشکیل عائله گرفته و با یکی از خانواده های اصیل و نجیب و دهقان زادگان آن دوره که در شش فرسنگی سبزوار ؛ و محلی به نام داشخانه زندگی می کرده اند ، ازدواج می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج ایجاب می کند که مدت دوسال در سبزوار بماند و همین اقامت اجباری ، فرصت ارزنده ای برای فضلای سبزوار بوده است که از محضر ایشان ، مقدمات و سطح را استفاده کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما هدف های عالی تر و آرزوی رسیدن به مدارج علمی بالاتر ، وی را وا میدارد که در سال هزار و سیصد قمری ( 1261 هجری شمسی ) در سن سی و هشت سالگی ، سبزواررا به قصد '''سامرّاء''' ترک کند .&lt;br /&gt;
سامراء در آن زمان از بزرگ ترین حوزه های علمی اسلام بوده و مرحوم '''میرزا حسن شیرازی''' معروف به '''میرزای بزرگ''' که مرجع تقلید شیعیان و زعامت تامّه عصر خودرا دارا بوده ، سرپرستی حوزه علمیه سامراء را بعهده داشته اند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود عالم بزرگوار و مرجع تقلیدی همچون '''میرزای شیرازی بزرگ''' باعث شده بود که تمام شیعیان متوجه سامراء شوند و حتی زائرانی که برای زیارت اعتاب مقدسه مشرف می شدند از راه سامراء ایاب و ذهاب ؛ و چند شبی را در آن جا بسر می بردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سامراء از نظر مرکزیت علمی به اوج شهرت رسیده و بدین جهت تمام فضلاء و طلاب برجسته بدان حوزه مقدسه روی می آوردند . &lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی سبزواری هم که برای کسب فضل ؛ و نیل به آمال مقدس خویش از وطن دور افتاده و جدا شده بود  به سامراء وارد و بر اثر هوش و استعداد بسیار خود از همان روزهای نخست ، توجه مرحوم میرزای شیرازی و سایر اساتید و بزرگان را به خود جلب نموده و در ردیف شاگردان برجسته و ممتاز قرار گرفت و از محبت های مخصوص و عنایات فراوان میرزا بهره مند بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتها گذشت . اواخر عمر میرزای بزرگ بوده که دسته های کرد علی اللهی سرراه زواررا می گرفتند و زائران اعتاب مقدسه را به وضع فجیع و دلخراشی قتل عام می کردند . بدین لحاظ مرحوم میرزای شیرازی ،  رفت و آمد را برای زائران از راه سامراء تحریم فرمودند و رفت و آمد از این راه قطع گردید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی زیاد نگذشت که به سال هزار و سیصد و دوازده قمری ( 1273 هجری شمسی ) مرحوم میرزای بزرک دعوت حق را اجابت و از دنیا رفت . رحلت میرزا ؛ و عدم رفت و آمد زوار ، سامراء را از آن موقعیت پرنشاط گذشته انداخت و حوزه علمیه سامراء ، رو به انحلال و انهدام نهاد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از مرگ مرحوم میرزا ، شخصیت برجسته علم و عمل ، مرحوم '''آیة الله العظمی آقای میرزا محمد تقی شیرازی''' ، سرپرستی حوزه علمیه و زعامت دینی را بعهده گرفت و طلاب را اداره می کرد لیکن اوضاع پریشان سامراء ؛ و تحولی که در حوزه علمیه پیدا شده بود ، زندگی طلاب را دشوار و کم کم آنان را متوجه حوزه علمیه نجف اشرف نموده اما با تمام این مشکلات ، تا سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، بازهم حوزه علمیه سامراء دایر ؛ و عده ای از فضلای حوزه ، من جمله آقای '''میرزا موسی سبزواری''' به اطراف مرحوم '''میرزا محمد تقی''' جمع و سعی می کردند که حوزه از هم نپاشد و زحمات چندین ساله از بین نرود لکن بر اثرناراحتی ها و سختی های فراوان ، دیگر اقامت در حوزه علمیه سامراء غیر ممکن و هجوم مشکلات زندگی غیر قابل تحمل بوده بدین جهت ، اکثر علماء و فضلاء ، راه '''نجف''' را در پیش گرفتند و بدان دار پر فیض روی نهادند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درمیان فضلائی که عازم نجف اشرف شدند ، یکی آقای '''میرزا موسی''' بوده . میرزا موسی هم رحل اقامت در نجف افکندند و از محضر علمی اساتید بزرگی چون '''مرحوم آخوند خراسانی''' استفاده می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی ، ضمن تحصیلات و گذراندن مراحل عالی علمی خود ، حوزه تدریس مفصلی داشت . این حوزه تدریس که از سامراء شروع شده بود ، در نجف گسترش یافت و عده کثیری از طلاب و محصلین از محضر این استاد عالیقدر استفاده می نمودند . مرحوم میرزا موسی دوره سطح را تدریس می فرمودند و شاگردان بسیاری در اطراف ایشان جمع شده بودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرزا موسی مدت چهارسال در نجف اقامت و در این مدت مورد توجه بزرگان و رجال علمی حوزه قرار گرفتند و مخصوصا مرحوم '''آخوند خراسانی''' علاقه و محبت فوق العاده ای به ایشان داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''میرزا موسی''' مراحل را یکی پس از دیگری طی کرده و به درجه عالی اجتهاد نائل آمد و با اخذ تصدیق اجتهاد از مراجع تقلید و زعمای وقت ، در عداد مجتهدین بزرگ و نوّاب عام قرار گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مدت اقامت در نجف بوده که نامه های اهالی سبزوار پی درپی به ایشان می رسید و همگی تقاضای بازگشت ایشان را به وطن داشتند . سبزواری ها علاوه بر شخص ایشان به مراجع بزرگ نجف متوسل و از آن ها می خواستند که میرزا موسی را به موطن خود باز گردانند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام به امر مراجع تقلید و تقاضای مردم سبزوار موافقت فرمودند که به وطن بازگردند و تاریخ ورود خودرا اعلام داشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز موعود رسید و مردم سبزوار همگی از شهر خارج و به استقبال ایشان شتافتند . مردم سرازپا نمی شناختند و با شور عجیبی آغوش خودرا برای پذیرائی از این عالم بزرگوار باز نموده بودند . میرزا موسی در میان انبوه جمعیت و برروی دست آنان وارد سبزوار شد و به هدایت و ارشاد خلق پرداخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نعمت وجودی و کرامات مرحوم میرزا موسی در سبزوار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''میرزا موسی''' درسالی به سبزوار مراجعت فرمودند که مرض خطرناک و مهلک '''وبا''' سرتاسر ایران را فراگرفته بود و از این جهت مردم سبزوار هم درنهایت وحشت و ناراحتی بسر می بردند . جمعیت اطراف این مرد بزرگ روحانی را گرفتند و با توجه به ارادت و عقیده خاصی که به آن مرحوم داشتند اولین تقاضا این بود که برای نماز و دعا به مصلّای سبزوار تشریف ببرند و بعد از نماز برای دفع مرض وبا دعا نمایند و از خداوند دفع این گرفتاری را استدعا نمایند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پایان مراسم نیایش و دعا ، درمیان هزاران حلقه چشم ، ظرف آبی طلب فرمودند و آن را تبرّک نمودند و سپس بقیه آب را در آب انبار شهرریختند . '''نقل می کنند که از آن پس هرکس از آن آب به قصد تیمّن و تبرّک می خورد ، شفا پیدا می کرد و برای همیشه از آن مرض خطرناک مصون و محفوظ بوده است'''  .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا موسی مردی بود زاهد و پرهیزکار و مورد اعتماد واحترام تمام مردم . وجود وی برای مردم سبزوار ، ملجأ و پناهی بود که درتمام گرفتاری ها ، به معظمّ له مراجعه می کردند و از محبت های بی دریغ خود همگی را برخوردار می نمود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار در زمان وی رونقی بسزا یافت و طلاب و محصلین از هر جهت در رفاه و آسایش بسر می بردند . مدت چهارده سال گذشت و در این مدت به کار تدریس و اداره حوزه علمیه سبزوار و اقامه جماعت و رهبری مسلمین مشغول بودند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت مرحوم میرزا موسی و کرامت او ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما افسوس که این مدت کوتاه بود و درسال هزار و سیصدو سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) ، به سن هفتاد و چهارسالگی دار فانی را وداع گفته و جهان اسلام را داغدار نمودند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرگ آن عالم جلیل القدر ، موجی از تأثّر و اندوه بوجود آورد بطوری که معروف است هنگام فوت وی هوا تیره و تار می شود و مردم حومه سبزوار بر اثر انقلاب هوا از مرگ وی مطلع می شوند . جنازه اش با تجلیل هرچه تمام تر و بیشتر تشییع می شود و تمام طبقات در مراسم دفن وی شرکت می کنند و جنازه اش را در کنار شرقی شهر سبزوار به خاک سپردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام شهرها و بلاد اسلامی ، مخصوصا حوزه های علمیه ، مجالس ختم و فاتحه برگزار شد و از آن تاریخ ، مقبره و مزارش زیارتگاه خاص و عام گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عاش سعیدا و مات سعیدا . رحمة الله علیه . اعلی الله مقامه الشریف .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع :کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 16 تا 19  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرزندان مرحوم آیة الله میرزا موسی سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند به مرحوم آقا میرزا موسی ، سه دختر و دو پسر عنایت فرمود که پسر ارشد و بزرگ آن مرحوم ، '''آیة الله آقای میرزا مهدی فقاهتی''' برادر مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' بوده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آقای '''حاج میرزا مهدی فقاهتی''' درسال هزاروسیصد و پنج قمری ( 1266 هجری شمسی )  درسامراء متولد شده و تا سن سیزده سالگی در خدمت پدر بزرگوار خود '''مرحوم میرزا موسی''' دوران طفولیت و تحصیلات ابتدائی خودرا در آن شهر گذرانید . سپس به سال هزار و سیصد و هیجده قمری ( 1279 هجری شمسی ) ، همراه والد ماجد خود به نجف اشرف مشرف و مدت چهارسال از حوزه های درس مقدمات و ادبیات استفاده می کرده . سال هزارو سیصد و بیست و دو ( 1282 هجری شمسی ) فرارسید و او درحالی که هفدهمین سال زندگی را طی می کرد در خدمت پدر بزرگوارش به موطن اصلی مراجعت و مشغول تدریس مقدمات و ادبیات در حوزه علمیه '''سبزوار''' گردید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن تدریس مقدمات ، خود هم مشغول تحصیل بوده و دوره سطح را در نزد والد عالیقدر خود و دیگر اساتید و علماء بزرگ سبزوار به پایان رسانید و حکمت و فلسفه را از محضر پرفیض '''افتخارالحکماء''' که خود از شاگردان ممتاز '''حاج ملا هادی سبزواری''' است استفاده نمود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی جزواتی هم در منطق و حکمت و فلسفه بصورت نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته که اکنون در نزد فرزندان برومند ایشان باقی و ما از خداوند متعال توفیق ایشان را در چاپ و نشر آن جزوات خواستاریم و آرزومندیم که آن گنجینه های علمی مورد استفاده همگان قرارگیرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقاهتی''' پس از طی نمودن دوره کامل سطح تا زمان مرگ پدر ، ضمن تدریس در حوزه درس خارج فقه و اصول والد والاتبار خود حاضر و از محضرشان استفاده می کند تا به درجه اجتهاد می رسد و به اخذ اجازه اجتهاد از دست پدر و سایر علماء و بزرگان وقت نائل می شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال هزار و سیصد و سی و شش قمری ( 1296 هجری شمسی ) فرا می رسد در حالی که سی و یک سال از عمرش می گذرد ، مرحوم '''میرزا موسی''' فوت می کند و وی به جای پدر رهبری مسلمین آن حدود را به عهده گرفته و به امر تدریس و اقامه جماعت و اداره حوزه علمیه سبزوار و ترویج و تبلیغ امور دینی می پردازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''آیة الله حاج میرزا مهدی فقاهتی''' علاوه بر جهات تقوا و پرهیزکاری ، دارای اخلاق و رفتار پسندیده و نسبت به مردم رؤف و مهربان بود و لذا روی همین جهات اخلاقی ، محبوبیت عجیبی در قلوب مردم داشت که همگان از روی اخلاص به ایشان ارادت می ورزیدند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقاهتی ، دارای چهار دختر و دو پسر بود که پسر ارشد ایشان ، مرحوم حضرت حجة الاسلام جناب آقای '''حاج میرزا محمد تقی فقاهتی''' می باشد که در '''مسجد جامع سبزوار''' به جای پدر اقامه جماعت می کرد و از مدرسین و علماء بزرگ سبزوار و مورد علاقه و احترام عموم طبقات بود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر دیگر آن مرحوم هم مرحوم حضرت حجة الاسلام آقای '''حاج میرزا ابوالفضل فقاهتی''' می باشد که از فضلای حوزه علمیه خراسان و امام جماعت مسجد نو بنیادی که به همت عموی بزرگوارشان مرحوم '''آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' در احمد آباد مشهد بنا شده ، به اقامه جماعت مشغول بودند و علاوه بر امور تبلیغ و ترویج ، امامت آن مسجد را به عهده داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری  صفحات 20 تا 22  )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادداشت مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در معرفی پدر بزرگوارشان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الوالد: مرحوم آیة‌الله آقا میرزا موسی که از قریه ایزی یک فرسخی سبزوار بوده‌، در سن‌ دوازده سالگی به سبزوار آمده و مشغول تحصیل مقدمات گردیده که مولد او در سنه 1265بوده‌. تا دوازده سالگی در سبزوار مشغول تحصیل و بعد به مشهد مسافرت فرموده‌. و تا سنه‌1300 در مشهد بوده و در 1300 به سبزوار آمده و با والده ازدواج و در همان سال مسافرت به‌ نجف و بعد از زیارت دوره اعتاب مقدسه به سامرا منتقل و در خدمت مرحوم آیة‌ الله حاجی ‌میرزا (محمد حسن) شیرازی‌ که از بزرگان علما و مرجع تقلید عموم مسلمین بوده، مشغول استفاده می‌شود تا سنه 1318 قمری‌. و بعد از آن به عنوان زیارت به نجف مشرف و تا سنه 1322 به نجف‌ اقامت نموده و بعد از آن بر حسب خواهش اهالی سبزوار، به سبزوار وارد و تا شعبان 1336مشغول تدریس و اقامه جماعت و در ماه مسطور فوت نموده و در طرف دروازه نیشابور، طرف شرقی شمالی سبزوار مدفون و مزار مجللی‌، خود این جانب ساختمان نمودم که محل توجه عموم اهالی سبزوار است و شبهای جمعه جمع کثیری در آن محل حاضر می‌شوند برای طلب مغفرت‌.&lt;br /&gt;
(منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم معلم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''آرامگاه میرزا موسی سبزواری  ،  مربوط به اواخر دوره قاجار است و در سبزوار، میدان کارگر، خیابان افسر، کوچه بیمه اجتماعی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت ‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' ، فرزند '''آیت‌ الله میرزا موسی''' ( 1337  - 1265 ه‍ . ق / 1297 - 1227 ه . ش ) جمعه / سوم رمضان / 1309 ه‍ . ق ( برابر با جمعه 13 / 1 / 1271 هجری شمسی ) در شهر '''سامرا''' به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍ . ق ( 1279 هجری شمسی ) همراه پدر خود آیت ‌الله میرزا موسی به '''سبزوار''' رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت . وی در سال 1326 ه‍ . ق ( 1286 هجری شمسی ) برای ادامه تحصیل وارد''' مشهد''' شد و در '''مدرسه فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین''' از شاگردان '''میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد فاجعه تاریخی به '''توپ بستن گنبد و حرم مطهر رضوی''' در روز جمعه دهم ربیع ‌الثانی 1330 ه‍ . ق ( برابر با 9 / 1 / 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در یادداشت ‌های منتشر نشده خود منعکس کرده است . وی شعبان سال 1331 ه‍ . ق ( تیرماه 1292 هجری شمسی ) با دختر '''میرزا حسین صدر العلماء''' ( 1329 - 1295-ه‍ . ق برابر با 1290 - 1257 هجری شمسی ) یکی از علمای برجسته سبزوار ، ازدواج نمود و شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت ضمن تدریس ، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد '''افتخار الحکما''' ، شاگرد کم مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' ، فرا گرفت و سال 1338 ه‍ . ق ( 1299 هجری شمسی ) ، پس از فوت پدر و طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت و فقه و اصول را نزد آیات '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروزآبادی''' فرا گرفت و از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت نمود و به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسین مامقانی''' ،''' آیت ‌الله شربیانی''' ، '''آیت ‌الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و''' شیخ علی قوچانی''' بهره برد . در سال 1347 ه‍ . ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد و خدمات اجتماعی و عمرانی کم ‌نظیری انجام داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری''' ، سال '''1326''' ه . ق که دوسال از '''انقلاب مشروطیت''' می گذشت به '''مشهد''' آمد و در مدرسه '''فاضلخان''' حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون '''حاج شیخ حسن برسی''' ، '''میرزا محمد باقر مدرس رضوی''' ، '''میرزا عبدالجواد نیشابوری ( ادیب اول )''' ، '''حاج میرزا حسین از شاگردان میرزای شیرازی''' و '''حاج میرزا اسماعیل مجتهد''' ، علم آموخت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، شعبان سال '''1331''' هجری قمری با دختر '''میرزا حسین صدرالعلماء''' ( 1329 – 1295 هجری قمری ) یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمودو شش سال در سبزوار اقامت کرد . در این مدت '''ادبیات''' و '''سطح''' تدریس می کرد و شاگردان بسیاری داشت و خود نیز '''خارج فقه و اصول''' را از محضر پدر و '''حکمت''' را از محضر '''افتخارالحکماء''' شاگرد بی مانند '''حاج ملا هادی سبزواری''' فراگرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال '''1338''' هجری قمری ، پس از فوت پدر ، طبق وصیت او ، برای ادامه تحصیل به '''نجف''' رفت . در نجف فقه و اصول را نزد '''میرزا حسین نائینی''' ، '''سید ابوالحسن اصفهانی''' ، '''آقا ضیاء عراقی''' و '''حاج سید محمد فیروز آبادی''' تلمذ کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، دوره اصول '''نائینی''' را با '''آیت الله کاظمینی''' ، صاحب تقریرات نائینی ، و فقه را با '''آیت الله حاج سید محمود شاهرودی''' مباحثه نمود و خود تقریرات یک دوره کامل اصول نائینی را نوشت . در '''نجف''' ، '''کفایتین را به زبان عربی تدریس می نمود''' و شاگردان برجسته ای که برخی از آن ها از فقهای معاصر هستند در درس ایشان شرکت می جستند . ایشان در فقه به مقامی دست یافت که از سوی علمای برجسته نجف به '''&amp;quot; فقیه سبزواری &amp;quot;''' اشتهار یافت و توانست از همه اساتید خود '''اجازه اجتهاد''' دریافت کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه سبزواری''' ، علاوه بر درک محضر اساتید یاد شده خود در '''سامرا''' ، در '''نجف''' نیز از محضر '''آخوند خراسانی''' ، '''سید محمد کاظم یزدی''' ، '''شیخ حسن مامقانی''' ، '''آیت الله شربیانی''' ، '''آیت الله سید محمد بحرالعلوم''' ، '''شیخ محمد طه نجف''' ، '''میرزا حسین نوری''' ، '''حاج آقا رضا همدانی''' ، '''شیخ علی گنابادی''' و '''شیخ علی قوچانی''' ، بهره های فراوان گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خاتم الانبیاء محمد و آله الطاهرین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل قدوة الانام وعلم الاعلام الصفی التقی رکن الاسلام ولدی الاعز المیرزا حسین السبزواری دامت تاییداته ممن صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیة و حضر لدی الاساطین و لدی الاحقر مدة مدیدة من الزمان فقها و اصولا  حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی فاز بحمدالله و منه تعالی ما فاز فصار مجتهد فله العمل بما استنبط علی النهج المألوف بین المجتهدین العظام و یحرم علیه التقلید و له التصدی فیما هو من وظائف الاحکام و اوصیه بملازمة التقوی و نهی النفس عن الهوی و ان لا ینسانی من صالح الدعاء انشاء الله ثم اجزت له ان یروی ما صح لی روایته من الکتب الاربعة المتقدمة اللتی علیها المدار والمعتبرة المتأخرة اللتی علیها المعول فی هذه الاعصار والسلام علیه و علی جمیع المومنین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصبهانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 44&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله میرزا محمد حسین نائینی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تحیاته علی من اصطفیه من الاولین و الاخرین و مبشر رحمة للعالمین محمد و آله الائمة الطیبین الطاهرین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم اجمعین ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فانّ جناب السید العالم العلام و الفاضل الهمام عماد العلماء الاعلام و ثقة الاسلام قرّة عین الزکی التقی المیرزا حسین السبزواری ادام الله تعالی تأییده و تسدیده قد اقام بالنجف الاشرف عدة سنین بازلا جهده فی الاستفادة من الاساطین و قد حضر ابحاثی حضور تفهم و تحقیق و تعمق و تدقیق حتی نال درجة عالیة من الفضل السداد و بلغ رتبة الاجتهاد فلله تعالی دره وعلیه سبحانه اجره لدی العمل بما استنبط و یستنبط من الاحکام علی النهج المتداول بین المجتهدین الاعلام و لقد اجزت له ان یروی عنّی جمیع ما صحت لی روایته من مصنفات اصحابنا و ما رووه عن غیرنا بحق اجازتی من مشایخی العظام باسانیدهم المنتهیة الی ارباب المصنفات و الکتب و الاصول و منهم الی اهل بیت النبوة و مهبط الوحی و معدن العصمة علیهم افضل الصلوة و السلام و اوصیه بما اوصی به امیرالمومنین صلی الله علیه و آله الطاهرین ولده ابا محمد الحسن علیه السلام عند انصرافه من الصفین فمن تلک الوصیة الی اوصی بها شیعته الی یوم القیامة هو قوله صلوة الله علیه فانی اوصیک ای بنی بتقوی الله و لزوم امره و عمارة قلبک بذکره و احی قلبک بالموعظة و امته بالزهادة و قرره بالفناء و بصره فجائع الدنیا و اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین فانظر فیما فعلوا و عما انتلقو و این حلو و نزلو فانک تجدهم قدانتقلوا عن الاحبة و حلو دارالغربة و کانک عن قلیل قد صرت کاحدهم فاصلح مثواک و لا تبع آخرتک بدنیاک الی آخر ما فی تلک الوصیة المبارکة و علیک یا قرة عینی بکثرة التامل و التدبر فیما رواه فی نهج البلاغة عنه صلوات الله علیه و آله الطاهرین فی خطبة المبارکة المتعلقة بذکرالموت خصوصا ما رواه عنه بعد تلاوته قوله تعالی الهیکم التکاثر فان لکثرة التامل والتدبر فیه و نصبه بین العینین شأنا من الشأن و اسئل الله سبحانه ان یجعلک ممن یدعوا الی التقوی والزهادة بعمله و خلوصه نیته انشاء الله تعالی و ارجو ان لا تنسانی من صالح دعواتک والسلام علیک و رحمة الله و برکاته و حرره بیمناه الدائرة افقرالبریه الی رحمة ربه الغنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد حسین الغروی النائینی فی ذی الحجة 1347&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات ۳۹ و ۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج آقا ضیاء عراقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله الذی رفع بالعلم درجة العلماء العاملین و جعلهم خلفاء سید المرسلین و منار المهتدین و امناء ائمة المعصومین و الصلوة و السلام علی موسس قواعد الدین و مبلغ الاحکام رب العالمین و اولاده المعصومین الهادین المهدیین و اللعنة الدائمة علی اعدائهم ابد الابدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان جناب العالم الفاضل الکامل الزکی التقی و الثقة الموتمن النقی العارف بمدارک الاحکام والخبیر بالحلال و الحرام قدوة الانام علم الاعلام الحاوی للاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول عمدة العلماء العاملین و زبدة الفقهاء الراشدین السید الجلیل السید حسین السبزواری دامت افاضاته قد رجهه نفسه فی تحصیل العلوم الشرعیة و تنقیح الاحکام الفرعیة حضر علی جملة الاعلام حتی صار یشار الیه بالبنان فبلغ بحده و اجتهاده  مرتبة الاجتهاد و حصل له قوة الاستنباط فله العمل بما استنبط و یحرم علیه التقلید فیما اجتهد فالمرحوم اخوانی المومنین ان یعرفوا قدره و یصغوا الی قوله و یرجعوا الیه و نلتمس فی جنابه ان یسلک طریق الاحتیاط فانه سبیل النجاة و ان لا ینسینا من الدعاء و السلام علیه و علی اخوانی المومنین و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5 محرم 1345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صح من الاحقر ضیاء الدین العراقی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه ۴۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن اجازه اجتهاد مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین و علی ابن عمه سید الوصین و علی ابنهما الائمة المعصومین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاولین و الاخرین من الان الی یوم الدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بعد ، فان العلماء الاعلام قدس الله اسرارهم لم یزالوا منه وقعة الغیبة الکبری علی صاحبها آلاف التحیة و الثناء ساعین فی حفظ الدین و حراسة شریعة سیدالمرسلین یعهد کل سلف منهم الی خلفه الصالح بذالک و ممن قام بهذه الوظیفه حضرة السید السند و الکهف المعتمد قدوة الانام کهف الاعلام مصباح الظلام ولدنا الاعز الاجل الاکرم الاقا میرزا حسین دامت افاضاته نجل المرحوم المبرور رکن الاسلام العالم الورع التقی المیرزا موسی السبزواری قدس سره الشریف فانه اید الله تعالی و ابقاه قد تقرب فی سبیل ذالک عن الاوطان و صرف عمره العزیز فی تحصیل العلوم العقلیة والنقلیة و حضر علی اکابر العلماء فی النجف الاشرف و غیرها حتی حازالدرجات العالیة و فاز بالمراتب السابقة و من الله تعالی علیه بالقوة القدسیة و الملکة الاستنباطیة فاصبح من المجتهدین الاعلام الذین یجوز لهم التصدی لما لا یجوز لغیرالمجتهدین العظام والعمل بما یستنبط من الاحکام حسب ما هوالمقرر العلماء الکرام فلیحمد الله تعالی علی هذه النعمة و لتتخذ سبیل الاحتیاط فی جمیع احواله فانه طریق النجاة و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء کما انی لا انساه انشاء الله تعالی والسلام علیه و رحمة الله و برکاته .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاحقر عبدالکریم الحائری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحات 42 و 43&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== اساتید مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاساطین‌(اساتید):''' هنگام تحصیل مقدمات نزد اساطین مختلفه بوده و هنگام تحصیل ادبیات نزد''' ادیب نیشابوری''' که از اساطین ادب بود، و فقه نزد مرحوم '''آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی‌''' و هنگام تحصیل فقه و اصول در سبزوار در وقت مراجعت از مشهد نزد والد ارجمند و''' آیة ‌الله آقا حاجی میرزا حسین''' که از بزرگان تلامذه '''مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی''' بود و '''آیة ‌الله حاجی میرزا اسماعیل مجتهد''' و '''مرحوم آیة ‌الله والد ماجد ( میرزا موسی )''' و منظومه حاجی ملاهادی ‌سبزواری نزد مرحوم '''افتخار''' که از تلامذه بزرگ مرحوم '''حاجی ملاهادی سبزواری''' بود، درطب اول طبیب بود، و هنگام اقامه در نجف فقه و اصول نزد '''مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین‌ نائنی''' و '''مرحوم آیة‌ الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی''' و مرحوم '''آیة ‌الله آقا ضیاء عراقی''' که تمامی آنها اجازه اجتهاد داده که صورت آنها درج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علما،فقهاو مدرسین معاصر مرحوم فقیه سبزواری به قلم خودشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''العلماءالذین ادرکتهم و تلمذت عندهم او کانوا مصاحبین معی فی الابحاث‌:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سامرای مرحوم حاجی میرزا حسن شیرازی که هنگام طفولیت ملاقات شده‌ (متوفای شب 24 شعبان 1312) و مرحوم آیة‌ الله آقا میرزا محمد تقی شیرازی و در نجف مرحوم آیة‌ الله آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی و مرحوم آقا سید کاظم یزدی و مرحوم آیة ‌الله مرحوم آقا شیخ حسن مامقانی ‌صاحب حاشیه مکاسب شیخ و مرحوم آیة‌ الله شربیانی و مرحوم آیة‌ الله آقا سید محمد بحرالعلوم و مرحوم آیة ‌الله شیخ محمد طه نجف و مرحوم آیة الله آقا رفیش عرب‌ (به صیغه تصغیر بخوانید) و مرحوم حاجی میرزا حسین نوری و مرحوم آیة ‌الله آقا میرزا حسین نائینی و مرحوم شعبان آیة ‌الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و مرحوم آیة‌ الله آقا ضیاء عراقی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ عبدالله مامقانی ‌فرزند آقا شیخ حسن مامقانی صاحب کتب متعدده من جمله رجال بزرگی تصنیف نموده و مرحوم آیة ‌الله آقا سید ابوتراب خوانساری و مرحوم آیة ‌الله حاجی آقا رضا همدانی صاحب شرح شرائع و آیة ‌الله شیخ علی گنابادی و مرحوم آیة‌ الله آقا شیخ علی قوچانی و سایرین ازعلما که بیان حالات و نصانیف آنها و تاریخ وفات آنها رساله جداگانه لازم است و علمای معاصرین آقای حاجی میرزا حسین آقای حاجی میرزا حسن‌، آقای حاجی میرزا اسماعیل آقای افتخار طبیب‌، آقای آخوند ملا محمد ابراهیم و معاصرین مشهدی حاجی سید عباس‌ شاهرودی‌، آقا شیخ حسن ترک‌، حاجی شیخ حسن پائین خیابانی‌، آقای حاجی سید رضا قوچانی‌، آقای حاجی رمضانعلی قوچانی‌، مرحوم حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی صاحب ‌تصانیف کثیره‌، آقا شیخ محمد نهاوندی صاحب تفسیر قرآن‌، آقا شیخ حسن کاشی‌، و مرحوم ‌حاجی میرزا محمد فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و مرحوم حاجی فاضل و مرحوم آقا میرزا محمد باقر مدرس رضوی و مرحوم حاجی میرزا حبیب الله و آقای حاجی ‌میرزا احمد خراسانی‌، آقا میرزا آقای اصطهباناتی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا شیخ ابراهیم مازندرانی‌، آقا میرزا محسن تبریزی که در ماه مبارک رمضان 1316 در حمام وفات نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا شیخ حسین یزدی قاضی القضاة در سامرا، آقا میرزا سید حسین قمی‌، آقا شیخ حسن کاظمینی‌، آقا شیخ محسن تبریزی‌، آقا شیخ کاظم شیرازی‌، آقا شیخ محمد باقر اصطهباناتی‌، آقا میرزا ابراهیم شیرازی‌، آقا سید حسین یزدی قاضی‌ القضاة طهران‌، آقا شیخ حسین بروجردی‌، آقا صدر اصفهانی‌، آقا سید حسن صدر که ازبزرگان علم رجال بود، آقا میرزا محمد تهرانی‌، آقا شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب تاریخ‌علماء، آقا میرزا علی آقا فرزند آیة‌ الله آقا میرزا حسن شیرازی الی غیر ذلک من العلماء والفضلاء و المجتهدین .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الاصحاب البحث که با آنها مباحثه دروس می‌نمودم:''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج اسلام آقا شیخ محمد علی ‌کاظمینی صاحب تقریرات مرحوم آقا میرزا حسین نائینی‌. آقا شیخ موسی خوانساری ‌صاحب حاشیه مکاسب‌. آقا سید محمود شاهرودی که فعلا مرجع تقلید هستند. حجة‌ الاسلام‌ آقا سیدعلی قائنی و آقا سید محمد کرمانشاهی و آقا شیخ علی محمد بروجردی و بقیه فضلاء&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در طول حیات پربرکتش ، شاگردان برجسته و فرهیخته ای تربیت کرد که هر یک از آنان منشأ خدمات علمی و دینی و اجتماعی بسیاری در دوره حیات خود بودند . برخی از شاگردان شهیر آن فقیه بزرگوار عبارتند از :  ، مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی ( که در نجف از محضر مرحوم فقیه استفاده می کردند ) ، مرحوم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ( از مدرسین فعال و فاضل معاصر در مشهد و از فرزندان مرحوم فقیه سبزواری ) ،آیة الله عباس واعظ طبسی ، مرحوم محمد تقی شریعتی ( پدر مرحوم دکتر علی شریعتی ) ، استاد دانشمند مرحوم حجة الاسلام کاظم مدیر شانه چی ( که دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری بودند ) ، مرحوم آیة الله دکتر محمد ابراهیم آیتی از وعاظ و خطبای بزرگ خراسان و ایران ، آیة الله شیخ محمد تقی عندلیبی سبزواری از علمای معاصر مشهد ، حکیم و فقیه و فیلسوف بزرگوار مرحوم آیة الله حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای ( پدر دکتر الهی قمشه ای ) ، آیة الله سید محمد تقی آل هاشم ، مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ قوام الدین ابوالحسن ایازی، یکی از علمای مشهور استان مازندران که اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه داشت ، آیت‌الله حاج شیخ مرتضی اشرفی ، حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبایی روحانی برجسته سیستانی ، حجت الاسلام دکتر عبدالعلی صاحبی شاهرودی  ، آیة الله العظمی میرزا حسن احقاقی  ، علامه بلخی بنيانگذار نهضت اسلامي معاصر افغانستان ، حضرت آیت الله حجت هاشمی  خراسانی از علمای معاصر مشهد . مرحوم حاج شیخ عباسعلی اسلامی مؤسس مدارس اسلامی در تهران و نقاط دیگر کشور ، آیة الله سید علینقی امین امام جماعت مسجد جامع تهرانپارس ، حجة الاسلام سید محمد تقی مقدم مولف هشتاد اثر دینی ، علامه شیخ جعفر زاهدی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 ) ، علامه حاج شیخ عباس خالصی خراسانی ( مجله: آینه پژوهش » فروردين و تير 1378 - شماره 55 و 56 )،فخرالدین حجازی ،آیة الله حاج سید صادق فقیه سبزواری (فرزند مرحوم فقیه )، آیة الله سید حسن ابطحی ، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر از علما و فضلا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; هدایه الانام &amp;quot; رساله عملی اوست و کتاب &amp;quot; مناسک حج &amp;quot; وی نیز به چاپ رسیده است . از دیگر آثار منتشر نشده مرحوم فقیه سبزواری ، تقریرات اصول مرحوم میرزای نائینی است که چون مرحوم آیة الله کاظمینی از همدرسان و هم بحث های مرحوم فقیه سبزواری در نجف ، تقریرات خودرا زودتر از مرحوم فقیه سبزواری منتشر کرد ، مرحوم فقیه سبزواری به احترام ایشان از انتشار تقریرات خود پرهیز کرد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر آثار علمی مرحوم فقیه ، تقریرات درس فقه مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی است که منتشر نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند حلقه نوار از سخنرانی و تدریس ایشان نزد منسوبین آن فقیه بزرگوار موجوداست که امیدواریم برای استفاده عموم پیاده و مکتوب و منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین یکی از علمای برجسته مشهد که از مریدان خاص و از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری بوده ، سی جلسه از تفسیر بسم الله و تفسیر سوره انا انزلناه مرحوم فقیه سبزواری را در اختیار دارند که امیدواریم به همت خیّرین منتشر شود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فقیه سبزواری ، شاهد فاجعه حمله روس ها به حرم امام رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد ، شاهد''' فاجعه به توپ بستن حرم''' در روز دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ( 9 فروردین 1291 هجری شمسی ) بود و این فاجعه را در خاطرات خود منعکس کرده است . به لحاظ اهمیت رویداد ، عین خاطرات '''فقیه سبزواری''' را به عنوان یک '''سند تاریخی''' دراین جا نقل می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فاجعه دهم ربیع اززبان فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقیه در این باره درخاطرات خود می نویسد : یوسف خان که اصلا هراتی بود ، در مشهد خروج کرد و ادعا نمود باید محمد علی شاه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار ، به قدرت برسد و ما مشروطیت را نمی خواهیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم کم عده ای را دور خود جمع کرد و صحن نو را مرکز قرار داد . مدتی بعد طالب الحق ظاهر شد . وی با یوسف خان همداستان شد و مسجد جامع گوهرشادرا مرکز قرار دادند و هرروز در صحن نو مشغول مشق کردن بودند و شب ها به خانه های اغنیاء سرکشیده و وجوه زیادی را از آن ها می گرفتند و سه ماه این هرج و مرج طول کشید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ، دهم ربیع الثانی 1330 هجری قمری ، دو ساعت به غروب مانده ، این حقیر رفتم مسجد جامع که نماز ظهر و عصر بجای آورم . یکی از دوستان به نام محمد جواد عرب زاده به من گفت خودت را به مدرسه برسان که الساعة روس ها آستان قدس را به توپ خواهند بست . با عجله خودرا به صحن کهنه رساندم . هنوز از صحن خارج نشده بودم که صدای توپ ها بلند شد و اول توپی که زده شد ، از باغ خونی که مرکز روس ها بود به ایوان عباسی خورد و گلوله های آن در میان صحن پخش شد . نتوانستم به مدرسه بروم . برگشتم میان حرم . شلیک توپ زیاد شد و دروازه پایین خیابان و سرای حاجی ملک و اول کوچه حاج شیخ محمد تقی و باغ خونی توپ شلیک می شد و تا بعد از اذان مغرب ، مسلسل توپ زده می شد . آنچه تلاش کردم خودرا خلاص کنم ، نتوانستم . گاهی میان حرم و گاهی میان مسجد و گاهی دارالحفاظ و گاهی دارالسیاده ، در حرکت بودیم . تا بالاخره طالب الحق به حرم آمده و عده زیادی اطراف او جمع شدند و اظهار مساعدت کردند . گفت الان به فرمانده روس ها تلفن می کنم توپ نزنند . خودش را به کشیک خانه رسانید . پس از نیم ساعت برگشت و گفت هرچه تلفن می کنم جواب نمی دهند و قرار ما این نبود بلکه قرار این بود که هرزمان می گویم دست بردارید ، دست بردارند . معلوم شد که حرف مردم که در حق طالب الحق راست بود . مردم می گفتند که شب ها قزاق روس می آید در مسجد و به اتفاق یکدیگر به قصرخانه می روند . چون در آن هنگام در حدود شش هزار قشون روس در مشهد متمرکز بودند و معلوم شد که طالب الحق از تمام جریان روس ها خبردار بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فقیه ادامه می دهد . . .'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اذان مغرب در میان صحن حرم بودم تا بالاخره هر نحو بود خودرا به قبرستان قتلگاه رسانیدم و درب هر منزلی از منازل دوستان را که کوبیدم ، جواب نشنیدم تا بالاخره منزل محمد حسین داورزنی که در کنار قتلگاه بود کوبیدم و جواب شنیدم . داخل منزل شدم . کم کم صدای توپ ساکت شد و آن شب را در آن منزل استراحت کردم . صبح روز بعد ، لشکر روس تمام صحن و حرم را محاصره کردند و فرستادند تولیت آستان قدس مرتضی قلیخان را آوردند تا نظارت داشته باشد که کسی در خزینه حضرت تصرف نکرده . این جانبب که تا در صحن بالا خیابان را مشاهده کردم هفتاد و دونفر در جلو مدرسه میرزا جعفر کشته شده بودند . در صحن کهنه قشون روس ایستاده بود و مانع ورود افراد به داخل صحن می شد . چند روز به این منوال بود تا بعد حرم و صحن را به خود ایرانی ها واگذار کردند و یوسف خان که موسس این معرکه بود ، فرار کرد و جنازه اورا به مشهد آوردند . محمد نیشابوری که از شجعان ایشان بود نیز فرار کرد و به نیشابور رفت و در آن جا کشته شد و به این ترتیب معرکه تمام شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع : کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی فقیه سبزواری و کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حادثه مسجد گوهرشاد به روایت مرحوم فقیه سبزواری به عنوان شاهد و فعال در صحنه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسال 1348 هجری قمری ( 1309 هجری شمسی ) ، مسئله یکسان شدن لباس ها پیش آمد . فقیه در خاطرات خوددر این رابطه نوشته است :&lt;br /&gt;
حادثه دیگر اتحاد شکل بود که در فروردین 1348 قمری‌ ( 1309 هجری شمسی )حکم ازطرف رضا شاه شد بر این که باید تمامی اهل ایران متحد الشکل باشند. به این معنی که کت وشلوار داشته باشند و عمامه به کلی نباشد مگر عده‌ای که از شهربانی جواز داشته باشند و جواز هم داده نمی‌شود مگر به کسانی که مجتهد باشند. و انقلابی عظیم رخ داد و بالاخره مردم‌ متحد الشکل شدند که هر کس عمامه داشت بدون جواز یا قبا و عبا داشت‌، آجان او را جلب به‌ شهربانی می‌کرد و عمامه او را بر می‌داشت و قبای او را قیچی می‌کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی بدین منوال بود تا در سنه 1352 قمری حکم شد که باید کلاه بین المللی پوشیده‌ شود که عبارت از کلاه دوره بود و مردم همگی اطاعت کرده و پوشیدند، مگر مشهد که قیام کرده و مخالفت‌. و خلاصه قضیه آن که‌، عده‌ای با هم شرکت کردند و معلوم نشد که محرک‌ آنها کیست و بهلول فرزند آقا شیخ نظام گنابادی که در سبزوار ساکن بود و حقیر نزد او مقداری مطوّل خوانده‌ام و آن بهلول شخص فوق العاده بود و در سن بیست و پنج سالگی یا بیشتر و یک سر در حرکت بود، گاهی مکه بود که در سنه 1353 که حقیر مکه مشرف شدم، او را در منی دیدم و شبها منبر می ‌رفت و حافظه عجیبی داشت و منبر عوامی عجیبی داشت که ‌هر شهری که می ‌رفت مردم اقبال زیادی به او داشتند و همان سال مکه با هم در یک ماشین‌ بودیم‌، لکن چون او را شخص فوق العاده می ‌دانستم‌، همیشه در پرهیز بودم و چندان نزدیک‌ خود نمی ‌گذاشتم بیاید. تا آن که آمد سبزوار و یک شب نزد والد و والده خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن به مشهد آمده و به طرف تربت حیدریه رفت و به فاصله چند روزی او را به ‌مشهد آورده و به منبر بالا بردند و تحریک آنها نمود که ایها الناس می‌خواهند حجاب را اززنها بگیرند. خورده خورده، هیجانی در مردم پیدا شد و کم ‌کم مبلغین مشهد مثل حاجی شیخ مهدی و حاجی محقق و حاجی شیخ مرتضی عبد گاهی و بقیه مبلغین منبر رفته و تهییج مردم‌ کرده تا بالاخره روز جمعه قشون اطراف صحن را گرفته و در دم بست پایین خیابان‌، قشون ‌جلوگیری از مردم نموده و مردم مخالفت کرده و دو نفر از مردم کشته شده و این قضیه بیشترباعت تهییج مردم شد تا آن که به کلی دکاکین تعطیل و ادارات بسته و ازدحام زیادی در مسجد جامع شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر و مرحوم آیة‌ الله آقا حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی چون می‌دانستیم که قضیه عادی‌ نیست‌، لذا گاهی در منزلی از منازل دوستان پنهان بودیم‌، لکن چون عموم علما در مسجد بودند مثل حاجی مرتضی آشتیانی‌، آقا شیخ حسن پایین خیابانی‌، آقا سید یونس اردبیلی و تمامی ائمه جماعت قریب سی نفر جمع شده بودند، لذا ناچار با یکدیگر رفتیم به مسجد. لکن آثار عذاب هویدا بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غبار فلک را گرفته و هوا قرمز شده و مردم همه مضطرب ولا ینقطع از دهات و اطراف جمعیت با چوب و چماق به طرف شهر آمده و شهرت دادند که علما حکم جهاد دادند تا آن که در مسجد دیگر جای پا نبود. حقیر با آقای نهاوندی که به ‌مسجد وارد شدیم‌، ملاحظه کردیم که علما همگی در ایوان مقصوره جمع و بهلول هم منبررفته و مردم را تشویق می‌کند که بروند به طرف لشکر و لشکر را متصرف شوند و لشکر هم عازم شده که اگر مردم حمله به طرف آنها بکنند توپ و مسلسل بسته و همگی را بکشند.# &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر جون این وضع را دیدم‌، به آقای نهاوندی گفتم که اوضاع خیلی بد شده‌، یا خود شما به منبر بروید و مردم را امر به سکوت کنید و یا حقیر می ‌روم‌. فرمودند: قلب من ضعیف است ‌و نمی‌توانم‌. گفتم شما استخاره کنید، چنانچه خوب باشد حقیر منبر می‌روم‌. استخاره کردند بسیار خوب بود، لذا حقیر حرکت کردم و رفتم و بهلول را از منبر به پله دوم قرار دادم و مردم‌ همین که دیدند من به منبر رفتم، هجوم به طرف منبر نمودند و حقیر با صدای رسا امر به‌ سکوت کردم‌. مردم همگی ساکت شدند کأن علی رؤوسهم الطیر. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آن ابلاغ کردم به ‌عموم آنها که ایهاالناس‌! این هیاهو نتیجه ندارد. اگر بنا دارید کار پیش برود، خوب است به ‌خود اعلی حضرت رضا شاه تلگراف کنید. البته شاه شما مسلمان است و تقاضای شما را قبول ‌خواهد کرد. از این قبیل مواعظ زیاد نمودم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل این که پسند عقلا شد و قبول عموم قرار گرفت‌. پس از آن از منبر پایین آمدم و حضور علما که مجتمع بودند آمدم و عرض کردم‌، دیگر نشستن شما در این مکان صلاح ‌نیست‌، خوب است برویم به کشیک خانه مسجد و فکر چاره‌ای کنیم که این هیاهو نتیجه‌خوبی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قبول کردند و مجتمعا به کشیک خانه مسجد رفتیم و نتیجه گفتگوها بالاخره براین قرار گرفت که تلگرافی توسط آیة‌ الله آقای حاجی شیخ عبدالکریم حائری که در آن ایام ‌فی الجمله مرجعیت داشت بکنند که ایشان به اعلی حضرت تلگراف کنند که او صرف نظر ازپوشیدن کلاه دوره‌دار بنماید. حقیر با این تلگراف مخالف بودم و در آن تلگراف تهدید سختی نسبت به اعلی حضرت شده بود. آنچه اصرار کردم برای تغییر تلگراف اثری نکرد و تمامی علما تلگراف را امضا نمودند و این تلگراف که مخابره شد، آتش غیظ اعلی حضرت‌ افروخته شد و تلگرافی از شخص او صادر شد که یا متفرق شوید یا آن که با گلوله متفرق ‌خواهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای حاجی میرزا احمد کفائی در لشکر بود و مسجد نیامده بود. از لشکر به حقیر تلفن‌ کرد که قضیه وخیم شده و محتمل است که به ضرب گلوله مردم را متفرق کنند. هر چاره‌ای ‌دارید بکنید و مردم را متفرق کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لکن به قدری آتش غیظ مردم مشتعل شده بود که کسی‌ قدرت نداشت که اسم این معنا را ببرد. به همین نحو بود و نهاری مختصر حاضر شد و عموما خوردند. غروب شد. علما یکان یکان فرار کردند، چند نفری باقی ماند. یک ساعت از شب‌ گذشته ثانیا آقای حاجی میرزا احمد به حقیر تلفن کرد که هر نحو هست مردم را متفرق کنید که حکم شدید صادر شده که به هر نحو هست مردم را متفرق کنند و قشون هم با مسلسل دورتا دور مسجد را محاصره کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اثنا جمعی دور حقیر را گرفتند که باید منبر بروی و مردم را امر کنی که متفرق‌ نشوند. حقیر ملاحظه کردم که اگر منبر نروم خطر قتل دارم‌. در این گفتگو بودم‌، یک وقت‌ ملاحظه کردم که حقیر را روی دوش گرفته و به طرف ایوان مقصوره می‌برند، خواهی‌ نخواهی منبر رفتم و بین محذورین گرفتار شدم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره بالای منبر گفتم که من آلان تب دارم ‌و حال حرف زندن ندارم‌. فقط می‌توانم که ختم أمن یجیب المضطر را بخوانم‌. ختمی گرفتم ‌و روضه علی اصغر خواندم و از منبر پایین آمدم‌. لکن مخفی نباشد که در اثنای آن که مرا به ‌طرف منبر می‌بردند، یک نفر ناشناس بال قبای مرا کشید و گفت‌: به مردم بگو اگر می‌خواهید آسوده شوید پناهنده به قنصول خانه روس شوید و من گوش به حرف او ندادم‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر تقدیر کوشش کردم در تفرقه مردم‌. و شاید نه قسمت از ده قسمت را متفرق کردم‌. و علمایی که باقی مانده بودند به دارالتولیه فرستادم که از جمله آقا شیخ مرتضی آشتیانی‌، حاجی شیخ علی اکبر نهاوندی‌، آقای ملایری‌، و چند نفر دیگر از علما. وقتی که تمامی را فرستادم‌، مسجد مقداری خلوت شده‌، عده‌ای بربری و زوار در مسجد باقی ماند و آن چه ‌شهری باقی بود به خانه خود رفتند. لکن باقی باز هم بودند تا در آخر خودم رفتم به دارالتولیه‌. # &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مجرد ورود حقیر، اسدی نیابت تولیت وارد اتاق شد و آمد روی زمین نشست و دست خود را به دامن حقیر زد که دستم به دامن تو. تو امروز شنیدم منبر رفتی و مردم را امر به‌آرامش کردی‌. حال هم چاره‌ای بکن که آستانه در خطر است و تمام زحمات من هدرمی‌شود. و همان قضیه توپ بندی روسها پیش خواهد آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر گفتم‌: آنچه از دست من برآید حاضرم و جان فدائی خواهم کرد و آستانه محفوظ بماند ولو حقیر از بین بروم‌. بنای ‌مشورت شد. رأی بر این قرار گرفت که دو نفر نزد استاندار بروند و از او کسب تکلیف بنمایند. قرار به استخاره شد. نهاوندی استخاره کرد، آیت آمد: ان الملوک اذا دخلوا قریة ‌افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رأی بر این قرار گرفت که حقیر با آقای حاجی شیخ مرتضی آشتیانی برویم نزد استاندار که در آن وقت پاکروان بود. درشکه حاضر شد و به اتفاق رفتیم، وارد استانداری شدیم‌. پاکروان اتاق بالا بود و آن هنگام تقریبا ساعت شش از شب بود. آقای آشتیانی بدون هیچ گونه‌ توجهی از پله‌ها بالا رفت‌. اتفاق پاکروان با همسر خود در حجره نشسته بودند. یک مرتبه آقای آشتیانی پرده بلند کرده‌، همسر پاکروان از مملکت ایتالیا بود، وحشت می‌کند و فریاد می‌زند. آقای آشتیانی برگشت که به محلی که حقیر بودم با من‌. پاکروان زیاده عضب آلوده ‌می‌شود و به تعجیل آمد حجره پایین‌. گفت: شما این نصف شب آمده‌اید چه کار دارید؟ آقای‌آشتیانی فرمودند: سه مطلب داریم‌: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول: آن که دستور بدهید دسته سینه زن بیایند به بازار وصحن‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم : آن دستور بدهید که مردم لباس فرنگی نپوشند و کلاه دوره ‌دار لباس کفر است‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم: آن که حجاب از سر زنها برداشته نشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاکروان با کمال تعرض گفت‌: مسأله سینه زدن خودتان با آقای حاجی آقا حسین قمی‌ تقاضا کردید که در صحن سینه بزنند و حال هم بروند در ایام عاشورا در صحن سینه بزنند. واما کلاه دوره ‌دار جهت حفظ از آفتاب ضرری ندارد. شما که کلاه پهلوی را قبول و دوره جلو را قبول کردید، خوب (است‌) که دوره عقب را هم قبول کنید و این اجتماع را شما آوردید متفرق کنید. و اما مسأله حجاب‌، اگر یک کلمه از پهلوی‌، شما مدرکی آوردید که حکم رفع ‌حجاب نموده هرچه بخواهید به شما داده خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیر ملاحظه کردم که آقای آشتیانی مثل این که مطلب را گم کرده‌، رو به پاکروان کردم و گفتم‌: دو عرض دارم‌. گفت‌: شما کیستید؟ گفتم‌: من آقای سبزواری‌. گفت‌: بسیار خوب‌، شنیده‌ام شما به منبر رفتید و مردم را امر به آرامش کردید. گفتم‌: بلی‌. گفت‌: بگو. گفتم‌: غرض‌از آمدن بنده و حضرت آشتیانی از این است که این مردم اجتماعی کرده‌اند، با حق یا باطل‌. باید به هر نحو هست آنها را قانع کرد تا متفرق شوند. جواب گفت‌: شما که اینها را جمع کردید متفرق کنید. جواب دادم که ما جمع نکردیم‌. گفت‌: شما برای چه مسجد آمدید؟ جواب دادم ‌برای اصلاح و شاید بتوانم نحوی کنم که خون ریزی نشود. گفت‌: بکنید. جواب دادم راه فکر ما مسدود است‌. شما استاندار هستید. گفت‌: فکری ندارم‌. من گفتم‌: یک راه داریم و آن‌، این ‌است که صورت تلگرافی جعلی دروغ الان به من بدهید که بروم مسجد و مردم را متفرق کنم‌. جواب داد: چه تلگراف باشد؟ گفتم‌: تلگراف آن که اعلی حضرت عفو کرده و شما مردم متفرق شوید. جواب داد که بد رأیی نیست‌. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاق اسدی آمده بود و در حجره فوقانی با طهران به توسط بی سیم لشکر مشغول مذاکره ‌بود. پاکروان رفت حجره فوقانی نزد اسدی‌. فاصله نشد برگشت و گفت کار از دست من واسدی خارج شده و خود اعلی حضرت با لشکر مخابره می‌کند که دستور داده که به هر نحو هست مردم را متفرقه کنید و سه دقیقه دیگر وقت نداریم و پاکروان به اسدی گفته بود که ‌فلانی رأی خوبی داد و به هر تقدیر شد سه دقیقه گذشت که صدای مسلسل بلند شد و فریاد مردم به یا علی یا علی بلند شد به نحوی که صدا به مسجد کاملا می ‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قریب نیم ساعت ‌طول کشید و صدا آرام شد و خورده خورده صبح طلوع کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگشتیم به دارالتولیه و از آنجا متفرق شدیم و دو روز بود که به کلی صحن و مسجد و حرم بسته بود و معلوم نشد که چند نفرکشته شده و مردم متفرق شدند و دستور آمد که مسجد و صحن و حرم باز شود و سرتا سرشهر امن شد و قضیه کلاه هم بعد از چندی روزی عملی شد و بعد از چند روز شش نفر ازعلما را به طهران تحت الحفظ بردند: حاجی سید هاشم نجف آبادی‌، حاجی شیخ حبیب ‌ملکی‌، آقا سید زین العابدین سیستانی‌، شیخ آقا بزرگ شاهرودی حاجی شیخ هاشم قزوینی و مدتی زندان قجر زندانی بودند و بعد مرخص شدند و آقا میرزا یونس اردبیلی در نوقان ‌مخفی بود او را هم گرفتند و طهران بردند و مدتی در زندان بود. و بعد از بازرسیهای زیاد اسدی نیابت تولیت محکوم به اعدام شد در شب 26 ماه مبارک رمضان 1354 بعد از طلوع ‌فجر. این خلاصه حادثه مسجد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خدمات اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم '''فقیه سبزواری''' در طول حیات پر برکت خود ، خدمات اجتماعي و عمراني كم‌نظيري انجام داد. او '''مدرسه باغ رضوان''' را با 16 هزار متر مربع مساحت در سال 1330 شمسي ساخت و '''تكيه سيدها''' را احداث كرد. '''درمانگاه رازي''' را تكميل كرد و '''120 باب منزل''' در خيابان نخريسي و '''25 باب منزل''' در خيابان خواجه‌ربيع براي سيل‌زدگان بنا نهاد و '''2500 قطعه زمين''' به طلبه‌ها و فضلاي حوزه مشهد واگذار كرد که در مشهد به '''کوی طلاب''' شهرت دارد و '''ده‌ها مسجد''' را در محلات مختلف مشهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر خدمات مرحوم فقیه سبزواری ، '''احداث شبستان شرقی مسجد جامع سبزوار''' و '''تأسیس مدرسه علمیه''' برای طلاب سبزوار و نیز ،'''تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان''' است . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به سرمای شدید مشهد در فصل زمستان و محدودیت امکانات گرمایشی قشر طلاب و اقشار فقیر دیگر، مرحوم فقیه سبزواری تلاش می کرد در حد توان خود ، ذغال و خاکه ذغال طلاب و اقشار دیگررا در فصل زمستان هرسال تأمین کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کوی طلاب مشهد ، یادگاری باشکوه و بی نظیر از مرحوم فقیه سبزواری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم''' فقیه سبزواری''' با توجه به اهتمام زیادی که به امور رفاهی طلاب حوزه علمیه مشهد خصوصا موضوع مسکن آنان داشت ، در سال '''1338''' هجری شمسی ، '''2500''' قطعه زمین از آستان قدس برای واگذاری رایگان به طلاب دریافت ؛ و با انجام قرعه کشی ، به آنان تحویل داد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''کوی طلاب''' که امروز یکی از مناطق آباد و بزرگ و پیشرفته و فعال '''مشهد'''است ، یادگار همت بلند مرحوم '''فقیه سبزواری''' در جهت ایجاد آسایش برای عموم شهروندان خصوصا طلاب حوزه علمیه '''مشهد''' است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''برای آشنایی بیشتر با سابقه تأسیس &amp;quot; کوی طلاب &amp;quot; مشهد ، نگاه کنید :'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; مجله شهرداری مشهد]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  دوبار حضور فقیه سبزواری در تغییر ضریح و تعمیر قبر مطهر حضرت رضا علیه السلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفحه 13 رساله (آقای سبزواری) فرماید: به واسطه کهنه شدن صندوق مطهر روی قبر مطهر که در زمان ‌تولیت اسدی‌، ضریح مقدس را برداشته و میان حرم مطهر در حدود یک متر خاک دست رس‌بود که برداشته شد و چند صورت قبر از خوانین ازبک پیدا شد و پس از برداشتن خاک‌، تمام‌ میان حرم مطهر را شفته و بتون آرمه نمودند و متصدی آقای حاجی ملا هاشم صاحب «منتخب التواریخ‌» و آقای حاجی آقا حسین قمی و آقای حاجی میرزا احمد کفائی بود و اتفاقا روی قبر مطهر که خاک برداری شد روی قبر مطهر قبر گچی درآمد که هفت مرتبه گچ شده ‌بود، آن را برداشته سردابی ظاهر شد که معلوم شد قبر مطهر ثامن الائمه و قبر هارون میانسرداب است‌. دیگر تصرفی نکردند غیر آن که روی قبر مطهر را چند میل آهن گذاشته و با بتون آرمه محکم نموده و سنگ مرمر که حجار باشی ساخته بود روی قبر گذاشته و ضریح را گذاشته و این در سنه 1352 قمری ( 1312 هجری شمسی ) بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ایضا در سنه 1379 ماه شعبان ( بهمن 1338 هجری شمسی ) تحت نظر عده‌ای از علما که یکی خود حقیر بود، تعمیرقبر مطهر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
( منبع : کتاب مکارم الاثار مرحوم حبیب آبادی )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اصلاح قبله ایرانیان'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، به دلیل احاطه بر علم هیئت ، در یکی از سفرهای خود به سرزمین وحی ، به پادشاه عربستان پیشنهاد کردند چون سالی دوبار خورشید دقیقا روی کعبه قرار می گیرد ، در آن زمان ، از رادیو اعلام کنند تا مردم ایران در هر نقطه ای هستند ، قبله صحیح راشناسایی کنند که پیشنهاد معظم له مورد استقبال قرار گرفت و به اجرا در آمد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پیشنهاد تعمیر قبور بقیع'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ، در ملاقاتی که پادشاه عربستان با ایشان داشت ، تعمیر قبور بقیع را خواستار شد که پادشاه به مقامات دینی و محلی ارجاع داد و آن ها به اعتبار بغض و عنادی که با اهل بیت علیهم السلام دارند ،این پیشنهاد را مسکوت و معلق گذاشتند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منش و سبک زندگی فقیه سبزواری==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''1.سادگی زندگی''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندگی خیلی ساده و بدون تشریفات بود . هیچ توجهی به وضع ظاهر حتی لباس خودنداشت . کمتر کسی به پای او جوراب می دید و در خصوص صرفه جوئی در بین طلاب ، قبای مرحوم فقیه سبزواری ضرب المثل بود زیرا معظم له هرقبائی را که می پوشیدند ،دیگر بیرون نمی آوردند مگر برای شستن و پس از شستشو ، باز آن را می پوشیدند و به همین نحو از آن استفاده میکردند تا وقتی که پاره می شد و به درد پوشیدن نمی خورد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری در تمام شئون زندگی ساده و عاری از هرگونه قیدی بود. در گفتار و رفتار، در خوراک و لباس، در برخورد و صحبت، در امور زندگی و خلاصه در همه چیز ساده بود و ساده زندگی می کرد. بعد از وفات مرحوم آقا که لباس ایشان را برای غسل دادن بدن شریفش بیرون آورده بودند ، مانند جد بزرگوارش امام حسین (ع) پیراهنش پاره بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس ایشان بدون تشریفات و در نهایت سادگی بود. صدر و ذیلی نداشت. در بین واردین چندان تفاوتی نبود هرکس در جای خود می نشست و هر که مایل بود حرکت می کرد. او می گفت شئون مادی و قیود دنیوی را کنار گذارید و به مضمون آیه شریفه : &amp;quot; يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ &amp;quot;   زیست می نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''2. معاشرت و ارتباطات اجتماعی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در معاشرت بسیار ساده و معمولی بود و در تماس با مردم، آن قدر عادی و خوش اخلاق بود که هرکس از هرطبقه، حتی خدمتگزاران منزل با وی خصوصی صحبت می کردند و مطالب و حاجت های خود را به راحتی بیان می کردند. هر حاجتمندی و گرفتاری به معظم له مراجعه می کرد و تقاضای خود را به راحتی مطرح می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درب منزل همیشه بر روی تمام طبقات باز بود و هیچ رادع و مانعی برای تماس با وی وجود نداشت. سخن های هر کس را با کمال دقت گوش می کرد و با روی خندان و چهره گشاده، حتی الامکان پاسخ مثبت می داد. وقت خود را دو قسمت کرده بود . اوقات بعد از ظهرها را صرف کارهای اجتماعی خارج از منزل و امور شخصی می کرد و ساعات قبل از ظهرها را در منزل جلوس می فرمودند و به کار و مراجعات مردم می رسیدند و مخصوصا بر کارهای مربوط به طلاب و حوزه علمیه که عده ای تحت نظر شخص ایشان به آن کارها رسیدگی می کردند ، نظارت می فرمودند از قبیل امور معافی و کارت تحصیلی .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''3. خدمت به مردم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری مرد کار و عمل بود. تنها به درس گفتن و نماز جماعت خواندن قناعت نمی کرد و به حدیث شریف نبوی : &amp;quot; «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.» کافى، ج 2، ص 164، ح 5.&amp;quot;  عملا معتقد و مومن بود و همیشه در فکر کار و زندگی مسلمانان بود. پیوسته در این فکر بود که از چه راهی به سود و صلاح مسلمین گامی بردارد و چگونه مشکلی را از مشکلات اجتماعی مردم برطرف کند. وی عقیده را برآن بود که روحانی باید در تمام امور مردم دخالت و نظارت کند و هرگز از اجتماع و مسائل مربوط به زندگی کناره گیری نکند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیة الله فقیه سبزواری، در طول حیات خود پیوسته به فکر مستمندان بودند و ملجأ و پناهی برای درماندگان و تهیدستان بوده و اکثر اوقات خود را صرف خدمت به آن ها می کردند. از جمله کمک های مالی مرحوم فقیه سبزواری می توان به موارد کمک به مستمندان در قحط سالی، تقسیم آذوقه زمستانی، کمک به بیمارستان مسلولین مشهد، تقسیم نان بین طلاب، تقسیم حقوق بین ائمه جماعت مشهد، پرداخت حقوق شاگردان حوزه درس و اجازه به طلاب فاضل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''4. خدمت به حوزه و طلاب'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری به طلاب و محصلین دینی بسیار علاقه داشته و آن ها را فرزندان خود می دانست و در رفع مشکلات آن ها حد اعلای کوشش را می کرد و همچون پدری مهربان، نسبت به آن ها ، با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد . محبوب القلوب حوزه علمیه بود و شاگردان مکتب جعفری ، فوق العاده به ایشان، علاقه و ارادت داشتند. صرف نظر از طلاب و اهل علم، کلیه طبقات ، به مرحوم فقیه ارادت می ورزیدند و به همین دلیل مردم بیش از هرکس در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند و از فیض ثواب جماعت برخوردار می شدند. در شمار اقدامات خیرخواهانه او باید از تهیه 2500 قطعه زمین و احداث صدها ها باب منزل برای طلاب در منطقه‌ای از شهر مشهد که اینک به نام '''«کوی طلاب»''' مشهور است، یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''5. وعظ و خطابه مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، در ماه مبارک رمضان هرسال در شبستانی که به نام خودشان ( شبستان سبزواری )در مسجد گوهرشاد معروف است ، منبر می رفتند که بنا به نقل حضرت حجة الاسلام حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری ( از فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و از مدرسین حوزه علمیه قم )که حاضر و ناظر در مجالس منبر مرحوم پدرشان بودند ، جمعیت کثیری از روحانیون و فضلاء و مجاوران و زائران اجتماع می کردند و حتی گاهی جای نشستن در نزدیکی های منبر خرید و فروش می شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''6. زهد و تقوای مرحوم فقیه سبزواری''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، واقعا مردی موفق و موید به تاییدات الهی بودند زیرا با تمام گرفتاری ها ئی که از جهات گوناگون داشتند ، هرشب هنگام سحر را درحرم مطهر حضرت رضا علیه السلام بسر می بردند . همیشه نیمه های شب بر می خاست و پس از تشرف و زیارت ، در بالای سر حضرت بیتوته می کردند و با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند و مناجات می کردند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری عمری را در خدمت به مسلمانان و طلاب و اهل علم سپری نمود و علاوه بر تدریس و اقامه جماعت ، پیوسته در کنار قبّه منوره و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، مشغول راز و نیاز و عبادت بود . قطعا چنین شخصی، مورد عنایت خداوند و توجهات خاصه پیامبر اکرم (ص) و دودمان پاک آن حضرت بوده و رابطه محکم و ناگسستنی با اهل البیت معصومین (ع)داشته است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''7 . کرامات مرحوم فقیه سبزواری'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری، به دلیل زهد و پارسایی و عزم راسخی که برای دوری از مظاهر فریبنده مادی و دنیایی داشت صاحب کراماتی بود که یکی از کرامت های ایشان باریدن باران پس از اقامه نماز باران توسط آن مرجع خدوم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''الف : اقامه نماز باران و بارش شدید'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خشکسالی های پی در پی ، کمیاب و گران شدن مایحتاج اولیه ، شیوع برخی بیماری ها و در مضیقه قرار گرفتن عموم مردم مشهد و اطراف مشهد ، خاصّه ، روستاییان و اقشار فقیر و ضعیف ، عده ای از کشاورزان در شبستان فقیه سبزواری ودر صحن مسجد گوهرشاد اجتماع می کنند و پس از اتمام جلسه تدریس مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( قَدَّس الله نَفسَهُ الزّکیة )،با وجود بزرگان دیگردر مشهد ،از مرحوم فقیه سبزواری درخواست اقامه نمازباران میکنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری، به اتّکای اخلاص و توکل عجیبی که داشت و به اعتبار اطلاعی که از نتیجه مطلوب کار داشت که خداوند کریم ، دعای او و اقتدا کنندگان به اورا خواهد پذیرفت و باران خواهد بارید ، بدون توجه به این نکته که اگر نماز خواند و باران نبارید ، آبرویش نزد مردم از بین خواهد رفت ، تقاضای مردم را برای اقامه نماز باران در همان مکان و در همان زمان می پذیرد و با اطلاع رسانی گسترده ، جمعیت زیادی از اقشار مختلف اجتماع می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(در خصوص ارتباط آبرو با اقامه نماز باران که ببارد یا نبارد ، مرحوم فقیه سبزواری ، با مرحوم آیة الله خوانساری در قم ، هم عقیده بوده است . ماجرا از این قرار است وقتی مرحوم آیة الله خوانساری حرکت می کنند برای رفتن به محل اقامه نماز باران ، عده ای مانع ایشان می شوند که اگر نماز را اقامه کردید و باران نیامد ، آبرویتان خواهد ریخت . مرحوم آیة لله خوانساری در پاسخ فرموده بودند اگر قرار است نزد خدوند کریم و بزرگوار ، آبرویی نداشته باشم ، آبروی نزد مردم را می خواهم چه کار ؟ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم فقیه سبزواری ،دستور می دهد منبر را در صحن مسجد گوهرشاد ، جایی که مقابل گنبد حضرت امام رضا علیه السلام باشد ،قرار دهند .آن مرجع بزرگوار ، پیش از اقامه نماز ، به منبر می روند و به ایراد سخنرانی می پردازند . با حالی پرشور و سرشار از اخلاص و سرشار از امید و توکل به خدا ، از مردم می خواهد همین جا و هم اکنون از گناهان خود توبه کنند و نیز ، از مردم می خواهد کسانی را که به شما ظلم کرده اند ، ببخشید و بعد ، قران خودش را روی دست بلندمی کند وقسم می خوردوخدارا به شهادت می طلبد که من از همه کسانی که به من ظلم کرده اند ،گذشتم واز همه راضی هستم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان سخنانش ، متوسل به کودک شیرخواره حضرت ابا عبدالله الحسین علیهماالسلام می شود و روضه حضرت علی اصغر علیه السلام را می خوانند و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا علیه السلام دعا می کنند و خدارا به حضرت علی اصغر علیه السلام قسم می دهند و اورا شفیع قرار می دهند که بر مردم رحم کند و باران رحمتش را نازل فرماید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهدان عینی و خصوصا حاج محمود فلاح که از کسبه متدین و سرشناس مشهد و از مریدان خاص مرحوم فقیه سبزواری بوده ، اظهار داشته اند که پس از اقامه نماز باران توسط مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، نزول رحمت الهی آغاز شد و باران شدیدی بارید که موجب رضایت عموم مردم خصوصا کشاورزان شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ب : اطلاع مرحوم فقیه سبزواری از زمان دقیق فوت خود'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین جلسه تدریس مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ، روز سه شنبه ، 11 بهمن ماه 1345 شمسی برابر با 20 ماه شوال سال 1386 هجری قمری در بیرونی منزل آن مرحوم برگزار می شود . در دقایق پایانی تدریس ،ناگهان مرحوم فقیه سبزواری ،کتاب رابرهم می زنند و می بندند و با ابتهاج و مسرّت ، می فرمایند :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;این آخرین درس من بود و دیگر شما ،مرا اینجا نخواهید دید &amp;quot; .طلاب و فضلای حاضر در آن مجلس ،تلخ ترین دقایق را تجربه می کنندچرا که با تحقق این پیش بینی ، پشتیبان و پدر و فریاد رس خودرا از دست خواهند داد . همه شاگردان و حضّار متأثّر می شوند و گریه می کنند و هر کدام ، فراخور حال خود ، از مرحوم فقیه سبزواری درخواست می کنند چنین صحبت هایی را نکنند اما ، مرحوم فقیه سبزواری ، ضمن دعوت شاگردان به آرامش ، قطعیت خبر خودرا اعلام و با آن ها ، بارویی گشاده و سرشاراز رضایت ،خدا حافظی می کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سر انجام،پیش نگری این عالم روشن ضمیر ، روزشنبه 15 بهمن 1345 هجری شمسی برابربا 24 ماه شوّال 1386 هجری قمری و شب شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تحقق پیدا می کند و حوزه علمیه خراسان ، مؤسّس و پشتیبان خودرا از دست می دهد و روح پاک و بلند این عالم خدمتگزار به مردم و طلاب و مردم مستأصل و مستضعف و بی پناه ،به عرش وملکوت پرواز می کند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وفات==&lt;br /&gt;
فقیه سبزواری روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍ . ق برابر با 15 بهمن 1345 ه‍ . ش در 77 سالگي رحلت نمود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاك سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون با توسعه حرم مطهر حضرت ثامن الحجج علیه السلام ، مزار ایشان در صحن شمالی و در جوار مقبره شیخ طبرسی در محوطه ای با صفا و گلکاری شده  واقع شده است . مرقد فقیه و فیلسوف بزرگ مرحوم آیـ الله حاج شیخ محمد تقی آملی نیز بنا به وصیت خودشان در کنار مرقد مرحوم فقیه سبزواری واقع شده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراموش نکنیم دوره چهل ساله ای که مرحوم فقیه سبزواری ، مرجعیت دینی و خدمت به حوزه علمیه و طلاب و فضلای خراسان و اقشار محروم و فقیر و آسیب پذیر آن خطّه و حتّی زوّار تهیدست را بعهده داشت ، از سخت ترین و سیاه ترین دوره های تاریخی ایران خصوصا خراسان و مشهد به شمار می رفته است که بررسی شرائط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و جغرافیایی ایران ، خاصّه خراسان و مشهد و مقایسه با دوره های پس از آن ، نیاز به پژوهش های همه جانبه دارد و پس از دسترسی به تمام زوایای تاریک اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران از سال 1300 شمسی تا سال 1345 شمسی ، به این واقعیت می رسیم که اگر عنایات خدای متعال و توجهات مستمراهل بیت معصومین (ع) خاصه حضرت رضا علیه السلام واجداد طاهرین (ع) مرحوم فقیه سبزواری و علم و متانت و توکل و توسل و اخلاص و همت بلند و زهد و تقوی و روحیه  مردمداری و سادگی آن &amp;quot; سلمان زمانه &amp;quot; نبود ، انجام این همه خدمت بی رنگ و ریا ، از کلیدداری ضریح مطهر امام رضا علیه السلام گرفته تا تأسیس مدرسه علمیه در کویته پاکستان و تلاش برای بازسازی قبور مطهر ائمه بقیع در حجاز ، از واگذاری دوهزار و پانصد قطعه زمین ( خدمتی بی سابقه در تاریخ حوزه های علمیه شیعه که اکنون شهر بزرگی بنام کوی طلاب شده ) ، از تدریس خارج فقه و اصول تا بنای دهها مسجد و مدرسه در نقاط مختلف ، از بنای درمانگاه و ساختن آرامستان در جوار حرم رضوی بنام باغ رضوان تا واگذاری صدها خانه به سیل زدگان و زلزله زدگان ، از دادن امید به همه ناامیدان با همان دست خالی اما چهره گشاده و همه و همه حرکات و سکنات و خلوت و جلوت و حضور و غیاب آن مرد بلند رتبه ، نتیجه عهد و پیمان او با خدای خویش است که توفیق خدمت به بندگانش را به او عنایت کند و خداوند هم اورا موفق داشت و زمانی مردم اورا دقیقا شناختند که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهمن سال 1345 شمسی یکی از سردترین ماهها و سال هادر مشهد بود .پس از اعلان رحلت آن فقیه وارسته ، تمام مشهد تعطیل شد و جمعیت زیادی زیر بارش برف و در سردترین دمای هوا به تشییع آمدند . واقعا ، تا چهلم رحلت مرحوم فقیه سبزواری ، مسجدی در مشهد نبود که اقدام به برگزاری مجلس ختم نکرده باشند . تمام دیوارهای رهگذارهای اصلی مشهد خصوصا خیابان های منتهی به فلکه حضرتی ، مملو از اعلامیه های ختم و تعزیه بود و با قاطعیت می توان ادعا کرد تمام مراجع و فقها و علمای بزرگوار خراسان در شهرهای محل سکونت خود در سطح کشور خصوصا استان خراسان و مشهد و تمام اقشار و اصناف مشهد واقعا سنگ تمام گذاشتند و شب و روز تا چهلم ، اکثر مساجد مشهد ، به برگزاری تعزیه و ختم مرحوم فقیه سبزواری اختصاص داشت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راز همه توفیقات مرحوم فقیه سبزواری ، علاوه بر این که فقیه و مرجع دینی طراز اول و برجسته ای بودو هم چنین به درک محضر بزرگان سامرا و نجف و دریافت اجازه اجتهاد نائل آمده بود ، مهم ترین رمز و راز محبوبیت او ، اخلاص و سادگی او بود . از دید او ، همه بنده خدا هستند و خداوند همه بندگان خودرا دوست دارد و نیز به بنده ای عنایت و توجه بیشتر دارد که تمام گام هایش ، در جهت حل مشکلات بندگان خدا باشد و به راستی ، مرحوم فقیه سبزواری ، به تنهایی و بدون تشریفات ، بار وظایف چند وزارتخانه را در عهد و دوره خود به نفع مردم به دوش می کشید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''هیهات ای یأتی الزمان بمثله'''&lt;br /&gt;
'''انّ الزمان بمثله لعقیم'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=18329 مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=133635 حسین سبزواری، تبیان]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://razavi.aqr.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?Object=NEWS&amp;amp;ID=b7bc1df3-81ff-4c21-93c1-b0992526bf40&amp;amp;WebPartID=7f023640-6755-42b6-9b89-76da0bf34777&amp;amp;CategoryID=1547fb3f-2195-49d4-87a7-d24133cb128b سایت زندگی رضوی، بخش سبک زندگی مشاهیر مدفون در حرم رضوی]، بازیابی: 9 مهر 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مکارم الاثار تألیف مرحوم معلم حبیب آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://thinker.irc.ir/thinker/index/show/+5594 مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://hozehkh.com/DefaultOld?entryID=9519  پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه خراسان ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://masoolin.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%B7%D8%A8%D8%B3%DB%8C   پرتال جامع مسئولین ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2357 دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کتاب مشاهير مدفون در حرم رضوي، ابراهيم زنگنه، ص 167.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.faghihsabzevari.blogfa.com/ وبلاگ زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار یا زندگی نامه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* انجمن مفاخر فرهنگی، اثرآفرینان، ج4، ص300.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* روایت مرحوم آیة الله فقیه سبزواری از قیام مسجد گوهرشاد به عنوان شاهد عینی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پایگاه خبری - تحلیلی قدس آنلاین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://qudsonline.ir/detail/News/58660&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صفحه 15 تا 18 مجله نگاه حوزه ، ویژه حوزه خراسان ، ضمیمه مجله حوزه ، شماره 18 – 17 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1375&lt;br /&gt;
اسوه های حوزه خراسان .  شمه ای از حیات معنوی حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( 1386 – 1309 هجری قمری ) ۱۳۴۵ -- ۱۲۷۱ شمسی &lt;br /&gt;
پژوهشگر : غلامرضا جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.irdc.ir/fa/content/4754/default.aspx مرکز اسناد انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/cca0667d7d-فقیه-سبزواری-عکس.pdf گزارش مجله &amp;quot; شهرآرا محله &amp;quot; از سابقه کوی طلاب مشهد ، یکی از یادگارهای بزرگ مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://dreamofiran.com/fa/tollab-district-in-mashhad-the-center-of-the-world/#more-1436 کوی طلاب مشهد، یادگاری ماندگار از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://upir.ir/aban93/حضرت-فقیه-سبزواری.doc دانلود مقاله استاد غلامرضا جلالی در مجله حوزه خراسان با عنوان شمه ای از حیات معنوی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202 مرحوم فقیه سبزواری ، پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت و همگامی با مرحوم آیة الله کاشانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C__l-p-0-1--456.aspx#_ftn24 آیة الله سید محمد - حسینی فیروز آبادی استاد مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D8%AA%D9%89__l-p-0-1--120.aspx استاد محمد تقی شریعتی از شاگردان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89-%D9%82%D8%B2%D9%88%D9%8A%D9%86%D9%89__l-p-0-1--197.aspx  حکیم قرانی مرحوم آیة الله شیخ مجتبی قزوینی از دوستان مرحوم فقیه سبزواری ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%D9%89-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%89__l-p-0-1--329.aspx#_ftn74 مرحوم آیة الله شیخ محمد تقی آملی مدفون در کنار مزار مرحوم فقیه سبزواری بنا به وصیت خودشان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://nbo.ir/fa-ir/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%8A%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%89__l-p-0-1--320.aspx آیة الله استاد کاظم مدیر شانه چی دارای اجازه اجتهاد از مرحوم فقیه سبزواری . گزینه زندگی تفصیلی استاد را ببینید ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/25711/167/text?q=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%20%20%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C%20%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C&amp;amp;score=1.1307919&amp;amp;rownumber=1 دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی / مجله بخارا / فروردین و اردیبهشت 1388 / صفحه 174 ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/204411/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1?q=%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%20%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;score=2.9741669&amp;amp;rownumber=2 مساجد و مدارس سبزوار / امین سید علینقی /مجله وحید / اسفند 1353 /شماره 135]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=2202  فتوای مرحوم فقیه سبزواری مبنی بر لزوم خلع ید از انگلیس در نهضت ملی شدن نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=893 حمایت مرحوم فقیه سبزواری از آیة الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=735 دفاع مرحوم فقیه سبزواری از نهضت نفت]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=15 مخالفت مرحوم فقیه سبزواری با مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=19752 مرحوم فقیه سبزواری مدافع نهضت نفت ، گفتگویی با حجة الاسلام حسینیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,30733A73584.html میرزا حسین فقیه سبزواری، پورتال اهل البیت (ع)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/aban93/عمری-پر-افتخار-،-زندگانی-مرحوم-آیة-الله-العظمی-حاج-میرزا-حسین-فقیه-سبزواری.pdf کتاب عمری پر افتخار، خاطرات زندگانی مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره)]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.varesoon.ir/pictures-of-shiite-clerics.html?func=detail&amp;amp;id=1251 26 تصویر و عکس از مرحوم فقیه سبزواری در نگارخانه علمای شیعه در پایگاه وارثون]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://faghihsabzevari.blogfa.com/8512.aspx?p=1 تصاویری از مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ویکی پدیا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327181817-3059-37.pdf زندگی نامه مرحوم آیة الله حاج میرزا حسن سیادتی پسر عموی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.negahmedia.ir/media/show_video/61778 پادکست مربوط به خلاصه زندگی مرحوم فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/files/7482749fafcec5c7176dee84b8046f71/Doc1++%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1+%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85++%D8%A2%DB%8C%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C+%D8%AD%D8%A7%D8%AC+%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87+%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C111++++%D9%BE%DB%8C+%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%81.compressed.pdf.html دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://upir.ir/khordad94/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84/-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-compressed.pdf لینک مستقیم دانلود کتاب &amp;quot; مختصر هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=a4ecf337bb037960952a3c982691d8a9 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری با فرمت pdf]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5a53bd52ed0ec7dcd245c81910325515 دانلود کتاب &amp;quot; عمری پر افتخار &amp;quot; ، زندگی نامه مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری  با فرمت docx ]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=ad823330b54e6b6fccf404702c3640af  دانلود کتاب &amp;quot; هدایة الانام &amp;quot; رساله مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/ صفحه مرحوم فقیه سبزواری در اینستاگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari کانال مرحوم فقیه سبزواری در تلگرام]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقیهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطیبان]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مجتهدین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اساتید و مدرسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : بانیان و مؤسسین حوزه های علمیه]]&lt;br /&gt;
[[رده : عالمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>فقیه</name></author>
		
	</entry>
</feed>