<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1</id>
	<title>دانشنامه‌ی اسلامی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.ahlolbait.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1"/>
	<updated>2026-04-27T12:38:38Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.32.0</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42880</id>
		<title>الگو:خوشنویسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42880"/>
		<updated>2014-09-14T11:50:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{| align=&amp;quot;center&amp;quot; border=&amp;quot;1&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;4&amp;quot; cellspacing=&amp;quot;0&amp;quot; class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align: ritgh; font-weight: normal; font-size: 100%; margin: auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-style=&amp;quot;background: rgb(255, 192, 111)&amp;quot;&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;3&amp;quot;|&amp;lt;center&amp;gt;'''خوشنویسی'''&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;2&amp;quot;|خط‌ها&lt;br /&gt;
| * [[خط کوفی|کوفی]] * [[خط بنایی|بنّایی]] * [[خط نسخ|نسخ]] * [[خط ثلث|ثلث]] * [[خط محقق|محقق]] * [[خط ریحان|ریحان]] * [[خط توقیع|توقیع]] * [[خط رقاع|رقاع]] * [[خط دیوانی|دیوانی]] * [[خط رقعه|رقعه]] * [[خط مغربی|مغربی]] * [[خط بیاض|بیاض]] * [[خط سیاه‌مشق|سیاه‌مشق]] * [[خط نستعلیق|نستعلیق]] * [[خط شکسته‌نستعلیق|شکسته‌نستعلیق]] * [[خط معلی|معلی]] * [[خط مرصع|مرصع]] * [[خط تعلیق|تعلیق]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;2&amp;quot;| [[:رده:خطاطان|خطاطان]]&lt;br /&gt;
| * [[ابن مقله]] * [[ابن بواب]] * [[یاقوت مستعصمی]] * [[میرعماد حسنی]] * [[احمد نیریزی|میرزا احمد نیریزی]] * [[عبدالمجید طالقانی|درویش عبدالمجید طالقانی]] * [[میرعلی تبریزی]] * [[میر علی هروی|میرعلی هروی]] * [[سلطان‌علی مشهدی]] * [[بایسنقر پسر شاهرخ|بایسنقر میرزا]] * [[علیرضا عباسی|علیرضا عباسی]] * [[میرزا غلامرضا اصفهانی]] * [[میرزا محمدرضا کلهر]] * [[عمادالکتاب]]&lt;br /&gt;
|}&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:خوشنویسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:الگوهای موضوعی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%82%D9%84%D9%87&amp;diff=42879</id>
		<title>ابن مقله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%82%D9%84%D9%87&amp;diff=42879"/>
		<updated>2014-09-14T11:16:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ابوعلي محمد بن علي بغدادي، اديب، خوشنويس، مبتكر و مبدع خطوط مختلف و وزير [[عباسيان]] در [[شوال]] 272 ق. در [[بغداد]] زاده شد؛ هر چند به نوشته برخي متأخران، اصل خاندان وي از بيضاي فارس بوده است. پدر او ابوالعباس علي‌ بن حسين، ملقب به مقله، خطي زيبا داشته و قرآني نوشته كه ابن‌ نديم آن را ديده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن مقله نزد كساني چون ابوالعباس ثَعْلَبْ و ابوبكر ابن دُريْد به كسب دانش پرداخت و در علوم ادبي تبحر يافت. وي در شانزده سالگي به دستگاه ابوعبدالله محمد بن داوود بن جرّاح راه يافت و به دبيري پرداخت، اما بعد از هشت ماه از ابن جراح جدا شد. ظاهراً نخستين سمت ديواني او گردآوري ماليات اراضي فارس بود و پس از چندي در دستگاه ابوالحسن علي‌ بن محمد بن فُرات سمت دبيري يافت و ابن فرات در حق وي بسيار نيكي كرد و افزون بر شغل دبيري مسئوليت‌هاي ديگري بر عهده او نهاد كه برايش منافعي دربر داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن مقله در نخستين دورة وزارت ابن فرات (296-299 ق.) سمت دبيري و رياست ديوان خاتم را بر عهده داشت و در دوره دوم وزارت او (304-306 ق)، جزو خواص دستگاه وي و عهده‌دار دبيري سيّده، مادر المقتدر گرديد. از آنجا كه وي به طمع وزارت در اين دوره با مخالفان ابن فرات همدست شده بود، پس از بركناري وي از سوي علي‌ بن عيسي كه در اين هنگام رياست ديوان‌ها را بر عهده داشت، به نظارت امور مالي ناحيه سواد انتخاب گرديد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چون در 311 ق. ابن فرات براي سومين بار به وزارت المقتدر رسيد، ابن مقله را دستگير و به‌ همراه همدستانش، نخست به بصره سپس به اهواز و بعد به شيراز تبعيد كرد. ابن مقله سرانجام در 312 ق. به شيراز رسيد و با آن كه ابن فرات به حاكم شيراز دستور قتل او را داده بود جان سالم به‌در برد، اما در عين حال اموال وي مصادره شد. در 314 ق، به‌ هنگام وزارت علي‌ بن عيسي، ابن مقله بار ديگر قدرت يافت، اما شغل رسمي پيدا نكرد. وي اخباري را از فردي به حاجب المقتدر مي‌داده و رضايت خاطر او و خليفه را فراهم مي‌آورده است و ظاهراً همين امر باعث شد، تا پس از بركناري علي‌ بن عيسي در 316 ق. به توصيه نصر حاجب، المقتدر او را به وزارت برگزيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستين دوره وزارت وي، دو سال‌ و چهار ماه به طول انجاميد و در سال 318 ق. از وزارت بركنار و زنداني شد و پس از مصادره اموالش بار ديگر به شيراز تبعيد گرديد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت المقتدر، ابن مقله دو نوبت ديگر به وزارت خلفاي عباسي رسيد. يك‌بار در زمان خلافت القاهر (320-321 ق) كه پس از بدست گرفتن زمام امور، سختگيري بسيار روا داشت و اموال مختلفي از مردم مصادره و آنان را دستگير كرد. بار ديگر نيز پس از به خلافت رسيدن الراضي‌بالله (322 ق) به فرمان او به وزارت منصوب شد و همان سياست گذشته را در مورد مخالفان در پيش گرفت. در سال 323 ق. به‌ دستور خليفه، براي فرونشاندن شورشِ ابومحمد حسن‌ بن عبدالله ناصرالدوله حمداني به موصل رفت اما تلاش وي براي سركوب مخالفان به جايي نرسيد و سرانجام مجبور به استعفا گرديد و در 324 ق. دستگير و زنداني شد. در زندان هم كه بود كوشيد تا نظر خليفه را تغيير دهد ولي توفيقي نيافت و چون بيم آن مي‌رفت كه با نوشته‌هايش موجب آشوب شود دست راست وي را بريدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن مقله در علوم و فنون مختلف دست داشت، از جمله در فن بلاغت، حفظ لغت، علم اِعراب و فنون شعر استاد بود. اشعار وي زيبا و مليح بود و توقيعات او بي‌مانند و بسيار زيبا شمرده شده است. بيشتر شهرت او در هنر خوشنويسي است. اختراع نوعي خط به نام &amp;quot;خط منسوب&amp;quot; كه بعدها به‌دست ابن بوّاب تكميل شد نيز به او يا برادرش ابوعبدالله حسن منسوب است. ابن نديم مرتبه كمال هنر خوشنويسي را مخصوص اين دو برادر دانسته است. ثعالبي نيز ضمن آن كه خط وي را نيكوترين خطوط دنيا و غيرقابل توصيف دانسته به نامه‌اي اشاره كرده كه در كليساي قسطنطنيه بوده و در جشن‌ها، آن را در حجره ويژه‌اي از حجره‌هاي [[عبادت]] به نمايش مي‌گذاشتند و از زيبايي و ملاحت آن در شگفت مي‌ماندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بيشتر كساني كه شرح حال وي را نوشته‌اند، او را نخستين مخترع و مبتكر رسم‌الخط بديع و شيوه جديد خط عربي دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او خط نسخ را در 310 ق. در زمان المقتدر عباسي و وزارت ابن فرات اختراع و وضع كرد كه به مناسبت سهولت در تحرير، ناسخ خطوط ديگر شد و از همين‌رو &amp;quot;نسخ&amp;quot; نام گرفت و از همان زمان در ممالك اسلامي شايع و رايج گرديد. ابن مقله هر يك از اين خطوط را براي نوشتن مطلبي مخصوص تعيين كرد و الف را مقياس اساسي حروف مي‌دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن مقله، اواخر عمر را در زندان الراضي‌بالله سپري كرد. به‌ سبب مكاتبات بسيار ابن مقله با افراد، اطرافيان الراضي از وي ايمن نبودند؛ به همين سبب زبانش را هم بريدند و به اين ترتيب زندگي پرتلاطم او پايان يافت (328 ق) و در [[بغداد]] به خاك سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار برجاي مانده از ابن مقله عبارتند از: رساله في علم‌الخط‌‌والقلم كه در دارالكتب موجود است؛ رساله في ميزان‌الخط كه در كتابخانه عطارين تونس نگهداري مي‌شود؛ مرقّعي از خطاطان مختلف كه در كتابخانه سلطنتي (سابق) در تهران موجود است. همچنين از وي چند نامه برجاي مانده كه در مآخذ از آنها ياد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [http://portal.nlai.ir/daka/Wiki%20Pages/%D8%A7%D8%A8%D9%86%20%D9%85%D9%82%D9%84%D9%87.aspx دائره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی، مدخل &amp;quot;ابن مقله&amp;quot; از علي رفيعي (دابا)؛ تلخيص نوري السادات شاهنگيان]، بازیابی: 7 مرداد 1392.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:ادیبان]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7_%D8%AB%D9%84%D8%AB&amp;diff=42878</id>
		<title>خط ثلث</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7_%D8%AB%D9%84%D8%AB&amp;diff=42878"/>
		<updated>2014-09-14T11:15:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: صفحه‌ای جدید حاوی 'بنا به قولی ، خط ثلث را ‌« ابوعلی بن مقله بیضاوی » ( همان ابن مقله که در مطلب خط ن...' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بنا به قولی ، خط ثلث را ‌« ابوعلی بن مقله بیضاوی » ( همان ابن مقله که در مطلب خط نسخ از او گفتیم )۱ ، در قرن سوم هجری ابداع کرده و بعد از آن « ابن بواب » انواع گوناگون ثلث تزیینی را ابداع کرد و اوست که زیبایی و ظرافت را به این خط اضافه کرده .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی می گویند داشتن 3/1 سطح (خطوط مستقیم) و 3/2 دور (خطوط انتهایی) در داخل کلمات آن هست. از هنرمندان ثلث نویس معاصر می‌توان افراد زیر را نام برد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-حامد آلامدی در ترکیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- هاشم محمد بغدای در عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- احمد نجفی زنجانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و 4- طاهر در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌الفبای کشیده و بلند و دوایر نسبتاً کم عمق و باز تو در تو نوشته شدن از خصوصیات این نوع خوشنویسی است. همین تو در تو نوشتن و سوار بر یکدیگر شدن کلمات باعث شده تا از درجه خوانایی آن کم ‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خط از لحاظ ظاهری بی شباهت به خط محقق نیست با این تفاوت که در این خط برخلاف محقق دور حروف بیشتر و اندازه آنها کوچکتر است. ریتمی که در اثر تکرار ضربه‌های عمودی و بلند حروف در این خط ایجاد می‌شود القاء کننده قدرت عظمت و بزرگی است. مهمترین کاربرد خط ثلث در کتیبه نویسی است خط ثلث دارای بار مذهبی نیرومندی می‌‌باشد و به همین لحاظ در دوره پس از انقلاب در آثار گرافیکی برای نوشتن آیات قرآن و ادعیه بکار می‌رود. همچنین در عناوین برخی مجله‌ها پشت جلد کتاب و طرح تمبر و … نیز بکار برده می‌شود. خط ثلث با ساختارى ایستا و موقر، بیشتر در تزئین کتاب‌ها و کتیبه‌ها به‌کار مى‌رفته است. انواع گوناگون ثلث تزئینى توسط ابن‌ مقله، ابن‌بواب و یاقوت ابداع شده که براى کتابت قرآن و دیگر کتب مذهبى بکار مى‌رفته است. ابن‌بواب زیبایى و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد. خط ثلث در ایران براى نوشتن عنوان سوره‌هاى قرآن کریم، پشت جلدنویسی، سرلوحه‌ها، و بخصوص در کتیبه‌ها و کاشى‌کارى‌ها بکار رفته‌است و هنوز نیز رایج است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطاطان خط «ثلث» را مادر خطوط گفته‌اند. ثلث خطی است که از کوفی استخراج شده و ابداع آن را به ‌ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی معروف به ابن مقله ‌که در قرن سوم هجری می‌‌زیسته است نسبت داده‌اند. یکی از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی آورده شده است داشتن ۱/۳ سطح (خطوط مستقیم) و ۲/۳ دور (خطوط انتهایی) در داخل کلمات آن می‌‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://www.anjomanke.com/index.php/detail.php?id=52 سایت انجمن خوشنویسان اصفهان]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خوشنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=42877</id>
		<title>خوشنویسی در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=42877"/>
		<updated>2014-09-14T10:55:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با ظهور اسلام‎ ‎و تلاش جهت زیبانویسی کلام الهی، هنرخوشنویسی در بین مسلمانان ارزشی ویژه پیدا نمود چنانچه برخی [[خوشنویسی]] را  شاخص‌ترین [[هنر]] در پهنه سرزمین‌های اسلامی دانسته اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پاکباز، روئین، دایره المعارف هنر، صفحه ۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; خطاطی‌ در بین مسلمانان در اشکال مختلف همچون كتیبه‌ نگاری‌، خوشنویسی‌ روی‌ بوم‌، كاغذ، سفال‌ و غیره‌ ظاهر گردیده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیارى از برگزیده‌ترین خوشنویسان، ایرانى بودند؛ آن‌گونه كه در میان انواع شیوه‌هاى خطاطى، دو شكل عمده آن یعنى نستعلیق و شكسته، از ابتكارات ایرانیان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ و تمدن اسلامى، علی اکبر ولایتی، ص107.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت خوشنویسی در اسلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظرگاه مسلمانان هنر خوشنویسی هنری مقدس است و با تهذیب‌ نفس‌ و طهارت‌ روح‌ ارتباطی نزدیک دارد. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «خط خوش باعث جلای روح و صفای باطن است». &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/81415 خوشنویسی؛ تزکیه و تعالی روح (گفتگو با عبدالرضا حسینی گرکانی خوشنویس)، مریم دسترنج، مجله کیهان فرهنگی، شماره 213]، بازیابی: 1 خرداد 1391.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خطوط اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطوط‌ اسلامی‌ رایج‌ در بین‌ ملل‌ اسلامی‌ رایج‌ است‌، عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* خط‌ نستعلیق‌ كه‌ عروس‌ خطوط‌ نام‌ گرفته‌ و شكسته‌ نستعلیق‌ كه‌ به‌ عنوان‌ خط‌ تحریری‌ ایران‌ بكار می‌رفته‌ است‌ و امروزه‌ به‌ زیباترین‌ شكل‌ ممكن‌، توسط‌ بزرگ‌ استاد خط‌ شكسته‌، یداله‌ كابلی‌ خوانساری‌ به‌ علاقه‌مندان‌ عرضه‌ می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* خط‌ ثلث‌ كه‌ ویژه‌ نگاشتن‌ كتیبه‌ بر سر درب‌ مساجد، تكایا و حسینیه‌ها و بعضاً نگارش‌ بخش هائی‌ از [[قرآن‌ كریم‌]] بوده‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* خط‌ نسخ‌ كه‌ مخصوص‌ نگارش‌ قرآن‌ كریم‌ بوده‌ و هست‌ و در میان‌ اكثر ملل‌ مسلمان‌ رایج‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط‌ رقعه‌ كه‌ خط‌ تحریری‌ زبان‌ عرب‌ به‌ شمار می‌آید، در كنار خط‌ دیوانی‌ كه‌ مخصوص‌ نگاشتن‌ عنوان ها، سرفصل ها و مقدمه‌ها در كشورهای‌ عربی‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط‌ كوفی‌ كه‌ انواع‌ و اقسام‌ آن‌ به‌ بیش‌ از صد نوع‌ می‌رسد و مادر خطوط‌ نام‌ گرفته‌ و اقسام‌ شش‌ گانه: ثلث‌، نسخ‌، محقق‌، ریحان‌، رقاع‌ و توقیع‌ از آن‌ استخراج‌ می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.khoshnevisi.blogfa.com/post-15.aspx تأملی‌ بر هنر خوشنویسی‌ در جهت‌ انتقال‌ فرهنگ‌ اسلامی‌، غلامرضا راهپیما]، بازیابی: 1 خرداد 1391.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خوشنویسی در ایران اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اصلی تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام به عهده ایرانیان بوده است و ایرانیان رفته رفته سبک و شیوه های ویژه خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هر چند این شیوه ها و قلم های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، [[افغانستان]]، [[پاکستان]] و [[هند]] می باشد. در این منطقه خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای ظرایف زیبایی خاصی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ایران فتح شده توسط مسلمانان، خطاطی به شیوه نسخ وجود داشت. با حمایت های [[ابوبکر بن سعد زنگی]] (حاکم فارس در زمان [[سعدی]])، ده ها نسخه [[قرآن]] به نگارش درآمد. در زمان حکومت ایلخانان به دلیل نفوذ هنر چین و تسلط مغول ها بر ایران صفحات کتب برای اولین بار تزئین شدند و هنز تذهیب شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[تیموریان]] در ایران [[میرعلی تبریزی]] با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را ابداع کرد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.ido.ir/a.aspx?a=1390101402 اوج هنر خوشنویسی اسلامی، غزال حسین زاده، سایت سازمان تبلیغات اسلامی]، بازیابی: 1 خرداد 1391.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خوشنویسى در عصر [[صفوى]] به كمال خود رسید. خوشنویسان این عصر، اغلب كتاب‌ها را با تذهیب‌ها و نقش‌هاى دل‌انگیز مى‌آراستند. انواع خطوط در این دوره، نمونه‌هاى برجسته‌اى دارد كه در تاریخ خطوط دوره اسلامى داراى اهمیت بسیار است. خوشنویسان زیادى در این دوره مى‌زیسته‌اند كه شهیرترین آنها [[میرعماد]]، علیرضا عباسى تبریزى و ملاعبدالباقى تبریزى است. آثار اغلب این خوشنویسان در كتیبه‌هاى مختلف این دوره هنوز باقى است.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام، زهرا اسلامی فرد، دفتر نشر معارف‌، قم‌، 1389، چاپ اول‌، ص155 به نقل از على‌اصغر حلبى، تاریخ تمدن اسلام (بررسى‌هایى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى)، ص354.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:هنرهای اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوشنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=42876</id>
		<title>توسل به اهل بیت علیهم السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=42876"/>
		<updated>2014-09-14T10:49:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توسل عبارت است از وسیله جستن جهت تقرب به خداوند متعال كه در [[قرآن كریم]] بدان امر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره مائده]]/ 35. &amp;lt;/ref&amp;gt; وسیله، چیزى است كه متوسل شونده با آن به مقصود خود دست مى‌یابد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انواع وسیله==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه كه موجب تقرب بنده به خداوند گردد - كه در قرآن‌ از آن به «باب» نیز تعبیر شده است «و أتوا البیوت من أبوابها»&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره بقره]]/ 189. &amp;lt;/ref&amp;gt; - وسیله شمرده مى‌شود؛ از اعمال صالح گرفته تا اسماء الهى، معصومان علیهم‌السلام، عالمان ربّانى، مؤمنان كامل و آنچه نزد خداوند داراى قداست و عظمت است مانند قرآن كریم و تربت [[سیدالشهدا]] علیه‌السلام.&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر الصافى، ج2، ص33. &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایگاه توسل در قرآن و روایات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توسل به آنچه كه از نظر شرع یا عقل موجب تقرب به خداوند مى‌گردد - به ویژه توسل به [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و [[ائمه اطهار]] علیهم‌السلام به خصوص [[امام زمان]] عجل الله تعالى فرجه الشریف - امرى مطلوب و مستحب&amp;lt;ref&amp;gt; كشف الغطاء، ج3، ص500. &amp;lt;/ref&amp;gt; و مورد توصیه قرآن كریم است.&amp;lt;ref&amp;gt; سوره مائده/ 35؛ سوره بقره/ 189. &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات رسیده از ائمه علیهم‌السلام آمده است: مراد از «وسیله» در آیه شریفه {{متن قرآن|«وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره مائده/ 35. &amp;lt;/ref&amp;gt; ما هستیم&amp;lt;ref&amp;gt; دلائل الإمامة/ 114. &amp;lt;/ref&amp;gt; و ماییم «ابواب» خداوند&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر عیاشى، ج1، ص86. &amp;lt;/ref&amp;gt; و ماییم اسماء حسناى الهى كه خداوند به بندگانش امر كرده&amp;lt;ref&amp;gt; [[سوره اعراف]]/ 180؛ [[سوره اسراء]]/ 110. &amp;lt;/ref&amp;gt; او را بدان‌ها بخوانند.&amp;lt;ref&amp;gt; تفسیر عیاشى ج2، ص42.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مشروعیت توسل==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا پيش از ابن تيميه(م.728ق.) توسل وارد ميدان بحث و گفت‌وگوي جدي علمي نشده بود و بابي با نام توسل در كتاب‌هاي كلامي يا حديثي و يا در ضمن رديه‌ها يافت نمي‌گشت. توسل به دستاويزها براي رسيدن به اهداف مادّي يا معنوي، امري مطلوب و حتي ضروري از ديدگاه فطري و عقلايي به شمار مي‌رود كه در اصل مشروعيت و جواز آن، ترديدي وجود نداشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن تيميه و پيروان وي، موسوم به سلفيه، به طور جدي به نقد توسل پرداخته و گونه‌هايي از آن را نامشروع، بدعت و همراه شرك دانسته‌اند. آنان توسل را يا به واسطه اعمال و رفتار نيك افراد مي‌دانند و يا به معناي واسطه نهادن شخصي ديگر كه در اين صورت، نقش آن شخص تنها در حد دعاي خيري است كه به درگاه خدا انجام مي‌دهد و يا آن شخص، خود، واسطه ميان خدا و بندگان قرار مي‌گيرد. البته توسل به اين شخص نيز دو حالت دارد؛ گاه در زمان حيات او و گاه پس از مرگ وي صورت مي‌گيرد.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
ابن تيميه در رساله‌اي با عنوان قاعدة جليلة في التوسل و الوسيله بر پايه همين تقسيم‌بندي، از دو‌گونه توسل مشروع و نامشروع ياد مي‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt; نك: قاعدة جليله، ص87، 123-127؛ نك: دقائق التفسير، ج2، ص47-48. &amp;lt;/ref&amp;gt; گونه اول آن است كه ايمان و رفتار صالح، واسطه تقرب به خدا قرار گيرد يا آن‌كه كسي از پيامبر (ص) يا هر بنده ديگر در هنگام زندگاني وي و در حال حضورش درخواست دعاي خير كند. اين نيز تنها در صورتي ممكن است كه آن فرد خود اهل ايمان باشد؛ و گر نه، دعاي پيامبر (ص) و ديگران براي غير مؤمنان سودي ندارد. نيز سوگند دادن خدا به پيامبر (ص) و واسطه نهادن مقام و منزلت پيامبر (ص) در طلب حاجت از خدا، بدعت و نامشروع شمرده شده است. پس توسل به ذات پيامبر (ص) و ديگران در هيچ حال جايز نيست و بدعت شمرده مي‌شود. درخواست دعاي خير از ايشان نيز تنها هنگام زندگاني رسول خدا (ص) و به طور مستقيم و رودررو، در زمره سنت صحابه بوده و جز اين، بدعت قلمداد مي‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt; نك: تحفة الاحوذي، ج10، ص25-28؛ المنار، ج6، ص370-377؛ ج11، ص6-7. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن تيميه بر مبناي اين نگرش، به نقد و تأويل رواياتي پرداخته كه از توسل اصحاب پيامبر (ص) به ايشان حكايت مي‌كنند و در همه موارد مي‌كوشد كه توسل را تنها به همان دو معناي مشروع نخست بازگرداند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
نگرش ابن تيميه در نقد توسل را عموم دانشمندان مذاهب اسلامي انكار نموده و رديه‌هاي متعدد در اين زمينه نگاشته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt; نك: شفاء السقام، ص245-320؛ وفاء الوفاء، ج4، ص193-199؛ نك: شواهد الحق، ص137-142. &amp;lt;/ref&amp;gt; بيشتر اين رديه‌ها به تحليل ماهيت رفتار افراد در توسل به صالحان و نيكان و رد اتهام شرك پرداخته‌اند و به آيه 35 مائده/5 و نيز آياتي كه از استغفار پيامبر براي مؤمنان ياد مي‌كند (براي نمونه: يوسف/12، 97-98؛ منافقون/63، 5) و رواياتي كه از توسل صحابه به پيامبر (ص) در زندگاني و پس از مرگ ايشان حكايت دارند &amp;lt;ref&amp;gt; نك: المعجم الصغير، ج1، ص3؛ مجمع الزوائد، ج2،&lt;br /&gt;
ص279. &amp;lt;/ref&amp;gt;، استناد مي‌كنند. براي نمونه، مردي نابينا به سفارش پيامبر (ص) با توسل به ايشان بينايي خود را بازيافت.&amp;lt;ref&amp;gt; مجموع الفتاوي، ج1، ص105؛ وفاء الوفاء، ج4، ص194؛ ارغام المبتدع، ص17. &amp;lt;/ref&amp;gt;همچنين بر پايه دعايي از پيامبر (ص)، توسل به مقام و منزلت صالحان روا شمرده شده است. &amp;lt;ref&amp;gt; نك: مسند احمد، ج3، ص21؛ سنن ابن ماجه، ج1، ص256. &amp;lt;/ref&amp;gt;گاه نيز از توسل افراد متعدد به پيامبر (ص) با تعابيري چون «بحق نبيك» در حضور يا غياب ايشان ياد شده است. عدم نهي پيامبر (ص) از اين كار و انجام آن از سوي چهره‌هاي پذيرفته اهل سنت، دليلي ديگر بر اعتبار اين رفتار به شمار مي‌رود.&amp;lt;ref&amp;gt; نك: حلية الاولياء، ج3، ص121؛ المعجم الكبير، ج24، ص351. &amp;lt;/ref&amp;gt; توسل به پيامبران: نيز در روايات گزارش شده است&amp;lt;ref&amp;gt; شفاء السقام، ص393؛ تحفة الاحوذي، ج1، ص25. &amp;lt;/ref&amp;gt;؛ چنان‌كه خود پيامبر (ص) هنگام دفن فاطمه بنت اسد، با توسل به پيامبران پيشين براي او آمرزش خواست.&amp;lt;ref&amp;gt; نك: وفاء الوفاء، ج3، ص87-88؛ ج4، ص195. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
در سيره اصحاب پيامبر (ص) و تابعين و صالحان نيز موارد متعدد از توسل به چشم مي‌خورد كه بر پسنديده بودن اين رفتار نزد ايشان دلالت دارد.&amp;lt;ref&amp;gt; الغدير، ج5، ص142-146؛ معالم‌المدرستين، ج1، ص38-39. &amp;lt;/ref&amp;gt;براي نمونه، عمر در مراسم طلب باران، به عموي پيامبر (ص)، عباس بن عبدالمطلب، توسل جست.&amp;lt;ref&amp;gt; صحيح البخاري، ج2، ص16؛ فتح الباري، ج2، ص411-412؛ وفاء الوفاء، ج4، ص196. &amp;lt;/ref&amp;gt; در گزارشي، از توسل مردي عرب به ابوبكر ياد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt; الغدير، ج7، ص239-240؛ مستدرك سفينة البحار، ج9، ص244. &amp;lt;/ref&amp;gt;بلال بن حارث براي طلب باران به رسول خدا (ص) متوسل گشت.&amp;lt;ref&amp;gt; وفاء الوفاء، ج4، ص195. &amp;lt;/ref&amp;gt; مالك بن انس در گفت‌وگو با منصور دوانيقي، چگونگي زيارت پيامبر (ص) و توسل به ايشان را به او آموخت.&amp;lt;ref&amp;gt; وفاء الوفاء، ج4، ص196-197؛ شفاء السقام، ص163؛ البشارة و الاتحاف، ص51. &amp;lt;/ref&amp;gt; در برخي اشعار شافعي، به صراحت از خاندان پيامبر (ص) به عنوان وسيله تقرب به خداوند ياد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt; الصواعق المحرقه، ص180. &amp;lt;/ref&amp;gt;نيز از توسل امام احمد حنبل به امام شافعي و توسل مردم مغرب به امام مالك مي‌توان ياد كرد.&amp;lt;ref&amp;gt; الغدير، ج5، ص194. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
در منابع روايي تفسيري، به نمونه‌هاي متعدد از توسل در دوره پيش از اسلام اشاره شده كه پيامبران و چهره‌هاي معتبر ديگر انجام داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt; شفاء السقام، ص296-297؛ الفصول المهمه، ج1، ص24. &amp;lt;/ref&amp;gt;از آن جمله، تلقي كلمات در آيه 37 بقره/2 به آشنايي وي با پيامبر (ص) و اهل بيت او و توسل به ايشان تفسير شده كه پس از آن، توبه وي پذيرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt; التبيان، ج1، ص169؛ تفسير ثعلبي، ج1، ص184؛ الدر المنثور، ج1، ص59-60. &amp;lt;/ref&amp;gt; نيز توسل نوح، ابراهيم، موسي: وفرزندان يعقوب (ع) به پيامبر (ص) و توسل يوسف (ع) به حرمت پدرانش و اهل حرم&amp;lt;ref&amp;gt;  مستدرك سفينة البحار، ج2، ص301-302. &amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش شده است. عبدالمطلب و ابوطالب نيز در دو رخداد جدا‌گانه، هنگام استسقاء، پيامبر (ص) را به عنوان وسيله به درگاه خداوند ياد كردند و به ايشان توسل جستند. &amp;lt;ref&amp;gt; فتح الباري، ج2، ص412؛ السيرة الحلبيه، ج1، ص189-191؛ ج3، ص268ـ270؛ شرح نهج البلاغه، ج14، ص80. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
اين روايات به رغم ترديد برخي از سلفيان معاصر چون رشيد رضا در درستي آن‌ها، از تواتر معنوي برخوردارند و اعتبار شرعي اصل انديشه توسل را به اثبات مي‌رسانند.&amp;lt;ref&amp;gt; التوسل، ص85؛ آيين وهابيت، ص147-149. &amp;lt;/ref&amp;gt; از اين رو، دانشوران مذاهب اسلامي پس ازابن تيميه به نقد مفصل انديشه وي در اين موضوع پرداخته‌اند. براي نمونه، سبكي شافعي (م.746ق.) بابي جدا‌گانه را در كتاب شفاء السقام به موضوع توسل به پيامبر (ص) اختصاص داده و از رواج و اعتبار فراگير آن تا پيش ازابن تيميه ياد كرده و وي را نخستين كسي دانسته كه در درستي اين امر ترديد ورزيده است.&amp;lt;ref&amp;gt; شفاء السقام، ص294-296؛ حاشية رد المحتار، ج6، ص716؛ فيض القدير، ج2، ص170. &amp;lt;/ref&amp;gt;آن گاه در اثبات درستي توسل به پيامبر (ص)، به ذكر شماري گسترده از روايات پرداخته و آن‌ها را در تقسيمي مبتكرانه در سه بخش پيش از رسول خدا، در مدت زندگي ايشان و پس از وفات ايشان دسته‌بندي كرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;  شفاء السقام، ص161-168 &amp;lt;/ref&amp;gt; در تقسيم ديگر از جهت مفهومي، توسل به معناي طلب حاجت از خداوند با واسطه نهادن شخصي مبارك يا طلب دعا از فردي محترم و يا درخواست از پيامبر (ص) براي شفاعت نزد خداوند جهت برآورده شدن حاجت، تقسيم شده و در هر بخش نيز به احاديثي استناد گشته است.&amp;lt;ref&amp;gt; شفاء السقام، ص163، 169، 174. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
افزون بر اين همه، از ديدگاه تحليل مفهومي مي‌توان گفت كه ماهيت توسل با زنده و مرده بودن تفاوت نمي‌يابد و لازمه پذيرش توسل به زنده، پذيرفتن توسل به مرده نيز هست. حداكثر مي‌توان گفت كه توسل به مرده بي‌فايده است، نه آن‌كه موجب شرك باشد. بسياري از فقيهان اهل سنت نه تنها توسل به صالحان و نيكان را جايز شمرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt; مواهب الجليل، ج4، ص406؛ حاشية رد المحتار، ج6، ص716؛ الانصاف، ج2، ص456. &amp;lt;/ref&amp;gt;؛ بلكه برخي آن را مستحب هم دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt; الانصاف، ج2، ص456. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
گفت‌وگو در باره توسل در سده‌هاي اخير در پرتو رشد وهابيت، بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و بازار رديه‌نويسي از هر دو سو بسيار گرم شد.&amp;lt;ref&amp;gt; نك: كشف الارتياب، ص241-344؛ نك: دعاوي المناوئين، ص241-277. &amp;lt;/ref&amp;gt; در اين ميان، سلطه وهابيت بر مكان‌هاي مقدس اسلامي در دوره اخير و سختگيري آنان بر زائران شيعي و ايراني براي توسل به مزارهاي مقدس، انگيزه‌اي ويژه براي نقد ديدگاه وهابيت در موضوع توسل گشته است. در مجموع منابع نقد وهابيت، بحث توسل از عناوين اصلي است كه در آن به اثبات نادرستي ديدگاه وهابيان پرداخته شده است.&amp;lt;ref&amp;gt; نك: «الصواعق الالهيه»؛ نك: التوسل بالنبي و جهلة الوهابيين؛ نك: الرد علي الوهابيه. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*جمعى از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جلد ‌2، ص 663.&lt;br /&gt;
*[http://hajj.ir/99/6025 سایت حج]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''مشخصات منابع سایت حج:'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيين وهابيت:سبحاني، قم، انتشارات اسلامي، 1364ش؛ارغام المبتدع الغبي بجواز التوسل بالنبي(ص):الحافظ بن الصديق المغربي، به كوشش السقاف، عمان، دار الامام النووي، 1412ق؛الانصاف في معرفة الراجح من الخلاف:المرداوي (م.885ق.)، به كوشش محمد حامد، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1377ق؛البداية و النهايه:ابن كثير (م.774ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1408ق؛البشارة و الاتحاف:حسن بن علي السقاف، اردن، دار الامام النووي، 1413ق؛التبيان:الطوسي (م.460ق.)، به كوشش العاملي، بيروت، دار احياء التراث العربي؛تحفة الاحوذي:المبارك فوري (م.1353ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1410ق؛التفسير الكبير:الفخر الرازي (م.606ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1421ق؛تفسير ثعلبي (الكشف و البيان):الثعلبي (م.427ق.)، به كوشش ابن عاشور، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1422ق؛التوسل المشروع و التوسل الممنوع:محمد رشيد بن علي رضا، مصر، وزارة الاوقاف السعوديه؛التوسل بالنبي(ص)و جهلة الوهابيين:ابوحامد بن مرزوق، استانبول، مكتبة اشيق، 1396ق؛التوسل:السبحاني، بيروت، الدار الاسلاميه، 1412ق؛جامع البيان:الطبري (م.310ق.)، به كوشش صدقي جميل، بيروت، دار الفكر، 1415ق؛حاشية رد المحتار:ابن عابدين (م.1252ق.)، بيروت، دار الفكر، 1415ق؛حلية الاولياء:ابونعيم الاصفهاني (م.430ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1405ق؛دائرة المعارف قرآن كريم:مركز فرهنگ و معارف قرآن، قم، بوستان كتاب، 1386ش؛الدر المنثور:السيوطي (م.911ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1365ق؛دعاوي المناوئين لدعوة الشيخ محمد بن عبدالوهاب: عبدالعزيز بن محمد، رياض، دار الوطن، 1412ق؛دقائق التفسير:ابن التيميه (م.728ق.)، به كوشش محمد السيد، دمشق، مؤسسة علوم القرآن، 1404ق؛الرد علي الوهابيه:محمد جواد البلاغي (م.1328ق.)، به كوشش الحكيم، قم، آل البيت؛رفع المناره:محمود سعيد ممدوح، عمان، دار الامام النووي، 1416ق؛روح المعاني:الآلوسي (م.1270ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي؛سنن ابن ماجه:ابن ماجه (م.275ق.)، به كوشش محمد فؤاد، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1395ق؛السيرة الحلبيه:الحلبي (م.1044ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1400ق؛شرح نهج البلاغه:ابن ابي‌الحديد (م.656ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، دار احياء الكتب العربيه، 1378ق؛شفاء السقام:تقي الدين السبكي (م.756ق.)، به كوشش الحسيني الجلالي، 1419ق؛شواهد الحق:يوسف النبهاني (م.1350ق.)؛الصحاح:الجوهري (م.393ق.)، به كوشش العطار، بيروت، دار العلم للملايين، 1407ق؛صحيح البخاري:البخاري (م.256ق.)، بيروت، دار الفكر، 1401ق؛الصواعق الالهيه:سليمان بن عبدالوهاب النجدي، مركز الابحاث العقائديه؛الصواعق المحرقه:احمد بن حجر الهيتمي (م.974ق.)، به كوشش عبدالرحمن و كامل محمد، لبنان، الرساله، 1417ق؛عمدة القاري:العيني (م.855ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي؛الغدير:الاميني (م.1390ق.)، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1366ش؛فتح الباري:ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛الفصول المهمة في اصول الائمه::الحر العاملي (م.1104ق.)، به كوشش قائيني، قم، معارف اسلامي امام رضا (ع)، 1418ق؛فيض القدير:المناوي (م.1031ق.)، به كوشش احمد عبدالسلام، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛قاعدة جليلة في التوسل و الوسيله:ابن تيميه(م.728ق.)، به كوشش عمير المدخلي، عجمان، مكتبة الفرقان، 1422ق؛القاموس المحيط:الفيروزآبادي (م.817ق.)، بيروت، دار العلم؛قواعد الاحكام:العلامة الحلي (م.726ق.)، قم، النشر الاسلامي، 1413ق؛كشف الارتياب:سيد محسن الامين (م.1371ق.)، به كوشش امين، مكتبة الحريس، 1382ق؛كشف الاسرار:ميبدي (م.520ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، 1361ش؛لسان العرب:ابن منظور (م.711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق؛مجمع البيان:الطبرسي (م.548ق.)، به كوشش گروهي از علما، بيروت، اعلمي، 1415ق؛مجمع الزوائد:الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛مجموع الفتاوي:ابن تيميه&lt;br /&gt;
(م.728ق.)، به كوشش عبدالرحمن، مكتبة ابن تيميه؛مستدرك سفينة البحار:علي نمازي شاهرودي (م.1405ق.)، به كوشش نمازي، قم، نشر اسلامي، 1419ق؛مسند احمد: احمد بن حنبل (م.241ق.)، بيروت، دار صادر؛المعجم الصغير:الطبراني (م.360ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه؛معجم الفروق اللغويه:ابوهلال العسكري (م.395ق.)، قم، انتشارات اسلامي، 1412ق؛المعجم الكبير:الطبراني (م.360ق.)، به كوشش حمدي عبدالمجيد، دار احياء التراث العربي، 1405ق؛معجم مقاييس اللغه:ابن فارس (م.395ق.)، به كوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبليغات، 1404ق؛المنار:رشيد رضا (م.1354ق.)، مصر، الهيئة المصريه، 1990م؛مواهب الرحمن:سيد عبدالاعلي السبزواري، دفتر آية الله سبزواري، 1414ق؛الميزان:الطباطبائي (م.1402ق.)، بيروت، اعلمي، 1393ق؛النهايه:مبارك ابن اثير (م.606ق.)، به كوشش الزاوي و الطناحي، قم، اسماعيليان، 1367ش؛وسيلة الاسلام بالنبي(ص):احمد بن الخطيب ابن قنفذ (م.810ق.)، به كوشش المحامي، بيروت، دار الغرب الاسلامي، 1404ق؛وفاء الوفاء:السمهودي (م.911ق.)، به كوشش خالد عبدالغني، بيروت، دار الكتب العلميه، 2006م.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوندها==&lt;br /&gt;
*[http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&amp;amp;id=15 پاسخ به شبهات توسل،  سيد محمد حسيني قزويني، سایت مرکز تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)]&lt;br /&gt;
*[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=41944 توسل، سایت پژوهه]&lt;br /&gt;
*[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=38000 توسل در اسلام، سایت پژوهه]&lt;br /&gt;
* توسل، دائره المعارف بزرگ اسلامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:واژگان قرآنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعتقادات]]&lt;br /&gt;
[[رده:احکام عبادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C&amp;diff=42875</id>
		<title>میرعماد حسنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C&amp;diff=42875"/>
		<updated>2014-09-14T10:39:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فرزند سید ابراهیم حسنى حسینى سیفى قزوینى، ملقب به عمادالملك. ادیب شاعر خطاط مشهور وى از جمله كسانى است كه خط را فقط به خاطر هنر دوست مى‌داشته و براى دست یافتن به آن نهایت كوشش را مبذول داشته، در لطافت قلم و قدرت دست و خوش سلیقگى و حسن تركیب كلمات و دیگر محسنات خط، مهارت و استادى داشته به طورى كه خط او ضرب‌المثل شده و خط هر كس را كه بخواهند تعریف كنند. مى‌گویند: مثل خط میر مى‌نویسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از زمان او تاكنون خط احدى به پایه‌ى او نرسیده است. میر در نوشتن خط نستعلیق خفى و جلى اعجاز مى‌نموده و نسبت به بزرگان بى‌نهایت بى‌اعتنا بوده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدفن او را برخى در بقعه‌ى جنب مسجد تكیه‌ى ظلمات مى‌دانند و در كتاب خط و خطاطان گوید: در قبرستان مرزغان حوالى محله‌ى طوقچى مدفون گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تولد میر، را در حدود 961 و كشته شدنش را در شب جمعه سال 1024 مى‌نویسند. وى صاحب دیوان اشعار است و كتابى به نام «آداب المشق» به نام او به چاپ رسیده است. پدر و جدش در دستگاه صفویه منصب كتابدارى داشته و جدش میرحسین على از كتاب و نویسندگان و ساكن قزوین بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42874</id>
		<title>الگو:خوشنویسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42874"/>
		<updated>2014-09-14T10:37:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{| align=&amp;quot;center&amp;quot; border=&amp;quot;1&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;4&amp;quot; cellspacing=&amp;quot;0&amp;quot; class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align: ritgh; font-weight: normal; font-size: 100%; margin: auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-style=&amp;quot;background: rgb(255, 192, 111)&amp;quot;&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;3&amp;quot;|&amp;lt;center&amp;gt;'''خوشنویسی'''&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|rowspan=&amp;quot;2&amp;quot;|خط‌ها&lt;br /&gt;
|کتابت&lt;br /&gt;
| * [[خط کوفی|کوفی]] * [[خط بنایی|بنّایی]] * [[خطوط ششگانه]] ([[خط نسخ|نسخ]] * [[خط ثلث|ثلث]] * [[خط محقق|محقق]] * [[خط ریحان|ریحان]] * [[خط توقیع|توقیع]] * [[خط رقاع|رقاع]]) * [[خط دیوانی|دیوانی]] * [[خط رقعه|رقعه]] * [[خط مغربی|مغربی]] * [[خطوط تفننی]] * [[خط غبار|غبار]] * [[خط طغرا|طغرا]] * [[خط سینی|سینی]] * [[خط سیاق|سیاق]] * [[خط فارسی]] * [[خط بیاض|بیاض]] * [[خط سیاه‌مشق|سیاه‌مشق]] * [[خط متنی|متنی]] * [[خط مسلسل|مسلسل]] * [[خط منثور|منثور]] * [[خط ناخنی|ناخنی]] * [[خط وشی|وشی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|خوش‌نویسی&lt;br /&gt;
| * [[خط نستعلیق|نستعلیق]] * [[خط شکسته‌نستعلیق|شکسته‌نستعلیق]] * [[خط معلی|معلی]] * [[خط مرصع|مرصع]] * [[خط توأمان]] * [[خط تعلیق|تعلیق]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;2&amp;quot;| [[:رده:خطاطان|خطاطان]]&lt;br /&gt;
| * [[ابن مقله]] * [[ابن بواب]] * [[یاقوت مستعصمی]] * [[میرعماد حسنی]] * [[احمد نیریزی|میرزا احمد نیریزی]] * [[عبدالمجید طالقانی|درویش عبدالمجید طالقانی]] * [[میرعلی تبریزی]] * [[میر علی هروی|میرعلی هروی]] * [[سلطان‌علی مشهدی]] * [[بایسنقر پسر شاهرخ|بایسنقر میرزا]] * [[علیرضا عباسی|علیرضا عباسی]] * [[میرزا غلامرضا اصفهانی]] * [[میرزا محمدرضا کلهر]] * [[عمادالکتاب]]&lt;br /&gt;
|}&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:خوشنویسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:الگوهای موضوعی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%86&amp;diff=42873</id>
		<title>شیخ محمدرضا حسام الواعظین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%86&amp;diff=42873"/>
		<updated>2014-09-14T10:30:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شيخ محمّدرضا حسام‌‌الواعظين فرزند محمّدعلى واعظ معروف به علاقه‌بند. متوفّى ۱۳۸۱  ق. واعظ اديب، شاعر خطّاط. وى از منبريان مؤمن و مخلص اهل‌بيت ‌عليهم السلام بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى در منبر و خطابه نيز تسلط بسيار داشت و در اين فن مورد توجه عام و خاص بود. شهرت وى در خطابه به طورى بالا گرفت كه از تهران از وى دعوت به عمل آمد و او چند سالى در آنجا در مجالس عزادارى به منبر رفت. ايشان علاوه بر تسلط بر فقه و اصول در سه جنبه علمى ديگر نيز برجسته بود: اول در مسأله ولايت و تمسك به عترت طاهره نهايت اهتمام را داشت و اكثر مطالب منبرهاى او پيرامون ولايت و مودّت اهل‌بيت‌عليهم السلام دور مى‌زد كه در دوره طاغوت و تبليغات ضد دينى آن رژيم تا حدّى كم‌رنگ شده بود و ايشان در احياء اين فريضه بسيار كوشا بود. دوم در علم تاريخ كه علاوه بر تاريخ صدر اسلام و احوالات ائمه‌عليهم السلام ، در زمينه تاريخ صفويه و قاجاريه نيز تسلط داشت. سوم آگاهى از علم انساب كه در آن به حدّى تسلط داشت كه خاندان‌هاى دو شهر اصفهان و تهران را با تمام ويژگى‌هاى هريك مى‌شناخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى ارادت زايدالوصفى نسبت به سادات و فرزندان حضرت زهراعليها السلام داشت و نهايت احترام به آنها ابراز مى‌كرد. نقل است پيرمردى از سادات، همه ساله در ايام عاشورا در خانه خود مجلس عزا برپا مى‌داشت. شبى طبق معمول مرحوم حسام‌الواعظين پس از انجام منبرهايى كه در سطح شهر داشت براى حضور در آن مجلس و ذكر مصيبت حركت كرد. مسير رسيدن به آن محل چند نفر در دفعات متوالى به او مى‌رسيدند و مى‌گفتند: جناب آقاى حسام تشريف نبريد، مستمعين وقتى از آمدن شما مأيوس شدند متفرق شدند و اكنون كسى در جلسه نيست. من هر قدر جلوتر رفتم اين سخن را از عده‌اى ديگر شنيدم و ناچار به منزل خود بازگشتم. در آن حال به خواب رفتم و در خواب حضرت صديقه كبرى ‌عليها السلام را ديدم كه به لحنى توأم باگلايه و ملامت به من خطاب فرمودند كه چرا امشب در خانه آن سيّد ذكر مصيبت نكردى؟ گفتم: بى‌بى‌جان! مستمعى نبود. فرمودند: من كه بودم؟ من خجلت‌زده از خواب پريدم. ولى خوشحال بودم كه آن جلسه بى‌ريا و ذكر مصيبت من مورد توجه خاص حضرت فاطمه زهراعليها السلام قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنين در جاى ديگرى نقل شده است:«در مجلسى سيدى فقير در پاى منبر ايشان نشست و روضه خواند. مرحوم حسام از منبر پايين آمد و در پهلويش نشست و از او تفقد و دلجويى نمود و مردم را به كمك كردن و اعانت او تشويق نموده و گفت: آقا! من از حضرت زهراعليها السلام شرم دارم كه بالاى منبر نشسته باشم و اولادش پايين‌تر از من نشسته باشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخاوت و بخشش از خصوصيات برجسته ديگر او بود. چه بسيار شب‌ها كه وقتى به منزل بازميگشت، از اهل خانه مى‌خواست كه آن‌چه براى غذاى شب آماده كرده‌اند، همراه با ظرف آن به فلان ناشناس كه پشت در منزل بود، برسانند. و يا وقتى كه به منزل مى‌آمد و اهل خانه مى‌ديدند كه قباى خود را بر تن ندارد، مى‌فهميدند كه به شخص محتاجى بخشيده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطوط زيباى سنگ قبر مرحوم سيّدالعراقين به خط ثلث از آثار هنرى وى است. وى در ثلث‌‌نويسى از اساتيد ممتاز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدرضا حسام الواعظین در تكيه سيدالعراقين واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
* [http://isfahan.ir/ShowPage.aspx?Page_=dorsaetoolsfame&amp;amp;lang=1&amp;amp;sub=48&amp;amp;PageID=661&amp;amp;PageIDF=0&amp;amp;tempname=ISFInternal درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای اخلاق]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در تخت فولاد اصفهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%86&amp;diff=42872</id>
		<title>شیخ محمدرضا حسام الواعظین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%86&amp;diff=42872"/>
		<updated>2014-09-14T10:29:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: صفحه‌ای جدید حاوی 'شيخ محمّدرضا حسام‏الواعظين فرزند محمّدعلى واعظ معروف به علاقه‏بند. متوفّى ۱۳...' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شيخ محمّدرضا حسام‌الواعظين فرزند محمّدعلى واعظ معروف به علاقه‌بند. متوفّى ۱۳۸۱  ق. واعظ اديب، شاعر خطّاط. وى از منبريان مؤمن و مخلص اهل‌بيت‌عليهم السلام بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى در منبر و خطابه نيز تسلط بسيار داشت و در اين فن مورد توجه عام و خاص بود. شهرت وى در خطابه به طورى بالا گرفت كه از تهران از وى دعوت به عمل آمد و او چند سالى در آنجا در مجالس عزادارى به منبر رفت. ايشان علاوه بر تسلط بر فقه و اصول در سه جنبه علمى ديگر نيز برجسته بود: اول در مسأله ولايت و تمسك به عترت طاهره نهايت اهتمام را داشت و اكثر مطالب منبرهاى او پيرامون ولايت و مودّت اهل‌بيت‌عليهم السلام دور مى‌زد كه در دوره طاغوت و تبليغات ضد دينى آن رژيم تا حدّى كم‌رنگ شده بود و ايشان در احياء اين فريضه بسيار كوشا بود. دوم در علم تاريخ كه علاوه بر تاريخ صدر اسلام و احوالات ائمه‌عليهم السلام ، در زمينه تاريخ صفويه و قاجاريه نيز تسلط داشت. سوم آگاهى از علم انساب كه در آن به حدّى تسلط داشت كه خاندان‌هاى دو شهر اصفهان و تهران را با تمام ويژگى‌هاى هريك مى‌شناخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى ارادت زايدالوصفى نسبت به سادات و فرزندان حضرت زهراعليها السلام داشت و نهايت احترام به آنها ابراز مى‌كرد. نقل است پيرمردى از سادات، همه ساله در ايام عاشورا در خانه خود مجلس عزا برپا مى‌داشت. شبى طبق معمول مرحوم حسام‌الواعظين پس از انجام منبرهايى كه در سطح شهر داشت براى حضور در آن مجلس و ذكر مصيبت حركت كرد. مسير رسيدن به آن محل چند نفر در دفعات متوالى به او مى‌رسيدند و مى‌گفتند: جناب آقاى حسام تشريف نبريد، مستمعين وقتى از آمدن شما مأيوس شدند متفرق شدند و اكنون كسى در جلسه نيست. من هر قدر جلوتر رفتم اين سخن را از عده‌اى ديگر شنيدم و ناچار به منزل خود بازگشتم. در آن حال به خواب رفتم و در خواب حضرت صديقه كبرى‌عليها السلام را ديدم كه به لحنى توأم باگلايه و ملامت به من خطاب فرمودند كه چرا امشب در خانه آن سيّد ذكر مصيبت نكردى؟ گفتم: بى‌بى‌جان! مستمعى نبود. فرمودند: من كه بودم؟ من خجلت‌زده از خواب پريدم. ولى خوشحال بودم كه آن جلسه بى‌ريا و ذكر مصيبت من مورد توجه خاص حضرت فاطمه زهراعليها السلام قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنين در جاى ديگرى نقل شده است: »در مجلسى سيدى فقير در پاى منبر ايشان نشست و روضه خواند. مرحوم حسام از منبر پايين آمد و در پهلويش نشست و از او تفقد و دلجويى نمود و مردم را به كمك كردن و اعانت او تشويق نموده و گفت: آقا! من از حضرت زهراعليها السلام شرم دارم كه بالاى منبر نشسته باشم و اولادش پايين‌تر از من نشسته باشد«.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخاوت و بخشش از خصوصيات برجسته ديگر او بود. چه بسيار شب‌ها كه وقتى به منزل بازميگشت، از اهل خانه مى‌خواست كه آن‌چه براى غذاى شب آماده كرده‌اند، همراه با ظرف آن به فلان ناشناس كه پشت در منزل بود، برسانند. و يا وقتى كه به منزل مى‌آمد و اهل خانه مى‌ديدند كه قباى خود را بر تن ندارد، مى‌فهميدند كه به شخص محتاجى بخشيده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطوط زيباى سنگ قبر مرحوم سيّدالعراقين به خط ثلث از آثار هنرى وى است. وى در ثلث‌نويسى از اساتيد ممتاز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ محمدرضا حسام الواعظین در تكيه سيدالعراقين واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
* [http://isfahan.ir/ShowPage.aspx?Page_=dorsaetoolsfame&amp;amp;lang=1&amp;amp;sub=48&amp;amp;PageID=661&amp;amp;PageIDF=0&amp;amp;tempname=ISFInternal درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;br /&gt;
[[رده:علمای اخلاق]]&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونین در تخت فولاد اصفهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7&amp;diff=42871</id>
		<title>خط</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D8%B7&amp;diff=42871"/>
		<updated>2014-09-14T10:11:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نوشتار نوعي ذخيره‌سازي اطلاعات است. در جوامع اوليه پيش از بهره‌گيري از نوشتار، ذخيره‌سازي اطلاعات را به كمك حافظه انجام مي‌دادند. اهميت نوشتار در سير تحول جوامع انساني به جدّي است كه به اعتبار بهره‌گيري يا عدم بهره‌گيري از خط، جوامع انساني را به دو گروه &amp;quot;داراي خط&amp;quot; و &amp;quot;فاقد خط&amp;quot; تقسيم كرده‌اند. اساساً جوهره مادي نوشتار، نشانه‌هاي نوشتاري بوده و اين نشانه‌ها داراي ويژگي ديداري هستند؛ برخلاف گفتار كه جوهره مادي آن آواهاي زبان بوده و از ويژگي شنيداري برخوردار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌ طور كلي در جوامع فاقد خط ذخيره‌سازي و انتقال اطلاعات داراي دشواري‌ها و ويژگي‌هاي زير بوده‌اند، است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ذخيره‌سازي اطلاعات در سطحي بسيار محدود صورت مي‌پذيرفته است.&lt;br /&gt;
# انتشار اطلاعات دامنه‌اي بسيار محدود داشته است.&lt;br /&gt;
# زماني طولاني و نيز تماس شخصي ميان دو نفر يا بيشتر مي‌طلبيده است.&lt;br /&gt;
# دوام آن مشروط به وجود شخصِ دربردارنده آن بوده است.&lt;br /&gt;
# قابليت آسيب‌پذيري تدريجي و ناگهاني بسيار بالايي داشته است.&lt;br /&gt;
# با گذشت زمان و نيز انتقال‌هاي مكرر، پيوسته خطر از دست رفتن بخشي از اطلاعات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابداع خط و نوشتار و بهره‌گيري از آن سبب شد كه اين دشواري‌ها به‌ تدريج از ميان برود يا در پاره‌اي موارد به پايين‌ترين حد خود برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرايند نوشتار از زماني شكل مي‌گيرد كه ماده‌اي براي نوشته شدن وجود داشته باشد؛ به عبارت ديگر، موجوديت نوشته وابسته به موجوديت ماده‌اي است كه بتوان روي آن نوشت. پيشينه نوشتار به معني عام، بر مبناي موادي كه تاكنون كشف شده حدوداً به 20000 سال مي‌رسد و از جمله موادي كه نوشتار روي آنها صورت گرفته مي‌توان به سنگ، چوب، فلز، پوست، برگ درخت، استخوان، صدف، گِل‌رُس و جز آن اشاره كرد. نوع ماده‌اي كه روي آن نوشته مي‌شده بر تكامل خط، شكل و اندازه ابزار نوشتار تأثير داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشتار را مي‌توان با دو مفهوم عام و خاص مورد اشاره قرار داد. مفهوم عام آن بر هر گونه استفاده از فرايند نوشتار جهت ذخيره‌سازي و انتقال اطلاعات دلالت مي‌كند. بديهي است كه نوشتار با اين مفهوم، كليه نگاره‌هاي ماقبل تاريخ و مفاهيم منقوش بر ديواره غارها، خطوط تصويري و حتي خطوط امروز را نيز دربرگرفته و پيشينه آن به حدود 20000 سال مي‌رسد. در حالي كه نوشتار به معني خاص يعني مجموعه‌اي از نشانه‌هاي نوشتاري كه بر پايه ويژگي‌هاي آوايي زبان نظام يافته باشد پديده‌اي است كه امروزه به آن &amp;quot;[[الفبا]]&amp;quot; گفته مي‌شود. پيشنيه نوشتار با اين مفهوم به حدود هزاره سوم پيش از ميلاد مي‌رسد و از كهن‌ترين سرزمين‌هايي كه از آن بهره گرفته‌اند مي‌توان به [[بين‌النهرين]]، [[چين]]، [[مصر]] و [[يونان]] اشاره كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه خط==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشر زمانی كه خواست آنچه را می انديشد نقش كند، در حقيقت قدم به دنيای نگارش گذاشت. در مرحله نخست تصويرهای واقعی را برای ارتباط كتبی ترسيم كرد و با اين كار خط تصويری آغاز شد. تعداد فراوان تصويرها و عدم امكان نقش كردن مسائل عاطفی، كمبودهای اين روش نگارش بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كم كم تصويرها شكل ساده تر و نمادين تری به خود گرفتند و برای مفاهيم عاطفی علائمی قراردادی وضع شد. مثلاً نقش دو پا نشانه راه رفتن وچشم اشك آلود نشانه اندوهگينی بود. مجموعه اين تلاشها نوعی خط انديشه نگار را در دسترس نگارندگان قرار داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس در همين مسير خط&amp;quot;هيرو گليف&amp;quot; وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بيشتر در [[مصر]] و در دست كاهنان بود. يونانيان چون اين خط را اعجاب آور و پر از رمز و راز پنهانی كاهنان مصر يافتند، اين نام را بدان بخشيدند كه در زبان يونانی به معنی نوشته نشانه های مقدس است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سابقه خط هيروگليف را تا هزاره چهارم پيش از ميلاد نيز مي توان پيش برد. خط هيروگليف را بر پاپيروس می نوشتند. پاپيروس از ساقه های فشرده نوعی نی بدست می آيد و نيای كاغذ است. كلمات paper ,papier, ... در زبانهای غربی با اين واژه ارتباط دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصريان نخستين مصرف كنندگان پاپيروس بودند و نوشت افزار آنها نيز نوعی قلم نئی بود كه آن را در مركب سياه يا قرمز فرو می بردند. اين خط بيشتر افقی و از راست به چپ نوشته می شود و به ندرت از چپ به راست و گاهی از بالا به پايين.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحله بعدی خط ، خط ميخی است. كهن ترين اقوامی كه در بين النهرين زمينه خط ميخی را فراهم كرده اند، سومری ها هستند. خط ميخی آغازين سومری ها شباهت به خط مصری دارد يعنی خط ميخی در اصل نوعی خط تصوير نگاری بوده است، آن را بر روی لوح نقش می كردند و به همين دليل رفته رفته تصويرها حالت ساده تر و زاويه مانندی به خود گرفتند و سرانجام علامت های تشكيل دهنده اين خط به صورت ميخ درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز تفاوت های ظاهری [[خط هيروگليف]] و [[خط ميخی]]، تفاوت آشكار ديگر آنها در ابزار نوشتن است. برای نگارش خط هيروگليف همان طور كه گفتيم از پاپيروس و قلم نی و مركب استفاده می شد در حالی كه برای نوشتن خطوط ميخی نياز به لوحه های گلی نرمی بود كه با قلم چوبی برآن می نگاشتند و سپس لوحه را می پختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از خط ميخی سومری نخستين، خط ميخي ايلامی منشعب می شود كه برای نگارش زبان ايلامی كه جزو زبان های منفرد است بكار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط ميخی اكدی (بابلی) نيز از منشعبات همين خط است. خط ميخی به جز منطقه بين النهرين در گستره وسيعی رواج می يابد: در آسيای صغير و بين النهرين شمالی و در ميان هيتی ها، هوری ها، اورارتورها، لولوبی ها و كاسی ها و غيره.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط ميخی كتيبه های فارسی باستان دوره هخامنشی از روی خط ميخی بابلی و ايلامی درست شده است كه نسبت به آنها علائم ساده تر و كمتری دارد. حروف هجايی هستند (يعنی مصوت به همراه صامت) و از چپ به راست نوشته می شوند. خط ميخی زبان فارسی را می توانيم صورت تكامل يافته خطوط ميخی ديگر بدانيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همزمان با تكامل تدريجی خطوط ميخی و در هزاره دوم پيش از ميلاد خط ديگری در سرزمين فنيقيه پا به عرصه وجود می گذارد و آن خط فنيقی است. قديمی ترين نمونه اين خط در كاوش های شهر گوبله، از شهرهای فنيقی باستان (حوالی سوريه كنونی) كه يونانيان آن را بيبلوس می ناميدند، بدست آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين شهر در ميان يونانيان به عنوان داشتن بهترين پاپيروس ها شهرت داشت و مركز مهم بازرگاني [[مصر]] و يونان بود. چون يونانيان وسايل نوشتن خود را از اين شهر بدست می آورند نام بيبلوس در نزد آنها به معنی كتاب گرفته شده و بعدها Bible، مفهوم كتاب دينی [[تورات]] و [[انجيل]] را يافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الفبای فنيقی با 22 علامت خطی كه تنها صامت ها را نشان می داد، از راست به چپ نوشته می شد. به زعم خط شناسان، نشانه هايی از خط مصری باستان و خطوط تصويری را در الفبای فنيقی می توان يافت. اين خط برخلاف خط هيروگليف كه در انحصار كاهنان بود و يا خط ميخی كه تنها طبقه دبيران با آن سرو كار داشتند، به راحتی در دسترس عامه قرار گرفت چون نگارش و فراگرفتن آن آسان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين خط در آسيای غربی نفوذ يافت و جايگزين خط ميخی شد و به غرب (اروپای امروز) كه هنوز دارای خط و كتابت نبود راه يافت. اين مسئله از طريق يونان انجام گرفت كه با فنيقی ها ارتباط بازرگانی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يونانيان اين الفبا را با اسم سامی آن كه نماينده دو حرف اول آن بود «آلفا بتا» ناميدند و برای استفاده خود تفييراتی در آن دادند و مصوت ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبديل كردند و جهت نگارش را نيز تغيير دادند و از چپ به راست نوشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به يادآوری هست كه كهن ترين نوشته ها معمولاً از راست به چپ و سپس از چپ به راست نوشته شده است و در آغاز نوعی روش شيار گونه متداول بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گونه ای از خط يونانی را يونانيان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر اين مبنا، الفبای لاتينی به وجود آمد كه زبانهای گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. بخشی از اروپای شرقی كه به كليسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتينی را برای نگارش برگزيدند مانند كشورهای لهستانی، چكها، كرواتها و...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در سده نهم ميلادی كشيشی از كليسای [[بيزانس]] به نام سيريل با تركيبی از الفبای يونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه ای تعديل شده از اين الفبا كه سيريليك ناميده می شود برای نگارش زبان روسي و ديگر زبانهای همجوار بكار می رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الفبای فنيقی به نوعی شبه قاره هند را نيز درنورديد. دانشمندان خط برهمايی هند را از فرزندان همين خط می دانند كه زبان سنسكريت و ديگر زبانهای هندی با آن نوشته می شود. متون دينی بودايی به زبان ختنی (سكايی) كه يكی از زبانهای ايرانی شرقی دوره ميانه است به خط برهمايی نوشته شده است. يكی ديگر از فرزندان خط فنيقی خط آرامی است كه به سرعت در خاورميانه پخش شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط و زبان آرامی در دولت [[هخامنشی]] تبديل به زبان ديوانی شد و دبيران آرامی ‌نژاد و آرامی زبان در دستگاه‌های ديوانی ايالت‌های مختلف سرزمين هخامنشی به خدمت مشغول شدند و زبان و خط آرامی با عنوان آرامی رسمی يا آرامی امپراطوری پا به پای زبان فارسی باستان و خط ميخی كه تنها در كتيبه‌ های هخامنشی بكار می ‌رفت در ارسال مراسلات بكار گرفته شد. بدين صورت كه نامه به زبان هر ايالتی تقرير می ‌شد. دبير آرامی زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می ‌نوشت و نامه به ايالت‌های ديگر فرستاده می شد و در آنجا دبيرهايی از همين نوع آن را به زبان آن ايالت برمی ‌گرداندند و برمی ‌خواندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دوران هخامنشی در دوره كوتاه مدت [[اسكندر]] و [[سلوكي‌ها]] زبان و [[خط يونانی]] در مراسلات رسمی و اداری بكار رفت تا اين كه در زمان اشكانيان خط پهلوی اشكانی برای نوشتن زبان پهلوی اشكانی بر مبنای خط آرامی پايه ‌ريزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همين راستا به وجود آمد كه هر كدام گونه ‌های كتيبه ای و تحريری دارند. اين خطوط صامت نگارند و حتی تعداد علامت‌ها نسبت به الفبای آرامی كمتر نيز هست و همين موضوع مشكلاتی را برای خواندن [[زبان پهلوی]] ايجاد می ‌كند. اين خطوط از راست به چپ نوشته می ‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط اوستايی كه برای به تحرير درآوردن كتاب دينی زرتشتيان بكار رفته است و يكی از كامل‌ترين خطوط دنياست، بر مبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده است. اين خط آوانگار هست و با 53 يا 58 علامت صامت و مصوت از قابليت نگارشی بسيار بالايی برخوردار است. از راست به چپ نوشته می ‌شود و به نام‌های دين دبيره و دين دبيريه، دين دفيره و... هم ناميده می ‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نخستين سده‌ های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشكلات آن بيشتر عيان شد و برای سهولت در خواند متون پهلوی آن را به الفبای اوستايی برگرداندند و اين نحوه نگارش پازند ناميده می ‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوره زبان‌های ايرانی ميانه خطی كه مانی در آثار خود بكار برده است نيز از اهميت ويژه‌ ای برخوردار است. مانی خط را بر مبنای خط سريانی ابداع كرد كه نسبت به خط پهلوی از امتيازات بهتری برخوردار است و در آن موازين زيبا شناختی خطی مراعات شده است. زبان‌های سريانی يكی از زبان‌های گروه شرقی زبان آرامی است كه در دوران گذشته زبان علم بود. بسياری از آثار علمی يونانی و پهلوی و عبری به اين زبان برگردانده شده است. خط سريانی از فرزندان خط آرامی به شمار می ‌آيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته ‌هايی كه به زبان سغدی، يكی از زبان‌های شرقی [[ايران]] بدست ما رسيده است با خط‌های سغدی مانوی، سغدی مسيحی و سغدی بودايی نوشته شده است كه خط اخير در حقيقت خط سغدی را نشان می ‌دهد. اين خط نيز از فرزندان شاخه ديگر آرامی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم به يادآوری است كه [[خط عبری]] نيز كه سابقه زبانی آن به سده چهارم پيش از ميلاد می رسد از اصل آرامی نشات گرفته است. عموم يهوديان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود بكار می گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خط عربی]] نيز با واسطه [[نبطيان]] از [[خط آرامی]] به وجود آمده است. نبطيان قومی از نژاد عرب بودند كه در نبطيه زندگی می ‌كردند، از حدود 150 سال پيش از ميلاد گونه ‌ای از خط و زبان آرامی در ميان ايشان رايج بود، از اين خط، خطی موسوم به سينايی نو به وجود آمد كه از سده اول پيش از ميلاد تا سده چهارم ميلادی در شبه جزيره سينا رواج داشت. [[خط کوفی]] (در [[كوفه]] و [[حيره]]) و نسخ (در [[مكه]] و [[مدينه]]) از اين خط اقتباس شده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گونه ای از اين خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی كه يكی از زبانهای ايرانی شرقی است بكار رفته است. ايرانيان نيز در سده های نخستين پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی خط فارسی را بر مبنای نسخ پايه گذاری كردند و سپس خط نستعليق و خط شكسته و ديگر خطوط ايرانی ابداع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [http://portal.nlai.ir/daka/Wiki%20Pages/%D8%AE%D8%B7.aspx دائره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی، مدخل &amp;quot;خط&amp;quot; از سعيد عريان]، بازیابی: 9 مرداد 1392.&lt;br /&gt;
* تاریخچه ای از نگارش و خط، ژاله آموزگار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اصطلاحات فرهنگ و تمدن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42870</id>
		<title>میر علی هروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42870"/>
		<updated>2014-09-14T10:05:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
میر علی سادات حسینی هروی (م بعد از 957 ه) ملقب به کاتب‌ السلطان از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری است از سرآمدان نستعلیق‌نویسی است. استاد خط او سلطانعلی مشهدی بود و برخی خط وی را بر استادش ترجیح داده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
میر علی اصلاً از مردم هرات و از سادات حسینی آنجاست . ظهور او با ایامی مقارن شده است که استادی خط نستعلیق در سراسر خراسان سلطانعلی مشهدی را مسلم بوده و این استاد خوش شیوه و شاگردان او در مشهد و سایر بلاد خراسان و ماوراءالنهر به تعلیم این خط مشغول بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند برخی از دست نبشته‌ها و اسناد مربوط به قبل از زمان میرعلی تبریزی به خطی بسیار نزدیک به نستعلیق به دست آمده است ولی میرعلی از لحاظ فنّی این خط را به صورت مستقلی عرضه نمود از این رو استادان بعدی، ابداع خط نستعلیق را به او نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرعلی که در بغداد در دربار سلطان احمد جلایر (783-813 هجری) بود کلیات فارسی &amp;quot;خواجوی کرمانی&amp;quot; را در سنهٔ ۷۹۸ به خط نستعلیق در بغداد نوشت و حال آنکه زبان اهل بغداد همیشه عربی بوده‌است. و این نسخه کلیات مصوّر خواجوی کرمانی در موزه لندن موجود می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه های خط نستعلیق میرعلی هروی بشکل کتاب و قطعه بالنسبه زیاد در دست است ، کتبی که بخط اوست غالباً مثنویات شعرای مشهور است مانند مثنویات جامی و روضةالانوار خواجوو گوی و چوگان عارفی و قطعات غالباً از اشعار خود اوست . از جمله ٔ نفایس خط میرعلی پنج مثنوی است از سبعه ٔ جامی که آن را او در سال 928 بانجام رسانده و در آخر آن «علی الحسین الهروی » رقم کرده است . این نسخه ٔ بسیار نفیس در کتابخانه ٔ گلستان طهران موجود است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نسخه ٔ گرانبهای دیگر از خط دست میرعلی ایضاً در کتابخانه ٔ گلستان هست که رقم آخر آن بجهاتی برای روشن ساختن ترجمه ٔ احوال این خوشنویس زبردست اهمیت دارد و آن نسخه که روضةالانوار خواجو است در آخر چنین رقم دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به تاریخ سنه ٔ سبع و عشرین و تسعمائه کتبه العبدالمذنب علی الکاتب السلطانی غفر ذنوبه ببلدة هراة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این نوشته مسلم میشود که در سال 927 میرعلی هنوز در هرات میزیسته و در آن تاریخ به لقب «الکاتب السلطانی » نیز ملقب بوده است . این لقب را ظاهراً سلطان حسین میرزا بایقرا به میرعلی داده بود زیرا که در این ایام کسی دیگر را نمیشناسیم که در سرزمین خراسان و مشرق ایران به لقب سلطانی خوانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی هروی دراواخر عمر توسط ازبکان اسیر گشت و به بخارا منتقل شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین نسخه ای که از لحاظ تاریخ کتابت ، نگارنده از آن اطلاع دارد رساله ٔ کوچک صد پند لقمان است متعلق بکتابخانه ٔ گلستان با این رقم : «کتبه العبد المذنب میرعلی غفراﷲ ذنوبه ربیعالاول سنه ٔ 950»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سام میرزا در تحفه ٔ سامی که در957 تألیف شده در باب میرعلی چنین می نویسد که : «میگویند که در این وقت باصره اش ضعفی پیدا کرده ...» ومفهوم این معنی ظاهراً آن است که در 957 میرعلی هنوز حیات داشته فقط باصره اش ضعفی پیدا کرده بوده است. و مرگش پس از این تاریخ اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میر علی پس از مرگ در مرقد سیف الدین باخرزی دفن شد. او را رساله ای است به فارسی به نام «مدادالخط». و نیز اشعار و معماهایی از وی نقل میکنند. (از الذریعه ج 9 ص 764)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شعر میر علی==&lt;br /&gt;
میر علی هروی به زبان ترکی و فارسی شعر می سرود. این شعر از اوست که چندین بار آن را با تفاوت‌های اندکی نوشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمری از مشق دوتا بود قدم همچون چنگ *	تا خط من بیچاره بدین قانون شد&lt;br /&gt;
طالب من همه شاهان جهانند ولی *	در بخارا جگر از بهر معیشت خون شد&lt;br /&gt;
سوخت از غصه درونم چگنم چون سازم *	که مرا نیست از این شهر ره بیرون شد&lt;br /&gt;
این بلا برسرم از حسن خط آمد امروز *	وه که خط سلسلهٔ پای من مجنون شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گفته ها در مورد میر علی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عباس اقبال آشتیانی در مجله ٔ یادگار نویسد: به تصدیق خبرگان فن یکی از بزرگترین استادان خط نستعلیق میرعلی هروی مشهدی است که قریب پنجاه سال در مشهد و هرات و بخارا به تعلیم این شعبه ٔ ظریف از خط فارسی و تحریر نسخ و قطعات آن مشغول بوده تا آنجا که در مهارت در کتابت نستعلیق ثالث میرعلی تبریزی واضع این خط و قبلةالکتاب نظام الدین سلطانعلی مشهدی شده و به واسطه ٔهنر خود از روزگار اقبال و ادبار بسیار دیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرعلیشیر در مجالس النفایس در باب میرعلی نوشته که : «خط نسخ تعلیق را در غایت خوبی می نویسد بمرتبه ای که کسی هرگز نظیر او ننوشته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصرآبادی در تذکره ٔ خود گوید:&lt;br /&gt;
«بعضی خط او را به خط ملاسلطانعلی ترجیح میدهند و بعضی برخلاف این گفته عزیزی ، شعری که یک مصراعش این است در باب ایشان گفته :&lt;br /&gt;
در رتبه هیچ میر به سلطان نمیرسد،&lt;br /&gt;
مجملاً خط را به مرتبه ٔ اعلی رسانیده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-4e68d4c3c1f7497dbc709e184d423f58-fa.html لغت نامه دهخدا، سلطان الکتاب]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-c326b9e7c0864dea97c073d75ff05d7d-fa.html لغت نامه دهخدا، علی هروی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.zibanevisi.ir/index.aspx?pid=99&amp;amp;articleid=38540 سایت زیبا نویسی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
* [http://hbi.lxb.ir/post/7/%D8%A8%D9%8A%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%8A%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C.htm وبلاگ هنر برتر ایرانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران دو زبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن دهم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42869</id>
		<title>میر علی هروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42869"/>
		<updated>2014-09-14T10:04:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{نیازمند ویرایش فنی}}&lt;br /&gt;
میر علی سادات حسینی هروی  ملقب به کاتب‌ السلطان از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری است از سرآمدان نستعلیق‌نویسی است. استاد خط او سلطانعلی مشهدی بود و برخی خط وی را بر استادش ترجیح داده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
میر علی اصلاً از مردم هرات و از سادات حسینی آنجاست . ظهور او با ایامی مقارن شده است که استادی خط نستعلیق در سراسر خراسان سلطانعلی مشهدی را مسلم بوده و این استاد خوش شیوه و شاگردان او در مشهد و سایر بلاد خراسان و ماوراءالنهر به تعلیم این خط مشغول بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند برخی از دست نبشته‌ها و اسناد مربوط به قبل از زمان میرعلی تبریزی به خطی بسیار نزدیک به نستعلیق به دست آمده است ولی میرعلی از لحاظ فنّی این خط را به صورت مستقلی عرضه نمود از این رو استادان بعدی، ابداع خط نستعلیق را به او نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرعلی که در بغداد در دربار سلطان احمد جلایر (783-813 هجری) بود کلیات فارسی &amp;quot;خواجوی کرمانی&amp;quot; را در سنهٔ ۷۹۸ به خط نستعلیق در بغداد نوشت و حال آنکه زبان اهل بغداد همیشه عربی بوده‌است. و این نسخه کلیات مصوّر خواجوی کرمانی در موزه لندن موجود می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه های خط نستعلیق میرعلی هروی بشکل کتاب و قطعه بالنسبه زیاد در دست است ، کتبی که بخط اوست غالباً مثنویات شعرای مشهور است مانند مثنویات جامی و روضةالانوار خواجوو گوی و چوگان عارفی و قطعات غالباً از اشعار خود اوست . از جمله ٔ نفایس خط میرعلی پنج مثنوی است از سبعه ٔ جامی که آن را او در سال 928 بانجام رسانده و در آخر آن «علی الحسین الهروی » رقم کرده است . این نسخه ٔ بسیار نفیس در کتابخانه ٔ گلستان طهران موجود است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نسخه ٔ گرانبهای دیگر از خط دست میرعلی ایضاً در کتابخانه ٔ گلستان هست که رقم آخر آن بجهاتی برای روشن ساختن ترجمه ٔ احوال این خوشنویس زبردست اهمیت دارد و آن نسخه که روضةالانوار خواجو است در آخر چنین رقم دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به تاریخ سنه ٔ سبع و عشرین و تسعمائه کتبه العبدالمذنب علی الکاتب السلطانی غفر ذنوبه ببلدة هراة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این نوشته مسلم میشود که در سال 927 میرعلی هنوز در هرات میزیسته و در آن تاریخ به لقب «الکاتب السلطانی » نیز ملقب بوده است . این لقب را ظاهراً سلطان حسین میرزا بایقرا به میرعلی داده بود زیرا که در این ایام کسی دیگر را نمیشناسیم که در سرزمین خراسان و مشرق ایران به لقب سلطانی خوانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی هروی دراواخر عمر توسط ازبکان اسیر گشت و به بخارا منتقل شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین نسخه ای که از لحاظ تاریخ کتابت ، نگارنده از آن اطلاع دارد رساله ٔ کوچک صد پند لقمان است متعلق بکتابخانه ٔ گلستان با این رقم : «کتبه العبد المذنب میرعلی غفراﷲ ذنوبه ربیعالاول سنه ٔ 950»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سام میرزا در تحفه ٔ سامی که در957 تألیف شده در باب میرعلی چنین می نویسد که : «میگویند که در این وقت باصره اش ضعفی پیدا کرده ...» ومفهوم این معنی ظاهراً آن است که در 957 میرعلی هنوز حیات داشته فقط باصره اش ضعفی پیدا کرده بوده است. و مرگش پس از این تاریخ اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میر علی پس از مرگ در مرقد سیف الدین باخرزی دفن شد. او را رساله ای است به فارسی به نام «مدادالخط». و نیز اشعار و معماهایی از وی نقل میکنند. (از الذریعه ج 9 ص 764)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شعر میر علی==&lt;br /&gt;
میر علی هروی به زبان ترکی و فارسی شعر می سرود. این شعر از اوست که چندین بار آن را با تفاوت‌های اندکی نوشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمری از مشق دوتا بود قدم همچون چنگ *	تا خط من بیچاره بدین قانون شد&lt;br /&gt;
طالب من همه شاهان جهانند ولی *	در بخارا جگر از بهر معیشت خون شد&lt;br /&gt;
سوخت از غصه درونم چگنم چون سازم *	که مرا نیست از این شهر ره بیرون شد&lt;br /&gt;
این بلا برسرم از حسن خط آمد امروز *	وه که خط سلسلهٔ پای من مجنون شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گفته ها در مورد میر علی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عباس اقبال آشتیانی در مجله ٔ یادگار نویسد: به تصدیق خبرگان فن یکی از بزرگترین استادان خط نستعلیق میرعلی هروی مشهدی است که قریب پنجاه سال در مشهد و هرات و بخارا به تعلیم این شعبه ٔ ظریف از خط فارسی و تحریر نسخ و قطعات آن مشغول بوده تا آنجا که در مهارت در کتابت نستعلیق ثالث میرعلی تبریزی واضع این خط و قبلةالکتاب نظام الدین سلطانعلی مشهدی شده و به واسطه ٔهنر خود از روزگار اقبال و ادبار بسیار دیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرعلیشیر در مجالس النفایس در باب میرعلی نوشته که : «خط نسخ تعلیق را در غایت خوبی می نویسد بمرتبه ای که کسی هرگز نظیر او ننوشته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصرآبادی در تذکره ٔ خود گوید:&lt;br /&gt;
«بعضی خط او را به خط ملاسلطانعلی ترجیح میدهند و بعضی برخلاف این گفته عزیزی ، شعری که یک مصراعش این است در باب ایشان گفته :&lt;br /&gt;
در رتبه هیچ میر به سلطان نمیرسد،&lt;br /&gt;
مجملاً خط را به مرتبه ٔ اعلی رسانیده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-4e68d4c3c1f7497dbc709e184d423f58-fa.html لغت نامه دهخدا، سلطان الکتاب]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-c326b9e7c0864dea97c073d75ff05d7d-fa.html لغت نامه دهخدا، علی هروی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.zibanevisi.ir/index.aspx?pid=99&amp;amp;articleid=38540 سایت زیبا نویسی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
* [http://hbi.lxb.ir/post/7/%D8%A8%D9%8A%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%8A%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C.htm وبلاگ هنر برتر ایرانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران دو زبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن دهم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42868</id>
		<title>میر علی هروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42868"/>
		<updated>2014-09-14T10:03:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میر علی سادات حسینی هروی  ملقب به کاتب‌ السلطان از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری است از سرآمدان نستعلیق‌نویسی است. استاد خط او سلطانعلی مشهدی بود و برخی خط وی را بر استادش ترجیح داده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
میر علی اصلاً از مردم هرات و از سادات حسینی آنجاست . ظهور او با ایامی مقارن شده است که استادی خط نستعلیق در سراسر خراسان سلطانعلی مشهدی را مسلم بوده و این استاد خوش شیوه و شاگردان او در مشهد و سایر بلاد خراسان و ماوراءالنهر به تعلیم این خط مشغول بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند برخی از دست نبشته‌ها و اسناد مربوط به قبل از زمان میرعلی تبریزی به خطی بسیار نزدیک به نستعلیق به دست آمده است ولی میرعلی از لحاظ فنّی این خط را به صورت مستقلی عرضه نمود از این رو استادان بعدی، ابداع خط نستعلیق را به او نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرعلی که در بغداد در دربار سلطان احمد جلایر (783-813 هجری) بود کلیات فارسی &amp;quot;خواجوی کرمانی&amp;quot; را در سنهٔ ۷۹۸ به خط نستعلیق در بغداد نوشت و حال آنکه زبان اهل بغداد همیشه عربی بوده‌است. و این نسخه کلیات مصوّر خواجوی کرمانی در موزه لندن موجود می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه های خط نستعلیق میرعلی هروی بشکل کتاب و قطعه بالنسبه زیاد در دست است ، کتبی که بخط اوست غالباً مثنویات شعرای مشهور است مانند مثنویات جامی و روضةالانوار خواجوو گوی و چوگان عارفی و قطعات غالباً از اشعار خود اوست . از جمله ٔ نفایس خط میرعلی پنج مثنوی است از سبعه ٔ جامی که آن را او در سال 928 بانجام رسانده و در آخر آن «علی الحسین الهروی » رقم کرده است . این نسخه ٔ بسیار نفیس در کتابخانه ٔ گلستان طهران موجود است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نسخه ٔ گرانبهای دیگر از خط دست میرعلی ایضاً در کتابخانه ٔ گلستان هست که رقم آخر آن بجهاتی برای روشن ساختن ترجمه ٔ احوال این خوشنویس زبردست اهمیت دارد و آن نسخه که روضةالانوار خواجو است در آخر چنین رقم دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به تاریخ سنه ٔ سبع و عشرین و تسعمائه کتبه العبدالمذنب علی الکاتب السلطانی غفر ذنوبه ببلدة هراة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این نوشته مسلم میشود که در سال 927 میرعلی هنوز در هرات میزیسته و در آن تاریخ به لقب «الکاتب السلطانی » نیز ملقب بوده است . این لقب را ظاهراً سلطان حسین میرزا بایقرا به میرعلی داده بود زیرا که در این ایام کسی دیگر را نمیشناسیم که در سرزمین خراسان و مشرق ایران به لقب سلطانی خوانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی هروی دراواخر عمر توسط ازبکان اسیر گشت و به بخارا منتقل شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین نسخه ای که از لحاظ تاریخ کتابت ، نگارنده از آن اطلاع دارد رساله ٔ کوچک صد پند لقمان است متعلق بکتابخانه ٔ گلستان با این رقم : «کتبه العبد المذنب میرعلی غفراﷲ ذنوبه ربیعالاول سنه ٔ 950»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سام میرزا در تحفه ٔ سامی که در957 تألیف شده در باب میرعلی چنین می نویسد که : «میگویند که در این وقت باصره اش ضعفی پیدا کرده ...» ومفهوم این معنی ظاهراً آن است که در 957 میرعلی هنوز حیات داشته فقط باصره اش ضعفی پیدا کرده بوده است. و مرگش پس از این تاریخ اتفاق افتاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میر علی پس از مرگ در مرقد سیف الدین باخرزی دفن شد. او را رساله ای است به فارسی به نام «مدادالخط». و نیز اشعار و معماهایی از وی نقل میکنند. (از الذریعه ج 9 ص 764)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شعر میر علی==&lt;br /&gt;
میر علی هروی به زبان ترکی و فارسی شعر می سرود. این شعر از اوست که چندین بار آن را با تفاوت‌های اندکی نوشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمری از مشق دوتا بود قدم همچون چنگ *	تا خط من بیچاره بدین قانون شد&lt;br /&gt;
طالب من همه شاهان جهانند ولی *	در بخارا جگر از بهر معیشت خون شد&lt;br /&gt;
سوخت از غصه درونم چگنم چون سازم *	که مرا نیست از این شهر ره بیرون شد&lt;br /&gt;
این بلا برسرم از حسن خط آمد امروز *	وه که خط سلسلهٔ پای من مجنون شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گفته ها در مورد میر علی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عباس اقبال آشتیانی در مجله ٔ یادگار نویسد: به تصدیق خبرگان فن یکی از بزرگترین استادان خط نستعلیق میرعلی هروی مشهدی است که قریب پنجاه سال در مشهد و هرات و بخارا به تعلیم این شعبه ٔ ظریف از خط فارسی و تحریر نسخ و قطعات آن مشغول بوده تا آنجا که در مهارت در کتابت نستعلیق ثالث میرعلی تبریزی واضع این خط و قبلةالکتاب نظام الدین سلطانعلی مشهدی شده و به واسطه ٔهنر خود از روزگار اقبال و ادبار بسیار دیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرعلیشیر در مجالس النفایس در باب میرعلی نوشته که : «خط نسخ تعلیق را در غایت خوبی می نویسد بمرتبه ای که کسی هرگز نظیر او ننوشته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصرآبادی در تذکره ٔ خود گوید:&lt;br /&gt;
«بعضی خط او را به خط ملاسلطانعلی ترجیح میدهند و بعضی برخلاف این گفته عزیزی ، شعری که یک مصراعش این است در باب ایشان گفته :&lt;br /&gt;
در رتبه هیچ میر به سلطان نمیرسد،&lt;br /&gt;
مجملاً خط را به مرتبه ٔ اعلی رسانیده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-4e68d4c3c1f7497dbc709e184d423f58-fa.html لغت نامه دهخدا، سلطان الکتاب]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-c326b9e7c0864dea97c073d75ff05d7d-fa.html لغت نامه دهخدا، علی هروی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.zibanevisi.ir/index.aspx?pid=99&amp;amp;articleid=38540 سایت زیبا نویسی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
* [http://hbi.lxb.ir/post/7/%D8%A8%D9%8A%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%8A%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C.htm وبلاگ هنر برتر ایرانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران دو زبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن دهم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42867</id>
		<title>میر علی هروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42867"/>
		<updated>2014-09-14T09:46:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میر علی سادات حسینی هروی  ملقب به کاتب‌ السلطان از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری است از سرآمدان نستعلیق‌نویسی است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد خط او سلطانعلی مشهدی بود و برخی خط وی را بر استادش ترجیح داده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میر علی اصلاً از مردم هرات و از سادات حسینی آنجاست . ظهور او با ایامی مقارن شده است که استادی خط نستعلیق در سراسر خراسان سلطانعلی مشهدی را مسلم بوده و این استاد خوش شیوه و شاگردان او در مشهد و سایر بلاد خراسان و ماوراءالنهر به تعلیم این خط مشغول بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند برخی از دست نبشته‌ها و اسناد مربوط به قبل از زمان میرعلی تبریزی به خطی بسیار نزدیک به نستعلیق به دست آمده است ولی میرعلی از لحاظ فنّی این خط را به صورت مستقلی عرضه نمود از این رو استادان بعدی، ابداع خط نستعلیق را به او نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرعلی که در بغداد در دربار سلطان احمد جلایر (783-813 هجری) بود کلیات فارسی &amp;quot;خواجوی کرمانی&amp;quot; را در سنهٔ ۷۹۸ به خط نستعلیق در بغداد نوشت و حال آنکه زبان اهل بغداد همیشه عربی بوده‌است. و این نسخه کلیات مصوّر خواجوی کرمانی در موزه لندن موجود می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه های خط نستعلیق میرعلی هروی بشکل کتاب و قطعه بالنسبه زیاد در دست است ، کتبی که بخط اوست غالباً مثنویات شعرای مشهور است مانند مثنویات جامی و روضةالانوار خواجوو گوی و چوگان عارفی و قطعات غالباً از اشعار خود اوست . از جمله ٔ نفایس خط میرعلی پنج مثنوی است از سبعه ٔ جامی که آن را او در سال 928 بانجام رسانده و در آخر آن «علی الحسین الهروی » رقم کرده است . این نسخه ٔ بسیار نفیس در کتابخانه ٔ گلستان طهران موجود است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نسخه ٔ گرانبهای دیگر از خط دست میرعلی ایضاً در کتابخانه ٔ گلستان هست که رقم آخر آن بجهاتی برای روشن ساختن ترجمه ٔ احوال این خوشنویس زبردست اهمیت دارد و آن نسخه که روضةالانوار خواجو است در آخر چنین رقم دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به تاریخ سنه ٔ سبع و عشرین و تسعمائه کتبه العبدالمذنب علی الکاتب السلطانی غفر ذنوبه ببلدة هراة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این نوشته مسلم میشود که در سال 927 میرعلی هنوز در هرات میزیسته و در آن تاریخ به لقب «الکاتب السلطانی » نیز ملقب بوده است . این لقب را ظاهراً سلطان حسین میرزا بایقرا به میرعلی داده بود زیرا که در این ایام کسی دیگر را نمیشناسیم که در سرزمین خراسان و مشرق ایران به لقب سلطانی خوانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی هروی دراواخر عمر توسط ازبکان اسیر گشت و به بخارا منتقل شد و در آنجا به سال 924 یا 925 و یا 926 هَ . ق . درگذشت و در مرقد سیف الدین باخرزی دفن شد. او را رساله ای است به فارسی به نام «مدادالخط». و نیز اشعار و معماهایی از وی نقل میکنند. (از الذریعه ج 9 ص 764).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شعر میر علی==&lt;br /&gt;
میر علی هروی به زبان ترکی و فارسی شعر می سرود. این شعر از اوست که چندین بار آن را با تفاوت‌های اندکی نوشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمری از مشق دوتا بود قدم همچون چنگ *	تا خط من بیچاره بدین قانون شد&lt;br /&gt;
طالب من همه شاهان جهانند ولی *	در بخارا جگر از بهر معیشت خون شد&lt;br /&gt;
سوخت از غصه درونم چگنم چون سازم *	که مرا نیست از این شهر ره بیرون شد&lt;br /&gt;
این بلا برسرم از حسن خط آمد امروز *	وه که خط سلسلهٔ پای من مجنون شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گفته ها در مورد میر علی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عباس اقبال آشتیانی در مجله ٔ یادگار نویسد: به تصدیق خبرگان فن یکی از بزرگترین استادان خط نستعلیق میرعلی هروی مشهدی است که قریب پنجاه سال در مشهد و هرات و بخارا به تعلیم این شعبه ٔ ظریف از خط فارسی و تحریر نسخ و قطعات آن مشغول بوده تا آنجا که در مهارت در کتابت نستعلیق ثالث میرعلی تبریزی واضع این خط و قبلةالکتاب نظام الدین سلطانعلی مشهدی شده و به واسطه ٔهنر خود از روزگار اقبال و ادبار بسیار دیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرعلیشیر در مجالس النفایس در باب میرعلی نوشته که : «خط نسخ تعلیق را در غایت خوبی می نویسد بمرتبه ای که کسی هرگز نظیر او ننوشته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصرآبادی در تذکره ٔ خود گوید:&lt;br /&gt;
«بعضی خط او را به خط ملاسلطانعلی ترجیح میدهند و بعضی برخلاف این گفته عزیزی ، شعری که یک مصراعش این است در باب ایشان گفته :&lt;br /&gt;
در رتبه هیچ میر به سلطان نمیرسد،&lt;br /&gt;
مجملاً خط را به مرتبه ٔ اعلی رسانیده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-4e68d4c3c1f7497dbc709e184d423f58-fa.html لغت نامه دهخدا، سلطان الکتاب]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-c326b9e7c0864dea97c073d75ff05d7d-fa.html لغت نامه دهخدا، علی هروی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
*[http://www.zibanevisi.ir/index.aspx?pid=99&amp;amp;articleid=38540 سایت زیبا نویسی]، بازیابی:23 شهریور 1393&lt;br /&gt;
* [http://hbi.lxb.ir/post/7/%D8%A8%D9%8A%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%8A%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C.htm وبلاگ هنر برتر ایرانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران دو زبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن دهم]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{خوشنویسی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42866</id>
		<title>میر علی هروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=42866"/>
		<updated>2014-09-14T09:39:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: صفحه‌ای جدید حاوی 'میر علی سادات حسینی هروی  ملقب به کاتب‌ السلطان از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری ...' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میر علی سادات حسینی هروی  ملقب به کاتب‌ السلطان از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری است از سرآمدان نستعلیق‌نویسی است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی همچنین به زبان ترکی و فارسی شعر می سرود. استاد خط او سلطانعلی مشهدی بود و برخی خط وی را بر استادش ترجیح داده اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میر علی اصلاً از مردم هرات و از سادات حسینی آنجاست . ظهور او با ایامی مقارن شده است که استادی خط نستعلیق در سراسر خراسان سلطانعلی مشهدی را مسلم بوده و این استاد خوش شیوه و شاگردان او در مشهد و سایر بلاد خراسان و ماوراءالنهر به تعلیم این خط مشغول بوده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند برخی از دست نبشته‌ها و اسناد مربوط به قبل از زمان میرعلی تبریزی به خطی بسیار نزدیک به نستعلیق به دست آمده است ولی میرعلی از لحاظ فنّی این خط را به صورت مستقلی عرضه نمود از این رو استادان بعدی، ابداع خط نستعلیق را به او نسبت داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میرعلی که در بغداد در دربار سلطان احمد جلایر (783-813 هجری) بود کلیات فارسی &amp;quot;خواجوی کرمانی&amp;quot; را در سنهٔ ۷۹۸ به خط نستعلیق در بغداد نوشت و حال آنکه زبان اهل بغداد همیشه عربی بوده‌است. و این نسخه کلیات مصوّر خواجوی کرمانی در موزه لندن موجود می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه های خط نستعلیق میرعلی هروی بشکل کتاب و قطعه بالنسبه زیاد در دست است ، کتبی که بخط اوست غالباً مثنویات شعرای مشهور است مانند مثنویات جامی و روضةالانوار خواجوو گوی و چوگان عارفی و قطعات غالباً از اشعار خود اوست . از جمله ٔ نفایس خط میرعلی پنج مثنوی است از سبعه ٔ جامی که آن را او در سال 928 بانجام رسانده و در آخر آن «علی الحسین الهروی » رقم کرده است . این نسخه ٔ بسیار نفیس در کتابخانه ٔ گلستان طهران موجود است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نسخه ٔ گرانبهای دیگر از خط دست میرعلی ایضاً در کتابخانه ٔ گلستان هست که رقم آخر آن بجهاتی برای روشن ساختن ترجمه ٔ احوال این خوشنویس زبردست اهمیت دارد و آن نسخه که روضةالانوار خواجو است در آخر چنین رقم دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به تاریخ سنه ٔ سبع و عشرین و تسعمائه کتبه العبدالمذنب علی الکاتب السلطانی غفر ذنوبه ببلدة هراة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این نوشته مسلم میشود که در سال 927 میرعلی هنوز در هرات میزیسته و در آن تاریخ به لقب «الکاتب السلطانی » نیز ملقب بوده است . این لقب را ظاهراً سلطان حسین میرزا بایقرا به میرعلی داده بود زیرا که در این ایام کسی دیگر را نمیشناسیم که در سرزمین خراسان و مشرق ایران به لقب سلطانی خوانده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی هروی دراواخر عمر توسط ازبکان اسیر گشت و به بخارا منتقل شد و در آنجا به سال 924 یا 925 و یا 926 هَ . ق . درگذشت و در مرقد سیف الدین باخرزی دفن شد. او را رساله ای است به فارسی به نام «مدادالخط». و نیز اشعار و معماهایی از وی نقل میکنند. (از الذریعه ج 9 ص 764).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گفته ها در مورد میر علی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عباس اقبال آشتیانی در مجله ٔ یادگار نویسد: به تصدیق خبرگان فن یکی از بزرگترین استادان خط نستعلیق میرعلی هروی مشهدی است که قریب پنجاه سال در مشهد و هرات و بخارا به تعلیم این شعبه ٔ ظریف از خط فارسی و تحریر نسخ و قطعات آن مشغول بوده تا آنجا که در مهارت در کتابت نستعلیق ثالث میرعلی تبریزی واضع این خط و قبلةالکتاب نظام الدین سلطانعلی مشهدی شده و به واسطه ٔهنر خود از روزگار اقبال و ادبار بسیار دیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرعلیشیر در مجالس النفایس در باب میرعلی نوشته که : «خط نسخ تعلیق را در غایت خوبی می نویسد بمرتبه ای که کسی هرگز نظیر او ننوشته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصرآبادی در تذکره ٔ خود گوید:&lt;br /&gt;
«بعضی خط او را به خط ملاسلطانعلی ترجیح میدهند و بعضی برخلاف این گفته عزیزی ، شعری که یک مصراعش این است در باب ایشان گفته :&lt;br /&gt;
در رتبه هیچ میر به سلطان نمیرسد،&lt;br /&gt;
مجملاً خط را به مرتبه ٔ اعلی رسانیده &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-4e68d4c3c1f7497dbc709e184d423f58-fa.html لغت نامه دهخدا، سلطان الکتاب]&lt;br /&gt;
[http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-c326b9e7c0864dea97c073d75ff05d7d-fa.html لغت نامه دهخدا، علی هروی]&lt;br /&gt;
[http://www.zibanevisi.ir/index.aspx?pid=99&amp;amp;articleid=38540 سایت زیبا نویسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران دو زبانه]]&lt;br /&gt;
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن دهم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C&amp;diff=42864</id>
		<title>میرعماد حسنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C&amp;diff=42864"/>
		<updated>2014-09-14T08:14:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: میرعماد را به میرعماد حسنی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فرزند سید ابراهیم حسنى حسینى سیفى قزوینى، ملقب به عمادالملك. ادیب شاعر خطاط مشهور وى از جمله كسانى است كه خط را فقط به خاطر هنر دوست مى‌داشته و براى دست یافتن به آن نهایت كوشش را مبذول داشته، در لطافت قلم و قدرت دست و خوش سلیقگى و حسن تركیب كلمات و دیگر محسنات خط، مهارت و استادى داشته به طورى كه خط او ضرب‌المثل شده و خط هر كس را كه بخواهند تعریف كنند. مى‌گویند: مثل خط میر مى‌نویسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از زمان او تاكنون خط احدى به پایه‌ى او نرسیده است. میر در نوشتن خط نستعلیق خفى و جلى اعجاز مى‌نموده و نسبت به بزرگان بى‌نهایت بى‌اعتنا بوده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدفن او را برخى در بقعه‌ى جنب مسجد تكیه‌ى ظلمات مى‌دانند و در كتاب خط و خطاطان گوید: در قبرستان مرزغان حوالى محله‌ى طوقچى مدفون گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تولد میر، را در حدود 961 و كشته شدنش را در شب جمعه سال 1024 مى‌نویسند. وى صاحب دیوان اشعار است و كتابى به نام «آداب المشق» به نام او به چاپ رسیده است. پدر و جدش در دستگاه صفویه منصب كتابدارى داشته و جدش میرحسین على از كتاب و نویسندگان و ساكن قزوین بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:خطاطان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF&amp;diff=42865</id>
		<title>میرعماد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF&amp;diff=42865"/>
		<updated>2014-09-14T08:14:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: میرعماد را به میرعماد حسنی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[میرعماد حسنی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42863</id>
		<title>الگو:خوشنویسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42863"/>
		<updated>2014-09-14T08:13:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{| align=&amp;quot;center&amp;quot; border=&amp;quot;1&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;4&amp;quot; cellspacing=&amp;quot;0&amp;quot; class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align: ritgh; font-weight: normal; font-size: 100%; margin: auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-style=&amp;quot;background: rgb(255, 192, 111)&amp;quot;&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;3&amp;quot;|&amp;lt;center&amp;gt;'''خوشنویسی'''&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|rowspan=&amp;quot;2&amp;quot;|خط‌ها&lt;br /&gt;
|کتابت&lt;br /&gt;
| * [[خط کوفی|کوفی]] * [[خط بنایی|بنّایی]] * [[خطوط ششگانه]] ([[خط نسخ|نسخ]] * [[خط ثلث|ثلث]] * [[خط محقق|محقق]] * [[خط ریحان|ریحان]] * [[خط توقیع|توقیع]] * [[خط رقاع|رقاع]]) * [[خط دیوانی|دیوانی]] * [[خط رقعه|رقعه]] * [[خط مغربی|مغربی]] * [[خطوط تفننی]] * [[خط غبار|غبار]] * [[خط طغرا|طغرا]] * [[خط سینی|سینی]] * [[خط سیاق|سیاق]] * [[خط فارسی]] * [[خط بیاض|بیاض]] * [[خط سیاه‌مشق|سیاه‌مشق]] * [[خط متنی|متنی]] * [[خط مسلسل|مسلسل]] * [[خط منثور|منثور]] * [[خط ناخنی|ناخنی]] * [[خط وشی|وشی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|خوش‌نویسی&lt;br /&gt;
| * [[خط نستعلیق|نستعلیق]] * [[خط شکسته‌نستعلیق|شکسته‌نستعلیق]] * [[خط معلی|معلی]] * [[خط مرصع|مرصع]] * [[خط توأمان]] * [[خط تعلیق|تعلیق]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;2&amp;quot;| خوشنویسان&lt;br /&gt;
| * [[ابن مقله]] * [[ابن بواب]] * [[یاقوت مستعصمی]] * [[میرعماد حسنی]] * [[احمد نیریزی|میرزا احمد نیریزی]] * [[عبدالمجید طالقانی|درویش عبدالمجید طالقانی]] * [[میرعلی تبریزی]] * [[میر علی هروی|میرعلی هروی]] * [[سلطان‌علی مشهدی]] * [[بایسنقر پسر شاهرخ|بایسنقر میرزا]] * [[علیرضا عباسی|علیرضا عباسی]] * [[میرزا غلامرضا اصفهانی]] * [[میرزا محمدرضا کلهر]] * [[عمادالکتاب]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;3&amp;quot;|&amp;lt;center&amp;gt;[[فهرست خوشنویسان مسلمان]]&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
|}&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:خوشنویسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:الگوهای موضوعی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42862</id>
		<title>الگو:خوشنویسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=42862"/>
		<updated>2014-09-14T08:12:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: صفحه‌ای جدید حاوی '{| align=&amp;quot;center&amp;quot; border=&amp;quot;1&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;4&amp;quot; cellspacing=&amp;quot;0&amp;quot; class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align: ritgh; font-weight: normal; font-size: 100%; m...' ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{| align=&amp;quot;center&amp;quot; border=&amp;quot;1&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;4&amp;quot; cellspacing=&amp;quot;0&amp;quot; class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot;text-align: ritgh; font-weight: normal; font-size: 100%; margin: auto;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-style=&amp;quot;background: rgb(255, 192, 111)&amp;quot;&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;3&amp;quot;|&amp;lt;center&amp;gt;'''خوشنویسی'''&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|rowspan=&amp;quot;2&amp;quot;|خط‌ها&lt;br /&gt;
|کتابت&lt;br /&gt;
| * [[خط کوفی|کوفی]] * [[خط بنایی|بنّایی]] * [[خطوط ششگانه]] ([[خط نسخ|نسخ]] * [[خط ثلث|ثلث]] * [[خط محقق|محقق]] * [[خط ریحان|ریحان]] * [[خط توقیع|توقیع]] * [[خط رقاع|رقاع]]) * [[خط دیوانی|دیوانی]] * [[خط رقعه|رقعه]] * [[خط مغربی|مغربی]] * [[خطوط تفننی]] * [[خط غبار|غبار]] * [[خط طغرا|طغرا]] * [[خط سینی|سینی]] * [[خط سیاق|سیاق]] * [[خط فارسی]] * [[خط بیاض|بیاض]] * [[خط سیاه‌مشق|سیاه‌مشق]] * [[خط متنی|متنی]] * [[خط مسلسل|مسلسل]] * [[خط منثور|منثور]] * [[خط ناخنی|ناخنی]] * [[خط وشی|وشی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|خوش‌نویسی&lt;br /&gt;
| * [[خط نستعلیق|نستعلیق]] * [[خط شکسته‌نستعلیق|شکسته‌نستعلیق]] * [[خط معلی|معلی]] * [[خط مرصع|مرصع]] * [[خط توأمان]] * [[خط تعلیق|تعلیق]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;2&amp;quot;| خوشنویسان&lt;br /&gt;
| * [[ابن مقله]] * [[ابن بواب]] * [[یاقوت مستعصمی]] * [[میرعماد حسنی]] * [[احمد نیریزی|میرزا احمد نیریزی]] * [[عبدالمجید طالقانی|درویش عبدالمجید طالقانی]] * [[میرعلی تبریزی]] * [[میر علی هروی|میرعلی هروی]] * [[سلطان‌علی مشهدی]] * [[بایسنقر پسر شاهرخ|بایسنقر میرزا]] * [[علیرضا عباسی|علیرضا عباسی]] * [[میرزا غلامرضا اصفهانی]] * [[میرزا محمدرضا کلهر]] * [[عمادالکتاب]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|colspan=&amp;quot;3&amp;quot;|&amp;lt;center&amp;gt;[[فهرست خوشنویسان مسلمان]]&amp;lt;/center&amp;gt;&lt;br /&gt;
|}&amp;lt;noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:خوشنویسی اسلامی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=42861</id>
		<title>خوشنویسی در اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=42861"/>
		<updated>2014-09-14T07:50:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با ظهور اسلام‎ ‎و تلاش جهت زیبانویسی کلام الهی، هنرخوشنویسی در بین مسلمانان ارزشی ویژه پیدا نمود چنانچه برخی [[خوشنویسی]] را  شاخص‌ترین [[هنر]] در پهنه سرزمین‌های اسلامی دانسته اند.&amp;lt;ref&amp;gt;پاکباز، روئین، دایره المعارف هنر، صفحه ۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; خطاطی‌ در بین مسلمانان در اشکال مختلف همچون كتیبه‌ نگاری‌، خوشنویسی‌ روی‌ بوم‌، كاغذ، سفال‌ و غیره‌ ظاهر گردیده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیارى از برگزیده‌ترین خوشنویسان، ایرانى بودند؛ آن‌گونه كه در میان انواع شیوه‌هاى خطاطى، دو شكل عمده آن یعنى نستعلیق و شكسته، از ابتكارات ایرانیان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ و تمدن اسلامى، علی اکبر ولایتی، ص107.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت خوشنویسی در اسلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظرگاه مسلمانان هنر خوشنویسی هنری مقدس است و با تهذیب‌ نفس‌ و طهارت‌ روح‌ ارتباطی نزدیک دارد. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «خط خوش باعث جلای روح و صفای باطن است». &amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/81415 خوشنویسی؛ تزکیه و تعالی روح (گفتگو با عبدالرضا حسینی گرکانی خوشنویس)، مریم دسترنج، مجله کیهان فرهنگی، شماره 213]، بازیابی: 1 خرداد 1391.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خطوط اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خطوط‌ اسلامی‌ رایج‌ در بین‌ ملل‌ اسلامی‌ رایج‌ است‌، عبارتند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* خط‌ نستعلیق‌ كه‌ عروس‌ خطوط‌ نام‌ گرفته‌ و شكسته‌ نستعلیق‌ كه‌ به‌ عنوان‌ خط‌ تحریری‌ ایران‌ بكار می‌رفته‌ است‌ و امروزه‌ به‌ زیباترین‌ شكل‌ ممكن‌، توسط‌ بزرگ‌ استاد خط‌ شكسته‌، یداله‌ كابلی‌ خوانساری‌ به‌ علاقه‌مندان‌ عرضه‌ می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* خط‌ ثلث‌ كه‌ ویژه‌ نگاشتن‌ كتیبه‌ بر سر درب‌ مساجد، تكایا و حسینیه‌ها و بعضاً نگارش‌ بخش هائی‌ از [[قرآن‌ كریم‌]] بوده‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* خط‌ نسخ‌ كه‌ مخصوص‌ نگارش‌ قرآن‌ كریم‌ بوده‌ و هست‌ و در میان‌ اكثر ملل‌ مسلمان‌ رایج‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط‌ رقعه‌ كه‌ خط‌ تحریری‌ زبان‌ عرب‌ به‌ شمار می‌آید، در كنار خط‌ دیوانی‌ كه‌ مخصوص‌ نگاشتن‌ عنوان ها، سرفصل ها و مقدمه‌ها در كشورهای‌ عربی‌ است‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خط‌ كوفی‌ كه‌ انواع‌ و اقسام‌ آن‌ به‌ بیش‌ از صد نوع‌ می‌رسد و مادر خطوط‌ نام‌ گرفته‌ و اقسام‌ شش‌ گانه: ثلث‌، نسخ‌، محقق‌، ریحان‌، رقاع‌ و توقیع‌ از آن‌ استخراج‌ می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.khoshnevisi.blogfa.com/post-15.aspx تأملی‌ بر هنر خوشنویسی‌ در جهت‌ انتقال‌ فرهنگ‌ اسلامی‌، غلامرضا راهپیما]، بازیابی: 1 خرداد 1391.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خوشنویسی در ایران اسلامی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اصلی تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام به عهده ایرانیان بوده است و ایرانیان رفته رفته سبک و شیوه های ویژه خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هر چند این شیوه ها و قلم های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، [[افغانستان]]، [[پاکستان]] و [[هند]] می باشد. در این منطقه خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای ظرایف زیبایی خاصی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ایران فتح شده توسط مسلمانان، خطاطی به شیوه نسخ وجود داشت. با حمایت های [[ابوبکر بن سعد زنگی]] (حاکم فارس در زمان [[سعدی]])، ده ها نسخه [[قرآن]] به نگارش درآمد. در زمان حکومت ایلخانان به دلیل نفوذ هنر چین و تسلط مغول ها بر ایران صفحات کتب برای اولین بار تزئین شدند و هنز تذهیب شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت [[تیموریان]] در ایران [[میرعلی تبریزی]] با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را ابداع کرد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود.&amp;lt;ref&amp;gt; [http://www.ido.ir/a.aspx?a=1390101402 اوج هنر خوشنویسی اسلامی، غزال حسین زاده، سایت سازمان تبلیغات اسلامی]، بازیابی: 1 خرداد 1391.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خوشنویسى در عصر [[صفوى]] به كمال خود رسید. خوشنویسان این عصر، اغلب كتاب‌ها را با تذهیب‌ها و نقش‌هاى دل‌انگیز مى‌آراستند. انواع خطوط در این دوره، نمونه‌هاى برجسته‌اى دارد كه در تاریخ خطوط دوره اسلامى داراى اهمیت بسیار است. خوشنویسان زیادى در این دوره مى‌زیسته‌اند كه شهیرترین آنها [[میرعماد]]، علیرضا عباسى تبریزى و ملاعبدالباقى تبریزى است. آثار اغلب این خوشنویسان در كتیبه‌هاى مختلف این دوره هنوز باقى است.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام، زهرا اسلامی فرد، دفتر نشر معارف‌، قم‌، 1389، چاپ اول‌، ص155 به نقل از على‌اصغر حلبى، تاریخ تمدن اسلام (بررسى‌هایى چند در فرهنگ و علوم عقلى اسلامى)، ص354.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:هنرهای اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوشنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D9%84&amp;diff=42860</id>
		<title>حبل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D9%84&amp;diff=42860"/>
		<updated>2014-09-14T07:44:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل دائرة المعارف|[[نثر طوبی]]:دائرة المعارف لغات قرآن کریم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''ریسمان جمع آن حبال است.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«و نحن أقرب الیه من حبل الورید»}}؛ ([[سوره ق]]/آیه 16) ما نزدیکتریم به انسان از رگ گردن او.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رگ گردن را تشبیه به ریسمان کرد. در اصطلاح اطبا رگهای جنبنده را شریان می گویند و رگهای ساکن را ورید اما در لغت این فرق نیست و ابوالهیثم گوید: ورید رگ زننده است که در سطح بدن باشد و گویند شریان رگهای باریکتر است که در عمق أعضا جای دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انسان به [[روح]] خود انسان است زیرا که اگر انسان جان نداشته باشد، جماد است و اگر جان او مدرک کلیات نباشد و غیر محسوسات چیزی ادراک نکند، حیوان است و از همه اعضای بدن چیزی که به روح او از همه نزدیکتر است، رگ قلب است و آن را در اصطلاح اطبا آورطی گویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیکی او از آنجا دانسته می شود که تا آن رگ می جنبد انسان زنده است و چون ساکن شود، مرده است. شاید همه اعضا از کار بیفتند و باز به کار آیند چون آورطی رابطه خود را با روح نگسسته و می تواند استمداد کند از وی و باز روح حیوانی و قوه حیات را به مغز و اعصاب و سایر جوارح برساند اما اگر آورطی ساکن شود و بکار نیاید هیچیک از اعضا قدرت آن را ندارند که قوه حیات را از نفس ناطقه گرفته به آورطی برسانند پس آورطی واسطه میان اعضای بدن و نفس ناطقه است و از همه جوارح به او نزدیکتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند می فرماید: با آن نزدیکی که آورطی به انسان یعنی به نفس ناطقه او دارد خداوند از آن هم نزدیکتر است زیرا که او علت وجود و نگهدارنده نفس است و رگ گردن معد یعنی آماده کننده است و وجود هر چیز بسته به علت موجده است نه علت معده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«فالقوا حبالهم و عصیهم»}}؛ ([[سوره شعراء]]/آیه 44) جاودان فرعون ریسمان و عصاهای خود را انداختند و در سوره ([[سوره طه]]/آیه 66) می فرماید: آن ریسمان ها و عصاها از جادوئی آنان چنان به نظر می آیند که می جنبند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حبل مجازاً به معنی سبب و وسیله نیز استعمال شده است چون ریسمان هم دست آویز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«واعتصموا بحبل الله جمیعاً»}}؛ ([[سوره آل عمران]]/آیه 103) به ریسمان خدا دست فرابرید همه با هم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی به دین خدا چنگ زنید که وسیله تقرب به او است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|«ضربت علیهم الذلة أین ماثقفوا الا بحبل من الله و حبل من الناس»}}؛ ([[سوره آل عمران]]/آیه 112) زده شد بر بنی اسرائیل خواری هر جا که باشند مگر بوسیله و سببی از جانب خدا یا از مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنی اسرائیل یا باید به پیمان و عهد و حکم الهی در امان باشند، چنان که مسلمانان را فرمود با اهل ذمه نیکی کنند و آزار نرسانند و جان و مال آنها را محفوظ دارند و این «حبل من الله» است چون مشروع است مطابق دستور الهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا گروهی دیگر آنها را در حمایت خویش گیرند و یاری کنند در امری که خدا راضی نیست و این «حبل من الناس» است. خداوند آن وسیله مشروع را «حبل من الله» نامید. وسیله نامشروع را «حبل من الناس» و در هر دو حال ذلت است و عزت آن است که خداوند انسان را به نیروی خود او حفظ کند نه به نیروی دیگران و یهود هرگز به نیروی خود متکی نیستند دیگران باید آنها را حمایت گیرند و نیرو دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
نثر طوبی، علامه شعرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:واژگان قرآنی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%DA%A9%D8%A8%D8%B1&amp;diff=42859</id>
		<title>تکبر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AA%DA%A9%D8%A8%D8%B1&amp;diff=42859"/>
		<updated>2014-09-14T07:42:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==تعريف==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کبر حالتی است كه آدمى خود را بالاتر از ديگرى ببيند و اعتقاد برترى‌ خود را بر غير داشته باشد. بزرگان اخلاق گفته اند، اساس تكبر اين است كه انسان از اين كه خود را برتر از ديگری ببيند، احساس آرامش كند و خود برتربينی، خودمحوری، برتری جويی و فخرفروشی از مفاهيمی هستند كه ريشه آنها (تكبر) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفاوت کبر با [[عجب]]==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عجب برای انسان خودپسند تفتوتی ندارد که پای شخص دیگری در میان باشد یا نه؛ ولى در كبر بايد پاى فرد یا افراد دیگر نيز در ميان آيد تا فرد متکبر خود را از آن برتر داند و بالاتر بيند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایاتی در مذمت کبر==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَجَهْدَهُ الْجَهِيدَ و َكَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَی أَمِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الاْخِرَةِ عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ؛ فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِيسَ يَسْلَمُ عَلَی اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكا؛ اميرالمؤمنان عليه السلام فرموده اند: از برنامه حضرت حق در رابطه با [[شيطان]] عبرت بگيريد، كه اعمال طولانی، و سخت كوشی او را، به خاطر يك ساعت تكبر تباه كرد، در صورتی كه خداوند را شش هزار سال بندگی كرد كه معلوم نيست از سال های دنيايی است يا سال های آخرتی (كه هر روزش هزار سال دنيايی است). چه كسی پس از [[ابليس]] با آلوده شدن به گناهی چون [[گناه]] او از عذاب حق سالم می ماند حاشا خداوند هرگز انسانی را به عملی وارد [[بهشت]] نمی كند كه به خاطر همان عمل فرشته ای را از آن جا بيرون كرد. ([[نهج البلاغه]]، خطبه 192، [[خطبه قاصعه]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*و َقَالَ عليه السلام إِيَّاكَ و َالْكِبْرَ فَإِنَّهُ أَعْظَمُ الذُّنُوبِ وَ أَلْأَمُ الْعُيُوبِ وَ هُوَ حِلْيَةُ إِبْلِيسَ؛ اميرالمؤمنان عليه السلام فرموده اند: بر تو باد دوری از كبر، زيرا آن از بزرگترين گناهان و مادر عيب ها است و آن لباس ابليس است. ([[مستدرك الوسائل]]، ج12، ص29)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*و َقَالَ عليه السلام أَقْبَحُ الْخُلُقِ التَّكَبُّر؛ اميرالمؤمنان عليه السلام فرموده اند: قبيح ترين خلق و خوی، تكبر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*و َقَالَ عليه السلام شَرُّ آفَاتِ الْعَقْلِ الْكِبْرُ؛ اميرالمؤمنان عليه السلام فرموده اند: بدترين آفات عقل، كبر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* عَلِیُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْمَسْعُودِیُّ فِی إِثْبَاتِ الْوَصِيَّةِ، رُوِیَ أَنَّهُ أُوحِیَ إِلَی دَاوُدَ عليه السلام كَمَا أَنَّ أَقْرَبَ النَّاسِ إِلَی اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْمُتَوَاضِعُونَ كَذَلِكَ أَبْعَدُ النَّاسُ مِنَ اللَّهِ الْمُتَكَبِّرُونَ؛ در كتاب اثبات الوصيه روايت شده كه به [[حضرت داود]] عليه السلام [[وحی]] شد: هم چنان كه مقربترين مردم به خدای متعال در [[روز قيامت]]، متواضعين هستند، هم چنين دورترين مردم از پيشگاه الهی در قيامت، متكبران هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ الْقُمِّیُّ فِی كِتَابِ الْمَانِعَاتِ، عَنِ النَّبِیِّ صلی الله عليه و آله قَال: لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِنْسَانٌ فِی قَلْبِهِ حَبَّةُ خَرْدَلٍ مِنْ كِبْرٍ؛ پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله فرموده اند: كسی كه در قلبش ذره ای از كبر باشد، داخل بهشت نمی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* احذر الكبر فإنه رأس الطغيان و معصية الرحمن؛ اميرالمؤمنان عليه السلام فرموده اند: از تكبر بپرهيز كه آن سرآغاز طغيان ها و معصيت و نافرمانی خداوند رحمان است. ([[غررالحكم]]، ص309)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* وَ قَالَ عليه السلام و َعَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِی كَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ يَكُونُ غَداً جِيفَة؛ و از آن خودخواه گردن كشی بتعجّبم كه ديروز آبی گنديده و فردا لاشه كثيفی بيش نخواهد بود؛ چنين كسی كبر و نخوتش برای چيست و چرا اوّل و آخر خود را بياد نمی آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [http://www.downloadbook.org/maasumin/np/takabbor.htm سایت دانلود بوک، بخش با معصومین علیهم السلام]&lt;br /&gt;
* احمد نراقی، معراج السعاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اخلاق فردی]]&lt;br /&gt;
[[رده:صفات ناپسند]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
	<entry>
		<id>https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C:%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9_%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA&amp;diff=42858</id>
		<title>دانشنامه اسلامی:شروع مشارکت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.ahlolbait.com/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C:%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9_%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA&amp;diff=42858"/>
		<updated>2014-09-14T07:38:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;دانشیار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==هنوز ثبت نام نکرده ام==&lt;br /&gt;
ابتدا بر روی گزینه &amp;quot;ورود به سامانه/ایجاد حساب کاربری&amp;quot; کلیک کنید و پس از آن بر روی گزینه &amp;quot;یک حساب کاربری جدید بسازید&amp;quot; کلیک نموده نام کاربری و گذر واژه دلخواهتان را به همراه پست الکترونیکی خود در محل خواسته شده وارد نموده &amp;quot;ایجاد حساب کاربری&amp;quot; را بزنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که هر گونه مشارکت در این دانشنامه وابسته به پست الکترونیکی شماست. پس از ثبت نام یک '''کد فعال سازی''' به پست الکترونیکی شما (احتمالا به بخش spam) ارسال می گردد که با کلیک بر روی آن می توانید دوباره به سیستم وارد شده و مشارکت با این دانشنامه را شروع کنید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ثبت نام کرده ام و نیاز به راهنمایی دارم==&lt;br /&gt;
*چنانچه قصد اضافه نمودن مقاله ای جدید را دارید [[راهنما:ایجاد صفحه|ایجاد صفحه]] را بخوانید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*چنانچه قصد تغییر در محتوای فعلی مقاله ای را دارید [[راهنما:روش ویرایش یک صفحه|روش ویرایش یک صفحه]] را بخوانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*برای راهنمایی بیشتر از [[راهنما:فهرست راهنما|راهنما]] کمک بگیرید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*چنانچه سوالی داشتید، می توانید در [[دانشنامه اسلامی:اتاق راهنمایی|اتاق راهنمایی]] مطرح کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:دانشنامه اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>دانشیار</name></author>
		
	</entry>
</feed>