میرزا محمد تقی شیرازی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۳۷ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (ویرایش)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

میرزا محمدتقی شیرازی (۱۲۵۶ - ۱۳۳۸ ه.ق)، معروف به میرزای دوم یا میرزای کوچک،‌ از مراجع بزرگ شیعه و از رهبران قیام مردم عراق علیه سلطه‌ انگلستان (۱۹۲۰ م) است که با مجاهدت‌هاى خود، سلطه و نفوذ انگلیس را در عراق از بین برد.

M-shirazi.jpg
نام کامل میرزا محمدتقی شیرازی
زادروز ۱۲۵۶ قمری
زادگاه شیراز
وفات ۱۳۳۸ قمری
مدفن کربلا

Line.png

اساتید

فاضل اردکانی، میرزا حسن شیرازی، ...

شاگردان

آقا بزرگ تهرانی، شیخ عبدالکریم حائری، ...

آثار

شرح مکاسب، القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره، ...


زندگی‌نامه

میرزا محمدتقی در سال ۱۲۵۶ ق در شیراز به دنیا آمد. او فرزند میرزا محب علی و نوه میرزا محمدعلی، و برادرزاده قاآنی، شاعر معروف دوره ناصری است.

میرزا در ۱۲۷۱ ق به عراق رفت و در کربلا اقامت گزید و دروس ابتدایی و مقدمات را نزد افاضل آنجا خواند و در محضر درس ملامحمد حسین مشهور به فاضل اردکانی حاضر شد و دروس سطح خود را نزد او و سید علی تقی طباطبایی به پایان برد.

وی در سال ۱۲۹۱ ق با دوست و هم مباحثه خود سید محمد فشارکی اصفهانی، به همراه میرزا حسن شیرازی معروف به میرزای اول یا میرزای بزرگ، به سامرا رفت و در مجلس درس میرزا شرکت کرد و از بزرگان شاگردان و ارکان بحث او گردید و از دانش او استفاده کرد و در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از افاضل و شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی درس می گفت و یکی از علمای بزرگ ثلاث (میرزا محمدتقی، سید اسماعیل صدر و سید محمد اصفهانی) در زمان میرزای بزرگ به شمار می رفت.

پس از آنکه میرزای بزرگ در ۱۳۱۲ ق درگذشت، نظر گروهی از مردم به رهبری دینی و سیاسی او متوجه گردید. او در سامرا به اقامه وظایف شرعی و تدریس و تربیت طلاب پرداخت و اهل علم در محضر درسش حاضر شدند. وی تا ماه صفر ۱۳۳۶ ق در سامرا اقامت داشت و سپس به کاظمین رفت و مدتی بعد در کربلا رحل اقامت افکند که تا پایان عمر در آنجا ماند و به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان خود پرداخت. پس از درگذشت آقا سید کاظم یزدی در ۱۳۳۷ ق مرجعیت مطلق شیعیان به او رسید.

تدریس و شاگردان

دقت نظر و ژرف‌کاوی میرزا در مسائل پیچیده علمی درسش را پربرکت ساخته بود. این ویژگی موجب گشت که از این نابغه میدان علم و اندیشه، شاگردان بسیاری پرورش یابند. شاگردانی که برخی از آنان با این که به مرحله اجتهاد رسیده بودند از محضر میرزا استفاده‌ها می‌بردند و خوشه‌ها می‌چیدند. برخی از شاگردان وی عبارتند از:

  • ۶. آیت الله شیخ محمدکاظم شیرازی (۱۲۹۲-۱۳۶۷ ق)؛

تألیفات

میرزای شیرازی دارای تألیفات و آثار قلمی متعددی است از جمله:

  • ۲. شرح منظومه رضائیه، تألیف سید صدرالدین عاملی.
  • ۳. القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره.[۱]
  • ۴. رساله عملیه که بعدها مورد تحشیه برخی از فقها واقع شده است.

فعالیت‌های سیاسی

رهبری قیام علیه انگلیس:

ارزشمندترین فعالیت سیاسی آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، رهبری انقلاب بزرگ عراق در ۱۹۲۰ بود. پس از این که انگلستان در ۲۹ تشرین اول ۱۹۱۴ م (۱۳۳۲ ق) علیه امپراتوری عثمانی اعلان جنگ کرد در ششم تشرین دوم تصمیم گرفت شهر بصره در عراق را به تصرف خویش درآورد. چون اهالی بصره از این موضوع اطلاع پیدا کردند سخت به هراس افتاده از علما کمک خواستند. عالمان آگاه به زمان این بار نیز چون همیشه موضع‌گیری مناسبی اتخاذ کردند و به ندای مظلومانه مردم بصره پاسخ مساعد دادند. آنان، هم فتوا بر وجوب دفاع دادند و هم مردم را به پیکار علیه انگلیس متجاوز تحریک و تشویق کردند. خود نیز پیشاپیش مجاهدان و عشایر عراق به طرف میدان‌های نبرد حرکت کردند.

آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی که ساکن کربلا بود، روح مبارزه با انگلستان را در کالبد مسلمانان دمید. خود نیز شجاعانه برای بدست آوردن حقوق پایمال شده عراقیان قیام کرد و فتوای تاریخی و حماسی خویش را که غیرت وطنی و دینی مردم عراق را به جوش آورد، صادر کرد و مردم عراق را برای جهاد مقدس در مقابل بریتانیای تجاوزگر مهیا نمود. در پی صدور این فتوا، انقلابی ملی و اسلامی به نام «انقلاب عشرین» یا انقلاب بزرگ عراق تبلور یافت که سرانجام به رهایی عراق از تسلط انگلستان منجر شد.

میرزا به طور مداوم و با پشتکاری فراوان، مردم مسلمان عراق را برای یاری دین و بیرون راندن کفار متجاوز از کشور اسلامی برمی‌انگیخت. او برای رسیدن به اهداف خویش از جان خود و فرزندانش نیز دریغ نمی‌کرد.[۲]

آیت الله محمدتقی شیرازی در نیمه اول سال ۱۹۱۹ م. شیخ مهدی خالصی را که از دشمنان سرسخت انگلستان بود به منظور مشاوره در امور دینی و سیاسی از کاظمین به کربلا فراخواند. همچنین وی از بزرگانی دیگر مانند آیت الله کاشانی، سید محمدعلی شهرستانی، میرزا احمد خراسانی و فرزند خویش میرزا محمدرضا برای مشاوره در امور سیاسی و رهبری نهضت استفاده می‌کرد. در حقیقت این پنج تن یاور وی در مشکلات و مصایب و مدافع ایشان در مواقع حساس و بحرانی بودند.[۳]

جمعیت اسلامی:

در پی برگزاری انتخابات در عراق مخالفت‌هایی در شهرهایی نظیر بغداد و کربلا علیه انگلستان صورت گرفت. در کربلا میرزا محمدرضا فرزند میرزا، تشکیلاتی به نام «الجمعیه الاسلامیه» به وجود آورد. هدف این گروه مبارزه با قیمومیت انگلستان و آزادسازی عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس از استقلال، عراق را تحت ریاست فردی مسلمان درآورند. در آن هنگام آیت الله میرزای شیرازی در تقویت این حرکت، فتوایی بدین صورت صادر کرد: «هیچ مسلمانی حق انتخاب و اختیار غیرمسلمان را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان ندارد».

هنوز مدتی کوتاه از فعالیت‌های جمعیت اسلامی نگذشته بود که انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در ذی القعده ۱۳۳۷ ق. تعدادی از اعضای آن دستگیر و به بغداد فرستاده شدند تا از آنجا به هندوستان تبعید گردند.

هنگامی که میرزا محمدتقی شیرازی از این حادثه آگاه شد، نامه اعتراض‌آمیزی به ویلسون نوشت و خواستار آزادی آن گروه گردید. پاسخ نامه مایوس‌کننده بود و بدین جهت آیت الله تصمیم هجرت انگلیس را صادر کند. انتشار این خبر موجب رعب انگلیس گشت و پس از مدتی تبعیدشدگان آزاد و به وطن خویش بازگردانده شدند.

فتوای مشهور میرزا:

آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی فتوای مشهور خود را به نام «فتوای دفاعیه» که مجوزی رسمی برای نهضت مسلحانه مردم عراق بود، بدین صورت صادر کرد: «مطالبه حقوق بر عراقیان واجب است و بر آنان واجب است در ضمن درخواست‌های خویش رعایت آرامش و امنیت را بنمایند و در صورتی که انگلستان از پذیرش درخواست‌هایشان خودداری ورزد، جایز است به قوه دفاعی متوسل شوند».[۴]

حمایت از جبهه‌ها:

آیت الله شیرازی به رغم کهولت و ناتوانی جسمی به انقلاب و امور مربوط به آن بسیار اهمیت می‌داد. وی برای پیشبرد اهداف مقدس انقلاب عراق و تامین نیازمندی‌های جبهه هر چه از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد.

نوشته‌اند: «مقلدان آیت الله شیرازی از دورترین نقاط، وجوهات شرعی را برای وی ارسال می‌‌کردند لذا در برخی از روزها نزد وی انبوهی از طلا و نقره به چشم می‌خورد ولی او علی‌رغم اصرار خانواده‌اش بر صرف مقداری از آن‌ها برای مخارج ضروری منزل، همه را به جبهه‌های جنگ می‌فرستاد».

وفات

او پس از عمری تلاش و کوشش در راه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه سامرا و نجف بالاخره در دهه اول ذی الحجه سال ۱۳۳۸ هجری قمری در ۶۸ سالگی در شهر نجف درگذشت و حوزه علمیه آن شهر به مناسبت مرگ او تعطیل عمومی شد و با کمال تجلیل جنازه او به کربلای معلا نقل گردید و مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی بر جنازه‌اش نماز گزارد و او را در ضلع جنوب شرقى صحن مقدس حسینی علیه‌السلام در مقبره اختصاصى خود دفن کردند.

پانویس

  1. ریحانه الادب، ج ۶، صفحه ۶۵ و ۶۶.
  2. تشیع و مشروطیت در ایران، عبدالهادى حائرى، ص ۱۶۹؛ نگاهى به تاریخ انقلاب اسلامى عراق، صادقى تهرانى، ص ۱۳.
  3. الحائق الناصحه، فریق المزهر، ج ۱، ص ۹۵.
  4. نقباءالبشر، ج ۱، ص ۲۶۳.

منابع

  • فقهای نامدار شیعه، عقیقی بخشایشی.
  • عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، نشر مشعر، تهران، ص 150.