منابع و پی نوشتهای متوسط
مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

میرزای قمی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۵۸ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

میرزاى قمى (م، ۱۲۳۱ ق) از عالمان بزرگ شیعه و صاحب کتاب معروف قوانین الاصول است. او را به علم و فهاهت و زهد ستوده اند. وی با فتحعلى شاه قاجار معاصر بود و او را نصیحت می‌کرد.

Mirza ghomi.jpg
نام کامل میرزا ابوالقاسم قمی
زادروز 1150 قمری
زادگاه لرستان
وفات 1231 قمری
مدفن قم

Line.png

اساتید

وحید بهبهانى، سید حسین خوانسارى،...

شاگردان

سید محمدباقر شفتى، سید عبدالله شبّر،...

آثار

قوانین الاصول، جامع الشّتات،...

ولادت‌

میرزا ابوالقاسم بن محمدحسن جیلانى شفتى رشتى قمى، معروف به میرزاى قمى بین سال‌هاى ۱۱۵۰ تا ۱۱۵۳ قمری در روستاى «دره باغ» از منطقه جابلاق (جاپلق) در اطراف شهرستان ازنا (استان لرستان) به دنیا آمد. میرزاى قمى در جابلاق (جاپلق) به دنیا آمده است اما به خاطر سکونتش در قم به میرزاى قمى و محقق قمى معروف شده و به واسطه کتاب گرانمایه‌اش قوانین، به عنوان «صاحب قوانین» شهرت یافته است.

تحصیلات‌ و استادان

میرزاى قمى در اوان کودکى ادبیات را نزد پدر بزرگوارش، آخوند ملا محسن آموخته و پس از رسیدن به سن جوانى به خوانسار رفته و نزد سید حسین خوانسارى، جد مؤلف کتاب روضات الجنات چند سالى فقه و اصول را گذراند. او با خواهر سید حسین خوانسارى ازدواج کرده و در سال ۱۱۷۴ قمرى به عراق مهاجرت کرد. از دیگر اساتید میرزا در این برهه می توان به این افراد اشاره نمود: حاج محمدحسین الأصبهانى معروف به نیل فروش‌، شیخ محمدمهدى فتونى عاملى‌ و آقا محمدباقر هزارجریبى نجفى‌.

میرزا پس از ورود به کربلا نزد آیت الله العظمى محمدباقر بهبهانى (وحید بهبهانى) که از مراجع عالیقدر جهان تشیع بود ادامه تحصیل داد تا این که پس از گرفتن اجازه نقل روایت از ایشان، به سوى وطنش روستاى «دره باغ» در حوالى شهرستان ازنا رفت. در این روستاى کوچک، گذراندن زندگى براى میرزا مشکل بود، بنابراین به خواهش یکى از متدینین سرشناس و ثروتمند منطقه جاپلق به نام محمد سلطان که به او علاقه وافرى داشت به روستاى «قلعه بابو» رفته و با حمایت‌هاى او در آن منطقه به تدریس و تبلیغ مشغول شد. میرزا که مى‌دید در آن روستاى کوچک ارزش علمى او پاس داشته نمى‌شود به اصفهان رفته و در مدرسه کاسه‌گران مشغول تدریس شد. او پس از مدتى اصفهان را به قصد شیراز ترک گفت و پس از مدت ۲ یا ۳ سال اقامت در آن شهر با دریافت کمکى از شیخ عبدالمحسن یا پسرش شیخ مفید که از علاقمندان او بودند به اصفهان بازگشت.

میرزا پس از مدتى مجدداً به روستاى «قلعه بابو» برگشته و مدتى به تدریس فقه و اصول به طلاب آن منطقه مشغول شد، اما به علت نبودن علماء و فضلاء و کمى طلاب علوم دینى و مشکلات معیشتى، به قم رفته و تا آخر عمر در این شهر باقى ماند و به تدریس و تألیف و تصنیف کتب مشغول شد.

امامت جمعه و جماعت و هدایت مردم قم از برکات اجتماعى این وجود مقدس بود و در آن زمان مرجعیت شیعه به وى رسید. یکى از نکات مهم در زندگى علمى میرزاى قمى اختلافات علمى و مباحثات بین او و سید على طباطبائى حائرى، صاحب کتاب ریاض المسائل در کربلا است. در کتاب روضات الجنات از قول سید صدرالدین موسوى عاملى مطالبى در این خصوص نقل شده است. از علمایى که میرزاى قمى با آنها ارتباط داشت ملا على نورى اصفهانى، حکیم الهى معروف است که قسمتى از مکاتبات آنها در مسائل علمى در ضمن مسائل متفرقه به آخر کتاب جامع الشتاة اضافه شده است.

شاگردان‌

از جمله پرورش یافتگان محضر درس میرزاى قمى مى‌توان این بزرگان را نام برد:

  1. شیخ اسدالله تسترى، صاحب المقابیس. او از میرزاى قمى روایت مى‌کرده است.
  2. سید محسن اعرجى، صاحب المحصول‌
  3. حاج محمدابراهیم کرباسى، صاحب اشارات‌
  4. سید محمدباقر موسوى شفتى، صاحب مطالع الأنوار
  5. سید عبدالله شبّر
  6. سید محمدمهدى خوانسارى، صاحب رسالة فی أحوال أبی بصیر. در روضات راجع به این دو نفر چنین آمده: «إنه کان کثیر العنایة بهما، شدید المحبة لهما، کثیرالاعتماد علیهما، مصرحا بفضلهما و اجتهادهما و تقدمهما على جمیع تلامیذه... مصرحا ببلوغهما إلى درجة الاجتهاد.»
  7. سید على، شارح منظومه بحرالعلوم‌
  8. سید جواد عاملى، صاحب مفتاح الکرامة
  9. ملا احمد نراقى، صاحب المستند که از محقق قمى روایت مى‌کرده است.
  10. شیخ محمدحسین قمى، صاحب توضیح القوانین‌
  11. میرزا ابوطالب و میرزا علىرضا حسینى، دامادهاى میرزاى قمى‌
  12. آقا محمد جعفر، نوه وحید بهبهانى‌
  13. میرزا محمد اخبارى (مقتول معروف)
  14. شیخ محمدعلى بن آقا محمدباقر هزار جریبى مازندرانى نجفى‌
  15. سید محمدحسن بن محمدصالح حسینى نوربخشى، صاحب کتاب لؤلؤ والمرجان در اصول فقه‌
  16. محمدجعفر بن صفرخان همدانى کبودر آهنگى، صاحب مرآة الحق‌

آثار و تألیفات‌

از میرزاى قمى کتب فراوانى به یادگار مانده که به چند عنوان اشاره مى‌شود:

  1. القوانین المحکمة فی الأصول، معروف به «قوانین الاصول»
  2. شرح تهذیب علامه در اصول تا آخر بحث اوامر
  3. الغنائم‌
  4. المناهج فی الطهارة والصلاة و کثیر من أبواب المعاملات‌
  5. جامع الشتات فی أجوبة المسائل‌
  6. معین الخواص فی فقه العبادات‌
  7. مرشد العوام لتقلید أولی الأفهام (فارسى)
  8. رسالة فی الأصول الخمسة الاعتقادیة والعقائد الحقة الإسلامیة (فارسى)
  9. رسالة فی قاعدة التسامح فی أدلة السنن والکراهة
  10. رسالة فی جواز القضاء والتحلیف بتقلید المجتهد
  11. رسالة فی أبواب الفرائض والمواریث‌
  12. منظومة فی البدیع‌
  13. رسالة فی القضاء والشهادات‌
  14. رسالة فی الطلاق‌
  15. رسالة فی الوقف‌
  16. رسالة فی الرد على الصوفیة و الغلاة
  17. منظومة فی المعانی و البیان‌
  18. دیوان شعر فارسى (حدود ۵۰۰۰ بیت)
  19. تراجم مشایخ الإجازة من الرواة المنصوصین من علماء الرجال‌
  20. حاشیه بر تهذیب الأحکام شیخ طوسى‌
  21. شرح حدیث «أنا الطین» که منسوب به امیرالمؤمنین علیه‌السلام مى‌باشد.
  22. الإرث‌
  23. رساله‌اى در اصول دین (فارسى)
  24. رسالة الجزیة
  25. جوامع الرسائل‌
  26. الرد على القسورة
  27. رسالة فی إخراج المؤون‌
  28. کتاب الصوم‌
  29. رسالة فی الغنا
  30. المسائل الرکنیة
  31. مناسک الحج‌ و کتب و رساله‌هاى فراوان دیگر.

خصوصیات اخلاقی

  1. شاید مهمترین نکته در خصوصیات میرزاى قمى تأثیر اخلاقى و وعظ و نصیحت و ارشاد آن بزرگوار باشد. او حتى در نامه‌اى به فتحعلى شاه قاجار به ارشاد و راهنمایى او پرداخته که از آن به ارشادنامه میرزاى قمى تعبیر شده است. در ابتداى این نامه چنین آمده: «راه گم کرده بیابان خطایا و جرائم! و کشتى شکست خورده طوفان دریاى مآثم! ... به عرض اعلى مى‌رساند...».
  2. نکته دیگر تواضع او در تحصیل ملکات اخلاقى است، آن بزرگوار از آقا محمد بیدآبادى اصفهانى خواست تا مقدمات سلوک الهى را برایش بیان کند. آقا محمد نیز در جواب مطالبى را نوشت که بعدها به صورت کتابى با عنوان «رسالة فی السیر والسلوک» منتشر شد.
  3. در زمان میرزا، رفته رفته شهر قم که پس از فتنه افاغنه تهى از علماى دین شده بود، رونق پیشین خود را بازیافت. از این جهت میرزا را مى‌توان مجدِّد حوزه علمیه قم بعد از صفویه نامید، حوزه‌اى که تا امروز نیز باقى است و جهان تشیع از برکات آن استفاده مى‌کند.
  4. از دیگر خصوصیات میرزاى قمى، اراده جدى او در ایام تحصیل براى مطالعه و تحقیق بود. حکایت شده هنگامى که چشمانش را خواب مى‌گرفت، کاسه‌اى روى چراغ قرار مى‌داد و دستش را بر روى آن مى‌گذاشت و تا وقتى کاسه گرم نشده بود مى‌خوابید، همین که کاسه گرم مى‌شد، تحمل او هم تمام مى‌شد و از خواب بیدار مى‌گشت.

در گفتار بزرگان‌

  • در أعیان الشیعة درباره میرزاى قمى این طور آمده است: «کان مجتهداً محققاً مدققاً فقیهاً أصولیاً علامة رئیساً. میرزا من علماء دولة السلطان فتحعلى شاه قاجار و اشتهر بین العلماء بالمحقق القمی».
  • روضات الجنات او را چنین وصف کرده: «کان محققاً فی الأصول، مدققاً فی المسائل النظریة، شأنه أجل من أن یوصف، ورعاً جلیلاً کثیر الخشوع غزیر الدموع طیب المعاشرة جید الخط بقسمیه المشهورین».
  • در قصص العلماء عناوینى همچون: علامة، فهامة، مقنن القوانین و ناهج مناهج الصدق والیقین، قدوة العلماء العاملین و أسوة الفقهاء الراسخین و رئیس الدنیا والدین، أزهد أهل زمانه و أورع المتورعین و أعلم و أفقه المعاصرین، را براى او برشمرده است.
  • شاگرد او، شیخ اسد الله (صاحب مقابیس) این طور مى‌گوید: «الشیخ المعظم، العالم العلم المقدم، مسهل سبیل التدقیق والتحقیق، مبین قوانین الأصول و مناهج الفروع... الأجل الأمجد الأعبد الأزهد الأورع...».
  • سید عبدالله بن سید محمدرضا حسینى درباره او مى‌گوید: «الشیخ المعظم والعلم المقدم، مسهل سبیل التدقیق والتحقیق».
  • حتى میرزا عبدالنبى نیشابورى، مشهور به اخبارى که از مخالفین سرسخت میرزاى قمى است از او چنین تعبیر مى‌کند: «فقیه، أصولی، مجتهد، مصوب، معاصر، یروی عن شیخنا محمدباقر البهبهانی» و از او به معتبر الحدیث نیز یاد مى‌کند و این نشان از عظمت علمى میرزا دارد، اگر چه هیچکدام از علماء شیعه قائل به تصویب نبوده‌اند.

وفات‌

عالم بزرگوار و محقق گرانقدر، میرزا ابوالقاسم قمى در حالى که حدود ۸۰ سال از عمر شریفش مى‌گذشت در سال ۱۲۳۱ یا ۱۲۳۳ هجرى قمرى وفات یافت و در قبرستان شیخان قم به خاک سپرده شد.

منابع

  • نرم افزار اصول فقه، مرکز نور.