سید محمد صادق حسینی روحانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

منبع: سایت حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى سيد محمدصادق حسينى روحانى مدظله العالى

ولادت

حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد محمدصادق حسينى روحانى مدظله العالى مردى از تبار مرزبانان دين، فقيه اصولى، برج بلند مرجعيت و زعامت حوزه هاى علميه، صداى رساى آزادى و عدالت‌خواهى، مجاهد و مبارزه خستگى ‌ناپذير در ماه شهادت جد غريبش آقا ابا عبدالله الحسين علیه السلام محرم الحرام سال 1345 هـ.ق/ 1305 هـ.ش/ تابستان 1926 ميلادى در شهر ديرپاى علم و تمدن و انديشه و فرهنگ اسلامى «قم» در خاندانى حسينى تبار، با پيشينه اى از علم و تقوى و فضيلت ديده به جهان گشود.

والدين

والدشان مرحوم حضرت آيت الله آقاى حاج ميرزا محمود روحانى قدس سره از مفاخر روحانيت و حوزه علميه قم است كه در سال (1307 هـ.ق) در قم به دنيا آمد. در سال (1330 هـ.ق) وارد نجف اشرف شد تا از محضر حضرات آيات عظام آسيد ابوالحسن اصفهانى و ميرزاى نائينى بهره ها برد. مدتى در مشهد مقدس از شاگردان مرحوم آيت الله العظمى حاج آقا حسين طباطبايى قمى بود. بعد از آن به حوزه علميه قم آمدند. با تلاش، كوشش و پايمردي‌هاى ايشان، حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى به قم آمدند و تدريس علوم حوزوى را شروع كردند. ايشان از شاگردان خاص و مخصوص و مورد عنايت آيت الله حايرى بودند.

اين عالم متقى و زاهدِ متعبدِ بانفوذ، ساليان سال بعد از فوت پدر بزرگوارشان مرحوم آيت الله العظمى آقاى آسيد صادق روحانى در مسجد آقا ضمن اقامه نماز جماعت، پاسخگوى مسائل شرعى و گره‌گشاى مشكلات مردم بودند. از اقدامات ايشان مى توان به همكارى با آيت الله كاشانى در قضيه ملى شدن نفت، مبارزه جدى با رضاخان در مورد كشف حجاب و دين‌زدايى از مملكت، دعوت و تلاش براى ورود آيت الله العظمى حايرى به قم، زمينه‌سازى براى تدريس ايشان و همكارى، همفكرى و يارى جهت تأسيس حوزه علميه قم و... را نام برد.

اين مجتهدِ عابد در 18 شعبان (1381 هـ.ق) بعد از يك بيمارى طولانى وفات يافت. با پخش خبر فوت اين مرد بزرگ، شهرستان قم متلاطم؛ بازار، درس‌ها و اداره‌جات تعطيل گرديد. در تشييع جنازه بسيار باشكوه ايشان، علاوه بر حضور تمامى مراجع تقليد، بزرگان و مدرسين حوزه، طلاب، بازاريان، كسبه و اداره‌جات با افراشتن پرچم عزا به صورت هيأت هاى سينه زنى و زنجيرزنى شركت كردند و پس از اقامه نماز ميت توسط فرزند برومندشان حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد محمدصادق روحانى دام ظله در مسجد بالاى سر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاك سپرده شدند.

والده‌شان از سادات حسنى و فرزند آيت الله آقاى حاج سيد احمد طباطبايى قمى است كه ايشان ساليان متمادى در صحن حضرت معصومه سلام الله علیها اقامه نماز جماعت داشتند.

تحصيلات

حضرت آيت الله دروس پايه ادبيات عرب را در قم نزد پدر بزرگوارشان فراگرفتند. سپس در سال (1355 هـ.ق) در سن 10 سالگى به همراه برادر بزرگترشان براى استفاده از اساتيد بزرگ و نام‌آور حوزه علميهِ كهنِ نجف اشرف، رنج و مشكلات هجرت از قم به نجف را پذيرا شدند!!! به دليل هوش و استعداد فوق‌العاده و حيرت برانگيزشان دوره چند ساله دروس «سطح» را در مدت يك سال به اتمام رساندند و به امتحان و توصيه آيت الله العظمى خويى در سن 11 سالگى وارد درس خارج فقه و اصول شدند. ورود يك نوجوان 11 ساله به درس خارج فقه و اصول، آن هم هم‌دوش طلاب باسابقه و بزرگسال حوزه علميه‌ی كهنِ نجف، براى همگان حيرت‌آور و شوق‌آفرين بود.

آيت الله زاده ميلانى نقل مى كند كه: آيت الله العظمى خويى به پدرم آيت الله العظمى ميلانى فرمودند: افتخار مى كنم به حوزه اى كه در آن نوجوان يازده ساله در كنار شاگردان بزرگسال و علماى بزرگ و همراه با آنان «مكاسب» را مى خواند و مطالب مكاسب را بهتر از ديگران مى فهمد و تحليل مى كند. علاقمندان به علوم اسلامى و حوزوى مى دانند كه كتاب ارزشمند مكاسب از تأليفات مرحوم شيخ انصارى است كه در حوزه هاى علميه تدريس مى شود و يكى از كتاب‌هاى مهم و سنگين حوزوى است كه فهميدن و درك مطالب آن نياز به شاگردان باكفايت و پراستعداد دارد.

اساتيد

معظم‌ له به دليل علاقه و پشتكار فراوانشان هر روز در چندين درس مراجع و بزرگان حوزه علميه كه جهان اسلام و عالم تشيع به وجودشان افتخار مى كند، شركت مى كردند. عمده اساتيد ايشان عبارتند از:

  • 1. حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ كاظم شيرازى قدس سره (1290-1367)؛
  • 2. حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمدحسين اصفهانى معروف به كمپانى قدس سره (ت 1361)؛
  • 3. حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمدعلى كاظمينى قدس سره؛
  • 4. حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى قدس سره (1284-1365)؛
  • 5. حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمدرضا آل ياسين قدس سره؛
  • 6. حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج سيد ابوالقاسم خويى قدس سره (1317-1413)؛
  • 7. حضرت آيت الله العظمى آقاى سيد محمدحسين طباطبايى بروجردى قدس سره (1292-1380).

آيت الله العظمى روحانى از وجود تماى اساتيد نام‌ آور خود استفاده نمودند و خود را هميشه مديون محبت‌ها و الطاف خالصانه آن بزرگواران رضوان الله تعالى عليهم می‌ دانند. اما در اين ميان نقش آيت الله خويى برجسته‌ تر و قابل توجه‌ تر است. پرورش روح اجتهاد و تكوين فقهى و علمى ايشان، مرهون 15 سال شركت در دروس خصوصى و عمومى آيت الله العظمى خويى مي‌ باشد. هوش، پشتكار و استعداد معظم‌له، ايشان را مورد علاقه و توجه خاص اساتيد و مراجع، به خصوص مورد عنايت خاصه آيت الله خويى قرار داده بود. آيت الله العظمى خويى در آن زمان، به اتفاق رأى اغلب علماء، بزرگان و كارشناسان فقه و اجتهاد؛ يك فقيه بي‌ نظير بودند كه در اغلب علوم حوزوى نظير فقه، اصول، كلام، تفسير، رجال، فلسفه؛ مجتهد و صاحب‌نظر بودند و آثار منتشره ايشان گواه اين مدعاست.

در دروس عمومى آيت الله خويى صدها طلبه شركت مي‌ كردند كه امتياز آيت الله العظمى خويى در شناخت و كشف استعدادهاى طلاب تيزهوش و بسيار موفق بود و سعى فراوان مى كردند تا آن طلبه را زير نظر گرفته و با ايجاد ارتباط بيشتر با او؛ بتوانند در تربيت آن طلبه كوشا نقش بيشترى را ايفا كنند. با ورود آيت الله روحانى در دوران نوجوانى به نجف اشرف و شركت در دروس آيت الله العظمى خويى؛ حوزه علميه‌ی كهنِ نجف اشرف شاهد حضور يك نابغه با درك و استعداد شگرفى بود كه چهره اش نشان از مقام آيت اللهى مى داد.

اين نوجوان نابغه بايد در دروس سنگين فقه اصول شركت كند، دروس مختلف را نوشته و آن‌ها را در منزل پاكنويس كند، با دوستان هم‌دوره تحصيلش مباحثه كند و پيش مطالعه براى درس هاى فردا را هم انجام دهد. اين مطالعات سنگين آن هم در غربت و با كمترين امكانات موجود؛ در شبانه روز 16 ساعت وقت ايشان را مى گرفت. علاوه بر آن، رسيدگى به كارهاى شخصى از قبيل: تهيه مايحتاج زندگى و تحمل فشارهاى اقتصادى نيز با خودشان بود. معظم له اغلب دورانى را كه در نجف اشرف بودند با وضع بسيار سخت و طاقت‌فرساى اقتصادى مواجه بودند و اغلب، زندگيشان با قرض گرفتن از مغازه‌داران محل سپرى مى شد و اين بزرگترين رمز و سرمايه گذارى براى تحصيل و عشق و علاقه به آموختن دانش علوم اسلامى است.

تدريس

معظم‌له تدريس دوره هاى مختلف علوم اسلامى را در همان ايام نوجوانى در صحن حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين امام علی علیه السلام در نجف اشرف آغاز كردند. تقرير دروس حوزه توسط اين نوجوان براى طلاب بزرگسال و ميانسال، براى همگان حيرت‌آور و قابل‌ تقدير بود.

آيت الله العظمى روحانى پس از مدت كوتاهى كه در دروس آيت الله العظمى خويى شركت كردند، با تقرير دروس اصول و فقه استاد؛ آنان را براى عده اى از طلاب و علاقمندان به دروس حوزوى، تدريس مى كردند. ديرى نپائيد كه چونان خورشيدى در نجف اشرف درخشيدند و بسان درختى پربرگ و بار، برآمدند و در سايه شان خيل مشتاقان را آرامش مى بخشيدند.

به همين دليل بود كه ارتباط آيت الله خويى روز به روز با معظم له بيشترمى شد. با اين كه اغلب آيت الله العظمى خويى در جلسه تدريس‌شان به كسى اجازه طرح اشكال نمى دادند. به آيت الله العظمى روحانى در ميان عده‌ايى از شاگردان مى فرمودند: چرا در مباحثه ها اشكال نمى كنى. من از شما مى خواهم اشكال و ايرادهايى كه به نظرتان مى رسد را مطرح كنيد و اين نشان از نبوغ فكرى و شايستگى ويژه آيت الله العظمى روحانى دارد.

ارتباط تنگاتنگ استاد و شاگرد تا آنجا ادامه يافت كه زيادى از شب‌هاى تعطيلى آن مرجع فقيد به حجره آيت الله العظمى روحانى مى آمدند و ساعت‌هاى مديدى به بحث و بررسى مسائل علوم اسلامى مى پرداختند و در انتها معظم‌له، استاد را تا درب منزلشان همراهى مى كردند.

حضرت آيت الله العظمى خويى در سال (1360 هـ.ق) هنگامى كه آيت الله العظمى روحانى فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه اى بسيار مهم، عظمت علمى، قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند (متن كامل نامه كه به دست خط مبارك آيت الله العظمى خويى مى باشد در سايت اينترنت آيت الله العظمى روحانى و در كتاب‌هاى زندگي‌نامه كه به زبان عربى و فارسى در لبنان به چاپ رسيده، موجود است.) معظم له به تأييد و مكتوب مهم مراجع و اساتيد بزرگوارشان در سن 14 سالگى به درجه اجتهاد نائل آمدند.

ايشان در اواخر سال (1329 هـ.ش) وارد قم شدند و در اوايل سال (1330 هـ.ش) به تدريس دروس خارج فقه و اصول در صحن مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها پرداختند. بيش از نيم قرن است كه ايشان به تدريس علوم آل محمد صلی الله علیه و آله و تربيت هزاران طلبه فاضل و تشنگان دانش ائمه اطهار مى پردازند. اغلب شاگردان، پرورش يافتگان و حلقه‌نشينان منبر تدريسشان؛ از مدرسين نام‌آور، فضلا و دانشمندان حوزه و عده اى در مسير مرجعيت قرار دارند.

ايشان به هنگام تدريس، متين و گويا سخن مى گويند. به دليل وسعت احاطه شان بر موضوعات علمى، از پرداختن به زوايد پرهيز مى كنند. درس ايشان فشرده اى از آراء و مبانى بزرگان و فقيهان نامى به همراه نظريات خودشان است كه با بحث و استدلال، بر رد يا قبول آن مبانى مى پردازند. در جلسات تدريس‌شان به مبارزه با جمود، يكسونگرى، احتياط زدگى، تقليد و پيروى كوركورانه از بزرگان مى پردازند زيرا معتقدند كه تقليد و تعصب و غيرمنطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو، توان علمى را از حوزه مى گيرد. از اين رو معظم‌له با حفظ احترام بزرگان و تأكيد بر اين امر، با نظرات آن‌ها نقادانه برخورد مى كنند. نظريات جديد و نو ابتكار در مبانى، خروج از آراء پيشينيان و ژرف‌نگرى در تدريس ايشان موج مى زند. هر چند ايشان به عنوان يك مرجع و فقيه نوانديش شهرت دارند اما هيچ‌گاه حكم اللَّه را به نام مصلحت يا نوانديشى زير پا نمى گذارند. فقيه نوانديشى كه هيچ‌گاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى پردازد.

تأليفات

معظم له از ابتداى زندگى علمى خويش در راستاى نشر معارف اهل بيت علیهم‌السلام و گسترش دانش اسلام، هرگز آرام نگرفتند. زمانى بر مسند تدريس می‌‌نشينند و به تربيت و پرورش هزاران دانشمند فاضل و فرزانه مى ‌پردازند و زمانى ديگر دست به قلم می‌‌شوند و به تأليف كتب ماندگار اسلامى می‌‌پردازند.

ايشان به محض ورود به حوزه علميه قم و احساس نياز جامعه حوزوى و اسلامى، همزمان با تدريس درس خارج فقه و اصول در سنين جوانى، دست به تأليف دايرة‌المعارف فقه اسلامى می‌‌زنند. كتابى ماندگار كه بزرگان و اساتيد نام‌آور خبره حوزه، مراجع بزرگ تقليد و مدرسين، سر تعظيم و تمجيد در برابرش فرومى ‌آورند.

حضرت آيت الله العظمى بروجردى دو بار كتاب فقه الصادق را همراه خود به جلسه تدريس شان مى برند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن استناد می‌‌كنند. حضرت آيت الله العظمى خويى طى نامه‌ايى مرقوم فرمودند كه: من كتاب فقه الصادق را شخصاً براى آيت الله كاشف الغطاء بردم و گفتم: ببيند من چه خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده ‌ام و چنين عالم محققى را تربيت كرده‌ ام. رييس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى نامه اى كتاب عظيم فقه الصادق را مى ستايد.

اين كتاب ساليان سال است كه يكى از رساترين، معتبرترين و مهمترين منبع تدريس فقه و اصول تشيع است. يكى از دلايل مرجعيت و اعمليت ايشان، ناشى از اين تأليفات به خصوص كتاب گرانسنگ فقه الصادق است.

  • 1- فقه الصادق (به زبان عربى): دايرة‌المعارف كامل فقه تشيع. اين كتاب عظيم و بزرگ كه به عنوان يك منبع مرجع شناخته شده است در 26 جلد بارها در داخل و خارج كشور به چاپ رسيده است. چاپ جديد آن با ذکر منابع و ماخذ در 41 جلد و تقریب به 20 هزار صفحه منتشر شده است .

از تأليف كتاب عظيم "جواهرالكلام" كه شامل تمامى ابواب فقه مى ‌باشد نزديك به 200 سال می‌‌گذرد و كتاب فقه الصادق كه به اعتقاد بعضى از مراجع و بزرگانِ خبره حوزه، از «جواهرالكلام» رساتر و كامل تر است؛ اولين و كامل ترين دايرة‌المعارف تمام ابواب فقه در دو سده اخير است. اين كتاب كه در سنين جوانى معظم‌له به رشته تحرير درآمده، مورد عنايت خاصه تمامى مراجع تقليد و بزرگان حوزه هاى علميه است. اين كتاب در ميان علماء عامه (اهل تسنن) نيز شناخته شده و مورد استناد است. كتاب «فقه الصادق» در دانشگاه هاى معروف غرب (بخش مطالعات اسلام شناسى) يكى از منابع مورد قبول و قابل استناد است.

  • 2- زبدة الاصول (به زبان عربى): دوره كامل علم اصول فقه كه به صورت بحث استدلالى ارائه گرديده است، اين كتاب در 6 جلد مى باشد.
  • 3- منهاج الفقاهه (به زبان عربى): در 6 جلد مى باشد كه حاشيه ايى است بر «مكاسب» شيخ انصارى كه به شيوه‌ايى نو و ابتكارى تمامى موارد ارائه شده را بحث و بررسى كرده اند.
  • 4- المسائل المستحدثه (به زبان عربى): حضرت آيت الله مبتكر مسائل مستحدثه و ارائه مسائل جديد با ذكر مسايل فقهى، روايى هستند. اين كتاب كه بارها و بارها در خارج و داخل كشور به چاپ رسيده است شامل ارائه مسائل جديد، نو و مورد ابتلاى جامعه با ذكر دلايل و مستندات فقهى، روايى و قرآنى مى ‌باشد.
  • 5- تعليق بر منهاج الصالحين در 3 جلد (به زبان عربى)؛
  • 6- تعليق بر عروة الوثقى در 2 جلد (به زبان عربى)؛
  • 7- تعليق بر وسيلة النجاة (به زبان عربى)؛
  • 8- رساله در لباس مشكوك (به زبان عربى)؛
  • 9- رساله در قاعده لاضرر (به زبان عربى)؛
  • 10- الجبر والاختيار (به زبان عربى)؛
  • 11- رساله در قرعه (به زبان عربى)؛
  • 12- مناسك الحج (به زبان عربى)؛
  • 13- المسائل المنتخبه (به زبان عربى)؛
  • 14- رساله در فروع العلم الاجمالى (به زبان عربى)؛
  • 15- الاجتهاد والتقليد (به زبان عربى)؛
  • 16- القواعد الثلاثه (به زبان عربى)؛
  • 17- اللقاء الخاص (به زبان عربى) مجموعه استفتایات بزبان عربی
  • 18- رساله توضيح المسائل (به زبان فارسى و اردو)؛
  • 19- تحقيقى در مورد جبر و اختيار (به زبان فارسى)؛
  • 20- نظام حكومت در اسلام (به زبان فارسى و تركى و اردو)؛
  • 21- مناسك حج (به زبان فارسى)؛
  • 22- منتخب احكام (به زبان فارسى)؛
  • 23- استفتائات قوه قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل (به زبان فارسى)؛
  • 24- احكام فقهى مسائل روز (به زبان فارسى)؛
  • 25- استفتائات (پرسش و پاسخ هاى مسائل شرعى) (به زبان فارسى) كه تاكنون در 7 جلد به صورت سؤال و جواب ارائه شده است.
  • 26- الف سؤال و جواب (به زبان عربى): شامل استفتائات و پاسخ هاى مسائل شرعى مى ‌باشد كه در 6 جلد تهيه شده است. هر جلد شامل 1000 سؤال و جواب است.
  • 27- " الطهاره " مسایل و اعتقادات ( بزبان هربی )
  • 28- " التقلید و العقاید " ( بزبان عربی )
  • 29 _ " اجوبه المسایل فی الفکر و العقیده و التاریخ و الاخلاق " 0 بزبان عربی )
  • 30 _" فضایل و مصایب حضرت زهرا ( س) - ( بزبان های فارسی _ عربی _ انگلیسی )
  • 31 _ " عاشورا و قیام امام حسین " _ ( بزبان های فارسی _ عربی _ انگلیسی )
  • 32_ " امام زمان از ولادت تا ظهور _ ( بزبان های فارسی _ عربی _ انگلیسی )
  • 33 _ " راه سعادت " _ ( بزبان فارسی )


مرجعيت

بعد از تشريف فرمايى ايشان از حوزه علميه نجف اشرف و شروع به تدريس درس خارج فقه و اصول و با توجه به نگارش كتاب عظيم فقه الصادق بعد از فوت آيت الله العظمى بروجردى به پيشنهاد علماء، فضلاء و مدرسين نام‌آور، رساله عمليه ايشان منتشر شد. طبق آنچه در كتابخانه ملى ايران موجود است، اولين چاپ رساله توضيح المسائل ايشان مربوط به سال (1340 هـ.ش) می‌‌باشد.