منابع و پی نوشتهای ضعیف
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

سخن چینی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۲: سطر ۲:
 
يكی از آفات زبان كه که در اخلاق اسلامی از رذايل اخلاقی به شمار می رود سخن چینی یا نمّامی است. سخن چینی غالبا به این گفته می شود که سخن کسی را که پشت سر دیگری گفته به وی باز گوید، مثلا بگوید فلان درباره تو چنین و چنان گفت؟ یا نسبت به تو چنین و چنان کرد، و بدین سان نوع خاصی از افشاء سر و پرده دری و متضمن فساد یا بدگوئی و سعایت است.<ref> جامع السعادات، مهدی نراقی، ترجمه سید جلا الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، 1376، ج2، ص 544</ref>
 
يكی از آفات زبان كه که در اخلاق اسلامی از رذايل اخلاقی به شمار می رود سخن چینی یا نمّامی است. سخن چینی غالبا به این گفته می شود که سخن کسی را که پشت سر دیگری گفته به وی باز گوید، مثلا بگوید فلان درباره تو چنین و چنان گفت؟ یا نسبت به تو چنین و چنان کرد، و بدین سان نوع خاصی از افشاء سر و پرده دری و متضمن فساد یا بدگوئی و سعایت است.<ref> جامع السعادات، مهدی نراقی، ترجمه سید جلا الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، 1376، ج2، ص 544</ref>
 
==سخن چینی در قرآن==
 
==سخن چینی در قرآن==
[[قرآن مجيد]] در نكوهش سخن چينی می فرمايد: {{متن قرآن|«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»}}؛ وای بر هر عيب جوی سخن چين. <ref>[[سوره همزه]]، آیه1</ref>
+
[[قرآن مجيد]] در نكوهش سخن چينی می فرمايد: {{متن قرآن|«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»}}؛ وای بر هر عيب جوی سخن چين. <ref>[[سوره همزه]]،آیه1</ref>
  
در مورد ديگر می فرمايد: {{متن قرآن|«هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ»}}؛ از كسانی كه بسيار عيب جو و سخن چين هستند پيروی مكن. ([[سوره قلم]]، 11)
+
در مورد ديگر می فرمايد: {{متن قرآن|«هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ»}}؛ از كسانی كه بسيار عيب جو و سخن چين هستند پيروی مكن. <ref>[[سوره قلم]]،آیه11</ref>
  
و در آيه ديگر می فرمايد: {{متن قرآن|«عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنيمٍ»}}؛ سخن چين كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است. ([[سوره قلم]]، 13)
+
و در آيه ديگر می فرمايد: {{متن قرآن|«عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنيمٍ»}}؛ سخن چين كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است. <ref>[[سوره قلم]]،آیه13</ref>
  
 
قرآن مجيد از سخن چين به عنوان زنيم يعنی كسی كه اصل و نسب روشنی ندارد نام می برد و اين دليل بر عظمت اين [[گناه]] است.
 
قرآن مجيد از سخن چين به عنوان زنيم يعنی كسی كه اصل و نسب روشنی ندارد نام می برد و اين دليل بر عظمت اين [[گناه]] است.
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
[[راغب اصفهانی]] می گويد: زنيم به كسی گفته می شود كه به طايفه ای منسوب شده ولی در واقع از آن ها نيست. (سپس می گويد:) ريشه اين لغت از زنمه به معنی زائده و آويزه گوش و حلق گوسفند گرفته شده است. گويی شخص سخن چين در ميان قوم خود مثل يك موجود زيادی و وصله ناهمرنگی است كه بدون دليل به آن ها منتسب شده و گويی مانند كسی است كه اصل و نسب روشن و درستی ندارد.
 
[[راغب اصفهانی]] می گويد: زنيم به كسی گفته می شود كه به طايفه ای منسوب شده ولی در واقع از آن ها نيست. (سپس می گويد:) ريشه اين لغت از زنمه به معنی زائده و آويزه گوش و حلق گوسفند گرفته شده است. گويی شخص سخن چين در ميان قوم خود مثل يك موجود زيادی و وصله ناهمرنگی است كه بدون دليل به آن ها منتسب شده و گويی مانند كسی است كه اصل و نسب روشن و درستی ندارد.
  
مرحوم [[فيض كاشانی]] نيز در محجّة البيضاء از [[عبدالله بن مبارك]] نقل می كند: زنيم كسی است كه از زنا متولد شده و همه چيز را در همه جا بازگو می كند. سپس می گويد: عبدالله بن مبارك اين تفسير را از آيه شريفه {{متن قرآن|«عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ»}}(سوره قلم:13) برداشت كرده است.
+
مرحوم [[فيض كاشانی]] نيز در محجّة البيضاء از [[عبدالله بن مبارك]] نقل می كند: زنيم كسی است كه از زنا متولد شده و همه چيز را در همه جا بازگو می كند. سپس می گويد: عبدالله بن مبارك اين تفسير را از آيه شريفه {{متن قرآن|«عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ»}}<ref>سوره قلم:آیه13</ref> برداشت كرده است.
  
 
=== سرانجام نمّام از ديدگاه قرآن===
 
=== سرانجام نمّام از ديدگاه قرآن===
  
[[قرآن مجيد]] به كسانی كه با نمّامی و سخن چينی آتش كينه و عداوت را ميان مردم برمی افروزند هشدار می دهد و آنان را به عذاب دوزخ تهديد می كند، چنان كه درباره يكی از همسران [[ابی لهب]] به نام امّ جميل می فرمايد: {{متن قرآن|«وَامْرأتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ»}}؛ زن او: ابی لهب آن هيزم كش آتش افروز نيز اهل جهنم است. ([[سوره مسد]]، 4)
+
[[قرآن مجيد]] به كسانی كه با نمّامی و سخن چينی آتش كينه و عداوت را ميان مردم برمی افروزند هشدار می دهد و آنان را به عذاب دوزخ تهديد می كند، چنان كه درباره يكی از همسران [[ابی لهب]] به نام امّ جميل می فرمايد: {{متن قرآن|«وَامْرأتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ»}}؛ زن او: ابی لهب آن هيزم كش آتش افروز نيز اهل جهنم است. <ref>[[سوره مسد]]،آیه4</ref>
  
 
امّ جميل ـ دختر حرب، خواهر أبوسفيان و عمه [[معاويه]] ـ يكی از زنان ابی لهب بود كه از دشمنان سرسخت [[رسول خدا]] صلّی اللّه عليه و آله و سلم به شمار می رفت.
 
امّ جميل ـ دختر حرب، خواهر أبوسفيان و عمه [[معاويه]] ـ يكی از زنان ابی لهب بود كه از دشمنان سرسخت [[رسول خدا]] صلّی اللّه عليه و آله و سلم به شمار می رفت.
سطر ۳۰: سطر ۳۰:
 
رسول خدا صلی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: آيا شما را به بدترين افرادتان آگاه نكنم؟ عرض كردند: بله ای رسول خدا. فرمود: بدترين افراد آنهايی هستند كه به سخن چينی می روند و در ميان دوستان جدايی می افكنند و در جستجوی عيب برای افراد صالح و پاكدامن اند.<ref>كافی، ج2، ص369</ref>
 
رسول خدا صلی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: آيا شما را به بدترين افرادتان آگاه نكنم؟ عرض كردند: بله ای رسول خدا. فرمود: بدترين افراد آنهايی هستند كه به سخن چينی می روند و در ميان دوستان جدايی می افكنند و در جستجوی عيب برای افراد صالح و پاكدامن اند.<ref>كافی، ج2، ص369</ref>
  
اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود: بدترين شما كسانی هستند كه سخن چينی می كنند و ميان دوستان جدايی می افكنند و دنبال عيوب افراد پاكدامن می روند. (كافی، ج2، ص369)
+
اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود: بدترين شما كسانی هستند كه سخن چينی می كنند و ميان دوستان جدايی می افكنند و دنبال عيوب افراد پاكدامن می روند.<ref> كافی، ج2، ص369</ref>
  
 
و در ضمن حديثی از رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: دشمن ترين شما نزد خدا كسانی هستند كه برای سخن چينی بين دوستان كوشش می كنند و جمعيت های متشكّل را پراكنده می سازند و كارشان تفرقه افكنی ميان انجمن ها و عيب جويی از پاكان و نيكان است. <ref>[[مستدرك الوسائل]]، ج9، ص150</ref>
 
و در ضمن حديثی از رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: دشمن ترين شما نزد خدا كسانی هستند كه برای سخن چينی بين دوستان كوشش می كنند و جمعيت های متشكّل را پراكنده می سازند و كارشان تفرقه افكنی ميان انجمن ها و عيب جويی از پاكان و نيكان است. <ref>[[مستدرك الوسائل]]، ج9، ص150</ref>
سطر ۳۶: سطر ۳۶:
 
'''ب) سخن چينی و عذاب قبر:'''
 
'''ب) سخن چينی و عذاب قبر:'''
  
از رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود:إِنَّ عَذَابَ الْقَبْرِ مِنَ النَّمِيمَةِ وَ الْغِيبَةِ و َالْكَذِبِ؛ عذاب قبر به خاطر سخن چينی و [[غيبت]] و [[دروغ]] است. (مستدرك الوسائل، ج9، ص150)
+
از رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود:إِنَّ عَذَابَ الْقَبْرِ مِنَ النَّمِيمَةِ وَ الْغِيبَةِ و َالْكَذِبِ؛ عذاب قبر به خاطر سخن چينی و [[غيبت]] و [[دروغ]] است. <ref>مستدرك الوسائل، ج9، ص150</ref>
  
و نيز اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: {{متن حدیث|عَذَابُ الْقَبْرِ يَكُونُ مِنَ النَّمِيمَةِ...}}؛ عذاب قبر به خاطر سخن چينی است. ([[بحارالانوار]]، ج72، ص265)
+
و نيز اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: {{متن حدیث|عَذَابُ الْقَبْرِ يَكُونُ مِنَ النَّمِيمَةِ...}}؛ عذاب قبر به خاطر سخن چينی است. <ref>[[بحارالانوار]]، ج72، ص265</ref>
  
 
'''ج) سخن چين وارد بهشت نمی شود:'''
 
'''ج) سخن چين وارد بهشت نمی شود:'''
سطر ۴۴: سطر ۴۴:
 
در روايات متعددی به اين مطلب تصريح شده است كه سخن چين و كسی كه برای برهم زدن وحدت مردم قدم بر می دارد و عامل تفرقه و جدايی بين مسلمين می شود اهل [[بهشت]] نيست.
 
در روايات متعددی به اين مطلب تصريح شده است كه سخن چين و كسی كه برای برهم زدن وحدت مردم قدم بر می دارد و عامل تفرقه و جدايی بين مسلمين می شود اهل [[بهشت]] نيست.
  
رسول اكرم صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: {{متن حدیث|لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ نَمَّامٌ}}؛ سخن چين وارد بهشت نمی شود. (بحارالانوار، ج72، ص268)
+
رسول اكرم صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: {{متن حدیث|لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ نَمَّامٌ}}؛ سخن چين وارد بهشت نمی شود.<ref> بحارالانوار، ج72، ص268</ref>
  
و در حديث ديگری فرمود: {{متن حدیث|لَايَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ؛ قتّات}}: سخن چين وارد بهشت نمی شود. (بحارالانوار، ج72، ص265)
+
و در حديث ديگری فرمود: {{متن حدیث|لَايَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ؛ قتّات}}: سخن چين وارد بهشت نمی شود. <ref>بحارالانوار، ج72، ص265</ref>
  
[[امام باقر]] عليه السّلام فرمود: {{متن حدیث|الْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَی الْقَتَّاتِينَ الْمَشَّاءِينَ بِالنَّمِيمَة}}؛ بهشت بر قتّاتين يعنی كسانی كه برای فساد بين مردم گام بر می دارند حرام است. ([[وسائل الشيعه]]، ج12، ص306)
+
[[امام باقر]] عليه السّلام فرمود: {{متن حدیث|الْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَی الْقَتَّاتِينَ الْمَشَّاءِينَ بِالنَّمِيمَة}}؛ بهشت بر قتّاتين يعنی كسانی كه برای فساد بين مردم گام بر می دارند حرام است. <ref>[[وسائل الشيعه]]، ج12، ص306</ref>
  
 
[[امام صادق]] عليه السلام فرمود: {{متن حدیث|أَرْبَعَةٌ لَايَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ الْكَاهِنُ و َالْمُنَافِقُ و َمُدْمِنُ الْخَمْرِ و َالْقَتَّاتُ و َهُوَ النَّمَّامُ}}؛ چهار كس از رفتن به بهشت محرومند:
 
[[امام صادق]] عليه السلام فرمود: {{متن حدیث|أَرْبَعَةٌ لَايَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ الْكَاهِنُ و َالْمُنَافِقُ و َمُدْمِنُ الْخَمْرِ و َالْقَتَّاتُ و َهُوَ النَّمَّامُ}}؛ چهار كس از رفتن به بهشت محرومند:
سطر ۵۴: سطر ۵۴:
 
*منافق
 
*منافق
 
*دائم الخمر آن كه به خوردن شراب معتاد است.
 
*دائم الخمر آن كه به خوردن شراب معتاد است.
*سخن چين. (وسائل الشيعة، ج12، ص309)
+
*سخن چين. <ref>وسائل الشيعة، ج12، ص309</ref>
  
پيامبر اكرم صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: {{متن حدیث|لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ يَعْنِي نَمَّاماً وَ قَالَ صلی الله عليه و آله يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَی الْمَنَّانِ وَ الْبَخِيلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّام}}؛ خدای عزّوجلّ می فرمايد: بهشت را بر چند گروه حرام كرده ام كه يكی از آن ها سخن چين است. (بحارالانوار، ج72، ص264)
+
پيامبر اكرم صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: {{متن حدیث|لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ يَعْنِي نَمَّاماً وَ قَالَ صلی الله عليه و آله يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَی الْمَنَّانِ وَ الْبَخِيلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّام}}؛ خدای عزّوجلّ می فرمايد: بهشت را بر چند گروه حرام كرده ام كه يكی از آن ها سخن چين است. <ref>بحارالانوار، ج72، ص264</ref>
  
مرحوم [[شهيد ثانی]] روايتی نقل می كند كه رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: {{متن حدیث|أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ الْجَنَّةَ قَالََ لَهَا تَكَلَّمِي فَقَالَتْ سَعَدَ مَنْ دَخَلَنِی، قَالَ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُه وَعِزَّتِي وَجَلَالِي لاَ يَسْكُنُ فِيْكَ ثَمَانَيَّةَ نَفَرٍ مِنْ اْلنَّاسِ... وَلَا قَتَّاتٌ وَ هُوَ النَّمَّام}}؛ هنگامی كه خدای عزوجل بهشت را آفريد به او فرمود: سخن بگو. بهشت اين گونه سخن گفت: هر كس وارد بر من شود سعادتمند است. سپس خدای جبّار فرمود: به عزّت و جلالم سوگند هشت نفر در تو سكنی نمی گزينند كه يكی از آنها نمّام است. (كشف الريبة، ص42)
+
مرحوم [[شهيد ثانی]] روايتی نقل می كند كه رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: {{متن حدیث|أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ الْجَنَّةَ قَالََ لَهَا تَكَلَّمِي فَقَالَتْ سَعَدَ مَنْ دَخَلَنِی، قَالَ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُه وَعِزَّتِي وَجَلَالِي لاَ يَسْكُنُ فِيْكَ ثَمَانَيَّةَ نَفَرٍ مِنْ اْلنَّاسِ... وَلَا قَتَّاتٌ وَ هُوَ النَّمَّام}}؛ هنگامی كه خدای عزوجل بهشت را آفريد به او فرمود: سخن بگو. بهشت اين گونه سخن گفت: هر كس وارد بر من شود سعادتمند است. سپس خدای جبّار فرمود: به عزّت و جلالم سوگند هشت نفر در تو سكنی نمی گزينند كه يكی از آنها نمّام است.<ref> كشف الريبة، ص42</ref>
  
 
''' د) سخن چين در صحرای محشر به چهره میمون محضشور می شود:'''
 
''' د) سخن چين در صحرای محشر به چهره میمون محضشور می شود:'''
  
هر چند بخشی از اين حديث كه از نظرتان می گذرد مورد بحث ما نيست ولی به دليل اهميتی كه دارد تمام آن را ياد آور می شويم: از [[براء بن عازب]] نقل شده است كه [[معاذ بن جبل]] در منزل [[أبو ايوب انصاری]] نزديك رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نشسته بود. معاذ عرض كرد: يا رسول اللّه نظر شما درباره اين آيه كه می فرمايد: {{متن قرآن|«يَوْمَ يُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأتُونَ افْواجا»}}(سوره نبأ: 18) چيست؟ فرمود: ای معاذ مطلب بزرگی را پرسيدی. سپس اشك از چشمان آن حضرت جاری شد و فرمود: ده صنف از امّت من پراكنده محشور می شوند و خداوند آنان را از ديگر مسلمانان جدا كرده و چهره هايشان را مسخ نموده است. بعضی از آنان به صورت ميمون هستند، بعضی به صورت خوك، ... آنگاه [[رسول خدا]] صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: آنان كه به صورت ميمون محشور می شـوند سخن چينانند(بحارالانوار، ج7، ص89)
+
هر چند بخشی از اين حديث كه از نظرتان می گذرد مورد بحث ما نيست ولی به دليل اهميتی كه دارد تمام آن را ياد آور می شويم: از [[براء بن عازب]] نقل شده است كه [[معاذ بن جبل]] در منزل [[أبو ايوب انصاری]] نزديك رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نشسته بود. معاذ عرض كرد: يا رسول اللّه نظر شما درباره اين آيه كه می فرمايد: {{متن قرآن|«يَوْمَ يُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأتُونَ افْواجا»}}<ref>سوره نبأ:آیه 18</ref> چيست؟ فرمود: ای معاذ مطلب بزرگی را پرسيدی. سپس اشك از چشمان آن حضرت جاری شد و فرمود: ده صنف از امّت من پراكنده محشور می شوند و خداوند آنان را از ديگر مسلمانان جدا كرده و چهره هايشان را مسخ نموده است. بعضی از آنان به صورت ميمون هستند، بعضی به صورت خوك، ... آنگاه [[رسول خدا]] صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: آنان كه به صورت ميمون محشور می شـوند سخن چينانند <ref>بحارالانوار، ج7، ص89</ref>
  
 
'''هـ) نمّام از رحمت خدا دور است:'''
 
'''هـ) نمّام از رحمت خدا دور است:'''
سطر ۶۸: سطر ۶۸:
 
مطابق با روایتی گناه سخن چينی چندان زياد است كه اگر يك نمّام در ميان مردمی زندگی كند رحمت خدا شامل حال آنان نخواهد شد:
 
مطابق با روایتی گناه سخن چينی چندان زياد است كه اگر يك نمّام در ميان مردمی زندگی كند رحمت خدا شامل حال آنان نخواهد شد:
  
{{متن حدیث|رُوِيَ أَنَّ مُوسَی عليه السلام اسْتَسْقَی لِبَنِي إِسْرَائِيلَ حِينَ أَصَابَهُمْ قَحْطٌ فَأَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَيْهِ أَنِّي لَا أَسْتَجِيبُ لَكَ و َلَالِمَنْ مَعَكَ وَ فِيكُمْ نَمَّامٌ قَدْ أَصَرَّ عَلَی النَّمِيمَةَ فَقَالَ مُوسَی عليه السلام يَا رَبِّ مَنْ هُوَ حَتَّی نُخْرِجَهُ مِنْ بَيْنِنَا فَقَالَ يَا مُوسَی أَنْهَاكُمْ عَنِ النَّمِيمَةِ و َأَكُونُ نَمَّاماً فَتَابُوا بِأَجْمَعِهِمْ فَسُقُوا}}؛ در زمان حضرت موسی در ميان [[بنی اسرائيل]] خشكسالی شديدی روی داد. حضرت موسی برای دعای باران به همراه عده ای ديگر بيرون رفت ولی هر چه دعا كرد اثری نبخشـيد و باران نيامد. حضرت در اين باره مناجات كرد، از جانب پروردگار به او وحی شـد: در ميان شـما يك نفر هست كه زياد سخن چينی می كند و به خاطر او دعای شما را مستجاب نمی كنم. حضرت موسی از خدا خواست او را معرفی كند تا وی را از ميان خويش بيرون كنند. خدای متعال فرمود: من شما را از نمّامی نهی می كنم، چگونه او را به شما معرفی كنم و خود مرتكّب نمّامی شوم؟ حضرت موسی اين مطلب را با قوم خود در ميان گذارد، كسی كه نمّام بود متنبّه شد و [[توبه]] كرد، آن گاه خداوند باران رحمت خود را بر آن ها فرو فرستاد. ([[بحارالانوار]]، ج72، ص268)
+
{{متن حدیث|رُوِيَ أَنَّ مُوسَی عليه السلام اسْتَسْقَی لِبَنِي إِسْرَائِيلَ حِينَ أَصَابَهُمْ قَحْطٌ فَأَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَيْهِ أَنِّي لَا أَسْتَجِيبُ لَكَ و َلَالِمَنْ مَعَكَ وَ فِيكُمْ نَمَّامٌ قَدْ أَصَرَّ عَلَی النَّمِيمَةَ فَقَالَ مُوسَی عليه السلام يَا رَبِّ مَنْ هُوَ حَتَّی نُخْرِجَهُ مِنْ بَيْنِنَا فَقَالَ يَا مُوسَی أَنْهَاكُمْ عَنِ النَّمِيمَةِ و َأَكُونُ نَمَّاماً فَتَابُوا بِأَجْمَعِهِمْ فَسُقُوا}}؛ در زمان حضرت موسی در ميان [[بنی اسرائيل]] خشكسالی شديدی روی داد. حضرت موسی برای دعای باران به همراه عده ای ديگر بيرون رفت ولی هر چه دعا كرد اثری نبخشـيد و باران نيامد. حضرت در اين باره مناجات كرد، از جانب پروردگار به او وحی شـد: در ميان شـما يك نفر هست كه زياد سخن چينی می كند و به خاطر او دعای شما را مستجاب نمی كنم. حضرت موسی از خدا خواست او را معرفی كند تا وی را از ميان خويش بيرون كنند. خدای متعال فرمود: من شما را از نمّامی نهی می كنم، چگونه او را به شما معرفی كنم و خود مرتكّب نمّامی شوم؟ حضرت موسی اين مطلب را با قوم خود در ميان گذارد، كسی كه نمّام بود متنبّه شد و [[توبه]] كرد، آن گاه خداوند باران رحمت خود را بر آن ها فرو فرستاد. <ref>[[بحارالانوار]]، ج72، ص268</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۰۵:۵۴

يكی از آفات زبان كه که در اخلاق اسلامی از رذايل اخلاقی به شمار می رود سخن چینی یا نمّامی است. سخن چینی غالبا به این گفته می شود که سخن کسی را که پشت سر دیگری گفته به وی باز گوید، مثلا بگوید فلان درباره تو چنین و چنان گفت؟ یا نسبت به تو چنین و چنان کرد، و بدین سان نوع خاصی از افشاء سر و پرده دری و متضمن فساد یا بدگوئی و سعایت است.[۱]

سخن چینی در قرآن

قرآن مجيد در نكوهش سخن چينی می فرمايد: «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»؛ وای بر هر عيب جوی سخن چين. [۲]

در مورد ديگر می فرمايد: «هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ»؛ از كسانی كه بسيار عيب جو و سخن چين هستند پيروی مكن. [۳]

و در آيه ديگر می فرمايد: «عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنيمٍ»؛ سخن چين كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است. [۴]

قرآن مجيد از سخن چين به عنوان زنيم يعنی كسی كه اصل و نسب روشنی ندارد نام می برد و اين دليل بر عظمت اين گناه است.

راغب اصفهانی می گويد: زنيم به كسی گفته می شود كه به طايفه ای منسوب شده ولی در واقع از آن ها نيست. (سپس می گويد:) ريشه اين لغت از زنمه به معنی زائده و آويزه گوش و حلق گوسفند گرفته شده است. گويی شخص سخن چين در ميان قوم خود مثل يك موجود زيادی و وصله ناهمرنگی است كه بدون دليل به آن ها منتسب شده و گويی مانند كسی است كه اصل و نسب روشن و درستی ندارد.

مرحوم فيض كاشانی نيز در محجّة البيضاء از عبدالله بن مبارك نقل می كند: زنيم كسی است كه از زنا متولد شده و همه چيز را در همه جا بازگو می كند. سپس می گويد: عبدالله بن مبارك اين تفسير را از آيه شريفه «عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ»[۵] برداشت كرده است.

سرانجام نمّام از ديدگاه قرآن

قرآن مجيد به كسانی كه با نمّامی و سخن چينی آتش كينه و عداوت را ميان مردم برمی افروزند هشدار می دهد و آنان را به عذاب دوزخ تهديد می كند، چنان كه درباره يكی از همسران ابی لهب به نام امّ جميل می فرمايد: «وَامْرأتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ»؛ زن او: ابی لهب آن هيزم كش آتش افروز نيز اهل جهنم است. [۶]

امّ جميل ـ دختر حرب، خواهر أبوسفيان و عمه معاويه ـ يكی از زنان ابی لهب بود كه از دشمنان سرسخت رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم به شمار می رفت.

به هر حال، چون أبولهب خود آتش افروز بود، زن او نيز فتنه انگيز بود و در اين راه كوشش بسيار می كرد و تا آن جا كه قدرت و توان داشت از پيامبر اكرم صلی اللّه عليه و آله و سلم و اصحاب ايشان اخباری كسب می كرد و آن را به مشركان و بت پرستان گزارش می داد و به همين جهت خدای متعال اين گونه از وی به بدی نام می برد و او را مستحق آتش می داند و به طور كلی سرنوشت هر كس كه نمّامی كند آتش دوزخ است.

نمّامی در روايات

در روايات سخن چینی به شدت مورد مذمّت قرار گرفته است و عذاب های سختی برای آن شمرده است:

الف) نمّام شريرترين افراد است:

رسول خدا صلی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: آيا شما را به بدترين افرادتان آگاه نكنم؟ عرض كردند: بله ای رسول خدا. فرمود: بدترين افراد آنهايی هستند كه به سخن چينی می روند و در ميان دوستان جدايی می افكنند و در جستجوی عيب برای افراد صالح و پاكدامن اند.[۷]

اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود: بدترين شما كسانی هستند كه سخن چينی می كنند و ميان دوستان جدايی می افكنند و دنبال عيوب افراد پاكدامن می روند.[۸]

و در ضمن حديثی از رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: دشمن ترين شما نزد خدا كسانی هستند كه برای سخن چينی بين دوستان كوشش می كنند و جمعيت های متشكّل را پراكنده می سازند و كارشان تفرقه افكنی ميان انجمن ها و عيب جويی از پاكان و نيكان است. [۹]

ب) سخن چينی و عذاب قبر:

از رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود:إِنَّ عَذَابَ الْقَبْرِ مِنَ النَّمِيمَةِ وَ الْغِيبَةِ و َالْكَذِبِ؛ عذاب قبر به خاطر سخن چينی و غيبت و دروغ است. [۱۰]

و نيز اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: عَذَابُ الْقَبْرِ يَكُونُ مِنَ النَّمِيمَةِ...؛ عذاب قبر به خاطر سخن چينی است. [۱۱]

ج) سخن چين وارد بهشت نمی شود:

در روايات متعددی به اين مطلب تصريح شده است كه سخن چين و كسی كه برای برهم زدن وحدت مردم قدم بر می دارد و عامل تفرقه و جدايی بين مسلمين می شود اهل بهشت نيست.

رسول اكرم صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ نَمَّامٌ؛ سخن چين وارد بهشت نمی شود.[۱۲]

و در حديث ديگری فرمود: لَايَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ؛ قتّات: سخن چين وارد بهشت نمی شود. [۱۳]

امام باقر عليه السّلام فرمود: الْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَی الْقَتَّاتِينَ الْمَشَّاءِينَ بِالنَّمِيمَة؛ بهشت بر قتّاتين يعنی كسانی كه برای فساد بين مردم گام بر می دارند حرام است. [۱۴]

امام صادق عليه السلام فرمود: أَرْبَعَةٌ لَايَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ الْكَاهِنُ و َالْمُنَافِقُ و َمُدْمِنُ الْخَمْرِ و َالْقَتَّاتُ و َهُوَ النَّمَّامُ؛ چهار كس از رفتن به بهشت محرومند:

  • كاهن
  • منافق
  • دائم الخمر آن كه به خوردن شراب معتاد است.
  • سخن چين. [۱۵]

پيامبر اكرم صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ يَعْنِي نَمَّاماً وَ قَالَ صلی الله عليه و آله يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ حَرَّمْتُ الْجَنَّةَ عَلَی الْمَنَّانِ وَ الْبَخِيلِ وَ الْقَتَّاتِ وَ هُوَ النَّمَّام؛ خدای عزّوجلّ می فرمايد: بهشت را بر چند گروه حرام كرده ام كه يكی از آن ها سخن چين است. [۱۶]

مرحوم شهيد ثانی روايتی نقل می كند كه رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ الْجَنَّةَ قَالََ لَهَا تَكَلَّمِي فَقَالَتْ سَعَدَ مَنْ دَخَلَنِی، قَالَ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُه وَعِزَّتِي وَجَلَالِي لاَ يَسْكُنُ فِيْكَ ثَمَانَيَّةَ نَفَرٍ مِنْ اْلنَّاسِ... وَلَا قَتَّاتٌ وَ هُوَ النَّمَّام؛ هنگامی كه خدای عزوجل بهشت را آفريد به او فرمود: سخن بگو. بهشت اين گونه سخن گفت: هر كس وارد بر من شود سعادتمند است. سپس خدای جبّار فرمود: به عزّت و جلالم سوگند هشت نفر در تو سكنی نمی گزينند كه يكی از آنها نمّام است.[۱۷]

د) سخن چين در صحرای محشر به چهره میمون محضشور می شود:

هر چند بخشی از اين حديث كه از نظرتان می گذرد مورد بحث ما نيست ولی به دليل اهميتی كه دارد تمام آن را ياد آور می شويم: از براء بن عازب نقل شده است كه معاذ بن جبل در منزل أبو ايوب انصاری نزديك رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم نشسته بود. معاذ عرض كرد: يا رسول اللّه نظر شما درباره اين آيه كه می فرمايد: «يَوْمَ يُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأتُونَ افْواجا»[۱۸] چيست؟ فرمود: ای معاذ مطلب بزرگی را پرسيدی. سپس اشك از چشمان آن حضرت جاری شد و فرمود: ده صنف از امّت من پراكنده محشور می شوند و خداوند آنان را از ديگر مسلمانان جدا كرده و چهره هايشان را مسخ نموده است. بعضی از آنان به صورت ميمون هستند، بعضی به صورت خوك، ... آنگاه رسول خدا صلّی اللّه عليه و آله و سلم فرمود: آنان كه به صورت ميمون محشور می شـوند سخن چينانند [۱۹]

هـ) نمّام از رحمت خدا دور است:

مطابق با روایتی گناه سخن چينی چندان زياد است كه اگر يك نمّام در ميان مردمی زندگی كند رحمت خدا شامل حال آنان نخواهد شد:

رُوِيَ أَنَّ مُوسَی عليه السلام اسْتَسْقَی لِبَنِي إِسْرَائِيلَ حِينَ أَصَابَهُمْ قَحْطٌ فَأَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَيْهِ أَنِّي لَا أَسْتَجِيبُ لَكَ و َلَالِمَنْ مَعَكَ وَ فِيكُمْ نَمَّامٌ قَدْ أَصَرَّ عَلَی النَّمِيمَةَ فَقَالَ مُوسَی عليه السلام يَا رَبِّ مَنْ هُوَ حَتَّی نُخْرِجَهُ مِنْ بَيْنِنَا فَقَالَ يَا مُوسَی أَنْهَاكُمْ عَنِ النَّمِيمَةِ و َأَكُونُ نَمَّاماً فَتَابُوا بِأَجْمَعِهِمْ فَسُقُوا؛ در زمان حضرت موسی در ميان بنی اسرائيل خشكسالی شديدی روی داد. حضرت موسی برای دعای باران به همراه عده ای ديگر بيرون رفت ولی هر چه دعا كرد اثری نبخشـيد و باران نيامد. حضرت در اين باره مناجات كرد، از جانب پروردگار به او وحی شـد: در ميان شـما يك نفر هست كه زياد سخن چينی می كند و به خاطر او دعای شما را مستجاب نمی كنم. حضرت موسی از خدا خواست او را معرفی كند تا وی را از ميان خويش بيرون كنند. خدای متعال فرمود: من شما را از نمّامی نهی می كنم، چگونه او را به شما معرفی كنم و خود مرتكّب نمّامی شوم؟ حضرت موسی اين مطلب را با قوم خود در ميان گذارد، كسی كه نمّام بود متنبّه شد و توبه كرد، آن گاه خداوند باران رحمت خود را بر آن ها فرو فرستاد. [۲۰]

پانویس

  1. جامع السعادات، مهدی نراقی، ترجمه سید جلا الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، 1376، ج2، ص 544
  2. سوره همزه،آیه1
  3. سوره قلم،آیه11
  4. سوره قلم،آیه13
  5. سوره قلم:آیه13
  6. سوره مسد،آیه4
  7. كافی، ج2، ص369
  8. كافی، ج2، ص369
  9. مستدرك الوسائل، ج9، ص150
  10. مستدرك الوسائل، ج9، ص150
  11. بحارالانوار، ج72، ص265
  12. بحارالانوار، ج72، ص268
  13. بحارالانوار، ج72، ص265
  14. وسائل الشيعه، ج12، ص306
  15. وسائل الشيعة، ج12، ص309
  16. بحارالانوار، ج72، ص264
  17. كشف الريبة، ص42
  18. سوره نبأ:آیه 18
  19. بحارالانوار، ج7، ص89
  20. بحارالانوار، ج72، ص268


منابع