زین العابدین مازندرانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
زین العابدین مازندرانی(1227- 1309قمری)اهل شهر بابل (بارفروش) مازندران است که پس از تکمیل تحصیلات خود، در کربلا مقیم شد و از کرسی درس او عالمان متعددی به مقام اجتهاد رسيدند.
+
'''زین العابدین مازندرانی''' (۱۳۰۹-۱۲۲۷ قمری) از فقها و مراجع تقلید [[شیعه]] در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمد حسن نجفی]] بود. وی از مسائل جاری در جهان [[اسلام]] غافل نبود و در مواقع لزوم با هوشیاری و درایت، با مسائل برخورد می کرد. [[سید ابوالقاسم دهکردی]] از شاگردان مبرّز اوست.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = زین العابدین مازندرانی
 +
||تصویر= [[پرونده:Mazandarani.jpg|200px]]
 +
||زادروز =  ۱۲۲۷ قمری
 +
|زادگاه = بابل
 +
|وفات =  ۱۳۰۹ قمری
 +
|مدفن = [[کربلا]]
 +
|اساتید =  [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمد حسن نجفی]]، [[شریف العلماء|شریف العلماء مازندرانی]]، [[سید ابراهیم موسوی قزوینی|سید ابراهیم قزوینی]]، [[محمد حسین حائری اصفهانی (صاحب فصـول)|شیخ محمدحسین اصفهانی]]،...
 +
|شاگردان = [[سید ابوالقاسم دهکردی]]، شیخ عبدالله مازندرانی، محمدحسین فشارکی اصفهانی، ملامحمد خوانساری نجفی،...
 +
|آثار = ذخیرة المعاد فی تکالیف العباد، زینة العباد، رساله در مناسک حج، حاشیه [[جواهر الکلام (کتاب)|جواهرالکلام]]، حاشیه [[مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام (کتاب)|مسالک الافهام]]،...
 +
}}
 +
==تحصیلات و استادان==
  
==تحصیلات==
+
زین العابدین بن مسلم مازندرانی بارفروشی در سال ۱۲۲۷ یا ۱۲۲۴ قمری در بارفروش (بابل کنونی) به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در بارفروش آغاز کرد. استاد بزرگ شیخ زین العابدین در بارفروش [[محمدسعید بارفروشی مازندرانی|سعیدالعلماء مازندرانی]] بود که از او [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] روایت نیز داشته است.<ref>الکنی و الالقاب، ج ۲، ص ۳۱۴.</ref> سپس شیخ برای تکمیل تحصیلات خود در رجب ۱۲۵۰ قمری به [[عراق]] مهاجرت کرد.<ref>اعیان الشیعة، سید محسن امین، دار التعارف للمبوعات، بیروت، بی تا، ج ۷، ص ۱۶۷.</ref> در این سفر او با استاد خود سعیدالعلماء هم سفر بود.<ref>تراجم الرجال، سید احمد حسینی، کتابخانه مرعشی نجفی، قم، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۲۲۷.</ref>
  
زین العابدین تحصیلات خود را در بارفروش آغاز کرد. استاد بزرگ شیخ زین العابدین در بارفروش سعیدالعلماء مازندرانی بود. شیخ از او اجازه روایت نیز داشته است.<ref>الکنی و الالقاب، ج 2، ص 314.</ref>  بعد از این استفاده، شیخ برای تکمیل تحصیلات خود در رجب ۱۲۵۰ قمری به عراق مهاجرت کرد.<ref>اعیان الشیعة، سید محسن امین، دار التعارف للمبوعات، بیروت، بی تا، ج 7، ص 167.</ref>  در این سفر او با استاد خود سعیدالعلماء هم سفر بود.<ref>تراجم الرجال، سید احمد حسینی، کتابخانه مرعشی نجفی، قم، 1414، ج 1، ص 227.</ref> شیخ مدتی را در کربلا تحصیل نمود و پس از آن به نجف رفت. سید ابراهیم قزوینی(صاحب ضوابط) (م۱۲۶۴ قمری)، شیخ محمد حسین اصفهانی(صاحب فصول)، شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) (م۱۲۶۶ قمری)، شیخ علی آل کاشف الغطاء و شیخ مرتضی انصاری از اساتید او در کربلا و نجف بوده‌اند.
+
شیخ مازندرانی مدتی را در [[کربلا]] تحصیل نمود و پس از آن به [[نجف]] رفت. [[سید ابراهیم موسوی قزوینی|سید ابراهیم قزوینی]] (صاحب ضوابط) (م، ۱۲۶۴ قمری)، [[محمد حسین حائری اصفهانی (صاحب فصـول)|شیخ محمد حسین اصفهانی]] (صاحب فصول)، [[شیخ محمدحسن نجفی|شیخ محمد حسن نجفی]] (صاحب جواهر) (م، ۱۲۶۶ قمری)، شیخ علی آل کاشف الغطاء و [[شیخ مرتضی انصاری]] (م، ۱۲۸۱ قمری) از اساتید او در کربلا و نجف بوده‌اند. البته در این که شیخ انصاری از اساتید او باشد، اختلاف است. [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|آقا بزرگ تهرانی]] حضور زین العابدین مازندرانی در درس شیخ انصاری را تأیید می کند،<ref>نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی، مطبعة القضاء، نجف، بی تا، ج ۲، ص ۸۰۵.</ref> ولی [[سید محسن امین]] حضور او را نامعلوم می داند. اجازه ی او از شیخ انصاری، قطعی است.<ref>اعیان الشیعة، ج ۷، ص ۱۶۷.</ref>
  
==تدریس==
+
'''عنایتی از امیرالمؤمنین:'''
شیخ زین العابدین در نجف در مضیقه بوده است. به گونه‌ای که این وضع باعث می‌شود برای برطرف شدن این حالت به امیرالمؤمنین علیه السلام ، توسل جوید. در خواب حضرت به او می‌فرمایند: «در نجف زندگی شما به همین منوال خواهد بود. اگر می‌خواهید وضعیت شما خوب شود، به کربلابرو.» . پس از این رؤیای صادقه، ایشان به طرف کربلارهسپار می‌شد. یکی از ثروت مندان مازندرانی که در کربلا ساکن بود، در عالم خواب خدمت اباعبدالله الحسین، علیه السلام ، می‌رسد. ایشان به او می‌فرمایند: «فردا میهمانی به این اسم می‌آید. شما موظف‌اید از ایشان پذیرایی کنید.» . این مرد مازندرانی فردا جلوی دروازه می‌ایستد تا با نشانی خواب، میهمان را پیدا کند. اتفاقا شیخ زین العابدین با کوله بار از دروازه ی کربلاوارد می‌شود و مرد ثروت مند خواب خود را برای او نقل می‌کند و از شیخ پذیرایی می‌کند.<ref>سر دلبران، شیخ مرتضی حائری، ص۱۳۱.</ref>
 
  
مراجعت شیخ به کربلابعد از وفات استادش صاحب جواهربوده است. او بعد از ورود به کربلا به تدریس مشغول می‌شود. عالم بزرگ آن زمان در کربلا شیخ محمدحسین فاضل اردکانی بود و دومین قطب علمی کربلا شیخ زین العابدین مازندرانی بود.<ref>مجله ی پیام حوزه شماره ی ۲۰.</ref> او در کربلابه منصب امامت و فتوا رسید. بعد از وفات مرحوم فاضل اردکانی ریاست مطلق علمی کربلا با او بود. شیخ در کربلابه تدریس و تربیت شاگرد مشغول شد و فضلای زیادی از حوزه ی درسی وی برخاستند.
+
شیخ زین العابدین در [[نجف]] در مضیقه بوده است. به گونه‌ای که این وضع باعث می‌شود برای برطرف شدن این حالت به [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیه السلام، [[توسل به اهل بیت علیهم السلام|توسل]] جوید. در خواب حضرت به او می‌فرمایند: «در نجف زندگی شما به همین منوال خواهد بود. اگر می‌خواهید وضعیت شما خوب شود، به [[کربلا]] برو». پس از این رؤیای صادقه، ایشان به طرف کربلا رهسپار می‌شود. یکی از ثروت مندان مازندرانی که در کربلا ساکن بود، در عالم خواب خدمت [[امام حسین علیه السلام|امام حسین]] علیه السلام، می‌رسد. ایشان به او می‌فرمایند: «فردا میهمانی به این اسم می‌آید. شما موظف‌اید از ایشان پذیرایی کنید.» این مرد مازندرانی فردا جلوی دروازه می‌ایستد تا با نشانی خواب، میهمان را پیدا کند. اتفاقا شیخ زین العابدین با کوله بار از دروازه ی کربلا وارد می‌شود و مرد ثروت مند خواب خود را برای او نقل می‌کند و از شیخ پذیرایی می‌کند.<ref>سر دلبران، شیخ مرتضی حائری، ص۱۳۱.</ref>
  
==مرجعیت==
+
==تدریس و شاگردان==
از ميرزا زين العابدين مازندرانی به عنوان مرجع تقلید بسیاری از شیعیان پس از وفات [[صاحب ضوابط]]، در [[عراق]] و [[ایران]] و [[هند]] یاد شده است<ref> آقابزرگ، طبقات، ج۱، ص۵۸۶؛ حرزالدین، معارف الرجال، ج۱، ص۲۳۳؛ انصاری، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۲۷۳؛ </ref> [[رساله عملیه]] او بارها در آن زمان به چاپ رسیده است.<ref> آقابزرگ، طبقات، ج۱، ص۸۰۵</ref> کثرت مقلدان وی به قدری بود که به گفتۀ فشارکی، ملقب به «کعبه» و «قبله» بود.<ref>معلم حبیب آبادی، مکارم الآثار، ج۳، ص۸۴۵.</ref> سید محسن امین که در سال ۱۳۰۸ق به عراق رفته، هنگام برشمردن علمای بزرگ و مراجع تقلید، زین العابدین مازندرانی را به عنوان مرجع بزرگ کربلا نام برده است.<ref>امین، اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۳۵۳.</ref>
+
مراجعت شیخ مازندرانی به [[کربلا]] بعد از وفات استادش [[شیخ محمدحسن نجفی|صاحب جواهر]] بوده است. او بعد از ورود به کربلا به تدریس مشغول شد. عالم بزرگ آن زمان در کربلا [[فاضل اردکانی|شیخ محمدحسین فاضل اردکانی]] بود و دومین قطب علمی کربلا شیخ زین العابدین مازندرانی بود.<ref>مجله ی پیام حوزه شماره ی ۲۰.</ref> او در کربلا به منصب امامت و [[فتوا]] رسید. بعد از وفات مرحوم فاضل اردکانی، ریاست مطلق علمی کربلا با او بود.  
  
==آثار==
+
شیخ همچنین در کربلا به تدریس و تربیت شاگرد مشغول شد و فضلای زیادی از حوزه‌ی درسی وی برخاستند. بعضی از شاگردان او عبارتند از:
از وی آثاری چند برجای مانده است از جمله:
 
* ''ذخیرة المعاد'': در علم فقه و به فارسی <ref>آقابزرگ، الذریعه، ج۱۰، ص۲۰</ref>
 
* ''زینة العباد'':رساله او به فارسی با حواشی [[آخوند خراسانی]]<ref>آقابزرگ، الذریعه، ج۱۲، ص۹۳.</ref>
 
* ''رساله در مناسک [[حج]]''<ref> مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۵، ص۱۴۶؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۶۵.</ref>
 
* ''رساله در [[ارتداد]]''<ref>[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120329121007-2130-23.pdf شیخ زین العابدین مازندرانی]</ref>
 
* ''رساله‌ای در نماز''<ref>آقابزرگ، الذریعه، ج۱۵، ص۵۶.</ref>
 
* زینة العباد در شرح شرائع الاسلام
 
* کتابی در اصول فقه از ابتدا تا انتها
 
* حواشی بر کتاب جواهر
 
* حواشی بر مسالک الافهام
 
  
== درگذشت ==
+
*شیخ عبدالله مازندرانی(۱۳۳۰ قمری)
مازندرانی در [[ذی قعده]] سال ۱۳۰۹ق درگذشت و در باب قاضی الحاجات در صحن [[حرم امام حسین(ع)]]  به خاک سپرده شد.<ref>اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج۷، ص۱۶۷.</ref> البته در روز وفاتش اختلافاتی وجود دارد، برخی ۱۳، بعضی ۱۶، عده‌ای ۱۷ و برخی هم ۱۹ ذی قعده را ذکر کرده‌اند.<ref>امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۱۶۷؛ حرزالدین، معارف الرجال، ج۱، ص۲۳۳.</ref>
+
*میرزا علی بن موسی تبریزی معروف به ثقة الاسلام؛ از آثار او می توان به کتاب ''مرآة الکتب'' و ''بث الشکوی'' و ''ایضاح الانباء'' اشاره کرد.
 +
*ملّا محمد خوانساری نجفی(۱۳۳۲ قمری)
 +
*محمدحسن مازندرانی بارفروشی(۱۳۱۷ قمری)
 +
*سید جواد بن سید محمدعلی حسینی اصفهانی معروف به «خطیب هندی»(۱۳۳۳ قمری)
 +
*محمدحسین فشارکی اصفهانی(۱۳۵۳ قمری)
 +
*شیخ علی خاقانی(۱۳۳۴ قمری) که کتاب «''الدعوی بلا معارض»'' از مباحث کتاب قضا را به امر استادش نوشته است.
 +
*[[سید ابوالقاسم دهکردی|سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی]] (۱۳۵۳ قمری) که از شیخ روایت می کند.
 +
*سید ابراهیم ابن ابوالحسن تنکابنی قزوینی(۱۳۲۴ قمری) از او آثار زیادی باقی است، از آن جمله: ''شرح رسائل و مکاسب''، ''شرح مدارک''، ''رساله در هیئت''، ''رساله در اخلاق''.
  
 +
==آثار و تألیفات==
 +
از میرزا زین العابدین مازندرانی آثاری چند برجای مانده است، از جمله:
 +
 +
#ذخیرة المعاد فی تکالیف العباد؛ در علم [[فقه]] و به فارسی<ref>آقابزرگ، الذریعه، ج۱۰، ص۲۰</ref>
 +
#زینة العباد؛ رساله او به فارسی با حواشی [[آخوند خراسانی]]<ref>آقابزرگ، الذریعه، ج۱۲، ص۹۳.</ref>
 +
#رساله در مناسک [[حج]]<ref> مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۵، ص۱۴۶؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۶۵.</ref>
 +
#رساله در [[ارتداد]]<ref>[http://www.ensani.ir/storage/Files/۲۰۱۲۰۳۲۹۱۲۱۰۰۷-۲۱۳۰-۲۳.pdf شیخ زین العابدین مازندرانی]</ref>
 +
#رساله‌ای در [[نماز]]<ref>آقابزرگ، الذریعه، ج۱۵، ص۵۶.</ref>
 +
#کتابی در [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]] از ابتدا تا انتها
 +
#حواشی بر کتاب [[جواهر الکلام (کتاب)|جواهرالکلام]]
 +
#حواشی بر [[مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام (کتاب)|مسالک الافهام]]
 +
#زاد العقبی؛ [[فتوا|فتاوای]] شیخ زین العابدین است که سید محمدتقی موسوی هندی آن را جمع کرده است.
 +
#زاد المتقین؛ رساله عملیه فارسی است که مطابق فتاوای [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] و شیخ زین العابدین است.
 +
 +
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==
 +
'''مرجعیت:'''
 +
 +
از میرزا زین العابدین مازندرانی به عنوان [[مرجعیت|مرجع]] تقلید بسیاری از [[شیعه|شیعیان]] پس از وفات [[صاحب ضوابط]]، در [[عراق]] و [[ایران]] و هند یاد شده است.<ref> آقابزرگ، طبقات، ج۱، ص۵۸۶؛ حرزالدین، معارف الرجال، ج۱، ص۲۳۳؛ انصاری، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۲۷۳؛ </ref> رساله عملیه او بارها در آن زمان به چاپ رسیده است.<ref> آقابزرگ، طبقات، ج۱، ص۸۰۵</ref> کثرت مقلدان وی به قدری بود که به گفتۀ فشارکی، ملقب به «کعبه» و «قبله» بود.<ref>معلم حبیب آبادی، مکارم الآثار، ج۳، ص۸۴۵.</ref>
 +
 +
[[سید محسن امین]] که در سال ۱۳۰۸ قمری به عراق رفته، هنگام برشمردن علمای بزرگ و مراجع تقلید، زین العابدین مازندرانی را به عنوان مرجع بزرگ [[کربلا]] نام برده است.<ref>امین، اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۳۵۳.</ref>
 +
 +
'''هوشیاری در عرصه سیاست:'''
 +
 +
زمانی که [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] فتوای معروف تحریم تنباکو را صادر کرد، دشمنان برای خنثی کردن فتوای میرزا، تلاش کردند. یکی از اقدامات آنان، این بود که این فتوا را زیر سؤال ببرند و وانمود کنند که این فتوای مدرکی ندارد و خلاف حکم اسلام و قرآن است. در مجلسی که شیخ زین العابدین حضور داشت، یکی از افراد، درباره این حدیث از شیخ سؤال کرد: نظر شما درباره ی حدیث «حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه» چیست؟ شیخ در جواب فرمود: این حدیث، کاملاً صحیح است. آن شخص دوباره پرسید: آیا قبل از فتوای میرزا، تنباکو حلال بود یا حرام؟ شیخ در جواب فرمود: حلال بود. آن شخص گفت: به مقتضای حدیث، امروز نیز تنباکو حلال است و با فتوای میرزا حرام نمی شود. شیخ در جواب فرمود: نه، الآن حرام است. و هیچ منافاتی بین حرام بودن الان و حلال بودن سابق ندارد؛ زیرا، اشیاء، گاهی دو عنوان پیدا می کند که یکی عنوان اولی است و دیگری عنوان ثانوی. عنوان اولی همیشه در جای خود محفوظ است، مانند روزه ی ماه رمضان که عنوان اولی آن وجوب است، ولی اگر برای همین شخص که روزه بر او واجب بود، حالت اضطراری پیش آمد، مسئله عنوان ثانوی پیدا می کند و روزه بر او حرام می شود. لذا بر مریض، روزه گرفتن حرام است. تنباکو ذاتاً حلال است، اما چون اکنون برای جامعه، ضرر سیاسی و اقتصادی دارد، حرام می شود. حرام بودنش را عنوان ثانوی گویند. به این جهت، مجتهد [[فقیه]]، حکم به حرمت می کند و هر موقع آن ضرر برطرف گردید فقیه حکم به حلال بودن آن می کند. جواب قاطع و استوار شیخ، آن شخص را ساکت کرد و دشمن نتوانست با این دسیسه کاری از پیش ببرد.
 +
 +
'''تلاش برای تقویت مذهب تشیع:'''
 +
 +
[[میر حامد حسین هندی|میرحامد حسین هندی]] در آن زمان کتابی با عنوان «''[[عبقات الانوار (کتاب)|عبقات الانوار]]»'' نوشت که تأثیری زیادی در میان [[اهل سنت]] گذاشت و جمع زیادی از آنان را [[شیعه]] کرد. عمق و قوت استدلال این کتاب باعث شد که میرزای شیرازی حکم به لزوم خواندن کتاب بر مسلمانان کند. شیخ زین العابدین مازندرانی نیز حکم کرد تا به محض آماده شدن جلدهای بعدی کتاب، در اسرع وقت به چاپ آن اقدام کنند و تمام امکانات مالی و غیر مالی خود را در اختیار میرحامد حسین قرار دهند.<ref>نفحات الازهار، سید علی میلانی، چاپخانه مهر قم، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۱۱۱.</ref>
 +
 +
شیخ مازندرانی [[تقریظ|تقریظی]] نیز بر این کتاب زده است. بخشی از این تقریظ در این جا ذکر می شود: «...چون متدرجاً مجلدات کتب مؤلفات و مصنفات آن جناب سامی صفات که عبارت از استقصاء الافحام و عبقات بوده باشد، در این صفحات به دست علما و فضلاى این عتبات عرش درجات ملحوظ و مشاهد افتاد، به اضعاف مضاعف آن چه شنیده مى شد، دیده شد: "کتاب أحکمت آیاته ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر"<ref>هود: ۱.</ref> از صفحاتش نمودار؛ "کتاب مرقوم یشهده المقربون"<ref>مطففین: ۲۱.</ref> از اوراقش پدیدار؛ از عناوینش "آیات محکمات هنّ أم الکتاب"<ref>آل عمران: ۷.</ref> پیدا؛ ... برای دفع [[یأجوج و مأجوج]] مخالفین دین مبین، سدّى است متین؛ از جهت قلع و قمع زمره‌ی معاندین مذهب و آیین چون تیغ [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]]؛... کتبی به این لیاقت و متانت و اتقان تا الان از بنان تحریر نحریرى سر نزده، و تصنیفی در اثبات حقیت مذهب و ایقان تا این زمان از بیان تقریر حبر خبیرى صادر و ظاهر نگشته. از عبقاتش رائحۀ تحقیق وَزان، و از استقصایش استقصاء بر جمیع دلائل قوم عیان! ولله درّ مؤلفها و مصنفها! ...».<ref>نفحات الازهار، ج ۱، ص ۱۱۵.</ref>
 +
 +
== در نگاه عالمان ==
 +
عظمت مقام و منزلت آن بزرگوار را همه تراجم نگاران ستوده اند و از او با الفاظ مختلف تجلیل کرده اند، از جمله:
 +
 +
* علامه [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|شیخ آقا بزرگ]] در [[نقباء البشر (کتاب)|نقباءالبشر]] او را چنین توصیف می کند: شیخ زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی حائری از اعاظم علما و اکابر فقها بوده است.<ref>نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۰۵.</ref>
 +
* در [[ریحانة الادب (کتاب)|ریحانة الادب]] نیز آمده است: شیخ زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی، عالمی است ربانی، فقیهی صمدانی، از اکابر علمای [[امامیه]]... به حسن تقریر و بیان بین معاصرین خود ممتاز، جلالت علمی او در تمامی اقطار در نهایت اشتهار و مرجع تقلید جمعی وافر از شیعیان هند و عراق و ایران بوده است.. .<ref>ریحانة الادب، ج ۵، ص ۱۴۶.</ref>
 +
* آیة اللّه ملا حبیب اللّه شریف کاشانی درباره اش می نویسد: شیخ زین العابدین مازندرانی از شاگردان صاحب جواهر و صاحب ضوابط و عالمی فاضل و زاهدی متقی و فقیهی متتبّع و دارای مقلدینی فراوان و صاحب اجازه های کثیر بود. او انسانی جواد و با [[سخاوت]] و بذل و بخشش او به فقرا زیاد بوده است. ریاستی در کربلا داشت و در سایر بلاد معروف بود.<ref>لباب الالقاب، ص ۴۹.</ref>
 +
* و در [[احسن الودیعه (کتاب)|احسن الودیعة]] آمده است: «عالم فقیه ربانی و فاضل وجیه صمدانی، مولانا شیخ زین العابدین فرزند کربلایی مسلم بارفروشی از اکابر علمای عصر خود و در حسن تقریر و بیان بین فضلای عصرش مشهور بود... .<ref>احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۱۷.</ref>
 +
 +
==ویژگی‌های اخلاقی==
 +
'''عبادت و زهد:'''
 +
 +
از ویژگی های بارز شیخ زین العابدین مازندرانی، عبادت و زهد او است. این ویژگی به گونه ای است که او را با صفت «شیخ عابد ناسک» می ستایند. محمد بن سلیمان تنکابنی که از معاصران او است درباره ی وی می نویسد: «در غایت زهد و تقوا است». از مال و منال دنیا به شدت پرهیز داشت و خوراک او غالباً نان و سرکه و برنج بود. او بسیار بر مستحبات و نوافل مواظبت داشت. کمتر کسی در این مواظبت، هم پای او بود.
 +
 +
'''پشتکار:'''
 +
 +
از دیگر خصوصیات او پشتکار است. در اواخر عمر پیری باعث نشد تا او درس خود را ترک کند. با کهولت سن، هم چنان به تدریس ادامه می داد. شیخ زین العابدین مازندرانی کتاب هایی را که از ابتدای طلبگی خوانده بود، به خط خود از ابتدا تا انتها، استنساخ کرده بود، حتی کتاب ''قوانین الاصول'' که از کتاب های حجیم است. این استنساخ ها، نشان از اراده ی قوی می کند.
 +
 +
'''کمک به فقرا:'''
 +
 +
شیخ، همواره به فقرا کمک می کرد و تا می توانست قرض می کرد و به فقرا می داد و هر چند وقت که یکی از ثرتمندان هند به کربلا می آمد، قرض های او را می داده است.
 +
 +
'''مشارکت در امور:'''
 +
 +
نقل است روزی در کربلا، آب طغیان کرد. شیخ برای این که جلوی آب را بگیرد، با عبای خود شخصاً خاک بر می داشت تا جلوی آب را بگیرد. مردم چون دیدند آن روحانی بزرگ برای سدسازی، خاک حمل می کند، به او تأسی کردند و همگی به پا خاستند و سدی در برابر آب بستند که تا چند سال باقی بود.
 +
 +
==وفات==
 +
مرحوم مازندرانی در ماه [[ماه ذی القعده|ذی القعده]] سال ۱۳۰۹ قمری در ۸۲ سالگی در [[کربلا]] درگذشت و در «باب قاضی الحاجات» در صحن [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین]] (علیه السلام) به خاک سپرده شد.<ref>اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج۷، ص۱۶۷.</ref>
 +
 +
==پانویس==
 +
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
==منابع==
*احسان فتاحی اردکانی، زندگی نامه زین العابدین مازندرانی، در گلشن ابرار، جلد9
+
*احسان فتاحی اردکانی، زندگی نامه "زین العابدین مازندرانی"، در [[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد۹.
*زین‌العابدین مازندرانی، ویکی شیعه
+
*فرهیختگان تمدن شیعه.
 +
*پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  
 
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]
 
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]
 
[[رده:مراجع تقلید]]
 
[[رده:مراجع تقلید]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:فقیهان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۲۳

زین العابدین مازندرانی (۱۳۰۹-۱۲۲۷ قمری) از فقها و مراجع تقلید شیعه در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان شیخ محمد حسن نجفی بود. وی از مسائل جاری در جهان اسلام غافل نبود و در مواقع لزوم با هوشیاری و درایت، با مسائل برخورد می کرد. سید ابوالقاسم دهکردی از شاگردان مبرّز اوست.

Mazandarani.jpg
نام کامل زین العابدین مازندرانی
زادروز ۱۲۲۷ قمری
زادگاه بابل
وفات ۱۳۰۹ قمری
مدفن کربلا

Line.png

اساتید

شیخ محمد حسن نجفی، شریف العلماء مازندرانی، سید ابراهیم قزوینی، شیخ محمدحسین اصفهانی،...

شاگردان

سید ابوالقاسم دهکردی، شیخ عبدالله مازندرانی، محمدحسین فشارکی اصفهانی، ملامحمد خوانساری نجفی،...

آثار

ذخیرة المعاد فی تکالیف العباد، زینة العباد، رساله در مناسک حج، حاشیه جواهرالکلام، حاشیه مسالک الافهام،...

تحصیلات و استادان

زین العابدین بن مسلم مازندرانی بارفروشی در سال ۱۲۲۷ یا ۱۲۲۴ قمری در بارفروش (بابل کنونی) به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در بارفروش آغاز کرد. استاد بزرگ شیخ زین العابدین در بارفروش سعیدالعلماء مازندرانی بود که از او اجازه روایت نیز داشته است.[۱] سپس شیخ برای تکمیل تحصیلات خود در رجب ۱۲۵۰ قمری به عراق مهاجرت کرد.[۲] در این سفر او با استاد خود سعیدالعلماء هم سفر بود.[۳]

شیخ مازندرانی مدتی را در کربلا تحصیل نمود و پس از آن به نجف رفت. سید ابراهیم قزوینی (صاحب ضوابط) (م، ۱۲۶۴ قمری)، شیخ محمد حسین اصفهانی (صاحب فصول)، شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) (م، ۱۲۶۶ قمری)، شیخ علی آل کاشف الغطاء و شیخ مرتضی انصاری (م، ۱۲۸۱ قمری) از اساتید او در کربلا و نجف بوده‌اند. البته در این که شیخ انصاری از اساتید او باشد، اختلاف است. آقا بزرگ تهرانی حضور زین العابدین مازندرانی در درس شیخ انصاری را تأیید می کند،[۴] ولی سید محسن امین حضور او را نامعلوم می داند. اجازه ی او از شیخ انصاری، قطعی است.[۵]

عنایتی از امیرالمؤمنین:

شیخ زین العابدین در نجف در مضیقه بوده است. به گونه‌ای که این وضع باعث می‌شود برای برطرف شدن این حالت به امیرالمؤمنین علیه السلام، توسل جوید. در خواب حضرت به او می‌فرمایند: «در نجف زندگی شما به همین منوال خواهد بود. اگر می‌خواهید وضعیت شما خوب شود، به کربلا برو». پس از این رؤیای صادقه، ایشان به طرف کربلا رهسپار می‌شود. یکی از ثروت مندان مازندرانی که در کربلا ساکن بود، در عالم خواب خدمت امام حسین علیه السلام، می‌رسد. ایشان به او می‌فرمایند: «فردا میهمانی به این اسم می‌آید. شما موظف‌اید از ایشان پذیرایی کنید.» این مرد مازندرانی فردا جلوی دروازه می‌ایستد تا با نشانی خواب، میهمان را پیدا کند. اتفاقا شیخ زین العابدین با کوله بار از دروازه ی کربلا وارد می‌شود و مرد ثروت مند خواب خود را برای او نقل می‌کند و از شیخ پذیرایی می‌کند.[۶]

تدریس و شاگردان

مراجعت شیخ مازندرانی به کربلا بعد از وفات استادش صاحب جواهر بوده است. او بعد از ورود به کربلا به تدریس مشغول شد. عالم بزرگ آن زمان در کربلا شیخ محمدحسین فاضل اردکانی بود و دومین قطب علمی کربلا شیخ زین العابدین مازندرانی بود.[۷] او در کربلا به منصب امامت و فتوا رسید. بعد از وفات مرحوم فاضل اردکانی، ریاست مطلق علمی کربلا با او بود.

شیخ همچنین در کربلا به تدریس و تربیت شاگرد مشغول شد و فضلای زیادی از حوزه‌ی درسی وی برخاستند. بعضی از شاگردان او عبارتند از:

  • شیخ عبدالله مازندرانی(۱۳۳۰ قمری)
  • میرزا علی بن موسی تبریزی معروف به ثقة الاسلام؛ از آثار او می توان به کتاب مرآة الکتب و بث الشکوی و ایضاح الانباء اشاره کرد.
  • ملّا محمد خوانساری نجفی(۱۳۳۲ قمری)
  • محمدحسن مازندرانی بارفروشی(۱۳۱۷ قمری)
  • سید جواد بن سید محمدعلی حسینی اصفهانی معروف به «خطیب هندی»(۱۳۳۳ قمری)
  • محمدحسین فشارکی اصفهانی(۱۳۵۳ قمری)
  • شیخ علی خاقانی(۱۳۳۴ قمری) که کتاب «الدعوی بلا معارض» از مباحث کتاب قضا را به امر استادش نوشته است.
  • سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی (۱۳۵۳ قمری) که از شیخ روایت می کند.
  • سید ابراهیم ابن ابوالحسن تنکابنی قزوینی(۱۳۲۴ قمری) از او آثار زیادی باقی است، از آن جمله: شرح رسائل و مکاسب، شرح مدارک، رساله در هیئت، رساله در اخلاق.

آثار و تألیفات

از میرزا زین العابدین مازندرانی آثاری چند برجای مانده است، از جمله:

  1. ذخیرة المعاد فی تکالیف العباد؛ در علم فقه و به فارسی[۸]
  2. زینة العباد؛ رساله او به فارسی با حواشی آخوند خراسانی[۹]
  3. رساله در مناسک حج[۱۰]
  4. رساله در ارتداد[۱۱]
  5. رساله‌ای در نماز[۱۲]
  6. کتابی در اصول فقه از ابتدا تا انتها
  7. حواشی بر کتاب جواهرالکلام
  8. حواشی بر مسالک الافهام
  9. زاد العقبی؛ فتاوای شیخ زین العابدین است که سید محمدتقی موسوی هندی آن را جمع کرده است.
  10. زاد المتقین؛ رساله عملیه فارسی است که مطابق فتاوای میرزای شیرازی و شیخ زین العابدین است.

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

مرجعیت:

از میرزا زین العابدین مازندرانی به عنوان مرجع تقلید بسیاری از شیعیان پس از وفات صاحب ضوابط، در عراق و ایران و هند یاد شده است.[۱۳] رساله عملیه او بارها در آن زمان به چاپ رسیده است.[۱۴] کثرت مقلدان وی به قدری بود که به گفتۀ فشارکی، ملقب به «کعبه» و «قبله» بود.[۱۵]

سید محسن امین که در سال ۱۳۰۸ قمری به عراق رفته، هنگام برشمردن علمای بزرگ و مراجع تقلید، زین العابدین مازندرانی را به عنوان مرجع بزرگ کربلا نام برده است.[۱۶]

هوشیاری در عرصه سیاست:

زمانی که میرزای شیرازی فتوای معروف تحریم تنباکو را صادر کرد، دشمنان برای خنثی کردن فتوای میرزا، تلاش کردند. یکی از اقدامات آنان، این بود که این فتوا را زیر سؤال ببرند و وانمود کنند که این فتوای مدرکی ندارد و خلاف حکم اسلام و قرآن است. در مجلسی که شیخ زین العابدین حضور داشت، یکی از افراد، درباره این حدیث از شیخ سؤال کرد: نظر شما درباره ی حدیث «حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه» چیست؟ شیخ در جواب فرمود: این حدیث، کاملاً صحیح است. آن شخص دوباره پرسید: آیا قبل از فتوای میرزا، تنباکو حلال بود یا حرام؟ شیخ در جواب فرمود: حلال بود. آن شخص گفت: به مقتضای حدیث، امروز نیز تنباکو حلال است و با فتوای میرزا حرام نمی شود. شیخ در جواب فرمود: نه، الآن حرام است. و هیچ منافاتی بین حرام بودن الان و حلال بودن سابق ندارد؛ زیرا، اشیاء، گاهی دو عنوان پیدا می کند که یکی عنوان اولی است و دیگری عنوان ثانوی. عنوان اولی همیشه در جای خود محفوظ است، مانند روزه ی ماه رمضان که عنوان اولی آن وجوب است، ولی اگر برای همین شخص که روزه بر او واجب بود، حالت اضطراری پیش آمد، مسئله عنوان ثانوی پیدا می کند و روزه بر او حرام می شود. لذا بر مریض، روزه گرفتن حرام است. تنباکو ذاتاً حلال است، اما چون اکنون برای جامعه، ضرر سیاسی و اقتصادی دارد، حرام می شود. حرام بودنش را عنوان ثانوی گویند. به این جهت، مجتهد فقیه، حکم به حرمت می کند و هر موقع آن ضرر برطرف گردید فقیه حکم به حلال بودن آن می کند. جواب قاطع و استوار شیخ، آن شخص را ساکت کرد و دشمن نتوانست با این دسیسه کاری از پیش ببرد.

تلاش برای تقویت مذهب تشیع:

میرحامد حسین هندی در آن زمان کتابی با عنوان «عبقات الانوار» نوشت که تأثیری زیادی در میان اهل سنت گذاشت و جمع زیادی از آنان را شیعه کرد. عمق و قوت استدلال این کتاب باعث شد که میرزای شیرازی حکم به لزوم خواندن کتاب بر مسلمانان کند. شیخ زین العابدین مازندرانی نیز حکم کرد تا به محض آماده شدن جلدهای بعدی کتاب، در اسرع وقت به چاپ آن اقدام کنند و تمام امکانات مالی و غیر مالی خود را در اختیار میرحامد حسین قرار دهند.[۱۷]

شیخ مازندرانی تقریظی نیز بر این کتاب زده است. بخشی از این تقریظ در این جا ذکر می شود: «...چون متدرجاً مجلدات کتب مؤلفات و مصنفات آن جناب سامی صفات که عبارت از استقصاء الافحام و عبقات بوده باشد، در این صفحات به دست علما و فضلاى این عتبات عرش درجات ملحوظ و مشاهد افتاد، به اضعاف مضاعف آن چه شنیده مى شد، دیده شد: "کتاب أحکمت آیاته ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر"[۱۸] از صفحاتش نمودار؛ "کتاب مرقوم یشهده المقربون"[۱۹] از اوراقش پدیدار؛ از عناوینش "آیات محکمات هنّ أم الکتاب"[۲۰] پیدا؛ ... برای دفع یأجوج و مأجوج مخالفین دین مبین، سدّى است متین؛ از جهت قلع و قمع زمره‌ی معاندین مذهب و آیین چون تیغ امیرالمؤمنین؛... کتبی به این لیاقت و متانت و اتقان تا الان از بنان تحریر نحریرى سر نزده، و تصنیفی در اثبات حقیت مذهب و ایقان تا این زمان از بیان تقریر حبر خبیرى صادر و ظاهر نگشته. از عبقاتش رائحۀ تحقیق وَزان، و از استقصایش استقصاء بر جمیع دلائل قوم عیان! ولله درّ مؤلفها و مصنفها! ...».[۲۱]

در نگاه عالمان

عظمت مقام و منزلت آن بزرگوار را همه تراجم نگاران ستوده اند و از او با الفاظ مختلف تجلیل کرده اند، از جمله:

  • علامه شیخ آقا بزرگ در نقباءالبشر او را چنین توصیف می کند: شیخ زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی حائری از اعاظم علما و اکابر فقها بوده است.[۲۲]
  • در ریحانة الادب نیز آمده است: شیخ زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی، عالمی است ربانی، فقیهی صمدانی، از اکابر علمای امامیه... به حسن تقریر و بیان بین معاصرین خود ممتاز، جلالت علمی او در تمامی اقطار در نهایت اشتهار و مرجع تقلید جمعی وافر از شیعیان هند و عراق و ایران بوده است.. .[۲۳]
  • آیة اللّه ملا حبیب اللّه شریف کاشانی درباره اش می نویسد: شیخ زین العابدین مازندرانی از شاگردان صاحب جواهر و صاحب ضوابط و عالمی فاضل و زاهدی متقی و فقیهی متتبّع و دارای مقلدینی فراوان و صاحب اجازه های کثیر بود. او انسانی جواد و با سخاوت و بذل و بخشش او به فقرا زیاد بوده است. ریاستی در کربلا داشت و در سایر بلاد معروف بود.[۲۴]
  • و در احسن الودیعة آمده است: «عالم فقیه ربانی و فاضل وجیه صمدانی، مولانا شیخ زین العابدین فرزند کربلایی مسلم بارفروشی از اکابر علمای عصر خود و در حسن تقریر و بیان بین فضلای عصرش مشهور بود... .[۲۵]

ویژگی‌های اخلاقی

عبادت و زهد:

از ویژگی های بارز شیخ زین العابدین مازندرانی، عبادت و زهد او است. این ویژگی به گونه ای است که او را با صفت «شیخ عابد ناسک» می ستایند. محمد بن سلیمان تنکابنی که از معاصران او است درباره ی وی می نویسد: «در غایت زهد و تقوا است». از مال و منال دنیا به شدت پرهیز داشت و خوراک او غالباً نان و سرکه و برنج بود. او بسیار بر مستحبات و نوافل مواظبت داشت. کمتر کسی در این مواظبت، هم پای او بود.

پشتکار:

از دیگر خصوصیات او پشتکار است. در اواخر عمر پیری باعث نشد تا او درس خود را ترک کند. با کهولت سن، هم چنان به تدریس ادامه می داد. شیخ زین العابدین مازندرانی کتاب هایی را که از ابتدای طلبگی خوانده بود، به خط خود از ابتدا تا انتها، استنساخ کرده بود، حتی کتاب قوانین الاصول که از کتاب های حجیم است. این استنساخ ها، نشان از اراده ی قوی می کند.

کمک به فقرا:

شیخ، همواره به فقرا کمک می کرد و تا می توانست قرض می کرد و به فقرا می داد و هر چند وقت که یکی از ثرتمندان هند به کربلا می آمد، قرض های او را می داده است.

مشارکت در امور:

نقل است روزی در کربلا، آب طغیان کرد. شیخ برای این که جلوی آب را بگیرد، با عبای خود شخصاً خاک بر می داشت تا جلوی آب را بگیرد. مردم چون دیدند آن روحانی بزرگ برای سدسازی، خاک حمل می کند، به او تأسی کردند و همگی به پا خاستند و سدی در برابر آب بستند که تا چند سال باقی بود.

وفات

مرحوم مازندرانی در ماه ذی القعده سال ۱۳۰۹ قمری در ۸۲ سالگی در کربلا درگذشت و در «باب قاضی الحاجات» در صحن حرم امام حسین (علیه السلام) به خاک سپرده شد.[۲۶]

پانویس

  1. الکنی و الالقاب، ج ۲، ص ۳۱۴.
  2. اعیان الشیعة، سید محسن امین، دار التعارف للمبوعات، بیروت، بی تا، ج ۷، ص ۱۶۷.
  3. تراجم الرجال، سید احمد حسینی، کتابخانه مرعشی نجفی، قم، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۲۲۷.
  4. نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی، مطبعة القضاء، نجف، بی تا، ج ۲، ص ۸۰۵.
  5. اعیان الشیعة، ج ۷، ص ۱۶۷.
  6. سر دلبران، شیخ مرتضی حائری، ص۱۳۱.
  7. مجله ی پیام حوزه شماره ی ۲۰.
  8. آقابزرگ، الذریعه، ج۱۰، ص۲۰
  9. آقابزرگ، الذریعه، ج۱۲، ص۹۳.
  10. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۵، ص۱۴۶؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۶۵.
  11. شیخ زین العابدین مازندرانی
  12. آقابزرگ، الذریعه، ج۱۵، ص۵۶.
  13. آقابزرگ، طبقات، ج۱، ص۵۸۶؛ حرزالدین، معارف الرجال، ج۱، ص۲۳۳؛ انصاری، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص۲۷۳؛
  14. آقابزرگ، طبقات، ج۱، ص۸۰۵
  15. معلم حبیب آبادی، مکارم الآثار، ج۳، ص۸۴۵.
  16. امین، اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۳۵۳.
  17. نفحات الازهار، سید علی میلانی، چاپخانه مهر قم، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۱۱۱.
  18. هود: ۱.
  19. مطففین: ۲۱.
  20. آل عمران: ۷.
  21. نفحات الازهار، ج ۱، ص ۱۱۵.
  22. نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۰۵.
  23. ریحانة الادب، ج ۵، ص ۱۴۶.
  24. لباب الالقاب، ص ۴۹.
  25. احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۱۷.
  26. اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج۷، ص۱۶۷.

منابع

  • احسان فتاحی اردکانی، زندگی نامه "زین العابدین مازندرانی"، در گلشن ابرار، جلد۹.
  • فرهیختگان تمدن شیعه.
  • پایگاه اطلاع رسانی حوزه.