مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ام سلمه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«أُمّ سَلَمه» از همسران بزرگوار پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله است. او و همسر اولش ابوسلمه مخزومی در سال‌های نخستین بعثت پیامبر، اسلام آورده و از مسلمانانی بودند که به سرپرستی جعفر بن ابی‌طالب به حبشه مهاجرت کردند. ام سلمه در سال چهارم هجری پس از وفات شوهرش به عقد پیامبر اکرم درآمد و در بین همسران آن حضرت جایگاه بلندی داشت. او همچنین با اهل بیت پیامبر رابطه‌ای نیکو داشت و تا پایان عمر از آنها حمایت نموده و بدانها وفادار بود.

زندگی‌نامه

نام اصلی ام‌سلمه هند است. پدرش ابی امیة بن مغیره معروف به زاد الراکب[۱] بود و مادرش به روایتی عاتکه بنت عبدالمطلب[۲] و به روایتی دیگر عاتکه دختر عامر ابن ربیعه کنانی[۳] بود.

ام سلمه در ابتدا همسر ابوسلمه مخزومی پسر عمه[۴] و برادر رضاعی رسول خدا صلی الله علیه و آله[۵] بود و از او صاحب چهار فرزند (سلمة، عمر، دره و زینب) شد.[۶]

ام سلمه در زمره اسلام آورندگان در سالهای نخستین بعثت بود. او بعدا به همراه همسرش به حبشه هجرت نمود. و در آنجا بود که اولین فرزندش سلمه را به دنیا آورد. سپس به مکه آمد و بعدا به مدینه مهاجرت نمود.[۷] در جریان جنگ احد ابوسلمه مخزونی زخمی شد و بعدا بر اثر این جراحت وفات نمود.[۸]

ام سلمه پس از وفات شوهرش در سال چهارم هجری، به عقد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درآمد.[۹] مطابق با آنچه در برخی منابع آمده است، پیش از پیامبر، ابوبکر و عمر از او خواستگاری کرده بودند، اما ام سلمه نپذیرفت.[۱۰]

ام سلمه زنی زیباروی بود تا جایی که زیبایی او حسادت عایشه همسر دیگر رسول خدا را برانگیخت.[۱۱] ام سلمه در منابع زنی بالغه و تیز بین معرفی شده است.[۱۲] که حتی گاه پیامبر(ص) با او مشورت می‌کرد.[۱۳]

ام سلمه در غزوات و سریه‌های متعددی چون مُرَیسیع، خیبر، حدیبیه، خندق، فتح مکه و حنین، رسول خدا را همراهی کرد.[۱۴]

امام صادق علیه السلام ام‌سلمه را برترین همسر رسول خدا پس از خدیجه دانسته است.[۱۵] در جریان حدیث کساء و نزول آیه تطهیر، ام سلمه از پیامبر اکرم (ص) سوال می کند که آیا من در شمار اهل بیت نیستم؟ پیامبر(ص) خدا فرمود: تو بر خیر و نیکی هستی.[۱۶]

ام سلمه در شهر مدینه وفات کرد و در بقیع مدفون شد[۱۷] و آخرین نفر از همسران پیامبر بود که از دنیا رفت.[۱۸] در تاریخ وفات ام سلمه اختلاف وجود دارد؛ برخی منابع سال ۵۹ برخی سال ۶۱ و برخی سال ۶۲ هجری را سال وفات او دانسته اند.[۱۹] اما روایتی که در خصوص واقعه عاشورا از او نقل شده نشان می‌دهد که او در زمان واقعه عاشورا که در سال ۶۱ هجری رخ داد زنده بوده است و بنابراین وفات او پس از این واقعه رخ داده است. برخی منابع دهم محرم را به عنوان روز وفات ام سلمه ثبت نموده اند[۲۰] و گفته شده به هنگام وفات ۸۴ سال سن داشت.[۲۱]

ام‌سلمه و اهل بیت

منابع شیعه و اهل ‌سنت از همراهی‌ ام سلمه با اهل ‌بیت علیهم السلام در موارد گوناگون خبر داده اند.

ام سلمه و حضرت زهرا

در برخی ‌منابع، ارتباط عمیق میان ام سلمه و حضرت زهرا سلام الله علیها به خوبی آشکار است. این ارتباط در پی ورود او به خانه پیامبر(ص) گسترده‌تر شد؛ اما پیشتر نیز وجود داشت. اوج این پیوند هنگامی است که میان آن‌ها عقد خواهری برقرار شد.[۲۲] او در ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه علیهماالسلام نقشی ویژه داشت و در این زمینه، روایاتی از پیامبر(ص) ‌گزارش کرده است.[۲۳] وی در دوران ولادت فرزندان فاطمه زهرا نیز حاضر بود و به فرمان پیامبر گرامی(ص) در گوش فرزندش حسن(ع) اذان و اقامه گفت.[۲۴]

ام سلمه در رویداد فدک به دفاع از حضرت زهرا(س) برخاست و به عنوان شاهد آن حضرت و معترض بر ابو‌بکر سخن گفت. آورده‌اند که به همین سبب، مقرری وی از بیت المال قطع شد.[۲۵]

هنگامی که حضرت فاطمه(س) در بستر بیماری بود، ‌ام سلمه به عیادتش آمد و از حال او جویا شد. حضرت زهرا(س) در پاسخ او، وضع خود و همسرش و ستمی را که بر آنان رفته بود و نیز علل غصب خلافت را بیان کرد.[۲۶] طبق وصیت حضرت زهرا(س)، ‌ام سلمه در مراسم خاکسپاری ایشان شرکت داشت و از محل دفن او آگاه بود.[۲۷]

هواداری از حضرت علی

ام سلمه راوی احادیثی درباره جایگاه امام علی(ع) مانند حدیث «علیّ مع الحق و الحق مع علیّ و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض»[۲۸] و حدیث غدیر به‌ویژه جمله «من کنتُ مولاه فهذا علیّ مولاه» است.[۲۹] وی همچنین روایات بسیاری از حضرت فاطمه سلام الله علها نقل نموده است.

نقش‌ ام سلمه در پی رحلت پیامبر(ص) چشمگیر‌تر شد. او پیوسته وفاداری خود را به امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) و فرزندان او نشان می‌داد و در بیان فضیلت‌های امام علی(ع) و توجه دادن مردم به ولایت وی بسیار کوشید.[۳۰] او از موقعیت امام علی(ع) نزد پیامبر(ص) به خوبی آگاهی داشت؛ زیرا بار‌ها رابطه تنگاتنگ آن دو، از جمله ماجرای خلوت طولانی پیامبر(ص) با حضرت علی را در خانه خود دیده بود.[۳۱] در همان روزها بود که پیامبر‌ ام سلمه را از نزول جبرئیل و رخدادهای آینده آگاه ساخت و او را شاهد بر وصایت علی(ع) قرار داد و به او فرمود: علی بن ابی‌طالب وصی و خلیفه پس از من و در دنیا و آخرت حامل پرچم من است. سپس علی(ع) را قاتل ناکثین و قاسطین و مارقین دانست و نشانه‌های این سه گروه را برایش بیان کرد.[۳۲]

در شماری از منابع شیعی یاد شده که پیامبر(ص) وصیت خود را درباره جانشینی امام علی(ع) نوشت و آن را به‌ ام سلمه سپرد تا به جانشینش بدهد. هنگامی که مردم با علی(ع) بیعت کردند، ‌ام سلمه امانتی را که همسرش به او سپرده بود، به علی(ع) سپرد و به فرزندش گفت: همواره همراه علی باش که من در پی پیامبر(ص) امامی جز او نمی‌بینم.[۳۳] طبق برخی منابع شیعی، دوران بیماری پیامبر(ص) در خانه‌ ام سلمه سپری شد.[۳۴] هنگامی که پیامبر(ص) خواست برادرش علی را فراخوانند، عایشه و حفصه در پی پدر خود فرستادند و‌ ام سلمه نیز علی(ع) را آگاه نمود تا خود را به پیامبر(ص) برساند.[۳۵] روشنگری‌های‌ ام سلمه در پی رحلت پیامبر(ص) در حمایت از علی(ع) بر پایه همین وصایای رسول خدا(ص) بود.

در شورش مردم بر ضدّ عثمان، ‌ام سلمه که مانند بسیاری از عملکرد عثمان ناخرسند بود، نزد او رفت و وی را نصیحت و فرجام کارش را گوشزد کرد. عثمان نیز عهد بست که به این سفارش‌ها عمل کند.[۳۶] پس از کشته شدن عثمان، هنگامی که عایشه به خون‌خواهی وی با همراهی طلحه و زبیر بر علی(ع) شورید، ‌ام سلمه مردم را به حمایت علی(ع) فرا‌خواند و ‌گفت: از علی پیروی کنید. به خدا سوگند! در روزگار شما بهتر از او را سراغ ندارم.[۳۷] عایشه برای همراه کردن‌ ام سلمه با خود بسیار کوشید و‌ ام سلمه نیز برای باز‌گرداندن او از راه‌های گوناگون وارد شد. او در ملاقاتی که با عایشه داشت، به پیشگویی‌های رسول خدا اشاره کرد که خود عایشه شاهد آن‌ها بوده است. از مهم‌‌ترین سخنان‌ ام سلمه، تغییر روش عایشه در رفتار با عثمان و حکومت وی بود. عایشه پیشتر، مردم را بر ضد عثمان تحریک می‌کرد و او را نَعْثَل (پیر نادان) می‌خواند؛ اما بعد ندای خون‌خواهی او را سر ‌داد. ‌ام سلمه به او سفارش نمود که به توصیه پیامبر(ص) برای خارج نشدن از خانه عمل ‌کند و وصایای پیامبر(ص) را درباره پسر عمویش علی(ع) نادیده نگیرد.[۳۸] وی در پی اتمام حجت‌ با عایشه و دیگر مخالفان، فرزندش عُمَر را نزد علی(ع) فرستاد و اهداف مخالفان را برای امام روشن کرد و پیغام داد: اگر امر خدا و سفارش پیامبر(ص) درباره بیرون نشدن از خانه نبود، تو را همراهی می‌کردم. اکنون محبوب‌‌ترین فرد نزد رسول خدا و شما، فرزندم عمر، را همراه شما می‌فرستم.[۳۹]

ایستادگی در مقابل معاویه

‌ام سلمه پس از شهادت امام علی(ع) از مخالفان سرسخت معاویه و کار‌گزاران او بود. هنگامی که بدعت لعن بر علی(ع) در همه‌جا مرسوم شد، او مردم کوفه را چنین سرزنش می‌کرد: شما پیامبر را شتم کرده‌اید؛ زیرا کسی را لعن می‌نمایید که پیامبر(ص) او را دوست می‌داشت.[۴۰] سبّ علی(ع) سبّ رسول خدا(ص) است.[۴۱] در ماجرای ترور و غارت که به دست معاویه برای نا‌امن کردن منطقه حکومتی علی(ع) انجام می‌شد، هنگامی که بُسْر بن ارطاة به تعقیب صحابه در مدینه و مکه از جمله جابر بن عبد‌الله پرداخت، جابر به خانه‌ ام سلمه پناه برد و با او درباره بیعت با ظالمان مشورت کرد. ‌ام سلمه از او خواست با بیعت جان خود را حفظ کند.[۴۲]

محبت نسبت به امام حسین

بر پایه ‌گزارش شماری از منابع، هنگامی که امام حسین(ع) به سوی عراق رفت، وصیت‌نامه و دیگر امانت‌ها را به‌ ام سلمه سپرد و از او خواست هرگاه فرزند بزرگش نزد وی آمد، آن‌ها را به او بسپارد. ‌ام سلمه پس از شهادت امام حسین(ع) هنگامی که امام سجاد (ع) به دیدنش آمد، آن امانت را به ایشان سپرد.[۴۳] برخی‌ ام سلمه را نخستین گریه‌کننده بر امام حسین(ع) در مدینه می‌دانند. در این هنگام، ‌ام سلمه دوران کهولت خود را سپری می‌کرد و همواره نگران واپسین بازمانده اصحاب کساء بود. او دوران کودکی امام حسین(ع) را به یاد می‌آورد که در خانه‌اش بازی می‌کرد و پیامبر(ص) به او می‌نگریست و می‌گریست. چون‌ ام سلمه علت را ‌پرسید، پیامبر(ص) از آینده حسین(ع) خبر داد و مقداری از تربت او را که جبرئیل آورده بود، به‌ ام سلمه داد و فرمود: هرگاه این خاک خونین شد، بدان که حسین کشته شده است. ‌ام سلمه پیوسته آن تربت را می‌نگریست تا روزی آن را خونین دید و چنان ناله برآورد و ضجه زد که زنان از هر سو آمدند و از کشته شدن امام حسین(ع) آگاه شدند.[۴۴]

ام سلمه؛ محرم اسرار ولایت

ام‌سلمه حافظ ودایع و محرم اسرار اهل بیت علیه‌السلام بود. علامه مجلسی به نقل از کتاب بصائر الدرجات روایتی ذکر می‌کند که مضمون آن چنین است: رسول خدا صلی الله علیه و آله ام‌سلمه را طلبید و پوست گوسفندی را که مملو از علوم بود به او سپرد و فرمود: هر که پس از من آن را طلب کند، او امام و خلیفه بعد از من خواهد بود. همچنین روایت می‌کند که چون امیرالمومنین علیه‌السلام به طرف عراق رفت، کتب و سلاح و ودایع امامت را به ام‌سلمه سپرد تا پس از شهادت آن حضرت به امام حسن علیه‌السلام بسپارد و هنگامی که امام حسن علیه السلام مسموم شد، آن سلاح و ودایع را به ام‌سلمه سپرد تا به امام حسین علیه السلام بدهد. امام حسین علیه‌السلام نیز هنگام حرکت به سوی عراق آن ودایع را به او سپرد تا به امام سجاد علیه‌السلام بسپارد. از این گفتار معلوم می‌شود که ام‌سلمه نزد اهل بیت علیهم السلام چنان ارج و منزلتی داشت که محرم اسرار و حافظ امانات ایشان بود.

پانویس

  1. این لقب را به علت جود و بخشش زیادش گرفته بود چرا که در سفرها او زاد و توشه همراهانش را بر عهده می گرفت و آنها را از حمل زاد و توشه سفر بی نیاز می نمود.(الإصابة، ج‏۸، ص۴۰۴)
  2. ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۸۳
  3. ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۶
  4. ابوسلمه فرزند برّه دختر عبدالمطلب بود. (الطبقات، ج۳، ص۱۸۱)
  5. چون ثُوَیبه کنیز ابولهب، پیامبر، حمزه و ابوسلمه را شیر داده بود، آنان برادر رضاعی یکدیگر نیز شمرده می‌شدند. (دانشنامه حج و حرمین شریفین، ص۴۵۰.)
  6. الاستیعاب، ج‏۴، ص۱۹۳۹
  7. الإصابة، ج‏۸، ص۴۰۴
  8. ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۸۴
  9. ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۸۴
  10. ذهبی، سیراعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۲۰۳.
  11. الطبقات، ج۸، ص۹۴؛الاصابه، ج۸، ص۳۴۳؛تاریخ الاسلام، ج۵، ص۲۸۴.
  12. الاصابه، ج۸، ص۴۰۶؛سبل الهدی، ج۵، ص۷۹.
  13. المغازی، ج۲، ص۶۱۳؛ سبل الهدی، ج۵، ص۷۹.
  14. واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۶۷
  15. شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۴۱۹
  16. اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۶۶
  17. ذهبی محمد، سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۹
  18. الاصابه، ج۸، ص۴۰۷
  19. رجوع کنید: الاصابه، ج۸، ص۴۰۶ و ۴۰۷
  20. عبدالحسین نیشابوری، تقویم شیعه، صفحه ۲۵.
  21. ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۹۶وذهبی محمد، سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۲۰۲
  22. الغدیر، ج۳، ص۱۱۲.
  23. الامالی، طوسی، ج۱، ص۴۱؛بحار الانوار، ج۴۳، ص۹۵-۹۶.
  24. کشف الغمه، ج۲، ص۱۴۸؛بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۵۵.
  25. دلائل الامامه، ص۱۲۴.
  26. مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۴۹؛بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۵۶.
  27. دلائل الامامه، ص۱۳۲.
  28. تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۳۲۲؛الامالی، صدوق، ص۱۵۰؛تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۴۴۹؛نک: موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۲، ص۲۳۹.
  29. کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۲؛الغدیر، ج۱، ص۱۷.
  30. الغدیر، ج۳، ص۱۷۷-۱۷۸.
  31. الامالی، صدوق، ص۴۶۳-۴۶۴؛المناقب، خوارزمی، ص۱۴۶؛المناقب، ابن مردویه، ص۱۰۵.
  32. الامالی، صدوق، ص۴۶۳-۴۶۴؛المناقب، ابن مردویه، ص۱۰۵؛تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۴۷۱؛المناقب، خوارزمی، ص۸۷.
  33. الامامة و التبصره، ص۴۵-۴۶؛الکافی، ج۱، ص۲۳۵-۲۳۶؛بصائر الدرجات، ص۲۰۶.
  34. الارشاد، ج۱، ص۱۸۲؛اعلام الوری، ج۱، ص۲۶۴.
  35. مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰۳.
  36. بلاغات النساء، ص۷.
  37. انساب الاشراف، ص۲۲۴.
  38. الفتوح، ج۲، ص۴۵۴-۴۵۶؛الامامة و السیاسه، ج۱، ص۷۶؛رسائل المرتضی، ج۴، ص۶۶-۶۸.
  39. تاریخ طبری، ج۴، ص۴۷۰-۴۷۱؛الفتوح، ج۲، ص۴۵۶.
  40. المعجم الاوسط، ج۱، ص۱۱۱.
  41. شرح الاخبار، ج۱، ص۱۶۷-۱۶۸.
  42. تاریخ طبری، ج۴، ص۱۰۶-۱۰۷؛الکامل، ج۳، ص۳۸۳.
  43. الکافی، ج۱، ص۳۰۴.
  44. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۵-۲۴۶؛الفتوح، ج۴، ص۳۲۴؛تهذیب الکمال، ج۶، ص۴۰۸-۴۰۹.

منابع

  • ابن اثیر جرزی، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن عبدالبر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، تحقیق على محمد البجاوى، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲.
  • اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، قم، رضی، ۱۴۲۱ق.
  • رویا باقری، مدخل ام‌سلمه در دانشنامه حج و حرمین شریفین (ج۳، ص۲۱۸-۲۳۰).
  • سید خلیل جوادی، مدخل ابوسلمه بن عبدالاسد مخزومی در دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  • محمد ذهبی، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  • ذبیح الله محلاتى، ریاحین الشریعة در ترجمه دانشمندان بانوان شیعه، تهران، دار الکتب الإسلامیة.
  • محمد میانجی، ام سلمه انیس فاطمه(س)، فرهنگ کوثر، شماره ۳۱، مهر ۱۳۷۸.
  • معاونت پژوهش مرکز حوزه‌های علمیه خواهران، بانوان عالمه و آثار آن‌ها.
  • عبدالحسین نیشابوری، تقویم شیعه.