امام صادق علیه السلام

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابو عبدالله جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب (۸۳ - ۱۴۸ ق) امام ششم شیعیان است. مدت امامت آن حضرت ۳۴ و عمر حضرت ۶۵ سال بوده است. آن حضرت در سن ۳۱ سالگی به امامت رسید. امامت او همزمان با سال‌های پایانی حکومت بنی امیه و سال‌های آغازین حکومت بنی عباس بود. از آنجا که حکومت بنی امیه در این سالها رو به ضعف و سقوط می رفت و بنی عباس نیز استقرار پیدا ننموده بودند و علاوه بر آن در ابتدای حکومت خود برای جلب نظر بیشتر منش سرکوب را نداشتند، به امام صادق علیه السلام فرصتی دست داد که برای سایر ائمه علیهم اسلام پیش نیامده بود و آن حضرت توانست با استفاده از این فرصت نهضت علمی و فرهنگی بزرگی را شروع نماید و پایه های علمی مکتب شیعه را محکم کند تا جایی که از مذهب شیعه اثنی عشری با عنوان "مذهب جعفری" و از آن حضرت با عنوان رئیس این مذهب یاد می شود.

H111-1.jpg
مقام امام ششم
نام جعفر
القاب صادق
کنیه ابو عبدالله
پدر امام باقر علیه السلام
مادر ام فروه
زادروز 17 ربیع الاول سال 83 هجری
زادگاه مدینه
مدت امامت 34سال
مدت عمر 65 سال
تاریخ شهادت سال 148 هجری قمری
علت شهادت مسومیت توسط زهر
قاتل منصور عباسی لعنه الله
مدفن مدینه، بقیع


محتویات

ولادت

امام صادق علیه السلام بنا به نقل برخی منابع،در 17 ریبع الاول سال 80 هجری [۱] و به نقل منابع دیگر، در سال 83 هجری[۲] و در مدینه به دنیا آمد. مادر آن حضرت فاطمه( ام‌فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مى‌ باشد.

کنیه و لقب

معروف ترین کنیه حضرت ابا عبدالله است كه در زبان روایات و احادیث منقول از سوی ایشان بدان بسیار بر می خوریم.

ابااسماعیل و اباموسی دو کنیه دیگر ایشان هستند که اباموسی را فقط شیعه به کار می برد، و این كنیه ها به اعتبار فرزندان امام بوده كه این اسامی را دارا بودند.[۳]

برای آن حضرت القاب متعدد و متنوعی است که هر کدام بنحوی و نوعی صفت و حقیقتی را در ایشان نشان می‌دهد. معروف ترین لقب ایشان صادق است به معنی راستین و راستگو. و از دیگر القاب ایشان می توان موارد زیر را نام برد:

  • فاضل:دارای فضیلت و برتری از جهات مختلف).
  • قائم:به معنی ثابت و پایدار، قیام کننده، برپا و استوار.
  • طاهر: به معنی پاک از هر پلیدی
  • کامل:و او کسی است که از عیب ها منزه و دور و برکنار است.
  • منجی:نجات بخش و رستگار کننده، عامل رستگاری و نجات.
  • کلمه:الحق سخن حق، بدور از آلودگی، منزه از خبائث ظاهر و باطن و….
  • لسان الصدق: زبان راست، و راستگوی در سخن، گویای راستی و….
  • صابر:بردبار، متحمل، مقاوم، در برابر دشواری ها، استوار و پایدار و ….

پیامبر (ص) فرموده: به هنگامی كه پسرم جعفر بن محمد بدنیا آمد او را صادق بخوانید بدان خاطر كه در تداوم امامت، فرزندی به دنیا می آید كه به همین نام(جعفر) موسوم می شود، بدون حقی دعوی امامت می كند و او را جعفر كذاب می نامند و نمونه این سخن از حضرات معصومین اندك نیستند.[۴]

سیمای آن حضرت

در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : «آن حضرت قدى متوسط داشتند چهره‌اى درخشان و مويهاى سياه و بينى بلند و زيبا، جلو سرشان مو نداشت و مويهاى سينه تا شكمش كم بود روى صورتش خالى سياه داشت و روى بدنش خالهاى قرمز داشت‌.»[۵]

شخصیت علمی

حسن بن على الوشاء مى‌گفت: در مسجد كوفه نهصد نفر را ديده كه حدّثنى جعفر بن محمد [۶] مى ‌گفتند. برخى منابع، شمار كسانى را كه از آن حضرت تلمذ كرده و حديث شنيده‌اند، حدود چهار هزار نفر ياد كرده‌ اند.[۷]

امام صادق عليه السّلام در ميان اهل سنت، از نظر روايت حديث و فقاهت و افتاء، از موقعيت شامخى برخوردار بوده به طورى كه او را از شيوخ مسلّم ابو حنيفه و مالك بن انس و شمار فراوانى از محدثان بزرگ زمان خود به شمار آورده‌اند. مالك بن انس رئیس مکتب فقهی مالکی از جمله كسانى است كه مدتى در محضر امام صادق عليه السّلام تلمذ كرده است.ابن حجر هيتمى نيز در مقام تمجيد از شخصيت علمى امام اشاره به اين نكته دارد كه افرادى چون يحيى بن سعيد، ابن جريح، مالك، سفيان ثورى، ابو حنيفه و شعبه و ايوب فقيه از آن حضرت نقل روايت نموده‌ اند.[۸]

امام صادق علیه السلام پیش از امامت

قبر امام صادق علیه السلام در محل قبور ائمه بقیع علیهم السلام در قبرستان بقیع

امام صادق علیه‌السلام مدت 12 تا 15 سال بنابر اختلاف با امام زین العابدین علیه‌السلام و بعد از شهادت جد بزرگوارش مدت 19 سال با امام باقر علیه‌السلام زندگى كرد.[۹] آن حضرت در زمان ولادت عبدالملك بن مروان حاکم بنی امیه به دنیا آمد و سه سال از خلافت عبد الملك، نه سال و هشت ماه خلافت وليد بن عبد الملك، سه سال و سه ماه خلافت سليمان بن عبد الملك، دو سال و پنج ماه خلافت عمر بن عبد العزيز، چهار سال و يك ماه خلافت يزيد بن عبد الملك، بيست سال خلافت هشام بن عبد الملك، يك سال خلافت وليد بن يزيد و شش ماه خلافت يزيد بن وليد را درك كرد. پس از آن به دليل آشفتگى و هرج و مرج فراوان عملا خليفه‌اى از امويان وجود نداشت، و سرانجام در سال 132 هجرى خلافت اموى پايان يافت.

امام صادق همه اين ادوار را در شرايطى گذراند، كه خود و خاندانش تحت كنترل جاسوسان و در فضايى از مراقبت قرار داشتند، و اين مراقبت ناشى از تهمت هايى بود كه دشمنان اهل بيت به قصد تقرب به دشمنان آن خاندان ساخته و پرداخته بودند. او مى‌ديد كه عده‌اى از پيشوايان شيعى به قتلگاه فرستاده مى ‌شدند و عده‌اى زندانى مى ‌شدند، و بقيه نيز تبعيد مى ‌گشتند. طى نوزده سال بدگويى از جدش على (ع) را به گوش مى‌ شنيد و انتقام‌گيرى از خاندانش را به چشم مى ‌ديد. مى‌ ديد كه برخى از فرمانداران مدينه روزهاى جمعه علويان را در نزديك منبر جمع مى ‌كردند تا دشنام و ناسزاگويى به على (ع) و آل على را بشنوند. تا اينكه به سال 99 هجرى عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد و دشنام‌گويى به على (ع) را پايان داد.[۱۰]

حضرت باقر علنى وصيت كرد به حضرت صادق و او را به امامت آشكارا منصوب نمود. هشام بن سالم از حضرت صادق نقل كرد كه چون هنگام وفات پدرم شد، فرمود پسرم جعفر به تو سفارش ميكنم كه نسبت به اصحاب من خوش رفتار باشى.

عرض كرد چنان در پيشرفت و تعليم و تربيت آنها ميكوشم كه هر كدام از برجسته‌ترين افراد جامعه شوند و احتياجى بدانش ديگران نداشته باشند.[۱۱]

دوران امامت

در سال 114 قمری امام باقر علیه السلام به شهادت رسید و امامت به آن حضرت منتقل شد. مدت امامت آن حضرت 34 سال به طول انجامید[۱۲] كه 18 سال در دوره اموى و 16 سال در دوره عباسى بوده است.[۱۳]

خلفای معاصر حضرت

در دوران امامت امام صادق علیه السّلام حوادث سیاسی مهمی رخ داد که از جمله آنها جنبش علویان (قیام زید بن علی در سال 122 و قیام محمد بن عبد الله بن حسن و برادرش ابراهیم در سالهای 145 و 146 هجری) و جنبش عباسیان بود که به دنبال آن حکومت اموی سقوط کرده و عباسیان روی کار آمدند. جدایی عباسیان و علویان نیز که زمینه های آن قبل از به حکومت رسیدن آل عباس آماده شده بود، از جمله حوادثی است که در زمان آن حضرت به وقوع پیوست.

بخش امامت ، زندگانى امام جعفر صادق علیه‌السلام را مى‌ توان به دو بخش تقسیم نمود:

  1. قسمت اول زندگى امام جعفرصادق علیه‌السلام از سال 114 هجرى تا 140 هجرى مى ‌باشد. در این دوره امام از فرصت مناسبى كه به وجود آمد، استفاده نمود و مكتب جعفرى را به تكامل رساند. در این مدت، 4000 دانشمند تحویل جامعه داد و علوم و فنون بسیارى را كه جامعه آن روز تشنه آن بود، به جامعه اسلامى ارزانى داشت.
  2. قسمت دوم زندگی امام که شامل هشت سال آخر عمر می باشد. در این دوره، امام بسیار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسى قرار داشت. در این دوره امام دائماً تحت نظر بود و مكتب جعفرى عملاً تعطیل گردید.[۱۴]
  • خلفاى اموى معاصر امام جعفر صادق علیه‌السلام به ترتیب عبارتند از:
  1. عبدالملک بن مروان (65 - 86)
  2. ولید بن عبدالملک (86 - 96)
  3. سلیمان بن عبدالملک (96 - 99)
  4. عمر بن عبدالعزیز(99 - 101)
  5. یزید بن عبدالملک (101 - 106)
  6. هشام بن عبدالملك (106-125) (امامت امام از سال 114 و همزمان با این خلیفه آغاز شد.)
  7. ولید بن یزید بن عبدالملك(126-125)
  8. یزید بن ولید بن عبدالملك (126)
  9. ابراهیم بن ولید بن عبدالملك (2 ماه و 10 روز از سال 126)
  10. مروان بن محمد معروف به مروان حمار (132-126).
  • خلفاى عباسى معاصر امام علیه‌السلام عبارتند از:
  1. ابوالعباس سفاح (عبدالله بن محمد) (137-132) و
  2. ابوجعفر منصور دوانیقى (137-148).

امام صادق (علیه اسلام) در دوران امویان

در زمان هشام بن عبد الملك قیام زید بن علی روى داد؛ هشام ستمگرى كه پس از شهادت زيد دشمنى با آل على را آشكارتر كرد و بر وحشت آفرينيش افزود.وى به كارگزارانش دستور داد تا بر علويان سخت بگيرند، و نام آنان را از ديوان حذف كنند و زندانها را از آنان انباشته سازند. وی آل ابى طالب را مجبور كرد كه از زيد بيزارى بجويند. اين وقايع و ديگر مصائب و فجايعى كه امام را در برگرفته بود او را تلخكام كرده بود. اما با آن همه تلاش هايى كه امويان كردند، توجه و عنايت خداوندى سبب شد كه احساس و آگاهى مردم نسبت به آل محمد افزون شود؛ جلسات و اجتماعات مخفى، به قصد قيام عمومى و بر انداختن امويان و انتقال خلافت به آل على، تشكيل گرديد. پراكنده شدن مبلغان انديشه انقلاب و پيدايى اختلافات درونى دولت اموى را آشفته كرد، ناتوانى به پيكر آن دولت راه يافت و عوامل ويرانى و نابودى بر آن چيره شد. با اينكه اين دوران عصر مباركى براى امام بود، در عين حال روزگار دردناكى نيز بر او گذشت، زيرا وى سرنوشت دين اسلام و بى‌ حرمتى نسبت به آن و بى ‌اعتبارى ارزشهاى دينى را مشاهده مى ‌كرد. از اين رو امام دانشگاه و مكتب خود را بنياد نهاد تا به وظيفه ارشاد خويش عمل كرده و احكام دين را تبليغ و بيان كند. امام صادق در هنگام فروپاشى دولت اموى و شكل‌گيرى دولت عباسى، دوره‌اى كه شكوفايى علمى پديد آمده بود، مكتب خويش را پديد آورد.

در این دوران خانه امام صادق(علیه اسلام) دانشگاهى بود، كه به حضور عالمان بزرگ در حديث، تفسير، حكمت و كلام زينت يافته بود و در حوزه درس وى غالبا دو هزار تن و گاه چهار هزار نفر شركت مى ‌كردند.كسانى كه در جلسات درس امام حضور مى‌يافتند دانش طلبان و راويان حديث بودند كه از جاهاى دور مى‌ آمدند و هرگاه مراقبت و كنترل برطرف مى ‌گرديد كوفه، بصره، واسط و حجاز نخبگان خود را به مدينه و دانشگاه امام صادق گسيل مى‌ داشت.

امام صادق (علیه السلام) در دوران عباسیان

ابوالعباس سفاح

روزگار او روزگار انقلاب و شورش بود و مردم به سركوب و تعقيب بازمانده‌هاى اموى سرگرم بودند. وى با مهارت چنين تظاهر كرد كه نسبت به پسر عموهاى خود مهربان است، و در صدد آزار آنان نيست و بدين ترتيب مى‌خواست دلها را به سوى خود جلب كند، و بدين وسيله مردم را متقاعد كند كه حق با آل على است، و خودش نيز از كسانى است كه به بيعت با آنان گردن نهاده است. سياست دولت جوان و جديد چنين اقتضا داشت كه سفاح با پسر عموهايش نرم و مهربان باشد، و به خونخواهى از قاتلان امام حسين (ع) تظاهر كند. تمامى اين امور به قصد بازى دادن مردمى بود كه اندك اندك متوجه مى‌شدند عباسيان به نام اهل بيت آهنگ خلافت خود را دارند، و اصولا منظورشان از اهل بيت خودشان هستند نه علويان.

منصور دوانیقى

در سال 136 هجرى منصور دوانیقى دومین خلیفه عباسى، به خلافت رسید و تا سال 158 هجرى حكومت كرد. دوران منصور یكى از پر اختناق ‌ترین دوران‌ هاى تاریخ اسلام است. به طورى كه حكومت ارعاب و ترور، نفس‌ هاى مردم را در سینه خفه كرده و وحشت، همه را فراگرفته بود. او براى استحكام پایه‌ هاى حكومت خود، افراد زیادى را به قتل رساند كه ابومسلم خراسانى را مى‌ توان یكى از این افراد دانست.-[۱۵]

مهمترین مسئله ‌اى كه منصور را به رنج و زحمت مى‌ انداخت، وجود علویان كه در راس آنان شخص امام جعفرصادق علیه‌السلام قرار داشت، بود. وى براى این كه شخصیت و عظمت امام را بكاهد، شاگردان امام را رو در روى ایشان قرار مى‌ داد تا با آن حضرت به مباحثه برخیزند-[۱۶] و امام را مغلوب كنند ولى موفق نگردید.

از روزى كه منصور به حكومت رسید تا روز شهادت امام جعفرصادق علیه‌السلام كه 12 سال به طول كشید، با وجودى كه بین امام و منصور فاصله زیادى وجود داشت، زیرا امام در حجاز بودند و منصور در عراق مى‌ زیست ولى به انواع مختلف، امام را مورد آزار و اذیت خود قرار مى‌ داد و چندین بار امام را نزد خود فراخواند تا او را به شهادت برساند ولى موفق به انجام نیت شوم خود نشد.-[۱۷]

منصور درباره امام صادق علیه‌السلام تعبیر عجیبى دارد. مى‌ گوید: جعفر بن محمد مثل یك استخوان در گلوى من است؛ نه مى‌ توانم بیرونش بیاورم و نه مى‌ توانم آن را فرو برم. نه مى‌ توانم مدركى از او بدست آورم و كلكش را بكنم و نه مى‌ توانم تحملش كنم.[۱۸]

برخورد امام صادق (علیه اسلام) با منصور دوانیقی

بخش اخير زندگى امام صادق عليه السّلام مصادف بود با دوران حكومت منصور دوانیقی . امام صادق عليه السّلام در ميان بنى هاشم به عنوان يك شخصيت معنوى منحصر به فرد مطرح بود.[۱۹] او در زمان منصور از شهرت علمى برخوردار بوده و مورد توجه بسيارى از فقيهان و محدثان اهل سنت بوده است. طبيعى بود كه منصور با توجه به كينه شديدى كه نسبت به علويان داشت، آن حضرت را به شدت زير نظر گرفته و اجازه زندگى آزاد به او نمى‌ داد.فعاليتهاى امام به طور عمده در پنهانى انجام مى‌گرفت و آن حضرت مكرر اصحاب خود را به كتمان و حفظ اسرار اهل بيت عليهم السّلام دستور مى‌ داد.[۲۰]

امام معمولا از رفت و آمد به دربار منصور- جز در موارد سرباز مى‌ زد و به همين سبب هم از طرف منصور مورد اعتراض قرار مى‌ گرفت.[۲۱] چنانكه روزى به آن حضرت گفت: چرا مانند ديگران به ديدار او نمى‌ رود؟ امام در جواب فرمود:ا كارى نكرده‌ايم كه به جهت آن از تو بترسيم؛ و از امر آخرت پيش تو چيزى نيست كه به آن اميدوار باشيم؛ و اين مقام تو در واقع نعمتى نيست كه آن را به تو تبريك بگوييم و تو آن را مصيبتى براى خود نمى‌دانى كه تو را دلدارى بدهيم، پس پيش تو چه‌كار داريم؟[۲۲]

آن حضرت عالمانى را كه به دربار شاهان رفت و آمد داشتند، از اين كار بيم داده و مى ‌فرمود: فقيهان امناى پيامبرانند، اگر فقيهى را ببينيد كه پيش سلاطين رفت و آمد دارد، او را متهم كنيد.[۲۳]

امام صادق (علیه اسلام) و تشکیل حکومت

سياست نخست امام صادق عليه السّلام يك سياست فرهنگى و در جهت پرورش اصحابى بود كه از نظر فقهى و روايى از بنيان‌گذاران تشيع جعفرى به شمار آمده‌اند. تلاشهاى سياسى امام در برابر قدرت حاكمه در آن وضعيت، در محدوده نارضايى از حكومت موجود، عدم مشروعيت آن و ادعاى امامت و رهبرى اسلام در خانواده رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود. از نظر امام صادق عليه السّلام تعرض نظامى عليه حاكميت، بدون فراهم آوردن مقدمات لازم- كه مهمترينش كار فرهنگى بود- جز شكست و نابودى نتيجه ديگر نداشت.چنانكه در جريان حركتى كه زيد بن على و پس از آن يحيى بن زيد در خراسان به آن دست زدند، بنى عباس بيشترين بهره را برده و در عمل، خود را به عنوان مصداق شعار «الرضا من آل محمد» تبليغ كردند.

نتيجه كار بعدها معلوم شد؛ زيرا فقه جعفرى، بنيانگذار تشيع نيرومندى گشت كه روز به روز اوج بيشترى گرفت؛ اما زيديه كه منحصرا در خط سياست‌ بود، رو به افول گذاشتند.

نامه ابوسلمه خلال به امام صادق (علیه اسلام)

کار اصلى دعوت بنى عباس به دست دو نفر ابو سلمه خلال كه به عنوان وزير آل محمد شهرت داشت [۲۴] و ابو مسلم خراسانى انجام شد. آنچه كه مردم از اين شعار در مى‌يافتند اين بود كه قرار است شخصى از خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه طبعا جز علويان كسى نمى‌توانست باشد، بايد به خلافت برسد. ولى ضعف سياسى علويان و تلاش بى‌وقفه بنى عباس، مسائل پشت پرده را به نفع دسته دوم تغيير داد. در عين حال تا آخرين روزها، در عراق كليد كار در دست ابو سلمه خلال بود كه در كوفه، سفاح و منصور را تحت نظر داشت تا آن كه به محض سقوط امويان از مردم براى سفاح بيعت گرفت. اما چندى بعد به اتهام دعوت براى علويان و اين كه تلاش مى‌كرده علويان را جايگزين عباسيان نمايد، كشته شد.

ماجرا از اين قرار بود كه ابو سلمه نامه‌اى به امام صادق عليه السّلام و دو نفر ديگر از علويان نوشت و ابراز تمايل كرد تا در صورت قبول آنها، براى ايشان بيعت بگيرد. امام صادق عليه السّلام آگاه بود كه چنين دعوتى پايه‌اى ندارد. حتى اگر پايه ‌اى هم مى‌ داشت، امام وضعيت را براى رهبرى يك امام شيعه مناسب نمى‌ ديد. از نظر امام صادق عليه السّلام دعوت ابو سلمه نمى ‌توانست جدى تلقى شود. از اين رو در پاسخ نامه او، حضرت به فرستاده او فرمود: «ابو سلمه، شيعه شخص ديگرى است.» [۲۵] در نقلهاى ديگرى آمده است كه ابو مسلم نيز در اين باره نامه ‌اى به امام صادق نوشته است.‌

کمبود یار واقعی

سدیر صیرفی می‌گوید: نزد امام صادق(ع) رفتم و به عرض رساندم که: به خدا سوگند خانه نشینی برای شما روا نیست! فرمود: چرا ای سدیر؟ گفتم: چون دوستان، شیعیان و یاران شما فراوانند. به خدا اگر امیرمؤمنان به اندازه شما شیعه و یاور داشت ابوبکر و عمر در بردن حق او طمع نمی‌کردند.

فرمود: ای سدیر، به نظر می‌رسد که چه مقدار باشند؟ گفتم: صد هزار. فرمود: صد هزار؟ گفتم: دویست هزار. فرمود:دویست هزار؟ گفتم: آری و نیمی از دنیا. امام در پاسخ سکوت اختیار کرد و پس از چند لحظه فرمود: ممکن است که با همه به ینبع برویم؟

گفتم: آری. فرمود تا یک الاغ و یک استر را زین کنند.

من پیشی گرفتم تا سوار الاغ شوم، فرمود: ای سدیر، ممکن است که الاغ را به من واگذاری؟ گفتم: استر زیباتر و آبرومندتر است. فرمود: الاغ برای من آسانتر است. آن حضرت بر الاغ و من بر استر، به راه افتادیم تا وقت نماز رسید. فرمود: ای سدیر، پیاده شویم تا نماز بخوانیم. سپس فرمود: اینجا زمین شوره‌‌زاری است که در آن، نماز روا نیست. حرکت کردیم تا به زمین قرمز رنگی رسیدیم؛ حضرت به جوانی که چند بزغاله را شبانی می‌کرد، نگاه کرد و فرمود: به خدا سوگند، اگر من به اندازه شماره این بزغاله‌ها یاور داشتم، سکوت برایم روا نبود! او می‌گوید: پیاده شدیم و نماز خواندیم. آنگاه که از نماز فراغت پیدا کردیم، متوجه بزغاله‌ها شدم، آنها را شمارش کردم؛ 17 تا بیشتر نبودند.

قیام های علویان در زمان حضرت

قیام زید بن علی بن الحسین

زيد بن على، برادر امام باقر عليه السّلام بود و با توجه به اهميت زيادى كه امام باقر از لحاظ علمى در جامعه داشت، موقعيت چشم‌گيرى براى زيد و حركت انقلابى او به وجود نيامد، گرچه در شمار محدثان بود و به سبب علوى بودنش مورد توجه فراوان مردم عراق قرار داشت. امام باقر عليه السّلام در سال 114 يا 117 رحلت فرمود و پس از آن امام صادق عليه السّلام به عنوان ششمين امام از امامان شيعه عليهم السّلام، نظرها را به سوى خود جلب كرد. اواخر دهه دوم قرن دوم، زيد پس از پشت سر گذاشتن يك سلسله اختلافات و مشاجرات لفظى با هشام بن عبد الملك، تصميم به اعتراض عليه قدرت حاكم گرفت و در صفر (سال 122) در كوفه دست به يك حركت انقلابى زده و پس از دو روز درگيرى نظامى به شهادت رسيد.

برخورد امام با قیام زید

آنچه در اينجا براى ما اهميت دارد، مسأله برخورد امام صادق عليه السّلام با خروج زيد و با فرقه‌اى به نام زيديه كه پس از شهادت زيد موجوديت خود را در عراق آغاز كرده بود مى‌ باشد.

در برخى از روايات شيعه آمده است كه زيد از معتقدان به امامت امامان شيعه از جمله امام باقر و صادق عليهما السّلام بوده است، چنانكه از او نقل شده كه مى‌ گفت: جعفر، امام ما در حلال و حرام است.[۲۶]

و در روايتى از امام صادق عليه السّلام دربارۀ زيد چنين آمده است:

خدا او را رحمت كند، مرد مؤمن و عارف و عالم و راست گويى بود، كه اگر پيروز مى‌شد وفا مى‌ كرد و اگر زمام امور را به دست مى‌گرفت، مى‌ دانست آن را به دست چه كسى بسپارد.

در نقل ديگرى آن حضرت در برابر كسانى از شيعيان كه از زيد تبرى مى‌ جستند،آنها را تأييد فرموده است. هر دو قسم اين روايات در مصادر اهل سنت نقل شده است اما سر جمع رضايت امام را از اصل قيام نشان نمى‌دهد؛[۲۷]

با اين همه، مسلم است كه حضرت به قيام زيد، به عنوان «قيامى بر ضد ستمگرى» مى‌نگريستند، چنانكه شخصيت اخلاقى زيد را نيز تأييد مى‌فرمودند و حاضر نبودند كسى به ايشان جسارت كند.


قیام یحیی بن زید

یحیی بن زید بن علی بن حسین یکی از چهار پسر زید بن علی است. بنا به نقل مشهور وی در سال ۱۰۷ هجری قمری در محلهٔ بنی‌هاشم شهر مکه به دنیا آمد.یحیی بن زید در قیام و خروج پدرش زید بن علی در مقابل هشام خلیفه حکومت اموی حضور داشته و پس از کشته شدن پدرش در سال ۱۲۱ در کوفه و دفن او، اصحاب و یاران زید متفرق شدند و فقط ده نفر از آنان باقی ماندند، یحیی که وضع را اینگونه مشاهده نمود شبانه از کوفه به نینوا و از آنجا به مدائن رفت و چون حاکم عراق در تعقیب او بودند از مدائن به ری و از ری به سرخس رفت.

یحیی به سرخس و سپس به بیهق رفت و با هفتاد نفر به جنگ عمرو بن زراره حاکم ابرشهر و ده هزار لشکر او شتافت و در پایان عمرو بن زراره را کشت و بر لشکر او پیروز شد و از آنجا به هرات و از هرات عازم جوزجان شد.

نصر بن سیار حاکم خراسان لشکری را به دفع او روانه جوزجان کرد که جنگ درگرفت. یحیی سه روز و سه شب با ایشان جنگ کرد تا همه یارانش کشته شدند و در پایان کار تیری بر پیشانی او رسید و کشته شد. سپاهیان نصر سر یحیی را جدا نموده و برای ولید فرستادند و بدن او را برهنه بر دروازه شهر سرپل آویختند و پیوسته بدن او بر دار بود تا حکومت اموی متزلزل و بنی عباس قدرت یافتند.

قیام نفس زکیه

ابوعبدالله محمد «نفس زکیه» و ملقب به «صریح قریش» است در سال 100 هـ.ق به دنیا آمد. پدرش عبدالله فرزند حسن مثنی و نوه امام حسن مجتبی علیه السلام است.محمد را از جهت کثرت زهد و عبادت و فقه و دانایی و شجاعت و کثرت فضائل "نفس زکیه" می گفتند.او نامزد جمعی از بنی‌هاشم برای خلافت پس از امویان بود ولی با پیشی‌گرفتن بنی‌عباس به چنین مقامی نرسید.محمد در سال ۱۴۵ هـ. ق خروج کرد و با دویست و پنجاه نفر وارد مدینه شد و مردم به فتوای مالک بن انس با وی بیعت کردند. منصور او را ابتدا دعوت به صلح کرد، اما محمد نپذیرفت و با عده‌ای کمی از یارانش که هنوز بر بیعت خود پایدار بودند به نبرد سپاه خلیفه رفت و شکست خورد و مقتول شد. مدفن او در بقیع است.پس از مرگش بسیاری از پیروانش چنین می‌پنداشتند که او به غیبت رفته است و زمانی مجدد بازمی گردد. پیروان این فرقه شیعه را محمدیه می‌نامند.

برخورد امام با قیام نقس زکیه

اختلاف ميان فرزندان امام حسن و امام حسين عليهما السّلام از آنجا پديد آمد كه عبد الله بن حسن بن حسن فرزندش محمد را به عنوان قائم آل محمد [۲۸]معرفى كرد.

جريان بيعت علويان و عباسيان با نفس زكيه را، ابو الفرج اصفهانى به تفصيل نقل كرده است. بنا به نقل او، از عباسيان داود بن على، ابراهيم امام، صالح بن على، منصور و سفاح در اين بيعت حاضر بودند. زمانى كه در آن محفل از امام صادق عليه السّلام سخن به ميان آمد، عبد الله بن حسن پدر نفس زكيه گفت:حضور جعفر در اينجا لزومى ندارد؛ زيرا او كار شما را خراب مى‌ كند.

زمانى هم كه امام مخالفت خود را با قيام آنها اعلام كرد، عبد الله بن حسن اين عمل او را حمل بر حسادت كرد.[۲۹]در جريان شورش نفس زكيه در مدينه، امام صادق عليه السّلام از مدينه خارج شده و به منطقه فرع در راه مدينه به مكه رفتند و پس از پايان ماجرا به مدينه بازگشتند.[۳۰]پيش از آن هم منصور از امام صادق به خاطر فتنه‌انگيزى عبد الله بن حسن و فرزندانش گله كرد. حضرت اختلاف ميان خود و آنها را به وى يادآور شد.

پس از نفس زکیه برخی از برادرانش راه او را ادامه دادند و اينها به تدريج گروهى از شيعيان را نيز به دور خويش جمع كردند كه عنوان زيديه بر آنان اطلاق گرديد.

زيديها، امام صادق عليه السّلام را آماج ايراد اتهاماتى قرار دادند.

در حديثى آمده است: زيديان امام صادق را متهم مى‌كردند كه ايشان اعتقاد به جهاد در راه خدا ندارد. امام اين اتهام را از خود رد كرده، فرمود:ولى من نمى‌خواهم علم خود را در كنار جهل آنان بگذارم.[۳۱]

نهضت علمی امام صادق علیه السلام

از سال 129 هجرى تا 132 هجرى كه عباسیان روى كار آمدند؛ چون بنى‌ امیه رو به ضعف و سقوط مى‌ رفتند، فرصت این كه امام را تحت فشار قرار دهند، نداشتند و از طرفى عباسیان نیز كه شعار طرفدارى از خاندان پاك پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و گرفتن انتقام خون به ناحق ریخته آنان را مى‌ دادند، به امام فشارى وارد نمى‌ آوردند.

از این رو، این دوران، براى امام دوران آرامش و آزادى بود و فرصت بسیار خوبى براى فعالیت‌ هاى علمى و فرهنگى به شمار مى‌ رفت، فرصتى كه براى هیچ یك از امامان دیگر به غیر از امام باقر علیه‌السلام كه اندكى از این فرصت براى ایشان به وجود آمد و فعالیت علمى را شروع كرده بود. و هم چنین براى امام رضا علیه‌السلام فراهم نگشت. ولى امام صادق علیه‎السلام هم عمر طولانى (حدود 70 سال) داشتند و هم محیط و زمان براى ایشان مساعد بود.-[۳۲]

امام با استفاده از این فرصت نهضت علمی و فرهنگی بزرگی را شروع نمودند و پایه های علمی مکتب شیعه را محکم کردند.

حضرت در طول زندگی خود در مدينه زيست و تنها به قصد حج يا بنا به الزامات سياسی، سفرهايی کوتاه به مکه و عراق داشت. وی در مدينه که اصلی‌ترين مرکز نشر سنت نبوی در آن عصر بود، مجلس و عبارتی دانشگاه پررونقی داشت که جدا ساختن پيروان مذاهب و فرق مختلف در آن به سختی امکان‌پذير بود. گسترۀ دانش حضرت از يک سو، و سعۀ صدر وی در تعامل با مذاهب گوناگون از سوی ديگر موجب شده بود تا طيف وسيعی از عالمان به عنوان طالب دانش جعفری به گرد آن حضرت درآيند.شاگردانی از خواص اماميه گرفته تا طيفهای متنوع عامه، از متکلم و فقيه گرفته تا مقری و محدث بر گرد حضرت ديده می‌شدند و از اقصى نقاط ماوراء النهر تا مغرب در شمار شاگردان او حضور داشتند. شيخ مفيد اشاره دارد که بر اساس آنچه اصحاب حديث احصا کرده‌اند، شمار شاگردان حضرت بالغ بر 4 هزار نفر بوده است.[۳۳]

دانشگاه امام صادق (علیه اسلام)

اگر حوزه درس امام صادق را دانشگاه بناميم، سخنى گزاف و دور از واقع نگفته‌ ايم. اين دانشگاه ميراث علمى عظيمى بر جاى نهاد و عالمان بسيارى تربيت كرد، و برجسته ‌ترين متفكران و نخبه‌ ترين فيلسوفان و زبده ‌ترين عالمان را عرضه كرد.دانشگاه امام صادق، كانون علم بود و چشمه ‌جوشانى كه با علوم و معارف اسلاميش امت مسلمان را سيراب كرد، و منشأ خدمات عظيمى در جهان اسلام گرديد. در روزگارى كه شكوفايى و نهضت علمى در جهان اسلام پديد آمده بود، گسترش آموزش هاى پرارج امام صادق سبب اقبال و تشويق مسلمانان به فراگيرى علوم شد. اگر مكتب و دانشگاه امام صادق مجال بروز مى ‌يافت، مى‌ توانست رسالتش را به اقتضاى نيازهاى مسلمانان به بهترين وجه به پايان برد، روح برادرى اسلامى را گسترش دهد، عدالت اجتماعى را پديد آورد، و عقايد فاسد و نظريات نادرست را محو كند.در واقع تمدن اسلامى ، از نظر پيشرفت و جاودانگى و تكيه‌گاه راستين و ميراث ارزشمند و با عظمتش مديون مكتب علمى و فكرى امام صادق است.

اما متأسفانه حكومت سلطه‌ گر تمامى تدابير را به كار گرفت تا با آن دانشگاه ستيزه كند، چرا كه شهرت و آوازه امام صادق در عرصه جهان اسلام خواب از چشم حاكمان مى ‌ربود، و از اينكه تلاش هاى علمى به فعاليتهاى سياسى جانبدارانه براى اهل بيت منجر شود در دلهايشان هراس مى ‌افكند.

حوزه درسى امام صادق از ويژگي هاى منحصر به خود برخوردار بود مانند:

  • استقلال معنوى‌
  • عدم سازش با دستگاه حكومت، جلوگيرى از دخالت فرمانروايان در امور آن، و به طور كلى كوتاه كردن دست زمامداران از رهبرى و برنامه‌ريزى داخلى اين دانشگاه.[۳۴]

شاگردان نهضت علمی امام صادق (علیه اسلام)

در شمار راويان و شاگردان نامبُردار در منابع اهل سنت می‌ توان اينان را برشمرد: از مدينه مالک بن انس ، ابوضمرۀ مدنی، حاتم بن اسماعيل حارثی، سليمان بن بلال تيمی، محمد بن اسحاق بن يسار، اسماعيل بن جعفر، سعيد بن سفيان اسلمی، عبدالعزيز بن عمران زهری، عبدالعزيز بن محمد دراوردی و عبدالله بن عمر عمری؛ از مکه ابن جريج، سفيان بن عيينه، عبدالله بن ميمون قداح و مسلم بن خالد زنجی؛ از کوفه ابوحنيفه، سفيان ثوری، شعبة بن حجاج، حفص بن غياث نخعی، حسن بن صالح بن حی، حسن بن عياش، ابان بن تغلب، معاوية بن عمار، زيد بن حسن انماطی و محمد بن ميمون زعفرانی؛ از بصره عبدالوهاب بن عبدالمجيد ثقفی، وهيب بن خالد باهلی، عثمان بن فرقد عطار، محمد بن ثابت بنانی، ابوعاصم ضحاک بن مخلد نبيل، روح بن قاسم عنبری و عبدالعزيز بن مختار دباغ؛ و از خراسان ابراهيم بن طهمان و زهير بن محمد تميمی.

در منابع اماميه نيز طيف وسيعی از رجال به عنوان اصحاب حضرت معرفی شده‌اند.امام در رشته هاى مختلف، شاگردان بزرگى همچون «هشام بن حكم كندى»، «محمد بن مسلم»، «ابان بن تغلب »، «هشام بن سالم»، «معلى بن خنیس»، «محمد بن على بن نعمان بجلى كوفى » معروف به «مؤمن الطاق»، «مفضل بن عمر»، «ثابت بن دینار» معروف به «ابو حمزه ثمالى»، «زرارة بن اعین»، «جابر بن یزید جعفى كوفى»، «صفوان بن مهران جمال اسدى كوفى » معروف به «صفوان جمال»، «عبدالله بن ابى یعفور»، «حمران بن اعین شیبانى»، «حمزه طیار»، «برید بن معاویه عجلى»، و... تربیت نمود.-[۳۵]

در ميان اصحاب حضرت، 12 تن به عنوان فقهای اصحاب وی و به اصطلاح رجاليان شيعه، به عنوان «اصحاب اجماع» شناخته شده‌اند که فقاهت و وثاقت آنان مورد تأکيد اماميه بوده، و از ديدگاه اماميه، آنان معتبرترين مروجان تعاليم حضرت محسوب بوده‌اند.

برخورد امام صادق (علیه السلام) با فرقه های دیگر

امام صادق علیه‌السلام در عصرى زیست كه علاوه بر حوادث سیاسى، یك سلسله حوادث اجتماعى و پیچیدگى‌ ها و ابهام‌ هاى فكرى و روحى پیدا شده بود كه اسلام را تهدید مى‌ كرد.

متکلمان

از بحث هاى داغ آن روز، بحث‌ هاى كلامى بود. متكلمین در اصول عقاید و مسائل اصولى همچون خدا، صفات خدا، آیات مربوط به خدا، درباره نبوت و حقیقت وحى، درباره شیطان، توحید، ثنویت، قضا و قدر، جبر و اختیار و... بحث مى‌ كردند.

جبریه، مشبهه، تناسخیه و... از مکاتب کلامی آن عصر بودند

زنادقه

از خطرناك‎ترین طبقه‌ هاى این عصر، ظهور زنادقه بود. زنادقه طبقه متجدد و تحصیل كرده آن عصر بودند. كه با زبان‌ هاى زنده آن روز سریانى، فارسى، هندى و... آشنا بودند. در راس این گروه افرادی از قبیل ابن ابى العوجاء، ابوشاكر دیصانى و حتى ابن مقفع قرار داشتند

غالیان

امام صادق عليه السّلام همانند پدرشان، بشدّت در برابر انحراف غلو ايستادگى كردند. بايد گفت در طى سالها تلاش، از زمان امام على عليه السّلام تا امام باقر عليه السّلام محبوبيتى براى اهل بيت عليهم السّلام پديد آمد و نفوذ تشيع در عراق و برخى از نقاط ديگر، تعميق يافته بود. اينك غاليان مى‌ كوشيدند تا با رخنه در درون شيعه، آن را از داخل متلاشى كرده و چهره خارجى آن را خراب كنند.[۳۶]

جريان غالى از جهاتى براى تشيع خطرناك بود، زيرا نه تنها از درون سبب ايجاد آشفتگى در عقايد شيعه شده و آن را منزوى مى ‌كرد، بلكه شيعه را در نظر ديگران انسانهاى بى ‌قيد و بند نسبت به فروعات دينى نشان داده و بدبينى همگانى را نسبت به شيعيان به وجود مى‌ آورد.

از جمله اقدامات امام، دور كردن شيعيان اصيل از غاليان منحرف بود. بديهى است وجود ارتباط ميان شيعه و غاليان با جاذبه‌هاى احتمالى موجود در غلات، مى‌توانست كسانى از شيعيان را به سوى غلو بكشاند، به ويژه كه غاليان به دروغ خود را مرتبط با امامان عليهم السّلام معرفى كرده و در برابر تكذيب امامان، اظهار مى‌كردند كه اين تكذيب صرفا از روى تقيه است. اين امر در فريب شيعيان ساده‌دل مؤثر بود.

در روايتى مسند از قول امام صادق عليه السّلام آمده كه حضرت با اشاره به اصحاب ابو الخطاب و ديگر غاليان، به «مفضّل» فرمودند: يا مفضّل! لا تقاعدوهم و لا تؤاكلوهم و لا تشاربوهم و لا تصافحوهم [۳۷]، اى مفضل! با غلات نشست و برخاست نكنيد، با آنان هم غذا نباشيد و همراهشان چيزى ننوشيد و با آنان مصافحه نكنيد.

در روايتى ديگر امام بار ديگر همين مسأله را تأكيد كرده فرمود: و أما أبو الخطاب محمد أبى زينب الأجدع، ملعون و أصحابه ملعونون، فلا تجالس أهل مقالتهم فإنى منهم برئ و آبائى عليهم السّلام منهم براء [۳۸]، ابو الخطاب و اصحابش ملعونند، با معتقدين به مرام او همنشين نشويد، من و پدرانم از او بيزاريم.

امام به ويژه نسبت به جوانان شيعه حساسيت زيادترى داشته و مى‌فرمودند: احذروا على شبابكم الغلاة لا يفسدوهم، الغلاة شرّ خلق الله، يصغّرون عظمة الله و يدعون الربوبيّة لعباد الله [۳۹]، درباره جوانان خويش از اين كه غلاة آنان را فاسد كنند بترسيد. غلاة بدترين دشمنان خدا هستند، عظمت خدا را كوچك كرده و براى بندگان خداوند ادعاى ربوبيت مى ‌كنند. ‌

مكتب‌ ها و نحله هاى مختلف فقهى

مدینه، كوفه، بصره و حتى اندلس هر كدام مركزى بشمار مى‌ رفتند كه مالك ابن انس، ابوحنیفه و... رهبرى آن را بر عهده داشتند. [۴۰]

امام با روسای مکاتب انحرافی بحث و محاجه علمی می نمود به عنوان نمونه احتجاجات بسیار مفصل و طولانى آن حضرت با زنادقه به راستى اعجاب آور است. به عنوان نمونه کتاب «توحید مفضل» در اثر یك مباحثه با یك نفر دهرى ‎مسلك و رجوع مفضل به امام صادق علیه‌السلام پدید آمده است.

امام صادق علیه السلام همچنین برخی از شاگردان خود را چون هشام بن حکم برای بحث و مناظره با روسای مکاتب انحرافی تربیت خاص می کرد. و آنان خود به بهترین صورت در بحث ها بر مخالفین چیره می شدند.

در باب نحله هاى فقهى هم مكتبی که امام صادق علیه‌السلام بنیانگذاری نمود قوى‌ ترین و نیرومندترین مكتب‌ هاى فقهى آن زمان بوده، به طورى كه اهل تسنن هم اعتراف نمودند. ابوحنیفه-[۴۱] و مالك-[۴۲] شخصاً از محضر امام استفاده كردند و مالك بارها از مدینه به خدمت امام مى‌ رسید و از وجود ایشان استفاده مى‌ برد. شافعى و احمد بن حنبل نیز از شاگردان امام هستند.-[۴۳]

فرزندان امام صادق علیه السلام

از امام جعفر صادق علیه‌السلام هفت پسر و سه دختر بر جاى ماند كه عبارتند از:

  1. اسماعیل معروف به اعرج که بزرگترين فرزند وي است. اسماعيل در زمان حيات حضرت از دنيا رفت.پس از شهادت حضرت صادق عليه‌ السلام عده‌ اي از کج‌انديشان به امامت اسماعيل و عدها ی به امامت فرزند اسماعیل محمد پيوستند که آنان را اسماعيليه مي‌ گويند.
  2. عبدالله بن افطح : وي هميشه با خواسته‌ هاي پدر مخالفت مي‌کرد. بعد از پدر مدعي خلافت و امامت شد و جمعي نيز امامت وي را پذيرفتند که آنان را فطحيه مي‌نامند. بعدها چون مردم ضعف علمي و عملي وي را مشاهده کردند از او برگشته و به امامت موسي بن جعفر روي آوردند.
  3. امام موسی کاظم علیه السلام
  4. اسحاق بن جعفر صادق عليه‌ السلام شخص جليل‌القدر و اهل فضل و تقوي بود و احاديث بسياري نقل کرده است و به امامت برادرش موسي عليه ‌السلام قائل بود.
  5. محمد ديباج بن جعفرصادق عليه‌السلام. اين شخص والا از سخي‌ترين و شجاع‌ترين مردمان عصر خود بود و در تمام سال يک روز در ميان روزه‌دار بود. در سال يکصد و نود و نه به مأمون عباسي به خاطر ظلم‌ها و حق‌کشي‌هاي وي خروج کرد و مأمون نيز يکي از سرداران سپاه خود به نام عيسي جلودي را با لشکري مجهز به جنگ وي فرستاد. در اين جنگ سپاهيانش را فراري دادند و خود ايشان را نيز دستگير کردند. وقتي که به مرز خراسان رسيدند در محلي به نام «فرقان چاپي» که امروزه معروف به لطف‌ آباد است دار فاني را وداع گفت.
  6. عباس بن جعفر صادق عليه ‌السلام است که سيد جليل‌ القدر و دانشمند و فاضلي بوده است.
  7. علي بن جعفر عليه ‌السلام شخص کثير الفضل و پرهيزگار و صاحب عقيده صادق بود. اين بزرگوار تحت تربيت برادرش حضرت موسي بن جعفر عليه‌السلام به مقامات عالي علمي و عملي نايل شد.

دختران امام صادق عليه ‌السلام:

  1. ام فروه که همنام مادرش بود.اين ام فروه عروس زيد بن علي بن الحسين بود.
  2. اسماء
  3. فاطمه

شهادت

امام صادق علیه السلام در سال 148 هجرى به دستور منصور عباسى به وسیله انگور زهرآلود مسموم و به شهادت رسید. مدفن مطهر آن حضرت در قبرستان بقیع و در جوار ائمه بقیع-[۴۴] قرار دارد.-[۴۵]

پانویس

  1. کشف الغمه، ج 2، ص 161؛ اثبات الوصیه، ص 178
  2. الکافی، ج 1، ص 472؛ الارشاد، ص 304؛ فرق الشیعه، ص 78
  3. ابن شهر آشوب، مناقب، ج4، ص281
  4. زندگانى امام جعفر صادق(ع)، ترجمه بحار الأنوار ،ص:7
  5. ابن شهر آشوب، مناقب، ج4، ص281
  6. الامام الصادق، ص 129؛ و نك: الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 1، ص 67
  7. كشف الغمه، ج 2، ص 166
  8. الصواعق المحرقه، ص 120
  9. سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، استاد مطهرى، ص 137، الارشاد، ص 249.
  10. امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:57
  11. زندگانى امام جعفر صادق(ع)، ترجمه بحار الأنوار ،ص:9
  12. سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، استاد مطهرى، ص 137، الارشاد، ص 249.
  13. تاریخ الامم والملوك، ج 4، ص 375/ الشیعه والحاكمون، ص 137/ مروج الذهب مسعودى، ج 3، ص 233 به بعد/ الكامل، ابن اثیر، ج 4، ص 465 به بعد.
  14. الارشاد، شیخ مفید، ص 289.
  15. تذكرة الخواص، ابن جوزى، ص 203-199.
  16. سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 197/ تاریخ الخلفا، سیوطى، ص 208 و 209.
  17. الامام الصادق علیه‌السلام، محمد ابوزهره، ص 28/ الامام جعفرالصادق رائد السنه والشیعه، ص 19.
  18. مناقب آل ابى طالب علیه‌السلام، ج 4، ص 238/ الامام الصادق علیه‌السلام، مظفر، ج 1، ص 111/ سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 159-158/ وسائل الشیعه، ج 12، ص 129/ كشف الغمه، ج 2، ص 209-208/ بحارالانوار، ج 47، ص 42.
  19. شذرات الذهب، ج 1، ص 220؛ جهاد الشيعة، ص 104
  20. مستدرك الوسائل، ج 12، صص 203- 291
  21. مستدرك الوسائل، ج 12، ص 307
  22. كشف الغمه، ج 2، صص 209- 208؛ الامام الصادق عليه السّلام، ص 141
  23. كشف الغمه، ج 2، ص 184؛ تهذيب الكمال، ج 5، ص 88؛ سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 262
  24. الوزراء و الكتاب، ص 84؛ او و ابو مسلم هر دو از موالى به حساب مى‌آمدند.
  25. مروج الذهب، ج 3، ص 269؛ الوزراء و الكتاب، ص 86
  26. رجال النجاشى، ص 130؛ كفاية الاثر، ص 327، و نك‍: سيره و قيام زيد بن على، حسين كريمان، ص 49 به بعد
  27. خطط مقريزى، ج 4، ص 307؛ نامه دانشوران، ج 5، ص 92؛ فوات الوفيات، ج 1؛ ص 210
  28. مقاتل الطالبيين، ص 141
  29. مقاتل الطالبيين، صص 41-40؛ سيره و قيام زيد بن على، ص 75 به نقل از الارشاد، صص 277-276؛ اعلام الورى (ترجمه) ، صص 384-383؛ الامام الصادق عليه السّلام، ص 56 به نقل از الاحتجاج؛ كشف الغمه، ج 2، ص 173-172؛ و نك‍: تاريخ طبرى، ج 7، ص 302، ط عز الدين
  30. كشف الغمه، ج 2، ص 162
  31. تهذيب، ج 2، ص 43؛ وسائل الشيعة، ج 2، ص 32
  32. سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 157-158.
  33. الارشاد، 2/179.
  34. امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:100
  35. رجال كشى، محمد بن حسن طوسى، ص 275؛ قاموس الرجال، محمدتقى تسترى، ج 3، ص 416/ بحارالانوار، ج 47، ص 345.
  36. به طورى كه از يكى از خوارج، شيعه را متهم كرده بود كه آنها گمان كرده‌اند به جهت دوستى اهل بيت مستغنى از انجام اعمال صالح بوده و از عذاب، به خاطر اعمال بدشان، نجات مى‌يابند نك: الاغانى، ج 20، ص 107. به نقل از العقيدة و الشريعة فى الاسلام، ص 203
  37. رجال كشى، حديث 525؛ مستدرك الوسائل، ج 12، ص 315
  38. الغيبه ص 177؛ مستدرك الوسائل ج 12 ص 315
  39. الامالى، شيخ طوسى، ج 2، ص 264
  40. بیست گفتار، ص 180-184.
  41. نعمان بن ثابت بن زو طى بن مرزبان معروف به ابوحنیفه دو سال شاگرد امام بود. (امام الصادق والمذاهب الاربعه، حیدر اسد، ج 1، ص 70).
  42. مالك بن انس نیز نزد امام مى‌ آمد و به شاگردى آن حضرت افتخار مى‌ كرد. (همان، ج 1، ص 53).
  43. سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 151-147.
  44. ائمه بقیع عبارتند از: امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام.
  45. الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 271/ كتاب الحجه، كلینى، باب مولد الامام ابى عبدالله/ حیات الصادق، ص 6/ اعلام الورى طبرسى، ص 271/ اصول كافى، ج 1، ص 472/ بحارالانوار، ج 47، ص 1.

منابع

  • سید سعید روحانى، پرتوى از رخدادهاى عصر امام صادق عليه‌السلام، ماهنامه كوثر، ش 40، با موضوع امام صادق علیه‌السلام، پایگاه مرکز اطلاع رسانی آل البیت علیهم‌السلام.
  • حيات فكرى و سياسى ائمه،رسول جعفريان‌،انتشارات انصاريان ،سال چاپ 1381 ش
  • امام صادق و مذاهب چهارگانه،اسد حيدر / مترجم حسن يوسفى اشكورى،انتشارات شركت سهامى انتشار،سال چاپ: 1369 شريا، نوبت چاپ: اوّل‌‌
  • زندگانى حضرت امام جعفر صادق(ع)، ترجمه بحار الأنوار، علامه محمدباقر مجلسی،ترجمه موسی خسروی،انتشارات اسلامیة
  • الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد،شیخ مفید،ترجمه محمدباقر ساعدى خراسانى‌، انتشارات اسلامية


چهارده معصوم علیهم السلام
اسامی

حضرت محمد صلی الله علیه و آلهحضرت فاطمه سلام الله علیها

امام علی علیه السلامامام حسن علیه السلامامام حسین علیه السلامامام سجاد علیه السلامامام باقر علیه السلامامام صادق علیه السلامامام کاظم علیه السلامامام رضا علیه السلامامام جواد علیه السلامامام هادی علیه السلامامام حسن عسکری علیه السلامامام زمان عجل الله تعالی فرجه

مفاهیم وابسته
اهل البیت علیهم السلامعصمتپنج تنعترتساداتاهل الذکراکمال دیناولی الأمر
آیات و احادیث مرتبط
آیه تطهیرآیه امامتآیه اکمالحدیث ثقلینحدیث سفینهحدیث یوم الدارحدیث طیر مشوی