آیه 29 سوره نساء: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۲۰۱: سطر ۲۰۱:
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
===برگزیده تفسیر نمونه===
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 
{{نمایش فشرده تفسیر|
 +
 +
(‌آيه‌ 29)‌
 +
 +
‌'''بستگي‌ سلامت‌ اجتماع‌ ‌به‌ سلامت‌ اقتصاد'''
 +
 +
‌این ‌آيه‌ ‌در‌ واقع‌ زير بناي‌ قوانين‌ اسلامي‌ ‌را‌ ‌در‌ مسائل‌ مربوط ‌به‌ «معاملات‌ و مبادلات‌ مالي‌» تشكيل‌ مي‌دهد، و ‌به‌ همين‌ دليل‌ فقهاي‌ اسلام‌ ‌در‌ تمام‌ ابواب‌ معاملات‌ ‌به‌ ‌آن‌ استدلال‌ مي‌كنند، ‌آيه‌ خطاب‌ ‌به‌ افراد ‌با‌ ايمان‌ كرده‌ و مي‌گويد: «اي‌ كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ آورده‌ايد؟ اموال‌ يكديگر ‌را‌ ‌به‌ باطل‌ (و ‌از‌ طرق‌ نامشروع‌) نخوريد» (يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لا تَأكُلُوا أَموالَكُم‌ بَينَكُم‌ بِالباطِل‌ِ).
 +
بنابراين‌، ‌هر‌ گونه‌ تجاوز، تقلب‌، غش‌، معاملات‌ ربوي‌، معاملاتي‌ ‌که‌ حد و حدود ‌آن‌ كاملا مشخص‌ نباشد، خريد و فروش‌ اجناسي‌ ‌که‌ فايده منطقي‌ و عقلايي‌ ‌در‌ ‌آن‌ نباشد، خريد و فروش‌ وسايل‌ فساد و گناه‌، همه‌ ‌در‌ تحت‌ ‌اين قانون‌ كلي‌ قرار دارد.
 +
 +
‌در‌ جمله ‌بعد‌ ‌به‌ عنوان‌ يك‌ استثناء مي‌فرمايد: «مگر ‌اين ‌که‌ (تصرف‌ ‌شما‌ ‌در‌ اموال‌ ديگران‌ ‌از‌ طريق‌) تجارتي‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌با‌ رضايت‌ ‌شما‌ انجام‌ مي‌گيرد» (إِلّا أَن‌ تَكُون‌َ تِجارَةً عَن‌ تَراض‌ٍ مِنكُم‌).
 +
 +
‌در‌ پايان‌ ‌آيه‌، مردم‌ ‌را‌ ‌از‌ قتل‌ نفس‌ باز مي‌دارد و ظاهر ‌آن‌ ‌به‌ قرينه آخرين‌ جمله ‌آيه‌ نهي‌ ‌از‌ خودكشي‌ و انتحار ‌است‌، مي‌فرمايد: «و خودكشي‌ نكنيد، خداوند نسبت‌ ‌به‌ ‌شما‌ مهربان‌ ‌است‌» (وَ لا تَقتُلُوا أَنفُسَكُم‌ إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ بِكُم‌ رَحِيماً).
 +
 +
‌در‌ حقيقت‌ قرآن‌ ‌با‌ ذكر ‌اين‌ دو حكم‌ پشت‌ سر ‌هم‌ اشاره‌ ‌به‌ يك‌ نكته مهم‌ اجتماعي‌ كرده‌ ‌است‌ و ‌آن‌ ‌این ‌که‌ ‌اگر‌ روابط مالي‌ مردم‌ ‌بر‌ اساس‌ صحيح‌ استوار نباشد و اقتصاد جامعه‌ ‌به‌ صورت‌ سالم‌ پيش‌ نرود و ‌در‌ اموال‌ يكديگر ‌به‌ ناحق‌ تصرف‌ كنند، جامعه‌ گرفتار يك‌ نوع‌ خودكشي‌ و انتحار خواهد شد، و علاوه‌ ‌بر‌ ‌این ‌که‌ انتحارهاي‌ شخصي‌ افزايش‌ خواهد يافت‌، انتحار اجتماعي‌ ‌هم‌ ‌از‌ آثار ضمني‌ ‌آن‌ ‌است‌.
  
 
}}
 
}}
سطر ۲۳۹: سطر ۲۵۲:
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]
 
[[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]]
 
[[رده:آیات دارای شان نزول]]
 
[[رده:آیات دارای شان نزول]]
 
 

نسخهٔ ‏۴ دسامبر ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۲۸

مشاهده آیه در سوره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ ۚ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا

مشاهده آیه در سوره


<<28 آیه 29 سوره نساء 30>>
سوره : سوره نساء (4)
جزء : 5
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

ای اهل ایمان، مال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتی باشد که از روی رضا و رغبت کرده (و سودی برید)، و یکدیگر را نکشید، که البته خدا به شما بسیار مهربان است.

ای اهل ایمان! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع] مخورید، مگر آنکه تجارتی از روی خشنودی و رضایت میان خودتان انجام گرفته باشد. و خودکشی نکنید؛ زیرا خدا همواره به شما مهربان است.

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اموال همديگر را به ناروا مخوريد -مگر آنكه داد و ستدى با تراضى يكديگر، از شما [انجام گرفته‌] باشد- و خودتان را مكشيد، زيرا خدا همواره با شما مهربان است.

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اموال يكديگر را به ناحق مخوريد، مگر آنكه تجارتى باشد كه هر دو طرف بدان رضايت داده باشيد. و خودتان را مكشيد. هر آينه خدا با شما مهربان است.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

O you who have believed, do not consume one another's wealth unjustly but only [in lawful] business by mutual consent. And do not kill yourselves [or one another]. Indeed, Allah is to you ever Merciful.

O ye who believe! Eat not up your property among yourselves in vanities: But let there be amongst you Traffic and trade by mutual good-will: Nor kill (or destroy) yourselves: for verily Allah hath been to you Most Merciful!

معانی کلمات آیه

باطل: ناحق. رجوع شود به قاموس قرآن (بطل).

تجارة: معامله. خريد و فروش. راغب گويد: تصرف در رأس مال براى طلب سود.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

اسباط بن سالم گويد نزد امام جعفر صادق عليه السّلام بودم مردى از امام راجع باين آية سؤال كرد، فرمود منظور از نهى در آيه و نخوردن اموال از روى باطل همان قمار است. و راجع باين قسمت از آيه: وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ روايت مرفوعا نقل گرديده كه مرد مسلمان به تنهائى بمشركين حمله ميكرد و در اين حمله يا كشته ميشد و يا مى‏ كشت و اين آيه در اين باره نازل گرديد تا بدون دستور و اجازه پيامبر كارى انجام ندهند [۳].[۴]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً «29»

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال يكديگر را در ميان خود به باطل نخوريد، مگر اينكه تجارتى با رضايت يكديگر باشد. و خود (و يكديگر) را نكشيد، همانا خداوند نسبت به شما همواره مهربان بوده است.

نکته ها

رمز اينكه نهى از قتل، «لا تَقْتُلُوا» بدنبال نهى از حرام‌خورى، «لا تَأْكُلُوا» آمده است، شايد آن باشد كه سيستم اقتصادى ناسالم، زمينه‌ى قيام محرومان عليه زراندوزان و بروزدرگيرى‌ها و پيدايش قتل و هلاكت جامعه است.

امام صادق عليه السلام به هنگام تلاوت اين آيه فرمود: كسى كه قرض بگيرد و بداند كه نمى‌تواند بازپرداخت كند، مال باطل خورده است. «1» امام باقر عليه السلام در ذيل آيه فرمود: ربا، قمار، كم‌فروشى و ظلم از مصاديق باطل است. «2»

رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره وضو و غسل با آب سرد، آنجا كه خطر جانى دارد فرمود: «وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً». «3»

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر مسلمانى به تنهايى وارد منطقه‌ى كفّار شد و كشته شد، خودكشى كرده است. «4»

كشتن رهبران معصوم يكى از مصاديق خودكشى و به هلاكت انداختن جامعه است، امام صادق عليه السلام درباره‌ى‌ «لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ» فرمودند: يعنى اهل‌بيت پيامبر خود را نكشيد. «5»

پیام ها

1- مالكيّت فردى محترم است و تصرّف در اموال ديگران، جز از راه معاملات‌

«1». كافى، ج 5، ص 95.

«2». تفسير نورالثقلين.

«3». تفسير نورالثقلين.

«4». تفسير برهان.

«5». تفسير فرات‌كوفى.

جلد 2 - صفحه 54

صحيح و بر اساس رضايت، حرام است. لا تَأْكُلُوا ... إِلَّا ... تِجارَةً عَنْ تَراضٍ‌

2- جامعه، داراى روح واحد و سرنوشت مشترك است. اموال ديگران را همچون اموال خودتان محترم بدانيد. «أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ»

3- هر نوع تصرّفى كه بر مبناى «حقّ» نباشد، ممنوع است. لا تَأْكُلُوا ... بِالْباطِلِ‌

4- داد و ستدها بايد با رضايت طرفين باشد، نه با اجبار واكراه. «عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ»

5- جان انسان محترم است، لذا خودكشى ويا ديگركشى حرام است. «لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ»

6- احكام ومقرّرات اسلام پرتوى از رحمت خداست. «كانَ بِكُمْ رَحِيماً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً «29»

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 407

چون حق تعالى بيان تحريم نساء نمود بر غير وجوه شرعيه، در عقب آن بيان تحريم صرف اموال را بر وجوه باطله غير مشروعه مى‌فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا: اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ‌: نخوريد مالهاى يكديگر را در ميان خود به باطل، و آنچه حرام باشد در شريعت اسلام، مثل غصب و ربا و قمار و خيانت و سرقت، و يا به عقود فاسده، يا به قسم دروغ، يا به دعوى باطل و شهادت زور.

العيّاشى عن الصادق عليه السّلام: عنى بها القمار و كانت قريش تقامر الرّجل باهله و ماله فنهاهم اللّه عن ذلك. «1» «عيّاشى» از حضرت صادق عليه السّلام روايت كند: مراد به اين آيه، قمار است. و بود در قريش مردى كه قمار مى‌كرد به اهل و مال خود، پس نهى فرمود خداى تعالى از اين. حاصل آيه آنكه اموال يكديگر را به ناحق و باطل و غير مشروع تصرف منمائيد، چه حق تعالى به مرحمت خود حرام فرموده آن را:

ذا منّة من الحكيم العادل‌

لا تأكلوا اموالكم بالباطل‌

إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ‌: مگر آنكه باشد جهت تصرف تجارت، و بيعى باشد صادر از رضا و خوشنودى هر يك از شما متعاقدان، و تراضى بايد در وقت ايجاب و قبول باشد. وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ‌: 1- نكشيد به ناحق نفسهاى خود را، يعنى اهل دين خود را، چه مؤمنان به حقيقت، در حكم نفس واحدند كه: الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ. 2- نفس خود را هلاك مسازيد، چنانچه جهّال هند، خود را براى بتان قربانى كنند. 3- خود را در مهالك و مخاطرات ميفكنيد. 4- مرتكب امرى مشويد كه مؤدى به قتل شود. 5- حين شدت غضب و ضجرت، خود را مكشيد. 6- محققين فرموده‌اند: مكشيد نفس خود را به ارتكاب ذنوب، يا به خوردن مال حرام، يا به متابعت هوى، يا به مباشرت اعمالى كه موجب سخط ربانى است. و بنابر آنكه قتل به حقيقت خود باشد،

«1» تفسير عيّاشى، جلد 1، صفحه 236، حديث 103.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 408

آيه جامع است در توصيه ميان حفظ نفس و حفظ مال، كه شفيق نفس است از حيث آنكه سبب قوام آن باشد. و حق تعالى به اين دو منهى، استكمال نفس و استبقاى فضايل آن نموده، به جهت رأفت و مرحمت خود، چنانكه فرمايد: إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً: بدرستى كه خداى تعالى هست به شما اى اهل ايمان مهربان، و امر و نهى كه مى‌فرمايد از غايت رحمت باشد.

عيّاشى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه: سؤال نمودم پيغمبر خدا را از جبائرى‌ «1» كه باشد بر شكستگى، چگونه وضو بسازد صاحبش، و چگونه غسل نمايد هرگاه جنب شود؟ فرمود: كافى است او را مسح به آب بر آن جبائر در جنابت و وضو. عرض كردم: و اگر باشد در سرمائى كه بترسد ضرر نفس را، هرگاه جارى سازد آب را بر جسدش؟ پس حضرت تلاوت نمود: وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ‌ (الخ) «2» فيض- در تفسير صافى بيان نمايد كه اين حديث، مشعر است به عموم حكم در ساير انواع قتل و القاء نفس در مهلكه و ارتكاب آنچه منجر به آن شود، بلكه به اقتراف آنچه مورد هلكه است. پس بدرستى كه آن، قتل حقيقى نفس باشد.

در منهج- فضيل بن عياض را از معنى‌ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ‌ پرسيدند، گفت:

حق تعالى فرمايد غافل مباشيد، و براى خود ذخيره و زادى مهيا كنيد، چه اگر كسى كه سفرى در پيش دارد و توشه‌اى بر نداشته برود، خود را كشته باشد.

ايضا مروى است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عمرو بن عاص را به سفرى فرستاد. چون مراجعت نمود، عرضه داشت: يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا در راه احتلام واقع و سرماى سخت بود، تيمم كرده نماز گزاردم با قوم. حضرت فرمود: يا هذا

«1» جبائر جمع جبيره است، و آن پارچه‌اى است كه بر زخم و شكستگى مى‌گذارند.

«2» تفسير عياشى، جلد 1، صفحه 237، حديث 102.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 409

صلّيت باصحابك و انت جنب: نماز خواندى بر اصحاب و حال آنكه جنب بودى؟ گفت: يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سرما بود و من از هلاك نفس خود مى‌ترسيدم و اين آيه به خاطرم رسيد كه: وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ‌، پس به تيمم نماز خواندم. پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تبسم نمود و چيزى نفرمود. «1» تبصره: صاحب كنز العرفان فرمايد: آيه شريفه مشتمل است بر سه حكم:

اول: نهى از اكل اموال به باطل، يعنى به سببى نامشروع و باطل. پس شامل هر چيزى باشد كه شارع، اباحه آن نفرموده، مثل غصب و سرقت و عقود فاسده، خواه به ربا يا غير آن. و ايضا هر چه به عقد نباشد، مانند قمار و اجرت زانيه و غيره. و بالجمله اين از مجملاتى است كه محتاج به سنت باشد. و تخصيص اكل به جهت اعظم منافع و از باب اطلاق ملزوم و اراده لازم كه مطلق تصرف باشد. پس عموميت دارد جميع تصرفات را. دوم: اباحه آنچه به سبب تجارت باشد. و مراد به تجارت، تملك به عقد معاوضه ماليه مخصه، و تخصيص تجارت به سبب اغلبيت در طريق كسب است. سوم: از احكام آيه شريفه: وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ‌ به اين معنى است كه اگر كسى غير خود را بكشد، مقتول خواهد شد به جهت قصاص، پس او قاتل نفس خود باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً «29»

جلد 2 صفحه 47

ترجمه‌

اى آنكسانيكه ايمان آورديد مخوريد مالهاى خودتان را ميانتان بناحق مگر آنكه بوده باشد معامله از روى رضا از شما و مكشيد خودهاتان را همانا خداوند باشد بشما مهربان..

تفسير

باطل هر عنوانيست كه در شريعت موجب اباحه تصرّف نباشد كه ناحق و ناروا و بدون مجوز دخالت در مال غير است و از حضرت صادق (ع) بقمار و از حضرت باقر (ع) بربا و قمار و نجس و ظلم تفسير شده است و استثناء منقطع است يعنى بهيچ عنوانى صرف مال غير را ننمائيد مگر بعنوانيكه مجوز باشد مانند تجارت از روى رضا و رغبت چون بعنوان غير مجوز شرعى تصرف در مال غير صرف اموال بباطل است و قمى ره فرموده مراد از تجارت خريد و فروش حلال است و در كافى و عياشى از حضرت صادق (ع) روايت نموده است كه از آنحضرت سؤال نمودند كسيكه مالى دارد و قرضى هم دارد آيا بايد آنرا خرج عيالش نمايد تا خداوند براى او فرجى نمايد و دين خود را ادا سازد يا بعد از آن نيز قرض كند در زمان سختى و كسادى يا صدقه قبول نمايد فرمود آنچه موجود دارد بآن قرض خود را ادا نمايد و از اموال مردم صرف ننمايد مگر آنكه بقدر آن مالى داشته باشد كه بتواند اداء دين خود را كند و بعد از آن هم قرض نكند مگر آنكه متمكن از اداء باشد اگر چه بگدائى بدر خانه‌هاى مردم برود و يك لقمه و دو لقمه نان و يك خرما و دو خرما بگيرد و اين آيه را تلاوت فرمودند و فرمودند مگر آنكه كسيرا داشته باشد كه بعد از موت او دين او را ادا نمايد نيست از ما كسيكه بميرد مگر آنكه خداوند ميگمارد براى او كسيرا كه قيام بامر او نمايد و دين او را ادا كند و مراد از قتل نفس بفرموده قمى مبادرت بحمله بر دشمن است در جهاد بدون اذن پيغمبر (ص) و در مجمع از حضرت صادق (ع) باقدام در جهاد در صورت عدم قدرت تفسير شده است و عياشى از آنحضرت نقل نموده كه مسلمين گاهى مبادرت بتاخت و تاز بر دشمنان و غارت آنها مينمودند و مغلوب ميشدند و كشته ميگشتند خداوند آنها را از اين عمل نهى فرموده حقير عرض ميكنم اين در واقع خودكشى است چون جهاد بايد با حزم و احتياط باشد و حفظ نفوس مسلمين از اهم واجبات است قدر متيقن در موقعى بايد اقدام نمود كه مظنه ظفر باشد چون خداوند مهربانست بمردم نهى فرموده است از آنكه نفوس خود را بهلاكت اندازند يا كارى كنند كه موجب ضرر بر نفس باشد و منجر

جلد 2 صفحه 48

بهلاكت شود چنانچه از امير المؤمنين (ع) روايت شده است كه از حضرت رسول (ص) پرسيدم حكم جبيره را در وضو و غسل فرمود بايد مسح نمود با آب بر جبيره عرض كردم در سرما كه خوف ضرر باشد چه بايد كرد اين آيه را تلاوت فرمود و بعضى گفته‌اند مراد آنستكه مسلمين يكديگر را نكشند و چون بمنزله يك نفس هستند باين بيان تعبير شده است و نفس و مال چون هر دو مهمّ شرعى و عقلى هستند و قوام و كمال نفس بمال است در اين آيه شريفه اهتمام بحفظ و صيانت آندو شده است و اللّه اعلم بمراده تعالى.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لا تَأكُلُوا أَموالَكُم‌ بَينَكُم‌ بِالباطِل‌ِ إِلاّ أَن‌ تَكُون‌َ تِجارَةً عَن‌ تَراض‌ٍ مِنكُم‌ وَ لا تَقتُلُوا أَنفُسَكُم‌ إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ بِكُم‌ رَحِيماً «29»

اي‌ كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ آورده‌ايد نخوريد اموال‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌بين‌ ‌خود‌ بطريق‌ باطل‌ و ‌غير‌ مشروع‌ مگر بتجارت‌ ‌از‌ روي‌ تراضي‌ طرفين‌ ‌از‌ خودتان‌ و نكشيد ‌خود‌ ‌را‌ محققا خداوند بشما رءوف‌ و مهربانست‌.

يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لا تَأكُلُوا أَموالَكُم‌ بَينَكُم‌ بِالباطِل‌ِ مراد ‌از‌ اكل‌ مطلق‌ تصرفات‌ ‌است‌ تصرف‌ مالكانه‌ و ‌اينکه‌ اطلاق‌ ‌در‌ تمام‌ السنه‌ متعارف‌ ‌است‌ ميگويند فلان‌ مال‌ فلان‌ ‌را‌ خورد ‌يعني‌ تصرف‌ و اتلاف‌ نمود نه‌ مراد اكل‌ مقابل‌ شرب‌ ‌است‌ و مراد ‌از‌ (اموالكم‌) اموال‌ يكديگر ‌است‌ نه‌ اموال‌ شخصي‌ ‌خود‌ بقرينه‌ (بينكم‌) و مراد ‌از‌ باطل‌ ‌غير‌ مشروع‌ ‌است‌ مثل‌ قمار و سرقت‌ و رباء و غصب‌ و ظلم‌ و معاملات‌ باطله‌ مثل‌ ثمن‌ خمر و خنزير و مكاسب‌ محرمه‌ و ساير انحاء باطله‌ و تفسير ببعض‌ اينها ‌در‌ اخبار ‌از‌ باب‌ بيان‌ مصداق‌ ‌است‌ چنانچه‌ مكرر گفته‌ ‌شده‌ منافي‌ ‌با‌ عموم‌ نيست‌ إِلّا أَن‌ تَكُون‌َ تِجارَةً عَن‌ تَراض‌ٍ اكثر مفسرين‌ و فقهاء گفتند ‌اينکه‌ استثناء منقطع‌ ‌است‌ زيرا تجارة ‌عن‌ تراض‌ اكل‌ مال‌ بباطل‌ نيست‌ ‌تا‌ استثناء متصل‌ ‌باشد‌ مثل‌ جاءني‌ القوم‌ الا حمارهم‌ لكن‌ تحقيق‌ وفاقا لبعض‌ المحققين‌ اينست‌ ‌که‌ استثناء متصل‌ ‌است‌ و كلمه‌ بالباطل‌ بمنزله‌ علت‌ ‌است‌ ‌براي‌ حكم‌ كانه‌ ميفرمايد ‌لا‌ تأكلوا اموالكم‌ بينكم‌ الا بالتجارة ‌عن‌ تراض‌ لانه‌ اكل‌ بالباطل‌ ‌حتي‌ مثل‌ جاءني‌ القوم‌ الا حمارهم‌ ‌هم‌ استثناء متصل‌ ‌است‌ زيرا قرينه‌ الا حمارهم‌ دلالت‌ دارد ‌که‌ معني‌ اينست‌ ‌که‌ جاءني‌ القوم‌ ‌مع‌ خدمهم‌ و مراكبهم‌ الا حمارهم‌، بلكه‌ ميتوان‌ ‌گفت‌ استثناء منقطع‌ نداريم‌ و ‌از‌ ‌اينکه‌ بيان‌ دفع‌ اشكال‌ ديگران‌ ‌را‌ ‌هم‌ ميتوان‌ نمود.

و حاصل‌ اشكال‌ اينست‌ ‌که‌ حليت‌ اكل‌ مال‌ منحصر بتجارة ‌عن‌ تراض‌ نيست‌ بلكه‌ بميراث‌ و وصيت‌ و اخماس‌ و زكوات‌ و صدقات‌ و هديات‌ و هبات‌ و خيارات‌

جلد 5 - صفحه 62

‌هم‌ حلال‌ ‌است‌ ‌با‌ اينكه‌ صدق‌ تجارت‌ نميكند، و ‌از‌ ‌آيه‌ انحصار استفاده‌ ميشود مگر آنكه‌ بگوئيم‌ ‌که‌ اينها ‌هم‌ مخصص‌ عام‌ هستند ‌از‌ خارج‌ ثابت‌ ‌شده‌ باز ‌هم‌ اشكال‌ اولي‌ عود ميكند ‌که‌ اينها ‌هم‌ باطل‌ نيستند و بايد باستثناء منقطع‌ دفع‌ نمود و حاصل‌ جواب‌ اينست‌ ‌که‌ گفته‌اند ‌در‌ باب‌ علت‌ ‌که‌ ‌هم‌ معمم‌ ‌است‌ و ‌هم‌ مخصص‌ مثلا ‌اگر‌ گفتند ‌لا‌ تشرب‌ الخمر لانه‌ مسكر همين‌ نحوي‌ ‌که‌ حرمت‌ ‌هر‌ مسكري‌ ‌را‌ دلالت‌ ميكند و ‌لو‌ خمر نباشد همين‌ نحو دلالت‌ دارد ‌بر‌ حليت‌ خمري‌ ‌که‌ مسكر نباشد و ‌در‌ اينجا مي‌گوييم‌ مراد ‌از‌ باطل‌ ‌غير‌ مشروع‌ ‌است‌ ‌که‌ شارع‌ ترخيص‌ نفرموده‌ و همين‌ نحو ‌که‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ حرمت‌ ‌هر‌ ‌غير‌ مشروعي‌ و ‌لو‌ صدق‌ تجارة ‌عن‌ تراض‌ بكند مثل‌ مكاسب‌ محرمه‌ و معاملات‌ ‌غير‌ مرخصه‌ همين‌ نحو دلالت‌ دارد ‌بر‌ حليت‌ ‌هر‌ مشروعي‌ و ‌لو‌ صدق‌ تجارت‌ ‌عن‌ تراض‌ نكند و حاصل‌ كلام‌ اينست‌ ‌که‌ تصرف‌ ‌در‌ اموال‌ دو قسم‌ ‌است‌ مشروع‌ حلال‌ ‌است‌ و ‌غير‌ مشروع‌ باطل‌ و حرام‌ ‌است‌.

نكته‌ ديگر آنكه‌ كلمه‌ (‌عن‌ تراض‌) دلالت‌ ندارد ‌بر‌ اينكه‌ تراضي‌ بايد قبل‌ ‌از‌ تجارت‌ ‌باشد‌ چنانچه‌ بعضي‌ توهم‌ كرده‌اند و گفتند معامله‌ فضولي‌ باطل‌ ‌است‌ و ‌لو‌ مالك‌ اجازه‌ كند بلكه‌ مي‌گوييم‌ ‌که‌ ‌آيه‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ اينكه‌ تراضي‌ مالك‌ يكي‌ ‌از‌ شرائط تجارت‌ ‌است‌، ‌پس‌ ‌از‌ آنكه‌ جميع‌ شرائط معامله‌ ‌از‌ ملكيت‌ و ماليت‌ و معلوميت‌ عوضين‌ وكيل‌ و وزن‌ ‌در‌ مكيل‌ و موزون‌ و قبض‌ ‌در‌ صرف‌ و ‌سلّم‌ و بلوغ‌ و عقل‌ متعاقدين‌ و شرائط عقد ‌از‌ ايجاب‌ و قبول‌ و ترتيب‌ و موالات‌ و ‌غير‌ اينها موجود ‌باشد‌ رضايت‌ مالك‌ ‌هم‌ شرط ‌است‌ بلكه‌ رضايت‌ ‌هر‌ ‌که‌ ذي‌ حق‌ ‌است‌ و ‌لو‌ مالك‌ نباشد مثل‌ رضايت‌ مرتهن‌ ‌در‌ بيع‌ راهن‌ و رضايت‌ غرماء ‌در‌ بيع‌ مفلس‌ و رضايت‌ ولي‌ ‌در‌ بيع‌ اموال‌ مولي‌ ‌عليه‌ و رضايت‌ شريك‌ ‌در‌ باب‌ شفعة و رضايت‌ ولي‌ سادات‌ و فقراء ‌در‌ بيع‌ اخماس‌ و زكوات‌ و ‌غير‌ اينها چه‌ قبل‌ ‌از‌ معامله‌ ‌ يا ‌ ‌بعد‌ ‌از‌ معامله‌ ‌باشد‌.

وَ لا تَقتُلُوا أَنفُسَكُم‌ قتل‌ نفس‌ نكنيد چه‌ نفس‌ ‌خود‌ ‌که‌ عبارات‌ ‌از‌ خودكشي‌ ‌باشد‌ چه‌ بمباشرت‌ ‌با‌ تسبيب‌ ‌که‌ القاء نفس‌ ‌باشد‌ ‌در‌ تهلكه‌ ‌ يا ‌ مقاتله‌ ‌با‌ جماعتي‌ ‌که‌ قوه‌ دفع‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ندارد و ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ معرض‌ هلاكت‌ ‌در‌ ميآورد ‌ يا ‌ نفس‌ ديگران‌ ‌که‌

جلد 5 - صفحه 63

يك‌ ديگر ‌را‌ نكشيد ‌که‌ قتل‌ نفس‌ يكي‌ ‌از‌ گناهان‌ كبيره‌ ‌است‌ بلكه‌ موجب‌ خلود ‌در‌ عذاب‌ ميشود وَ مَن‌ يَقتُل‌ مُؤمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُه‌ُ جَهَنَّم‌ُ خالِداً فِيها نساء ‌آيه‌ 93 و تفسير ‌در‌ بعض‌ اخبار ‌شده‌ ‌به‌ اينكه‌ ‌در‌ جهاد تنها حمله‌ بدشمنان‌ نكند ‌که‌ تاب‌ مقاومت‌ ‌با‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ندارد و ‌اينکه‌ بيان‌ مصداق‌ ‌است‌.

و كلمه‌ (كم‌) ‌در‌ (انفسكم‌) خطاب‌ بمؤمنين‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ صدر ‌آيه‌ ‌بود‌ و ‌اينکه‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ اينكه‌ قتل‌ كفار ‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ معاهده‌ نباشند ‌ يا ‌ اهل‌ ذمه‌ بشرائط ذمه‌ عمل‌ نكند و موجب‌ مفسده‌ ديگري‌ نباشد مانعي‌ ندارد بلكه‌ بسا واجب‌ ميشود إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ بِكُم‌ رَحِيماً و لذا راضي‌ نميشود ‌که‌ اموال‌ يك‌ ديگر ‌را‌ بظلم‌ و تعدي‌ تصرف‌ كنيد و نفوس‌ يك‌ ديگر ‌را‌ بقتل‌ برسانيد و ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ معرض‌ هلاكت‌ ‌در‌ آوريد و ‌اينکه‌ صفت‌ حميده‌ الهيه‌ ‌را‌ بايد همه‌ شماها ‌هم‌ دارا باشيد و بخود و ديگران‌ رحم‌ كنيد.

برگزیده تفسیر نمونه


(‌آيه‌ 29)‌

بستگي‌ سلامت‌ اجتماع‌ ‌به‌ سلامت‌ اقتصاد

‌این ‌آيه‌ ‌در‌ واقع‌ زير بناي‌ قوانين‌ اسلامي‌ ‌را‌ ‌در‌ مسائل‌ مربوط ‌به‌ «معاملات‌ و مبادلات‌ مالي‌» تشكيل‌ مي‌دهد، و ‌به‌ همين‌ دليل‌ فقهاي‌ اسلام‌ ‌در‌ تمام‌ ابواب‌ معاملات‌ ‌به‌ ‌آن‌ استدلال‌ مي‌كنند، ‌آيه‌ خطاب‌ ‌به‌ افراد ‌با‌ ايمان‌ كرده‌ و مي‌گويد: «اي‌ كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ آورده‌ايد؟ اموال‌ يكديگر ‌را‌ ‌به‌ باطل‌ (و ‌از‌ طرق‌ نامشروع‌) نخوريد» (يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لا تَأكُلُوا أَموالَكُم‌ بَينَكُم‌ بِالباطِل‌ِ). بنابراين‌، ‌هر‌ گونه‌ تجاوز، تقلب‌، غش‌، معاملات‌ ربوي‌، معاملاتي‌ ‌که‌ حد و حدود ‌آن‌ كاملا مشخص‌ نباشد، خريد و فروش‌ اجناسي‌ ‌که‌ فايده منطقي‌ و عقلايي‌ ‌در‌ ‌آن‌ نباشد، خريد و فروش‌ وسايل‌ فساد و گناه‌، همه‌ ‌در‌ تحت‌ ‌اين قانون‌ كلي‌ قرار دارد.

‌در‌ جمله ‌بعد‌ ‌به‌ عنوان‌ يك‌ استثناء مي‌فرمايد: «مگر ‌اين ‌که‌ (تصرف‌ ‌شما‌ ‌در‌ اموال‌ ديگران‌ ‌از‌ طريق‌) تجارتي‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌با‌ رضايت‌ ‌شما‌ انجام‌ مي‌گيرد» (إِلّا أَن‌ تَكُون‌َ تِجارَةً عَن‌ تَراض‌ٍ مِنكُم‌).

‌در‌ پايان‌ ‌آيه‌، مردم‌ ‌را‌ ‌از‌ قتل‌ نفس‌ باز مي‌دارد و ظاهر ‌آن‌ ‌به‌ قرينه آخرين‌ جمله ‌آيه‌ نهي‌ ‌از‌ خودكشي‌ و انتحار ‌است‌، مي‌فرمايد: «و خودكشي‌ نكنيد، خداوند نسبت‌ ‌به‌ ‌شما‌ مهربان‌ ‌است‌» (وَ لا تَقتُلُوا أَنفُسَكُم‌ إِن‌َّ اللّه‌َ كان‌َ بِكُم‌ رَحِيماً).

‌در‌ حقيقت‌ قرآن‌ ‌با‌ ذكر ‌اين‌ دو حكم‌ پشت‌ سر ‌هم‌ اشاره‌ ‌به‌ يك‌ نكته مهم‌ اجتماعي‌ كرده‌ ‌است‌ و ‌آن‌ ‌این ‌که‌ ‌اگر‌ روابط مالي‌ مردم‌ ‌بر‌ اساس‌ صحيح‌ استوار نباشد و اقتصاد جامعه‌ ‌به‌ صورت‌ سالم‌ پيش‌ نرود و ‌در‌ اموال‌ يكديگر ‌به‌ ناحق‌ تصرف‌ كنند، جامعه‌ گرفتار يك‌ نوع‌ خودكشي‌ و انتحار خواهد شد، و علاوه‌ ‌بر‌ ‌این ‌که‌ انتحارهاي‌ شخصي‌ افزايش‌ خواهد يافت‌، انتحار اجتماعي‌ ‌هم‌ ‌از‌ آثار ضمني‌ ‌آن‌ ‌است‌.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌3، ص 3.
  3. تفسير عيّاشى‏
  4. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 192.

منابع