آیه 133 سوره طه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ ۚ أَوَلَمْ ت...» ایجاد کرد)
 
(معانی کلمات آیه)
 
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
«أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ ... الأُولَی»: آیا خبر روشن اقوام پیشین که در کتب آسمانی گذشته بوده است برای آنان نیامده است (که پیاپی معجزاتی پیشنهاد می‌کردند و پس از مشاهده معجزات، به کفر و انکار ادامه می‌دادند، و عذاب شدید الهی دامنگیرشان می‌شد). اینها چرا معجزه می‌طلبند و بهانه‌جوئی می‌کنند، مگر همین قرآن با این امتیازات بزرگ که حاوی حقائق کتب آسمانی پیشین است، برای آنان کافی نیست. «آیَةٍ»: معجزات حسّی، از قبیل: عصای موسی و ید بیضاء. معجزات پیشنهادی (نگا: إسراء /  - ). «بَیِّنَةُ»: معجزه بزرگ کتابهای آسمانی، یعنی قرآن. معجزات انبیاء گذشته. «الصُّحُفِ الأُولَی»: کتابهای آسمانی پیشین. از قبیل: تورات و انجیل و زبور (نگا: شعراء /  اعلی /  و ).
+
«أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ ... الأُولَی»: آیا خبر روشن اقوام پیشین که در کتب آسمانی گذشته بوده است برای آنان نیامده است (که پیاپی معجزاتی پیشنهاد می‌کردند و پس از مشاهده معجزات، به کفر و انکار ادامه می‌دادند، و عذاب شدید الهی دامنگیرشان می‌شد). اینها چرا معجزه می‌طلبند و بهانه‌جوئی می‌کنند، مگر همین قرآن با این امتیازات بزرگ که حاوی حقائق کتب آسمانی پیشین است، برای آنان کافی نیست. «آیَةٍ»: معجزات حسّی، از قبیل: عصای موسی و ید بیضاء. معجزات پیشنهادی. «بَیِّنَةُ»: معجزه بزرگ کتابهای آسمانی، یعنی قرآن. معجزات انبیاء گذشته. «الصُّحُفِ الأُولَی»: کتابهای آسمانی پیشین. از قبیل: تورات و انجیل و زبور.
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مارس ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۰

مشاهده آیه در سوره

وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ ۚ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ

مشاهده آیه در سوره


<<132 آیه 133 سوره طه 134>>
سوره : سوره طه (20)
جزء : 16
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و کافران گفتند: چرا (محمد) آیت و دلیلی روشن از جانب خدا برای ما نمی‌آورد؟ آیا آیات بیّنه کتب پیشین (چون تورات و انجیل و صحف که در همه ذکر اوصاف نبوت هست) بر آنان نیامد؟

و [مشرکان] گفتند: چرا [پیامبر] معجزه ای از سوی پروردگارش برای ما نمی آورد؟ آیا [این قرآن که] شاهد و دلیلی روشن بر [معارف] کتاب های پیشین [آسمانی است] برای آنان نیامده؟!

و گفتند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى براى ما نمى‌آورد؟» آيا دليل روشن آنچه در صحيفه‌هاى پيشين است براى آنان نيامده است؟

و گفتند: چرا معجزه‌اى از پروردگارش براى ما نمى‌آورد؟ آيا دليلهاى روشنى كه در صحيفه‌هاى پيشين آمده، به آنها نرسيده است؟

گفتند: «چرا (پیامبر) معجزه و نشانه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟! (بگو:) آیا خبرهای روشنی که در کتابهای (آسمانی) نخستین بوده، برای آنها نیامد؟!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

They say, ‘Why does he not bring us a sign from his Lord?’ Has there not come to them a clear proof in that which is in the former scriptures?

And they say: Why does he not bring to us a sign from his Lord? Has not there come to them a clear evidence of what is in the previous books?

And they say: If only he would bring us a miracle from his Lord! Hath there not come unto them the proof of what is in the former scriptures?

They say: "Why does he not bring us a sign from his Lord?" Has not a Clear Sign come to them of all that was in the former Books of revelation?

معانی کلمات آیه

«أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ ... الأُولَی»: آیا خبر روشن اقوام پیشین که در کتب آسمانی گذشته بوده است برای آنان نیامده است (که پیاپی معجزاتی پیشنهاد می‌کردند و پس از مشاهده معجزات، به کفر و انکار ادامه می‌دادند، و عذاب شدید الهی دامنگیرشان می‌شد). اینها چرا معجزه می‌طلبند و بهانه‌جوئی می‌کنند، مگر همین قرآن با این امتیازات بزرگ که حاوی حقائق کتب آسمانی پیشین است، برای آنان کافی نیست. «آیَةٍ»: معجزات حسّی، از قبیل: عصای موسی و ید بیضاء. معجزات پیشنهادی. «بَیِّنَةُ»: معجزه بزرگ کتابهای آسمانی، یعنی قرآن. معجزات انبیاء گذشته. «الصُّحُفِ الأُولَی»: کتابهای آسمانی پیشین. از قبیل: تورات و انجیل و زبور.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى‌ «133»

و (كافران) گفتند: چرا (پيامبر) از جانب پروردگارش معجزه و نشانه‌اى براى ما نمى‌آورد؟ آيا دليل و نشانه روشن در كتب قبلى برايشان نيامده (كه ايمان نياورند؟)

نکته ها

مشركين توقّع داشتند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز معجزه‌اى همانند عصاى موسى و شكافتن دريا بياورد، امّا خداوند مى‌فرمايد: مگر نمى‌دانيد كه معجزه‌ى قرآن، از تمام معجزات قبلى بالاتر است، با اين وجود مگر در برابر همان معجزات لجاجت نكردند؟!

مراد از «صحف اولى» تورات و انجيل و زبور است.

پیام ها

1- به درخواست‌هايى كه جنبه‌ى بهانه‌جويى دارد، نبايد توجّه كرد. فَاصْبِرْ عَلى‌ ما يَقُولُونَ‌ ... وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا ... (اين خصيصه‌ى انسان‌هاى لجوج و متكبّر است كه معجزات و دلايل روشن موجود (قرآن) را كنار مى‌گذارند و از سر لجاجت دليل ديگر طلب مى‌كنند.)

2- نوع معجزه مهم نيست، روحيّه پذيرش لازم است. لَوْ لا يَأْتِينا ... أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ‌

تفسير نور(10جلدى)، ج‌5، ص: 415

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى‌ (133)

بعد از آن شبهه كفار و جواب آن را فرمايد:

وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ‌: و گفتند كفّار مكّه: چرا نمى‌آورد اين پيغمبر ما را معجزه‌اى از جانب پروردگار خود كه ما مى‌طلبيم كه مصدّق ادّعاى او باشد حق تعالى در ردّ اعتراض آنها فرمايد: أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى‌: 1- آيا نيامد ايشان را در قرآن بيان آنچه در كتابهاى پيشين است، يعنى تورات و انجيل از عذاب متفرع بر تكذيب انبياء و هلاك قومى كه بعد از اظهار معجزات باهرات، اقتراح آيات مى‌نمودند. 2- آنكه چون ايشان طلب‌

«1» مجمع البيان، ج 4، ص 37- تفسير قمى، ج 2، ص 67.

«2» مراجعه شود: احقاق الحق، ج 2، ص 573- 501، و ج 9، ص 69- 2، و ج 14 ص 105- 56؛ كتاب فضائل الخمسة، ج 1، ص 243- 224؛ بحار الانوار ج 35، ص 236- 206؛ الكلمة الغراء فى تفضيل الزهراء عليها السلام، ص 25- 11.

جلد 8 - صفحه 353

معجزه كردند، حق تعالى الزام فرمود ايشان را به اعظم معجزات كه قرآن مجيد است و فرمود: آيا نيامده است به ايشان بيان روشن كه مشتمل است بر خلاصه و زبده آنچه در كتب سماويه بوده از عقايد حقه و تمامى احكام علم و عمل. 3- آيا نيامد بديشان بيان آنچه در تورات و انجيل است از صفت پيغمبر آخر الزمان.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى‌ (133) وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى‌ (134) قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى‌ (135)

ترجمه‌

و گفتند چرا نمى‌آورد براى ما معجزه‌اى از پروردگارش آيا نيامد براى آنها معجزه آنچه بود در كتابهاى پيشين‌

و اگر آنكه ما هلاك ميكرديم آنها را بعذابى پيش از او هر آينه ميگفتند پروردگار ما چرا نفرستادى بسوى ما پيغمبرى پس پيروى كنيم آيتهاى تو را پيش از آنكه خوار شويم و رسوا گرديم‌

بگو هر يك از ما و شما در انتظار است پس منتظر باشيد و پس از اين خواهيد دانست كه كيانند ياران راه راست و كيست كه هدايت يافت.

تفسير

- پس از ظهور معجزات باهرات بدست پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مشاهده كفّار آنها را باز هر روز تقاضاى معجزه مخصوصى از معجزات انبياء سابق را مينمودند و خداوند از آن جوابى فرموده كه در مجمع تفسير شده بآنكه آيا نيامد براى آنها در قرآن بيان احوال امم سابقه كه از انبياء خودشان معجزاتى خواستند و ايشان براى آنها آوردند و باز ايمان نياوردند و هلاك شدند ممكن است اينها هم مثل آنها باشند و آوردن معجزه‌ئيكه ميخواهند بر ضرر آنها تمام شود و در صافى تفسير شده كه آيا نيامد براى آنها بيان آنچه در كتب سماويه است از معارف حقه و احكام كليّه در قرآن با آنكه آورنده آن درس نخوانده بود و كتاب نديده بود و شما او را از كودكى ميشناختيد و اين خود معجزه‌اى است از او كه احتياج بما زاد ندارد و در منهج و غيره نقل شده از بعضى كه گفته‌اند مراد آنستكه آيا نيامد براى آنها علامات پيغمبر خاتم در كتب انبياء سابق و در تو مشاهده نمودند اين خود بيّنه‌اى بود از آن كتب بر نبوّت تو و اينها قبول ننمودند پس معلوم ميشود معاندند و معجزه آوردن براى آنها فائده ندارد و دو احتمال ديگر هم بنظر حقير فعلا رسيده يكى آنكه مراد آن باشد كه آيا نيامد براى آنها دليل صدق آنچه در تورية و انجيل و سائر كتب سماوى است و آنها يا منكر شدند مانند بت پرستان مكّه يا عمل بآن ننمودند مانند يهود و نصارى با آنكه نبوّت پيغمبر خاتم باسم و رسم در آن كتب تصريح شده بود و اگر آنها بآن كتب ايمان داشتند بايد به پيغمبر خاتم هم ايمان بياورند ديگر

جلد 3 صفحه 537

آنكه مراد آن باشد كه آيا نيامد براى آنها شاهد صدقى كه براى كتب سماوى سابقه آمد كه معجزه باشد و چيزى كه بشر از آوردنش عاجز است چون معجزات پيغمبر ما هم مانند معجزات ساير انبياء بود يا برتر و بالاتر خلاصه آنكه دليل صدقى كه آنها داشتند پيغمبر ما هم داشت و اظهار فرموده بود و آنها از راه عناد و لجاج نپذيرفته بودند و ديگر نميشود هر روز جريان امور عادى عالم را كه همه بر طبق نظم و حكمت مقرر شده براى تقاضاى اشخاص عنود و لجوج بهم زد با آنكه مؤثر در آنها هم نيست بلكه مضرّ است چون استحقاقشان براى عقوبت بيشتر ميشود و تعجب از اين جماعت است كه اگر خداوند قبل از بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا قبل از نزول قرآن آنها را مستأصل و هلاك ميفرمود بعذاب دنيوى روز قيامت در پيشگاه الهى عرضه ميداشتند پروردگار ما چرا در دنيا براى ما پيغمبرى نفرستادى تا ما پيروى كنيم احكام و آيات تو را كه او ابلاغ ميفرمود پيش از آنكه ذليل و خوار شويم در دنيا بقتل و اسيرى و در آخرت هم ببدبختى و رسوائى و خلود در آتش جهنّم گرفتار گرديم و تا اندازه‌اى حرفشان هم حسابى بود و خداوند آنها را تهديد فرمود بدستورى كه داد به پيغمبر خود كه بآنها بفرمايد هر يك از ما و شما بايد منتظر عاقبت كارمان باشيم پس شما منتظر باشيد و بعد از فتح اسلام يا روز قيامت خواهيد دانست كه كيانند راه پيمايان طريق مستقيم و صاحبان دين حقّ و كيست آنكس كه راه يافت بحقّ و راهنمائى نمود بخلق يعنى وجود مبارك ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه وانگذاريد خواندن سوره طه را چون خدا دوست دارد آنرا و دوست دارد خواننده آنرا و كسيكه مداومت نمايد قرائت آنرا خداوند روز قيامت نامه عمل او را بدست راستش ميدهد و حساب نميكند با او كارهائى را كه در اسلام بجا آورده و عطا ميكند باو در آخرت از ثواب بقدرى كه راضى شود.

جلد 3 صفحه 538

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ قالُوا لَو لا يَأتِينا بِآيَةٍ مِن‌ رَبِّه‌ِ أَ وَ لَم‌ تَأتِهِم‌ بَيِّنَةُ ما فِي‌ الصُّحُف‌ِ الأُولي‌ (133)

و گفتند: كفّار و مشركين‌ چرا نميآورد ‌اينکه‌ مدّعي‌ رسالت‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌ما بآيه‌ و نشاني‌ ‌از‌ پروردگارش‌ آيا نيامد ‌آنها‌ ‌را‌ بيّنه‌ و دليل‌ روشن‌ آنچه‌ ‌در‌ صحف‌ اولي‌، انبياء سلف‌ بوده‌.

(وَ قالُوا لَو لا يَأتِينا بِآيَةٍ مِن‌ رَبِّه‌ِ) غرض‌ ‌آنها‌ ‌از‌ آية آيات‌ اقتراحيّه ‌آنها‌ ‌بود‌ و الا آيات‌ الهيّه‌ و معجزات‌ نبي‌ بسيار ‌بود‌ مثل‌ اينكه‌ (وَ قالُوا لَن‌ نُؤمِن‌َ لَك‌َ حَتّي‌ تَفجُرَ لَنا مِن‌َ الأَرض‌ِ يَنبُوعاً أَو تَكُون‌َ لَك‌َ جَنَّةٌ مِن‌ نَخِيل‌ٍ وَ عِنَب‌ٍ فَتُفَجِّرَ الأَنهارَ خِلالَها تَفجِيراً أَو تُسقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمت‌َ عَلَينا كِسَفاً أَو تَأتِي‌َ بِاللّه‌ِ وَ المَلائِكَةِ قَبِيلًا أَو يَكُون‌َ لَك‌َ بَيت‌ٌ مِن‌ زُخرُف‌ٍ أَو تَرقي‌ فِي‌ السَّماءِ وَ لَن‌ نُؤمِن‌َ لِرُقِيِّك‌َ حَتّي‌ تُنَزِّل‌َ عَلَينا كِتاباً نَقرَؤُه‌ُ ‌الآية‌) اسراء آيه 92 ‌الي‌ 95 شرحش‌ گذشت‌ و گذشت‌ ‌که‌ ‌اينکه‌

جلد 13 - صفحه 130

اقتراحات‌ ‌را‌ ‌اگر‌ انبياء اجابت‌ كنند و خداوند بآنها عنايت‌ فرمايد دستگاه‌ معجزات‌ ملعبه‌ ميشود ‌هر‌ روز يكي‌ ميگويد چنين‌ كن‌ ديگري‌ ميگويد چنان‌ كن‌ و معجزه‌ فعل‌ الهي‌ ‌است‌ بدست‌ نبي‌ ظاهر مي‌شود ‌در‌ تحت‌ اختيار نبي‌ نيست‌ بمقتضاي‌ حكمت‌ و مصلحت‌ باندازه ‌که‌ حجة تمام‌ شود صادر ميشود بعلاوه‌ ‌اگر‌ ‌پس‌ ‌از‌ اظهار باز ايمان‌ نياوردند عذاب‌ نازل‌ ميشود چنانچه‌ ‌بر‌ ثمود قوم‌ صالح‌ عذاب‌ نازل‌ شد ‌بعد‌ ‌از‌ اينكه‌ ناقه صالح‌ و فصيل‌ ‌آن‌ ‌را‌ كشتند لذا ميفرمايد:

(أَ وَ لَم‌ تَأتِهِم‌ بَيِّنَةُ ما فِي‌ الصُّحُف‌ِ الأُولي‌) ‌که‌ ‌در‌ قرآن‌ مجيد مكرر ‌در‌ مكرر قضاياي‌ انبياء سلف‌ و قوم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ گوشزد كفّار فرموده‌ نوح‌ هود صالح‌ ابراهيم‌ لوط شعيب‌ موسي‌ و قوم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ عاد ثمود فرعون‌ و اصحاب‌ مدين‌ و ‌غير‌ اينها.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 133)- این آیه به یکی از بهانه جوییهای کفار اشاره کرده، می‌گوید: «و آنها گفتند: چرا پیامبر معجزه‌ای از سوی پروردگارش (آن چنان که ما می‌خواهیم) نمی‌آورد» (وَ قالُوا لَوْ لا یَأْتِینا بِآیَةٍ مِنْ رَبِّهِ).

بلا فاصله به آنها پاسخ می‌گوید: «آیا خبرهای روشن (اقوام پیشین) که در کتب آسمانی گذشته بوده است برای آنها نیامده»؟ (أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَیِّنَةُ ما فِی الصُّحُفِ الْأُولی). که پی در پی برای آوردن معجزات بهانه‌جویی می‌کردند و پس از مشاهده

ج3، ص152

معجزات به کفر و انکار ادامه می‌دادند و عذاب شدید الهی دامنشان را می‌گرفت، آیا نمی‌دانند اگر اینها نیز همین راه را بروند همان سرنوشت در انتظارشان است.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع