آقا جمال خوانساری

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۳، ساعت ۱۱:۲۶ توسط Saeed zamani (بحث | مشارکت‌ها) (افزودن رده ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)



منبع: تلخيص از كتاب گلشن ابرار، جلد 3، صفحه 114

نویسنده: عبدالكريم پاك‌نيا

ولادت

جمال‌الدین محمد بن آقا حسین معروف به «جمال المحققین» محدث، اصولی، حكیم، متكلم، از فقیهان امامیه و از دانشمندان پرآوازه ایران محسوب می‌شود.[۱] تاریخ تولد و محل ولادت او معلوم نیست، اما مسلم است كه وی اصالتاً خوانساری بوده و در اصفهان پرورش یافته است.[۲]

معاصرین آقا جمال

این فقیه گرانمایه با دانشمندان بزرگی همچون علامه محمدباقر مجلسی و میرزای شیروانی معاصر بوده است. تاریخ‌نگاران از او به عنوان محققی حكیم، فقیهی‌نوآور و دانشمندی نامدار كه دارای احاطه علمی كم‌نظیر و حسن سلیقه و ذوق سلیم و اندیشه‌های ناب بود، ‌یاد كرده‌اند و او را در عصر خویش سبب خیرات و بركات بسیاری بر جهان تشیع دانسته‌اند و بر این باورند كه حوزه علمیه اصفهان به وسیله او رونق گرفت و دانشوران كم‌نظیری در حوزه تعلیم او پرورش یافتند.

تسلط عالی او بر فقه، اصول و فلسفه و مهارت او در آفریدن آثاری زرین در ادبیات فارسی، زبانزد خاص و عام بود. سخنان شیرین، گفتار ملیح و رفتار صمیمانه وی هر تازه واردی را به خود جذب می‌كرد. راز این همه فضایل را باید در پشتكار و همت والای او در سیره علمی، معنوی و اخلاقی‌اش به سوی كمال، ‌جستجو كرد.

ملاقات با فیض كاشانی

در یكی از سال‌ها ملا محسن فیض كاشانی[۳] به قصد زیارت خانه خدا از كاشان حركت نموده و در سر راه خود در اصفهان میهمان آقا حسین خوانساری (پدر آقا جمال) شد. آقا جمال كه نوجوانی بیش نبود، نزد فیض كاشانی شتاف. فیض كاشانی مسئله‌ای را از آقا جمال پرسید، اما او نتوانست از عهده پاسخ برآید؛ زیرا تا آن هنگام چندان اهمیتی به كسب دانش نمی‌داد. فیض كاشانی دست بر دست زد و گفت: «حیف كه درِ خانه آقا حسین بسته شد!» این سخن در آقا جمال تأثیر كرد و از همان لحظه كمر همت را بست و به كسب دانش پرداخت. سال بعد، ملا محسن به خانه آقا حسین آمد و با آقا جمال گفتگو كرد و احساس نمود كه آقا جمال عوض شده و دارای فضیلت و دانش است. برای همین گفت: «این آقا جمال، غیر از آن آقا جمال است كه ما پارسال او را دیدیم».[۴]

نوجوان خوانساری در اثر تلاش و همت عالی، به بلندترین قله‌های انسانیت و كمالات معنوی رسید. رسیدگی به اوضاع نیازمندان و فقیران، ساده‌زیستی و دوری از تجملات ظاهری از او چهره‌ای معنوی، دلسوز، شخصیتی درد آشنا و جامع‌نگر ساخته بود.

استادان

آقا جمال در رشد و بالندگی شخصیت خویش، از استادان فراوانی بهره برد. اینك به معرفی دو تن از استادان او كه بیشترین تأثیر را در رشد علمی و معنوی وی داشتند، می‌پردازیم:

1. آقا حسین خوانساری:

خاندان خوانساری مشهورترین و بافضیلت‌ترین دودمان خوانسار محسوب می‌شوند كه در كتاب‌های تراجم، نام 16 تن از برگزیدگان آن خاندان دیده می‌شود.[۵]

آقا حسین، چهره درخشان خاندان خوانساری، استاد فضلای عصرخود بود. او در سال 1016 هـ.ق در خوانسار به دنیا آمد و بعد از بلوغ، برای تحصیل علم و حكمت و معارف به اصفهان هجرت كرد. او در مدت كوتاهی به مرحله‌ای دانش رسید كه نوشته‌اند: «او استاد الكلّ فی الكلّ عند الكلّ بود».[۶]

این لقب به جهت تسلط او بر تمام علوم عصرش، اطلاق شده است و معنای آن این است كه آقا حسین استاد همه علمای عصر در همه علوم، به عقیده همه معاصرانش می‌باشد.[۷]

آقا حسین كتاب‌های ارزشمندی در موضوعات گوناگون از خویش بر جای نهاد و شاگردان برجسته‌ای مانند: آقا جمال خوانساری، علامه مجلسی و میرزا محمد شیروانی پرورش داد. وی در سال 1099 هـ.ق در اصفهان چشم از جهان فروبست.[۸]

حضرت آیت الله خامنه‌ای در مورد دانشمندان خاندان خوانساری، به ویژه درباره آقا حسین و فرزندش، آقا جمال می‌نویسد: «بی‌شك، در فهرست این ستارگان غالباً ناشناخته آسمان علم و فرهنگ، خانواده جلیل خوانساری‌ها، به ویژه محقق برجسته و كم‌نظیر، مرحوم آقا حسین خوانساری و فرزند فقیه و حكیم و بزرگوارش، مرحوم آقا جمال خوانساری می‌باشند. در عظمت و شأن مرحوم آقا حسین خوانساری همین بس كه نام‌آوران بزرگی همچون وحید بهبهانی و شیخ انصاری از او با عناوین «محقق» و «استاد الكلّ فی الكلّ» و امثال آن یاد كرده‌اند. او و فرزندش، حكیم و فقیه و اصولی و متكلم و ریاضیدان و محدث و ادیب بوده و سهم وافری در شكوفایی و درخشش حوزه فرهنگی و علمی اصفهان در دوران میانی و پایانی صفویه داشته‌اند. اگر چه برخی از مؤلفات فقهی آنان در معرض استفاده اهل فن بوده است، ولی مجموعه آثار آنان هرگز به صورت قابل قبول در دسترس دانش‌پژوهان علوم اسلامی قرار نگرفته است».[۹]

2. محقق سبزواری:

عالم وارسته و فقیه پرتلاش، ملا محمدباقر سبزواری استاد و مربی آقا جمال و دایی او بود. محقق سبزواری از استادان زبده‌ای همچون میرفندرسكی، شیخ بهایی و مولی محمدتقی مجلسی كسب دانش نمود. وی سپس در حوزه‌های علمیه اصفهان و مشهد به تدریس علوم و معارف دینی پرداخت. او دانش‌پژوهان بی‌شماری را تربیت كرد كه آقا حسین خوانساری و دو پسرش، آقا جمال و آقا رضی از آن جمله‌اند. از معروف‌ترین تألیفات او می‌توان به ذخیره المعاد، روضه الانوار عباسی و كفایه الاحكام اشاره كرد. وی در سال 1090 هـ.ق دار فانی را وداع گفت و در مدرسه میرزا جعفر، واقع در صحن مطهر حرم امام رضا علیه‌السلام به خاك سپرده شد.[۱۰]

در حوزه تدریس

آقا جمال بعد از فراگیری علوم و فنون مختلف عصر خویش در مدت كوتاهی به عنوان مدرس برجسته شناخته شد و در حوزه علمیه اصفهان، به تدریس پرداخت. این دانشمند بزرگ ایرانی، چون در اكثر رشته‌های علوم متنوع عصر، همچون: فقه، اصول، فلسفه، تفسیر، علوم ریاضی، شعر و ادب، عقاید و كلام تسلط وافر داشت. در همه زمینه‌ها به تدریس پرداخت.

میرزا محمدطاهر نصرآبادی در تذكره خویش می‌نویسد: «آقا جمال كه اَلْوَلَدْ سِرُّ اَبیهِ درباره ایشان صادق است، به مدرسه مذكور هر روز می‌آیند و طالب علمان (دانشجویان) مدرسه جده صاحبقرانی و سایر مدارس مستفید می‌شوند».[۱۱]

صاحب روضات الجنات ضمن ستایش از شخصیت علمی و اجتماعی این فقیه فرزانه آورده است: «آقا جمال در روزگار خود ریاست تدریس را به عهده داشت و از بركات انفاس قدسی او گروهی از فضلا و دانشمندان برجسته به عالی‌ترین مقامات علمی و معنوی نایل آمدند».[۱۲]

او كه استادی خوش طبع، مجتهدی جلیل‌القدر و اندیشمندی متنفذ بود، لحظه‌ای از اشتغال به علم غافل نبود. وی شاگردان خویش را دائماً به درس و كسب فضایل تشویق می‌نمود و به آنان می‌گفت: «عزیزان من! شمال خیال نكنید در این زمان عالمی خوش‌فهم، هوشمند، تیزبین و خوش‌قلم مانند آقا جمال نیست! نه، شما هر كدام در سایه پشتكار و اشتغال مداوم به تحصیل، از آقا جمال كمتر نیستید. بلی، شما مثل او گرفتار اشتغالات علمی و اجتماعی نیستید».[۱۳]

شاگردان

حوزه علمیه اصفهان در آن عصر، بسیار با عظمت و شكوفا بود. آن دوره را می‌توان یكی از درخشان‌ترین دوران فرهنگی تشیع در طول تاریخ به حساب آورد. ریاست مطلقه تدریس كه در آن زمان اهمیت ویژه‌ای داشت در اختیار این مدرس نامدار و استاد بی‌بدیل بود.

علامه محمدباقر خوانساری، ‌شخصیت شناس معروف شیعی در مورد عظمت حوزه درسی آقا جمال می‌گوید: «او كه در خاندان فضیلت متولد شد و در دامان علم و دانش پرورش یافت مانند ستاره‌ای در آسمان علم و ادب در آن دوران درخشید. پژوهشگران و تشنگان معرفت از كوثر زلال دانش او پیمانه‌ها پر كردند و ریاست حوزه‌های تدریس به او منتهی شد».[۱۴]

برخی از شاگردان وی عبارتند از:

  • 1. سید ابوالقاسم خوانساری، نویسنده مناهج المعارف؛
  • 2. میرزا رفیعا گیلانی، پدیدآورنده شواهد الاسلام، حاشیه بر اصول كافی و 16 كتاب دیگر؛
  • 3. سید صدرالدین قمی، شارح «وافیه» و از برجسته‌ترین فقیهان قرن 12 هجری؛
  • 4. امیر محمدابراهیم قزوینی كه بالغ بر 1500 نسخه كتاب را مقابله، حاشیه‌نویسی و تصحیح نموده و دارای 18 تألیف است.
  • 5. محمد زمان بن كلب ‌علی تبریزی، نویسنده فوائد الفوائد؛
  • 6. آقا خلیل اصفهانی؛
  • 7. سید غیاث‌الدین محمد خیال اصفهانی، داماد آقا جمال؛
  • 8. سید فاضل میر عبدالباقی دزفولی؛
  • 9. میرزا عبدالله افندی شیرازی، نویسنده ریاض العلماء؛
  • 10. شیخ علی‌اصغر مشهدی رضوی؛
  • 12. ملا محمد اكمل بهبهانی، پدر استاد الكل آقا وحید بهبهانی؛
  • 13. حاج محمدتقی طبسی، نویسنده حاشیه مدارك؛
  • 14. محمدحسین خاتون‌آبادی؛
  • 15. حكیم محمدحسین مازندرانی؛
  • 16. محمدحسین گیلانی؛
  • 17. امیر محمدصالح قزوینی؛
  • 18. سید محمدمهدی قزوینی؛
  • 19. محمدكاظم تویسركانی؛
  • 20. محمدهادی سبزواری، فرزند محقق سبزواری؛
  • 21. فقیه و محدث نامور شیعه، سید نعمت‌الله جزایری، نویسنده انوار نعمانیه، غایه المرام، زهر الربیع و ریاض الابرار؛
  • 22. شیخ یوسف بحرانی، فقیه و محدث معروف، پدیدآورنده اثر گرانسنگ الحدائق الناظره فی احكما العتره الطاهره.[۱۵]

تألیفات

آقا جمال خوانساری علاوه بر تربیت شاگردان ممتاز، اداره مهم‌ترین حوزه علمیه شیعه و حل و فصل امور مردم مسلمان، نویسنده‌ای خوش‌قلم، حاشیه‌نویسی، نكته‌سنج و مترجمی ماهر و جامع‌نگر بود. فهرست آثار ایشان را در سه بخش؛ تألیفات، تعلیقات و ترجمه‌ها می‌آوریم:

الف) تألیفات:

  • 1. مبدأ و معاد: در اصول دین و اعتقادات؛
  • 2. جبر و اختیار؛
  • 3. نیت و اخلاص: در نیت طهارت؛
  • 6. افعال واجب و مندوب نماز؛
  • 8. مكاتبات و منشئات ادبی با علما و معاصران؛
  • 9. شرح حدیث بساط؛
  • 10. مجموعه اجازات به فضلا و دانشمندان؛
  • 11. شرح زیارت جامعه؛
  • 12. اختیارات الایام و اللیالی و الساعات؛
  • 13. الاسئله السلطانیه؛
  • 14. اصول الدین فی الامامه؛
  • 15. رساله در تفسیر آیه عهد؛
  • 16. مزار و توضیحاتی بر الفاظ زیارت و دعاها؛
  • 17. الحاشیه الجمالیه؛
  • 18. رساله درباره قاعده الواحد لایصدر...؛
  • 19. سؤال و جواب‌های فقهی؛
  • 20. رساله در خمس؛
  • 21. رساله در نذر؛
  • 22. تقویم الاولیاء؛
  • 23. تحفه عباسی؛
  • 24. عقاید النساء یا كلثوم ننه؛
  • 25. اثبات الرجعه؛
  • 26. رساله در معنی كراهیت در عبادات.

ب) تعلیقات و حاشیه‌ها:

  • 27. تعلیقات تهذیب الاحكام؛
  • 28. تعلیقات من لایحضره الفقیه؛
  • 29. حاشیه بر شرایع الاسلام؛
  • 31. حاشیه بر طبیعیات شفای ابن سینا؛
  • 32. حاشیه بر شرح اشارات ابن سینا؛
  • 33. حاشیه بر حاشیه خفری بر شرح قوشجی بر تجرید؛
  • 34. حاشیه بر شرح باغنوی بر شرح تجرید؛
  • 35. حاشیه شرح مختصرالاصول عضدی؛
  • 36. حاشیه بر معالم؛
  • 37. حاشیه بر شرح حكمه العین؛
  • 38. شرح و رد رساله اشتراك لفظی حكیم تبریزی.

ج) ترجمه‌های فارسی:

  • 39. ترجمه و شرح غررالحكم آمدی، حاوی سخنان امام علی علیه السلام؛
  • 41. ترجمه الفصول المختاره: مناظرات شیخ مفید كه سید مرتضی آن‌ها را در این مجموعه گلچین نموده است.
  • 45. ترجمه داستان طرماح.[۱۶]

ستاره آسمان ادب فارسی

آقا جمال افزون بر این كه به عنوان مجتهد طراز اول و مدرس بزرگ عصر صفویه شناخته شده بود، یكی از ستارگان درخشان آسمان ادب فارسی شمرده می‌شد.

فعالیتهای اجتماعی وسیاسی آقا جمال

1- ارتباط با حاكمان به منظور ترویج فرهنگ شیعه

آقا جمال با پادشاهان عصر خویش ارتباط داشت. او در تشكیلات حكومت صفوی نقش ارزنده‌ای ایفا می‌كرد و برای از بین بردن فساد، با حكومت وقت از نزدیك همكاری می‌نمود و آنان را در موارد لازم از منكر بازمی‌داشت و به سوی معروف رهنمون می‌شد. وی كتاب‌های مورد نیاز جامعه شیعه را، به درخواست سلاطین و كارگزاران صفویه ترجمه یا تألیف می‌نمود.

امام خمینی در مورد ارتباط فقیهان و دانشمندان بزرگ شیعه با دربار پادشاهان صفوی، می‌فرماید: «یك طایفه از علما، این‌ها گذشت كرده‌اند از یك مقاماتی، و متصل شده‌اند به یك سلاطین، با این كه می‌دیدند مردم مخالفند، لكن برای ترویج دیانت و ترویج تشیع اسلامی و ترویج مذهب حق، این‌ها متصل شده‌اند به یك سلاطین و این سلاطین را وادار كرده‌اند خواهی نخواهی برای ترویج مذهب، مذهب تشیع؛ این‌ها آخوند درباری نبوده‌اند، این اشتباهی است كه بعضی نویسندگان ما می‌كنند... نباید یك كسی تا به گوشش خورد كه مثلاً مجلسی، محقق ثانی، شیخ بهایی با این‌ها روابط داشتند و می‌رفتند سراغ این‌ها، همراهی شان می‌كردند، خیال كند كه این‌ها مانده بودند برای جاه و عزت و احتیاج داشتند به این كه سلطان حسین و شاه عباس به آن‌ها عنایتی بكنند، این حرف‌ها نبوده در كار، آن‌ها گذشت كردند. یك گذشت، یك مجاهده نفسانی كرده‌اند برای این كه مذهب شیعه را به وسیله آن‌ها ترویج كنند».[۱۷]

آقا جمال مجتهدی خوش محضر، فقیهی پرحافظه و عالمی حاضر جواب بودی. او در فكاهیات و مطایبه، كم‌نظیر و در سخن گفتن، استاد بود. این مجتهد نیكوصورت و زیباسیرت هیچ‌گاه سخن یا مزاح كسی را به خانه نبرد.[۱۸]

2- مبارزه با خرافات:

از آن جا كه آقا جمال عالمی نقاد، نكته‌سنج و درد آشنا در جامعه خویش بود، در نهایت زیركی و تیزهوشی، با سیاست‌های نادرست و باورهای غلط فرهنگی و خرافات رایج بین مردم و مسئولان وقت مبارزه می‌كرد. وی با تألیف كتاب عقائد النساء یا كلثوم ننه، رسوم و پندارهای رایج در میان زنان آن روزگار ایران را به نقد كشید. كتاب هنرمندانه و طنزآمیز عقاید النساء از نخستین كتاب‌های رسمی فرهنگ مردم است. این كتاب پرآوازه در ادبیات عامیانه ایران زمین، تاكنون حداقل 6 بار چاپ شده است و به زبان‌های زنده جهان ترجمه شده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی، كتاب شناس برجسته شیعی درباره این كتاب و مولف آن چنین می‌نگارد: «كلثوم ننه كتابی شریف، رمانی، انتقادی، لطیف و خنده‌آور می‌باشد. در این كتاب بسیاری از بدعت‌هایی را كه نابجا به دین نسبت داده می‌شود، بیان داشته است. این كتاب را آقا جمال‌الدین فرزند آقا حسین خوانساری (متوفی: 1125 هـ.ق) نوشته و چاپ شده است».[۱۹]

برخلاف نظر بعضی كه این كتاب را در شأن فقیه عالی قدری مثل آقا جمال خوانساری نمی‌دانند، این اثر از چند نظر دارای اهمیت است:

  • 1. نشانگر تسلط كامل مؤلف به دانش عوام یا «فولُكُر» می‌باشد. امروزه این دانش در اغلب رشته‌های علوم، به ویژه در روان‌شناسی، تاریخ تمدن و تاریخ ادیان و مذاهب مورد توجه دانشمندان جهان است. این كتاب نیز از این ناحیه قابل اهمیت است.
  • 2. همچنین این كتاب حكایت از آگاهی كامل یك مجتهد از متن زندگی مردم دارد و آقا جمال چون كه یك عالم مردمی بود و با طبقات عموم مردم حشر و نشر زیادی داشت، از عقاید و باورهای جاری در میان آنان كاملاً مطلع بود و بر اساس آگاهی از آن واقعیت‌ها به هدایت آنان می‌پرداخت.
  • 3. آقا جمال در روزگاری می‌زیست كه خرافه و خرافه‌گویی گسترش فراوان داشت؛ او كه با آخرین و ضعیف‌ترین شاه صفوی، یعنی سلیمان و سلطان حسین معاصر بود، ‌در كنترل و بهره‌گیری از امكانات حكومتی آنان در راه اهداف اسلامی و معنوی خویش، كمال كوشش را به جای آورد و با استفاده از نفوذ معنوی و اجتماعی خویش، از انحرافات و كجروی‌های آنان می‌كاست. از آنجا كه پادشاهان آن دوران تا روز تاجگذاری به جای این كه در جمع سیاستمداران و مدیران كشور باشند، در حرمسرا و در بین زنان بودند، تربیت زنانه پادشاه و سلطه فراوان حرمسرا در امور كشورداری، زمینه گسترش عقاید بانوان را مساعد كرده بود.[۲۰]

نگارش كتابی كه بیانگر عقاید خرافی رایج بانوان آن روزگار باشد، نه تنها از شأن یك فقیه آگاه نمی‌كاهد، بلكه تیزهوشی و مبارزه وی علیه خرافات و در نهایت، علیه سیاست غلط فرهنگی وقت را می‌رساند.

  • 4. كتاب كلثوم ننه بازتاب جو فكری رایج در عصر پادشاهان صفوی است كه یك نوع مذهب روبنایی در آن ترویج می‌شود؛ آنان عمل به ظواهر شرع را گسترش می‌دادند، ولی خودشان به حقیقت دین عمل نمی‌كردند و از مظاهر فساد پرهیز نمی‌كردند. نتیجه كار آنان در میان مردم یك نوع نفاق دینی به وجود آورده بود. چنان كه در موارد متعددی در كتاب كلثوم ننه این نفاق دینی به تصویر كشیده شده است.[۲۱]

وفات

آقا جمال در 26 رمضان سال 1125 هـ.ق 25 سال بعد از رحلت پدر بزرگوارش در اصفهان وفات یافت و در تكیه خوانساری‌ها در مزار تخت فولاد، كنار قبر پدرش، (آقا حسین) مدفون شد.[۲۲] مرقد آنان مورد توجه عموم مردم است.[۲۳] اخیراً هنگام دفن پیكر حاج شیخ اسدالله فهامی، یكی از علمای وارسته معاصر در كنار مرقد آقا جمال، دیواره قبر آقا جمال ریزش كرد و به قبر آقا جمال راهی باز شد و جسد مطهر ایشان را بعد از سه قرن، تروتازه یافتند. در پی این ماجرا، مردی صالح به نام مشهدی حیدر كه «تكیه بانِ» تكیه خوانساری‌ها است، به حاضرین اظهار داشت كه ‌در این بقعه این پنجمین جسدی است كه در مدت تكیه‌ بانی من تروتازه پدیدار گشته است. گفتنی است كه در آن بقعه حدود هفتاد تن از صالحان و عالمان مدفونند.[۲۴]

پانویس

  1. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 1، ص 458.
  2. اعیان الشیعه، ج 9، ص 231.
  3. محمد محسن، فرزند شاه مرتضی، معروف به فیض (1007ـ1091 هـ.ق) محدث، متكلم، فقیه، شاعر، ادیب، محقق، حكیم، یكی از چهره‌های درخشان شیعه در قرن یازدهم، داماد مرحوم صدرالمتألهین شیرازی و یكی از نوابغ عصر خود بود. (اعلام المكاسب، ص 90)
  4. قصص العلماء، ص 266 و شرح احادیث طینت، مقدمه.
  5. نگاهی به خوانسار، ص 11.
  6. روضات الجنات، ج 2، ص 349.
  7. شرح آقا جمال بر غرر و درر آمدی، ج 1، ص 89.
  8. روضات الجنات ج 2، ص 358.
  9. كیهان، 1378/6/30، پیام به كنگره محققان خوانساری.
  10. اعلام المكاسب، ص 59 و نگاهی به خوانسار، ص 27.
  11. تذكره نصرآبادی، ص 152.
  12. روضات الجنات، ج 2، ص 214.
  13. شرح غررالحكم، ج 1، ص 93.
  14. روضات الجنات، ج 2، ص 214.
  15. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 4، ص 141؛ دانشمندان خوانسار، ص 251 و فرزانگان خوانسار، ص 45 و ویژه‌نامه كنگره خوانساری، ص 13.
  16. كیهان اندیشه، ش 82، ص 113.
  17. صحیفه نور، ج 1، ص 259.
  18. علمای بزرگ شیعه از كلینی تا خمینی، ص 175.
  19. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 18، ص 112.
  20. تاریخ مفصل ایران، اقبال آشتیانی، ص 699.
  21. آینه پژوهش، ش 55، ص 27.
  22. مقدمه شرح احادیث طینت.
  23. روضات الجنات، ج 2، ص 214.
  24. فرزانگان خوانسار، ص 45.