بنی عباس

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری, جستجو

منبع توضیح برای مشارکت کنندگان
مدخل یک دائرة المعارف محتوای فعلی این صفحه مدخلی از فرهنگ معارف و معاریف است که متناسب با موضوع این صفحه انتخاب شده. در صورتی که قصد جایگزین نمودن مقاله ای دیگر به جای این مقاله، یا تغییر یا اضافاتی در آن را دارید، بایستی با توجه به شیوه نامه تغییر مقالات دائره المعارف ها این کار را انجام دهید.


کلید واژه: بنی عباس، حاکمان بنی عباس، مقر حکومت بنی عباس

بنى‌عباس

بنی‌عباس یا آل‌عباس نام بطنى از بنى‌هاشم از نژاد عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مى‌باشد. آنان دورانى بر مسلمانان حكومت نمودند كه این حكومت از سال 132 به دستیارى ابومسلم خراسانى (به این واژه رجوع شود) آغاز و به سال 656 بدست هلاكوخان نبیره چنگیزخان مغول منقرض گشت.

نخستین آن‌ها ابوالعباس سفاح و آخرین آن‌ها مستعصم بالله بود. شمار آن‌ها 37 تن و مقر حكومتشان ابتدا انبار (شهرى بین حله و دیوانیه عراق كه اكنون به هاشمیه مشهور است) و سپس بغداد و سامرا بوده. نام‌هاى آن‌ها از این قرار است:

روایاتى از حضرات معصومین درباره بنى‌عباس آمده كه به برخى از آن‌ها اشاره مى‌شود: نقل است كه روزى نبى اكرم صلی الله علیه و آله به عمویش عباس فرمود: واى بر ذریه من از ستم ذریه تو؛ عباس گفت: پس اجازه می‌دهى خود را اخته كنم؟ فرمود: دگر كار گذشته و عبدالله پدر اولاد شده.[۱]

در حدیث امام سجاد علیه‌السلام آمده كه آن حضرت اشاره به عبدالله بن عباس نمود و فرمود: در پشت این مرد امانتى مى‌باشد كه براى آتش دوزخ آفریده شده، مسلمانان را گروه گروه و فوج فوج از دین خدا بدر برند و زمین را از خون تعدادى از جوجه‌هاى رسول خدا صلی الله علیه و آله كه پیش از اوان سر از تخم برون كرده باشند،‌ رنگین سازند.[۲]

مفضل بن مزید گوید: روزى به حضرت امام صادق علیه‌السلام عرض كردم: این‌ها (بنى عباس) در میان خودشان اختلاف دارند؟! حضرت فرمود: تو را به این كارها چكار؟! این‌ها از همان سوئى كه آمده‌اند نیز از همان سوى نابود گردند.

مرحوم علامه مجلسی در معنى این حدیث گفته: مراد امام این است كه همچنان كه ابومسلم از خراسان آمد و حكومت این‌ها را برپا ساخت. هلاكو نیز از همان سوى (ایران) بیاید و آن‌ها را سرنگون سازد.[۳]

نقل است كه امیرالمؤمنین علیه‌السلام ضمن خطبه‌اى كه در آغاز از بنى‌امیه و دولت آن‌ها نامى مى‌برد سپس به پیشگوئى درباره بنى‌عباس و حكومت آن‌ها پرداخت و فرمود: پس از آن‌ها (یعنى بنى‌امیه) سرنوشت امت محمد صلی الله علیه و آله بدست مردانى افتد كه اولین آن‌ها (سفاح) مهربان‌ترین آن‌ها و دومشان (منصور) خونریزترین آن‌ها و پنجم آن‌ها (هارون) قوچ كتیبه آن‌ها باشد و هفتم آن‌ها (مأمون) داناترین آن‌ها و دهم آن‌ها (متوكل) از همه‌شان كافرتر باشد و نزدیكترین كسانش (فرزند او و غلامانش) او را به قتل رساند، و پانزدهمین آن‌ها (معتمد) از همه آن‌ها گرفتارتر و بدبخت‌تر باشد و شانزدهم آن‌ها (معتضد) از همه آن‌ها خویش نوازتر و حق پردازتر بود و گوئى هیجدهمین آن‌ها (مقتدر بالله) را مى‌بینم كه در خون خویش دست و پا مى‌زند پس از آن كه ارتش او حكومت را از او گرفته باشند و در میان فرزندان او مردانى بودند كه به راه ضلالت روند و بیست و دومین آن‌ها (مكتفى بالله) پیرى فرتوت باشد كه حكومتى درازمدت داشته باشد و رعیت وى را مساعدت كنند و بیست و ششمین آن‌ها (راشد بالله یا معتصم) سلطنت از او بگریزد همچون فرار حیوان چموش و گوئى هم‌اكنون كشته او را كه بر پل زوراء افتاده باشد به چشم مى‌بینم.[۴]

پانویس

  1. بحار؛ 18/119.
  2. بحار؛ 24/219.
  3. بحار؛ 47/154.
  4. بحار؛ 41/322.

منبع

سید مصطفی حسینی دشتی, معارف و معاریف، جلد 1، صفحه 1643

دانشنامه اسلامی
دانشنامه‌ای مشارکتی با عضویت آزاد برای توسعه پژوهش های اسلامی
ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار