میرزا مهدی الهی قمشه ای

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


حکیم میرزا مهدى الهى قمشه اى (۱۳۹۳-۱۳۱۹ ق) عالم ربانی، فقیه، ادیب، فیلسوف و عارف نامدار شیعه معاصر است. وی از شاگردان شهید مدرس و آقا حسین قمی بود و خود از اساتید بزرگانی چون علامه حسن زاده آملى و علامه جوادى آملى گردید. ترجمه الهى قمشه اى از مهمترین و مشهورترین ترجمه های قرآن کریم به شمار می رود.

Ghomshei.jpg
نام کامل میرزا مهدى الهى قمشه‌اى
زادروز ۱۳۱۹ قمری
زادگاه قمشه، اصفهان
وفات ۱۳۹۳ قمری
مدفن قم

Line.png

اساتید

سید حسن مدرس، آقا حسین قمی، میرزا محمدطاهر تنکابنى،...

شاگردان

علامه حسن زاده آملى و علامه جوادى آملى، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی،...

آثار

ترجمه قرآن کریم، ترجمه صحیفه سجادیه، نغمه حسینى، ...

ولادت و خاندان

اجداد حکیم میرزا مهدى الهى قمشه اى از سادات بحرین و از بزرگان علم و معرفت و حافظان قرآن بشمار مى رفته اند.[۱] گفته مى شود که در دوران حکومت نادرشاه که سادات را تحت شکنجه و فشارهاى شدید قرار مى دادند نیاکان حکیم مخفیانه از بحرین به شهرستان قمشه از توابع استان اصفهان مهاجرت مى کنند و سیادت خود را به دلیل اختناق حاکم مخفى مى نمایند. عموزادگان آن حکیم به سیادت صحیح معروفند اما ایشان احتیاط مى کردند.[۲]

علامه حسن زاده آملى مى نویسد: آن بزرگوار از سادات بحرین و از بیت علم و عرفان و زهد و تقوا بود. بارها به این بنده مى فرمود: اصلا از سادات بحرینم ولى چون در کسوت متعارف فعلى شناخته شده ام از تبدیل عمامه سفید به سیاه خوددارى مى کنم![۳]

حکیم الهى قمشه اى در شرح حال منظومى که براى خود گفته به این مسأله اشاره دارد:

نیاکان بُوَدم از سادات بحرین ز حفّاظ قرآن قرّاء دفتر زمانه خواندشان در شهر قمشه بدور نادر آن مرد دلاور[۴]

دست خطى از آن مرحوم برجاى مانده که سلسله شریف خاندانش را براى برادرزاده اش به صورت ذیل به نگارش درآورده است: «میرزا مهدى بن حاج ملاابوالحسن بن حاج عبدالمجید بن حاج محمدرضا بن حاج عبدالملک بن حاج شیخ جعفر السید البحرینى رحمهم اللّه تعالى».[۵]

پدربزرگ حکیم الهى از افراد خوشنام شهرستان قمشه بشمار مى رفت که در انجام امور خیر شهرتى بسزا داشت. آب انبار و پل حاج عبدالحمید و مدرسه علمیه حاج عبدالحمید از باقیات صالحات ایشان در شهر قمشه است.

وى قبل از آن که میرزا مهدى الهى دیده به جهان گشاید طى رؤیایى صادق مشاهده کرده بود که ملا محمدمهدى ابن ابى الفتوح قمشه اى (از دانشوران درگذشته این دیار) از هودجى از آسمان بر زمین فرود مى آید و به اتاق ایشان وارد مى شود. از آن پس ایشان بارها نزد پدر میرزا مهدى آمده، از عیال وى که در انتظار مولود تازه اى بود عیادت مى نمود و بى صبرانه در انتظار میلاد آن فرزند لحظه شمارى مى کرد و پیوسته مى گفت: «این نوزاد نامش محمد مهدى است و در زمره علماى بزرگ خواهد گردید».

سرانجام انتظارها به سر رسید و در سال ۱۳۱۹ قمرى (و بنا به نقلى به سال ۱۳۲۰ قمری) ستاره پرفروغ این خانواده هویدا گردید.[۶] نامش را مهدى نهادند و بعدها که در خرد و حکمت و تدریس معارف دینى و فرهنگ تشیع سرآمد اقران گشت و فروغ ایمانش تابیدن گرفت به محى الدین (زنده کننده معارف دینى) ملقب گردید و در شرع و ادب تخلص الهى براى خود برگزید. چنان چه خود در بیتى بدین الفاظ اشاره دارد:

«الهى» طبع و «مهدى» نام و در عشق لقب گردید «محى الدین» منوّر

تحصیلات و استادان

میرزا محمدمهدى در پنج سالگى به مکتب خانه رفت و تا هفت سالگى مقدمات ادبیات فارسى و عربى را آموخت و سپس نزد پدر و ادباى شهر قمشه به پیگیرى تحصیلات و فراگیرى علوم دینى پرداخت و با وجود خردسالى به دلیل هوش سرشار و برخوردارى از حافظه اى قوى، کتب مهم و مشکل زبان و ادب پارسى و عربى را یاد گرفت و چون ده بهار را پشت سر نهاد «شرح نظام» را نزد پدر آموخته بود و در پانزده سالگى در ادبیات عرب به درجه اى از توانایى رسید که شرح نظام نیشابورى، مغنى اللبیب ابن هشام و مطوّل تفتازانى را تدریس مى نمود.[۷]

به موجب ذکاوتى که در وجودش نهفته بود کمتر نیاز مى دید که به مرور درس‌ها بپردازد و اوقات فراغت خویش را براى کمک به معاش خانواده سپرى مى کرد. مقدمات فقه و اصول و حکمت را در شهرضا از ملا محمدهادى فرزانه قمشه اى (۱۳۸۵-۱۳۰۲ ه.ق) و دیگران بیاموخت. نامبرده در علوم عقلى و نقلى و بى اعتنایى به دنیا و زخارف آن معروف بود.[۸] وى در حکمت، کلام و فلسفه آثار مفیدى دارد.[۹]

حسین امین جعفرى (۱۳۶۹-۱۲۹۵ ه.ق) نیز از فضلایى است که حکیم قمشه اى مجلس درس وى را غنیمت مى شمرد.[۱۰]

او تحصیلات مقدماتى و بخشى از علوم اسلامى و آثار فقهى را در وطنش آموخت و در ضمن از تجربیات علم و دانش هاى پدرى فاضل و مؤمن بهره برد. سپس به شوق تحصیل در اصفهان راهى این شهر شد و در حجره طلبه هاى قمشه اى ساکن اصفهان در مدرسه صدر مسکن گزید. در آن جا از محضر شیخ محمد حکیم خراسانى (متوفاى ۱۳۵۵ ه.ق) به مدت یک سال استفاده نمود.[۱۱] وی از شاگردان خاص و وارث علم و اخلاق میرزا جهانگیرخان قشقایى (استاد شهید مدرس) بشمار مى رفت.[۱۲]

آیت الله سید حسن مدرس صبح ها در مدرسه جده کوچک درس فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه مى گفت. مجلس درس آن شهید در اصفهان بزم محبت و کلاس تدریس رشادت و استوارى و شجاعت بود.[۱۳] حکیم الهى قمشه اى که از این محفل پرفیض برخوردار بوده است، مى گوید: وقتى صبحگاه در محضرش حاضر شده، به بیانش گوش مى دادیم هر لحظه در وجود ما نیرویى تازه دمیده مى شد، به طورى که در پایان درس خود را پهلوانى شجاع حس مى نمودیم. به طور کلى بیان درس در روحیات شاگردان اثر ویژه اى داشت که از وصف آن عاجزم.[۱۴]

حکیم الهى که سخت جویاى حقیقت و مشتاق معارف قرآنى و فرهنگ اهل بیت بود، بیش از یک سال در اصفهان نماند و این دیار را به قصد مشهد مقدس ترک نمود تا به مدد اساتید این جایگاه مبارک و سرشار از معنویت به کمالات فکرى و عرفانى نایل آید. وى در مشهد به مدرسه نواب راه یافت و در این مکان حجره اى اختیار نمود و به تحصیل مشغول شد.

وى در میان اساتیدش از مرحوم آقا بزرگ حکیم (میرزا عسکرى شهید) بسیار سخن مى گفت، آن بزرگوار در علوم نقلى و عقلى مهارت داشت و در خراسان، مرجعیت و ریاست تامه را عهده دار بود و از نامبرده کراماتى نیز نقل کرده اند.

از اساتید دیگر الهى قمشه اى، آیت الله العظمى حاج آقا حسین قمى (۱۳۶۶-۱۲۸۲ ه.ق) مى باشد که در دوران مرجعیت و زعامت این فقیه فرزانه رویدادهاى مهمى رخ داد که با موضع گیرى هاى بجا و قاطع ایشان جایگاه و عظمت مقام مرجعیت بیش از پیش نمایان گردید. نامبرده در ماجراى کشف حجاب رضاخان با موضع گیرى شجاعانه این توطئه شوم را رسوا نمود.[۱۵]

شیخ اسدالله یزدى مشهور به هراتى که در منطق و حکمت، هیئت و علوم ریاضى مهارت داشت و از دانشمندان و پرهیزگاران ارض قدس رضوى بود یکى از استادان میرزا مهدى الهى قمشه اى است. حکیم قمشه اى مى فرمود: شرح نصوح قیصرى را در محضر جناب عارف بزرگوار آقا شیخ اسدالله یزدى (متوفى به سال ۱۳۴۵ ه.ق) فراگرفتم. ایشان به ما سفارش مى کرد که بىوضو در درس حاضر نشوید.[۱۶]

مرحوم حاج ملا محمدعلى فاضل (متوفى ۱۳۴۲ ه.ق) که از مدرسان و حکماى معروف مشهد بوده، جرعه هایى از حکمت و عرفان را به کام اندیشه حکیم الهى قمشه اى بریخت. این عارف محقق سال ها محضر قضاوت داشته و از شاگردان نامدار میرزاى شیرازى بوده است.[۱۷]

حاج شیخ حسن مشهور به فاضل بُرسى که حوزه درسى با اهمیت و پرتحرکى داشت و بسیارى از علما از محضرش بهره گرفته اند، از دیگر کسانى است که حکیم الهى قمشه اى سعادت استفاضه از انوار علمى وى را یافت. او در فقه و اصول مهارت داشت و کتاب فرائد شیخ مرتضى انصارى را تدریس مى کرد. چندى بر اثر کسالت در بُرس رحل اقامت افکند و بعد از مدتى با حالت بیمارى به عتبات عالیات هجرت نمود و در سال ۱۳۵۳ ه.ق در آن مکان مبارک رحلت نمود.[۱۸]

از دیگر کسانى که میرزا مهدى الهى از محضرش محظوظ گشت آیت الله حاج میرزا حسین فقیه سبزوارى (متوفى ۱۳۸۶ ق) است. ایشان یکى از رؤساى روحانیت خراسان و نیز از زعماى حوزه علمیه مشهد بشمار مى رفته و آثار خیرى از خویش برجاى نهاده است.[۱۹]

پس از شهریور ۱۳۲۰ ه.ش (۱۳۶۰ ه.ق) که با تغییرات عمده در دستگاه حکومت پهلوى تا حدودى فشار سیاسى از روى مظاهر دینى و روحانى برداشته شد، زعامت حوزه مشهد را دو عالم بزرگ و معروف دینى حاج شیخ مرتضى آشتیانى و آقا میرزا مهدى اصفهانى در دست گرفتند و بار دیگر به بازسازى بنیادهاى روحانى در این شهر مقدس پرداختند. فقه و اصول در حلقه درس این دو مدرس بزرگ طلایى را گردآورد.[۲۰]

میرزا مهدى در تدریس خود مقید بود که مطالب خود را در چارچوب دستورهاى ائمه اطهار علیهم السلام بیان کند و بر این نکته تأکید داشت که سیر و سلوک در معارف الهى ضمن آن که به تقوا نیاز دارد، باید با استفاده از روایات معصومین علیهم السلام صورت پذیرد. اصرار ایشان در کسب کمالات عرفانى و رسیدن به قله هاى معنوى بر انجام واجبات و ترک محرمات بود و با هر ریاضتى که مستلزم سماع و کردار خانقاه نشینان توأم بود، مخالفت مى کرد.[۲۱]

حکیم الهى پس از طى مدارج علمى و حکمت و کسب دانش قرآنى و روایى در مشهد مقدس، بر آن شد تا به تهران سفر کند و از آن جا به رى و قم و سپس به حوزه نجف اشرف برود، ولى زمانه خیمه اش را به تهران زد و خاک ملک رى دامنگیرش ساخت.

تدریس و شاگردان

ایشان در تهران به مدرسه میرزا حسین سپهسالار (شهید مطهرى کنونى) وارد شد. در آن ایام شهید آیت الله سید حسن مدرس سخت مشغول تعمیرات این مدرسه بود. حکیم الهى در ضمن بیان خاطره اى اظهار داشته است: مدتى در آن جا ماندم و به درس کفایة الاصول جناب مدرس مى رفتم و ایام اقامت در آن مدرسه به درازا کشید. ایشان روزى از من پرسید: مسافرت شما به کجا انجامید؟ عرض کردم: «چشم مسافر چو بر جمال تو افتد * عزم رحیلش بدل شود به اقامت». من ضمن این که به درس ایشان مى رفتم یک درس منطق و یک درس فلسفه را هم در مدرسه شروع کردم.[۲۲]

استاد الهى قمشه اى ضمن تدریس در این مدرسه از محضر حکیم و فیلسوف شهیر محمدطاهر فقیه نصیرى طبرى مشهور به آقا میرزا محمدطاهر تنکابنى (۱۳۲۰-۱۲۴۲ ه.ش) استفاده کرد. او از شاگردان برجسته میرزا ابوالحسن جلوه (۱۳۱۴-۱۲۳۸ ه.ق) است.[۲۳]

پس از تأسیس دانشگاه در کشور، مدرسه سپهسالار که محفل ادبا و مجلس حکما بود به دانشکده معقول و منقول تبدیل گردید. حکیم الهى قمشه اى ضمن تدریس منطق، حکمت و ادبیات در آن مکان، به عنوان یکى از برجسته ترین اساتید دانشگاه تهران شناخته شده، با نوشتن کتاب «توحید هوشمندان» به درجه دکترا از دانشکده مزبور نایل آمد. همچنین به عنوان استاد زبان و ادبیات عرب در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول افاضه به مشتاقان معرفت گردید.

ایشان ضمن تدریس، با جملاتى شیوا، شیرین و پرجاذبه مفاهیم دشوار فلسفى را بیان مى کرد و در تأیید اظهارات علمى خود از اشعار عرفانى شاعران بزرگ پارسى چون مولوى، حافظ و سعدى شاهد مى آورد و در پایان با نهایت فروتنى خاصى سروده هاى خویش را براى شاگردان مى خواند.

با وجود کهولت سن، آیات قرآن، روایات ائمه اطهار علیهم السلام و عبارات کتاب اشارات بوعلى، اسفار ملاصدرا، شرح منظومه سبزوارى، فصوص الحکم ابن عربى و دیگر کتب فلسفى و عرفانى را به خاطر داشت.[۲۴]

در تدریس فلسفه و حکمت به ظرفیت افراد توجه مى کرد. روزى در محفلى چون مى خواستند حکیم الهى را به شهید مدرس معرفى کنند، شهید مدرس مى گوید: لازم نیست او را به من معرفى کنید چون پدربزرگ این شخص - مرحوم حاج ملک - موجب شد که من مدرس شوم.

پس از تبعید آن فقیه مبارز و مجتهد والامقام، طلاب مدرسه سپهسالار بر گرد حکیم الهى قمشه اى جمع شده، کتابى را به ایشان دادند و گفتند تا این زمان مدرس این کتاب را براى ما تدریس مى کرد و اینک شما تنها کسى هستید که ما مى توانیم از محضرش استفاده کنیم. ایشان بعد از این واقعه به یاد خواب خویش که چند سال قبل در مشهد دیده بود، افتاد و تعبیر آن را همین ماجرا دانست.[۲۵]

علامه حسن زاده آملى که به مدت یازده سال خوشه چین خرمن خرد حکیم الهى قمشه اى بوده مى گوید: از محضر این عارف ربانى تمام حکمت منظومه سبزوارى و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه نصیرالدین طوسى بر اشارات شیخ الرئیس را تلمذ نمودم و نیز در مجلس قرآن آن جناب خوشه چین بودم.[۲۶]

در معرفى الهى قمشه اى همین بس که چون یکى از فضلاى تهران از محضر علامه طباطبایى استاد طلبید، آن مفسر نامى خطاب به وى گفته بود: الهى قمشه اى غیر از این ظاهر است، از محضرش استفاده کنید.[۲۷]

دیگر از فضلایى که حوزه درسى حکیم الهى قمشه اى را درک نموده و از ابعاد اندیشه اش محظوظ گشته حضرت آیت الله عبدالله جوادى آملى (متولد ۱۳۱۲ ه.ش) است. وى بخشى از شرح منظومه و نیز الهیات و بخش عرفان شرح اشارات خواجه نصیر طوسى را نزد حکیم الهى آموخته است.[۲۸]

ایشان مى گوید: درس مرحوم الهى نسبت به درس دیگر اساتید با روح تر و پرورنده تر بود... بین نماز مغرب و نماز عشاء، اشارات تدریس مى نمودند و اصرار داشتند نمازشان در اول وقت شرعى اقامه گردد.[۲۹]

فضلایى چون: ربانى تربتى، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، دکتر محمود انوار، کاظم مدیر شانه چى، سید محمدباقر حجتى، محمدباقر محقق، و حاج شیخ عبدالرحیم ملکان که تخلص «ناصح» دارد از شاگردان حکیم الهى قمشه اى بوده اند.[۳۰]

آثار و تألیفات

حکیم الهى قمشه اى در جاى جاى مباحث فلسفى، عرفانى و کلامى ضمن تشریح مباحث متنوع براى اثباث گفتارهاى علمى خود آیه اى از قرآن را شاهد مى آورد تا هر گونه شک را از ذهن افراد برطرف سازد و اهمیت موضوع را روشن نماید. وى ضمن آن که در اشعار به شدت تحت تأثیر قرآن و حدیث بود، در سروده هایى ویژه تحت عنوان «قصیده قرآنیه» از کلام حق سخن گفته است.

طى سال هاى ۱۳۲۲-۱۳۲۰ ه.ش تفسیر ابوالفتوح رازى به اهتمام شادروان الهى قمشه اى در ده جلد انتشار یافت که در سال هاى ۱۳۲۴ و ۱۳۳۵ ه.ش تجدید طبع گشت. وى در این طبع، حواشى ارزنده اى بر تفسیر یاد شده نوشته که از نظر اهل فن دور نیست.[۳۱]

سرآغاز ترجمه قرآن به زبان امروزى به همت حکیم الهى قمشه اى صورت گرفته است. وى بدون آن که در اصل معنا دخل و تصرفى کند، تفسیر خلاصه اى با بیان ساده و در خور فهم براى عموم ارائه کرد، به طورى که مرحوم آیت الله العظمى سید حسین بروجردى که در تفسیر قرآن تبحر خاصى داشتند در مقام مقایسه با دیگر ترجمه ها فرموده بودند، هیچ ترجمه اى را با ترجمه الهى قمشه اى مقایسه نکنید. کارى که ایشان کردند بسیار فوق العاده است.[۳۲] ترجمه تفسیرگونه الهى قمشه اى که بعدها اصطلاحات فراوانى از سوى وى بر آن صورت گرفت نخستین بار در سال ۱۳۲۳ ه.ش به چاپ رسید و با وجود انتقادهایى که برخى بر آن داشته اند و بعد از ده ها ترجمه دیگر هنوز در تیراژهاى بسیار وسیع و گسترده از سوى ناشران متعدد تهرانى و شهرستانى تجدید طبع گردیده، در اختیار علاقه مندان قرار مى گیرد.

عرض ارادت به پیشگاه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و خاندان آن سرور در اخلاق و رفتار و آثار علمى و عرفانى این عالم ربانى کاملاً مشهود است و بخش مهمى از سروده هایش در واقع ترجمان سخنان معصومین علیهم السلام مى باشد. گزیده اى از سخنان حضرت امام على علیه السلام تحت عنوان «حکمت عملى یا اخلاق مرتضوى» در ده مقاله به انضمام خاتمه مقالات از سوى حکیم الهى قمشه اى تنظیم شده که براى برخى فرموده هاى امام شرحى اجمالى اما دقیق و پرمحتوا نوشته است. اثر مزبور براى بار نخست در زمان حیات استاد در خاتمه کتاب «حکمت الهى» به طبع رسید و به تازگى با مقدمه، تصحیح و تعلیقات آیت الله حسن زاده آملى به پیشگاه مبارک عاشقان معارف و حکم و تشنگان آب حیات کوثر ولاى علوى تقدیم گردیده است.

سروده زیبا و شیواى وى که تحت عنوان «نغمه الهى» چاپ شده شرح منظومى است از خطبه همام حضرت على علیه السلام در این اثر حکیم الهى قمشه اى خطبه مزبور را به چندین بخش تقسیم نموده و هر بخش را با اشعار توضیح داده است.

یکى از گنجینه هاى حقایق الهى و معارف اهل بیت علیهم السلام صحیفه سجادیه امام چهارم است که در زمره نهج البلاغه مى باشد و آن را «زبور آل محمد صلی الله علیه و آله» و «انجیل اهل بیت علیهم السلام» نامیده اند. استاد میرزا مهدى الهى این اثر قدسى را با ترجمه اى زیبا به زبان فارسى برگردانیده و در مقدمه اى زیبا به معرفى اجمالى آن پرداخته است. ضمنا برخى دعاها نیز توضیح داده شده است.

از افاضات علمى و پژوهش‌هاى ارزشمند آن نامدار میدان معرفت مجموعه نسبتا مفصل «حکمت الهى» در دو مجلد مى باشد، که خود در معرفى آن مى نویسد: این کتابى است در حکمت الهى، فقه اکبر، کلام و فلسفه اسلامى از قرون اول حکمت تا عصر حاضر، حاوى اقوال بزرگان و خردمندان الهى عالم و مطالب همه با ادله عقلى، منطقى و قرآن، مبرهن گردید یا به وجدان ذوق اهل معرفت و کمال مستند است.

کتاب فصوص الحکم فارابى در الهیات خاص، عرفان و معرفت نفس به نگارش درآمده که حکیم الهى قمشه اى با دیدگاه هاى استوار خود که بر قرآن و حدیث مبتنى است، به شرح این اثر پرداخته است. شرح مذکور در خاتمه با توضیح «خطبه توحیدیه» حضرت امام على علیه السلام تزیین شده است.

آثار دیگر آن حکیم به شرح ذیل مى باشند:

  • فلسفه معلم ثانى ابونصر فارابى، که در تهران همراه با کتاب «توحید هوشمندان» از آثار دیگر مرحوم الهى و در سال ۱۳۲۲ ه.ش به صورت سربى و در قطع جیبى انتشار یافته است.
  • مشاهدات العارفین فى احوال السالکین الى اللّه، که نسخه خطى آن نزد اخوى ایشان بوده و مرحوم الهى این کتاب را با خط خود نوشته و امضا کرده است.
  • مناسک حج عاشقان، اثرى است منظوم که در سال ۱۳۸۱ ه.ق در تهران چاپ گردید و نیز در آخر دیوان آن حکیم درج شده است.
  • رساله اى در فلسفه کلى.
  • رساله اى در سیر و سلوک.
  • رساله اى در مراتب ادراک.
  • حاشیه بر مبدأ و معاد ملاصدراى شیرازى.
  • رساله اى در مراتب عشق.
  • نغمه حسینى، در احوالات حضرت سیدالشهداء علیه السلام و واقعه کربلا که در این اثر تاریخ زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام و قیام آن حضرت به نظم درآمده و سعى بر این بوده است که بر طبق کتب مستند تنظیم شود.
  • ترجمه مفاتیح الجنان، که بارها در تیراژ بالا چاپ شده و به تازگى انتشارات اسوه به طرزى جالب و با حروفچینى کامپیوترى به طبع آن مبادرت نموده است.
  • دروس عرفانى از مکتب علوى، چاپ تهران به سال ۱۳۳۷ ه.ش.
  • تصحیح دوبیتى هاى باباطاهر عریان.
  • کلیات دیوان حکیم الهى قمشه اى.[۳۳]

شعر الهى قمشه‌اى

الهى قمشه اى از دوران نوجوانى با احساسات ظریف شاعران انس و الفت داشت. در آیینه شعر توانایی هاى خود را بروز داد و معارف دینى، باورهاى شیعى، مضامین قرآن و روایى و نیز محبت توأم با معرفت به پیشگاه اهل بیت علیهم السلام را با ذوق لطیف خویش ممزوج ساخت و از زبان شعر به تشریح مباحث اعتقادى، کلامى و معرفى ستارگان درخشان آسمان امامت و ولایت پرداخت.

رگه هایى از عرفان اسلامى در اشعارش به جهان بینى وى رنگ و بوى حکمت عملى بخشیده است. معارف قرآنى، حکمت هاى عالى و براهین فلسفى را با هم آشنایى داده و از آن ها نتایج اخلاقى مى گیرد و مى کوشد تا خواننده را از خواب غفلت بیدار نموده، جان و خرد خفته اش را حیات روحانى و ابتهاج معنوى بخشد. مناجات با خداوند در اشعار این حکیم سخنور به وفور دیده مى شود.

علامه حسن زاده آملى نوشته است: از اول تا آخر دیوانش یک کلمه لغو نمى یابى، دیوانش از فاتحه تا خاتمه شور و نوا و سوز و گداز است، از طلعت دیوانش فروغ آن انّ من الشعر لحکمة ساطع و از صداقت بیانش شروق انّ من البیان لسحرا طالع است. نازکى اشعارش خود برهان ناطق و تقریظ مرحوم ملک الشعراء بهار بر اشعارش شاهدى صادق است. این بنده گوینده اى از معاصرین را نمى شناسد که آن همه مضامین رفیع حکمت و معانى منیع عرفان را به این سبک روان به رشته نظم کشیده باشد:

دقیقه هاى معانیش در سواد حروف چو در سیاهى شب روشنى پروین بود[۳۴]

دیوان «الهى» مجموعه گرانبارى است که پاره اى از درّهاى شاهوارش در شرح خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام در نشانه هاى پارسایان به نام نغمه الهى مى باشد. قسمت دیگرش در ذکر حماسه پرشور کربلا با عنوان نغمه حسینى است و بخشى از آن شامل قصایدى متین حاوى پندهاى نغز حکیمان و روشن ضمیران است و ختامش با غزل هایى وزین و عالى مضامین، قطعات و رباعیاتى دلپذیر صورت گرفته است.

ملک الشعراى بهار در خصوص سروده هایش مى گوید: «...گوینده این اشعار... عروض را دماغ موزون او پیدا کرده و قافیه را ذوق فطرى او تشخیص داده (است)... و آن چه با ذوق خاص او راست آمده درست یافته و بکار بسته است. از هیچ کس مدح ننموده و به کلى از مدح و اسلوب قصاید مدیحه که در ادبیات پارسى بابى بزرگ است کناره گرفته و در غزل نیز به مذاق اهل حال - حالى بین فلسفه و عرفان و شریعت - برگزیده است...».[۳۵]

نمونه اى از سروده مناجات گونه او:

همى گفتم الهى یا الهى به عالم، بى پناهان را پناهى

تویى یارب ز حال زارم آگاه برآور یوسف جان من از چاه

تو دانى خوار و زار و خسته جانم تو دانى انتظار کودکانم

به جان نیکوان بر جانم اى دوست ترحم کن ز غم برهانم اى دوست

به رحمت از گناهانم چشم در پوش به مسکینان متاع عدل مفروش

چو خواهى از من و خون خوردن من به رنج و درد هجران مردن من...

ویژگی‌های اخلاقی

حکیم الهى قمشه اى در مسیر تلاش هاى علمى به خواسته هاى متعالى و گرایش هاى والا توجه داشت و بدین سبب حالاتى چون صداقت، وارستگى و زهد در اخلاق و رفتارش متجلى بود و از طریق ارتباط با خدا، ذکر، عبادت و تهجد و تصفیه اعمال، این خصوصیات را در خویشتن تقویت مى نمود.

در برابر اوامر الهى و تأکیدهاى ائمه اطهار علیهم السلام از امیال و خواسته هاى فردى صرفنظر مى کرد و از دام خودخواهى رهایى یافت و در سروده اى زیبا چنین گفته است:

دریغا که در دام نامم هنوز اسیر خیالات خامم هنوز

ز بعد ریاضات و درس و سلوک نشد توسن نفس رامم هنوز

تن سفله طبع از تمناى شهد کند دمبدم تلخ کامم هنوز

دل من اگر خلوت خاص هوست چرا در غم خاص و عامم هنوز...

استاد حسن زاده آملى که از پرورش یافتگان مکتب این عارف متشرع بوده مى گوید: متجاوز از ده سال با او حشر داشتم، یک کلمه حرف ناروا و یا یک جمله بیهوده از او نشنیدم. چه گریه ها و زاری ها از او دیده ام و چه اندرزها از وى به یادگار دارم.[۳۶]

همسرش طیبه الهى (تربتى) در ضمن خاطراتى گفته است: در خانه، در امور داخلى کمک مى کردند، بسیار بشاش و خوش صحبت بودند. اگر نصف روز متوالى تدریس مى نمود، کسى اظهار خستگى نمى کرد. نیمه شب از خواب برمى خاست و پس از نوافل و نماز شب در صحن خانه قدم مى زد و به سیارات و ستارگان آسمان چشم مى دوخت و از شگفتى هاى جهان هستى لذت مى برد. ناملایمات را تحمل مى نمود و مى گفت: بلاهاى این جهان همه از جانب حق است.

بارها فقیرى به در خانه مى آمد که چیزى به او بدهیم، اثاثیه اى همچون ظروف مسى و مانند او به او مى دادند و مى گفتند برو بفروش و خرج کن. امر به معروف و نهى از منکر ایشان با ملایمت و از روى دلسوزى بود. روحى شجاع داشت و کینه کسى را در قلب خویش جاى نداده بود.

بسیار قانع و با لباسى عادى و مسکنى ساده زندگى مى کرد و چون بیمار مى شد مى گفت: داروى من هفت بار قرائت سوره حمد است. در زمستان ها در اتاق درسش که در منزل منعقد مى گشت نه کرسى بود و نه بخارى؛ تنها یک چراغ لامپاى گردسوز و فرشى فرسوده. و برخى شب ها که هوا بسیار سرد مى شد منقل زیر کرسى اتاق دیگر را که عائله اش در آن بودند به اتاق درس مى آورد و خاکستر رویش را کنار مى زد و بدان حال مى گذراند.[۳۷]

حکیم الهى قمشه اى به سبب کمالاتى که از طریق تزکیه و تهذیب، عبادت و اخلاص کسب کرده بود، لیاقت هم نوایى و نغمه سرایى با قدسیان را داشت و از کرامات و حالات فوق العاده هم بى بهره نبود.[۳۸]

بعد از اقامت ایشان در تهران و دوستى بسیار نزدیک و همکارى تنگاتنگ با شهید مدرس و پس از آن که حکومت غاصب و رضاخانى مدرس را دستگیر و تبعید نمود، الهى قمشه اى هم روانه زندان گردید که به سفارش ذکاءالملک فروغى (نخست وزیر وقت) به دلیل ارتباط علمى که با ایشان داشت آزاد شد. گویا زمانى وى را به فشار سیاسى یا تطمیع از سوى دستگاه منحوس پهلوى تهدید کرده بودند که در غزلى با این مطلع گفته بود:

من نه آن دیوانه عشقم که زنجیرم کنند یا به جز در دام زلف یار، تسخیرم کنند

من نه آن مرغم که صیادان عالم بافسون دانه افشانند و در دامى به تزویرم کنند

در سروده اى دیگر گویا به رضاخان ملعون طعن مى زند و مى گوید:

دین عزیز است و رجال دین شریف و بزرگ تف به آن ابله که قدر و شوکت دین کاستى

از کلاغ زشت خوى ژاژخاى هرزه طبع چند در باغ طبیعت نعره و غوغاستى[۳۹]

وفات

سرانجام در حالى که آن حکیم نامدار به اصلاح خلاصة التفاسیر خود مشغول بود، در شب سه شنبه ۱۲ ربیع الثانى ۱۳۹۳ ه.ق (۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۲) دعوت حق را لبیک گفت و به سراى باقى شتافت. پیکر پاکش از تهران به قم انتقال یافت و در جوار بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها در قبرستان وادى السلام این شهر (اتاق شماره ۱۹) به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. مجله پیام انقلاب، شماره مسلسل ۱۶۸ ص ۳۲.
  2. خوشه ها، طیبه الهى قمشه اى (تربتى)، ص ۱۳۱ و ۱۳۲.
  3. نامه ها و برنامه ها، آیت الله حسن زاده آملى، ص ۸۰.
  4. نغمه عشاق الهى قمشه اى، ص ۳۶۷ و نیز نغمه حسینى، ص ۲۱۵.
  5. مجله پیام انقلاب، همان شماره، همان صفحه.
  6. الذریعه، شیخ آقا بزرگ تهرانى، ج ۲۴، ص ۲۳۷ و نیز همین مأخذ، ج ۱۳، ص ۲۸۹.
  7. مجله پیام انقلاب، همان شماره.
  8. حکمت عقلى یا اخلاق مرتضوى، استاد محى الدین الهى قمشه اى، مقدمه علامه حسن زاده آملى، ص ۳۳.
  9. تاریخ حکما و عرفا متأخرین صدرالمتألهین، منوچهر صدوقى سها، ص ۸۲.
  10. زندگانى حکیم جهانگیر قشقایى، مهدى فرقانى، ص ۱۲۶.
  11. تذکره شعراى معاصر اصفهان، سید مصلح الدین مهدوى، ص ۵۳.
  12. نشریه جاویدان خرد، سال سوم، شماره اول، بهار ۱۳۶۵، ص ۹.
  13. مدرس مجاهدى شکست ناپذیر، عبدالعلى باقى، ص ۲۸.
  14. مرد روزگاران، على مدرسى، ص ۴۸.
  15. نک: حاج آقا حسین قمى، قامت قیام (از سرى دیدار با ابرار) محمدباقر پورامینى.
  16. در آسمان معرفت، آیت الله حسن زاده آملى، ص ۲۵۷.
  17. میرزاى شیرازى، شیخ آقا بزرگ تهرانى، ترجمه محمد دزفولى، ص ۱۷۵-۱۷۴.
  18. جشن نامه مدرس رضوى، گروهى از نویسندگان، ص ۷. ضمیمه هاى تاریخى علماى خراسان، میرزا عبدالرحمن، ص ۲۶۰.
  19. گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازى، ج ۵، ص ۲۲۲ و نیز همین مأخذ، ج ۷، ص ۱۵۲.
  20. گزارشى از سابقه تاریخى و اوضاع کنونى حوزه علمیه مشهد، آیت الله العظمى سید على خامنه اى، ص ۲۸.
  21. میراث ماندگار، مجموعه مصاحبه هاى سال چهارم کیهان فرهنگى، ص ۱۷۸-۱۷۷.
  22. مدرس مجاهدى شکست ناپذیر، ص ۱۹۲-۱۹۱.
  23. نک: میرزا ابوالحسن جلوه حکیم فروتن، از نگارنده.
  24. یاد و خاطراتى از حکیم الهى قمشه اى، امیر محمد انوار، مجله یغما سال ۶۳ شماره ۱۲ اسفند ۱۳۵۲، ص ۷۵۲.
  25. این رؤیاى صادقانه در فصل دوم کتاب آشناى عرشیان به قلم نگارنده آمده است.
  26. پاسداران اسلام (استاد حسن زاده آملى) مجله پیام انقلاب، شماره مسلسل ۱۱۲، ص ۲۱.
  27. حکم عملى یا اخلاق مرتضوى، ص ۴۱-۴۰.
  28. گفتگوى نشریه صحیحفه با آیت الله جوادى آملى، شماره ۳۰، ص ۵.
  29. مجله کیهان فرهنگى، شماره ۹، سال ۱۳۶۴، گفتگو با آیت الله جوادى آملى با تغییر در عبارات و جملات.
  30. آشناى عرشیان، به قلم نگارنده، ص ۸۷-۸۶.
  31. الذریعه، ج ۷، ص ۹۶-۹۵.
  32. مجله پیام انقلاب، شماره ۱۶۹، ص ۳۰.
  33. در تنظیم فهرست آثار آن حکیم سخنور از این منابع بهره گرفته شده است: الذریعه، مجلدات ۱۹، معجم مؤلفین شیعه، على فاضل قاینى نجفى، ص ۳۶۷-۳۶۱، تذکره شعراى معاصر اصفهان، ص ۵۳، سخنوران نامى معاصر ایران، ج ۱، ص ۱۱، بهار و ادب فارسى، ج ۱،‌ ص ۲۲۲، نامه ها، برنامه ها، ص ۸۱-۸۰.
  34. نامه ها و برنامه ها، ص ۸۲-۸۱.
  35. از مقدمه ملک الشعراى بهار بر نغمه عشاق که در سال ۱۳۲۱ ه.ش به طبع رسیده است.
  36. نامه ها و برنامه ها، ص ۸۱.
  37. در آسمان معرفت، ص ۲۶۵-۲۶۴.
  38. نک: خوشه ها، ص ۱۲۸.
  39. نغمه حسینى، ص ۲۲۰ و پیام انقلاب شماره ۱۶۹، ص ۳۳.

منابع