منابع و پی نوشتهای متوسط
مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

میرزای قمی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ولادت‌

ميرزا ابوالقاسم بن محمدحسن بن نظر على جيلانى شفتى رشتى قمى، معروف به ميرزاى قمى بين سال‌هاى 1150 تا 1153 در روستاى «دره باغ» از منطقه جابلاق (جاپلق) در اطراف شهرستان ازنا (استان لرستان) به دنيا آمد.

(در رجال شيخ و نظاير آن ابن قولويه نيز به ابوالقاسم القمى كنيه آورده شده كه نبايد با ميرزاى قمى اشتباه شود.) ميرزاى قمى در جابلاق (جاپلق) به دنيا آمده است اما به خاطر سكونتش در قم به ميرزاى قمى و محقق قمى معروف شده و به واسطه كتاب گرانمايه‌اش قوانين، به عنوان «صاحب قوانين» شهرت يافته است.

هجرت‌ها و تحصيلات‌

ميرزاى قمى در اوان كودكى ادبيات را نزد پدر بزرگوارش، آخوند ملا محسن آموخته و پس از رسيدن به سن جوانى به خوانسار رفته و نزد سيد حسين خوانسارى، جد مؤلف كتاب روضات الجنات چند سالى فقه و اصول را گذراند. او با خواهر سيد حسين خوانسارى ازدواج كرده و در سال 1174 قمرى به عراق مهاجرت كرد.

ميرزا پس از ورود به كربلا نزد آيت الله العظمى محمدباقر بهبهانى (وحيد بهبهانى) كه از مراجع عاليقدر جهان تشيع بود ادامه تحصيل داد تا اين كه پس از گرفتن اجازه نقل روايت از ايشان، به سوى وطنش روستاى «دره باغ» در حوالى شهرستان ازنا رفت.

در اين روستاى كوچك، گذراندن زندگى براى ميرزا مشكل بود، بنابراين به خواهش يكى از متدينين سرشناس و ثروتمند منطقه جاپلق به نام محمد سلطان كه به او علاقه وافرى داشت به روستاى «قلعه بابو» رفته و با حمايت‌هاى او در آن منطقه به تدريس و تبليغ مشغول شد.

ميرزا كه مى‌ديد در آن روستاى كوچك ارزش علمى او پاس داشته نمى‌شود به اصفهان رفته و در مدرسه كاسه‌گران مشغول تدريس شد. او پس از مدتى اصفهان را به قصد شيراز ترك گفت و پس از مدت 2 يا 3 سال اقامت در آن شهر با دريافت كمكى از شيخ عبدالمحسن يا پسرش شيخ مفيد كه از علاقمندان او بودند به اصفهان بازگشت.

ميرزا پس از مدتى مجدداً به روستاى «قلعه بابو» برگشته و مدتى به تدريس فقه و اصول به طلاب آن منطقه مشغول شد، اما به علت نبودن علماء و فضلاء و كمى طلاب علوم دينى و مشكلات معيشتى، به قم رفته و تا آخر عمر در اين شهر باقى ماند و به تدريس و تأليف و تصنيف كتب مشغول شد.

امامت جمعه و جماعت و هدايت مردم قم از بركات اجتماعى اين وجود مقدس بود و در آن زمان مرجعيت شيعه به وى رسيد. يكى از نكات مهم در زندگى علمى ميرزاى قمى اختلافات علمى و مباحثات بين او و سيد على طباطبائى حائرى، صاحب كتاب رياض المسائل در كربلا است.

در كتاب روضات الجنات از قول سيد صدرالدين موسوى عاملى مطالبى در اين خصوص نقل شده است. از علمايى كه ميرزاى قمى با آنها ارتباط داشت ملا على نورى اصفهانى، حكيم الهى معروف است كه قسمتى از مكاتبات آنها در مسائل علمى در ضمن مسائل متفرقه به آخر كتاب جامع الشتاة اضافه شده است.

خصوصيات ميرزا

  1. شايد مهمترين نكته در خصوصيات ميرزاى قمى تأثير اخلاقى و وعظ و نصيحت و ارشاد آن بزرگوار باشد. او حتى در نامه‌اى به فتحعلى شاه قاجار به ارشاد و راهنمايى او پرداخته كه از آن به ارشاد نامه ميرزاى قمى تعبير شده است. در ابتداى اين نامه چنين آمده: «راه گم كرده بيابان خطايا و جرائم! و كشتى شكست خورده طوفان درياى مآثم! ... به عرض اعلى مى‌رساند...».
  2. نكته ديگر تواضع او در تحصيل ملكات اخلاقى است، آن بزرگوار از آقا محمد بيدآبادى اصفهانى خواست تا مقدمات سلوك الهى را برايش بيان كند. آقا محمد نيز در جواب مطالبى را نوشت كه بعدها به صورت كتابى با عنوان «رسالة في السير والسلوك» منتشر شد.
  3. در زمان ميرزا، رفته رفته شهر قم كه پس از فتنه افاغنه تهى از علماى دين شده بود، رونق پيشين خود را بازيافت. از اين جهت ميرزا را مى‌توان مجدِّد حوزه علميه قم بعد از صفويه ناميد، حوزه‌اى كه تا امروز نيز باقى است و جهان تشيع از بركات آن استفاده مى‌كند.
  4. از ديگر خصوصيات ميرزاى قمى، اراده جدى او در ايام تحصيل براى مطالعه و تحقيق بود.

حكايت شده هنگامى كه چشمانش را خواب مى‌گرفت، كاسه‌اى روى چراغ قرار مى‌داد و دستش را بر روى آن مى‌گذاشت و تا وقتى كاسه گرم نشده بود مى‌خوابيد، همين كه كاسه گرم مى‌شد، تحمل او هم تمام مى‌شد و از خواب بيدار مى‌گشت.

گفتار بزرگان‌

در أعيان الشيعة درباره ميرزاى قمى اين طور آمده است: «كان مجتهداً محققاً مدققاً فقيهاً أصولياً علامة رئيساً. ميرزا من علماء دولة السلطان فتحعلى شاه قاجار و اشتهر بين العلماء بالمحقق القمي».

روضات الجنات او را چنين وصف كرده: «كان محققاً في الأصول، مدققاً في المسائل النظرية، شأنه أجل من أن يوصف، ورعاً جليلاً كثير الخشوع غزير الدموع طيب المعاشرة جيد الخط بقسميه المشهورين».

در قصص العلماء عناوينى همچون: علامة، فهامة، مقنن القوانين و ناهج مناهج الصدق واليقين، قدوة العلماء العاملين و أسوة الفقهاء الراسخين و رئيس الدنيا والدين، أزهد أهل زمانه و أورع المتورعين و أعلم و أفقه المعاصرين، را براى او برشمرده است.

شاگرد او، شيخ اسد الله (صاحب مقابيس) اين طور مى‌گويد: «الشيخ المعظم، العالم العلم المقدم، مسهل سبيل التدقيق والتحقيق، مبين قوانين الأصول و مناهج الفروع... الأجل الأمجد الأعبد الأزهد الأورع...».

سيد عبدالله بن سيد محمدرضا حسينى درباره او مى‌گويد: «الشيخ المعظم والعلم المقدم، مسهل سبيل التدقيق والتحقيق».

حتى ميرزا عبدالنبى نيشابورى، مشهور به اخبارى كه از مخالفين سرسخت ميرزاى قمى است از او چنين تعبير مى‌كند: «فقيه، أصولي، مجتهد، مصوب، معاصر، يروي عن شيخنا محمدباقر البهبهاني» و از او به معتبر الحديث نيز ياد مى‌كند و اين نشان از عظمت علمى ميرزا دارد، اگر چه هيچكدام از علماء شيعه قائل به تصويب نبوده‌اند.

اساتيد

  1. پدر بزرگوارش به عنوان اولين استاد او مطرح است.
  2. سيد حسين خوانسارى كه در خوانسار از او كسب فيض كرده است.
  3. حاج محمدحسين الأصبهانى معروف به نيل فروش‌
  4. استاد اعظم، آقا محمدباقر بهبهانى حائرى (وحيد بهبهانى)
  5. شيخ محمدمهدى فتونى عاملى‌
  6. آقا محمدباقر هزارجريبى نجفى‌

شاگردان‌

از جمله پرورش يافتگان محضر درس ميرزاى قمى مى‌توان اين بزرگان را نام برد:

  1. شيخ اسدالله تسترى، صاحب المقابيس. او از ميرزاى قمى روايت مى‌كرده است.
  2. سيد محسن اعرجى، صاحب المحصول‌
  3. حاج محمدابراهيم كرباسى، صاحب اشارات‌
  4. سيد محمدباقر موسوى شفتى، صاحب مطالع الأنوار
  5. سيد عبدالله شبّر
  6. سيد محمدمهدى خوانسارى، صاحب رسالة في أحوال أبي بصير. در روضات راجع به اين دو نفر چنين آمده: «إنه كان كثير العناية بهما، شديد المحبة لهما، كثيرالاعتماد عليهما، مصرحا بفضلهما و اجتهادهما و تقدمهما على جميع تلاميذه... مصرحا ببلوغهما إلى درجة الاجتهاد.»
  7. سيد على، شارح منظومه بحرالعلوم‌
  8. سيد جواد عاملى، صاحب مفتاح الكرامة
  9. ملا احمد نراقى، صاحب المستند كه از محقق قمى روايت مى‌كرده است.
  10. شيخ محمدحسين قمى، صاحب توضيح القوانين‌
  11. ميرزا ابوطالب و ميرزا علىرضا حسينى، دامادهاى ميرزاى قمى‌
  12. آقا محمد جعفر، نوه وحيد بهبهانى‌
  13. ميرزا محمد اخبارى (مقتول معروف)
  14. شيخ محمدعلى بن آقا محمدباقر هزار جريبى مازندرانى نجفى‌
  15. سيد محمدحسن بن محمدصالح حسينى نوربخشى، صاحب كتاب لؤلؤ والمرجان در اصول فقه‌
  16. محمدجعفر بن صفرخان همدانى كبودر آهنگى، صاحب مرآة الحق‌

تأليفات‌

از ميرزاى قمى كتب فراوانى به يادگار مانده كه به چند عنوان اشاره مى‌شود:

  1. القوانین المحکمة فی الأصول
  2. شرح تهذيب علامه در اصول تا آخر بحث اوامر
  3. الغنائم‌
  4. المناهج في الطهارة والصلاة و كثير من أبواب المعاملات‌
  5. جامع الشتات في أجوبة المسائل‌
  6. معين الخواص في فقه العبادات‌
  7. مرشد العوام لتقليد أولي الأفهام (فارسى)
  8. رسالة في الأصول الخمسة الاعتقادية والعقائد الحقة الإسلامية (فارسى)
  9. رسالة في قاعدة التسامح في أدلة السنن والكراهة
  10. رسالة في جواز القضاء والتحليف بتقليد المجتهد
  11. رسالة في أبواب الفرائض والمواريث‌
  12. منظومة في البديع‌
  13. رسالة في القضاء والشهادات‌
  14. رسالة في الطلاق‌
  15. رسالة في الوقف‌
  16. رسالة في الرد على الصوفية و الغلاة
  17. منظومة في المعاني و البيان‌
  18. ديوان شعر فارسى (حدود 5000 بيت)
  19. تراجم مشايخ الإجازة من الرواة المنصوصين من علماء الرجال‌
  20. حاشيه بر تهذيب الأحكام شيخ طوسى‌
  21. شرح حديث «أنا الطين» كه منسوب به اميرالمؤمنين عليه‌السلام مى‌باشد.
  22. الإرث‌
  23. رساله‌اى در اصول دين (فارسى)
  24. رسالة الجزية
  25. جوامع الرسائل‌
  26. الرد على القسورة
  27. رسالة في إخراج المؤون‌
  28. كتاب الصوم‌
  29. رسالة في الغنا
  30. المسائل الركنية
  31. مناسك الحج‌ و كتب و رساله‌هاى فراوان ديگر.

وفات‌

عالم بزرگوار و محقق گرانقدر، ميرزا ابوالقاسم قمى در حالى كه حدود 80 سال از عمر شريفش مى‌گذشت در سال 1231 يا 1233 هجرى قمرى در شهر مقدس قم وفات يافت.

منابع

  • نرم افزار اصول فقه، مرکز نور.