میرزا هاشم آملی

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از ميرزا هاشم آملى)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آیت الله العظمی هاشم آملى (۱۲۷۸ - ۱۳۷۱ ش)، فقیه مجاهد و مرجع بزرگ شیعه در عصر معاصر، و از شاگردان آیت الله شاه آبادى و آقا ضیاءالدین عراقى بود.

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


Larijani.jpg
نام کامل هاشم اردشیر لاریجانی
زادروز ۱۲۷۸ شمسی
زادگاه لاریجان
وفات ۱۳۷۱ شمسی
مدفن قم، حرم حضرت معصومه

Line.png

اساتید

سید حسن مدرس، میرزا ابوالحسن شعرانى، محمدعلی شاه آبادی، آقا ضیاءالدین عراقى،...

شاگردان

عبدالله جوادى آملى، ناصر مکارم شیرازى، شهید محمد مفتح، میرزا جواد تبریزی و آیت الله ناصری

آثار

کتاب الطهارة، کتاب الصلاة، حاشیه بر عروة الوثقى، بدایع الافکار، رسالة فى النیة،...

تحصیلات

میرزا هاشم آملى فرزند میرزا محمد، در سال ۱۳۲۲ قمری (۱۲۷۸ ش) در لاریجان به دنیا آمد. او پس از فراگیرى قرآن و تحصیلات ابتدایى، با استعداد سرشارى که داشت به فراگیرى ادبیات عرب و مقدمات علوم نزد مرحوم آقا سید تاج و آقا شیخ احمد آملى پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت.

او سیزده ساله بود (۱۳۳۴ ق) که براى ادامه تحصیل به حوزه پر رونق تهران عزیمت کرد و به مدرسه علمیه سپهسالار - که زیر نظر مرحوم آیت الله شهید سید حسن مدرس اداره مى شد - شتافت و مورد توجه و عنایت ویژه آن بزرگوار قرار گرفت و این همه ۱۲ سال به طول انجامید.

کیفیت آشنایى و بذل توجه مرحوم شهید مدرس به ایشان را از زبان خودشان بشنویم: «...تا سیزده سالگى در آمل بودم و بعد به تهران آمدم، جوان غریبى در شهر بودم. نزد مرحوم استاد شیخ حسین نوائى برخى علوم عربى را فراگرفتم و در مدرسه سپهسالار سکونت داشتم. این مدرسه بسیار نامنظم بود، پس از مدتى مرحوم مدرس عهده دار مدیریت آن جا شد و تمام آقازاده هایى را که اهل کار و تدریس نبودند از مدرسه اخراج کرد و امتحانات سختى را براى ورود به مدرسه قرار داد. وقتى به من برخورد، فرمود: چه می خوانى؟ گفتم: اسفار مى خوانم. تعجب کرد و پرسید: تو با این سن اسفار مى خوانى؟ گفتم: بلى، وقت امتحان روشن مى شود. او از من امتحان گرفت و من خیلى خوب از عهده برآمدم. از آن به بعد مورد توجه مرحوم مدرس قرار گرفتم و حجره مناسبى به من داد که به تنهایى از آن استفاده مى کردم و ماهى پنج تومان هم برایم مقررى تعیین کرد و به خادم مدرسه هم گفته بود تا در شستن لباس ها و تهیه خوراک به من کمک کند. آن قدر خوشحال شده بودم که شاید آن شب از خوشحالى خوابم نبرد، مجدّانه مشغول تحصیل شدم، درس فلسفه، رسائل، مکاسب و مقدارى از درس خارج را در تهران فراگرفتم...».[۱]

برخی از اساتید ایشان در تهران عبارتند از:

وى کتاب هاى شوارق، منظومه، اشارات و اسفار را از مرحوم نظرپاک و مرحوم میرزا طاهر تنکابنى، و شرح لمعه و قوانین را از نزد میرزا عبدالله غروى آملى و سطوح عالى را از فقیه لاریجانى و سید محمد تنکابنى آموخت.[۲]

عزیمت به حوزه علمیه قم:

آیت الله آملى پس از پشت سر نهادن سطوح عالیه، در سال ۱۳۴۵ ق (۱۳۰۵ ش) براى بهره ورى از خرمن فیض آیت الله العظمى حایرى به قم آمد و در درس هاى فقه و اصول آیت الله مؤسس و در کنار آن به درس آیات عظام: حجت کوه‌کمرى، شاه آبادى و حاج شیخ محمدعلى حایرى قمى حاضر شد و در مدت شش سال از محضر آنان بهره ها برد و مبانى علمى خویش را استوار ساخت. او در این مدت فقه، اصول، رجال، حدیث، فلسفه و عرفان را نیک آموخت و این درس ها را با حضرات آیات: سید محمد محقق داماد، سید یحیى یزدى و حاج میرزا حسن یزدى به مباحثه نشست.

عزیمت به حوزه علمیه نجف:

مرجع فقید در سال ۱۳۵۱ ق، پس از اخذ اجازه اجتهاد از دو استاد بزرگوارش آیت الله حایرى و آیت الله حجت، براى بهره ورى از محفل پررونق درسى بزرگان حوزه نجف و جستجو از آراء و مبانى اصول رهسپار آن دیار شد و پس از زیارت مرقد مطهر باب علم نبوى امیرالمؤمنین امام على علیه السلام و طلب توفیق از آن حضرت، در مدرسه بزرگ آخوند سکنى گزید و در درس فقه و اصول آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى حاضر شد و ابواب طهارت، حج و بیع را از ایشان فراگرفت. و همزمان در درس هاى آیات عظام: نائینى و آقا ضیاءالدین عراقى نیز شرکت جست و علاوه بر درس اصول، ابواب فقهى صلاة، اجاره، غصب، بیع و قضا را از آقا ضیاء عراقى و معاملات را از میرزاى نائینى فراگرفت.

ایشان پس از مدتى مورد توجه بسیار مرحوم آیت الله آقا ضیاء عراقى قرار گرفت تا بدان جا که از نزدیکان و اصحاب استفتاء ایشان گردید و در تدوین حاشیه دوم محقق عراقى بر «عروةالوثقى» نقش بسزایى داشت. معظم له خود مى فرمود: «...ارتباط مرحوم آقا ضیاء عراقى با من بیش از ارتباط استاد با شاگردش بود. بسیارى از اوقات پس از درس همراه ایشان بودم و اشکالات خود را تصحیح مى کردم. حتى برخى از شب ها در منزل آقا ضیاء مى خوابیدم، ایشان نیمه شبى مرا بیدار کردند و فرمودند: فکرى به ذهنم رسیده است، آن را بنویسید...». و نیز مى فرمودند: «علاقه مرحوم آقا ضیاء به ما به حدى بود که تا زمانی که ما در درس ایشان حاضر نمى شدیم، درس را شروع نمى کردند. حتى ما شاگرد خانگى آقا ضیاء بودیم، ما در درس ایشان را سرِ حرف مى آوردیم تا بفهمیم مطلب استاد چیست؟».[۳]

تدریس و شاگردان

آیت الله آملى در پى سال ها تحصیل و فراگیرى دانش، به چنان مقامى دست یافته بود که نامش زبانزد علما و فضلاى حوزه نجف گردیده بود و مجلس درس او آکنده از مشتاقان علم گشته ولذا سالیان دراز به تدریس سطوح عالیه و خارج فقه و اصول اشتغال ورزید. معظم له در طول تحصیل در حوزه درس مرحوم نائینى و آقا ضیاء عراقى به تدریس سطح و (چهار دوره مکاسب) و پس از وفات محقق عراقى به تدریس خارج فقه (کتاب هاى بیع و صلاة) و خارج اصول (چهار دوره) روى آورد و شاگردان بسیارى را پرورش داد و این تا سال ۱۳۸۰ ق که در قم مستقر گردید، ادامه یافت.[۴]

مهاجرت به حوزه علمیه قم:

مرجع فقید پس از ۳۰ سال اقامت در جوار مرقد امیرالمؤمنین امام على علیه السلام، در سال ۱۳۸۰ ق، به عزم دیدار اقوام و صله ارحام و سکونت در حوزه علمیه قم - که آوازه آن تحت زعامت آیت الله العظمى بروجردى در جهان طنین افکن شده بود - رخت سفر بربست و راهى ایران شد.

فضلاى حوزه علمیه با ورود ایشان به قم، مقدمش را گرامى داشتند و از این که یکى از برترین شاگردان محقق عراقى و صاحب تقریرات درس وى را در میان خویش مى دیدند، شادمان شده و گرد شمع وجودش حلقه زدند. معظم له با استقرار در قم، به تدریس خارج فقه و اصول روى آورد و بیش از سى سال ابواب گوناگون فقه چون: طهارت، صلاة، بیع و خیارات و شش دوره کامل اصول را تدریس نمود و تشنگان دانش و معارف اهل بیت علیهم السلام را از سرچشمه زلال علوم خویش سیراب ساخت.

ایشان در آغاز در مدرسه «خان» و پس از تبعید حضرت امام خمینى در آبان ۱۳۴۳ ش، در شبستان مسجد اعظم و در جوار مرقد مرحوم آیت الله العظمى بروجردى به تدریس خارج طهارت، معاملات (بیع و خیارات) و خارج صلاة هر کدام در ۱۰ سال پرداخت و عصرها نیز - یک ساعت و نیم به غروب مانده - به آموزش اصول استدلالى دست یازید.[۵]

شیوه تدریس:

استاد معظم آیت الله حاج شیخ محمدعلى اسماعیل پور - که یکى از قدیمى ترین شاگردان استاد بشمار مى رود - پیرامون کیفیت تدریس مرحوم آیت الله آملى مى گوید: «از آن جا که استاد ما اصولى بسیار ماهر بودند، درس فقه ایشان آکنده از تحقیقات اصولى بود و دیدگاه خویش را با ذکر تحقیقات اعاظم علماى پیشین و معاصر خود ذکر مى کردند. ایشان هر وقت وارد مطلبى شده و بحثى را آغاز مى کردند، تحقیق آن مطلب را از همان اول بیان مى کردند و تا آخر هم بر روى آن مبنا ایستادگى کرده و ادله مخالفین را به نقد مى کشیدند. معظم له در تدریس خود نظرات موافق را کمتر نقل مى نمود و اگر از بزرگان مطلبى بیان مى کرد بیشتر براى نقد و بررسى بود. آقا خودشان را مقید کرده بودند که قبل از تدریس حتماً درس را مطالعه و یادداشت نموده و دفترچه اى داشتند که بحث ها را در آن تنظیم کرده و بعد به جلسه درس تشریف مى آوردند. آقا به ساعت آغاز و انجام درس بسیار مقید بودند و حتى براى محظورات شاگردان، زمان درس را تغییر نمى دادند و به رفع اشکالات شاگردان نیز اهتمام مى ورزیدند. ایشان خود را در فقه و اصول فدا کردند و هر چه داشتند در قالب این دو علم پیاده کردند. معظم له همیشه تاکید داشتند که روى فقه و فقاهت - که مبناى اسلام و مرکز ثقل علوم اهل بیت علیهم السلام است - کار کنید. دأب آن بزرگوار این بود که بیشتر به فکر کردن در اطراف مطلب مورد بحث خود اهمیت مى داد. ایشان در رویه فکرى پیرو شیخ انصارى بود و در فهم و جمع روایات ائمه اطهار علیهم السلام در احکام الهى دقت تام مى نمود. آن جا که درس اصول معظم له به مباحث فلسفى مربوط مى شد، بهتر از عهده برمى آمدند. مثلاً در بحث طلب و اراده، جبر و اختیار، قاعده الواحد لایصدر عنه الاّ الواحد، بسیار جالب بحث مى نمودند، درس ایشان یک درس جامع اصولى و فلسفى بود...».

شاگردان:

مرحوم آیت الله آملى از پس تدریس سالیان دراز در حوزه هاى علمیه نجف اشرف و قم، تلامیذ بسیارى را در محفل درس خود پرورش داد. شاگردانى که هم اینک از اساتید و علماى بزرگ حوزه هاى علمیه بشمار مى روند و مدار تدریس و تالیف و تحقیق در حوزه ها بر وجود آنان مى گردد. اینک به نام برخى از شاگردان ایشان که در نجف و قم از محضرش بهره برده اند، اشارتى مى شود:

  • محمدعلى اسماعیل پورقمشه اى؛
  • میرزا جواد آقا تبریزى؛
  • عبدالله جوادى آملى؛
  • سید احمد حق شناس؛
  • سید حسن شجاعى؛
  • اسماعیل صالحى مازندرانى؛
  • سید حبیب الله طاهرى گرگانى؛
  • سید رضا علوى تهرانى؛
  • سید على فرحى قمى؛
  • محمدعلى فیض لاهیجى؛
  • سید جعفر کریمى؛
  • محمدتقى مجلسى؛
  • سید على محقق داماد؛
  • سید مصطفى محقق داماد؛
  • محمد محمدى گیلانى؛
  • حسین محمدى لائینى؛
  • سید محمدحسن مرتضوى لنگرودى؛
  • محمدحسین مسجد جامعى؛
  • محمدهادى معرفت؛
  • شهید محمد مفتح؛
  • ناصر مکارم شیرازى؛
  • سیدابوالفضل موسوى تبریزى؛
  • ضیاءالدین نجفى تهرانى؛
  • محمد یزدى.

آثار و تألیفات

آیت الله آملى در راه نشر و گسترش دانش آل محمد علیهم السلام از هیچ کوششى فروگذار نکرد، بیش از پنجاه سال در کنار تدریس، به تالیف و تحقیق نیز دست یازید و هماره پیش از تدریس، مباحث طرح شده را به زیبایى نگاشته و پس از آن به القاء درس مى پرداخت، که برخى از تألیفات ایشان از رهگذر همین خصیصه اکنون برجاى مانده عبارتند از:

بدایع الافکار - یکی از آثار آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی
  1. کتاب الطهارة؛
  2. کتاب الصلاة؛
  3. کتاب الصوم؛
  4. کتاب الرهن والاجارة؛
  5. کتاب البیع؛
  6. خیارات؛
  7. رسالة فى النیة؛
  8. تقریرات درس صلاة مرحوم آیت الله حایرى یزدی؛
  9. تقریرات درس فقه آیت الله آقا ضیاء عراقى (صلاة، اجاره، غصب، بیع و قضا)؛
  10. توضیح المسائل؛
  11. مناسک حج؛
  12. حاشیه بر عروة الوثقى؛
  13. بدایع الافکار، تقریرات درس اصول مرحوم محقق عراقى (۴ جلد)؛
  14. تقریرات درس اصول مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى؛
  15. حاشیه بر شرح چغمینى، در هیئت؛
  16. حاشیه بر التحصیل بهمنیار، در حکمت و منطق.

تقریرات:

تلامذه مرحوم آیت الله حاج میرزا هاشم آملى در خلال تحصیل، دست به قلم برده و به ثبت و ضبط گفتار استاد مى پرداختند و از همین رهگذر است که فشرده سخنان ایشان، هم اینک در دسترس دانش پژوهان قرار دارد. برخى از تقریرات درس معظم له که به چاپ رسیده عبارت است از:

  1. المعالم المأثوره فى الطهارة. تقریرات درس طهارت. (۶ جلد) نوشته: محمدعلى اسماعیل پور؛
  2. کشف الحقایق. تقریرات درس بیع و خیارات. (۴ جلد) نوشته: سید جعفر کریمى؛
  3. مجمع الافکار و مطرح الانظار. تقریر کامل درس اصول، از آغاز تا پایان تعادل و تراجیح. (۵ جلد) نوشته: محمدعلى اسماعیل پورقمشه اى؛
  4. منتهى الافکار. تقریرات مباحث الفاظ. (۱ جلد) نوشته: محمدتقى مجلسى؛
  5. تقریر الاصول. تقریر مباحث الفاظ. تألیف: ضیاءالدین نجفى؛
  6. تحریر الاصول. تقریر مباحث استصحاب و تعادل و تراجیح. نوشته: سید على فرحى قمى.

فعالیت‌هاى سیاسى و اجتماعی

با شروع برنامه هاى ضداسلامى رژیم منحوس شاهنشاهى، در قالب تصویب قانون انجمن هاى ایالتى و ولایتى، در مهر ماه ۱۳۴۱ ش، مراجع تقلید و علماى اعلام با درایت و هوشیارى تمام عمق فاجعه را احساس کردند و بى درنگ به میدان آمدند و با حرکت شورانگیز و یکپارچه و با اعلامیه ها و بیانیه هاى توفنده خویش، نقشه هاى استعمار را نقش برآب کردند.

مرحوم آیت الله آملى یکى از چهره هاى سرشناس مبارز روحانیت بود. نام ایشان همواره ذیل اعلامیه هاى دسته جمعى مراجع تقلید دیده مى شد.[۶] خانه اش محل شور و گردهمایى مبارزان بود و دیدگاهش روشنگر راه مبارزه. نماز جماعت ایشان در حیاط مدرسه خان (آیت الله بروجردى)، نقطه تجمع روحانیون مبارز بود.

در آن سال هاى سیاه ترس و خفقان - که حضرت امام خمینی تبعید شده بودند و بردن نام ایشان به آسانى میسر نبود - در آن جا طلاب نام و یاد امام را گرامى داشته و براى پیروزى و توفیق او شعار مى دادند و صلوات مى فرستادند. حجت الاسلام والمسلمین ناطق نورى در این زمینه مى گوید: «... ایشان در دوران انقلاب از جمله فقها و آیاتى بودند که همواره از امام عالیقدر به عنوان رهبرى انقلاب و مقام امامت یاد مى کردند و همراه و همگام با امام در دوران مبارزه و انقلاب بودند و اعلامیه هاى باقیمانده از آن عالم بزرگوار شاهد بر این مدعاست...».

آیت الله آملی از اولین کسانى بود که دولت منتخب امام را تأیید کردند و در تمام مواقف انقلاب مردم را به پشتیبانى از آرمان هاى حضرت امام فراخواندند. ایشان همواره از رهبر کبیر انقلاب به عنوان «امام المسلمین» یاد مى فرمودند و پیروى از دستورات ایشان را واجب مى دانستند و مى گفتند: نظر من، در مسائل کشور همان است که امام مى گویند.

پس از رحلت حضرت امام و انتخاب رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه اى مدّ ظله العالى به زعامت و رهبرى، نامه اى از جانب ایشان به معظم له ارسال شد که در بخشى از آن آمده بود: «... انتخاب شایسته حضرتعالى که فردى دانشمند و اسلام شناس و صاحب درایت هستید از جانب مجلس خبرگان، مایه امیدوارى و تسکین است».

خدمات اجتماعی:

این مرجع فقید در کنار تألیفات پرثمر و پرورش شاگردان و فعالیت‌هاى سیاسى، به ایجاد ساختمان هاى عام المنفعه نیز پرداخت، که نمونه آشکار آن مدرسه علمیه ولى عصر عجل الله تعالی فرجه در قم است، که این مدرسه با مساحتى نزدیک به هفتصد متر و داشتن بیش از چهل حجره و چند مدرس و کتابخانه اى درخور و شایسته، محل سکونت طلاب فاضل بوده و در آن علوم اهل بیت علیهم السلام آموخته مى شود.[۷]

همچنین معظم له در بناى ده ها مسجد در گوشه و کنار استان مازندران با کمک هاى مالى خویش شرکت جست و اجازه مصرف سهم مبارک امام علیه السلام را در این امر مقدس، به مقلدین خویش داده بودند.

ویژگی‌هاى اخلاقى

ساده زیستی:

مرحوم آیت الله آملى از تعینات زندگى به دور بود. از مظاهر بزرگنمایى سخت بدش مى آمد و با طلاب جوان همان گونه برخورد مى کرد که با بزرگان. به همین دلیل در دل همگان جاى گرفته بود. در خانه اش به روى همگان باز بود و در سرما و گرما پیاده از خانه به مسجد اعظم جهت تدریس مى رفت. بشّاش و گشاده رو بود، طلاب جوان را احترام مى کرد و به آنان شخصیت مى داد. با مردم مأنوس بود و غالباً کارهاى دفترشان را خود انجام مى داد. حتى بسیارى از مواقع خود شخصاً به تلفن جواب مى داد و جلو پاى واردین از جا برمى خاست. او زندگى اش را در گمنامى و بدون هیاهوى دنیوى سپرى ساخت.

نظم در زندگى:

آیت الله آملى در زندگى اش بسیار منظم بود و از وقت خویش به خوبى استفاده مى برد. ساعت مطالعه، وقت عبادت و تدریس و زمان دیدار با مراجعین همه سر ساعت معین انجام مى گرفت. فرزند ایشان جناب حجت الاسلام آقاى صادق لاریجانى مى گوید: معظم له در امور درس و زندگى و برنامه خواب و فعالیت روزانه شان منظم بودند. ایشان همیشه شب ها زودتر از دیگران مى خوابیدند و سحرها که بیدار مى شدند تا ظهر نمى خوابیدند. پس از نماز صبح شروع به مطالعه مى کرد و پس از صرف صبحانه آماده تدریس مى شد و پس از آن به پاسخ گویى استفتائات و جواب مراجعان مى پرداخت. ایشان از شب نشینی هاى رایج بین مردم خیلى پرهیز مى کردند و تحت هیچ شرایطى حاضر نبودند برنامه تنظیم شده خود را به هم زنند...».

تقید به ادعیه و زیارات:

مرجع فقید شیعه فقیهى متعبد و مجتهدى متقى و وارسته و پایبند دعاها و زیارات بودند، به زیارت عاشورا و جامعه کبیره اهمیت داده و بسیار مى خواندند. استاد معظم جناب آیت الله اسماعیل پور مى فرمودند: معظم له داراى حالات و روحیات والاى عرفانى بود که هماره آن را از دیگران کتمان مى کرد. ایشان در برخى از ادعیه خصایصى داشتند، اگر دعاى به خصوصى را مى دادند و یا مى خواندند مؤثر واقع مى شد، مطالبى بود که استاد ما با ریاضت، خواندن زیارت عاشورا، زیارت جامعه و توسل به آن ها دست یافته بود و کراماتى داشتند که هرگز کسى را از چگونگى آن آگاه نساختند...».

عشق به ائمه علیهم السلام:

فقیه فقید، به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بسیار عشق مى ورزیدند، کمتر مواقعى بود که نام مقدس این انوار الهى را بشنوند و اشکشان جارى نشود. به ویژه هرگاه نام امیرالمؤمنین امام على علیه السلام را مى آوردند بغض گلویش را مى گرفت و اشک در دیدگانش حلقه مى زد. یکى از ویژگی هاى ایشان آن بود که هماره تا از خواب برمى خاست، به شوق امیرمؤمنان بر آن حضرت درود مى فرستادند: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته». شور و عشق معظم له به سید الشهداء علیه السلام غیرقابل وصف بود. مجلس عزایى که در ده شب اول ماه محرم در مسجد اعظم برپا مى کرد، این بزرگوار خود شرکت جسته و در سوگ امام علیه السلام، با صداى بلند گریه مى کردند و اشک مى ریختند. هر صبح جمعه در منزل ایشان مجلس ذکر مصیبت امامان برپا بود و این سنت حسنه را سالیان فراوان ادامه دادند. معظم له براى سادات احترام بسیار قائل بودند و با تمام قد در جلو پاى آنان - حتى طلبه هاى جوان سید - برمى خاستند.

جدیت در تحصیل و تدریس:

آیت الله فقید از اوان جوانى در تحصیل دانش، بسیار کوشا بود. سالیان فراوان - حدود هشتاد سال - به تحصیل و تدریس علوم آل محمد صلی الله علیه و آله در حوزه هاى علمیه آمل، تهران، قم، نجف مشغول بود و هیچ چیز او را از این کار بازنداشت. او با جدیت تمام درس خواند و در سایه همین کوشش ها بود که توانست قله هاى رفیع علم و دانش را به آسانى فتح نماید. او خود فرموده است: «...من در درس خواندن خیلى مجد بودم، درس ها را تعقیب و دنبال مى کردم، بر اساتید اشکال مى گرفتم، در هر درسى که شرکت مى کردم خیلى زود بروز کرده و مورد اعتناء استاد قرار مى گرفتم...». نیز ایشان به تدریس بسیار اهتمام داشت و حتى در مواقع بیمارى هم از آن دست برنمى داشت. آیت الله حسن زاده آملى مى فرمودند: «روزى به دیدن و عیادت ایشان رفتم، مشاهده کردم آقا سخت مضطرب است و بى تابى مى فرماید. عرض کردم: آقا چرا این قدر بى تاب هستید؟ چرا مضطربید؟ فرمود: آقا! بى تابى من براى اینست که درسم تعطیل شده است».

مردمى بودن:

آیت الله آملى به مردم عشق مى ورزید و با مردم مى جوشید. درِ خانه اش به روى همگان باز بود تا دیدارش بدون هیچ مانعى صورت گیرد. ایشان خود مى فرمود: علما باید خود را در معرض استفاده عموم قرار بدهند، ثبوت بى اثبات بدون فایده است. عالمى که علم خود را عرضه و اظهار نکند بى حاصل است و آن هدفى که از تعلیم و تعلم منظور است به دست نخواهد آمد. و هم مى فرمود: ریاست طلبى یک مسأله است و این که عالم خود را بى استفاده قرار دهد مساله دیگرى است، عرضه علم شهرت طلبى نیست و تفکیک این دو، موضوع کم اهمیتى نمى باشد.

تجلیل از مراجع معاصر:

مرحوم آیت الله آملى در تجلیل از مراجع تقلید زمانش و علماى معاصرش از هیچ اقدامى فروگذار نمى کرد. ایشان در مواقع مختلف از مبانى علمى آیات عظام: حکیم و خویى و از مراتب زهد و تقواى آیت الله العظمى حاج سيد احمد خوانسارى تجلیل مى فرمود و به مراتب علمى و عملى و مقامات معنوى آیت الله العظمى میلانى عقیده محکمى داشتند. براى بزرگداشت آیت الله العظمى گلپایگانى در مجالس سوگوارى و روضه ایشان شرکت مى کرد و ارتباط بین ایشان و حضرات آیات: نجفى مرعشى و علامه طباطبایى از استحکام دیرینه اى برخوردار بود و دوستى و صمیمیت آنان نیز وصف ناشدنى. و هم به مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانى بسیار احترام مى نهاد و از او بانهایت تجلیل یاد مى کرد.

برخى از نصایح ایشان در جلسات درس:

ایشان در زمان هاى مختلف، از جمله در آستانه تعطیلات حوزه، طلاب را به پرهیزکارى و ورع و تقوا فرامى خواندند و از آن جا که خود، شهد شیرین تقوا را چشیده بود سخنش از حلاوت خاصى برخوردار بود و تا عمق جان آدمى تأثیر مى کرد. از جمله مى فرمود:

- همیشه به یاد خدا باشید.

- همواره به یاد امام زمان علیه السلام باشید که او ناظر بر رفتار و کردار شماست.

- همیشه با وضو و طهارت باشید.

- نماز شب را از یاد نبرید که تمام پیامبران بدان سفارش کرده اند.

- هرگز به نامحرمان نظر مکنید.

- فقه پاک است و در ظرف ناپاک جاى نمى گیرد، کسى که مى خواهد فقیه اهل بیت شود باید نفسش را پاک کند و خودش را اصلاح نماید. دنیا قمارخانه نفس ناطقه است، مواظب باشید که نفستان را نبازید.

وفات

مرحوم آیت الله آملى، سرانجام در عصر روز جمعه چهارم رمضان المبارک ۱۴۱۳ ق (۷ اسفند ۱۳۷۱ ش) بدرود حیات گفت. پیکر پاکش در قم، تشییع شد و پس از اقامه نماز به امامت آیت الله وحید خراسانى، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. مجله نور علم، ش ۵۳-۵۴، ص ۱۹۷.
  2. گنجینه دانشمندان، ۵۳/۲.
  3. مجله نور علم، ش ۵۳-۵۴، ص ۱۹۸.
  4. گنجینه دانشمندان، ۵۳/۲.
  5. مجله نور علم، ش ۵۲-۵۳، ص ۲۰۰.
  6. رک: جلد اول اسناد انقلاب اسلامى، جلد سوم نهضت روحانیون ایران، جلد اول بررسى نهضت امام خمینى.
  7. گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۵۳.


منابع

آرشیو عکس و تصویر