ميرزا على اكبر مدرس يزدى

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)



استاد و فیلسوف بزرگ، مرحوم آیت الله ابومحمد، میرزا على‌اکبر مدرس، متخلص به «تجلى» و معروف به «حکیم الهى»، فرزند حاج میرزا ابوالحسن تاجر اردکانى است که پدرش از اردکان به یزد مهاجرت نمود و او در حدود سال 1264 هـ.ق(1) در شهر یزد متولد گردید.

تحصیلات

تحصیلات مقدماتى، چون فارسى، صرف و نحو عربى و فقه را نزد استادان یزد فراگرفت، سپس راهى شهر اصفهان شد در آن زمان اصفهان دارالعلم بود، و مدرس یزدى مدت چهل سال در آن شهر به تحصیل و تدریس پرداخت و در علوم مختلف چون فقه و اصول، فلسفه و عرفان، کلام و ریاضیات سرآمد عصر خویش گردید.

یکى از شاگردانش از وى چنین نقل کرده است: «مدت چهل سال در اصفهان به تحصیل اشتغال داشتم که جز مدرسه و راه حمام، جاى دیگر را در اصفهان بلد نبودم.» این مطلب مى رساند، علاقه ایشان به تحصیل علم چنان بوده است که حتى اجازه گردش و دیدن شهر اصفهان را در مدت چهل سال به خود نمى داد.(2)

پس از خاتمه دوران تحصیل در اصفهان، به تهران عزیمت نمود و در مدرسه شیخ عبدالحسین اقامت گزید. نظر به این که خواهرش ساکن قم بود و با وساطت وى از قم همسر اختیار نموده بود، در سال 1327 هـ.ق به قم مهاجرت نمود و قبل از ورود حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى به قم، در مدرسه خان «آیت الله بروجردى» حوزه درس وسیعى را تشکیل داد.

رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى قدس سره در این باره چنین فرمودند: «ما که آمدیم قم، مرحوم آقا میرزا على‌اکبر حکیم - خدا رحمتش کند - در قم بودند، وقتى که حوزه علمیه قم تأسیس شد علما مى رفتند آن جا در محضر آقاى میرزا على‌اکبر حکیم درس مى خواندند. مرحوم آقاى خوانسارى، مرحوم آقاى اشراقى و مرحوم آیت الله العظمى حاج سید احمد خوانسارى مى رفتند پیش آقاى میرزا على‌اکبر درس مى خواندند».(3)

آیت الله حاج میرزا خلیل کمره اى یکى از شاگردان وى - درباره تدریس استادش در قم مى گوید: «درس استاد فیلسوف بزرگ آقاى میرزا على‌اکبر مدرس یزدى در مدرسه خان واقع در میدان آستانه بود و طلاب دور ایشان را گرفته بودند و حتى میرزا هدایت گلپایگانى که مرد موقرى بود به آنجا مى آمد... شنیدم بعضى دیگر مانند آیت الله حاج میرزا سید على یثربى و آیت الله کبیر قمى هم بطور خصوصى در درس استاد شرکت مى کردند».(4)

استادان

آن حکیم الهى در ایام تحصیل در اصفهان و تهران از محضر استادان بزرگوارى که بسیارى از آن ها به حق از اعاظم و حکما و اساطین عرفا بودند، کسب فیض نموده و قلب تشنه معارفش را، لبریز از آب حیات حکمت و معرفت نمود. اسامى برخى از آن فرزانگان از این قرار است:

1. آقا محمدرضا حکیم قمشه اى:

وى مردى به تمام معنا وارسته و عارف مشرب بود، با خلوت و تنهایى مأنوس بود و از جمع تا حدودى گریزان(5). در جوانى ثروتمند بود، در خشکسالى 1288 هـ.ق تمام آن چه مالک بود از منقول و غیرمنقول خود را صرف نیازمندان کرد و تا پایان عمر درویشانه زیست. حکیم قمشه اى هرگز جامه روستایى را از تن دور نکرد و در زى و جامه علما درنیامد. مرحوم جهانگیرخان قشقایى که سال‌ها شاگرد او بوده است نقل کرده که به شوق استفاده از محضر حکیم قمشه اى به تهران رفتم. همان شب اول خود را به محضر او رساندم، وضع لباسهاى او علمایى نبود، به کرباس فروشهاى سده مى مانست. حکیم قمشه اى از ذوق شعرى عالى برخودار بود و به « صهبا» تخلص مى کرد.(6) او کتب حکمت و مصنفات عرفا خصوصاً کتب محیى الدین عربى و شروح آن را تدریس مى نمود و شاگردان بسیارى تربیت کرد. از تألیفات اوست:

  • 1. الاسفار الاربعة و تحقیقها: رساله اى است بسیار مختصر که در حاشیه شرح هدایه ملاصدرا در تهران چاپ سنگى شده است.
  • 2. حاشیه اسفار ملاصدرا.
  • 3. حاشیه تمهید القواعد ابن ترکه.
  • 4. حاشیه شرح قیصرى بر فصوص الحکم.
  • 5. الخلافة الکبرى.
  • 6. رساله اى در وحدت وجود.
  • 7. موضوع العلم.(7)

حکیم قمشه اى در سال 1306 در کنج حجره مدرسه، در تنهایى و خلوت و سکوتى عارفانه از دنیا رفت و در جوار ابن بابویه (شیخ صدوق) نزدیک قبر حاج آخوند محلاتى در شهر رى دفن شد.

2. جهانگیرخان قشقایى:

وى در بزرگى عشق تحصیل پیدا کرده و دنبال علم را گرفت تا آن جا که استاد مسلم فلسفه در اصفهان گردید. آن مرحوم علاوه بر مقام علمى و فلسفى، در متانت و وقار و انضباط اخلاقى و تقوا نمونه بود. تا آخر عمر در همان لباس عادى اولى خود باقى بود و فوق العاده مورد ارادت شاگردان و آشنایان بوده است.(8)

«جهانگیرخان در اثر شخصیت بارز علمى و تسلم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقى و حسن تدبیر حکیمانه که همه در وجود او مجتمع بود تحصیل فلسفه را که مابین علما و طلاب قدیم سخت موهون و با کفر و الحاد مقرون بود از آن بدنامى به کلى نجات داد... وى معمولاً یکى دو ساعت از آفتاب برآمده در مسجد جارچى، سه درس پشت سر هم مى گفت که درس اولش شرح لمعه (تألیف شهید ثانى در فقه) و بعد از آن شرح منظومه حکمت و سپس درس اخلاق بود.(9)

وى در سال 1234 هـ.ق در دهاقان اصفهان متولد شد و در سال 1328 هـ.ق در اصفهان درگذشت و قبرش در تخت فولاد اصفهان معروف است.(10)

3. آیت الله آقا على زنوزى:(11)

معروف به آقا على حکیم و آقا على مدرس، از اساتید کم‌نظیر قرن اخیر است. او در سال 1234 هـ.ق در اصفهان متولد شد و از محضر پدر بزرگوارش علوم منقول و معقول را فراگرفت، و براى تکمیل دروس فقه و حکمت به عتبات عالیات و قزوین مسافرت نمود و از محضر اساتید بزرگوارى چون آیت الله میرزا حسن نورى، فرزند ملا على نورى در اصفهان و ملا آقاى قزوینى، در قزوین بهره مند گردید. سپس به تهران رفت و سال‌ها در مدرسه سپهسالار قدیم مدرس رسمى گردید.(12) و غالب کتب کلام و حکمت در ریاضیات را استادانه تدریس مى کرد. آن حکیم فرزانه علاوه بر مراتب علمى، در صفاى باطن و تهذیب اخلاق نیز ممتاز بود.

از تألیفات وى است:

  • 1. بدایع الحکم؛
  • 3. رساله اى در این که منطق از علوم حکیمه است.
  • 4. سبیل الرشاد، فى الاحوال المعاد؛
  • 5. النفس کل القوى؛
  • 6. وجود رابطى.

وى در شب شنبه 17 ذی القعده الحرام سال 1307 در تهران از دنیا رفت و در جوار حضرت عبدالعظیم حسنى مدفون گردید.(13)

4. آیت الله آقا میرزا ابوالحسن جلوه:

میرزا ابوالحسن جلوه فرزند سید محمد طباطبایى اصفهانى زواره اى، یکى از مشاهیر فلاسفه اسلامى و از احفاد سید الحکماء والمتألهین میرزا رفیع الدین نائینى، استاد علامه مجلسى است. چهل و یک سال در مدرسه دارالشفاء تهران به تدریس فنون حکمتیه به ویژه کتاب‌هاى شیخ ابو على سینا و ملاصدرا پرداخت. وى با حکیم قمشه اى و آقاى على مدرس، سه مدرس نامدارى بودند که حوزه تهران در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم بر محور وجود آن‌ها مى گردید. وفات آن حکیم فرزانه در شب جمعه 6 ذى القعده، 1314 در تهران اتفاق افتاد و با احترام زیاد در جوار شیخ صدوق محمد بن بابویه قمى مدفون گردید.(14)

تألیفات:

  • 1. حواشى بر «مشاعر» (تألیف صدرالمتألهین در علم عرفان
  • 2. رساله در ربط حادث به قدیم؛
  • 3. حواشى بر «شرح الهدایة» (تألیف صدرالمتألهین که شرحى بر کتاب الهدایة حکیم اثیرالدین مفضل ابهرى از فضلاى قرن هفتم هجرى مى باشد).
  • 4. رساله در حرکت جوهریه.
  • 5. حواشى بر مبدأ و معاد (تألیف صدرالمتألهین).
  • 6. حواشى بر شفا (کتاب فلسفى است در علم منطق، الهیات طبیعیات، تألیف ابن سینا).
  • 7. حواشى بر اسفار (از مهمترین کتب فلسفى شیعه، تالیف صدرالمتالهین که در آن شرح چهار سفر روحانى آمده است).
  • 8. حواشى بر شرح ملخص چغمینى «المخلص»، تألیف محمود بن محمد بن عمر، از اکابر علماى قرن نهم هجرى، در علم هیئت است و شرح معروف آن از فاضل رومى است که از کتب درسى معمول بوده است و چعمین نام یکى از قریه هاى خوارزم است».
  • 9. رساله در ترکیب و احکام آن.
  • 10. تصحیح مثنوى شریف.
  • 11. تعلیقات بر مقدمه قیصرى(15) تألیف داود بن محمود بن محمد قیصرى، رومى الاصل(16) نزیل مصر، عالم محقق از اکابر عرفاى اواسط قرن هشتم هجرى مى باشد که در تمهید مقدمات تصوف است.

شاگردان

آیت الله میرزا على‌اکبر مدرس شاگردان زیادى تربیت نمود که بسیار از آنان استادان بزرگ درس حکمت در حوزه هاى علمیه بودند. نام بعضى از آن‌ها بدین قرار است:

  • 4. آیت الله حسن فرید گلپایگانى.
  • 5. آیت الله میر سید على برقعى.
  • 6. آیت الله آقا سید على اکبر برقعى.
  • 7. آقا سید کاظم عصار تهرانى که ریاضیات قدیم را نزد وى فراگرفته است.
  • 8. آیت الله حاج آقا حسین قمى طباطبایى.
  • 9. آیت الله آقا میرزا احمد آشتیانى.
  • 12. حاج میرزا ابوالفضل زاهدى قمى، فرزند محمود واعظ، و جمعى دیگر از بزرگانى که نام بعضى از آن‌ها در صفحات قبل آمده است، در محضر این حکیم الهى کسب فیض نمودند.(17)

آثار و تألیفات

تألیفات آیت الله مدرس یزدى، بیشتر در زمینه فلسفه است:

  • 1. «رسائل حکمیه» در سال 1365 هـ.ق توسط وزارت ارشاد اسلامى به چاپ رسیده است.
  • 2. رساله عمادیه یا حکمت عمادیة.

وى بنا به خواهش شاهزاده بدیع الملک میرزا ملقب به عمادالدوله حکمران یزد، رساله اى به فارسى مشتمل بر مسائل مهم حکمت الهى نوشت که به رساله عمادیة(18) یا حکمت عمادیه موسوم است. نکته قابل ذکر این که، رساله مذکور شرحى ملخص از حکمت اشراق است که با بیان ساده نگارش یافته. این موضوع نمایانگر این است که مرحوم حکیم یزدى در حکمت اشراق نیز تبحر داشته است. دکتر موسوى بهبهانى این کتاب را از تقریرات دروس آن حکیم شمرده که توسط بدیع الملک به رشته تحریر درآمده است.(19)

  • 3. حاشیه بر اسفار صدرالمتألهین.

بعضى از شاگردان وى نیز تقریرات درس استاد خود را به رشته تحریر درآورده به چاپ رسانده اند که معروفترین آن ها عبارت است از:

دکتر على موسوى بهبهانى، استاد دانشگاه تهران در مقدمه آن چنین نگاشته است: «شرح و ترجمه کتاب الدرة الفاخره به قلم عمادالملک است ولى به واقع وى بیانات استاد خود یعنى فیلسوف متأخر حوزه علمیه قم، مرحوم آقاى میرزا على‌اکبر یزدى معروف به «حکیم» را تحریر کرده است... قدر مسلم آن است که وى از بزرگترین اساتید فلسفه اسلامى در قرن اخیر در حوزه علمیه قم بوده است». از مطالعه شرح الدرة الفاخرة جامعیت استاد در شعب علوم عقلى یعنى کلام و فلسفه و تصوف روشن و آشکار مى شود.

بدیع الملک میرزا، مقرر و نویسنده در مقدمه آن چنین آورده است: «... این بنده محتاج به فضل ربّه الکریم را موجب اجرى، و در عالم یادگار باشد تا در سنه 1307 هجرى موفق شد که رسالة موسومه به درّة الفاخرة را که تألیف مولانا المحقق المدقق العارف الکامل، ملا عبدالرحمان جامى علیه الرحمة مى باشد و جامع اصول مطالب و عمد مقاصد در این علم است، در خدمت جناب عمدة الحکماء الالهیین و قدوة الفضلاء المتألهین الوحید الموحد والفرید المتفرد المدرس فى المعقول والمنقول والفروع والاصول، آقاى میرزا على اکبر یزدى دامت افاداته استفاده نمود و شرح بر آن رساله مقرر داشتند، و به ملاحظه صحت استاد رسانیده و در خاتمه کتاب افاده مختصرى در مسأله وجود از عبدالرحمان جامى قدس سره به نظر رسید و شرحى بر آن نوشته اضافه نمودند...».(20)

  • 2. عمادالحکمة در شرح «المشاعر»، تالیف مرحوم صدرالمتألهین:

این کتاب نیز از تقریر دروس آن حکیم الهى است که توسط بدیع الملک به رشته تحریر درآمده است. وى در مقدمه آن نوشته است: «این بنده کتاب المشاعر را در خدمت استاد جناب مستطاب عمدة الحکماء والمتألهین و زبدة العلماء المتشرعین، المحقق الکامل و العارف الواصل آقاى آقا میرزا على اکبر یزدى المدرس دامت افاضاته استفاده نمودم و بیانات معظم له را جمع و به رشته تحریر درآوردم و به نظر استاد رسانده و آن را کتابى نمود موسوم به عمادالحکمة». از این شرح نیز احاطه علمى و تبحر استاد در مشرب فلسفى ملاصدرا به خوبى استفاده مى شود. کتاب مشاعر با مقدمه به همراه ترجمه عمادالدولة که تقریر درس مرحوم آقا میرزا على اکبر مدرس یزدى است به سعى و اهتمام مستشرق ایران دوست، استاد دانشگاه سربن فرانسه، پرفسور هانرى کربن، توسط انجمن ایران و فرانسه به زبان فرانسه به طبع رسیده است.(21)

وى همچنین داراى خطى بسیار زیبا و ذوق شعر نیز بوده است. نمونه اى از اشعار وى چنین است:

اى دل افسرده تا کى در قفس مانى خموش × در گلستان اندرآ، چون بلبلان با صد خروش

گرچه سر عشق نتوان فاش کردن در جهان × مى توان در پرده گفتن رازها با اهل هوش

پخته گردانید این دل‌هاى خام از تاب عشق × کز فروزان آتش او سنگ مى آید به جوش

جام مى لبریز کن از مى که ناگه بشنوى × هاتف غیبى که مى گوید گوارایت بنوش

کى به کویش وصل یابى گر نباشد لطف دوست × لیک بشتاب اندر این ره تا توانى و بکوش

پس به چشم یار بینى این زمان اغیار را × وز درون پرده بینى پرده دار پرده پوش

گر غریق بحر غیبى اى دریغا غم مخور × کو رحیم است و کریم است و غفور و عیب پوش

گرمى وحدت «تجلى» نوشى از دست حبیب × تا ابد مدهوش مانى و نمى آیى به هوش.(22)

وفات

فیلسوف بزرگ حکیم عالیقدر سرانجام پس از 80 سال عمر بابرکت و تربیت شاگردانى ارزشمند در اواخر سال 1344 هـ.ق دارفانى را وداع گفت و در مزار شیخان قم در جوار زکریا بن آدم، مدفون گردید.

این عبارت روى سنگ قبر ایشان ثبت است: «هذا مرقد شریف العالم النبیل الفاضل الجلیل والفضیل جامع المعقول والمنقول حاوى الاصول والفروع وحید العصر فرید الدهر العالم الربانى والبحر الصمدانى الحکیم الالهى استاد الکل فى الکل اعلم العلماء العالمین و افضل الفقهاء والمجتهدین آیت الله العظمى آقاى میرزا على‌اکبر مدرس الیزدى طاب ثراه و جعل الجنة مکانه و مثواه و حشره مع تولّاه بحق محمد و آله، به تاریخ 1344 من الهجرة النبویة».

پانویس

(1). آن گونه که خواهد آمد، سال وفات وى را 1344 ه.ق و سن شریف او را 80 سال ذکر نموده اند، پس سال تولد وى حدود سال 1264 ه.ق خواهد بود. ر.ک: رسائل حکمیه میرزا على‌اکبر مدرس یزدى، ص 18.

(2). رسائل حکمیه، ص 11. توضیح آن که وى گرچه در ایام طولانى تحصیل براى تمرکز بیشتر در به آموزى علوم حتى اجازه گردش در اصفهان به خود نمى دهد، لکن پس از آن براى اتمام رسالتش به تهران و قم مسافرت مى نماید و بر کرسى تدریس نشسته، شاگردان زیادى تربیت مى کند.

(3). تفسیر امام خمینى از سوره حمد و قسمتى از سوره علق، 1-5 حزب جمهورى اسلامى، ص 97.

(4). رسائل حکمیه، ص 14 و 16 ماهنامه سیماى اردکان، ش 29، ص 3.

(5). خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهرى، چ 1372 دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ص 543-542.

(6). ریحانة الادب، محمدعلى مدرس تبریزى، ج 4، ص 497 تاریخ حکما و عرفا متأخر بر صدرالمتألهین، منوچهر صدوقى، سُها، ص 45.

(7). خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 543.

(8). همان، ص 546.

(9). تاریخ حکما و عرفا متأخر بر صدرالمتألهین، ص 85 به نقل از استاد جلال الدین سنا، در مقدمه دیوان طرب، ص 70.

(10). خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 546.

(11). زنوزى، منتسب به زنوز، از روستاهاى حومه تبریز است در 18 کیلومترى شمال مزند مى باشد.

(12). خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 542-541 و تاریخ حکما و عرفا، ص 156-155.

(13). همان و ریحانة الادب، محمدعلى مدرس، ج 2، ص 392.

(14). به کتاب میرزا ابوالحسن جلوه، حکیم فروتن، غلامرضا گلى زواره از مجموعه دیدار با ابرار رجوع کنید.

(15). ر.ک، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 544 و تاریخ حکما و عرفا متأخر بر صدرالمتألهین ص 172-159 و ریحانةالادب، ج 1، ص 420-419.

(16). ر.ک: ریحانة الادب، ج 1، ص 449، ج 4، ص 501.

(17). ر.ک: آینه دانشوران، ص 211-209 و ص 718 رسائل حکمیه، ص 23 مجله نور علم، ص 75 تا 102.

(18). آینه دانشوران، ص 718.

(19). رسائل حکمیه، ص 22.

(20). رسائل حکمیه، ص 20.

(21). ر.ک: رسائل حکمیه، مقدمه.

(22). تذکره شعراى یزد، از آغاز تا عصر حاضر، عباس فتوحى یزدى، ج 2، ص 389.

منبع

ستارگان حرم، جلد 2، نویسنده: احمد محیطى اردکانى.