ملا علی نوری اصفهانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ملا على بن جمشید نورى مازندرانى (م، ۱۲۴۶ ه.ق)، حکیم، فیلسوف و مدرس سده دوازدهم و سیزدهم هجری قمری و از شاگردان آقا محمد بید آبادی بوده است. ملا علی نوری توانست با تربیت شاگردان بسیار و نگارش شرح و تحشیه بر کتابهای ملاصدرا، حکمت متعالیه را به جریان غالب فلسفی در ایران تبدیل کند. آخوند نورى تمام عمر را به تدریس فلسفه ملاصدرا مشغول بود.

جوانی ملا علی نوری

علامه حسن زاده آملی در کلمه ۳۱۰ کتاب هزار و یک کلمه در خصوص دوران جوانی ملا علی نوری می آورد:

استاد عزیزم آیت اللّه جناب آقا شیخ عزیز اللّه طبرسى (رضوان اللّه علیه) در شب شنبه شانزدهم رمضان المبارک سنه هزار و سیصد و هفتاد و دو هجرى قمرى (۱۳۷۲ ه ق)، در آمل برایم حکایت فرمود که: حکیم بزرگ ملّا على‏ نورى‏ (قدّس سرّه) از قریه «کنگرچال» که قریه‏‌اى در سرحدّ نور و لیتکو است، بوده است. و کنگرچال یادشده محلّ ییلاقى آن جناب بوده است. و محلّ قشلاقى او قریه «تنگه‌‏بن» بوده است. و «تنگه‌‏بن» قریه‏ اى از قراى نور است که در کنار رودخانه «آلش‏رود» واقع است. چون سنگهاى رودخانه مزبور آهنى است یعنى آهن‏دار است در اطراف آن رودخانه کوره‏‌هاى ذوب سنگ آهن بنا مى‌‏کردند و استخراج آهن مى‌‏نمودند و مرحوم حکیم ملّا على نورى قبل از تحصیل از کارکنان سنگ‏کش آنجا بود و از این کار امرار معاش مى‏‌کرد؛ بعد توفیق الهى یارش شد و به تحصیل علم مشغول شد و بلغ ما بلغ.[۱]

تحصیلات و اساتید

ملا علی نوری پس از تحصیلات مقدماتى در مازندران و قزوین، به اصفهان رفت و در محضر استادانى چون آقا محمد بیدآبادى و میرزا ابوالقاسم مدرس به تکمیل تحصیل پرداخت. و گویا پس از آن دوباره به زادگاه خود بازگشت، چنانچه در مقدمه کتاب جغرافیای تاریخ شهرستان نور (پرفسور پیروز مجتهدزاده) به قلم دکتر نصرالله شیفته ص ۱۲ پارگراف اول در احوالات ملا علی نوری چنین آمده است: … در ایامی که میرزا شفیع مازندرانی صدراعظم فتحعلی شاه بود (۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ ه.ق) شاه قاجار سالی بعزم گردش در قراء نور وارد قریه واز شد. وی چون از شهرت فراوان مرحوم ملاعلی نوری (معروف به وازی) قبلا آگاه بود سراغ او را گرفت در نتیجه (آخوند) به حضور شاه رسید. بحثی از علم حکمت مورد سوال سلطان قرار گرفت پاسخهای آخوند به حدی محکم و جامع و مستدل و عمیق بود که سلطان قاجاری (که خود بهره ای از حکمت و عرفان داشت) فریفته وی شد و پی برد که او از لحاظ علوم حکمت الهی و فلسفه و عرفان صاحب نظریاتی بس عمیق است سلطان از وی تقاضا کرد که برای ارشاد خلق به پایتخت بیاید و حتی در همان لحظه به میرزا شفیع صدراعظم دستور داد در تهران مدرسه ای برای وی بنا کند (این مدرسه که به نام صدر معروف گردید در جلوی مدرسه شاه تهران واقع است) ملاعلی نوری تقاضا کرد اجازه داده شود در اصفهان (که در آن زمان یکی از مراکز بزرگ علم بود) مشغول شود.[۲]

تدریس و شاگردان

ملاعلی نوری در اصفهان به تدریس معقول پرداخت و حوزه فلسفى عظیمى تأسیس کرد. و کرسی تدریس معارف او تا جایی پیش رفت که نوشته اند هنگامی که مرحوم محمد حسین خان مروی مدرسه مروی را در تهران ساخت از فتحعلی شاه تقاضا کرد ملا علی نوری را از اصفهان برای تدریس معقول در این مدرسه دعوت کند، شاه از او دعوت کرد. ملاعلی در جواب نوشت: در اصفهان دو هزار محصل مشغول تحصیلند که چهار صد نفر آنها - بلکه متجاوز - شایسته حضور درس این دعاگو در حوزه درس هستند، چنانچه به تهران بیاید این حوزه از هم می پاشد. شاه مجدد از او خواست یکی از بهترین شاگردهای خود را برای تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملاعبدالله زنوزی را انتخاب کرد و فرستاد.[۳]

با مهاجرت ملاعبدالله زنوزی به تهران، حوزه ی فلسفی تهران تأسیس می شود و رفته رفته با حکمایی که آنها نیز تربیت یافته حوزه ی اصفهان بودند، مکتب فلسفی تهران شکل می گیرد و تهران به «شهر هزار حکیم» خوانده شده، مرکزیت می یابد.[۴]

برخى از شاگردان او عبارتند از: میرزا حسن نورى (فرزندش)، میرزا ابوالقاسم راز شیرازى، آخوند ملا آقا حکمى قزوینى، آخوند ملا عبداللّه زنوزى، آقا سید رضى لاریجانى و حاجى ملا هادى سبزوارى.

اکثر قریب به اتفاق استادان متأخر از آخوند نورى مع الواسطه شاگردان وى بوده‌اند؛ چه، سلسله اساتید آنان به حاجى سبزوارى، آقا محمدرضا قمشه‌اى، آقا على مدرس و میرزاى جلوه که به حکماى اربعه مشهورند، منتهى مى‌شود.

آثار و تألیفات

  1. حواشى اسفار؛
  2. حواشى مشاعر؛
  3. حواشى شوارق؛
  4. حواشى أسرار الآیات؛
  5. حواشى شرح اصول کافى؛
  6. حواشى تفسیر کبیر؛
  7. رساله در وحدت وجود؛[۵]
  8. حجة الإسلام: این اثر در رد فصل سوم کتاب میزان الحق هانری مارتین مسیحی است.
  9. رساله امامت؛
  10. اجوبة المسائل (فارسى): این رساله پاسخى است به بیش از سى پرسش در زمینه معارف اسلامى و بخصوص تحلیل مسائل کلامى چون علم امام, تجرد روح و غیره بیشتر این پرسشها توسط اصولیِ بزرگ میرزاى قمى طرح گردیده است.
  11. شرح مثنوى معنوى (فارسى): شرح منظوم ۲۵ بیت از مثنوى مولوى است که حکیم ملا على نورى هر بیت را با پنج بیت شرح نموده و به استقبال آن رفته است.
  12. الرقیمة النوریة فى قاعدة البسیط الحقیقة (عربى): این رساله یکى از آثار کم نظیر وى در تشریح قاعده فوق الذکر است. مؤلف در این رساله با دیدگاه ژرفکاو خود به تحلیل مبانى و طرح این قاعده پرداخته است. این اثر در دو مرحله تکمیل گشته که در این مجموعه تحریر دوّم آن, ارائه خواهد گردید.
  13. شرح حدیث زینب عطاره (عربى): این اثر یکى از مفصلترین نگاشته هاى وى است که در شرح حدیث زینب عطاره در بیان معرفت عوالم غیرمادى به رشته تحریر درآمده, و از این رو حاوى مسائل دقیق عرفانى و شرح احادیث مأثوره است.
  14. شرح حدیث نوانیت (عربى): این رساله در تحلیل و شرح حدیث فرق است که در جوامع خاصّ روایى چون (مشارق انوار الیقین) برسى آمده است. رساله مذکور بیانگر مسأله امامت و سرّ ولایت است.
  15. شرح حدیث (هل رأیت رجلاً فى الدنیا…) (عربى): این اثر به بررسى حدیث مفصل فِرَق پرداخته که در پاره اى از متون روایى آمده است.
  16. السراج المنیر فى الکشف عن وحدانیة الکبرى (عربى): رساله اى مفصل در تفسیر سوره توحید و نگرشى عرفانى ـ عقلى بدان است.[۶]

گفته شده است ملا علی نوری در خط شکسته نیز سرآمد زمان خویش بود.[۷] همچنین ملا علی نوری داراى طبع شعر و غزل‌سرا و رباعى‌گوى بود و در اشعار خویش نورى تخلص مى‌کرد.[۸] اشعار زیر از اوست:

هر آه که بود در دل ما * برقى شد و سوخت حاصل ما

راز دل ما نمى شود فاش * تا لاله بروید از گل ما

*****

ز تنها گر کسى تنها نشیند * نشیند با خدا هرجا نشیند

ز خود تنها نشین نورى که سهل است * اگر تنها کس از تنها نشیند

*****

حقا که على وصى بر حق باشد * حقّیت او چو حقّ محقّق باشد

هرکس که کند حق على را انکار * از حقّ مگذر که منکر حقّ باشد[۹]

وفات

ملا علی نوری در ماه رجب سال ۱۲۴۶ق، در اصفهان وفات کرد و جنازه او را پس از اینکه سید حجة الاسلام بر او نماز گزارد به نجف حمل کردند و در عتبه باب طوسی از حرم مطهر امام علی علیه السلام زیر پای زوار او را دفن نمودند.

شیخ عباس قمی در فوائد الرضویه نقل می کند که به هنگام دفن او یکی از علما که در آنجا حاضر بود تکبیری بلند گفت چون سبب پرسیدند گفت: تقریباً پانزده سال پیش در خواب دیدم که این مرحوم داخل صحن مطهر شد و در دستش عصائی بود می گفت: من مأمورم یا مأذونم از جانب حضرت مرتضویه که تعیین کنم در این بقعه منوره قبور مردم را، پس با همان عصا اشاره به مواضع می کرد و نامی می برد تا رسید به همین موضع شریف اشاره کرد به آن و گفت: هذا منزل نفسی و محل رمسی اعددتُه لیوم کریهتی و بأسی، یعنی این موضع قبر من است.[۱۰]

پانویس

  1. هزار و یک کلمه، حسن حسن زاده آملی، ج‏۳، ص۷۷
  2. ملا علی نوری مازندرانی (شهر چمستان)، سایت ستادهای نماز جمعه کشور
  3. مردان علم در میدان عمل، سید نعمت الله حسینی، جلد ۶
  4. مدرس مطلق؛ محمدعلی؛ (۱۳۹۱)، مکتب فلسفی اصفهان، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، چاپ اول.
  5. نصیرى محمدرضا، اثرآفرینان، ج۱، ص۱۴، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، چاپ دوم، ۱۳۸۴.
  6. ناجی اصفهانی، حامد؛ مجموعه رسائل حکیم ملا علی نوری، آینه پژوهش، آذر و دی ۱۳۷۳ - شماره ۲۸
  7. اثرآفرینان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، شرح حال ملا علی نوری
  8. اثرآفرینان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، شرح حال ملا علی نوری
  9. مقدمه "شرحان لحدیث « هل رأیت رجلاً »"، ملا علی نوری، تحقیق حامد ناجى اصفهانى
  10. فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، ج۱، ص ۳۳۹.


منابع

  • اثرآفرينان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى
  • ملا علی نوری اصفهانی، سایت شعائر
  • مردان علم در میدان عمل، سید نعمت الله حسینی
  • هزار و يك كلمه، حسن حسن زاده آملی
  • مجموعه رسائل حکیم ملا علی نوری، آینه پژوهش، حامد ناجی اصفهانی، آذر و دي 1373 - شماره 28