رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مختصر نویسی متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شهید ثانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شیخ زین‌الدین علی عاملی (۹۱۱-۹۶۶ ق)، معروف به «شهید ثانی»، از جمله نوابغ نامی و مجتهدین شیعی که در قرن دهم هجری می زیسته است. وی یکی از اعیان و مفاخر فقهای نامدار شیعه، و یکی از اکابر متبحرین در علوم اسلامی و یکی از استوانه های فقهی و اجتهادی در طول ادوار فقه اسلامی می باشد که از نظر آثار و برکات وجودی کم نظیر می باشد. از آثار ماندگار شهید ثانی، می توان به «الروضه البهیه» در شرح «لمعه دمشقیه» اشاره کرد.

Shahid-thani.jpg
نام کامل شیخ زین الدین علی بن احمد
زادروز ۹۱۱ قمری
زادگاه جبل عامل لبنان
وفات ۹۶۶ قمری

Line.png

اساتید

سید حسن بن جعفر کرکی، شیخ علی بن عبدالعالی میسی، شیخ محمد بن مکی،...


آثار

الروضة البهية، روض الجنان فی شرح ارشاد الاذهان، البدایه فی علم الدرایه، ریحانة الادب، منیة المرید،...

ولادت و خاندان

زین الدین علی بن احمد عاملی جبعی در سیزدهم شوال ۹۱۱ قمری در روستای جُبَع در منطقه شیعه نشین جبل عامل در لبنان به دنیا آمد. وی به ابن حاجه نحاریری معروف بوده و مشهور به شهید ثانی است.

جد ششم او صالح نامی است که شاگرد علامه حلی بوده است. ظاهراً اصلاً اهل طوس بوده و از این رو شهید ثانی، گاهی الطوسی الشامی امضاء می کرده است.[۱]

از برکات وجودی شهید ثانی، با این فضائل روحی و معنوی، فرزند برومندی همچون علامه بزرگوار و دانشمند پارسا و ژرف نگر، جمال الدین حسن، به ثمر رسید که آثار گرانبهایی چون «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» در اصول فقه و سایر علوم اسلامی به دنیای شیعه ارمغان آورد.

تحصیلات و استادان

وی همزمان با حیات پدر بزرگوارش، نورالدین علی بن احمد، تحصیلات مقدماتی را نزد او گذراند، سپس به قریه میس رفت و نزد شیخ ‌علی بن عبدالعالی میسی (م ۹۳۸ ه.ق) تحصیلات خود را ادامه داد و کتاب های شرائع الاسلام محقق حلی، و ارشاد الاذهان علامه حلی، و کتاب قواعد علامه را نزد او خواند.

شهید ثانی نزد محقق کرکی (قبل از آن که به ایران بیاید) نیز تحصیل کرده است.

سفرهای علمی:

او به منظور ادامه تحصیلات علمی، مسافرت های متعددی به نقاط مختلف جهان اسلام آغاز نمود، یعنی آن گاه که چندی در میس اقامت گزید، به کرک نوح رفت و نحو و اصول فقه را نزد سید جعفر کرکی، نویسنده کتاب المحجه البیضاء فراگرفت، و در سال ۹۳۴ ه.ق مجددا به جبع بازگشت و تا سال ۹۳۷ ه.ق در آن جا سرگرم مطالعه و تحقیق و مذاکرات علمی شد. در همین سال به دمشق مسافرت کرد و قریب یک سال و اندی در آن جا به تحصیلات خود ادامه داد و نزد شیخ محمد بن مکی حکیم و فیلسوف بزرگوار، پاره ای از کتب طب و حکمت و هیات را قرائت نمود و در محضر درس شیخ احمد جابر شرکت جست و کتاب شاطبیه را که در علم قرائت و تجوید است، بر او خواند.

او به سال ۹۳۸ ه.ق دوباره به جبع بازگشت، ولی نتوانست توقف خود را که موجب توقف علمی او می شد، چندان ادامه دهد، لذا مجددا آهنگ دمشق نمود تا از آن جا به مصر برود. البته مدتی کوتاه در دمشق درنگ کرد و کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری را در مدرسه سلیمیه نزد شمس الدین طولون قرائت کرد و سپس در نیمه ربیع الاول ۹۴۲ ه.ق به مصر حرکت نمود.

مدت مسافرت او از دمشق به مصر، حدود یک ماه به طول انجامید و در میان راه کرامات و خوارق عاداتی از وی مشاهده شد که شاگردش ابن العودی آن ها را بازگو کرده است. در مصر نزد شانزده استاد برجسته و دانشمند به اندوختن ذخایر علمی در علوم عربی، اصول فقه، هندسه، معانی، بیان، عروض، منطق، تفسیر و سایر علوم دیگر سرگرم شد.

شاگردش ابن العودی تمام اساتید او را در بغیة المرید نام می برد که از آن جمله است: شیخ ابوالحسن بکری، نویسنده کتاب الانوار فی مولد النبی و علامه مجلسی از این کتاب در بحارالانوار مطالبی نقل کرده است.

شهید ثانی در شوال ۹۴۴ ه.ق به زیارت خانه خدا و نیز زیارت قبر شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه مدفون در بقیع موفق شد. در صفر ۹۴۴ ه.ق بار دیگر به موطن خود جبع مراجعت کرد. در ربیع الاول ۹۴۶ ه.ق به زیارت ائمه هدی علیهم السلام در عراق مشرف شد و در پنجم شعبان همان سال به جبع بازگشت و چند سالی در آن جا ماند. در ذی الحجه ۹۴۸ ه.ق مسافرت به بیت المقدس را در پیش گرفت و وارد این شهر شد و در محضر شیخ شمس الدین بن ابی اللطیف مقدسی، قسمتی از صحیح مسلم و بخاری را قرائت نمود و از این استاد اجازه روایت را اخذ کرد. پس از آن به موطن خود مراجعت نمود و در آن جا مشغول تحقیق و مطالعه و تدریس گشت.

پس از آن به صوب روم شرقی عزم سفر کرد و در هفدهم ربیع الاول ۹۴۹ ه.ق از طریق دمشق و حلب وارد قسطنطنیه گردید. این دانشمند بلند همت و سخت کوش به گوشه ای پناهنده گشت و در طی مدت هیجده روز دست اندر کار نگارش رساله ای شد که راجع به ده علم بود، ده مبحث جالب آن را در آن رساله تحریر کرد و آن را نزد قاضی عسکر محمد بن محمد بن قاضی زاده رومی که خود از دانشمندان برجسته آن دیار بشمار می رفت، فرستاد.

پس از ملاقات او با شهید ثانی، میان آن دو در مسائل مختلف مباحثات و مذاکرات علمی صورت گرفت و نوشته های شهید ثانی و نیز مذاکرات علمی او، قاضی رومی را بر آن داشت که صورت برنامه ای که حاوی وظائف مدارسی بود در اختیار او قرار داده و به او پیشنهاد کرد که در انتخاب مدرسه دلخواه خود مختار است و می تواند افاضات علمی و تدریسی خود را در هر مدرسه ای که مطابق سلیقه اوست اجرا نماید، و در ضمن با اصرار از او درخواست می کرد که در شام یا حلب به انجام وظیفه تدریس بپردازد. شهید ثانی پس از استخاره، اقامت در مدرسه نوریه واقع در بعلبک را انتخاب کرد و از سوی قاضی مزبور، اداره امور این مدرسه به وی، واگذار شد.

مدت توقف شهید ثانی در قسطنطنیه چهار ماه به طول انجامید و طبق معمول که لحظه ای را به هدر نمی داد، در طول این مدت کوتاه با سید عبدالرحیم عباسی، نویسنده کتاب معاهد التنصیص آشنایی پیدا کرد و با او مجالست و آمد و شد آغاز نمود و از محضرش از لحاظ علمی استفاضه می کرد.

در یازدهم رجب از طریق عراق به جبع بازگشت و در مسیر بازگشت خود به زیارت مراقد ائمه اطهار علیهم السلام تشرف حاصل نمود و این مراجعت با نیمه صفر ۹۵۳ ه.ق همزمان بود او سرانجام در بعلبک اقامت گزید.

او پس از اقامت در بعلبک، در سایه شهرت علمی، مرجعیت یافت و دانشمندان فرزانه و فضلای آن دیار، از دوردست ترین بلاد برای استفاضه علمی به محضر او روی می آوردند و از برکات علمی و اخلاقی او بهره کافی می گرفتند. وی در این شهر، تدریس جامعی را آغاز کرد، به این معنی که چون نسبت به مذاهب پنج گانه جعفری، حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی از لحاظ آگاهی علمی کاملاً محیط و مسلط بود، بر اساس تمام این مذاهب پنجگانه تدریس می نمود و در حقیقت فقه مقارن و عقائد تطبیقی را تدریس می کرد و چنان که سلف صالح او، یعنی شیخ طوسی برای نخستین بار کتابی در زمینه فقه تطبیقی و حقوق تطبیقی اسلام تالیف کرده بود، شهید ثانی برای نخستین بار تدریس فقه تطبیقی را در شهر بعلبک بنیاد نهاد. توده مردم نیز بر حسب مذهب خود، پاسخ استفتائات خویش را از محضر او دریافت می کردند.

استادان:

از مجموع بحث ها و مدارک تاریخی که در زندگی این شهید عالیقدر در دست داریم، به این نتیجه می رسیم که شهید ثانی با مسافرت های متعدد خود، در صدد یافتن اساتیدی بود که بتواند بیشترین بهره های علمی را از محضر آنان بدست آورد. اگر چه نمی توانیم نام تمام اساتید او را برشماریم، ولی به خاطر مزید اطلاع از آن اساتیدی نام می بریم که اسامی آنان در مدارک تاریخی ضبط شده است و شهید ثانی از محضر آنان مستفیض گشته است و می نمایاند که شهید از درس اکثر اساتید برجسته در تمام مذاهب پنجگانه اسلامی استفاده شایان کرده است:

  1. پدر او، احمد عاملی جبعی (م ۹۲۵ ه ق) در میس.
  2. شیخ علی بن عبدالعالی میسی (م ۹۳۸ ه ق) در میس.
  3. شیخ محمد بن مکی حکیم و فیلسوف، در دمشق.
  4. سید حسن بن جعفر کرکی، در کرک نوح.
  5. شیخ احمد بن جابر، در دمشق.
  6. شمس الدین طولون دمشقی حنفی، در دمشق.
  7. شیخ ابوالحسن بکری.
  8. شیخ شمس الدین ابواللطیف مقدسی، در بیت المقدس.
  9. سید عبدالرحیم عباسی، در قسطنطنیه.
  10. ملا حسن جرجانی.
  11. ملا محمد استرآبادی.
  12. ملا محمد علی گیلانی.
  13. شهاب الدین بن نجار حنبلی.
  14. زین الدین حری مالکی.
  15. شیخ ناصرالدین طلاوی کفعمی.

تألیفات و آثار

آثار علمی این دانشمند پاک نهاد به دهها کتاب و رساله علمی می رسد و علی رغم اشتغالات دیگر تدریسی، حدود هفتاد اثر علمی از خود به جای گذاشت که ما به برخی از آن ها دست یافته و یا با نام پاره ای از آن ها ضمن ترجمه احوال او در مراجع مختلف آگاهی یافته ایم. تألیفات شهید ثانی که از «روض الجنان» آغاز می شود و به «الروضه البهیه» از لحاظ تاریخ تألیف پایان می گیرد. آثار شناخته شده این عالم بزرگوار و فقیه عالیقدر را بر حسب ترتیب موضوعی در زیر یاد می کنیم:

الف) کتب و رسالات فقهی:

  1. روض الجنان فی شرح ارشاد الاذهان، که ظاهراً نخستین اثر علمی این بزرگوار است که به تاریخ جمعه ۲۵ ذی القعده ۹۴۹ تالیف کرده است.
  2. مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام (شرح «شرایع» محقق حلی)، که تاریخ پایان کتاب دیات آن ۲ ربیع الاول ۹۶۴ است.[۲]
  3. الفوائد العملیه فی شرح النفلیه.
  4. المقاصد العلیه فی شرح الالفیه، در ۱۹ ربیع الاول ۹۵۰.
  5. نتایج الافکار فی حکم المقیمین فی الاسفار، در دوشنبه ۲۷ رمضان ۹۵۰.
  6. رساله فی ارث الزوجه من العقار، در ۹۵۶.
  7. رساله فی احکام الحیوه، در سه شنبه ۲۵ ذی الحجه ۹۵۶.
  8. رساله فی وجوب صلوة الجمعه.
  9. رساله فی الحث علی صلوة الجمعه، این رساله، به جز رساله قبلی می باشد.
  10. رساله فی تحریم طلاق الحائض الحامل المدخول بها، الحاضر زوجها.
  11. رساله فی حکم طلاق الحائض الغائب عنها زوجها.
  12. رساله فی تحقیق النیه.
  13. مناسک الحج الکبیر.
  14. مناسک الحج الصغیر.
  15. رساله فی عدم جواز تقلید المیت.
  16. الفتاوی المختصره، غالبا در مسائل مربوط به عبادات است.
  17. رساله فی انفعال ماء البئر.
  18. رساله فیما اذا احدث المجنب حدثا صغیرا فی اثنا الغسل.
  19. رساله فیما اذا تیقن الحدث و الطهاره و شک فی السابق منهما.
  20. المسائل النجفیه (که هنگام بازگشت از استانبول (قسطنطنیه) به نجف، به آن ها پاسخ نوشته است).
  21. مسائل جبل عامل، که پس از مراجعت از مکه در جبل عامل پاسخ آن ها را نگاشته است.
  22. رساله فی عدم قبول الصلوة الا بالولایه.
  23. الرساله الاسطنبولیه فی الواجبات العینیه که هم در فقه و واجبات علمی و هم در مسائل اعتقادی است، در ۱۲ صفر ۹۵۲ ه.ق.
  24. الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه (شرح «لمعه» شهید اول)، که آن را در مدت ۶ ماه و ۶ روز، یا ۱۵ ماه تالیف کرده است.
  25. حاشیه المختصر النافع.
  26. حاشیه ارشاد الاذهان.
  27. حاشیه قواعد الاحکام.
  28. حاشیه شرایع الاسلام.

ب) کتب درایه:

  1. البدایه فی علم الدرایه: شهید ثانی در علم درایة الحدیث شاید نخستین دانشمند شیعی باشد که دست اندر کار تالیف مهم در این رشته باشد.
  2. شرح البدایه فی علم الدرایه.

ج) کتب اصول فقه:

  1. تمهید القواعد الاصولیه لتفریع الاحکام الشرعیه: این کتاب دارای ۱۰۰ قاعده اصولی و ۱۰۰ قاعده ادبی است که در اول محرم ۹۵۸ ه.ق تالیف کرده است.

د) کتب مربوط به حدیث:

  1. غنیه القاصدین فی اصطلاحات المحدثین.
  2. شرح حدیث الدنیا مزرعه الاخره.
  3. کتاب فی الاحادیث؛ مرحوم شیخ حر عاملی گوید: حدود هزار حدیث به خط شهید ثانی دیدم که از مشیخه حسن بن محبوب انتخاب کرده بود.

ه) کتب ادعیه:

  1. رساله فی الادعیه.
  2. رساله فی آداب الجمعه.

و) کلام:

  1. حقائق الایمان یا تحقیق الاسلام و الایمان، در شب دوشنبه، هشتم ذی القعده ۹۵۴ ه.ق.

ز) تفسیر:

  1. رساله فی شرح بسمله.

ح) نحو:

  1. منظومه فی النحو.
  2. شرح المنظومه فی النحو.

ط) اخلاق و عرفان دینی:

  1. منار القاصدین فی اسرار معالم الدین، در تعلیم و تربیت و اخلاق و عرفان.
  2. منیة المرید فی آداب المفید والمستفید، در آداب تعلیم و تعلم که کتابی فوق العاده مفید در امر آموزش و تربیت می باشد که صحیح ترین و کامل ترین ترجمه آن توسط دانشمند محترم، جناب آقای دکتر سید محمدباقر حجتی انجام پذیرفته است.
  3. مسکن الفؤاد عند فقد الاحبه و الاولاد (آرام بخش دل به هنگام از دست دادن دوستان و فرزندان) که این کتاب را پس از حادثه از دست دادن چند فرزند، پیش از شیخ حسن در تسلی خاطر خویش و دیگران، در روز جمعه اول رجب ۹۵۴ ه.ق نگاشته است.
  4. تلخیص مسکن الفؤاد.
  5. کشف الریبه عن احکام الغیبه.
  6. التنبیهات العلیه علی وظائف الصلوه الغیبیه، (یا اسرار الصلوه) که در اسرار عرفانی و نکات و آداب درونی و باطنی نماز می باشد و با استمداد از احادیث در ۹ ذی الحجه ۹۵۱ تحریر شده است.

ویژگی‌های اخلاقی

شهید ثانی با داشتن چنین مقام و شخصیت برجسته علمی و فقهی، در تامین پاره ای از ضروریات معاش شخصا تلاش می کرد. نوشته اند: وقتی هوا تاریک می شد و شب فرا می رسید، الاغی را که مرکب سواری او بود از خانه بیرون می آورد و به خارج شهر می راند و هیزم فراهم می آورد و بار بر آن می نمود و بدین وسیله سوخت منزل را برای خانواده اش فراهم می ساخت.

مرحوم خوانساری صاحب روضات الجنات، درباره شهید ثانی چنین می گوید: تاکنون در جمع دانشمندان بزرگ و برجسته شیعه کسی را به یاد ندارم که از لحاظ شکوه شخصیت، سعه صدر، خوش فهمی، حسن سلیقه، داشتن نظم و برنامه تحصیلی، کثرت اساتید، ظرافت طبع، معنویت سخن و پختگی و بی نقص بودن آثار علمی به پای او برسد، بلکه این استاد بزرگوار در تخلق به اخلاق الهی و قرب منزلت، چنان می نمایاند که تالی تِلو معصوم علیه السلام است و بلافاصله در رده پس از معصومان علیهم السلام قرار دارد.[۳]

شهید ثانی به هنگام میزبانی از واردین بی اختیار می گشت و در پذیرایی از میهمانان و تامین حوائج متقاضیان در حد ایثار و فداکاری می کوشید.

شهادت

دو نفر از مردم جبع برای مرافعه و محاکمه به شهید ثانی مراجعه کردند، او نیز طبق موازین دینی و ضوابط شرعی، دعوی را فیصله داد. طبیعی است در مرافعات، هر دو طرف منتفع نیستند، نتیجه به نفع یکی از طرفین و به ضرر دیگری فیصله یافت. شخص محکوم از این داوری به خشم آمد و نزد قاضی صیدا رفت و از او سعایت کرد که شهید ثانی رافضی و شیعه است. قاضی جریان را به سلطان سلیم اطلاع داد. از طرف او برای دستگیر کردن شهید، شخصی مامور شد. در پیگیری این ماموریت او وارد جبع شد، از مردم شهر سراغ شهید را می گرفت، به او گفتند که در شهر نیست.

شهید ثانی اصولا به علت محیط ناسالم و جو آلوده مردم زمان، غالبا عزلت اختیار می کرد و فقط برای اقامه نماز صبح به مسجد می رفت و اکثر اوقات با حالتی آمیخته به بیم و هراس بسر می برد و خویشتن را از منافقان پنهان می کرد و غالبا به تنهایی سرگرم تحقیق و مطالعه و تالیف بود.

همزمان با ورود آن مامور، استاد در انگورستان خود سرگرم تالیف کتاب بوده است. این مامور موفق به دستگیری او نشد، چون به خاطر شهید گذشت که به سفر حج برود، مقدمات سفر مکه را آماده ساخت و در محملی که با روپوش بود نشست تا کسی او را نبیند و نشناسد.

قاضی صیدا به سلطان روم (عثمانی) نامه ای نوشت که در بلاد شام (سوریه) مردی عالم زندگی می کند که بدعت گزار و بیرون از مذاهب چهارگانه اهل سنت و دست اندر کار نشر و تبلیغ عقائد خود می باشد. سلطان سلیم شخصی به نام رستم پاشا را که وزیر او بود، برای دستگیری شهید مامور ساخت و گفت باید او را زنده دستگیر کنی تا با دانشمندان استانبول (قسطنطنیه) مباحثه کند و از عقائد او تفتیش شود تا سرانجام از مذهب و آئین او مطلع گردند. رستم پاشا به جبع آمد و از شهید پرس و جو کرد، به او گفتند که به سفر حج رفته است.

این مامور در اثنا راه مکه به شهید ثانی رسید و او را دستگیر کرد. شهید ثانی به او گفت: به من مهلت ده تا سفر حج را به انجام رسانم و من فرار نمی کنم و مناسک حج را زیر نظر و مراقبت تو انجام می دهم. پس از انجام مناسک به هر صورتی که دلخواه توست با من عمل کن. رستم پاشا راضی شد که شهید ثانی مراسم حج را برگزار کند و پس از پایان مراسم حج، شهید را به روم (عثمانی) برد. آن گاه که او را وارد کشور عثمانی نمود، در راه به شخصی برخوردند آن شخص از مامور سؤال کرد که این مرد کیست؟ گفت: از دانشمندان شیعه امامیه است که بر حسب ماموریت او را نزد سلطان می برم. آن شخص گفت: تو درباره این مرد در اثنا راه کوتاهی کرده و او را آزار رسانده ای، ممکن است در حضور سلطان از تو شکایت کند و دوستان و یاران او نیز به حمایت و دفاع از وی برخیزند و برای تو موجبات ناراحتی و احیاناً قتل فراهم کنند. صلاح در این است که در همین جا سرش را از بدن جدا کنی و سر بریده او را نزد سلطان ببری. پس این مرد فرومایه در کنار دریا استاد بزرگوار را شهید کرد آن گاه سر بریده او را حضور سلطان آورد. سلطان بر او برآشفت و سخت او را مورد توبیخ قرار داد و به وی گفت: من تو را مامور ساخته بودم که او را زنده بیاوری، بنابراین به چه مجوزی او را کشتی؟ در نهایت رستم پاشا به جرم این جرم بزرگ، او را قصاص نمود.

جسد آن شهید بزرگوار، مدت سه روز بر روی زمین ماند و کسی او را دفن نکرد و سرانجام جسد شریف او را به دریا افکندند.[۴] تاریخ شهادتش را ۹۶۵ یا ۹۶۶ قمری نوشته‌اند.

پانویس

  1. برخی در مورد کلام استاد شهید مطهری، جایی که می فرماید: ظاهراً اهل طوس بوده است، از این رو گاهی الطوسی الشامی امضاء می کرده است. گفته اند که اصل آن الطلوسی الشامی بوده است، طلوسه روستایی از جبل عامل می باشد، گویا در اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۱۴۳ و ریحانه الادب، ج ۳، ص ۲۸ آمده است با مراجعه ای که به آدرس اخیر داشتیم، چنین مطلبی نبود جهت حفظ امانت مطلب استاد به همان صورت اصلی نقل گردید مشاهیر دانشمندان اسلام، قمی، ج ۳، صفحات ۳۷۰ تا ۳۸۰.
  2. در حق این کتاب گفته اند: لولا کتاب مسالک الافهام * مااتضحت طریق شرائع الاسلام -- کلا ولا کشف الحجاب مؤلف * عن مشکلات غوامض الاحکام.
  3. روضات الجنات، ج ۳، ص ۳۸۷ ـ ۳۵۲، کد معرفی ۳۰۶.
  4. معجم رجال الحدیث، ج ۷، ص ۳۷۲ تا ۳۷۷.

منابع

  • عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار شیعه، صفحه ۱۹۱.

پيوندها