سيد محمدمهدی اصفهانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سید محمدمهدی اصفهانی (م ۱۳۹۱ق)، از فقهای بزرگ امامیه در قرن چهاردهم است. او در نزد سید ابوتراب خوانساری، میرزا حسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و عالمان دیگری تحصیل نمود و بعد از نیل به اجتهاد به زادگاه خویش کاظمین مراجعت نمود و تا آخر عمر به تدریس و تصنیف اشتغال داشت. از آثار او «احسن الودیعه» کتابی در شرح حال مشاهیر شیعه است.

M-m esfahani.jpg
نام کامل سید محمدمهدی موسوی اصفهانی
زادروز 1319 قمری
زادگاه کاظمین
وفات 1391 قمری
مدفن کاظمین

Line.png

اساتید

محمدحسین کاشف الغطاء، شیخ حسین رشتى،...

شاگردان

سید شهاب الدین مرعشى نجفى، شیخ حسین قدیحى بحرانى،...

آثار

القول المقبول فى مباحث الاصول، ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه،...


خاندان

سید محمدمهدى موسوى، سوم شعبان سال (۱۳۱۹ هـ .ق.) مصادف با سالروز ولادت سیدالشهدا، امام حسین(علیه السلام)، در شهر کاظمین(1) عراق، به دنیا آمد.(2)

پدرش سید محمد اصفهانى، معروف به واعظ، داراى احاطه کافى و گسترده در اخبار، تاریخ و رجال بود و در ادبیات آگاهى هاى فراوان داشت. او هنگام بازگشت از کربلا به سوى ایران، در کاظمین توقف کرد. از آن جا که مردم آن سامان، با علم و فضل او آشنایى داشتند، از او درخواست کردند تا در آن شهر سکونت گزیند و مردم را ارشاد کند. او نیز قبول کرد و تا آخر عمر به وعظ، ارشاد و اقامه نماز جماعت در صحن مطهر حرم کاظمین(علیهما السلام) پرداخت. وی در ۱۱ محرم ۱۳۵۵ هـ .ق. در کاظمین بدرود حیات گفت. پیکرش در صحن مطهر دو امام کاظم و امام جواد(علیهما السلام) به خاک سپرده شد.(3)

جد اولش، علامه بزرگ، سید محمدصادق اصفهانى چهارسوقى از عالمان و فقیهان خوانسار و اصفهان بود. جد دومش، سید زین العابدین خوانسارى، نویسنده شرح «زبده» شیخ بهایى، از عالمان و فقیهان اصفهان بود که در ۱۲۷۶ هـ .ق. بدرود حیات گفت و در قبرستان تخت فولاد اصفهان، در تکیه شیخ محمدتقى، طرف بالا سر مادر شاهزاده، به خاک سپرده شد.(4)

خاندان سید محمدمهدى اصفهانى که نسبشان با چند واسطه به امام موسى کاظم(علیه السلام)(5) مى رسد، از خاندان هاى شریف، در شهرهاى خوانسار، اصفهان و کاظمین هستند که در جهات مختلف علمى، کمال و نسب، شرافت ویژه اى دارند. از این خاندان، فقیهان، ادیبان و مورخان بسیارى نسل اندر نسل برخاسته اند که در کتاب هاى تراجم و اجازه نامه هاى فقهى و روایى، نام آنان ذکر شده است.

سید محمدمهدى، به اعتبار انتسابش به امام موسى کاظم(علیه السلام)، به موسوى و به علت اقامت اجدادش در اصفهان و خوانسار، به اصفهانى و خوانسارى و به خاطر تولد و اقامتش در کاظمین، به کاظمینى معروف شده است.(6)

تحصیلات

تحصیلات محمدمهدى با یادگیرى، خواندن و نوشتن در مکتب آغاز شد. هوش سرشار، استعداد ذاتى و شوق فراوان او موجب شد تا پدرش سید محمد اصفهانى، عنایت خاصى نسبت به او پیدا کند از این رو مدرسانى چند براى تعلیم و تربیت او به خدمت گرفت. آنان در برابر مزدى که جناب سید محمد اصفهانى به آنان مى داد هر روز در منزل حاضر شده، درس هاى صرف، نحو، منطق و معانى و بیان را به او مى آموختند. سید محمدمهدى همه آن درس ها را به خوبى و با کمال اشتیاق، با کمک حافظه قوى، فرا مى گرفت به طورى که تعجب معلمان خود را برمى انگیخت.

وى بعد از گذراندن دروس مقدماتى علوم حوزوى، به یادگیرى دروس سطح نزد استادان معروف کاظمیّه پرداخت. و هنوز نوجوانى او به پایان نرسیده بود که کتاب هاى رسائل شیخ انصارى و کفایة الاصول آخوند خراسانى را به اتمام رساند.(7)

سفر به کربلا و نجف:

سید محمدمهدى، براى کسب درجات عالى علوم حوزوى، راهى شهرهاى کربلا و نجف شد و در درس خارج فقه و اصول استادان معروف آن شهرها حضور یافت. وى بعد از سال ها تحصیل و پژوهش در رشته هاى متنوع علوم اسلامى به درجه اجتهاد نایل آمد و از طرف بسیارى از استادان مشهور آن شهرها، مفتخر به دریافت اجازه نامه اجتهاد و روایت گردید.

دانشمندان علم تراجم، از منزلت علمى و مقام بلند دانش او در رشته هاى مختلف علوم دینى تجلیل کرده اند و او را به عالم فاضل، مجتهد بزرگ، مورخ پژوهشگر، سید عالمان و مجتهدان، زبان فقیهان و متکلمان، آگاه بر اخبار و روایات و علامه ستوده اند.(8)

سید محمدمهدى اصفهانى، بعد از پایان دروس عالى علوم اسلامى، مدتى قبل از وفات پدر عالم و فقیهش سید محمد اصفهانى، در سال ۱۳۵۵ هـ .ق، به زادگاهش کاظمین بازگشت. او تحول بزرگى در فرهنگ مذهبى مردم ایجاد کرد و حیاتى دوباره به حوزه علمیه آن شهر بخشید.

استادان و مشایخ

سید محمدمهدى به علت دسترسى آسان به شهرهاى کربلا و نجف اشرف حضور استادان دانشمند و فقیه در آن شهرها را غنیمت شمرد و از خرمن علم و اخلاق آن ها خوشه هاى دانش و کمال چید. نام بسیارى از آن ها در کتاب هاى تراجم و آثار به جا مانده از سید محمدمهدى ذکر شده است.

۱. شیخ حسین رشتى (۱۳۴۸ ـ ۱۲۹۵هـ .ق.)

۲. میرزا ابراهیم سلماسى: سید محمدمهدى اصفهانى، مدتى نزد او به تحصیل علوم دینى پرداخت و کتاب هاى شرح لمعه (جلد اول) و فصول را نزد او آموخت.(9)

۳. سید ابوتراب موسوى خوانسارى (متوفاى ۱۳۴۶ هـ .ق.)

۴. سید محمد اصفهانى (متوفاى ۱۳۵۵هـ .ق.).

۵. شیخ على بن رضا بن موسى بن جعفر کاشف الغطاء نجفى (متوفاى ۱۳۵۰).

۶. شیخ محمدحسین کاشف الغطاء (متوفاى ۱۳۷۳هـ .ق.)

۷. سید محمد کاشانى حائرى

۸. شیخ على شاهرودى

۹. آقا ضیاءالدین عراقى نجفى (متوفاى ۱۳۶۱هـ .ق.)

۱۰. شیخ کاظم شیرازى

۱۱. میرزا احمد تقى شیرازى (متوفاى ۱۳۳۸هـ .ق.)

۱۲. سید محسن امین عاملى (متوفاى ۱۳۷۱)

۱۳. شیخ محمد خالصى (متوفاى ۱۳۴۳)

۱۴. شیخ على بن ابراهیم قمى نجفى

۱۵. شیخ على مازندرانى نجفى

۱۶. شیخ میرزا اسدالله زنجانى (متوفاى ۱۳۷۱هـ .ق.)

۱۷. شیخ محمدعلى قمى (متوفاى ۱۳۵۸ هـ .ق.)

۱۸. میرزا هادى خراسانى حائرى (۱۳۳۹ ـ ۱۲۹۶هـ .ق.)

سید محمدمهدى اصفهانى، علاوه بر نقل روایت از مشایخ شیعى، از مشایخ اهل سنت نیز روایت نقل مى کرد. نام دو تن از آنان در کتاب هاى تراجم ثبت شده است که عبارتند از: سید ابراهیم راوى بغدادى و شیخ یوسف عطاء حنفى.(10)

تدریس و شاگردان

اولین اقدام سید محمدمهدى اصفهانى در شهر کاظمین، تدریس در حوزه علمیه آن شهر در رشته هاى مختلف علوم دینى به ویژه تدریس فقه و اصول بود. احاطه بر مبانى و اصول علوم مختلف اسلامى، آشنایى با آرا و نظرات بزرگان آن دانش ها و برخوردارى از بیان گویا و روان، موجب شد تا عده بسیارى از جویندگان علم و کمال در محضرش حاضر و پروانه وار گرد شمع او جمع شده، از نور علمش بهره جویند. بسیارى از عالمان، فقیهان و محدثان از آن محدث و فقیه بزرگ اجازه روایت دریافت کرده اند که اسامى ده ها نفر از آنان در کتاب هاى تراجم ذکر شده است:

۱. سید مهدى، فرزند سید محمدجعفر، فرزند سید مهدى، فرزند سید محمدباقر موسوى خوانسارى.

۲. سید فضل الله، فرزند سید عطاءالله.

۳. سید آقا جلال الدین تقوى دینانى، مشهور به آقازاده لاریجانى تهرانى.

۴. سید محمدحسن آل طیب شوشترى.

۵. شیخ محمدمهدى آل علامه شرف الدین شوشترى.

۶. شیخ محمد مختار، فرزند شیخ امان الله هندى.

۷. شیخ هادى محمود.

۸. سید مصطفى خوانسارى صفایى: سید محمدمهدى اصفهانى (۱۵ ربیع الاول ۱۳۶۹ هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را فیض البارى فى الاجازة للعلامة الخوانسارى، نهاد.

۹. شیخ ابوالفضل ثقفى تهرانى، که سید محمدمهدى اصفهانى (ربیع الاول ۱۳۷۰هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را «احسن الحبل فى الاجازة للحاج میرزا ابوالفضل» نهاد.

۱۰. شیخ حسین قدیحى بحرانى: سید محمدمهدى اصفهانى براى وى دو اجازه نامه صادر کرده است، مفصل و مختصر. و اجازه نامه مفصل را در (۱۲ ربیع الاول ۱۳۷۵هـ .ق.) به او داده است و آن را «انوار الکاظمین فى الاجازة للشیخ حسین» نامیده است.

۱۱. شیخ فرج الله آل عمران قطیفى، که سید محمدمهدى اصفهانى در (۶ شوال ۱۳۷۱ هـ .ق.) اجازه نامه اى به نام «احسن الدرج فى الاجازة للشیخ فرج» به وى داده است.

۱۲. شیخ على اکبر مروج خراسانى

۱۳. سید عبدالمجید حائرى

۱۴. حاج میرزا احمد احمدآبادى اصفهانى، معروف به طبیب زاده.

۱۵. حسین على محفوظ

۱۶. سید على موسوى کاظمى

۱۷. سید محمدحسین جلالى، که سید محمدمهدى اصفهانى اجازه نامه اى به نام «الدرر الغوالى فى الاجازة لسیدنا الجلالى، به او داده است.

۱۸. سید شهاب الدین مرعشى نجفى

علاوه بر شاگردان و راویان مذکور، به عالمان دیگر نیز اجازه نامه روایت اعطا کرده است که با ذکر تاریخ آورده مى شوند.

۱۹. سید احمد مامقانى، (۱۵ جمادى الثانى ۱۳۶۷ هـ .ق.).

۲۰. شیخ احمد زنجانى، (۲۵ جمادى الثانى ۱۳۶۷ هـ .ق.).

۲۱. آقا جعفر فیض مهدوى کرمانشاهى، (۷ ربیع الاول ۱۳۶۸ هـ .ق.).

۲۲. سید محمد فرزند سید نعمت الله جزائرى، (۲۷ ذى القعده ۱۳۶۹ هـ .ق.).

۲۳. شیخ جعفر حائرى، (۲۴ رجب ۱۳۷۰ هـ .ق.).

۲۴. شیخ عباس رفسنجانى، (۶ جمادى الثانى ۱۳۷۱ هـ .ق.).

۲۵. سید محمدمهدى خراسانى حائرى، (۵ رجب ۱۳۷۱ هـ .ق.).

۲۶. سید محمدرضا بهشتى اصفهانى، (۲۶ جمادى الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).

۲۷. شیخ عبدالرسول واعظى تسترى، (۱۶ ذیحجه ۱۳۷۳ هـ .ق.).

۲۸. شیخ محمدحسین کمره اى، (۳ ربیع الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).

۲۹. سید شهاب الدین لُنبانى اصفهانى، (۲۶ ربیع الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).

۳۰. سید موسى بحرانى بغدادى، (۱۵ جمادى الثانى ۱۳۷۴ هـ .ق.).

۳۱. سید عزیزالله امامت کاشانى، (۲۳ صفر ۱۳۷۵ هـ .ق.).

۳۲. سید على شمس المحدثین، (۱۱ رجب ۱۳۷۲ هـ .ق.).(11)

اداره حوزه علمیه

از خدمات علمى فرهنگى سید محمدمهدى اصفهانى در شهر کاظمین، اداره حوزه علمیه و تأمین نیازمندى هاى طلاب و فضلاى مشغول به تحصیل در آن شهر است. از نامه ها، اجازه نامه ها و برخى از آثار او برمى آید که وى دغدغه خاصى نسبت به حفظ امنیت حوزه علمیه، تأمین اقتصادى طلاب و حفظ انسجام آنان داشته است. وى در مقدمه کتاب ایقاظ الامة بیان مى کند، کشور عراق به انواع گرفتارى ها مثل جنگ داخلى، فقر عمومى، گسترش فساد اخلاقى و ناامنى، مبتلا شده بود و این گرفتارى ها در سرنوشت حوزه علمیه آن شهر تأثیر داشت. او براى جلوگیرى از تأثیرات سوء این حوادث بر آن حوزه، متحمل زحمات فراوانى شد. او براى این منظور، علاوه بر ارتباط منظم و بیشتر با مردم و حضور در بین جویندگان علوم اسلامى، بسیارى از عالمان و خواص را در شهرهاى مختلف عراق و ایران به عنوان وکیل خود قرار داد تا وجوهات شرعى را جمع آورى و به سوى وى ارسال کنند. آن عالم فرزانه این کار را جهت تأمین هزینه تحصیلى و ایجاد مکان مناسبى براى محل تدریس و تحصیل طلاب آن شهر، انجام داد و در این راه به موفقیت کامل رسید و حوزه علمیه را به نحو احسن اداره نمود.(12)

کتابخانه ارزشمند

سید محمدمهدى اصفهانى، علاقه فراوانى به کتاب و کتابخوانى به ویژه کتاب هاى علمى و ادبى و کتاب هاى مرتبط با دروس حوزوى، داشت. از این رو از ابتداى تحصیلات علوم دینى تا سال هاى آخر عمر پر برکتش، مدام هر جا کتابى مى دید که در تحقیقات و تألیفات و دیگر فعالیت هاى فرهنگى و مذهبى وى دخالت دارد، آن را خریدارى کرده، در کتابخانه شخصى خود نگه دارى مى کرد.

او از وضعیت چاپ کتاب در شهرها و کشورهاى مختلف دور و نزدیک، مثل ایران، هند و کشورهاى اروپایى با خبر مى شد و هر گاه کتاب تازه اى، به چاپ مى رسید، سفارش تهیه نسخه اى از آن را مى نمود و در نگه دارى آن کمال کوشش را به خرج مى داد.

ویژگى کتابخانه آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى در کاظمین: فراوانى کتاب ها، تنوع در موضوعات، مورد نیاز بودن آن ها و وجود نسخه هاى نایاب بود، که منبع و مأخذ بسیار مهمى براى پژوهش و تألیف در موضوعات مختلف علوم دینى به حساب مى آمد. او از این گنجینه پرگهر و ارزشمند، نهایت استفاده را کرد و تألیفات بسیارى را با کمک آن در موضوعات مختلف در قالب کتاب و رساله، به جهان اسلام عرضه داشت.(13)

ویژگی‌های اخلاقی

سید محمدمهدى اصفهانى در کنار تحصیل علوم دینى، به تهذیب نفس و خودسازى نیز مى پرداخت. او با استفاده از ارشاد معلمان بزرگ اخلاق، به ویژه در شهر نجف اشرف مثل آیت الله سید ابوتراب خوانسارى، رذائل اخلاقى را از خود دور و نفس خود را به فضایل، مزین کرده، روز به روز به تقویت آن پرداخت تا به مرحله کمال معنوى مطلوب دست پیدا کرد.

او داراى همتى بلند، خُلقى کریم، و شرافت نفس بود. از هر گونه بدى پرهیز داشت. نه خود از کسى به بدى یاد مى کرد و نه اجازه مى داد تا نزد او از کسى به بدى یاد کنند و حتى در کتاب هایش، نام کسى را نمى برد مگر آن که با تعظیم و احترام نام او را ذکر مى کرد. نسبت به اهل علم، احترام خاصى قائل بود و در هر مجلسى مى گفت: عالمان عامل، فرزندان دین هستند احترام آن ها بر همه مسلمانان واجب است. و به همین خاطر در کتاب شریف معجم القبور، فصل مشروحى در مورد فضیلت عالمان اختصاص داد.

نظم در زندگى، از ویژگى هاى اخلاقى او بود. وى قسمتى از وقت خود را به امور زندگى شخصى و رسیدگى به خانواده و ساعاتى را براى پژوهش و تألیف و فرصتى را براى ملاقات با مردم داشت. وى بعد از ظهرها، قبل از نماز مغرب و عشا، در صحن مطهر کاظمین حاضر مى شد و در محراب مى نشست و مردم مسائل دینى و یا مشکلات خود را با او در میان مى گذاشتند. او با علاقه به جواب گویى مسائل شرعى، و رفع مشکلات آنان مى پرداخت و بسیار، آنان را امر به معروف و نهى از منکر مى کرد و نسبت به احقاق حق و ابطال باطل، اهتمام مى ورزید.

از هر گونه کار یا ملاقاتى که موجب تلف شدن وقت او مى شد پرهیز داشت از این رو جز محافل دینى، مذهبى، زیارت معصومین (علیهم السلام) و ملاقات با مردم ـ براى رفع مشکلات آنان ـ از هر گونه مجلس یا سفرى که فایده علمى و دینى نداشت، دورى مى کرد.(14)

آثار و تألیفات

آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى، تألیفات بسیارى در موضوعات مختلف علوم اسلامى: فقه، اصول، منطق، کلام، تراجم، تاریخ، رجال و حدیث، در قالب کتاب و رساله، به رشته تحریر درآورده است. او با برنامه ریزى دقیق، قسمت عمده اى از عمر شریف خود را در کتابخانه شخصى خود گذراند و به پژوهش در موضوعات گوناگون علوم مذکور پرداخت و کتاب ها و رساله هاى فراوانى با عبارات شیوا و با قلمى روان و با تحلیل هاى عمیق و محققانه تألیف نمود. آثار ارزشمند او، نشان نبوغ فکرى، ژرف اندیشى و قدرت فوق العاده اش در تحلیل مسائل و مطالب علوم دینى است. این صفات پسندیده با مراجعه به تألیفات وى، به خوبى قابل لمس است.(15)

آثار فقهى:

۱. التنبیه على جواز التشبیه

۲. تحفة الساجد فى احکام المساجد

۳. ترجمه تحفة الساجد فى احکام المساجد(16)

۴. جلاء الخاطر فى الاجوبة المسکنة و النوادر

۵. جواز تقلید المیت

۶. الحواشى على خلاصة الاقوال للعلامة الحلى(17)

۷. حواشى بر خلاصة الاقوال علامه حلى،(18)(فارسى)

۸. ضوء الشمعه فى الحواشى على شرح اللمعه

۹. مطلوب البغاة فى الحواشى على بغیة الوعاة

۱۰. نزهة المرتاض فى شرح طهارة الریاض

۱۱. نتائج المطالعات و ثمرات المراجعات

آثار اصولى:

۱۲. القول المقبول فى مباحث الاصول

۱۳. صرف العنایة فى حل معضلات کفایة الاصول

۱۴. ارشاد السائل الى الرسائل

آثار کلامى:

۱۵. ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه(19): موضوع این کتاب، رجعت است. مؤلف آن در مقدمه کتاب به ذکر معناى لغوى و اصطلاحى رجعت پرداخته و سپس در باب اول به بررسى آیات، در باب دوم به بررسى روایات و در باب سوم به ذکر اقوال عالمان و نائبان معصومین(علیهم السلام) و در خاتمه به بررسى شبهات در مورد رجعت و معرفى کسانى که در مورد رجعت، دست به تألیف زده اند، پرداخته است. این اثر ارزشمند در سال ۱۳۷۱ هـ .ق. در تهران به وسیله دانشمند محقق، جناب ابوالقاسم سحاب تفرشى ترجمه شده و نامش بیدارى امت در اثبات رجعت است.(20)

۱۶. اصول الشیعة و فروعه

۱۷. دوائر المعارف

۱۸. نفایس الکلام فى شرح اسماء الحسنى العظام

زندگینامه‌ها:

۱۹. الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه

۲۰. احسن الذریعة فى تراجم علماء الشیعه: این کتاب، غیر از احسن الودیعه فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه، است که بعداً ذکر مى شود.

۲۱. اَلاُْسَرُ الشیعه

۲۲. ابوالشهداء و العقاد

۲۳. البرهان الجلى على ایمان زید بن على(علیه السلام)

۲۴. الحواشى اللمعات على روضات الجنات

۲۵. رشحات الاقدام فى تراجم الاعلام

۲۶. رساله شرح احوال سید محمدمهدى اصفهانى و مشایخ او

۲۷. مختصر الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه

۲۸. مواهب البارى فى ترجمة آیت الله العلامة الخوانسارى

۲۹. مطلع الشمسین فى الدفاع عن السیّدین

۳۰. النقد و البیان فیما یتعلق بکتب الاعیان

۳۱. معجم القبور: این کتاب ارزشمند، در شش جلد تألیف شده. موضوع جلد اول، مباحث و مطالب گسترده در مورد اصل قبر و زیارت قبر شریف پیامبر(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام)، موضوع جلد دوم ذکر زیارت قبر ائمه(علیهم السلام) از امام حسن(علیه السلام) تا امام حسن عسکرى(علیه السلام) و ذکر احوال و مناقب امام زمان(عج)، ادله اثبات رجعت، موجود بودن آن حضرت در حال حاضر، با استناد به روایات شیعه و سنى. موضوع جلد سوم، ذکر قبر اولاد پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه(علیهم السلام)، موضوع جلد چهارم، شرح حال انبیاى مشهور و مکان دفن آن ها، موضوع جلد پنجم، ذکر شهرهاى شیعه نشین، قبرها و مزارهاى واقع در آن شهرها. و موضوع جلد ششم در مورد مقابر مهم و مساجد معظمه در شهرهاى اسلامى و فضیلت زیارت آن ها است.

۳۲. احسن الودیعة فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه: این کتاب از مشهورترین کتاب هاى سید محمدمهدى اصفهانى است که در دو جلد در یک مجلد بارها به چاپ رسیده است موضوع آن، شرح حال عالمان و فقیهان مشهور شهرهاى کاظمین، نجف، کربلا، اصفهان و دیگر شهرهاست و در واقع، مکمل و متمم کتاب «روضات الجنات» سید محمدباقر خوانسارى (متوفاى ۱۳۱۳ هـ .ق.) است از این رو نام دیگر آن را «الباقیات الصالحات فى تتمیم روضات الجنات» نهاده است. تفاوت «احسن الودیعه» با «روضات الجنات» در آن است که در این کتاب، رعایت حروف الفبایى نشده است بلکه ذکر عالمان و فقیهان بر اساس ترتیب طبقات آن ها آمده است از این رو، گاه فاضل بر افضل و کامل بر اکمل مقدم شده است جز سید ابوتراب خوانسارى (متوفاى ۱۳۴۶ هـ .ق.) که در ابتداى جلد دوم بر خلاف شیوه نویسنده آن در تدوین کتاب، شرح حال او ذکر شده است. در جلد دوم این کتاب، مراکز علمى شیعه به طور مبسوط معرفى شده است مثل نجف، کربلا، کوفه، حله، حلب، حمص، بحرین، قم، کاشان، مشهد، کاظمین، سامراء، رى و... . در آخر کتاب، تصویر برخى از بزرگان دین آورده شده است مثل تصویر آیات عظام سید ابوتراب خوانسارى، شیخ محمدمهدى کرمانشاهى، محمدحسین نائینى و محمدحسین آل کاشف الغطاء.

دیگر آثار:

۳۳. بغیة الرجال فى الحواشى على منتهى المقال

۳۴. بغیة الادیب و غنیة الاریب

۳۵. تنبیه اهل الحجى على بطلان نسبة کتاب الفقه الى الرضا(علیه السلام)

۳۶. جامع الشتات فى النوادر و المتفرقات در چهار جلد

۳۷. فهرست امالى شیخ طوسى

۳۸. فهرست عیون اخبار الرض

۳۹. فهرست النهایه لابن الاثیر

۴۰. فهرست وفیات الاعیان

۴۱. زبدة الکلام فى المنطق و الکلام در دو جلد

۴۲. مسالک المتقین فى اجازات علمائنا المجتهدین، در دو جلد

۴۳. هدیة الصبیان.(21)

علاوه بر آثار مذکور، چند کتابچه دیگر نیز وجود دارد که موضوع آن ها، اجازه نامه روایت به شاگردان و عالمان بزرگ در عصر خویش است که قبلاً در بحث شاگردان، نام آن ها برده شد.

ارادت به اهل بیت علیهم السلام

ابن خلکان در کتاب «وفیات الاعیان» خود وقتى به شرح حال عَمْرو بن فارض مى رسد مى نویسد: از برخى از دوستان خود شنیده ام که: ابن فارض روزى در خلوت، بیت زیر را که مال حریرى نویسنده مقامات است زمزمه مى کرد:

من‌ذا الذى ما ساء قط *** و من له الحسنى فقط

کیست که هرگز بدى نکرده است و تنها کار او خوبى بود؟

ابن فارض مى گوید: به من الهام شد که:

محمد الهادى الذى *** علیه جبریل هبط

آن کسى که هیچ بدى نکرده و تنها کار او خوبى است، محمد(صلى الله علیه وآله) راهنماى بحق است که جبرئیل امین بر او نازل شده است.

سید محمدمهدى اصفهانى مى گوید من وقتى این دو بیت را از صاحب مقامات و ابن فارض به نقل از ابن خلکان خواندم بالبداهه به ذهنم خطور کرد:

و مهره و صنوه *** و من حواهم النمط

فهم ائمة الهدى *** و من یعادیهم غلط

تَروى العلوم عنهم *** و من تعداهم خَبَط

بهم تمسکى غدا *** و سوف یدرى من سقط

مضمون این ابیات این است که: آن که هیچ بدى نکرده و تنها، کارش، خوبى بود، علاوه بر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، داماد و برادر و پسرعموى او و دیگر امامان هدایت گر هستند. آنان پیشواى دین و راهنمایان طریق هدایت هستند، هر کس با آنان دشمنى کند، قطعاً به خطا رفته است. آنان کسانى هستند که علم و دانش از آن ها روایت شده و کسى که از راه آنان تجاوز کند (بیراهه رود) به اشتباه گرفتار شده. تمسک من در فرداى قیامت به آن هاست و به زودى آن کس که به پرتگاه جهالت افتاده این نکته را دانسته و ملتفت خواهد شد.(22)

وفات

آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى کاظمینى بعد از سال ها کوشش در راه اعتلاى دین، خورشید عمرش در (۱۳ محرم ۱۳۹۱ هـ .ق.) در اثر بیمارى، در بیمارستان کاظمین، غروب کرد. پیکر پاکش بعد از تشییع شایسته اى بر روى دوش مردم کاظمین و بعد از اقامه نماز به وسیله فرزندش سید على کاظمینى، در صحن مطهر کاظمین در مقبره خانوادگى آن فقیه مرحوم، به خاک سپرده شد.

پانویس

[۱]. کاظمین یا الکاظمیه، واقع در استان بغداد، ۸ کیلومترى شهر بغداد، ۱۷۳ کیلومترى شهر نجف و ۱۱۰ کیلومترى شهر کربلا، یکى از شهرهاى مذهبى عراق است که حرم مطهر امام موسى کاظم(علیه السلام) و امام جواد(علیه السلام) در آن واقع شده و به همین خاطر «کاظمین» نامیده شده است.

[۲]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۴ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۳ الاعلام، ج ۷، ص ۱۱۶.

[۳]. المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۳ اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۴۱۶ مکارم الاثار، ج ۶، ص ۲۰۱۳ موسوعة العتبات المقدسه، ج ۱۰، جزء ۳، ص ۷۲.

[۴]. مکارم الاثار، ج ۶، ص ۲۰۱۳ اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۱۶۵ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۴.

[۵]. سید محمدمهدى، فرزند سید محمد، فرزند سید محمدصادق، فرزند زین العابدین، فرزند ابوالقاسم جعفر، فرزند حسین، فرزند ابوالقاسم جعفر معروف به میر، فرزند حسین، فرزند قاسم، فرزند محب الله، فرزند مهدى، فرزند زین العابدین، فرزند ابراهیم، فرزند کریم الدین، فرزند رکن الدین، فرزند زین العابدین، فرزند سید صالح القصیر، فرزند محمد، فرزند محمود، فرزند حسین، فرزند حسن، فرزند احمد، فرزند ابراهیم، فرزند عیسى، فرزند حسن، فرزند یحیى، فرزند ابراهیم، فرزند حسن، فرزند عبدالله، فرزند امام موسى کاظم(علیه السلام).

[6]. معارف الرجال، ج ۳، ص ۳۱۳ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۲.

[7]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۴ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴.

[8]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۲ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۴ معجم رجال الفکر، ص ۳۷ ریحانة الادب، ج ۲، ص ۱۹۰.

[9]. المسلسلات، ج ۲.

[10]. معارف الرجال، ج ۳، ص ۱۵۸ و ص ۳۱۳ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۴ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۰ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵.

[11]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۱ المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵ احسن الودیعه، ج ۱، ص۲۵.

[12]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۲ وصیت نامه حجت الاسلام و المسلمین سید ناصرعلى ضیغمیان، ص۲۱.

[13]. المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۵ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۳ بیدارى امت در اثبات رجعت، ص ۱۰ معجم القبور، ج ۱، ص ۹.

[14]. معجم القبور، ج ۱، ص ۹ ایقاظ الامه صفحه جیم. احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۴ المسلسلات، ج ۲، ص۱۶۴.

[15]. معجم القبور، ج ۱، ص ۹.

[16]. مترجم خود مؤلف است که آن را به فارسى برگردانده است.

[17]. عربى.

[18]. فارسى.

[19]. چاپ مطبعة النجاح، بغداد، ۱۳۶۶ هـ .ق.

[20]. بیدارى امت رد اثبات رجعت، انتشارات کتابفروشى حاج محمدعلى علمى.

[21]. المسلسلات، ج ۲، ص ۱۶۶ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۸ ریحانة الادب، ج ۲، ص ۱۹۱ ایقاظ الامه، ص ط معجم القبور، ج ۱، ص ۲۷ الذریعه، ج ۱، ص ۲۸۹ و ج ۲، ص ۴۳۹ مصفى المقال، ص ۴۷۰ و معجم رجال الفکر، ص ۳۷.

[22]. بیدارى امت، ص ۹.

منبع

سید محمدمهدى موسوى اصفهانى، على کرجى، سایت فرهیختگان تمدن شیعی.