حدود الله

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

حدود در لغت[ویرایش]

حدود جمع حد به معانی کناره و مرز، تیزی شمشیر و مانند آن و سختی است که در اینجا منظور همان کناره و مرز است.

واژه حدود در قرآن[ویرایش]

این واژه در چند مورد در قرآن به هنگام بیان احکام شرعی تکرار شده است: بقره/187، بقره/229، نساء/13، مجادله/4،طلاق/1

در آیه 187 سوره بقره آمده است.

«تلک حدود الله فلا تقربوها»[۱]

احکام خدا مرزهائی است برای اعمال مردم که خداوند مقرر داشته است (که از آن تجاوز نکنند) پس به آن نزدیک نشوید.

جایگاه حدود در حیات بشری[ویرایش]

انسان طبیعی حد اعمال خویش را توانائی خود قرار می دهد هر کار بتواند می کند و هر چه نتواند نمی کند البته خداوند به انسان قدرت داد برای عمل و اصل آن است که هر مقدور جائز باشد، مگر قدرت یکی مانع قدرت دیگری شود و حقی از دیگران ضایع گذارد .

جباران قدرت دارند به اموال و اعراض دیگران تجاوز کنند و آنها را به قهر، به استخدام خود در آورند. خداوند حدی برای قدرت جباران مقرر داشته و مرزی بر افعالشان نهاده آنان را از تجاوز باز داشته است.

دزدی و قتل و خیانت و زنا و حیله و غیبت و دروغ و هر چه را به حق دیگران زیان وارد می آورد حرام کرد. اینها حدود خداست.

از سوی دیگر به انسان شهوت و غضب داد. عقل نیز داد تا برای سعادت آخرت و لذات دائمی روحانی آماده گردد. افراط در شهوت ستم در حق عقل است. آن را نیز منع کرد و آن را از حدود الهی شمرد. باری اصل در انسان آزادی و اختیار است. یعنی هر چه می تواند به جا آورد مگر آنگه آزادی او به آزادی دیگران ضربه وارد سازد .

پیش از آنکه پیغمبران مردم را به راه حق هدایت کنند جباران خود را محدود نمی دانستند اما پس از رواج دین آسمانی و کتب الهی قدرت جباران محدود گشت و علت مخالفت جباران با دین خدا همین است که نمی خواهند قدرت خود را محدود بینند در دولت اسلام با اینکه پایه حکومت خلفا بر دین بود و اگر مخالفت با دین می کردند پایه حکومت خویش را متزلزل می ساختند باز از اهل تقوی و دین و آمرین به معروف دلخوش نبودند.چرا که می خواستند از حدود الهی تجاوز کنند و حال آنکه خداوند آنان را از تجاوز از حدود الهی منع می کرد .


پانویس[ویرایش]

  1. سوره بقره/آیه 187


منبع[ویرایش]

نثر طوبی، علامه شعرانی، ذیل واژه حد