جدل

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

به معنی دشمنی کردن[۱] و منازعه[۲] است. علامه طباطبائی در مورد معنای آن می گوید: الجدل الكلام على سبيل المنازعة والمشاجره[۳]؛ جدل سخن گفتن به روش منازعه و مشاجره است. جدال و مجادله نیز به همین معناست.

جدل در اصطلاح منطق[ویرایش]

در زبان اهل منطق در زبان اهل منطق دلیلی را که یقین آور باشد، برهان گویند و هرگاه دلیل در مقابل خصمی باشد و مراد ساکت کردن او، آن را جدل خوانند نه برهان. چون شاید به دلیلی ساکت شود که گوینده آن را صحیح نداند مانند احتجاج بر یهودی به تورات.[۴]

جدل در قرآن[ویرایش]

جدالهای اهل باطل[ویرایش]

  • «وَلَقَدْ صَرَّفْنا في‌ هذَاالْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْ‌ءٍ جَدَلاً»؛ (سوره کهف/ آیه58) و ما در اين قرآن هر گونه مثال و بيان براى (هدايت) خلق آورديم وليكن آدمى بيشتر از هر چيز (با سخن حق) به جدال و خصومت برخيزد.[۵]
  • «جادلوا بالباطل لیدحضوا به الحق»؛ (سوره مؤمن/ آیه5) به سخن باطل مجادله کردند تا حق را زایل کنند، کار کفار است با پیغمبران که خواستند به سخن باطل خویش گفتار پیغمبران را براندازند.

«و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم ولا هدی ولا کتاب منیر»؛ از آیات مکرره است که در قرآن بیش از یک بار آمده (سوره حج/آیه8 و در سوره لقمان/آیه20) و مانند آن بسیار است نه برخلاف فصاحت است و نه برخلاف مصلحت چون گوینده کلامی را مناسب مقامی بیند آن کلام را در آن مقام آورد و چون دیگر مناسب یافت باز در آنجا تکرار می کند در کتاب شاهنامه نیز مانند این دیده ایم.

باری منکران خدا و قیامت بر دعوی خویش حجت ندارند و همه باصالة عدم تمسک می کنند و حجت آن است که از آن یقین حاصل آید و از نیافتن چیزی یقین به نبودن آن حاصل نمی شود چنانکه گفته اند: عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود.

باری مجادل باید در مقام مقتضی علم بعلم سخن گوید یعنی دلیل عقلی آورد مثلاً در توحید و نبوت و در مقام دیگر به کتاب و نقل تمسک جوید.

مثلاً در این که ملائکه دختران خدایند و بتان شفاعت می کنند اگر کسی مدعی آن باشد باید کتابی آورد که خدای تعالی به پیغمبران خود خبر داد ملائکه چیستند و چگونه اند. علم در آیه کریمه اشاره بدلیل عقلی است و کتاب منیر به دلیل نقلی در جای مناسب. و با این حال باید روشن بین و خردمند باشد و در هر مقام بدانچه مناسب است راه برد و هدی اشاره به آن است یعنی علم تنها کافی نیست.[۶]

جدال احسن[ویرایش]

  • «ولاتجادلوا أهل الکتاب الا بالتی هی أحسن»؛ (سوره عنکبوت/ آیه46) با اهل کتاب مجادله نکنید، مگر به روشی که بهتر باشد.

مجادله در دین حرام نیست یعنی دلیل آوردن بر مخالف و رد دلیل مخالف کردن و بر آنان حجت آوردن و مجاب کردن بلکه واجب است پس تمرین و آمادگی برای مجادله نیز حرام نیست به این که علم کلام بخوانند و طریق مجادله را بیاموزند و مذاهب مخالفان را یاد گیرند تا بر آنها حجت آورند و به سخن کم همتان عنایت نباید کرد که مطلقاً علم کلام را حرام شمردند و حجت آوردن را مخالف شرع و طریقه سلف دانستند، خداوند و پیغمبران او خود حجت آوردند و ما را بدان ترغیب کردند.

اما باید طریقه که خداوند احسن نامیده است، بکار برد و تشخیص حسن را به اختیار و عقل خود ما واگذاشت و چون عقل و تجربه را بکار بندیم جدال نیکو را تشخیص می دهیم از جمله آنکه مجادل خود کندذهن و کودن نباشد چون همه مردم در یک رتبه نیستند «کل میسر لما خلق له» گروهی نیروی حافظه قوی دارند و فکر دقیق ندارند آنان برای مجادله آفریده نشده اند گروهی باریک اندیشه و خردمندند و جهات کلام را نیک می یابند و لازم و ملزوم هر چیز را ادراک می کنند آنها باید خویش را آماده مجادله سازند تا از ترکیب حجت بوجهی که خصم را قانع کند فرو نمانند.

دیگر آنکه برای سخن باطل تعصب نورزند و به باطل حق را پایمال نکنند بلکه باطل را هم نباید به باطل دیگر از میان برد، متکلم باید انصاف ورزد و سخن حق را از خصم بپذیرد و سخن باطل او را به سخن حق جواب دهد. سیم آنکه فقط اعتماد بدلیل کند و حجت به به هیاهوی و فحش و سخریه و مهلت ندادن و عدو و عید تا طرف را از میدان مخاصمه بدر برد مثل آنکه گوید این دلیل را هر کس نفهمد عناد دارد، یا این حدیث را هر کس رد کند مخالف دین است یا این قول صوفیان است یا گفته ملحدان و غیر ذالک و اگر با اهل کتاب مجادله می کند یا با فرق مسلمین که در مذهب با او مخالفند و خواهد از گفته و کتب خودشان حجت آورد، بکوشد تا نقل درست باشد و نخوانده و ندیده به حکایات دیگران اعتماد نکند.

اگر گوئی روایاتی در مذمت علم کلام آمده است و این که در امور دین به عقل توسل نباید، جست گوئیم اگر کسی معاند باشد در هر مطلبی می تواند روایتی مجمل و متشابه آورد و هر علمی را به وجهی باطل کند چون در هر گروهی بدکار هست و مذمتی درباره آنان آمده است. بهترین علوم علم قرآن است روایات بسیار در مذهب قاریان توان آورد اما البته خاص قاریان ریاکار است و آنها که دین را برای دنیا خواهند، در مذمت اجتهاد روایات بسیار است البته مقصود اجتهاد از رأی و قیاس است نه از کتاب و سنت. نهی از متابعت عقول نیز بسیار است اما مقصود استحسان و اوهام و سلیقه و هوس است نه عقل که در قرآن این همه مدح شده علم کلام نیز اگر برای تعصب و ابطال حق باشد مذموم است وگرنه آیات قرآن چنانکه بینی مجادله در دین را روا شمرده است بلکه واجب کرده است همین سخن را درباره علم نجوم و سایر علوم عقلی نیز گوئیم، اما البته اشخاص کودن و ضعیف نباید در علوم عقلی دخالت نمایند.

  • «ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن»؛ (سوره نحل/آیه125) دعوت کن سوی راه پروردگار خویش به حکمت و پند نیکو و مجادله کن با آنها به نیکوترین طریقه.

این آیه از معجزات علمی قرآن است چون تا کسی مؤید من عندالله نباشد اقسام ادله منطق را که می توان در راه حق بکار برد بدین روشنی نمی تواند ادا کند. اهل منطق گویند اقسام حجت پنج است برهان مرکب از مقدمات یقینی. خطابه پند و اندرز از قضایای ظنی، مجادله از مسلمات خصم و مشهورات.

مغالطه و شعر چون در دعوت به راه حق مغالطه نباید کرد و شعر که خیال است نباید آورد راه منحصر است به همان که خداوند فرمود: حکمت که برهان است و موعظه که خطابه است و مجادله که منطقیان هم جدل گویند و آن دو قسم دیگر مناسب دعوت دین نیست.[۷]

جدال به معنی دفاع کردن[ویرایش]

مجادله به معنى دفاع نیز در قرآن كريم بكار رفته است:

  • «وَلا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ...»؛ (سوره نساء/آیه107) از كساني كه به خود خيانت مي كنند، دفاع مكن.
  • «فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ...»؛ (سوره نساء/آیه 109) از آنها در پيش خدا روز قيامت كدام كس دفاع ميكند.[۸]

پانویس[ویرایش]

  1. نثر طوبی، علامه شعرانی، انتشارات اسلامیه، علامه شعرانی، ج1، ص126.
  2. قاموس قرآن، ج‌2، ص22.
  3. الميزان في تفسير القرآن، ج‌13، ص332.
  4. نثر طوبی، علامه شعرانی، انتشارات اسلامیه، ج1، ص76.
  5. ترجمه الهی قمشه ای.
  6. نثر طوبی، علامه شعرانی، ج1، ص127.
  7. نثر طوبی، علامه شعرانی، ج1، ص127.
  8. قاموس قرآن، ج‌2، ص22.